بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Saturday 13 February 2016   #76
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 23,860
ج: یا زهرا

ولست ادری خبر المسمار
سل صدرها خزانة الاسرار
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 31 July 2017   #77
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 23,860
ج: یا زهرا

عن ابن عباس قال قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لعبد الرحمن ابن عوف یا عبدالرحمن انتم اصحابی و علی بن ابیطالب منی و انا من علی فمن قاسه بغیره فقد جفانی و من جفانی آذانی , ومن آذانی فعلیه لعنة ربی یا عبدالرحمن ان الله انزل علی کتابا مبینا وامرنی ان ابین للناس ما نزل الیهم ما خلا علی بن ابی طالب فانه لم یحتج الی بیان لان الله تعالی جعل فصاحته کفصاحتی و درایته کدرایتی و لو کان الحلم رجلا لکان علیا و لو کان العقل رجلا لکان حسنا و لو کان السخاء رجلا لکان حسینا و لو کان الحسن شخصا لکان فاطمه بل هی اعظم ان فاطمة ابنتی خیر اهل الارض عنصرا و شرفا و کرما
نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به عبدالرحمن بن عوف فرمود ای عبدالرحمن شماها اصحاب منید و اما علی بن ابیطالب از من است و من هم از علی هستم پس هر کس مقایسه کند علی را به غیر او پس بتحقیق جفا کرده است به من و هر کس جفا بر من کند پس به تحقیق مرا اذیت و آزار نموده و هر کس مرا آزار دهد و اذیت کند پس بر او باد لعنت پروردگارم. ای عبدالرحمن بدرستی که خداوند نازل کرد برمن کتابی مبین و امر کرد مرا این که بیان کنم و توضیح بدهم برای مردم آنچه را که نازل شده است بسوی ایشان غیر از علی بن ابیطالب پس بخاطر اینکه علی علیه السلام احتیاجی به بیان و توضیح من ندارد به علت اینکه خداوند تبارک و تعالی فصاحت علی را مثل فصاحت من قرارداده و فهم و درایت او را مثل فهم و درایت من قرار داده و اگر تمامی حلم و صبر رجلی و انسانی شود هر آینه اوعلی است و اگر تمامی عقل مجسم شود به شکل انسانی هر آینه او حسن است و اگر تمامی سخاء جلوه یابد به شکل مردی هر آینه او حسین است و اگر تمامی حسن جمع شود و مجسم شود در شخصی هرآینه آن شخص فاطمه است بلکه او اعظم است و بالاتر است از حسن و تمامی حسن بدرستی که فاطمه دختر من بهترین اهل زمین است از لحاظ عنصر وشرف و کرم .
یا علی

فرائد السمطین جلد 2 صفحه 68 حدیث 392 - مقتل خوارزمی جلد 1 صفحه 60
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 9 November 2017   #78
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 23,860
ج: یا زهرا


یا علی ای یگانه مظلو ماسوی
یا حسین
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
امیرالمومنین علیه السلام
فـاطمـۀ زهرا عليهاالسلام برزخ بین نبوّت کبری و ولایت عظمی


متن زیر از سایت آیت الله وحید خراسانی (از مراجع معظم تقلید هستند)نقل شده است


بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین

قدری ناشناخته
پیشامد شهادت صدیقۀ کبری و إنسیۀ حورا فاطمۀ زهرا - صلوات اللّٰه علیها و علی أبیها و بعلها و بنیها- در پیش است.
این مظلومۀ مجهول القدر، هم بر عوام قدرش مجهول است و هم بر خواص. هم بر مردم غیر مسلمان، مجهولة القدر است و هم بر مردم مسلمان. هم برسنّیان مجهولة القدر است و هم بر شیعیان. باید هر سال نام او آن‌ چنان‌که در حدّ ماست، با کمال قصور و تقصیر که در ما هست، زنده شود.
حدیثی مورد اتّفاق عامّه
من امروز فقط فرازی از کلام دو امام از ائمّۀ تفسیر و حدیث از اهل سنت را ذکر می‌کنم. بعد هم با همین دو که قابل‌اند که با آنها گفت‌‌وگو شود، گفت‌وگویی دارم.
فخر رازی در جلد هشتم تفسیر، در صفحۀ ۸۰،( ) در مسألۀ ثانیه، تمام مسأله را به این مطلب اختصاص داده و دو روایت نقل کرده است. امام المفسرین، زمخشری هم در «کشاف»،( ) عین این مطلب را طرح کرده است. قاضی بیضاوی( ) هم با کمال اختصار همین مطلب را طرح کرده است. این از ائمۀ تفسیر. اما از ائمۀ حدیث از مسلم، ترمذی، ابن منذر، حاکم نیشابوری، جلال الدین سیوطی که ائمۀ علوم نقلیه‌اند، عین این مطلب را تعرّض کرده‌اند. ائمۀ تفسیر و حدیث بر آنچه که امروز می‌گویم، اتفاق نظر دارند.
واقعۀ مباهله به نقل از عامّه
خلاصۀ آن این است که وقتی پیغمبرصلی الله علیه وآله در مباهله با نصارای نجران بیرون آمد، «عَلَيْهِ مِرْطٌ أسْوَدُ»؛ عبا و کساء سیاهی بر اندام آن حضرت بود. در آن روز موعود، یعنی بعد از اقامۀ برهان (إِنَّ مَثَلَ عيسى‏ عِنْدَ اللهِ كَمَثَلِ آدَمَ)( )، بعد از آنکه این برهان قاطع علمی را اقامه کرد، نوبت به محاجّه رسید.
مطالب همه پیش شما روشن است، ولی آنچه مهم است، نقل عامه است و آنچه که باید در مقابل این گفته جواب داده شود؛ و آن این است: نوبت به مباهله رسید.
حقیقت مباهله چیست؟ خود این مطلب از زبان رأس اساقفۀ نصاری روشن می‌شود، تمام آنچه که گفته می‌شود، از متقن‌ترین مدارک تفسیری وروایی عامّه است و هیچ ارتباطی به مذهب شیعه ندارد. وقتی بیرون آمد،«عَلَيْهِ مِرْطٌ أسْوَدُ». وضع بیرون آمدن چه بود؟
بیرون آمد، در حالی که حسین عليه السلام را در بغل گرفته بود. سید الشهدا عليه السلام در آن زمان در سنی بود که راه می‌رفت. ولیکن خصوصیت این است که پیامبرصلی الله علیه وآله «مُحْتَضِناً الحُسَيْن»، در حالی‌که [امام] حسین[ عليه السلام] را در آغوش گرفته بود، با این وضع بیرون آمد. و از این طرف «أخَذَ بِيَدِ الحَسَنِ». خصوصیات نقل را دقت کنید. خود او جلو بود. پشت سر او فاطمۀ زهرا عليهاالسلام و پشت سر فاطمه عليهاالسلام علیّ بن ابی‌طالب. وضع بیرون آمدن این‌چنین بود.
فخررازی ( ) و زمخشری ( ) و قاضی بیضاوی ( ) و حاکم نیشابوری ( ) و جلال الدین سیوطی ( )، حق بود که در تمام خصوصیات قضیه اعمال نظر می‌کردند. ارزش به روایت نیست، قیمت به درایت است. اساس در دین، کتاباً و سنّةً، بر تفقّه است. «الْكَمَالُ كُلُّ الْكَمَالِ التَّفَقُّهُ فِي الدِّين‏».( ) حقیقت تفقّه عبارت از این است که به تمام افعال و به تمام اقوال و به تمام خصوصیات دقّت و نظر بشود، آن وقت استنتاج بشود.
پیغمبر خاتمصلی الله علیه وآله خلاصۀ عالم و جوهر وجود
این همان پیغمبری است که (وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏).( ) این خود یک کلمه است. کسی که: «و ماینطق عن الهوی و ما یفعل عن الهوی»؛ این همان کس است که (وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا).( ) این همان کس است که سنت او تنها قول او نیست، بلکه سنت او قول او و تقریر او و فعل اوست. تمام حرکات او سنت است. تمام سکنات او سنت است. اطوار او و احوال او، تمام مرتبط است به مقام (ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى‏ * فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏).( ) این خلاصۀ عالم است، و این پیغمبر خاتمصلی الله علیه وآله است، و این جوهر وجود است، و فرد اول عالم امکان است. چنین بشری هر نگاهش دنیایی از حکمت است و هر عملش سرچشمۀ تمام بحار معارف است.
برزخ بین نبوّت کبری و ولایت عظمی
وقتی خودش جلو، علی عليه السلام پشت سر، فاطمه عليهاالسلام در وسط، خود این معنایی دارد. معنای این عمل آن است که فاطمه‌ برزخ بین نبوت کبری و ولایت عظمی است. معنای این عمل آن است که فاطمۀ زهرا عليهاالسلام بین مقام وحی أعظم و مقام تبلیغ وحی و مقام تفسیر وحی، جنبۀ قطبیت و مرکزیت دارد. جلوی فاطمۀ زهرا عليهاالسلام تبلیغ وحی است. پشت سر فاطمه‌ عليهاالسلام تفسیر وحی است. این فاطمۀ زهرا عليهاالسلام است. این مجهولة القدر بر تمام عالمیان است. با این وضع بیرون آمد.
سخن اُسقف نصاری
اُسقف نصرانی، رأس الاساقفه به تمام اهل نجران اعلام کرد: وجوهی رو به ما می‌آیند که این وجوه اگر بخواهند، کوه را از ریشه می‌کنند. وجوهی این چنین اگر بخواهند، تمام این وادی به نار، مضطرم و شعله‌ور خواهد شد. اگرلب به دعا گشایند، دست به طرف آسمان بلند کنند، از تمام نصاری در روی زمین یک نفر باقی نخواهد ماند. ای کاش که فهم اسقف نصرانی با نقل فخر رازی توأم می‌شد. مصیبت این است که روایت از فخر رازی است، ولی درایت از اسقف نصرانی است! و این خود مصیبتی است کبری!
گفت: به هیچ قیمت نباید اینان دست به دعا بردارند. پیغمبرصلی الله علیه وآله هم وقتی بیرون آمد، برگشت یک نگاهی به این عدّه کرد و فرمود: «إذا دَعَوْتُ فَأمِّنُوا»،( ) در این کلمه دقت کنید! «إذَا دَعَوْتُ فَأمِّنُوا»! آنگاه که من دعا کردم، شما آمین بگویید. معنای این جمله چیست؟
ای فخر رازی! ای زمخشری! ای بیضاوی! معنای این جمله این است که عمل من انعکاس وحی است و وحی این چنین است: (فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ‏)( ). همه باید جمع بشوند، (ثُمَّ نَبْتَهِلْ‏)؛ «إذا دَعَوْتُ فَأمِّنُوا».
آمین فاطمۀ زهرا عليهاالسلام شرط تأثیر دعای پیامبرصلی الله علیه وآله
معنای این جمله این است که دعای من که پیغمبر خاتمصلی الله علیه وآله هستم مقتضی است، اما شرط فعلیّتِ اقتضای این مقتضی، نَفَس فاطمۀ زهرا عليهاالسلام است. باید آمین او به دعای من ضمیمه بشود. وحی چنین است. سنّت چنین است که دعای زهرا عليهاالسلام شرط است و محال است مقتضی بی شرط تأثیر کند. معقول نیست که دعا در چنین وقتی بدون شرط اثر کند، هرچند هنگام مباهله با نصارای نجران است. اگر دست پیغمبرصلی الله علیه وآله بالا می‌رود، باید چهار دست دیگر همراه این دست به طرف آسمان بالا برود. اگر مطلب چنین است، آیا علی عليه السلام کیست؟ آیا فاطمه عليهاالسلام کیست؟ آیا حسن بن علی کیست؟ آیا حسین بن علی کیست؟
اعتراف زمخشری
ما از خود زمخشری می‌گیریم. زمخشری بعد از این که قضیه را نقل می‌کند، چه خوب استنباط می‌کند. می‌گوید: «در این قضیه دلیلی است بر فضل اصحاب کساء که هیچ دلیلی اقوی از آن دلیل نیست». این کلمه از قلم این مرد صادر می‌شود. دنبال این کلمه می‌گوید: «برهانی است بر نبوت پیغمبرصلی الله علیه وآله؟!».( )
اعتراف قاضی بیضاوی
قاضی بیضاوی درتفسیر جهانی خودش بعد از نقل قضیه می‌گوید: «در این قضیه دلیلی است بر دو چیز: یکی بر نبوت؛ یکی بر فضل اصحاب کساء»( )، درست توجه کردید؟
سرّ تقدیم «نسائنا» بر «انفسنا»
زمخشری در تقدیم «ابناءنا» و «نساءنا» بر «انفسنا» می‌گوید: «خدا در قرآن «ابنائنا» و «نسائنا» را بر «انفسنا» مقدم داشت؛ یعنی حسن عليه السلام و حسین عليه السلام و فاطمۀ زهرا عليهاالسلام بر جان پیغمبرصلی الله علیه وآله مقدم شدند». این قرآن و این هم عمل نبی أعظم. این کلمه را زمخشری می‌گوید: «این ها را جلو انداخت که یعنی من فدای شما باشم»( ). این خود کلمه‌ای است عجیب! از قلم چنین پهلوانی؛ به خدا حجّت بر تمام مسلمانان عالم تمام است.
اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله
اگر مطلب چنین است، ای زمخشری، ای مرد تفسیر! و ای فخر رازی، ای مرد عقل! آن‌یکی پهلوان تفسیر و این یکی پهلوان فلسفه است و صاحب آن کتب، صاحب مفصّل و صاحب شرح اشارات شیخ و صاحب مباحث مشرقیّه؛
ای فخر رازی! آیا فکر نکردی که این چند نفرکه دارای این ارزشند و تو با کمال تعصّبت این مسأله را طرح می‌کنی، بعد در ذیل قضیه این روایت را می‌نویسی که پیغمبرصلی الله علیه وآله در آنجا علی و فاطمه و حسن و حسینعليهم السلام را زیر کساء جمع کرد و گفت: خدایا! این‌ها اهل بیت من‌اند و این آیه را خواند: (إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا).( )
ای فخر رازی! تو این قضیه را نوشتی و ذیل آن این روایت را. بعد خودت امضا کردی که این روایت روایتی است «كالمتّفق على صحّتها بين اهل التّفسير و الحديث»( ) تو می‌گویی تمام اهل تفسیر و تمام اهل حدیث بر این روایت اتّفاق کردند.
من از تو یک سؤال می‌کنم. هر شخصی و عالمی از سنیان ارزش آن را ندارد که طرف سؤال من واقع شود، اما تو ای فخر رازی! و تو ای زمخشری! درمقابل این سؤال چه جواب دارید؟ و هر دانشمندی که در عداد زمخشری و در عداد فخر رازی و در عداد قاضی بیضاوی و در عداد حاکم نیشابوری و در عداد جلال الدّین سیوطی باشد، روی کلام با اوست؛
دست های عصمت
من از شما می‌پرسم، همۀ شما این را گفتید که پیغمبرصلی الله علیه وآله اینان را جمع کرد و به دنیا نشان داد که در درگاه خدا در اصحاب من احدی آن آبرو را که بتواند دست بلند کند و هر چه گفت بشود، این آبرو را احدی ندارد، مگر همین چهار نفر. همه‌تان به این اعتراف کردید. پس نشان دادید که این دستی که بلند می‌شود، از قلب عصمت بلند می‌شود. از مغز عصمت بلند می‌شود. شما دانشمندان گفتید، نوشتید، اما نفهمیدید.
(إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّب‏).( ) از مغز ابی‌بکر و عمر، از مغز احدی از آحاد امت حتی از مغز سلمان و ابوذر ممکن نیست آن کلمۀ طیبه‌ای برخیزد که به مقام (وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُوم‏)( ) برسد، مگر اینکه دست فاطمه عليهاالسلام بلند بشود، دست علی عليه السلام بلند بشود، دست حسن عليه السلام و حسین عليه السلام بلند شود. مگر نفر پنجمی برای این چهار نفر هست؟
اگر چنین است، سؤال این است که آیا آن کسی که خلافت را به شورا گذاشت، عبدالرحمن بن عوف را عِدل چه کسی کرد؟!
آتش به خانۀ فاطمه زهرا عليهاالسلام برای اجبار بر بیعت
از تو سؤال می‌کنم:
ابن قتیبه تا محمد فرید وجدی، در دائرة المعارفش در مصر نوشت که: فلانی آمد درِ خانۀ زهرا& و گفت: «یا علی برای بیعت باید بیرون بیاید، یا من این خانه را با اهلش آتش می‌زنم». اهل این خانه که بود؟ فخر رازی! قاضی بیضاوی! زمخشری! جلال الدین سیوطی! تو مرد فهمی، چرا نفهمیدی؟ چنین کسی آمد درِ این خانه و گفت: «یا علی بیرون بیاید، یا این خانه را با اهلش آتش می‌زنم».
(قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ).( ) یکی به او گفت: «در این خانه فاطمه عليهاالسلام است». این جمله خیلی معنا دارد، یعنی در این خانه آن کسی است که پیغمبرصلی الله علیه وآله فرمود: «اذیت او، اذیت من است، اذیت من اذیت خداست».( ) گفت: در این خانه فاطمه است. ابن قتیبه( ) تا فرید وجدی( ) نوشت آن مرد گفت: خانه را آتش بزنید، هر چند در آن خانه فاطمه عليهاالسلام باشد!( )
اگر چنین است من یک سؤال دارم. خوب دقت کنید! به خدا قسم اگر کسی برای این مصیبت، خون گریه کند کم است. این چه بیعتی بود که گفت: «یا علی بیرون بیاید، یا خانه را با اهلش آتش می‌زنم»؟ این همان بیعتی بود که خود همین کسی که بر درِ این خانه آمد و این کلمه را گفت، خودش بعد گفت: «بَيْعَةُ أَبِي بَكْرٍ فَلْتَةً وَتَمَّتْ ألَا وَإِنَّهَا قَدْ كَانَتْ كَذَلِکَ وَ لَكِنَّ اللَّهَ وَقَى شَرَّهَا»!( ) به خدا حجت بر تمام عالمیان تمام است. در «صحیح بخاری» نوشته است: خود آن کسی که آمد خانه را با علی، با فاطمه، با حسن و حسینعليهم السلام آتش بزند، گفت: بیعت ابی بکر فلته‌ای بود، غلط و لغزشی بود که خدا این امت را از شرّ آن لغزش نگه داشت.
ای مرد! اگر به اعتراف تو این بیعت غلط بود، ای عالم سنی! این مردی که این کلمه را گفته است، عاقل است یا دیوانه است؟ اگر دیوانه است، بحثی نیست. اگر عاقل است «إقْرَارُ العُقَلاء عَلَی اَنْفُسِهِمْ جَائِز». بیعتی که به اعتراف خود این مرد غلط بود، برای حفظ این بیعت آمد فاطمه عليهاالسلام را بسوزاند؟!
آیا مظلوم‌تر از این مخدّره در عالم کسی هست؟ به خدا هر چه فکر کنیم، مصیبت از این بالاتر هست؟!
اعتباری نامحدود
وقتی مقام حضرت فاطمۀ زهرا عليهاالسلام معلوم خواهد شد، آن هنگام این حقیقت ظاهر خواهد شد که حجت پروردگار فرمود: وقتی آن حضرت سر از خاک بر می‌دارد، خداوند هفتاد هزار ملک را برای استقبالش می‌فرستد؛ هفتاد هزار ملک با لوای تکبیر. هفتاد هزار با لوای تسبیح. این‌ها به استقبال فاطمه عليهاالسلام می‌آیند. بعد که در مقرّ خودش قرار گرفت، جبرئیل می‌آید و می‌گوید: سؤال کن حاجتت را، اعطاء می‌شود. حاجت حدّ ندارد، هر چه می‌خواهی بخواه که اندازه ندارد!
برای ابراهیم عليه السلام چنین اعتباری نیامده. برای موسی بن عمران خدا از خزینۀ لایتناهی چنین اعتباری صادر نکرده است. برای عیسی بن مریم صادر نکرده. خدا آن روز برای فاطمه عليهاالسلام اعتبار نامحدود باز می‌کند. خواسته‌اش از خدا چیست؟ شما اهل دقتید. فکر کنید، ببینید مطلب چقدر بلند است! خواستۀ فاطمه عليهاالسلام از خدا چیست؟ ای دانشمندان! مهم این است: خواسته همیشه جزاء است. جزاء غیر از عمل است. عمل با جزاء متفاوت است. اما این فاطمه عليهاالسلام است که وقتی به او می‌گویند حاجتت را بخواه داده می‌شود، می‌گوید: «اللَّهُمَّ أرِنِي الحـَسَنَ وَالـحُسَينَ»؛[خداوندا! حسن و حسین را به من نشان بده]. عمل را می‌خواهد؛ وقتی عمل راخواست کار تمام می‌شود. یعنی چه؟ یعنی خدایا، هر چه کردند همچنان‌که هست به من نشان بده، نشانش می‌دهند: «أوْدَاجُ الـحُسَين عليه السلام تَشْخَبُ دَمَاً»( )
قطب دائرۀ نبوت عظمی و ولایت کبری
و آن‌وقت است که باید روشن شود که این بانوی وجود کیست؟ این فاطمه زهرا عليهاالسلام است! این انسیۀ حوراء است! این صدیقۀ کبری عليهاالسلام است! این بشری است که قطب دائرۀ نبوت عظمی و ولایت کبری است!
قدر مجهول فاطمۀ زهرا عليهاالسلام در مملکت او
به خدا قدر فاطمۀ زهرا عليهاالسلام بر عالم و آدم مجهول است. اگر در مراکز اهل سنت قدر فاطمه عليهاالسلام مجهول است، غصه ندارد، ولی در مملکت فاطمۀ زهرا عليهاالسلام چرا؟ اینجا مملکت زهراست. اینجا کشور فاطمه عليهاالسلام است. در مملکت فاطمۀ زهرا عليهاالسلام برای یادگار جم، برای نوروز عجم، تعطیل رسمی است، اما برای شهادت فاطمۀ زهرا عليهاالسلام یک روز تعطیل رسمی نیست.( ) «الْمَجْهُولَة قَدراً، الْمَجْهُولَة قَدراً». اگر فاطمه عليهاالسلام در مملکت خودش این چنین «مجهولة القدر» است، از جاهای دیگر چه باید انتظار داشت!




__________________
شهادت فاطمه زهرا سلام الله علیها افسانه نیست+تصاویر کتب اهل سنت

اعترافات اهل سنت به شهادت حضرت زهرا وجود حضرت مهدی و جنایات خلفا و غلو درباره آنها


اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا قتیل العبرات
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 10 November 2017   #79
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 23,860
ج: یا زهرا

یا علی ای یگانه مظلو ماسوی
یا حسین
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
امیرالمومنین علیه السلام
امام صادق علیه السلام :
هر کس شبهای جمعه سوره جمعه را بخواند کفاره گناهان او تا جمعه بعد خواهد بود,(مفاتیح الجنان اعمال شب جمعه)

هدیه کنیم ثوابش رو به شهدای_کربلا

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ ﴿١﴾ هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الأمِّیِّینَ رَسُولا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ ﴿٢﴾ وَآخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿٣﴾ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ ﴿٤﴾ مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ﴿٥﴾ قُلْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ﴿٦﴾ وَلا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ ﴿٧﴾ قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِیکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٨﴾ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٩﴾ فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الأرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿١٠﴾ وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَکُوکَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقِینَ ﴿١١﴾

زيارت روز جمعه
مخصوص امام صاحب العصر والزمان سلام الله علیه و عجل الله تعالى فرجه الشريف :

بسم الله الرحمن الرحیم

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ الَّذِي يَهْتَدِي بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ يُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخَائِفُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَلِيُّ النَّاصِحُ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَفِينَةَ النَّجَاةِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ الْحَيَاةِ السَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللَّهُ لَكَ مَا وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الْأَمْرِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ أَنَا مَوْلاكَ عَارِفٌ بِأُولاكَ وَ أُخْرَاكَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ وَ أَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلَى يَدَيْكَ،
وَأَسْأَلُ الله أَنْ يُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأَنْ يَجْعَلَنِي مِنَ المُنْتَظِرِينَ لَكَ وَالتَّابِعِينَ وَالنَّاصِرِينَ لَكَ عَلى أَعْدائِكَ، وَالمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْكَ فِي جُمْلَةِ أَوْلِيائِكَ ، يامَوْلايَ ياصاحِبَ الزَّمانِ، صَلَواتُ الله عَلَيْكَ وَعَلى آلِ بَيْتِكَ، هذا يَوْمُ الجُمُعَةِ وَهُوَ يَوْمُكَ المُتَوَقَّعُ فِيهِ ظُهُورُكَ، وَالفَرَجُ فِيهِ لِلْمُؤْمِنِينَ عَلى يَدَيْكَ، وَقَتْلُ الكافِرِينَ بِسَيْفِكَ، وَأَنا يامَوْلايَ فِيهِ ضَيْفُكَ وَجارُكَ، وَأَنْتَ يامَولايَ كَرِيمٌ مِنْ أَوْلادِ الكِرامِ وَمَأْمُورٌ بِالضِّيافَةِ وَالاِجارَةِ فَأَضِفْنِي وَأَجِرْنِي صَلَواتُ الله عَلَيْكَ وعَلى أَهْلِ بَيْتِكَ الطَّاهِرِينَ.

اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا قتیل العبرات


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 10 November 2017   #80
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 23,860
ج: یا زهرا

شهادت فاطمه زهرا سلام الله علیها افسانه نیست+تصاویر کتب اهل سنت


منزلت خانه فاطمه (سلام الله علیها)

1-خانه انبياء احترام ويژه‏اى دارد كه كسى حق ورود بدون اجازه ندارد:

يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لاتَدْخُلُواْ بُيُوتَ النَّبِىِ‏ّ إِلا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ. الأحزاب /53.

اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏ هاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما داده شود.

2-شكى نيست كه خانه حضرت صديقه طاهره خانه پيغمبر محسوب می‏شود همانطورى كه در تفاسير متعدد اهل سنت ذيل آيه شريفه:

فِى بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ‏و يُسَبِّحُ لَهُ‏و فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْأَصَالِ. النور/36.

در خانه ‏هايى كه خدا رخصت داده كه [قدر و منزلت‏] آن‌ها رفعت يابد و نامش در آن‌ها ياد شود. در آن [خانه‏] ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش می‏كنند.

سيوطى و ديگران از قول ابوبكر از نبى مكرم‏ (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل كرده‏اند كه خانه علي و زهرا عليهما السلام از با فضيلت‏ترين خانه‌هاى انبياء محسوب میشود:

وأخرج ابن مردويه عن أنس بن مالك وبريدة قال: قرأ رسول الله صلى الله عليه وسلم هذه الآية ) في بيوت أذن الله أن ترفع ( فقام اليه رجل فقال: أي بيوت هذه يا رسول الله قال: بيوت الأنبياء. فقام اليه أبو بكر فقال: يا رسول الله هذا البيت منها ـ البيت علي وفاطمة ـ قال: نعم من أفاضلها.

السيوطي، عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين (متوفاي911هـ)، الدر المنثور، ج 6، ص 203، ناشر: دار الفكر - بيروت – 1993 م؛

الثعلبي النيسابوري أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم (متوفاي427هـ) الكشف والبيان، (متوفاي 427 هـ - 1035م)، ج 7، ص 107، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ-2002م؛

الثعالبي، عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف (متوفاي875هـ)، الجواهر الحسان في تفسير القرآن، ج 7، ص 107، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات – بيروت.

الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج 18، ص 174، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.



رسول خدا اين آيه را تلاوت فرمود، شخصى پرسيد: اين كدام خانه ها است؟ فرمود: خانه هاى پيامبران. ابوبكر پرسيد: آيا خانه علي و فاطمه هم از همان خانه ها است؟ فرمود: بلي، از بر‌ترين آن است.


براي مطالعه بيشترکلیک کنید

پیش بینی پیغمبر اکرم از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

یكى از دليل‌هاى شيعيان براى اثبات مصيبت‌هاى وارده بر حضرت زهرا سلام الله عليها و شهادت آن بانوى گرامي، روايتى است كه، صدر الدين، ابوالمجامع جوينى در كتاب معتبر فرائد السمطين آورده است. وى در اين كتاب مى‌نويسد:

روزى پيامبر صلى الله عليه وآله نشسته بود، حسن بن علي عليهما السلام وارد شد، ديدگان پيامبر كه بر حسن افتاد، اشك آلود شد، سپس حسين بن علي بر آن حضرت وارد شد، مجدداً پيامبر گريست. در پى آن دو، فاطمه و علي عليهما السلام بر پيامبر وارد شدند، اشك پيامبر با ديدن آن دو نيز جارى شد، از پيامبر علت گريه بر فاطمه را پرسيدند، فرمود:

وَأِنِّي لَمَّا رَأَيْتُهَا ذَكَرْتُ مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي كَأَنِّي بِهَا وَقَدْ دَخَلَ الذُّلُّ في بَيْتِهَا وَانْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَغُصِبَتْ حَقُّهَا وَمُنِعَتْ‏ إِرْثُهَا وَكُسِرَ جَنْبُهَا [وَكُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَأُسْقِطَتْ جَنِينُهَا وَهِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابْ وَتَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثْ... فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُني مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقَدَّمَ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة.

فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَعَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَخَلِّدْ فِي نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِين‏.


الجويني، ابراهيم بن محمد بن مؤيد (متوفاي 722هـ)، فرائد السمطين، ج2، ص 34 و 35، ناشر: مؤسسة المحمودي ـ بيروت، 1400هـ.

زمانى كه فاطمه را ديدم، به ياد صحنه‌اى افتادم كه پس از من براى او رخ خواهد داد، گويا مى‌بينم ذلت وارد خانه او شده،‌ حرمتش پايمال گشته، حقش غصب شده، از ارث خود ممنوع گشته، پهلوى او شكسته شده و فرزندى را كه در رحم دارد سقط شده؛ در حالى كه پيوسته فرياد مى‌زند: وا محمداه!؛ ولى كسى به او پاسخ نمى‌دهد،‌ کمک مى‌خواهد؛ اما كسى به فريادش نمى‌رسد.

او اول كسى است از خاندانم كه به من ملحق مى‌شود؛ و در حالى بر من وارد مى‌شود كه محزون، نالان، غمگين، حقش غصب و شهيد شده است.

در آن حال عرض مى‌كنم: خدايا لعنت كن هر كه به او ستم كرده، كيفر ده هر كه حقش را غصب كرده، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلد كن هر كه به پهلويش زده تا اين كه فرزندش را سقط كرد، و ملائكه آمين گويند.


برای بررسی بیشتر در مورد رجال این این روایت لطفا اینحا کلیک کنید.

هجوم به خانه وحی در چهار مرحله صورت گرفته است یک : تهدید دو: تهدید همراه فتیله آتش زا سه: تهدید و آتش کشیدن خانه وحی چهار: شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها .

عزیزان خواننده ما فقط اینجا روایات را نقل میکنیم و بحث رجال و صحت احادیث رو در زیر اسکن ها برای شما لینک گذاشته ایم تا با سهولت کامل از رجال روایات مطلع شوید.

1. تهديد به سوزاندن خانه:

طبری گوید:

حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا جَرِيرٌ، عَنْ مُغِيرَةَ، عَنْ زِيَادِ بْنِ كُلَيْبٍ، قَالَ: أَتَى عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ مَنْزِلَ عَلِيٍّ وَفِيهِ طَلْحَةُ وَالزُّبَيْرُ وَرِجَالٌ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ، فَقَالَ: وَاللَّهِ لأَحْرِقَنَّ عَلَيْكُمْ أَوْ لَتَخْرُجُنَّ إِلَى الْبَيْعَةِ فَخَرَجَ عَلَيْهِ الزُّبَيْرُ مصلتا بالسيف، فَعَثَرَ فَسَقَطَ السَّيْفُ مِنْ يَدِهِ، فَوَثَبُوا عَلَيْهِ فاخذوه.

الكتاب: تاريخ الطبري المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملي، أبو جعفر الطبري (المتوفى: 310هـ) (صلة تاريخ الطبري لعريب بن سعد القرطبي، المتوفى: 369هـ) الناشر: دار التراث - بيروت الطبعة: الثانية - 1387 هـ عدد الأجزاء: 11 -ج3 ص202

عمر بن خطاب به خانه علي آمد در حالى كه گروهى از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. به آنان گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش مى كشم؛ مگر اينكه براى بيعت بيرون بياييد. زبير از خانه بيرون آمد درحالى كه شمشير كشيده بود، ناگهان پاى او لغزيد و شمشير از دستش افتاد، در اين موقع ديگران هجوم آوردند و شمشير را از دست او گرفتند.






بررسی رجالی روایت طبری لطفا اینجا را کلیک کنید.


ابن أبي الحديد گوید:

عن سلمة بن عبد الرحمان قال: فجاءعمر اليهم فقال: «والذى نفسى بيده لتخرجنّ إلى البيعة أو لأحرقنّ البيت عليكم .

شرح نهج البلاغه: ابن ابی الحدید انتشارات دارالجبیل ج2 ص45




ابن أبی‌شیبه (متوفای225) میگوید:

نقل‌های تاریخی حاکی از آن است که حضرت زهراعلیهاالسّلام، تهدیدِ عمر بن خَطّاب مبنی بر سوزاندنِ خانه را جدّی دانسته و به واقعی بودنِ آن تصریح فرموده‌اند؛

فَقالَتْ: ... وَ أیْمُ اللهِ لَیُمْضِیَنَّ لِما حَلَفَ عَلَیْهِ...

(الكتاب: الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار المؤلف: أبو بكر بن أبي شيبة، عبد الله بن محمد بن إبراهيم بن عثمان بن خواستي العبسي (المتوفى: 235هـ) المحقق: كمال يوسف الحوت الناشر: مكتبة الرشد - الرياض الطبعة: الأولى، 1409 عدد الأجزاء: 7
دارالتاج- ج7 ص432)

آن بانو فرمود: ... به خدا سوگند، او به آنچه برایش سوگند خورده، عمل می‌کند.






2. آوردن وسائل آتش سوزى و بى توجهى خليفه دوم بر اعتراض مردم:

ابن قُتَیْبَه (متوفّای 276) می گوید:

وقال عمر: والذى نفس عمر بيده لتخرجنّ أو لأحرقنّها على من فيها! فقيل له: يا أباحفص إنّ فيها فاطمة!! فقال: وإن.

الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1،‌ ص 30، باب كيف كانت بيعة علي رضي الله عنه، تحقيق: الشیری، ناشر: دارالاضواء

أعلام النساء لعمر رضا كحالة موسسه الرساله ج4 ص114

و ابوبکر غیبتِ گروهی را ـ که از بیعتِ با او [با حضورشان] نزد علی سرپیچی کرده بودند ـ ، احساس کرد؛ لذا عمر را به سراغشان فرستاد.او آمد و ـ در حالی‌ که آنان درخانه علی بودند ـ صدایشان زد.آنان از بیرون آمدن امتناع ورزیدند.عمر هیزم طلبید و گفت:قسم به آن‌ که جانم در دست اوست، یا بیرون می‌آیید یا بی‌تردید خانه را ـ با هر کس که در آن است ـ، به آتش می‌کشم.




ابن شَحْنه، متوفّای (882) میگوید:

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 10 November 2017   #81
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 23,860
ج: یا زهرا

إنَّ عُمَرَ جاءَ إلی بَیْتِ عَلِیٍّ لِیُحْرِقَهُ عَلی مَنْ فِیهِ.

(روضة المناظر تألیف: ابن شَحْنه، متوفّای 882 دارالکتب العلمیه ج1 ص101)

عمر سوی خانه علی آمد تا خانه را با اهلش بسوزاند.






3. آوردن وسائل آتش سوزي ودرگيرى لفظى ميان حضرت صديقه و خليفه دوم:


بَلاذُری (متوفّای 279) میگوید:

أنَّ أبابَكْرٍ أرْسَلَ إلی عَلِیٍّ یُرِیدُ الْبَیْعَةَ، فَلَمْ یُبایِعْ. فَجاءَ عُمَرُ وَ مَعَهُ فَتِیلَةٌ فَتَلَقَّتْهُ فاطِمَةُ عَلَی الْبابِ. فَقالَتْ فاطِمَةُ: یَابْنَ الْخَطّابِ! أتُراکَ مُحْرِقاً عَلَیَّ بابِی؟! قالَ: نَعَمْ... (أنساب الأشراف بلاذری دارالمعارف ج1 ص586)

ابوبكر سراغ علی فرستاد تا بیعت بگیرد و او بیعت نكرد.عمر با آتش آمد و فاطمه او را بر آستانه درب دید.فاطمه فرمود: پسر خَطّاب! آیا تو دربِ خانه‌ام را به آتش می‌كشی؟عمر گفت: آری.




بررسی رجالی روایت بلاذری لطفا اینجا را کلیک کنید.

ابوالفداء گوید:


وكذلك تخلف عن بيعة أبي بكر أبو سفيان من بني أمية ثم إن أبا بكر بعث عمر بن الخطاب إِلى علي ومن معه ليخرجهم من بيت فاطمة رضي الله عنها، وقال: إِن أبوا عليك فقاتلهم. فأقبل عمر بشيء من نار على أن يضرم الدار، فلقيته فاطمة رضي الله عنها وقالت: إِلى أين يا ابن الخطاب؟ أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم.


الكتاب: المختصر في أخبار البشر المؤلف: أبو الفداء عماد الدين إسماعيل بن علي بن محمود بن محمد ابن عمر بن شاهنشاه بن أيوب، الملك المؤيد، صاحب حماة (المتوفى: 732هـ) الناشر: المطبعة الحسينية المصرية الطبعة: الأولى عدد الأجزاء: 4 - ج1 ص164




ابن عبد ربّه (متوفّای 328) می گوید:

اَلَّذِینَ تَخَلَّفُوا عَنْ بَیْعَةِ أبِی‌بَکْرٍ... فَأمّا عَلِیٌّ وَ الْعَبّاسُ وَ الزُبَیْرُ فَقَعَدُوا فِی بَیْتِ فاطِمَةَ حَتّی بَعَثَ إلَیْهِمْ أبُوبَکْرٍ، عُمَرَ بْنَ الْخَطّابِ؛ لِیُخْرِجَهُمْ مِنْ بَیْتِ فاطِمَةَ، وَ قالَ لَهُ:إنْ أبَوْا فَقاتِلْهُمْ!فَأقْبَلَ عُمَرُ بِقَبَسٍ مِنْ نارٍ عَلی أنْ یُضْرِمَ عَلَیْهِمُ الدّارَ...

لعقد الفرید جلد 5، صفحه 13 ـ 14، چاپ: بیروت، 1404 هـ؛ دارالکتب العلمیه و جلد 3، صفحه 64، چاپ: مصر، 1353 هـ)

آنان که از بیعتِ با ابوبکر سرپیچی کردند...امّا علی و عبّاس و زبیر، در خانه فاطمه تحصّن کردند تا جایی که: ابوبکر، عمر بن خَطّاب را به سراغ آنان فرستاد تا ایشان را از خانه فاطمه بیرون آورد؛ و به او گفت: اگر امتناع ورزیدند، با آنان بجنگ.لذا عمر با شعله‌ای از آتش پیش آمد تا خانه را همراه با آنان به آتش کشد.








4 . حمله خليفه دوم به حضرت صديقه طاهره

شهرستانى گوید:

عن الجاحظ: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة عليها السلام يوم البيعة حتّى ألقت الجنين من بطنها وكان عمر يصيح: إحرقوا دارها بمن فيها، وماكان فى الدار غير علىّ وفاطمة والحسن والحسين وزينب.

الملل والنحل: الشهرستانی. طبعة بيروت، دار المعرفة.ج1ص71


بررسی رجالی روایت شهرستانی لطفا اینجا را کلیک کنید

مسعودى گوید:

فهجموا عليه وأحرقوا بابه، واستخرجواه منه كرهاً، وضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً.

إثبات الوصیة للإمام علیّ بن أبی طالب نويسنده:مسعودی، علی بن حسین ج1 ص146


ابن حجر عسقلانى گوید:

إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ) لسان الميزان، ج 1، ص 268، تحقيق: دائرة المعرف النظامية - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1406هـ – 1986م.)

عمر به فاطمه لگد زد که سبب سقط محسن گرديد.


صفدى گوید:

إنّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتّى ألقت المحسن من بطنها.

الكتاب: الوافي بالوفيات المؤلف: صلاح الدين خليل بن أيبك بن عبد الله الصفدي (المتوفى: 764هـ) المحقق: أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى الناشر: دار إحياء التراث - بيروت عام النشر:1420هـ- 2000م عدد الأجزاء: 29 =ج6 ص15




ذهبي گوید:

إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ) ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج 1، ص 283، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1995م؛

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 15، ص 578، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ












بررسی رجالی روایت ذهبی لطفا اینجا را کلیک کنید.

ندامت ابوبکر از هجوم به خانه وحی

أنا حميد أنا عثمان بن صالح، حدثني الليث بن سعد بن عبد الرحمن الفهمي، حدثني علوان، عن صالح بن كيسان، عن حميد بن عبد الرحمن بن عوف، أن أباه عبد الرحمن بن عوف، دخل على أبي بكر الصديق رحمة الله عليه في مرضه الذي قبض فيه ... فقال [أبو بكر] : « أجل إني لا آسى من الدنيا إلا على ثَلاثٍ فَعَلْتُهُنَّ وَدِدْتُ أَنِّي تَرَكْتُهُنَّ، ثلاث تركتهن وددت أني فعلتهن، وثلاث وددت أني سألت عنهن رسول الله ، أما اللاتي وددت أني تركتهن، فوددت أني لم أَكُنْ كَشَفْتُ بيتَ فاطِمَةَ عن شيء، وإن كانوا قد أَغْلَقُوا على الحرب... .المقدسی ، الاحادیث المختاره ، ص 88 ، رقم 12عبد الرحمن بن عوف به هنگام بيمارى ابوبكر به ديدارش رفت و پس از سلام و احوال‌پرسى، با او گفت و گوى كوتاهى داشت. ابوبكر به او چنين گفت:من در دوران زندگى بر سه چيزى كه انجام داده‌ام تأسف مى‌خورم ، دوست داشتم كه مرتكب نشده بودم ،

يكي از آن‌ها هجوم به خانه فاطمه زهرا بود ، دوست داشتم خانه فاطمه را هتك حرمت نمى‌كردم؛ اگر چه آن را براى جنگ بسته بودند...

برای بررسی بیشتر این موضوع و اسناد بیشتر اینجا را کلیک کنید.






آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضى شد؟

ابن قتيبه گوید: هنگامى كه آن دو براى عيادت آمدند، فاطمه زهرا سلام الله عليها اجازه ورود نداد و ناچار شدند به اميرمؤمنان علي عليه السلام متوسل شوند و آن حضرت وساطت كرد،‌ در پاسخ اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:

البيت بيتك.يعنى علي جان! خانه خانه تو است، تو مختارى هر كسى را كه دوست دارى اجازه ورود بدهي. امير مؤمنان عليه السلام براى اتمام حجت و اين كه آن دو بعداً بهانه نياورند كه ما مى‌خواستيم از فاطمه رضايت بگيريم ؛ ولى علي نگذاشت ، به آن دو اجازه ورود داد .

هنگامى كه آن‌ دو عذرخواهى كردند، صديقه طاهره نپذيرفت؛ بلكه از آن‌ها اين چنين اعتراف گرفت:

نشدتكما الله ألم تسمعا رسول الله يقول «رضا فاطمة من رضاي وسخط فاطمة من سخطي فمن أحب فاطمة ابنتي فقد أحبني ومن أ رضى فاطمة فقد أرضاني ومن أسخط فاطمة فقد أسخطني

شمارا به خدا سوگند مى‌دهم آيا شما دو نفر از رسول خدا نشنيديد كه فرمود: خوشنودى فاطمه خوشنودى من، و ناراحتى او ناراحتى من است. هر كس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام كند مرا دوست داشته و احترام كرده است و هر كس فاطمه را خوشنود نمايد مرا خوشنود كرده است و هر كس فاطمه را ناراحت كند مرا ناراحت كرده است؟.

هر دو نفرشان اعتراف كردند: آرى ما از رسول خدا اينگونه شنيده ايم.

نعم سمعناه من رسول الله صلى الله عليه وسلم.

سپس صديقه طاهره فرمود:

فإني أشهد الله وملائكته أنكما أسخطتماني وما أرضيتماني ولئن لقيت النبي لأشكونكما إليه.

پس من خدا و فرشتگان را شاهد مى‌گيرم كه شما دو نفر مرا اذيت و ناراحت كرده‌ايد و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شكايت خواهم كرد.به اين نيز بسنده نكرده و فرمود:

والله لأدعون الله عليك في كل صلاة أصليها.

به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرين خواهم كرد.

الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1،‌ ص 17، باب كيف كانت بيعة علي رضي الله عنه، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م.




برای اطلاع بیشتر در مورد رضایت حضرت از شیخین لطفا اینجا را کلیک کنید.

هدف حضرت زهرا (سلام الله علیها) از وصیت به دفن مخفیانه چه بود؟



بخاری گوید:«فلما تُوفيّت دَفَنها زوجُها علیٌ ليلاً و لم يؤذن بها أبابکر و صلّی عليها». (صحیح البخاری، ج5، ص82، باب غزوة خیبر)

[فاطمه زهرا(سلام الله علیها)] زمانی که از دنیا رفت شوهرش علی (علیه السلام) او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را با خبر نساخت.




برای بررسی بیشتر لطفا اینجا را کلیک کنید.


چند مطلب مرتبط به این موضوع:

غضب فاطمه از شیخین+ تصاویر کتب اهل سنت

پاسخ به همه شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)+مناظره با علمای اهل سنت در این موضوع

پاسخ به همه شبهات خطبه غدیر

پاسخ به 14 شبهه آیه ولایت

اولی الامر درآیه 59 سوره نساء چه کسانی هستند + تصاویرکتب اهل سنت+ سند

دانلود چندین کتاب مهم دراثبات خلافت بلافصل علی علیهالسلام و خطاهای اهل سنت


فاطميه, شبهات فاطميه, عایشه, خانه حضرت زهرا, خانه, بیت الله, هجوم, عمر, محسن, سقط جنین
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 10 November 2017   #82
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 23,860
ج: یا زهرا

https://forum.hammihan.com/thread61629.html#post5558789
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 10 November 2017   #83
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 23,860
ج: یا زهرا

پژوهشی در مورد حدیث مشهور " من کنت مولاه فهذا علی مولاه " از کتب اهل سنت







اسناد غدیر از کتب اهل سنت

دانلود پاورپوینت اسناد غدیر








اعتراف صریح ابن جوزی به کلمه مولا در حدیث غدیر

دانشمندان عرب در تفسير كلمه (مولي) در فرمايش رسول خدا كه فرمود : (من كنت مولاه) وجوهي ذكر كرده‌اند كه يكي از آن‌ها به معناي مالك است و... معناي دهمين آن اولي و برتر است ، خداوند فرمود: اين مولاي شما است ، به اين معنا است كه او اولي و برتر به شما است ، و چون ثابت شد كه مولي به معناي اولي است ؛ پس حمل لفظ مولي در اين حديث بر كسي كه مالك بنده‌اي باشد جائز نخواهد بود ؛ چون پيامبر مالك علي و علي بنده رسول خدا و آزاد شده او نبود ، و نيز حمل آن بر كسي كه پسر عموي ديگري است جايز نيست ؛ زيرا او پسر عمويش بود . و نه بر هم پيمان ، چون اين قضيه مربوط به كساني است كه ضرر ديده‌اند و پيمان بر كمك و همراهي مي بندند . و نه بر ياري و كمك ؛ زيرا اين معني در خود كلمه موجود است . و نه بر كسي كه سر پرستي (ضمان جريره) را دارد و نه بر همسايه كه چنين حملي لغو است و نه بر آقا و سروري كه اطاعتش لازم است .

پس مقصود از كلمه مولي در اين حديث غير از معناي دهم آن كه اطاعت محض و مخصوص ؛ يعني همان حمل بر اَولي نخواهد بود ، و معنايش اين مي‌شود : كسي كه من اولي و برتر از جان وي به خود او هستم پس علي هم اولي و برتر از جان او به او است. من در اين معني و تفسير تنها نيستم ؛ بلكه ابو الفرج اصفهاني نيز در كتابش مرج البحرين اين حديث را از اساتيدش نقل كرده و مي‌گويد : رسول خدا دست علي را گرفت و فرمود : كسي كه من ولي و سرپرست او و برتر از جانش به وي هستم ؛ پس علي سرپرست او است .

از اين تعابير فهميده مي‌شود كه همه معاني كلمه مولي در نهايت باز گشت به وجه دهم آن دارد كه جمله : آيا من بر جان مؤمنان برتر از خودشان نيستم ؟ و اين نص آشكاري است در اثبات امامت و پذيرفتن طاعت و پيشوائي .

سبط بن الجوزي الحنفي ، شمس الدين أبوالمظفر يوسف بن فرغلي بن عبد الله البغدادي ، تذكرة الخواص.




ثقلین و غدیر در کنار هم از لسان پیامبر

حضرت على عليه السّلام فرموده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زير درختى در محل «خم» قرار گرفته بود ، طولى نكشيد از زير درخت بيرون آمده و دست مرا گرفت و خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مگر نه اين است كه گواهى مي‌دهيد ، خداى تعالى پروردگار شماست ؟ در پاسخ گفتند : آرى ! فرمود:مگر نه اين‌ است كه گواهى مي‌دهيد ، خدا و رسول او از جان شما به شما سزاوارترند ؟ و خدا و رسول او مولاى شمايند ؟ گفتند : آرى ! فرمود : بنا بر اين ، كسى كه خدا و رسول او مولاى او هستند ، به راستى اين شخص (على عليه السّلام) مولاى اوست. اينك ، در ميان شما دو اثر ارزنده و گرانبها مى گذارم كه هرگاه به آن‌ها تمسك كنيد ، هرگز در منجلاب گمراهى گرفتار نخواهيد شد : يكى ، كتاب خدا است كه ريسمان استوار ميان شما و خدا مى باشد كه يك طرف آن در دست حق تعالى است و طرف ديگرش در اختيار شماست و ديگرى ، اهل بيت من است.ابن حجر بعد از نقل اين روايت بر صحت آن تصريح كرده و به طرق آن نيز اشاره كرده و مي‌گويد :سند اين روايت صحيح است . حديث غدير خم را نسائي از طريق أبو طفيل از زيد بن أرقم و نيز از علي عليه السلام و گروهي از صحابه نقل كرده‌ است . در اين روايت چيزهاي است كه در آن‌ها نيست . اصل حديث را ترمذي نيز نقل كرده است.ابن حجر عسقلاني ، أحمد بن علي بن حجر (متوفاي852 هـ) المطالب العالية زوائد المسانيد الثمانية ، ج 16 ، ص142 ، ح3943 ، تحقيق : د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشتري ، ناشر : دار العاصمة/ دار الغيث - السعودية ، الطبعة : الأولى ، 1419هـ .

مسند الإمام أحمد بن حنبل ، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر





__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 10 November 2017   #84
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 23,860
ج: یا زهرا

اعتراف وحشتناک ابن تیمیه در مورد حدیث ثقلین و غدیر

و آنچه را كه مسلم نقل كرده اين است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله در غدير خم فرمود: من دو چيز گرانبها در بين شما باقي گذاشتم کتاب خدا، سپس سفارش و ترغيب کرد به کتاب خدا، سپس فرمود : و عترت من ، اهل بيت من ، شما را به خدا سفارش مي‌کنم درمورد اهل بيتم ، اين را سه بار تکرار کرد و اين روايتي است که تنها مسلم آن را نقل کرده است .

ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)، منهاج السنة النبوية، ج7، ص318، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ.




اعتراف وحشتناک دیگر ابن تیمیه در مورد حدیث ثقلین و غدیر

در روايت صحيح از پيامبر صلي الله عليه وآله ثابت شده است كه آن حضرت در غدير خم (ميان مكه و مدينه) در حضور مردم خطبه خواند و فرمود: همانا من دو چيز گرانبها در ميان شما مي‌گذارم، يكي كتاب خدا است. آنگاه مردم را درباره آن سفارش كرد. سپس فرمود: وعترت من ،‌ اهل بيت من. شما را به خدا سفارش مي‌کنم درمورد اهل بيتم . اين جمله را سه مرتبه تكرار كرد.

و حسن و حسين از بزرگان اهل بيت رسول خدا و نزديكترين افراد به آن حضرت است؛ چنانچه در روايت صحيح ثابت شده است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله كسايش را بر علي، فاطمه، حسن و حسين انداخت پس از آن فرمود: خدايا اين ها اهل بيت من هستند پس رجس و پليدي را از آنها دور كن و آنها را پاك گردان.

ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)، منهاج السنة النبوية، ج4، ص561، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ.






يحيي بن جعده از زيد بن ارقم روايت كرده است كه همراه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به راه خويش ادامه مى داديم تا به غدير خم رسيديم . در آنجا درختى بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به آن درخت اشاره كرد و اصحاب زير آن درخت را تميز و مرتب ساختند و آن روز به اندازه اى هوا گرم بود كه ما روز گرم و پر حرارتى را مانند آن روز نديده بوديم.رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ايراد خطابه پرداخت . پس از حمد و ثناى الهى ، خطاب به مردم فرمود : هيچ پيغمبرى مبعوث نمى شود مگر آنكه نيمى از مقدار زندگى پيغمبر پيشين خود را عهده دار مى شود ؛ طولى نمى كشد ، دعوت الهى را اجابت مى كنم و دو اثر گرانبار (يا گرانبها) در ميان شما به جاى مى گذارم كه اگر از آنان پيروى نماييد، هرگز به گمراهى گرفتار نخواهيد شد: يكى كتاب خداست و ديگرى عترت من است. سپس دست على عليه السّلام را به دست گرفت و خطاب به مردم گفت : اى مردم! چه كسى از جان و مال شما از خود شما سزاوارتر است؟ گفتند : خدا و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله داناتر و اولي تر به جان و مال است آنگاه فرمود:بر هر كسي من ولايت دارم، علي نيز مولاي اوست.



اعتراف به صحت حديث غدير

ترمذي از أبو طفيل

أبي سريحه و يا زيد بن أرقم (ترديد از شعبه است) از رسول خدا نقل كرده‌اند كه آن حضرت فرمود : «هركس من مولاي او هستم ، پس علي مولاي او است» .اين حديث حسن و صحيح است ، شعبه اين روايت را از ميمون بن عبد الله از زيد بن أرقم از رسول خدا صلي الله عليه واله نقل كرده است . أبو سريحه همان حذيفة بن أسيد غفاري صحابي رسول خدا است .الترمذي ، محمد بن عيسى أبو عيسى السلمي (متوفاي279هـ) ، سنن الترمذي ، ج 5 ، ص 633 ، ح3713 ، بَاب مَنَاقِبِ عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه ، تحقيق : أحمد محمد شاكر وآخرون ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت .

محمد ناصر الباني بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :

أخرجه الترمذي و قال : «حديث حسن صحيح» .قلت : وإسناده صحيح على شرط الشيخين .

ترمذي آن را نقل كرده و گفته است كه اين روايت حسن و صحيح است و من مي‌گويم كه سند آن با شرائطي كه بخاري و مسلم براي صحت روايت قائل هستند ، صحيح است .الألباني ، محمد ناصر ، سلسلة الأحاديث الصحيحة ، ج4 ، ص331ـ 332 ، ناشر : مكتبة المعارف ـ الرياض .





ابن ماجه قزويني از سعد بن أبي وقاص

عبد الرحمن ، معروف به ابن سابط ، از سعد بن ابى وقّاص نقل كرده است كه در يكى از سال‌هاى حج كه معاوية به مكّه رفته بود ، سعد بن ابى وقّاص به ملاقات او رفت . در اين هنگام ، حاضران براى خوشحال كردن ، معاويه ، از حضرت على عليه السّلام بدگويي مى كردند .

سعد ، از شنيدن نكوهش آنان ، خشمناك شد و گفت : چنين سخنان نابجا و نابخردانه را درباره بزرگوارى مى گوئيد كه خود از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم فرمود :

«من كنت مولاه فعلىّ مولاه» .

و شنيدم خطاب به حضرت على عليه السّلام، مى فرمود:

«انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا أنّه لا نبىّ بعدى»

و شنيدم كه فرمود:«لاعطينّ الرّاية رجلا يحبّ اللّه و رسوله ؛ همانا پرچم جنگ را به مردى مى سپارم كه خدا و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را دوست مى دارد.

ابن ماجه القزويني ، محمد بن يزيد (متوفاي275 هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 45 ، ح121 ، باب فَضْلِ عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ، ناشر : دار الفكر - بيروت .

محمد ناصر الباني نيز بعد از نقل روايت مي‌گويد :

أخرجه ابن ماجة ( 121 ) . قلت : و إسناده صحيح (ألباني، محمّد ناصر ، سلسة الأحاديث الصحيحة‌ ، ج 4 ، ص 249 ،)




ابن ماجه قزويني از براء بن عازب

عدي بن ثابت از براء بن عازب نقل كرده است كه در «حجة الوداع» كه افتخار همراهى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را داشتيم ، در بازگشت ، در يكى از مسيرها دستور داد براى نماز جمع شويم و در آنجا دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود :

«ألست أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟ ؛ آيا من سزاوارتر نيستم به مؤمنان از خود آنها؟ » همگى تصديق كرده و بله گفتند . باز فرمود :

«ألست أولى بكلّ مؤمن من نفسه ؛ آيا من نسبت به تك تك مؤمنان از خود آن‌ها سزاوارتر نيستم ؟ » .

باز هم تصديق كرده و بله گفتند . سپس اشاره به حضرت على عليه السّلام كرده و فرمود:«فهذا ولىّ من أنا مولاه» ؛ اكنون كه فرموده مرا تصديق كرديد ، بدانيد كه على به هر مؤمنى همان مقام اولويت را دارد كه من نسبت به آن مؤمن دارم.

سپس فرمود : « پروردگارا! دوست على عليه السّلام را دوست بدار ، و دشمن او را خوار و ذليل فرما » .

ابن ماجه القزويني ، محمد بن يزيد (متوفاي275 هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 43 ، ح116 ، فَضْلِ عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ، ناشر : دار الفكر - بيروت .

الباني بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :صحيح .

محمّد ناصر الألباني ، صحيح ابن ماجة ، ج 1 ، ص 26 ، ح113 ، طبق برنامه المكتبة‌ الشاملة




__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 10 November 2017   #85
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 23,860
ج: یا زهرا

ابن حجر عسقلاني از امير مؤمنان عليه السلام

حضرت على عليه السّلام فرموده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زير درختى در محل «خم» قرار گرفته بود ، طولى نكشيد از زير درخت بيرون آمده و دست مرا گرفت و خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مگر نه اين است كه گواهى مي‌دهيد ، خداى تعالى پروردگار شماست ؟ در پاسخ گفتند : آرى ! فرمود :مگر نه اين‌ است كه گواهى ميدهيد ، خدا و رسول او از جان شما به شما سزاوارترند ؟ و خدا و رسول او مولاى شمايند ؟ گفتند : آرى ! فرمود : بنا بر اين ، كسى كه خدا و رسول او مولاى او هستند ، به راستى اين شخص (على عليه السّلام) مولاى اوست. اينك ، در ميان شما دو اثر ارزنده و گرانبها مى گذارم كه هرگاه به آن‌ها تمسك كنيد ، هرگز در منجلاب گمراهى گرفتار نخواهيد شد : يكى ، كتاب خدا است كه ريسمان استوار ميان شما و خدا مى باشد كه يك طرف آن در دست حق تعالى است و طرف ديگرش در اختيار شماست و ديگرى ، اهل بيت من است .

ابن حجر بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :سند اين روايت صحيح است . حديث غدير خم را نسائي از طريق أبو طفيل از زيد بن أرقم و نيز از علي عليه السلام و گروهي از صحابه نقل كرده‌ است . در اين روايت چيزهاي است كه در آن‌ها نيست . اصل حديث را ترمذي نيز نقل كرده است .

ابن حجر عسقلاني ، أحمد بن علي بن حجر (متوفاي852 هـ) ، المطالب العالية بزوائد المسانيد الثمانية ، ج 16 ، ص142 ، ح3943 ، تحقيق : د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشتري ، ناشر : دار العاصمة/ دار الغيث - السعودية ، الطبعة : الأولى ، 1419هـ




بزار از زيد بن يثيع

ابو اسحاق از عمرو بن ذى مرّ ، سعيد بن وهب و زيد بن يثيع به اتفاق همگان روايت كرده اند كه از حضرت على عليه السّلام شنيديم ، سوگند مى داد كه اگر كسى از شما از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير خم آن چه را درباره من فرموده ، شنيده است ، شهادت خود را اعلام نمايد . سيزده تن از حاضران از جاي برخواستند و شهادت دادند كه از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله شنيديم ، فرمود : مگر نه اين كه من از جان مؤمنان سزاوارتر از خود آن ها هستم ؟ مردم فرموده آن حضرت را تصديق كردند . در اين هنگام دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود :

«من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و احبّ من احبّه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله» .

البزار ، أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاي292 هـ) ، البحر الزخار (مسند البزار) ج 3 ، ص 35 ، ح786 ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله ، ناشر : مؤسسة علوم القرآن ، مكتبة العلوم والحكم - بيروت ، المدينة الطبعة : الأولى ، 1409هـ .

هيثمي بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :رواه البزار ورجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة وهو ثقة .اين روايت را بزار نقل كرده و راويان آن راويان صحيح بخاري هستند ، غير از فطر بن خليفه كه او نيز مورد اعتماد است

الهيثمي ، علي بن أبي بكر (متوفاي 807 هـ) ، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج 9 ، ص 105 ، ناشر : دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة ، بيروت – 1407هـ .





بزار از سعد بن أبي وقاص

عائشه دختر سعد از پدرش نقل كرده است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله دست علي عليه السلام را گرفت و فرمود : آيا من از مؤمنين نسبت به خودشان سزاوارتر نيستم ؟ هر كس كه من مولاي او هستم ، علي مولاي او است .

البزار ، أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاي292 هـ) ، البحر الزخار (مسند البزار) ج 4 ، ص 41 ، ح1203 ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله ، ناشر : مؤسسة علوم القرآن ، مكتبة العلوم والحكم - بيروت ، المدينة الطبعة : الأولى ، 1409 هـ .

هيثمي بعد از نقل روايت مي‌گويد :

رواه البزار ورجاله ثقات .اين روايت را بزار نقل كرده و راويان آن مورد اعتماد هستند .مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج 9 ، ص 107 ، اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، ناشر : دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة ، بيروت – 1407 .




طبراني از زيد بن أرقم

يحيي بن جعده از زيد بن ارقم روايت كرده است كه همراه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به راه خويش ادامه مى داديم تا به غدير خم رسيديم . در آن جا درختى بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به آن درخت اشاره كرد و اصحاب زير آن درخت را تميز و مرتب ساختند و آن روز به اندازهاى هوا گرم بود كه ما روز گرم و پر حرارتى را مانند آن روز نديده بوديم .در آنجا بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ايراد خطابه پرداخت . پس از حمد و ثناى الهى ، خطاب به مردم فرمود : هيچ پيغمبرى مبعوث نمى شود مگر آنكه نيمى از مقدار زندگى پيغمبر پيشين خود را عهده دار مى شود ؛ طولى نمى كشد ، دعوت الهى را اجابت مى كنم و دو اثر گران بار (يا گرانبها) در ميان شما به جاى مى گذارم كه اگر از خواسته و رويه آنان پيروى نماييد ، هرگز به گمراهى گرفتار نخواهيد شد: يكى كتاب خداست و ديگرى عترت من است .سپس دست على عليه السّلام را به دست گرفت و خطاب به مردم گفت : اى مردم ! چه كسى از جان و مال شما ، از خود شما سزاوارتر است ؟ گفتند : خدا و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله داناتر و اوليتر به جان و مال است آنگاه فرمود :«من كنت مولاه فعلىّ مولاه» .

المعجم الكبير ، ج 5 ، ص 171 ، اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360 ، ناشر : مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حمدي بن عبدالمجيد السلفي .الباني بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :أخرجه الطبراني ( 4986 ) و رجاله ثقات .طبراني آن را نقل كرده و روايان آن مورد اعتماد هستند .

الباني ، محمد ناصر ، السلسلة الصحيحة ، ج 4 ، ص 249 ، طبق برنامه المكتبة‌ الشاملة .




اعتراف اهل سنت در مورد رجال حدیث غدير

شمس الدين ذهبي (متوفاي748هـ)

محمد بن جرير طبري اسناد روايت غدير خم را در چهار جلد جمع آوري كرده است كه من قسمتي از آن را ديدم و از گستردگي روايات آن شگفت زده شدم و يقين كردم كه اين اتفاق افتاده است .




شمس الدين ذهبي (متوفاي748هـ)

من يك جلد از كتاب أسناد حديث غدير را كه ابن جرير نوشته بود را ديدم و از زياد بودن أسناد آن گيج و مبهوت شدم .





محمود الالوسی بغدادی (متوفاي1270هـ)

ذهبي گفت : اين حديث به صورت متواتر نقل شده است و من يقين كردم كه از رسول خدا ‌صلي الله عليه وآله صادر شده است، اما جمله: «اللهم وال من والاه» نيز سندش قوي است




ابن حجر عسقلاني (متوفاي 852 هـ )

حديث : «من كنت مولاه فعلي مولاه» را ، ترمذي ونسائي با سند صحيح نقل كرده اند ، سند‌هاي بسياري دارد ، كه همه آن‌ها را ابن عقده در كتاب مستقلي جمع آوري كرده است و بسياري از اسناد آن صحيح و يا حسن هستند.




ابن حجر الهيثمي (متوفاي974هـ)

در صحت حديث غدير شكي نيست ؛ زيرا گروهي مانند : ترمذي ، نسائي و احمد آن را با سند نقل كرده اند ، اسناد اين حديث فراوان است و شانزده تن از اصحاب آن را روايت كرده اند ، و در نقلي كه احمد دارد مي گويد : سي نفر از اصحاب در زمان خلافت علي عليه السلام وقتي كه علي از آنان در خواست گواهي بر شنيدن اين حديث از رسول خدا صلي الله عليه وآله نمود ، شهادت دادند كه آن را از پيامبر شنيده‌اند

بيشتر سندهاي اين حديث صحيح و حسن است و سخن كسي كه بر سند آن بخواهد ايراد مي‌گيرد ، ارزش توجه ندارد.




جلال الدين سيوطي (متوفاي 911هـ)

اين حديث را امام احمد ومسلم از براء بن عازم نقل كرده اند و احمد مجدداً آن را از بريده بن حصيب و ترمذي و نسائي و ضياء مقدسي از زيد بن ارقم آن را نقل كره اند، هيثمي مي گويد: رجال سند احمد همه ثقه هستند و در مورد ديگري گفته است راويان آن راويان صحيح بخاري هستند .سيوطي مي گويد: حديث غدير متواتر است.

علت ايراد اين حديث آن است كه اسامه به علي گفت : تو مولاي من نيستي ؛ بلكه مولاي من پيامبر است ، رسول خدا صلي الله عليه وآله پس از شنيدن اين سخن فرمود : هر كس من مولاي او هستم ، علي نيز مولاي او است .




جلال الدين سيوطي (متوفاي 911هـ)

هيثمي گفته است كه راويان مسند احمد مورد اعتماد هستند و در جاي ديگر گفته كه روايان آن راويان صحيح بخاري هستند و مصنف (سيوطي) گفته است كه حديث غدير متواتر است .




أبو حامد غزالي (متوفاي505هـ)

از خطبه‌هاي رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) خطبه غدير خم است كه همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند . رسول خدا فرمود : هر كس من مولا و سرپرست او هستم ، علي مولا و سرپرست او است . عمر پس از اين فرمايش رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) به علي (عليه السلام) اين گونه تبريك گفت :

«افتخار ، افتخار اي ابوالحسن ، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاي ديگري هستي.»اين سخن عمر حكايت از تسليم او در برابر فرمان پيامبر و امامت و رهبري علي (عليه السلام) و نشانه رضايتش از انتخاب علي (عليه السلام) به رهبري امت دارد ؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها ، عمر تحت تأثير هواي نفس و علاقه به رياست و رهبري خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مكان اصلي تغيير داد و با لشكر كشي‌ها ، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمين‌هاي ديگر ، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلي هموار كرد و [مصداق اين آيه قرآن شد :]

پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن ، بهايى ناچيز به دست آوردند، و چه بد معاملهاى كردند .




ملا علي قاري (متوفاي1014هـ)

حديث غدير بدون شك صحيح است ؛ بلكه بعضي از حافظان آن را متواتر دانسته اند ؛ چون در نقل احمد آمده است :

اين حديث را در زمان خلافت علي عليه السلام بعد از اختلافي كه در باره آن پيش آمد، سي تن از اصحاب شهادت دادند كه آن را از رسول خدا صلي الله عليه وآله شنيده اند.




علامه اسماعيل بن محمد العجلوني الجراحي (متوفاي 1162هـ)

حديث: «من كنت مولاه فعلي مولاه» را طبراني و احمد وضياء در كتابش المختارة، از زيد بن ارقم وعلي و سي نفر از صحابه نقل كرده اند، پس حديث متواتر و مشهور است.

العجلوني الجراحي ، إسماعيل بن محمد ، كشف الخفاء ومزيل الإلباس عما اشتهر من الأحاديث على ألسنة الناس ، ج 2 ، ص 361 ، رقم : 2591



محمد ناصر الباني (1332هـ . 1914م ؛ 1420هـ - 1999م)

براي حديث غدير سند‌هاي بسياري ذكر شده است كه افراد زيادي مانند هيثمي در كتابش المجمع اسناد آن را ذكر كرده اند ، ومن آنچه آورده‌ام اندكي از آن است كه هر كسي پس از آشنائي با اسناد آن يقين به صحت پيدا مي كند . ابن عقده همه راه‌هاي نقل آن را در كتابي مستقل جمع كرده است و ابن حجر بنا بر بعضي از اسناد ، آن را صحيح و بر بعضي از اسناد ، حسن دانسته است .

خلاصه سخن آن كه هر دو قسمت اين روايت [من كنت مولاه فعلي مولاه ؛ اللهم وال من والاه ] صحيح هستند ؛ بلكه قسمت اول آن به صورت متواتر از رسول خدا صلي الله عليه وآله نقل شده است ... .

الباني ، محمد ناصر (معاصر) ، السلسلة الصحيحة ، ج 4 ، ص 249




محمد بن اسماعيل صنعاني (متوفاي1182هـ)

گروهي از بزرگان و پيشوايان در دانش حديث ؛ مانند : احمد حنبل و حاكم نيشابوري و ابن ابي شيبه و ابن ماجه حديث : من كنت مولاه... را با سند روايت كرده‌اند . برخي از پيشوايان آن را از احاديث متواتر شمرده اند .

الحسني الصنعاني ، محمد بن إسماعيل الأمير ، توضيح الأفكار لمعاني تنقيح الأنظار ، ج 1 ، ص 243 ، تحقيق : محمد محي الدين عبد الحميد ، ناشر : المكتبة السلفية - المدينة المنورة .




سبط بن جوزي (متوفاي 654هـ)

دانشمندان متخصص در تاريخ اسلام اتفاق دارند كه قصه غدير بعد از باز گشت رسول خدا ‌صلي الله عليه وآله ‌‌از حجة الوداع در هيجدهم ذي الحجة اتفاق افتاد ، اصحاب و يارانش را صد و بيست هزار نفر بودند جمع كرد و درسخنراني اش فرمود : هر كس من او را مولا و رهبرم ؛ پس علي ، مولا و رهبر او است ، در اين روايت با صراحت نه با كنايه و اشاره رسول خدا صلي الله عليه وآله علي را پيشوا قرار داد.‌‌

سبط بن الجوزي الحنفي ، شمس الدين أبوالمظفر يوسف بن فرغلي بن عبد الله البغدادي ، تذكرة الخواص




علامه شمس الدين الجزري الشافعي (متوفاي833هـ)

وي پس از نقل حديث غدير مي گويد: اين حديث از اين جهت حسن واز جهات زيادي صحيح و از جهت امير المؤمنين علي و رسول خدا متواتر است، گروههاي زيادي از گروههاي زيادي ديگر آن را روايت كرده اند، سخن كساني كه بدون آگاهي از دانش حديث آن را ضعيف دانسته اند ارزشي ندارد ونبايد به آن اعتنا كرد.

الجزري الشافعي ، أبي الخير شمس الدين محمد بن محمد بن محمد ، أسني المطالب في مناقب سيدنا علي بن أبي طالب كرم الله وجهه





«مولي» به معناي «اولي»


محمد بن اسماعيل بخاري (متوفاي 256هـ) :

وي در تفسير سوره حديد مي‌نويسد :باب تفسير سُورَةُ الْحَدِيدِ قال مُجَاهِدٌ ... «مَوْلَاكُمْ» أَوْلَى بِكُمْ .

مجاهد گفته است : (مولاكم) به معناي (اولي) و برتر به شما است .

البخاري الجعفي ، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ) ، صحيح البخاري




الكلبي ، محمد بن السائب ، (متوفى 146 هـ) ؛

محمد بن سائب كلبي از علماي پرآوازه لغت عرب در قرن دوم از كساني است كه تصريح كرده است كه «مولي» به معناي «اولي» مي‌آيد .

فخر رازي ، مفسر مشهور اهل سنت در تفسير آيه « هي مولاكم وبئس المصير (الحديد / 15) » مي‌نويسد :در لفظ (مولي) چند نظريه وجود دارد ، يكي از آن سخنان از ابن عباس است كه گفته است: (مولاكم) يعني فرجام و عاقبت . توضيح آن اين است كه (مَولي) از (وَلِي) به معني نزديك بودن است ؛ يعني آتش جايگاه شما است كه به آن نزديك مي شويد و به آن مي رسيد .

سخن دوّم از كلبي است كه مي‌گويد : (مولي) يعني اولي و بر تر از شما به خود شما است .

الرازي الشافعي ، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاي604هـ) ، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب ، ج 29 ، ص 198 ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1421هـ - 2000م .


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 10 November 2017   #86
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 23,860
ج: یا زهرا

أبو حيان اندلسي ، نظر كلبي را اين گونه نقل مي‌كنند :

( هو مولانا ) ناصرنا وحافظنا وقال الكلبي هو أولى بنا من أنفسنا في الموت والحياة .(او مولاي ما است) ياور و نگاهدار ما است ، كلبي گفته است : مولي به معناي اولي و برتر از ما به جان ما در مرگ و زندگي است .تفسير البحر المحيط ، ج 5 ، ص 53 ، تحقيق : الشيخ عادل أحمد عبد الموجود - الشيخ علي محمد معوض، شارك في التحقيق 1) د.زكريا عبد المجيد النوقي 2) د.أحمد النجولي الجمل ، ناشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1422هـ -2001م .





أبو حيان اندلسي ، نظر كلبي را اين گونه نقل مي‌كنند :

( هو مولانا ) ناصرنا وحافظنا وقال الكلبي هو أولى بنا من أنفسنا في الموت والحياة .(او مولاي ما است) ياور و نگاهدار ما است ، كلبي گفته است : مولي به معناي اولي و برتر از ما به جان ما در مرگ و زندگي است البغوي ، الحسين بن مسعود (متوفاي516هـ) ، تفسير البغوي ، ج 2 ، ص 299 ، تحقيق : خالد عبد الرحمن العك ، ناشر : دار المعرفة - بيروت





أبي عبيدة ، معمر بن المثني ، (متوفاي 210هـ)

«هِيَ مَوْلاَكُمْ» أولى بكم .اين مولاي شما است ؛ يعني اولي و برتر است به شما .

التيمى ، أبو عبيدة معمر بن المثنى ، مجاز القرآن




أبو بكر الأنباري (متوفاي 328هـ)‌‌‌

ابوبكر انباري گفته : مولي به معناي اولي است ، و اين فرمايش خداوند : (النار هي مولاكم) ؛ يعني نار اولي است براي شما . در شعر لبيد هم به معناي اولي آمده است : دو گروه متخاصم گمان بردند كه ترسناك تر و سزاوارتر براي ترس و وحت پشت سر و روبرو است .

الأنباري ، أبو بكر محمد بن القاسم (متوفاي328هـ) ، الزاهر في معاني كلمات الناس




إبن منظور الأفريقي (متوفاي 711هـ)

ابن منظور مصري كه كتاب لسان العرب او از برترين كتاب‌هاي لغت به شمار مي‌رود ، با استشهاد به شعر معروف لبيد تصريح مي‌كند كه «مولي» در اين شعر به معناي «أولي» است :

وأما قول لبيد : فعدت كلا الفرجين تحسب أنه مولى المخافة خلفها وأمامها فيريد أنه أولى موضع أن تكون فيه الحرب .

(ترجمه شعر قبلا ذكر شد) در شعر لبيد : از (مولي المخافة) اين چنين قصد شده است كه : سزاورتر و بر ترين مكان كه در آن جنگ خواهد بود ، پشت سر و رو برو است .الأفريقي المصري ، محمد بن مكرم بن منظور (متوفاي711هـ) ، لسان العرب ، ج 15 ، ص 410 ، ناشر : دار صادر - بيروت ، الطبعة : الأولى




الدقيقي النحوي (متوفاي614هـ)

وي نيز كه از بزرگان علم لغت در قرن هفتم به شمار مي‌ورد ، تصريح مي‌كند كه «مولي» به معناي «اولي» مي‌آيد :

وقال تعالى : «مأواكم النار هي مولاكم» أي أولى بكم .

خداوند فرمود : جايگاه شما آتش است، يعني آتش اولي و برتر است براي شما .

الدقيقي النحوي ، سليمان بن بنين (متوفاي614هـ) ، اتفاق المباني وافتراق المعاني ، ج 1 ، ص 138 ، تحقيق : يحيى عبد الرؤوف جبر ، ناشر : دار عمار - الأردن ، الطبعة : الأولى ، 1405هـ 1985م




الحسيني الزبيدي (متوفاي 1205هـ)

الزبیدی در تاج العروس به استشهاد به شعر معروف لبيد تصريح مي‌كند كه «مولي» در اين شعر به معناي «أولي» است :

وأما قول لبيد : فعدت كلا الفرجين تحسب أنه مولى المخافة خلفها وأمامها فيريد أنه أولى موضع أن تكون فيه الحرب .

(ترجمه شعر قبلا ذكر شد) در شعر لبيد : از (مولي المخافة) اين چنين قصد شده است كه : سزاورتر و بر ترين مكان كه در آن جنگ خواهد بود ، پشت سر و رو برو است .

الحسيني الزبيدي ، محمد مرتضى (متوفاي1205هـ ، تاج العروس من جواهر القاموس ، ج 40 ، ص 254 ، تحقيق : مجموعة من المحققين ، ناشر : دار الهداية





أبو البقاء الكفوي (متوفاي 1094هـ) :

كفوي از بزرگان لغت در قرن يازدهم است . وي در كتاب مشهورش الكليات در باره كلمه (مولي) مي ‌نويسد :

«مأواكم النار هي مولاكم» أي : هي أولى بكم .

جايگاه شما آتش است ؛ يعني اولي و سزاوار تر براي شما است .

الكفوي الحنفي ، أبو البقاء أيوب بن موسى الحسيني ، (متوفاي1094هـ) ، الكليات معجم في المصطلحات والفروق اللغوية ، ج 1 ، ص 870 ، تحقيق : عدنان درويش - محمد المصري ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1419هـ - 1998م




ابن حجر عسقلانی متوفی 852

ابن حجر عسقلاني در شرح اين مطلب مي‌نويسد :

قوله مولاكم أولى بكم قال الفراء في قوله تعالى «مأواكم النار هي مولاكم» يعني أولى بكم وكذا قال أبو عبيدة وفي بعض نسخ البخاري هو أولي بكم وكذا هو في كلام أبي عبيدة .

فراء در توضيح آيه شريفه : (ماواكم النار هي مولاكم) گفته است : مولي به معناي اولي و برتر به شما است ، ابوعبيده نيز چنين گفته است و در بعضي از نسخه‌هاي بخاري به معناي «او اولي به شما است» آمده است ، و همچنين است در سخن ابوعبيده .

العسقلاني الشافعي ، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ) ، فتح الباري شرح صحيح البخاري ، ج 8 ، ص 628 ، تحقيق : محب الدين الخطيب ، ناشر : دار المعرفة - بيروت .




معناي واژه «ولي» در فرهنگ خلفا

ابوبكر و عمر خود را «ولي رسول خدا» مي‌دانستند :

مسلم بن حجاج نيشابوري در صحيحش به نقل از خليفه دوم مي‌نويسد :پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت : من جانشين رسول خدا هستم ،‌ شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده‌ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را .ابوبكر گفت : رسول خدا فرموده است : ما چيزي به ارث نمي‌گذاريم ، آن‌چه مي‌ماند صدقه است و شما او را دروغگو ، گناه‌كار ، حيله‌گر و خيانت‌كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو ،‌ دين دار و پيرو حق بود .پس از مرگ ابوبكر ،‌ من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن ، دروغگو حيله گر و گناهكار خوانديد .النيسابوري ، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ) ، صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 1378 ، ح 1757 ، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت .

در اين روايت خليفه دوم تصريح مي‌كند كه ابوبكر خود را ولي = خليفه رسول خدا مي‌دانست ؛ ولي شما دو نفر او را تكذيب كرده و وي را خيانت كار و ... مي‌دانستيد ، من نيز خودم را ولي = خليفه رسول خدا مي‌دانم و شما دو نفر مرا دروغگو خيانت كار و ... مي‌دانيد.




الإمام أبي عوانة يعقوب بن إسحاق الاسفرائني متوفی 316هـ

عمر گفت : و چون رسول خدا از دنيا رفت ابوبكر گفت : من ولي و جانشين پياميرم ، و همانگونه كه او رفتار كرد من نيز چنان خواهم رفت ؛ سپس عمر به علي و عباس گفت : شما خيال مي‌كرديد كه أبو بكر ظالم و فاجر است ... سپس من بعد از ابوبكر دو سال حكومت كردم و روش رسول و ابوبكر را ادامه دادم ...

نكته مهم در اين روايت اين است كه ابوبكر مي‌گويد : «أنا ولي رسول الله بعده» كلمه «بعده» مطلب را روشن تر و ما را بهتر به مقصود مي‌رساند .حال سؤال اين جا است كه چرا بايد كلمه (ولي) و (مولي) كه در سخن رسول بايد با هزاران تأويل حمل بر غير مراد متكلم شود ولي در سخن ديگران نيازي نباشد ؟




إبن أبي شيبة الكوفي متوفاي235 ه

عمر گفت : و چون رسول خدا از دنيا رفت ابوبكر گفت : من ولي و جانشين پياميرم ، و همانگونه كه او رفتار كرد من نيز چنان خواهم رفت ؛ سپس عمر به علي و عباس گفت : شما خيال مي‌كرديد كه أبو بكر ظالم و فاجر است ... سپس من بعد از ابوبكر دو سال حكومت كردم و روش رسول و ابوبكر را ادامه دادم ...إبن أبي شيبة الكوفي ، أبو بكر عبد الله بن محمد (متوفاي235 هـ) ، الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار

نكته مهم در اين روايت اين است كه ابوبكر مي‌گويد : «أنا ولي رسول الله بعده» كلمه «بعده» مطلب را روشن تر و ما را بهتر به مقصود مي‌رساند .حال سؤال اين جا است كه چرا بايد كلمه (ولي) و (مولي) كه در سخن رسول بايد با هزاران تأويل حمل بر غير مراد متكلم شود ولي در سخن ديگران نيازي نباشد ؟




ابوبكر خود را «ولي امر مسلمين» مي‌دانست :

متقی هندی گوید: خداوند محمد را پيامبر و سرپرست و پيشواي مؤمنان قرار داد ، و به وجود او بر ما منت گذاشت تا آن كه او را نزد خودش خواند ، مردم را آزاد گذاشت تا خودشان بر اساس مصلحت‌ها پيشوا بر گزينند ؛ پس مرا به سرپرستي بر گزيدند ، به كمك خدا نه از چيزي مي ترسم و نه سرگرداني احساس مي كنم .




ابوبكر خود را «ولي امر مسلمين» مي‌دانست :

ابن عساکر گوید: وقتي كه با ابوبكر بيعت شد خطبه‌اي خواند كه به خدا سوگند بعد از او چنين خطبه‌اي خوانده نشد ، پس از حمد و ثناي الهي گفت : من به امر رهبري شما برگزيده شدم ؛ ولي از آن خوشنود نيستم ، دوست داشتم يكي از شما اين مسؤوليت را مي‌پذيرفت ...




انتصاب عمر به عنوان ولي

ابوبكر به عثمان گفت بنويس : اين سفارشي است به مسلمانان ؛ اما بعد ... سپس بيهوش شد ، عثمان نوشته را ادامه داد ، عمر بن خطاب را جانشين خودم بر شما قرار دادم ، سپس ابوبكر به هوش آمد ، گفت : آنچه نوشته‌اي برايم بخوان ؟ عثمان خواند و نام عمر را برد ، ابوبكر تكبير گويان به عثمان گفت : خدا تو را پاداش نيكو دهد .

آنگاه ابوبكر دست‌ها را بلند كرد و گفت : خداوندا من عمر را بدون اجازه پيامبرت جانشين قرار دادم ، جز صلاح آنان و جلوگيري از فتنه قصدي نداشتم ، تو خود آگاه تري كه من در آستانه سفرم ، پس تلاش كردم تا بهترين و نيرومند ترين آنان را كه حريص بر پيشرفت آنان باشد بر گزينم . او را از جانشينان هدايتگر كه از پيامبر رحمت و صالحان پيروي نمايد قرار ده ، و مردم را شايسته رهبري او گردان .

و نيز اين عهد نامه را براي مسلمانان شام و فرماندهان ارتش فرستاد و به آنان گوشزد نمود كه : بهترين فرد از ميان شما را امير و رهبر شما قرار دادم .

التميمي البستي ، محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم (متوفاي354 هـ) ، الثقات ، ج 2 ، ص 192 ـ 193 ، تحقيق السيد شرف الدين أحمد ، ناشر : دار الفكر ، الطبعة : الأولى ، 1395هـ – 1975





انتصاب عمر به عنوان ولي

ابوبكر در نامه‌اي به فرماندهان ارتش نوشت : عمر را بر شما جانشين قرار دادم ، و در اين كار جز خير خواهي براي مسلمين نخواستم ، سپس ابو بكر از دنيا رفت و شب بدنش دفن شد .

الجزري ، المبارك بن محمد ابن الأثير (متوفاي544هـ) ، معجم جامع الأصول في أحاديث الرسول ، ج 4 ، ص 109 .

استفاده از ماده «خليفه» و «ولي» در اين روايت ، نشانگر آن است كه در آن زمان مردم از اين دو كلمه يك معني استنباط مي‌كرده‌اند و «ولي» همان معنايي داشته است كه «خليفه» داشته است .

نه تنها خليفه اول براي انتصاب عمر از واژه «ولي» استفاده مي‌كند ؛ بلكه صحابه نيز در اعتراضي كه به ابوبكر داشتند ، از دو كلمه «ولي» و «خليفه» در كنارهم استفاده كرده‌اند




مقارنه ولايت رسول خدا و ولايت امير مؤمنان عليها السلام

رسول خدا صلي الله عليه وآله قبل از جمله «من كنت مولاه فعلي مولاه» از مردم اقرار گرفت كه آيا من از خود شما به شما سزاوارتر نيستم ؟ «ألست أولي بكم من انفسكم» . وقتي همه مردم سخن آن حضرت را تصديق كردند ، بلا فاصله بعد از آن فرمود : پس هركس من مولاي او هستم ، علي نيز مولاي او است .

بسياري از روايات غدير كه از طريق اهل سنت نقل شده ، جمله «الست أولي بالمؤمنين من انفسهم» را به همراه دارد كه ما در مقاله «تواتر حديث غدير» به اين روايات اشاره و صحت آن‌ها را ثابت كرده‌ايم . ولي در اين جا فقط به شش روايت بسنده مي‌كنيم :

در روايت ابن ماجه آمده است كه آن حضرت فرمود :

فقال أَلَسْتُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا بَلَى قال أَلَسْتُ أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ من نَفْسِهِ قالوا بَلَى قال فَهَذَا وَلِيُّ من أنا مَوْلَاهُ ... .

فرمود: آيا من از جان مؤمنان به آنان بر تر نيستم؟ گفتند: آري چنين است، فرمود: آيا من نسبت به هر مؤمني بر جان او برتر نيستم؟ گفتند: آري چنين است، فرمود: اين علي رهبر و سر پرست هر كسي است كه من مولاي او هستم.....

ابن ماجه القزويني ، محمد بن يزيد (متوفاي275 هـ) ، سنن ابن ماجه ،

محمد ناصر الباني نيز بعد از نقل روايت مي‌گويد :

اين روايت را ابن ماجه نقل كرده است و سند آن نيز صحيح است.

أخرجه ابن ماجة ( 121 ) . قلت : و إسناده صحيح .

ألباني ، محمّد ناصر ، سلسة الأحاديث الصحيحة‌ ، ج 4 ، ص 249 ، طبق برنامه المكتبة الشاملة .




__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 10 November 2017   #87
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 23,860
ج: یا زهرا

ثعلبي (متوفاي 427 هـ) از عبد الله بن عباس :

ابن عباس گفته است : آيه ابلاغ در باره علي نازل شده است ، رسول خد صلي الله عليه و آله مامور شد تا آن را به مردم ابلاغ كند ، دست علي را گرفت و فرمود : هر كس من مولا و پيشواي او هستم علي مولاي او است، خداوندا دوست بدار آنكه علي را دوست بدارد و دشمن بدار آنكه او را دشمن بدارد.

الثعلبي النيسابوري ، أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم ، الكشف والبيان (تفسير الثعلبي )




ثعلبي از امام باقر عليه السلام :

امام باقر عليه السلام فرموده است: معناي آيه چنين است: آنچه در برتري علي بر تو نازل شده است ابلاغ كن، پس از نزول آيه دست علي را گرفت و فرمود: هر كس من مولا و رهبر او هستم علي مولاي او است.

تفسير الثعلبي




واحدي نيسابوري (متوفاي468هـ) از أبي سعيد خدري :

ابو سعيد خدري گفته است : اين آيه : « اي پيامبر آنچه كه از طرف خداوند بر تو نازل شده است ابلاغ كن» در غدير خم و در باره علي بن ابي طالب نازل شده است.

الواحدي النيسابوري ، أبي الحسن علي بن أحمد ، أسباب نزول الآيات

با توجه به اين نقل از كتاب اسباب النزول نيسابوري ، بي مناسبت نخواهد بود كه به فلسفه نگارش آن از زبان خودش نيز نيم نگاهي داشته باشيم .

امروز هر كسي سخني جعل مي‌كند و دروغي را در شان نزول آيات مي بافد كه نتيجه آن جز جهالت و ناداني نيست و در عاقبت اين كار انديشه نمي‌شود ، به همين جهت كتابي را نوشتم كه شان نزول‌ها را در خود جمع كرده باشد تا جويندگان و دوست داران شان نزول‌ها راستي ها را در يابند و دروغ‌ها را بشناسند و گمشده خويش را در يابند .

الواحدي النيسابوري ، أبي الحسن علي بن أحمد ، أسباب نزول الآيات ، ص 5 ، ناشر : مؤسسة الحلبي وشركاه للنشر والتوزيع – القاهرة ، 1388 - 1968 م




بدر الدين العيني الحنفي

ابو سعيد خدري گفته است : اين آيه : « اي پيامبر آنچه كه از طرف خداوند بر تو نازل شده است ابلاغ كن» در غدير خم و در باره علي بن ابي طالب نازل شده است.




ابن عساكر (متوفاي 571هـ) از أبي سعيد خدري :

ابن عساكر در تاريخ مدينه دمشق مي‌نويسد :

از ابوسعيد خدري نقل است كه گفت: آيه بلاغ در غدير خم در باره علي بر رسول خدا صلي الله عليه و آله نازل شد.

ابن عساكر الشافعي ، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله ، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل





اعتراف به امامت درحدیث غدیر


محمد بن طلحة شافعي (متوفاي 658هـ) :

وي در كتاب كفاية الطالب كه آن را در باره مناقب امير مؤمنان عليه السلام نگاشته است ، بعد از نقل روايت « ولو كنت مستخلفاً أحداً لم يكن أحد أحق منك لقدمك في الإسلام وقرابتك من رسول الله ، وصهرك ... ؛ اگر بنا بود جانشين برگزينم هيچ كس سزاوارتر از تو به جهت پيشگامي‌ات در اسلام و نزديك بودن به پيامبر خدا و داماد او بودن نيست) مي‌نويسد :

وهذا الحديث وإن دل على عدم الاستخلاف ، لكن حديث غدير خم دليل على التولية وهي الاستخلاف ، وهذا الحديث أعني حديث غدير خم ناسخ لأنه كان في آخر عمره ( ص ) .

اين حديث اگر چه از ظاهر آن بر مي‌آيد كه رسول خدا جانشين تعيين نكرد ؛ ولي حديث غدير خم دليل بر تعيين سرپرست است كه همان جانشيني رسول خدا است ؛ بنا بر اين حديث غدير خم ناسخ حديث قبل مي‌شود ؛ چون حديث غدير در آخر عمر مبارك رسول الله ايراد شده و متأخر است .

الگنجي الشافعي ، الإمام الحافظ أبي عبد الله محمد بن يوسف بن محمد القرشي ، كفاية الطالب في مناقب علي بن أبي طالب.




تبريك به امير مؤمنان در غدیر

بعد از آن كه رسول خدا امير مؤمنان عليه السلام را به عنوان خليفه و جانشين خود انتخاب و آن را اعلام كرد ، مردم يكي يكي آمدند و به امير مؤمنان اين مقام و منصب جديد را تبريك گفتند . طبيعي است كه اگر آن حضرت منصب و سمت جديدي پيدا نكرده بود و تنها تأكيد بر محبت و دوستي و نصرت مطرح بود ، شايستگي تبريك و تهنيت نداشت .

ذهبي در تاريخ الإسلام با سند صحيح نقل مي‌كند :

براء مي‌گويد: با رسول خدا زير درخت نشسته بوديم، فرمان اقامه نماز جماعت صادر شد، سپس رسول خدا صلي الله عليه و آله دست علي را گرفت وسمت راستش قرار داد و فرمود: آيا من نسبت به مؤمنان از جان آنان به خودشان برتر نيستم؟ گفتند: آري، فرمود: علي مولاي كسي است كه من مولاي او هستم، خداوندا دوست بدار آنكه علي را دوست بدارد و دشمن بدار دشمن او را، عمربن خطاب گفت: مبارك باشد بر تو اي علي ، تو اكنون مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان مؤمن هستي.

تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام




ابن عساکر گوید:

براء بن عاذب مي‌گويد : در حجه الوداع همراه رسول خدا بوديم، زير درختها را تميز كردند، فرمان اقامه نماز جماعت صادر شد ، سپس رسول خدا صلي الله عليه و آله دست علي را گرفت وسمت راستش قرار داد و فرمود : آيا من نسبت به مؤمنان از جان آنان به خودشان برتر نيستم ؟ گفتند: آري ، فرمود : آيا همسران من مادران شما نيستند ؟ گفتند : آري ، فرمود : اين علي رهبر است و من رهبر او هستم، خداوندا دوست بدار آنكه علي را دوست بدارد و دشمن بدار دشمن او را، عمرگفت: مبارك باشد بر تو اي علي ، تو اكنون مولا و رهبر من و تمام مؤمنان هستي.

ابن عساكر الشافعي ، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله (متوفاي571هـ) ،‌ تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل ، ج 42 ، ص 221 ، تحقيق محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري ، ناشر : دار الفكر - بيروت - 1995




استدلال هاي امام علي به غدير


حضرت على عليه السّلام مردم را در رحبه گرد آورد و فرمود : سوگند مى دهم هر مرد مسلمانى كه غدير خم را به خاطر دارد و سخنى را كه در آن روز از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيده است ، از جا برخيزد . سى تن از مردم براى اقامه شهادت بپا خاستند ـ ابو نعيم گفته است كه افراد بسيارى شهادت دادند ـ و اعلام كردند آن هنگام كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دست امير المؤمنين على عليه السّلام را به دست مبارك خود گرفت خطاب به مردم فرمود :

آيا مي‌دانيد كه من شايسته‌تر به مؤمنان از خود آنها مى باشم ؟ همگى فرمايش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را تصديق كردند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود :

هر كس من مولاي او هستم ،‌ اين [علي] مولاي او است ، پروردگارا ! دوست على را دوست بدار ، و دشمن على را دشمن بدار .

ابو طفيل گفت : از ميان جمع در حالى بيرون رفتم كه در خودم احساس ناراحتى مى كردم ، و در بازگشت از اجتماع مردم ، به ديدار «زيد بن ارقم» رفتم و به او گفتم : از على چنين و چنان شنيدم و ناراحت شدم ! «زيد» گفت : آنچه را كه شنيدى انكار مكن ! به دليل آن كه، آنچه را كه استماع كردهاى من خود از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيده ام !

هيثمي بعد از نقل روايت مي‌گويد :

رواه أحمد ورجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة وهو ثقة .

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، علي بن أبي بكر الهيثمي (متوفاي807 هـ ) ج 9 ، ص 104 ، ناشر : دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407 .

اين روايت را احمد نقل كرده و راويان آن ، راويان صحيح بخاري هستند ؛ غير از فطر بن خليفه كه او نيز مورد اعتماد است.




سعيد بن وهب گويد : حضرت على عليه السّلام در رحبه ، حاضران را سوگند داد كه هر كس در روز غدير خم سخنى در حق من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيده است از جا برخيزد . در اين هنگام پنج تن و يا شش تن برخاستند و گواهى دادند كه آنان در آن روز از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در محل غدير شنيدند، خطاب به مردم فرمود:هر كس من مولاي او هستم ، اين علي نيز مولاي اوست.هيثمي بعد از نقل روايت مي‌گويد :رواه أحمد ورجاله رجال الصحيح .(مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 104 )




ابو اسحاق از عمرو بن ذى مرّ ، سعيد بن وهب و زيد بن يثيع نقل كرده است كه هر سه به اتفاق هم گفتند كه شنيديم حضرت على عليه السّلام سوگند مى داد كه هر كسى از شما از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير خم آن چه را درباره من فرموده ، شنيده است ، شهادت خود را اعلام نمايد . سيزده تن از حاضران از جاي خود برخاستند و گواهى خود را اعلام داشتند كه از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله شنيديم ، فرمود :

آيا من از جان مؤمنان سزاوراتر از خود آنها نيستم ؟ مردم فرموده آن حضرت را تصديق كردند . در اين هنگام دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود : «من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه واحبّ من احبّه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله» .

هيثمي بعد از نقل روايت مي‌گويد :رواه البزار ورجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة وهو ثقة .مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 105 .

اين روايت را بزار نقل كرده و تمام راويان آن ، راويان صحيح بخاري هستند ، غير از فطر بن خليفه كه او نيز قابل اعتماد است .




أبي اسحاق از سعيد بن وهب و از «زيد بن يثيع روايت كرده است كه هر دو تن گفتند : حضرت على عليه السّلام در رحبه ، حاضران را سوگند داد كه هر كس در روز غدير خم سخنى در حق من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيده است از جا برخيزد . در اين هنگام شش تن از كنار سعيد بن وهب و شش تن از كنار زيد بن يسع برخاستند و گواهى دادند كه آنان در آن روز از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در محل غدير شنيدند ، خطاب به مردم فرمود :

آيا خداوند از مؤمنان به خودشان سزاوارتر نيست ؟حاضران گفتند :آرى ! خدا بر همگى آنان اولويت دارد.رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود:

بارخدايا هركه من مولاي او هستيم ، اين علي مولاي اوست ، بارخدايا دوست بدار كساني كه او را دوست دارند و دشمن باش با كسي كه با او دشمني ورزد.




اعتراف وحشتناک البانی در مورد استدلال حضرت علی در مورد غدیر را ببینیم

عبد الله پسر احمد در آنچه بر مسند احمد افزوده است ، از سعيد بن وهب و زيد بن يثيع نقل كرده كه اين دو نفر گفته‌اند : علي در رحبه مردم را سوگند داد كه هر كس حديث غدير را از رسول خدا شنيده است از جا بر خيزد . بعد از شش نفر از كنار سعيد و شش نفر از كنار زيد شهادت دادند ... و در حديث چهارم ـ در طريق داشت دوّم و سوّم ـ نيز اين روايت گذشت . سند آن نيكو است و بزار نيز همانند آن را به شكل كامل‌تري نقل كرده است. و براي اين روايت سند‌هاي بسياري وجود دارد كه طايفه بزرگي از علما آن را نقل كرده‌اند ؛ از جمله هيثمي در مجمع الزوائد .

من نيز تا اندازه‌اي كه در توانم بود اين روايات را بعد از تحقيق سند‌هاي آن ، آن‌هايي را كه سندش قطعي بوده نقل كردم وگر نه اين روايت طرق بسياري دارد . و ابن عقده نيز آن را در كتابي جدا‌گانه آورده است .

ابن حجر عسقلاني در باره حديث غدير گفته : بعضي از روايات غدير صحيح و بعضي از آن حسن هستند . و خلاصه اين كه اين حديث با هر دو قسمتش [ من كنت مولاه ... اللهم وال من والاه] صحيح است ؛ بلكه قسمت اول آن به صورت متواتر از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم نقل شده ؛ چنانچه براي كساني كه در سند آن تحقيق كرده‌اند ، مطلب آشكاري است و من به اندازه كافي آن را ذكر كردم .



حاكم نيشابوري در المستدرك مي‌نويسد :

رفاعه بن اياس الضبي از جدش كه در جنگ جمل حضور داشته است نقل مي‌كند كه گفت: علي در پيامي براي طلحه در خواست ديدار با وي را نمود، پس از آمدن طلحه به وي گفت: تو را به خدا سوگند، آيا از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدي كه فرمود: كسي كه من مولاي او هستم علي مولاي او است، خداوندا دوست بدار دوست او را و دشمن بدار دشمن او را؟ گفت: آري، فرمود: پس چرا با من مي جنگي؟ گفت: آن را فراموش كرده ام .

الحاكم النيسابوري ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله (متوفاي 405 هـ) ، المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 419 ، ح 5594 ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة : الأولى ، 1411هـ - 1990م .

اگر حديث غدير دلالتي بر حقانيت آن حضرت بر خلافت و امامت نداشت ، چرا امير المؤمنين با طلحه و ديگران با حادثه غدير احتجاج مي‌كند؟ و چرا طلحه اعتراض نكرد و نگفت ما تو را دوست داريم ؛‌ ولي خلافتت را قبول نداريم، و با عذر خواهي گفت: فراموش كرده بودم؟.

sonnat.net

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 10 November 2017   #88
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 23,860
ج: یا زهرا

https://forum.hammihan.com/thread109910.html
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 12 November 2017   #89
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 23,860
ج: یا زهرا

یا علی ای یگانه مظلو ماسوی
یا حسین
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
امیرالمومنین علیه السلام @shameyaghin

یک ماجرا و یک سوال؟

ماجرا:
از این قرار است ( این روایت را بخاری در صحیحش نقل کرده است ) که هنگامی که مالیات بحرین که به مدینه رسید و به نزد ابوبکر اوردند جابر بن عبدالله نیز کنار ابوبکر بود و گفت :
پیامبر به من فرمود اگر مالیات بحرین به مدینه رسید هر چقدر میخواهی از ان را برای خودت بردار . ابوبکر به جابر گفت :
هر چقدر میخواهی بردار . و جابر در بیت المال مسلمین تصرف کرد بدون اینکه شاهدی بر گفته ی خویش بیاورد شرح الکرمانی علی الصحیح البخاری ج 10 ص 125 / فتح الباری فی شرح الصحیح البخاری ج 4 ص 599 حدیث 2292 / عمدة القاری فی شرح صحیح البخاری مجلد 6 جلد 12 ص 120 و ص 121 ح 5 باب من تکفل عن المیت فلیس له ان یرجع .

سوال❓❓
چگونه است که ادعای جابر بن عبدالله ( حتی بدون شاهد) قبول میشود ولی ادعای فاطمه الزهرا که معصومه است به دلیل ایه تطهیر و روایات رسول الله ، رد میشود❓
با اینکه بر گفته خویش شهودی مثل امیر المومنین و حسنین و ام ایمن را آورد ❓
ایا ابوبکر و پیروانش جوابی معقول و مقبول نزد خدا و رسولش داردند ❓

فرض بر اینکه اگر ادعای جابر بن عبدالله بدون شاهد قبول شد به خاطر این بود که جابر صحابی بود .
مگر فاطمه زهرا صحابیه نبود❓ مگردختر رسول الله نبود ❓
مگر طبق قران معصومه نبود❓
مگر سه تن از شاهدانش طبق نص آیات قران و روایات نبوی معصوم نبودند❓
مگر ام ایمن طبق فرمایش پیامبراهل بهشت نبود❓(به اعتراف خود ابوبکر)

پس چرا ادعای فاطمه سلام الله علیها تکذیب شد ولی ادعای جابر قبول شد ❓

پیروان سقیفه جواب بدهند.
چرا ابوبکر چنین ظلم فاحشی نسبت به سیده النساء کرد ؟


اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا قتیل العبرات
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 19 January 2019   #90
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 23,860
ج: یا زهرا

یا محمد وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی و

یا زهرا


حاصل باغ نبوّت، رفت بر باد فنا
خرمنى در آرزوى خامِ آب و دانه سوخت‏


كرْكَسِ دون، پنجه زد بر روى طاوس أزل
عالمى از حسرت آن جلوه مستانه سوخت‏


آتشى آتش‏ پرستى در جهان أفروخته‏
خرمن إسلام و دين را تا قيامت سوخته‏


سينه‏ اى كز معرفت گنجينه أسرار بود
كى سزاوار فشارِ آن در و ديوار بود؟
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 10:05AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts