بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ) > من و این ردپای سرگران

نکات


من و قایق کوچک اوریگامی ام
اینجا، درست در میان اقیانوس زندگانی
گم شده ایم!
حالا ما سرگردانیم
سرگردان...


  1. Old Comment
    نشان negar66

    چه کنم؟

    يه 2 كنارش بذار ميرزا يا يه 10
    ارسال Friday 26 September 2014 در 10:07PM توسط negar66 negar66 حاضر نيست
  2. Old Comment
    نشان zahra90

    درد دارد حال این روزهایت... می دانم!

    درد دارد حال این روزهایمان....
    ارسال Saturday 30 August 2014 در 08:01AM توسط zahra90 zahra90 حاضر نيست
  3. Old Comment
    نشان میرزا عبدالزکی

    درد دارد حال این روزهایت... می دانم!

    نقل قول:
    در اصل توسط یادیاران نوشته شده است نمایش نظر
    و من برای همه دردهایت بغض خواهم کرد! برای تو، برای زندگانی سپیدی که اینچنین سیاه نقاشی اش می کنی!
    چقدر زیباست آواز مرغان دریایی وقتی که دریا می رقصد...
    ارسال Friday 29 August 2014 در 09:44PM توسط میرزا عبدالزکی میرزا عبدالزکی حاضر نيست
  4. Old Comment
    نشان میرزا عبدالزکی

    درد دارد حال این روزهایت... می دانم!

    نقل قول:
    در اصل توسط -پیرمرد- نوشته شده است نمایش نظر
    من اعتراف میکنم همیشه دو کاربر بالایی رو قاطی میکنم...راستشو بخواین تا حالا دقت نکرده بودم که دو نفرن...!

    -----------------------------------------------------------

    آمیرزا غصه نخور...فدا سرت...بزرگ میشی یادت میره
    دیگه بزرگتر از این؟
    ارسال Friday 29 August 2014 در 09:41PM توسط میرزا عبدالزکی میرزا عبدالزکی حاضر نيست
  5. Old Comment
    نشان میرزا عبدالزکی

    درد دارد حال این روزهایت... می دانم!

    نقل قول:
    در اصل توسط negar66 نوشته شده است نمایش نظر
    ذهنم قفل قفله ميرزا زندگي رو دارم درجا ميزنم
    مثل هميشه پراحساس و دلنشين ممنونم
    ذهن رو بی خیال...
    دلت همیشه آسمونی باشه...
    مرسی که اومدی دوباره!
    دلم واسه نظراتت تنگ شده بود...
    ارسال Friday 29 August 2014 در 09:41PM توسط میرزا عبدالزکی میرزا عبدالزکی حاضر نيست
  6. Old Comment
    نشان میرزا عبدالزکی

    درد دارد حال این روزهایت... می دانم!

    اینکه شماها هستید، یعنی اینکه همه جا امن و امان است و خاطر ما هم آسوده...
    مرسی از حضور و نظرتون...
    ارسال Friday 29 August 2014 در 09:40PM توسط میرزا عبدالزکی میرزا عبدالزکی حاضر نيست
  7. Old Comment
    نشان negar66

    درد دارد حال این روزهایت... می دانم!

    ذهنم قفل قفله ميرزا زندگي رو دارم درجا ميزنم
    مثل هميشه پراحساس و دلنشين ممنونم
    ارسال Sunday 24 August 2014 در 09:40PM توسط negar66 negar66 حاضر نيست
  8. Old Comment
    ارسال Sunday 24 August 2014 در 07:46PM توسط آتنا(فاطمه021) آتنا(فاطمه021) حاضر نيست
  9. Old Comment
    نشان -پیرمرد-

    درد دارد حال این روزهایت... می دانم!

    من اعتراف میکنم همیشه دو کاربر بالایی رو قاطی میکنم...راستشو بخواین تا حالا دقت نکرده بودم که دو نفرن...!

    -----------------------------------------------------------

    آمیرزا غصه نخور...فدا سرت...بزرگ میشی یادت میره
    ارسال Sunday 24 August 2014 در 02:12PM توسط -پیرمرد- -پیرمرد- حاضر نيست
  10. Old Comment
    ارسال Sunday 24 August 2014 در 12:09PM توسط zbjr zbjr حاضر نيست
  11. Old Comment
    نشان یادیاران

    درد دارد حال این روزهایت... می دانم!

    و من برای همه دردهایت بغض خواهم کرد! برای تو، برای زندگانی سپیدی که اینچنین سیاه نقاشی اش می کنی!
    ارسال Saturday 23 August 2014 در 11:20AM توسط یادیاران یادیاران حاضر نيست
  12. Old Comment
    نشان -پیرمرد-

    اینقدر که نمی نویسی...

    اینقدر که می نویسی خودکارت تمام می شود....
    ارسال Saturday 26 July 2014 در 02:55AM توسط -پیرمرد- -پیرمرد- حاضر نيست
  13. Old Comment
    نشان A+CH

    اینقدر که نمی نویسی...

    سخت خسته است

    بگذار بخوابد

    زندانی اش کن

    بگذار بخوابد . . .

    . . . احساست را میگویم
    ارسال Friday 25 July 2014 در 12:02PM توسط A+CH A+CH حاضر نيست
  14. Old Comment
    نشان میرزا عبدالزکی

    اینقدر که نمی نویسی...

    مرسی از همتون
    ارسال Friday 25 July 2014 در 11:50AM توسط میرزا عبدالزکی میرزا عبدالزکی حاضر نيست
  15. Old Comment

    اینقدر که نمی نویسی...

    دور از جونت داداشم ایشالله همیشه سالم سلامت باشی
    قلمتم مثل همیشه زیبا پایدارتاثیر برانگیز
    ارسال Tuesday 22 July 2014 در 02:35PM توسط parastoo_ofogh parastoo_ofogh حاضر نيست
  16. Old Comment
    نشان یادیاران

    اینقدر که نمی نویسی...

    اصلا من موندم چی میشه آدم احساسش رو انقدر خوب از زبون بقیه میشنوه
    ینی انقدر آدما حس مشترک دارن؟
    ارسال Tuesday 22 July 2014 در 02:01PM توسط یادیاران یادیاران حاضر نيست
  17. Old Comment
    نشان zahra90

    اینقدر که نمی نویسی...

    خیلی حس بدیه آدم بخواد و نتونه بنویسه...
    ارسال Tuesday 22 July 2014 در 01:27PM توسط zahra90 zahra90 حاضر نيست
  18. Old Comment
    نشان میرزا عبدالزکی

    ...

    نمی دانم چه شد که کوچه پسپ کوچه های زیبای عشق جای خود را به سرزمین های خاموشی داد!
    دعایم کن زهرا که از این کما خارج شوم!
    ارسال Monday 16 June 2014 در 09:14PM توسط میرزا عبدالزکی میرزا عبدالزکی حاضر نيست
  19. Old Comment
    نشان یادیاران

    ...

    نقل قول:
    در اصل توسط میرزا عبدالزکی نوشته شده است نمایش نظر
    دلم یهویی هوای پاییز کرد!
    پاییز حال و هوای نوشته های توست
    پاییز
    درست نقطه ی اوج طبیعت است
    آنجا که طبیعت زیباییش را با انسان قسمت میکند
    و درختان برگهایشان را ایثار میکنند
    و ابرها ... و ابرها .... و غرش ابرها ...
    نوشته هایت میبارند ، برگ میبارند و لولو میبارند و عشق میبارند و مهربانی
    میرزای مهربان کوچه های عشق
    ارسال Friday 13 June 2014 در 11:05PM توسط یادیاران یادیاران حاضر نيست
  20. Old Comment
    نشان میرزا عبدالزکی

    ...

    نقل قول:
    در اصل توسط یادیاران نوشته شده است نمایش نظر
    و ای کاش به انتهای زندگی نرسیده دور زده باشیم
    دلم یهویی هوای پاییز کرد!
    ارسال Friday 13 June 2014 در 06:26PM توسط میرزا عبدالزکی میرزا عبدالزکی حاضر نيست

كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 05:17AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند