بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Friday 27 January 2017   #46
تعجب
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2014
پاسخ‌ها: 351
ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟!

سلام

با خواندن صحبتهای دوستان چند نکته جلب توجه میکرد.
وقتی صحبت از قران به میان میاید بعضی از دوستان با گفتن "منظورت کدام قرآن است" صراحتا به تحریف و عدم تحدی قرآن اشاره میکنند.
آنطور که دوستان صحبت کردند نشان میدهند که برخلاف ادعای قرآن کسانی توانسته اند آیاتی مانند قرآن بیاورند و این کار را به گونه ای دقیق و زیبا انجام داده اند که حتی اکنون مسلمانان نمیدانند کدام یک از قرآنهای موجود قران اصلی است به طوری که میگویند ما 14 قرآن داریم و برای مخفی کاری میگویند که قرآن را با 14 روایت داریم!

اما حقیقت این است که مشابه قران نه تنها یکی و دوتا بلکه بیش از 10 مورد موجود است و مسلمانان قادر به تشخیص قرآن اصلی نیستند و اما نکته دیگر اینکه مدعی هستند که قرآن تحریف نشده است!!
اگر تحریف نشده است چگونه نمیدانید که قرآن اصلی و متن اصلی کدام است؟ این در حالی است که ادعا میشود که حتی یک کسره به فتحه تبدیل نشده است!! اما در عمل میبینیم که دهها مورد تحریف در قران شکل گرفته و برای فرار از این واقعیت مجبور به پذیرش بیش از ده قران مختلف شده اند!

بعضی از دوستان اینگونه استدلال میکنند که قران تحریف نشده بلکه یکی از همین چندین قران , قرآن اصلی است!! با چنین استدلالی "تحدی" قران کاملا از بین میرود و از سوی دیگر چطور میتوانید اطمینان داشته باشید که قران دیگری به جز قرانهای موجود قبلا وجود نداشته و در طی زمان از بین نرفته است؟؟!! شاید قران اصلی از بین رفته باشد و انچه در دست است قرانهای مشابه است.

در مورد چیزی به نام "علم حدیث" صحبت میشود. واقعا باید بگوییم "علم" حدیث؟؟!!
این چه علمی است که یک عالم شیعه چیزی از آن بدست میاورد و یک عالم شیعه دیگر چیز مخالفی از آن استخراج میکند. یک عالم شیعه یک راوی به عرش میبرد و یک هالم شیعه دیگر همان راوی را به فرش میکوبد!! حال اینکه بین علمای شیعه و سنی تفاوت چقدر است بماند!! واقعا این علم است؟!

اما در مورد بحث امامت باید بگویم که بنده به عنوان یک فرد بی طرف هرچه اسلام را جستجو زیر و رو میکنم چیزی به نام امامت بعد از محمد در آن نمی یابم! در قرآن کوچکترین اشاره ای به آن نشده است و حتی دلیل منطقی برای وجود امامت بعد از محمد نمیبینم. از انجایی که این امامت بر اساس هیچ دلیل اسلامی و منطقی نبوده می بینیم که به مرور زمان جز نام امامت چیزی از آن باقی نمانده است و در عمل امامت در همان قرون اولیه از بین رفته است.

در مورد " اطاعت از رسول" باید گفت که آنچه منظور بوده قطعا اطاعت از او در امور روزمره همان دوره بوده است وگرنه که بعد از مرگ محمد چگونه میتوان از او اطاعت کرد در حالی در همان روز اول مرگ او در گفتار و توصیه های زمان زنده بودنش اختلاف بوده است؟؟!! البته باید این نکته را هم گفت که از دید یک بی طرف و خارج از دین , محمد با تکرار اطاعت از رسول عملا پادشاهی میکرده است.

اطاعت از کسی که 1400 سال پیش فوت کرده با هیچ منطقی سازگار نیست و اگر بخواهیم که به روایت و حدیث ارجاع دهیم که با توجه به سلیقه ای بودن علم حدیث و با توجه به آنچه نوشته شد غیر قابل استناد است.

آخرين ويرايش تعجب ، Friday 27 January 2017 در 04:33AM.
تعجب حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از تعجب بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 28 January 2017   #47
خیرالبریه
علی وشیعته
 
نشان خیرالبریه
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2007
پاسخ‌ها: 3,586
ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟!

نقل قول:
آنطور که دوستان صحبت کردند نشان میدهند که برخلاف ادعای قرآن کسانی توانسته اند آیاتی مانند قرآن بیاورند و این کار را به گونه ای دقیق و زیبا انجام داده اند که حتی اکنون مسلمانان نمیدانند کدام یک از قرآنهای موجود قران اصلی است به طوری که میگویند ما 14 قرآن داریم و برای مخفی کاری میگویند که قرآن را با 14 روایت داریم!
با سلام

ما تعصب خاصي نداريم وفقط تابع دليل هستيم . الان از اين 14 قرائت امروزي كدامشان قرانست با ذكر دليل ؟ همچنانكه چندين سالست سوال كرديم كه كداميك از دهان رسول خدا ص خارج شده مالك يا ملك و....


نقل قول:
اما حقیقت این است که مشابه قران نه تنها یکی و دوتا بلکه بیش از 10 مورد موجود است و مسلمانان قادر به تشخیص قرآن اصلی نیستند و اما نکته دیگر اینکه مدعی هستند که قرآن تحریف نشده است!!
اگر تحریف نشده است چگونه نمیدانید که قرآن اصلی و متن اصلی کدام است؟ این در حالی است که ادعا میشود که حتی یک کسره به فتحه تبدیل نشده است!! اما در عمل میبینیم که دهها مورد تحریف در قران شکل گرفته و برای فرار از این واقعیت مجبور به پذیرش بیش از ده قران مختلف شده اند!
كسره به فتحه كه چه عرض كنم كلمات وحروفي هم در همين قران فعلي اضافه وكم و تغيير يافته طبق قرائات اهل سنت :

قال تعالى في سورة الحديد الاية 24
رواية حفص
الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَمَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ

اما في رواية ورش
فكلمة هو غير موجودة ?!


= (عَلِيمٌ وَقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ) في البقرة، ابن عامر بغير واو العطف.
= (وَسَارِعُوا) —- (سَارِعُوا).
= (وَالزُّبُرِ وَالكِتَابِ) في آل عمران —— (وَبِالزُّبُرِ وَالكِتَابِ) وكذا (وَبِالزُّبُرِ وَبِالكِتَابِ).
= (وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا) في المائدة —— (يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا).
= (مَنْ يَرْتَدَّ) في المائدة —— (مَنْ يَرْتَدِدْ).
= (وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ) في الأنعام —--- (وَلَدَارُ الآخِرَةِ).
= (قَلِيلًا مَا تَذكرُونَ) في أول الأعراف — —- (يَتَذَكَّرُونَ) .
= (وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ) فيها أيضا —--- (مَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ).
= (قَالَ المَلَأُ) مِنْ قِصَّةِ صَالِحٍ فيها أيضا —— (وَقَالَ المَلَأُ).
= ((وَالسَّابِقُون َ الأَوَّلُونَ مِنَ المُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الفَوْزُ العَظِيمُ)) التوبة: 100
قرأ ابن كثير: تجري من تحتِها، بزيادة من.
= قال تعالى: ((والذين اتخذوا مسجدا ضرارا)) [التوبة: 107] وفي القراءة الأخرى: (الذين اتخذوا مسجدا ضرارا) بغير الواو.
= قال تعالى: ((خيرا منها منقلبا)) [الكهف: 36] وفي القراءة الأخرى: (خيرا منهما منقلبا) بزيادة الميم.
= قال تعالى: ((وتوكل على العزيز الرحيم)) [الشعراء: 217] وفي القراءة الأخرى: (فتوكل على العزيز الرحيم) بالفاء.
= قال تعالى: ((أو أن يظهر في الأرض الفساد)) [غافر: 26] وفي القراءة الأخرى: (وأن يظهر في الأرض الفساد) بالواو بدل أو.
= في سورة الأنبياء: (قَالَ رَبِّي يَعْلَمُ) في المصحف الكوفي بألف بعد القاف، وهي قراءتهم إلا شعبة.
وفي مصاحف غيرهم (قل ربِّي يَعْلَمُ) بغير ألف بعد القاف.
= وفي نفس السورة: (أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا) بالواو بين الهمزة واللام.
وفي المصحف المكي: (أَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا) بغير هذه الواو، وهي قراءتهم.
= قال تعالى: (((وكذلك زَيَّنَ لكثير من المشركين قتْلَ أولادِهِم شركاؤُهُم))).
قرأ ابن عامر: (((وكذلك زُيِّنَ لكثير من المشركين قتْلُ أولادَهُم شركائِهم))).


نقل قول:
بعضی از دوستان اینگونه استدلال میکنند که قران تحریف نشده بلکه یکی از همین چندین قران , قرآن اصلی است!! با چنین استدلالی "تحدی" قران کاملا از بین میرود و از سوی دیگر چطور میتوانید اطمینان داشته باشید که قران دیگری به جز قرانهای موجود قبلا وجود نداشته و در طی زمان از بین نرفته است؟؟!! شاید قران اصلی از بین رفته باشد و انچه در دست است قرانهای مشابه است.
اولا تحدي چيست وچگونه ؟

ثانيا در همه آيات گفته يك سوره يا ده سوره يا به كل قران نه به يك آيه ؟


1. «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً»[3]
«بگو اگر جن و انس اتفاق كنند كه همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد، هرچند یكدیگر را در این كار كمك كنند».[4]
2. «أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ».[5]
«آیا آن‎ها می‎گویند: «او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است»؟ بگو: «اگر راست می‎گویید، یك سوره همانند آن بیاورید، و غیر از خدا هر كس را می‎توانید (به یاری) طلبید!»
3. «أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ»
«آیا می‎گویند: «او به دروغ این قرآن را به خدا نسبت داده و ساختگی است؟» بگو: «اگرراست می‎گویید، شما هم ده سوره‎ی ساختگی همانند این قرآن را بیاورید؛ و تمام كسانی را كه می‎توانید، ـ غیر از خدا ـ برای این كار دعوت كنید!».
4. «أَمْ یَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا یُؤْمِنُونَ فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِینَ»[6].
«یا می‎گویند: قرآن را به خدا افترا بسته؟ ولی آنان ایمان ندارند، اگر راست می‎‏گویند سخنی همانند آن بیاورند.»
5. «وَ إِنْ كُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِینَ»[7]
«و اگر درباره آن چه بر بنده خود (پیامبر) نازل كرده‎ایم شك و تردید دارید، (دست كم) یك سوره همانند آن بیاورید، و گواهان خود را ـ غیر خدا ـ فرا خوانید اگر راست می‎گویید. پس اگر چنین نكردید ـ كه نخواهید كرد ـ از آتشی بترسید كه هیزم آن، (بدن‎های مردم (گنهكار) و سنگها (بتها) است، و برای كافران آماده شده است!».

ضمير مثله به سوره برنميگردد چون مذكر است ...

چرا تحدي به قران ابن مسعود رض نباشد ؟!

نقل قول:
در مورد چیزی به نام "علم حدیث" صحبت میشود. واقعا باید بگوییم "علم" حدیث؟؟!!
این چه علمی است که یک عالم شیعه چیزی از آن بدست میاورد و یک عالم شیعه دیگر چیز مخالفی از آن استخراج میکند. یک عالم شیعه یک راوی به عرش میبرد و یک هالم شیعه دیگر همان راوی را به فرش میکوبد!! حال اینکه بین علمای شیعه و سنی تفاوت چقدر است بماند!! واقعا این علم است؟!
ما كه تابحال از خود قران و صحيحترين كتب اهل سنت دليل آورديم اگرم بخواهيد وارد بحث احاديث شويد باز مشكلي نداريم تا تناقضات وتعارضات كتب رجالي وحديثي عامه را برملا كنيم !


نقل قول:
اما در مورد بحث امامت باید بگویم که بنده به عنوان یک فرد بی طرف هرچه اسلام را جستجو زیر و رو میکنم چیزی به نام امامت بعد از محمد در آن نمی یابم! در قرآن کوچکترین اشاره ای به آن نشده است و حتی دلیل منطقی برای وجود امامت بعد از محمد نمیبینم. از انجایی که این امامت بر اساس هیچ دلیل اسلامی و منطقی نبوده می بینیم که به مرور زمان جز نام امامت چیزی از آن باقی نمانده است و در عمل امامت در همان قرون اولیه از بین رفته است.
اساسا هدف الله تعالي از خلقت انسان توسط امامت برآورده ميشود بنص آيات صريح قران كه مثلا حضرت ابراهيم ع در اواخر عمرش خلعت امامت پوشيد
همانطور كه قران فرمود خداي سبحان حضرت آدم را آفريد و هدف از خلقت را شناختن وعبادت خودش دانست . اما اين امر ( هذا الامر) چگونه محقق ميشود ؟ با نبوت وامامت ، بزبان ديگر براي لقاء الله و رسيدن بكمال وسعادت بايد از رهبران الهي كه همان انبياء و فرزندان انبياء واصياء هستند تبعيت كنيم بهمين دليل حضرت نوح ع فرمود : ولمن دخل بيتي مومنا : يعني هركس وارد خانه ايمان من شود و حضرت ابراهيم ع هم فرمود : فمن تبعني فانه مني : و :خداوند هم فرمود به ابراهيم : رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ : و الله تعالي به بيوت مخصوصي فقط اجازه و لياقت داده تا متولي هذا الامر شوند : في بيوت اذن الله ان ... :


بزبان ديگر مقصود از هذا الامر كه در روايات متواتر شيعه وسني امده همان هدايت الهي است كه توسط انبياء وائمه صورت ميگيرد .


كلمه امام وائمه چند مرتبه در قرآن آمده است ؟!

نقل قول:
در مورد " اطاعت از رسول" باید گفت که آنچه منظور بوده قطعا اطاعت از او در امور روزمره همان دوره بوده است وگرنه که بعد از مرگ محمد چگونه میتوان از او اطاعت کرد در حالی در همان روز اول مرگ او در گفتار و توصیه های زمان زنده بودنش اختلاف بوده است؟؟!! البته باید این نکته را هم گفت که از دید یک بی طرف و خارج از دین , محمد با تکرار اطاعت از رسول عملا پادشاهی میکرده است.
البته در قرن اول هجري كساني مانند عمر و ابوسفيان ومعاويه ويزيد بودند كه معتقد بودند محمد ص فقط يك پادشاه است (بروايت مورخ موثق سني ابن شبه نميري در تاريخ مدينه و..) و براي تفاخر قبيله بني هاشم بر ساير قبائل قريش بدروغ ادعاي نبوت كرده و باعث بدبختي وفقر و تفرقه بين قبائل قريش شده وعرب را بدبخت نموده ..بهمين سبب در سقيفه انقلاب نمودند وبحساب خودشان عرب را نجات بخشيده وبا فتوحات كذايي سرافراز نمودند !!!!
__________________
قال الله تعالی : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَوَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده 55).
صدق الله العلی العظیم .
ثمره سالها بحث و مناظره

کانال تلگرامی اینجانب :
https://telegram.me/kamelee
وگروه شيعه واقعي ومناظره فرهيختگان :
https://t.me/joinchat/BlQSjz1xYw3Ms554NRrH3Q

آخرين ويرايش خیرالبریه ، Saturday 28 January 2017 در 09:34AM.
خیرالبریه حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 28 January 2017   #48
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 36
پاسخ‌ها: 33,308
روزنوشته ها: 10
ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟!

نقل قول:
در اصل توسط تعجب نوشته شده است نمايش نوشته
سلام

با خواندن صحبتهای دوستان چند نکته جلب توجه میکرد.
وقتی صحبت از قران به میان میاید بعضی از دوستان با گفتن "منظورت کدام قرآن است" صراحتا به تحریف و عدم تحدی قرآن اشاره میکنند.
آنطور که دوستان صحبت کردند نشان میدهند که برخلاف ادعای قرآن کسانی توانسته اند آیاتی مانند قرآن بیاورند و این کار را به گونه ای دقیق و زیبا انجام داده اند که حتی اکنون مسلمانان نمیدانند کدام یک از قرآنهای موجود قران اصلی است به طوری که میگویند ما 14 قرآن داریم و برای مخفی کاری میگویند که قرآن را با 14 روایت داریم!

اما حقیقت این است که مشابه قران نه تنها یکی و دوتا بلکه بیش از 10 مورد موجود است و مسلمانان قادر به تشخیص قرآن اصلی نیستند و اما نکته دیگر اینکه مدعی هستند که قرآن تحریف نشده است!!
اگر تحریف نشده است چگونه نمیدانید که قرآن اصلی و متن اصلی کدام است؟ این در حالی است که ادعا میشود که حتی یک کسره به فتحه تبدیل نشده است!! اما در عمل میبینیم که دهها مورد تحریف در قران شکل گرفته و برای فرار از این واقعیت مجبور به پذیرش بیش از ده قران مختلف شده اند!

بعضی از دوستان اینگونه استدلال میکنند که قران تحریف نشده بلکه یکی از همین چندین قران , قرآن اصلی است!! با چنین استدلالی "تحدی" قران کاملا از بین میرود و از سوی دیگر چطور میتوانید اطمینان داشته باشید که قران دیگری به جز قرانهای موجود قبلا وجود نداشته و در طی زمان از بین نرفته است؟؟!! شاید قران اصلی از بین رفته باشد و انچه در دست است قرانهای مشابه است.

در مورد چیزی به نام "علم حدیث" صحبت میشود. واقعا باید بگوییم "علم" حدیث؟؟!!
این چه علمی است که یک عالم شیعه چیزی از آن بدست میاورد و یک عالم شیعه دیگر چیز مخالفی از آن استخراج میکند. یک عالم شیعه یک راوی به عرش میبرد و یک هالم شیعه دیگر همان راوی را به فرش میکوبد!! حال اینکه بین علمای شیعه و سنی تفاوت چقدر است بماند!! واقعا این علم است؟!

اما در مورد بحث امامت باید بگویم که بنده به عنوان یک فرد بی طرف هرچه اسلام را جستجو زیر و رو میکنم چیزی به نام امامت بعد از محمد در آن نمی یابم! در قرآن کوچکترین اشاره ای به آن نشده است و حتی دلیل منطقی برای وجود امامت بعد از محمد نمیبینم. از انجایی که این امامت بر اساس هیچ دلیل اسلامی و منطقی نبوده می بینیم که به مرور زمان جز نام امامت چیزی از آن باقی نمانده است و در عمل امامت در همان قرون اولیه از بین رفته است.

در مورد " اطاعت از رسول" باید گفت که آنچه منظور بوده قطعا اطاعت از او در امور روزمره همان دوره بوده است وگرنه که بعد از مرگ محمد چگونه میتوان از او اطاعت کرد در حالی در همان روز اول مرگ او در گفتار و توصیه های زمان زنده بودنش اختلاف بوده است؟؟!! البته باید این نکته را هم گفت که از دید یک بی طرف و خارج از دین , محمد با تکرار اطاعت از رسول عملا پادشاهی میکرده است.

اطاعت از کسی که 1400 سال پیش فوت کرده با هیچ منطقی سازگار نیست و اگر بخواهیم که به روایت و حدیث ارجاع دهیم که با توجه به سلیقه ای بودن علم حدیث و با توجه به آنچه نوشته شد غیر قابل استناد است.
نقل قول:
این چه علمی است که یک عالم شیعه چیزی از آن بدست میاورد و یک عالم شیعه دیگر چیز مخالفی از آن استخراج میکند. یک عالم شیعه یک راوی به عرش میبرد و یک هالم شیعه دیگر همان راوی را به فرش میکوبد!! حال اینکه بین علمای شیعه و سنی تفاوت چقدر است بماند!! واقعا این علم است؟!
گویا شما کلا بوی علم به مشامتان نخورده است. علوم طبیعی هم همین است. شامل نظریات متعدد راجع به یک چیز. اما به شما یاد داده اند بهانه ببافید و به اسلام حواله کنید و این چیزی فارغ از بینش منطقی و عقلی است.

چهارده قرائت مختلف قرآن در معنا چندان فرقی نمی رسانند. و عقاید آقای «خیرالبریة» برای خود ایشان حجت است اما علمای شیعه چنین عقیده ای ندارند که مثلا قرآن ابن مسعود تفاوتی می کند و نوشته های موجود اشاره شده در تاریخ بر روی آن را حاشیه نویسی و توضیح می دانند.

نقل قول:
اما در مورد بحث امامت باید بگویم که بنده به عنوان یک فرد بی طرف هرچه اسلام را جستجو زیر و رو میکنم چیزی به نام امامت بعد از محمد در آن نمی یابم! در قرآن کوچکترین اشاره ای به آن نشده است و حتی دلیل منطقی برای وجود امامت بعد از محمد نمیبینم. از انجایی که این امامت بر اساس هیچ دلیل اسلامی و منطقی نبوده می بینیم که به مرور زمان جز نام امامت چیزی از آن باقی نمانده است و در عمل امامت در همان قرون اولیه از بین رفته است.
به نظرم شما با این جستجوی ناقصتان و نمونۀ قضاوت علمی تان، شعار را کنار گذاشته و واقعا سراغ تاریخ بروید. این طور با هیجان کودکانه خیال بافی و سخنرانی کردن، برای شما نان و آب نمی شود و فقط برای هوهوچی چی گری بزمهای عرق و شراب به درد می خورد نه یک محیط بحث منطقی. نمی شود سراغ تاریخ نروید و بگوئید که چیزی نیافتم! این شامورتی بازی و جهودگری است!

وقتی می گوئید در تاریخ اسلام چیزی از امامت نیافتم، یعنی اعتراف می کنید که سوادتان و میزان جستجوی تان صفر است! در کتب شیعه به جای خود در کتب سنی صدها حدیث در خصوص جانشینی رسول الله وجود دارد و کتاب الغدیر علامه امینی از منابع اهل سنت به اثبات واقعۀ غدیر می پردازد.

لذا لطفا اگر واقعا اهل بحث منطقی و علمی نیستید زحمت کم کنید و از این فضا برای تخلیۀ هیجانات و عقده های اجتماعی خود استفاده نفرمایید.
__________________

آخرين ويرايش صبح ، Saturday 28 January 2017 در 09:52AM.
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از صبح بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 29 January 2017   #49
تعجب
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2014
پاسخ‌ها: 351
ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟!

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته
با سلام

ما تعصب خاصي نداريم وفقط تابع دليل هستيم . الان از اين 14 قرائت امروزي كدامشان قرانست با ذكر دليل ؟ همچنانكه چندين سالست سوال كرديم كه كداميك از دهان رسول خدا ص خارج شده مالك يا ملك و....


كسره به فتحه كه چه عرض كنم كلمات وحروفي هم در همين قران فعلي اضافه وكم و تغيير يافته طبق قرائات اهل سنت :

قال تعالى في سورة الحديد الاية 24
رواية حفص
الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَمَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ

اما في رواية ورش
فكلمة هو غير موجودة ?!


= (عَلِيمٌ وَقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ) في البقرة، ابن عامر بغير واو العطف.
= (وَسَارِعُوا) —- (سَارِعُوا).
= (وَالزُّبُرِ وَالكِتَابِ) في آل عمران —— (وَبِالزُّبُرِ وَالكِتَابِ) وكذا (وَبِالزُّبُرِ وَبِالكِتَابِ).
= (وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا) في المائدة —— (يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا).
= (مَنْ يَرْتَدَّ) في المائدة —— (مَنْ يَرْتَدِدْ).
= (وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ) في الأنعام —--- (وَلَدَارُ الآخِرَةِ).
= (قَلِيلًا مَا تَذكرُونَ) في أول الأعراف — —- (يَتَذَكَّرُونَ) .
= (وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ) فيها أيضا —--- (مَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ).
= (قَالَ المَلَأُ) مِنْ قِصَّةِ صَالِحٍ فيها أيضا —— (وَقَالَ المَلَأُ).
= ((وَالسَّابِقُون َ الأَوَّلُونَ مِنَ المُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الفَوْزُ العَظِيمُ)) التوبة: 100
قرأ ابن كثير: تجري من تحتِها، بزيادة من.
= قال تعالى: ((والذين اتخذوا مسجدا ضرارا)) [التوبة: 107] وفي القراءة الأخرى: (الذين اتخذوا مسجدا ضرارا) بغير الواو.
= قال تعالى: ((خيرا منها منقلبا)) [الكهف: 36] وفي القراءة الأخرى: (خيرا منهما منقلبا) بزيادة الميم.
= قال تعالى: ((وتوكل على العزيز الرحيم)) [الشعراء: 217] وفي القراءة الأخرى: (فتوكل على العزيز الرحيم) بالفاء.
= قال تعالى: ((أو أن يظهر في الأرض الفساد)) [غافر: 26] وفي القراءة الأخرى: (وأن يظهر في الأرض الفساد) بالواو بدل أو.
= في سورة الأنبياء: (قَالَ رَبِّي يَعْلَمُ) في المصحف الكوفي بألف بعد القاف، وهي قراءتهم إلا شعبة.
وفي مصاحف غيرهم (قل ربِّي يَعْلَمُ) بغير ألف بعد القاف.
= وفي نفس السورة: (أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا) بالواو بين الهمزة واللام.
وفي المصحف المكي: (أَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا) بغير هذه الواو، وهي قراءتهم.
= قال تعالى: (((وكذلك زَيَّنَ لكثير من المشركين قتْلَ أولادِهِم شركاؤُهُم))).
قرأ ابن عامر: (((وكذلك زُيِّنَ لكثير من المشركين قتْلُ أولادَهُم شركائِهم))).


اولا تحدي چيست وچگونه ؟

ثانيا در همه آيات گفته يك سوره يا ده سوره يا به كل قران نه به يك آيه ؟


1. «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً»[3]
«بگو اگر جن و انس اتفاق كنند كه همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد، هرچند یكدیگر را در این كار كمك كنند».[4]
2. «أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ».[5]
«آیا آن‎ها می‎گویند: «او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است»؟ بگو: «اگر راست می‎گویید، یك سوره همانند آن بیاورید، و غیر از خدا هر كس را می‎توانید (به یاری) طلبید!»
3. «أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ»
«آیا می‎گویند: «او به دروغ این قرآن را به خدا نسبت داده و ساختگی است؟» بگو: «اگرراست می‎گویید، شما هم ده سوره‎ی ساختگی همانند این قرآن را بیاورید؛ و تمام كسانی را كه می‎توانید، ـ غیر از خدا ـ برای این كار دعوت كنید!».
4. «أَمْ یَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا یُؤْمِنُونَ فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِینَ»[6].
«یا می‎گویند: قرآن را به خدا افترا بسته؟ ولی آنان ایمان ندارند، اگر راست می‎‏گویند سخنی همانند آن بیاورند.»
5. «وَ إِنْ كُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِینَ»[7]
«و اگر درباره آن چه بر بنده خود (پیامبر) نازل كرده‎ایم شك و تردید دارید، (دست كم) یك سوره همانند آن بیاورید، و گواهان خود را ـ غیر خدا ـ فرا خوانید اگر راست می‎گویید. پس اگر چنین نكردید ـ كه نخواهید كرد ـ از آتشی بترسید كه هیزم آن، (بدن‎های مردم (گنهكار) و سنگها (بتها) است، و برای كافران آماده شده است!».

ضمير مثله به سوره برنميگردد چون مذكر است ...

چرا تحدي به قران ابن مسعود رض نباشد ؟!


سلام
گرامی
بنده هم تا حد زیادی صحبت شما را تایید کرده ام!
اینکه قرانهای مختلف وجود دارد که در آنها اختلافات زیاد دیده میشود نشان از آن دارد که قرآن تحریف شده است.
حال از کجا معلوم که قران واقعی کدام است؟ و یا از کجا معلوم که قرآن واقعی در طول زمان از بین نرفته است؟
از سوی دیگر این تحریف قرآن نشان از آن دارد که ادعای آسمانی بودن آن غیر واقعی است و این هم کتابی بوده مانند سایر کتب!

نقل قول:
ما كه تابحال از خود قران و صحيحترين كتب اهل سنت دليل آورديم اگرم بخواهيد وارد بحث احاديث شويد باز مشكلي نداريم تا تناقضات وتعارضات كتب رجالي وحديثي عامه را برملا كنيم !
بنده که خدمت شما عرض کردم که احادیث فقط مشتی سخن است که طی صدها سال سینه به سینه و با کلی تغییر و اضافه و کم در چند کتاب ثبت شده است و علمای دینی هر کدام بنا بر سلیقه خود نسبت به آنها رفتار میکنند.
احکام دین که باید دقیق و راه گشا و ثابت و مطمن باشند و مو لای درز آن نرود را نمیتوان با احادیث بدست آورد.

نقل قول:
اساسا هدف الله تعالي از خلقت انسان توسط امامت برآورده ميشود بنص آيات صريح قران كه مثلا حضرت ابراهيم ع در اواخر عمرش خلعت امامت پوشيد
همانطور كه قران فرمود خداي سبحان حضرت آدم را آفريد و هدف از خلقت را شناختن وعبادت خودش دانست . اما اين امر ( هذا الامر) چگونه محقق ميشود ؟ با نبوت وامامت ، بزبان ديگر براي لقاء الله و رسيدن بكمال وسعادت بايد از رهبران الهي كه همان انبياء و فرزندان انبياء واصياء هستند تبعيت كنيم بهمين دليل حضرت نوح ع فرمود : ولمن دخل بيتي مومنا : يعني هركس وارد خانه ايمان من شود و حضرت ابراهيم ع هم فرمود : فمن تبعني فانه مني : و :خداوند هم فرمود به ابراهيم : رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ : و الله تعالي به بيوت مخصوصي فقط اجازه و لياقت داده تا متولي هذا الامر شوند : في بيوت اذن الله ان ... :


بزبان ديگر مقصود از هذا الامر كه در روايات متواتر شيعه وسني امده همان هدايت الهي است كه توسط انبياء وائمه صورت ميگيرد .


كلمه امام وائمه چند مرتبه در قرآن آمده است ؟!

فعلا که با تحریفی که قرآن شده است در آسمانی بودن آن شک است. آنوقت شما از قرآن سند میاورید.
شاید این داستانها که شما از قرآن نقل میکنید فقط افسانه ای بیش نباشد و محمد خود , آنها را تخیل کرده باشد!
نقل قول:
البته در قرن اول هجري كساني مانند عمر و ابوسفيان ومعاويه ويزيد بودند كه معتقد بودند محمد ص فقط يك پادشاه است (بروايت مورخ موثق سني ابن شبه نميري در تاريخ مدينه و..) و براي تفاخر قبيله بني هاشم بر ساير قبائل قريش بدروغ ادعاي نبوت كرده و باعث بدبختي وفقر و تفرقه بين قبائل قريش شده وعرب را بدبخت نموده ..بهمين سبب در سقيفه انقلاب نمودند وبحساب خودشان عرب را نجات بخشيده وبا فتوحات كذايي سرافراز نمودند !!!!
از کجا معلوم که چنین نبوده؟!
محمد هر انچه میخواسته با توسل به این دین بدست آورده و برای خود هر آنچه آرزو داشته بوسیله قوانینی که خود وضع کرده بدست آورده است.
تعجب حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 30 January 2017   #50
تعجب
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2014
پاسخ‌ها: 351
ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟!

نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
گویا شما کلا بوی علم به مشامتان نخورده است. علوم طبیعی هم همین است. شامل نظریات متعدد راجع به یک چیز. اما به شما یاد داده اند بهانه ببافید و به اسلام حواله کنید و این چیزی فارغ از بینش منطقی و عقلی است.

چهارده قرائت مختلف قرآن در معنا چندان فرقی نمی رسانند. و عقاید آقای «خیرالبریة» برای خود ایشان حجت است اما علمای شیعه چنین عقیده ای ندارند که مثلا قرآن ابن مسعود تفاوتی می کند و نوشته های موجود اشاره شده در تاریخ بر روی آن را حاشیه نویسی و توضیح می دانند.

به نظرم شما با این جستجوی ناقصتان و نمونۀ قضاوت علمی تان، شعار را کنار گذاشته و واقعا سراغ تاریخ بروید. این طور با هیجان کودکانه خیال بافی و سخنرانی کردن، برای شما نان و آب نمی شود و فقط برای هوهوچی چی گری بزمهای عرق و شراب به درد می خورد نه یک محیط بحث منطقی. نمی شود سراغ تاریخ نروید و بگوئید که چیزی نیافتم! این شامورتی بازی و جهودگری است!

وقتی می گوئید در تاریخ اسلام چیزی از امامت نیافتم، یعنی اعتراف می کنید که سوادتان و میزان جستجوی تان صفر است! در کتب شیعه به جای خود در کتب سنی صدها حدیث در خصوص جانشینی رسول الله وجود دارد و کتاب الغدیر علامه امینی از منابع اهل سنت به اثبات واقعۀ غدیر می پردازد.

لذا لطفا اگر واقعا اهل بحث منطقی و علمی نیستید زحمت کم کنید و از این فضا برای تخلیۀ هیجانات و عقده های اجتماعی خود استفاده نفرمایید.
دوست عزیز
کمی تحمل فضای بحث را داشته باشید!!
گرامی , علوم طبیعی را چه به احکام آسمانی؟؟!!
نظریات مختلف در علوم طبیعی کجا و اختلاف نظر در احکام آسمانی که منجر به تکفیر میشود کجا؟؟!!
علم حدیثی که کاملا دلبخواهی و سلیقه ای است را با علوم طبیعی مقایسه میکنید؟؟!!

شاید عقاید جناب خیرالبریه خالی از اشکال نباشد ولی از ریشه اشتباه نیست.
ایشان بارها نشان داده اند که در بعضی از قرائتها اختلاف معنا هم وجود دارد این در حالی است که عدم تحریف به عدم تغییر حتی یک فتحه و کسره گفته شده است.

آنچه بنده در مورد غدیر از اهل تسنن شنیده ام این است که گرده همایی در غدیر شده است اما نه برای جانشینی علی بلکه برای دفاع از او در برابر هجمه ای که بر علیه او بوده است.
اگر یک عالم سنی از غدیر آنچه را برداشت کرده که شما برداشت کرده اید پس چرا او سنی است و شیعه نیست؟؟!!
تعجب حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 30 January 2017   #51
خیرالبریه
علی وشیعته
 
نشان خیرالبریه
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2007
پاسخ‌ها: 3,586
ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟!

نقل قول:
در اصل توسط تعجب نوشته شده است نمايش نوشته
سلام
گرامی
بنده هم تا حد زیادی صحبت شما را تایید کرده ام!
اینکه قرانهای مختلف وجود دارد که در آنها اختلافات زیاد دیده میشود نشان از آن دارد که قرآن تحریف شده است.
حال از کجا معلوم که قران واقعی کدام است؟ و یا از کجا معلوم که قرآن واقعی در طول زمان از بین نرفته است؟
از سوی دیگر این تحریف قرآن نشان از آن دارد که ادعای آسمانی بودن آن غیر واقعی است و این هم کتابی بوده مانند سایر کتب!


بنده که خدمت شما عرض کردم که احادیث فقط مشتی سخن است که طی صدها سال سینه به سینه و با کلی تغییر و اضافه و کم در چند کتاب ثبت شده است و علمای دینی هر کدام بنا بر سلیقه خود نسبت به آنها رفتار میکنند.
احکام دین که باید دقیق و راه گشا و ثابت و مطمن باشند و مو لای درز آن نرود را نمیتوان با احادیث بدست آورد.


فعلا که با تحریفی که قرآن شده است در آسمانی بودن آن شک است. آنوقت شما از قرآن سند میاورید.
شاید این داستانها که شما از قرآن نقل میکنید فقط افسانه ای بیش نباشد و محمد خود , آنها را تخیل کرده باشد!

از کجا معلوم که چنین نبوده؟!
محمد هر انچه میخواسته با توسل به این دین بدست آورده و برای خود هر آنچه آرزو داشته بوسیله قوانینی که خود وضع کرده بدست آورده است.
با سلام خدمت شما گرامي

من وشما كه منطق ورياضي و ...خوانده ايم معمولا تصوري اطلاقي ( بين صفر و يك = قانون همه يا هيچ) از گزاره ها و موضوعات داريم در حاليكه در علوم انساني كه شامل همين تاريخ وحديث و قران و...ميشوند چنين نيست ونسبي هستند و حد اكثر چيزي كه بقول شما مو لاي درزش نرود همين تواتر يك خبر است .

اين قبيل اخبار در تاريخ بنحو مختلف امده اند مثلا در اينكه شخصي به نام محمد بوده
و ادعاي نبوت كرده و قراني داشته و بعد از وي جنگهايي صورت گرفته ، قطعي است ومو لاي درزش نميرود !


اما در اينكه چه سخناني گفته و مقصودش چه بوده و باعثين اختلاف هدفشان چه بود، اختلافات عميقي وجود دارد كه همين امر نشان از اهميت موضوع دارد چرا كه معمولا موضوعات خطير دچار چنين مشكلاتي ميگردند .

اما راهكار چيست وما چه بايد بكنيم ؟!

مناسب ترين ومنطقي ترين راه همين تكيه بر مستندات ومنابع اصيل تاريخي است .

ضمن اينكه مساله شناخت بوسيله مكاشفه و شهود نيز مطرح است .
__________________
قال الله تعالی : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَوَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده 55).
صدق الله العلی العظیم .
ثمره سالها بحث و مناظره

کانال تلگرامی اینجانب :
https://telegram.me/kamelee
وگروه شيعه واقعي ومناظره فرهيختگان :
https://t.me/joinchat/BlQSjz1xYw3Ms554NRrH3Q
خیرالبریه حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 30 January 2017   #52
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,045
ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟!

دوستان مباحث مختلفی از زوایای متفاوت مطرح می کنند که غالبا صبغه سنتی (اخباری گری یا اشاعره) بر آن حاکم است. اما اگر بخواهیم با رویکرد عقلانی (نقادانه و معتزلی) به موضوع قرآن بنگریم فضا و زاویه بحث عوض می شود.
از این نگاه، دین و قرآن در یک بستر تاریخی شکل گرفته است با همه محدودیت ها و موانع و مشکلات متعدد که چون آوار بر سر پدیده های آن فرومی ریزد؛ به عبارتی دین و کتاب تابعی است از متغیر تاریخ و گزارش روایتگران. اگر اصل هرمونتیک را ملاک بررسی قرار دهیم تفسیر دین به شکل واقعی و زمینی صورت می گیرد، لذا قابل تشکیک و سوال است؛ اما اگر با نگاه آسمانی و قداست بخشی به دین نگاه کنیم مجالی برای هیچ سوالی باقی نمی ماند و تعبد جایگزین تعقل می شود.
اما آیا جهان امروز با این همه پیشرفت های علمی و فلسفی و متدلوژی و... پذیرای نگاه سنتی است؟ قطعا پاسخ منفی است. تلاش طولانی اندیشمندان غربی که به رنسانس انجامید حاکی از بازنگری در دین و روش های بررسی دین بود، لذا کلیسا با آن پیشینه سترگ تاریخی و سنتی، در برابر این موج سهمگین علمی و عقلی فروریخت.
برگردیم به قرآن. قرآن صرف نظر از آن که کلام خدا باشد یا آن گونه که برخی روشنفکران دینی ادعا کرده اند کلام محمد باشد گرفتار تاریخ و اقتضائات آن است. از جمله این اقتضائات تحریف است که معمولا دامن متون کهن را فرامی گیرد. بالاخره انگیزه های سیاسی و قدرت طلبی و تنش های قومی و قبیله ای دست در متون می برد و آن را به نفع خود تغییر می دهد یا حذف می کند.
نمونه این کشمکش در زمانه حاضر که صنعت چاپ و آرشیو به کمال رسیده وجود دارد تا چه رسد به دوران قدیم که هیچ امکاناتی نبوده و معمولا متون معمولا به جای آن که بر اوراق مسطور باشد، در سینه ها مستور بود. (در همین دوران سی ساله انقلاب بارها شاهد هستیم که بر سر اقوال امام خمینی اختلاف است! حال از تاریخ 1400 ساله چه توقعی می رود؟)
اکنون سوال آن است که آیا قرآن تحریف شده است یا نسخه فعلی همان متن و کلامی است که از زبان پیامبر نازل شده است؟ به لحاظ عقلی و علم هرمنوتیک پذیرش عدم تحریف دشوار است، مگر آن که ادله عقلی و استنادات نقلی و متواتری آن را تایید کند. حتی آیه "انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون" یک دلیل نقلی است نه عقلی، در نتیجه قابل تشکیک است و ناظر خارجی می تواند ادعا کند ممکن است از آیات تحریف شده باشد.
آن چه از اقوال قاطبه علما و محدثان و مورخان اسلامی اعم از شیعه و سنی برمی آید قرآن تحریف لفظی شده است که در اختلاف قرائات تجلی یافته است، اما تحریف معنوی نشده است و علمایی از شیعه که قائل به تحریف معنوی هستند اندکند.
بنا بر این قرآن موجود به عنوان سند اصلی دین برای مسلمانان حجت است و سایرین هم برای بررسی اسلام می توانند بر آن تکیه کنند.
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 30 January 2017   #53
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,045
ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟!

راه دیگر دریافت این که قرآن واقعا سند اسلام و کلام الهی است بررسی و تدبر در محتوای آن است. این نگاه همان نگاه عقلانی و نقادانه و خارج از قالب سنتی است. واقعیت آن است که محتوا و مفاهیم قرآن هم تابع اصل هرمنوتیک است، یعنی محدودیت های تاریخی، زبانی و ادبی، فرهنگی، موضوعی و... کاملا بر آن سایه افکنده است. یعنی قرآن مظروفی است که در ظرف شبه جزیره عربستان متعلق به 1400 سال پیش ریخته شده است، در نتیجه بسیاری از سوالات و انتظارات اعصار و امصار دیگر در آن وجود ندارد.


با این نگاه اگر قرآن تحریف شده یا نشده باشد تفاوت زیادی نمی کند، چون قرار نیست گره گشای مسایل امروز بشر باشد. حتی این سوال که چرا نام ائمه در قرآن نیامده اهمیتی ندارد، چون مربوط به تاریخی است که زمانش گذشته و تنها نزاع بیهوده اش برای امروزیان باقی مانده است!
قرآن تنها مشتمل بر کلیاتی از اعتقادات و اخلاقیات است که کشف آن چندان دشوار نیست و نیز مجموعه ای از احکام که برخی از آن بدرد زمان حاضر نمی خورد و بسیاری از احکام دیگر که اساسا در قرآن ذکری از آن نشده و خلأ آن را عقل و تجربه بشری پر کرده است.


پیشاپیش و قبل از آن که با جواب و اعتراض دوستان مواجه شوم تاکید می کنم که این سخنان ساختارشکنانه است و کاملا در برابر نگاه سنتی قرار گرفته و حتی تا مرز تکفیر صاحب چنین حرف هایی به پیش می رود. نمونه اش نصر حامد ابوزید بود که از سوی علمای مصر تکفیر شد.
اما همان گونه که اشاره شد جهان امروز جهان سوال و تردید و نقد است و چیزی را چشم و گوش بسته و تعبدی قبول نمی کند. طی قرون گذشته در غرب چنین انقلاب فکری رخ داد و آن گونه که برخی روشنفکران اسلامی پیش بینی می کنند جهان اسلام نیز دیر یا زود شاهد یک رنسانس اسلامی خواهد بود...
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 1 February 2017   #54
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 36
پاسخ‌ها: 33,308
روزنوشته ها: 10
ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟!

نقل قول:
در اصل توسط تعجب نوشته شده است نمايش نوشته
دوست عزیز
کمی تحمل فضای بحث را داشته باشید!!
گرامی , علوم طبیعی را چه به احکام آسمانی؟؟!!
نظریات مختلف در علوم طبیعی کجا و اختلاف نظر در احکام آسمانی که منجر به تکفیر میشود کجا؟؟!!
علم حدیثی که کاملا دلبخواهی و سلیقه ای است را با علوم طبیعی مقایسه میکنید؟؟!!

شاید عقاید جناب خیرالبریه خالی از اشکال نباشد ولی از ریشه اشتباه نیست.
ایشان بارها نشان داده اند که در بعضی از قرائتها اختلاف معنا هم وجود دارد این در حالی است که عدم تحریف به عدم تغییر حتی یک فتحه و کسره گفته شده است.

آنچه بنده در مورد غدیر از اهل تسنن شنیده ام این است که گرده همایی در غدیر شده است اما نه برای جانشینی علی بلکه برای دفاع از او در برابر هجمه ای که بر علیه او بوده است.
اگر یک عالم سنی از غدیر آنچه را برداشت کرده که شما برداشت کرده اید پس چرا او سنی است و شیعه نیست؟؟!!
عزیزم، این مشکلی است که برای خود قصه تعریف کنید و آن قصه را علم بپندارید.

در علوم طبیعی هم مشخصا نظرات مختلف و بعضا متعارضی راجع به یک چیز وجود دارد و اصولا این به معنای یکی نبودن حقیقت نیست.

شما ولی قصۀ خودتان را می گوئید.

آن چه که اهل تسنن در خصوص غدیر می گویند، مثل آن چیزی است که میرحسین در خصوص انتخابات 88 می گوید! چیز غریبی نیست، قدرت طلبی و سیاست بازی ممکن است هویت و حقیقت چیزی را منقلب بخواهد. بدون این که توجهی به حقایق موجود کند.

بهرحال این بحث وجود دارد و من نمی خواهم تفسیر خود را اینجا تحمیل کنم ، پذیرش حقیقت به عهدۀ عقل شماست و نباید به خود دروغ گفت.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 1 February 2017   #55
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 36
پاسخ‌ها: 33,308
روزنوشته ها: 10
ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟!

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
دوستان مباحث مختلفی از زوایای متفاوت مطرح می کنند که غالبا صبغه سنتی (اخباری گری یا اشاعره) بر آن حاکم است. اما اگر بخواهیم با رویکرد عقلانی (نقادانه و معتزلی) به موضوع قرآن بنگریم فضا و زاویه بحث عوض می شود.
از این نگاه، دین و قرآن در یک بستر تاریخی شکل گرفته است با همه محدودیت ها و موانع و مشکلات متعدد که چون آوار بر سر پدیده های آن فرومی ریزد؛ به عبارتی دین و کتاب تابعی است از متغیر تاریخ و گزارش روایتگران. اگر اصل هرمونتیک را ملاک بررسی قرار دهیم تفسیر دین به شکل واقعی و زمینی صورت می گیرد، لذا قابل تشکیک و سوال است؛ اما اگر با نگاه آسمانی و قداست بخشی به دین نگاه کنیم مجالی برای هیچ سوالی باقی نمی ماند و تعبد جایگزین تعقل می شود.
اما آیا جهان امروز با این همه پیشرفت های علمی و فلسفی و متدلوژی و... پذیرای نگاه سنتی است؟ قطعا پاسخ منفی است. تلاش طولانی اندیشمندان غربی که به رنسانس انجامید حاکی از بازنگری در دین و روش های بررسی دین بود، لذا کلیسا با آن پیشینه سترگ تاریخی و سنتی، در برابر این موج سهمگین علمی و عقلی فروریخت.
برگردیم به قرآن. قرآن صرف نظر از آن که کلام خدا باشد یا آن گونه که برخی روشنفکران دینی ادعا کرده اند کلام محمد باشد گرفتار تاریخ و اقتضائات آن است. از جمله این اقتضائات تحریف است که معمولا دامن متون کهن را فرامی گیرد. بالاخره انگیزه های سیاسی و قدرت طلبی و تنش های قومی و قبیله ای دست در متون می برد و آن را به نفع خود تغییر می دهد یا حذف می کند.
نمونه این کشمکش در زمانه حاضر که صنعت چاپ و آرشیو به کمال رسیده وجود دارد تا چه رسد به دوران قدیم که هیچ امکاناتی نبوده و معمولا متون معمولا به جای آن که بر اوراق مسطور باشد، در سینه ها مستور بود. (در همین دوران سی ساله انقلاب بارها شاهد هستیم که بر سر اقوال امام خمینی اختلاف است! حال از تاریخ 1400 ساله چه توقعی می رود؟)
اکنون سوال آن است که آیا قرآن تحریف شده است یا نسخه فعلی همان متن و کلامی است که از زبان پیامبر نازل شده است؟ به لحاظ عقلی و علم هرمنوتیک پذیرش عدم تحریف دشوار است، مگر آن که ادله عقلی و استنادات نقلی و متواتری آن را تایید کند. حتی آیه "انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون" یک دلیل نقلی است نه عقلی، در نتیجه قابل تشکیک است و ناظر خارجی می تواند ادعا کند ممکن است از آیات تحریف شده باشد.
آن چه از اقوال قاطبه علما و محدثان و مورخان اسلامی اعم از شیعه و سنی برمی آید قرآن تحریف لفظی شده است که در اختلاف قرائات تجلی یافته است، اما تحریف معنوی نشده است و علمایی از شیعه که قائل به تحریف معنوی هستند اندکند.
بنا بر این قرآن موجود به عنوان سند اصلی دین برای مسلمانان حجت است و سایرین هم برای بررسی اسلام می توانند بر آن تکیه کنند.

وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ﴿۱۱۶﴾
و اگر از بيشتر كسانى كه در [اين سر]زمين مى‏ باشند پيروى كنى تو را از راه خدا گمراه مى كنند آنان جز از گمان [خود] پيروى نمى كنند و جز به حدس و تخمين نمى ‏پردازند (۱۱۶)

سورۀ الأنعام



بالاخره شکفته شدید؟

هرمنوتیک در اینجا و بدین منظور، ترجمۀ همین «ظن» است که در سورۀ انعام آمده... حدس و تخمین و وزن کشی و آخر بی تکلیف ماندن و نادیده گرفتن حقیقتی که موجود است. من اسم این را علم و عقل نمی گذارم.

این تکیه بر گمان مبهم، و الگوگیری مطلق از دین ستیزی در رنسانس - و نه بازنگری دینی - البته بسیار از ساحت علم و فهم دور است.

در صفحات قبل روشن شد که برای بررسی صحت آن چه که در تاریخ به ما رسیده، علمای دینی در طول تاریخ مشغول بوده اند و این شامل قرآن و حدیث می شود و فرقی بین این دو نیست. مگر این که بخشی از اخبار رسیده بعنوان قرآن مجلدی در می آید. لذا اینجا کسی مخالف تحقیق و پژوهش، بازبینی نیست و همین چند کلمه پیش عرض شد که هر نسل موظف است در صحت آن چه که رسیده تحقیق و تتبع کند. حال هر گونه روش شناسی معقولی در این راه وجود داشته باشد قابل پذیرش است.

اما ژست های مبهم گرفتن و از چیزی مبهم سخن گفتن ، و در مورد پدیده ای که وجود عینی دارد اینگونه سخن گفتن که -شاید بدینگونه باشد- ، -شاید بدانگونه نباشد- ، -شاید نصفه باشد- ... یا غیره، این همان «ظن» است که قرآن آن را به تمسخر و تحقیر می گیرد. حالا شما اسمش را هرمنوتیک بگذارید یا هر عبارت دیگری که در موقع لازم در خصوص چیزی که قرار است حذف شود، به کار بیاید.


نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
راه دیگر دریافت این که قرآن واقعا سند اسلام و کلام الهی است بررسی و تدبر در محتوای آن است. این نگاه همان نگاه عقلانی و نقادانه و خارج از قالب سنتی است. واقعیت آن است که محتوا و مفاهیم قرآن هم تابع اصل هرمنوتیک است، یعنی محدودیت های تاریخی، زبانی و ادبی، فرهنگی، موضوعی و... کاملا بر آن سایه افکنده است. یعنی قرآن مظروفی است که در ظرف شبه جزیره عربستان متعلق به 1400 سال پیش ریخته شده است، در نتیجه بسیاری از سوالات و انتظارات اعصار و امصار دیگر در آن وجود ندارد.


با این نگاه اگر قرآن تحریف شده یا نشده باشد تفاوت زیادی نمی کند، چون قرار نیست گره گشای مسایل امروز بشر باشد. حتی این سوال که چرا نام ائمه در قرآن نیامده اهمیتی ندارد، چون مربوط به تاریخی است که زمانش گذشته و تنها نزاع بیهوده اش برای امروزیان باقی مانده است!
قرآن تنها مشتمل بر کلیاتی از اعتقادات و اخلاقیات است که کشف آن چندان دشوار نیست و نیز مجموعه ای از احکام که برخی از آن بدرد زمان حاضر نمی خورد و بسیاری از احکام دیگر که اساسا در قرآن ذکری از آن نشده و خلأ آن را عقل و تجربه بشری پر کرده است.


پیشاپیش و قبل از آن که با جواب و اعتراض دوستان مواجه شوم تاکید می کنم که این سخنان ساختارشکنانه است و کاملا در برابر نگاه سنتی قرار گرفته و حتی تا مرز تکفیر صاحب چنین حرف هایی به پیش می رود. نمونه اش نصر حامد ابوزید بود که از سوی علمای مصر تکفیر شد.
اما همان گونه که اشاره شد جهان امروز جهان سوال و تردید و نقد است و چیزی را چشم و گوش بسته و تعبدی قبول نمی کند. طی قرون گذشته در غرب چنین انقلاب فکری رخ داد و آن گونه که برخی روشنفکران اسلامی پیش بینی می کنند جهان اسلام نیز دیر یا زود شاهد یک رنسانس اسلامی خواهد بود...

روشن است که اصلا بحث بر سر پیامی است که 1400 سال پیش رسیده. لذا «نقل» در این جا حرف اول را می زند. و ادعای «عقل» کردن بدون «نقل پیام» و اصرار بر تاویل و تفسیر آن و رها کردن نقل مصرّح و متواتر تاریخی خلاف خرد است.

علم و روش شناسی هرمنوتیکی که هر چند در متن زیبا و علمی جلوه می کند، اما عملا استفادۀ کننده آن از آن بعنوان ابزاری برای حذف حقیقت موجود بهره می برد، نامش جهل است!

خوشحال باشید، روش شناسی ای یافتید که چیزی که در طول تاریخ صدها هزار نفر به آن و خلوص و یگانگی آن اشاره کردند را حذف کنید و نام آن را علم بگذارید.

تازه این روش شناسی حتی عملا اتفاق نمی افتد، با یک سری شعار کلی و فریب عوام ... از مجموعه ای مبهم سخن گفته شده و دلایل و نشانه ها بدون هیچ دلیلی کنار گذارده می شود. نام این شعبده بازی را "علم" نگذارید.

این کار امثال سروش است که صبح به نسبت دنده ای از آن بلند شده اند خلاف تصریحات و گزاره های تاریخی روشن، افاضه ای بی ربط می پراکنند و همج الرعاع روشنفکر آن را بی دلیل ماجور و منصور سازند و معلوم نیست فردا همان افاضه را بکنند. چون اینجا کلا دلیلی وجود ندارد همه مستی و سرمستی است. یک روز سبز است، یک روز قرمز است ، یک روز آبی و سروش هم برای خود پیامبر است! و هر کسی برای خود پیامبر است! و کلا ما نیازی به خدا و راهنمائی های او هم نداریم. کفر را تئوریزه کردن و با سنبۀ تبلیغات و حمایتهای دیگران ، وجهۀ دانشگاهی به آن بخشیدن است دیگر.

نقل قول:
با این نگاه اگر قرآن تحریف شده یا نشده باشد تفاوت زیادی نمی کند، چون قرار نیست گره گشای مسایل امروز بشر باشد. حتی این سوال که چرا نام ائمه در قرآن نیامده اهمیتی ندارد، چون مربوط به تاریخی است که زمانش گذشته و تنها نزاع بیهوده اش برای امروزیان باقی مانده است!
قرآن تنها مشتمل بر کلیاتی از اعتقادات و اخلاقیات است که کشف آن چندان دشوار نیست و نیز مجموعه ای از احکام که برخی از آن بدرد زمان حاضر نمی خورد و بسیاری از احکام دیگر که اساسا در قرآن ذکری از آن نشده و خلأ آن را عقل و تجربه بشری پر کرده است.
خوب ، عده ای هم بر این باورند که قرآن با تمام احکام و جهت دهی های آن امروز هم کارآمد است. لذا بر پایۀ این گزارۀ غلط در خصوص ناکارآمدی قرآن، که حاصل عدم مطالعۀ دانشگاهیان سکولار در متن دین و دور بودن از آن است، حرکت نمی کنند.

بر خلاف ادعای ضمنی شما، بشر و تجربیات امروز آن آنقدر هنرمندانه نیست که اصل ومعیار قرار گیرد. اگر بنا بر بهانه گیری باشد، خیلی ساده می توان گفت تجربیات بشری که از صندوق رایش هیتلر و ترامپ بیرون می آیند... حکمت و فلسفۀ بشری که از آن «وتو» و «شورای امنیت» و «گوانتانامو» و حمایت از«داعش» بیرون می آید ، محلی از اصالت در منظومۀ عقل و خرد نباید داشته باشند. اینها افتخار نیست ... این ها همه ننگهای تاریخی است. می توان گفت بشر در گذشته بسیار سعادتمند تر و آدم تر بوده است.

اصالت بخشیدن به این تجربیات بشر خود رفتاری غیرعقلی و غیر علمی است. بشر اشتباه می کند، مسیرهای اشتباه می رود و الزاما هر کجا بشر می رود، درست نیست.

مضاف بر این ، اشاره کردن به آهن و تکنولوژی مجردا یک رفتار عوامگرایانه و کودکانه است که جائی در حکمت و جهان بینی ندارد. علی الخصوص که این روزها علم همواره چیزهائی خلاف باورهای دیروز خود کشف می کند و انگشت به دهان و در حیرت است. اشاره کردن به تجربیات بشری که خود را نقطه ای در صفحه ای نامتناهی دیده، مسلما خلاف عقل است. علم امروز بشر است که به او می گوید که ناچیز تر از آن است که درخصوص همه چیز صحبت کند و هر لحظه که پیش می رود آن را محتاج یافتن حقیقت ذاتی وجود - اگر پیدا کند - می داند. خرد را انیشتین خوب درک کرده که می گوید: «می خواهم افکار خدا را بدانم، باقی همه جزئیات است.»، اما عده ای تنها یاد گرفته اند با خرد و حکمت و دانش بچه بازی های سخیف خود را نمایش بدهند.

نقل قول:
پیشاپیش و قبل از آن که با جواب و اعتراض دوستان مواجه شوم تاکید می کنم که این سخنان ساختارشکنانه است و کاملا در برابر نگاه سنتی قرار گرفته و حتی تا مرز تکفیر صاحب چنین حرف هایی به پیش می رود. نمونه اش نصر حامد ابوزید بود که از سوی علمای مصر تکفیر شد.
مسلم است که این کفر است و این همان عدم ایمان به خدا و ایمان به نبی است که از الزامات مکتب و مدرسۀ اسلام هستند. محرز است این بسط تئوری کفر در قالب بازی با کلام و با ژست ناچیزی از علم است.

وقتی گفتیم که ما خودمان باید کلام را تاویل کنیم، حتی اگر برداشت ما مخالف نص باشد و این تاویل ماست که مهم است، و ما نیازی به پیام 1400 سال پیش نداریم و برای امروز خودمان باید تصمیم بگیریم، پس از این دیگر خیلی پرروئی است که خود را مسلمان بخوانیم. با دست کشیدن و پا پس فرستادن است. و این رفتار نفاق آلود به نظر از ترس عوام صورت می گیرد تا آن کلیات عوامانه ذیل نام هرمنوتیک و ژستهای پوچ علمی، در معرض تهدید قرار نگیرد.

البته چیزی بیشتر از روش شناسی هرمنوتیک را ، فقه شیعی در خود دارد «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و کل ما حکم به الشرع حکم به العقل»
هر آن چه که عقل حکم کند، شرع بر آن حکم کرده
و هر آن چه شرع حکم کند، عقل بر آن حکم می کند

این یک باور بنیادین و اصیل در فقه علمای شیعه است، کسانی که اصول و فروع را وضع و تدوین و معرفی کرده اند. این را هر طلبه ای در ابتدای ورود خود به درس می آموزد
یعنی هر پدیده ای هم باید با عقل سازگار باشد، هم با شرع و الا در برداشت یکی از این دو خطا وجود دارد و باید حلاجی شود.

فقه شیعه به همین زیبائی و عقلانیت هست... و هرگز مخالفتی با دریافت و تاویل و تفسیر عقلانی ندارد و حتی مجوز این را می دهد که روی پایه های عقلی و حتی تعبدی مکشوفه، چیزی بر اساس زمان تغییر پیدا کند. اما این نیاز به دلیل و حجت و عقل دارد، نه شعرگوئی و سرمستی.


اما روشنفکران شال مذهب پوشیدۀ شعر گو ، امثال سروش ، هیچ یک از این دو عقل و شرع، را بر نداشته اما شعار هر دو را می دهند و حاصل این جز یاوه سرائی های تبلیغاتی که نیاز به بزم و شانتاژهای دلاری خواهد داشت، نیست.
__________________

آخرين ويرايش صبح ، Wednesday 1 February 2017 در 03:12PM.
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 1 February 2017   #56
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,045
ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟!

این که شما به این آسانی متدلوژی علمی را که هرمونتیک یکی از مصادیق آن است، ظن و گمان و کفر می خوانی، همان حکایت تفسیرهای درونی و اشاعره ای است؛ ضمن آن که نشانی از آن است که شما با این علم حتی آشنایی اجمالی نداری!
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 2 February 2017   #57
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 36
پاسخ‌ها: 33,308
روزنوشته ها: 10
ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟!

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
این که شما به این آسانی متدلوژی علمی را که هرمونتیک یکی از مصادیق آن است، ظن و گمان و کفر می خوانی، همان حکایت تفسیرهای درونی و اشاعره ای است؛ ضمن آن که نشانی از آن است که شما با این علم حتی آشنایی اجمالی نداری!
مشک آن است که خود ببوید
نه آن که عطار بگوید

متدولوژی ای که صرفا شعار و ژست باشد و اثری از روندهای عقلانی در آن نباشد فقط نوعی تبلیغات و پروپاگاند است.

اشتباه هم نکنید. مشکل ما هرمنوتیک نیست. مشکل ما مثل همیشه بهره برداری شامورتی گرایانه از مفاهیم به شکل مبهم و کلی است. که مثلا آقائی بدون دلیل یک شعری بگوید و حاضر نباشد روابط منطقی و عقلی آن را بیان کند و نام هرمنوتیک روی این سرخوشی بگذارد و تا به جائی برسد که «اصل متن» را نیز بی محل بداند. این دیگر هرمنوتیک نیست. یا اگر کسی می گوید این همان هرمنوتیک است، پس این هرمنوتیک اصولا نمی تواند علم و عقل باشد. علمی ایجاد می شود برای فهم یک گزاره، و نهایتا کل گزاره را پاک می کند! اگر این شعبده بازی نیست، پس چیست؟

یک صبح «گمان می کنند» که معنای یک گزاره چنین است و معلوم نیست صبح دیگر «گمان» بکنند معنای آیه چه چیز است و اسم این را می گذارند روش شناسی علمی! مشخصۀ گمان چیزی است که در آن دلیل و رابطۀ عقلی وجود ندارد. وقتی گمان بدون رابطۀ عقلی نام هرمنوتیک به خود گرفت و منجر به گزاره های عشقی شد به حدی که اصل متن موجود را هم دور ریخت، دیگر محلی از اعراب نخواهد داشت و ساحت علم و عقل از چنین چیزی مبراست.

و الا قبل از این که این واژه ها و این پروپاگاندها خلق شود علما و دانشمندان دینی بسیاری در پی تحقیق و تببع و تفحص و تشخیص راست و درست از نادرست و غلط بودند و هم چنان هستند و حتی در بسیاری از موارد روش آنها از متدولوژی مدون هرمنوتیک دور نبوده است.

خیلی جالب است که در خصوص واژۀ کفر هم حساس هستید. کفر یعنی انکار و ردّ و عدم قبول ، حال این مربوط به وحی الهی باشد یا انکار و رد نبی در هر دو حالت این از لحاظ اصول فقهی کفر است، شما روی اصالت الهی قرآن تردید می افکنید و با انتساب احتمالی آن به رسول، حتی رسول را هم العیاذ بالله دروغ گو می کنید که در قرآنی که آورده بارها خلاف این ادعا را تاکید کرده، حتی شما نص قرآن را بواسطۀ انتساب هرمنوتیک بدان "مبهم و شعر" قابل تفسیر به هر نوع دلخواه و متعارض تلقی می کنید که احوال امروز شما باید مفسر آن باشد و بر خلاف ظاهر خورشید سعی می کنید و تحریف معنائی غیر از آن چه که به گواه علم تاریخ رسیده اصالت می بخشید و حتی اصالت متن آن را تابع شرایط زمان و تفسیر هوائی خود معرفی می کنید. پس اصلا چه تعهدی به این اصل باقی ماند که هنوز این اعتقادات را ایمان و مسلمانی بدانید؟ چه اصراری دارید که این هنوز ایمان است؟ اگر این ایمان است ، ایمان به چیست؟ ممکن است بشمرید؟ این ایمان به خودتان است یا ایمان به خدا؟
گویا جوّهای پوچ دانشگاهی شما را گرفته ... اگر واقعا تعهدی به ایمان دارید، کمی به خود بیائید. اسم این حقیقتا علم نیست... و نه خرد و نه عقل. تئوریزه کردن روش ها و امکانات سیاه دیدن ماستی که همه آن را سفید می بینند است.
بله یک دارالمجانینی می شود درست شود که بگوئیم در علم فیزیک ، اجسام از خود رنگی ندارند. این ساختار مولکولی اجسام یا پوشش آنان است که در پی انکسار نور، باعث می شود نور بازگشتی رنگ داشته باشد. پس این که بگوئیم ماست سفید است، اصلا غلط است. و حتی سیاه هم نمی تواند باشد. و این مایۀ آن خواهد بود که وقتی کسی گفت «ماست سفید است» وی را با ژست پوچ دانشگاهی رد کنیم و حجت ظاهری هم داشته باشیم. اما یک حقیقت فوقانی و فائق وجود دارد، که این کلام با شرایط فهم عمومی منتشر شده، و برای فهم عمومی منتشر شده. نه برای دارالمجانین. و این عرف عمومی است که تعیین می کند «ماست سفید است» یعنی : «آن رنگی که از ماست به ما می رسد سفید است» ، و کسی که پیامی می دهد، الزاما دنبال بیان پیچیدگی های پشت سر آن نیست بلکه نیّت او و عرف او در این میان برای رساندن پیام دارای اهمیت خواهد شد و این اهمیت در زمان بیان پیام ثبت شده، و در طول زمان تغییر نمی کند. این که فرض کنیم «ماست سفید است» زمان رسول الله، امروز می تواند معنای «ماست سیاه است» داشته باشد و بر اساس هرمنوتیک چنین حق برداشتی را بر خود داشته باشیم در حالی که هنوز امروزه «ماست سفید است»، پس خود را در جهل فرو برده ایم. حالا اگر امروز فیزیک هستی جابجا شد، و ماست سیاه به نظر رسید، بله ... در این شرایط روش شناسی با آگاهی از آن زمان و این زمان، شیرین می شود! اینجاست که مثلا امام خمینی به خود حق می دهد شطرنج را که امروزه در عرف بیش از هر چیز وجهۀ ورزشی پیدا کرده بر خلاف تمام احکام تاریخ اسلام منقلب کند. و این همان روش محوری است که مبناهای هرمنوتیک نیز توقع دارد و از قرنها پیش شیعه بدان واژۀ عمومی «اجتهاد» را نهاده. و الا با شعر سرودن و بدون روابط عقلی و منطقی که نمی توان اصالتی را شکافت و دور ریخت.
__________________

آخرين ويرايش صبح ، Thursday 2 February 2017 در 12:19PM.
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 2 February 2017   #58
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,045
ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟!

نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
... شما روی اصالت الهی قرآن تردید می افکنید و با انتساب احتمالی آن به رسول، حتی رسول را هم العیاذ بالله دروغ گو می کنید که در قرآنی که آورده بارها خلاف این ادعا را تاکید کرده، حتی شما نص قرآن را بواسطۀ انتساب هرمنوتیک بدان "مبهم و شعر" قابل تفسیر به هر نوع دلخواه و متعارض تلقی می کنید که ...
این هایی که آورده اید واقعا حرفهای من بود؟ یعنی من اگر نقل قولی مثلا از روشنفکران کنم یعنی من هم دربست قبول دارم؟
ظاهرا شما مطالب را گزینشی می خوانید و دلبخواهی تفسیر می کنید، وگرنه معنای مطالب زیر چیست؟
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
آن چه از اقوال قاطبه علما و محدثان و مورخان اسلامی اعم از شیعه و سنی برمی آید قرآن تحریف لفظی شده است که در اختلاف قرائات تجلی یافته است، اما تحریف معنوی نشده است و علمایی از شیعه که قائل به تحریف معنوی هستند اندکند.
بنا بر این قرآن موجود به عنوان سند اصلی دین برای مسلمانان حجت است و سایرین هم برای بررسی اسلام می توانند بر آن تکیه کنند.
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 2 February 2017   #59
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,045
ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟!

http://forums.iranclubs.org/showthread.php?t=156513

اگر وقت کردید مطالب تاپیک فوق را بخوانید تا با حداقل با اصل بحث بیشتر آشنا شوید و البته اگر باز هم ادعا کنید همه اش شامورتی بازی و تخیل و ظن و شعبده بازی و... است، ما را با شما بحثی نیست.
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 2 February 2017   #60
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 36
پاسخ‌ها: 33,308
روزنوشته ها: 10
ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟!

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
این هایی که آورده اید واقعا حرفهای من بود؟ یعنی من اگر نقل قولی مثلا از روشنفکران کنم یعنی من هم دربست قبول دارم؟
ظاهرا شما مطالب را گزینشی می خوانید و دلبخواهی تفسیر می کنید، وگرنه معنای مطالب زیر چیست؟
نه ، حالا شما به خود نگیرید ما بحث شخصی نداریم.
شمای نوعی ... حساب کنید. این جریانی است که شما جانب آن قرار دارید بهرحال. آنچه که گفتم به هر صورت پیامد ضمنی آن چیزی است که می گوئید. شما که نمی خواهید در تئوری متوقف بشوید! می خواهید؟

با این «سلوک»های علمی مادامی که واقعا تطبیق عقلی داشته باشد، البته مخالفتی نیست. اما چیزی که شعار است ناگهان زیر میز تاریخ، عرف، نص زدن و ادعای علم کردن است. اینجا سوء استفاده ای از اعتبار علم در میان است که هیچ علمی نیست.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
امامت, سنت, قرآن, كفر


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 08:54AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2017, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts