بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ) > حقیقت تلخ

نکات

ارزیابی این نوشته

بی انصافی بعضی ها

درخواست "بی انصافی بعضی ها" به Digg درخواست "بی انصافی بعضی ها" به del.icio.us درخواست "بی انصافی بعضی ها" به StumbleUpon درخواست "بی انصافی بعضی ها" به Google
ارسال Thursday 13 August 2009 در 08:55PM توسط حقیقت تلخ
بروز شده توسط Saturday 15 August 2009 در 09:44PM توسط حقیقت تلخ

در بحبحوهه ایام بعد از انتخابات نکته ای توجهم را جلب کرد و آن این است که بعضا مشاهده میشود-تیکه ها و بریده های از شعر بلند شاعر و مداح مخلص اهل بیت زنده یاد مرحوم آغاسی را در ذیل نوشته ها مینویسند.
هر چند اگر عمری باقی باشد از این عزیز سفر کرده که در سال 74 که افتخار آشنائی با ایشان را در هنگام زیارت خانه خدا پیدا کردم خواهم نوشت مصصم شدم حتی الامکان این مثنوی زیبا و بلند علی تنهاست را برای عزیزان و دوستانم بگذارم - اولین بار خود آن مرحوم در سال 74 در مرکز توان بخشی کوثر تهران مقداری از این مثنوی را خواندند- در قسمت برگزیده سخنان مولا مقداری را به رشته تحریر در آوردم تا بعد.


جان مولا حرف حق را گوش کن -شمع بيت المال را خاموش کن

اين تجمل ها که بر خوان شماست- زنگ مرگ و قاتل جان شماست

مي سزد کز خشم حق پروا کنيم -در مسير چشم حق پروا کنيم

اين دو روز عمر مولايي شويم -مرغ اما مرغ دريايي شويم

مرغ دريايي به دريا مي رود- موج برخيزد به بالا مي رود

آسمان را نورباران مي کند- خاک را غرق بهاران مي کند

ليک مرغ خانگي در خانه است -روز و شب در بند مشتي دانه است

تا به کي در بند آب و دانه اي -غافل از قصاب و صاحب خانه اي

شيعه يعني وعده اي با نان جو- کشت صد آيينه تا فصل درو

ساقي امشب باده از بالا بريز- باده از خم خانه مولا بريز
باده اي بيرنگ و آتشگون بده -زانکه دوشم داده اي افزون بده
اي انيس خلوت شبهاي من- مي چکد نام تو از لبهاي من
محو کن در باده ات جام مرا- کربلايي کن سرانجام مرا

يا علي درويش و صوفي نيستم -فاش مي گويم که کوفي نيستم
ليک مي دانم که جز دندان تو -هيچ دندان لب نزد بر نان جو
يا علي لعل عقيقي جز تو نيست -هيچ درويشي حقيقي جز تو نيست
لنگ لنگان طريقت را ببين مردم- دور از حقيقت را ببين
خيل درويشان دکان آراستند -کام خود را تحت نامت خواستند
خلق را در اشتباه انداختند - يوسف مارا به چاه انداختند

کيستند اينان رفيق نيمه راه- وقت جانبازي به کنج خانقاه
فصل جنگ آمد تماشاگر شدند -صلح آمد لاله پرپر شدند
دل به کشکول و تبرزين بسته اند - بهر قتلت تيغ زرين بسته اند
موجها از بس تلاطم کرده اند -راه اقيانوس را گم گرده اند

موجها را مي شناسي مو به مو- شرحي از زلف پريشانت بگو

باز کن ديباچه توحيد را- تا بجويد ذره اي خورشيد را
يا علي بار دگر اعجاز کن -مشتهاي کوفيان را باز کن
باز کن چشمان ناز آلوده را- بنگر اين چشم نيازآلوده را

باز گو شعب ابيطالب کجاست- آن بيابان عطش غالب کجاست
تا ز جور پيروان بوالحکم -سنک طاقت را ببندم بر شکم

تشنگي در ساغرم لبريز شد -زخم تنهايي فساد انگيز شد

آتشي انداخت در جان و تنم -کاين چنين بر آب و آتش مي زنم
نوشته شده در اجتماعی ، فرهنگی
نمايشها 2327 نظرات 0 Edit Tags ارسال نوشته روزنوشت
« قبلي     اصلی     بعدي »
همه نظرات 0

نظرات

 
همه دنبالک ها 0

دنبالک ها


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:42AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند