بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ) > من و این ردپای سرگران

نکات


من و قایق کوچک اوریگامی ام
اینجا، درست در میان اقیانوس زندگانی
گم شده ایم!
حالا ما سرگردانیم
سرگردان...


دلتنگی‌های میرزا عبدالزکی گروه ادبی، داستان و شعر و نقد آن
قديمي

دلم برای من تنگ است!

ارسال Saturday 6 April 2013 در 10:04PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

چه سخت است بخواهی باشی، اما نتوانی...
چه سخت است بخواهی بنویسی اما نتوانی...
دلم برای همسایگی تنگ شده است، دلم برای زندگی نیز هم...
این روزها دلم هوای زمستان کرده...
دلم می خواهم گوجه سبز نوبر را وسط سرمای زمستان بخورم. حتی اگر توسط جناب فریزر، محکوم به سرمازدگی طولانی...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 1695 نظرات 1 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

به مناسبت نوروز 1392

ارسال Wednesday 20 March 2013 در 02:07PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

بهار که می رسد، یک جورایی می شود حالم.
با وجود این همه سرما و سیاهی، باز هم یک باد ملایم می وزد بر این سرزمین سرد بی روح.
بهار که می رسد حس و حال یک عزم بزرگ به من دست می دهد. یه اراده پولادین برای بهاری کردن این زمستان و بهاری ماندن.
حالا موقع لبخند خورشید است و من، نه آن من، این من، ای من بهاری شده، می خواهد تا ابد بهاری بماند.
سلام من به تو ای فصل نو، ای بهار...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 2372 نظرات 4 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

من+مگس+گنجشک+زندگی مگسی... احساسات مگسی!

ارسال Thursday 21 February 2013 در 10:13PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)
کلیدواژه ها مگس

خیلی پیش تر ها، آن زمانی که سنی نداشتم اما دلم سرشار از پاکی بود، روزهای بهاری کناره پنجره باز خانه، صبح ها، با صدای انبوهی از گنجشکان و قایم باشک بازی مگس ها از خواب نازنین بیدار می شدم. یک فریاد به همراه کمی عصبانیت هم چاشنی کار بود. یک داد کودکانه و یک غلطیدن به سمت چپ یا راست و...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 2811 نظرات 3 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي
ارزیابی : 2 رای , 5.00 متوسط .

گاهی، فقط گاهی، باید بمیری!

ارسال Friday 8 February 2013 در 01:50PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

گاهی، فقط گاهی، خیلی عصبانی می شوی...
جوری که قرار است یک شر بزرگ درست کنی.
یک اختلاف خیلی خیلی بزرگ...
اما، باید سکوت کنی.
باید هیچ حرفی نزنی و مصلحت اندیشی کنی.
باید بروی یک دوش آب سرد وسط زمستون بگیری تا عصبانیتت برود...
باید لال شوی...
باید فکر کنند نیستی......
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 4156 نظرات 7 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

وقتی مرخصی ات خراب می شود!

ارسال Tuesday 25 December 2012 در 07:47PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

هیچ چیز بدتر از آن نیست که یک روز تعطیل را با یک سرما خوردگی شدید آغاز کنی. سرما خوردگی که دست و پایت را می بندد و تو را در سیاهچال خستگی و درماندگی می اندازد. آنقدر سرفه می کنی که گویا مغز آدمی می خواد از چشم و دهان خارج شود. سرگیجه و سردرد هم که به آن اضافه کنی، "نور علی نور"...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 5736 نظرات 9 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags

كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:38AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند