نمايش تك نوشته ( اين نوشته بخشي از يك رشته گفتگو است - براي مشاهده گفتگوي اصلي بر عنوان گفتگو در قسمت مقابل كليك نمائيد )
قديمي Friday 4 August 2017   #4
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 23,974
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 111
http://iranclubs.org/forums/showthre...=155488&page=8

نقل قول:
در اصل توسط هالک......ghanet نوشته شده است نمايش نوشته

من هرچه در میان مشتقات کلمه هوی در قرآن جستجو کردم نتوانستم یکی را مرادف با معنای سقوط بیابیم ولی مهمترین و کلیدی ترین معنایی که برایش پیدا کردم همان باد هوای خودمان است. و این یک معناتی بسیار بسیار کلیدی و مهم است. قدما ترکیبات هوا را نمی شناختند و گمان می کردند هوا چیزی نیست و به همین خاطر معنای خالی بودن و پوچ بودن از آن برداشت شده است.


hosyn
جواب متمسک به ثقلین
دوست گرامی، ولی در فرهنگ قرآن، باد هوا، پوچ و تهی نیست، هرگز قرآن با این پندار قدما همراهی نکرده و اصطلاح آنها را تایید نکرده است، قرآن برای باد هوا تعبیر میکند: ارسلنا الریاح لواقح، پربارترین چیزها همین باد هوای شماست! اما ماده (هوی) در اشتقاق کبیر با ماده‌های (هون - هور - وهن - وهی) که همگی هم در قرآن کریم به کار رفته است، هم‌خانواده است، و همگی یک نوع سستی و فروریختگی در آن است، شفا جرف هار فانهار، اهون البیوت، و مهین و مهین، و مثلا: فأمّه هاویة یعنی ساقطة، در جایگاه پست، که قرآن از مراتب بهشت تعبیر میفرماید به درجات، و از مراتب آتش و جهنم تعبیر میکند به درکات، فی الدرک الاسفل من النار، و از این همین جهت: نار حامیة که هاویة است، در پایین‌ترین درکات سقوط است، و گرنه باید فامه هاویة را توجیهات بعید بکنید، مثل پوچ و تهی و نابود شده، و حال آنکه نار حامیة که قرآن تفسیر میفرماید نه پوچ است و نه نابود و معدوم، دوست گرامی بیایید با انصاف، هر دوی ما به هاویة نگاه کنیم! اگر توجیه غیر بعید برای هاویة (به معنای باد هوا) دارید بفرمایید استفاده کنیم، تاکید میکنم با در نظر گرفتن تفسیر خود قرآن آن را به: نار حامیة.




نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
اما اصول قرآنی کاملاً واضح و روشن هستند و کسانی که به آنها می رسند امکان ندارد با یکدیگر اختلاف برداشت داشته باشند که البته لازمه رسیدن به این مفاهیم ، علاوه بر تحقیق و کنکاش ، یک سری پیش نیازهای دیگر نیز هست.
در هر صورت من بر این باور یقینی هستم که دروهله اول بهترین فرهنگ لغت برای کلمات قرآن خود این کتاب بزرگ است .
hosyn
جواب متمسک به ثقلین

دوست گرامی، آیا به نظر شما یکی از پیش‌نیازهای این کنکاش، انکار واضحات است؟ گمان نمیکنم چنین چیزی بگویید، پس با من باشید یک محک بزنیم:

همه دیده‌ایم یا برای ما قابل درک است که تازه مسلمان‌ها چون از کودکی با پیش‌زمینه فرهنگی مسلمین بزرگ نشده‌اند و با ذهن خالی با دستورات قرآن و اسلام برخورد میکنند، گاها سؤالاتی میپرسند که به ذهن سایر مسلمین نمیآید، اکنون فرض میگیریم یک تازه منسلمان به این سایت و این تاپیک شما وارد میشود و بحث ما را ملاحظه میکند و سؤالاتی برایش مطرح میشود، گمان نمیکنم ما به او اجازه طرح سؤال راجع به تمسک به قران ندهیم، لذا این سؤال را این تازه مسلمان از بحث فیما بین شما حاضران گفتمان میپرسد:

کسی که این تاپیک را ایجاد کرده است مدعی است که در صدر اسلام تنها دو نماز خوانده میشده، و پنج نماز بعدها توسط مسلمین به دین و قرآن تحمیل شده است، من به عنوان یک تازه مسلمان فکر میکنم اگر این حرف درست باشد دیگر نمیتوانم به مسلمین و ادعاهای آنها در تعلیم قرآن و دین، اعتماد کنم، و تنها و تنها باید به قرآن مراجعه کنم، و تاکید میکنم از این به بعد با مسلمین با سوء ظن برخورد خواهم کرد.

اکنون میپرسم بین شما بحث بود که آیه قرآن کریم: أقم الصلاة لدلوک الشمس الی غسق اللیل و قران الفجر، مقصود از دلوک شمس چیست؟ صاحب سرنگار بحث گفت: مقصود غروب خورشید است که خورشید خود را به کرانه افق میمالد، و بسیاری از مسلمین میگویند: مقصود هنگام ظهر و زوال شمس است که خورشید خود را به شکم آسمان که عرب به آن کبد السماء میگوید میمالد، آیا کدامین درست میگویید؟

تاکید میکنم که من فقط میخواهم از فرهنگ قرآن به من ثابت کنید که دلوک شمس به معنای غروب خورشید است یا زوال خورشید؟ صاحب این تاپیک میگوید: آیه دیگر میگوید: طرفی النهار، و نیز تصریح به صلاة الفجر و صلاة العشاء شاهد من است، و مسلمین میگویند: غیر از نماز جمعه و تعبیر قبل غروبها و نیز و حین تظهرون، آیه قرآن میگوید: بر نمازها و نماز میان محافظت کنید، حافظوا علی الصلوات والصلاة الوسطی، اگر دو نماز بود که آیه نمیگفت: صلوات، بلکه میگفت: صلاتین، و دو نماز هم که نماز میان ندارند، و لفظ میان در اینجا نمیتواند به معنای معتدل و میانه باشد، چون کلمه جمع صلوات قبل از آن آمده است، اگر میخواستند بگویند: بر نماز معتدل و میانه محافظت کنید، همین را میگفتند، و تکرار بیجا نمیکردند: بر نمازها و نماز میانه محافظت کنید، و اکنون به سراغ دلوک شمس بروید، از زوال شمس تا غسق لیل که نصف شب است ۴ تا نماز خوانده میشود و یکی میماند که آن قران الفجر آیه فرموده است به عنوان پنجم، پس تا اینجا لفظ جمع صلوات در آیه صلاة وسطی، درست شد، و چون نماز صبح یعنی قرآن فجر ابتدای روز و اولین نماز است، پس صلاة میان، میشود نماز عصر، و وجه تاکید بیشتر بر محافظت نماز عصر هم واضح است، چون در بین اشتغال و کار مردم است، نه ابتدای روز و نه انتهای روز و نه وسط روز است که معمولا فراغتی برای نوع مردم حاصل است، بلکه هنگام نماز عصر، مردم باید کار خود را رها کنند و به سوی نماز بشتابند. این است حرف مسلمین در تعداد نمازها (البته بین مفسرین قرآن اختلاف در معنای این آیه زیاد است، و من به عنوان تازه مسلمان نفهمیدم چرا صاحب سرنگار، قرآن فجر را نماز صبح گرفتند؟ و همچنین سایر مسلمین، ولی فعلا با این کار ندارم.)

و از محضر ایجاد کننده این موضوع، خواهش میکنم فقط و فقط از خود قرآن برای من ثابت کنند که مقصود از دلوک شمس، آنطور که ایشان میگویند غروب خورشید است، و آن طور که من تفحص کردم لغت دلوک فقط یک بار در قرآن به کار رفته است، چگونه بفهمیم که معنای دلوک چیست؟ با عنایت به این حال سوء ظنی که من به همه کتب مسلمین پیدا کرده‌ام؟ واقعش من هیچ درکی از واژه دلوک ندارم، و سراپا مشتاق هستم قرآن برای من واضح کند که معنای دلوک چیست؟ چون احتمال میدهم کل واژه (لدلوک) یک کلمه باشد، و معنای خاصی در فرهنگ قرآن داشته باشد که مسلمین از آن منحرف شدند، مثلا یعنی نماز را پشت به خورشید بخوان، مثل عبارت: أقم الصلاة مستدبرا للشمس.

پس خلاصه سؤال آنکه:

چگونه از خود قرآن کریم بفهمیم که معنای دلوک الشمس چیست؟

آخرين ويرايش عبدالعلی69 ، Sunday 26 April 2020 در 10:40PM.
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول