بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > اخبار و سياست

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Sunday 3 January 2010   #1
حران
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
پاسخ‌ها: 5,572
Cool دروغ‌هاي باند هاشمي درباره سيداحمد خميني

بعد از بركناري آقاي منتظري توسط امام خميني، باند سيد مهدي هاشمي و نزديكان آقاي منتظري، تا مدتها سعي كردند عقده و كينه خود را به هر نحو ممكن به امام و نزديكان ايشان نشان بدهند. آنها تلاش زيادي كردند تا نامه امام را زير سوال ببرند و مساله بركناري آقاي منتظري را به آدم‌هاي ديگري چون حاج سيد احمد خميني و يا هاشمي رفسنجاني نسبت بدهند. حتي جزواتي را هم تهيه كردند‌ و به صراحت جعل خط و امضاي امام را به فرزند امام نسبت دادند. اما محبوبيت حاج سيد احمد خميني در ميان مردم و مسئولان كشور آنقدر زياد و غيرقابل خدشه بود و اين تهمت‌ها هم آنقدر مضحك بود كه كسي آن را باور نمي‌كرد. بنابراين عناصر باند هاشمي، وقتي ديدند با اين حربه به جايي نمي‌رسند، تغيير سياست دادند و به مرور دروغ‌هاي تازه‌تري ساختند.

البته بيشتر اين دروغ‌هاي جديد زماني به بازار دروغگويي آمد كه حاج احمد خميني در قيد حيات نبود و نمي‌توانست از خودش دفاع كند. اين سياست نيرنگ و دروغ در سالهاي اصلاحات با حمايت و سكوت برخي مسئولان وقت، به اوج خود رسيد و عناصر اين باند با توجه به نفوذي كه در ميان برخي مسئولان و روزنامه‌ها داشتند، به دروغ‌‌هاي خود عليه حاج احمد خميني ادامه دادند. مثلا ادعا كردند كه خود حاج سيد احمد خميني از نوشتن رنجنامه‌ي معروفش پشيمان شده و دستور جمع آوري آن را هم صادر كرده است! اين دروغ بزرگ، خوشبختانه با تكذيب موسسه تنظيم و نشر آثار امام روبرو شد.

اين موسسه در واكنش به دروغ نشريه آوا (متعلق به باند هاشمي در اصفهان)‌ در جوابيه‌اي تصريح كرد: « نظر به اینکه در شماره 49 (سال سوم – 23/1/1378) آن هفته نامه در ستونی تحت عنوان “نامه محرمانه” و با بهره گرفتن از عبارت مجمل”حسب اقوال متعدد” مطلبی کاملا دروغ و خلاف واقع به یادگار امام مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی در موضوعی مهم و مربوط به حضرت امام نسبت داده شده و نوشته اید: ” … در زمان حیات خود ضمن ابراز ندامت از انتشار رنجنامه، دستور جمع آوری باقیمانده آن را نیز صادر کرده بود” بدینوسیله ضمن تکذیب این مطلب اعلام می دارد:

یادگار امام براساس تکلیف شرعی خود و در راستای تبیین علل برکناری قائم مقام محترم رهبری توسط رهبر کبیر انقلاب اسلامی، رنجنامه را مستند به اسناد و مدارک غیر قابل خدشه منتشر ساخت و تا پایان عمر نیز هیچگاه از موضع و اقدام خویش پشیمان نبود بلکه به همراهیش با امام و عدم تغییر مواضع به خاطر مصلحت اندیشیهای مقطعی، افتخار می کرد و به دلیل همین صداقت در گفتار و رفتار و تبعیت کامل از حضرت امام بود که ملت ایران در ایام بیماری و سوگ رحلتش صحنه های بی بدیل آفریدند . متاسفانه آن نشریه بدون تحقیق و استعلام نظر مراجع قانونی، مکرر اقدام به انتشار این نحو شایعات نموده است »

موسسه تنظيم و نشر آثار امام، همچنين جوابيه‌هاي مشابهي به ادعاي روزنامه‌هاي نشاط و آريا و نيز سعيد منتظري داد، اما علي‌رغم همه اين تكذيبيه‌ها، دشمنان امام، باز هم بيكار ننشستند و اين بار به خبرهاي درگوشي و خاطرات شخصي خود متوسل شدند. آدم‌هايي از راه رسيدند و ادعا كردند كه «خود حاج احمد به آنها گفته است كه اشتباه كرده!» ادعا كردند كه او در اواخر عمر، به اشتباهاتش پي برده بود، توبه كرده و از آقاي منتظري نيز حلاليت طلبيده بود!

اين دروغها در حالي مطرح مي‌شد كه حاج سيد احمد خميني در وصيت‌نامه خود به صراحت تاكيد مي‌كند كه «بين خود و خداي خود رضايت كامل دارم كه تمام تلاشم براي تقويت اسلام و نظام و امام بوده است و از اين جهت در آرامش كامل بسر مي‌برم… من در جهت مصلحت امام، به هيچ فرد و گروهي رحم نكرده‌ام و خيلي‌ها را در اين راستا رنجانده‌ام كه هنوز هم از اين جهت ناراحت نيستم!»

اما بازماندگان باند سيد مهدي هاشمي كه سالها بغض امام و سيد احمد خميني را در سينه داشتند و در اثر شرايط دوران اصلاحات دوباره به صحنه برگشته بودند، به اين هم بسنده نكردند و ادعا كردند سيد احمد خميني توسط وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي به قتل رسيده است! و براي اينكه دروغ‌هايشان را باورپذيرتر كنند، به داستان‌هاي پليسي پناه بردند و برايش سناريو نوشتند و حتي خودشان از طرف مسئولان قضايي آن را تاييد كردند!

و بعد از سناريوي قتل حاج احمد، از قول آدم‌هايي نامعلوم به عنوان شاهد و منابع آگاه (؟!) ادعا كردند كه حاج سيد احمد خميني به خود آنها گفته است من الان جايگاهي ندارم و كسي مرا تحويل نمي‌گيرد و من فكر مي‌كردم بعد از امام همه كاره مي‌شوم! الان كاره‌اي نيستم! من مخالف رهبري هستم! و… (اين دروغ‌ها آنقدر مضحك و مسخره است كه حتي تكرار آنها هم ظلم به يادگار عزيز امام راحل است)

البته اين منابع آگاه ناشناخته و نامعلوم در حالي به اين دروغ‌هاي مضحك متوسل مي‌شوند كه هم وصيت‌نامه حاج احمد خميني خلاف دروغ‌هاي آنها را نشان مي‌دهد و هم نزديكان و اطرافيان حاج احمد خميني اين دروغها را تكذيب مي‌كنند. به عنوان مثال به اين بخش از سخنان آقاي محمدعلي انصاري در هفتمين شب درگذشت حاج احمد خميني توجه كنيد: «بعد از ارتحال حضرت امام، اين يادگار امام يكي از سياست‌هايي كه داشت اين بود كه مي‌گفت من بايد بعد از امام خاضعتر، متواضعتر، بدون هيچ عنواني و تشخصي در كنار انقلاب، در كنار رهبري، در كنار نظام بمانم. حرفي نداشته باشم، تبليغي نداشته باشم، صحبتي نكنم تا شائبه جنگ قدرت در ذهن‌ها بوجود نيايد و دشمنان سوءاستفاده نكنند... همين روح ، همين تعبد بود كه در مقطع سوم انقلاب، احمد آقا شد سرباز. احمد آقا شد يك انساني كه بيايد در مقابل مقام معظم رهبري زانو بزند، بگويد اي رهبر معظم انقلاب، من سرباز توام و اين را در همه جا تكرار كند. توي اين تريبون حرم با قاطعيت بگويد: ما در مقابل آنهايي كه مي‌خواهند در مقابل رهبري بايستند، مي‌ايستيم، دفاع مي‌كنيم. در جلوت بگويد، در پنهان بگويد، به من دهها بار توي ماشين بگويد، توي خانه بگويد. بگويد آقاي انصاري! من حسابم را با خدا صاف كرده‌ام، من متعهد شده‌ام تا آخرين لحظه تا آخرين دقيقه تا آخرين ثانيه عمرم، از رهبري مثل يك سرباز دفاع كنم.»

علاوه بر اين، وصيت نامه برجاي مانده از حاج احمد خميني هم به خوبي نشان مي‌دهد كه آن مرحوم تا چه اندازه به انقلاب و نظام و رهبري اعتقاد داشته است : «به حسن و برادرانش اين توصيه را مي‌نمايم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آنست و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام و كشور را مي‌خواهند. هرگز گرفتار تحليل‌هاي گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است!»

اما علي‌رغم همه اين دلائل متقن و روشن، دروغگويان باز هم خسته نشدند و هنوز به دروغ‌هاي خود ادامه مي‌دهند. به نظر شما هدف اين باند مخوف و جنايتكار از اين همه توهين و اهانت به حاج احمد خميني چيست؟ من فكر مي‌كنم دليل اصلي آن را بايد در رنجنامه‌ي سيد احمد خميني خطاب به آقاي منتظري دانست. به جرات مي‌توان گفت، ضربه‌اي كه باند سيد مهدي هاشمي و حاميان آقاي منتظري از رنجنامه حاج احمد خميني خوردند، از آدم‌هاي ديگر نخورده‌اند. حاج احمد به عنوان نزديك‌ترين يار امام و منبع اسرار امام، كسي بود كه در رنجنامه‌اش خطاب به آقاي منتظري، نكات زيادي را بيان كرده و عبارات عجيبي را درباره آقاي منتظري مطرح كرده بود و دقيقا به همين علت است كه آنها حجم عظيم دروغ‌هايشان را گذاشته‌اند بر رد و تكذيب و توجيه و انكار «رنجنامه»؛ و وقتي نمي‌توانند آن را زيرسوال ببرند، ادعا مي‌كنند كه خود حاج احمد از نوشتن رنجنامه‌اش پشيمان شده بود!

اين باند مخوف و برخي فريب خوردگان ديگر، در روزهاي گذشته نيز به بهانه درگذشت آقاي منتظري، باز به سراغ حاج احمد و رنجنامه‌اش رفتند و براي سرپوش گذاشتن بر اشتباهات آقاي منتظري، باز هم دروغ‌هايشان را درباره حاج احمد تكرار كردند.

به عنوان مثال اخيرا ا آقاي غلام علي رجايي مطلبي نوشته و براي اينكه همه مسائل و اختلافات بين امام و منتظري را به خير و خوشي تمام كند و گذشته‌ها را تمام شده فرض كند، ادعا كرده است «اکنون او که از محدود و معدود شاگردان آیت الله بروجردی بود از دنیای ما رفته و به حق پیوسته است، بی‌آنکه کسی بداند فرزند امام مرحوم حاج سیداحمدآقا که آن رنج نامه را به او نوشت در اواخر عمرخود با او چه روابط صمیمانه‌ای برقرار کرده بود! یکی از دوستان برای من تعریف می‌کرد که وقتی برای کسب نظر از ایشان در مورد مرجع تقلید خود به دفتر امام در جماران رفته بود از ایشان شنیده بود که از آیت الله منتظری تقلید کند چون ایشان فقط آیت الله منتظری را اعلم می‌داند! این دوست مبارز قبل از انقلاب می‌گفت در آن دیدار شاهد بوده وقتی کسی به دفتر امام تلفن زده و همین سوال را از برادری روحانی که تلفنهای شرعی مردم را جواب می داده پرسیده بود و او از مرحوم حاج احمدآقا پرسید که چه جواب سوال کننده را بدهد؟ ایشان خود شخصا گوشی تلفن را به دست گرفت و گفت از آیت الله منتظری تقلیدکنید!»

همان طوري كه مي‌بينيد آقاي رجايي براي اينكه رنجنامه سيد احمد خميني را زير سوال ببرد، به خاطرات دوستش (؟) پناه مي‌برد و سپس براي اينكه محكم كاري كند از خاطرات خودش هم استفاده مي‌كند: «چند ماه پیش که با دکتر عیسی ولایی داماد مکرم آیت الله توسلی گفت و شنودی داشتم می‌گفت مرحوم حاج احمد آقا فرزند امام به خود او گفته بود در مجلس ترحیمی در قم نشسته بوده که آیت الله منتظری به آن مجلس واردشده بودند مرحوم حاج احمدآقا می‌گفت می‌خواستم از جا بلند شوم و به پیش ایشان بروم و دست‌شان را ببوسم اما با خود گفتم مردمی که آن رنج‌نامه مرا به ایشان خوانده‌اند خواهند گفت این عجب آدم …است! لذا متاسفانه ازاین کار خودداری کردم»

اين نقل قول‌هاي مشكوك كه بلافاصله مورد استقبال عناصر ضدانقلاب قرار گرفت و باعث شد آنها يك بار ديگر شايعات خود را تكرار كنند، خود بزرگترين اهانت به حاج احمد خميني است. چرا كه اولا با مفاد صريح رنجنامه و نظر حاج احمد خميني درباره مرجعيت آقاي منتظري و وضعيت مقلدان وي بعد از امام، منافات دارد. ثانيا مي‌خواهد به خوانندگان خود القا كند كه حاج احمد از نوشتن رنجنامه پشيمان شده بود.

دروغ نويسان و دروغ گويان هرگز توجه ندارند كه فرزند امام، يك چهره اخلاقي و عرفاني بود. شخصيتي بود كه اگر دچار اشتباهي شود و به اشتباه خودش هم پي ببرد، سعي مي‌كند اشتباهاتش را به تمام معنا جبران كند. يعني اگر بر اثر او و رنجنامه‌اش، به كسي لطمه‌اي وارد شده و عده‌‌ي زيادي دچار اشتباه شده باشند، او وظيفه دارد كه مردم را متوجه اشتباه خود بكند. نه آنكه بصورت انفرادي از كسي حلاليت بطلبد و از مردم خجالت بكشد و كاري هم به شرايط توبه نداشته باشد. آيا نبايد براي روشن شدن ذهن خوانندگان خود، مي‌امد و موضوع را به آنها مي‌گفت؟ آيا نبايد اشتباه خود را تصحيح مي‌كرد؟

البته اين جماعت مدعي، در حالي سعي دارند اختلافات بين حاج احمد و آقاي منتظري را حل كنند، كه خود منتظري بارها عصبانيتش را از حاج سيد احمد خميني و رنجنامه‌اش نشان داده و در خاطرات و استفتائاتش، ادعا كرده بود كه «رنجنامه پر است از اکاذیب و اتّهامات ناروا!» همچنين دفتر آقاي منتظري هم بعد از گذشت چند سال از درگذشت حاج احمد، همچنان در جزوات و ويژه‌نامه‌هاي خود، از رنجنامه‌ي فرزند امام و خود او گلايه مي‌كند، آنها هنوز هم تمام ماجراي بركناري منتظري را توطئه حاج احمد مي‌دانند! پس اين چه رابطه صميمانه و چه آشتي‌كناني بوده كه طرفين حتي يك مدرك از آشتي خود بر جاي نگذاشته‌اند؟!

البته صحت و حقانيت رنجنامه براي ما غيرقابل خدشه است. همان طوري كه در بالا هم نوشتم، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني بارها در جواب دروغگويان، آنرا تاييد كرده است. ما هم با وجود همه‌ي اين دروغ‌ها و علي‌رغم سكوت مدعيان خط امام، همچنان به حاج احمد و رنجنامه‌اش اعتقاد داريم و بند بند آن رنجنامه‌ي غم‌انگيز را با سوزدل مي‌خوانيم و به روح امام و فرزندان مظلومش درود مي‌فرستيم.
نقل قول:
نامه هاي موسسه تنظيم و نشر آثار امام درباره ادعاهاي دروغ برخي نشريات
http://go2.wordpress.com/?id=725X134...x%3Fid%3D17670

نامه حاج احمد به عمويش آيت الله پسنديده و رد اتهام جعل خط امام
http://go2.wordpress.com/?id=725X134...%3Fcid%3D33707

بخش هايي ازمواضع و وصيت نامه حاج احمد خميني
http://ahestan.wordpress.com/2009/03...nd-reformists/

اشتباهات امام خميني و اشتباهات آقاي منتظري
http://ahestan.wordpress.com/2009/12...ini-montazeri/
منبع: آهستان
__________________


مرگ بر دیکتاتور

حران حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از حران بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
منتظری, احمد خمینی, دروغ, رفسنجانی, هاشمی


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 04:41PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts