بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه ادبي-هنري > نظم و نثر ادبي

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Wednesday 23 July 2008   #61
asalbanoo
عسل
 
نشان asalbanoo
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: تهران خيابان مطهري
پاسخ‌ها: 28,822
روزنوشته ها: 10
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

نقل قول:
در اصل توسط ضحا نوشته شده است نمايش نوشته
طناب
داستان درباره یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود . او پس از سال ها آماده سازی ، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست ، تصمیم گرفت به تنهایی از کوه بالا برود .
شب بلندی های کوه را تماماً در بر گرفت و مرد هیچ چیز را نمی دید . همه چیز سیاه بود . اصلاً دید نداشت و ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود . همان طور که از کوه بالا می رفت ، چند قدم مانده به قله کوه ، پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد ، ازکوه پرت شد !
در حال سقوط فقط لکه ها ی سیاهی را در مقابل چشمانش می دید و احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله قوه جاذبه او را د رخود می گرفت . همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس عظیم ، همه رویدادهای خوب و بد زندگی به یادش آمد . اکنون فکر می کرد مرگ چه قدر به او نزدیک است . ناگهان احساس کرد طناب به دور کمرش محکم شد . بدنش میان زمین و آسمان معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود و در این لحظه ی سکون برایش چاره ای نماند جز آنکه فریاد بکشد : خدایا کمکم کن !
ناگهان صدای پر طنینی که از آسمان شنیده می شد جوا ب داد : از من چه می خواهی ؟
- ای خدا نجاتم بده !
- واقعاً باور داری که من می توانم تو را نجات دهم ؟
- البته که باور دارم .
- اگر باور داری طنابی را که به کمرت بسته است را پاره کن !
یک لحظه سکوت ،
و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد .
گروه نجات روز بعد یک کوهنورد یخ زده را که مرده بود یافتند در حالیکه بدنش از یک طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود و او فقط یک متر با زمین فاصله داشت !
و ما ؟ چه قدر به طنابمان وابسته ایم ؟ آیا حاضریم آن را رها کنیم ؟
بیائید در مورد خدا هرگز یک چیز را فراموش نکنیم .
هرگز نگوئیم که او ما را فراموش کرده یا تنها گذاشته است .
هرگز فکر نکنیم او مراقب ما نیست .
به یاد داشته باشیم که او همواره ما را در پناه خود نگاه داشته است .



عالي بود ضحا جونم
__________________
برهنگی بیماری عصر ماست، به گمان من، تن تو باید برای کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است
asalbanoo حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 5 كاربر از asalbanoo بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 23 July 2008   #62
MSR
Hosein
 
نشان MSR
 
تاريخ ثبت نام: May 2007
مكان: hz$
پاسخ‌ها: 6,408
ارسال پيام توسط Yahoo به MSR
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

تو را در خویش می‌جویم ودر بیگانه می‌یابم
چرا اینقدر من خود را ز تو بیگانه می‌یابم
تمام کوچه را گشتم سراغ ردِ پای تو
ولی من کفشهایت را درون خانه می‌یابم
کجا پا می‌گذارم نیستی ـ انگار هم هستی ـ
نمی دانم چه تعبیری است این افسانه می‌یابم؟
تو دیشب خواب من بودی و مویت شانه می‌کردم
سحر یک تار گیسویت کنار شانه می‌یابم
تو را این تا ز‌گی‌ها هر شب و هر روز می‌جویم
تو را از شمع می‌جویم وبا پروانه می‌یابم
نشانت از تمام شهر می‌گیرم و می‌ایم
چه تفسیری است شهرِ عشق را ویرانه می‌یابم
دل من سالها دنبال صیاد نگاهت بود
گناهم چیست وقتی دام را بی دانه می‌یابم
تو را آنقدرها جستم که خود را نیز گم کردم
و کنون آشکارا خویش را دیوانه می‌یابم
__________________
تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ، ولی نمیشه فهموند !
MSR حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از MSR بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 23 July 2008   #63
asalbanoo
عسل
 
نشان asalbanoo
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: تهران خيابان مطهري
پاسخ‌ها: 28,822
روزنوشته ها: 10
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

به به به به
__________________
برهنگی بیماری عصر ماست، به گمان من، تن تو باید برای کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است
asalbanoo حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از asalbanoo بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 23 July 2008   #64
asalbanoo
عسل
 
نشان asalbanoo
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: تهران خيابان مطهري
پاسخ‌ها: 28,822
روزنوشته ها: 10
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

عشـق آغاز نداشت
عشق در باور بود
همه یک سوز نهان
همه یک موج خروش
عشق پهناور بود
فکر کوتاه گرفت
این و آنش پنهان
همه تب اوج سروش
__________________
برهنگی بیماری عصر ماست، به گمان من، تن تو باید برای کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است
asalbanoo حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از asalbanoo بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 23 July 2008   #65
Arshanoosh
Ich bin das Licht
 
نشان Arshanoosh
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2008
پاسخ‌ها: 2,517
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

بخشندگي را از درخت بياموز كه حتي سايه خود را هيزم شكن دريغ نمي كند
__________________
Ich wollte dort sein dass Gott will
Arshanoosh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از Arshanoosh بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 23 July 2008   #66
Arshanoosh
Ich bin das Licht
 
نشان Arshanoosh
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2008
پاسخ‌ها: 2,517
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

يه نفر يه جايي يه وقتي تمومه روياهاش لبخنده تو بود
پس يه جايي يه وقتي با يه لبخند يادش كن
__________________
Ich wollte dort sein dass Gott will
Arshanoosh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از Arshanoosh بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 23 July 2008   #67
Arshanoosh
Ich bin das Licht
 
نشان Arshanoosh
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2008
پاسخ‌ها: 2,517
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

حرف هايي هست براي نگفتن و ارزشه هر كس به اندازه حرف هايي هست كه براي نگفتن دارد
و كتابهايي هست براي ننوشتن و من اكنون به اغاز ان كتاب رسيده ام
__________________
Ich wollte dort sein dass Gott will
Arshanoosh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از Arshanoosh بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 24 July 2008   #68
Arshanoosh
Ich bin das Licht
 
نشان Arshanoosh
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2008
پاسخ‌ها: 2,517
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

انگاه كه دوست داري همواره كسي به يادت باشد به ياده من باش كه همواره به ياده توم
سوره بقره
ايه 152
__________________
Ich wollte dort sein dass Gott will
Arshanoosh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از Arshanoosh بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 24 July 2008   #69
Arshanoosh
Ich bin das Licht
 
نشان Arshanoosh
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2008
پاسخ‌ها: 2,517
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

اگاه باش كه پروردگار همواره به ياد و پشتيبانه توست هر چند كه تو از او غافل هستي
__________________
Ich wollte dort sein dass Gott will
Arshanoosh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از Arshanoosh بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 24 July 2008   #70
Arshanoosh
Ich bin das Licht
 
نشان Arshanoosh
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2008
پاسخ‌ها: 2,517
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

ميدوني سخت ترين لحظه زندگي چيه ؟
وقتي كه بفهمي واسه كسي كه تمومه زندگيت بوده فقط يك تجربه بودي
__________________
Ich wollte dort sein dass Gott will
Arshanoosh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از Arshanoosh بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 24 July 2008   #71
Arshanoosh
Ich bin das Licht
 
نشان Arshanoosh
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2008
پاسخ‌ها: 2,517
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

سنگي كه طاقت ضربه هاي تيشه را نداشته باشد تنديسه زيبايي نخواهد شد
از زخمه تيشه خسته نشو كه وجودت شايسته تنديس است
اهورامزدا
__________________
Ich wollte dort sein dass Gott will
Arshanoosh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از Arshanoosh بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 24 July 2008   #72
Arshanoosh
Ich bin das Licht
 
نشان Arshanoosh
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2008
پاسخ‌ها: 2,517
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

گويند غروب جاييست كه زمين آسمان را مي بوسد
امشب براي تو غروب خواهم كرد
كجايي اسمان من !!!
__________________
Ich wollte dort sein dass Gott will
Arshanoosh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از Arshanoosh بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 24 July 2008   #73
Arshanoosh
Ich bin das Licht
 
نشان Arshanoosh
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2008
پاسخ‌ها: 2,517
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

در توفان زندگي با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است
__________________
Ich wollte dort sein dass Gott will
Arshanoosh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از Arshanoosh بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 24 July 2008   #74
Arshanoosh
Ich bin das Licht
 
نشان Arshanoosh
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2008
پاسخ‌ها: 2,517
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

بشر بر صفحه شطرنج ابديت چون پياده اي در دسته خدا و شيطان است
__________________
Ich wollte dort sein dass Gott will
Arshanoosh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از Arshanoosh بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 24 July 2008   #75
Arshanoosh
Ich bin das Licht
 
نشان Arshanoosh
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2008
پاسخ‌ها: 2,517
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

مرا اينگونه باور كن
كمي تنها
كمي بي كس
كمي از يادها رفته
خدا هم تركه ما كرده.خدا ديگر كجا رفته ؟
نمي دانم مرا ايا گناهي هست كه شايد هم به جرمه ان غريبي و جدايي هست !
__________________
Ich wollte dort sein dass Gott will
Arshanoosh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از Arshanoosh بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 02:43PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts