بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Tuesday 30 November 2021   #271
کنجکاو1
عضو ثابت
 
نشان کنجکاو1
 
تاريخ ثبت نام: Jun 2012
پاسخ‌ها: 1,707
ج: نکات قرآنی

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
اولا مغالطه شما این است که این را به من نسبت میدهید، و حال آنکه این دو وجه ۱۵ قرن است بین مفسرین مطرح بوده است، ربطی به من ندارد.

ثانیا حرف شما در صورتی درست بود که «ربنا» بعد از آن نیامده باشد، یعنی شما بعد آیه را نادیده گرفتید! «میگویند به آن ایمان اوردیم تمامش از نزد پروردگارمان است»، پس میفهمیم که گوینده، راسخون هستند، نه خداوند که ربّ و پروردگار ندارد.
پس شما هم این موضو ع رو می دونی اما حرفی ازآن نمی زنی وکتمانش می کنی ؟
کنجکاو1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 30 November 2021   #272
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 2,262
ج: نکات قرآنی

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
پس شما هم این موضو ع رو می دونی اما حرفی ازآن نمی زنی وکتمانش می کنی ؟
کدام موضوع؟
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 30 November 2021   #273
کنجکاو1
عضو ثابت
 
نشان کنجکاو1
 
تاريخ ثبت نام: Jun 2012
پاسخ‌ها: 1,707
ج: نکات قرآنی

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
کدام موضوع؟
همینکه 15 قرن است بین مفسرین مطرح بوده است
نقل قول:
مغالطه شما این است که این را به من نسبت میدهید، و حال آنکه این دو وجه ۱۵ قرن است بین مفسرین مطرح بوده است، ربطی به من ندارد.
کنجکاو1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 30 November 2021   #274
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 2,262
ج: نکات قرآنی

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
همینکه 15 قرن است بین مفسرین مطرح بوده است
شما میگویید کتمانش کردم، من که این را کتمان نکردم، بارها در این سایت توضیح دادم.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 3 December 2021   #275
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,542
ج: نکات قرآنی

26. قرآن و سایر کتب آسمانی تغییر و تحولات وسیعی در سرنوشت بشر ایجاد کرده اند. اما بشر متوجه نیست و فکر میکند که خودش تغییرات ایجاد کرده است! اگر وحی و کتب آسمانی نبودند، اکنون بشر نه تنها هیچگونه پیشرفت علمی نکرده بود، بلکه از نظر اخلاقی هم در حد صفر بود. وقتی قرآن را میخوانید و آیات مربوط به برده داری و کنیز و ایتام را مطالعه میکنید، متوجه خواهیم شد که زمانهای قدیم واقعا مردم در زندگی روزمره با این مشکلات رو در رو بوده اند. اما تعلمیات قرآن، آن مشکلات را تا حد زیادی حل کرد. اما اکنون بشر از قرآن ایراد میگیرد که چرا آیات مربوط به برده داری در آن هست! اگر نبود که هنوز بشر خاورمیانه با برده داری سنتی درگیر بود. هر چند اگر برده داری به سبک نوین را تعریف کنیم؛ شاید خود آنان که از قرآن ایراد میگیرند، خودشان اکنون جزو قربانیهای برده داری باشند. ازدواج اجباری، کار اجباری، فرهنگ و سنتهای غلط اجباری در ازدواج و امور دیگر ، بکارگیری افراد در تحقق اهداف سیاسی و جنگهای تسلط طلبانه؛ همگی جزو برده داری مدرن با وزن سبک تر هستند. در قرآن بارها مردم به آزادی بردگان تشویق شده اند. خدا موکدا به مردم توصیه میکند که سایر مردم ضعیف تر و ایتام باید زندگی آزاد و محیط محترمانه ای برای زندگی داشته باشند. اما گروههای مشرک همچون داعش و امثالهم در قرن 21 دوباره به زنده کردن برده داری و کنیزداری اقدام میکنند و این نشان از تسلط شیطان بر این گروهها دارد. خدا برده داری را در قرآن ذکر کرده است که از ریشه کنده شود؛ نه این که دوباره زنده شود. به همین خاطر گروههای داعش و امثالهم دوباره به عصر جاهلیت بر گشته اند. اینکه دولتها و بانکها شرایط را طوری به نفع خود می چینند که کارفرما مجبور شود تا از کارگرانش بیگاری بکشد؛ این خودش نوعی برده داری مدرن است که از طرف سیاستمداران برای کنترل جامعه شکل گرفته است و از بالا به پایین به جامعه تزریق میشود. بالاتر دانستن بعضی نژادها و حزبها از سایر مردم خودش مبدا نوعی برده داری مدرن است که همیشه بوده است.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 3 December 2021   #276
علوی
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
 
نشان علوی
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2013
مكان: در زمین خدا زیر سایه پیامبر(ص) و علی(ع)
پاسخ‌ها: 2,723
ج: نکات قرآنی

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
پس شما هم این موضو ع رو می دونی اما حرفی ازآن نمی زنی وکتمانش می کنی ؟
سلام علیکم
کنجکاو اثبات کردی که جز راسخون در علم هستی ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
__________________
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیرْاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِیتَاءَ الزَّکَوةِ وَ کاَنُواْ لَنَا عَابِدِینَ
صدق الله العلی العظیم
یا فاطمه الزهرا
علوی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 4 December 2021   #277
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,542
ج: نکات قرآنی

27. خدای مهربان برای هیچ مردی دو قلب قرار نداده است. این مطلب در آیه زیر بیان شده است.

مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ ﴿۴﴾
خدا براى هيچ مردى در درونش دو مرکز احساسات ننهاده است و آن همسرانتان را كه مورد ظهار قرار مى‏ دهيد مادران شما نگردانيده و پسرخواندگانتان را پسران [واقعى] شما قرار نداده است اين گفتار شما به زبان شماست و[لى] خدا حقيقت را مى‏ گويد و او[ست كه] به راه راست هدايت مى ‏كند (۴)

این آیه نکات جالبی در بر دارد؛ آیه در مورد زنان صحبت نمی کند و در مورد مردان صحبت میکند. این نشان میدهد که زنان ممکن است که دو قلب داشته باشند. البته باید توجه کنیم که قلب در قرآن به معنای مرکز احساسات و مرکز دگرگونی است و در این آیه به معنای قلب فیزیکی که خون را به بدن پمپاژ میکند، نیست. در این آیه نکات جالبی نهفته است. این آیه به ما نشان میدهد که چرا شهادت دو زن ، یک شهادت بحساب می آید. البته این یک نقطه ضعف برای زن نیست؛ بلکه یک تفاوت بین زن و مرد است. بطور مثال اگر یک زن بین چندین فرد باشد و آن افراد در مورد یک موضوع خاص مثلا تجاری و یا یک موضوع روز صحبت کنند؛ آن زن در بین آنان در بیشتر موارد پنجاه درصد توجه اش را به موضوع اختصاص میدهد؛ زیرا از نظر او ضرورتی برای این همه توجه نیست. بنابراین در یک موضوع و یا حادثه پیش آمده، نمی توانند دقیق شهادت دهند و بنابراین خدا شهادت دو زن را مقیاس قرار داده است تا که به کسی ظلم نشود. این که به کسی ظلم نشود، از نظر خدا اهمیتش بیشتر از مسائل دیگر است. زنان در مسائل اجتماعی تمام توجه و احساسات خود را به موضوعات مورد علاقه خویش منعطف میکنند و نسبت به مسائل دیگر توجه کامل و کافی نمی کنند. به همین خاطر مرکز احساسات و دگرگونی زنان ممکن است که دو سویه باشد. برای مثال، بخاطر نگهداری از اولاد خویش، ممکن است که شرایط نامناسبی را پیش شوهر تحمل کنند و حتی بطور نصفه نیمه هم احساسات خود را به آن متمایل کنند. بخاطر احساسات دو سویه ، خدا میفرماید که صفات رذیله مسخره کردن و عیبگذاری بر دیگران ، بیشتر در کمین زنان است؛ به همین خاطر در آیه زیر این خطر بزرگ را بطور ویژه برای زنان بیان فرموده است.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۱۱﴾
اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند شايد آنها از اينها بهتر باشند و نبايد زنانى زنان [ديگر] را [ريشخند كنند ] شايد آنها از اينها بهتر باشند و از يكديگر عيب مگيريد و به همديگر لقبهاى زشت مدهيد چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند (۱۱)

این مطالب از نظر علم روانشناسی هم اثبات شده هستند و ما نمی توانیم بخاطر شعارهای فمینیستی؛ تفاوتهای بین زن و مرد و واقعیتهای اینچنینی را انکار کنیم. بنابراین قبول شهادت دو زن به عنوان یک شهادت؛ بخاطر عدم ظلم و اجحاف و اطمینان در جامعه ست. بنابراین این موضوع یک عیب برای زنان بحساب نمی آید و بلکه خدا اینطوری آنان را خلق فرموده است. همین تفاوت احساسات باعث میشود که یک زن و یک مرد زیر یک سقف سالها بتوانند باهم زندگی کنند؛ فارغ از تفاوت عقاید و احساسات.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 9 December 2021   #278
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,542
ج: نکات قرآنی

28. برخی مراسمها در میان ما و تصمیمهای زندگی برگرفته از جهل ما انسانهاست. زنده به گور کردن دختران در جاهلیت نمونه بارز این مورد است. تعصب و افراط و تفریط نسبت به وقایع پیش آمده در زندگی برای ما، میتواند ما را به دوران جاهلیت ببرد. شاید زیاد شنیده باشید که پدری دخترش را بخاطر تعصبهای قبیله ای در مورد ازدواج بدون اجازه میکشد. جالب است که اینگونه وقایع مورد تایید طایفه و قوم و فامیل هم قرار میگیرد. یعنی حداقل نود درصد این وقایع، مورد تایید مردم طایفه قرار گرفته است. مثلا بعد از اینکه مردم میشنوند که فلان پدر دخترش را بخاطر ازدواج بدون اجازه کشته است؛ خیلی از مردم میگویند دستش درد نکند! به این طریق این رسم جاهلیت مورد تایید عامه مردم قرار میگیرد. بهتر است به تاریخ زنده به گور کردن دختران در جاهلیت نگاهی بیندازیم. بنی تمیم مالیات وضع شده را به پادشاه حیره نمی پرداخت، جنگ اتفاق افتاد و در نتیجه جنگ، تعدادی از فرزندان این قبیله در جنگ به دست پادشاه حیره اسیر شدند؛ اما بعد از مدتی صلح برقرار شد. بنی تمیم برای بازپس گیری فرزندان خویش رفتند؛ اما بعضی دخترها از رفتن پیش والدین و قبیله خویش امتناع کردند و ماندن در قصر پادشاه حیره را ترجیح دادند؛ بعد از این واقعه ، تعصب قبیله بنی تمیم جریحه دار شد و آنها نذر کردند که از این به بعد دختران خویش را در همان زمان تولد زنده به گور کنند. زنده به گور کردن دختران در میان آنان رواج یافت و شیطان این کارشان را در نظرشان کار حق و زیبا جلوه داد.
کشتن دختران و یا فرزندان بخاطر نداری و یا ترس از بی آبرویی مثل چنین تعصبی است و این تعصبات از جهل و ترس از بی آبرویی! نشات میگیرد. اعراب جاهلیت فکر میکردند که زندگی و مرگ فرزندانشان دست آنهاست. زیرا آنها نسبت به موقعیت و امور خویش دچار جهل و نادانی بودند. والدین صاحب جان فرزندان خویش نیستند و نمیتوانند هر لحظه که به تعصب آنها برخورد، جان آنان را بگیرند. این یعنی آدمی باید پا را از گلیم خویش درازتر نکند. خدا محدوده و گلیمی برای آدمی در نظر گرفته است. از این گلیم پا را فراتر بگذاری دچار تعصب جاهلیت میشوی.

إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ﴿۲۶﴾
آنگاه كه كافران در دلهاى خود تعصب [آن هم] تعصب جاهليت ورزيدند پس خدا آرامش خود را بر فرستاده خويش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آرمان تقوا را ملازم آنان ساخت و [در واقع] آنان به [رعايت] آن [آرمان] سزاوارتر و شايسته [اتصاف به] آن بودند و خدا همواره بر هر چيزى داناست (۲۶)

الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئًا إِلَّا أَنْ يَخَافَا أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۲۲۹﴾
طلاق [رجعى] دو بار است پس از آن يا [بايد زن را] بخوبى نگاه داشتن يا بشايستگى آزاد كردن و براى شما روا نيست كه از آنچه به آنان داده‏ ايد چيزى بازستانيد مگر آنكه [طرفين] در به پا داشتن حدود خدا بيمناك باشند پس اگر بيم داريد كه آن دو حدود خدا را برپاى نمى دارند در آنچه كه [زن براى آزاد كردن خود] فديه دهد گناهى بر ايشان نيست اينست ‏حدود احكام الهى پس از آن تجاوز مكنيد و كسانى كه از حدود احكام الهى تجاوز كنند آنان همان ستمكارانند (۲۲۹)

همین تعصب جاهلیت گاهی باعث میشود که فرد با دلائل بسیار متقن هم واقعیت را نپذیرد. تعصبات جاهلیت مثل پرده ای روی قلب آدمی می نشیند و در نتیجه افراد حدود خدا را رعایت نمی کنند و حدود خود ساخته خویش را رعایت میکنند. جایگزینی حدود و قوانین خود ساخته بجای حدود و مرزهای تعیین شده توسط خدا؛ همان جاهلیت است.

آخرين ويرايش asad39 ، Thursday 9 December 2021 در 11:51PM.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 10 December 2021   #279
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,542
ج: نکات قرآنی

29. در قسمت قبلی در مورد تعصبات جاهلیت صحبت شد؛ تعصباتی که از حدود تعیین شده توسط خدا تجاوز کند، تعصب جاهلیت نامیده میشود مثل زنده به گور کردن دخترکان. شاید بعضی ها فکر کنند که تعصبات جاهلیت مربوط به قبایل گذشته است و در این عصر کم یافت میشود. اما این تفکر اشتباه است. هر تفکری که از مرز مشخصی رد شد، خودبخود به یک عنصر جاهلی تبدیل میشود. خدا برای دختری که بدون اجازه والدینش ازدواج کند، مجازات در نظر نگرفته است، اما اگر کسی برای اینکار دختر را مجازات کرد؛ از حدود خدا تجاوز کرده است و کسانی که از حدود و مرزهای تعیین شده خدا تجاوز کنند، جایگاه همیشگی آنان جهنم خواهد بود. در اوائل سوره نساء تا آیات 14 ام در مورد حق و حقوق و ارث زنان و یتیمان صحبت می فرماید، اما در نهایت میفرماید:

تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۱۳﴾
اينها احكام الهى است و هر كس از خدا و پيامبر او اطاعت كند وى را به باغهايى درآورد كه از زير [درختان] آن نهرها روان است در آن جاودانه‏ اند و اين همان كاميابى بزرگ است (۱۳)

وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ ﴿۱۴﴾
و هر كس از خدا و پيامبر او نافرمانى كند و از حدود مقرر او تجاوز نمايد وى را در آتشى درآورد كه همواره در آن خواهد بود و براى او عذابى خفت ‏آور است (۱۴)


معمولا رگ غیرت و تعصب مردم نسبت به زیردستان خود مثل زنان و کودکان بیرون میزند و در آن لحظه از حدود تعیین شده توسط خدا فراتر میروند. یعنی موردیکه خدا از آن گذشته است و چشم پوشی میکند ولی مردم نمی بخشند. به قول معروف پادشاه می بخشد ولی خدمتکار نمی بخشد. خدا خالق آسمانها و زمین رحم میکند و چشم پوشی میکند ولی بنده گرفتار در کره زمین نمی بخشد. این است که چنین افرادی در جهان آخرت گرفتار حدود و مرزهای جهنم خواهند شد و به طور جاویدان در جهنم خواهند بود. به گفته قرآن، زناکار با وجود چهارشاهد، صد ضربه شلاق نمادین دارد؛ اما شیطان بوسیله احادیث سنگسار را اختراع کرد. این یعنی تعدی به حدود خدا. سنگسار در میان یهودیان رواج داشت و از آنجا به میان مسلمانان سرایت کرد. البته مفهوم رجم (سنگسار) در زبان عبری یعنی دورکردن و تبعید یک فرد بوسیله سنگ از یک مکان. میان یهودیان رسم بود که کسی که در ملا عام زنا میکرد، را از محل زندگی خویش برای همیشه میراندند و جهت اینکار او را همراه با سنگ انداختن بیرون میکردند. یعنی سنگسار حتی در میان یهود به معنای کشتن فرد زانی نبود؛ بلکه به معنای تبعید کردن زناکار برای همیشه از آنجا بود. نتیجه میگیریم که احکام شیطانیی که میان مسلمانان رواج پیدا کرد؛ بعدا در حدیث نوشته شد و به این طریق حدود خدا در قرآن به حاشیه کشیده شد. کسانی که حدود خدا را زیر پا بگذارند و کاسه از آش داغتر شوند؛ جایگاهشان همیشه در آتش خواهد بود.

آخرين ويرايش asad39 ، Friday 10 December 2021 در 08:51PM.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 14 December 2021   #280
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,542
ج: نکات قرآنی

30. وقتی از دقت متن قرآن صحبت میکنیم، اشتباه در استفاده طرز کلمات آن راه ندارد. باید توجه کرد که تا روز قیامت ، قرآن برای بشریت نکات جدید دارد. هرکدام از این نکات میتواند مایه هدایت افراد شود. مثلا در فیلمهایی که بشر در مورد پیامبر یوسف و موسی ساخته است؛ اکثر این فیلمها پادشاهان زمان این دو پیامبر را در مصر، فرعون نامیده اند. در حالیکه در قرآن پادشاه زمان پیامبر یوسف، ملک نامیده شده است و پادشاه زمان پیامبر موسی ، فرعون نامیده شده است. دانشمندان مصر شناسی به اتفاق ثابت کرده اند که لقب فرعون برای پادشاهان مصر، سالها بعد از پیامبر یوسف مورد استفاده قرار گرفت. پیامبر موسی بعد از پیامبر یوسف است. قرآن آنقدر دقیق است که حتی در حد استفاده از کلمه فرعون یا ملک برای پادشاهان مصر دقیق است.

پادشاه مصر در زمان پیامبر یوسف ملک نامیده شده است:

قَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ ﴿۴۳﴾
و پادشاه [مصر] گفت من [در خواب] ديدم هفت گاو فربه است كه هفت [گاو] لاغر آنها را مى ‏خورند و هفت‏ خوشه سبز و [هفت‏ خوشه] خشگيده ديگر اى سران قوم اگر خواب تعبير مى ‏كنيد در باره خواب من به من نظر دهيد (۴۳)

اما در زمان پیامبر موسی، کلمه فرعون بکار برده شده است:

اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ﴿۲۴﴾
به سوى فرعون برو كه او به سركشى برخاسته است (۲۴)


فرعون در زبان مصری، یعنی صاحب بیت بزرگ. صاحب خانه بزرگ.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 17 December 2021   #281
علوی
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
 
نشان علوی
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2013
مكان: در زمین خدا زیر سایه پیامبر(ص) و علی(ع)
پاسخ‌ها: 2,723
ج: نکات قرآنی

نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
30. وقتی از دقت متن قرآن صحبت میکنیم، اشتباه در استفاده طرز کلمات آن راه ندارد. باید توجه کرد که تا روز قیامت ، قرآن برای بشریت نکات جدید دارد. هرکدام از این نکات میتواند مایه هدایت افراد شود. مثلا در فیلمهایی که بشر در مورد پیامبر یوسف و موسی ساخته است؛ اکثر این فیلمها پادشاهان زمان این دو پیامبر را در مصر، فرعون نامیده اند. در حالیکه در قرآن پادشاه زمان پیامبر یوسف، ملک نامیده شده است و پادشاه زمان پیامبر موسی ، فرعون نامیده شده است. دانشمندان مصر شناسی به اتفاق ثابت کرده اند که لقب فرعون برای پادشاهان مصر، سالها بعد از پیامبر یوسف مورد استفاده قرار گرفت. پیامبر موسی بعد از پیامبر یوسف است. قرآن آنقدر دقیق است که حتی در حد استفاده از کلمه فرعون یا ملک برای پادشاهان مصر دقیق است.

پادشاه مصر در زمان پیامبر یوسف ملک نامیده شده است:

قَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ ﴿۴۳﴾
و پادشاه [مصر] گفت من [در خواب] ديدم هفت گاو فربه است كه هفت [گاو] لاغر آنها را مى ‏خورند و هفت‏ خوشه سبز و [هفت‏ خوشه] خشگيده ديگر اى سران قوم اگر خواب تعبير مى ‏كنيد در باره خواب من به من نظر دهيد (۴۳)

اما در زمان پیامبر موسی، کلمه فرعون بکار برده شده است:

اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ﴿۲۴﴾
به سوى فرعون برو كه او به سركشى برخاسته است (۲۴)


فرعون در زبان مصری، یعنی صاحب بیت بزرگ. صاحب خانه بزرگ.
سلام علیکم
دوست عزیز و سرور گرامی لطفا شمایی که تاویل قرآن نمی دانی در مورد قرآن نظر نده و تفسیر به رای نکن .
__________________
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیرْاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِیتَاءَ الزَّکَوةِ وَ کاَنُواْ لَنَا عَابِدِینَ
صدق الله العلی العظیم
یا فاطمه الزهرا
علوی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 17 December 2021   #282
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,542
ج: نکات قرآنی

نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته
سلام علیکم
دوست عزیز و سرور گرامی لطفا شمایی که تاویل قرآن نمی دانی در مورد قرآن نظر نده و تفسیر به رای نکن .
آیا قرآن برای عامه مردم قابل فهم نیست؟ و آیا فهم آن به عده خاصی محدود شده است؟ در قرآن در آیاتی متعددی، مردم به تفکر و تعمق و تدبر در آیات خدا دعوت شده اند. قطعا خدا دستور بیهوده نمیدهد. حتما قرآن کلام خدا قابل فهم است که خدا اینچنین دستور میدهد. قرآن حتی توسط مشرکین صدر اسلام هم قابل فهم بود. یعنی آنها که یکتاپرست هم نبودند؛ کلام خدا را می فهمیدند و میدانستند که خدا چه میگوید. حتی خدا مشرکین را در آیه زیر دعوت میکند که در آیات قرآن تدبر و تفکر کنند و خواهند فهمید که اگر اختلافی در این کلام باشد؛ از طرف خدا نیست. افَلا یتَدَبَّروُنَ القُرآنَ وَلَوکانَ مِنْ عِندِ غَیرِ اللّه لَوَجَدُوا فیه اختِلافا کثیرا.

یعنی مردم قرآن را بخوانند و در آن تدبر کنند و آنگاه خواهند فهمید که قرآن از طرف غیر خدا نیست. آنوقت چطوری میتوان گفت که ما مردم عامه توانایی فهم قرآن را نداریم.
بین تدبر و تفکر و تعقل در قرآن با تفسیر به رای تفاوت زیادی وجود دارد. اینکه عامه مردم میتوانند کلام خدا را بفهمند و روی آن تدبر کنند. اما تفسیر به رای یعنی اینکه فرد از قبل ایده دیگری دارد و عمدا کلام خدا را طوری تفسیر میکند که ایده از قبل انتخاب شده اش را تایید کند. برای این فرد اگر ده آیه دیگر هم در رد عقیده اش بیاوری، قبول ندارد. به این میگویند تفسیر به رای.

اینکه مردم قرآن بخوانند و آن را بفهمند؛ را به تفسیر به رای تعبیر کنیم؛ دقیقا همان مهجور گذاشتن قرآن است.
خدای مهربان در جنبه تحدی، مخالفان را به نوشتن متنی مثل قرآن دعوت کرده است. اگر قرآن کتابی قابل فهم برای مخالفان نباشد و فقط توسط پیامبر و امامان قابل فهم باشد؛ چطوری میتوان به چنین تحدیی فراخواند؟
اصلا هدف از نزول قرآن ؛كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْكَ مُبَارَكٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ؛ تدبر و تعقل در آیاتش است. اگر قرآن بطور مستقیم برای مردم قابل فهم نباشد؛ دیگر دعوت به تدبر روی آیات قرآن بی معناست و باید به تدبر در سخنان کسانی که قرآن را میفهمند؛ دعوت میشد.

آخرين ويرايش asad39 ، Friday 17 December 2021 در 02:31PM.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 17 December 2021   #283
علوی
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
 
نشان علوی
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2013
مكان: در زمین خدا زیر سایه پیامبر(ص) و علی(ع)
پاسخ‌ها: 2,723
ج: نکات قرآنی

نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
آیا قرآن برای عامه مردم قابل فهم نیست؟ و آیا فهم آن به عده خاصی محدود شده است؟ در قرآن در آیاتی متعددی، مردم به تفکر و تعمق و تدبر در آیات خدا دعوت شده اند. قطعا خدا دستور بیهوده نمیدهد. حتما قرآن کلام خدا قابل فهم است که خدا اینچنین دستور میدهد. قرآن حتی توسط مشرکین صدر اسلام هم قابل فهم بود. یعنی آنها که یکتاپرست هم نبودند؛ کلام خدا را می فهمیدند و میدانستند که خدا چه میگوید. حتی خدا مشرکین را در آیه زیر دعوت میکند که در آیات قرآن تدبر و تفکر کنند و خواهند فهمید که اگر اختلافی در این کلام باشد؛ از طرف خدا نیست. افَلا یتَدَبَّروُنَ القُرآنَ وَلَوکانَ مِنْ عِندِ غَیرِ اللّه لَوَجَدُوا فیه اختِلافا کثیرا.

یعنی مردم قرآن را بخوانند و در آن تدبر کنند و آنگاه خواهند فهمید که قرآن از طرف غیر خدا نیست. آنوقت چطوری میتوان گفت که ما مردم عامه توانایی فهم قرآن را نداریم.
بین تدبر و تفکر و تعقل در قرآن با تفسیر به رای تفاوت زیادی وجود دارد. اینکه عامه مردم میتوانند کلام خدا را بفهمند و روی آن تدبر کنند. اما تفسیر به رای یعنی اینکه فرد از قبل ایده دیگری دارد و عمدا کلام خدا را طوری تفسیر میکند که ایده از قبل انتخاب شده اش را تایید کند. برای این فرد اگر ده آیه دیگر هم در رد عقیده اش بیاوری، قبول ندارد. به این میگویند تفسیر به رای.

اینکه مردم قرآن بخوانند و آن را بفهمند؛ را به تفسیر به رای تعبیر کنیم؛ دقیقا همان مهجور گذاشتن قرآن است.
خدای مهربان در جنبه تحدی، مخالفان را به نوشتن متنی مثل قرآن دعوت کرده است. اگر قرآن کتابی قابل فهم برای مخالفان نباشد و فقط توسط پیامبر و امامان قابل فهم باشد؛ چطوری میتوان به چنین تحدیی فراخواند؟
اصلا هدف از نزول قرآن ؛كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْكَ مُبَارَكٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ؛ تدبر و تعقل در آیاتش است. اگر قرآن بطور مستقیم برای مردم قابل فهم نباشد؛ دیگر دعوت به تدبر روی آیات قرآن بی معناست و باید به تدبر در سخنان کسانی که قرآن را میفهمند؛ دعوت میشد.
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ
او کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ (و هر گونه پیچیدگی در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف می‌گردد.) و قسمتی از آن، «متشابه» است [= آیاتی که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می‌رود؛ ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار می‌گردد.] اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. (آنها که به دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی) می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند (و این حقیقت را درک نمی‌کنند).
دوست دقت کنید لطفا در اینجا آیه می فرمایند او کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد یعنی خداوند متعال آیات محکم و متشابه را برای همه نازل کرده است و نزول آن همگانی و جهان شمول است و بعد از آن می فرمایند که قسمتی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ (و هر گونه پیچیدگی در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف می‌گردد.) و قسمتی از آن، «متشابه» است [= آیاتی که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می‌رود؛ ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار می‌گردد.] می فرمایند آیات محکم است خب ما در آن شکی نداریم چون هم محکم و هم متشابه را قبول داریم و همه ی آ« را از جانب خداوند متعال می دانیم ولی آیا الم و الر هم محکم هستند یا متشابه اگر محکم هستند دلیل بیاورید و اگر متشابه باز هم دلیل ؟ ؟ ؟او در ادامه یم فرمایند بقیه آیات متشابه هستند که درک آن برای امثال من و شما ممکن نیست چون سطح بالای علمی در حد علم پروردگار دارد چون در ادامه علم راسخون از به اندازه خداوند در تاویل متشابهات و ... است و در ادامه می فرمایند ااما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن می‌طلبند؛ آنهایی که در قلبشان مریضی دارند به دنبال تاویل و تفسیر کردن متشابهات و تفسیر به رای کردن آن هستند نه آن چیزی که شما می فرمایید دوست عزیز دقیقا اینجای آیه دقیقا شما و کنجکاو را مثال میزند که تفسیر به رای های بسیار زیادی از شما دیده ایم و در ادامه آیه می فرمایند در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. وقتی که تو بتوانی فرق محکم و متشابه را از هم تشخیص بدهی و عملا راسخون باشی می فهمی که تاویل متشابه چیست و تفسیر صحیح آن چیست و آیه محکم را هم تشخص می دهی و تاویل آن را هم می دانی ولاغیر . اول تو باید بتوانی تشخص دهی محکم چیست و متشابه بعد بگویی من راسخ هستم نه این حرف بی اساس و پایه شما ! ! ! !
__________________
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیرْاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِیتَاءَ الزَّکَوةِ وَ کاَنُواْ لَنَا عَابِدِینَ
صدق الله العلی العظیم
یا فاطمه الزهرا
علوی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 17 December 2021   #284
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,542
ج: نکات قرآنی

قرآن مخاطبان زیادی رادر بر دارد.مثلا میفرماید:
یا ایها الذین آمنوا،
یا معشر الجن و الانس،
یا ایها الناس،
یا ایها الذین اوتوالکتاب،
یا ایها النبی و ...

این آیات نشان میدهند که خدای قادر متعال در جاهای مختلف گروههای مختلفی را مستقیم مخاطب قرار داده است. خدا مستقیم با این گروهها حرف میزند و آنان را مخاطب کلام خویش قرار میدهد. مگر میشود که خدا گروهی را مخاطب قرار دهد ولی کلامش مستقیم برای آنان قابل فهم نباشد! و عده دیگری بیایند تا کلامش را برای این گروهها تفسیر و توضیح دهند!
کسی که میگوید قرآن برای عامه مردم قابل فهم نیست؛ یا ایده های او در قرآن نیست و یا اینکه مجبور است که ایده های خود در قرآن را با توجیه و تفسیر به رای بیان کند. در نتیجه وقتی عموم مردم رو به قرآن بیاورند، از ایده های توجیهی و تفسیری و ... روی گردان میشوند و بطلان عقاید باطل آشکار میشود. مثلا اگر یک داعشی ، برای یکبار هم شده است، خودش بدون دخالت شیوخ مذهبی ، قرآن را مطالعه کند؛ خواهد فهمید که قرآن کتاب رحمت است و اساس و رکن تمام آیات قرآنی براساس رحمانیت خدا چیده شده است. او خواهد فهمید که دین اجباری نیست. مطالب کتاب قرآن طوری بغل هم چیده شده است که خواننده را با رحمانیت خدا انس میدهد و هیچوقت چنین فردی به خود اجازه نمیدهد که به دیگران زور گوید.
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 17 December 2021   #285
asad39
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2019
پاسخ‌ها: 1,542
ج: نکات قرآنی

نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ
او کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ (و هر گونه پیچیدگی در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف می‌گردد.) و قسمتی از آن، «متشابه» است [= آیاتی که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می‌رود؛ ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار می‌گردد.] اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. (آنها که به دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی) می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند (و این حقیقت را درک نمی‌کنند).
دوست دقت کنید لطفا در اینجا آیه می فرمایند او کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد یعنی خداوند متعال آیات محکم و متشابه را برای همه نازل کرده است و نزول آن همگانی و جهان شمول است و بعد از آن می فرمایند که قسمتی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ (و هر گونه پیچیدگی در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف می‌گردد.) و قسمتی از آن، «متشابه» است [= آیاتی که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می‌رود؛ ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار می‌گردد.] می فرمایند آیات محکم است خب ما در آن شکی نداریم چون هم محکم و هم متشابه را قبول داریم و همه ی آ« را از جانب خداوند متعال می دانیم ولی آیا الم و الر هم محکم هستند یا متشابه اگر محکم هستند دلیل بیاورید و اگر متشابه باز هم دلیل ؟ ؟ ؟او در ادامه یم فرمایند بقیه آیات متشابه هستند که درک آن برای امثال من و شما ممکن نیست چون سطح بالای علمی در حد علم پروردگار دارد چون در ادامه علم راسخون از به اندازه خداوند در تاویل متشابهات و ... است و در ادامه می فرمایند ااما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن می‌طلبند؛ آنهایی که در قلبشان مریضی دارند به دنبال تاویل و تفسیر کردن متشابهات و تفسیر به رای کردن آن هستند نه آن چیزی که شما می فرمایید دوست عزیز دقیقا اینجای آیه دقیقا شما و کنجکاو را مثال میزند که تفسیر به رای های بسیار زیادی از شما دیده ایم و در ادامه آیه می فرمایند در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. وقتی که تو بتوانی فرق محکم و متشابه را از هم تشخیص بدهی و عملا راسخون باشی می فهمی که تاویل متشابه چیست و تفسیر صحیح آن چیست و آیه محکم را هم تشخص می دهی و تاویل آن را هم می دانی ولاغیر . اول تو باید بتوانی تشخص دهی محکم چیست و متشابه بعد بگویی من راسخ هستم نه این حرف بی اساس و پایه شما ! ! ! !
پس با این گفتار شما، ما قرآن را از کی یاد بگیریم. منبع مشخص کنید؟
asad39 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 08:42PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2022, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts