بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ) > من و این ردپای سرگران

نکات


من و قایق کوچک اوریگامی ام
اینجا، درست در میان اقیانوس زندگانی
گم شده ایم!
حالا ما سرگردانیم
سرگردان...


دلتنگی‌های میرزا عبدالزکی گروه ادبی، داستان و شعر و نقد آن
قديمي

نقطه سر خط

ارسال Friday 16 November 2012 در 05:17PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

یک قطره اشک، می تواند نقطه پایانی باشد برای یک جمله، یک زندگانی، یک قصه...
این روزها دارم دنبال یک قطره اشک می گردم تا تمام این من را ناگهانی تمام کند.
تمام این زندگانی مجازی را...
این روزها می خواهم همه کاسه ها و کوزه ها را یک جا بشکونم!
این روزها به فکر یه خداحافظی هستم از اینجا...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 3913 نظرات 7 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

دلم برای شنیدن صدایت تنگ شده!

ارسال Tuesday 13 November 2012 در 11:03PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

باران که می بارد، می خواهم تمام طول یک بزرگراه را، در حالی که دستانم، گرمای پر مهر دستانت را حس می کند، قدم بزنم. با تو یا با خیال تو...فارغ از اینکه خودروها با سرعت، تمام آب های سطح بزرگراه را به روی من بپاشند. فارغ از سرمایی که تنم را بلرزاند و فارغ از همهمه ی این همه خودرو برای...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 2571 نظرات 3 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

باران که ببارد...

ارسال Saturday 27 October 2012 در 10:10PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

همیشه پای یک کاری، استرسی، دغدغه ای، چیزی در میان است.
حتی اگر زمان حالت را با بهترین حالت ممکن بگذرانی اما هیچ وقت خاطرت جمع نمی شود.
اما یک روز پاییزی، کنار فضای سبز بزرگراه همت-یادگار، یک هوای ناب پاییزی، بارانی که گاهی تند می بارد و گاهی کند...
اینجا دیگر فکر دغدغه و...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 2841 نظرات 3 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

دلم تنگ است... می فهمی؟ :-(

ارسال Thursday 25 October 2012 در 06:44PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

بهانه گیر شده ام...بغض گلوی قلمم را خفه کرده است...
حجم عظیمی از اشک، قطره قطره، صورتم را نوازش می کند.
اما من هنوز نمی توانم حرف هایم را بزنم...
نمی توانم از این همه سختی بگویم. سفره دلم را حتی برای خودم نیز نمی توانم باز کنم.
و اینست رسم دلتنگی!
دلتنگت شده ام ای پاییز خوبی ها
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 3668 نظرات 6 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

اگر خدایی...

ارسال Wednesday 10 October 2012 در 08:24PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

خدایا
اگر خدایی، خدایی کن...
اگر بزرگی، بزرگی کن...
تو را به واژه بی انتهای "الله" قسم...
تو را به عزت و جلالت قسم...
تو را به پهلوی شکسته فاطمه زهرا قسم...
چشمان گریان مرا نگاه کن...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 3126 نظرات 4 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags

كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:49AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند