بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > اقتصاد و تجارت

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Saturday 11 February 2017   #1
فربد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2004
پاسخ‌ها: 2,716
در تفکر لیبرالیستی غرب محور؛ سرمایه سالاری به جای سرمایه گزاری بر آحاد مردم، محور تفکر مدیریت اقتصادی می شود

دکتر رضا سیمبر

تفکر لیبرالیستی غرب‌محور؛ مهم‌ترین چالش فراسوی عدالت محوری

بوروکراسی و دیوان سالاری فاسد به همراه سیستم اداری عریض و طویل، فاسد و بیمار، جناح بازی و باند بازی و وابستگی به اقتصاد نفتی از نمادهای متعارض و چالش های اصلی و جدی در مقابل اقتصاد عدالت محور است.


طرح بحث
گفتمان انقلاب اسلامی مانند همه گفتمان های انقلابی یک سری از ویژگی های خاص و ویژه مختص به خود را دارا می باشد که آن را از سایر گفتمان ها جدا و متمایز می سازد. اولین ویژگی گفتمان انقلاب اسلامی ایران دینی بودن یا اسلامی بودن آن است. به این ترتیب سایر مولفه های دیگری که دراین گفتمان مطرح می شود تحت تاثیر این مولفه قرار می گیرد. به عنوان نمونه، عدالت محوری ممکن است که در سایر نهضت های سیاسی و اجتماعی مطرح شوند، ولی عدالت محوری موجود در گفتمان انقلاب اسلامی ایران منبعث از تفکر اسلامی می باشد. در نوشتار حاضر، ضمن برشمردن ویژگی های گفتمان های انقلابی، به عدالت محوری به عنوان یکی از ویژگی های سنجشی ممیز و مشخص اشاره می شود و این بحث ارایه می گردد که پایایی گفتمان انقلاب اسلامی در کالبد نظام جمهوری اسلامی نیازمند برنامه ریزی و تدقیق در عدالت محوری موجود در این گفتمان می باشد.
گفتمان های انقلابی
گفتمان های انقلابی در سپهر سیاست و اجتماع به عنوان پاسخی قلمداد می شوند که برای کنکاش های بدیل یابی در خصوص وضع موجود و یا گفتمان غالب و حاکم صورت می پذیرد. به عبارت دیگر گفتمان ها، قالب های هنجاری، فکری و فرهنگی هستند که ارزش ها، باورها، و دیدگاه های مردم و رهبران آن ها را در خود جای می دهد.
گفتمان ها یک اشتراک بین الاذهانی را بین مردم در خصوص این ارزش ها و باورها به وجود می آورد و گفتمان انقلابی بر علیه گفتمان مستقر در جامعه بر می خیزد و آن را به چالشی سخت می کشاند. این گفتمان ها همواره نیازمند رهبری هستند که آن ها را هدایت و رهبری کند. بدون رهبری و بسیج توده های مردم گفتمان های انقلابی شکل نمی گیرند و نیاز است که د رراستای نیل به هدف و جایگزین نمودن گفتمان انقلابی به جای گفتمان موجود، این رهبری توده های مردم در قالب یک جنبش اجتماعی و سیاسی شکل بگیرد و به سرانجام مطلوب برسد. بدون رهبری، گفتمان ها قابلیت تبدیل به گفتمان های حاکم را ندارند.
گفتمان های انقلابی در مقابل گفتمان حاکم چیده می شوند، به عنوان نمونه گفتمان دینی در مقابل گفتمان سکولار، گفتمان استقلال طلبی در مقابل گفتمان وابستگی، و در این تقابل است که جوهر مایه آن ها و تفاوت هایشان با وضع موجود آشکار و هویدا می شود. در این قالب بندی متفاوت است که مردم در مقام مقایسه قرار می گیرند، اشتراک بین الاذهانی به وجود می آید و نهایتا این توانایی را می یابند که بین آن دو یک را انتخاب کنند که بدیل مدل گفتمان حاکم و مستقر است.
نکته حایز اهمیت دیگر این است که همه گفتمان های انقلابی نیازمند ظرف زمانی مختص به خود هستند و همواره نسبتا در بلند مدت اتفاق می افتند و هرگز یک شبه یا در کوتاه مدت واقع نمی گردند. مثلا اگر نقطه آغازین انقلاب اسلامی ایران را، تبعید حضرت امام به ترکیه بدانیم تا بهمن ماه پنجاه و هفت، حدود پانزده سال تا به نتیجه رسیدن این گفتمان طول کشید.
انقلابی گری و استقرار نظم جدید
گفتمان های انقلابی موفق و پیروزمند از درون خود نظم سیاسی یا نظام مختص به خود را می آفرینند، که در ساختار مندی آن ها، توده های انقلابی و معتقدان به آن انقلاب امیدوارند همان ارزشهای مشترک بین الاذهانی نهفته در آن گفتمان را که به واسطه آن ها بسیج شده و هزینه کرده بودند را متحقق ببینند. به این ترتیب هر گفتمان انقلابی پس از استقرار نظام سیاسی مختص به خود توقعات و انتظاراتی را تولید می کند که در آن فرآیند مورد سنجش و ارزیابی مردم قرار می گیرند. نظام سیاسی متولد شده مورد ارزیابی قرار می گیرد مبنی بر اینکه تا چه حدی توانسته است ارزش های بین الاذهانی ایجاد شده آن گفتمان را متحقق سازد.
بنا بر این به نظر می رسد که مستقر شدن نظام سیاسی حاصل از گفتمان انقلابی، باز به انقلابی گری نیاز دارد یعنی به انسانهای مدیر انقلابی که ارزشهای نهفته در آن انقلاب را بشناسند به آن اعتقاد داشته باشند و برای تحقق آن ها مدبران با مدیریت انقلابی عمل کنند.
از این نظر که افق تحقق یک گفتمان انقلابی، مستلزم پای بندی به اصول، آرمان ها و ارزش هایی است که در آن گفتمان انقلابی زاییده شده اند و اگر نظام سیاسی نتواند که آن ارزش های گفتمانی را متحقق کن در معرض انتقاد سخت مردم قرار می گیرد، مردمی که به طور مشترک و متحد به ارزش ها و هنجار های نهفته در آن گفتمان معتقد بوده اند.
بنا بر آن چه گفته شد، همه گفتمان ها در درون خود زیر گفتمان ها، هنجارها، باورها و ارزش هایی را به همراه دارند که در یک ارتباط و یا اشتراک بین الاذهانی بین مردم تقسیم و توزیع می شوند. علی الاصول مردم بر اساس همین ارزش ها و هنجارهاست که هزینه های انقلاب را می پذیرند و به سمت امحای گفتمان موجود و مستقر و به سمت ایجاد و آفرینش گفتمان انقلابی به حرکت و جنبش در می آیند.
دقیقا این جاست که باید دقت شود شناخت این مولفه های گفتمانی برای متولیان نظم جدی و نظام زاییده گفتمان انقلاب اسلامی بسیار حیاتی و حایز اهمیت است، تا که بتوانند آن ارزش ها را اولا پاس داشته و ثانیا برای تحقق آن ها سخت بکوشند. در حقیقت این جاست که انقلابی گری در نظم به وجود آمده نیز خود را معنا می بخشد و حایز اهمیت حیاتی می گردد.
این در حالی است که برخی را اعتقاد بر این است که پس از پیروزی انقلاب ها دیگر انقلابی گری معنا ندارد و نظام و نظم مستقر پسا انقلابی فارغ و بی نیاز از انقلابی گری است. اما اشتباه اینان عدم توجه به اشتراکات بین الاذهانی گفتمان انقلابی است. به عبارت دیگر، انقلابی گری، تلاش متولیان نظام ایجاد شده است تا مولفه های گفتمانی انقلاب را متحقق نموده و ارتقا ببخشند و با توجه به تغییر زمان و شرایط، آن ها را بر اساس نیاز های موجود متبلور و موثر سازند.
عدالت محوری و گفتمان انقلاب اسلامی
می توان گفت که اسلام خواهی بنیاد اصلی گفتمان انقلاب اسلامی ایران است. اسلام خواهی گفتمانی در مقابل سکولاریسم قرار داشته و دارد. پهلوی اول و دوم سخت کوشیدند که گفتمان سکولاریستی را در جامعه ایرانی به ثمر بنشانند که خود این تلاش به انگیزه ای جهت تحریک گفتمان اسلامی به جای گفتمان سکولار شد.
رهبری این انقلاب را نیز یک انسان فرهیخته دینی و روحانی به عهده گرفت و در میان دلایل و بهانه های سیاسی، اقتصادی، عامل دینی به اصلی ترین عامل بسیج مردم علیه گفتمان سکولاریستی پهلوی شد.
اسلام گرایی با منش سکولاریستی، لیبرالیستی و یا مارکسیستی سنخیتی ندارد، ارزش های لیبرالی سرمایه داری هم خالی از ارزش های و هنجار های عدالت محور است.
انقلاب اسلامی ایران به احیاگر گفتمان دینی در تمام دنیا به ویژه جهان اسلام تبدیل شد، به نحوی که جنبش های بیداری اسلامی در اقصا نقاط مختلف دنیا مرهون این احیاگری دینی توسط گفتمان انقلاب اسلامی است.
شاه کلید اصلی گفتمان انقلاب اسلامی در کنار استقلال طلبی، مردم سالاری دینی، عدالت محوری است. اکنون متاسفانه خیلی ها تلاش می کنند که اقتصاد دولتی را پوزیتویستی و فاقد ارزش ها و فرهنگ دینی معرفی کنند، در حالی که در گفتمان انقلاب اسلامی، اقتصاد و ارزش با یکدیگر عجین و آمیخته هستند و غیر قابل انفکاک می باشند.
عدالت محوری گفتمان انقلاب اسلامی به معنای اولویت کار اقتصادی در راستای ایجاد برابری فرصت ها ی اقتصادی برای آحاد توده های مردم است. باید تلاش شود تا بر اساس الگوی آرمانی انقلاب اسلامی، نسبت به حل مسایل معیشتی و مشکلات اخلاقی و فرهنگی و اجتماعی مردم اقدام شود و باید که تلاش شایسته ای صورت بگیرد که مردم نسبت به اثر بخشی این راه ایمان پیدا کنند.
از دریچه اقتصاد مبتنی بر گفتمان انقلاب اسلامی بالا بردن حداکثری مطلوبیت برای مصرف کننده و تامین سود هر چه بیشتر برای تولید کننده قابل قبول نیست. بالا بردن میزان مصرف گرایی هدف عالی و غایی نیست، بلکه پرهیز از اسراف و تبذیر، توجه ویژه به محرومان و تامین عدالت اجتماعی، کسب استقلال اقتصادی و تجاری از اجانب بر اساس قاعده نفی سبیل مطرح می باشد.
می توان گفت رویکرد امروزین گفتمان انقلاب اسلامی، همانا اقتصاد مقاومتی ابلاغ شده توسط مقام معظم رهبری می باشد که در شرایط تحریم و در موقعیت استمرار خصومت ها و دشمنی ها، تعیین کننده میزان رشد، توسعه و شکوفایی کشور است.
اما در این شرایط، امروزه یکی از مهم ترین چالش های فراسوی عدالت محوری در کالبد نظام جمهوری اسلامی ایران، سایه انداخت تفکر لیبرالیستی غرب محور است که در آن سرمایه سالاری محور اندیشه و عمل قرار می گیرد. سرمایه سالاری به جای سرمایه گزاری بر آحاد مردم، محور تفکر مدیریت اقتصادی می شود.
برای تحقق آرمان های عدالت طلبانه گفتمان انقلاب اسلامی، مدیران اقتصادی نظام جمهوری اسلامی ایران باید به دنبال امعان نظر و توجه دقیق به راه کار هایی باشند که سرمایه گزاری آحاد مردم در اقتصاد صورت بپذیرد و نه اینکه سرمایه گزاری خارجی محور تفکر رشد و توسعه باشد.
ناآگاهی از مفهوم عدالت محوری، یک از مهم ترین چالش های فراسوی مدیران جمهوری اسلامی می باشد. این در حالی است که ضعف در مدیریت اقتصادی، و عدم پاسخ گویی و شفافیت نیز ضربه مهلکی بر پیکره اقتصاد ما و زمینه های تامین عدالت اجتماعی وارد می نماید. در این زمینه شفاف سازی، مسئولیت پذیری، پاسخ گویی، بازرسی و نظارت و حل و فصل عادلانه دعاوی مختلف اقتصادی از بایسته های اصلی تامین عدالت اجتماعی می باشد.
دولت عدالت محور بر اساس گفتمان انقلاب اسلامی دولت رفاه و ایجاد برابری فرصتها و توزیع عادلانه ثروت در کشور است. باید در مقابل رانت اطلاعاتی مقاومت کند، به اصلاح ساختاری نظام بانکی بپردازد، برابری قانونی و برابری فرصتها را با یکدیگر بیامیزد و از تجمل گرایی و اسراف سخت پرهیز کند.
دولت باید با مدیریت جهادی و ترویج فرهنگ شایسته سالاری، زمینه های مدیریت اقتصادی بهینه را فراهم آورد و به این ترتیب به سمت توزیع عادلانه منابع مالی در کشور اقدام نماید.
بوروکراسی و دیوان سالاری فاسد به همراه سیستم اداری عریض و طویل، فاسد و بیمار، جناح بازی و باند بازی و وابستگی به اقتصاد نفتی از نمادهای متعارض و چالش های اصلی و جدی در مقابل اقتصاد عدالت محور است.
اقتصاد عدالت محور نیازمند سیاست گزاری برای اصلاح الگوی مصرف است البته به گونه ای که منتهی به اعمال فشار به مردم نشود. افزایش بهره وری در تولید و کاهش قیمت تولید شده ی تولیدات، کیفیت بهتر و خدمات بیشتر در عرصه رقابت سالم اقتصادی از مستلزمات این حرکت اقتصادی مدبرانه تلقی می گردد. با تقویت تولیدات داخلی با سیاست های حمایتی تجاری و اقتصادی درست باید به سمت کاهش واردات خارجی حرکت کرد تا از تولید ملی و به ویژه تولید استراتژیک حمایت نمود.
محرومیت زدایی و مبارزه با فقر و بیکاری ترجمان اصلی عدالت محوری در گفتمان انقلاب اسلامی است. این امر با وجود نظام های حمایتی فعال مانند سیستم های بیمه ای مناسب، تحرک در اقتصاد داخلی و حمایت از صادرات کالاهای غیر نفتی متحقق می شود. در همین مجموعه تعاملات دانش بنیان با دنیا حایز اهمیت است که با افزایش واردات دانش فنی متحقق می شود.
همه این ها با بهبود فضای کسب و کار، توسعه تجارت با کشورهای دوست در منطقه، برخورداری از روحیه جهادی در دیپلماسی و سیاست خارجی و همچنین با کاهش هزینه های دولت به وسیله چابک سازی و کوچک سازی آن امکان پذیر می گردد.
دکتر رضا سیمبر
استاد تمام گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه گیلان


http://fna.ir/9Z62EX
فربد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 4 April 2017   #2
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,081
ج: در تفکر لیبرالیستی غرب محور؛ سرمایه سالاری به جای سرمایه گزاری بر آحاد مردم، محور تفکر مدیریت اقتصادی می شود

گفتمان انقلابی یا گفتمان اسلامی با گذشت نزدیک 40 سال هنوز به شعارها و آرمان های خود مثل عدالت دست نیافته و بلکه اوضاع بدتر هم شده است. با این وضع من نمی دانم تخطئه گفتمان غربی یا لیبرالیستی واقعا چه دردی از ما دوا می کند، جز این که خواسته باشیم فرافکنی کنیم و ضعف های خود را گردن دیگران بیندازیم؟
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 7 April 2017   #3
فربد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2004
پاسخ‌ها: 2,716
ج: در تفکر لیبرالیستی غرب محور؛ سرمایه سالاری به جای سرمایه گزاری بر آحاد مردم، محور تفکر مدیریت اقتصادی می شود

نقل قول:
گفتمان انقلابی یا گفتمان اسلامی با گذشت نزدیک 40 سال هنوز به شعارها و آرمان های خود مثل عدالت دست نیافته و بلکه اوضاع بدتر هم شده است. با این وضع من نمی دانم تخطئه گفتمان غربی یا لیبرالیستی واقعا چه دردی از ما دوا می کند، جز این که خواسته باشیم فرافکنی کنیم و ضعف های خود را گردن دیگران بیندازیم؟
اتفاقا یکی از مهم‌ترین دلایل اینکه گفتمان اسلامی هنوز به اهداف خود دست نیافته، اعتماد کردن به نسخه‌هایی است که غربزدگان حاکم بر مناصب مهم حکومت، بر این ملت تحمیل کرده‌‌اند
و لذا راه رهایی از این مشکلات شناختن اشکالات تفکرات لیبرالیستی تحمیل شده بر ملت و پناه بردن به دستورالعمل‌های الهی است
البته مدیران داخلی هم ضعف‌هایی دارند، که در جای خود قابل بررسی است، اما تفکر فاسد لیبرالیستی منشاء بسیاری از مشکلات در سرتاسر جهان است که برای حل مشکلات بشری نیاز به رهایی از اعتماد بی‌جا بر آن است

آخرين ويرايش فربد ، Friday 7 April 2017 در 12:58PM.
فربد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 9 April 2017   #4
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,081
ج: در تفکر لیبرالیستی غرب محور؛ سرمایه سالاری به جای سرمایه گزاری بر آحاد مردم، محور تفکر مدیریت اقتصادی می شود

باز هم فرافکنی؟
سوال من آن بود که نسخه شفابخش اقتصاد و عدالت اسلامی و به قول شما دستورالعمل‌های الهی چه شد؟
آیا نزدیک به 40 سال زمان کمی است برای ارائه این نسخه و رهایی از تفکرات تحمیلی غرب؟ آن هم در نظامی که اسلامی است و سایه غرب و لیبرالیسم را با تیر می زند از رهبرش گرفته تا سایر شخصیت ها و نهادها و حوزه های علمیه و علمایی که عمر خود را در راه مطالعه اسلام صرف کرده اند؟ پس چرا چیزی بیرون نیامده که هم خودمان بکار ببندیم و هم به جهان الگو بدهیم؟
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 12 April 2017   #5
فربد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2004
پاسخ‌ها: 2,716
ج: در تفکر لیبرالیستی غرب محور؛ سرمایه سالاری به جای سرمایه گزاری بر آحاد مردم، محور تفکر مدیریت اقتصادی می شود

نقل قول:
سوال من آن بود که نسخه شفابخش اقتصاد و عدالت اسلامی و به قول شما دستورالعمل‌های الهی چه شد؟

نمونه‌ای از این نسخه‌های شفابخش اقتصاد و عدالت اسلامی را می توانید در متن ذیل مشاهده نمایید:



در گفت و گو با رییس بنیاد فقهی مدیریت اسلامی مطرح شد؛
اسلام با اقتصاد قارونی مخالف است


وقتی ثروت اندوزی و مال روی مال گذاشتن ارزش مکاتبی می شود که داعیه رساندن بشر به ساحل آرامش را دارند، تنها راه بطلان جادوی آنها ارائه نسخه اصیل و بی بدیلی است که خداوند برای بشر به ارمغان فرستاده است. این یعنی اسلام و قرآن که به عنوان دین خاتم و معجزه جاویدان راه بهره مندی بهینه و مفید از همه مواهب الهی را نشان داده اند.
وقتی ثروت اندوزی و مال روی مال گذاشتن ارزش مکاتبی می شود که داعیه رساندن بشر به ساحل آرامش را دارند، تنها راه بطلان جادوی آنها ارائه نسخه اصیل و بی بدیلی است که خداوند برای بشر به ارمغان فرستاده است. این یعنی اسلام و قرآن که به عنوان دین خاتم و معجزه جاویدان راه بهره مندی بهینه و مفید از همه مواهب الهی را نشان داده اند. از این رو در گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمین صمصام الدین قوامی؛ مجتهد نظریه پرداز در مدیریت اسلامی و رییس بنیاد فقهی مدیریت اسلامی نگاه اسلام به مسئله توزیع ثروت و فقر و تکاثر را به بحث و بررسی گذاشته ایم.

آیا کسب ثروت و تلاش برای به دست آوردن مال در ابعاد فردی و اجتماعی، مورد پذیرش اسلام است یا با آن مخالفت شده؟
اسلام با فقر و فلاکت مبارزه می کند و فقر را شیطانی می داند، این یعنی اسلام بر وجود ثروت در جامعه تاکید دارد. چنان که در سوره مبارکه «نحل» ثروت به «جمال» توصیف شده: «وَ لَکُمْ فیها جَمالٌ» یا در سوره مبارکه «ص» از ثروت به «خیر» تعبیر می شود و اینها نشان می دهد اسلام جامعه فقیر را نمی پسندد، البته در مورد فرد به قناعت سفارش می کند که این درباره مصرف است نه درباره تولید.
یعنی اگر در ادبیات دینی، اخلاقی و معنوی ما بر قناعت توصیه شده و از آن به گنج تعبیر می شود «القناعةُ کنزٌ»، منظور مصرف بهینه است که به تولید ثروت کمک می کند.
از این رو، جهت گیری کلی اسلام این است که می فرماید: «وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» که در اصطلاح به «قاعده نفی سبیل» شهرت دارد و بدین معنا است که کفّار نباید بر مسلمین سلطه داشته باشند و از جمله راه های این نفی سبیل، داشتن ثروت و قدرت اقتصادی است که با آن به علم هم دست می آید همانطور که غرب دانش و دانشمندان را متمرکز کرده و با ثروت خود، جوامع اسلامی را اسیر می کند!
لذا سیاست ها و راهبردهای عمومی و کلی اسلام تاکید می کند که جامعه اسلامی باید ثروت داشته باشد اما ثروت مشروع و مفید، یعنی درآمد و ثروت از هر راهی به دست نیاید و مفیدفایده هم باشد و بتواند دردی را درمان کند و به سرمایه تبدیل شده و در خدمت تولیداتی که جامعه را به مسیر پیشرفت کشانده و از انحطاط نجات می دهد، در آید.
به عبارت بهتر در نگاه اسلام با ثروت می توان لذت برد و کامیاب بود و به تمدن بشری خدمت کرد و مدنیت را توسعه داد و عوامل تعالی جوامع را تامین کرد.

شما به نگاه اسلام در حوزه تولید ثروت اشاره کردید. این نگاه تا حدود زیادی مثبت و لازم است. اما نگاه اسلام درباره توزیع این ثروت چگونه است؟
خداوند در سوره مبارکه انفال و با طرح حکم خمس، می فرماید انفال برای خدا و رسول و فقرا است تا این ثروت در یک قشر سرمایه دار ماندگار، متمرکز و متراکم نشود و دیگر افراد جامعه فقیر باقی بمانند.
این یک راهبرد کلی است که تدوام یعنی تمرکز ثروت دست اقشار خاصی نباشد و رابطه ۹۹ درصدی اقلیت فقیر و یک درصدی ثروتمند در جامعه شکل نگیرد که اصطلاحاً در ادبیات دینی از این مهم به عدالت اجتماعی یاد می شود.
عدالت ابعادی دارد همچون عدالت اخلاقی، اجتماعی و ... عدالت اجتماعی یعنی ثروت و عوامل تولید به درستی توزیع و فرصت مساوی به همه برای تولید و توزیع ثروت داده شود؛ باید توجه داشت اسلام با تمرکز ثروت در دست گروه خاص موافق نیست چنان که شهید صدر در کتاب «اقتصادنا» هم نظام سرمایه داری و هم مارکسیسم را به بحث می گذارد که یکی دچار افراط و دیگری دچار تفریط است. یعنی مارکسیسم می گوید هیچ سرمایه داری نباید باشد و نظام سرمایه داری هم فقط به اقلیت ثروتمند توجه دارد و دیگران را عمله آنها می داند اما عدالت اجتماعی اسلام با هیچ یک از این دو دیدگاه موافق نیست و بر این تاکید دارد که همه افراد عالِم و مستعد می توانند ثروت بیشتری داشته باشند چنان که کسی با استعداد علمی و هوش خود و دیگری با قدرت کاری و ... ثروت به دست می آورد و لذا اسلام در اینجا مخالفت نمی کند که استعدادها کشته شود اما انسان ها نیز نباید با این هوش و استعداد به دیگران ظلم کنند مثل قارون که در سوره مبارکه قصص داستانش ذکر شده، گردن کشی کرد و همراه با ثروتش زیر خاک مدفون شد!

یعنی اسلام با کسب ثروت موافق است اما برای توزیع و هزینه آن راهکار دارد؟
بله، اسلام می گوید کسی نمی تواند مانع ثروتمند شدن دیگری شود اما کسی که ثروت به دست آورد، باید این ثروت را برای تولید کالاهای مفید یا صنایع مفید هزینه و کارآفرینی کند و دیگران را نیز متنعم سازد و به رفع فقر دیگران کمک کند از این رو، در اسلام با این نگاه ثروتمند شدن یک عده خوب هم است تا دست دیگران را بگیرند؛ یعنی همانطور که همه نمی توانند مرجع تقلید، اندیشمند، دانشمند هسته ای و ... شوند همه هم نمی توانند ثروتمند باشند اما اغنیاء می توانند زمینه تنعمشان از ثروت را فراهم کنند.
از این رو، عدالت اجتماعی، آفات و آسیب های ثروت را کاهش می دهد و اغنیاء را موظف می کند تا ثروت شان را برای تعالی جامعه هزینه کنند نه آنکه فقط به مال اندوزی بپردازند وگرنه بنابر تصریح قرآن در سوره مبارکه توبه به عذاب الیم مبتلا می شوند: «وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا یُنْفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ.»
این یعنی اسلام سازوکارهایی برای مهار ثروتمندان دارد، چیزی که در جامعه سرمایه داری نیست و اغنیاء بر گُرده فقرا سوار شده و عدالت اجتماعی از بین می رود.
بنابراین، در نگاه اسلام فرد مستعد باید رها باشد تا ثروت کسب کند اما با عدالت اجتماعی مهار و تشویق شود تا از ثروت خود در راه خدا استفاده کند یعنی همه عوامل مصرف ثروت در خدمت تعالی جامعه باشد به ویژه در حوزه تولید درون زا و متکی بر ذخایر و معادن الهی، چنانکه در قرآن تصریح شده است: «هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فی مَناکِبِها وَ کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَیْهِ النُّشُورُ».

تکاثر در فرهنگ و ادبیات اسلام چگونه تعریف شده و چه عواقب سوئی را به جامعه تحمیل می کند؟
تکاثر در قرآن بشدت نهی شده است، چه بسیارند انسان هایی که تا لحظه مرگ بر ثروت خود می افزایند، که این تکاثر صرفا با هدف کثرت و ازدیاد مال است اما در مقابل خداوند و اسلام به کوثر تشویق می کنند که آنهم نوعی کثرت است اما توام با زمینه سازی برای رشد و تعالی؛ از این رو، تکاثر، کثرتی است که فرد را شقی می کند و کوثر، کثرتی است که سبب رشد و تعالی انسان می شود.
تکاثر با هدف کسب مال و مال اندوزی باعث تجمل گرایی، تجمل پرستی و تفاخر می شود و نوعی بیماری اقتصادی است، چنان که بسیارند انسان های شقی، بخیل و خسیس که می ترسند با مصرف مال شان دچار توطئه دیگران شوند لذا به خود و دیگران حتی به نزدیک ترین اعضای خانواده اجازه استفاده از این اموالشان را نمی دهند: «الَّذِی جَمَعَ مَالا وَعَدَّدَهُ»؛ که این مسئله در اسلام بشدت نهی شده اما در مقابل کوثر، ثروتی است که به محرومیت زدایی و فقرزدایی کمک می کند.

نسخه اسلام برای مبارزه با تکاثر و انحصار ثروت به اقلیتی خاص و محدود چیست؟
ادبیات اسلام در مهار ثروتمندان بسیار قوی و موثر است یعنی اگر ثروت همچون چشمه به سمت دشت های محروم برود آنگاه فقرا و نیازمندان و گورخوابان و دردمندان (که به هر دلیل در جامعه زیادند) مشکلاتشان رفع می شود، لذا اسلام تاکید دارد که ثروت به سمت ترمیم شکستگی ها و نقطه ضعف ها میل کند نه آنکه مایه فخر برای ثروتمندان و مایه فقر برای نیازمندان شود.
در جامعه ما که مورد تحریم، جنگ و انقلاب و هجمه نرم دشمن است و دشمن می کوشد از خاکریز اقتصاد به ما ضربه بزند اقتصاد مقاومتی در این راستا بسیار کمک کننده است. همچنین، اگر اغنیاء خمس، زکات و مالیات شان را داده و سراغ مستحباتی مثل انفاق و خیرات بروند، هم به رفع مشکلات افراد جامعه کمک می کنند و هم خود حال بهتری می یابند.
بنابر نگاه اسلام همانطور که در آیه ۱۰ سوره مبارکه منافقون آمده: «وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ»، محرومیت زدایی بر عهده ثروتمندان است و این حقی است بر گردن آنها «وَفی أَموالِهِم حَقٌّ لِلسّائِلِ وَالمَحرومِ». اگر این مهم تبدیل به فرهنگ شود و بدانیم آنچه داریم و در کارت هایمان از این حساب به آن حساب می شود فقط اسماً برای ما است و به محرومان تعلق دارد و باید برای رفع نیاز آنها صرف شود، آنگاه بسیاری از مشکلات ما رنگ می بازد.
اما متاسفانه امروز شاهدیم بسیاری از مردان و زنان و ایتام جامعه از اولیات زندگی هم محرومند!


منبع: رجانیوز
فربد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 3 هفته پيش   #6
Iranian_Tara
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2017
مكان: تهران
پاسخ‌ها: 17
ج: در تفکر لیبرالیستی غرب محور؛ سرمایه سالاری به جای سرمایه گزاری بر آحاد مردم، محور تفکر مدیریت اقتصادی می شود

ممنون از مطالب خوبتون
Iranian_Tara حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 04:21AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2017, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts