بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ)

نکات


من و قایق کوچک اوریگامی ام
اینجا، درست در میان اقیانوس زندگانی
گم شده ایم!
حالا ما سرگردانیم
سرگردان...


قديمي

چه حس خوبی که من خدا را دوست دارم...

ارسال Friday 11 April 2014 در 10:46PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

چه حس خوبی، که باد می وزد و واژه هایم همراه با شاخه های تازه جوانه زده ی درختان، به رقص در می آیند... شعر می گویم و این شعر، این باد، این حس خیلی زیبا مرا می برد به دشت وسیع احساساتم... شعر می گویم بی قافیه که هیچ ادبیاتی ای آن را نمی پسندد و من این روزها پی برده ام، شعر گفتن به ادبیات...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 3410 نظرات 4 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

من هنوز زنده ام...

ارسال Monday 24 March 2014 در 06:38AM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

من هنوز زنده ام، روزی هزار بار می میرم و زنده می شوم، بی آنکه بدانی... بی آنکه یک لحظه از من را زندگی کنی! اما زنده ام. با بودن تو، این امید واهی بودنت که احساسم به من می دهد، ریش می کند تمام وجودم را... حالم خوب نیست اصلاً، گاهی می خندم، خنده های بلند آسمان کر کن، امیدم که می میرد،...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 2712 نظرات 1 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

پنجره اتاقم که باز می شود...

ارسال Sunday 2 March 2014 در 05:53PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

پنجره اتاقم که باز می شود...
آسمان آبی می شود
غاز ها پر سر و صدا...
عقاب ها لابلای گروه کبوترها حریص تر...
و من پشت این پنجره، نگاهم به نگاه تو، خیره تر...
تر می شود چشمانم، بزرگ تر می شود آسمانم...
فراخ تر می شود بال هایم، قشنگتر می شود آرزوهایم...
و تنگ تر می شود زمانم......
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 4229 نظرات 2 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

گاهی دلم برای تو تنگ می شود مریم

ارسال Friday 21 February 2014 در 08:58PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

گاهی دلم برای تو تنگ می شود مریم
هوای خانه بی تو سرد می شود مریم

بهار دلپذیر و گرم زندگی ام
بی تو خزانی زرد می شود مریم

اگر چه خسته ام در این هوای ناپاک
هوای من با تو بارانی می شود مریم

زمان چه گذشت و مجالی نماند مرا
بپرسم ز روی ماه تو که می شود مریم

بمانی کنار پاییز و زمستانم
که اگر این شود چه خوب می شود مریم

رفتی ولی نمی دانستی که با رفتنت
آسمان دلم تیره و تار می شود مریم

حالا
...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 3075 نظرات 3 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

دیگر نمی شود!

ارسال Wednesday 19 February 2014 در 12:36AM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

دیگر نمی شود...
زندگی را می گویم!
دیگر نمی شود ادامه اش داد بی عشق!
اینجا جای گل، بهار، خدا، عشق خالیست!
خیلی هم خالی!
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 2792 نظرات 1 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags

كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:52AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند