بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > اخبار و سياست

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Sunday 28 February 2021   #301
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,085
روزنوشته ها: 6
ج: ترامپ برجام را پاره کرد!

همین سیاستهای فشار و تحریم و جنگ آفرینی رو روسیه زمانی علیه ما داشته و بخش زیادی از خاک ما رو جدا کرده و تا قزوین رو تصرف کرده، همین روسیه زمانی از طریق افراد وابسته به خودش آذربایجان رو از ایران جدا کرده بود، همین روسیه دقیقا همین سیاست رو علیه گرجستان و اوکراین و هر کشوری که ازش پیروی نکنه و البته زورش هم برسه دنبال کرده و میکنه، مقایسه شما اشتباهه چون شما در همراهی با روسیه هستین و اگر میخواین رفتار آمریکا رو با رفتار روسیه مقایسه کنین باید رفتار آمریکا با کشوری رو در نظر بگیرین که با بلوک غرب همراهی می‌کنه و اون رو با رفتار روسیه با ایران مقایسه کنین.
ترکیه همیشه سیاست ورزی خوبی داشته و همین اردوغان اسلامگرا هم سیاست ورزی رو خوب بلده و همه رو می دوشه و کمابیش به اهدافش میرسه، از اسراییل کمک میگیره برای حمله به ارمنستان و اینجوری منافع بلند مدت خودش رو تضمین میکنه، همزمان بین فلسطینی ها بیش از ایران محبوبیت داره و بعد هم رسما میگه باید رابطه مون با اسراییل رو بهبود بدیم که البته هیچوقت رابطه شون واقعا بد نبوده. عضو ناتو هستش و از روسیه سلاح میخره و غیره. دو دوزه بازی رو فقط فلسطینی ها نمیفهمن، آمریکا و روسیه میفهمن اما چاره ای ندارن، چون طرفشون بازی رو بلده و اونها مجبورن باهاش کنار بیان چون مجبورشون میکنه، حتی اسراییل مجبوره با این بازی کنار بیاد چون چاره ای نداره.

http://www.mikrofonnews.com/%D8%A7%D...-%D8%A7%DB%8C/

اس ۴۰۰ هم چندان جدید نیست و از معرفی اون حدود ۱۶ سال میگذره ولی اس ۳۰۰ خیلی قدیمی تره. روسیه محاله به ایران تکنولوژی رو انتقال بده، ممکنه بعضی تجهیزات رو بفروشه اما انتقال فناوری اونم از روس‌ها، غیر ممکنه. ایران ممکنه بعضی فناوری ها رو حتی از کره شمالی یا بازار سیاه بخره یا بدزده، اما از روس‌ها خیری نمی‌رسه.
حالا شما از روسیه اس ۴۰۰ یا سوخو ۳۵ بخرید اگر میده! که البته نمی‌ده. روسیه از تهدید فروش سلاح به ایران به عنوان یک برگ برنده استفاده می‌کنه، یعنی صرفا با تهدید به همکاری با ایران در معاملات با غرب امتیاز میگیره اما در نهایت همکاری خوبی با ایران نمیکنه. غربی ها متحدین خودشون رو اینجوری معامله نمیکنن مگر در موارد خیلی خاص. به هر حال در معاملات بین این قدرتها، طرف غربی به هزار و یک دلیل دست برتر رو داره و طرف شرقی مجبور به کوتاه اومدن میشه و به همین دلیل نمیشه روی کمکش حساب کرد.
سیاست خارجی ایران اصلا قابل دفاع نیست، هیچ خیری نداره و فقط ضرر میزنه. به نظر میاد غیر عادی ترین سیاست خارجی رو ما داریم، شما هم سعی میکنی توجیه کنی ولی توجیه پذیر نیست. بخش دیگه سیاست خارجی ایران هم اینه که دوست داره دولتهای اسلامگرا در کشورهای دیگه روی کار باشن حتی اگر سلفی و وهابی باشن! مثل همین اردوغان که براش ذوق ذوق میکردین یا مثلا طالبان، لابد برای اینکه ملا هستن. یا از اخوانی های مصر خوشش میومد که البته فعلا ناکام موند. این سیاست حتما غلطه و به ضرر ایران و کشورهای دیگه هم هست.

آخرين ويرايش Freedom1 ، Sunday 28 February 2021 در 05:49AM.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 7 March 2021   #302
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,085
روزنوشته ها: 6
ج: ترامپ برجام را پاره کرد!

اینجا یه پست دیگه هم از جناب ناقد بود
عجیبه

یه گزارش دیدم از ارومیه سر صف روغن جامد دعوا شده بود بین مردم. خیلی ناراحت شدم، شهری مثل ارومیه که یکی از بافرهنگ ترین مردم رو داره..
بیاندازین گردن دولت، بالاخره این دولت هم تموم میشه بعدش چی میخواین بگین.



https://www.asriran.com/fa/news/774037/

آخرين ويرايش Freedom1 ، Sunday 7 March 2021 در 06:54PM.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 7 March 2021   #303
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,085
روزنوشته ها: 6
ج: ترامپ برجام را پاره کرد!

محسن رضایی جمله ای گفته و وزارت خارجه هم پاسخی داده، ولی آدم عاقل می‌دونه که جمهوری اسلامی پولهای بسیار زیادی خرج سوریه و عراق و غیره می‌کنه و چیزی هم برنمیگرده
https://www.alef.ir/news/3991217065.html

بگذریم

یکی دیگه از اشکالات حکومت اینه که تاریخ رو وارونه و غلط به خورد مردم میده همون‌طور که در زمان حال و در سیاست خارجی واقعیتها رو نمیگه، مثلا بزرگترین حامی صربها، روسیه بود ولی حکومت به دروغ به مردم می‌گفت که غرب حامی صربهاست، و صدها مورد مثل این میشه مثال زد. اما درباره تاریخ، مثلا جمهوری اسلامی از نهضت جنگل و میرزا کوچک خان یک قهرمان ساخته و سریال و غیره، اما میرزا کوچک و نهضت جنگلش، با کمک کمونیستها «جمهوری سوسیالیستی گیلان» رو بنا کردن که مشخصه هم اقدامی تجزیه طلبانه بوده و هم وابستگی به روس‌ها و هم هر چیز بد دیگه ای، و یکی از افراد حاضر در این به اصطلاح نهضت جنگل، «جعفر پیشه وری» بوده که بعد از شکست جریان جنگل، مشابه اون رو با کمک شوروی در آذربایجان درست کرد، که با زحمت زیاد و با سیاست ورزی قوام السلطنه مهار شد.
جمهوری اسلامی این ماجرا رو جوری روایت می‌کنه که گویا کوچک جنگلی و اطرافیانش عده ای میهن پرست بودن که جنبشی حق طلبانه رو بنا کردن.
مشابه این تغییر واقعیت رو میشه درباره ایت الله کاشانی و شیخ فضل الله نوری و نواب صفوی و غیره هم دید، هر شخصیتی رو به دلیل روحانی بودن بیش از حد بزرگ میکنن و شخصیت های میهن دوست دیگه رو که احیانا رابطه خوبی با روحانیت نداشتن، طرد میکنن.

آخرين ويرايش Freedom1 ، Sunday 7 March 2021 در 08:36PM.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از Freedom1 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 10 March 2021   #304
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,085
روزنوشته ها: 6
ج: ترامپ برجام را پاره کرد!

https://www.asriran.com/fa/news/774679/
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 16 March 2021   #305
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,085
روزنوشته ها: 6
ج: ترامپ برجام را پاره کرد!

https://www.asriran.com/fa/news/775589/
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 20 March 2021   #306
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,085
روزنوشته ها: 6
ج: ترامپ برجام را پاره کرد!

در یک روستایی گاوی داشتند که چند خانواده از شیر آن استفاده میکردند و منبع روزیِ آنها بود یک روز گاو خواست تا از کوزه بزرگی آب بخورد اما سر گاو درون کوزه گیر کرد مردم روستا اول خواستند کوزه را بشکنند اما گفتند نزد ریش سفید برویم تا شاید راه چاره بهتر ببیند. ریش سفید گفت سر گاو را ببرید، بریدند و گفتند : هنوز سر گاو در کوزه مانده! ریش سفید گفت حالا کوزه رابشکنید! وچنین کردند. ریش سفید رفت و ناراحت و غمگین در گوشه ای نشست. مردم گفتند ای ریش سفید ناراحت نباشید هم گاو و هم کوزه فدای شما. گفت من ناراحتِ گاو یا کوزه نیستم از این ناراحتم که اگر شما من را نداشتید میخواستید چگونه امورات زندگی خود را بچرخانید؟!!


سال گاو مبارک
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 21 March 2021   #307
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,085
روزنوشته ها: 6
ج: ترامپ برجام را پاره کرد!

قطعه ای از نامه سه بخشی استاد رنانی:


شکست‌های ما در مهار «ظرفیت خشونت»

راستش با نگاهی که امروز از دریچه توسعه، به سیاست دارم، اگر در هر‌یک از ادوار تاریخ معاصر ایران زندگی می‌کردم دست به چنین اقداماتی می زدم:

من اگر در زمان امیرکبیر بودم و دسترسی داشتم، به پای او می‌افتادم و تمنا می‌کردم که منافع درباریان را، و حتی خارجیان را، یک‌جا و یک‌مرتبه قطع نکند و با برخوردهای تند و تیز خود موجب بسیج درباریان و خارجیان برای فشار بر شاه نشود و شاه را نگران و خشمگین نکند. می‌گفتم حضرت امیر آگاهی دارند که ۵۰ سال فرصت در پیش است؟ نخواهید که همه اصلاحات خود را در سه سال به انجام برسانید. اجازه بدهید تا ملت ایران از این فرصت برآمدن شما بهره ببرد و آرام‌آرام آرزوهایش را محقق کند. لطفاً کاری نکنید که ناصرالدین‌شاه ۱۶ ساله که دانش‌آموز و مرید و علاقه‌مند به شماست ظرف سه سال از شما خسته شود و از سعایت درباریان به ستوه آید و از اقدامات شما وحشت کند و در ۱۹ سالگی دستور قتل شما را بدهد. این شاه جوان قرار است نیم‌قرن پادشاهی کند، پس آرام‌تر و مطمئن‌تر حرکت کنید تا شاه را تربیت و با خود همراه کنید؛ تا ۵۰ سال فرصت ملت ایران از دست نرود و برای نیم قرن هم چیز متوقف نشود.

من اگر به جای رهبران انقلاب مشروطیت بودم، تمام تلاش خود را برای جلب اعتماد و همراه نگاه داشتن محمدعلی شاه با مشروطه‌ می‌کردم، حتی وقتی شاه برخی درخواست‌های زیاده‌خواهانه داشت. انقلاب مشروطیت به استبداد رضاشاهی ختم شد چون نخبگان مشروطیت نتوانستند برای کاهش «ظرفیت خشونت» با هم همکاری کنند. سید‌حسن تقی‌زاده که از رهبران برجسته مشروطیت بود،‌ در اواخر عمر، یکی از بزرگ‌ترین خطاهای زندگی خویش را این دانسته است که وقتی محمدعلی‌شاه از درِ آشتی با مشروطه‌خواهان درآمد، او نگذاشت که این آشتی صورت گیرد و بر عزل محمدعلی‌شاه اصرار کرد (نقل به مضمون از همایون کاتوزیان).

من اگر در مجلس پنجم مشروطیت بودم به دست‌بوسی مدرس می‌رفتم و می‌گفتم بزرگوار، با همه‌ی بدی‌هایی که رضا‌شاه دارد و با همه نفرتی که از او دارید به‌سبب منافع ملت ایران با او مذاکره کنید. شاید اگر بر سر تبدیل سلطنت به جمهوری با او به تفاهم برسید، ملت ایران یک رئیس‌جمهور مادام‌العمر را تحمل خواهد کرد ولی پس از آن حکومت در فرزند رضا‌شاه ادامه نمی‌یابد و ما مجددا به‌سمت پادشاهی استبدادی نخواهیم رفت و بنابراین دیگر نیازی به نهضت ملی و کودتا و انقلاب‌ نخواهد بود.

من اگر مشاور مصدق بزرگ بودم به زاری از او تمنا می‌کردم که به دیدار شاه برود، شاهی که هنوز جوان بود و مستبد نشده بود، و از او بخواهد رهبری نهضت ملی‌شدن نفت را خودش برعهده بگیرد و با همفکری شاه راهکاری را پیدا کند تا ملی‌شدن نفت به نام شاه تمام شود. همچنین در ۲۵ مرداد ۳۲ هنگامی که شاه بی‌خبر از کشور رفت، اجازه نمی‌دادم که دکتر فاطمی این خروج را فرار و به منزله استعفای شاه قلمداد و اعلام کند؛ و اجازه نمی‌دادم او (دکتر فاطمی، وزیر امورخارجه) به نمایندگی‌های ایران در خارج اعلام کند که شاه یک فراری است و دستور دهد با او همکاری نکنند. شاید امید به بازگشت قانونی به سلطنت در شاه زنده می‌ماند و پیشنهاد کودتای بیگانگان را نمی‌پذیرفت؛ و آنگاه خیلی از قضایای دیگر پس از آن پدیدار نمی‌گشت.

و اگر از نزدیکان و مشاوران آیت‌الله بروجردی (مرجع بلامنازع شیعیان جهان در همان دهه پر التهاب) بودم، به دست و پای ایشان می‌افتادم که مانع تدریس فلسفه و زبان انگلیسی در حوزه‌ها نشوند و اجازه نامزدی برای نمایندگی مجلس را به روحانیون برجسته‌ای که هم تمایل به کاندیداتوری داشتند و هم توان تعامل و ایجاد تغییر در ساختار متصلب آن دوره را داشتند، بدهند؛ تا شاید از آن رهگذر، تحولات درون نظام سلطنتی با سرعت و هزینه‌های کمتری اتفاق بیفتد.

من اگر در دهه ۵۰ قلمی و موقعیتی در جامعه ایران داشتم، حتماً به شاه نامه می‌نوشتم و خواهش می‌کردم تا به‌خاطر آینده ایران با روحانیان مدارا کند و سخن آنان را بشنود. می‌گفتم نمایندهٔ ویژه خود را با هدیه‌ای به عراق بفرستید تا با آیت‌الله خمینی گفت‌‌وگو کند،‌ سخن او را بشنود و او را تکریم کند و قول اصلاح برخی سیاست‌های مورد نقد ایشان را بدهد و آن قول را واقعا عملی کنید. و می‌گفتم به‌خاطر مردم ایران به دیدار مراجع تقلید بروید و آنان را ارج بگذارید و با آنان تعامل کنید و حساسیت‌هایشان را در نظر بگیرید. قطعاً اگر شاه در آن زمان چنین می‌کرد، انتظارات و توصیه‌های مراجع آن اندازه نبود که کل ساختار سیاسی ایران را به‌هم بریزد، آنان بیشتر انتظاراتشان از نوع اصلاحی و به خوبی قابل اجرا بود. اما شاه به انتظارات آنان وقعی نگذاشت تا کم‌کم انباشته شد و به انقلاب انجامید و سپس در امواج هیجانی انقلاب دیگر فقط دهان‌ها گشوده شد و مشت‌ها گره شد تا رسیدیم به‌جایی که دیگر کسی به کمتر از فروپاشی رضایت نمی‌داد.

من اگر در سال ۵۸ به مهندس بازرگان دسترسی داشتم می‌گفتم بزرگوار کسی که ۳۰ سال برای رهایی از استبداد مبارزه کرده و هزینه داده است اکنون نباید سه ماهه خسته و دلزده شود و قهر کند. باید بایستد، صبوری کند، طعنه‌ها و ناسزاها را بشنود، و دندان روی جگر بگذارد، خیلی‌ها را تحمل کند و رابطه‌اش را با آیت‌الله خمینی تیره نکند و نگذارد یک جبهة تازه از تنش و خشونت در کشور باز شود.

همچنان‌که در اسفند ۹۴ پس از آن‌که در انتخابات مجلس دهم تمام نمایندگان تهران از فهرستی انتخاب شدند که اقای خاتمی تایید کرده بود، و تقریبا تمام چهره‌های اصلی اصولگرا از مجلس دهم حذف شدند، طی نامه‌ای به آقای خاتمی پیشنهاد دادم که ایشان در بیانیه‌ای به منتخبان اصلاح‌طلب انتخابات مجلس دهم از تهران اعلام کنند که: «چرخه حذف رقیب و شادی رقبا از حذف یکدیگر در این کشور باید پایان یابد. ما باید با پیام دوستی و آشتی وارد مجلس دهم شویم و با همکاری نمایندگان همه طیف‌ها برای سازندگی کشور دست به دست هم بدهیم. بر این اساس پیشنهاد من (خاتمی) به منتخبان مجلس شورای اسلامی از تهران این است چند نفر از آنان از نمایندگی خود استعفا دهند تا راه برای ورود چند چهره از بزرگان اصول‌گرا به مجلس دهم باز شود و با ایجاد فضایی از دوستی و همگرایی، دو جناح بتوانند با تفاهم و دوستی در مجلس دهم برای حل مشکلات ملی همکاری کنند». البته آقای خاتمی شخصا از این پیشنهاد استقبال کرد، اما تصمیم را به کمیته‌ای از اصلاح‌طلبان واگذار کرد، که بعداً خبر یافتم، در آن کمیته مخالفت شده است. در حالی که از آقای خاتمی انتظار می‌رفت همان‌گونه که برای رای‌آوردن آن منتخبان سنگ تمام گذاشت، این‌جا نیز از اعتبار خود خرج کند و بر این‌کار پافشاری کند و در آن فضای رقابت خشن و حذفی، یک گام توسعه‌خواهانه بردارد.

من اگر در سال ۸۸ مشاور مهندس موسوی بودم به او تاکید می‌کردم، سید خودت را ذبح کن، تا جامعه از این بحران عبور کند. به تعهدت به رأی‌دهندگان عمل کردی و نظرت را درباره انتخابات نتیجه اعلام کردی؛ با اعتراضات گسترده مردم نیز همراه شدی و اکنون حمایت آنها را در پشت سر داری؛ ولی پس از چند روز یا حداکثر چند هفته که پیام اعتراض مردم به گوش همگان رسید، پایان اعتراضات خیابانی را اعلام کن و اجازه بده کشور وارد فاز خشونت نشود و به روند عادی خویش برگردد تا هم سرمایه‌های اجتماعی مردمی که گرد تو آمده‌اند، در درگیری و خشونت و ناامیدی مستهلک نشود و هم حکومت در فرایندهای غیرقابل جبران و تصمیماتی بی‌بازگشت نیفتد. حتی می‌توانی به طور مدنی مشروعیت دولت جدید را به پرسش‌بگیری، اما در‌عین‌حال می‌توانی مانع از آن شوی که آرامش و افق‌مندی کشور در تب‌و‌تاب اعتراضات از دست برود (و البته این نکات را، کمی دیر، در مهر ۸۸ نوشتم و از طریق یکی از مشاوران‌شان برای ایشان فرستادم؛ ولی نمی‌دانم به دست ایشان رسید یا نه).

و اکنون که من خودم زبان دارم و قلم دارم و تریبون دارم و شنیده می‌شوم حاضرم خطر بپذیریم،‌‌آسیب ببینم و همه اعتبارم را خرج کنم تا شاید باب یک گفت‌و‌گو را باز کنم. شاید در دنیایی که با شبکه‌ای‌شدن ارتباطات، «اثر پروانه‌ای» همه‌جا به کار افتاده‌است، بتوانم گام کوچکی برای شکل‌گیری گفت‌وگو و کاهش ظرفیت خشونت در کشور بردارم.

استادان عزیز علوم سیاسی، نقد شما را می‌دانم، اقتضائات قدرت را می‌دانم، نظریه قدرت را خوانده‌ام، نظریه دموکراسی را تدریس کرده‌ام، آری می‌دانم که در سیاست با توصیه اخلاقی و خواهش و زاری نمی‌شود تغییری ایجاد کرد. می‌دانم، اما امید را چه کنم؟ اما دانشجوی سابقم را چه کنم که بیکار است، ازدواج هم نکرده است، اما پس از خواندن بخش دوم این نوشتار، با گریه پیام داد «استاد بنویس، تو را به خدا بنویس، می‌دانم این حرف‌ها شدنی نیست، اما بنویس که خواندنش هم و تصورش هم شوق‌آور و امید‌بخش است».


مأموریت رهبری برای گذار؟

روزی از اهل دلی یک تقسیم‌بندی را شنیدم که در هیچ کتاب معرفتی ندیده بودم. گفت هر انسانی در زندگی خود با انواع مأموریت‌ها روبه‌روست. مأموریت‌های شخصی، خانوادگی، اداری، اجتماعی، سیاسی و نظایر آنها. این مأموریت‌ها معمولاً زیادند و چاره‌ای نیست که با توجه به شرایط‌مان، از بین آنها انتخاب کنیم. اما گاهی و فقط گاهی، و گاهی فقط یک بار در عمر، انسان با «مأموریت وجودی» روبه‌رو می‌شود. مأموریت وجودی یعنی کار خیری که تغییرات مثبت جدی در جامعه ایجاد می‌کند و آن کار فقط و فقط از دست همان فرد برمی‌آید و هیچ‌ فرد دیگری نمی‌تواند آن کار را انجام دهد. گویی آن کار فقط برای آن فرد طراحی شده است. درواقع کسی که به نقطه مأموریت وجودی می‌رسد یعنی تمام نیروهای خلقت منتظرند تا او مأموریت خود را به انجام برساند تا آنها نیز بتوانند کار خود را ادامه بدهند. مأموریت وجودی مثل ابلاغ رسالت است، منتها بدون وحی مستقیم؛ و همه ما هر‌کدام در مراحلی از عمر خویش برخی مأموریت‌های وجودی در برابرمان قرار می‌گیرد که فقط ما می‌توانیم انجام دهیم و به همین سبب ما «باید» انجام بدهیم وگرنه گرفتار «گناه وجودی» خواهیم شد؛ این‌ها همان کارهایی است که وقتی نمی‌کنیم تا آخر عمر، خود را سرزنش می‌کنیم. مثل وقتی شما در کوهپیمایی و نزدیک غروبی یخ‌زده به کوهنوردی برمی‌خورید که سقوط کرده است و نیاز به کمک دارد و فرد دیگری هم نیست که به او کمک کند. این یک مأموریت وجودی است، شما باید تصمیم بزرگی بگیرید، او را در سرما و ناامنی کوه رها کنید و بروید، یا جان خود را به خطر بیندازید و به پرتگاه بروید و یاری‌اش کنید، تا شاید کمکی برسد.

مأموریت وجودی درواقع یک آزمون ویژه است که برای شخص ما طراحی شده است که اگر با موفقیت انجام دهیم نه‌تنها وضعیت دیگران و جامعه بهبود یا تکامل پیدا می‌کند بلکه موجب ارتقای وجودی ما نیز می‌شود. و تفاوت مأموریت وجودی با سایر مأموریت‌ها این است که برای تحقق آن حتما باید دست به ایثار و گذشت و عبور از برخی داشته‌ها زد. مأموریت وجودی نوعی عصیان بر علیه خویش است که نیازمند تأمل،خلوت و گاهی ریاضت است.

اکنون به‌گمانم مقام رهبری در برابر یک مأموریت وجودی برای جامعه ایران قرار گرفته‌اند. در این عالم و روی خاک این کشور، کاری بر زمین مانده است که انجام آن فقط و فقط از دست یک فرد ساخته است و بخش بزرگی از نیروهای این کشور و حتی خلقت، عاطل مانده است و منتظر انجام آن کار است که اگر انجام شود موجی از نیرو و امید و خلاقیت در پیکره این کشور به جریان می‌افتد و موجب ارتقاء بزرگی در جامعه ایران می‌شود. اما آن مأموریت وجودی چیست؟

در سلسله مراتب وظایف حکومت‌های مدرن،‌ دو وظیفه اول یکی «حفظ امنیت خارجی» و دیگری «تأمین نظم داخلی» است. همه وظایف حکومت‌های مدرن، نهایتاً کارکردشان همان کاهش «ظرفیت خشونت»‌ است، اما این دو وظیفه در صدر آنها قرار دارند.

آیت‌الله خامنه‌ای اکنون همه تلاش خودشان را برای ارتقاء جمهوری اسلامی انجام داده‌اند و در حوزه مدیریت «ظرفیت خشونت» یکی از مهم‌ترین دستاوردهای‌شان این است که، دستکم امروز، «ظرفیت خشونت» با منبع خارجی را برای ایران مدیریت کرده‌اند. یعنی اگر قدرت نظامی و موشکی ایران واقعاً به مرحله بازدارندگی رسیده باشد، می‌توان گفت، با وجود «ظرفیت خشونت» متنوعی که اطراف ایران است، در حال حاضر، و دستکم پس از دوره ترامپ، تهدید خارجی جدی برای تمامیت و امنیت ایران وجود ندارد. و البته اعتبار و سربلندي ناشي از اين دست‌آورد نيز از آن ايشان است. با این‌حال به نظر می‌رسد برای ارتقاء و پایداری امنیت خارجی‌مان، نیازمند تعاملات جدی‌تری با دنیای خارج هستیم؛ و به گمانم هم‌اکنون نظام در حال اصلاح سیاست‌ خارجی خود و حرکت آرام در این مسیر است. امید که چنین باشد.

اکنون آنچه می‌ماند و در حال حاضر تحقق آن تنها از عهده مقام رهبری بر‌می‌آید (مأموریت وجودی) انجام تحولاتی است که تهدیدات داخلی و «ظرفیت خشونت» داخلی را، برای دوره پس از ایشان، به حداقل ممکن برساند. به‌گمانم این مهم‌ترین کاری است که ایشان برای نسل‌های آینده ایران می‌توانند به انجام برسانند. فرآیندهای توسعه، کار خودشان را خواهند کرد و جوامع را به‌پیش خواهند برد، تُند یا کُند، کم‌هزینه یا پرهزینه، اما یک رهبر توسعه‌خواه می‌تواند با تصمیماتی و اقداماتی و هزینه‌کردن از اقتدار و اعتبار خویش، هزینه‌های چندین نسل را بکاهد. بنابراین مقام رهبری می‌توانند با مجموعه‌ای از تصمیمات انقلابی، یک مأموریت وجودی را به انجام برسانند و به عنوان جمع‌بندی‌کننده یک قرن تلاش ملت ایران برای توسعه و بهروزی، دست به یک «تحول امنیت‌بخش» بزنند تا جامعه ایران با امنیت، آرامش و امید وارد قرن پانزدهم شمسی شود. و گفتیم که با معیارهای جدید علم توسعه، رهبر توسعه‌خواه کسی است که پایداری کند و هزینه بدهد تا چرخه معیوب افزایش «ظرفیت خشونت» را در کشور خود بشکند. بدون شکستن این چرخه هیچ راهی به‌سوی توسعه و بهروزی یک جامعه باز نخواهد شد.

راهبرد اقتصاد مقاومتی انتخاب مهمی بود، در شرایطی خطیر. اما متاسفانه به نتیجه مطلوب نرسید؛ چرا؟ چون اجرای آن به دست همان بوروکراسی گرفتار «شکاف ناکارآمدی» سپرده شده بود، و طبیعی است که نمی‌شود. اکنون امید می‌رود رهبری معظم خود هدایت و راهبری نهضتی برای ایجاد یک «تحول امنیت ‌بخش»‌ (ت.ا.ب = تاب) برای تحقق «تاب‌آوری اجتماعی» در ایران را بر‌عهده بگیرند که این کار وقتش امروز است و قطعا در توان ایشان است.



نهضت تاب‌آوری اجتماعی

نکات محوری که تا اینجا بر آنها انگشت گذارده‌ایم را خلاصه کنیم:

تخلیه انرژی خرد جمعی: به‌علل متعدد نظیر نظارت استصوابی، گزینش‌ٔها، برخوردهای ایدئولوژیک، تبارگماری، فساد اداری،‌ مهاجرت، عدم آزادی رسانه‌ها، کاهش سرمایه اجتماعی و...، نظام مدیریت ملی از «انرژی خرد جمعی» تخلیه شده است و مهارت و بهره هوشی و تخصص کافی و سازماندهی سیستمی برای حل‌و‌فصل مشکلات روبه‌روی خود را ندارد.

شکاف کارآمدی بوروکراسی: نظام اداری ایران،‌از یک سو به‌علت چهل سال محرومیت تدریجی از «انرژی خرد جمعی»، و از سوی دیگر به علت تجربه چهل سال مداخله بخش کاریزماتیک حکومت برای حل‌و‌فصل مسائل بخش بوروکراتیک، به یک نظام ناکارآمد و غیرپویا تبدیل شده است. این نظام اداری در دوران پسارهبری که دیگر مداخله و حمایت اقتدار کاریزماتیک در پشت آن نخواهد بود، توانایی و مهارت حل‌و‌فصل بحران‌ها را نخواهد داشت. بنابراین با هر شکست برای هر حل‌وفصل هر بحران، «ظرفیت خشونت»‌ در کشور را بالا خواهد برد.

شکاف انتظارات:‌ اقتصاد ایران پس از یک دورهٔ آرام رشد و رفاه، اکنون در یک روند سریع کاهش رفاه قرار گرفته است که به‌علل متعدد به این زودی‌ها هم قابل توقف نیست. انتظارات جامعه بر اساس آن دورهٔ رشد و رفاه شکل گرفته است و این انتظارات نیز به‌علت گسترش ارتباطات مجازی و آشنایی مردم با استانداردهای زندگی در بقیه دنیا، دیگر قابل پایین‌آمدن نیست. همچنین به علت شکل‌گیری چرخه‌ انباشتی «کسری بودجه- بدهی- نقدینگی- تورم» این کاهشِ ظرفیتِ خلقِ رفاه همچنان ادامه خواهد یافت، صرف‌نظر از اینکه در انتخابات ۱۴۰۰ چه دولتی سرکار بیاید و با آمریکا مصالحه کنیم یا نه. بنابراین شکاف بین انتظارات و واقعیت در ایران، روز‌به‌روز در حال افزایش است و دارد به‌عنوان یک موتور تولید «ظرفیت خشونت»‌ عمل می‌کند.

سونامی چهل-سی: اکنون ۴۰ میلیون از جمعیت ایران جوانِ زیر ۳۰ سال است، که انباشته از انرژی و انتظارات و دارای قدرت مطالبه‌گری است. بخش بزرگی از آنان نیز فاقد چشم‌اندازی برای اشتغال مناسب، ازدواج بهنگام، تأمین مسکن و تأمین سایر نیازها هستند. این جمعیت در هر بزنگاه تاریخی می‌تواند همچون یک سونامی، انرژی خود را وارد بحران‌های دررسنده کند و بحران‌ها را به درهم‌ریزی‌های بی‌بازگشت تبدیل کند. ظرفیتی که در مقایسه با اعتراضات بنزین، هر روز در حال افزایش و تراکم بیشتر است.

پایان عصر کاریزما: در تمام چهل سال گذشته، جمهوری اسلامی از اقتدار عظیم کاریزماتیک متعلق به رهبر کبیر و رهبر کنونی، برخوردار بوده است که در تمام بزنگاه‌ها، به کمک آن اقتدار خود را از بحران عبور داده است یا بحران‌ها را منجمد و گاه پنهان کرده است. در دوره پسارهبری، چنین قدرتی وجود ندارد و بحران‌هایی که تاکنون حل نشده است و پرونده‌هایی که همچنان باز مانده است، یک به یک سربرخواهند آورد.

هم‌افزایی بحران ها: با توجه به تنوع و تکثر بحران‌های حل‌نشده، پنهان‌شده یا منجمد‌شده، به‌محض آنکه فشار اقتدار کاریزما از روی آنها برداشته شود، یک به یک سر باز خواهند کرد. یعنی زنجیره‌ای از فرصت‌های بالفعل‌شدن «ظرفیت خشونت» پنهان، در دورهٔ پسارهبری شکل خواهد گرفت.

مجموعه این نکات به این معنی است که حتی اگر فرآیند انتخاب رهبر بعدی، با آرامش و همدلی نیروهای سیاسی، بدون تنش‌ و بدون رقابت‌های مخرب انجام پذیرد، و خبرگان بتوانند بر روی فردی توافق کنند، تازه رهبر بی‌تجربه و بی‌کاریزمای جدید با امواجی از بحران و «ظرفیت‌ خشونت» انباشته روبه‌روست که می‌تواند آینده ایران را دستخوش حوادث یا تصادفات پیش‌بینی نشده کند.

اکنون پرسش این است: مقام رهبری چه کاری می‌توانند برای کاهش «ظرفیت خشونت»‌ در ایرانِ پسارهبری انجام دهند؟ چه «تحول امنیت‌بخش»ی می‌تواند توسط ایشان انجام شود تا «تاب‌آوری اجتماعی»‌ در امروز و فردای ایران‌مان بالا رود؟

نامه کامل رو در سایت ایشون ببینید
http://renani.net/index.php/texts/notes/834-p3
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 4 روز پيش   #308
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,085
روزنوشته ها: 6
ج: ترامپ برجام را پاره کرد!

باز این روزها عجیب دلم برای هاشمی تنگ میشه

https://www.asriran.com/fa/news/789007


مرد مرادی، نه همانا که مرد
مرگ چنان خواجه نه کاری‌ست خرد

جان گرامی به پدر باز داد
کالبد تیره به مادر سپرد

کاه نبد او، که به بادی پرید
آب نبد او، که به سرما فسرد

شانه نبود او، که به مویی شکست
دانه نبود او، که زمینش فشرد

گنج زری بود در این خاکدان
کاو دو جهان را به جوی می‌شمرد

در سفر افتند به هم، ای عزیز
مروزی و رازی و رومی و کرد

خانهٔ خود باز رود هر یکی
اطلس کی باشد همتای برد

آخرين ويرايش Freedom1 ، 4 روز پيش در 07:48PM.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
آمریکا, برجام, ترامپ, مذاکره با آمریکا, پسابرجام


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 01:21AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts