بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Thursday 8 August 2019   #751
علوی
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
 
نشان علوی
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2013
مكان: در زمین خدا زیر سایه پیامبر(ص) و علی(ع)
پاسخ‌ها: 1,635
ج: انکار شرک

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته

مثل اینکه متوجه جواب نشدی ویا نخواستی متوجه بشی و فقط بدنبال بله و خیر هستی

بله خداوند توانا به انجام هرکاری است هم می تواند فرزند داشته باشد هم می تواند علم غیب به پیامبر بدهد و هم می تواند تمام مردم را یکتاپرست کنند
اما باید دید که خواست خداوند چنین است یا نه خواست انسانها است


درقرآن برخلاف آنهایی که خداوند را دارای فرزند می دانند رد می کنند ویا به آیاتی که به آن استناد کردم پیامبررا دانا به علم غیب نمی دانند آیا روشن تر ازاین باید بگویند

جناب حسین که می گوید

درست است که خداوند به پیامبر می گویند بگو غیب نمی دانم اما پیامبر غیب می داند چون امسا حسین چنین می خواهند و منفعتشان در دانستن غیب پیامبر است
اگر پیامبر غیب نداند با این همه روایات که از غیب سخن می گویند و مذهبشان را بهترین مذهب میدانند و دشمنانشان را گمراه وزنازاده می دانند چکارکنند با این همه زیارتگاه با منفعت بالا چکار کنند و...
آیا کسی اصلا بحث از اعتقادت مسیحیت و پدر فرزندی خداوند به میان آورده است ؟؟؟ انقدر مبحث بی ربط وارد حرفمان نکن .
کلا فکر متوهمی داری و از خودت جواب بی ربط میسازی و الکی مسائل بی ربط را به هم ربط میدهی !!!!!!
هیچ ایرادی در این نیست که رسول الله علم غیب داشته باشد . آن علم مختص خداوند متعال است و آن را به هرکس بخواهد وحی میکند دقیقا وقتی که در آیه فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى خداوند متعال به رسول الله فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَ انچه که باید به رسولش وحی میکرد وحی کرد این اصلا درکش سخت نیست و بسیار فهم آن آسان است البته اگر طرف لجاجت الکی داشته باشد یا نخواهد قبول کند !!!!!!

خداوند متعال به همه ی پیامبرانش علم غیب داده است چرا می خواهی کاسه داغ تر از آش شوی ؟؟؟
بخدا سوگند هیچ سودی در آن نیست فقط توهم موحد بودن دارد !!!!

بنده خودم به شخصه احترام زیادی برای جناب حسین قائلم و حرف های شما ارزش زیادی ندارد چون از روی کینه و نفرت آن را بیان میکنید جناب حسین جواب های بسیار منطقی و صحیحی به شما ازقرآن مجید دادند منتهی دلیل نپذیرفتن شما را خداوند بهتر از خلقش میداند
__________________
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیرْاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِیتَاءَ الزَّکَوةِ وَ کاَنُواْ لَنَا عَابِدِینَ
صدق الله العلی العظیم
یا فاطمه الزهرا

آخرين ويرايش علوی ، Thursday 8 August 2019 در 12:13AM.
علوی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 8 August 2019   #752
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,744
ج: انکار شرک

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته

در باره اختلاف شیعه وسنی گفتید که به یک روایت که همان کشنده عماراست اتفاق دارند .
اگر اتفاق دوگروه که عقایدشان باهم درتضاد است دلیل بر صدق ان خبر است پس مذاهب دیگری هم هستند که بر خبری اتفاق دارند ولی ازمنظرخداوند خبر صدق نیست
مثل مذاهب مسیحیت باهمه اختلافاتی که دربینشان هست و لی براین خبر که عیسی به صلیب کشیده شده شک ندارند وپایه مذهبشان رابرصلیب بنا کردند یعنی اگرکسی صلیب را قبول نداشته باشد مسیحی نیست ولی می بینی خداوند درقرآن فقط با یک آیه می فرمایند که

وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا ﴿۱۵۷﴾نساء
و گفته ايشان كه ما مسيح عيسى بن مريم پيامبر خدا را كشتيم و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند ليكن امر بر آنان مشتبه شد و كسانى كه در باره او اختلاف كردند قطعا در مورد آن دچار شك شده‏ اند و هيچ علمى بدان ندارند جز آنكه از گمان پيروى مى كنند و يقينا او را نكشتند (۱۵۷)
من چنین چیزی نگفتم، اصلا دقت نفرمودید چه گفتم، من نگفتم شیعه و سنی در کشنده عمار اتفاق نظر دارند، شیعه و سنی در خیلی چیزها اتفاق نظر دارند ولی یک یهودی یا مسیحی آنها را نمیپذیرد، شیعه و سنی میگویند به پیامبر اسلام وحی الهی میشده است، آیا یک مسیحی میپذیرد؟ اتفاق نظر دو گروه متخاصم بر یک عقیده خیلی فرق دارد تا اتفاق نظر دو گروه متخاصم بر وقوع یک واقعه، شیعه و سنی میگویند پیامبر اسلام میگفتند که این قرآن که میخوانم از طرف خداست، یک مسیحی هر چند نمیپذیرد که قرآن از طرف خداست اما میپذیرد که خلاصه شخصی بوده که ادعای پیامبری کرده و این قران را بر مردم خوانده و شیعه و سنی از آن واقعه خبر میدهند هر چند اعتقاد و تحلیل آنها نسبت به واقعه را قبول نمیکند، همینطور یک مسیحی وقتی تاریخ جنگ صفین را بخواند وقوع نزاع بین لشکر شام و کوفه را بر سر اینکه کشنده عمار چه کسی بوده انکار نمیکند، دقت کنید نگفتم کشنده عمار را انکار نمیکند بلکه اینکه میخواستند به گردن همدیگر بیاندازند انکار نمیکند، چون طرفین درگیر با هم هر دو قبول دارند که عمار کشته شده و کشنده او ابوالغادیه بوده که در لشکر شام بوده است، اینها را هر دو قبول دارند، پس اختلاف در چه دارند؟ برای اینکه لشکر شام گروه سرکشی نباشند که پیامبر خبر دادند در اینکه مقصود پیامبر از کشنده همین ابوالغادیه بوده یا امیرالمؤمنین که او را جلوی شمشیر ابوالغادیه آوردند اختلاف کردند، معاویه گفت اعلان کنید ما او را نکشتیم بلکه علی او را کشت که او را از خانه‌اش بیرون کشید! خوب دقت بفرمایید.

آیه‌ای که آوردید دقیقا حرف من را تایید میکند، آیه نمیگوید واقعه به صلیب کشیدن که مسیحی‌ها در آن اتفاق نظر دارند دروغ است، بلکه میگوید آنچنان که آنها گمان میکنند نیست، و لکن شبه لهم، کسی را به صلیب کشیدند اما عیسی ع نبود، خدا او را به سوی خود برده بود و دیگری به جای او به صلیب کشیده شد، کجای این، انکار واقعه‌ای است که مسیحی و یهودی و... در آن اتفاق نظر دارند، اتفاق نظر در یک واقعه غیر از اعتقاد اشخاص در تحلیل آن واقعه است.
به ترجمه‌ای که آوردید دقت کنید، دقیقا بر خلاف حرف شما اشاره میکند که هر چند اتفاق نظر دارند که واقعه صلیب انجام شد اما در اینکه چه کسی واقعا بر صلیب رفت اتفاق نظر ندارند، آیه میگوید: اختلفوا فیه، شما میگویید اتفاق کردند! آیه میگوید: لفی شک منه، شما میگویید همگی قاطع هستند! دوست گرامی این چگونه شاهد آوردن از قرآن است؟!
.

آخرين ويرايش hosyn ، Thursday 8 August 2019 در 05:26AM.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 9 August 2019   #753
کنجکاو1
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Jun 2012
پاسخ‌ها: 450
ج: انکار شرک

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته

آیه‌ای که آوردید دقیقا حرف من را تایید میکند، آیه نمیگوید واقعه به صلیب کشیدن که مسیحی‌ها در آن اتفاق نظر دارند دروغ است، بلکه میگوید آنچنان که آنها گمان میکنند نیست، و لکن شبه لهم، کسی را به صلیب کشیدند اما عیسی ع نبود، خدا او را به سوی خود برده بود و دیگری به جای او به صلیب کشیده شد، کجای این، انکار واقعه‌ای است که مسیحی و یهودی و... در آن اتفاق نظر دارند، اتفاق نظر در یک واقعه غیر از اعتقاد اشخاص در تحلیل آن واقعه است.
به ترجمه‌ای که آوردید دقت کنید، دقیقا بر خلاف حرف شما اشاره میکند که هر چند اتفاق نظر دارند که واقعه صلیب انجام شد اما در اینکه چه کسی واقعا بر صلیب رفت اتفاق نظر ندارند، آیه میگوید: اختلفوا فیه، شما میگویید اتفاق کردند! آیه میگوید: لفی شک منه، شما میگویید همگی قاطع هستند! دوست گرامی این چگونه شاهد آوردن از قرآن است؟!
.

سوره ۴: النساء -- ترجمه مکارم شیرازی
وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا ﴿۱۵۷﴾
و گفتارشان كه ما مسيح عيسي بن مريم پيامبر خدا را كشتيم در حالي كه نه او را كشتند و نه بدار آويختند لكن امر بر آنها مشتبه شد و كساني كه در مورد (قتل) او اختلاف كردند از آن در شك هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروي مي‏كنند و قطعا او را نكشتند. (۱۵۷)


به آیه خوب توجه کن چه کسایی درشکند که مسیح را کشتند یهودیان یا مسیحیان ؟
نه دوست گرامی مسیحیت شکی دراین باره که مسیح به صلیب کشیده شد ندارند
اگر به آیه دقت کنی آنهایی که درشک هستند کسایی هستند که می گویند مسیح را کشتیم واین را می دانیم که مسیحیها عیسی را نکشتند پس منظور کسایی هستند که ادعای کشتن مسیح را داشتند

اگر به ادامه آیه توجه کنید که به آن هیچ اشاره ای نکردی نداشتن علم و پیروی از گمان است
کنجکاو1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 9 August 2019   #754
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,744
ج: انکار شرک

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
به آیه خوب توجه کن چه کسایی درشکند که مسیح را کشتند یهودیان یا مسیحیان ؟
نه دوست گرامی مسیحیت شکی دراین باره که مسیح به صلیب کشیده شد ندارند
دوست گرامی توجه نفرموید که دو گروه یهودی و مسیحی به منزله دو گروه شیعه و سنی در بحث ما هستند، وقتی اختلاف دارند پس تواتر عقیده مسیحی ثابت نمیشود، بلی تواتر اصل واقعه صلیب ثابت میشود چون هم یهودی و هم مسیحی اصل آن را قبول دارند و قران هم تایید میکند با کلمه شبه لهم، و لذا اگر در جایی شیعه حرف سنی را و یا سنی حرف شیعه را در تحقق واقعه‌ای (نه اعتقاد و تحلیل واقعه) قبول ندارد، تواتر محقق نمیشود، این اولا، ثانیا این آیه چون صحبت از یهود است اختلاف آنها را ذکر کرده و آیه‌ای نداریم که بگوید مسیحی‌ها اختلاف نکردند، در بین مسیحیت هم اتفاق نظر نیست که مسیح ع به صلیب کشیده شده، به بیوگرافی شمعون قیروانی مراجعه کنید تا ببینید که خود مسیحی‌ها هم اتفاق نظر ندارند، همانگونه که ما یهودای اسخریوطی را میگوییم به جای ایشان اشتباه شد، مسیحیان ناستیک و پیروان باسیلید و مکاشفه پطرس در اپوکریفا میگویند که حضرت عیسی به صلیب نرفتند، --> تصلیب عیسی


بعد از پیامبر خدا ص تا واقعه عاشورا ۵۰ سال میشود، در این پنجاه سال حضرت از پنج واقعه سرنوشت ساز امت اسلامی خبر دادند که چون هنوز خیلی زمان نگذشته بود به سادگی بین مسلمین شیعه و سنی متواتر شد، و الآن هم که ۱۵ قرن گذشته هنوز اگر شخصی منابع موجود را مطالعه کند، طبق تحلیل فازی به تواتر صحیح منطقی میرسد، و شکی برای او باقی نمیماند که پیامبر ص به این پنج امر مهم از غیب خبر داده بودند و صحابه میدانستند.

چون مجال تفصیل نیست فقط اشاره میکنم:

۱- خبر از اینکه بعد از ایشان، ابوبکر و سپس عمر خلیفه میشوند، طبق اتفاق شیعه و سنی در آیه و اذ أسرّ النبي الی بعض ازواجه....
۲- خبر سگهای حوأب در جنگ جمل
۳- خبر کشته شدن عمار در جنگ صفین
۴- خبر کشته شدن ذی الثدیة در جنگ خوارج نهروان
۵- خبر شهادت حضرت سید الشهداء ع

این پنج مورد حالتی دارد که از روایت بیرون رفته و جنبه تواتر پیدا کرده است، و واژه‌های ناکثین قاسطین مارقین در زبان شیعه و سنی از روز اول بوده است و در کتب امروز هر دو طایفه شیعه و سنی موجود است، و کسی که تحقیق کند به مرحله‌ای میرسد که وقتی کلاه خودش را قاضی میکند میبیند فقط باید سر خودش کلاه بگذارد که اینها را انکار کند، و ربطی به دین و روایت و تعصب و اینها ندارد، اگر روزی دست از تعصب برداشتید و فرد نرمال شدید و تحقیق تاریخی کردید یاد حرف من خواهید کرد، قضیه سگهای حوأب به قدری عجیب است و با فرهنگ اهل سنت در تضاد است که در طول تاریخ بعض علمای اهل سنت سعی کردند به کلی تکذیب کنند، اما مگر میشود متواتر را منکر شد، در زمان ما علامه فن حدیث ناصر البانی معروف در کتاب احادیث صحیحیه به این گروه که قبول نکردند میتازد که چرا انکار میکنید، سپس میگوید پس با ادامه دادن عایشه به جنگ چه کار میکنید؟ جواب میدهد خوب اشتباه کرد و خودش به خاطر همین اشتباه وصیت کرد که من را در کنار پیامبر دفن نکنید و به بقیع ببرید، میگوید مگر ما شیعه هستیم که معصوم قائل باشیم! چرا این عالم سنی چنین میگوید و حتی به دوست معاصر و فاضل خودش سعید افغانی میتازد؟ چون در اثر تخصص شکی برایش نمیماند، و یا به خاطر کشته شدن ذی الثدیه در جنگ نهروان، عمرو عاص مجبور شد به عایشه دروغ بگوید و وقتی فهمید او را لعن کرد که چرا به من دروغ گفته است! و در قضیه عاشورا آنقدر مشهور بود که مثلا امروز در کتاب ابن عساکر تاریخ دمشق که مال شیعه نیست و از منابع معروف اهل سنت است میخوانیم که کسانی از بنی اسد چون قضیه شهادت را شنیده بودند قبل از عاشورا آمده بودند آنجا ساکن شده بودند تا مبادا روز عاشورا بگذرد و آنها آنجا شهید نشوند، این کتاب شیعه نیست، یک کتاب معتبر و معروف اهل سنت است که جو آن زمان را برای ما بازتاب میدهد.
.

آخرين ويرايش hosyn ، Friday 9 August 2019 در 07:36AM.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 9 August 2019   #755
کنجکاو1
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Jun 2012
پاسخ‌ها: 450
ج: انکار شرک

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی توجه نفرموید که دو گروه یهودی و مسیحی به منزله دو گروه شیعه و سنی در بحث ما هستند، وقتی اختلاف دارند پس تواتر عقیده مسیحی ثابت نمیشود، بلی تواتر اصل واقعه صلیب ثابت میشود چون هم یهودی و هم مسیحی اصل آن را قبول دارند و قران هم تایید میکند با کلمه شبه لهم، و لذا اگر در جایی شیعه حرف سنی را و یا سنی حرف شیعه را در تحقق واقعه‌ای (نه اعتقاد و تحلیل واقعه) قبول ندارد، تواتر محقق نمیشود، این اولا، ثانیا این آیه چون صحبت از یهود است اختلاف آنها را ذکر کرده و آیه‌ای نداریم که بگوید مسیحی‌ها اختلاف نکردند، در بین مسیحیت هم اتفاق نظر نیست که مسیح ع به صلیب کشیده شده، به بیوگرافی شمعون قیروانی مراجعه کنید تا ببینید که خود مسیحی‌ها هم اتفاق نظر ندارند، همانگونه که ما یهودای اسخریوطی را میگوییم به جای ایشان اشتباه شد، مسیحیان ناستیک و پیروان باسیلید و مکاشفه پطرس در اپوکریفا میگویند که حضرت عیسی به صلیب نرفتند، --> تصلیب عیسی


بعد از پیامبر خدا ص تا واقعه عاشورا ۵۰ سال میشود، در این پنجاه سال حضرت از پنج واقعه سرنوشت ساز امت اسلامی خبر دادند که چون هنوز خیلی زمان نگذشته بود به سادگی بین مسلمین شیعه و سنی متواتر شد، و الآن هم که ۱۵ قرن گذشته هنوز اگر شخصی منابع موجود را مطالعه کند، طبق تحلیل فازی به تواتر صحیح منطقی میرسد، و شکی برای او باقی نمیماند که پیامبر ص به این پنج امر مهم از غیب خبر داده بودند و صحابه میدانستند.

چون مجال تفصیل نیست فقط اشاره میکنم:

۱- خبر از اینکه بعد از ایشان، ابوبکر و سپس عمر خلیفه میشوند، طبق اتفاق شیعه و سنی در آیه و اذ أسرّ النبي الی بعض ازواجه....
۲- خبر سگهای حوأب در جنگ جمل
۳- خبر کشته شدن عمار در جنگ صفین
۴- خبر کشته شدن ذی الثدیة در جنگ خوارج نهروان
۵- خبر شهادت حضرت سید الشهداء ع

این پنج مورد حالتی دارد که از روایت بیرون رفته و جنبه تواتر پیدا کرده است، و واژه‌های ناکثین قاسطین مارقین در زبان شیعه و سنی از روز اول بوده است و در کتب امروز هر دو طایفه شیعه و سنی موجود است، و کسی که تحقیق کند به مرحله‌ای میرسد که وقتی کلاه خودش را قاضی میکند میبیند فقط باید سر خودش کلاه بگذارد که اینها را انکار کند، و ربطی به دین و روایت و تعصب و اینها ندارد، اگر روزی دست از تعصب برداشتید و فرد نرمال شدید و تحقیق تاریخی کردید یاد حرف من خواهید کرد، قضیه سگهای حوأب به قدری عجیب است و با فرهنگ اهل سنت در تضاد است که در طول تاریخ بعض علمای اهل سنت سعی کردند به کلی تکذیب کنند، اما مگر میشود متواتر را منکر شد، در زمان ما علامه فن حدیث ناصر البانی معروف در کتاب احادیث صحیحیه به این گروه که قبول نکردند میتازد که چرا انکار میکنید، سپس میگوید پس با ادامه دادن عایشه به جنگ چه کار میکنید؟ جواب میدهد خوب اشتباه کرد و خودش به خاطر همین اشتباه وصیت کرد که من را در کنار پیامبر دفن نکنید و به بقیع ببرید، میگوید مگر ما شیعه هستیم که معصوم قائل باشیم! چرا این عالم سنی چنین میگوید و حتی به دوست معاصر و فاضل خودش سعید افغانی میتازد؟ چون در اثر تخصص شکی برایش نمیماند، و یا به خاطر کشته شدن ذی الثدیه در جنگ نهروان، عمرو عاص مجبور شد به عایشه دروغ بگوید و وقتی فهمید او را لعن کرد که چرا به من دروغ گفته است! و در قضیه عاشورا آنقدر مشهور بود که مثلا امروز در کتاب ابن عساکر تاریخ دمشق که مال شیعه نیست و از منابع معروف اهل سنت است میخوانیم که کسانی از بنی اسد چون قضیه شهادت را شنیده بودند قبل از عاشورا آمده بودند آنجا ساکن شده بودند تا مبادا روز عاشورا بگذرد و آنها آنجا شهید نشوند، این کتاب شیعه نیست، یک کتاب معتبر و معروف اهل سنت است که جو آن زمان را برای ما بازتاب میدهد.
.
کجای یهود و مسیحیت مثل شیعه وسنی هستند ؟

شیعه وسنی یک کتاب مشترک دارند درصورتی که یهود ومسیحیت چنین نیست

اگر به آیه توجه کرده باشی آنها که ادعای کشتن عیسی بودند از روی علم چنین نگفتند بلکه گمان کردن که عیسی را گشتند نه اینکه پیروان مسیح چنین کنند

اما می بینیم که بعدها آنهایی که ازاین گمان پیروی کردند دین الهی را به بیراه کشاند ودرنتیجه با سخنان پوچ وبی اساس کافرشدند
شما به واقعه عاشورا اشاره کردید که کسایی ازبنی اسد که قضیه شهادت راشنیده بودند قبل ازعاشورا آمده بودند ودرآنجا ساکن شدند که
نقل قول:
تا مبادا روز عاشورا بگذرد و آنها آنجا شهید نشوند
آنها ازکجا فهمیده بودند که چنین می شود ؟
کنجکاو1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 9 August 2019   #756
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,744
ج: انکار شرک

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
شما به واقعه عاشورا اشاره کردید که کسایی ازبنی اسد که قضیه شهادت راشنیده بودند قبل ازعاشورا آمده بودند ودرآنجا ساکن شدند که آنها ازکجا فهمیده بودند که چنین می شود ؟
آنچه جالب است و مقصود من بود اینکه شخص اسدی نمیگوید روایت شنیدم، میگوید بلغنی، یعنی به من رسیده، که کاشف از این است که قضیه دهن به دهن میشد و چیزی معروف بود.

این روایت در دو کتاب اهل سنت آمده، تاریخ دمشق ابن عساکر (متوفای ۵۷۱) و بغیة الطلب در تاریخ حلب ابن عدیم (متوفای ۶۶۰):

تاريخ دمشق لابن عساكر (14/ 216)-بغية الطلب فى تاريخ حلب (6/ 2619)
ابن الهيثم كان أبي يتبدى فينزل قريبا من الموضع الذي كان فيه معركة الحسين فكنا لا نبدو إلا وجدنا رجلا من بني أسد هناك فقال له إني أراك ملازما هذا المكان قال بلغني أن حسينا يقتل ها هنا فأنا أخرج لعلي أصادفه فأقتل معه فلما قتل الحسين قال أبي انطلقوا ننظر هل الأسدي فيمن قتل وأتينا المعركة فطوفنا فإذا الأسدي مقتول.

ترجمه:
ابن هیثم میگوید پدرم زندگی عشایری داشت و در بیایان و بادیه ساکن میشد، پس نزدیک جایی که معرکة حسین اتفاق افتاد منزل میکرد، پس ما هیچگاه آنجا منزل نکردیم مگر اینکه مردی از بنی اسد را آنجا میدیدیم، یک بار پدرم از او پرسید چه شده تو را ملازم این مکان میبینم؟ گفت به من رسیده است که حسین اینجا کشته میشود پس اینجا میآیم تا با او مصادف شوم و با او کشته شوم، پس از آنکه حسین کشته شد پدرم گفت بیا برویم ببینیم آیا مرد اسدی کشته شده؟ پس آمدیم و میان کشته‌ها گشتیم پس کشته او را یافتیم.

و اما از کجا این خبر پیچیده بود پس یکی دو تا نیست، و شواهد بسیار زیاد در کتب شیعه و سنی موجود است که پیامبر خدا ص از شهادت ایشان خبر داده بودند، البانی که عالم معروف سلفی زمان ماست در این قرن پانزدهم کتاب تالیف کرده تا کاملا غربال کند خوب و بد را طبق نظر خودشان، ببینید در دو موضع از کتاب سلسله صحیحیش این احادیث خبر دادن پیامبر خدا ص از شهادت سید الشهداء ع را نقل میکند:

سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها (2/ 464)
821- "أتاني جبريل عليه الصلاة والسلام، فأخبرني أن أمتي ستقتل ابني هذا (يعني الحسين) ، فقلت: هذا؟ فقال: نعم، وأتاني بتربة من تربته حمراء".

سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها (3/ 159)
1171 - " قام من عندي جبريل قبل، فحدثني أن الحسين يقتل بشط الفرات ".
...
قلت: يعني أن له شواهد تقويه وهو كذلك.
۱-
۲-
۳-
۴-
۵-
۶-
.....
فائدة: ليس في شيء من هذه الأحاديث ما يدل على قداسة كربلاء وفضل السجود على أرضها واستحباب اتخاذ قرص منها للسجود عليه عند الصلاة كما عليه الشيعة اليوم

ببینید حدیث دوم را وقتی نقل میکند میگوید شواهد زیاد دارد و سپس شش حدیث دیگر شاهد آن میآورد که مجموعا در کتاب او هشت حدیث میشود، و چون در این احادیث که همه از اهل سنت است نام کربلاء و طف آمده، ناچار میشود به شیعه حمله کند، لذا این فائدة را شروع میکند و به شیعه میتازد، ترجمه سطر اول آن این است:

فائده: در هیچکدام از این احادیث چیزی نیست که دلالت بر قداست کربلاء و فضیلت سجده کردن بر زمین کربلاء و استحباب مهر درست کردن از آن برای سجده هنگام نماز آنچنان که شیعه امروز بر آن رفتار میکنند، دلالت کند.......


مثلا در حدیث ششم که نقل میکند چنین آمده:

عن أبي الضحى عن ابن عباس رضي الله عنهما قال: "ما كنا نشك وأهل البيت متوافرون أن الحسين بن علي يقتل بـ (الطف)".

ترجمه:
ابن عباس میگوید ما شک نداشتیم و همه اهل بیت نیز قبول داشتند که حسین در طف کشته میشود.
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 9 August 2019   #757
کنجکاو1
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Jun 2012
پاسخ‌ها: 450
ج: انکار شرک

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
آنچه جالب است و مقصود من بود اینکه شخص اسدی نمیگوید روایت شنیدم، میگوید بلغنی، یعنی به من رسیده، که کاشف از این است که قضیه دهن به دهن میشد و چیزی معروف بود.

این روایت در دو کتاب اهل سنت آمده، تاریخ دمشق ابن عساکر (متوفای ۵۷۱) و بغیة الطلب در تاریخ حلب ابن عدیم (متوفای ۶۶۰):

تاريخ دمشق لابن عساكر (14/ 216)-بغية الطلب فى تاريخ حلب (6/ 2619)
ابن الهيثم كان أبي يتبدى فينزل قريبا من الموضع الذي كان فيه معركة الحسين فكنا لا نبدو إلا وجدنا رجلا من بني أسد هناك فقال له إني أراك ملازما هذا المكان قال بلغني أن حسينا يقتل ها هنا فأنا أخرج لعلي أصادفه فأقتل معه فلما قتل الحسين قال أبي انطلقوا ننظر هل الأسدي فيمن قتل وأتينا المعركة فطوفنا فإذا الأسدي مقتول.

ترجمه:
ابن هیثم میگوید پدرم زندگی عشایری داشت و در بیایان و بادیه ساکن میشد، پس نزدیک جایی که معرکة حسین اتفاق افتاد منزل میکرد، پس ما هیچگاه آنجا منزل نکردیم مگر اینکه مردی از بنی اسد را آنجا میدیدیم، یک بار پدرم از او پرسید چه شده تو را ملازم این مکان میبینم؟ گفت به من رسیده است که حسین اینجا کشته میشود پس اینجا میآیم تا با او مصادف شوم و با او کشته شوم، پس از آنکه حسین کشته شد پدرم گفت بیا برویم ببینیم آیا مرد اسدی کشته شده؟ پس آمدیم و میان کشته‌ها گشتیم پس کشته او را یافتیم.

و اما از کجا این خبر پیچیده بود پس یکی دو تا نیست، و شواهد بسیار زیاد در کتب شیعه و سنی موجود است که پیامبر خدا ص از شهادت ایشان خبر داده بودند، البانی که عالم معروف سلفی زمان ماست در این قرن پانزدهم کتاب تالیف کرده تا کاملا غربال کند خوب و بد را طبق نظر خودشان، ببینید در دو موضع از کتاب سلسله صحیحیش این احادیث خبر دادن پیامبر خدا ص از شهادت سید الشهداء ع را نقل میکند:

سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها (2/ 464)
821- "أتاني جبريل عليه الصلاة والسلام، فأخبرني أن أمتي ستقتل ابني هذا (يعني الحسين) ، فقلت: هذا؟ فقال: نعم، وأتاني بتربة من تربته حمراء".

سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها (3/ 159)
1171 - " قام من عندي جبريل قبل، فحدثني أن الحسين يقتل بشط الفرات ".
...
قلت: يعني أن له شواهد تقويه وهو كذلك.
۱-
۲-
۳-
۴-
۵-
۶-
.....
فائدة: ليس في شيء من هذه الأحاديث ما يدل على قداسة كربلاء وفضل السجود على أرضها واستحباب اتخاذ قرص منها للسجود عليه عند الصلاة كما عليه الشيعة اليوم

ببینید حدیث دوم را وقتی نقل میکند میگوید شواهد زیاد دارد و سپس شش حدیث دیگر شاهد آن میآورد که مجموعا در کتاب او هشت حدیث میشود، و چون در این احادیث که همه از اهل سنت است نام کربلاء و طف آمده، ناچار میشود به شیعه حمله کند، لذا این فائدة را شروع میکند و به شیعه میتازد، ترجمه سطر اول آن این است:

فائده: در هیچکدام از این احادیث چیزی نیست که دلالت بر قداست کربلاء و فضیلت سجده کردن بر زمین کربلاء و استحباب مهر درست کردن از آن برای سجده هنگام نماز آنچنان که شیعه امروز بر آن رفتار میکنند، دلالت کند.......


مثلا در حدیث ششم که نقل میکند چنین آمده:

عن أبي الضحى عن ابن عباس رضي الله عنهما قال: "ما كنا نشك وأهل البيت متوافرون أن الحسين بن علي يقتل بـ (الطف)".

ترجمه:
ابن عباس میگوید ما شک نداشتیم و همه اهل بیت نیز قبول داشتند که حسین در طف کشته میشود.
.
جالب است که بنی اسد شنیده بودند که در کربلا حسین ویارانش شهید می شوند اما آنهایی که با حسین بودندنمی دانستند ؟
بعداز اینکه شب عاشورا از حسین شنیدند که اگر بمانند شهید می شوند به همین خاطر شبانه جان خودرا برداشته ودر رفتن آیا غیراز این است
کنجکاو1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 9 August 2019   #758
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,744
ج: انکار شرک

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
جالب است که بنی اسد شنیده بودند که در کربلا حسین ویارانش شهید می شوند اما آنهایی که با حسین بودندنمی دانستند ؟
بعداز اینکه شب عاشورا از حسین شنیدند که اگر بمانند شهید می شوند به همین خاطر شبانه جان خودرا برداشته ودر رفتن آیا غیراز این است
دوست گرامی، اشکال کردن آسان است عاقبت به خیر شدن سخت است.

چرا نمیدانستند؟ چه کسی به شما گفته نمیدانستند؟ شما که اصلا تاریخ را قبول ندارید اینجا به یک حدس غلط تاریخی مینازید؟ تازه وقتی میدانند که حضرت شهید میشوند یعنی هر کدام میدانند که خودش هم شهید میشود؟ مگر وقتی کشته شدن جدی شد هر کسی تاب تحملش را دارد؟ خود حضرت جمله معروف را فرمودند: اذا محصوا بالبلاء قلّ الدیانون، گیرم بعضی نمیدانستند (که معلوم است لازم نکرده همه بدانند) مگر امروزه که عصر شبکه‌های اجتماعی است هر فردی همه اخبار را میشنود؟ تمام جریانات این راه طولانی و اینکه در هر منزل چه گفتند در تواریخ شیعه و سنی هست، همین فردا، صبح ترویه هشتم ذی حجة، خطبه حضرت ع هنگام حرکت از مکه زبانزد است، کأنی باوصالی تتقطعها عسلان الفلوات بین النواویس و کربلاء، همانجا گفتند: من کان باذلا فینا مهجته موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا، و در بین راه بر همین مبنا بیعت میگرفتند، اما شب عاشورا بیعت را برداشتند، آیا فرق اینها را میفهمید؟ و چون گفتید: «جالب است» بگذارید از همان کتاب عالم سنی که در پست قبل از او نقل کردم روایت بعدی آن را که مناسب این اشکال شماست بیاورم هر چند مجال ترجمه نیست:

بغية الطلب فى تاريخ حلب ابن عدیم متوفای 660هـ (6/ 2619)
... عن قدامة الضبي عن جرداء بنت سمير عن زوجها هرثمة بن سلمى قال: خرجنا مع علي في بعض غزوه، فسار حتى انتهى إلى كربلاء، فنزل الى شجرة يصلي إليها فأخذ تربة من الأرض فشمها ثم قال: واها لك تربة ليقتلن بك قوم يدخلون الجنة بغير حساب قال: فقفلنا من غزاتنا، وقتل علي ونسيت الحادث. قال: فكنت في الجيش الذين ساروا الى الحسين، فلما انتهيت إليه نظرت الى الشجرة فذكرت الحديث فتقدمت على فرس لي فقلت: أبشرك ابن بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم وحدثته الحديث، قال: معنا أو علينا؟ قلت: لا معك ولا عليك وتركت، قال أمّا لا فولّ في الأرض، فو الذي نفس حسين بيده لا يشهد قتلنا اليوم رجل إلّا دخل جهنم، فانطلقت هاربا موليا في الأرض حتى خفي عليّ مقتله.

ببینید این مرد با اینکه وقتی آن درخت را دید و یادش افتاد، برای خبر دادن حضرت میرود ولی حاضر نمیشود همراه حضرت شود، میگوید نه با شما هستم و نه بر علیه شما.
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 9 August 2019   #759
کنجکاو1
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Jun 2012
پاسخ‌ها: 450
ج: انکار شرک

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی، اشکال کردن آسان است عاقبت به خیر شدن سخت است.

چرا نمیدانستند؟ چه کسی به شما گفته نمیدانستند؟ شما که اصلا تاریخ را قبول ندارید اینجا به یک حدس غلط تاریخی مینازید؟ تازه وقتی میدانند که حضرت شهید میشوند یعنی هر کدام میدانند که خودش هم شهید میشود؟ مگر وقتی کشته شدن جدی شد هر کسی تاب تحملش را دارد؟ خود حضرت جمله معروف را فرمودند: اذا محصوا بالبلاء قلّ الدیانون، گیرم بعضی نمیدانستند (که معلوم است لازم نکرده همه بدانند) مگر امروزه که عصر شبکه‌های اجتماعی است هر فردی همه اخبار را میشنود؟ تمام جریانات این راه طولانی و اینکه در هر منزل چه گفتند در تواریخ شیعه و سنی هست، همین فردا، صبح ترویه هشتم ذی حجة، خطبه حضرت ع هنگام حرکت از مکه زبانزد است، کأنی باوصالی تتقطعها عسلان الفلوات بین النواویس و کربلاء، همانجا گفتند: من کان باذلا فینا مهجته موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا، و در بین راه بر همین مبنا بیعت میگرفتند، اما شب عاشورا بیعت را برداشتند، آیا فرق اینها را میفهمید؟ و چون گفتید: «جالب است» بگذارید از همان کتاب عالم سنی که در پست قبل از او نقل کردم روایت بعدی آن را که مناسب این اشکال شماست بیاورم هر چند مجال ترجمه نیست:

بغية الطلب فى تاريخ حلب ابن عدیم متوفای 660هـ (6/ 2619)
... عن قدامة الضبي عن جرداء بنت سمير عن زوجها هرثمة بن سلمى قال: خرجنا مع علي في بعض غزوه، فسار حتى انتهى إلى كربلاء، فنزل الى شجرة يصلي إليها فأخذ تربة من الأرض فشمها ثم قال: واها لك تربة ليقتلن بك قوم يدخلون الجنة بغير حساب قال: فقفلنا من غزاتنا، وقتل علي ونسيت الحادث. قال: فكنت في الجيش الذين ساروا الى الحسين، فلما انتهيت إليه نظرت الى الشجرة فذكرت الحديث فتقدمت على فرس لي فقلت: أبشرك ابن بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم وحدثته الحديث، قال: معنا أو علينا؟ قلت: لا معك ولا عليك وتركت، قال أمّا لا فولّ في الأرض، فو الذي نفس حسين بيده لا يشهد قتلنا اليوم رجل إلّا دخل جهنم، فانطلقت هاربا موليا في الأرض حتى خفي عليّ مقتله.

ببینید این مرد با اینکه وقتی آن درخت را دید و یادش افتاد، برای خبر دادن حضرت میرود ولی حاضر نمیشود همراه حضرت شود، میگوید نه با شما هستم و نه بر علیه شما.
.
بقول معروف دیوارحاشا بلنده
می شود برای انکار سخنی سخن دیگر گفت به همین خاطر بهترین سند کلام خداوند (قرآن )است که کذبی درآن نیست
آیات زیادی داریم که می گویند پیامبران انسانهایی مثل ما هستند و فقط به آنها وحی می شود و بارها به این مهم اشاره دارند که غیب نمی دانند و آیاتی هم اززندگی آنها هست که نشان می دهد از عاقبت آن کارآگاه نبودند مثال خودیوسف که می گوئید غیب می دانست و به آن دورفیق زندانی گفت که می داند غذا چیست اما با این وجود ندانست که ان یکی که قرار است آزاد شود نمی تواند برایش کاری کند و فرآموش می کند تقاضای یوسف را انجام دهد ودیگر سرگذشت پیامبران که اگر خواستید آیاتی که درباره آنها نازل شده را بیاورم مثل سوره تحریم و یا سوره عبس و یا زمانی که موسی به میعادگاه رفت وازاحوالات قوم خود بی اطلاع بود ویا یونس که قوم خودراترک کرد یعقوب که ازحال یوسف بی اطلاع بود وسالیان درازی ازدوری یوسف کریست که بینائیش راازدست دادو....

آخرين ويرايش کنجکاو1 ، Friday 9 August 2019 در 09:53PM.
کنجکاو1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 9 August 2019   #760
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,744
ج: انکار شرک

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
بقول معروف دیوارحاشا بلنده
می شود برای انکار سخنی سخن دیگر گفت به همین خاطر بهترین سند کلام خداوند (قرآن )است که کذبی درآن نیست
آیات زیادی داریم که می گویند پیامبران انسانهایی مثل ما هستند و فقط به آنها وحی می شود و بارها به این مهم اشاره دارند که غیب نمی دانند و آیاتی هم اززندگی آنها هست که نشان می دهد از عاقبت آن کارآگاه نبودند مثال خودیوسف که می گوئید غیب می دانست و به آن دورفیق زندانی گفت که می داند غذا چیست اما با این وجود ندانست که ان یکی که قرار است آزاد شود نمی تواند برایش کاری کند و فرآموش می کند تقاضای یوسف را انجام دهد ودیگر سرگذشت پیامبران که اگر خواستید آیاتی که درباره آنها نازل شده را بیاورم مثل سوره تحریم و یا سوره عبس و یا زمانی که موسی به میعادگاه رفت وازاحوالات قوم خود بی اطلاع بود ویا یونس که قوم خودراترک کرد یعقوب که ازحال یوسف بی اطلاع بود وسالیان درازی ازدوری یوسف کریست که بینائیش راازدست دادو....
بلی دوست گرامی بهترین سند کلام خداوند است اما همه کلام خداوند، نه گزینشی، و این آیاتی که شما میگویید واضح‌ترین دلالت را دارند، هر بچه دبستانی ترجمه قرآن بخواند معنایش را به سادگی درک میکند، اگر شما حالا فهمیدید بنده شاید قبل از دبستان که قرآن خواندم فهمیدم، و معانی همه آنها واضح است، اما بعض آیات است، مغالطه شما در این آیات، مغالطه شناخته شده‌ای است به نام: یا همه یا هیچ، یا پیامبران باید همه علم غیب را داشته باشند و یا هیچ علم غیبی نداشته باشند.

حالا برای نمونه به اولی و آخری آنچه گفتید نگاه کنید تا برایتان نشان دهم که چگونه گزینشی رفتار کردید:

((آیات زیادی داریم که می گویند پیامبران انسانهایی مثل ما هستند)) آیا انسانی که چشم به زدن تخت بلقیس میآورد انسانی مثل ما است؟ آیا انسانی که حضرت موسی را حیرت زده میکند انسانی مثل ما است؟


((یعقوب که ازحال یوسف بی اطلاع بود وسالیان درازی ازدوری یوسف کریست که بینائیش راازدست داد)) شما بگویید «و انه لذو علم لما علمناه» چه بود؟ و همچنین «و اعلم من الله ما لا تعلمون» چه بود؟

وَ لَمَّا دَخَلُوا مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُمْ ما كانَ يُغْني‏ عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ حاجَةً في‏ نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضاها وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِما عَلَّمْناهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (يوسف 68)

قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْني‏ إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ (يوسف 86)

.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 10 August 2019   #761
کنجکاو1
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Jun 2012
پاسخ‌ها: 450
ج: انکار شرک

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
بلی دوست گرامی بهترین سند کلام خداوند است اما همه کلام خداوند، نه گزینشی، و این آیاتی که شما میگویید واضح‌ترین دلالت را دارند، هر بچه دبستانی ترجمه قرآن بخواند معنایش را به سادگی درک میکند، اگر شما حالا فهمیدید بنده شاید قبل از دبستان که قرآن خواندم فهمیدم، و معانی همه آنها واضح است، اما بعض آیات است، مغالطه شما در این آیات، مغالطه شناخته شده‌ای است به نام: یا همه یا هیچ، یا پیامبران باید همه علم غیب را داشته باشند و یا هیچ علم غیبی نداشته باشند.

.
بله هربچه دبستانی هم که قرآن را بخواند می فهمد و این بخاطر این است که خداوند قرآن را روشن بیان فرموده ولی ایمان مهم است که چه کسی کلام خداوند را باوردارد وبه آن ایمان می آورد

أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ ﴿۲۲﴾ زمر
آیا کسی که خدا سینه اش را برای [پذیرفتن] اسلام گشاده است، و بهره مند از نوری از سوی پروردگار خویش است [مانند کسی است که سینه اش از پذیرفتن اسلام تنگ است؟] پس وای بر آنان که دل هایشان از یاد کردن خدا سخت است، اینان در گمراهی آشکار هستند. (۲۲)

نقل قول:
حالا برای نمونه به اولی و آخری آنچه گفتید نگاه کنید تا برایتان نشان دهم که چگونه گزینشی رفتار کردید:

((آیات زیادی داریم که می گویند پیامبران انسانهایی مثل ما هستند)) آیا انسانی که چشم به زدن تخت بلقیس میآورد انسانی مثل ما است؟ آیا انسانی که حضرت موسی را حیرت زده میکند انسانی مثل ما است؟
شمامثل اینکه معاذالله از خداوند بهتر می دانید اگر از ازهمان دوران قبل از دبستان قرآن را خوانده باشی باید می فهمیدی که خداوند بارها فرمودند که پیامبران انسانهایی هستند مثل شما

قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطَانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿۱۱﴾
ابراهیم
پيامبرانشان به آنان گفتند ما جز بشرى مثل شما نيستيم ولى خدا بر هر يك از بندگانش كه بخواهد منت مى ‏نهد و ما را نرسد كه جز به اذن خدا براى شما حجتى بياوريم و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند (۱۱)
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا ﴿۱۱۰﴾ کهف
بگو من هم مثل شما بشرى هستم و[لى] به من وحى مى ‏شود كه خداى شما خدايى يگانه است پس هر كس به لقاى پروردگار خود اميد دارد بايد به كار شايسته بپردازد و هيچ كس را در پرستش پروردگارش شريك نسازد (۱۱۰)

نقل قول:
((یعقوب که ازحال یوسف بی اطلاع بود وسالیان درازی ازدوری یوسف کریست که بینائیش راازدست داد)) شما بگویید «و انه لذو علم لما علمناه» چه بود؟ و همچنین «و اعلم من الله ما لا تعلمون» چه بود؟

وَ لَمَّا دَخَلُوا مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُمْ ما كانَ يُغْني‏ عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ حاجَةً في‏ نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضاها وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِما عَلَّمْناهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (يوسف 68)

قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْني‏ إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ (يوسف 86)
بر خوردار بودن از علمی که خداوند داده چه ربطی به داشتن علم غیب دارد ؟

آخرين ويرايش کنجکاو1 ، Saturday 10 August 2019 در 11:00AM.
کنجکاو1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 10 August 2019   #762
علوی
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
 
نشان علوی
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2013
مكان: در زمین خدا زیر سایه پیامبر(ص) و علی(ع)
پاسخ‌ها: 1,635
ج: انکار شرک

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
بقول معروف دیوارحاشا بلنده
می شود برای انکار سخنی سخن دیگر گفت به همین خاطر بهترین سند کلام خداوند (قرآن )است که کذبی درآن نیست
آیات زیادی داریم که می گویند پیامبران انسانهایی مثل ما هستند و فقط به آنها وحی می شود و بارها به این مهم اشاره دارند که غیب نمی دانند و آیاتی هم اززندگی آنها هست که نشان می دهد از عاقبت آن کارآگاه نبودند مثال خودیوسف که می گوئید غیب می دانست و به آن دورفیق زندانی گفت که می داند غذا چیست اما با این وجود ندانست که ان یکی که قرار است آزاد شود نمی تواند برایش کاری کند و فرآموش می کند تقاضای یوسف را انجام دهد ودیگر سرگذشت پیامبران که اگر خواستید آیاتی که درباره آنها نازل شده را بیاورم مثل سوره تحریم و یا سوره عبس و یا زمانی که موسی به میعادگاه رفت وازاحوالات قوم خود بی اطلاع بود ویا یونس که قوم خودراترک کرد یعقوب که ازحال یوسف بی اطلاع بود وسالیان درازی ازدوری یوسف کریست که بینائیش راازدست دادو....
اگر سند کلام خداوند متعال محکم و قابل قبول است چرا تو قبولش نمی کنی ؟؟؟؟
اگر پیامبران انسان هایی مثل ما هستند دیگر نیازی به اطاعت از آنها نیست چون همه ما ها می توانیم پیامبر باشیم . بنا به گفته جنابعالی تمام افعال و خلقت و .... آنها کار عبث بوده و خداوند متعال کار عبث انجام داده و .....
اگر تمامی پیامبران غیب نمی دانند چرا حضرت عیسی وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَٰذَا سِحْرٌ مُبِينٌ کسی که آینده را میداند یعنی علم به غیب دارد تعریف علم غیب بسیار ساده است یعنی چیزی که خداوند و شخص دیگری (رسولش) میدانند و بقیه مخلوقات نمی دانند . حضرت عیسی از آینده خبر میدهد و بشارت پیامبری را میدهد که نام او احمد است و چهار نفر مثل شما آنجا بوده اند و آن حضرت را مثل بقیه انسان ها میدانستند گفتند که این سحر آشکار است و ایشان ساحر .
خداوند متعال هر کدام از علومی که در انحصار خودش است را می تواند به هرکسی که دلش بخواهد بدهد و آن را از طیق وحی به آن شخص مورد نظر خودش ابلاغ میکند و این از توانمندی و عظمت خداوند است و زمانی که رسول الله ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ﴿۸﴾ فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى ﴿۹﴾ فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى ﴿۱۰﴾ تمام آن چیز هایی که باید به ایشان وحی میشده آنجا انجام شده است حالا دلیل مخالفت شما را نمی دانم شاید ایه قرآن که میفرمایند مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ﴿۱۱﴾ أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى ﴿۱۲﴾ خود رسول مکرم اسلام آنچه دیده است و آن چه که به او وحی شده است را انکار نکرده . شما چرا می خواهید سر آن جدال کنید و آن را انکار کنید ؟؟؟؟؟
__________________
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیرْاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِیتَاءَ الزَّکَوةِ وَ کاَنُواْ لَنَا عَابِدِینَ
صدق الله العلی العظیم
یا فاطمه الزهرا

آخرين ويرايش علوی ، Saturday 10 August 2019 در 11:58AM.
علوی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 10 August 2019   #763
کنجکاو1
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Jun 2012
پاسخ‌ها: 450
ج: انکار شرک

نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته
اگر سند کلام خداوند متعال محکم و قابل قبول است چرا تو قبولش نمی کنی ؟؟؟؟
اگر پیامبران انسان هایی مثل ما هستند دیگر نیازی به اطاعت از آنها نیست چون همه ما ها می توانیم پیامبر باشیم . بنا به گفته جنابعالی تمام افعال و خلقت و .... آنها کار عبث بوده و خداوند متعال کار عبث انجام داده و .....
اگر تمامی پیامبران غیب نمی دانند چرا حضرت عیسی وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَٰذَا سِحْرٌ مُبِينٌ کسی که آینده را میداند یعنی علم به غیب دارد تعریف علم غیب بسیار ساده است یعنی چیزی که خداوند و شخص دیگری (رسولش) میدانند و بقیه مخلوقات نمی دانند . حضرت عیسی از آینده خبر میدهد و بشارت پیامبری را میدهد که نام او احمد است و چهار نفر مثل شما آنجا بوده اند و آن حضرت را مثل بقیه انسان ها میدانستند گفتند که این سحر آشکار است و ایشان ساحر .
خداوند متعال هر کدام از علومی که در انحصار خودش است را می تواند به هرکسی که دلش بخواهد بدهد و آن را از طیق وحی به آن شخص مورد نظر خودش ابلاغ میکند و این از توانمندی و عظمت خداوند است و زمانی که رسول الله ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ﴿۸﴾ فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى ﴿۹﴾ فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى ﴿۱۰﴾ تمام آن چیز هایی که باید به ایشان وحی میشده آنجا انجام شده است حالا دلیل مخالفت شما را نمی دانم شاید ایه قرآن که میفرمایند مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ﴿۱۱﴾ أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى ﴿۱۲﴾ خود رسول مکرم اسلام آنچه دیده است و آن چه که به او وحی شده است را انکار نکرده . شما چرا می خواهید سر آن جدال کنید و آن را انکار کنید ؟؟؟؟؟
این گفته شما سخن جدیدی نیست اگر می گویم پیامبران انسانهایی مثل ما هستند ازخود نگفتم این سخن خداوند است ولی مثل اینکه اطاعت از یک انسان مثل خودت برایت قابل قبول نیست درست مثل معاصرین پیامبران که چنین می گفتند و خداوند درباره اش آیاتی نازل فرمودند
فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأَنْزَلَ مَلَائِكَةً مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ ﴿۲۴﴾مومنون
و اشراف قومش كه كافر بودند گفتند اين [مرد] جز بشرى چون شما نيست مى‏ خواهد بر شما برترى جويد و اگر خدا مى‏ خواست قطعا فرشتگانى مى‏ فرستاد [ما]در ميان پدران نخستين خود چنين [چيزى] نشنيده‏ ايم (۲۴)
وَقَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِلِقَاءِ الْآخِرَةِ وَأَتْرَفْنَاهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ ﴿۳۳﴾مومنون
و اشراف قومش كه كافر شده و ديدار آخرت را دروغ پنداشته بودند و در زندگى دنيا آنان را مرفه ساخته بوديم گفتند اين [مرد] جز بشرى چون شما نيست از آنچه مى ‏خوريد مى ‏خورد و از آنچه مى ‏نوشيد مى ‏نوشد (۳۳)
وَلَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَخَاسِرُونَ ﴿۳۴﴾

و اگر بشرى مثل خودتان را اطاعت كنيد در آن صورت قطعا زيانكار خواهيد بود (۳۴)

وَمَا أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَإِنْ نَظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿۱۸۶﴾شعراء
و تو جز بشرى مانند ما [بيش] نيستى و قطعا تو را از دروغگويان مى‏ دانيم (۱۸۶)

قَالُوا مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنْزَلَ الرَّحْمَنُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ ﴿۱۵﴾یس
[ناباوران آن ديار] گفتند شما جز بشرى مانند ما نيستيد و [خداى] رحمان چيزى نفرستاده و شما جز دروغ نمى ‏پردازيد (۱۵)
کسایی که فقط بدنبال انکار آیات خداوند هستند چنین انتظاراتی دارند که پیامبری را که اطاعت کند یا فرشته باشد و یا فرشته ای همراه اوباشد وخلاصه اطاعت از انسانی مثل خودشان سخت است همانطور که وقتی به آیاتی استناد می کنم چون آن را دوست ندارند می گویند از قرآن خودت آوردی
نقل قول:
اگر قرآن اصلی را وجه مشترکمان قرار دهیم ( نه آن قرآنی که شما می گویید و آن آیاتی که به نفعتان نیست قبول ندارید )
وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ ﴿۷﴾انعام
و اگر مكتوبى نوشته بر كاغذ بر تو نازل میکرديم و آنان آن را با دستهاى خود لمس میکردند قطعا كافران مى گفتند اين [چيزى] جز سحر آشكار نيست (۷)
وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنْزَلْنَا مَلَكًا لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لَا يُنْظَرُونَ ﴿۸﴾
و گفتند چرا فرشته‏ اى بر او نازل نشده است و اگر فرشته‏ اى فرود مى ‏آورديم قطعا كار تمام شده بود سپس مهلت نمى‏ يافتند (۸)
وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِمْ مَا يَلْبِسُونَ ﴿۹﴾
و اگر او را فرشته‏ اى قرار مى‏ داديم حتما وى را [به صورت] مردى در مى ‏آورديم و امر را همچنان بر آنان مشتبه مى‏ ساختيم (۹)
کنجکاو1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 10 August 2019   #764
علوی
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
 
نشان علوی
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2013
مكان: در زمین خدا زیر سایه پیامبر(ص) و علی(ع)
پاسخ‌ها: 1,635
ج: انکار شرک

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
این گفته شما سخن جدیدی نیست اگر می گویم پیامبران انسانهایی مثل ما هستند ازخود نگفتم این سخن خداوند است ولی مثل اینکه اطاعت از یک انسان مثل خودت برایت قابل قبول نیست درست مثل معاصرین پیامبران که چنین می گفتند و خداوند درباره اش آیاتی نازل فرمودند
فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأَنْزَلَ مَلَائِكَةً مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ ﴿۲۴﴾مومنون
و اشراف قومش كه كافر بودند گفتند اين [مرد] جز بشرى چون شما نيست مى‏ خواهد بر شما برترى جويد و اگر خدا مى‏ خواست قطعا فرشتگانى مى‏ فرستاد [ما]در ميان پدران نخستين خود چنين [چيزى] نشنيده‏ ايم (۲۴)
وَقَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِلِقَاءِ الْآخِرَةِ وَأَتْرَفْنَاهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ ﴿۳۳﴾مومنون
و اشراف قومش كه كافر شده و ديدار آخرت را دروغ پنداشته بودند و در زندگى دنيا آنان را مرفه ساخته بوديم گفتند اين [مرد] جز بشرى چون شما نيست از آنچه مى ‏خوريد مى ‏خورد و از آنچه مى ‏نوشيد مى ‏نوشد (۳۳)
وَلَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَخَاسِرُونَ ﴿۳۴﴾

و اگر بشرى مثل خودتان را اطاعت كنيد در آن صورت قطعا زيانكار خواهيد بود (۳۴)

وَمَا أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَإِنْ نَظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿۱۸۶﴾شعراء
و تو جز بشرى مانند ما [بيش] نيستى و قطعا تو را از دروغگويان مى‏ دانيم (۱۸۶)

قَالُوا مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنْزَلَ الرَّحْمَنُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ ﴿۱۵﴾یس
[ناباوران آن ديار] گفتند شما جز بشرى مانند ما نيستيد و [خداى] رحمان چيزى نفرستاده و شما جز دروغ نمى ‏پردازيد (۱۵)
کسایی که فقط بدنبال انکار آیات خداوند هستند چنین انتظاراتی دارند که پیامبری را که اطاعت کند یا فرشته باشد و یا فرشته ای همراه اوباشد وخلاصه اطاعت از انسانی مثل خودشان سخت است همانطور که وقتی به آیاتی استناد می کنم چون آن را دوست ندارند می گویند از قرآن خودت آوردی
وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ ﴿۷﴾انعام
و اگر مكتوبى نوشته بر كاغذ بر تو نازل میکرديم و آنان آن را با دستهاى خود لمس میکردند قطعا كافران مى گفتند اين [چيزى] جز سحر آشكار نيست (۷)
وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنْزَلْنَا مَلَكًا لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لَا يُنْظَرُونَ ﴿۸﴾
و گفتند چرا فرشته‏ اى بر او نازل نشده است و اگر فرشته‏ اى فرود مى ‏آورديم قطعا كار تمام شده بود سپس مهلت نمى‏ يافتند (۸)
وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِمْ مَا يَلْبِسُونَ ﴿۹﴾
و اگر او را فرشته‏ اى قرار مى‏ داديم حتما وى را [به صورت] مردى در مى ‏آورديم و امر را همچنان بر آنان مشتبه مى‏ ساختيم (۹)
کنجکاو قبلا فکر میکردم سهوا مطالب را نادیده میگیری ولی الان مطمئنم عمدی است !!!!دلیل آن را هم خداوند بهتر میداند . نمیدانم چرا انقدر اصرار بر عوض کردن بحث داری و از این شاخه به آن شاخه میپری . از شخص موحدی مثل شما بعید است !!!!!!
مشکل شما این است که جلوتر از دماغتان را نمیبینید بله جسم دنیایی رسول الله شبیه به همه ی انسان هاست منتهی مقام ایشان نزد خداوند متعال از همه ی مخلوقات خداوند بالاتر است در این هیچ شکی نیست . اگر فرق نمی داشت در معراج به آن اندازه به خداوند متعال نزدیک نمیشد .
همه چیز که در ظاهر خلاصه نشده است اگر بنا را بر حرف شما بگذاریم ( که غلط است ) چون جسم مادی ایشان با بقیه فرقی ندارد پس همه میتوانند نعوذ بالله رسول الله شوند ولی این خلاف قرآن است .

نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته
اگر سند کلام خداوند متعال محکم و قابل قبول است چرا تو قبولش نمی کنی ؟؟؟؟
اگر پیامبران انسان هایی مثل ما هستند دیگر نیازی به اطاعت از آنها نیست چون همه ما ها می توانیم پیامبر باشیم . بنا به گفته جنابعالی تمام افعال و خلقت و .... آنها کار عبث بوده و خداوند متعال کار عبث انجام داده و .....
اگر تمامی پیامبران غیب نمی دانند چرا حضرت عیسی وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَٰذَا سِحْرٌ مُبِينٌ کسی که آینده را میداند یعنی علم به غیب دارد تعریف علم غیب بسیار ساده است یعنی چیزی که خداوند و شخص دیگری (رسولش) میدانند و بقیه مخلوقات نمی دانند . حضرت عیسی از آینده خبر میدهد و بشارت پیامبری را میدهد که نام او احمد است و چهار نفر مثل شما آنجا بوده اند و آن حضرت را مثل بقیه انسان ها میدانستند گفتند که این سحر آشکار است و ایشان ساحر .
خداوند متعال هر کدام از علومی که در انحصار خودش است را می تواند به هرکسی که دلش بخواهد بدهد و آن را از طیق وحی به آن شخص مورد نظر خودش ابلاغ میکند و این از توانمندی و عظمت خداوند است و زمانی که رسول الله ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ﴿۸﴾ فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى ﴿۹﴾ فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى ﴿۱۰﴾ تمام آن چیز هایی که باید به ایشان وحی میشده آنجا انجام شده است حالا دلیل مخالفت شما را نمی دانم شاید ایه قرآن که میفرمایند مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ﴿۱۱﴾ أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى ﴿۱۲﴾ خود رسول مکرم اسلام آنچه دیده است و آن چه که به او وحی شده است را انکار نکرده . شما چرا می خواهید سر آن جدال کنید و آن را انکار کنید ؟؟؟؟؟
این همه آیه برایت آوردم و استدلال از قرآن قرار دادم منتهی ......!!!!!
یبار دیگه آیات رو بخون و مطالب گفته شده رو مجددا با دقت بخون فقط سعی نکن که تند تند جواب دهی .
طبق آیات بالا خداوند آن چه که خواسته را به رسولش داده است آیا غیر از این بوده؟؟؟
__________________
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیرْاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِیتَاءَ الزَّکَوةِ وَ کاَنُواْ لَنَا عَابِدِینَ
صدق الله العلی العظیم
یا فاطمه الزهرا

آخرين ويرايش علوی ، Saturday 10 August 2019 در 11:17PM.
علوی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 10 August 2019   #765
کنجکاو1
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Jun 2012
پاسخ‌ها: 450
ج: انکار شرک

نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته


طبق آیات بالا خداوند آن چه که خواسته را به رسولش داده است آیا غیر از این بوده؟؟؟
میشه به آن آیات اشاره کنید متوجه نشدم منظورشما ازآیات بالا کدام آیات است که خداوند آن چه خواسته به رسولش داده
کنجکاو1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 11:09AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts