بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Monday 28 September 2015   #61
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

ج: ***خطبه نبی الله صلی الله علیه وآله وسلم در غدیر خم ***
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ترجمه و شرح غفارى ؛ ج‏1 ؛ ص205


ذكر بيان احتجاج حضرت نبى الشفيع في يوم الدين در روز خم غدير و ديگر ايام شهور و سنين در باب ولايت حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام و باقى ائمة المعصومين عليهم سلام اللَّه رب العالمين‏
روايت كرد شيخ كامل اجل و سيد عالم اكمل ابو جعفر محمد بن ابى الحرب الحسينى رضى اللَّه عنه از شيخ ابو على حسن بن شيخ ابو جعفر محمد الطوسى رحمة اللَّه عليه و آن شيخ فاضل نقل كلام از شيخ مجيد سعيد ابو جعفر قدس اللَّه روحه و نور ضريحه نمود و آن عالم كامل روايت كند از جمعى كثير مثل ابى محمد هارون بن موسى‏
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ترجمه و شرح غفارى، ج‏1، ص: 206
التلعكبرى رحمه اللَّه و غيره مينمايد و هارون رضى اللَّه عنه نقل كرد از ابو على محمد بن الهمام و آن دانا روايت كرد از على سعيد رحمة اللَّه عليه و آن عالم خبر داد از ابو جعفر محمد العلوى كه از اولاد عبد اللَّه افطس است.
و آن بزرگوار حامى دين از صلحاى بندگان حضرت رب العالمين است و آن كامل دانا نقل سخن از محمد بن موسى الهمدانى نمود و او خبر داد از عالم شيخ محمد ابن خالد الطيالسى و آن فاضل نقل كلام از سيف بن عميره و صالح ابن عقبه كند و آن بزرگوار تابع دين نبى المختار نقل حديث از قيس بن سمعان و علقمة بن محمد الحضرمى نمايد و اين هر دو دانا و كامل روايت از ابى جعفر محمد بن على عليهما السّلام بدين نوع مينمايند:
چون رسول حضرت بيچون بامر و حكم خالق البريه از مدينه طيبه نهضت اجلال بصوب؟؟؟ مكه معظمه ايزد متعال نمود و مقصد حضرت نبى الاكرام اقدام بحج بيت الحرام و اعلام ساير انام با ذات او تعليم شرايع و احكام و تتميم دين اسلام بود و چون رسول انام سابقا تبليغ ولايت و امامت على و باقى ائمه كرام عظام بامت بالتمام اعلام ننمودند درين سال حكم قادر متعال و مشيت ذو الجلال در باب امر و اعلام رسول با عز و اقبال برسان آن بامت و اعلام هر انام متعلق گشت.
جبرئيل امين بحكم حضرت اكرم الاكرمين بخدمت سيد الأنبياء و المرسلين آمد و بعد از عرض سلام از قبل ملك علام گفت اى سيد ولد آدم حضرت خالق عالم مى‏فرمايد كه يا محمد من هيچ رسول و پيغمبر از بنى نوع آدم را قبض روح نكردم مگر بعد از اتمام دين و اكمال احسان و اشفاق باصناف اهل زمين و اى حبيب اله بدان و آگاه باش كه از تبليغ آداب و احكام و شرايط شرايع اسلام شما دو امر لازم التبليغ و الاهتمام باقى است كه تبليغ هر دو آن بخلقان واجب و لازم بعقل و برهان است.
يكى تبليغ آداب فرايض حج بيت اللَّه الحرام و ديگرى تبليغ فريضه ولايت و خلافت اوصياى شما عليهم السّلام بجميع انام و چون سفر خير اثر شما اى حبيب‏
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ترجمه و شرح غفارى، ج‏1، ص: 207
نزديك من بغايت قريب گشته و مرا شوق لقاى شما از حد گذشته بايد كه بسعادت و بشتاب تهيه اسباب آن سفر خير اثر چنانچه سزاوار و درخور است نمائى و اوصياى خود را در مكان امامت مقرر و معين فرمائى زيرا كه من بيقين هرگز زمين را بغير حجت امين خالى نگذارم و آن حجت ارحم الراحمين الى يوم الدين هميشه مخلد در دنيا باقى و مكين نيست.
يا محمد ايزد تعالى و تقدس امر نمود كه شما بنفس اقدس درين سال با حرام افعال و آداب حج بيت اللَّه الحرام بهر كس قيام و اقدام نمائى و هر احدى امت را باعلام احكام حج و آداب آن سرافراز و مبتهج فرمائى و از بندگان من آنكه شرع ترا مطيع و قادر مستطيع بود از عربى و عجمى و بدوى و حضرى همگى و تمامى را امر باقدام و قيام حج اسلام نمائى و بنوعى كه امت خود را بصلاة و صيام و زكوات و ساير واجبات ايزد علام واقف و اعلام گردانيدى بايد كه بآداب حج بيت اللَّه الحرام و احكام آن نيز مخير و مطلع گردانى.
چون حضرت نبى المبعوث الى الانس و الجان باعلام وحى ايزد سبحان واقف و عالم بايد آداب قادر منان گرديد في الفور در مدينه طيبه بمنادى حكم فرمود كه ندا كند كه اى معشر مردمان واى گروه مشرف بشرف اسلام و ايمان بدانيد كه حضرت رسول آخر الزمان درين سال ما همگى امتان بزيارت كعبه معظمه و تعليم امت مناسك و احكام آن روانه آن مكان پرفيض بامر ايزد سبحانست بايد كه در تهيه و تجهيز اين سفر مثوبت اثر سعى بيشتر نمائيد و كمال جهد و جد خود را در باب انجام و انصرام اسباب سفر سعى خود را مبذول و مرعى داريد و در باب اهتمام آن بهيچ باب بتقصير از خود راضى مشويد كه مساهله در آن موجب تأسف و خسران و ندامت در روز جزا و احسان است.
ارباب اسلام و ايمان و اصحاب رسول آخر الزمان بعد از استماع قول منادى حضرت ايزد تعالى اگر چه بوساطت شهرت آنكه نبى الرحمه در اين سال خود با امت قيام‏
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ترجمه و شرح غفارى، ج‏1، ص: 208
و اقدام بحجة الوداع مينمايند بغايت الغايت آزرده خاطر و بينهايت مضطر و پريشان گشتند ليكن بنويد تعليم آداب مناسك حج و اركان از حضرت پيغمبر قادر منان في الجمله شادمان بودند در تحصيل آن مقصد و مرام همه اصحاب اسلام بقصد الزام ركاب سعادت انتساب حضرت نبى الوهاب هر كس بقدر استطاعت و دست‏رس خود بتجهيز سفر خير اثر مكه معظمه پرداختند و اسباب آن را كما ينبغى و يليق مهيا ساختند و منتظر توجه رايات ظفر اثر جاه و جلال حضرت رسول واهب متعال نشستند تا آنكه آن نبى با عز و اقبال از مدينه طيبه بجانب كعبه امانى و آمال براى زيارت نهضت اجلال فرمود و تمامى اصحاب اسلام و ارباب كرام در خميه‏گاه آن مرشد خاص و عام نصب و در سرانجام مهام و مرام سعى تمام نموده قدم بقدم در تحت علم آن نبى المكرم مى‏بودند.
بعد از قطع منازل و طى مراحل داخل مكه معظمه شدند ساير اصحاب و امت در ايام رفاقت آن نبى الرحمه بلكه جميع ارباب ملت گوش بجانب آن منبع فضل و هوش داشته مستمع اقوال و مستتبع افعال آن رسول نيكو خصال بودند كه هر چه از آن سيد و سرور و مهتر و بهتر استماع نمايند يا مأمور بآن گردند معمول و مؤدى گردانيد.
همگى و تمامى اصحاب و اكثر سكنه مدينه با سكينه و اعراب بوادى و بلاد و اطراف و متوطنين حوالى مدينه و اكناف كه در آن سال در خدمت آن رسول فرخنده خصال متوجه ادراك طواف خانه كعبه حضرت ذو الجلال شدند زياده از هفتاد هزار نفر بودند بعدد قوم موسى كليم عليه التحية و التسليم كه در تيه با آن نبى اللَّه رفيق و همراه بودند و پيوسته طريقه مرافقت و شيوه موافقت مرعى و مسلوك ميداشتند.
و آن پيغمبر عاليمقام در هنگام توجه ميقاتگاه حضرت ايزد علام از آن قوم بالتمام بجهت برادر اعيان خود هارون عليه السّلام اخذ بيعت و اقرار متابعت و اقامت بر اطاعت آن طايفه و خيم العاقبه گرفته بود و در آن باب وصيت و تهديد بسيار و وعيد
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ترجمه و شرح غفارى، ج‏1، ص: 209
و تأكيد بيشمار فرمود.
بعد از توجه آن نبى اله بميقاتگاه كه عبارت از طور سينا است اكثر بنى اسرائيل از طريق متابعت هارون عليه سلام الملك الجليل برآمده تبديل سبيل رب جميل نموده سالك مسالك تمرد و خلاف و ساير مهالك منهج عتو و اعتساف گشته بعد از نقض عهد و پيمان و نكث مصافحه و ترك ايمان متابع شيوه سامرى شدند و طريقه گوساله‏پرستى برداشتند و خاك ظلمت جهل و ضلالت بر ديده عقل بصيرت خود انباشتند.
ذكر بيان احوال سامرى و پيدا كردن گوساله بعلم ساحرى‏
اما حقايق احوال سامرى ضال على سبيل الاجمال كه ذكر آن مناسب اين محالست شرح و بيان آن بدين منوال است كه نام آن مرتد ابتر موسى بن ظفر است و آن مردود ضليل در ميان قوم بنى اسرائيل بوقوف علم كيميا بلكه بمعرفت و شناخت همه اشياء از علوم مثل رمل و هندسه و نجوم شهرت تمام و امتياز لا كلام داشت.
اكثر طلبه علوم آن قوم در پيش او تردد براى تحصيل علم رمل و حكمت و هندسه و نجوم ميكردند.
خلاصه كلام على سبيل الاستفهام و الاستعلام آنكه چون شدايد سخت‏گيرى فرعون و تبعه او بقوم بنى اسرائيل از حد بيان و تفصيل و از حيز طاقت آن قوم ذليل متجاوز كردند قوم بنى اسرائيل بالتمام براى رفع و دفع آن شدايد و آلام بحضرت موسى عليه السّلام مستغاثى شدند.
آن پيغمبر عاليمقام چون مطلع بر تعدى و تسلط ظلمه لئام بود بعد از استجازه از مهيمن علام و بحكم اوامر قوم بسفر از آن مرز و بوم فرمود بنى اسرائيل امتثالا لامره العالى و احترازا من ظلم الفرعون الغاوى تمامى رجال و نسوان با اطفال و مماليك ايشان از بلده مصر برآمده روى به بيابان نهادند.
فرعون و هامان بعد از اطلاع بر فرار بنى اسرائيليان با جميع قبطيان بلكه با لشكر
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ترجمه و شرح غفارى، ج‏1، ص: 210
خارج از حصر و بيان تعاقب گريختگان نمودند چون بامر رب العالمين در كنار درياى نيل تلاقى فريقين قريب گرديد و قوم بنى اسرائيل بعد از ملاحظه حشمت آن طاغى بى‏سر و بن همگى آن مرد و زن بر اسيرى و هلاكت خويشتن متيقن گشتند باز آن قوم در آن ماوى كرة بعد اخرى استغاثه بر موسى عليه التحية و الثنا نمودند.
نبى الجليل في الفور به اعلام و اخبار جبرئيل به موجب امر رب جميل عصاى خود بدرياى نيل زد بتقدير ايزد جزيل دوازده سبيل به عدد اسباط بنى اسرائيل از آن بحر بى‏بديل منشعب گشته و آب آن بحر بمشيت حضرت خالق الارض و الافلاك مثل و مانند توده‏هاى خاك بر بالاى يك ديگر قرار گرفته با هر سبط از اسباط بنى اسرائيل بامر و فرمان رسول ايزد جميل از سبيل طريق نيل معبرى شدند.
اما فرعون و هامان بعد از وصول بر كنار آن بحر بيكران و ادراك معجزه و نشان- چنان از حضرت موسى بن عمران توسن خود را عنان كشيدند حيرت و ملالت از جبين آن ملاعين ظاهر و مبين گشته نه روى رجوع و نه قدرت مرور و عبور در حضور آن طاغى باغى بيحضور.
في الفور جبرئيل امين بامر و حكم رب غفور بر ماديان بادپاى فلك‏پيماى سوار شده از پيش اسب آن كافر باغى بگذشت بمجرد وصول بوى ماديان بر مشام توسن آن ظالم نادان آن مركب شروع در تيزى عنان و سركشى زياده از حيز بيان نمود تا آنكه عنان اختيار از يد تمالك آن نابكار و از قبضه تماسك و اقتدار او درربود فرعون هر چند سعى از حد افزون نمود كه آن مركب را ضبط كند و نگذارد كه بدريا درآيد مفيد نيفتاد.
اسب فرعون سر در عقب ماديان گذاشت و همه جا چشم از آن برنداشت تا چون بلب درياى نيل رسيد و اسب جبرئيل به آن درياى زخار درآمد اسب آن كافران يعنى فرعون و هامان بلكه تمامى قبطيان به آن بحر بيكران درآمدند.
چون هيچ احدى از ايشان بر ساحل آن بحر بى‏پايان باقى نماند آن دريا بمشيت‏
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ترجمه و شرح غفارى، ج‏1، ص: 211
ايزد سبحان بهمان هيئت اصلى و در صورت اولى بعد از طلاطم و طوفان معاودت نمود و جميع قبطيان را هلاك و نابود و طعمه دواب بحر و ساير جانوران ساخت.
و چون سامرى عليه اللعنة را اطلاع بر خاصيت خاك سم اسب جبرئيل بود و مى‏دانست كه اگر اندك از آن خاك بر هر جماد پاشند بتقدير حافظ هر گزند، آن جماد بزيور حيات ارجمند گردد في الفور آن طاغى بيحضور در حضور موسى عليه السّلام و آن قوم بنى اسرائيل غير محضور قليل از آن خاك برداشت و با خود نگاه ميداشت.
و نيز بعد از تفصى ايام از هلاكت آن لئام چون آن دريا بامر ملك علام متموج و متلاطم گشته در آن اثر جلى و حلل آن كفره ابتر را با باقى ذخايران جمعى زبون از بحر بيرون ريخت سامرى از آن حلى و ذخاير مال متكاثر تحصيل كرد و از طلاى احمر گوساله مرتب ساخت و اندكى از آن خاك در جوف آن تيره مغاك انداخت.
بعلم و تقدير رب العباد آن جماد بنطق و بيان درآمد و بدمدمه سحر و فسون بآسانى مرشوم ملعون بآن قوم خطاب نمود كه اى بنى اسرائيل بايد كه در طريق متابعت سامرى و بنهج اطاعت او ساعى بوده اصلا و قطعا شما و ساير برايا از حكم و امر او تمرد و انحراف و تخلف و اعتساف روا مداريد و هر چه من شما را فرمايم و امر بآن نمايم آن را عين صدق و عيان و وسيله اسلام و ايمان كه باعث ثواب و سبب دخول جنانست دانيد.
زيرا كه اله سامرى و اله موسى و شما منم و او پيغمبر و فرستاده منست آن طايفه مخذول العاقبه گوساله مصورى و سامرى را در آن قول و ماجرا مصداق فرا گرفتند هر چند هارون برادر و خليفه و وصى موسى عليه السّلام كه سابقا آن لئام بموجب حكم موسى عليه السّلام بمتابعت و مبايعت او قيام و اقدام نموده بودند آن قوم منكر را منع و زجر نمود مفيد نيفتاد و اثرى نداد تا آنكه اكثر بنى اسرائيل شيوه سامرى و طريقه گوساله مصورى برداشته از نهج بندگى رب جليل و منهج متابعت رسول جميل برآمده شيوه ناراستى و آئين گوساله‏پرستى برداشتند و خاك مذلت كفر
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ترجمه و شرح غفارى، ج‏1، ص: 212
و ارتداد بر وجنات اعمال صواب و سداد خود انباشتند بلكه نيل عصيان و گناهكارى بر صحيفه وجوه نيكو كردارى خود كشيدند و از طريق قويم و شرع مستقيم موسى كليم عليه التحية و التسليم رميدند و تا قيام قيامت بواسطه آن حركت ملوم و از آن فعل شنيع مذمومند نحن نعوذ اليه و نستعين لديه.
[تشبيه بعضى از صحابه به اصحاب موسى ]
چون اصحاب سيد البريه و ارباب مطيعين بلد المحمديه از بدوى و حضرى و عجمى و عربى در يوم الغدير حسب الأمر النبى الابطحى متابعت امير المؤمنين عليه السّلام درآمدند و بعد از وفات نبى المختار اكثر اصحاب بى‏اعتبارى را شعار خود ساختند و قدم از طريق آن امام الامم برون گذاشته سالك مسالك عباد و ساير منهج غير سداد گشته نقض عهد مصافحت و نكث پيمان و بيعت نمودند و تابع گوساله عربى و مطيع و بدعت محدثى شدند.
درين باب اين اصحاب با قوم موسى عليه السلام سبب نسبت و مثل بمثل اقتدا و اقتفا نمودند منقولست كه بعد از توجه سيد البريه از مدينه مكرمه بصوب مكه معظمه باصحاب كرام و ارباب اسلام از كثرت صوب ملبيات ملتزمين ركاب سيد الانام در هر مقام و مسكن او از مدينه و مكه متصل بود و هيچ مكان از صوت تلبيه اهل ايمان خالى و بى‏نشان نبود.
اما چون آن شافع العصات في العرصات رحل اقامت بمأمن عرفات انداخت پيك رب جليل علام امين الوحى جبرئيل عليه السّلام بخدمت رسول ايزد جميل آمد بعد از عرض تحيت و سلام و تهنيت از قبل خالق الانام گفت اى سيد الخواص و العام چون اجل شما نزديك و مواصلت تو بما اى حبيب بغايت قريب گشته بناء على هذا شما را مطلع و مخبر گردانم.
تو خوب تبليغ امر كه بحكم ايزد اكبر از امور ضروريه دين مبين بلكه از متممات شرع سيد المرسلين است و از آن مفر و محيص جايز و رخيص نيست بايد كه‏
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ترجمه و شرح غفارى، ج‏1، ص: 213
بزودى در همين زمان در تجديد عهد و پيمان سعى و جهد فراوان نمائى و قيام بحكم و امر من فرمائى و نيز از آنچه علوم غريبه كه در نزد تو مودعست بلكه ميراث از انبياء كه پيش از شما در دار دنيا بودند با سلاح و تابوت و علامات و آيات كه از انبياى سابق بشما عايد و لاحق گرديد همه آن را تسليم وصى و خليفه تو و حجت بالغه من على بن ابى طالب عليه السّلام نمائى و آن امام الامم را مانند علم بر پاى دارى و عهد و بيعت و پيمان و مصافحت براى على عليه السّلام بستانى و خلايق را باقرار بر ولايت و امامت او امر نمائى و آن جماعت را متذكر گردانى بعهود و مواثيق كه سابقا از ايشان در باب امامت على عليه السّلام و ائمه اين خاندان گرفته كه على عليه السّلام مولاى انس و جان و مولاى همه رجال و نسوانست كرة بعد اخرى بايد كه آن را مجدد گردانى.
زيرا كه قبض روح هيچ احدى از انبيا و رسل و هاديان سبل در هيچ وقت و محل ننمودم مگر وقتى كه اكمال دين و اتمام نعمت بسكنه زمين نمودم چنانچه پيغمبران ايشان را در هنگام سفر آخرت امر بتعيين وصى كه من براى ايشان مقرر و معين گردانيده بودم مينمودم و تأكيد ميفرمودم و عداوت و انكار دشمنان خود و ايشان را بر آن اعيان ظاهر ميگردانيدم.
الحال چون تو اشرف انبيا و رسل و برگزيده حضرت عز و جل خواهى بود و اوصياء تو سيد الاوصيا امير المؤمنين على عليه السّلام و اولاد كرام فحام آن حضرت ائمة الهدى عليهم السّلام خواهند بود حقايق آن را بخلايق اعلام و اعلان نماى و تأخير مفرماى و اين تبليغ امر از من بشما محض اظهار كمال مهربانى و شفقت و غايت احسان و مرحمت است كه نسبت بشما و ساير امت معمول ميگردد.
اين كه شما را امر نمودم بر تبليغ ولايت على عليه السّلام بجميع انام و حكم و امر بر اطاعت و متابعت آن حضرت و ائمة الهدى عليهم السّلام فرمودم بواسطه آنست كه من دائم زمين را از حجت قايم هادى امم خالى نگذارم تا آنكه مرا همه دم حجت بر اهل عالم باشد.
اى محمد درين روز اتمام كار تمامى مخلوقين براى لواى سيد المرسلين بوسيله‏
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ترجمه و شرح غفارى، ج‏1، ص: 214
تعيين امير المؤمنين عليه السّلام بنده من و وصى و خليفه رسول حضرت ذو المنن كه حجت بالغه من بر تمامى خلايق مرد و زنست نمودم و شما را عالم گردانيدم بآن كه طاعت ولى من مقرون بطاعت نبى منست و طاعت نبى من مقرون است بطاعت من پس هر كه طاعت ولى من نمود طاعت نبى من نمود و آنكه طاعت نبى من نمود طاعت من نمود و معصيت با ولى من معصيت نبى من و معصيت با نبى من معصيت است با من.
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بى‏شبهه و يقين نشانه ايست ميان من و جميع مخلوقين هر كه آن ولى ايزد تعالى را بحق بشناسد و بداند كه آن سرور ولى حضرت داور و بعد از رسول صلى اللَّه عليه و آله بلا فصل وصى نفس پيغمبر واجب تعالى و تقدس است آن مرد مؤمن نيكو كار و مستحق جنان و سزاوار مغفرت ايزد غفار است و منكر ولايت و امامت حضرات ائمه عليهم السّلام و التحية لايق نيران و درخور دوزخ تابانست و آنكه در بيعت آن امام دين شرك آرد بيقين آن كس از جمله مشركين بحضرت رب العالمين است.
يعنى بر بى‏رويت كه در ايام ولايت و امامت آن صاحب رايت ديگرى را بامامت بگزيند يا احدى را از جبلت ذات غير قويم و طبع نامستقيم با حضرت امير المؤمنين عليه التحية و التسليم در باب ولايت و امامت شريك و سهيم داند چنانست كه آن شريك و انباز بواسطه حضرت بى‏نياز ثابت گرداند و مشرك رب العالمين ملعون و بيدين است و آنكه در يوم العرصات با مودت و محبت آن امام البريات با من ملاقات كند در روز حساب و شمار داخل «جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ» گردد و هر كس كه با دشمنى و عداوت آن ولى ايزد منان و باقى امامان با من ملاقات نمايد بى‏شبهه و گمان داخل نيران دوزخ تابان گردد.
در آن وقت جبرئيل عليه السّلام گفت يا نبى الرحمه بحكم حضرت رب العزت بايد كه از جميع امت براى امير المؤمنين عليه السّلام و باقى ائمه عليهم السّلام و التحيه مصافحه و بيعت بستانى و او را مهتر خلايق گردانى و عهود و مواثيق كه پيشتر از امت بواسطه امير المؤمنين حيدر و ائمه احدى عشر گرفته مجدد گردانى كه مرا شوق لقاى تو دريافته لهذا
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ترجمه و شرح غفارى، ج‏1، ص: 215
بزودى روح پر فتوح ترا قبض نمايم.
رسول واهب سبوح بعد از استماع اين تأكيدات از پيك قادر مهيمن بر فوت خود متيقن گشته همان دم تصميم عزم نمود كه تبليغ حقيقت ولايت و امامت على عليه السّلام بنهجى مامور بمردم مؤدى گرداند.
[اطلاع پيغمبر اكرم بر حالات بعضى از منافقين‏]
اما چون نبى بيچون عالم بنفاق اهل شقاق بود كه در خواطر و ضماير ايشان چه مضمر است و بغض و عداوت آن منافقان نسبت بآن امام الانس و الجان بچه كيفيت و عنوانست آن سيد و سرور بخوف آنكه مبادا آن قوم يكسر بعد از استماع امر امير المؤمنين حيدر را بحضرت تنفر نمايند و بحالت اولى و كفر اصلى مراجعت نمايند الا قليل از اصحاب سيد الانس و الجان كه خلوص عقيدت و صدق طويت ايشان برسول آخر الزمان ظاهر و عيان بود مثل عمار ياسر و سلمان و ابى ذر غفارى و باقى اعيان.
در آن باب حضرت سيد الأنبياء از جبرئيل امين استدعا و التماس نمود كه حقايق احوال منافقين در معرض كبرياى حضرت ارحم الراحمين رساند و كيفيت آن را كما هى معروض گرداند تا مگر آيه عصمت بواسطه جمعيت خاطر عاطر فيض مقاطر سيد البشر گرداند.
پيك امين بعد از توجه بخدمت اكرم الاكرمين و عرض مطلب سيد النبيين ايزد اكبر در انزال آية العصمه صبر فرمود تا آنكه رايات جاه و جلال آن صاحب سعادت و اقبال از عرفات بمسجد خيف نزول اجلال نمود.
في الفور جبرئيل بعد از نزول بامر رب غفور آن نبى المشكور را به تبليغ ولايت و امامت على عليه السّلام بامت كرة ثانيه مأمور گردانيد و گفت يا محمد واجب الوجود بتو سلام و درود ميرساند و ميگويد كه عهد و بيعت و امامت و ولايت على عليه السّلام بامت رسان و آن حضرت را بخلافت جميع خلقان معين گردان.
چون ختمى پناه عالم بنفاق منافقين قريش نسبت به آن حضرت و باقى مسلمين و خويش بود كه آن طايفه اگر چه بظاهر اقرار بكلمه طيبه مى‏آرند ليكن در دل شيوه‏

الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ترجمه و شرح غفارى، ج‏1، ص: 216
عصيان و طريقه طغيان مرعى ميدارند بناء عليه آن سيد و سرور بمرحمت و احسان رحيم الرحمن مستظهر گشتند منتظر آيه عصمة مى‏بود تا آنكه از جميع افعال و مناسك حج و زيارت خانه ايزد علام و طواف بيت اللَّه الحرام فارغ شد و رايات جاه و جلال آن نبى فرخنده خصال از مكه معظمه بصوب مدينه مكرمه متوجه گرديد.
همگى اصحاب و اعيان اعراب طريقه مرافقت و شيوه موافقت مرعى و مسلوك داشته در ركاب جناب سعادت انتساب آن نبى ايزد وهاب روان گشتند.
و چون بكراع النعيم رسيدند جبرئيل امين باز از درگاه بى‏نياز رسيد و امر تبليغ ولايت على عليه السّلام را كرة ثالثه رسانيد اما با بيان آية العصمة خاطر فيض مقاطر حضرت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم را مطمئن و مستظهر نگردانيد.
چون جبرئيل عليه السّلام تبليغ پيغام قادر علام بحضرت نبى الاكرام نمود رسول ملك منان بلسان معجز نشان فرمود كه يا اخى جبرئيل مرا در باب تبليغ امامت تاخير و تانى و مكث و تراخى بواسطه آنست كه ميدانم اكثر امت تكذيب من نمايند و تصديق قول من در حق ولايت على عليه السّلام نمى‏نمايند.
جبرئيل امين بمجرد استماع كلام سيد المرسلين صلى اللَّه عليه و آله مراجعت بخدمت رب العالمين نمود و پيام سيد الانام بحضرت واهب علام عرض و اعلام فرمود و رسول آخر الزمان از آن مكان كوچ كرده روانه مدينه گرديد.
چون بخم غدير كه سه ميل پيش از جحفه است رسيد در آن وقت پنج ساعت از روز گذشته و خورشيد جهانتاب بدايره نصف النهار نرسيد كه جبرئيل رسيد و به آية العصمة آن حضرت را معزز و مكرم گردانيد و بزجر و بانگ گفت:
يا محمد مترس از مردمان مينديش از شر ضرر منافقان كه حضرت قادر منان ذات فايض البركات شما را در حفظ و امان خويشتن نگهبانست بعد از آن اين آيه وافى هدايت به آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرو خواند كه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ‏».
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ترجمه و شرح غفارى، ج‏1، ص: 217
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 29 September 2015   #62
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

***امروز در عصر ارتباطات وهابیت جنایت منا را انکار وسانسورمی کند چه توقعی برای غدیر و...
در سال 2015 و در عصر ارتباطات، وهابیت کشتار حجاج را انکار و سانسور می کنند،با بودن ملیونها شاهد ودوربینها و......... پس چه توقعی دارین که واقعه غدیر که 1425سال پیش بوده را با 120هزار شاهد انکار نکنند؟!
چه توقعی است که کودتای ننگین سقیفه که با تهدید وارعاب وترور واتش زدن بیت نبوت وهزران هزار جنایت دیگر همراه بود انکار نکنند
چه توقعی است که منکر شهادت محسن بن علی وحتی وجود مقدس او نشوند
چه توقعی دارید که شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا رو کتمان نکنند و...
وچه توقعی است؟......
وچه توقعی است؟............
وچه توقعی است؟..............
وچه توقعی است؟..................
وچه توقعی است؟......
وچه توقعی است؟............
وچه توقعی است؟..............
وچه توقعی است؟..................
و.................................................
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 30 September 2015   #63
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

هم به لطفت از مقام قاب و قوسین از خدا - مصطفی اسرار سبحان‌الذی دریافته
عقل اول کز طفیلش می‌رسد لوح و قلم - پیش دانا واپسین طفل دبستان شماست
من مریض درد عصیانم که درمانم توئی - دردمند این چنین محتاج درمان شماست
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 30 September 2015   #64
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۳۹۴ - ۰۱:۳۵

صفحه نخست » بین الملل


اما متن که برهان قاطع بر بطلان خلافت اول و دوم و سوم است، و دلیل قطعی بر خلافت بلا فصل علی بن ابی طالب است، این متن است
مهر ۱۳۹۴
آیةالله العظمی وحید خراسانی مد ظله العالی
روز غدیر روزی بود که قرآن ناطق برای خلافت بلا فصل نصب شد

به گزارش «شیعه نیوز»، آیت الله وحید خراسانی در جلسه درس خود در مسجد اعظم به تشریح این روایت از رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم- که فرمودند: " علیٌّ مع القرآن والقرآن مع علیّ " پرداختند و به نکات دقیق و عمیقی از آن اشاره فرمودند. معظم له در ابتدای سخنانشان ضمن اشاره به برخی از منابع معتبر روایی که این روایت را نقل کرده اند و نزد مخالفین مذهب اعتبار ویژه ای دارد، فرمودند: اعتبار سند و مدرک آن به حدی است که بر همه مبانی رجال عامّه و با بیست میزان، این حدیث وزن شده و از تمام مناقشات تهذیب شده است؛ از این رو از نظر همه مذاهب عامّه این روایت در حد اعلای از صحت است.

ایشان در بیان جایگاه رفیع رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم-فرمودند: این روایت از زبان کسی صادر شده که به پایه او در عقل، نه اولین از مخلوقات و نه آخرین از آنها نمی رسند، و در فصاحت و بلاغت، جمیع امم به آن نائل نمی شوند؛ همچون کسی حرف می زند. او عقل کل و کل عقل است لذا باید دید در بیان او چه اسراری نهفته است.

آیت الله وحید خراسانی پس از بیان برخی از لطائف این روایت، فرمودند: پیامبر اکرم -صلی الله علیه وآله وسلم- با این بیان(علی با قرآن و قرآن با علی است) خواست به بشر بفهماند آن کتاب مکنونی که قرآن می فرماید: جز پاكان نمي توانند به آن دست يابند، حقیقت علویه است و همان هم حامل قرآن است. و از این مطلب، سر بیان حضرت امیر المؤمنین علیه السلام روشن می شود آن زمانی که فرمود: من کتاب گویای خدا هستم.
معظم له در فرازی دیگر از بیاناتشان ضمن اشاره به آیه شریفه " وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ "(و گوشهاى شنوا آن را نگاه دارد)فرمودند: همه مفاخر علم تفسیر نوشتند که آن گوش شنوا علی بن ابی طالب-علیهما السلام- است؛ او گوش شنوای هر چیزی شد که بر عقل کل نازل گشت ، همانی که عصاره اش قرآن شد و بر زبان خاتم النبیین-صلی الله علیه وآله-جاری گردید، و نتیجه این شد که علی با قرآن است و قرآن با علی.

ایشان در پایان فرمودند: باید دید قلب علی علیه السلام با چه قرآنی است. این قرآن همان قرآنی است که خداوند بر نزول آن خودش را حمد نمود و بر آن تبارک فرمود، این همان قرآنی است که به آن کوه ها از جا کنده می شود و مرده ها به سخن می آیند، این همان قرآنی است که قدرت یک حرف آن تخت بلقیس را برای سلیمان حاضر کرد و این همان قرآنی است که بیانگر هر چیزی است.

مشروح بیانات معظم له را در ادامه ملاحظه نمایید:

بِسمِ اَللهِ الرحَمن الرحَیم
اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالَمَین وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سِیدَنا مُحَمَّد وَ آلهِ الطاهِرِین، سِیَّما بَقیةِ اللهِ فِی اَلارَضین وَ العنُ عَلَی اَعَدائِهم اِلی یَومِ الدین.

این حدیث: «علیٌ مع القرآن والقرآن مع علی»، اولاً سند حدیث، ثانیاً فقه الحدیث. اول، روایت؛ بعد ، درایت؛ آن وقت روشن خواهد شد غدیر یعنی چه، و این روز چه روزی بود که الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ، و این تعبّد نیست، عین تحقیق دقیق بر مبنای ادّق براهین است، چون امتیاز این مذهب این است، نیازی به تعصب نیست، اساس بر حکمت است و منطق و استدلال و عقل و کتاب و سنت. چون چنین است، حدیث سنداً ملاحظه بشود، تا به دلالتش.

اعتبار روایت "علی مع القرآن" نزد مخالفین مذهب
المعجم الصغیر، جلد اول؛ المجعم الأوسط جلد پنجم؛ الجامع الصغیر، جلد دوم؛ کنز العمّال جلد اول. فیض الغدیر جلد چهارم؛ سبیل الهدی والرشاد جلد اول؛ ینابیع الموده جلد اول؛ مستدرک حافظ حاکم نیشابوری جلد سوم؛ تلخیص امام المنقدین ذهبی؛ این قسمتی از مدارک است. اما سند روایت در کمال صحت است، به حدّی که بر جمیع مبانی رجال عامّه با بیست میزان این حدیث وزن شده و از تمام مناقشات رجالیّه تهذیب شده است. نتیجه این است که از نظر تمام مذاهب عامّه این روایت در حد اعلای از صحت است. این روایت.

باهم بودن و مشارکت وجودی علی علیه السلام و قرآن

اما متن که برهان قاطع بر بطلان خلافت اول و دوم و سوم است، و دلیل قطعی بر خلافت بلا فصل علی بن ابی طالب است، این متن است؛ متن این است:
علیٌ مع القرآن والقرآنُ مع علی، لن یتفرقا حتی یردا علیَّ الحوض.
این متن حدیث است، اما فهم حدیث. اضافه دو قسم است: یک قسم اضافات مختلفة الأطراف، مثل ابوّت و بنوّت؛ مقوله، اضافه است اما طرفین اضافه مختلف است. یک قسم اضافه متفقة الأطراف، مثل أخوّت. این طرف و آن طرف یک مفهوم است، نه دو مفهوم.
این روایت از زبان کسی است که عقل کل است و کل العقل است؛ از جهت مغزش. از جهت پوستش و قشرش: افصح من نطق بالذات است. نه به پایه او در عقل، اولین و آخرین می رسند، نه به حد او در فصاحت و بلاغت، جمیع امم نائل می شوند؛ همچو کسی حرف می زند. اضافه ای که به کار برده است- آن کسی که « وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى » - اضافۀ متحدةُ الاطراف است، و آن معیت است.
نکته مهم این است که در این اضافه، یک طرف مغنی از طرف دیگر است. وقتی گفتند: زید برادر عمرو است، محتاج نیست که باز بگویند : عمرو برادر زید است. قدرت علمی اینجاست. فرمود: علیٌ مع القرآن، کافی بود که القرآن مع علی، اما در عین حال در این اضافه متفقة الأطراف، به یک طرف اکتفا نکرد، فرمود: علیٌ مع القرآن، باز برگرداند: والقرآن مع علی؛ سرّش چیست؟ آنچه ما استقصا کردیم، هفت مطلب است ولی به قدری که بشود گفت.
سرّ اول این است: ترکیب این چنین است: علیٌ مع القرآن والقرآن مع علی. اول علی، آخر علی. در این اولیت و آخریت بحثی است. علی با قرآن، قرآن با علی. شروع به علی، ختم به علی. قرآن...، قرآن، وسط واقع شده است؛ قلب، شده است قرآن. قلب این دو کلمه چیست؟ والقرآن مع علی. القرآن... باز در آن "القرآن" و در آن "والقرآن" بحث مفصلی است. غوغایی است این حدیث.

علی علیه السلام قرآن ناطق است

قرآن را در وسط گذاشته است، باید دید آنچه در وسط است، چیست؟ آنچه در قلب علی است، چیست؟ علی دو قسمت شد، در وسط، قرآن قرار گرفت. قرآن چیست؟ « وَإِنَّكَ... » - این ها را خوب دقت کنید- « وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآَنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ »، قرآن تجلی علم لا یتناهی است. قرآن بروز حکمت غیر متناهی است. این چه غوغایی است؟! در این سینه چه گذاشته شده است؟! « إنَّهُ لَقُرْآَنٌ كَرِيمٌ ، فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ ». خواست بفهماند به بشر- اما بشر، نه صورت بشر- که این، همان کتاب مکنون است. « إنَّهُ لَقُرْآَنٌ كَرِيمٌ ،فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ ،لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ». گفت: أنا کتاب الله الناطق. اما کی فهمید که او چه گفت؟ پیغمبر در اینجا نشان داد به علیٌ مع القرآن والقرآنُ مع علی، که آن کتاب مکنون، حقیقت علویه است که حامل قرآن است.

علی علیه السلام گوش شنوا و حافظ قرآن است

آن وقت سرّ اعلای بحث این است که: علی، شده ظرف؛ مظروف چیست؟ قرآن. قرآن در وسط است؛ دو طرف، علی. بعد ریشه این مطلب باز خود قرآن است: « وَتَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ». آن وعا چیست؟ آن وعایی که خدا در آن آيه فرموده: «وَتَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ»، آن وعا و ظرف كیست؟- چون ما در این بحث، از مذهب شیعه هیچ استفاده نمی کنیم، فقط مبنا کتاب و سنتی است که چهار مذهب بیچاره اند، بپذیرند. اساس این است- آن ظرف که در اینجا شده علی. « وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ »، آن اذن واعیه کیست؟
تفسیر ابن جریر، جار الله زمخشری، هیثمی، فخر رازی، ابن عساکر، حلیة الأولیاء، درّ المنثور، کنز العمّال، نور الأبصار، تمام این اساطین تفسیر عامّه، همه [نوشتند]: « وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ » آن اذن واعیه علی بن ابی طالب است. همان اذن واعیه که فرا گرفت همه آنچه را که بر عقل کل نازل شد، همان شد عصاره اش از قرآن؛ تنزّل کرد به لسان خاتم؛ نتیجه این شد: علیٌ مع القرآن والقرآنٌ مع علی.

همراهی جدایی ناپذیر علی علیه السلام وقرآن

آن وقت آیا آنهایی که این روایات را ضبط کردند، فهمیدند این معیت به کجا منتهی می شود؟ این معیتی که...- مهم این است، بعد از معیت - چون معیت اعم است: تارة تنتهی به تفرق، تارة لا تنتهی. برای دفع دخل مقدّر فرمود: لن یتفرقا، این معیتی است که این دو از هم هرگز جدا شدنی نیستند حتی یردا عَلَیَّ الحوض.

قرآنی که همراه علی علیه السلام است

اگر مطلب این است، اینجا جای این بحث هست. علیٌ مع القرآن، چه قرآنی ؟! دو کلمه است. خوب دقت کنید. خدا اگر خودش را حمد کند باید دید مورد حمد چیست؟ اگر خودش به خودش تبارک بگوید، باید دید آن مورد چیست؟ « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ »؛ این قرآنی است که خدا به نزول آن، خودش را حمد کرده است؛ این قرآنی است که خدا خودش به خودش در نزول این قرآن تبارک گفته است: « تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ »؛ این چیست؟ چون این قرآن، عصاره علم صد و بیست و چهار هزار پیغمبر است مع شئ زائد، و آن شی زائد، لا یدرک ولا یوصف است. فقط اشاره ای شده است: « وَلَوْ أَنَّ قُرْآَنًا... »- در قلب او این است. این است فقه حدیث، علیٌ مع القرآن والقرآن مع علی. چه قرآنی با علی است؟ چه علی با قرآن است؟ - اما آن قرآنی که با علی است، این قرآن است:« وَلَوْ أَنَّ قُرْآَنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعًا »؛ قرآنی که به آن قرآن کوه ها از جا کنده می شود، قرآنی که به آن قرآن مرده ها به سخن می آیند، قرآنی که یک حرف آن قرآن، قدرتش این بود: قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ ... تخت بلقیس را حاضر می کنم به یک حرف از این کتاب قبل از این که پلک بالای چشمت به پلک پایین برسد. یک حرف پیش آصف بود اما « وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ » در قلب علی بن ابی طالب است. این است قرآنی که با علی است.

انتهای پیام/ 434



برچسب ها: ایت الله وحید ، خراسانی ، غدیر ، رسول خذا ، پیامبر
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 1 October 2015   #65
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

ج: یا علی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 1 October 2015   #66
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

ج: یا علی
بسمه تبارک وتعالی وبحمده وصلی الله علی محمد واله ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین
یا علی ؛ وهو العلی العظیم
غدیر اعلان وابلاغ ولایت ؛كلمة الله التي بها تمِت الاُمور و دهرت الدهور، صاحب الأزليه الأوليه، معشوق ذات اقدس الهي ، خطيب خطبة ألست بربكم، عزيزي كه بإسمه تكونت الكائنات و الأشياء، و هستي بخش با نام مقدس او هستي بخشي مي كند، عزيزي كه قيوميت الهي مرتبه اي از مراتب وجود اوست، او كه لايشغله شأن عن شأنٍ خداوند تعالي به او و در او معنا پيدا مي كند وخطبه البيان و افتخار وتطنجيه و.....هر آنچه فرمودند بيان مراتب و شؤونات نازله خود به اندازه فهم مخاطبين بود.
مولا وامیر مظلوم ماسوی ، یعسوب الدین ،رمح الله الأطول ، نفس الله القائمة فیه بالسنن ..، عین الله الناظرة،قلب الله الواعی ، اُذن الله ،ید الله الباسطة بالرحمة علی خلقه ، لسان الله الناطقة ،
صراط المستقیم ؛ الذی قال الله :ان ربی علی صراط مستقیم
وقال ا لله تعالی لنبیه : فاستمسک بالذی اوحی الیک انک علی صراط مستقیم
وقوله تعالی لرسوله : یس والقران الکریم انک علی صرا ط مستقیم
و قوله تعالی : اهدانا الصراط المستقیم ،
نباء العظیم الذی هم فیه مختلفون .
سیّد الأنبیاء والمر سلین الذی بُعث الأنبیاء والمرسلین علی ولایته و ولایت ابن عمه محمد المصطفی .
الذی ولایته رزق الله ؛لقوله تعالی یرزق من یشاء بغیر حساب .
رحمت الله التی قال الله تعالی : قل بفضل الله وبرحمته .
ابوالیتامی ، زوج الأرامل ؛ ابو کل مؤمن ومؤمنة .
صلوة المومن ، حیّ علی الصلاة ، تأویل الصلاة فی قوله تعالی : لا تجهر بصلاتک ولا تخافت بها و..
أخو رسول الله وابن عمه وسیف نقمته وعماد نصرته وبأسه وشدته ؛ رحی حهنم الدائرة ؛واضراسها الطاحنة ، موتم البنین والبنات ،قابض الأرواح ، بأس الذی لا یردّ ه عن القوم المجرمین ، مجدّ ل الأبطال وقاتل الفرسان ومبیر من کفر بالرحمن وصهر خیر الأنام ؛ سیّد الأوصیاء ووصی خیر الأنبیاء ، باب مدینة العلم وخازن علم رسول الله ووارثه ,
الیا ؛ بربی ، أریّ ، کبکر ؛ بطریسا، جبتر ،بثیر،حیتر ، بوییء ،بثریک ، حیدرة ،فریق ، ظهیر ، علی ،
صادق یقول الله عزوجل :ان الله مع الصادقین ،
موذ ن فی الدنیا والأخرة قوله تعالی : فأذن موذن بینهم أن لعنة الله علی الظالمین ،
أذان لقوله تعالی : وأذان من الله ورسوله ،
محسن لقوله تعالی :ان الله مع المحسنین ،
ذوالقلب لقوله نعالی : ان فی ذلک لذکری لمن کان له قلب ،
ذاکر لقوله تعالی : الذین یذکرون الله قیاما وقعودا وعلی جنوبهم
اصحاب الأعراف لقوله تعالی : وعلی الأعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم
صهر لقوله تعالی : وهو الذی خلق من الماء بشرا فجعله نسبا وصهرا
الاُ ذن الواعیه لقوله تعالی :وتعیها اُذن واعیة
شجرة طوبی وسدرة المنتهی
اسم الله الرحمن الرحیم فی بسم الله الرحمن الرحیم
ذلک الکتاب الذی لاریب فیه و..............
علم الله ؛ ذات الذوات ،وجه الله ، اسماء الله الحسنی ،و کلمةالله العلیا ؛ ابوالحسنین ، زوج البتول ، نفس الرسول ؛ امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیه ؛

بر يگانه وارث او، ولي دوران، كهف امان ،خاتم الاوصياء، كلمة الله التامّة، عينالله الناظرة، يد الله الباسطة، لسان الله الناطقة، قلب الله الواعي ،سفينة النجاة،عين الحياة، علم الهدي، نور ابصار الوري، صاحب الازلية الاولية، نور الله الذی یهتدی به المهتدون ، وجه الله الذی الیه یتوجه الأولیاء ، امير و فرمانروايهستي ، عزيزي از اولاد فاطمه سلام الله عليها كه مْلك ، ملكوت، عظموت ، جبروت ،لاهوت، عالَم خلق و امر وكلمات وعقول و عالَم اسماء و صفات ومعاني واله و حيران خال گونه اويند و با تسبيح وحمد الهي به گرد خال گونه او مي چرخند، بقية الله الأعظم حجة بن الحسن المهدي، تهنیت باد.
یامرتضی علی مددی 1001اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن الجبت والطاغوت واللات والعزی وابنتیهما ومحبیهما بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیر المؤمنین علیه السلام.htt
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 3 October 2015   #67
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

سلام وعرض ادباسعد الله ایامکم

لعنت بر رییس اهل ظلم عدو الله وعدو الولی ..............علیه العنه والعذاب

افضل الاعیاد ( یوم تحطیط الوزر - یوم مرغمه الشیطان - یوم فرحه والسرور - یوم محنه العباد - یوم غدیر )بر
سید وفخر کائنات ولی امر ممکنات الغائب عن الابصار والحاضر فی الامصار الزکی فی الحسب والرفیع فی النسب حجه المعبود والکلمه المحمود منهاج الهدی والاستقامه المتوج من الله بالتاج الامامه طبیب القلوب والمدخر لتنفیس الکروب صاحب النعمه الجلیله والسما الظلیله وصاحب الدوله الزهرا الذی یملا الدنیا قسطا وعدلا بعد ما ملئت ظلما وجورا ناظر شجره الطوبی وسدره المنتهی السبب المتصل بین الارض والسما نور العارفین وقره عین الناظرین النور الذی تخرق به الظلم ینبوع الحکم ناشر اودیعه الایمان ومعلن احکام القرآن نور الله الساطع وبرهان القاطع صراط الاقوم بقیه الله الاعظم ولی الممجد وامین المسدد وسیله التی تد ک بها الحوائج والمنهج القیم اذاضلت المناهج وارث مقامات نبی وفخاره مستودع علوم وصیی وانواره السیف الماهق والناطق الصادق منار الیقین وعصمه الاوابین الدلیل الذی لا ینجو باتباعه کل آثر وشمس التی یهتدی بنورها کل حائر خازن علوم النبویه القائم بالقسط فی البریه قدوه الاولیا الاکارم وصفوه الاوصیا الاعاظم بقیه الله من صفوه المنتجبین حافظ اسرار رب العالمین العدل المشتهر حجه ثانی العشر المهدی المنتظر عجل الله تعالی فرجه الشریفوشیعیان ومحبین حضرتش تبریک وتهنیت باد؛

از فرمايشات امیر المومنین علي المرتضي سلام الله علیه



قال امیر المومنین علی علیه السلام

أنا عندی مفاتیح الغیب، لا یعلمها بعد محمد رسول الله الا انا،

منم این کتابی که شک و ریب در آن نیست ، بعد ازرسول خدا کسی آن مفاتیح غیب رااگاه نیست مگرمن،

أنا ذوالقرنین المذکور فی الصحف الا ولی، منم آن ذوالقرنین که در صحف نخستین یاد شده،

أنا صاحب خاتم سلیمان ، منم صاحب انگشتر سلیمان ،

أنا ولی الحساب ، منم صاحب حساب،

أنا صاحب الصراط و الموقف، منم صاحب صراط و قیامت و جایگاه حساب،

أنا قاسم الجنه والنار بامرربّی ، منم قسمت کننده بهشت و دوزخ به امر پروردگارم ،

أنا آدم الاول ، منم آدم اول ،

أنا نوح الاول، منم نوح اول ،

أنا ایة الجبّار، منم نشان خدای جبّار ،

انا حقیقة الاسرار،منم اصل و حقیقت رازها ،

انا مورّق الاشجار، منم سازنده برگ درختان ،

انا مونع الثمار، منم که میوه ها را می رسانم ،

انا مفجّر العیاون ، منم جاری کننده چشمه ها،

انا مجری الانهار ، منم که نهرها را روان می سازم ،

انا خازن العلم ،منم خزانه دار علم،

انا طور الحلم ، منم کوه صبر و بردباری ،

انا امیرالمومنین ،منم فرمانروای مومنین ،

انا عین الیقین ، منم نفس یقین،

انا حجة الله فی السموات والارض ، منم برهان و حجت خدا در آسمانها وزمین ،

انا الراجفه ، منم اول نفخه صوراسرافیل،

اناالصاعقه ، منم عذاب هلاک کننده،

انا الصیحة بالحق ، منم بلند اواز به حق ،

انا الساعة لمن کذّب بها ،منم قیامت موعود برای کسی که ان را انکار کرد ،

انا ذلک النور الذی یقتبس منه الهدی، منم این چنین نوری که از ان راه راست بر گرفته می شود ،

انا صاحب الصور،منم صاحب شیپوراسرافیل ،

انا مخرج فی القبور، منم که مردگان را از قبرها خارج می کنم ،

انا صاحب یوم النشور، منم مالک روز قیامت ،

انا صاحب نوح ومنجیه ،منم همراه نوح و رهایی بخش او ،

انا صاحب ایوب المبتلی و شافیه ،منم همراه ایوب دردمند وشفابخش او ،

انا اقمت السموات بامر ربی ،منم که آسمانها را به امر پروردگارم برپا داشته ام ،

انا صاحب ابراهیم ،منم همراه ابراهیم ،

انا سرّ الکلیم ،منم راز موسی کلیم ،

انا الناظر فی الملکوت ،منم نظارت کننده درعالم فرشتگان ،

انا امر الحی الذی لا یموت ،منم امر پرورگار زنده ای که هرگزنمی میرد ،

انا ولی الحق علی سائر الخلق ، منم جانشین حق بر جمیع مخلوقات ،

انا الذی لا یبدّل القول لدیّ و حساب الخلق الیّ ،منم آنکه وعده الهی ازعقاب و ثواب نزد من تغییر پذیرنیست و حساب خلق در قیامت با من است ،

انا المفوض الیّ امرالخلائق ،منم آنکه کار خلق به من واگذارشده ،

انا خلیفة الاله الخالق ،منم جانشین خداوند آفریدگار ،

انا سرّالله فی بلاده وحجته علی عبا ده ،منم راز و سرّ خداوند درشهرهای او و حجت او بر بندگانش ،

انا امر الله و الروح ، منم امر خداوند و روح ،

انا ارسیت الجبال الشامخات وفجّرت العیون الجاریات، منم که کوههای مرتفع را استوار ساختم و چشمه های جاری را شکافتم.

انا غارس الاشجار ،منم نشاننده درختان ،

ومخرج الوان الثمار،منم نمایان کننده رنگهای میوه ها ،

انا مقدرالاقوات ،منم قسمت کننده رزقها ،

انا منشرالاموات ،منم زنده کننده مردگان ،

انا منزّل القطر،منم نازل کننده قطرات باران ،

انا منوّرالشمس


وا
لقمروالنجوم ، منم نوردهنده خورشید وماه وستارگان ،

انا قیّم القیامة ، منم عهده دار قیامت ،

انا مقیم الساعة ، منم برپا کننده قیامت ،

انا الواجب له من الله الطاعة ، منم آن واجب که از طرف خدا برای اوست فرمانبرداری ،

انا حی لا اموت واذا متّ لم امتّ ، منم زنده ای که نمی میرم وهنگامی که مردم نمرده ام .

انا سرّ الله المخزون ،منم رازپنهان شده خدا ،

انا العالم بما کان وما یکون ،منم دانا به آنچه بود و انچه می باشد ،

انا صلوات المومنین و صیامهم ،منم نمازمومنین وروزه آنان ،

انا مولاهم و امامهم ،منم صاحب اختیار و پیشوای آنان ،

انا صاحب النشر الاول و الاخر ،منم صاحب رستاخیز اول و دوم (رجعت و قیامت ) ،

انا صاحب المناقب والمفاخر ،منم صاحب کمالات ومباهات،

انا صاحب الکواکب ،منم صاحب ستارگان ،

انا عذاب الله الواصب ،منم عذاب ثابت خدا،

انا مهلک الجبارة الاول ، منم نیست کننده ستمکاران اول ،

انا مزیل الدول ، منم از بین برنده حکومتها ،

انا صاحب الزلزال و الرجف ،منم جنباننده زمین و به لرزه درآورنده ،

انا صاحب الکسو ف والخسوف ،منم صاحب گرفتن خورشید وماه ،

انا مدمّر الفراعنة بسیفی هذا ، منم هلاک کننده فرعونها با این شمشیرم ،

انا الذی اقامنی الله فی الاظلة و دعاهم الی طاعتی فلمّا ظهرت انکروا ،منم آنکس که خداوند بپا داشت مرا درسایه ها و آنان را به بندگی من فرا خواند پس چون ظاهرشدم نشناختند و منکرشدند.

انا نور الانوار ،منم فروغ روشنیها،

انا حامل العرش مع الابرار ،منم در بردارنده عرش با نیکان ،

انا صاحب الکتب السالفة ،منم صاحب کتابهای گذشته ،

انا باب الله الذی لا یفتح لمن کذّب به ولا یذوق الجنة ،منم آن باب خداوند که باز نمی شود برای کسی که انکار کرد او را و منکرمن بهشت را نمی چشد.

انا الذی تزدحم الملائکة علی فراشی ، وتعرفنی عباد اقالیم الدنیا ،منم آنکه ملائکه برفراشم هجوم می آورند وبندگان ممالک دنیا می شناسندم .

انا الذی ردّت لی الشمس مرتین ، و سلّمت علیّ کرّتین ، منم آنکه خورشید دوبار برایم برگشت و دو باربرمن سلام کرد.

و صـلّیت مع رسول الله القبلتین ،وبا پیغمبر اکرم دو قبله را نماز خواندم ،

وبایعت القبلتین ،و بیعت کردم دو بیعت ،

انا صاحب بدر و حنین ،منم صاحب بدروحنین ،

انا الطور ، طور منم ،

انا الکتاب المسطور ، منم آن کتاب نوشته شده ،

انا البحر المسجور،منم ان دریای لبا لب و پر،

انا البیت المعمور ،منم آن مسجد درآسمان چهارم (محاذی و مطابق کعبه ) ،

انا الذی دعا الله الخلائق الی طاعتی فکفرت،و اصرت فمسخت واجابت امة فنجت و ازلفت ، منم آنکه خداوند موجودات را بسوی بندگی من فراخواند و کافرشدند و پافشاری کردند پس مسخ شدند و گروهی پذیرفتند پس رهایی و جاه ومقام یافتند ،

انا الذی بیدی مفاتیح الجنان و مقالید النیران کرامة من الله، منم آنکه کلیدهای بهشت و قلاده های دوزخ به دست اوست از باب ارجمندی ،

انا مع رسول الله فی الارض و السماء ،منم با رسول خدا در زمین و آسمان ،

انا المسیح حیث لا روح یتحرّک ولا نفس یتنفّس غیری ، منم مسیح زیرا او روحی نبود که حرکت کند و شخصی نبود که نفس بکشد غیر از من،

انا جاوزت بموسی فی البحر واغرقت فرعون وجنوده ، من موسی را در دریا عبور دادم و فرعون ولشکرش راغرق نمودم ،

انا اعلم هماهم البهائم و منطق الطیر، من زمزمه چها ر پایان و گفتار پرندگان را می دانم ،

انا الذی اجوز السموات السبع و الارضین السبع فی طرفة عین ، منم انکه به یک چشم بر هم زدن اسمانها و زمینهای هفتگانه را سیر میکنم ،

انا المتکلم علی لسان عیسی فی المهد ، منم آن تکلم کننده برزبان عیسی در گهواره ،

انا الذی یصلّی عیسی خلفی ، منم آنکه عیسی پشت سرش نماز گذارد،

انا الذی انقلب فی الصورکیف شاء الله ، منم آنکه دگرگون میشوم در صورتها ی مختلفه آن گونه که خدا می خواهد ،

انا صاحب القرون الاولی ، منم صاحب زمانهای اولیه ،

انا الصامت ومحمد الناطق ،منم آن خاموش و محمدِ گویا ،

انا مصباح الهدی،منم چراغ هدایت ،

انا مفتاح التقی ،منم کلید پرهیزکاران.

انا الاخرة و الاولی ، منم منتهی و مبداء ،

انا الذی اری اعمال العباد ،منم آنکه به کارهای بندگان نظر می کنم ،

انا خازن السماوات " السبع " و الارض بامررب العالمین ، منم نگهبان آسمانها به دستور پروردگارجهانیان ،

انا القائم بالقسط ، منم برقرارکننده عدل و داد ،

انا دیّان الدین ،منم پاداش دهنده دین ،

انا الذی لا تقبل الاعمال الا بولایته ولا تنفع الحسنات الا بحبّه ، منم آنکه عبادات پذیرفته نمی شود مگربه ولایت او و حسنات سود نبخشد مگربه حبّ او.

انا العالم بمدار الفلک الدوّار ،منم دانا به مدار سپهر در گردش،

انا صاحب مکیال قطرات الامطارورمل القفارباذن الملک ا


ل
جبّ
ار، منم صاحب پیمانه دانه های باران وریگ بیابانها به اذن پروردگار جبّار،

الا انا الذی اقتل مرّتین واحیی مرتین و اظهر کیف شئت ،آگاه باشید منم آنکه، دو بار کشته می شوم و دوبار زنده وهرگونه بخواهم ظاهر می شوم.

انا محصی الخلائق و ان کثروا، منم شماره کننده موجودات اگر چه بسیارند ،

انا محاسبهم بامر ربی ، منم حساب کننده آنان به امر پروردگار،

انا الذی عندی الف کتاب من کتب الانبیاء ،منم آنکه هزارکتاب ازکتب انبیاء نزد من است ،

انا الذی جحد ولایتی الف امة فمسخوا ، منم آنکه ولایت مرا هزار امّت انکار کردند پس مسخ شدند ،

انا المذکور فی سالف الزمان و الخارج فی آخر الزمان ،منم آنکه در روزگار گذشته یاد شده ام و در واپسین و پایان

روزگارخروج کننده ،

انا قاصم الجبّارین فی الغابرین ومخرجهم ومعذّبهم فی الاخرین ، منم شکننده وکوتاه کننده عمرستمگران درزمانهای گذشته وخارج کننده وعذاب کننده آنان درپایان کارشان.

انا معذ ب یغوث و یعوق ونسراًعذاباً شدیداً،منم عذاب کننده یغوث و یعوق و نسر، عذاب کردنی سخت

انا المتکلم بکلّ لسان ،منم که تکلم کننده به هر زبان هستم ،

انا الشاهد لاعمال الخلائق فی المشارق والمغارب ،منم که اعمال موجودات را درمشارق و مغارب گواه و حاضرم ،

انا محمد و محمد انا ، منم محمد ومحمد منم .

انا صهر محمد ، منم داماد محمد ،

انا المعنی الذی لا یقع علیه اسم و لا شبه ، ،منم معنی آنچه که اسمی برآن واقع نمی شود و او را مانندی نیست.

انا باب حطّه، منم باب در آمرزش گناهان.

ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم ، ونیست جنبش وتوانی مگر به خدای بلند مرتبه و بزرگ .

مشارق انوار الیقین فی حقائق اسرارامیر المومنین، تالیف مرحوم الحافظ رجب البرسی الحلی رحمه الله متوفی حدود830 هجری قمری .
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آخرين ويرايش عبدالعلی69 ، Thursday 13 July 2017 در 12:13PM.
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 4 October 2015   #68
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

ج: یا حسین



به نقل از آیت الله اراکی؛
شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت
پرسیدم چون شهیدی ومظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
بالبخند گفت:خیر
سؤال کردم؛چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟
گفت:نه
باتعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟

جواب داد:هدیه مولایم حسین است!

گفتم؛چطور؟

بااشک گفت:

آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند، چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد. سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید. ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد
آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت:
به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ. باشد تا در قیامت جبران کنیم!
( ونقل دیگر این است که هنگامیکه از حال رفتم دیدم سرم در دامام حسین هست رزقنالله بمحمد وال محمد )
همیشه برایم سوال بود که امیرکبیر که در کاشان به شهادت رسید چگونه با امکانات آن زمان مزارش در کربلاست
جواب عشق به مولایش امام حسینبود

یا حسین
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 18 September 2016   #69
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
امیرالمومنین علیه السلامبخش سوم: اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام

فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ (ذالِکَ فیهِ وَافْهَموهُ وَاعْلَمُوا) أَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَکُمْ وَلِیّاً وَإِماماً فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَی الْمُهاجِرینَ وَالْأَنْصارِ وَ عَلَی التّابِعینَ لَهُمْ بِإِحْسانٍ، وَ عَلَی الْبادی وَالْحاضِرِ، وَ عَلَی الْعَجَمِی وَالْعَرَبی، وَالْحُرِّ وَالْمَمْلوکِ وَالصَّغیرِ وَالْکَبیرِ، وَ عَلَی الْأَبْیَضِ وَالأَسْوَدِ، وَ عَلی کُلِّ مُوَحِّدٍ.
ماضٍ حُکْمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ أَمْرُهُ، مَلْعونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَالله لَهُ وَلِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطاعَ لَهُ.
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أَقُومُهُ فی هذا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعوا وَ أَطیعوا وَانْقادوا لاَِمْرِ(الله) رَبِّکُمْ، فَإِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاکُمْ وَإِلاهُکُمْ، ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِیُهُ الُْمخاطِبُ لَکُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلی وَلِیُّکُمْ وَ إِمامُکُمْ بِأَمْرِالله رَبِّکُمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ فی ذُرِّیَّتی مِنْ وُلْدِهِ إِلی یَوْمٍ تَلْقَوْنَ الله وَرَسولَهُ.

هان مردمان! بدانید این آیه درباری اوست. ژرفی آن را فهم کنید و بدانید که خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می کنند و بر صحرانشینان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یکتاپرست لازم شمرده است.
[هشدار که] اجرای فرمان و گفتار او لازم و امرش نافذ است. ناسازگارش رانده، پیرو و باورکننده اش در مهر و شفقت است. هر آینه خداوند، او و شنوایان سخن او و پیروان راهش را آمرزیده است.
هان مردمان! آخرین بار است که در این اجتماع به پا ایستاده ام. پس بشنوید و فرمان حق را گردن گذارید؛ چرا که خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و ولی و معبود شماست؛ و پس از خداوند ولی شما، فرستاده و پیامبر اوست که اکنون در برابر شماست و با شما سخن می گوید. و پس از من به فرمان پروردگار، علی ولی و صاحب اختیار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علی خواهد بود. این قانون تا برپایی رستاخیز که خدا و رسول او را دیدار کنید دوام دارد.
یا علی یا الیا یا حیدر
بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏42 ؛ ص133
از قنبر سوال کردنند مولای تو کیست جواب داد"
15- ختص، الإختصاص كش، رجال الكشي إِبْرَاهِيمُ بْنُ الْحُسَيْنِ الْحُسَيْنِيُّ الْعَقِيقِيُّ رَفَعَهُ قَالَ: سُئِلَ‏ «3» قَنْبَرٌ مَوْلَى مَنْ أَنْتَ
از قنبر سوال کردنند مولای تو کیست جواب داد"

فَقَالَ مَوْلَايَ‏ «4» مَنْ ضَرَبَ بِسَيْفَيْنِ وَ طَعَنَ بِرُمْحَيْنِ وَ صَلَّى الْقِبْلَتَيْنِ وَ بَايَعَ الْبَيْعَتَيْنِ وَ هَاجَرَ الْهِجْرَتَيْنِ وَ لَمْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ أَنَا مَوْلَى صَالِحِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَارِثِ النَّبِيِّينَ وَ خَيْرِ الْوَصِيِّينَ وَ أَكْبَرِ الْمُسْلِمِينَ وَ يَعْسُوبِ الْمُؤْمِنِينَ وَ نُورِ الْمُجَاهِدِينَ وَ رَئِيسِ الْبَكَّاءِينَ وَ زَيْنِ الْعَابِدِينَ وَ سِرَاجِ الْمَاضِينَ وَ ضَوْءِ الْقَائِمِينَ وَ أَفْضَلِ الْقَانِتِينَ وَ لِسَانِ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ أَوَّلِ الْمُؤْمِنِينَ‏ «5» مِنْ آلِ يس الْمُؤَيَّدِ بِجَبْرَئِيلَ الْأَمِينِ وَ الْمَنْصُورِ بِمِيكَائِيلَ الْمَتِينِ وَ الْمَحْمُودِ عِنْدَ أَهْلِ السَّمَاءِ أَجْمَعِينَ سَيِّدِ الْمُسْلِمِينَ وَ السَّابِقِينَ‏
______________________________

(4) كذا في (ك): و في (م) و (خ): مولى. و في المصدرين: انا مولى.
(5) في الاختصاص: و اول الوصيين.
بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏42، ص: 134
وَ قَاتِلِ النَّاكِثِينَ وَ الْمَارِقِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمُحَامِي عَنْ حَرَمِ الْمُسْلِمِينَ وَ مُجَاهِدِ أَعْدَائِهِ النَّاصِبِينَ وَ مُطْفِئِ نَارِ «1» الْمُوقِدِينَ وَ أَفْخَرِ مَنْ مَشَى مِنْ قُرَيْشٍ أَجْمَعِينَ وَ أَوَّلِ مَنْ أَجَابَ‏ «2» وَ اسْتَجَابَ لِلَّهِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَصِيِّ نَبِيِّهِ فِي الْعَالَمِينَ وَ أَمِينِهِ عَلَى الْمَخْلُوقِينَ وَ خَلِيفَةِ مَنْ بُعِثَ إِلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ سَيِّدِ الْمُسْلِمِينَ وَ السَّابِقِينَ وَ مُبِيدِ الْمُشْرِكِينَ وَ سَهْمٍ مِنْ مَرَامِي اللَّهِ عَلَى الْمُنَافِقِينَ وَ لِسَانِ كَلِمَةِ الْعَابِدِينَ نَاصِرِ دِينِ اللَّهِ وَ وَلِيِّ اللَّهِ وَ لِسَانِ كَلِمَةِ اللَّهِ وَ نَاصِرِهِ فِي أَرْضِهِ وَ عَيْبَةِ عِلْمِهِ وَ كَهْفِ دِينِهِ إِمَامِ أَهْلِ الْأَبْرَارِ- «3» مَنْ رَضِيَ عَنْهُ الْعَلِيُّ الْجَبَّارُ- «4» سَمِحٌ سَخِيٌّ حَيِيٌّ بُهْلُولٌ سَنَحْنَحِيٌّ زَكِيٌّ مُطَهَّرٌ أَبْطَحِيٌّ جَرِيٌّ هُمَامٌ صَابِرٌ صَوَّامٌ مَهْدِيٌّ مِقْدَامٌ قَاطِعُ الْأَصْلَابِ مُفَرِّقُ الْأَحْزَابِ عَالِي الرِّقَابِ أَرْبَطُهُمْ عِنَاناً وَ أَثْبَتُهُمْ جَنَاناً وَ أَشَدُّهُمْ شَكِيمَةً بَازِلٌ بَاسِلٌ صِنْدِيدٌ هِزَبْرٌ ضِرْغَامٌ حَازِمٌ عَزَّامٌ حَصِيفٌ خَطِيبٌ مِحْجَاجٌ كَرِيمُ الْأَصْلِ شَرِيفُ الْفَصْلِ فَاضِلُ الْقَبِيلَةِ نَقِيُّ الْعَشِيرَةِ «5» زَكِيُّ الرَّكَانَةِ مُؤَدِّي الْأَمَانَةِ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ ابْنُ عَمِّ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمَا الْإِمَامُ الْمَهْدِيُّ الرَّشَادِ مُجَانِبُ الْفَسَادِ الْأَشْعَثُ الْحَاتِمُ الْبَطَلُ الْجُمَاجِمُ وَ اللَّيْثُ الْمُزَاحِمُ بَدْرِيٌّ مَكِّيٌّ حَنَفِيٌّ رُوحَانِيٌّ شَعْشَعَانِيٌّ مِنَ الْجِبَالِ شَوَاهِقُهَا وَ مِنْ ذِي الْهِضَابِ‏ «6» رُءُوسُهَا وَ مِنَ الْعَرَبِ سَيِّدُهَا وَ مِنَ الْوَغَى لَيْثُهَا الْبَطَلُ الْهُمَامُ وَ اللَّيْثُ الْمِقْدَامُ وَ الْبَدْرُ التَّمَامُ مِحَكُّ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَارِثُ الْمَشْعَرَيْنِ وَ أَبُو السِّبْطَيْنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ اللَّهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً حَقّاً عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ الصَّلَوَاتُ الزَّكِيَّةُ وَ الْبَرَكَاتُ السَّنِيَّةُ «7».

یا علی یا الیا یا حیدر
__________________
[/COLOR]
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 21 September 2016   #70
علوی
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
 
نشان علوی
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2013
مكان: در زمین خدا زیر سایه پیامبر(ص) و علی(ع)
پاسخ‌ها: 2,520
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

«الیوم اکملت لکم دینکم»

اللهم صلی علی محمد و آل محمد
__________________
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیرْاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِیتَاءَ الزَّکَوةِ وَ کاَنُواْ لَنَا عَابِدِینَ
صدق الله العلی العظیم
یا فاطمه الزهرا
علوی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از علوی بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 21 September 2016   #71
Vajihe74
یه شهریوری
 
نشان Vajihe74
 
تاريخ ثبت نام: May 2016
مكان: جایی که دلم باشه
سن: 26
پاسخ‌ها: 13
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

پیاماتون قشنگ بوود ولی هیچ کدومو نخوندم... معذرت!
__________________
روزگار با ما خوب تا نکرد ولی ما را خوب تا کرد..
Vajihe74 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از Vajihe74 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 13 July 2017   #72
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم

#اهل_سنت_لطفا_تأمل_كنند

ارائهء 0⃣1⃣1⃣ از کتب اهل سنت در اثبات ولایت مولا امیرالمومنین علیه السلام

سند شماره4⃣


اعتراف مهم دیگر ابن تیمیه (پایه گذار اعتقادی وهابیت) در مورد حدیث ثقلین و غدیر :

"در روايت صحيح از پيامبر صلي الله عليه وآله ثابت شده است كه آن حضرت در غدير خم (ميان مكه و مدينه) در حضور مردم خطبه خواند و فرمود: همانا من دو چيز گرانبها در ميان شما مي‌گذارم، يكي كتاب خدا است. آنگاه مردم را درباره آن سفارش كرد. سپس فرمود: وعترت من ،‌ اهل بيت من. شما را به خدا سفارش می‌کنم درمورد اهل بيتم . اين جمله را سه مرتبه تكرار كرد.

و حسن و حسين از بزرگان اهل بيت رسول خدا و نزديكترين افراد به آن حضرت است؛ چنانچه در روايت صحيح ثابت شده است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله كسايش را بر علي، فاطمه، حسن و حسين انداخت پس از آن فرمود: خدايا اين ها اهل بيت من هستند پس رجس و پليدي را از آنها دور كن و آنها را پاك گردان."

ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)،

منهاج السنة النبوية، ج4، ص561، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 14 July 2017   #73
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم


اهل_سنت_لطفا_تأمل_كنند

ارائهء 0⃣1⃣1⃣ سند از کتب اهل سنت در اثبات ولایت مولا امیرالمومنین علیه السلام

سند شماره6⃣



يحيي بن جعده از زيد بن ارقم روايت كرده است :

"كه همراه رسول خدا صلّى الله عليه و آله به راه خويش ادامه ی‌داديم تا به غدير خم رسيديم . در آنجا درختى بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به آن درخت اشاره كرد و اصحاب زير آن درخت را تميز و مرتب ساختند و آن روز به اندازه اى هوا گرم بود كه ما روز گرم و پر حرارتى را مانند آن روز نديده بوديم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ايراد خطابه پرداخت . پس از حمد و ثناى الهى ، خطاب به مردم فرمود :
هيچ پيغمبرى مبعوث نمی‌شود مگر آنكه نيمى از مقدار زندگى پيغمبر پيشين خود را عهده دار می‌شود ؛ طولى نمی‌كشد ، دعوت الهى را اجابت می‌كنم و دو اثر گرانبار (يا گرانبها) در ميان شما به جاى می‌گذارم كه اگر از آنان پيروى نماييد، هرگز به گمراهى گرفتار نخواهيد شد: يكى كتاب خداست و ديگرى عترت من است.
سپس دست على عليه السّلام را به دست گرفت و خطاب به مردم گفت : اى مردم! چه كسى از جان و مال شما از خود شما سزاوارتر است؟ گفتند : خدا و رسول خدا صلّى الله عليه و آله داناتر و اولي تر به جان و مال است آنگاه فرمود:
بر هر كسی من ولايت دارم ، علی نيز مولای اوست."

مستدرک علی الصحیحین ج3 ص613

کانال برهان و ارائه ۱۱۰ سند در اثبات ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام تا روز عید بزرگ غدیر خم

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 14 July 2017   #74
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ؛ ج‏1 ؛ ص22

ظهور التسمية لعلي ع بأنه وصي‏
15 وَ مِنْ مُسْنَدِ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ يَرْفَعُهُ إِلَى سَلْمَانَ‏ أَنَّهُ قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ وَصِيُّكَ فَقَالَ يَا سَلْمَانُ مَنْ كَانَ وَصِيَّ أَخِي مُوسَى قَالَ يُوشَعُ بْنُ نُونٍ قَالَ فَإِنَّ وَصِيِّي وَ وَارِثِي وَ مَنْ يَقْضِي دَيْنِي وَ يُنْجِزُ مَوْعِدِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع‏
«3»
16 وَ مِنْ كِتَابِ الْمَنَاقِبِ تَأْلِيفِ الشَّافِعِيِّ ابْنِ الْمَغَازِلِيِ‏ فِي تَفْسِيرِ قَوْلِهِ تَعَالَى‏ وَ النَّجْمِ إِذا هَوى‏ يَرْفَعُهُ إِلَى ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ كُنْتُ جَالِساً مَعَ فِتْيَةٍ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ عِنْدَ النَّبِيِّ ص إِذَا انْقَضَّ كَوْكَبٌ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنِ انْقَضَّ هَذَا النَّجْمُ فِي مَنْزِلِهِ فَهُوَ الْوَصِيُّ مِنْ بَعْدِي قَالَ فَقَامَ فِتْيَةٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ فَنَظَرُوا فَإِذَا الْكَوْكَبُ قَدْ انْقَضَّ فِي مَنْزِلِ عَلِيِّ بْنِ‏
______________________________

(3) البحار: 38/ 19، و العمدة: 37.
الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج‏1، ص: 23
أَبِي طَالب فَقَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ قَدْ غَوَيْتَ فِي عَلِيٍ‏ «1» فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى‏ وَ النَّجْمِ إِذا هَوى‏ ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى‏ إِلَى قَوْلِهِ‏ وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى‏ «2»
17 وَ يَدُلُّ عَلَى ظُهُورِ التَّسْمِيَةِ لِعَلِيٍّ ع بِأَنَّهُ وَصِيٌّ مَا ذَكَرَ الْحُمَيْدِيُّ فِي الْجَمْعِ بَيْنَ الصَّحِيحَيْنِ فِي مُسْنَدِ عَائِشَةَ عَنِ الْأَسْوَدِ بْنِ يَزِيدَ «3» قَالَ‏ ذَكَرُوا عِنْدَ عَائِشَةَ أَنَّ عَلِيّاً ع كَانَ وَصِيّاً وَ فِي رِوَايَةِ أَزْهَرَ أَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّهُ وَصِيٌّ فَلَمْ تُكَذِّبْهُمْ بَلْ ذَكَرَتْ أَنَّهَا مَا سَمِعَتْ ذَلِكَ مِنَ النَّبِيِّ ص حِينَ وَفَاتِهِ‏
18 وَ مِنْ كِتَابِ الْمَنَاقِبِ رَوَاهُ ابْنُ الْمَغَازِلِيِّ عَنْ أَبِي ذَرٍّ الْغِفَارِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مَنْ نَاصَبَ عَلِيّاً الْخِلَافَةَ بَعْدِي فَهُوَ كَافِرٌ «4» وَ قَدْ حَارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ شَكَّ فِي عَلِيٍّ فَهُوَ كَافِرٌ
19 وَ رَوَى ابْنُ الْمَغَازِلِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُرَيْدَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ لِكُلِّ نَبِيٍّ وَصِيٌّ وَ وَارِثٌ وَ إِنَّ وَصِيِّي وَ وَارِثِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ‏
«5»
20 وَ مِنْ ذَلِكَ مَا رَوَاهُ أَبُو بَكْرِ بْنُ مُوسَى بْنِ مَرْدَوَيْهِ فِي كِتَابِ الْمَنَاقِبِ وَ هُوَ مِنْ مُخَالِفِي أَهْلِ الْبَيْتِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ صَامِتٍ عَنْ أَبِي ذَرٍّ قَالَ‏ دَخَلْنَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقُلْنَا مَنْ أَحَبُّ أَصْحَابِكَ إِلَيْكَ فَإِنْ كَانَ أَمْرٌ كُنَّا مَعَهُ وَ إِنْ كَانَتْ نَائِبَةٌ كُنَّا مِنْ دُونِهِ قَالَ هَذَا عَلِيُّ أَقْدَمُكُمْ مسلما [سِلْماً]
______________________________
(1) في المصدر «حب على»، و في البحار «حب ابن عمك».
(2) المناقب: 310، و البحار: 35/ 283، و العمدة: 38.
(3) و في (خ) الأسود بن بريد.
(4) المناقب: 46، و البحار 38/ 155.
(5) المناقب: 201. و في (ط) و (ت) من ناصبنى وصيى و وارثي إلخ.
الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج‏1، ص: 24
وَ إِسْلَاماً
«1»
21 وَ مِنْ ذَلِكَ مَا رَوَاهُ أَيْضاً أَبُو بَكْرِ بْنُ مَرْدَوَيْهِ فِي كِتَابِهِ الْمُشَارِ إِلَيْهِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى دَاوُدَ بْنِ أَبِي عَوْفٍ حَدَّثَنِي مُعَاوِيَةُ بْنُ ثَعْلَبَةَ اللَّيْثِيُ‏ قَالَ أَ لَا أُحَدِّثُكَ بِحَدِيثٍ لَمْ يُخْلَطْ قُلْتُ بَلَى قَالَ مَرِضَ أَبُو ذَرٍّ فَأَوْصَى إِلَى عَلِيٍّ ع فَقَالَ بَعْضُ مَنْ يَعُودُهُ لَوْ أَوْصَيْتَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عُمَرَ كَانَ أَجْمَلَ لِوَصِيَّتِكَ مِنْ عَلِيٍّ فَقَالَ وَ اللَّهِ لَقَدْ أَوْصَيْتُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ اللَّهِ إِنَّهُ الْبَدِيعُ‏ «2» الَّذِي يُسْكَنُ إِلَيْهِ وَ لَوْ قَدْ فَارَقَكُمْ لَقَدْ أَنْكَرْتُمُ النَّاسَ وَ أَنْكَرْتُمُ الْأَرْضَ قَالَ قُلْتُ يَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ أَحَبَّهُمْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص أَحَبُّهُمْ إِلَيْكَ قَالَ أَجَلْ قُلْنَا فَأَيُّهُمْ أَحَبُّ إِلَيْكَ قَالَ هَذَا الشَّيْخُ الْمَظْلُومُ الْمُضْطَهَدُ حَقُّهُ يَعْنِي عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع‏
«3» هَذَا آخِرُ لَفْظِ الْحَدِيثِ الْمَذْكُورِ
22 وَ مِنْ رِوَايَةِ الْحَافِظِ أَبِي بَكْرِ بْنِ مُوسَى بْنِ مَرْدَوَيْهِ وَ هُوَ الْحُجَّةُ عِنْدَ الْأَرْبَعَةِ الْمَذَاهِبِ مَا رَوَاهُ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّرِيِّ بْنِ يَحْيَى التَّمِيمِيُّ حَدَّثَنَا الْمُنْذِرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُنْذِرِ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ عَمِّي الْحُسَيْنِ بْنِ يُوسُفَ بْنِ سَعِيدِ بْنِ أَبِي الْجَهْمِ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُنْكَدِرِ عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ زَوْجَةِ النَّبِيِّ ص وَ كَانَتْ مِنْ أَلْطَفِ نِسَائِهِ وَ أَشَدِّهِنَّ لَهُ حُبّاً قَالَ‏ وَ كَانَ لَهَا مَوْلًى يَحْضُنُهَا وَ رَبَّاهَا وَ كَانَ لَا يُصَلِّي صَلَاةً إِلَّا سَبَّ عَلِيّاً وَ شَتَمَهُ فَقَالَتْ يَا أَبَتِ مَا حَمَلَكَ عَلَى سَبِّ عَلِيٍّ قَالَ لِأَنَّهُ قَتَلَ عُثْمَانَ وَ شَرِكَ فِي دَمِهِ قَالَتْ لَهُ لَوْ لَا أَنَّكَ مَوْلَايَ وَ رَبَّيْتَنِي وَ أَنَّكَ عِنْدِي‏
______________________________
(1) ابن مردويه في المناقب «مخطوط»، البحار: 38/ 252، و العلامة في كشف الحق 101.
(2) في (خ) الربيع.
(3) كشف اليقين: 15.
الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج‏1، ص: 25
بِمَنْزِلَةِ وَالِدِي مَا حَدَّثْتُكَ بِسِرِّ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ لَكِنِ اجْلِسْ حَتَّى أُحَدِّثَكَ عَنْ عَلِيٍّ وَ مَا رَأَيْتُهُ فِي حَقِّهِ قَالَتْ أَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ كَانَ يَوْمِي وَ إِنَّمَا كَانَ يُصِيبُنِي فِي تِسْعَةِ أَيَّامٍ يَوْمٌ وَاحِدٌ فَدَخَلَ النَّبِيُّ وَ هُوَ يُخَلِّلُ أَصَابِعَهُ فِي أَصَابِعِ 1 عَلِيٍّ ع وَاضِعاً يَدَهُ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا أُمَّ سَلَمَةَ اخْرُجِي مِنَ الْبَيْتِ وَ أَخْلِيهِ لَنَا فَخَرَجْتُ وَ أَقْبَلَا يَتَنَاجَيَانِ وَ أَسْمَعُ الْكَلَامَ وَ لَا أَدْرِي مَا يَقُولَانِ حَتَّى إِذَا قُلْتُ قَدْ انْتَصَفَ النَّهَارُ وَ أَقْبَلْتُ فَقُلْتُ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَلِجُ فَقَالَ النَّبِيُّ ص لَا تَلِجِي وَ ارْجِعِي مَكَانَكِ ثُمَّ تَنَاجَيَا طَوِيلًا حَتَّى قَامَ عَمُودُ الظُّهْرِ فَقُلْتُ ذَهَبَ يَوْمِي وَ شَغَلَهُ عَلِيٌّ فَأَقْبَلْتُ أَمْشِي حَتَّى وَقَفْتُ عَلَى الْبَابِ فَقُلْتُ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَلِجُ فَقَالَ النَّبِيُّ لَا تَلِجِي فَرَجَعْتُ فَجَلَسْتُ مَكَانِي حَتَّى إِذَا قُلْتُ قَدْ زَالَتِ الشَّمْسُ الْآنَ يَخْرُجُ إِلَى الصَّلَاةِ فَيَذْهَبُ يَوْمِي وَ لَمْ أَرَ قَطُّ يَوْماً أَطْوَلَ مِنْهُ فَأَقْبَلْتُ أَمْشِي حَتَّى وَقَفْتُ فَقُلْتُ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَلِجُ فَقَالَ النَّبِيُّ ص نَعَمْ تلجي [فَلِجِي‏] فَدَخَلْتُ وَ عَلِيٌّ وَاضِعٌ يَدَهُ عَلَى رُكْبَتَيْ رَسُولِ اللَّهِ قَدْ أَدْنَى فَاهُ مِنْ أُذُنِ النَّبِيِّ وَ فَمُ النَّبِيِّ ص عَلَى أُذُنِ عَلِيٍّ يَتَسَارَّانِ وَ عَلِيٌّ يَقُولُ أَ فَأَمْضِي وَ أَفْعَلُ وَ النَّبِيُّ يَقُولُ نَعَمْ فَدَخَلْتُ وَ عَلِيٌّ مُعْرِضٌ وَجْهَهُ حَتَّى دَخَلْتُ وَ خَرَجَ فَأَخَذَنِي النَّبِيُّ ص وَ أَقْعَدَنِي فِي حَجْرِهِ فَأَصَابَ مِنِّي مَا يُصِيبُ الرَّجُلُ مِنْ أَهْلِهِ مِنَ اللُّطْفِ وَ الِاعْتِذَارِ ثُمَّ قَالَ يَا أُمَّ سَلَمَةَ لَا تَلُومِينِي فَإِنَّ جَبْرَئِيلَ أَتَانِي مِنَ اللَّهِ بِمَا هُوَ كَائِنٌ بَعْدِي وَ أَمَرَنِي أَنْ أُوصِيَ بِهِ عَلِيّاً مِنْ بَعْدِي وَ كُنْتُ جَالِساً بَيْنَ جَبْرَئِيلَ وَ عَلِيٍّ وَ جَبْرَئِيلُ عَنْ يَمِينِي وَ عَلِيٌّ عَنْ شِمَالِي فَأَمَرَنِيَ جَبْرَئِيلُ أَنْ آمُرَ عَلِيّاً بِمَا هُوَ كَائِنٌ بَعْدِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَأَعْذِرِينِي وَ لَا تَلُومِينِي إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اخْتَارَ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ نَبِيّاً وَ اخْتَارَ لِكُلِّ نَبِيٍّ وَصِيّاً فَأَنَا نَبِيُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ عَلِيٌّ وَصِيِّي فِي عِتْرَتِي وَ أَهْلِ بَيْتِي وَ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي‏
الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج‏1، ص: 26
فَهَذَا مَا شَهِدْتُ مِنْ عَلِيٍّ الْآنَ يَا أَبَتَاهْ فَسُبَّهُ أَوْ فَدَعْهُ فَأَقْبَلَ أَبُوهَا يُنَاجِي اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ يَقُولُ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا جَهِلْتُ مِنَ أَمْرِ عَلِيٍّ فَإِنَّ وَلِيِّي وَلِيُّ عَلِيٍّ وَ عَدُوِّي عَدُوُّ عَلِيٍّ وَ تَابَ الْمَوْلَى تَوْبَةً نَصُوحاً وَ أَقْبَلَ فِيمَا بَقِيَ مِنْ دَهْرِهِ يَدْعُو اللَّهَ تَعَالَى أَنْ يَغْفِرَ لَه‏
ابن طاووس، على بن موسى، الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، 2جلد، خيام - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1400ق.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى ؛ ؛ ص67


نصّ به وصايت على (عليه السلام)
از مسند احمد بن حنبل به سندى كه به سلمان منتهى مى‏گردد نقل مى‏شود
______________________________

(3) المسند، ج 1، ص 159.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 68
كه سليمان گفت: اى رسول خدا هر پيغمبرى براى خود وصيّى داشته است، وصىّ تو كيست؟ پيامبر فرمود: اى سلمان بگو ببينم وصى برادرم موسى كه بود؟ گفتم:
يوشع بن نون بود فرمود: چرا؟ گفتم چون يوشع عالم ترين بنى اسرائيل بود فرمود:
«فانّ وصيّى و وارثى و من يقضى دينى و ينجز موعدى علىّ بن ابى طالب»
(عليه السلام) «1».
(پس وصى و وارث من و آن كس كه قرضم را اداء كند و به وعده‏هايم وفا نمايد، على بن ابى طالب (عليه السلام) است).
و از كتاب «المناقب» تأليف شافعى ابن مغازلى در تفسير آيه:
«وَ النَّجْمِ إِذا هَوى‏» به سندى كه به ابن عباس مى‏رسد نقل مى‏شود كه ابن عباس گفت: با عده‏اى از جوانان بنى هاشم در كنار پيامبر نشسته بودم ناگاه ستاره‏اى از جاى خود جست و در زمين فرود آمد، پس پيامبر فرمود اين ستاره در منزل هر كس فرود آمد او بعد از من وصى من است، جوانان بنى هاشم به پا خاستند و نگاه كردند ديدند كه آن ستاره در منزل على بن ابى طالب فرمود آمده است گفتند پيامبر در على گمراه شده است، خداوند متعال آيه شريفه را نازل فرمود: وَ النَّجْمِ إِذا هَوى‏ ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى‏ تا آيه‏ وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى‏ (سوگند به ستاره هنگامى كه افول مى‏كند، كه هرگز دوست شما (محمد) منحرف نشده و مقصد گم نكرده است و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد، آنچه آورده چيزى جز وحى نيست كه به او وحى شده است آن كس كه قدرت عظيمى دارد، او را تعليم داده همان كس كه توانائى فوق العاده و سلطه بر همه چيز دارد، در حالى كه در افق اعلى قرار داشت) «2».
______________________________
(1) هيثمى، مجمع الزوائد ج 9، ص 113.
(2) المناقب، ص 310. بعضى از مفسرين گفته‏اند: منظور از «نجم» شهابهائى است كه به وسيله آن شياطين از صحنه آسمان رانده مى‏شوند و عرب اين شهابها را «نجم» مى‏نامند.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 69
و نيز دلالت مى‏كند به ظهور نام براى على به اين كه «وصى» است آنچه حميدى در كتاب «الجمع بين الصحيحين» در مسند عايشه از اسود بن يزيد (بريد) ذكر كرده كه گفت در نزد عايشه گفتند به اينكه على (عليه السلام) وصى (پيامبر) بوده است.
طبق روايت «ازهر» جمعى پيش عايشه گفتند: او (على) وصى است، عايشه آنها را تكذيب نكرد بلكه گفت من در اين باره از پيامبر به هنگام وفاتش چيزى نشنيدم.
در كتاب «المناقب» ابن مغازلى از ابو ذر غفارى روايت كرده است كه گفت:
قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلّم: «من ناصب عليّا الخلافة بعدى فهو كافر و قد حارب اللَّه و رسوله و من شكّ في علىّ (عليه السلام) فهو كافر»
«1».
(هر كس با على (عليه السلام) عداوت و دشمنى كند پس او كافر است او مانند كسى است كه با خدا و رسولش جنگ كرده است و هر كس در (حقّانيت) على شك كند، پس او كافر است).
ابن مغازلى از عبد اللَّه بن بريده (يزيد) روايت كرده است كه گفت: پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود
«لكلّ نبىّ وصيّ و وارث و انّ وصيى و وارثى علىّ بن ابى طالب»
«2».
هر پيغمبرى وصى و وارثى دارد، وصى و وارث من على بن ابى طالب».
ابو بكر بن موسى بن مردويه در كتاب «المناقب» (و او از مخالفين اهل بيت است) به إسناد خود تا عبد اللَّه بن صامت از ابو ذر روايت كرده است كه گفت:
بر حضور پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم وارد شديم و گفتيم كيست دوستترين اصحاب تو، پيش تو، اگر امرى باشد ما با او باشيم و اگر بلا و مصيبتى باشد از جانب او باشيم فرمود:
«هذا علىّ اقدمكم مسلما و اسلاما»
«3»: اين على (عليه السلام) است كه از همه شما در
______________________________
(1) المناقب، ص 46.
(2) المناقب، ص 46.
(3) همان كتاب، ص 201.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 70
اسلام و مسلمانى مقدمتر است.
و همچنين از آن جمله است روايت ابو بكر بن مردويه در كتابش كه قبلا اشاره شد به سند خود از داود ابن ابى عوف، حديث كرد مرا معاويه بن ثعلبه ليثى و گفت آيا روايت نكنم شما را به روايتى كه مخلوط نشده است؟ گفتيم: چرا؟
گفت: ابو ذر مريض شد، و به على (عليه السلام) وصيت كرد (يعنى على را وصى خود معرفى نمود). بعضى از عيادت‏كنندگان به او گفتند اگر به امير المؤمنين عمر وصيت مى‏كردى بهتر از على (عليه السلام) به وصيت تو عمل مى‏كرد.
ابو ذر گفت: به خدا قسم من وصيت به امير المؤمنين كردم راستى كه امير المؤمنين. قسم به خداى پديد آورنده كه به سوى او دلها آرام مى‏شوند اگر از على (عليه السلام) جدا شويد مردم شما را زشت مى‏دارند و زمين نيز همين طور.
گفت: گفتم اى ابو ذر مى‏دانم كه محبوبترين خلق پيش پيغمبر، محبوبترين خلق پيش تو است؟
گفت: بلى، چنين است.
گفتم: پس كدام يك پيش تو محبوبترند؟
ابو ذر جواب داد: «هذا الشيخ المظلوم المضطهد حقّه» (يعنى على بن ابى طالب (عليه السلام)»).
اين شيخ مظلوم كه حقش ربوده شده است، يعنى على بن ابى طالب (عليه السلام) اين آخر لفظ حديث است.
از روايت حافظ ابو بكر احمد بن موسى بن مردويه- كه سخن او نزد ائمه هر چهار مذهب حجت است- آنچه روايت كرده به اسناد خود از على بن محمد بن منكدر از ام سلمه همسر پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم كه از لطيف‏ترين و بامحبت‏ترين زنان آن حضرت بود.
گفت: ام سلمه را غلامى بود كه او را- همچو پدر- تربيت كرده بود و به او
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 71
خدمت مى‏نمود او هيچ نمازى نمى‏خواند مگر اين كه على (عليه السلام) را سبّ مى‏كرد و به او فحش مى‏داد.
ام سلمه به او گفت: اى پدر تو را چه واداشت بر سبّ على (عليه السلام)؟! گفت: به جهت اين كه او عثمان را كشت و در ريختن خون او شريك است.
ام سلمه گفت: اگر نبود كه تو غلام من هستى و مرا تربيت كرده‏اى و واقعا به منزله پدرم مى‏باشى، من هرگز به تو از اسرار رسول خدا نمى‏گفتم و ليكن بنشين تا به تو از على (عليه السلام) سخن بگويم و آنچه خود در باره او ديده‏ام.
ام سلمه گفت: روزى پيامبر وارد حجره من گرديد و آن روز نوبت من بود- البته از نه روز يك روز نوبت من مى‏شد- در حالى كه پيامبر دست در دست على داشت وارد حجره من شد فرمود: اى ام سلمه از حجره خارج شود و آن را براى ما خلوت كن پس من خارج شدم آنان نشستند و زير گوشى با هم صحبت مى‏كردند و من صداى آنان را مى‏شنيدم ولى نمى‏دانستم آنان در چه رابطه با هم صحبت مى‏كنند تا اين كه حوصله‏ام سر رفت و گفتم روز نصف شد، رو كردم و گفتم:
«السلام عليكم ...» خواستم وارد شوم پيامبر اجازه نداد و فرمود: داخل نشو و به جاى خود برگرد باز زير گوشى به طور مفصل به صحبت خود ادامه دادند تا اين كه آفتاب بلند شد پس گفتم: روزم تمام شد و على (عليه السلام) آن را اشغال نمود باز آمدم كنار در ايستادم و گفتم: «السلام عليكم ...» اجازه ورود خواستم باز پيامبر اجازه نداد، برگشتم و نشستم و با خود گفتم الان ظهر مى‏شود كه جهت نماز بيرون مى‏آيد و روز من تمام مى‏شود من روزى طولانى‏تر از آن روز نديده بودم باز به طرف در آمدم و گفتم: «السلام عليكم ...» داخل شوم؟ اين بار پيامبر اجازه داد و فرمود: آرى داخل شو.
پس داخل شدم ديدم على (عليه السلام) دستهاى خود را روى زانوى پيامبر گذاشته بود و دهن خود را به گوش پيامبر نزديك كرده بود و دهن پيامبر نيز بر گوش‏
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 72
على بود و با هم زيرگوشى گرم مشغول صحبت بودند كه على (عليه السلام) مى‏گفت آيا بگذرم و بكنم؟! پيامبر فرمود: بلى. من داخل شدم، على روى خود را برگرداند و حجره را ترك كرد و رفت.
پيامبر مرا در كنار خود نشاند و لطف و محبت كرد و عذرخواهى نمود سپس به من فرمود: اى ام سلمه مرا ملامت مكن زيرا كه جبرئيل از طرف خداوند آمد و مرا از آنچه بعد از من اتفاق خواهد افتاد، باخبر ساخت و مرا امر كرد كه بعد از خود به على وصيت كنم و من ميان جبرئيل و على نشسته بودم جبرئيل در دست راست و على (عليه السلام) طرف چپ من بود جبرئيل به من امر كرد تا روز قيامت آنچه بناست اتفاق بيفتد، به على (عليه السلام) بگويم. پس اى ام سلمه مرا معذور دار و ملامت مكن (و بدان كه):
«إنّ اللَّه عزّ و جلّ اختار من كلّ امّة نبيّا و اختار لكلّ نبىّ وصيّا فأنا نبىّ هذه الامّة و علىّ وصىّ في عترتى و اهل بيتى من بعدى».
خداوند براى هر امتى پيامبرى برگزيده و از براى هر پيامبرى هم وصيى قرار داده است پس من پيامبر اين امت هستم و على هم وصى من در ميان عترتم و اهل بيتم و امتم مى‏باشد.
آرى اين چيزى است كه من از على (عليه السلام) ديدم، الان اى پدر، تو خود دانى خواهى به او بد و ناسزا بگو و خواهى او را ترك كن از آن پس پدر ام سلمه شب و روز مناجات مى‏كرد و از خداوند آمرزش گناهان خود را مى‏خواست و مى گفت: خدايا مرا بيامرز و به خاطر اين كه در باره على (عليه السلام) نادان بودم، از اين پس دوست من، دوست على است و دشمن من دشمن على است، بدين ترتيب غلام، توبه نصوح كرد و ما بقى عمرش از خداوند خواست او را بيامرزد «1».
مؤلف كتاب، «عبد المحمود» مى‏گويد: اين از آنان بر وصايت على (عليه السلام) شهادت روشنى است و از براى على (عليه السلام) كمالى بود كه احدى از
______________________________
(1) الخوارزمى، المناقب، ص 89.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 73
خويش و اصحاب به پايه آن نمى‏رسد و نه كسى ادعا كرده و نه براى غير او ادعا شده است.
در كتاب عجيبى كه مشتمل بر مجالس شگفت‏انگيز شيعه با علماى مذاهب چهارگانه بود، ديدم اسم آن كتاب «العيون و المحاسن» «1» بود و در آن كتاب نوشته بود كه شيخى از مذاهب چهارگانه از مؤلف كتاب پرسيد كه اگر نص روشنى در باره (وصايت) على (عليه السلام) بود سيد حميرى آن را در اشعار خود مى‏آورد و آن دانشمند شيعه به او گفت: تصادفا سيد حميرى‏ «2» اين موضوع را در قصيده رائيه ذكر كرده است آنجا كه مى‏گويد:
الحمد للَّه حمدا كثيرا ولىّ المحامد ربّا غفورا

تا اين كه به اين بيت مى‏رسد:
و فيهم علىّ وصى النبىّ‏ بمحضرهم قد دعاه اميرا
و كان الخصيص به في الحياة و صاهره و اجتباه عشيرا

______________________________
(1) اين كتاب از تأليفات فقيه متكلم ابو عبد اللَّه محمد بن محمد بن النعمان بغدادى مشهور به شيخ مفيد (413- 336) است شيخ طوسى كه خود از شاگردان مفيد است در باره او مى‏نويسد: محمد بن محمد بن نعمان مكنّى به ابو عبد اللَّه و معروف به ابن معلم از متكلمين شيعه است كه در زمان او رياست شيعه به او منتهى شد و در علم و صناعت كلام مقدم بر ديگران بود و در فقه نيز سر آمد فقهاى زمان خود بوده و مردى سريع الانتقال و بافطانت و حاضرجواب بود و او نزديك به دويست جلد كتاب تأليف كرده (فهرست شيخ ص 186 تحت شماره 710 ط نجف).
(2) سيد اسماعيل حميرى (173- 105) از شعراى به نام شيعه است كه در اشعار خود از امير مؤمنان على (عليه السلام) و خاندان رسالت شديدا دفاع كرده است و تمام فضائل مولا را به نظم كشيده تا آنجا معروف است كه گفته بود: هر كس فضيلتى از على (عليه السلام) بياورد كه من در باره آن شعرى نگفته باشم يك دينار جايزه مى‏دهم (ديوان السيد الحميرى) با مقدمه سيد محمد تقى حكيم.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 74
يعنى در ميان آنها (خاندان پيامبر) على وصى پيامبر بود و او را در حضور همه، امير المؤمنين خواند و اين اسم در زندگى به او اختصاص داشت و دخترش را به او داد و او را از ميان عشيره‏اش برگزيد.
دانشمند شيعه به آن عالم سنى گفت كه آيا نمى‏بينى سيد حميرى در اشعارش خبر داد كه پيامبر، على (عليه السلام) را در حال حيات خود، امير المؤمنين خواند و آن را دليل آورد بر آنچه كه در باره فضائل و مناقبش ذكر كرده است گفت: همين كه آن عالم سنى اين مطلب را شنيد ساكت شد و او جدا آدم با انصافى بود.
احمد بن حنبل در مسندش به سند خود از «اسماء بنت عميس» روايت كرده كه گفت: شنيدم رسول خدا مى‏فرمود:
«اللّهمّ انّى اقول كما قال اخى موسى اللّهمّ اجعل لي وزيرا من اهلى عليا اخى اشدد به ازرى و اشركه في امرى كي نسبّحك كثيرا و نذكرك كثيرا انّك كنت بنا بصيرا»
«1».
(بار خدايا من مى‏گويم آنچه را كه برادرم موسى گفت: خدايا از اهل بيتم يكى را وزير و معاون من قرار ده، برادرم على (عليه السلام) را وزير من گردان و به او پشت مرا محكم كن و او را در امر رسالت با من شريك ساز).
ابن طاووس، على بن موسى - الهامى، داوود، الطرائف / ترجمه داود إلهامى، 1جلد، نويد اسلام - ايران ؛ قم، چاپ: دوم، 1374 ش.


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 15 July 2017   #75
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

عبدالحیدر, [14.07.17 20:32]

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم


نتیجه‌ی علاقه مندی به فضائل و مناقب مولایمان امیرالمومنین علیه‌السلام..

لمَّا أَظْفَرَهُ اللَّهُ بِأَصْحَابِ الْجَمَلِ، وَ قَدْ قَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ: *وَدِدْتُ أَنَّ أَخِي فُلَاناً کَانَ شَاهِدَنَا، لِیَرَی مَا نَصَرَکَ اللَّهُ بِهِ عَلَی أَعْدَائِکَ*. فَقَالَ (صلوات الله علیه): *أَ هَوَی أَخِیکَ مَعَنَا؟ قَالَ: نَعَمْ*! قَالَ (علیه السلام): *فَقَدْ شَهِدَنَا، وَ لَقَدْ شَهِدَنَا فِي عَسْکَرِنَا هَذَا، قَوْمٌ فِي أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ،* سَیَرْعَفُ بِهِمُ الزَّمَانُ وَ یَقْوَی بِهِمُ الْإِیمَانُ.

پس از اینکه خداوند أمیرمؤمنان صلوات اللّٰه علیه را بر اصحاب جمل پیروز نمود، یکی از اصحاب حضرت که در جنگ شرکت داشت، گفت:
دوست داشتم برادرم در اینجا می‌بود و می‏‌دید چگونه خداوند شما را بر دشمن پیروز نمود. تا او نیز خوشحال می‏‌شد و به اجر و پاداش نایل می‏‌گشت.

امیرالمومنین علی علیه‏‌السلام فرمود :
آیا قلب و فکر برادرت با ما بود؟
گفت: آری!

امیرالمومنین علی علیه‏‌السلام فرمود: بنابراین او نیز در این جنگ همراه ما بوده است.

آنگاه افزود: در این جنگ افرادی با ما شریک بودند که در صلب پدران و در رحم مادرانشان هستند، (زیرا با ما هم فکر و هم عقیده خواهند بود)، به زودی پا به جهان گذاشته و ایمان و دین به وسیله آنان نیرو می‏‌گیرد.

بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، مجلد ۳۲، صفحه ۲۴۵، باب (۴): احتجاجه علیه السلام علی أهل البصرة و غیرهم، بعد انقضاء الحرب و خطبه علیه السلام عند ذلک، ح۱۹۳.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِب وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعصومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

نشر_دهید

یاعلی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر

گفتگوهاي مشابه
گفتگو آغازگر گفتگو تالار پاسخها عنوان آخرين گفتگو
15شوال شهادت حضرت حمزه خير الشهداء به ساحت قدس ولي امر ممكنات بقيهالل محمد مهدی 128 دين و دنيا 58 Friday 28 May 2021 05:18AM
قال الله تعالي : لا تسبواالذين يدعون من دون الله فيسبوا الله محمد مهدی 128 دين و دنيا 8 Tuesday 23 June 2020 04:44AM
عيد سعيد غدير خم بر همه مبارك باد Scorpion دين و دنيا 78 Tuesday 21 October 2014 03:12AM
نفی الله با صفات خود مزدك بامداد دين و دنيا 19 Friday 9 April 2010 12:09PM
گفتگويي ساده با موحد دوست ايراني . دين و دنيا 78 Saturday 18 September 2004 06:37AM


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 08:34AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts