بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Sunday 2 March 2014   #31
غلامعلی80
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
پاسخ‌ها: 137
ج: چه شد که به اینجا رسیدیم!! خداحافظ اسلام!!

6 - نعملان بن عَجلان


نعمان به عجلان در جواب ابیات عمروبن العاص، در داستان سقیفه، قصیده ای سرود که چند بیت آن نقل می شود.



و قلتم حرام نصب سعد و نصبکم/// عتیق بن عثمان حلال ابابکر
و کان هوانا فی علیّ و انه/// لاهل لها یا عمرو من حیث لاتدری
وصی النبی المصطفی وابن عمه// وقاتل فرسان الضلالۀ و الکفر
فلو لا اتقاء الله لم تذهبوا بها/// ولکن هذا الخیر اجمع للصبر
شما گفتید که نصب سعد (بن عباده) به خلافت حرام است و نصب ابوبکر صحیح و حلال است.
خواسته ما علی علیه السلام بود. علی سزاوار این کار بود.
زیرا وصی پیامبر صلی الله علیه و اله و پسر عمّ او بود؛ هم او که دلاوران گمراهی و کفر را کشته بود.
پس، اگر ترس از خدا نبود، هرگز صاحب این امر نمی شدید، لیکن این خیر (= اسلام) با صبر مناسبتر آمد.
(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، به تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم 6/ 31 به نقل از الموفقیات زبیر بن بکار.)

7 - امّ مِسطح بن اُثاثه


وی در کنار قبر پیامبر صلی الله علیه و اله این اشعار را خواند:


قد کان بعدک انباءٌ و هنبثۀٌ/// لو کنت شاهدها لکم تکثر الخُطب
انا فقدناک فقد الارض وابلها/// فاختلّ قومک فاشهدهم و لاتغب
پس از تو ای پیامبر، گفتگوها و حوادثی مهم روی داد که اگر تو زنده بودی، هرگز این همه گرفتاری پیدا نمی شد.
همچون زمینی که باران به آن نرسد و طراونت و حیات خود را از دست بدهد. تو از میان ما رفتی و مردم فاسد و تباه شدند. ای پیامبر، ایشان را بنگر و شاهد باش.
(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 2 / 131- 132 و 6 / 17)

8 - زنی از بنی نجار


چون کار بیعت با ابوبکر استوار شد، وی از محل بیت المال، سهمی برای زنان مهاجر و انصار فرستاد.
سهم زنی از بنی عدیّ بن النجار را به زید بن ثابت سپرد که به وی برساند.
زید به نزد آن زن آمد و سهم او را تقدیم کرد.
زن پرسید: این چیست؟
زید گفت: از سهامی است که ابوبکر برای زنان معین کرده است.
وی گفت: می خواهید دین مرا به وسیله رشوه از من بستانید؟ به خدا سوگند، از او چیزی نخواهم پذیرفت. سپس همه آن سهمیه را به ابوبکر بازگردانید.
(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 2 / 133 به نقل از سقیفه جوهری ، چاپ مصر - طبقات ابن سعد 2 ق /2 / 129)
غلامعلی80 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از غلامعلی80 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 2 March 2014   #32
غلامعلی80
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
پاسخ‌ها: 137
ج: چه شد که به اینجا رسیدیم!! خداحافظ اسلام!!

9 - ابوسفیان


پیامبر ابوسفیان را برای انجام کاری به بیرون مدینه فرستاده بود. لذا به هنگام رفات آن حضرت در مدینه نبود. هنگامی که بازمی گشت در راه به کسی که از مدینه می آمد، برخورد.
پرسید: آیا محمد مرد؟
آن مرد پاسخ داد: آری!
پرسید: جانشین او که شد؟ گفت: ابوبکر
ابوسفیان پرسید: فماذا فعل المستضعفان علیّ و العباس؟ یعنی: پس علی و عباس، آن دو مستضعف چه واکنشی از خود نشان دادن؟
آن مرد گفت: خانه نشین هستند.
ابوسفیان گفت: به خدا سوگند، اگر برای ایشان زنده بمانم، پایشان را بر فراز بلندی رسانم، لارفعنّ من اعقابهما.
و اضافه کرد:
انی اری غبرۀً لایطفیها الا دمٌ- یعنی: من گرد و غباری می بینم که جز بارش خون، چیزی آن را فرو ننشاند.
پس چون وارد مدینه شد در کوچه های مدینه می گشت و این اشعار را می خواند:


بنی هاشم لا تطعموا الناس فیکم/// و لا سیما تیم بن مرۀ او عدی
فما الامر الا فیکم و الیکم/// و لیس لها الا ابوحسن علی



ای بنی هاشم، راه طمع حکومت کردن را بر مردم ببندید به ویژه بر دو قبیله تیم و عدی (قبیله های عمر و ابوبکر)
این حکومت از آنِ شماست، از آنِ شما بوده، باز هم باید به شما بازگردد. کسی لیاقت زمامداری را به جز ابوالحسن علی علیه السلام ندارد.


(العقد الفرید 3 / 62 - شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 3 / 120 به نقل از سقیفه جوهری.)


یعقوبی پس از این دو بیت، دو بیت زیر را هم روایت کرده است.


ابا حسن فاشدد بها کف حازم//// فانک بالامر الذی یرتجی ملیّ
و ان امرءا یرمی قصی وراءه /// عزیز الحمی و الناس من غالب قصیّ
ای ابوالحسن، با دستی کاردان و نیرومند، حکومت را قبضه کن؛ چه تو بر آنچه امید می رود، نیرومند و توانایی.
و البته مردی که قصیّ پشتیبان ِاوست، حق او پایمال شدنی نیست و تنها (اَخلاف) قصیّ، مردمی از نسلِ غالب اند.


(تاریخ یعقوبی 2 / 105 . در روایت الموفقیات جریان را مفصل تر از این نقل می کند. ر.ک: به
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 6 / 7)

توضیحی کوتاه!


بنی هاشم و بنی امیه، فرزندان عبدمناف و او فرزند قصی بود. و در این دو بیت ابوسفیان به حضرت علی می گوید: قبیله قصی پشتیبان شمایند.

حالات ابوسفیان به روایت طبری!!
به روایت طبری، ابوسفیان پیش آمد در حالی که می گفت: ... ای فرزندان عبدمناف ، ابوبکر را به کارهای شما چه کار؟!
علی و عباس، آن دو ستمدیده و خوارگشته کجایند؟
سپس به نزد حضرت علی آمد و گفت: ای ابوالحسن، دستت را بگشا تا با تو بیعت کنم.
علی خودداری نمود و قبول نکرد و فرمود: اگر چهل نفر مردان با عزم (یعنی کسانی که ایمان به وصایت او داشته باشند) داشتم، مقابله می کردم، ولی یاور ندارم.


(تاریخ طبری چاپ اروپا 1 / 1827 - لسان المیزان 4 / 386)
برای آگاهی از تفصیل این داستان می توانید به کتاب عبدالله بن سبا نوشته آیت الله سید مرتضی عسکری مراجعه نمایید. جلد 1 ص 146 تا 151.

پاسخ به یک سوال!
شاید این سوال به ذهن برخی خطور کند که چرا امیرالمومنین علی ، پیشنهاد بیعت ابوسفیان را نپذیرفت؟
پاسخ مفصل این سوال در کتاب عبدالله بن سبا موجود است، لکن اختصارا چنین می گوییم:
پس از شهادت رسول خدا، تعصب خانوادگی و قبیلگی دوباره زنده شد.
گرد آمدن انصار در سقیفه و کوشش در بیعت کردن با سعد بن عباده، فقط بر پایه این تعصبات بود و گرنه خود می دانستند که در میان مهاجران، حضرت علی شایستگی جانشینی پیامبررا دارد.
هم چنین بیعت اوس با ابوبکر نیز، جز تعصب قبیلگی پایه و اساس نداشت.
ایشان می خواستند بدین وسیله نگذارند، ریاست به دست طایفه خزرج بیفتد.
از سخنرانی عمر در سقیفه (صحیح بخاری 4 / 120 ) نیز پیداست که دسته او نیز تا چه اندازه در کار بیعت با ابوبکر، تحت تاثیر احساسات قبیله ای قرار گرفته بودند.
ابوسفیان نیز مانند دیگران، تعصب قبیله ای داشت و تنها برای آن که ریاست در افراد قبیله اش بنی عبد مناف باقی بماند، خواستار بیعت با امیرالمومنین شد.
در این میان، تنها امیرالمومنین بود که افق فکرش بالاتر و والاتر از این بود که این امر را با نیروی تعصب به دست گیرد.
اگر علی حق حاکمیت را برای خود مطالبه می کرد، به این سبب بود که حکومتی برقرار سازد که پایه اش جز بر حکم قرآن و دین نباشد.
حضرتمی خواست یارانی مانند سلمان و ابوذر و مقداد و عمار از او حمایت کنند، مردانی که هیچ عامل و محرکی برای یاری آنها جز مبدأ عقیده الهی نباشد؛ نه چون ابوسفیان که جز اندیشه دنیا و تعصب خانوادگی، محرک دیگری نداشت.
لذا اگر امیرالمومنین علی پیشنهاد بیعت ابوسفیان را می پذیرفت، عملا همه زحمات پیامبر و نیز خود آن حضرت در پیروی از رسول خدا در طی 23 سال برای بازگرداندن جامعه به فطرت الهی و نابود کردن تعصبات جاهلی، بر باد می رفت.
در خور ذکر است که ابوسفیان، چون از علی ناامید شد، با قبول رشوه حاکمان، راضی شد و با ابوبکر بیعت کرد و انگیزه های مادی و دنیوی خویش را کاملا آشکار ساخت.
ابوبکر بنا به پیشنهاد عمر، آنچه از زکات بیت المال که در دست ابوسفیان بود به خودش واگذار کرد (العقد الفرید 3 / 62)
هم چنین، فرزند ابوسفیان، یزید را به عنوان امیر لشکری که به سوی شام می رفت منصوب کرد. (طبری 1 / 1827 چاپ اروپا)
غلامعلی80 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از غلامعلی80 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 2 March 2014   #33
غلامعلی80
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
پاسخ‌ها: 137
ج: چه شد که به اینجا رسیدیم!! خداحافظ اسلام!!

10 - خالد بن سعید (از بنی امیه)


خالد بن سعید بن عاص از آنان بود که در مسلمان شدن پیشی گرفته بود.
ابن قتیبه در کتاب المعارف ص 128 می گوید: او پیش از ابوبکر اسلام آورده بود.
وی از گروه مهاجران به حبشه بود.
پس از آنکه اسلام قوت گرفت، پیامبر صلی الله علیه و اله او را با دو برادرش (ابان و عمرو) مامور وصول زکات قبیله مذحج نمود.
پس از آن، مامور آن حضرت در صنعای یمن شدند.
آنها در زمان وفات پیامبر صلی الله علیه و اله در مدینه نبودند.
بعد از آنکه به مدینه بازگشتند، به ابوبکر گفتند: ما فرزندان احیحه پس از رسول خدا صلی الله علیه و اله کارگزار دیگران نخواهیم شد.
(الاستیعاب 1 / 398 - 400
الاصابۀ 1 / 406
اسد الغابه 2 / 82
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 6 / 13 و 16)


خالد به نزد امیرالمومنین علی علیه السلام آمد و گفت:
یا علی! دستت را دراز کن تا با تو بیعت کنم که به خدا قسم در میان مردم سزاوارتر از تو به مقام محمد صلی الله علیه و اله نیست.
(تاریخ یعقوبی 2 / 105 )


بنابر نقل مورخین و بزرگان اهل سنت، هنگامی که بنی هاشم با ابوبکر بیعت کردند، خالد نیز با ابوبکر بیعت کرد.
(اسد الغابه 2 / 82
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 1/ 135 به نقل از سقیفه جوهری)

11 - عمر بن الخطاب


عمر در سال آخر زندگی، به هنگامی که در حج بود، شنید که عمار گفته است: بیعت ابوبکر لغزشی بود که در آخر پدیدار شد. اگر عمر از دنیا برود، ما با علی علیه السلام بیعت خواهیم کرد.
(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 2 / 123 )


این گفتار، عمر را پریشان کرد و گفت: آنگاه که به مدینه برسم ...
وقتی به مدینه رسید، همان جمعه اول، بر بالای منبر رفت و گفت:
بیعت با ابوبکر لغزش و اشتباهی بود که انجام گرفت و گذشت، آری، چنین بود! ولی خداوند مردم را از شر آن لغزش حفظ فرمود.
(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 2 / 22 - 23 و 6 / 47 و 11 / 13 و 12 / 147
تاریخ یعقوبی 2 / 160
انساب الاشراف 5 / 15
سیره ابن هشام 4 / 336 - 338
صحیح بخاری کتاب الحدود باب رجم الحبلی من الزنا 4 / 119 و 120
کنز العمال 3 / 129 حدیث 2326)


هم چنین در خور توجه است که ابوبکر خود نیز درباره خلافت خویش همین عبارت را گفته بود: انّ بیعتی کانت فلتۀ وقی الله شرّها
(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 6 /47 و 50 )
غلامعلی80 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از غلامعلی80 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 2 March 2014   #34
غلامعلی80
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
پاسخ‌ها: 137
ج: چه شد که به اینجا رسیدیم!! خداحافظ اسلام!!

12 - معاویه

معاویه در نامه به محمد بن ابی بکر چنین نوشت:
ما و پدرت (ابوبکر) فضل و برتری فرزند ابوطالب را می دانستیم و حق او را بر خود لازم می شمردیم.
پس چون خداوند برای پیامبرش که درود خدا بر او باد، آنچه که نزد خود بود، اختیار کرد و وعده ای را که به وی داده بود، وفا کرد و دعوتش را آشکار نمود و حجتش را روشن ساخت و روح او را به سوی خود برد، پدر تو و فاروقش عمر، اولین کسانی بودند حق علی علیه السلام را غصب کردند و با وی مخالفت نمودند.
این دو، دست اتفاق به یکدیگر دادند؛ سپس علی علیه السلام را به بیعت خود خواندند.
چون علی علیه السلام خودداری کرد و استنکاف ورزید، تصمیم هایی ناروا گرفتند (می خواستند علی علیه السلام را بکشند) و اندیشه هایی خطرناک درباره او نمودند، تا در نتیجه علی علیه السلام با آنان بیعت کرد و تسلیمشان گردید.

(مروج الذهب مسعودی 2 / 60
وقعه صفین نصر بن مزاحم ص 135 چاپ قاهره.
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 1 / 284 و 2 / 65 )

13 - سعد بن عباده
سعد را پس از ماجرای سقیفه چند روی به حال خود گذاشتند و سپس در پی او فرستادند که بیا و بیعت کن، که همه مردم و بستگانت با ابوبکر بیعت کرده اند.
سعد پاسخ داد:


به خدا قسم، تا تمام تیرهای ترکشم را به سوی شما پرتاب نکنم و سِنان نیزه ام را با خون شما رنگین نسازم، با شما بیعت نخواهم کرد. چه تصور کرده اید؟ تا زمانی که دستم قبضه شمشیر را در اختیار دارد، آن را بر فرق شما می کوبم و به یاری خانواده و هوادارانم، تا آنجا که در توان داشته باشم، با شما می جنگم و دست بیعت در دست شما نمی گذارم.
به خدا قسم، اگر همه جن و انس در حکومت و زمامداری شما همدست شوند، من سر فرود نمی آورم و شما را به رسمیت نمی شناسم و بیعت می کنم تا هنگامی که در دادگاه عدل الهی به حسابم رسیدگی شود.


چون سخنان سعد به گوش ابوبکر رسید، عمر به او گفت: سعد را رها مکن تا با تو بیعت کند.


اما بشیر بن سعد گفت: او لج کرده است و با شما بیعت نمی کند، اگرچه جانش را بر سر این کار بگذارد. کشتن او به این سادگی نیست؛ چه او وقتی کشته می شود که تمامی خانواده و فرزندان و گروهی از بستگانش با او کشته شوند، او را به حال خودش بگذارید. که رها کردنش شما را زیانی نمی رساند زیرا که او یک تن بیش نیست که بیعت نمی کند.



طبری و ابن اثیر قصه را تا اینجا نقل کرده اند که آدرس آنها را بیان می کنیم:
طبری 3 / 459.
ابن اثیر 2 / 126.

اما در کتابهای دیگر این نکته را اضافه کرده اند: سعد به هر یک از ایشان که برخورد می کرد، سلام نمی کرد.

(کنز العمال 3 / 134 حدیث 2296
الامامۀ و السیاسۀ 1 / 10
السیرۀ الحلبیۀ 4 / 397
طبری 1/ 1844 چاپ اروپا)

آنها راهنمایی بشیر را پذیرفتند و دست از سعد برداشتند و او را به حال خود گذاشتند.
سعد در هیچ یک از اجتماعاتشان شرکت نمی کرد و در نماز جمعه و جماعت ایشان حاضر نمی شد و در ادای مناسک حج به همراهی آنها و کنارشان دیده نمی شد!
یان حال همچنان ادامه داشت تا آن که زمان ابوبکر به سر آمد و نوبت خلافت عمر شد.

(منابع سابق و نیز الریاض النضرةل 1/ 168)
غلامعلی80 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از غلامعلی80 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 2 March 2014   #35
تعجب
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2014
پاسخ‌ها: 356
ج: چه شد که به اینجا رسیدیم!! خداحافظ اسلام!!

نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
غلامعلی جان شهادت هس نه رحلت
دوست عزیز بنده هر چه در تقویم رسمی کشور دقت کردم کلمه شهادت را در روز درگذشت ایشان ندیدم بلکه از کلمه رحلت استفاده شده!
یعنی بزرگان دین در کشور در خواب به سر برده اند؟
تعجب حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 2 March 2014   #36
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 17,359
ج: چه شد که به اینجا رسیدیم!! خداحافظ اسلام!!

نقل قول:
در اصل توسط تعجب نوشته شده است نمايش نوشته
دوست عزیز بنده هر چه در تقویم رسمی کشور دقت کردم کلمه شهادت را در روز درگذشت ایشان ندیدم بلکه از کلمه رحلت استفاده شده!
یعنی بزرگان دین در کشور در خواب به سر برده اند؟
قدم نورسیده مبارک
مبارکه نمی دونستیم تقویم شده معیار معارف و ......پسرجانم چه سالته ؟!گوگولی مگلی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 2 March 2014   #37
غلامعلی80
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
پاسخ‌ها: 137
ج: چه شد که به اینجا رسیدیم!! خداحافظ اسلام!!

نقل قول:
در اصل توسط تعجب نوشته شده است نمايش نوشته
دوست عزیز بنده هر چه در تقویم رسمی کشور دقت کردم کلمه شهادت را در روز درگذشت ایشان ندیدم بلکه از کلمه رحلت استفاده شده!
یعنی بزرگان دین در کشور در خواب به سر برده اند؟
دوست عزیز
درسته که امروزه مردم، اطلاعاتشون رو در باب مناسبت ها، از تقویم ها استخراج می کنند، اما باید توجه داشت که تقویم ها، از منابع تاریخی و دینی استفاده کرده اند.
نکته ای که جناب غلامعلی 69 گفتند، در واقع برگرفته از احادیث است که رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم نیز مسموم شدند و در واقع به شهادت رسیدند.
حالا اگر این نکته در تقویم ها وجود ندارد دلیل بر نفی و رد کردن آن نیست.
اما مطلب دیگر
فرموده اید:
نقل قول:
در اصل توسط تعجب نوشته شده است نمايش نوشته
یعنی بزرگان دین در کشور در خواب به سر برده اند؟
باید عرض کنم این مسئله ربطی به خواب و بیداری بزرگان ندارد. اینکه یک نفر بیاید و درباره مسئله ای اظهار نظر کند نباید باعث شود که ما فورا او را در برابر همه بزرگان قرار بدهیم و در واقع جنگ زرگری راه بیندازیم.
شما اگر در رد مطلب ایشان مطلبی دارید بیاورید آن هم علمی،
اصلا شما چرا از ایشان مدرک و دلیل نخواستید؟
فجادلهم باللتی هی احسن
یاعلی
و هو العلی العظیم
غلامعلی80 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از غلامعلی80 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 4 March 2014   #38
تعجب
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2014
پاسخ‌ها: 356
ج: چه شد که به اینجا رسیدیم!! خداحافظ اسلام!!

نقل قول:
در اصل توسط غلامعلی80 نوشته شده است نمايش نوشته
دوست عزیز
درسته که امروزه مردم، اطلاعاتشون رو در باب مناسبت ها، از تقویم ها استخراج می کنند، اما باید توجه داشت که تقویم ها، از منابع تاریخی و دینی استفاده کرده اند.
نکته ای که جناب غلامعلی 69 گفتند، در واقع برگرفته از احادیث است که رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم نیز مسموم شدند و در واقع به شهادت رسیدند.
حالا اگر این نکته در تقویم ها وجود ندارد دلیل بر نفی و رد کردن آن نیست.
احادیث هم از منابع تاریخی و دینی محسوب میشوند و نمی توان که گفت که در تواریخ و کتب دینی چیزی در تضاد با احادیث آمده باشد و ما آن را گرفته باشیم .
نقل قول:
باید عرض کنم این مسئله ربطی به خواب و بیداری بزرگان ندارد. اینکه یک نفر بیاید و درباره مسئله ای اظهار نظر کند نباید باعث شود که ما فورا او را در برابر همه بزرگان قرار بدهیم و در واقع جنگ زرگری راه بیندازیم.
شما اگر در رد مطلب ایشان مطلبی دارید بیاورید آن هم علمی،
اصلا شما چرا از ایشان مدرک و دلیل نخواستید؟
قطعا اگر بزرگان دینی متوجه شوند که موضوعی در تقویم بر خلاف احادیث است از کنار ان به راحتی نمی گذرند و در پی تصحیح آن برمیایند. مثلا اگر شهادت اما حسین در تقویم رحلت درج شود کسی سکوت میکند!
تعجب حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 4 March 2014   #39
غلامعلی80
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
پاسخ‌ها: 137
ج: چه شد که به اینجا رسیدیم!! خداحافظ اسلام!!

نقل قول:
در اصل توسط تعجب نوشته شده است نمايش نوشته
احادیث هم از منابع تاریخی و دینی محسوب میشوند و نمی توان که گفت که در تواریخ و کتب دینی چیزی در تضاد با احادیث آمده باشد و ما آن را گرفته باشیم .
سلام بر جناب تعجب
نکته ای که شما اشاره کرده اید، نکته درستی است، اما این به معنای تضاد نیست.
امروزه سخن گفتن از رحلت و شهادت و استناد سازی برای آن امر دشواری نیست.
وقتی طبق احادیثی که فریقین نقل کرده اند، من مات علی حب آل محمد مات شهیدا
این مسلم می شود که شخصیتی مثل پیغمبر که در اعلی درجه فضیلت و برتری نسبت به انسانهاست، قطعا می بایست، حائز این رتبه نیز باشند.
بر اساس روایات فرمودند: ما اهل بیت یا مسموم می شویم و یا مقتول می شویم.
البته این نکته را عرض کنم، که این مسئله، مسئله حادی نیست. اما برادر ما، گفتند اگر شهادت بود، تقویم ها می نوشتند.
بنده نوشتم که قرار نیست اطلاعات ما از تقویم هایی که جنبه بازاری پیدا کرده اند، استخراج شود.
چرا که تقویم ها، منبع و مدرک محسوب نمی شوند و باید به کتب مراجعه کرد.
در کتاب ها، اشاره ای به قضیه مسمومیت حضرت رسول صلی الله علیه و اله شده است.
می توانید به تقویم شیعه نوشته عبدالحسین نیشابوری مراجعه نمایید که منابع را ذکر نموده اند.
غلامعلی80 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 21 May 2014   #40
غلامعلی80
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
پاسخ‌ها: 137
ج: چه شد که به اینجا رسیدیم!! خداحافظ اسلام!!

با سلام
مدتی بی توفیق بودم از درج مطالب در این باشگاه
انشاءالله مجددا فعالیت خودم را آغاز خواهم کرد.
بعونه تعالی
غلامعلی80 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از غلامعلی80 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي يه هفته پيش   #41
غلامعلی80
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
پاسخ‌ها: 137
ج: چه شد که به اینجا رسیدیم!! خداحافظ اسلام!!

سلام علیکم و رحمت الله
چند وقت پیش در اینستاگرام کلیپی منتشر کرده بودم.
یکی از آقایان اهل تسنن آمد و به پخش اون کلیپ اعتراض کرد.
به او گفتم دلیل اعتراض شما چیست؟
گفت: در این کلیپ به خلیفه اول و دوم توهین شده!
گفتم: چرا توهین شده؟
گفت: به خاطر اینکه در این کلیپ سخنران می گوید در قعر جهنم تابوتی از آتش است که غاصب حق امیرالمومنین علی علیه السلام در آن عذاب می شود.
گفتم: خب مشکل شما با این جمله چیه؟
گفت: توهین کرده به ابوبکر و عمر!
گفتم: یعنی شما قائلید که حق امیرالمومنین علی علیه السلام توسط ابوبکر و عمر غصب شد!؟
گفت: نه، اصلا!
گفتم: پس چرا از انتشار این کلیپ ناراحت شدی؟؟؟!!!
دیگه بحث رو طبق معمول عوض کرد.
یا علی
غلامعلی80 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از غلامعلی80 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:31PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts