بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ) > من و این ردپای سرگران

نکات


من و قایق کوچک اوریگامی ام
اینجا، درست در میان اقیانوس زندگانی
گم شده ایم!
حالا ما سرگردانیم
سرگردان...


ارزیابی این نوشته

ساده ام اما این روزهای من ساده نمی گذرد...

درخواست "ساده ام اما این روزهای من ساده نمی گذرد..." به Digg درخواست "ساده ام اما این روزهای من ساده نمی گذرد..." به del.icio.us درخواست "ساده ام اما این روزهای من ساده نمی گذرد..." به StumbleUpon درخواست "ساده ام اما این روزهای من ساده نمی گذرد..." به Google
ارسال Monday 9 September 2013 در 09:48AM توسط میرزا عبدالزکی

نشسته ای روی کاناپه، این ساعت گرد لعنتی هم روبرویت، دو چشم هم ندارد، هزار ثانیه، با هزار چشمش، زل می زند به چشمانت. احساس می کنی هر ثانیه نگذشته، می توانی هزار کار بکنی... بروی یک چایی بریزی و برگردی... گاهی وقت ها این ثانیه ها رفتن را فراموش می کنند. آینه یِ دق می شوند. مایه عذاب...
نشسته ای روی صندلی راحتی اما راحت نیستی! همه می خندند اما تو یک لبخند ریز مسخره آویزان کردی روی صورتت. می خندی اما از این همه ثانیه ای که می گذرد، متنفر هستی. مثل پاییز هایی که بی برگ ریزانی می گذرد. مثل زمستان های بی برف، مثل بهار هایی که چشمه هایش خشک است و مثل یک تابستان سرد و بی روح! تو راحت نیستی در کنار آدم های ناراحت. آدم هایی که ظاهرشان خندان است، می خندند اما گریه دارد حال و هوای این روزهایشان. آدمهایی با یک جنس متفاوت، تو از جنس پاییز و آنها از جنس تابستان های داغ و خراب! اما بالاخره با دعا و ذکر و صلوات و این حرف ها، ثانیه ها هم راهی می شوند. مثل همه این آدم ها. و مثل ما... ما هم راهی می شویم اما این بار، از آواز و چهچه و دل رمیده و انتظار حرم یار (1) خبری نیست. حوصله خواندن پشت موتور را هم نداری. و امشبت به سر می رسد.
امشبت خیلی سنگین به سر می شود و تو بعد از یک شبانه روز به اندازه تمام آن ثانیه های دیر گذر خسته ای.
یک جوراییست حال این روزهای من. دل هست و قلم و هزار بهانه. اما واژگان بازی شان گرفته. بی بهانه بر روی این صفحه سفید جاری نمی شوند. به ریشت می خندند. آخر می دانی، ناراحت شده اند. واژگان احساساتی من، به حرف آخر حساسیت دارند. می گویند غیر از ما هم مگر کسی هست ک همدم لحظه های تنهایی ات باشد؟ فکر می کنند قرار است به آنها خیانت کنی. اما تو خیلی ساده تر از این حرف هایی. بی غل و غش، بی ریا، چند قطره اشک مهمانشان می کنی و می گویی ای واژگان خستگی نا پذیر دقتر دلتنگی هایم، تا ابد به شما عشق می ورزم. و آرام می گیرند. مثل حالا که بیست دقیقه از دو بامداد می گذرد و دراز کشان مشغول نوشتن هستی. همیشه که نمی شود برای این تن خسته لالایی خواند، یک بار هم باید برای روحت لالایی بخوانی تا روحت هم مثل جسمت استراحت کند. جوری که بعد از بیدار شدن احساس کنی 300 سال خواب بوده ای همچون اصحاب کهف.
این روزها که شهریور ماه، نفس های آخری را می کشد، که تابستان نیز هم، تمام فکر من به پاییز پیش روست. که مبادا روح زمستان تمام برگ های درختان را ببلعد و باز هم برگ ریزان را از ما بگیرد. مبادا صدای جیغ برگ ها را هنگام عبور از معابر نشنویم. و مبادا پاییز هم مثل بهار و تابستان ساده بگذرد! ساده ام، مثل تار و پود های یک گلیم، مثل شمع دانی های بالکن خانه مان. با تمام این سادگی، نگرانِ عبورِ پاییز و زمستان از این شمع دانی ها هستم. نگران اینکه آقتاب کمتر از درب بالکن به اتاقم سرک بکشد. اتاقم که نه، از دار دنیا یک قلم، میز، لپ تاب و یک خانواده گرم و دوست داشتنی دارم. این اتاقمان است که همه هستند. روشنایی کم است اما همین که پدرم پشت میز کارش، همسایه دیوار به دیوار من است، مرا کافیست. دوست دارم نفس هایش گرم و جاری باشد، درست مثل نفس های مادرم...
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 3377 نظرات 6 Edit Tags ارسال نوشته روزنوشت
« قبلي     اصلی     بعدي »
همه نظرات 6

نظرات

  1. Old Comment
    خیلی قشنگ بودش قلمت همیشه پایدار...
    انگار حرفای حال هوای گاه بی گاه خودمو به تحریر نوشتی
    یه لحظه غبطه خوردم بهش :P
    ارسال Monday 9 September 2013 در 09:57PM توسط parastoo_ofogh parastoo_ofogh حاضر نيست
  2. Old Comment
    نشان افشین A
    واقعا خیلی قشنگ بود داداش
    دمت گرم
    ارسال Tuesday 10 September 2013 در 12:45AM توسط افشین A افشین A حاضر نيست
  3. Old Comment
    نشان میرزا عبدالزکی
    مرسی دوستای عزیزم
    ارسال Tuesday 10 September 2013 در 02:54PM توسط میرزا عبدالزکی میرزا عبدالزکی حاضر نيست
  4. Old Comment
    نشان nina@
    قشنگ بود مثه یه فیلم از ذهنم گذشت هرچی خوندم
    مرسی
    ارسال Wednesday 11 September 2013 در 12:36AM توسط nina@ nina@ حاضر نيست
  5. Old Comment
    نشان nahid.beihaghi
    بسیار زیبا مثل همیشه
    ارسال Wednesday 11 September 2013 در 11:59AM توسط nahid.beihaghi nahid.beihaghi حاضر نيست
  6. Old Comment
    نشان میرزا عبدالزکی
    باز هم ممنونم
    ارسال Wednesday 11 September 2013 در 02:41PM توسط میرزا عبدالزکی میرزا عبدالزکی حاضر نيست
ارسال نظر ارسال نظر
همه دنبالک ها 0

دنبالک ها


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:47AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2022, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند