بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه ادبي-هنري > نظم و نثر ادبي

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Wednesday 18 June 2008   #1
میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
 
نشان میرزا عبدالزکی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
مكان: همین نزدیکی ها...
سن: 31
پاسخ‌ها: 16,540
روزنوشته ها: 134
ارسال پيام توسط Yahoo به میرزا عبدالزکی
دلتنگي‌هاي ميرزا

به نام خدايي از رگ گردن به ما نزديكتر است
هم اكنون كه قلم بردست گرفتم، مي خواهم بنويسم. مي خواهم بنويسم همانند يك عاشق. عاشقي كه عشقش قلم. قلمي كه جوهرش، جاري از عشق الهي.
ديگرخسته شدم بس كه عمر خود را صرف نوشتن اين جمله كردم."آقايان هميشه برنده هستند". ديگر نمي خواهم بنويسم آقايان برنده هستند. بلكه مي خواهم بنويسم چرا هستند. اصلاً چرا وجود دارند. چرا زندگي مي كنند. ديگر خسته شدم از بس خودم را پشت حصار حماقت، اسير كردم. مي خواهم ببينم چرا كلبه ها را درون جنگل مي سازند. ميگويند آسمان آبي است. پس كو؟ چرا چشمانم نيلي نمي شود؟ چرا آسمان در چشمم موج نمي زند؟ پس يا آسمان آبي نيست يا چشمانم دروغ مي گويد.
نمي دانم چرا خود را اسير فيل كردم؟ شايد اين جمله از نظر خواننده خنده دار باشد اما جاي بسي تأمل دارد. يكي بگويد تا كنون چقدر وقت صرف حل مشكلات مردم كرديم؟ يكي بگويد چقدر سعي و تلاش براي پيدا كردن خدا كرديم. چه خوش گفت شاعر نو سرا، "و خدايي كه در اين نزديكيست. لاي اين شب بوها". و خوشا يه حال اين شاعر كه خدا را پيدا كرد.
و شماي خواننده، در اين سرنگار، دل نوشته و خاطرات اين حقير را خواهيد خواند.
با تشكر
ميرزا
__________________
آسمان همیشه آبی نیست، گاهی مثل دلم خاکستری می شود...
میرزا عبدالزکی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 20 كاربر از میرزا عبدالزکی بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 19 June 2008   #2
میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
 
نشان میرزا عبدالزکی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
مكان: همین نزدیکی ها...
سن: 31
پاسخ‌ها: 16,540
روزنوشته ها: 134
ارسال پيام توسط Yahoo به میرزا عبدالزکی
ج: دلتنگي‌هاي ميرزا

بسمه تعالي
نا دوستان
سرم را بالا بردم. هاج و واج مرا نگاه مي كردند. از اين نگاه‌هاي سفيه اندر سفيه. بيچاره ها فكر كرده بودند علامه دهر هستم. در انتظار پاسخ، لام تا كام حرف نمي زدند. اين علامت هاي سوال بود كه در پس افكارشان، هويدا شده بود. نمي توانستم چيزي بگويم. زبان قفل شده بود. نا دوستان روزگار دوباره مشكل داشتند. كساني كه همه سعي و تلاششان براي خودشان بود و بس. براي خود زندگي مي كردند. براي خود پول خرج مي كردند. براي خود صفا مي كردند ولي وقتي به در بسته‌اي بر مي خوردند، سراغ كليد از ديگران مي كردند.
حيف چه كنم كه در مرام من، اين حرف‌ها جايي نداشت. زياد منتظرشان نزاشتم مثل دفعات قبل. جواب را گفتم. همانطور كه قبلاً گفته بودم و شايد هم در آينده خواهم گفت. ولي آن‌ها نا دوستي كردند همانطور كه قبلاً كرده بودند و شايد هم در آينده خواهند كرد.
30/ خرداد / 87
ميرزا
__________________
آسمان همیشه آبی نیست، گاهی مثل دلم خاکستری می شود...

آخرين ويرايش میرزا عبدالزکی ، Sunday 22 June 2008 در 02:24PM.
میرزا عبدالزکی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 10 كاربر از میرزا عبدالزکی بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 20 June 2008   #3
میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
 
نشان میرزا عبدالزکی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
مكان: همین نزدیکی ها...
سن: 31
پاسخ‌ها: 16,540
روزنوشته ها: 134
ارسال پيام توسط Yahoo به میرزا عبدالزکی
ج: دلتنگي‌هاي ميرزا

در ضمن دوستاني كه مايلند خاطراتشان را بنويسند، مي توانند در اين سرنگار، اين كار را انجام بدهند.
__________________
آسمان همیشه آبی نیست، گاهی مثل دلم خاکستری می شود...
میرزا عبدالزکی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 6 كاربر از میرزا عبدالزکی بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 22 June 2008   #4
نگارینا
DEAD
 
نشان نگارینا
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
مكان: www.adabic.ir
پاسخ‌ها: 8,953
روزنوشته ها: 18
ج: دلتنگي‌هاي ميرزا

آمیرزا
شرمنده
ولی"سفیه "با"س"درسته
__________________
این...
نیز
بگذرد
نگارینا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 5 كاربر از نگارینا بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 22 June 2008   #5
میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
 
نشان میرزا عبدالزکی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
مكان: همین نزدیکی ها...
سن: 31
پاسخ‌ها: 16,540
روزنوشته ها: 134
ارسال پيام توسط Yahoo به میرزا عبدالزکی
ج: دلتنگي‌هاي ميرزا

نقل قول:
در اصل توسط نگارینا نوشته شده است نمايش نوشته
آمیرزا
شرمنده
ولی"سفیه "با"س"درسته
تشكر از دقت شما.
متأسفانه تكيه به حرف دوستان كردم و حاصلش همين اشتباه بود.
__________________
آسمان همیشه آبی نیست، گاهی مثل دلم خاکستری می شود...
میرزا عبدالزکی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از میرزا عبدالزکی بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 22 June 2008   #6
میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
 
نشان میرزا عبدالزکی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
مكان: همین نزدیکی ها...
سن: 31
پاسخ‌ها: 16,540
روزنوشته ها: 134
ارسال پيام توسط Yahoo به میرزا عبدالزکی
ج: دلتنگي‌هاي ميرزا

بسمه تعالي
تقلب ممنوع
سكوت همه جا را فرا گرفته بود. صداي كفش مراقب،‌ گذشت زمان را براي بچه ها ياد آوري مي كرد. سر ها مي جنبيد و تنها جايي كه نبود، بر روي برگه خوشان بود. مراقب اينجا بود و اينجا نبود. غرق در افكار خود شده بود. امتحان سختي بود. اميدي نداشتند كه خيري از من نصيبشان شود. با نگاهشان عاجزانه از من كمك مي خواستند. ولي من اينكار را نكردم. چون مي دانستم اين كار كمك نيست. اين كار ستم است. ستمي در حق بچه‌هايي كه درس مي خوانند.
2/ تير /87
__________________
آسمان همیشه آبی نیست، گاهی مثل دلم خاکستری می شود...
میرزا عبدالزکی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 8 كاربر از میرزا عبدالزکی بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 23 June 2008   #7
3Reza
We Will Rise Again
 
نشان 3Reza
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: گربهء قلب زمين
سن: 30
پاسخ‌ها: 19,266
روزنوشته ها: 10
ج: دلتنگي‌هاي ميرزا

سلام احمد جان.
ما هم می تونیم خاطره بگیم؟!!
__________________
عيد من آن روزی اىست كه زحمت يك سالِ دهقان، شامِ يك شب پادشاه نباشد!
درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت، بی عرضگی را صبر، و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامد!
3Reza حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از 3Reza بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 23 June 2008   #8
میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
 
نشان میرزا عبدالزکی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
مكان: همین نزدیکی ها...
سن: 31
پاسخ‌ها: 16,540
روزنوشته ها: 134
ارسال پيام توسط Yahoo به میرزا عبدالزکی
ج: دلتنگي‌هاي ميرزا

شما لطف مي كني. اينجا براي هما جا هست. خواهشاً هر كسي دل نوشته يا خاطره‌اي داره، دريغ نكنه.
__________________
آسمان همیشه آبی نیست، گاهی مثل دلم خاکستری می شود...
میرزا عبدالزکی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از میرزا عبدالزکی بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 25 June 2008   #9
میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
 
نشان میرزا عبدالزکی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
مكان: همین نزدیکی ها...
سن: 31
پاسخ‌ها: 16,540
روزنوشته ها: 134
ارسال پيام توسط Yahoo به میرزا عبدالزکی
ج: دلتنگي‌هاي ميرزا

بسمه تعالي

ديشب، حرفي شنيدم كه تكان دهنده بود. آن هم از دهان حضرت استاد. خيلي جالب بود و در عين حال ناراحت كننده.
در وسط خانه خدا نشسته بودم. حضرت استاد روبرويم و خدا هم همين نزديكي‌ها بود. ديدنش كار هر كسي نبود. حضرت استاد او را مي ديد. خودش نگفته بود ولي من مي دانستم او را مي ديد.
طبق معمول ، حضرت استاد شروع كرد به حرف زدن، سخنران نبود اما سخندان خوبي بود. با كلمات بازي مي‌كرد. كلماتش بوي خدا را ميدادند. من نمي توانستم خدا را ببينم ولي مي توانستم بوي خدا را از كلماتش حس كنم.
خاطره اي را برايم گفت. نام حضرت استادش(استاد فرشچيان)، در اين ميان يكه تازي مي كرد. من هم بي حوصله و با ديدي سطحي، پس شنيدن اينكه حضرت استادش، در سرزمين غرب خانه دارد، لقب خائن را به او القاب كردم. و صد افسوس كاش اين كار را نمي كردم. چون خدا آنجا نشسته بود. من او را نمي ديدم ولي حضرت استاد او را مي‌ديد.
5/ تير /87
__________________
آسمان همیشه آبی نیست، گاهی مثل دلم خاکستری می شود...
میرزا عبدالزکی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 6 كاربر از میرزا عبدالزکی بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 25 June 2008   #10
مهيسا
من و خدا
 
نشان مهيسا
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2008
مكان: اهل شمالم،روزگارم بد نيست
پاسخ‌ها: 716
ج: دلتنگي‌هاي ميرزا

با اجازه منم يه قطعه مي نويسم:

در اين گرداب سرگردان
...................چه غوغايي ست ميداني؟

هر آنكه دست و پا زد بيش
..........................نجاتش كمتر آسانست...
__________________
چرخ برهم زنم ار غير مرادم گردد....من نه آنم كه زبوني كشم از چرخ فلك
مهيسا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 6 كاربر از مهيسا بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 26 June 2008   #11
میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
 
نشان میرزا عبدالزکی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
مكان: همین نزدیکی ها...
سن: 31
پاسخ‌ها: 16,540
روزنوشته ها: 134
ارسال پيام توسط Yahoo به میرزا عبدالزکی
ج: دلتنگي‌هاي ميرزا

با تشكر از مهيسا خانم. اگر هم خاطره‌اي قابل بيان داريد، لطفاً دريغ نكنيد.
با تشكر
ميرزا
__________________
آسمان همیشه آبی نیست، گاهی مثل دلم خاکستری می شود...
میرزا عبدالزکی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از میرزا عبدالزکی بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 4 July 2008   #12
zbjr
زهرا
 
نشان zbjr
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2007
مكان: تهران
پاسخ‌ها: 1,990
روزنوشته ها: 6
ج: دلتنگي‌هاي ميرزا

مينويسم و نوشتهايم را مي خوانم انها را خط ميزنم دوباره مينويسم
نه اين بار نيز به دلم نمي شيند
چرا هميشه بايد دفتر من سراسر خطهاي در هم و بر هم و مشكي باشد
شايد بهتر باشد رنگ مدادم را عوض كنم
نه ان وقت مدادم دلگير مي شود
او هميشه با من بوده من مدادم را دوست دارم
او بي تقصير است تقصير از من است كه هميشه نوشتهايم را خط ميزنم
هيچ وقت فكر نكردم شايد مدادم از من كه هميشه روي زحماتش خط ميزنم دلگير شود
شايد دل مدادم گرفته باشد
شايد بهتر است دفتر سفيد ديگري بخرم و هيچ وقت روي نوشتهايم خط نزنم
شايد بهتر باشد هميشه دور انها خط بكشم
شايد شايد شايد..........................................
__________________
حبیبی "یا عباس" من لی غیرک؟؟
zbjr حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از zbjr بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 4 July 2008   #13
میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
 
نشان میرزا عبدالزکی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
مكان: همین نزدیکی ها...
سن: 31
پاسخ‌ها: 16,540
روزنوشته ها: 134
ارسال پيام توسط Yahoo به میرزا عبدالزکی
ج: دلتنگي‌هاي ميرزا

مسافر زمان
اي بهار تا به حال به خود انديشيده اي كه چگونه در آخر زمستان مغرورانه وارد خانه‌هاي ما مي‌شوي؟ تمام زيبايي‌ها، گل‌ها، پرندگان و درختان سبز همه به كنار، اما آيا هر ورودي، يك خروج ندارد؟
بهار با همه عطر گل‌هايش، سبزي سبزه‌هايش، پاكي هوايش، گريان بودن ابرهايش، قرمز بودن ماهي كوچولوهاي حوزهايش، هفت سيني سفره‌هايش، جيك جيك پرنده‌هايش، رواني آب‌هاي جوي‌هايش...
وقتي زمستان، در اسپند ماه بار و بنديل خود را جمع مي كند تا وارد سفر زمان شود، چنان مغرورانه وارد مي شود كه گويي مديري جديد بر كرسي رياست مي‌نشيند. اما آيا اين ابديست؟ زماني خود همين مدير بايد جاي خود را به كس ديگر بدهد.
اما اي بهار اگر فكر كرده اي تا ابد بر تخت رياست فصل ها مي‌نشيني، بدان كه اشتباه مي‌كني. همه ما مسافر زمان هستيم.
پاييز 86

__________________
آسمان همیشه آبی نیست، گاهی مثل دلم خاکستری می شود...
میرزا عبدالزکی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از میرزا عبدالزکی بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 4 July 2008   #14
عقاب يكه تاز
مهمان
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
پاسخ‌ها: 53
ج: دلتنگي‌هاي ميرزا

دلت واسه كي تنگه؟
عقاب يكه تاز حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 4 July 2008   #15
میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
 
نشان میرزا عبدالزکی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
مكان: همین نزدیکی ها...
سن: 31
پاسخ‌ها: 16,540
روزنوشته ها: 134
ارسال پيام توسط Yahoo به میرزا عبدالزکی
ج: دلتنگي‌هاي ميرزا

نقل قول:
در اصل توسط عقاب يكه تاز نوشته شده است نمايش نوشته
دلت واسه كي تنگه؟
دل من برا آقامون امام زمان تنگه.
__________________
آسمان همیشه آبی نیست، گاهی مثل دلم خاکستری می شود...
میرزا عبدالزکی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از میرزا عبدالزکی بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:43AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts