بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Saturday 4 October 2014   #16
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام(فارسى)، ج‏1، ص: 238
[سفر حجة الوداع‏]
در سال دهم هجرى سفر حجة الوداع واقع شد: شيخ كلينى روايت كرده كه:
حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و حجّ به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه:
وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى‏ كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ، لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ.»

پس امر كرد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم مؤذنان را كه اعلام نمايند مردم را به آوازهاى بلند به آن كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم در اين سال به حجّ مى‏رود، پس مطلع شدند بر حجّ رفتن آن حضرت هر كه در مدينه حاضر بود و در اطراف مدينه و اعراب باديه.
و حضرت نامه‏ها نوشت به سوى هر كه داخل شده بود در اسلام كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم اراده حجّ دارد، پس هر كه توانايى حجّ رفتن دارد حاضر شود؛ پس همه حاضر شدند براى حجّ با آن حضرت و در همه حال تابع آن حضرت بودند و نظر مى‏كردند كه آنچه آن حضرت به جاى مى‏آورد، به جاى آورند و آنچه مى‏فرمايد اطاعت نمايند.
و چهار روز از ماه ذى‏قعده مانده بود كه حضرت بيرون رفت، پس چون به ذى الحليفه «2» رسيد اوّل زوال شمس بود، پس مردم را امر فرمود كه موى زير بغل و موى زهار را ازاله كنند و غسل نمايند و جامه‏هاى دوخته را بكنند و لنگى و ردايى بپوشند، پس غسل احرام به جا آورد و داخل مسجد شجره شد و نماز ظهر را در آن مسجد ادا نمود، پس عزم نمود بر حجّ تنها كه عمره در آن داخل نباشد- زيرا كه حجّ تمتّع هنوز نازل نشده بود- و احرام بست و از مسجد بيرون آمد و چون به بيداء رسيد نزد ميل اوّل مردم صف كشيدند از دو طرف راه، پس حضرت تلبيه حجّ به‏
__________________________________________________
(1) سوره حج، آيه 27 و 28
(2) قريه‏اى كه از آنجا تا مدينه شش يا هفت ميل است و ميقات اهل مدينه است. معجم البلدان، ج 2، ص 295
منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام(فارسى)، ج‏1، ص: 239
تنهايى فرموده و گفت:
لبّيك اللّهمّ لبّيك، لبّيك لا شريك لك لبيك، انّ الحمد و النّعمة لك و الملك لك، لا شريك لك.
و حضرت در تلبيه خود «ذا المعارج» بسيار مى‏گفت، و تلبيه را تكرار مى‏نمود در هر وقت كه سواره‏اى مى‏ديد، يا بر تلّى بالا مى‏رفت، يا از واديى فرو مى‏شد و در آخر شب و بعد از نمازها، و هدى «1» با خود راند، شصت و شش يا شصت و چهار شتر. و به روايت ديگر: صد شتر بود. «2»
و روز چهارم ذى الحجّة داخل مكّه شد و چون به در مسجد الحرام رسيد از در بنى شيبه داخل شد و بر در مسجد ايستاد و حمد و ثناى الهى به جاى آورد و بر پدرش ابراهيم عليه السّلام صلوات فرستاد، پس به نزديك حجر الأسود آمد و دست بر حجر ماليد و آن را بوسيده و هفت شوط بر دور خانه كعبه طواف كرد و در پشت مقام ابراهيم دو ركعت نماز طواف به جا آورد.
و چون فارغ شد به نزد چاه زمزم رفت و از آب زمزم بياشاميد و گفت:
اللّهم إنّى اسألك علما نافعا، و رزقا واسعا، و شفاء من كلّ داء و سقم.
و اين دعا را رو به كعبه خواند.
پس به نزديك حجر آمد و دست بر حجر ماليد و حجر را بوسيد و متوجّه صفا شد و اين آيه را تلاوت فرمود:
إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما. «3»
يعنى: بدرستى كه كوه صفا و كوه مروه از علامتهاى مناسك الهى است، پس‏
__________________________________________________
(1) هدى: آنچه از چهار پايان به بيت اللّه الحرام هديه شود (مفاتيح العلوم خوارزمى). هدى يا شتر است يا گاو يا گوسفند
(2) الكافى، ج 4، ص 248؛ حياة القلوب، ج 4، ص 1373- 1374
(3) سوره بقره، آيه 158
منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام(فارسى)، ج‏1، ص: 240
كسى كه حجّ كند خانه را، يا عمره كند پس باكى نيست بر او كه آن كه طواف كند به صفا و مروه.
پس بر كوه صفا بالا رفت و رو به جانب ركن يمانى كرد و حمد و ثناى حقّ تعالى به جاى آورد و دعا كرد به قدر آن كه كسى سوره بقره را به تأنّى بخواند، پس سراشيب شد از صفا و متوجّه كوه مروه گرديد و بر مروه بالا رفت و به قدر آنچه توقّف نموده بود در صفا در مروه نيز توقّف نمود. پس باز از كوه مروه به زير آمد و به جانب صفا متوجّه شد باز بر كوه صفا توقّف نمود و دعا خواند و متوجّه مروه گرديد تا آن كه هفت شوط به جا آورد.
پس چون از سعى فارغ شد و هنوز بر كوه مروه ايستاده بود رو به جانب مردم گردانيد و حمد و ثناى الهى به جاى آورد، پس اشاره به پشت سر خود نمود و گفت: اين جبرئيل است و امر مى‏كند مرا كه امر نمايم كسى را كه هدى با خود نياورده است به آن كه محلّ گردد «1» و حجّ خود را به عمره منقلب گرداند، و اگر من مى‏دانستم كه چنين خواهد شد هدى با خود نمى‏آوردم و چنان مى‏كردم كه شما مى‏كنيد و لكن هدى با خود رانده‏ام.
پس مردى از صحابه گفت: چگونه مى‏شود ما به حجّ بيرون آييم و از سر و موهاى ما آب غسل جنابت چكد؟! پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم او را فرمود كه: تو هرگز ايمان به حجّ تمتّع نخواهى آورد.
پس سراقة «2» بن مالك بن جعشم كنانى برخاست و گفت: يا رسول اللّه! احكام دين خود را دانستيم چنانچه گويا امروز مخلوق شده‏ايم، پس بفرما كه آنچه ما را امر فرمودى در باب حجّ، مخصوص اين سال است يا هميشه ما را بايد حجّ تمتّع كرد؟
حضرت فرمود كه: مخصوص اين سال نيست بلكه ابد الآباد اين حكم جارى‏
__________________________________________________
(1) از احرام خارج شود
(2) الارشاد مفيد، ج 1، ص 174
منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام(فارسى)، ج‏1، ص: 241
است. پس حضرت انگشتان دستهاى خود را در يكديگر داخل گردانيد و فرمود كه: داخل شد عمره در حجّ تا روز قيامت.
پس در اين وقت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كه از جانب يمن به فرموده حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم متوجّه حجّ گرديده بود داخل مكّه شد، و چون به خانه حضرت فاطمه- صلوات اللّه عليها- داخل شد ديد كه حضرت فاطمه محلّ گرديده و بوى خوش از او شنيده و جامه‏هاى ملوّن در بر او ديد، پس گفت كه: اين چيست اى فاطمه؟ و پيش از وقت محلّ شدن چرا محلّ شده‏اى؟
حضرت فاطمه عليها السّلام گفت كه: رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم مرا چنين امر كرد.
پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بيرون آمد و به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم شتافت كه حقيقت حال را معلوم نمايد، چون به خدمت حضرت رسيد گفت: يا رسول اللّه! من فاطمه عليها السّلام را ديدم كه محلّ گرديده و جامه‏هاى رنگين پوشيده است.
حضرت فرمود كه: من امر كردم مردم را كه چنين كنند، پس تو يا على به چه چيز احرام بسته‏اى؟ گفت: يا رسول اللّه! چنين احرام بستم كه: احرام مى‏بندم مانند احرام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم.
حضرت فرمود: بر احرام خود باقى باش مثل من. و تو شريك منى در هدى من. «1»
حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه: حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم در آن ايّام كه در مكّه بود با اصحاب خود در ابطح نزول فرموده بود و به خانه‏ها فرود نيامده بود، پس چون روز هشتم ذى الحجّه شد نزد زوال شمس امر فرمود مردم را كه غسل احرام به جا آورند و احرام به حجّ ببندند، و اين است معنى آنچه حقّ تعالى فرموده است كه: فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْراهِيمَ. «2» كه مراد از اين متابعت در حجّ تمتّع است.
__________________________________________________
(1) الكافى، ج 4، ص 245- 246
(2) سوره آل عمران، آيه 95
منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام(فارسى)، ج‏1، ص: 242
پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم بيرون رفت با اصحاب خود تلبيه‏گويان به حجّ تا آن كه به منى رسيدند، پس نماز ظهر و عصر و شام و خفتن و صبح را در منى به جا آوردند و بامداد روز نهم بار كرد با اصحاب خود و متوجّه عرفات گرديد. «1»
و از جمله بدعتهاى قريش آن بود كه ايشان از مشعر الحرام تجاوز نمى‏كردند و مى‏گفتند: ما اهل حرميم و از حرم بيرون نمى‏رويم، و ساير مردم به عرفات مى‏رفتند و چون مردم از عرفات بار مى‏كردند و به مشعر مى‏آمدند ايشان با مردم از مشعر به منى مى‏آمدند، و قريش اميد آن داشتند كه حضرت در اين باب با ايشان موافقت نمايد، پس حقّ تعالى اين آيه را فرستاد: ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ. «2»
يعنى: پس بار كنيد از آنجا كه بار كردند مرد. حضرت فرمود: مراد از مردم در اين آيه، حضرت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق عليهم السّلام‏اند و پيغمبرانى كه بعد از ايشان بودند كه همه از عرفات افاضه مى‏نمودند، پس چون قريش ديدند كه قبّه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم از مشعر الحرام گذشت به سوى عرفات، در دلهاى ايشان خدشه به هم رسيد، زيرا كه اميد داشتند كه حضرت از مكان ايشان افاضه نمايد و به عرفات نرود، پس حضرت رفت تا به «نمره» «3» فرود آمد. در برابر درختان اراك، پس خيمه خود را در آنجا برپا كرد و مردم خيمه‏هاى خود را بر دور خيمه آن حضرت زدند.
و چون زوال شمس شد، حضرت غسل كرد و با قريش و ساير مردم داخل عرفات گرديد و در آن وقت تلبيه را قطع نمود و آمد تا به موضعى كه مسجد آن حضرت مى‏گويند. در آنجا ايستاد و مردم بر دور آن حضرت ايستادند. پس خطبه‏اى اداء نمود و ايشان را امر و نهى فرمود، پس با مردم نماز ظهر و عصر را به جا آورد به يك اذان و دو اقامه، پس رفت به سوى محلّ وقوف و در آنجا ايستاد و
__________________________________________________
(1) الكافى، ج 4، ص 246
(2) سوره بقره، آيه 199
(3) ناحيه‏اى در عرفه. نك: مراصد الاطلاع، ج 3، ص 1390
منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام(فارسى)، ج‏1، ص: 243
مردم مبادرت مى‏كردند به سوى شتر آن حضرت و نزديك شتر مى‏ايستادند. پس حضرت شتر را حركت داد، ايشان نيز حركت كردند و بر دور ناقه جمع شدند. پس حضرت فرمود كه: اى گروه مردم! موقف همين زير پاى ناقه من نيست و به دست مبارك خود اشاره فرمود به تمام موقف عرفات و فرمود كه: همه اين‏ها موقف است.
پس مردم پراكنده شدند و در مشعر الحرام نيز چنين كردند، پس مردم در عرفات ماندند تا قرص آفتاب فرو رفت پس حضرت بار كرد و مردم بار كردند و امر نمود ايشان را به تأنّى. «1»
حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه: مشركان از عرفات پيش از غروب آفتاب بار مى‏كردند، پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم مخالفت ايشان نمود و بعد از غروب آفتاب روانه شد و فرمود كه:
اى گروه مردم! حجّ به تاختن اسبان نمى‏باشد و به دوانيدن شتران نمى‏باشد و ليكن از خدا بترسيد و سير نماييد سير كردن نيكو، ضعيفى را پامال نكنيد و مسلمانى را در زير پاى اسبان مگيريد. و آن حضرت سر ناقه را آن قدر مى‏كشيد براى آن كه تند نرود تا آن كه سر ناقه به پيش جهاز مى‏رسيد و مى‏فرمود كه: اى گروه مردم! بر شما باد به تأنّى «2» تا آن كه داخل مشعر الحرام شد. پس در آنجا نماز شام و خفتن را به يك اذان و دو اقامه ادا نمود و شب در آنجا به سر آورد تا نماز صبح را در آنجا نيز اداء نمود و ضعيفان بنى هاشم را در شب به منى فرستاد، و به روايت ديگر: زنان را در شب فرستاد و اسامة بن زيد را همراه ايشان كرد «3» و امر كرد ايشان را كه جمره عقبه را نزنند تا آفتاب طالع گردد. پس چون آفتاب طالع شد از مشعر الحرام روانه شد و در منى نزول فرمود و جمره عقبه را به هفت سنگ زد.
__________________________________________________
(1) الكافى، ج 4، ص 245- 250
(2) الكافى، ج 4، ص 467
(3) الكافى، ج 4، ص 475
منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام(فارسى)، ج‏1، ص: 244
و شتران هدى كه آن حضرت آورده بود شصت و چهار بود يا شصت و شش، و آنچه حضرت امير عليه السّلام آورده بود سى و چهار بود يا سى و شش، كه مجموع شتران آن دو بزرگوار صد شتر بود.
و به روايت ديگر: حضرت امير المؤمنين عليه السّلام شتر نياورده بود و مجموع صد شتر را حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم آورده بود و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را شريك گردانيد در هدى خود و سى و هفت شتر را به آن حضرت داد. «1» پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم شصت و شش شتر را نحر فرمود، و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام سى و چهار شتر نحر نمود. پس حضرت امر نمود كه از هر شتر از آن صد شتر پاره گوشتى جدا كردند و همه را در ديگى از سنگ ريختند و پختند و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام از مراق آن تناول نمودند تا آن كه از همه آن شتران خورده باشند و ندادند به قصّابان پوست آن شتران را و نه جلهاى آن‏ها را و نه قلاده‏هاى آن‏ها را بلكه همه را تصدّق كردند.
پس حضرت سر تراشيد و در همان روز متوجّه طواف خانه گرديد و طواف و سعى را به جا آورد و باز به منى معاودت فرمود و در منى توقّف نمود تا روز سيزدهم كه آخر ايّام تشريق است و در آن روز رمى هر سه جمره نمود و بار ديگر متوجّه مكّه گرديد. «2»
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 4 October 2014   #17
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم



شيخ مفيد و طبرسى «3» روايت كرده‏اند كه: چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم از اعمال حجّ فارغ شد متوجّه مدينه شد و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غدير خم رسيد و آن موضع در آن وقت محلّ نزول قوافل نبود زيرا كه آبى و چراگاهى در آن نبود. حضرت در آن موضع نزول فرمود و مسلمانان نيز فرود آمدند، و سبب نزول آن حضرت در چنان موضع آن بود
__________________________________________________
(1) الكافى، ج 4، ص 249
(2) الكافى، ج 4، ص 245- 250
(3) الارشاد، ج 1، ص 174؛ اعلام الورى، ج 1، ص 261
منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام(فارسى)، ج‏1، ص: 245
كه از حقّ تعالى تأكيد شديد شد بر آن حضرت كه امير المؤمنين عليه السّلام را نصب كند به خلافت بعد از خود و از پيش نيز در اين باب وحى بر آن حضرت نازل شده بود لكن مشتمل بر توقيت و تأكيد نبود و به اين سبب حضرت تأخير نمود كه مبادا در ميان امّت اختلافى حادث شود و بعضى از ايشان از دين برگردند. و خداوند عالميان مى‏دانست كه اگر از غدير خم در گذرند متفرّق خواهند شد، بسيارى از مردم به سوى شهرهاى خود، پس حقّ تعالى خواست كه در اين موضع ايشان جمع شوند كه همه ايشان نصّ بر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را بشنوند و حجّت بر ايشان در اين باب تمام شود و كسى از مسلمانان را عذرى نماند پس حقّ تعالى اين آيه را فرستاد.
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ. «1»
يعنى: اى پيغمبر برسان به مردم آنچه فرستاده شده است به سوى تو از جانب پروردگار تو در باب نصّ بر امامت علىّ بن ابى طالب عليه السّلام و خليفه گردانيدن او را در ميان امّت، پس فرمود:
وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ. «2»
و اگر نكنى پس نرسانده خواهى بود رسالت خدا را، و خدا تو را نگاه مى‏دارد از شرّ مردم، پس تأكيد فرمود در تبليغ اين رسالت و تخويف نمود آن حضرت را از تأخير نمودن در آن امر و ضامن شد براى آن حضرت كه او را از شرّ مردم نگاه دارد.
پس به اين سبب حضرت در چنان موضعى كه محل فرود آمدن نبود، فرود آمد و مسلمانان همه برگرد آن حضرت فرود آمدند و روز بسيار گرمى بود، پس امر فرمود درختان خارى را كه در آنجا بود زير آن‏ها را از خس و خاشاك پاك كردند و فرمود پالانهاى شتران را جمع كردند و بعضى را بر بالاى بعضى گذاشتند، پس منادى خود را فرمود كه ندا در دهد در ميان مردم كه همه به نزد آن حضرت جمع شوند، پس همگى جمع شدند و اكثر ايشان از شدّت گرما رداهاى خود را بر پاهاى‏
__________________________________________________
(1) سوره مائده، آيه 67. و نيز نك: الغدير، ج 1، ص 196 تا 209
(2) سوره مائده، آيه 67. و نيز نك: الغدير، ج 1، ص 196 تا 209
منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام(فارسى)، ج‏1، ص: 246
خود پيچيده بودند.
و چون مردم اجتماع كردند حضرت بر بالاى آن پالان‏ها كه به منزله منبر بود بر آمد و حضرت امير عليه السّلام را بر بالاى منبر طلبيد و در جانب راست خود بازداشت، پس خطبه خواند مشتمل بر حمد و ثناى الهى و به موعظه‏هاى بليغه و كلمات فصيحه ايشان را موعظه فرمود و خبر موت خود را داد و فرمود: مرا به درگاه حقّ تعالى خوانده‏اند و نزديك شد است كه اجابت دعوت الهى كنم، و وقت آن شده است كه از ميان شما پنهان شوم، و دار فانى را وداع كنم و به سوى درجات عاليه آخرت رحلت نمايم، و بدرستى كه در ميان شما مى‏گذارم چيزى را كه تا متمسّك به آن باشيد هرگز گمراه نگرديد بعد از من، كه آن كتاب خدا است و عترت من كه اهل بيت منند، بدرستى كه اين دو تا از هم جدا نمى‏شوند تا هر دو نزد حوض كوثر بر من وارد شوند.
پس به آواز بلند در ميان ايشان ندا كرد كه: آيا نيستم من سزاوارتر به شما از جانهاى شما؟
گفتند: چنين است.
پس بازوهاى امير المؤمنين عليه السّلام را گرفت و بلند كرد آن حضرت را به حدّى كه سفيديهاى زير بغلهاى ايشان نمودار شد و گفت: هر كه من مولى و اولى به نفس اويم پس على مولى و اولى به نفس او است، خداوندا! دوستى كن با هر كه با على دوستى كند. و دشمنى كن با هر كه با على دشمنى كند، و يارى كن هر كه على را يارى كند، و واگذار هر كه على را واگذارد.
پس حضرت از منبر فرود آمد و آن وقت نزديك زوال بود و در شدّت گرما، پس دو ركعت نماز كرد، پس زوال شمس شد و مؤذّن آن حضرت اذان گفت و نماز ظهر را با ايشان به جا آورد. پس به خيمه خود مراجعت فرمود و امر فرمود كه خيمه‏اى از براى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در برابر خيمه آن حضرت برپا كردند، و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در آن خيمه نشست. پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمود مسلمانان را
منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام(فارسى)، ج‏1، ص: 247
كه فوج فوج به خدمت آن حضرت بروند و آن جناب را تهنيت و مبارك باد امامت بگويند و سلام كنند بر آن جناب به امارت و پادشاهى مؤمنان و بگويند: السّلام عليك يا امير المؤمنين.
پس مردمان چنين كردند، آنگاه امر فرمود زنان خود و زنان مسلمانان را كه همراه بودند بروند و تهنيت و مبارك باد بگويند و سلام كنند به آن جناب به امارت مؤمنان پس همگى به جا آوردند.
و از كسانى كه در اين باب اهتمام زياده از ديگران كرد ابن الخطّاب بود كه زياده از ديگران اظهار شادى و بشاشت نمود به امامت و خلافت آن جناب و گفت:
بخّ بخّ لك يا علىّ، اصبحت مولاى و مولى كلّ مؤمن و مؤمنة.
يعنى: به به از براى تو يا على! گوارا باد تو را، گرديدى آقاى من و آقاى هر مرد مؤمن و زن مؤمنه‏اى.
پس حسّان بن ثابت به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم آمد و رخصت طلبيد از آن جناب كه در مدح امير المؤمنين عليه السّلام در ذكر قصّه غدير و نصب آن جناب به امامت و خلافت و دعاهايى كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم در حقّ او فرموده قصيده‏اى انشاء نمايد، چون از آن جناب مرخّص شد بر بلندى بر آمد و اين اشعار را به آواز بلند بر مردم خواند:
يناديهم يوم الغدير نبيّهم بخمّ و أسمع بالنّبيّ مناديا
و قال فمن موليكم و وليّكم فقالوا و لم يبدوا هناك التّعاديا
الهك مولانا و انت و ليّنا و لن تجدن منّا لك اليوم عاصيا
فقال له: قم يا علىّ و انّنى رضيتك من بعدى اماما و هاديا
فخصّ بها دون البريّة كلها عليّا و سمّاه الوزير المؤاخيا
فمن كنت مولاه فهذا و ليّه فكونوا له اتباع صدق مواليا
هناك دعا اللّهمّ وال وليّه و كن للّذى عادى عليّا معاديا

منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام(فارسى)، ج‏1، ص: 248
و اين اشعار را خاصّه و عامّه به تواتر روايت كرده‏اند. «1»
روايت است كه چون حسّان اين اشعار را بگفت، حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:
لا تزال يا حسّان مؤيّدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانك. «2»
يعنى: پيوسته، اى حسّان، مؤيّدى به روح القدس مادام كه يارى نمايى ما را به زبان خود. و اين اشعارى بود از آن جناب بر آن كه حسّان بر ولايت امير المؤمنين عليه السّلام ثابت نخواهد ماند چنان كه بعد از وفات آن حضرت اثرش ظاهر شد.
و كميت «3» شاعر نيز قصيده‏اى در قصّه غدير گفته كه اين سه شعر از آن است:
و يوم الدّوح دوح غدير خمّ أبان له الولاية لو اطيعا
و لكنّ الرّجال تبايعوها فلم ار مثلها خطرا منيعا
و لم ار مثل ذاك اليوم يوما و لم ار مثله حقّا اضيعا «4»
و اين احقر كتابى نوشتم در حديث غدير موسوم به فيض القدير فيما يتعلّق بحديث الغدير، مقام را گنجايش نبود و اگر نه ملخّصى از آن در اينجا ايراد مى‏كردم.
و چون در اوائل سال يازدهم هجرى بعد از سفر حجة الوداع وفات حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم واقع شده، اينك ما شروع مى‏كنيم به ذكر وفات آن حضرت.
__________________________________________________
(1) نك: الغدير، چاپ مركز الغدير للدراسات الاسلامية، ج 1، ص 65 به بعد: سليم بن قيس، ج 2، ص 828؛ علم اليقين، ج 2، ص 651؛ ما نزل من القرآن فى علىّ، ص 57؛ مقتل الامام الحسين عليه السّلام خوارزمى، ص 47؛ مناقب، ص 135؛ كفاية الطالب، ص 64؛ نظم درر السمطين، ص 112؛ فرائد السمطين، ج 1، ص 73؛ المسترشد، ص 119؛ الفصول المختارة، ص 235؛ كنز الفوائد، ج 1، ص 268
(2) بحار الأنوار، ج 21، ص 386؛ الارشاد، ص 93- 95؛ اعلام الورى، ج 1، ص 262
(3) درباره كميت (60- 126) نك: الغدير، ج 1، ص 265؛ معجم الشعراء، ص 249؛ تتمة المنتهى، ص 137؛ اعيان الشيعة، ج 9، ص 33؛ رجال ابن داود، ص 156/ 1247
(4) الغدير، ج 1، ص 265؛ مصنفات الشيخ المفيد، ج 8، ص 18 (در رسالة فى معنى المولى)؛ كنز الفوائد، ج 1، ص 333
منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام(فارسى)، ج‏1، ص: 249

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 4 October 2014   #18
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

فرایند اعجازگونه تواتر حدیث غدیر نزد اهل سنت
فرایند اعجازگونه تواتر حدیث غدیر نزد اهل سنت



بسمه تعالي
اين مقاله را در شب عيد غدير همين سالي كه گذشت در سايت انجمن اينترنتي مسلمان ارسال كردم:
دوستان در عناوين اين سايت، به كلمه "افسانه" زياد برخورد كرده‌اند، از چيزهائي كه براي شخص من، إعجاب‌آور بوده، قضيه متواتر بودن حديث غدير خم نزد اهل سنت است، به طوري كه اگر پروسه بتون‌آرمه شدن تواتر غدير، دودمان پروژه مخفي‌سازي غدير را بر باد نداده بود، بدون شك امروز يكي از مهمترين عناوين افسانه‌اي در اين سايت و امثال آن، مسأله غدير بود!
داد اين سخن به افلاك ميرسيد كه بابا!!! غدير را مادرهاي بچه‌هاي شيعه وقتي ميخواهند بچه را خواب كنند به عنوان لالائي در گوش بچه ميخوانند!!
براي پي بردن به اهميت مسأله، عرض ميكنم كه حتي تا قرن هشتم و نهم، اين يك جواب كلاسيك علماي اهل سنت به شيعه بود كه حديث غدير يك خبر واحد است كه احدي نميتواند بگويد متواتر است! چرا؟؟ چون چگونه ميخواهد حديثي متواتر باشد و حال آنكه شيخين بخاري و مسلم در دو صحيح‌ترين كتاب حديث آن را نقل نكرده‌اند!
مثلا خواجه نصير الدين طوسي در تجريد الاعتقاد ادعاي تواتر حديث غدير مي کند و فاضل قوشچي در شرح آن مي گويد: "و اجيب بانه غير متواتر بل هو خبر واحد في مقابلة الاجماع کيف و قد قدح في صحته کثير من اهل الحديث و لم ينقله المحققون منهم کالبخاري و مسلم و الواقدي و اکثر من رواه لم يرو المقدمة التي جعلت دليلا علي ان المراد بالمولي الاولي بالتصرف".
خوب دقت كنيد ميگويد: خبر واحد است كه صحيح هم نيست!! جالبتر از اين، سخن ابن تيميه در منهاج السنة است، ميگويد اما اين دعاي پيامبر "اللهم وال من والاه ..." به اتفاق اهل معرفت به حديث، دروغ است!!:

الوجه الخامس أن هذا اللفظ وهو قوله اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله كذب باتفاق أهل المعرفة بالحديث
و ميگويد جمله "من كنت مولاه فعلي مولاه" محل اختلاف است، و بخاري و عده‌اي ديگر ضعيف دانسته و بعضي حسن دانسته‌اند!!، و ابن حزم گفته من كنت مولاه اصلا از طريق ثقات صحيح نيست!!:

لكن حديث الموالاة قد رواه الترمذي وأحمد والترمذي في مسنده عن النبي صلى الله عليه وسلم انه قال من كنت مولاه فعلى مولاه وأما الزيادة وهي قوله اللهم وال من والاه وعاد من عاداه الخ فلا ريب انه كذب ....أما قوله من كنت مولاه فعلي مولاه فليس هو في الصحاح لكن هو مما رواه العلماء وتنازع الناس في صحته فنقل عن البخاري وإبراهيم الحربي وطائفة من أهل العلم بالحديث انهم طعنوا فيه وضعفوه ونقل عن احمد بن حنبل انه حسنه كما حسنه الترمذي وقد صنف أبو العباس بن عقدة مصنفا في جميع طرقه وقال ابن حزم الذي صح من فضائل علي فهو .... وأما من كنت مولاه فعلى مولاه فلا يصح من طريق الثقات أصلا!!!
اكنون اي منصفين، با دقت، پروژه مخفي‌سازي غدير را توسط فحول ميدان حديث، دنبال كنيد، اصلا كي گفته غديري بوده؟ يك خبر واحد ضعيف كه امثال بخاري آن را تضعيف كنند چه ارزشي دارد؟ آيا بيش از يك افسانه است؟ ببينيد چگونه امثال ابن تيميه با خوشحالي تمام مثل حلوا مرتب در دهن خود دور ميگردانند كه حديث غدير در كتب صحاح نيامده است! اساسا كتب صحاح براي همين تدوين شده است كه هر چه در آن نيامده و كسي حرفش را زد فورا دهنش را ببندند!
به جرأت ميتوان ادعا كرد، اگر ابن تيميه ميدانست 7 قرن بعد يكي از بزرگترين شاگردان مكتب سلفيش، آنچنان مشت محكمي بر دهن او ميزند، هرگز حاضر نبود چنين در رد حديث غدير خوشحالي كند، البته اين شاگرد او در قرن 14 يعني ناصر الدين الباني، در زمان برايند يك فرايند معجزگونه واقع شده بود كه توسط او خشت آخر آن نهاده شد، يعني اين هفت هشت قرن نياز بود تا مطلب به حدي برسد كه او با پير و مراد خود اينچنين تندي كند، و الحمد لله علي إنجاز مواعيده.
خوب است گزيده اين روند و پروسه بتون‌آرمه شدن تواتر حديث را با هم مرور كنيم:
ابتدا بايد عرض كنم مگر ميشود حقائق را براي هميشه مخفي كرد؟ خلاصه يك جائي درز ميكند! خوشبختانه در صحيح مسلم كه "من كنت مولاه" را نياورد اما يك كلمه بر جا گذاشت كه پيامبر وقتي از حجة الوداع برميگشتند در آبگاهي به نام خم بين مكه و مدينة خطبه خواندند و حديث ثقلين را نقل ميكند!! به‌به!! خيلي خوب شد! پس در صحيح آمد كه در غدير خم حضرت خطبه خواندند اما مسلم فقط يك جمله آن را آورد، خطبه كه به يك جمله گفته نميشود، پس بايد ببينيم تمام اين خطبه چه بود؟ گويا خيلي هم غدير افسانه نيست!!:

6378 - حدثنى ... ثم قال قام رسول الله -صلى الله عليه وسلم- يوما فينا خطيبا بماء يدعى خما بين مكة والمدينة فحمد الله وأثنى عليه ووعظ وذكر ثم قال....
همه ميدانيم مسائل مهم و بنيادي در يك فرهنگ را هر كسي نميتواند پايه‌ريزي كند، بايد يك كسي باشد كه مقبوليت نزد عالم و جاهل داشته باشد، و تا آنجا كه من ميدانم كاراكتر قهرمان بحث ما كسي جز امام ذهبي نيست، اما دست يكي صدا ندارد، اگر امام ذهبي هم چيزي بگويد ولي ديگر خبره‌ها با او موافقت نكنند باز كاري از پيش نميرود، اينجاست كه دست ديگر ميشود جناب ابن كثير، و با هم يك دهن‌كجي عجيبي به استادشان ابن تيميه ميكنند، هر دو بر خلاف ابن تيميه كه ميگويد: اساسا "من كنت مولاه" صحيح نيست ميگويند (به مضمون) اصلا "من كنت مولاه" نياز به اسناد ندارد چون حديث متواتر مستغني از ذكر سند است! عبارت ابن كثير در تاريخش و سيره‌اش اين است:

وقد قال شيخنا الحافظ أبو عبد الله الذهبي: بعد إيراده هذا الحديث هذا حديث منكر جدا ... قال: وصدر الحديث متواتر أتيقن أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قاله وأما اللهم وال من والاه فزيادة قوية الاسناد وأما هذا الصوم فليس بصحيح ولا والله ما نزلت هذه الآية إلا يوم عرفة قبل غدير خم بأيام والله تعالى أعلم.
من عبارت ذهبي را كه ابن كثير نقل ميكند نيافتم اما نزديك آنرا در خصوص روزه 18 ذيحجة كه ابوهريره نقل ميكند ثواب 60 ماه عبادت دارد در رساله طرق ميگويد:
رسالة طرق حديث من كنت مولاه فهذا علي مولاه للإمام الذهبي (ص: 20) :
... هذا حديث منكر غير صحيح، فقد ثبت نزول هذه الاية يوم عرفة بعرفة وصوم هذا اليوم لا فضيلة فيه أبداً على التعيين كيف والرافضة يتخذونه عيداً ويحتفلون له وما أدري على من يحمل هذا الحديث
و معلوم ميشود ذهبي نميداند كه شيعه كه غدير را عيد ميگيرند در عين حال يكي از چهار روز ممتاز سال براي استحباب روزه هم ميدانند! به هر حال ذهبي در كتب ديگرش تصريح ميكند كه متواتر است:

قلت: ومعنى هذا التشيع حب علي وبغض النواصب، وأن يتخذه مولى، عملاً بما تواتر عن نبينا صلى الله عليه وسلم: من كنت مولاه فعلي مولاه. أما من تعرض إلى أحد من الصحابة بسبب فهو شيعي غال نبرأ منه.

فأخذ بيد علي رضي الله عنه فقال: " من كنت مولاه فعلي مولاه ". هذا حديث حسن عال جدا، ومتنه فمتواتر.

قلت:جمع طرق حديث:غدير خم، في أربعة أجزاء، رأيت شطره، فبهرني سعة رواياته، وجزمت بوقوع ذلك.
از اين به بعد راه تواتر براي حفاظ و محدثين آسانتر ميشود، ابن جزري كه فاصله چنداني با ذهبي و ابن كثير ندارد ميگويد متواتر است:
مناقب الأسد الغالب علي بن أبي طالب - ابن الجزري [ص 2]
.... قال سمعت عليا رضي الله عنه بالرحبة ينشد الناس من سمع النبي صلى الله عليه وسلم يقول: «من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه» فقام إثنا عشر بدريا فشهدوا أنهم سمعوا رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول ذلك. هذا حديث حسن صحيح من وجوه كثيرة تواتر عن أمير المؤمنين علي وهو يتواتر أيضا عن النبي صلى الله عليه وسلم رواه الجم الغفير عن الجم الغفير ولا عبرة بمن حاول تضعيفه ممن لا اطلاع له في هذا العلم ....
و همچنين حافظ ابن حجر ميگويد:

واما حديث من كنت مولاه فعلي مولاه فقد أخرجه الترمذي والنسائي وهو كثير الطرق جدا وقد استوعبها بن عقدة في كتاب مفرد وكثير من اسانيدها صحاح وحسان وقد روينا عن الامام احمد قال مابلغنا عن أحد من الصحابة مابلغنا عن علي بن أبي طالب
مناوي در شرح جامع صغير حافظ سيوطي از او نقل ميكند كه متواتر است:

قال الهيثمي : رجال أحمد ثقات وقال في موضع آخر : رجاله رجال الصحيح وقال المصنف : حديث متواتر.

ورجال أحمد ثقات بل قال المؤلف حديث متواتر
در تعليقه مسند ميگويد: .... وقوله: "من كنت مولاه فعلي مولاه" أورده السيوطي في "الأزهار المتناثرة في الأحاديث المتواترة" برقم (100)
و همچنين آلوسي در تفسيرش قول ذهبي را نقل ميكند كه متواتر است:

وعن الذهبي أن «من كنت مولاه فعلي مولاه» متواتر يتيقن أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قاله ، وأما اللهم وال من والاه ، فزيادة قوية الإسناد ، وأما صيام ثماني عشرة ذي الحجة فليس بصحيح ولا والله نزلت تلك الآية إلا يوم عرفة قبل غدير خم بأيام .


رواه الطبراني وأحمد والضياء في المختارة عن زيد بن أرقم وعلي وثلاثين من الصحابة بلفظ اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فالحديث متواتر أو مشهور
كتاني در كتاب نظم المتناثر من الحديث المتواتر، از سيوطي در كتابش الفوائد المتكاثرة نقل ميكند وجه تواتر را:


أورد فيها (يعني السيوطي) أيضا من حديث (1) زيد بن أرقم (2) وعلي (3) وأبي أيوب الأنصاري (4) وعمر (5) وذي مر (6) وأبي هريرة (7) وطلحة (8) وعمارة (9) وابن عباس (10) وبريدة (11) وابن عمر (12) ومالك ابن الحويرث (13) وحبشي بن جنادة (14) وجرير (15) وسعد بن أبي وقاص (16) وأبي سعيد الخدري (17) وأنس (18) وجندع الأنصاري ثمانية عشر نفسا وعن عدة من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم أنهم سمعوا رسول الله صلى الله عليه وسلم يقوله وعن اثني عشر رجلا منهم (19) قيس بن ثابت (20) وحبيب بن بديل بن ورقاء وعن بضعة عشر رجلا منهم (21) يزيد أو زيد بن شراحيل الأنصاري.

و بالأخره نوبت به شاگرد ديگر مكتب ابن تيميه در قرن 14 ميرسد، يعني ناصر الدين الباني دمشقي در كتاب سلسلة الاحاديث الصحيحة، كه حديث "من كنت مولاه" را متواتر ميداند، و عجيب‌تر اينكه ميگويد اساسا من اين را تفصيل دادم چون ميخواستم اشتباه ابن تيميه را به همگان گوشزد كنم! ابن تيميه بسيار، سريعا حديثي را ضعيف ميشمارد قبل از اينكه همه طرق و سندهاي آنرا ببيند!:

1750 - " من كنت مولاه، فعلي مولاه، اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه ". ........ وقد ذكرت وخرجت ما تيسر لي منها مما يقطع الواقف عليها بعد تحقيق الكلام على أسانيدها بصحة الحديث يقينا، وإلا فهي كثيرة جدا، وقد استوعبها ابن عقدة في كتاب مفرد، قال الحافظ ابن حجر: منها صحاح ومنها حسان. وجملة القول أن حديث الترجمة حديث صحيح بشطريه، بل الأول منه متواتر عنه صلى الله عليه وسلم كما ظهر لمن تتبع أسانيده وطرقه، وما ذكرت منها كفاية. .......... إذا عرفت هذا، فقد كان الدافع لتحرير الكلام على الحديث وبيان صحته أنني رأيت شيخ الإسلام بن تيمية، قد ضعف الشطر الأول من الحديث، وأما الشطر الآخر، فزعم أنه كذب <1>! وهذا من مبالغته الناتجة في تقديري من تسرعه في تضعيف الأحاديث قبل أن يجمع طرقها ويدقق النظر فيها. والله المستعان.

وأما قوله: " {من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه} . . . إلخ " فهذا ليس في شيء من الأمهات؛ إلا في الترمذي وليس فيه إلا: " {من كنت مولاه فعلي مولاه} ..... وقوله: " {من كنت مولاه فعلي مولاه} فمن أهل الحديث من طعن فيه كالبخاري وغيره؛ ومنهم من حسنه
در موضعي ديگر ميگويد: من وجهي براي سرعت گرفتن ابن تيميه در تكذيب حديث نميبينم مگر اينكه ميخواهد خيلي سريع جواب شيعه را بدهد!! :

2223 - " ما تريدون من علي؟ إن عليا مني وأنا منه وهو ولي كل مؤمن بعدي ". ........ وأخرجه أحمد (1 / 330 - 331) ومن طريقه الحاكم (3 / 132 - 133) وقال: " صحيح الإسناد "، ووافقه الذهبي ، وهو كما قالا. وهو بمعنى قوله صلى الله عليه وسلم: " من كنت مولاه فعلي مولاه.. " وقد صح من طرق كما تقدم بيانه في المجلد الرابع برقم (1750) . فمن العجيب حقا أن يتجرأ شيخ الإسلام ابن تيمية على إنكار هذا الحديث وتكذيبه في " منهاج السنة " (4 / 104) كما فعل بالحديث المتقدم هناك، مع تقريره رحمه الله أحسن تقرير أن الموالاة هنا ضد المعاداة وهو حكم ثابت لكل مؤمن، وعلي رضي الله عنه من كبارهم، يتولاهم ويتولونه. .... هذا كله من بيان شيخ الإسلام وهو قوي متين كما ترى، فلا أدري بعد ذلك وجه تكذيبه للحديث إلا التسرع والمبالغة في الرد على الشيعة، غفر الله لنا وله.
در جاي ديگر ميگويد: اين حديث صحيح است بالاترين حدي كه ميتواند يك حديث صحيح باشد:
السنة - ابن أبي عاصم، وظلال الجنة (الألباني) - (2 / 338) وثانيا من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وهو حديث صحيح غاية جاء من طرق جماعة من الصحابة خرجت أحاديث سبعة منهم ولبعضهم أكثر من طريق واحد وقد خرجتها كلها وتكلمت على أسانيدها في سلسلة الأحاديث الصحيحة
خداي متعال را شكرگزاريم كه در عصري زندگي ميكنيم كه مسلمين ديگر شك در وقوع قضيه غدير خم ندارند، و تنها اختلاف آنها بر سر مراد پيامبر از اين حديث است، و بالأخره گذشت زمان يكه‌تازي و جولان دادن كساني كه باد در غبغب انداخته و ميگفتند حديث غدير خبر واحد است كه صحيح بودن آن هم معلوم نيست!!! اكنون بخاري و مسلم مانده‌اند و سؤال مسلمانها كه آيا شما كه جزئي‌ترين قضاياي پيامبر را نقل ميكنيد چه شد كه يك قضيه مهم متواتر در زندگي حضرت را نياورديد؟ آيا هيچ سند صحيح براي آن نيافتيد!! يا ديديد همه اذهان با شنيدن حديث غدير ناخودآگاه درگير قضيه سقيفه ميشود؟!


منهاج السنة النبوية - ابن تيمية (7 / 55) :منهاج السنة النبوية [جزء 7 - صفحة 319] صحيح مسلم (7 / 122) :البداية والنهاية - (5 / 233) -- السيرة النبوية لابن كثير - (4 / 426)تاريخ الإسلام للإمام الذهبي (14 / 338) :سير أعلام النبلاء (8 / 334) :سير أعلام النبلاء [14 /277]فتح الباري - ابن حجر [7 /74] فيض القدير شرح الجامع الصغير - المناوي (6 / 282) :التيسير بشرح الجامع الصغير ـ للمناوى (2 / 855) :تفسير الألوسي - (5 / 69)كشف الخفاء للعجلوني(2 / 1588) :2591 - من كنت مولاه فعلي مولاه نظم المتناثر - (1 / 194) الكتاني232 (من كنت مولاه فعلي مولاه).(قلت) ورد أيضا من حديث (22) البراء بن عازب (23) وأبي الطفيل (24) وحذيفة بن أسيد الغفاري (25) وجابر وفي روايلأحمد أنه سمعه من النبي صلى الله عليه وسلم ثلاثون صحابيا ، وشهدوا به لعلي لما نوزع أيام خلافته، وممن صرح بتواتره أيضا المناوي في التيسير نقلا عن السيوطي وشارح المواهب اللدنية وفي الصفوة للمناوي قال الحافظ ابن حجر حديث من كنت مولاه فعلي مولاه خرجه الترمذي والنسائي وهو كثير الطرق جدا وقد استوعبها ابن عقدة في مؤلف مفرد وأكثر أسانيدها صحيح أو حسن اه.السلسلة الصحيحة (4 / 249) :<1> مجموع الفتاوى - ابن تيمية (4 / 417) :السلسلة الصحيحة (5 / 222) :
و الله الكافي

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=109798


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 8 October 2014   #19
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

روز هجدهم‏
روز عيد غدير و عيد آل محمد عليهم السلام و عظيم‏ترين اعياد است.
ملخّصِ روايات غدير آن است كه چون رسول خدا صلى الله عليه و آله از سفر حجّة الوداع مراجعت فرمود، در نزديكى جُحفه به خمّ غدير كه جبرئيل نازل شد به تأكيدِ تمام كه يا ايّها الرسول! تبليغ كن آنچه به تو نازل شده از جانب پروردگار تو، در باب على و اگر نرسانيدى پس تبليغ نكردى رسالت او را، و خدا حفظ خواهد كرد تو را از مردم.
جبرئيل در اين باب، چند دفعه در مواقف متعدّده نازل شده بود و ليكن چون آيه عصمت و حفظ نياورده بود، رسول خدا صلى الله عليه و آله منتظر آن بود، تا در اين جا آيه تبليغ و عصمت را به تأكيدِ شديد آورد.
پس آن جناب به حكم الهى، در خمّ غدير توقف فرمود و فرمان كرد كه تمامى اصحاب، چه آنهايى كه جلوتر به جانب منزل رفته‏اند چه آنهايى كه در عقب مى‏آيند، در آنجا جمع شوند و آن موضعى بوده كه قابل نزول و توقف نبوده و چون چاشت و قريب به زوال بود، هوا نيز در نهايت گرما بوده، به نحوى كه مردم استظلال به دواب مى‏نمودند و بعضى از شدت حرارت زمين، نصف رداى خود را بر سر و نصف ديگر آن را در زير پا فرش مى‏كردند.
آن موضع را كه مشتمل بر اشواك «2» و خس و خاشاك بود، صاف كردند و منبرى از جهاز شتر يا كجاوه‏ها يا از احجار ترتيب دادند و صحابه در اين وقت حاضر بودند، موافق بعضى از كتب معتبره صد و بيست هزار نفر بودند. پس آن جناب بر منبر صعود فرمود و خطبه طويله بليغه انشا فرمود. پس امير المؤمنين عليه السلام را بلند كرد به حدّى كه‏
__________________________________________________
(1). اقبال الأعمال، ج 2، ص 237- 238، باب 5، فصل 1.
(2). جمع شَوْك: خار و خاشاك.
وقايع الايام، ص: 196
بياض زير بغل اقدسش نمايان گرديد و مردم همه آن جناب را ديدند و فرمود:
مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَليّ مَولاه، اللهُمَّ والِ مَن والاهُ وَعادِ مَن عاداهُ وَانصُر مَن نَصرَهُ وَاخذُل مَن خَذَلَهُ.
پس امر به تمسّكِ ثقلين نمود و آنچه را كه بايد در اين مقام بفرمايد، فرمود.
و آيه «اليَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» «1» نازل شد و اين آيه شريفه از آياتى است كه نزول آن مكرّر شده.
پس حسّان بن ثابت و بعضى ديگر در اين باب اشعارى گفتند و از جمله اشعار حسّان اين يك بيت است كه در محضر آن جمع از صحابه خوانده و رسول خدا صلى الله عليه و آله كلمه: «لا زِلتَ يا حسّان مؤيّداً بِروحِ القُدُس ما نَصَرتَنا بِلِسانِك» در حقّ او فرمود.
فَقال لَهُ: قُمْ يا علي، فَإنَّني رَضيتُك مِن بَعدي إماماً وَهادِياً «2»

پس موافق نقل بعضى، خيمه‏اى براى امير المؤمنين- صلوات الله عليه- بر سر پا كردند و مردمان به جهت بيعت با او حاضر شدند و اوّل كسى كه آن جناب را به حصول مرتبت مولائيت تهنيت نمود، خليفه ثانى بود كه گفت: «بَخٍّ بَخٍّ، هَنِيّاً لَك يا بنَ أبي طالب، أصبَحتَ مَولايَ وَمَولى كُلّ مُؤمِن وَمُؤمِنَة». «3»
به روايت دارقطنى و عاصمى، خليفه اوّل نيز شريك ثانى گرديد در اداى تهنيت.
حديث غدير از احاديث متواتره بين الفريقين است و هيچ حديثى به مرتبه آن نمى‏رسد. و از ابوالمعالىِ جوينى منقول است كه تعجب مى‏كرد و مى‏گفت: در بغداد در دست صحافى، كتابى ديدم كه در آخر آن نوشته: «اين جلدِ بيست و هشتم از طريق حديث: «مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَليّ مَولاه» است و بعد از اين، جلد بيست و نهم بيايد». «4»
__________________________________________________
(1)
. مائده (5): 3
(2). الإرشاد، ج 1، ص 176- 177؛ كامل بهائى، ج 1، ص 281- 282.
(3). الإرشاد، ج 1، ص 177؛ كامل بهائى، ج 1، ص 281.
(4). نهج الإيمان ابن جبر، ص 134؛ الصوارم المهرقه، ص 178؛ بحار الأنوار، ج 37، ص 236.
وقايع الايام، ص: 197
سيدِ اجلّ حامى الملّة و سيف الأمّة مير حامد حسين هندى- رضوان الله عليه- دو مجلد كبير از عبقات الأنوار را در اين حديث شريف نوشته و من آن دو مجلد را مختصر كردم و ناميدم به فيض القدير فيما يتعلّق بحديث الغدير. «1»
بالجمله، اعمال اين روز مبارك، چند چيز است:
1. روزه است كه كفّاره شصت سال گناه است. «2»
2. غسل است. «3»
3. زيارت حضرت امير المؤمنين عليه السلام است «4» و سزاوار است كه انسان هر كجا باشد سعى كند كه خود را به قبر مطهّر آن حضرت برساند. و از براى آن جناب در اين روز، سه زيارت مخصوصه نقل شده كه يكى از آنها زيارت معروفه امين الله است كه از نزديك و دور خوانده مى‏شود و آن از زيارات جامعه مطلقه است.
4. بخواند تعويذى را كه سيّد در اقبال از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت كرده است. «5»
5. دو ركعت نماز كند و به سجده رود و صد مرتبه شكر خدا كند، پس سر از سجده بردارد و بخواند: «اللهُمَّ إنّي أسألُك بِأنّ لَك الحَمد» «6» إلخ. و اگر اين دو ركعت نماز را نزديك به زوال بكند و در ركعت اوّل قدر و در دوم توحيد بخواند بهتر است.
6. دو ركعت نماز كند، پيش از زوال به نيم ساعت. در هر ركعت حمد يك مرتبه و توحيد و «إنّا أنْزَلْناهَ» و آية الكرسى «7» را هر يك ده مرتبه بخواند كه مقابل صد هزار حج‏
__________________________________________________
(1). فيض القدير را مرحوم محدث قمى در سال 1321 ق به سامان رساند و نخستين بار مؤسسه در راه حق آن را به سال 1406 ق/ 1365 ش چاپ كرد و سپس بوستان كتاب قم به سال 1376، چاپ دوم آن را منتشر ساخت‏
(2). اقبال الأعمال، ج 2، ص 276- 277، باب 5، فصل 15؛ بحار الأنوار، ج 95، ص 298.
(3). المقنعه، ص 204، باب 20؛ اقبال الأعمال، ج 2، ص 280، باب 5، فصل 15.
(4). اقبال الأعمال، ج 2، ص 272- 275، باب 5، فصل 13 و ص 306- 307، باب 5، فصل 16.
(5). اقبال الأعمال، ج 2، ص 275- 276، باب 5، فصل 14.
(6). اقبال الأعمال، ج 2، ص 277- 279، باب 5، فصل 15.
(7). به روايت شيخ «آية الكرسى» مقدم بر «إنّا أنزلناه» است. [المقنعه، ص 205، باب 20]
وقايع الايام، ص: 198
و صد هزار عمره و باعث قضاء حوائج است. «1» و بهتر آنكه بعد از نماز اين دعا را بخواند: «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً» «2» إلخ.
7. بخواند دعاى ندبه را.»

8. بخواند دعاى «اللهُمَّ إنّي أسألُك بِحَقّ مُحمّدٍ نَبِيّك وَعَلى وَلِيّك» إلخ، كه شيخ مفيد روايت كرده. «4»
و اگر بتواند بخواند دعاهاى مبسوطه را كه سيّد در اقبال نقل كرده است. «5»
9. آنكه چون مؤمنى را ملاقات كند اين تهنيت را بگويد: «الحَمدُ لِلّه الذي جَعَلَنا مِن المُتَمَسّكينَ بِوِلايةِ أمير المؤمنين وَالأئِمّة عليهم السلام». «6»
و نيز بخواند:
الحَمْدُ لِلّهِ الذي أكرَمَنا بِهذا اليَوْم، وَجَعَلنا مِنَ المُوفينَ بِعَهْدِهِ الذي عَهِدَهُ إلَينا وَميثاقِهِ الذي واثَقَنا بِهِ مِنْ وِلايَةِ وُلاةِ أمرِه، وَالقُوّامِ بِقِسطِه، وَلم يَجْعَلْنا مِن الجاحِدينَ وَالمُكذِّبينَ بِيَوْمِ الدينِ. «7»
بدان كه در اين روز شريف از براى پوشيدن جامه‏هاى نيكو و زينت كردن و شادى كردن و شاد نمودن شيعيان امير المؤمنين عليه السلام و عفو از تقصيرات ايشان و توسعه بر عيال و اطعام مؤمنان و افطار دادن روزه داران و مصافحه با مؤمنين و رفتن به زيارت ايشان و تبسّم كردن بر رويشان و شكر الهى به جاى آوردن به جهت نعمت بزرگ ولايت و بسيار فرستادن صلوات و اكثار در عبادات و طاعات از براى هر يك فضيلتى‏
__________________________________________________
(1). اقبال الأعمال، ج 2، ص 282، باب 5، فصل 15.
(2). اقبال الأعمال، ج 2، ص 283- 303، باب 5، فصل 15.
(3). اقبال الأعمال، ج 2، ص 233، باب 4، فصل 7.
(4). المقنعه، ص 205- 207، باب 20.
(5). اقبال الأعمال، ج 2، ص 283- 306، باب 5، فصل 15.
(6). اقبال الأعمال، ج 2، ص 261، باب 5، فصل 6.
(7). اقبال الأعمال، ج 2، ص 283، باب 5، فصل 15.
وقايع الايام، ص: 199
عظيم است. و يك درهم كه در اين روز، كسى به برادر مؤمن خود بدهد، برابر است با هزار درهم در غيرِ اين روز و طعام دادن به مؤمنى در اين روز مثل طعام دادن به جميع پيغمبران و صدّيقان است. و اين روز، روزِ قبولىِ اعمال شيعيان و روز برطرف شدن غم‏هاى ايشان است. «1»
اين روز:
روزى است كه حضرت موسى عليه السلام بر ساحران غلبه كرده و خداوند آتش را بر حضرت ابراهيم عليه السلام سرد و سلامت كرده و حضرت موسى عليه السلام، يوشع بن نون را وصىِ خود گردانيد و حضرت عيسى عليه السلام، شمعون الصفا را وصىِ خود قرار داده و حضرت سليمان عليه السلام رعيّت خود را بر استخلافِ آصف بن برخيا اشهاد كرده و رسول خدا صلى الله عليه و آله مابين اصحاب برادرى افكند. «2»
در اين روز:
بيعت كردند مردم با امير المؤمنين عليه السلام بر خلافت، بعد از عثمان؛ چه آنكه در اين روز، سنه 35، اصحاب به خانه عثمان ريختند و خونش بريختند و جنازه او تا سه روز، غير مدفون ماند و كسى جرأتِ دفن نداشت. تا بعد از سه روز جسد او را بر تخته پاره‏اى نهادند، چنانچه پايش آويزان بود و سرش به تخته مى‏خورد. خواستند او را به قبرستان برند، مصريان بر سرِ راه شدند و سنگ همى افكندند تا كسى او را به گورستان مسلمانان نبرد. لاجرم او را در «حش كوكب» كه نزديك مقبره جهودان بود، دفن كردند. چون معاويه فرمانروا گشت، حكم داد تا مسلمانان مردگان خود را در بقيع از آن سوى كه عثمان دفن بود به خاك سپردند تا مدفن او به گورستان بقيع اتصال يافت. «3»
__________________________________________________
(1). رك: اقبال الأعمال، ج 2، ص 261، باب 5، فصل 6.
(2). مسارّ الشيعه، ص 40- 41.
(3). مسارّ الشيعه، ص 40.
وقايع الايام، ص: 200
در اين روز، سنه 672، وفات يافت سلطان المحقّقين و برهان الموحّدين حجّة الفرقه الناجية الخواجه نصير الملّة و الحقّ و الدين، محمد بن محمد بن الحسن الطوسى. «1» اصلش از بلوك جهرود از موضعى كه او را «وشاره» گويند از دهات قم است. چون مولد شريفش در طوس واقع شده لهذا به محقّق طوسى معروف گشته.
مدفنش در بقعه كاظميه عليه السلام در سمت سر، در آن موضعى است كه ناصر عبّاسى براى خود تهيه كرده بود و قسمت او نشد بلكه در رصافه دفن شد. و از غرائب اتّفاق، روز تهيه و حفر آن قبر با روز ولادت محقّق طوسى يكى بوده.
گويند: در وقت وفات به آن جناب گفتند كه جنازه‏ات را به نجف حمل كنيم.
فرمود: «من خجالت مى‏كشم از امام موسى عليه السلام كه چنين وصيت كنم». «2»
فاضل اشكورى در محبوب القلوب مقدارى از حال آن جناب را نوشته است، «3» و اين مختصر را گنجايشِ نقل نيست. «4»
در اين روز، مقتداى شيعه شيخ اجلّ اعلم على بن عبدالمعالى كركى معروف به محقّق ثانى صاحب جامع المقاصد و نفحات اللاهوت، وفات يافت و جلالت شأنش زياده از آن است كه ذكر شود. تاريخ وفاتش، مقتداى شيعه/ 940. «5»
در اين روز، سنه 1144، وفات كرد عالم ربانى المولى محمد بن عبدالفتاح تنكابنى مازندرانى مشهور به سراب، تلميذ صاحب ذخيره محقّق خراسانى، در اصول دين تأليفاتى دارد. صاحب روضات حكايت عجيبى از او با شخصى جنّى در سفر زيارت ائمّه عليهم السلام نقل كرده، «6» مقام نقلش نيست.
__________________________________________________
(1). روضات الجنات، ج 6، ص 312، ش 588.
(2). روضات الجنات، ج 6، ص 319، ش 588.
(3). محبوب القلوب، ج 2، ص 414- 446.
(4). براى تفصيل در شرح حال خواجه نصير الدين طوسى رك: الكنى و الألقاب، ج 2، ص 712- 714؛ الفوائد الرضويه، ج 2، ص 933- 945.
(5). روضات الجنات، ج 4، ص 372، ش 414.
(6). روضات الجنات، ج 7، ص 108- 109، ش 606.
وقايع الايام، ص: 201
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 8 October 2014   #20
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

ارف
متن کامل خطبه غدیر خم با ترجمه فارسی

منابع : حوزه نت | تاریخ درج : ‎1390/8/23 | بازدید : 21730
کلید واژه ها :


بخش اول: حمد و ثنای الهی

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ وَ دَنا فی تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فی سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فی اَرْکانِهِ، وَاَحاطَ بِکُلِّ شَیءٍ عِلْماً وَ هُوَ فی مَکانِهِ وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَمیداً لَمْ یَزَلْ، مَحْموداً لایَزالُ (وَ مَجیداً لایَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ کُلُّ أَمْرٍ إِلَیْهِ یَعُودُ). بارِئُ الْمَسْمُوکاتِ وَداحِی الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضینَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائکَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ. یَلْحَظُ کُلَّ عَیْنٍ وَالْعُیُونُ لاتَراهُ.
ستایش خدای را سزاست که در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیک است؛ سلطنتش پرجلال و در ارکان آفرینش اش بزرگ است. بی آنکه مکان گیرد و جابه جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.
همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پایانی نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست.
اوست آفریننده آسمان ها و گستراننده زمین ها و حکمران آن ها. دور و منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونی بخش آفریده ها و نعمت ده ایجاد شده هاست. به یک نیم نگاه دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند.
کَریمٌ حَلیمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ کُلَّ شَیءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ. لا یَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلایُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ. قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ اَلْمَکْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ. لَهُ الْإِحاطَةُ بِکُلِّ شَیءٍ، والغَلَبَةُ علی کُلِّ شَیءٍ والقُوَّةُ فی کُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلی کُلِّ شَئٍ وَلَیْسَ مِثْلَهُ شَیءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّیءِ حینَ لاشَیءَ دائمٌ حَی وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلاهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُالْحَکیمُ.
جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِکَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطیفُ الْخَبیرُ. لایَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعایَنَةٍ، وَلایَجِدُ أَحَدٌ کَیْفَ هُوَمِنْ سِرٍ وَ عَلانِیَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلی نَفْسِهِ.
کریم و بردبار و شکیباست. رحمت اش جهان شمول و عطایش منّت گذار. در انتقام بی شتاب و در کیفر سزاواران عذاب، صبور و شکیباست. بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا. پوشیده ها بر او آشکار و پنهان ها بر او روشن است. او راست فراگیری و چیرگی بر هر هستی. نیروی آفریدگان از او و توانایی بر هر پدیده ویژه اوست. او را همانندی نیست و هموست ایجادگر هر موجود در تاریکستان لاشیء. جاودانه و زنده و عدل گستر. جز او خداوندی نباشد و اوست ارجمند و حکیم.
دیده ها را بر او راهی نیست و اوست دریابنده دیده ها. بر پنهانی ها آگاه و بر کارها داناست. کسی از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگی او از نهان و آشکار دست نیابد مگر، او - عزّوجلّ - خود، راه نماید و بشناساند.
وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله ألَّذی مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذی یَغْشَی الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذی یُنْفِذُ أَمْرَهُ بِلامُشاوَرَةِ مُشیرٍ وَلامَعَهُ شَریکٌ فی تَقْدیرِهِ وَلایُعاوَنُ فی تَدْبیرِهِ. صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ عَلی غَیْرِ مِثالٍ، وَ خَلَقَ ما خَلَقَ بِلامَعُونَةٍ مِنْ أَحَدٍ وَلا تَکَلُّفٍ وَلاَ احْتِیالٍ. أَنْشَأَها فَکانَتْ وَ بَرَأَها فَبانَتْ.
فَهُوَالله الَّذی لا إِلاهَ إِلاَّ هُوالمُتْقِنُ الصَّنْعَةَ، اَلْحَسَنُ الصَّنیعَةِ، الْعَدْلُ الَّذی لایَجُوُر، وَالْأَکْرَمُ الَّذی تَرْجِعُ إِلَیْهِ الْأُمُورُ.
وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله الَّذی تَواضَعَ کُلُّ شَیءٍ لِعَظَمَتِهِ، وَذَلَّ کُلُّ شَیءٍ لِعِزَّتِهِ، وَاسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَخَضَعَ کُلُّ شَیءٍ لِهَیْبَتِهِ. مَلِکُ الْاَمْلاکِ وَ مُفَلِّکُ الْأَفْلاکِ وَمُسَخِّرُالشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، کُلٌّ یَجْری لاَِجَلٍ مُسَمّی. یُکَوِّرُالَّلیْلَ عَلَی النَّهارِ وَیُکَوِّرُالنَّهارَ عَلَی الَّلیْلِ یَطْلُبُهُ حَثیثاً. قاصِمُ کُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ وَ مُهْلِکُ کُلِّ شَیْطانٍ مَریدٍ.
و گواهی می دهم که او «الله» است. همو که تنزّهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است. بی مشاور، فرمانش را اجرا، بی شریک تقدیرش را امضا و بی یاور سامان دهی فرماید. صورت آفرینش او را الگویی نبوده و آفریدگان را بدون یاور و رنج و چاره جویی، هستی بخشیده است. جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است.
پس اوست «الله» که معبودی به جز او نیست. همو که صُنعش استوار است و ساختمان آفرینشش زیبا. دادگری است که ستم روا نمی دارد و کریمی که کارهابه او بازمی گردد.
و گواهی می دهم که او «الله» است که آفریدگان در برابر بزرگی اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و به توانایی اش تسلیم و به هیبت و بزرگی اش فروتن اند. پادشاه هستی ها و چرخاننده سپهرها و رام کننده آفتاب و ماه که هریک تا اَجَل معین جریان یابند. او پردی شب را به روز و پردی روز را - که شتابان در پی شب است - به شب پیچد. اوست شکنندی هر ستمگر سرکش و نابودکنندی هر شیطان رانده شده.
لَمْ یَکُنْ لَهُ ضِدٌّ وَلا مَعَهُ نِدٌّ أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفْواً أَحَدٌ. إلاهٌ واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ یَشاءُ فَیُمْضی، وَیُریدُ فَیَقْضی، وَیَعْلَمُ فَیُحْصی، وَیُمیتُ وَیُحْیی، وَیُفْقِرُ وَیُغْنی، وَیُضْحِکُ وَیُبْکی، (وَیُدْنی وَ یُقْصی) وَیَمْنَعُ وَ یُعْطی، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ.
یُولِجُ الَّلیْلَ فِی النَّهارِ وَیُولِجُ النَّهارَ فی الَّلیْلِ، لاإِلاهَ إِلاّهُوَالْعَزیزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجیبُ الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِی الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ، الَّذی لایُشْکِلُ عَلَیْهِ شَیءٌ، وَ لایُضجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخینَ وَلایُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّینَ.
اَلْعاصِمُ لِلصّالِحینَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحینَ، وَ مَوْلَی الْمُؤْمِنینَ وَرَبُّ الْعالَمینَ. الَّذِی اسْتَحَقَّ مِنْ کُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ یَشْکُرَهُ وَیَحْمَدَهُ (عَلی کُلِّ حالٍ)
نه او را ناسازی باشد و نه برایش انباز و مانندی. یکتا و بی نیاز، نه زاده و نه زاییده شده، او را همتایی نبوده، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده کند و حکم نماید. بداند و بشمارد. بمیراند و زنده کند. نیازمند و بی نیاز گرداند. بخنداند و بگریاند. نزدیک آورد و دور برد. بازدارد و عطا کند. او راست پادشاهی و ستایش. به دست توانی اوست تمام نیکی. و هموست بر هر چیز توانا.
شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودی جز او نیست؛ گران مایه و آمرزنده؛ اجابت کنندی دعا و افزایندی عطا، بر شمارندی نفَس ها؛ پروردگار پری و انسان. چیزی بر او مشکل ننماید، فریاد فریادکنندگان او را آزرده نکند و اصرارِ اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد.
نیکوکاران را نگاهدار، رستگاران را یار، مؤمنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است؛ آن که در همه احوال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است.
أَحْمَدُهُ کَثیراً وَأَشْکُرُهُ دائماً عَلَی السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائکَتِهِ وکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ. أَسْمَعُ لاَِمْرِهِ وَاُطیعُ وَأُبادِرُ إِلی کُلِّ مایَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِماقَضاهُ، رَغْبَةً فی طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَِنَّهُ الله الَّذی لایُؤْمَنُ مَکْرُهُ وَلایُخافُ جَورُهُ.
او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم بر شادی و رنج و بر آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن می گذارم و اطاعت می کنم؛ و به سوی خشنودی او می شتابم و به حکم او تسلیمم؛ چرا که به فرمانبری او شائق و از کیفر او ترسانم. زیرا او خدایی است که کسی از مکرش در امان نبوده و از بی عدالتیش ترسان نباشد (زیرا او را ستمی نیست).


بخش دوم: فرمان الهی برای مطلبی مهم
یا علی یا الیا یا حیدر

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 8 October 2014   #21
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/92525
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 8 October 2014   #22
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة) ؛ ج‏2 ؛ ص245


قال صاحب كتاب النشر و الطي في تمام حديثه ما هذا لفظه: فهبط جبرئيل فقال: اقرء «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ‏- الآية»، و قد بلغنا غدير خم في وقت لو طرح اللّحم فيه على الأرض لانشوى‏ «2»، و انتهى إلينا رسول اللّه فنادى: الصلاة جامعة، و لقد كان أمر عليّ عليه السلام أعظم عند اللّه ممّا يقدّر، فدعا المقداد و سلمان و أبا ذر و عمار، فأمرهم أن يعمدوا إلى أصل شجرتين فيقمّوا «3» ما تحتهما فكسحوه‏ «4»، و أمرهم أن يضعوا الحجارة بعضها على بعض كقامة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله، و أمر بثوب فطرح عليه، ثم صعد النبي صلّى اللّه عليه و آله المنبر ينظر يمنة و يسرة ينتظر اجتماع الناس إليه.
فلما اجتمعوا فقال: الحمد للّه الذي علا في توحّده و دنا في تفرّده- الى ان قال:- أقرّ له على نفسي بالعبوديّة و اشهد له بالربوبيّة و أؤدّي ما أوحى اليّ، حذار ان لم افعل ان تحلّ بي قارعة «5»، أوحى اليّ‏ «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ‏- الآية».
معاشر النّاس ما قصّرت في تبليغ ما أنزله اللّه تبارك و تعالى، و انا أبيّن لكم سبب هذه الآية، انّ جبرئيل هبط اليّ مرارا أمرني عن السلام ان أقول في المشهد و اعلم الأبيض و الأسود، انّ علي بن أبي طالب أخي و خليفتي و الامام بعدي.
أيّها النّاس علمي بالمنافقين- الّذين يقولون بألسنتهم ما ليس في قلوبهم و يحسبونه‏
______________________________
(1) النجم: 3- 4.
(2) شوى اللحم: عرّضه للنار فنضح.
(3) قمّ البيت: كنسه.
(4) كسحت البيت: كنسته.
(5) القارعة: الداهية، النكبة المهلكة.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 246
هيّنا و هو عند اللّه عظيم، و كثرة أذاهم لي مرّة سمّوني إذنا لكثرة ملازمته إيّاي و اقبالي عليه، حتّى انزل اللّه‏ «وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ» «1»- محيط «2»، و لو شئت ان اسمّي القائلين بأسمائهم لسمّيت.
و اعلموا انّ اللّه قد نصبه لكم وليّا و إماما، مفترضا طاعته على المهاجرين و الأنصار و على التّابعين و على البادي و الحاضر، و على العجمي و العربي، و على الحرّ و المملوك، و على الكبير و الصغير، و على الأبيض و الأسود، و على كلّ موحد، فهو ماض حكمه، جائز قوله، نافذ أمره، ملعون من خالفه و مرحوم من صدّقه.
معاشر النّاس تدبّروا القرآن و افهموا آياته و محكماته و لا تتّبعوا فواللّه لا يوضح تفسيره إلّا الّذي أنا آخذ بيده و رافعها بيدي، و معلّمكم ان من كنت مولاه فهو مولاه، و هو عليّ.
معاشر النّاس انّ عليّا و الطيّبين من ولدي من صلبه هم الثّقل الأصغر و القرآن الثقل الأكبر، لن يفترقا حتّى يردا عليّ الحوض، و لا يحلّ امرة المؤمنين لأحد بعدي غيره.
ثم ضرب بيده على عضده، فرفعه على درجة دون مقامه متيامنا عن وجه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله، فرفعه بيده و قال:
أيّها النّاس من أولى بكم من أنفسكم؟ قالوا: اللّه و رسوله، فقال: ألا من كنت مولاه فهذا عليّ مولاه، اللّهم وال من والاه، و عاد من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله، انّما أكمل اللّه لكم دينكم بولايته و إمامته، و ما نزلت آية خاطب اللّه بها المؤمنين الّا بدأ به، و لا شهد اللّه بالجنّة في هل أتى إلّا له، و لا أنزلها في غيره، ذريّة كلّ نبيّ من صلبه و ذرّيتي من صلب علي، لا يبغض عليّا إلّا شقيّ و لا يوالي عليّا إلّا تقي، و في عليّ نزلت‏ «وَ الْعَصْرِ»، و تفسيرها: و ربّ عصر القيامة، «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ» أعداء آل محمد، «إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا» بولايتهم»، «وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» بمواساة إخوانهم،
______________________________
(1) التوبة: 61.
(2) خبر لقوله: علمي.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 247
«وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» في غيبة غائبهم.
معاشر النّاس آمنوا باللّه و رسوله و النّور الّذي أنزل، أنزل اللّه النور في، ثمّ في عليّ، ثم النّسل منه إلى المهدي، الّذي يأخذ بحق اللّه، معاشر النّاس انّي رسول اللّه قد خلت من قبلي الرسل، الا انّ عليّا الموصوف بالصّبر و الشّكر ثمّ من بعده من ولده من صلبه.
معاشر النّاس قد ضلّ من قبلكم أكثر الأوّلين، انا صراط اللّه المستقيم الّذي أمركم أن تسلكوا الهدى إليه، ثم عليّ من بعدي، ثم ولدي من صلبه أئمة يهدون بالحقّ، انّي قد بيّنت لكم و فهّمتكم، هذا عليّ يفهّمكم بعدي، الا و انّي عند انقطاع خطبتي أدعوكم إلى مصافحتي على بيعته و الإقرار له بولايته، الّا انّي بايعت للّه و على بائع لي، و أنا آخذكم بالبيعة له عن اللّه، «فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى‏ نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً» «1».
معاشر النّاس أنتم أكثر من ان تصافحوني بكفّ واحدة قد أمرني اللّه ان آخذ من ألسنتكم الإقرار بما عقّدتم الإمرة لعلي بن أبي طالب، و من جاء من بعده من الأئمّة منّي منه، على ما أعلمتكم انّ ذرّيّتي من صلبه فليبلّغ الحاضر الغائب، فقولوا: سامعين مطيعين راضين لما بلّغت عن ربّك، نبايعك على ذلك بقلوبنا و ألسنتنا و أيدينا، على ذلك نحيا و نموت و نبعث، لا نغيّر و لا نبدّل و لا نشكّ و لا نرتاب، أعطينا بذلك اللّه و إيّاك، و عليّا و الحسن و الحسين و الأئمّة الّذين ذكرت، كلّ عهد و ميثاق من قلوبنا و ألسنتنا، و نحن لا نبتغي بذلك بدلا و نحن نؤدّي ذلك إلى كلّ من رأينا.
فبادر النّاس بنعم نعم، سمعنا و أطعنا أمر اللّه و أمر رسوله آمنّا به بقلوبنا و تداكّوا «2» على رسول اللّه و علي عليهما السلام بأيديهم، الى ان صلّيت الظّهر و العصر في وقت واحد، و باقي ذلك اليوم إلى ان صلّيت العشاء آن في وقت واحد و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يقول كلّما أتى فوج: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنا عَلَى الْعالَمِينَ.» «3»
______________________________
(1) الفتح: 10.
(2) تداك عليه القوم: ازدحموا.
(3) عنه بطوله البحار 37: 126- 133.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 248
فصل:
و امّا ما رواه مسعود بن ناصر السجستاني في صفة نصّ النبيّ صلّى اللّه عليه و آله على مولانا علي عليه السلام بالولاية، فإنّه مجلّد أكثر من عشرين كراسا.
و امّا الّذي ذكره محمّد بن جرير صاحب التاريخ في ذلك فإنّه مجلّد، و كذلك ما ذكره أبو العبّاس بن عقده و غيره من العلماء و أهل الروايات فإنّها عدة مجلدات.
فصل:
و امّا ما جرى من إظهار بعض من حضر في يوم الغدير لكراهة نصّ النبي صلوات اللّه عليه علي مولانا علي صلوات اللّه عليه.
ابن طاووس، على بن موسى، الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرة فى السنة (ط - الحديثة)، 3جلد، دفتر تبليغات اسلامى - قم، چاپ: اول، 1376ش.


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 8 October 2014   #23
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة) ؛ ج‏2 ؛ ص248


فصل:
و امّا ما جرى من إظهار بعض من حضر في يوم الغدير لكراهة نصّ النبي صلوات اللّه عليه علي مولانا علي صلوات اللّه عليه.
فقد ذكر الثعلبي في تفسيره: انّ النّاس تنحّوا عن النبيّ عليه السلام، فأمر عليّا فجمعهم، فلمّا اجتمعوا قام و هو متوسّد على يد علي بن أبي طالب، فحمد اللّه و أثنى عليه.
ثمّ قال: أيّها الناس انّه قد كرهت تخلّفكم عنّي حتّى خيل إلىّ انّه ليس شجرة أبغض إليكم من شجرة تليني، ثمّ قال: لكن عليّ بن أبي طالب أنزله اللّه منّي بمنزلتي منه، فرضي اللّه عنه كما أنا راض عنه، فإنّه لا يختار على قربي و محبّتي شيئا، ثمّ رفع يديه فقال: من كنت مولاه فعلي مولاه، اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه.
قال: فابتدر النّاس إلى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يبكون و يتضرّعون و يقولون:
يا رسول اللّه ما تنحّينا عنك إلّا كراهية ان نثقل عليك، فنعوذ باللّه من سخط رسوله، فرضي رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عنهم عند ذلك‏ «1».
فصل:
و
قال مصنّف كتاب النشر و الطي: قال أبو سعيد الخدري: فلم ننصرف حتّى نزلت هذه الآية «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» «2»، فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: الحمد للّه على كمال الدين و تمام النقمة و رضى الرّبّ برسالتي و ولاية علي بن أبي طالب، و نزلت‏ «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ‏- الآية» «3».
قال صاحب الكتاب: فقال الصادق عليه السلام: يئس الكفرة و طمع الظلمة.
______________________________
(1) عنه البحار 37: 134، رواه في الطرائف: 145، ذكره ابن المغازلي في مناقبه: 25، عنه العمدة: 53.
(2) المائدة: 3.
(3) المائدة: 3.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 249
قلت انا: و قال مسلم في صحيحة بإسناده إلى طارق بن شهاب قال: قالت اليهود لعمر: لو علينا معشر اليهود نزلت هذه الآية «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً»، نعلم اليوم الّذي أنزلت فيه لاتّخذنا ذلك اليوم عيدا «1».
و روي نزول هذه يوم الغدير جماعة من المخالفين ذكرناهم في الطرائف‏ «2».
و قال مصنف كتاب النشر و الطي ما هذا لفظه:
فصل:
و روي انّ اللّه تعالى عرض عليّا على الأعداء يوم الابتهال فرجعوا عن العداوة و عرضه على الأولياء يوم الغدير فصاروا أعداء، فشتّان ما بينهما.
و روى أبو سعيد السّمان بإسناده انّ إبليس أتى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في صورة شيخ حسن السّمت، فقال: يا محمد ما أقلّ من يبايعك على ما تقول في ابن عمّك عليّ؟ فأنزل اللّه‏ «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» «3»، فاجتمع جماعة من المنافقين الّذين نكثوا عهده فقالوا: قد قال محمد بالأمس في مسجد الخيف ما قال، و قال هاهنا ما قال، فان رجع إلى المدينة يأخذ البيعة له و الرّأي أن نقتل محمدا قبل ان يدخل المدينة.
فلمّا كان في تلك اللّيلة قعد له عليه السلام أربعة عشر رجلا في العقبة ليقتلوه- و هي عقبة بين الجحفة و الإيواء- فقعد سبعة عن يمين العقبة و سبعة عن يسارها لينفروا ناقته،
فلمّا أمسى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله صلّى و ارتحل و تقدّم أصحابه و كان صلّى اللّه عليه و آله على ناقة ناجية، فلمّا صعد العقبة ناداه جبرئيل: يا محمد انّ فلانا و فلانا- و سمّاهم كلّهم و ذكر صاحب الكتاب أسماء القوم المشار إليهم- ثمّ قال: قال جبرئيل: يا محمد هؤلاء قد قعدوا لك في العقبة ليغتالوك‏ «4».
فنظر رسول اللّه إلى من خلفه، فقال: من هذا خلفي؟ فقال حذيفة بن اليمان: انا حذيفة يا رسول اللّه، قال: سمعت، سمعناه؟ قال: نعم، قال: اكتم، ثم دنا منهم فناداهم‏
______________________________
(1) صحيح مسلم 4: 2313، عنه الطرائف: 147.
(2) الطرائف: 140- 153.
(3) سبأ: 20.
(4) ليقتلوك (خ ل).
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 250
بأسمائهم و أسماء آبائهم، فلمّا سمعوا نداء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مرّوا و دخلوا في غمار الناس و تركوا رواحلهم و قد كانوا عقلوها داخل العقبة، و لحق النّاس برسول اللّه و انتهى رسول اللّه إلى رواحلهم فعرفها.
فلمّا نزل قال: ما بال أقوام تحالفوا في الكعبة: ان أمات اللّه محمدا أو قتل لا نردّ هذا الأمر إلى أهل بيته، ثمّ همّوا بما همّوا به، فجاءوا إلى رسول اللّه يحلفون انّهم لن يهمّوا بشي‏ء من ذلك، فأنزل اللّه تبارك و تعالى‏ «يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا الآية.» «1» «2»
فصل:
و ذكر الزمخشري في كتاب الكشاف، و هو ممّن لا يتّهم عند أهل الخلاف، فقال في تفسير قوله تعالى‏ «لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ» «3» ما هذا لفظه:
و عن ابن جريح: وقفوا لرسول اللّه ليلة الثنيّة على العقبة، و هم اثنا عشر رجلا، ليفتكوا به من قبل غزاة تبوك‏ «وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ» و دبّروا لك الحيل و المكايد و دوّروا الآراء في إبطال أمرك، و قرئ: و قلبوا- بالتخفيف- حتى جاء الحق و ظهر أمر اللّه‏ «4».
ثم قال الزمخشري أيضا في الكتاب في تفسير قوله جلّ جلاله‏ «وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا» «5» ما هذا لفظه:
و هو الفتك برسول اللّه و ذلك عند مرجعه من تبوك توافق خمسة عشر منهم على ان يدفعوه عن راحلته إلى الوادي إذا تسنّم العقبة بالليل فأخذ عمار بن ياسر رضي اللّه عنه بخطام راحلته يقودها، و حذيفة خلفه يسوقها، فبينا هو كذلك إذ سمع حذيفة توقّع أخفاف الإبل بقعقعة السلام، فالتفت قوم متلثّمون فقال: إليكم أعداء اللّه، فهربوا «6».
فصل:
و بلغ أمر الحسد لمولانا علي عليه السلام على ذلك المقام و الأنعام إلى بعضهم‏
______________________________
(1) التوبة: 74.
(2) عنه البحار 37: 134.
(3) التوبة: 48.
(4) الكشاف 2: 277.
(5) التوبة: 74.
(6) الكشاف 2: 291.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 251
الهلاك و الاصطلام‏ «1».
فروى الحاكم عبيد اللّه بن عبد اللّه الحسكاني في كتاب دعاء الهداة إلى أداء حق الموالاة، و هو من أعيان رجال الجمهور، فقال: قرأت على أبي بكر محمد بن محمد الصيدلاني فأقرّ به، حدثكم أبو محمد عبد اللّه بن أحمد بن جعفر الشيباني، حدثنا عبد الرحمن بن الحسين الأسدي، حدثنا إبراهيم بن الحسين الكسائي، حدثنا الفضل بن دكين، حدثنا سفيان بن سعيد، حدثنا منصور بن ربعي، عن حذيفة بن اليمان قال:
قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لعلي: من كنت مولاه فهذا علي مولاه، قام النعمان بن المنذر الفهريّ فقال: هذا شي‏ء قلته من عندك أو شي‏ء أمرك به ربّك؟
قال: لا بل أمرني به ربّي، فقال: اللّهم أنزل علينا حجارة من السماء، فما بلغ رحله حتّى جاءه حجر فأدماه‏ «2» فخرّ ميتا، فأنزل اللّه تعالى‏ «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ» «3».
أقول: و روى هذا الحديث الثعلبي في تفسيره للقرآن بأفضل و أكمل من هذه الرواية «4».
و كذلك‏
رواه صاحب كتاب النشر و الطي قال: لما كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بغدير خم نادى الناس فاجتمعوا فأخذ بيد عليّ فقال: من كنت مولاه فعليّ مولاه، فشاع ذلك في كلّ بلد، فبلغ ذلك الحارث بن النعمان الفهري، فأتى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله على ناقة له، حتى أتى الأبطح فنزل عن ناقته و أناخها و عقلها، ثم أتى النبي و هو في ملأ من أصحابه، فقال: يا محمد أمرتنا عن اللّه ان نشهد ان لا إله إلّا اللّه و انك رسول اللّه، فقبلناه، و أمرتنا أن نصلّي خمسا، فقبلناه، و أمرتنا بالحج، فقبلناه، ثم لم ترض بذلك حتى رفعت بضبع‏ «5» ابن عمّك ففضّلته علينا و قلت: من كنت مولاه فعلي مولاه، أ هذا شي‏ء من عندك أم من اللّه؟ فقال: و اللّه الذي لا إله الّا هو انّ هذا من اللّه، فولّى الحارث يريد راحلته و هو يقول: اللّهم ان كان ما يقوله محمد حقّا فأمطر علينا
______________________________
(1) اصطلمه: استأصله.
(2) أدمى الرجل: أسال دمه.
(3) المعارج: 1.
(4) عنه الغدير 1: 240 و في الطرائف: 153. ذكره الحسكاني في شواهد التنزيل 2: 286.
(5) الضبع: وسط العضد، الإبط.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 252
حجارة من السّماء أو ائتنا بعذاب أليم، فما وصل إليها حتّى رماه اللّه بحجر فسقط على هامّته‏ «1»، و خرج من دبره فقتله‏ «2».
أقول: فإذا كان الحال كما ذكرناه من الحاسدين الكارهين لما انزل اللّه و لما أمر به رسوله صلوات اللّه عليه و آله من ولاية علي بن أبي طالب على الإسلام و المسلمين، و كان ذلك في حياة النبي صلوات اللّه عليه و آله و هو يرجى و يخاف و الوحي ينزل عليه، فكيف يستبعد ممن كان بهذه الصفات في الحسد و العداوات ان يعزلوا الولاية عن مولانا علي عليه السلام بعد وفاة النّبي صلوات اللّه عليه أو يكتموا كثيرا من النصوص عليه:
باعوه بالأمل الضّعيف سفاهة وقت الحياة فكيف بعد وفاته‏
خذلوه في وقت يخاف و يرتجى‏ أ يراد منهم ان يفوا لمماته‏

فصل (4) فيما نذكره من فضل اللّه جلّ جلاله بعيد الغدير على سائر الأعياد، و ما فيه من المنّة على العباد
اعلم انّ كلّ عيد جديد أطلق اللّه جلّ جلاله فيه شيئا من الجود لعبد سعيد، فإنّما يكون إطلاقه جلّ جلاله لذلك الإحسان لمن ظفر بمعرفة اللّه جلّ جلاله و معرفة رسوله صلوات اللّه عليه و امام الزمان، و كان صحيح الأيمان، فإنّ النقل عن صاحب الشّريعة النبويّة ورد متظاهرا انّه من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليّة.
و هذا عيد يوم الغدير الثامن عشر من ذي الحجّة، فيه كشف اللّه و رسوله عن واضح المحجّة، و نصّ بها على من اختاره للإمامة و الحجّة، و كل عبد علاقة عليه كالعبد الذي يخدم بين يديه و يتقرّب إليه.
و اعلم انّ المنّة بكشفه و المحنة بلطفه، تكاد ان تزيد على الامتحان بصاحب النّبوة العظيم الشّأن، لأنّ الرسول المبعوث صلوات اللّه و سلامه عليه، بعث في أوّل أمره بمكّة إلى قوم يعبدون أحجارا و اخشابا لا تدفع و لا تنفع و لا تسمع خطابا و لا تردّ جوابا.
قد شهدت عقول أهل الوجود بجهل من اتّخذها آلهة من دون اللّه المعبود، و لم يكن‏
______________________________
(1) الهامة: الرأس.
(2) عنه البحار 37: 136.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 253
بين أهل مكّة و بين رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عداوة قبل رسالته، و لا بينهم و بينه قتل و لا دماء قد سفكها، تمنع طبعا و عقلا من قبول نبوّته.
و امّا مولانا أمير المؤمنين عليه أفضل السلام، الّذي نصّ اللّه جلّ جلاله عليه على لسان رسوله عليه أعظم الصلاة و السلام في يوم الغدير، فإنّ أهل الإسلام كانوا قد اتّسعت عليهم شبهات العقول و الأحلام و تأويل ما يقدرون فيه على التأويل، و كان مولانا علي عليه السلام قد عادى كثيرا في اللّه جلّ جلاله و في طاعة الرسول الجليل، فسفك دماء عظيمة من أسلافهم و عظمائهم و أمثالهم، و سار مع رسول اللّه عليه السلام سيرة واحدة في معاداة من عاداه من أوّل امره إلى آخره، من غير مراعاة لحفظ قلوب من كان عاداه من رجالهم، و ظهرت له من العنايات و الكرامات ما اقتضت حسد أهل المقامات.
فحصل لإمامته من المعاداة و الحسد له على الحياة و نفور الطبائع، بأنّه ما يسير الّا سيرة واحدة من غير مداهاة زيادة على ما كان عند بعثة النبي عليه أفضل الصلوات، بلغ الأمر إلى ما قدمناه قبل هذا الفصل من العداوات.
فصل:
و لقد حكى أبو هلال العسكري في كتاب الأوائل، و هو من المخالفين المعاندين، كلاما جليلا في سبب عداوة الناس لمولانا علي بن أبي طالب عليه السلام فقال في مدح أبو الهيثم بن التيهان انّه أوّل من ضرب على يد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في ابتداء أمر نبوّته، ثم قال بإسناده إلى أبو الهيثم بن التيهان انّه قام خطيبا بين يدي أمير المؤمنين علي بن أبي طالب فقال:
انّ حسد قريش إيّاك على وجهين: امّا خيارهم فتمنّوا ان يكونوا مثلك منافسة «1» في الملإ و ارتفاع الدرجة، و امّا شرارهم فحسدوا حسدا أثقل القلوب و أحبط الأعمال، و ذلك أنّهم رأوا عليك نعمة قدّمها إليك الحظّ و أخّرهم عنها الحرمان، فلم يرضوا ان يلحقوا حتّى طلبوا ان يسبقوك، فبعدت و اللّه عليهم الغاية و أسقط المضمار.
فلمّا تقدّمتهم بالسّبق و عجزوا عن اللحاق بلغوا منك ما رأيت، و كنت و اللّه أحقّ‏
______________________________
(1) نافس فلانا في أمر: فأخره و باراه فيه.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 254
قريش بشكر قريش، نصرت نبيّهم حيّا و قضيت عنه الحقوق ميّتا، و اللّه ما بغيهم الّا على أنفسهم و لا نكثوا الّا بيعة اللّه، يد اللّه فوق أيديهم فيها، و نحن معاشر الأنصار أيدينا و ألسنتنا معك، فأيدينا على من شهد و ألسنتنا على من غاب.
أقول: فهذا أبو الهيثم بن التيهان من أشرف الأنصار، و قد حضر أوّل أمر النبوّة و ما جرت الحال عليه، و قوله حجة على قريش و غيرهم فيما أشار رحمه اللّه.
فليكن تعظيم عيد أهل الشرائع على قدر ما فيه من المنافع، و على قدر ما سلّم اللّه جلّ جلاله الظّافر بما فيه من الحوائل و القواطع، فانّ كل نعمة للّه على عباده، على قدر ما سلّمهم فيها من إخطار غضبه و إبعاده، و على قدر مفارقتهم لأهل عناده و موافقتهم لمراده.
فصل (5) فيما نذكره من فضل عيد الغدير عند أهل العقول من طريق المنقول‏ابن طاووس، على بن موسى، الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرة فى السنة (ط - الحديثة)، 3جلد، دفتر تبليغات اسلامى - قم، چاپ: اول، 1376ش.


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 8 October 2014   #24
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة) ؛ ج‏2 ؛ ص254


فصل (5) فيما نذكره من فضل عيد الغدير عند أهل العقول من طريق المنقول‏
فمن ذلك ما
أخبرني به الشيخ العالم حسين بن أحمد السوراوي و الشيخ الأوحد الملقّب عماد الدين أسعد بن عبد القاهر الأصفهاني، بإسنادهما المقدم ذكره عن الشيخ السعيد المجيد أبي جعفر محمد بن الحسن الطوسي قدس اللّه روحه، قال: أخبرنا جماعة، عن أبي محمد هارون بن موسى التلعكبري، قال: حدثنا أبو الحسن علي بن أحمد الخراساني الحاجب في شهر رمضان سنة سبع و ثلاثين و ثلاثمائة، قال: حدثنا سعيد بن هارون أبو عمرو المروزي- و قد زاد على الثّمانين سنة- قال: حدثنا الفيّاض بن محمد بن عمر الطوسي بطوس سنة تسع و خمسين و مائتين، و قد بلغ التّسعين‏، انّه شهد أبا الحسن علي بن موسى الرضا عليهم السلام في يوم الغدير و بحضرته جماعة من خاصته قد احتبسهم للإفطار، و قد قدم إلى منازلهم الطّعام و البرّ و الصلات و الكسوة حتى الخواتيم و النعال، و قد غيّر أحوالهم و أحوال حاشيته و جدّدت له الآلة غير الآلة الّتي جرى الرسم بابتذالها قبل يومه، و هو يذكر فضل اليوم و قدمه، فكان من قوله عليه السلام:
حدثني الهادي أبي، قال: حدثني جدّي الصادق، قال: حدثني الباقر، قال: حدثني سيد العابدين، قال: حدثني أبي الحسين، قال‏
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 255
اتّفق في بعض سنّي أمير المؤمنين عليه السلام الجمعة و الغدير، فصعد المنبر على خمس ساعات من نهار ذلك اليوم، فحمد اللّه حمدا لم يسمع بمثله، و أثنى عليه بما لا يتوجّه إلى غيره، فكان ما حفظ من ذلك:
الحمد للّه الّذي جعل الحمد من غير حاجة منه إلى حامديه، و طريقا من طرق الاعتراف بلا هويّته و صمدانيّته و فردانيّته، و سببا إلى المزيد من رحمته، و محجّة للطّالب من فضله، و كمن في إبطان حقيقة الاعتراف له بأنّه المنعم على كلّ حمد باللفظ و ان عظم.
و اشهد ان لا إله إلّا اللّه، وحده لا شريك له، شهادة نزعت عن إخلاص الطّوي و نطق اللّسان بها عبارة عن صدق خفيّ، أنّه الخالق البارئ المصوّر له الأسماء الحسنى، ليس كمثله شي‏ء، إذ كان الشي‏ء من مشيّته و كان لا يشبهه مكونه.
و اشهد انّ محمّدا عبده و رسوله، استخلصه في القدم على سائر الأمم، على علم منه، بأنّه انفرد عن التّشاكل و التّماثل من أبناء الجنس، و انتجبه آمرا و ناهيا عنه، اقامه في سائر عالمه في الأداء مقامه، إذ كان لا تدركه الأبصار و لا تحويه خواطر الأفكار، و لا تمثّله غوامض الظّنون في الإسرار.
لا إله الّا هو الملك الجبّار، قرن الاعتراف بنبوّته بالاعتراف بلا هويّته، و اختصّه من تكرمته بما لم يلحقه فيه أحد من بريّته، فهو أهل ذلك بخاصّته و خلّته، إذ لا يختصّ من يشوبه التّغيير، و لا يخالل من يلحقه التّظنين، و أمر بالصّلاة عليه، مزيدا في تكرمته، و طريقا للدّاعي إلى إجابته، فصلّى اللّه عليه و كرّم و شرّف و عظّم، مزيدا لا تلحقه التّفنية و لا ينقطع على التّأبيد.
و انّ اللّه تعالى اختصّ لنفسه بعد نبيّه صلّى اللّه عليه و آله بريّته خاصّة، علاهم بتعليته، و سمّى بهم إلى رتبته بهم إلى رتبته، و جعلهم الدّعاة بالحقّ إليه، و الأداء بالإرشاد عليه، لقرن قرن، و زمن زمن، انشأهم في القدم قبل كلّ مذرّ و مبرّ، و أَنوارا أنطقها بتحميده و ألهمها على شكره و تمجيده.
و جعلها الحجج على كلّ معترف له بملكوت الربوبيّة، و سلطان العبوديّة، و استنطق‏
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 256
بها الخرسات بأنواع اللّغات، بخوعا «1» له بأنّه فاطر الأرضين و السّماوات، و استشهدهم خلقه و ولّاهم ما شاء من أمره.
جعلهم تراجم مشيّته و ألسن إرادته، عبيدا لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ، يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ، وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى‏، وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ‏، يحكمون بأحكامه و يستنّون بسنّته، و يعتمدون حدوده، و يؤدّون فرضه.
و لم يدع الخلق في بهم صمّا و لا في عمى بكما، بل جعل لهم عقولا مازجت شواهدهم، و تفرقّت في هياكلهم، حقّقها في نفوسهم و استعدّ لها حواسّهم، فقرّر بها على إسماع و نواظر و أفكار و خواطر، ألزمهم بها حجّته و أراهم بها محجّته و أنطقهم عمّا شهدته بألسن ذريّة بما قام فيها من قدرته و حكمته، و بيّن عندهم بها «لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى‏ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ»، وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ‏ «2»، بصير شاهد خبير.
و انّ اللّه تعالى جمع لكم معشر المؤمنين في هذا اليوم عيدين عظيمين كبيرين، لا يقوم أحدهما إلّا بصاحبه، ليكمل لكم عندكم، جميل صنعه، و يقفكم على طريق رشده، و يقفوا بكم آثار المستضيئين بنور هدايته، و يسلك بكم منهاج قصده، و يوفّر عليكم هني‏ء رفده.
فجعل الجمعة مجمعا ندب إليه‏ «3» لتطهير ما كان قبله، و غسل ما أوقعته مكاسب السّوء من مثله إلى مثله، و ذكري للمؤمنين و تبيان خشية المتّقين، و وهب لأهل طاعته في الأيّام قبله و جعله لا يتمّ الّا بالايتمار لما أمر به، و الانتهاء عمّا نهى عنه، و البخوع بطاعته فيما حثّ عليه و ندب إليه، و لا يقبل توحيده الّا بالاعتراف لنبيّه صلّى اللّه عليه و آله بنبوّته، و لا يقبل دينا الّا بولاية من أمر بولايته، و لا ينتظم أسباب طاعته إلّا بالتمسّك بعصمة و عصم أهل ولايته.
فانزل على نبيّه صلّى اللّه عليه و آله في يوم الدّوح ما بيّن فيه عن إرادته في خلصائه‏
______________________________
(1) بخع: أقرّ به و أذعن.
(2) الأنفال: 42.
(3) ندب للأمر أو إلى الأمر: دعاه و رشّحه للقيام به.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 257
و ذوي اجتبائه، و أمره بالبلاغ و ترك الحفل بأهل الزّيغ و النفاق، و ضمن له عصمته منهم و كشف عن خبايا أهل الرّيب و ضمائر أهل الارتداد ما رمز فيه.
فعقله المؤمن و المنافق فأذعن مذعن و ثبت على الحقّ ثابت، و ازدادت جهالة المنافق، و حميّة المارق‏ «1»، و وقع العضّ على النواجذ «2» و العمر على السّواعد، و نطق ناطق، و نعق ناعق، و نشق ناشق، و استمرّ على ما رقته مارق، و وقع الإذعان من طائفة باللسان دون حقائق الايمان، و من طائفة باللّسان و صدق الايمان.
و أكمل اللّه دينه، و أقرّ عين نبيّه و المؤمنين و المتابعين، و كان ما قد شهده بعضكم و بلغ بعضكم، و تمّت كلمة اللّه الحسني على الصّابرين، و دمّر «3» اللّه ما صنع فرعون و هامان و قارون و جنوده و ما كانوا يعرشون‏ «4»، و بقيت حثالة «5» من الضلال، لا يألون النّاس خبالا «6».
فيقصدهم اللّه في ديارهم، و يمحو آثارهم، و يبيد معالمهم، و يعقّبهم عن قرب الحسرات، و يلحقهم عن بسط أكفّهم، و مدّ أعناقهم، و مكّنهم من دين اللّه حتّى بدّلوه و من حكمه حتّى غيّروه، و سيأتي نصر اللّه على عدوّه لحينه، و اللّه لطيف خبير و في دون ما سمعتم كفاية و بلاغ.
فتأمّلوا رحمكم اللّه ما ندبكم اللّه إليه، و حثّكم عليه، و اقصدوا شرعه، و اسلكوا نهجه، و لا تتّبعوا السّبل فتفرّق بكم عن سبيله.
هذا يوم عظيم الشّأن فيه وقع الفرج، و رفعت الدرج، و وضحت الحجج، و هو يوم الإيضاح و الإفصاح عن المقام الصراح، و يوم كمال الدّين، و يوم العهد المعهود، و يوم‏
______________________________
(1) المارق: من مرق من الدين، أي خرج من الدين بضلالة أو بدعة.
(2) عض الشي‏ء: لزمه و استمسك به، الناجذ: واحد النواجذ أي الأضراس، يقال: عضّ على ناجذه: بلغ أشدّه لانّ النواجذ تنبت بعد البلوغ و كمال العقل.
(3) الدمار: الهلاك.
(4) عرش البيت: بناه.
(5) حثالة: ما يسقط من قشر الشعير، حثالة الناس: رذالتهم.
(6) الخبال: الفساد.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 258
الشاهد و المشهود، و يوم تبيان العقود عن النفاق و الجحود، و يوم البيان عن حقائق الايمان، و يوم دحر «1» الشيطان، و يوم البرهان.
هذا يوم الفصل الذي كنتم به توعدون، هذا يوم الملإ الأعلى الّذي أنتم عنه معرضون، هذا يوم الإرشاد، و يوم محنة العباد و يوم الدليل على الرّواد، هذا يوم إبداء خفايا الصدور، و مضمرات الاموم، هذا يوم النّصوص على أهل المخصوص.
هذا يوم شيث، هذا يوم إدريس، هذا يوم يوشع، هذا يوم شمعون، هذا يوم الأمن المأمون، هذا يوم إظهار المصون من المكنون، هذا يوم إبداء السرائر.
فلم يزل عليه السلام يقول: هذا يوم هذا يوم، فراقبوا اللّه و اتقوه، و اسمعوا له و أطيعوه، و احذروا المكر و لا تخادعوه، و فتّشوا ضمائركم، و لا تواربوه، و تقربوا إلى اللّه بتوحيده، و طاعة من أمركم أن تطيعوه، و لا تمسكوا بعصم الكوافر.
و لا يجنح‏ «2» بكم الغيّ فتضلّوا عن سبيل الرشاد، باتباع أولئك الّذين ضلّوا و أضلّوا، قال اللّه تعالى عزّ من قائل في طائفة ذكرهم بالذّمّ في كتابه‏ «إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا. رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً» «3»، و قال اللّه تعالى‏ «وَ إِذْ يَتَحاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً- فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذابِ اللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ، قالُوا لَوْ هَدانَا اللَّهُ لَهَدَيْناكُمْ» «4»، أ فتدرون استكبار ما هو، ترك الطّاعة لمن أمر اللّه بطاعته و التّرفع عمّن ندبوا إلى متابعته، و القرآن ينطق من هذا عن كثير، ان تدبّره متدبّر زجره و وعظه.
و اعلموا أيّها المؤمنون انّ اللّه عزّ و جلّ قال‏ «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ» «5»، أ تدرون ما سبيل اللّه و من سبيله و من صراط اللّه و من طريقه.
______________________________
(1) دحر: طرد.
(2) جنح: مال.
(3) الأحزاب: 67.
(4) إبراهيم: 21.
(5) الصف: 4.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 259
انا صراط اللّه الّذي من لا يسلكه بطاعة اللّه فيه هوى به‏ «1» إلى النار، انّا سبيله الّذي نصبني للاتّباع بعد نبيّه صلّى اللّه عليه و آله، أنا قسيم النّار، أنا حجة اللّه على الفجّار، أنا نور الأنوار.
فانتبهوا من رقدة الغفلة، و بادروا بالعمل قبل حلول الأجل، و سابقوا إلى مغفرة من ربّكم قبل ان يضرب بالسّور بباطن الرّحمة و ظاهر العذاب، فتنادون فلا يسمع نداؤكم، و تضجّون فلا يحفل‏ «2» بضجيجكم، و قبل ان تستغيثوا فلا تغاثوا، سارعوا إلى الطّاعات قبل فوات الأوقات، فكان قد جاء هادم اللّذات فلا مناص نجات و لا محيص تخليص.
عودوا رحمكم اللّه بعد انقضاء مجمعكم بالتوسعة على عيالكم، و البرّ بإخوانكم، و الشكر للّه عزّ و جلّ على ما منحكم، و أجمعوا يجمع اللّه شملكم، و تبارّوا يصل اللّه ألفتكم، و تهانّوا نعمة اللّه كما هنّاكم بالصّواب فيه على أضعاف الأعياد قبله و بعده إلّا في مثله، و البرّ فيه يثمر المال و يزيد في العمر، و التّعاطف فيه يقتضي رحمة اللّه و عطفه، وهبوا لإخوانكم و عيالكم عن فضله بالجهد من جودكم، و بما تناله القدرة من استطاعتكم، و أظهروا البشرى فيما بينكم و السرور في ملاقاتكم.
و احمدوا اللّه على ما منحكم و عودوا بالمزيد على أهل التّأميل لكم، و ساووا بكم ضعفاء كم و من ملككم و ما تناله القدرة من استطاعتكم و على حسب إمكانكم، فالدّرهم فيه بمأتي ألف درهم و المزيد من اللّه عزّ و جلّ.
و صوم هذا اليوم ممّا ندب اللّه إليه، و جعل العظيم كفالة عنه، حتّى لو تعبّد له عبد من العبيد في التشبيه من ابتداء الدنيا إلى تقضّيها «3» صائما نهارها قائما ليلها، إذا خلص المخلص في صومه لقصرت أيّام الدنيا عن كفايته، و من أضف فيه أخاه مبتدئا و برّه راغبا، فله كأجر من صام هذا اليوم و قام ليله، و من فطّر مؤمنا في ليلته فكأنّما فطّر
______________________________
(1) هوى الشي‏ء: ألقاه من فوق.
(2) حفل: بالى و اهتمّ.
(3) تقضّى الشي‏ء: انصرم و فنى.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 260
فئاما «1» فئاما، يعدّها بيده عشرة.
فنهض ناهض فقال: يا أمير المؤمنين و ما الفئام؟ قال: مأتي ألف نبي و صديق و شهيد، فكيف بمن يكفل عددا من المؤمنين و المؤمنات، فانا ضمينه على اللّه تعالى الأمان من الكفر و الفقر.
و ان مات في ليلته أو يومه أو بعده إلى مثله، من غير ارتكاب كبيرة، فأجره على اللّه، و من استدان لإخوانه و أعانهم، فأنا الضامن على اللّه ان أبقاه و ان قبضه حمله عنه، و إذا تلاقيتم فتصافحوا بألسنتكم و تهانّوا بالنعمة في هذا اليوم، و ليبلّغ الحاضر الغائب و الشاهد البائن، و ليعد الغنى على الفقير و القوي على الضعيف، أمرني رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بذلك.
ثم أخذ صلوات اللّه عليه في خطبته الجمعة، و جعل صلاته جمعة صلاة عيد، و انصرف بولده و شيعته إلى منزل أبي محمد الحسن بن علي عليهما السلام، بما أعدّ له من طعامه، و انصرف غنيّهم و فقيرهم برفده إلى عياله‏ «2».
فصل (6) فيما نذكره من فضل يوم الغدير من كتاب النشر و الطي‏
ابن طاووس، على بن موسى، الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرة فى السنة (ط - الحديثة)، 3جلد، دفتر تبليغات اسلامى - قم، چاپ: اول، 1376ش.


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 8 October 2014   #25
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة) ؛ ج‏2 ؛ ص260

فصل (6) فيما نذكره من فضل يوم الغدير من كتاب النشر و الطيّ‏
رواه عن الرضا عليه السلام قال: إذا كان يوم القيامة زفّت أربعة أيام إلى اللّه كما تزفّ العروس إلى خدرها، قيل: ما هذه الأيام؟ قال:
يوم الأضحى و يوم الفطر و يوم الجمعة و يوم الغدير، و انّ يوم الغدير بين الأضحى و الفطر و الجمعة كالقمر بين الكواكب، و هو اليوم الذي نجّا فيه إبراهيم الخليل من النار، فصامه شكرا للّه، و هو اليوم الّذي أكمل اللّه به الدّين في إقامة النبي عليه السلام عليّا أمير المؤمنين علما و أبان فضيلته و وصايته، فصام ذلك اليوم، و انّه اليوم الكمال و يوم مرغمة الشيطان، و يوم تقبّل أعمال الشيعة و محبّي آل محمد، و هو اليوم الّذي يعمد اللّه‏
______________________________
(1) الفئام: الجماعة من الناس.
(2) رواه الشيخ في مصباحه: 752، عنه الوسائل 10: 444.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 261
فيه إلى ما عمله المخالفون فيجعله هباء منثورا.
و هو اليوم الذي يأمر جبرئيل عليه السلام ان ينصب كرسيّ كرامة اللّه بإزاء بيت المعمور و يصعده جبرئيل عليه السلام و تجتمع إليه الملائكة من جميع السماوات و يثنون على محمّد و يستغفرون لشيعته أمير المؤمنين و الأئمة عليهم السلام و محبّيهم من ولد آدم عليه السلام، و هو اليوم الذي يأمر اللّه فيه الكرام الكاتبين أن يرفعوا القلم عن محبّي أهل البيت و شيعتهم ثلاثة أيّام من يوم الغدير، و لا يكتبون عليهم شيئا من خطاياهم كرامة لمحمد و علي و الأئمة.
و هو اليوم الذي جعله اللّه لمحمد و آله و ذوي رحمه، و هو اليوم الذي يزيد اللّه في حال من عبد فيه و وسع على عياله و نفسه و إخوانه و يعتقه اللّه من النار، و هو اليوم الذي يجعل اللّه فيه سعى الشيعة مشكورا و ذنبهم مغفورا و عملهم مقبولا.
و هو يوم تنفيس الكرب و يوم تحطيط الوزر و يوم الحباء و العطيّة و يوم نشر العلم و يوم البشارة و العيد الأكبر، و يوم يستجاب فيه الدعاء، و يوم الموقف العظيم، و يوم لبس الثّياب و نزع السّواد، و يوم الشرط المشروط و يوم نفي الهموم و يوم الصفح عن مذنبي شيعة أمير المؤمنين.
و هو يوم السبقة، و يوم إكثار الصلاة على محمد و آل محمد، و يوم الرضا، و يوم عيد أهل بيت محمد، و يوم قبول الأعمال، و يوم طلب الزيادة و يوم استراحة المؤمنين و يوم المتاجرة، و يوم التودّد، و يوم الوصول إلى رحمة اللّه، و يوم التزكية، و يوم ترك الكبائر و الذنوب و يوم العبادة و يوم تفطير الصائمين، فمن فطّر فيه صائما مؤمنا كان كمن أطعم فئاما و فئاما- الى ان عدّ عشرا، ثم قال: أ و تدري ما الفئام؟ قال: لا، قال: مائة ألف.
و هو يوم التهنئة، يهنّي بعضكم بعضا، فإذا لقي المؤمن أخاه يقول: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الأَئِمَّةِ عليهم السلام، و هو يوم التبسّم في وجوه الناس من أهل الإيمان، فمن تبسّم في وجه أخيه يوم الغدير نظر اللّه إليه يوم القيامة بالرّحمة و قضى له ألف حاجة، و بني له قطرا في الجنّة من درّة بيضاء، و نضّر وجهه‏ «1».
______________________________
(1) نضّر الوجه: نعم و حسن و كان جميلا.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 262
و هو يوم الزينة، فمن تزيّن ليوم الغدير غفر اللّه له كلّ خطيئة عملها، صغيرة أو كبيرة، و بعث اللّه إليه ملائكة يكتبون له الحسنات و يرجعون له الدرجات إلى قابل مثل ذلك اليوم، فان مات مات شهيدا و ان عاش عاش سعيدا، و من أطعم مؤمنا كان كمن اطعم جميع الأنبياء و الصديقين، و من زار فيه مؤمنا أدخل اللّه قبره سبعين نورا و وسّع في قبره و يزور قبره كلّ يوم سبعون ألف ملك و يبشّرونه بالجنّة.
و في يوم الغدير عرض اللّه الولاية على أهل السماوات السبع فسبق إليها أهل السماء السابعة فزيّن بها العرش، ثم سبق إليها أهل السماء الرابعة فزيّنها بالبيت المعمور، ثم سبق إليها أهل السماء الدنيا فزيّنها بالكواكب، ثم عرضها على الأرضين فسبقت مكة فزيّنها بالكعبة، ثم سبقت إليها المدينة فزيّنها بالمصطفى محمد صلّى اللّه عليه و آله، ثمّ سبقت إليها الكوفة فزيّنها بأمير المؤمنين عليه السلام، و عرضها على الجبال فأوّل جبل أقرّ بذلك ثلاثة جبال: جبل العقيق و جبل الفيروزج و جبل الياقوت، فصارت هذه الجبال جبالهنّ و أفضل الجواهر، ثم سبقت إليها جبال أخر، فصارت معادن الذهب و الفضة، و ما لم يقرّ بذلك و لم يقبل صارت لا تنبت شيئا.
و عرضت في ذلك اليوم على المياه فما قبل منها صار عذبا و ما أنكر صار ملحا أجاجا، و عرضها في ذلك اليوم على النّبات فما قبله صار حلوا طيبا، و ما لم يقبل صار مرّا، ثمّ عرضها في ذلك اليوم على الطّير فما قبلها صار فصيحا مصوتا و ما أنكرها صار أخرس مثل ألكن، و مثل المؤمنين في قبولهم ولاء أمير المؤمنين في يوم غدير خم كمثل الملائكة في سجودهم لآدم، و مثل من أبي ولاية أمير المؤمنين في يوم الغدير مثل إبليس، و في هذا اليوم أنزلت هذه الآية «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» «1»، و ما بعث اللّه نبيّا الّا و كان يوم بعثه مثل يوم الغدير عنده و عرف حرمته إذ نصب لأمّته وصيّا و خليفة من بعده في ذلك اليوم.
______________________________
(1) المائدة: 68.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 263
فصل (7) فيما نذكره أيضا من فضل يوم الغدير، برواية جماعة من ذوي الفضل الكثير، و هي قطرة من بحر غزير
فمن هؤلاء ما
رواه محمد بن يعقوب الكليني بإسناده إلى عبد الرحمن بن سالم، عن أبيه قال: سألت أبا عبد اللّه عليه السلام: هل للمسلمين عيد غير يوم الجمعة و الأضحى و الفطر؟ قال: نعم أعظمها حرمة، قلت: و أي عيد هو جعلت فداك؟ قال: اليوم الذي نصب فيه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله أمير المؤمنين عليه السلام، و قال: من كنت مولاه فعلي مولاه، قلت: و أي يوم هو؟ قال: ما تصنع باليوم، انّ السنة تدور و لكنّه يوم ثماني عشر من ذي الحجّة.
فقلت: و ما ينبغي لنا ان نفعل في ذلك اليوم؟ قال: تذكرون اللّه فيه بالصيام و العبادة و الذكر لمحمد و آل محمد صلّى اللّه عليهم، و أوصى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله أمير المؤمنين ان يتّخذ ذلك اليوم عيدا، و كذلك كانت الأنبياء تفعل، كانوا يوصون أوصيائهم بذلك فيتّخذونه عيدا «1».
و من أولئك ما
رواه علي بن الحسن بن فضّال في كتاب الصيام، بإسناده إلى الحسن بن راشد قال: سألت أبا عبد اللّه عليه السلام هل للمسلمين عيد سوى الفطر و الأضحى؟ فقال: نعم أعظمهما و أشرفهما، قال: قلت: أيّ يوم هو؟ قال: يوم نصب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله أمير المؤمنين للنّاس فدعاهم إلى ولايته، قال: قلت: في أيّ يوم ذلك؟ قال: يوم ثمانية عشر من ذي الحجّة.
قال: قلت: فما ينبغي فيه و ما يستحب فيه؟ قال: الصّيام و التقرب إلى اللّه عزّ و جلّ فيه باعمال الخير، قال: قلت: فما لمن صامه؟ قال: يحسب له بصيام ستّين شهرا «2».
______________________________
(1) رواه الكليني في الكافي 4: 149، عنه الوسائل 10: 440، أورده الشيخ في مصباحه 2: 679.
(2) رواه مع اختلاف الكليني في الكافي 4: 148، و الصدوق في الفقيه 2: 90، ثواب الأعمال: 99، و الشيخ في التهذيب 4: 305، مصباح المتهجد: 680، عنهم الوسائل 10: 441، رواه في العدد القوية: 168، عنه البحار 98: 322.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 264
و من أولئك ما
رواه الشيوخ المعظمون أبو جعفر محمد بن بابويه و المفيد محمد بن محمد بن النعمان و أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسي، بإسنادهم جميعا عن الصادق عليه السلام‏ انّ العمل في يوم الغدير ثامن عشر ذي الحجّة يعدل العمل في ثمانين شهرا «1».
و
في حديث آخر بإسنادهم آخر جميعا عن أبي عبد اللّه عليه السلام قال: صوم يوم غدير خم كفّارة ستين سنة «2».
و من أولئك‏
مصنّف كتاب النشر و الطي قال بإسناده إلى الحسن بن محمد بن سعيد الهاشمي الكوفي، حدثنا فرات بن إبراهيم الكوفي، حدثنا محمد بن ظهير، حدثنا عبد اللّه بن الفضل الهاشمي، عن الصادق، عن آبائه عليهم السلام، قال النبي صلّى اللّه عليه و آله: يوم غدير خم أفضل أعياد أمّتي هو اليوم الذي أمرني اللّه فيه بنصب أخي علي بن أبي طالب فيه علما لأمّتي يهتدون به بعدي، و هو اليوم الذي أكمل اللّه فيه الدين و أتمّ على أمّتي فيه النعمة و رضي لهم الإسلام دينا، ثم قال:
معاشر الناس انّ عليّا منّي و أنا من عليّ خلق من طينتي و هو بعدي يبيّن لهم ما اختلفوا فيه من سنّتي، و هو أمير المؤمنين و قائد الغرّ المحجّلين و يعسوب المؤمنين و خير الوصيين و زوج سيّدة نساء العالمين و أبو الأئمة المهديّين.
و من أولئك ما
رواه محمد بن علي بن محمد الطرازي في كتابه، بإسناده المتّصل إلى المفضّل بن عمر قال: قال لي أبو عبد اللّه عليه السلام: إذا كان يوم القيامة زفّت أربعة أيّام إلى اللّه عزّ و جلّ كما تزفّ العروس إلى خدرها: يوم الفطر و يوم الأضحى و يوم الجمعة و يوم غدير خم، و يوم غدير خم بين الفطر و الأضحى يوم الجمعة كالقمر بين الكواكب، و انّ اللّه ليوكّل بغدير خم ملائكته المقرّبين، و سيّدهم يومئذ جبرئيل عليه السلام، و أنبياء اللّه المرسلين، و سيدهم يومئذ
______________________________
(1) ثواب الأعمال: 100.
(2) ثواب الأعمال: 100، التهذيب 4: 305، الفقيه 2: 90 الخصال: 264، عنهم الوسائل 10: 442، رواه الشيخ في مصباحه: 736.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 265
محمد صلّى اللّه عليه و آله، و أوصياء اللّه المنتجبين، و سيّدهم يومئذ أمير المؤمنين، و أولياء اللّه، و ساداتهم يومئذ سلمان و أبو ذر و المقداد و عمار، حتّى يورده الجنان كما يورد الراعي بغنمه الماء و الكلاء.
قال المفضّل: سيّدي تأمرني بصيامه؟ قال لي: أي و اللّه أي و اللّه أي و اللّه انّه اليوم الذي تاب اللّه فيه على آدم عليه السلام فصام شكرا للّه، على ذلك اليوم، و انه اليوم الذي نجى اللّه تعالى فيه إبراهيم عليه السلام من النار فصام شكرا للّه تعالى على ذلك اليوم، و انه اليوم الذي أقام موسى هارون عليهما السلام علما فصام شكرا للّه تعالى ذلك اليوم، و انه اليوم الذي أظهر عيسى عليه السلام وصيّه شمعون الصفا فصام شكرا للّه عزّ و جلّ على ذلك اليوم.
و انّه اليوم الّذي أقام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عليّا للناس علما و أبان فيه فضله و وصيّه، فصام شكرا للّه تبارك و تعالى ذلك اليوم، و انه ليوم صيام و قيام و إطعام و صلة الاخوان و فيه مرضاة الرحمن و مرغمة الشيطان‏ «1».ابن طاووس، على بن موسى، الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرة فى السنة (ط - الحديثة)، 3جلد، دفتر تبليغات اسلامى - قم، چاپ: اول، 1376ش.


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 8 October 2014   #26
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة) ؛ ج‏2 ؛ ص265

فصل (8) فيما نذكره من جواب من سأل عمّا في يوم الغدير من الفضل، و قصر فهمه عمّا ذكرناه في ذلك من الفضل‏
اعلم ان من التنبيه على ان فضل يوم الغدير ما عرف مثله بعده و لا قبله لأحد من الأوصياء و الأعيان فيما مضى من الأزمان وجوه:
منها: انّ اللّه جلّ جلاله جعل نفس علي عليه السلام نفس النبي صلّى اللّه عليه و آله في آية المباهلة، فقال تعالى‏ «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ» «2».
و قد ذكرنا في الطرائف عن المخالف انّ الأبناء الحسن و الحسين، و النساء فاطمة،
______________________________
(1) عنه الوسائل 10: 445، رواه في العدد القوية: 168، عنه البحار 98: 323.
(2) آل عمران: 61.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 266
و أنفسنا علي بن أبي طالب صلوات اللّه عليهم‏ «1»، فمنها جرى من التعظيم لنفس رسول اللّه، فمولانا علي عليه السلام داخل فيما يمكن دخوله فيه من ذلك المقام، و لو اقتصرنا على هذا الوجه الكبير لكفى في تعظيم يوم الغدير.
و منها: انّنا روينا في الطرائف أيضا عن المخالف، انّ نور عليّ من نور النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله في أصل خلقتهما، و ان ذلك ينبّه على تعظيم منزلتهما «2».
و منها: انّ مولانا عليّا صلوات اللّه عليه في أمّته.
و منها: انّ كلّما عصمت حرمة المنصوص عليه بالخلافة كان ذلك تعظيما لمن كان عنه، و مولانا علي عليه السلام نائب عن اللّه و رسوله في كلّ رحمة و رأفة و أمانا من مخافة.
و منها: انّ اللّه جلّ جلاله قال‏ «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ» «3»، فيكون علي عليه السلام بمقتضى هذا الوصف الذي لا يجحد و لا ينكر، الرئيس من اللّه و رسوله صلّى اللّه عليه و آله على هذه الأمّة، التي هي خير الأمم أعظم من كلّ رئيس في شرف القدم و علوّ الهمم و كمال القسم.
و منها: انّ الامتحان بنصّ اللّه جلّ جلاله و رسوله صلوات اللّه عليه على مولانا علي بن أبي طالب عليه السلام، وجدناه أعظم من كلّ امتحان عرفناه للأوصياء لأجل ما اتّفق لمولانا على صلوات اللّه عليه من كثرة الحاسدين و أعداء الدين، الّذين عاداهم و جاهدهم في اللّه رب العالمين و في نصرة سيّد المرسلين، و قد شهدت عدالة الألباب انّ المنازل في الفضل تزيد بزيادة الامتحان الوارد من جانب مالك الأسباب.
و منها: انّ مولانا عليّا عليه السلام وقى النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و حفظ الإسلام و المسلمين في عدّة مقامات، عجز عنها كثير من قوّة العالمين، فجازاه جلّ جلاله و رسوله‏
______________________________
(1) الطرائف: 129، رواه الطبري في تفسيره 22: 7، الحسكاني في شواهد التنزيل 2: 16 و 17، مسلم في صحيحة 4: 1871، النسائي في الخصائص: 4، القندوزي في ينابيع المودة: 107- 109، الخوارزمي في المناقب: 22- 25.
(2) الطرائف: 15، فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل: 205- على ما في إحقاق الحق 5: 243-، كتاب الفردوس في باب الخاء- على ما في الاحقاق 4: 92- المناقب لابن المغازلي: 79، العمدة: 44.
(3) آل عمران: 110.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 267
صلوات اللّه عليه شرف ذلك الفضل المبين بهذا المقام المكين مثل انّه بات على فراش رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بمكة، و قد عجز عنها كلّ من قرب منه و كانوا بين هارب أو عاجز عنه فكلّما جرى بالمهاجرة من الشهادة في الدنيا و الآخرة، فمولانا حيث فداه بمهجته أصل الفوائد بنبوّته‏ «1».
و منها: أداؤه سورة براءة و نبذ عهود المشركين، لمّا نزل إلى خاتم النبيّين انّه لا يؤدّيها إلّا أنت أو رجل منك، فكان القائم مقام النبوة مولانا علي أمير المؤمنين عليه السلام‏ «2».
و منها: مقامات مولانا علي عليه السلام في بدر و خيبر و حنين و في أحد، و في كلّ موقف كان يمكن أن يخذل الوالد للولد «3».
و منها: قتل مولانا علي صلوات اللّه عليه لعمرو بن عبد ودّ، العظيم الشأن، و قد روينا في الطرائف عن المخالف ان النبي صلّى اللّه عليه و آله قال: لضربة علي لعمرو بن عبد ودّ أفضل من عمل أمّتي إلى يوم القيامة «4»، و كذلك قال النبي صلوات اللّه عليه لمّا برز مولانا علي إليه: برز الإسلام كلّه إلى الكفر كلّه، فما ظنّك برجل يرى النّبي صلوات اللّه عليه انّه هو الإسلام كله، و كيف يدرك بالبيان و التبيان فضله، و للّه در القائل:
يفنى الكلام و لا يحيط بوصفه‏ أ يحيط ما يفنى بما لا ينفد

و منها: انّ اللّه جلّ جلاله جعل النّص منه جلّ جلاله و من رسوله صلوات اللّه عليه بالخلافة لعلي صلوات اللّه عليه يقوم مقام جميع فضل الرسالة، و هذا مقام لا يبلغ وصفي حقيقته، فقال جلّ جلاله‏ «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» «5»، و قد ذكرنا في الطرائف عن المخالف و في هذا الكتاب انّ المراد
______________________________
(1) راجع الطرائف: 36، مسند أحمد بن حنبل 1: 331، عنه البحار 36: 41 و العمدة: 123، إحقاق الحق 6: 476 عن الثعلبي.
(2) راجع الطرائف: 38، عن مسند أحمد بن حنبل 3: 283، إحقاق الحق عن الفاضل لأحمد بن حنبل 3: 428، ذخائر العقبى: 69، تفسير ابن كثير 2: 322 صحيح بخاري 5: 202، إحقاق الحق 3: 430 عن تفسير الثعلبي.
(3) راجع الطرائف: 55- 59، صحيح بخاري 5: 76- 77، صحيح مسلم 4: 187، مسند أحمد 5: 333، صحيح ترمذي 13: 171.
(4) الطرائف: 60، عن مناقب الخوارزمي: 58، و فيه لمبارزة علي.
(5) المائدة: 67.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 268
بهذه الآية ولاية علي صلوات اللّه عليه يوم الغدير من غير ارتياب‏ «1».
و منها: ان عناية اللّه جلّ جلاله بمولانا علي عليه السلام بلغت بتكرار الآيات و المعجزات و الكرامات إلى ان ادّعى فيه خلق عظيم باقون إلى هذه الأوقات ما ادّعى بعض النّصارى في عيسى صلوات اللّه عليه، و انّه ربّ العالمين الّذي يجب ان توجّه العبادات إليه.
و منها: انّ مولانا عليا عليه السلام عذّب الّذين ادّعوا فيه الإلهيّة كما امره صاحب النّبوة الربانيّة، و لم يزدهم تعذيبه لهم الّا ملزما بأنّه ربّ العالمين و ما عرفنا انّ معبودا عذّب من يعبده بمثل ذلك العذاب، و هو مقيم على عبادته بالجدّ و الاجتهاد، فكان ذلك تنبيها على انّ ظهور فضله خرق العقول و البصائر حتّى بلغ إلى هذا الأمر الباهر.
و ما يقدر على شرح فضائل مولانا علي عليه السلام على التفصيل، و قد ذكرنا في الطرائف وجوها دالّة على مقامه الجليل، و قد نطق القرآن الشريف بنعم اللّه تعالى على عباده مطلقا على التجميل، فقال تعالى‏ «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها» «2»، فهذا يكون من تلك النّعم التي لا تحصى لأنّه عليه السلام رئيس القوم الّذين ظفروا بها و حصّلوها.
ابن طاووس، على بن موسى، الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرة فى السنة (ط - الحديثة)، 3جلد، دفتر تبليغات اسلامى - قم، چاپ: اول، 1376ش.


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 8 October 2014   #27
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة) ؛ ج‏2 ؛ ص268


فصل (9) فيما نذكره من تعظيم يوم الغدير في السّماوات برواية الثقات و فضل زيارته عليه السلام في ذلك الميقات‏
روينا بإسنادنا الّذي ذكرناه قبل هذا الفصل إلى الشيخ الموثوق بروايته محمد بن أحمد بن داود، في كتاب كامل الزّيارات، قال: أخبرنا أبو علي أحمد بن محمد بن عمار الكوفي، قال: حدثنا أبي، قال: حدّثنا علي بن الحسن بن علي بن فضال، عن محمد بن عبد اللّه بن زرارة، عن أحمد بن محمد بن أبي نصر، قال:
______________________________
(1) راجع الطرائف: 145- 153.
(2) إبراهيم: 34.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 269
كنّا عند الرضا عليه السلام و المجلس غاصّ بأهله‏ «1» فتذاكروا يوم الغدير، فأنكره بعض النّاس، فقال الرضا عليه السلام: حدثني أبي، عن أبيه عليهما السلام قال:
انّ يوم الغدير في السّماء أشهر منه في الأرض، انّ للّه عزّ و جلّ في الفردوس الأعلى قصرا، لبنة من ذهب و لبنة من فضّة، فيه مائة ألف قبّة من ياقوتة حمراء و مائة ألف خيمة من ياقوت أخضر، ترابه المسك و العنبر فيه أربعة أنهار: نهر من خمر و نهر من ماء و نهر من لبن و نهر من عسل، حواليه أشجار جميع الفواكه، عليه طيور أبدانها من لؤلؤ و أجنحتها من ياقوت تصوّت بألوان الأصوات.
فإذا كان يوم الغدير ورد إلى ذلك القصر أهل السماوات يسبّحون اللّه و يقدّسونه و يهلّلونه، فتطاير تلك الطّيور فتقع في ذلك الماء و تتمرّغ‏ «2» على ذلك المسك و العنبر، فإذا اجتمعت الملائكة طارت تلك الطيور فتنفض‏ «3» ذلك، و انّهم في ذلك اليوم ليتهادّون نثار فاطمة عليها السلام فإذا كان آخر اليوم نودوا: انصرفوا إلى مراتبكم فقد أمنتم من الخطأ و الزلل إلى قابل في مثل هذا اليوم تكرمة لمحمّد و علي عليهما السلام.
ثم التفت فقال لي: يا ابن أبي نصر اين ما كنت فاحضر يوم الغدير عند أمير المؤمنين عليه السلام، فان اللّه تبارك و تعالى يغفر لكل مؤمن و مؤمنة و مسلم و مسلمة ذنوب ستين سنة و يعتق من النار ضعف ما أعتق من شهر رمضان و ليلة القدر و ليلة الفطر و لدرهم فيه بألف درهم لإخوانك العارفين و أفضل على إخوانك في هذا اليوم و سرّ فيه كلّ مؤمن و مؤمنة.
ثم قال: يا أهل الكوفة لقد أعطيتم خيرا كثيرا و انّكم لمّمن امتحن اللّه قلبه للإيمان، مستذلّون مقهورون ممتحنون يصبّ البلاء عليهم صبّا، ثم يكشفه كاشف الكرب العظيم، و اللّه لو عرف الناس فضل هذا اليوم بحقيقته لصافحتهم الملائكة في كلّ يوم عشر مرّات، و لو لا انّي أكره التطويل لذكرت فضل هذا اليوم و ما أعطاه اللّه لمن عرفه‏
______________________________
(1) عضّ المكان بهم: امتلأ و ضاق عليهم.
(2) تمرّغ في التراب: تقلب.
(3) الفض: النفر المتفرقون.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 270
ما لا يحصى بعدد.
قال علي بن الحسن بن فضال: قال لي محمد بن عبد اللّه: لقد تردّدت إلى أحمد بن محمد أنا و أبوك و الحسن بن جهم أكثر من خمسين مرّة سمعناه منه‏ «1».
فصل (10) فيما نذكره من جواب الجاهلين بقبر أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه من المخالفين‏
اعلم انّ كلّ ميّت كان قبره مشهورا أو مستورا، فإنّ أهل بيته و المخصوصون بمصيبته و الموصوفون بشيعته و خاصّته، يكونون اعرف بموضع دفنه و قبره، و هذا اعتبار صحيح لا يجحده الّا مكابر و ضعيف في عقله أو حقير في قدره.
و قد علم أعيان أهل الإسلام انّ عترة مولانا علي عليه السلام و شيعته الّذين لا يحصرهم عدد و لا يحويهم بلدة، مطبقون متّفقون على انّ هذا الضّريح الشّريف الّذي يزوره أهل الحقائق من المغارب و المشارق، هو قبر مولانا أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه.
فمن العجب انّ كلّ انسان وقف على قبر دارس‏ «2» و قال: هذا قبر أبي أو جدّي حكم الحاضرون بتصديقه و لم ينازعوه في تحقيقه، و يكون قبر مولانا علي عليه السلام لا يقبل فيه قول أولاده الّذين لا يحصيهم الّا اللّه جلّ جلاله.
و من العجب ان يكون أصحاب كلّ ملة و عقيدة يرجع في معرفة قبور رؤسائهم إليهم، و لا يرجع في قبر أمير المؤمنين عليه السلام إلى أصحابه و شيعته و خاصّته، و انّما بعض المخالفين ذكر انّهم لا يعرفون انّ هذا موضع قبره الآن، و ربّما روى بعضهم انّ قبره في غير هذا المكان.
و اعلم انّ قبر مولانا علي عليه السلام إنّما ستره ذريّته و شيعته عن المخالفين عليه، و لقد صدق المخالف إذا لم يعرفه فإنّ ستره انّما كان منه و من أمثاله فكيف يطلع على حاله.
______________________________
(1) عنه البحار 100: 359، رواه الشيخ في مصباحه مختصرا: 737.
(2) درس الرسم: عفا و انمحى.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 271
فصل (11) فيما نذكره من الإشارة إلى من زاره من الأئمة من ذريّته عليه و عليهم أفضل السلام، و غيرهم من عترته من ملوك الإسلام‏
فأقول: قد روينا في كتاب مصباح الزائر و جناح المسافر زيارة مولانا علي بن الحسين عليه السلام لمولانا علي صلوات اللّه عليه أيام التقيّة من بني أميّة، و روينا من كتاب المسرّة من كتاب ابن أبي قرّة زيارة زين العابدين و ولده محمد بن علي الباقر عليهما السلام لهذا قبر مولانا علي عليه السلام، و ذكر في كتاب مصباح الزائر زيارات الصادق عليه السلام له في هذا القبر الشريف، و زيارة مولانا علي بن محمد الهادي عليه السلام.
فهؤلاء أربعة من أئمة الإسلام و من أعيان ذريّته عليه و عليهم أفضل السلام قد نصّوا على انّ هذا موضع ضريحه و زاروه فيه و شهدوا بتصحيحه و مثلهم لا تردّ شهادتهم في شي‏ء من أحكام المسلمين، فكيف تردّ في معرفة قبر جدّهم أمير المؤمنين سلام اللّه جلّ جلاله عليهم.
و امّا الخلفاء من بني العباس و الملوك من النّاس، فأوّل من زاره الرشيد و جماعة من بني هاشم، ثم المقتفي، ثم الناصر مرارا و أطلق عنده صدقات و مبارّا، ثم المستنصر و جعله شيخه في الفتوة، ثم المعتصم.
و امّا العلماء و العقلاء و الملوك و الوزراء، فلا يحصى عددهم بما نذكره من قلم أو لسان، و قبورهم شاهدة بذلك و مدافنهم إلى الآن.
فصل (12) فيما نذكره من آيات رأيتها أنا عند ضريحه الشريف غير ما رويناه و سمعنا به، من آياته التي تحتاج إلى مجلدات و تصانيف‏
اعلم ان كلّ نذر يحمل إليه مذ ظهر مقدّس قبره بعد هلاك بني أميّة و إلى الآن، فانّ تصديق اللّه جلّ جلاله لأهل النذر، كالآية و المعجزة و البرهان على انّ قبره‏
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 272
الشريف بذلك المكان، و هذه النذور لا يحصيها أحد من أهل الدهور، و اما انّا فاشهد باللّه و في اللّه جلّ جلاله انّني كنت يوما قد ذكرت تاريخه في كتاب البشارات بين يدي ضريحه المقدس، و أقسمت عليه في شي‏ء و سألت جوابه باقي النهار و انفصلت، فما استقررت بمشهده في الدّار حتّى عرفت في الحال من رآه في المنام بجواب ما فهمته به من الكلام.
أقول: و اعرف انّني كنت يوما وراء ظهر ضريحه الشريف، و أخي الرضي محمد بن محمد بن الآوي حاضر معي، و أنا أقسم على أمير المؤمنين عليه السلام في إذلال بعض من كان يتجرّأ على اللّه و على رسوله و علي مولانا أمير المؤمنين علي عليه السلام و علينا بالأقوال و الأعمال.
فقلت للقاضي الآوي محمد بن محمد بن محمد: يا أخي قد وقع في خاطري ان قد حصل ما سألته، و انّ اليوم الثالث من هذا اليوم يصل قاصد من عند القوم المذكورين بالذلّ و السؤال لنا على أضعف سؤال السائلين، فلمّا كان اليوم الثالث من يوم قلت له وصل قاصد من عندهم على فرس عاجل بمثل ما ذكرناه من الذلّ الهائل.
أقول: و اعرف انّني دخلت حضرته الشريفة كم مرّة في أمور هائلة لي و تارة لأولادي و تارة لأهل ودادي، فبعضها زالت و انا بحضرته، و بعضها زالت باقي نهار مخاطبته، و بعضها زالت بعد أيّام في جواب زيارته، و لو ذكرتها احتاجت إلى مجلّد كبير، و قد صنّف أبو عبد اللّه محمد بن علي بن الحسن بن عبد الرحمن الحسني مصنّفا في ذلك متضمّنا للاسانيد و الروايات، لو أردنا تصنيف مثله و أمثاله كان ذلك أسهل المرادات، و لكنّا وجدنا من الآيات الباهرات ما يغني عن الروايات.
ابن طاووس، على بن موسى، الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرة فى السنة (ط - الحديثة)، 3جلد، دفتر تبليغات اسلامى - قم، چاپ: اول، 1376ش.


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 8 October 2014   #28
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة) ؛ ج‏2 ؛ ص272


فصل (13) فيما نذكره من تعيين زيارة لمولانا علي صلوات اللّه عليه في يوم الغدير المشار إليه‏
أعلم انّنا ذكرنا في كتاب مصباح الزائر و جناح المسافر عدّة روايات مطوّلات يضيق عن مثلها مثل هذا الميقات، لأنّ يوم الغدير يختصّ بيومه زيارات في كتاب المسرة
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 273
من كتاب مزار ابن أبي قرّة، و هي زيارات يوم الغدير.
رويناها عن جماعة إليه رحمه اللّه عليه قال: أخبرنا محمد بن عبد اللّه، قال: أخبرنا أبي، قال: أخبرنا الحسن بن يوسف بن عميرة، عن أبيه، عن جابر بن يزيد الجعفي، عن أبي جعفر محمد بن علي عليهما السلام قال: كان أبي علي بن الحسين عليهما السلام قد اتّخذ منزله من بعد مقتل أبيه الحسين بن علي عليهما السلام بيتا من شعر و أقام بالبادية، فلبث بها عدّة سنين كراهية لمخالطته النّاس و ملابستهم و كان يسير من البادية بمقامه بها إلى العراق زائرا لأبيه و جدّه عليهما السلام، و لا يشعر بذلك من فعله.
قال محمد بن علي: فخرج سلام اللّه عليه متوجّها إلى العراق لزيارة أمير المؤمنين عليه السلام و أنا معه، و ليس معنا ذو روح الّا الناقتين، فلمّا انتهى إلى النجف من بلاد الكوفة، و صار إلى مكانه منه، فبكا حتّى اخضلّت لحيته بدموعه، ثم قال:
السَّلامُ عَلَيْكَ يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا أمِينَ اللَّهِ فِي ارْضِهِ وَ حُجَّتَهُ، اشْهَدُ لَقَدْ جاهَدْتَ يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ، وَ عَمِلْتَ بِكِتابِهِ، وَ اتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِيِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، حَتَّى دَعاكَ اللَّهُ الى‏ جِوارِهِ، فَقَبَضَكَ إِلَيْهِ بِاخْتِيارِهِ لَكَ كَرِيمَ ثَوابِهِ، وَ الْزَمَ أَعْداءَكَ الْحُجَّةَ مَعَ مالَكَ مِنَ الْحُجَجِ الْبالِغَةِ عَلى‏ جَمِيعِ خَلْقِهِ.
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ، راضِيَةً بِقَضائِكَ، مُولَعَةً «1» بِذِكْرِكَ وَ دُعائِكَ، مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ «2» أَوْلِيائِكَ، مَحْبُوبَةً فِي ارْضِكَ وَ سَمائِكَ، صابِرَةً عَلى‏ نُزُولِ‏ «3» بَلائِكَ، شاكِرَةً لِفَواضِلِ نَعْمائِكَ، ذاكِرَةً لِسَوابِغِ آلائِكَ‏ «4»، مُشْتاقَةً الى‏ فَرْحَةِ لِقائِكَ، مُتَزَوِّدَةً التَّقْوى‏ لِيَوْمِ جَزائِكَ، مُسْتَنَّةً
______________________________
(1) المولعة: المتعلّقة.
(2) الصفوة: الخالصة.
(3) عند نزول (خ ل).
(4) لسابغ آلائك (خ ل).
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 274
بِسُنَنِ أَوْلِيائِكَ، مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيا بِحَمْدِكَ وَ ثَنائِكَ.
ثم وضع خده على القبر و قال:
اللّهُمَّ انَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتِينَ‏ «1» الَيْكَ وَ إلِهَهٌ‏ «2»، وَ سُبُلَ الرّاغِبِينَ‏ «3» الَيْكَ شارِعَةٌ، وَ اعْلامَ الْقاصِدِينَ الَيْكَ واضِحَةٌ، وَ افْئِدَةَ الْوافِدِينَ الَيْكَ فازِعَةٌ «4»، وَ أَصْواتَ الدّاعِينَ الَيْكَ صاعِدَةٌ، وَ أَبْوابَ الإِجابَةِ لَهُمْ مُفَتَّحَةٌ، وَ دَعْوَةَ مَنْ ناجاكَ مُسْتَجابَةٌ، وَ تَوْبَةَ مَنْ أَنابَ الَيْكَ مَقْبُولَةٌ، وَ عَبْرَةَ مَنْ بَكا مِنْ خَوْفِكَ مَرْحُومَةٌ.
وَ الاسْتِغاثَةَ لِمَنِ اسْتَغاثَ بِكَ مَوْجُودَةٌ، وَ الإِعانَةَ لِمَنْ اسْتَعانَ بِكَ مَبْذُولَةٌ، وَ عِداتِكَ‏ «5» لِعِبادِكَ مُنْجَزَةٌ «6»، وَ زَلّاتِ مَنِ اسْتَقالَكَ‏ «7» مُقالَةٌ، وَ أَعْمالَ الْعامِلِينَ لَدَيْكَ مَحْفُوظَةٌ، وَ أَرْزاقَ الْخَلائِقِ مِنْ لَدُنْكَ نازِلَةٌ، وَ عَوائِدَ الْمَزِيدِ مُتَواتِرَةٌ «8»، وَ مَوائِدَ الْمُسْتَطْعَمِينَ مُعَدَّةٌ، وَ مَناهِلَ الظَّماءِ مُتْرَعَةٌ «9».
اللّهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعائِي، وَ اقْبَلْ ثَنائِي، وَ اجْمَعْ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَوْلِيائِي وَ أَحِبّائِي، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ آبائِي، إِنَّكَ وَلِيُّ نَعْمائِي وَ مُنْتَهى‏ مُنايَ وَ غايَةُ رَجائِي فِي مُنْقَلَبِي وَ مَثْوايَ.
قال جابر: قال لي الباقر عليه السلام: ما قال هذا الكلام و لا دعا به أحد من شيعتنا عند قبر أمير المؤمنين عليه السلام، أو عند قبر أحد من الأئمة عليهم السلام الّا رفع دعاؤه في درج‏ «10» من نور و طبع عليه بخاتم محمد صلّى اللّه عليه و آله، و كان محفوظا
______________________________
(1) المخبتين: الخاشعين.
(2) و إلهه: متحيرة من شدة الوجد.
(3) الراغبين: المبتهلين.
(4) فارغة (خ ل).
(5) عداتك: و عودك.
(6) متنجزة (خ ل).
(7) استقالك: طلب صفحك.
(8) متواترة: متتابعة.
(9) ترع الحوض: امتلأ.
(10) الدرج- بالفتح- الذي يكتب فيه.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 275
كذلك حتّى يسلّم إلى قائم آل محمد عليهم السلام، فيلقي صاحبه بالبشرى و التحيّة و الكرامة ان شاء اللّه.
قال جابر: حدّثت به أبا عبد اللّه جعفر بن محمد عليهما السلام و قال لي: زد فيه إذا ودّعت أحدا منهم فقل:
السَّلامُ عَلَيْكَ ايُّهَا الإِمامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ، اسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ وَ عَلَيْكَ السَّلامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ، آمَنّا بِالرَّسُولِ وَ بِما جِئْتُمْ بِهِ وَ بِما دَعَوْتُمْ إِلَيْهِ‏ «1»، اللّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيارَتِي وَلِيِّكَ، اللّهُمَّ لا تَحْرِمْنِي ثَوابَ مَزارِهِ الَّذِي اوْجَبْتَ لَهُ وَ يَسِّرْ لَنَا الْعَوْدَ إِلَيْهِ انْ شاءَ اللَّهُ‏ «2».
أقول: و قد زاره مولانا الصادق بنحو هذه الألفاظ من الزيارة تركنا ذكرها خوف الإطالة.
أقول: و روى جدّي أبو جعفر الطوسي هذه الزيارة ليوم الغدير عن جابر الجعفي عن الباقر عليه السلام انّ مولانا علي بن الحسين صلوات اللّه عليه زاره بها فيه، و في ألفاظها خلاف، و لم يذكر فيها وداعا «3».
فصل (14) فيما نذكره من عوذة تعوّذ بها النبي صلّى اللّه عليه و آله في يوم الغدير
فتعوّذ بها أنت أيضا قبل شروعك في عمل اليوم المذكور ليكون حرزا لك من المحذور، و هي:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ خَيْرِ الْأَسْماءِ، بِسْمِ اللَّهِ رَبِّ الاخِرَةِ وَ الأُولى، وَ رَبِّ الارْضِ وَ السَّماءِ، الَّذِي لا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ كَيْدُ الأَعْداءِ، وَ بِها
______________________________
(1) و دعوتم إليه (خ ل).
(2) رواه في كامل الزيارات: 39، عنه البحار 100: 264، المزار الكبير: 112، مصباح الزائر: 583، مزار الشهيد:
95، البلد الأمين: 295، و مصباح الكفعمي: 480، فرحة الغري: 40، عنه الوسائل 10: 306، البحار 100:
264 و 102: 176، و في الصحيفة السجادية الجامعة: 595، الدعاء: 255.
(3) مصباح المتهجد: 681.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 276
تُدْفَعُ كُلُّ الأَسْواءِ، وَ بِالْقِسَمِ بِها يَكْفِي مَنِ اسْتَكْفى.
اللّهُمَّ انْتَ رَبُّ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ خالِقُهُ، وَ بارِئُ كُلِّ مَخْلُوقٍ وَ رازِقُهُ، وَ مُحْصِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ عالِمُهُ، وَ كافِي كُلِّ جَبَّارٍ وَ قاصِمُهُ، وَ مُعِينُ كُلِّ مُتَوَكِّلٍ عَلَيْهِ وَ عاصِمُةُ، وَ بِرُّ كُلِّ مَخْلُوقٍ وَ راحِمُهُ، لَيْسَ لَكَ ضِدٌّ فَيُعانِدُكَ، وَ لا نِدٌّ فَيُقاوِمُكَ، وَ لا شَبِيهٌ فَيُعادِلُكَ، تَعالَيْتَ عَنْ ذلِكَ عُلُوّاً كَبِيراً.
اللّهُمَّ بِكَ اعْتَصَمْتُ وَ اسْتَقَمْتُ وَ الَيْكَ تَوَجَّهْتُ وَ عَلَيْكَ اعْتَمَدْتُ، يا خَيْرَ عاصِمٍ وَ اكْرَمَ راحِمٍ وَ احْكَمَ حاكِمٍ وَ اعْلَمَ عالِمٍ، مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ عَصَمْتَهُ، وَ مَنِ اسْتَرْحَمَكَ رَحِمْتَهُ، وَ مَنِ اسْتَكْفاكَ كَفَيْتَهُ، وَ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ امِنْتَهُ‏ «1» وَ هَدَيْتَهُ، سَمْعاً لِقَوْلِكَ يا رَبِّ وَ طاعَةً لِامْرِكَ.
اللّهُمَّ أَقُولُ وَ بِتَوْفِيقِكَ أَقُولُ، وَ عَلى‏ كِفايَتِكَ أُعَوِّلُ، وَ بِقُدْرَتِكَ أَطُولُ، وَ بِكَ أسْتَكْفِي وَ أَصُولُ، فَاكْفِنِي اللّهُمَّ وَ انْقِذْنِي وَ تَوَلَّنِي وَ اعْصِمْنِي وَ عافِنِي، وَ امْنَعْ مِنِّي وَ خُذْ لِي وَ كُنْ لِي بِعَيْنِكَ وَ لا تَكُنْ عَلَيَّ، اللّهُمَّ انْتَ رَبِّي عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ وَ الَيْكَ انَبْتُ وَ الَيْكَ الْمَصِيرُ وَ انْتَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ.
فصل (15) فيما نذكره من عمل العيد الغدير السعيد، مما رويناه بصحيح الاسنادابن طاووس، على بن موسى، الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرة فى السنة (ط - الحديثة)، 3جلد، دفتر تبليغات اسلامى - قم، چاپ: اول، 1376ش.


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 8 October 2014   #29
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة) ؛ ج‏2 ؛ ص276


فصل (15) فيما نذكره من عمل العيد الغدير السعيد، مما رويناه بصحيح الاسناد
فمن ذلك‏
بالأسانيد المتصلة ممّا ذكره و رواه محمّد بن علي الطّرازي في كتابه، عن محمّد بن سنان، عن داود بن كثير الرّقي، عن عمارة بن جوين أبي هارون العبدي، و رويناه بإسنادنا أيضا إلى الشيخ المفيد محمّد بن محمّد بن النّعمان، فيما رواه عن عمارة بن جوين أبي هارون العبدي أيضا قال: دخلت على أبي عبد اللّه عليه السلام في اليوم الثّامن عشر من ذي الحجّة، فوجدته صائما فقال: إنّ هذا اليوم يوم عظّم اللّه حرمته على المؤمنين، إذ أكمل اللّه لهم فيه‏
______________________________
(1) توكل امنته (خ ل).
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 277
الدّين و تمّم عليهم النعمة، و جدّد لهم ما أخذ عليهم من الميثاق و العهد في الخلق الأوّل، إذ أنساهم اللّه ذلك الموقف، و وفّقهم للقبول منه، و لم يجعلهم من أهل الإنكار الّذين جحدوا.
فقلت له: جعلت فداك فما صواب صوم هذا اليوم؟ فقال: إنّه يوم عيد و فرح و سرور و صوم شكرا للّه عزّ و جلّ، فانّ صومه يعدل ستّين شهرا من الأشهر الحرم، و من صلّى فيه ركعتين أيّ وقت شاء، و أفضل ذلك قرب الزّوال، و هي السّاعة الّتي أقيم فيها أمير المؤمنين عليه السلام بغدير خم علما للنّاس، و ذلك أنّهم كانوا قربوا من المنزل في ذلك الوقت.
فمن صلّى ركعتين، ثمّ سجد و شكر اللّه عزّ و جلّ مائة مرّة، و دعا بهذا الدّعاء بعد رفع رأسه من السّجود، الدّعاء:
اللّهُمَّ انِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّ لَكَ الْحَمْدُ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ، وَ أَنَّكَ واحِدٌ أَحَدٌ صَمَدٌ، لَمْ تَلِدْ وَ لَمْ تُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَكَ كُفُواً أَحَدٌ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ.
يا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ، كَما كانَ مِنْ شَأْنِكَ أَنْ تَفَضَّلْتَ عَلَيَّ بِأَنْ جَعَلْتَنِي مِنْ أَهْلِ إجابَتِكَ وَ أَهْلِ دِينِكَ وَ أَهْلِ دَعْوَتِكَ، وَ وَفقْتَنِي لِذلِكَ فِي مُبْتَدَإِ «1» خَلْقِي تَفَضُّلًا مِنْكَ وَ كَرَماً وَ جُوداً، ثُمَّ أَرْدَفْتَ الْفَضْلَ فَضْلًا، وَ الْجُودَ جُوداً، وَ الْكَرَمَ كَرَماً، رَأْفَةً مِنْكَ وَ رَحْمَةً إِلى‏ أَنْ جَدَّدْتَ ذلِكَ الْعَهْدَ لِي تَجْدِيداً بَعْدَ تَجْدِيدِكَ خَلْقِي، وَ كُنْتُ نَسياً مَنْسِيّاً ناسِياً ساهِياً غافِلًا.
فَأَتْمَمْتَ نِعْمَتَكَ بِأَنْ ذَكَّرْتَنِي ذلِكَ وَ مَنَنْتَ بِهِ عَلَيَّ وَ هَدَيْتَنِي لَهُ فَلْيَكُنْ مِنْ شَأْنِكَ يا إِلهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلايَ، أَنْ تُتِمَّ لِي ذلِكَ وَ لا تَسْلُبَنِيهِ حَتّى‏ تَتَوَفّانِي عَلى‏ ذلِكَ، وَ أَنْتَ عَنِّي راضٍ، فَإِنَّكَ أَحَقُّ الْمُنْعِمِينَ أَنْ تُتِمَّ نِعْمَتَكَ عَلَيَّ.
اللّهُمَّ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أَجَبْنا داعِيكَ بِمَنِّكَ فَلَكَ الْحَمْدُ، غُفْرانَكَ رَبَّنا
______________________________
(1) مبدء (خ ل).
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 278
وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ، آمَنّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، وَ بِرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ صَدَّقْنا وَ أَجَبْنا داعِيَ اللَّهِ وَ اتَّبَعْنا الرَّسُولَ فِي مُوالاةِ مَوْلانا وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ، أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طالِبٍ عَبْدِ اللَّهِ وَ أَخِي رَسُولِهِ، وَ الصِّدِّيقِ الْأَكْبَرِ، وَ الْحُجَّةِ عَلى‏ بَرِيَّتِهِ، الْمُؤَيِّدِ بِهِ نَبِيَّهُ وَ دِينَهُ الْحَقُّ الْمُبِينُ، عَلَماً لِدِينِ اللَّهِ، وَ خازِناً لِعِلْمِهِ، وَ عَيْبَةَ غَيْبِ اللَّهِ، وَ مَوْضِعَ سِرِّ اللَّهِ، وَ أَمِينِ اللَّهِ عَلى‏ خَلْقِهِ، وَ شاهِدِهِ فِي بَرِيَّتِهِ.
اللّهُمَ‏ إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ، فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ، رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى‏ رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ.
فَانَّا يا رَبَّنا بِمَنِّكَ وَ لُطْفِكَ أَجَبْنا داعِيكَ، وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ وَ صَدَّقْناهُ وَ صَدَّقْنا مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ، وَ كَفَرْنا بِالْجِبْتِ وَ الطّاغُوتِ، فَوَلِّنا ما تَوَلَّيْنا، وَ احْشُرْنا مَعَ أَئِمَّتِنا فَانّا بِهِمْ مُؤْمِنُونَ مُوقِنُونَ وَ لَهُمْ مُسَلِّمُونَ.
آمَنّا بِسِرِّهِمْ وَ عَلانِيَتِهِمْ، وَ شاهِدِهِمْ وَ غائِبِهِمْ، وَ حَيِّهِمْ وَ مَيِّتِهِمْ، وَ رَضِينا بِهِمْ أَئِمَّةً وَ قادَةً وَ سادَةً، وَ حَسْبُنا بِهِمْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ اللَّهِ دُونَ خَلْقِهِ لا نَبْتَغِي بِهِمْ بَدَلًا، وَ لا نَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِمْ وَلِيجَةً «1»، وَ بَرِئْنا إِلَى اللَّهِ مِنْ كُلِّ مَنْ نَصَبَ لَهُمْ حَرْباً مِنَ الْجِنِّ وَ الانْسِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الاخِرِينَ، وَ كَفَرْنا بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ الْأَوْثانِ الْأَرْبَعَةِ وَ أَشْياعِهِمْ وَ أَتْباعِهِمْ وَ كُلِّ مَنْ والاهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الانْسِ مِنْ أَوَّلِ الدَّهْرِ إِلى‏ آخِرِهِ.
اللّهُمَّ إنّا نُشْهِدُكَ أَنّا ندِينُ بِما دانَ بِهِ مُحَمَّدٌ وَ آلُ مُحَمَّدٍ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ وَ قَوْلُنا ما قالُوا، وَ دِينُنا ما دانُوا بِهِ، ما قالُوا بِهِ قُلْنا، وَ ما دانُوا بِهِ دِنا، وَ ما أَنْكَرُوا أَنْكَرْنا، وَ مَنْ والَوْا والَيْنا، وَ مَنْ عادَوْا عادَيْنا، وَ مَنْ لَعَنُوا لَعَنّا، وَ مَنْ تَبَرَّءُوا مِنْهُ تَبَرَّأْنا مِنْهُ، وَ مَنْ تَرَحَّمُوا عَلَيْهِ تَرَحَّمْنا عَلَيْهِ، آمَنّا وَ سَلَّمْنا وَ رَضِينا
______________________________
(1) الوليجة: الدخيلة و خاصّتك من الرجال أو من تتخذه معقدا عليه.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 279
وَ اتَّبَعْنا مَوالِينا صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ.
اللّهُمَّ فَتَمِّمْ لَنا ذلِكَ وَ لا تَسْلُبْناهُ، وَ اجْعَلْهُ مُسْتَقَرّاً ثابِتاً عِنْدَنا، وَ لا تَجْعَلْهُ مُسْتَعاراً، وَ أَحْيِنا ما أَحْيَيْتَنا عَلَيْهِ وَ أَمِتْنا إِذا أَمَتَّنا عَلَيْهِ، آلُ مُحَمَّدٍ أَئِمَّتُنا، فَبِهِمْ نَأْتَمُّ وَ إِيّاهُمْ نُوالِي، وَ عَدُوَّهُمْ عَدُو اللَّهِ نُعادِي، فَاجْعَلْنا مَعَهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الاخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرِّبِينَ، فَانّا بِذلِكَ راضُونَ يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
ثمّ تسجد و تحمد اللّه مائة مرّة و تشكر اللّه عزّ و جلّ مائة مرّة و أنت ساجد، فإنّه من فعل ذلك كان كمن حضر ذلك اليوم و بايع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله على ذلك، و كانت درجته مع درجة الصّادقين الّذين صدقوا اللّه و رسوله في موالاة مولاهم ذلك اليوم، و كان كمن استشهد مع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و أمير المؤمنين صلّى اللّه عليه و مع الحسن و الحسين صلّى اللّه عليهما، و كمن يكون تحت راية القائم صلّى اللّه عليه و في فسطاطه من النّجباء و النّقباء «1».
و من الدّعوات في يوم عيد الغدير ما
ذكره محمّد بن عليّ الطّرازيّ في كتابه رويناه بإسنادنا إلى عبد اللّه بن جعفر الحميري قال: حدّثنا هارون بن مسلم، عن أبي الحسن اللّيثيّ، عن أبي عبد اللّه جعفر بن محمّد عليهما السّلام‏ أنّه قال لمن حضره من مواليه و شيعته.
أ تعرفون يوما شيّد اللّه به الإسلام، و أظهر به منار الدّين، و جعله عيدا لنا و لموالينا و شيعتنا؟ فقالوا: اللّه و رسوله و ابن رسوله أعلم، أ يوم الفطر هو يا سيّدنا؟ قال: لا، قالوا:
أ فيوم الأضحى هو؟
قال: لا، و هذان يومان جليلان شريفان و يوم منار الدّين أشرف منهما، و هو اليوم الثامن عشر من ذي الحجّة، و إنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لمّا انصرف من حجّة الوداع و صار بغدير خم أمر اللّه عزّ و جلّ جبرئيل عليه السلام أن يهبط على النبيّ صلّى اللّه عليه و آله وقت قيام الظهر من ذلك اليوم، و أمره أن يقوم بولاية أمير المؤمنين عليه‏
______________________________
(1) عنه البحار 98: 298، عنه صدره الوسائل 8: 90، 10: 444، و في مصباح المتهجد: 737.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 280
السلام و أن ينصبه علما للنّاس بعده، و أن يستخلفه في أمّته.
فهبط إليه و قال له: حبيبي محمّد إنّ اللّه يقرئك السّلام، و يقول لك: قم في هذا اليوم بولاية عليّ صلّى اللّه عليه و آله ليكون علما لأمّتك بعدك، يرجعون إليه، و يكون لهم كأنت، فقال النبيّ صلّى اللّه عليه و آله: حبيبي جبرئيل إنّي أخاف تغيّر أصحابي لما قد وتروه و أن يبدوا ما يضمرون فيه.
فعرج، و ما لبث أن هبط بأمر اللّه فقال له‏ «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» «1».
فقام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ذعرا «2» مرعوبا خائفا من شدّة الرّمضاء «3» و قدماه تشويان، و أمر بأن ينظف الموضع و يقمّ‏ «4» ما تحت الدّوح‏ «5» من الشوك و غيره، ففعل ذلك، ثمّ نادى بالصّلاة جامعة، فاجتمع المسلمون و فيمن اجتمع أبو بكر و عمرو عثمان و سائر المهاجرين و الأنصار.
ثمّ قام خطيبا و ذكر بعده الولاية، فألزمها للنّاس جميعا فأعلمهم أمر اللّه بذلك فقال قوم ما قالوا و تناجوا بما أسرّوا.
فإذا كان صبيحة ذلك اليوم وجب الغسل في صدر نهاره، و أن يلبس المؤمن أنظف ثيابه و أفخرها و يتطيّب إمكانه و انبساط يده ثم يقول:
اللّهُمَّ إِنَّ هذا الْيَوْمَ شَرَّفْتَنا فِيهِ بِوِلايَةِ وَلِيِّكَ عَلِيٍّ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ جَعَلْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَمَرْتَنا بِمُوالاتِهِ وَ طاعَتِهِ وَ أَنْ نَتَمَسَّكَ بِما يُقَرِّبُنا إِلَيْكَ، وَ يُزْلِفُنا لَدَيْكَ أَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ.
اللّهُمَّ قَدْ قَبِلْنا أَمْرَكَ وَ نَهْيَكَ، وَ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا لِنَبِيِّكَ، وَ سَلَّمْنا وَ رَضِينا، فَنَحْنُ مَوالِيَّ عَلِيٍّ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ، وَ أَوْلِياؤُهُ كَما أَمَرْتَ، نُوالِيهِ وَ نُعادِي مَنْ‏
______________________________
(1) المائدة: 67.
(2) ذعره: أفزعه.
(3) الرمضاء: شدة الحر، الأرض الحامية من شدة حرّ الشمس.
(4) قمّ البيت: كسحة.
(5) الدوحة ج دوح: الشجرة العظيمة المتسعة.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 281
يُعادِيهِ، وَ نُبَرِّءُ مِمَّنْ تَبَرَّءَ مِنْهُ، وَ نُبْغِضُ مَنْ أَبْغَضَهُ، وَ نُحِبُّ مَنْ أَحَبَّهُ، وَ عَلِيٌّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ مَوْلانا كَما قُلْتَ، وَ إِمامُنا بَعْدَ نَبِيِّنا صلَّى اللَّهُ عليه و آله كَما أَمَرْتَ.
فإذا كان وقت الزّوال أخذت مجلسك بهدوء «1» و سكون و وقار و هيبة و إخبات‏ «2» و تقول:
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ كَما فَضَّلَنا فِي دِينِهِ عَلى‏ مَنْ جَحَدَ وَ عَنَدَ «3»، وَ فِي نَعِيمِ الدُّنْيا عَلى‏ كَثِيرٍ مِمَّنْ عَمَدَ «4»، وَ هَدانا بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ شَرَّفَنا بِوَصِيَّةِ وَ خَلِيفَتِهِ فِي حَياتِهِ وَ بَعْدَ مَماتِهِ، أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ.
اللّهُمَّ إِنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نَبِيُّنا كَما أَمَرْتَ، وَ عَلِيّاً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ مَوْلانا كَما أَقَمْتَ، وَ نَحْنُ مَوالِيهِ وَ أَوْلِياؤُهُ.
ثمّ تقوم و تصلّي شكرا للّه تعالى ركعتين، تقرء في الأولى الحمد، و «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ»، و «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» كما أنزلتا لا كما نقصتا، ثمّ تقنت و تركع و تتمّ الصّلاة و تسلّم و تخرّ ساجدا، و تقول في سجودك:
اللّهُمَّ إِنّا إِلَيْكَ نُوَجِّهُ وُجُوهَنا فِي يَوْمِ عِيدِنَا الَّذِي شَرَّفْتَنا فِيهِ بِوِلايَةِ مَوْلانا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طالِبٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ، عَلَيْكَ نَتَوَكَّلُ وَ بِكَ نَسْتَعِينُ فِي أُمُورِنا، اللّهُمَّ لَكَ سَجَدَتْ وُجُوهُنا، وَ أَشْعارُنا وَ أَبْشارُنا، وَ جُلُودُنا وَ عُرُوقُنا، وَ أَعْظُمُنا وَ أَعْصابُنا، وَ لُحُومُنا وَ دِماؤُنا.
اللّهُمَّ إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ لَكَ نَخْضَعُ وَ لَكَ نَسْجُدُ، عَلى‏ مِلَّةِ إبْراهِيمَ وَ دِينِ مُحَمَّدٍ وَ وِلايَةِ عَلِيٍّ صَلَواتُكَ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ، حُنَفاءَ مُسْلِمِينَ وَ ما نَحْنُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ لا مِنَ الْجاحِدِينَ.
______________________________
(1) هدء هدوء: سكن.
(2) اخبت إلى اللّه: اطمأن إليه تعالى و تخشّع امامه.
(3) عند الرجل: خالف الحق و هو عارف به.
(4) عمد الشي‏ء: أسقطه، عمد فلان: وجع.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 282
اللّهُمَّ الْعَنِ الْجاحِدِينَ الْمُعانِدِينَ الْمُخالِفِينَ لِأَمْرِكَ وَ أَمْرِ رَسُولِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، اللّهُمَّ الْعَنِ الْمُبْغِضِينَ لَهُمْ لَعْن لَعْناً كَثِيراً، لا يَنْقَطِعُ أَوَّلُهُ وَ لا يَنْفَدُ آخِرُهُ.
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ ثَبِّتْنا عَلى‏ مُوالاتِكَ وَ مُوالاةِ رَسُولِكَ وَ آلِ رَسُولِكَ وَ مُوالاةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ، اللّهُمَ‏ آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ أَحْسِنْ مُنْقَلَبَنا يا سَيِّدَنا وَ مَوْلانا.
ثمّ كل و اشرب و أظهر السّرور و أطعم إخوانك، و أكثر برّهم و اقض حوائج إخوانك، إعظاما ليومك، و خلافا على من أظهر فيه الاغتمام و الحزن ضاعف اللّه حزنه و غمّه‏ «1».
و من الدعوات في يوم الغدير ما
نقلناه من كتاب محمّد بن عليّ الطّرازي أيضا بإسناده إلى أبي الحسن عبد القاهر بوّاب مولانا أبي إبراهيم موسى بن جعفر و أبي جعفر محمّد بن علي عليهما السلام قال:
حدّثنا أبو الحسن عليّ بن حسّان الواسطي بواسط في سنة ثلاثمائة قال: حدّثني عليّ بن الحسن العبدي قال: سمعت أبا عبد اللّه جعفر بن محمّد الصّادق عليه الصّلاة و السلام و على آبائه و أبنائه يقول: صوم يوم غدير خمّ يعدل صيام عمر الدّنيا، لو عاش إنسان عمر الدّنيا، ثمّ لو صام ما عمرت الدّنيا لكان له ثواب ذلك و صيامه يعدل عند اللّه عزّ و جلّ مائة حجّة و مائة عمرة، و هو عيد اللّه الأكبر، و ما بعث اللّه عزّ و جلّ نبيّا إلّا و تعيّد في هذا اليوم، و عرف حرمته، و اسمه في السّماء يوم العهد المعهود، و في الأرض يوم الميثاق المأخوذ و الجمع المشهود.
و من صلّى فيه ركعتين من قبل أن تزول الشّمس بنصف ساعة شكرا للّه عزّ و جلّ، و يقرء في كلّ ركعة سورة الحمد عشرا و «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» عشرا، و «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ»
______________________________
(1) عنه البحار 98: 300.
ا

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 8 October 2014   #30
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 24,078
ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم

لإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 283
عشرا، و آية الكرسي عشرا، عدلت عند اللّه عزّ و جلّ مائة ألف حجّة و مائة ألف عمرة.
و ما سأل اللّه عزّ و جلّ حاجة من حوائج الدّنيا و الآخرة كائنة ما كانت إلّا أتى اللّه عزّ و جلّ على قضائها في يسر و عافية، و من فطّر مؤمنا كان له ثواب من أطعم فئاما و فئاما، و لم يزل يعدّ حتّى عقد عشرة.
ثمّ قال: أ تدري ما الفئام؟ قلت: لا، قال: مائة ألف، و كان له ثواب من أطعم بعددهم من النّبيين و الصّدّيقين و الشّهداء و الصّالحين في حرم اللّه عزّ و جلّ و سقاهم في يوم ذي مسغبة «1»، و الدّرهم فيه بمائة ألف درهم، ثمّ قال: لعلّك ترى أنّ اللّه عزّ و جلّ خلق يوما أعظم حرمة منه؟ لا و اللّه، لا و اللّه، لا و اللّه، ثمّ قال: و ليكن من قولك إذا لقيت أخاك المؤمن:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَكْرَمَنا بِهذا الْيَوْمِ، وَ جَعَلَنا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ، وَ جَعَلَنا مِنَ الْمُوفِينَ بِعَهْدِهِ الَّذِي عَهِدَهُ إِلَيْنا، وَ مِيثاقِهِ الَّذِي واثَقَنا بِهِ مِنْ وِلايَةِ وُلاةِ أَمْرِهِ، وَ الْقُوَّامِ بِقِسْطِهِ، وَ لَمْ يَجْعَلْنا مِنَ الْجاحِدِينَ وَ الْمُكَذِّبِينَ بِيَوْمِ الدِّينِ.
ثمّ قال: و ليكن من دعائك في دبر الركعتين أن تقول:
رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا، رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ، رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى‏ رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ.
اللّهُمَّ إِنِّي اشْهِدُكَ وَ كَفى‏ بِكَ شَهِيداً، وَ اشْهِدُ مَلائِكَتَكَ وَ حَمَلَةَ عَرْشِكَ وَ سُكّانَ سَماواتِكَ وَ أَرْضِكَ بِأَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ، الْمَعْبُودُ الَّذِي لَيْسَ مِنْ لَدُنْ عَرْشِكَ إِلى‏ قَرارِ أَرْضِكَ مَعْبُودٌ يُعْبَدُ سِواكَ إِلّا باطِلٌ مُضْمَحِلٌّ غَيْرُ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ، لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ الْمَعْبُودُ لا مَعْبُودَ سِواكَ، تَعالَيْتَ عَمّا يَقُولُ الظّالِمُونَ عُلُوّاً كَبِيراً.
وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَلِيُّهُمْ‏
______________________________
(1) سغب: جاع.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 284
وَ مَوْلاهُمْ وَ مَوْلايَ، رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا النِّداءَ، وَ صَدَّقْنَا الْمُنادِي، رَسُولَكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، إِذْ نادى‏ نِداءً عَنْكَ بِالَّذِي أَمَرْتَهُ أَنْ يُبَلِّغَ عَنْكَ ما أَنْزَلْتَ إِلَيْهِ مِنْ مُوالاةِ وَلِيِّ الْمُؤْمِنِينَ وَ حَذَّرْتَهُ وَ أَنْذَرْتَهُ إِنْ لَمْ يُبَلِّغْ أَنْ تَسْخَطَ عَلَيْهِ، وَ أَنَّهُ إِذا بَلَّغَ رِسالاتِكَ‏ «1» عَصَمْتَهُ مِنَ النَّاسِ.
فَنادى مُبَلِّغاً وَحْيَكَ وَ رِسالاتِكَ: أَلا مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ، وَ مَنْ كُنْتُ وَلِيُّهُ فَعَلِيٌّ وَلِيُّهُ، وَ مَنْ كُنْتُ نَبِيهُ فَعَلِيٌّ أَمِيرُهُ.
رَبَّنا قَدْ أَجَبْنا داعِيكَ النَّذِيرَ الْمُنْذِرَ مُحَمَّداً عَبْدَكَ الَّذِي أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ، وَ جَعَلْتَهُ مَثَلًا لِبَنِي إِسْرائِيلَ، رَبَّنا آمَنّا وَ اتَّبَعْنا مَوْلانا وَ وَلِيُّنا وَ هادِينا وَ داعِينا وَ داعِي الْأَنامِ وَ صِراطَكَ السَّوِيَّ الْمُسْتَقِيمَ، مَحَجَّتَكَ الْبَيْضاءَ، وَ سَبِيلَكَ الدَّاعِي إِلَيْكَ عَلى‏ بَصِيرَةٍ هُوَ وَ مَنِ اتَّبَعَهُ، وَ سُبْحانَ اللَّهِ عَمّا يُشْرِكُونَ بِوِلايَتِهِ وَ بِأَمْرِ رَبِّهِمْ بِاتِّخاذِ الْوَلايِجِ مِنْ دُونِهِ.
فَأَشْهَدُ يا إِلهِي أَنَّ الإِمامَ الْهادِي الْمُرْشِدَ الرَّشِيدَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طالِبٍ صلوات اللّه عليه أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ، الَّذِي ذَكَرْتَهُ فِي كِتابِكَ فَقُلْتَ‏ «وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ» «2».
اللّهُمَّ فَانَّا نَشْهَدُ بِأَنَّهُ عَبْدُكَ الْهادِي مِنْ بَعْدِ نَبِيِّكَ النَّذِيرِ الْمُنْذِرِ، وَ الصِّراطُ الْمُسْتَقِيمُ وَ إِمامُ الْمُؤْمِنِينَ، وَ قائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجِّلِينَ، وَ حُجَّتَكَ الْبالِغَةُ، وَ لِسانُكَ الْمُعَبِّرُ عَنْكَ فِي خَلْقِكَ، وَ الْقائِمُ بِالْقِسْطِ بَعْدَ نَبِيِّكَ، وَ دَيّانُ دِينِكَ، وَ خازِنُ عِلْمِكَ، وَ عَيْبَةُ وَحْيِكَ، وَ عَبْدُكَ وَ أَمِينُكَ، الْمَأْمُونُ الْمَأْخُوذُ مِيثاقُهُ مَعَ مِيثاقِكَ وَ مِيثاقِ رُسُلِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ بَرِيَّتِكَ بِالشَّهادَةِ وَ الإِخْلاصِ بِالْوَحْدانِيَّةِ.
بِأَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ، وَ مُحَمَّدٌ عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ وَ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ، وَ جَعَلْتَ الْإِقْرارَ بِوِلايَتِهِ تَمامَ تَوْحِيدِكَ وَ الإِخْلاصَ لَكَ بوَحْدانِيَّتِكَ وَ إِكْمالَ دِينِكَ وَ تَمامَ نِعْمَتِكَ عَلى‏ جَمِيعِ خَلْقِكَ، فَقُلْتَ وَ قَوْلُكَ‏
______________________________
(1) رسالتك (خ ل).
(2) الزخرف: 4.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 285
الْحَقُ‏ «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» «1».
فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى‏ ما مَنَنْتَ بِهِ عَلَيْنا مِنَ الإِخْلاصِ لَكَ بِوَحْدانِيَّتِكَ، وَ جُدْتَ عَلَيْنا بِمُوالاةِ وَلِيِّكَ الْهادِي مِنْ بَعْدِ نَبِيِّكَ النَّذِيرِ الْمُنْذِرِ، وَ رَضِيتَ لَنَا الإِسْلامَ دِيناً بِمَوْلانا وَ أَتْمَمْتَ عَلَيْنا نِعْمَتَكَ بِالَّذِي جَدَّدْتَ لَنا عَهْدَكَ وَ مِيثاقَكَ، وَ ذَكَّرْتَنا ذلِكَ.
وَ جَعَلْتَنا مِنْ أَهْلِ الإِخْلاصِ وَ التَّصْدِيقِ لِعَهْدِكَ وَ مِيثاقِكَ، وَ مِنْ أَهْلِ الْوَفاءِ بِذلِكَ، وَ لَمْ تَجْعَلْنا مِنَ النَّاكِثِينَ وَ الْمُكَذِّبِينَ بِيَوْمِ الدِّينِ‏ «2»، وَ لَمْ تَجْعَلْنا مِنَ الْمُغَيِّرِينَ وَ الْمُبَدِّلِينَ وَ الْمُحَرِّفِينَ وَ الْمُبَتِّكِينَ‏ «3» آذانَ الْأَنْعامِ، وَ الْمُغَيِّرِينَ خَلْقَ اللَّهِ، وَ مِنَ الَّذِينَ اسْتَحْوَذَ «4» عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ، وَ صَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ الصِّراطِ الْمُسْتَقِيمِ.
وَ أكثر من قولك:
اللّهُمَّ الْعَنِ الْجاحِدِينَ وَ النّاكِثِينَ وَ الْمُغَيِّرِينَ وَ الْمُبَدِّلِينَ وَ الْمُكَذِّبِينَ، الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الاخِرِينَ.
ثمّ قل:
اللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى‏ نِعْمَتِكَ عَلَيْنا بِالَّذِي هَدَيْتَنا إِلى‏ مُوالاةِ وُلاةِ أَمْرِكَ مِنْ بَعْدِ نَبِيِّكَ، وَ الْأَئِمَّةِ الْهادِينَ الَّذِينَ جَعَلْتَهُمْ أَرْكاناً لِتَوْحِيدِكَ، وَ أَعْلامَ الْهُدى‏ وَ مَنارَ التَّقْوى‏، وَ الْعُرْوَةَ الْوُثْقى‏، وَ كَمالَ دِينِكَ، وَ تَمامَ نِعْمَتِكَ، وَ مَنْ بِهِمْ وَ بِمُوالاتِهِمْ رَضِيتَ لَنا الإِسْلامَ دِيناً، رَبَّنا فَلَكَ الْحَمْدُ.
آمَنّا بِكَ وَ صَدَّقْنا بِنَبِيِّكَ الرَّسُولِ النَّذِيرِ الْمُنْذِرِ، وَ اتَّبَعْنَا الْهادِي مِنْ بَعْدِ النَّذِيرِ الْمُنْذِرِ، وَ والَيْنا وَلِيَّهُمْ وَ عادَيْنا عَدُوَّهُمْ، وَ بَرِئْنا مِنَ الْجاحِدِينَ‏
______________________________
(1) المائدة: 3.
(2) و الجاحدين بيوم الدين (خ ل).
(3) بتّكه: قطعه.
(4) استحوذ عليه: غلبه و استولى عليه.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 286
وَ النّاكِثِينَ وَ الْمُكَذِّبِينَ بِيَوْمِ الدِّينِ.
اللّهُمَّ فَكَما كانَ مِنْ شَأْنِكَ يا صادِقَ الْوَعْدِ، يا مَنْ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ، يا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ، أَنْ أَتْمَمْتَ عَلَيْنا نِعْمَتَكَ بِمُوالاةِ أَوْلِيائِكَ، الْمَسْؤولِ عَنْهُمْ عِبادَكَ، فَإِنَّكَ قُلْتَ‏ «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» «1»، وَ قُلْتَ‏ «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ» «2».
وَ مَنَنْتَ بِشَهادَةِ الإِخْلاصِ لَكَ بِوِلايَةِ أَوْلِيائِكَ الْهُداةِ مِنْ بَعْدِ النَّذِيرِ الْمُنْذِرِ، السِّراجِ الْمُنِيرِ، وَ أَكْمَلْتَ لَنَا الدِّينَ بِمُوالاتِهِمْ وَ الْبَراءَةِ مِنْ عَدُوِّهِمْ‏ «3»، وَ أَتْمَمْتَ عَلَيْنا النِّعَمَ بِالَّذِي جَدَّدْتَ لَنا عَهْدَكَ، وَ ذَكَّرْتَنا مِيثاقَكَ الْمَأْخُوذَ مِنّا فِي مُبْتَدَإِ «4» خَلْقِكَ إِيّانا.
وَ جَعَلْتَنا مِنْ أَهْلِ الإِجابَةِ، وَ ذَكَّرْتَنا الْعَهْدَ وَ الْمِيثاقَ، وَ لَمْ تُنْسِنا ذِكْرَكَ، فَإِنَّكَ قُلْتَ‏ «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏» «5».
شَهِدْنا بِمَنِّكَ بِأَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ رَبُّنا وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ نَبِيِّنا، وَ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيُّنا وَ مَوْلانا، وَ شَهِدْنا بِالْوِلايَةِ لِوَلِيِّنا وَ مَوْلانا مِنْ ذُرِّيَّةِ نَبِيِّكَ مِنْ صُلْبِ وَلِيِّنا وَ مَوْلانا عَلِيِّ بْنِ أَبِي طالِبٍ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَبْدِكَ الَّذِي أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ.
وَ جَعَلْتَهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْكَ عَلِيّاً حَكِيماً، وَ جَعَلْتَهُ آيَةً لِنَبِيِّكَ وَ آيَةً مِنْ آياتِكَ الْكُبْرى، وَ النَّبإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ، وَ النَّبَإ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ، وَ عَنْهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ مَسْئُولُونَ، وَ تَمامَ نِعْمَتِكَ الَّتِي عَنْها يُسْأَلُ عِبادُكَ إِذْ هُمْ مَوْقُوفُونَ، وَ عَنِ النَّعِيمِ مَسْئُولُونَ.
______________________________
(1) التكاثر: 7.
(2) الصافات: 24.
(3) في البحار: أعدائهم.
(4) ابتداء (خ ل).
(5) الأعراف: 172.

الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 287
اللّهُمَّ وَ كَما كانَ مِنْ شَأْنِكَ ما أَنْعَمْتَ عَلَيْنا بِالْهِدايَةِ إِلى‏ مَعْرِفَتِهِمْ، فَلْيَكُنْ مِنْ شَأْنِكَ أَنْ تُصَلِّي عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُبارِكَ لَنا فِي يَوْمِنا هذا الَّذِي ذَكَّرْتَنا فِيهِ عَهْدَكَ وَ مِيثاقَكَ، وَ أَكْمَلْتَ لَنا دِينَنا وَ أَتْمَمْتَ عَلَيْنا نِعْمَتَكَ، وَ جَعَلْتَنا بِنِعْمَتِكَ مِنْ أَهْلِ الإِجابَةِ وَ الإِخْلاصِ بِوَحْدانِيَّتِكَ، وَ مِنْ أَهْلِ الإِيمانِ وَ التَّصْدِيقِ بِوِلايَةِ أَوْلِيائِكَ وَ الْبَراءَةِ مِنْ أَعْدائِكَ وَ أَعْداءِ أَوْلِيائِكَ الْجاحِدِينَ الْمُكَذِّبِينَ بِيَوْمِ الدِّينِ.
فَأَسْأَلُكَ يا رَبِّ تَمامَ ما أَنْعَمْتَ عَلَيْنا وَ لا تَجْعَلْنا مِنَ الْمُعانِدِينَ، وَ لا تُلْحِقْنا بِالْمُكَذِّبِينَ بِيَوْمِ الدِّينِ، وَ اجْعَلْ لَنا قَدَمَ صِدْقٍ مَعَ الْمُتَّقِينَ.
وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ اجْعَلْ لَنا مِنَ الْمُتَّقِينَ إِماماً إِلى‏ يَوْمِ الدِّينِ، يَوْمَ يُدْعى‏ كُلُّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ، وَ اجْعَلْنا فِي ظِلِّ الْقَوْمِ الْمُتَّقِينَ الْهُداةِ بَعْدَ النَّذِيرِ الْمُنْذِرِ وَ الْبَشِيرِ، الْأَئِمَّةِ الدُّعاةِ إِلَى الْهُدى‏، وَ لا تَجْعَلْنا مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الدُّعاةِ إِلَى النَّارِ، وَ هُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ أَوْلِياؤُهُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ.
رَبَّنا فَاحْشُرْنا فِي زُمْرَةِ الْهادِي الْمَهْدِيِّ وَ أَحْيِنا ما أَحْيَيْتَنا عَلَى الْوَفاءِ بِعَهْدِكَ وَ مِيثاقِكَ الْمَأْخُوذِ مِنّا عَلى‏ مُوالاةِ أَوْلِيائِكَ، وَ الْبَراءَةِ مِنْ أَعْدائِكَ الْمُكَذِّبِينَ بِيَوْمِ الدِّينِ، وَ النّاكِثِينَ بِمِيثاقِكَ، وَ تَوَفَّنا عَلى‏ ذلِكَ، وَ اجْعَلْ لَنا مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا، اثْبِتْ لَنا قَدَمَ صِدْقٍ فِي الْهِجْرَةِ الَيْهِمْ.
وَ اجْعَلْ مَحْيانا خَيْرَ الْمَحْيا وَ مَماتَنا خَيْرَ الْمَماتِ وَ مُنْقَلَبَنا خَيْرَ الْمُنْقَلَبِ، عَلى‏ مُوالاةِ أَوْلِيائِكَ وَ الْبَراءَةِ مِنْ أَعْدائِكَ، حَتّى‏ تَتَوَفّانا وَ أَنْتَ عَنّا راضٍ، قَدْ أَوْجَبْتَ لَنَا الْخُلُودَ فِي جَنَّتِكَ بِرَحْمَتِكَ وَ الْمَثْوى‏ فِي جِوارِكَ وَ الإِنابَةَ إِلى‏ دارِ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِكَ، لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ‏ «1» وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ‏ «2».
رَبَّنا إِنَّكَ أَمَرْتَنا بِطاعَةِ وُلاةِ أَمْرِكَ، وَ أَمَرْتَنا أَنْ نَكُونَ مَعَ الصَّادِقِينَ،
______________________________
(1) نصب: تعب واعيا.
(2) لغب: تعب واعيا أشد الإعياء.
الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)، ج‏2، ص: 288
فَقُلْتَ‏ «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» «1»، وَ قُلْتَ‏ «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» «2».
رَبَّنا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا رَبَّنا ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ، مُسْلِمِينَ مُسَلِّمِينَ مُصَدِّقِينَ لِأَوْلِيائِكَ، وَ لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ‏، رَبَّنا آمَنّا بِكَ وَ صَدَّقْنا نَبِيَّكَ، وَ والَيْنا وَلِيَّكَ وَ الْأَوْلِياءَ مِنْ بَعْدِ نَبِيِّكَ، وَ وَلِيَّكَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طالِبٍ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ، وَ الإِمامَ الْهادِي مِنْ بَعْدِ الرَّسُولِ النَّذِيرِ الْمُنْذِرِ وَ السِّراجِ الْمُنِيرِ.
رَبَّنا فَكَما كانَ مِنْ شَأْنِكَ أَنْ جَعَلْتَنا مِنْ أَهْلِ الْوَفاءِ بِعَهْدِكَ بِمَنِّكَ عَلَيْنا وَ لُطْفِكَ لَنا، فَلْيَكُنْ مِنْ شَأْنِكَ أَنْ تَغْفِرَ لَنا ذُنُوبَنا وَ تُكَفِّرَ عَنّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ، رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى‏ رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ.
رَبَّنا آمَنّا بِكَ، وَ وَفَيْنا بِعَهْدِكَ، وَ صَدَّقْنا رُسُلَكَ، وَ اتَّبَعْنا وُلاةَ الْأَمْرِ مِنْ بَعْدِ رُسُلِكَ، وَ والَيْنا أَوْلِيائَكَ، وَ عادَيْنا أَعْداءَكَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشّاهِدِينَ، وَ احْشُرْنا مَعَ الْأَئِمَّةِ الْهُداةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ الرَّسُولِ الْبَشِيرِ النَّذِيرِ.
آمَنّا يا رَبِّ بِسِرِّهِمْ وَ عَلانِيَتِهِمْ، وَ شاهِدِهِمْ وَ غائِبِهِمْ، وَ بِحَيِّهِمْ وَ مَيِّتِهِمْ، وَ رَضِينا بِهِمْ أَئِمَّةً وَ سادَةً وَ قادَةً لا نَبْتَغِي بِهِمْ بَدَلًا وَ لا نَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِمْ وَلائِجَ أَبَداً.
رَبَّنا فَأَحْيِنا ما أَحْيَيْتَنا عَلى‏ مُوالاتِهِمْ، وَ الْبَراءَةِ مِنْ أَعْدائِهِمْ، وَ التَّسْلِيمِ لَهُمْ وَ الرَّدِّ إِلَيْهِمْ، وَ تَوَفَّنا إِذا تَوَفَّيْتَنا عَلَى الْوَفاءِ لَكَ وَ لَهُمْ بِالْعَهْدِ وَ الْمِيثاقِ، وَ الْمُوالاةِ لَهُمْ وَ التَّصْدِيقِ وَ التَّسْلِيمِ لَهُمْ، غَيْرَ جاحِدِينَ وَ لا ناكِثِينَ وَ لا مُكَذِّبِينَ.
اللّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِالْحَقِّ الَّذِي جَعَلْتَهُ عِنْدَهُمْ، وَ بِالَّذِي فَضَّلْتَهُمْ عَلَى الْعالَمِينَ جَمِيعاً، أَنْ تُبارِكَ لَنا فِي يَوْمِنا هذَا الَّذِي أَكْرَمْتَنا فِيهِ بِالْوَفاءِ
______________________________
(1) النساء: 59.
(2) التوبة: 119.
ا
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر

گفتگوهاي مشابه
گفتگو آغازگر گفتگو تالار پاسخها عنوان آخرين گفتگو
15شوال شهادت حضرت حمزه خير الشهداء به ساحت قدس ولي امر ممكنات بقيهالل محمد مهدی 128 دين و دنيا 58 Friday 28 May 2021 05:18AM
قال الله تعالي : لا تسبواالذين يدعون من دون الله فيسبوا الله محمد مهدی 128 دين و دنيا 8 Tuesday 23 June 2020 04:44AM
عيد سعيد غدير خم بر همه مبارك باد Scorpion دين و دنيا 78 Tuesday 21 October 2014 03:12AM
نفی الله با صفات خود مزدك بامداد دين و دنيا 19 Friday 9 April 2010 12:09PM
گفتگويي ساده با موحد دوست ايراني . دين و دنيا 78 Saturday 18 September 2004 06:37AM


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 08:37AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts