گفتگو: رجب نامه
نمايش تك نوشته ( اين نوشته بخشي از يك رشته گفتگو است - براي مشاهده گفتگوي اصلي بر عنوان گفتگو در قسمت مقابل كليك نمائيد )
قديمي Monday 31 December 2018   #1
مهرآب
مهر آب شیدا
 
نشان مهرآب
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2010
پاسخ‌ها: 175
رجب نامه

این داستان : رجب به خوی سفر کرد

رجب رفت
رجب به خوی سفر کرد
همینکه رجب داشت بند تنبانش را محکم می کرد شیشه ی بنزش را داد پایین :
بی شرف بی شرف بی شرف بی شرف
رجب گفت : چه مردمان بی تربیتی این چه بی نزاکتی است که می کنند
پی نوشت : رجب پیش از این فرماندار خوی بود و خون مردم آنجا را مکیده و در شیشه کرده بود. ولی خوب رجب دل نازک است و از بی نزاکتی خوشش نمی آید.



__________________
دختر ناز آفتاب پسر روشن آب آزاد و رها مهر آب شیدا

مهرآب حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول