بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Saturday 12 July 2014   #16
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,665
ج: کریم آل الله امام ثار الله


زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 268
و ميفرمايد: چون على براى تو نظير هارون است براى حضرت موسى لذا اين نوزاد را با پسر هارون همنام بگردان. فرمود: زبان من عربى است. گفت: نام وى را حسين بگذار. لذا رسول اعظم صلى اللَّه عليه و آله او را حسين نام نهاد.


9- در كتاب: علل الشرائع از سالم روايت ميكند كه گفت:
پيغمبر معظم اسلام فرمود: من اين دو فرزندم را با دو فرزند هارون كه شبر و شبير نام داشتند همنام كردم.
10- نيز در همان كتاب از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله نقل ميكند كه فرمود:
اى فاطمه! نام حسن و حسين در رديف نام دو فرزند هارون است كه شبر و شبير نام داشتند، زيرا كه ايشان نزد خدا گرامى هستند.
11- در كتاب: معانى الاخبار از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود: جبرئيل نام حسن را با يك پارچه حرير از بهشت براى پيغمبر اكرم اسلام هديه آورد، نام حسين هم از نام حسن گرفته شده است.
12- نيز در همان كتاب از عكرمه نقل ميكند: موقعى كه فاطمه اطهر حضرت امام حسن را زائيد و آن نوزاد را نزد پيامبر اعظم اسلام آورد آن حضرت نام وى را حسن نهاد. هنگامى كه امام حسين را متولد كرد نيز او را بحضور رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آورد و گفت:
يا رسول اللَّه! اين نوزاد نيكوتر از آن است. آنگاه حضرت پيغمبر خدا او را حسين ناميد.
13- در كتاب: امالى از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود:
نقش انگشتر امام حسن عليه السّلام العزة للَّه و نقش انگشتر امام حسين عليه السّلام‏ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ‏ بود. الى آخر حديث.
14- در كتاب: عدد از زوجه عباس كه او را ام الفضل ميگفتند نقل ميكند كه به رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله گفت: در عالم خواب ديدم كه گويا: عضوى از اعضاى تو در كنار من قرار گرفته است!!

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 269
رسول اكرم فرمود: تعبيرش اين است كه فاطمه اطهر پسرى مياورد و تو متكفل وى خواهى شد.


موقعى كه حضرت زهراء امام حسن را زائيد پيغمبر اعظم اسلام امام حسن را به ام الفضل داد، وى امام حسن را از شير قثم (بضم قاف و فتح ثاء) ابن عباس شير داد.
15- در كتاب: امالى از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود: همسايگان ام ايمن بحضور پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله و سلم آمدند و گفتند:
يا رسول اللَّه! ام ايمن شب گذشته از شدت گريه خواب نرفت، وى همچنان گريه ميكرد تا اينكه شب را صبح نمود!! پيغمبر اعظم صلى اللَّه عليه و آله بسراغ ام ايمن فرستاد، هنگامى كه وى بحضور پيامبر اكرم مشرف شد آن حضرت به او فرمود: خدا چشم تو را گريان نكند، براى چه گريستى!؟
گفت: يا رسول اللَّه ديشب خواب بسيار بزرگ و خطرناكى ديدم و بدين جهت تا صبح اشك ريختم، فرمود: خواب خود را براى رسول خدا شرح بده، چون كه خدا و رسول داناترند، گفت: يا رسول اللَّه براى من ناگوار است كه خواب خود را بگويم، فرمود: تعبير خواب تو اين طور كه گمان ميكنى نيست، آن را براى رسول خدا شرح بده.
گفت: در شب گذشته ديدم گويا: بعضى از اعضاى تو در ميان خانه من افتاده است!! فرمود: اى ام ايمن چشم تو بخواب برود، فاطمه حسين را خواهد زائيد و تو حسين را پرورش و شير خواهى داد. بدين تعبير بعضى از اعضاى من در خانه تو خواهد بود.
موقعى كه حضرت زهراء امام حسين را زائيد و روز هفتم آن حضرت فرا رسيد پيغمبر اكرم دستور داد تا سر مبارك امام حسين را تراشيدند و به وزن موى سرش‏

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 270
نقره صدقه دادند و براى آن بزرگوار عقيقه يعنى گوسفند قربانى كردند.


سپس ام ايمن امام حسين را مهيا كرد و در ميان برد (بضم باء و سكون راء) رسول خدا پيچيد و بحضور پيغمبر اكرم آورد. پيامبر خدا به ام ايمن فرمود:
مرحبا به حامل و محمول (يعنى مرحبا بتو و امام حسين) اى ام ايمن اين تعبير همان خوابى است كه ديدى!! و ...
16- نيز در كتاب سابق الذكر از صفيه دختر عبد المطلب نقل ميكند كه گفت:
موقعى كه امام حسين از مادرش متولد شد و من حضرت زهراء را پرستارى ميكردم پيامبر خدا بمن فرمود: اى عمه! فرزندم را نزد من بياور. گفتم: هنوز او را نظيف نكرده‏ام. فرمود: تو ميخواهى حسين را نظيف نمائى؟ در صورتى كه خداى رؤف او را نظيف و مطهر كرده است.
17- نيز در همان كتاب از صفيه دختر عبد المطلب روايت ميكند كه گفت: هنگامى كه حسين عليه السّلام از مادر اطهرش متولد شد و من آن حضرت را نزد پيغمبر اكرم بردم آن بزرگوار زبان مبارك خود را در دهان امام حسين نهاد و امام حسين زبان مقدس آن حضرت را مى‏مكيد.
ام ايمن ميگويد: من گمان نميكردم: رسول خدا غير از شير يا عسل چيز ديگرى بحسين بدهد! در اين بين حسين عليه السّلام ادرار كرد و پيامبر خدا بين چشمان مبارك امام حسين را بوسيد و حسين را بمن داد. آن حضرت در حالى كه ميگريست سه مرتبه فرمود: اى فرزند عزيزم! خدا قاتل‏هاى تو را لعنت كند.
گفتم: پدر و مادرم بفدايت چه كسى حسين را خواهد كشت!؟
فرمود: فرقه ستمكيش بنى اميه لعنهم اللَّه.
18- نيز در كتاب: امالى از ابراهيم بن شعيب نقل ميكند كه گفت: از صادق آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله شنيدم ميفرمود:
وقتى حضرت حسين بن على عليهما السّلام متولد شد خداى حكيم بجبرئيل دستور داد:

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 271
با هزار ملك بزمين هبوط كند و از طرف خدا و خويشتن بحضرت رسول اعظم اسلام تهنيت و تبريك بگويد.


هنگامى كه جبرئيل متوجه زمين شد به جزيره‏اى از جزيره‏هاى دريا عبور كرد، در آن جزيره ملكى بود كه وى را فطرس ميگفتند و از ملائكه حاملين عرش بشمار ميرفت، خداى حكيم او را بدنبال امرى فرستاده بود، وى در انجام آن سستى كرده بود خداى توانا پرهاى او را شكسته و وى را در آن جزيره انداخته بود. مدت هفتصد سال بود كه او خدا را در آن جزيره مى‏پرستيد تا اينكه امام حسين عليه السّلام متولد شد، آن ملك به جبرئيل گفت: كجا ميروى؟ گفت: خداى رحمان و رحيم يك نعمتى بحضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم عطا كرده، من مأمور شدم كه از طرف خدا و خودم به آن بزرگوار تهنيت بگويم.
گفت: اى جبرئيل! مرا نيز بهمراه خود ببر، شايد حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله در باره من دعا كند! جبرئيل او را با خود آورد.
هنگامى كه جبرئيل بحضور پيغمبر معظم اسلام صلى اللَّه عليه و آله مشرف شد و از طرف خدا و خويشتن به پيامبر اعظم تبريك گفت و داستان فطرس را شرح داد رسول اكرم فرمود: به فطرس بگو: جسد خود را باين مولود مسعود بمال و به سوى مكان خويشتن باز گرد. فطرس پس از اينكه بدن خود را با حضرت حسين عليه السّلام تماس داد و پرواز نمود گفت:
يا رسول اللَّه! امت تو بزودى حسين تو را ميكشند، حسين عليه السّلام اين حق را بگردن من دارد كه هر كس آن بزرگوار را زيارت نمايد من زيارت ويرا بعرض آن حضرت برسانم و هر كسى كه به آن حضرت سلام كند من سلام كند من سلامش را به آن بزرگوار برسانم و هر كسى كه درود بر آن حضرت بفرستد من درود او را به امام حسين ميرسانم اين بگفت و پرواز نموده بالا رفت. و ...
19- در كتاب: مناقب از مسأله باهره از حسن بن طاهر قاسمى نقل ميكند كه گفت:

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 272
خداى عليم فطرس را بين انتخاب عذاب دنيا و آخرت مخير كرد، فطرس عذاب دنيا را برگزيد. فطرس به مژه چشمان خويشتن در جزيره دريائى آويزان بود كه هيچ حيوانى به وى مرور نميكرد و در زير آن يك دود بد بوئى متصاعد بود كه قطع نمى‏شد موقعى كه فطرس حس كرد: ملائكه نازل شده‏اند از يكى از ايشان كه از نزد او عبور كرد جويا شد: چه امرى موجب نزول شما شده است؟ گفت: براى حاشر «1» يعنى حضرت محمّد كه احمد است از دختر و وصى او پسرى متولد شده كه امامان هدايت‏كننده تا روز قيامت از نسل وى خواهند بود.


فطرس از آن ملكى كه اين خبر را داد خواهش كرد كه از طرف من هم به پيامبر خدا تهنيت و تبريك بگو و حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم را از حال من با خبر كن.
هنگامى كه پيغمبر اعظم اسلام از جريان فطرس آگاه شد از خداى رؤف خواست كه وى را براى خاطر امام حسين عليه السّلام آزاد نمايد و خداى سبحان دعاى آن حضرت را مستجاب نمود.
آنگاه فطرس بحضور رسول خدا آمد و پس از اينكه به آن حضرت تبريك گفت در حالى بجاى خود بازگشت كه ميگفت: كيست مثل من و حال اينكه من آزادشده حسين بن على و فاطمه و جدش احمد حاشر ميباشم!! 20- در كتاب: علل الشرائع از عبد الرحمن بن كثير هاشمى نقل ميكند كه گفت: بحضرت صادق آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله گفتم: فدايت شوم چگونه شد كه فرزندان امام حسين از فرزندان امام حسن افضل و برتر شدند، در صورتى كه ايشان تابع يك دين بودند؟
فرمود: گر چه شما سخن مرا نمى‏پذيريد ولى در عين حال ميگويم:
______________________________
(1) ابن اثير در كتاب: نهايه ميگويد: حاشر از نام‏هاى حضرت محمد صلى اللَّه عليه و آله است. معنى كلمه: حاشر اين است كه مردم بعد از آن حضرت در دين آن حضرت محشور ميشوند- مترجم.

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 273
جبرئيل در آن هنگامى كه امام حسين متولد نشده بود نزد پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله آمد و به آن حضرت گفت: پسرى براى تو متولد مى‏شود كه امت تو او را بعد از تو خواهند كشت.


فرمود: اى جبرئيل من به يك چنين فرزندى احتياج ندارم. سه مرتبه اين موضوع را به آن حضرت خاطر نشان نمود.
آنگاه پيامبر خدا حضرت امير را خواست و به وى فرمود:
جبرئيل از طرف خدا بمن خبر ميدهد: پسرى براى تو متولد خواهد شد كه امت تو او را ميكشند.
امير المؤمنين گفت: يا رسول اللَّه! من به چنين فرزندى احتياج ندارم.
سه مرتبه پيامبر خدا اين موضوع را بحضرت امير خاطر نشان نمود.
سپس فرمود: مقام امامت و وارث بودن و خازن علم بودن از فرزندان حسين خواهد بود.
پس از اين گفتگوها نزد حضرت فاطمه اطهر فرستاد و پيغام داد: خدا بتو پسرى ميدهد كه امتم بعد از من او را شهيد مينمايند.
زهراى اطهر گفت: من به چنين فرزندى احتياج ندارم. پيغمبر خدا اين مطلب را سه مرتبه بفاطمه زهراء گوشزد نمود، سپس پيغام داد: مقام امامت و وارث بودن و خازن علم بودن از فرزندان حسين خواهد بود.
فاطمه اطهر گفت: از خداى سبحان راضى شدم.
پس از اين جريان حضرت فاطمه عليها السّلام به امام حسين حامله شد. مدت حمل وى شش ماه بود، آنگاه آن بزرگوار را زائيد. هيچ نوزاد شش ماهه‏اى زنده نمانده غير از امام حسين و حضرت عيسى بن مريم عليها السّلام.
ام سلمه متكفل پرورش امام حسين گرديد، آنگاه پيغمبر خدا روزى يك مرتبه مى‏آمد و زبان خود را در دهان امام حسين ميگذاشت و آن حضرت زبان پيامبر خدا را مى‏مكيد تا سير ميشد.

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 274
خداى توانا گوشت امام حسين را از گوشت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله رويانيد.


امام حسين هرگز از فاطمه اطهر و احدى شير نخورد. آنگاه خداى مهربان آيه (10 سوره احقاف) را در باره امام حسين نازل كرد كه ميفرمايد:
مدت حمل و شيرخوارگى وى سى ماه بود، تا اينكه قوى شد و به سن چهل سالگى رسيد و گفت:
پروردگارا مرا توفيق ده تا در مقابل اين نعمتى كه بمن و پدر و مادرم عطا كردى شكر گذار باشم و عمل نيكوئى را كه مورد پسند تو باشد انجام دهم و فرزندان مرا صالح و نيكوكار بگردان.
اگر ميگفت: اصلح لى ذريتى كليه فرزندانش امام ميشدند. ولى چون گفت: أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي‏ مقام امامت به بعضى از ايشان اختصاص يافت.
21- در تفسير على بن ابراهيم در ذيل آيه (- 4- سوره قصص كه ميفرمايد ما به بشر توصيه كرديم كه به والدين خود احسان نمايد. فرمود: منظور از احسان: حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم و منظور از والدين: امام حسن و امام حسين عليهما السّلام است. آنگاه در باره امام حسين فرمود: حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً.
زيرا خداى عليم قبل از انعقاد نطفه امام حسين رسول عزيز خود را بوجود حسين و اينكه مقام امامت تا روز قيامت نصيب فرزندان وى خواهد شد بشارت و مژده داده بود، آنگاه آن حضرت را از آن مصائبى كه دچار حسين و فرزندانش شد آگاه نموده بود، سپس مقام امامت را در عوض آن مصائب بفرزندانش خواهد داد، پيغمبر خود را خبر داده بود كه حسين كشته خواهد شد. سپس خدا او را بدنيا باز ميگرداند و وى را يارى ميكند تا دشمنان خود را بقتل برساند و زمين را ملك او خواهد كرد.
منظور از اين آيه كه ميفرمايد: ما اراده كرده‏ايم: بر آن افرادى كه در زمين ناتوان شده‏اند منت بگذاريم (سوره قصص، آيه 4) همين موضوع است و نيز در اين باره ميفرمايد: بعد از تذكر در زبور نوشتيم كه بندگان نيكوكار من وارث زمين خواهند شد. (سوره قصص، آيه 105) خدا بدين وسيله برسول خود خبر داده كه‏

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 12 July 2014   #17
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,665
ج: کریم آل الله امام ثار الله


زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 275
اهل بيتش مالك زمين ميشوند و بسوى زمين باز ميگردند و دشمنان خويشتن را ميكشند.


پس از اين جريان بود كه پيغمبر اعظم اسلام فاطمه زهراء را از اوضاع حسين آگاه كرد و حضرت زهراء با اكراه به حسين حامله شد.
سپس حضرت صادق عليه السّلام فرمود: آيا كسى را ديده‏ايد كه مژده پسر به وى دهند و او با اكراه به وى حامله شود!؟ يعنى وقتى او از قتل وى آگاه شود مغموم و غصه‏دار گردد و موقعى كه وى را بزايد ناراحت شود. فاصله بين ولادت امام حسن و امام حسين يك طهر بود. امام حسين مدت شش ماه در رحم مادرش بود و مدت بيست و چهار ماه شير خورد.
معنى قول خداوند عليم كه ميفرمايد: مدت حمل و شير خوارى او سى ماه بود همين است.
22- در كتاب: امالى از امام محمّد باقر عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود:
امام حسين دو انگشتر داشت كه نقش يكى از آنها لا اله الا اللَّه، عدة للقاء اللَّه بود و نقش ديگرى: إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ‏ بود. نقش انگشتر حضرت على بن الحسين عليه السّلام اين بود: خزى و شقى قاتل حسين بن على عليهما السّلام 23- در كتاب: امالى از محمّد بن مسلم روايت ميكند كه گفت: از امام جعفر صادق عليه السّلام پرسيدم: انگشتر امام حسين به چه كسى رسيد، من شنيده‏ام كه آن هم با اشيائى كه غارت كردند بغارت رفت؟
فرمود: اين طور نيست كه ميگويند. بلكه امام حسين عليه السّلام على بن الحسين را وصى خود قرار داد و انگشتر خود را در دست وى داد، همچنان كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم اين عمل را با حضرت امير و آن بزرگوار هم نسبت بامام حسن و آن حضرت در باره امام حسين انجام داد.
سپس آن انگشتر پدرم بعد از امام سجاد به پدرم امام باقر و بعد از آن حضرت بمن رسيد. آن انگشتر فعلا نزد من است من همه جمعه آن را مى‏پوشم و نماز ميخوانم.

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 276
محمّد بن مسلم ميگويد: من روز جمعه‏اى بود كه نزد حضرت صادق رفتم.


وقتى آن بزرگوار از نماز فراغت حاصل كرد و دست مبارك خود را بسوى من دراز كرد من انگشترى را در انگشت آن حضرت ديدم كه نقش آن:
لا اله الا اللَّه، عدة للقاء اللَّه بود.
آنگاه فرمود: اين انگشتر جدم امام حسين عليه السّلام است: 24- در كتاب: كمال الدين از ابن عباس روايت ميكند كه گفت: از پيغمبر معظم اسلام شنيدم ميفرمود:
خداى سبحان ملكى دارد كه او را: دردائيل ميگويند و داراى شانزده هزار بال است. ما بين هر بال وى تا بال ديگرش هوائى وجود دارد و آن هواء بقدر ما بين آسمان و زمين است.
در يكى از روزها آن ملك با خويشتن ميگفت: آيا ما فوق پروردگار ما چيزى هست؟ خداى عليم آنچه را كه وى گفت دريافت. آنگاه بتعداد بالهائى كه داشت ببالهاى او اضافه نمود و او داراى سى و دو هزار بال شد.
سپس خداى توانا به وى دستور داد كه پرواز كن! وى مدت پانصد سال پرواز كرد ولى هنوز سرش به يكى از قائمه‏هاى عرش نرسيد.
هنگامى خداى عزيز خستگى وى را مشاهده نمود به او وحى كرد كه بجاى خويشتن باز گرد! زيرا من خداى عظيمى ميباشم كه ما فوق هر عظيم و بزرگى هستم و ما فوق من چيزى نيست و در هيچ مكانى وصف كرده نخواهم شد.
پس از اين جريان خداى توانا بال‏هاى او را گرفت و از صف ملائكه اخراجش نمود.
هنگامى كه امام حسين عصر پنجشنبه و شب جمعه متولد شد خداى رؤف بخازن آتش وحى كرد: آتش‏ها را بخاطر ولادت مولودى كه براى حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله در دنيا متولد شده است خاموش كن نيز بخازن بهشت وحى كرد: بهشت را براى خاطر مولودى كه در دنيا براى پيغمبر اسلام متولد شده زينت و معطر نما.

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 277
نيز بحور العين وحى كرد: بخاطر نوزادى كه در دنيا بحضرت محمّد عطا شده خويشتن را زينت و يك ديگر را زيارت و ملاقات نمايند.


نيز خداى رؤف بملائكه وحى نمود: صف بكشيد و مشغول تسبيح و تمجيد و تكبير شويد، زيرا مولود مسعودى در دنيا براى پيامبر اسلام متولد شده.
نيز به جبرئيل وحى نمود: با هزار قبيله از ملائكه كه هر قبيله‏اى هزار هزار ملك باشند و هر كدام بر اسبى سوار شوند كه: ابلق و زين و لگام كرده باشند و قبه‏هاى در و ياقوت بر پشت آنها و با آنها ملائكه‏اى باشند كه حربه‏هائى از نور در دست داشته باشند بطرف زمين برويد و بحضرت محمّد بخاطر مولودى كه به وى عطا شده تهنيت و تبريك بگوئيد.
اى جبرئيل! برسول ما بگو: ما نام او را حسين نهاده‏ايم. پس از تسليت به پيغمبر ما بگو: اشرار امت تو كه بر بدترين اسبها سوارند حسينت را خواهند كشت.
واى بر قاتل او! واى بر آن افرادى كه آنها را ميرانند! واى بر آن اشخاصى كه راهنماى آنان مى‏شوند! من از قاتل حسين بيزار و او نيز از من بيزار است، زيرا فرداى قيامت هيچ گناهكارى نيست مگر اينكه جرم قاتل حسين از وى بزرگتر خواهد بود.
كشنده حسين با آن افرادى كه براى خدا شريك قرار دادند فرداى قيامت داخل جهنم خواهند شد. آتش به قاتل حسين شوق بيشترى دارد از آن افرادى كه اطاعت خدا را كردند و به بهشت مشتاق هستند.
راوى ميگويد: در آن بينى كه جبرئيل بجانب زمين مى‏آمد به ملكى برخورد كه وى را دردائيل ميگفتند. او به جبرئيل گفت: اين چه شبى است كه در آسمان ميبينم! آيا قيامت براى اهل دنيا قيام كرده!؟ گفت: نه. ولى يك نوزادى در دنيا براى حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله متولد شده. خدا مرا بسوى پيغمبر اعظم اسلام فرستاده كه به او تبريك بگويم.

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 278
دردائيل گفت: اى جبرئيل! تو را بحق آن خدائى كه تو و مرا آفريده وقتى نزد پيامبر اسلام رفتى سلام مرا به آن حضرت برسان و بگو:


تو را بحق اين مولود قسم ميدهم از خدا بخواه كه از من راضى شود و پر و بال و مقام مرا كه در ميان ملائكه داشتم بمن باز گرداند.
هنگامى كه جبرئيل بزمين آمد و برسول خدا تبريك و تهنيت گفت. حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: آيا حسين مرا امتم خواهد كشت!؟ گفت: آرى.
پيغمبر اعظم فرمود: آنان امت من نيستند، من از ايشان بيزارم و خدا هم از آنان بيزار است.
جبرئيل گفت: يا محمّد من نيز از آنان بيزارم.
پس از اين جريان پيامبر خدا نزد فاطمه اطهر آمد و به وى تبريك و تسليت گفت. حضرت زهراء پس از اينكه گريان شد فرمود:
كاش من اين حسين را نزائيده بودم، خدا قاتل حسين را داخل جهنم نمايد!! رسول اكرم به فاطمه اطهر فرمود: من هم به اين موضوع شهادت ميدهم.
ولى حسينم شهيد نخواهد شد تا اينكه يك امام از او بوجود بيايد كه امامان هدايت‏كننده بعد از او خواهند بود.
سپس پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: امامان بعد از من عبارتند از:
1- على كه هدايت‏كننده است. 2- حسن كه هدايت‏كننده ميباشد.
3- حسين كه يارى‏كننده است. 4- على بن الحسين كه يارى شده ميباشد.
5- محمّد بن على كه شفيع است. 6- جعفر بن محمّد كه وجودش نافع است. 7- موسى بن جعفر كه امين ميباشد. 8- على بن موسى الرضا كه فعال است. 9- محمّد بن على كه مؤتمن ميباشد. 10- على بن محمّد كه بسيار عالم است. 11- حسن بن على.
12- آن كسى كه عيسى بن مريم پشت سرش نماز خواهد خواند. در همين موقع بود كه حضرت فاطمه اطهر از گريه آرام شد.
جبرئيل بعد از اين جريان داستان آن ملك را بعرض رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله‏

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 279
رسانيد.


ابن عباس ميگويد: پيغمبر معظم اسلام امام حسين را كه در ميان يك پارچه پشمى قنداق شده بود بجانب آسمان بلند كرد و گفت:
پروردگارا! بحقى كه اين نوزاد بر تو دارد، نه بلكه آن حقى كه تو نسبت باين نوزاد و جدش: حضرت محمّد، و ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب دارى اگر اين حسين بن على كه پسر فاطمه است نزد تو قدر و منزلتى دارد از دردائيل درگذر و پر و بال و مقام وى را كه در ميان ملائكه داشته به او عطا فرما!! خداى رؤف دعاى حضرت محمّد را مستجاب نمود و آن ملك را آمرزيد. آن ملك در بهشت به: آزادشده حسين بن على كه پسر پيغمبر است معروف ميباشد.
25- در كتاب: خرايج از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود:
حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله نزد شيرخواران فاطمه اطهر مى‏آمد و آب دهان مبارك خود را در دهان آنان ميريخت و بحضرت فاطمه زهراء ميفرمود: ايشان را شير مده.
26- در كتاب: ارشاد مينگارد: كنيه امام حسن: ابو محمّد بود. آن حضرت در مدينه طيبه، نيمه ماه رمضان سال سوم هجرى متولد شد. حضرت فاطمه زهراء آن بزرگوار را روز هفتم ولادتش در ميان پارچه‏اى از حرير پيچيد كه جبرئيل آن را از بهشت آورده بود و بحضور پيغمبر اسلام آورد. حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله آن نوزاد مبارك را حسن ناميد و يك قوچ برايش عقيقه نمود.
كنيه امام حسين: ابو عبد اللَّه بود. امام حسين عليه السّلام در مدينه طيبه در پنجم ماه شعبان سنه چهاردهم هجرى متولد شد. زهراى اطهر حضرت حسين را نزد پيامبر اسلام آورد، رسول خدا از ديدن وى مسرور شد و پس از اينكه آن حضرت را حسين ناميد يك قوچ از برايش عقيقه نمود.
27- در كتاب: سرائر از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود:
فطرس ملكى بود كه بدور عرش طواف ميكرد. او در انجام دادن امر پروردگار

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 280



________________________________________
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - نجفى، محمد جواد، زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، 1جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: اول، 1377 ش.

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 13 July 2014   #18
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,665
ج: کریم آل الله امام ثار الله

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى ؛ ؛ ص279
 
27- در كتاب: سرائر از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود:
فطرس ملكى بود كه بدور عرش طواف ميكرد. او در انجام دادن امر پروردگار
زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 280
اندكى سستى و اهمال نمود، خداى توانا پر و بال وى را گرفت و او را در يكى از جزيرههاى درياها معذب كرد، هنگامى كه امام حسين متولد شد و جبرئيل متوجه زمين شد كه براى ولادت آن حضرت برسول معظم اسلام تبريك بگويد عبورش بفطرس ملك افتاد. فطرس به جبرئيل پناهنده شد، جبرئيل گفت: من مأمور شدهام براى نوزادى كه خدا به پيغمبر عطا كرده به آن حضرت تبريك بگويم. اگر مايل باشى تو را بحضور آن حضرت ببرم؟
گفت: آرى مايلم، جبرئيل وى را آورد و در حضور حضرت رسول نهاد و با انگشت خود باو اشاره كرد. پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله به وى فرمود: پر و بال خود را به حسين بمال، آن ملك پر و بال خود را بحضرت حسين ماليد و پرواز نمود.
28- در كتاب: مسند احمد از حضرت امير عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود:
موقعى كه امام حسين متولد شد پيغمبر اعظم آمد و فرمود: پسرم را نزد من بياوريد چه نامى براى او تعيين نمودهايد؟
من گفتم: حرب. فرمود: نه، بلكه وى حسين است. و ...
در كتاب: شرح الاخبار از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود:
هنگامى كه امام حسن متولد شد جبرئيل يك قطعه حرير بهشتى را كه نام آن حضرت در آن نوشته شده بود و نام حسين هم از نام او گرفته شده بود براى پيامبر خدا هديه آورد.
وقتى حضرت زهراى اطهر امام حسن را متولد كرد او را نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آورد، پيامبر اكرم نام وى را حسن نهاد. موقعى كه امام حسين متولد شد و فاطمه اطهر او را نزد پيغمبر خدا آورد فرمود: اين نوزاد از آن بهتر است، آنگاه وى را حسين ناميد.
29- در كتاب: مناقب از سلمان (فارسى) از پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت ميكند كه فرمود:
هارون نام پسران خويشتن را شبر و شبير نهاد. من نام دو فرزندم را حسن و حسين نهادم. و ...
زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 281
30- نيز در كتاب: مناقب از عمرو بن ثابت نقل ميكند كه گفت: كلمه:
حسن و حسين دو نام از نامهاى بهشت ميباشند كه قبلا در دنيا نبودهاند. و ...
ابو الحسن نسابه ميگويد: خداى عليم كلمه حسن و حسين را از نظر مردم محجوب و مستور كرد، آنگاه دو فرزند فاطمه زهراء را به آنها ناميد. زيرا كه احدى از عرب تا زمان نزار و قبائل يمن با اينكه قبائل متعددى بودند و اسامى فراوانى داشتند تا عصر حضرت حسنين كسى باين دو نام ناميده نشد.
آرى نام حسن بفتح حاء و سكون سين و نام حسين بفتح حاء و كسر سين كه بر وزن حبيب است داشتند.
اما نام حسن بفتح حاء و سين نداشتند مگر نام آن كوه معروف كه شاعر در باره آن گفته:

لام الارض و بل ما اجنت
 
بحيث اضر بالحسن السبيل و ...

31- نيز در همان كتاب مينگارد: خداى رؤف پيغمبر خود را براى حمل و تولد امام حسين و قتل وى تبريك و تعزيت گفت.
وقتى فاطمه اطهر اين موضوع را دريافت ناراحت شد، لذا اين آيه شريفه نازل شد:
حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً
«1»مدت حمل زنان 9 ماه است. هيچ نوزادى شش ماهه متولد نشده كه زنده بماند غير از حضرت عيسى بن مريم و امام حسين عليهما السّلام.
در كتاب: غرر ابو الفضل بن خيرانه مينويسد: هنگامى كه حضرت فاطمه اطهر امام حسين را متولد كرد مريض شد و شيرش خشك شد، پيغمبر خدا زن شيردهى را طلب نمود ولى نيافت.
پيغمبر معظم اسلام صلى اللَّه عليه و آله نزد امام حسين مىآمد و انگشت خويشتن را بدهان
______________________________
(1) سوره احقاف، آيه (15) يعنى مادرش بناراحتى به وى حامله شد و بناراحتى او را زائيد. مدت حمل و شير خوردنش سى ماه شد. مترجم.
زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 282
حضرت حسين مينهاد، خداى توانا شير از انگشت آن حضرت جارى كرد و امام حسين آن شير را مىمكيد.
نيز گفته شده: آن بزرگوار زبان خود را در دهان امام حسين ميگذاشت و آن حضرت از زبان رسول خدا تغذى ميكرد. مدت چهل شب و روز پيغمبر خدا اين عمل را انجام داد تا اينكه گوشت حسين عليه السّلام از گوشت پيامبر معظم اسلام پرورش يافت و روئيد.
32- در كتاب: مناقب از دختر اميه خزاعى كه نامش: بره بود روايت ميكند كه گفت: هنگامى كه حضرت فاطمه زهراء به امام حسن حامله بود پيغمبر خدا كه ميخواست بدنبال مقصود خود برود بفاطمه اطهر فرمود:
تو بزودى پسرى خواهى زائيد كه جبرئيل بخاطر او بمن تهنيت گفته. تو وى را شير مده تا من نزد تو باز گردم.
دختر اميه ميگويد: موقعى كه فاطمه زهرا امام حسن را زائيد من نزد آن بانو رفتم، سه روز بود كه آن نوزاد عزيز را شير نداده بود. من به وى گفتم:
امام حسن را بده تا شير دهم، فرمود: ابدا! آنگاه محبت مادرى شديد شد و خود آن بانو امام حسن را شير داد.
هنگامى كه رسول خدا آمد به فاطمه اطهر فرمود: چكار كردى؟ گفت: محبت مادرى باعث شد كه حسنم را شير دادم. فرمود: خدا اراده خود را عملى خواهد كرد.
موقعى كه فاطمه زهراء بامام حسين حامله شد پيغمبر اسلام بحضرت زهراء فرمود:
تو بزودى پسرى خواهى زائيد كه جبرئيل بخاطر او بمن تبريك گفته است، به وى شير مده تا من نزد تو باز گردم اگر چه يكماه باشد. آنگاه پيامبر خدا بدنبال كار خود رفت.
هنگامى كه فاطمه اطهر امام حسين را زائيد او را شير نداد تا پيغمبر خدا آمد و به وى فرمود: چه كار كردى؟ گفت: من حسين را شير ندادهام. پيامبر خدا حسين را گرفت و زبان خويشتن را در دهان آن حضرت نهاد، امام حسين
زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 283
بقدرى زبان آن بزرگوار را مكيد كه فرمود: اى حسين! كافى است! كافى است! خدا اراده خود را در باره تو و فرزندانت عملى خواهد نمود.
33- در كتاب: كشف الغمه ميگويد: بدان كه رسول اكرم امام حسن را حسن ناميد. زيرا وقتى كه آن بزرگوار متولد شد رسول خدا فرمود: وى را چه نام نهادهايد؟ گفتند: حرب. فرمود: نه، بلكه بايد نام او را حسن بگذاريد.
آنگاه آن حضرت يك قوچ براى امام حسن عقيقه كرد. شافعى براى مستحب بودن عقيقه بهمين حديث استدلال نموده است. رسول خدا شخصا متصدى اين عمل شد و نگذاشت كه حضرت زهراء انجام دهد.
پيغمبر خدا بفاطمه زهراء فرمود: سر امام حسن را بتراش و به وزن موى سرش نقره صدقه بده. موقعى كه حضرت زهراى اطهر موى سر امام حسن را تراشيد و بوزن آن نقره صدقه داد وزن آن بقدر يك درهم و مختصرى بيشتر بود.
بدين لحاظ بود كه عقيقه و به وزن موى سر صدقه دادن نقره سنت دائمى شد. زيرا رسول خدا اين عمل را در حق امام حسن تشريع و در موقع ولادت امام حسين اعتماد نمود. جريان آن بعدا با خواست خدا خواهد آمد.
كنيه امام حسن فقط ابو محمّد بود. ولى لقبهايش فراوان بودند بدين شرح:
تقى، طيب، زكى، سيد، سبط و ولى، همه اين لقبها را به آن حضرت ميگفتند.
مشهورترين لقبهاى آن بزرگوار: تقى بود. ولى بهترين آنها همان لقبى است كه جدش رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آن را مخصوص و صفت آن بزرگوار قرار داد.
زيرا چنان كه راويان موثق و مطمئن در حديث صحيح روايت كردهاند پيغمبر معظم اسلام در باره امام حسن فرموده:
ابنى هذا سيد يعنى اين پسر من سيد و بزرگ است. پس بنا بر اين: بهترين لقبهايش سيد ميباشد.
ابن خشاب ميگويد: كنيه امام حسن؛ ابو محمّد و لقبهايش: وزير، تقى، قائم
زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 284
طيب، حجت، سيد، سبط و ولى بود. و ...
از حضرت امير عليه السّلام روايت شده كه فرمود: هنگامى كه وضع حمل حضرت فاطمه اطهر نزديك شد پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله به اسماء بنت عميس و ام سلمه فرمود:
فاطمه را حاضر نمائيد. وقتى فرزندش متولد شد اذان بگوش راست و اقامه بگوش چپش بگوئيد، زيرا اين عمل باعث مىشود كه انسان از شر شيطان محفوظ بماند.
ولى عمل ديگرى انجام ندهيد تا خودم بيايم.
موقعى كه حضرت زهراى اطهر وضع حمل نمود ايشان آن دستور را كه پيامبر اسلام داده بود انجام دادند.
آنگاه پيغمبر عظيم الشأن اسلام آمد و ناف امام حسن را بريد و آب دهان مبارك خود را در دهان امام حسن ريخت و فرمود:
پروردگارا! من اين حسن و فرزندانش را از شر شيطان رجيم بتو ميسپارم.
در كتاب: فردوس از رسول خدا روايت ميكند كه فرمود: من مأموريت دارم كه نام اين دو فرزندم را حسن و حسين بگذارم.
34- سيد مرتضى در كتاب: عيون المعجزات مينويسد: روايت شده كه حضرت فاطمه اطهر حسن و حسين عليهما السّلام را از ران چپ زائيد.
روايت شده: حضرت مريم حضرت عيسى را از ران راست زائيد. اين داستان در كتاب: انوار است. در كتابهاى فراوانى از صفيه دختر عبد المطلب روايت كردهاند كه گفت:
موقعى كه امام حسين متولد شد من نزد حضرت زهراء بودم. پيغمبر عاليقدر اسلام بمن فرمود: پسرم را نزد من بياور. گفتم: يا رسول اللَّه ما او را نظيف نكردهايم، بعدا وى را نزد تو مياورم.
فرمود: تو ميخواهى حسين را نظيف و پاكيزه كنى، در صورتى كه خداى مهربان وى را پاك نموده است.
زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 285
روايت شده: وقتى پيغمبر عاليمقام امام حسين را برگرفت آن حضرت مشغول تسبيح و تهليل و تمجيد پروردگار بود.
35- در كتاب كافى از امام صادق روايت ميكند كه فرمود: نوزاد در روز هفتم رهن قوچى است كه براى او عقيقه كنند و نام او را تعيين نمايند. و ...
36- در كتاب: كافى از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود:
پيغمبر عظيم الشأن اسلام صلى اللَّه عليه و آله بدست مبارك خود براى امام حسن عليه السّلام عقيقه كرد و اين دعا را خواند:
عقيقة عن الحسن، عظمها بعظمه، و لحمها بلحمه، و دمها بدمه، و شعرها بشعره، اللهم اجعلها وقاء لمحمد و آله.
37- در كتاب: كافى از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود: فاطمه اطهر براى حضرت حسنين عقيقه كرد و در روز هفتم سر مبارك ايشان را تراشيد و به وزن موى سرشان نقره صدقه داد.
38- نيز در همان كتاب از امام محمّد باقر عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود:
پيغمبر معظم اسلام صلى اللَّه عليه و آله و سلم يك قوچ براى امام حسن عقيقه و يك قوچ هم براى امام حسين عقيقه كرد، و بقابله هم عطائى كرد و روز هفتم آنان سر مباركشان را تراشيد و به وزن موى سر ايشان نقره صدقه داد.
39- نيز در كتاب: كافى از امام جعفر صادق عليه السّلام نقل ميكند كه فرمود:
پيامبر عاليقدر اسلام روز هفتم حضرت حسنين را نامگذارى كرد و نام حسين را از نام حسن گرفت و براى هر كدام يك گوسفند عقيقه نمود و يك ران گوسفند را براى قابله فرستادند و از ما بقى آن خوردند و براى همسايگان نيز فرستادند حضرت فاطمه اطهر سر مبارك حسنين عليهما السّلام را تراشيد و به وزن موى سرشان نقره صدقه داد.
40- نيز در همان كتاب از حسن بن خالد روايت ميكند كه گفت: از حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام راجع به تبريك نوزاد جويا شدم.
فرمود: آيا نه چنين است موقعى كه حسن بن على عليه السّلام متولد شد جبرئيل روز هفتم نازل گرديد و برسول خدا تبريك گفت و گفت: نام و كنيه آن حضرت را
زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 286
تعيين نمايد، سر مباركش را بتراشد و برايش عقيقه كند، گوش وى را سوراخ كند، هنگامى كه امام حسين متولد شد همين دستورها انجام داده شد.
حضرت حسنين هر كدام دو گيسو در طرف چپ سر خود داشتند، سوراخ گوش راست ايشان در نرمه گوش و سوراخ گوش چپ در بالاى گوش بود.
در روايت ديگرى كه صحيحتر است نقل شده: گيسوان ايشان در وسط سر مباركشان بود.
41- و نيز در كتاب: كافى از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود: موقعى كه پيغمبر عاليقدر اسلام را بمعراج بردند نمازهاى واجب كه ده ركعت بودند هر كدام دو ركعتى بودند. وقتى حضرت حسنين متولد شدند پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله و سلم براى شكرگزارى خدا هفت ركعت ديگر به آنها اضافه كرد و خدا هم اجازه داد.
42- نيز در كتاب فوق الذكر از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود: نقش انگشتر حضرت حسنين عليهما السّلام: الحمد للَّه بود.
43- نيز در همان كتاب از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود: نقش انگشتر امام حسن مجتبى عليه السّلام: العزة اللَّه بود و نقش انگشتر امام حسين:إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ بود.

44- نيز از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود: هر گاه بچه شش ماهه بدنيا بيايد خلقت او تمام است، زيرا حضرت امام حسين عليه السّلام شش ماهه بدنيا آمد.
45- نيز در كتاب: كافى از حضرت صادق آل محمّد عليهم السّلام روايت ميكند كه فرمود: امام حسين شش ماهه متولد شد و مدت دو سال شير خورد. منظور از قول خداى سبحان كه (در سوره: احقاف، آيه- 15-) ميفرمايد:
ما به انسان دستور داديم كه به والدين خود نيكوئى كند، مادرش بناراحتى به وى حامله شد و بناراحتى او را زائيد، مدت حمل و شيرخوارگى وى سى ماه بود.
زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 287
امام حسين عليه السّلام است.
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - نجفى، محمد جواد، زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، 1جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: اول، 1377 ش.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 13 July 2014   #19
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,665
ج: کریم آل الله امام ثار الله

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى ؛ ؛ ص287

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 287
امام حسين عليه السّلام است.


46- نيز در كتاب سابق الذكر از حضرت صادق آل محمّد روايت ميكند كه فرمود: بين حضرت حسنين يك طهر فاصله شد و بين ولادت ايشان شش ماه و ده روز فاصله شده بود.
47- مؤلف گويد: در حديث طولانى مفضل- كه در كتاب غيبت خواهد آمد.
از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود: ملكى بين مؤمنين بود كه آن را:
صلصائيل ميگفتند، خداى حكيم وى را بدنبال امرى فرستاد، او دستور خدا را فورا انجام نداد، لذا خداى توانا پر و بال وى را گرفت و او را در يكى از جزيره‏هاى دريا مسكن داد، در آن شبى كه امام حسين عليه السّلام متولد شد ملائكه از خداى رؤف اجازه گرفتند و براى تبريك گفتن به رسول خدا و امير المؤمنين: على و فاطمه اطهر عليهم السّلام از عرش فوج فوج متوجه زمين شدند و از هر آسمانى به آسمان ديگرى نزول كردند تا اينكه به صلصائيل كه آويزان بود بر خوردند.
هنگامى كه آنان با صلصائيل مواجه شدند توقف نمودند. وى به آنان گفت:
اى ملائكه پروردگار من! قصد كجا را داريد و براى چه نازل شده‏ايد!؟
گفتند: امشب نوزادى كه بعد از رسول خدا و امير المؤمنين على: و فاطمه اطهر امام و بهترين نوزاد است متولد شد، ما از خداى سبحان اجازه گرفته‏ايم كه براى تبريك گفتن بحضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله برويم، خدا بما اجازه داده است.
صلصائيل گفت: اى ملائكه پروردگار من! من شما را بحق خدا و رسول او و بحق اين نوزاد قسم ميدهم كه مرا با خود نزد حبيب خدا يعنى حضرت رسول ببريد كه شما و من از آن حضرت تقاضا كنيم وى خدا را بحق اين مولودى كه به او عطا فرموده قسم دهد تا خدا از خطاء من درگذرد و پر و بال شكسته مرا عطا نمايد و مرا در مقام خود با ملائكه مقربين باز گرداند.
ملائكه صلصائيل را با خود نزد پيغمبر عاليمقام اسلام صلى اللَّه عليه و آله آوردند. پس از اينكه تبريك برسول خدا گفتند داستان آن ملك را براى پيامبر خدا شرح دادند

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 288
و از آن حضرت تقاضا كردند كه خدا را بحق امام حسين قسم دهد تا خطاى آن ملك را بيامرزد و پر و بال شكسته‏اش را به وى عطا كند و او را در مقام خود بازگرداند كه با ملائكه مقربين باشد.


حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم برخاست و نزد حضرت زهراى اطهر رفت و فرمود:
حسين را بياور! فاطمه اطهر امام حسين را در حالى كه قنداق شده بود بحضور آن حضرت آورد، و آن حضرت با جدّ بزرگوارش گفتگو ميكرد، پيغمبر خدا حسين را در ميان كف دست خود نزد ملائكه آورد، ملائكه مشغول: تهليل و تكبير و حمد و ثناى خدا شدند.
سپس حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله متوجه قبله شد و امام حسين را بالاى دست بلند كرد و فرمود:
پروردگارا! من تو را بحق اين فرزندم حسين قسم ميدهم كه خطاى صلصائيل را ببخشى و پر و بالش را به وى عطا كنى و او را بمقام خودش در ميان ملائكه مقربين بازگردانى.
خداى مهربان دعاى حضرت رسول را مستجاب نمود و صلصائيل را بخشيد و پر و بال او را عطا كرد و وى را در ميان ملائكه مقربين بمقامى كه داشت باز گردانيد.
48- در كتاب مصباح مينگارد: براى وكيل ابو محمّد عليه السّلام كه: ابو القاسم بن علاء همدانى (بسكون ميم) بود نوشته شد: امام حسين در روز پنجشنبه سوم ماه شعبان متولد شد. و از امام جعفر صادق روايت كرده‏اند كه: امام حسين پنجم ماه شعبان در سنه چهارم هجرى بدنيا آمد.
مؤلف گويد: بزودى روايت مصباح با روايات ساير كتابها در بخش حالات و تولد و شهادت حضرت ابى عبد اللَّه الحسين عليه السّلام خواهد آمد.

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 289
بخش دوازدهم در باره فضائل و مناقب و امامت حضرت حسنين ع‏


1- در كتاب: كشف الغمه از پيغمبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله روايت ميكند كه فرمود:
حسين از من و من از حسينم. خدا دوست بدارد هر كسى را كه حسين را دوست دارد. حسين يكى از اسباط است.
2- در تفسير نقاش از ابن عباس نقل ميكند كه گفت: من در حضور پيغمبر عاليقدر اسلام بودم، ابراهيم فرزند آن حضرت روى ران چپ و امام حسين روى ران راست آن بزرگوار بودند. پيامبر خدا گاهى حسين و گاهى ابراهيم را ميبوسيد در همين اثناء جبرئيل نازل شد و براى آن حضرت وحى آورد.
هنگامى كه جبرئيل مراجعت نمود پيامبر اعظم صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: جبرئيل نزد من آمد و گفت: خدا ميفرمايد: من اين دو فرزند را براى تو باقى نميگذارم، يكى از ايشان را فداى ديگرى بكن. پيغمبر عاليقدر اسلام يك نظر به ابراهيم كرد و گريه نمود و يك نگاه به امام حسين كرد و گريه كرد.
آنگاه فرمود: مادر ابراهيم كنيز (زر خريد) است. چنانچه ابراهيم بميرد غير از من كسى محزون نميشود. ولى مادر حسين فاطمه و پدرش على است كه پسر عموى من و گوشت وى گوشت من و خون او خون من است اگر حسين بميرد فاطمه دخترم و پسر عمويم و من عموما محزون خواهيم شد. لذا من محزون بودن‏

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 290
خود را بايشان مقدم ميدارم. اى جبرئيل من ابراهيم را فداى حسينم مينمايم.


راوى ميگويد: بعد از سه روز بود كه ابراهيم عليه السّلام از دنيا رفت. هر وقت پيغمبر خدا امام حسين را ميديد كه نزد آن حضرت مى‏آمد او را به سينه خود مى‏چسبانيد و ميبوسيد و دندانهاى ثناياى آن حضرت را ميمكيد.
3- در كتاب: امالى از ابن عمر از رسول خدا روايت ميكنند كه فرمود:
موقعى كه روز قيامت شود عرش پروردگار را زينت ميكنند. آنگاه دو منبر از نور مياورند كه طول آنها: صد ميل است. يكى از آنها را طرف راست عرش و ديگرى را طرف چپ عرش ميگذارند.
سپس حسن و حسين عليهما السّلام را مياورند. حسن بر فراز يكى از آن منبرها و حسين بر فراز ديگرى خواهند رفت و خداى سبحان عرش خود را بوسيله آنان آنچنان زينت ميكند كه زن گوشواره‏هاى خود را زينب نمايد.
4- نيز در كتاب: امالى از جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت ميكند كه فرمود: از پيامبر خدا شنيدم كه سه روز قبل از فوت خود در باره حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام ميفرمود:
اى پدر دو نو گل من، سلام خدا بر تو باد! من در باره اين دو نو گل دنيوى خود بتو سفارش ميكنم. عنقريب است كه دو ركن تو از دستت خواهند رفت. خدا سرپرست تو خواهد بود. موقعى كه پيغمبر خدا از دنيا رحلت كرد حضرت امير فرمود: اين يكى از آن دو ركنى است كه رسول خدا ميفرمود.
هنگامى كه فاطمه اطهر از دنيا رفت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: اين دومين ركنى است كه پيامبر اسلام فرمود. و ...
5- نيز در كتاب: سابق الذكر از ابن ابو نعيم (بضم نون و فتح عين) نقل ميكند كه گفت: من نزد ابن عمر بودم كه مردى پيش وى آمد و راجع بريختن خون پشه پرسش نمود.
ابن عمر گفت: تو اهل كجائى؟ گفت: اهل عراق. ابن عمر گفت:

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 291
اين مرد را بنگريد كه راجع بريختن خون پشه از من جويا مى‏شود، در صورتى كه ايشان پسر پيغمبر خدا (يعنى امام حسين عليه السّلام) را كشتند!! و حال آنكه من از پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و اله شنيدم ميفرمود:


حسن و حسين عليهما السّلام دو نو گل دنيوى من ميباشند. و ...
6- در كتاب: امالى از حذيفة (بضم حاء و فتح ذال) ابن يمان روايت ميكند كه گفت: من رسول خدا را در حالى ديدم كه دست حضرت حسنين عليهما السّلام را گرفته بود و ميفرمود:
ايها الناس! اين حسين بن علي است، وى را بشناسيد، قسم بحق آن خدائى كه جان من در دست قدرت او است اين حسين و دوستانش و دوستان دوستانش در بهشت خواهند بود.
7- در كتاب: قرب الاسناد از حضرت امير عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود:
در آن حينى كه حضرت حسنين عليهما السّلام كشتى ميگرفتند پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بحضرت امام حسن فرمود: سرعت كن! فاطمه اطهر برسول خدا گفت:
پدر جان! پسر بزرگتر را به پسر كوچكتر مسلط ميكنى!؟ پيغمبر خدا فرمود: جبرئيل حسين را تحريك ميكند و من حسن را.
8- نيز در همان كتاب از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام از پيامبر خدا روايت ميكند كه ميفرمود: حسن و حسين دو بزرگ جوانان اهل بهشت ميباشند و پدرشان از ايشان بهتر است. من هيبت و علم خود را به حسن و صفت بخشش و رحمت خود را بحسين عطا كرده‏ام.
9- در كتاب: امالى از عبد اللَّه بن عمر روايت ميكند كه گفت: حضرت حسنين عليهما السّلام داراى دو تعويذ بودند كه محتويات آنها از پر جبرئيل عليه السّلام بود.
10- نيز در همان كتاب از زينب دختر ابو رافع روايت ميكند كه گفت:
حضرت فاطمه زهراء عليها السّلام در آن مرضى كه از دنيا رحلت كرد حضرت حسنين را نزد پيغمبر اسلام آورد و گفت:

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 292
پدر جان! ايشان فرزندان تو ميباشند، يك چيزى از باب ارث به ايشان عطا بفرما.


پيامبر خدا فرمود: من هيبت و سيادت خود را بحسن و شجاعت و بخشش خود را بحسين عطا كردم. و ...
11- نيز در كتاب سابق الذكر از زن ابو رافع نقل ميكند كه گفت:
فاطمه اطهر برسول خدا گفت: اين حسنين فرزندان تو هستند، يك چيزى بايشان عطا بفرما! پيغمبر خدا فرمود: من هيبت و سيادت خويشتن را بحسن و بخشش و شجاعت خود را بحسين بخشيدم.
12- نيز در همان كتاب از صفوان بن سليمان روايت ميكند كه گفت:
پيامبر اسلام فرمود: من هيبت و حلم خود را بحسن و بخشش و رحمت خود را بحسين عطا نمودم.
13- در كتاب: عيون اخبار رضا عليه السّلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله و سلم روايت ميكند كه فرمود: فرزند مثل گل است، دو نو گل دنيوى من حسن و حسين ميباشند. و ...
14- نيز در همان كتاب از پيغمبر اسلام روايت ميكند كه فرمود:
حسن و حسين دو بزرگ جوانان اهل بهشت ميباشند و پدرشان از ايشان بهتر است.
15- نيز در كتاب سابق الذكر از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت ميكند كه فرمود:
حسن و حسين بعد از من و بعد از پدرشان بهترين مردم روى زمين ميباشند و مادرشان هم بهترين زنان روى زمين است.
16- در كتاب: امالى ابن الشيخ از براء بن عازب نقل ميكند كه گفت:
من ديدم پيامبر خدا حسين را بدوش گرفته بود و ميفرمود:
پروردگارا! من حسين را دوست دارم تو نيز او را دوست داشته باش.
17- نيز در همان كتاب از ابو هريره روايت ميكند كه گفت: از رسول خدا شنيدم ميفرمود: هر كس حسن و حسين را دوست بدارد مرا دوست‏

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 293
داشته است هر كس ايشان را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است.


18- در كتاب: روضه روايت ميكند كه حضرت امير بحضرت حسنين فرمود:
شما بعد از من امام و دو بزرگ جوانان بهشت و معصوم خواهيد بود، خدا شما را حفظ كند، لعنت خدا بر كسى كه با شما دشمنى نمايد.
19- در كتاب: امالى ابن الشيخ از پيغمبر خدا روايت مى‏كند كه فرمود:
حسن و حسين دو بزرگ جوانان اهل بهشت ميباشند.
20- نيز در همان كتاب از حضرت رسول روايت ميكند كه فرمود:
حسن و حسين در روز قيامت در دو طرف عرش پروردگار جهان بمنزله دو گوشوار يك صورت خواهند بود.
21- نيز در كتاب سابق الذكر از ابو هريره نظير روايت هفتم را كه قبل از اين نگاشتيم نقل مينمايد.
22- در كتاب: معانى الاخبار روايت ميكند كه يكوقت امام حسين را نزد حضرت رسول آوردند و آن بزرگوار در دامن پيغمبر خدا ادرار كرد، وقتى خواستند حسين را ببرند پيغمبر اكرم فرمود: ادرار پسرم را قطع نكنيد! آنگاه آب آوردند و آن حضرت آن موضع را آب كشيد.
23- در كتاب: كشف الغمه از كنيز حضرت امير نقل ميكند كه گفت: آل رسول يك قطيفه‏اى داشتند كه غير از جبرئيل كسى روى آن نمى‏نشست. هر گاه جبرئيل بالا ميرفت آن را جمع ميكردند. موقعى كه جبرئيل عروج مى‏كرد و مقدارى از پرهاى او ميريخت آن حضرت بر مى‏خواست و آنها را جمع مى‏كرد و در ميان تعويذ حضرت حسنين عليهما السّلام مى‏نهاد.
در كتاب: حلية الاولياء مى‏نگارد: پيغمبر اكرم حضرت حسن را روى كتف خود مى‏نهاد و ميفرمود: كسى كه اين حسن را دوست داشته باشد مرا دوست داشته است.
نيز از ابو هريره نقل ميكند كه گفت: من هرگز امام حسن را نميديدم‏

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 294
مگر اينكه چشمانم پر از اشك مى‏شد، گريه من بدين لحاظ بود كه يك روز امام حسن بحضور پيغمبر خدا آمد و در كنار آن حضرت نشست، پيغمبر خدا دهان مبارك خود را در دهان امام حسن نهاد و سه مرتبه فرمود:


پروردگارا! من اين فرزندم را دوست دارم و هر كسى را كه وى را دوست داشته باشد دوست دارم.
24- در كتاب: عيون اخبار الرضا عليه السّلام از آن حضرت روايت مى‏كند كه فرمود:
حضرت حسنين تا اواخر شب در حضور پيامبر خدا مشغول بازى بودند.
آنگاه رسول اعظم اسلام بحسنين فرمود: بر خيزيد و نزد مادرتان برويد.
وقتي ايشان حركت كردند برق زد و آن برق همچنان روشن بود تا ايشان نزد مادرشان رفتند و پيغمبر اكرم همچنان به آن برق نگاه ميكرد و ميفرمود:
سپاس آن خداى را كه ما اهل بيت را گرامى داشته است!! 25- در كتاب: امالى از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمود: در آن مرضى كه پيغمبر خدا مريض شد و شفا يافت فاطمه اطهر با حسنين به عيادت آن حضرت رفت. آن بانوى با عظمت در حالى كه امام حسن را بدست راست و امام حسين را بدست چپ خود گرفته بود داخل منزل عايشه گرديد. امام حسن طرف راست پيامبر خدا و امام حسين سمت چپ آن حضرت نشست، آنگاه دست خود را ببدن مبارك رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ميماليدند. ولى آن حضرت از خواب بيدار نشد.
حضرت زهراى اطهر به حسنين فرمود: فرزندان محبوب من! جد شما خواب است، اكنون برگرديد و بگذاريد تا از خواب بيدار شود، آنگاه نزد او مراجعت نمائيد. گفتند: ما اكنون باز نخواهيم گشت. سپس امام حسن روى بازوى راست پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم و امام حسن روى بازوى چپ آن حضرت خوابيدند و قبل از پيغمبر اعظم اسلام از خواب بيدار شدند.
هنگامى كه حسنين خوابيدند حضرت فاطمه عليها السّلام متوجه منزل خويشتن‏

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 13 July 2014   #20
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,665
ج: کریم آل الله امام ثار الله


زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 295
گرديد. موقعى كه ايشان از خواب بيدار شدند به عايشه گفتند: مادرمان كجاست؟


گفت: وقتى شما بخواب رفتيد او متوجه منزل خود گرديد.
حضرت حسنين عليهما السّلام در همان شب كه شبى ظلماتى بود و رعد و برق فراوان ميزد و باران فراوان مى‏آمد از نزد پيغمبر خدا خارج شدند. نوري براى ايشان ساطع شد و ايشان در حالى كه گفتگو ميكردند و امام حسن دست چپ امام حسين را بدست راست خود گرفته بود همچنان بدنبال آن نور رفتند تا وارد حديقه يعنى باغ بنى نجار شدند. وقتى وارد حديقه شدند همچنان متحير و سر گردان شدند و ندانستند كه كجا بروند. امام حسن به امام حسين گفت: ما سر گردان شده و بهمين حال مانده‏ايم و نميدانيم از چه راهى برويم. چه مانعى دارد كه همين جا بخوابيم تا صبح شود؟
امام حسين گفت: اختيار با شما، هر عملى كه ميخواهى انجام بده، آن دو نو گل محمّدى صلى اللَّه عليه و آله دست بگردن يك ديگر در آوردند و بخواب رفتند.
هنگامى كه پيامبر معظم اسلام از خواب بيدار شد سراغ حسنين را در خانه فاطمه اطهر گرفت ولى ايشان را نيافت. پيغمبر اعظم اسلام بر پاى خود ايستاد و گفت:
بار خدايا! اى مولاى بزرگ من! اين دو شير بچه من از فشار گرسنگى از خانه خارج شدند، پروردگارا! تو در عوض من نگاهدار ايشان باش.
در همين موقع بود كه نورى براى رسول اكرم ساطع و آن حضرت بدنبال آن نور روان شد تا وارد حديقه بني نجار گرديد. ناگاه ديد حضرت حسنين در حالى كه دست بگردن يك ديگر در آورده‏اند بخواب رفته‏اند. با اينكه باران بشدت مى‏آمد مع ذلك ابرها از بالاى سر حسنين پراكنده شده بودند و باران بر سر ايشان نمى‏آمد. يك مار محافظ و مواظب حسنين بود كه موهاى بدن آن مثل شاخه‏هاى نى بودند. آن مار امام حسن را بوسيله يك بال خود و امام حسين را بوسيله بال ديگرش پوشانيده بود.

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 296
هنگامى كه چشم مبارك پيغمبر خدا بايشان افتاد سرفه كرد، وقتى آن مار صداى سرفه رسول خدا را شنيد به كنار رفت و به سخن در آمد و گفت:


پروردگارا! من تو و ملائكه تو را شاهد ميگيرم كه ايشان دو شير بچه پيغمبر تو ميباشند. من ايشان را نگاهدارى كردم و در حالى كه صحيح و سالم بودند به پيامبر تو سپردم.
پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله به آن مار فرمود: از چه گروهى هستى؟
گفت: من فرستاده اجنه ميباشم كه نزد تو آمده‏ام.
فرمود: كدام اجنه؟ گفت: از اجنه نصيبين كه گروهي از بنى مليح ميباشند.
ما يكى از آيات قرآن را فراموش كرده‏ايم، مرا فرستاده‏اند كه تو آن آيه را بما ياد دهى. وقتى باين موضع رسيدم شنيدم منادى بمن گفت:
اى مار! اين دو كودك شير بچگان پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله ميباشند، ايشان را از آفات و بليات و حوادث شب و روز نگاه دارى نما، من ايشان را حفظ نمودم و در حالى كه سالم بودند بتو سپردم، آنگاه آن مار آيه‏اى را كه فراموش شده بود ياد گرفت و رفت.
پس از اين جريان پيغمبر عاليقدر اسلام صلى اللَّه عليه و آله امام حسن را روى شانه راست و امام حسين را روى شانه چپ خود گرفت و مراجعت نمود. موقعى كه حضرت امير از اين داستان آگاه شد متوجه حضرت رسول گرديد. بعضى از اصحاب به پيامبر خدا گفتند:
يا رسول اللَّه! پدر و مادرم بفدايت يكى از اين دو فرزند خود را بمن بده بياورم كه خسته نشوى.
فرمود: برو خدا سخن تو را شنيد و مقام تو را شناخت. شخص ديگرى با آن حضرت ملاقات كرد و گفت:
پدر و مادرم بفدايت اجازه بده يكى از اين دو كودك را من بياورم كه تو خسته نشوى، فرمود: برو، خدا سخن تو را شنيد و مقام تو را شناخت.

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 297
سپس حضرت امير بحضور رسول اعظم اسلام آمد و گفت: پدر و مادرم بفدايت يا رسول اللَّه! يكى از اين دو شير بچه مرا بده من بياورم كه شما خسته نشوى.


پيغمبر خدا بحضرت امام حسن فرمود: حاضرى روى شانه پدرت بروى؟
گفت: يا جدا! بخدا قسم كه روى شانه تو را بيشتر دوست دارم.
آنگاه پيامبر خدا به امام حسين فرمود: آيا ميروى روى شانه پدرت؟
گفت: يا جدا بخدا قسم كه من هم با برادرم حسن همعقيده هستم، زيرا روى شانه تو بودن از براى من و حسن از روى شانه پدرم محبوب‏تر است.
سپس حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله ايشان را بمنزل فاطمه اطهر آورد. فاطمه زهرا مقدارى خرما براى حضرت حسنين آورد، ايشان خوردند و خوشحال گرديدند.
پس از اين جريان پيغمبر خدا بحضرت حسنين فرمود: برخيزيد و كشتى بگيريد، ايشان برخاستند كه كشتى بگيرند، حضرت زهراى اطهر كه بدنبال كارى رفته بود مراجعت نمود و شنيد كه پيامبر خدا به امام حسن ميگويد:
برخيز و با حسين كشتى بگير و او را بزمين بزن! فاطمه اطهر گفت: پدر جان! تعجب ميكنم كه تو پسر بزرگتر را به پسر كوچكتر مسلط ميكنى!؟
حضرت رسول فرمود: دختر جان! تو راضى نيستى كه من به حسن بگويم:
با حسين كشتى بگير و او را بزمين بزن، در صورتى كه اين حبيب من جبرئيل به حسين ميگويد: با حسن كشتى بگير و او را بزمين بزن و ...
26- در كتاب: كامل الزياره از حضرت امير صلى اللَّه عليه و آله روايت ميكند كه فرمود:
پيغمبر عظيم الشأن اسلام بمن ميفرمود: يا على! من بعد از اين دو كودك احدى را دوست نخواهم داشت. زيرا خداى سبحان مرا مأمور كرده كه ايشان و هر كسى كه ايشان را دوست داشته باشد دوست بدارم.
27- نيز در همان كتاب از عمر بن حصين (بضم حاء و فتح صاد) روايت ميكند كه گفت:

زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 298



________________________________________
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - نجفى، محمد جواد، زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، 1جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: اول، 1377 ش.

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 13 July 2014   #21
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,665
ج: کریم آل الله امام ثار الله

کریم آل الله امام ثار الله
ای کریم اهل البیت علیهم السلام
دعا بفرمائید برا فرج فرزندتان
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 19 June 2016   #22
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,665
ج: کریم آل الله امام ثار الله

تولد با سعادت سبط اکبر امام مجتبی حسن بن علی بن ابی طالب سلام الله علیهم اجمعین بر سید وفخر کائنات ولی امر ممکنات یگانه حسن شناس ماسوی بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی سلام الله علیه وعجل الله تعالی فرجه الشریف تهنیت
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 22 June 2016   #23
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,665
ج: کریم آل الله امام ثار الله

لَبيْكَ يٰا عَليْ
السلام عليك يا امام العارفين ويا حافظ اسراررب العالمين

مناظره امام مجتبي علیه السلام با اصحاب معاويه لعنت الله عليه

دیگر آن که در روز جنگ احد که تمام مسلمین فرار
کردند، پدرم با این که نود زخم کاری بر بدنش وارد آمده بود، در جلوی پیامبر ایستاده بود و از آن وجود مبارک با تمام وجود دفاع می‌کرد و اگر در آن روز جان نثاری پدرم نبود هرگز حفظ
جان پیامبر نمی شد و آن روز پدرت ابوسفیان «هبل» که بت بزرگ شما بود و او را می‌پرستید بر روی شتر بسته بود و مردم را تحریک به جنگ با پیامبر می‌نمود و دستور شعار «اعْلُ هُبَل
» می‌داد.
دیگر آن که در جنگ «بنی قریظه» و «بنی نضیر» پیغمبر اکرم روز اول پرچم اسلام را به دست «سعد بن معاذ» داد و او را به میدان جنگ فرستاد و پس از ساعتی بدن او را مجروح از میدان آوردند و در روز بعد پرچم را به دست ابوبکر، عمر و عثمان داد و ایشان را به میدان فرستاد ولی ایشان بدون جنگ برگشتند در حالی که بدنشان از ترس می‌لرزید و عمر گفت: «یا رسول الله! مردمی که غرق در زره پولادین می‌باشند و در شجاعت معروف هستند در میدان جنگ شرکت می‌کنند، لذا نبرد با آنها اصلاح صلاح نیست و قطعا کسی در نبرد بر ایشان فائق نخواهد آمد. »
سخنان عمر، پیامبر را برآشفت. پس حضرت فرمود:
«لاعطین الرایة غدا رجلا یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله، کرار غیر فرار، لا یرجع حتی یفتح الله علی یدیه. »
چون مردم این گونه سخنان و فضائل را از پیامبر شنیدند، به امید این که شاید این خصال و فضائل درباره ی آنها باشد، شب را به بیداری بسر بردند و صبح زود به گرد خیمه ی پیامبر صف کشیدند تا این که ببینند چه کسی مشمول چنین فضائل و مناقبی خواهد گردید؛ تا این که چون آفتاب به نور خود دشت و صحرا را روشن نمود، ناگاه دیدند خورشید جمال حضرت خاتم النبیین هم از افق خیمه طلوع کرد و به مردمی که در گرد خیمه صف بسته بودند توجهی نمود و فرمود:
«چطور علی، پسر عم خود را در بین شما نمی بینم؟ »
عرض کردند: «او به چشم درد سختی مبتلا گردیده است. »
فرمود: «بروید و دست او را بگرفته و به حضور من آورید. »
چون او را حضور پیامبر آوردند، آب دهان به چشمان پدرم علی کشید و بالفور چشم‌های پدرم شفا یافت و پیامبر او را روانه میدان کرد و طولی نکشید که لشگر کفار را شکست داد و منهزم نمود که از جمله ی فراری‌ها خود تو، ای معاویه، بودی و چون پدرم حضور پیامبر مشرف شد و مژده ی فتح را داد، حضرت لبخندی زدند و فرمودند:
«اسلامی که پشتیبان او تو باشی، همه وقت عزیز است. »
دیگر آن که چون پیامبر عازم جنگ تبوک شد، و از آنجا که جمعی از منافقین از شرکت در جنگ تخلف ورزیدند، به منظور اینکه چون مدینه خلوت شود، نسبت به حرم پیامبر اهانت نمایند و دست به خرابکاری بزنند، لذا پدرم علی از
طرف پیامبر در مدینه جانشین حضرت شد. منافقین برای این که شاید بتوانند پدرم را از مدینه بیرون کنند تا مقصود خویش را عملی نمایند به او گفتند: «نمی دانیم که پیامبر چه کدورتی از تو به دل گرفته است دیگر حاضر نیست، شما را با خود همراه سازد. »
لکن چون پدرم این موضوع را حضورا به پیامبر اکرم تذکر داد، آن جناب فرمودند:
«یا علی! انت وصیی و خلیفتی فی أهلی. » [26].
سپس رو به مردم مدینه کرد و فرمود:
«ایها الناس! من اطاع علیا فقد أطاعنی و من احب علیا فقد احبنی. » [27].
دیگر آن که تو خود در مرض الموت پیامبر در بالین آن حضرت حاضر بودی که آن جناب شروع کرد به گریه کردن و اشک ریختن. چون پدرم سبب گریه ی او را پرسید، فرمود:
«می دانم که دلها از بغض و عداوت تو پر است و انتظار آن را می‌برند که من از دنیا بروم و با تو شروع به دشمنی و ابراز مخالفت نمایند. »
پدرم عرض کرد: «یا رسول الله! شما متأثر نباشید. من هر چه
[صفحه 49]
در راه دین بر سرم آید - برای حفظ کیان اسلام - صبر خواهم کرد. »
دیگر آن که پیغمبر اکرم درباره ی پدرم علی و اولاد او فرمودند:
«انما مثل اهل بیتی فیکم کسفینة نوح؛ من دخل فیها نجی و من تخلف عنها غرق. » [28].
اما آنچه درباره ی مذمت تو و پدرت ابوسفیان رسیده است آن که: در جنگ احزاب، پیغمبر اکرم روزی در سایه ی خیمه ی خود نشسته بودند. دیدند پدرت ابوسفیان سوار بر شتری است و تو مهار شتر را گرفته و می‌کشی و برادرت «عتبه» که در مجلس حاضر است، مهار شتر را از عقب، هدایت می‌کند و می‌راند. چون پیامبر این منظره را مشاهده کردند، فرمودند:
«اللهم العن الراکب و السائق و القائد. »
یعنی «خداوندا! ابوسفیان که سوار است و معاویه که شتر را به دنبال خود می‌کشد و عتبه که شتر را می‌راند، هر سه نفرشان را لعنت کن!. »
و اتفاقا اکثر حضار مجلس ما، آنجا حاضر بودند و این سخن را از پیامبر درباره ی شما شنیدند. بنابراین خانواده ای که مورد لعن پیغمبر اکرم بوده اند با خانواده ای که مورد مدح و
[صفحه 50]
ستایش آن حضرت بوده اند، بلکه به منزله ی جان پیامبر بوده اند مبار


زه و مناظره نمی کنند.
دیگر آن که چون در فتح مکه معظمه، عباس عموی پدرت پیامبر، ابوسفیان را در ردیف خود سوار کرد و مخفیانه - برای حفظ جانش - او را به حضور پیامبر اکرم آورد، پدرت به او گفت: «آیا باید اسلام اختیار کنم؟ »
عباس گفت: «چاره ای نداری جز آن که اسلام اختیار کنی و الا کشته خواهی شد. »
پدرت گفت: «اگر مسلمان شوم با «هبل» چه کنم که مدت هفتاد سال او را پرستیده ام؟ »
عباس فرمود: «بر او تغوط [29] کن. »
پس او از روی ترس و به زبان اظهار، اسلام نمود.
پس تو فرزند کسی هستی که به اقرار خودش هفتاد سال بت پرستیده و من فرزند کسی هستم که حتی به اندازه ی یک چشم بر هم زدن، کافر به خدا نبوده است.
دیگر آن که چون پیغمبر اکرم خالد بن ولید را فرستاد تا از طایفه ی «بنی خزیمة» زکات بگیرد و او به واسطه ی دشمنی که با آنها داشت، بسیاری از مردان و زنان و کودکان ایشان را بکشت. چون این خبر به پیغمبر اکرم رسید، بسیار ناراحت شده و نماینده ی خود را در عقب تو فرستاد. تو در آن هنگام مشغول خوردن غذا بودی و گفتی: «به آن جناب بگویید معاویه فعلا بر
[صفحه 51]
سر سفره ی غذاست. الساعه غذا می‌خورد و شرفیاب می‌شود. »
فرستاده، چون این خبر را به پیامبر اکرم رسانید، آن حضرت برآشفت و فرمود: «زود به معاویه بگویید بیاید چرا که امر لازمی با او دارم. »
باز فرستاده ی پیامبر نزد تو آمد ولی تو همچنان مشغول خوردن غذا بودی و باز اجابت دعوت پیامبر را ننمودی، چون این عمل سه مرتبه بین تو و آن حضرت تکرار شد و حضور آن جناب نیامدی، پیامبر درباره
ی تو نفرین کرده و فرمود:
«اللهم لا تشبع بطنه. »
یعنی «خداوند! هرگز شکم او را سیر مگردان. »
و تو خود بارها در حضور اغلب این مردم که در مجلس حاضرند گفته ای: «من به نفرین پیامبر مبتلا شده‌ام و لذا هر چه غذا می‌خورم سیر نمی شوم؛ حتی گاهی چانه‌ام به درد می‌آید ولی باز میل به غذا دارم. » [30].
پس کسی که مشمول نفرین پیغمبر اکرم است با نور دیده ی او (حسن) که فرزند دلبند زهرا است طرف نمی شود. »
معاویه عرض کرد: «خدا شاهد است من راضی نبودم شما را در این مجلس بطلبم و لذا تقاضا دارم بیش از این متعرض من
[صفحه 52]
نشوید و هتک احترام مرا در نزد مردم و اهل مجلس ننمایید. »
پس حضرت در مورد معاویه به همین مقدار اکتفا کرد و آنگاه فرمود: «اما مذمت اصحاب تو ای معاویه! » و رو به جانب عمرو بن عثمان کرده و فرمود:
«عجب است از تو که در بلاهت [31] و حماقت معروف جهانی و در بلاهت، نزد مردم ضرب المثل می‌باشی مع ذلک برای مباحثه با من حاضر شده ای! تو روزی که محب ما بودی، محب تو نفعی از برای ما نداشت و امروز که دشمن ما گشته ای، از تو ضرری به ما متوجه نیست و مثل تو مثل پشه ای است که بر روی درخت خرما نشسته بود و چون می‌خواست برخیزد، به درخت خرما گفت: «خود را محکم نگاه دار که از باد شهپرهای من در وقت پرواز از ریشه کنده نشوی! » درخت خرما با خنده به او گفت: «من اصلا ملتفت و آگاه نشدم که تو چه موقع بر روی من نشستی تا این که امروز که می‌خواهی بروی بفهمم. »
پس تو ای عمرو بن عثمان! با من دوست یا دشمن باشی اثری ندار و اما این که می‌گویی پدرم علی در روز جنگ بدر هفده نفر از شما را کشت؛ هفده نفر که چیزی نیست، پدرم در یک روز هفتصد نفر یهودی را از دم شمشیر گذرانید و اگر پدر من خون پدران کافر شما و یهودی‌ها را نمی ریخت و پرچم اسلام به اهتزاز در نمی آمد، شما امروز نمی توانستید در زیر آن
[صفحه 53]
پرچم میدان داری نمائید و بتوانید با پسر آن کسی که پرچم اسلام به سبب زحمات طاقت فرسای او برافراشته شده مباحثه کنید و او را در مجلس شوم خود اهانت نمایید.
و اما این را هم بدان که خلافت را شما از ما گرفتید و این موضوع در عالم بی سابقه نیست. بلکه در اغلب زمانها، خلفای جور و کفر، حق مردان دین را غصب کردند و آنها را خانه نشین نمودند و آخر الأمر آنها را مظلومانه کشتند و یا به زندان بلا انداختند. مگر خود شما از پیغمبر اکرم نشنیدید که فرمود: «روزی در خواب دیدم، بوزینه‌های زیادی از منبر من بالا رفته و مشغول جست و خیزند، پس در کمال تأثر از خواب بیدار شدم. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: «خداوند می‌فرماید: در حدود هزار ماه منبر تو را آل امیه غصب خواهند کرد و چون عدد آنها به سی نفر برسد بر مردم استیلاء [32] پیدا کنند و اموال مردم را به غصب، تصرف نمایند. »
پیغمبر اکرم از این موضوع بسیار متأثر گردید. پس خداوند برای تسلیت خاطر او سوره ی قدر را فرستاد که:
«دل غمگین مکن، اگر هزار ماه سلطنت را آل امیه بربایند در عوض، یک شب را برای تو به نام شب قدر قرار دادیم که از برای تو و امت تو از هزار ماهی که بنی امیه سلطنت و خلافت را از اهل بیت تو غصب می‌کنند بهتر است. »
بنابراین، مسأله ی غصب خلافت را (که اکنون در دست
[صفحه 54]
شماست) خداوند به رسولش خبر داده و پیغمبرش را تسلیت و دلداری به سوره ی قدر

داد و ما هم در صبر و تسلیت به آن جناب اقتدا می‌کنیم. »
آنگاه حضرت متوجه ی عمرو بن عاص شد و فرمود:
«تو پسر آن کسی هستی که پیغمبر اسلام را سرزنش می‌کرد و می‌گفت: «چون محمد از دنیا برود درب خانه اش بسته می‌شود. چون اولاد ذکور ندارد. » پس خداوند در مذمت پدرت «عاص» این آیه را فرستاد:«ان شانئک هو الأبتر. » [33].
یعنی «به تحقیق «عاص بن وائل» که تو را سرزنش می‌کند به نداشتن اولاد ذکور، خودش ابتر و دنباله بریده و بلا عقب است. زیرا نسل تو یا رسول الله به واسطه ی دخترت زهرا تا قیامت پابرجاست و این عاص بن وائل است که بی نشان و ابتر خواهد شد. »
این هویت پدرت عاص بود. اما اکنون از هویت مادرت سخن می‌گویم.
مادر تو از زنان معروفه در زنا بوده و لذا چون تو را زایید، پنج نفر بر سر تو مرافعه داشتند و هریک می‌گفت این طفل از آن من است و چون حال تو را از مادرت پرسیدند، گفت: «من نمی دانم این طفل از چه کسی است؛ فقط می‌دانم که ابوسفیان،
[صفحه 55]
ولید بن مغیره، عثمان بن حارث، نضر بن حارث و عاص بن وائل همگی در این طفل شریک می‌باشند.
آخر الأمر عاص بر آنها غالب آمد و تو را به خود نسبت داد. پس تو علاوه بر اینکه قطعا ولد الزنا هستی؛ پدرت نیز معلوم نیست، و لذا سزاوار نیست مثل تویی با مثل من که پدری چون علی و مادری مثل فاطمه دارم طرف صحبت شوی.
آری، اکنون ادعای اسلام می‌کنی ولی سابقا دشمن پیامبر بودی. تو همان کسی هستی که هفتاد بیت شعر در هجو پیامبر گفتی و چون آن جناب از این موضوع باخبر شد دست به درگاه الهی بلند کرد و فرمود:
اللهم العن عمرو بن عاص بکل بیت شعر لعنة. »
پس تو مشمول هفتاد لعن پیامبر بوده ای و کسی که مورد لعن آن حضرت باشد، تعجبی ندارد که با پسر پیامبر حسن و با داماد پیامبر، علی دشمنی نماید. »
آنگاه رو به جانب ولید بن عقبه کرد و فرمود:
«از تو تعجبی نیست که سب علی کنی زیرا او به تو هشتاد تازیانه حد شراب زده و در جنگ بدر به سخت ترین وضعی، پدرت را کشته و تو آن کسی هستی که خداوند در کلام مجیدش به فسق تو خبر داده است. زیرا همه ی اهل مجلس می‌دانند که این آیه در مذمت تو وارد شده است:
ان جاءکم فاسق بنباء فتبینوا أن تصیبوا قوما
[صفحه 56]
بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین. » [34].
و نیز درباره ی ایمان پدر من و فسق تو این آیه ی شریفه نازل شده است:
«افمن کان مؤمنا کمن کان فاسقا لایستوون. » [35].
ولید! تو در این مجلس اظهار شجاعت می‌کنی لکن تو مردی ترسو و بزدل هستی. اگر تو مرد شجاعی می‌بودی در فلان روز که وارد خانه ی خود شدی و دیدی فلان کس با عیال تو مشغول زنا است؛ می‌بایست او را می‌کشتی، چرا که هیچ گونه مسؤولیتی شرعا و عرفا نداشتی. پس چرا از ترس خود آن موضوع ننگ آور را ندیده انگاشتی تا آن که او بار دیگر به سراغ عیال تو بیاید و هتک حرمت ناموس تو کند؟! »
آنگاه حضرت نظر به جانب عتبة بن ابی سفیان نموده و فرمود: «ای عتبة! تو در چنین مجلسی که برادرت معاویه هم حضور دارد به دروغ می‌گویی پدر من علی، عثمان را کشت و حال آن که خود معاویه و اغلب اهل مجلس کشندگان عثمان را می‌شناسند، زیرا اغلب مسلمانان چون از خلافت او ناراضی بودند، اقدام بر قتل او نمودند و چون آب را از او منع کردند،
[صفحه 57]
پدرم به توسط من چند مشک آب از برای او فرستاد تا تشنه کشته نشود و همان‌هایی که او را کشتند، نگذاشتند او را در قبرستان مسلمین به خاک سپارند. ای عتبة! تو چه قدر به احکام خدا و قرآن جاهل می‌باشی که می‌گویی در عوض آن که علی، عثمان را کشت، ما باید خون حسن بن علی را بریزیم! آیا در قرآن شریف یا از طرف پیامبر اکرم اشاره به چنین حکمی شده که هرگاه پدر، کسی را بکشد، فرزند او را در عوض قصاص کنند! و بنابر قول تو باید تمام فرزندان علی در مقابل خون عثمان کشته شوند، زیرا من خصوصیتی ندارم که به تنهایی به جای پدرم قصاص شوم ولی آیا تا به حال کسی شنیده است که در عوض یک نفر، چند نفر قصاص شوند؟! پس بهتر آن است که لب فرو بندی و بیش از این اهل مجلس را
به جهل و نادانی خود متوجه نسازی. »
آنگاه رو به جانب مغیرة بن شعبه نمود و فرمود:
«تو آن کسی هستی که زنای محصنه [36] مرتکب گشتی و عثمان در اثر نسبتی که با تو داشت، حد زنا را بر تو جاری نکرد و هر روزی که حکومت اسلامی به دست اهلش افتاد، باید تو را فورا به قتل رساند، زیرا خون تو به حکم شارع مقدس اسلام، مباح و هدر است. ای مغیره! تو در اثر خبث سریره ای که داشتی، با اینکه فضائل مادرم زهرا را مکرر از پیغمبر اکرم شنیده بودی، با این وجود در روزی که معاندین، به خانه ی مادرم
[صفحه 58]
ریختند تا پدرم را به قهر برای بیعت با ابی بکر ببرند و مادرم برخاست تا از شوهرش که پیامبر سفارش او را کرده بود دفاع نماید، تو جلوی مادرم را سد کردی و به قدری تازیانه بر بدن مادرم زدی که بدن آن مظلومه از ضرب تازیانه ی تو خون آلوده گشت. پس کسی که با پاره ی تن پیامبر چ


نین معامله ای نماید، آیا جای آن هست که با فرزند او دشمنی نکند و در اذیت کردن او کوتاهی نماید؟ »
چون حضرت از پاسخ همگان فراغت یافت و به هر یک به نحوی وافی پاسخ داد، رو به جانب معاویه کرد و فرمود:
«به خدا قسم آیه شریفه ی:
«الخبیثات للخبیثین و الخبیثون للخبیثات» [37].
درباره ی تو و اصحاب تو می‌باشد و آیه ی شریفه ی:
«و الطیبات للطیبین و الطیبون للطیبات، اولئک مبرؤون مما یقولون. لهم مغفرة و رزق کریم. » [38].
درباره ی پدرم علی و شیعیان او نازل گردیده است. »
چون سخنان آن حضرت خاتمه یافت از مجلس برخاست و به طرف منزل حرکت کرد در حالی که نگاه‌های تحسین آمیز اهل
[صفحه 59]
مجلس، حضرتش را بدرقه می‌کرد.
معاویه که رنگ باخته بود با نگرانی و اضطراب رو به اصحاب کرده و گفت:
«به خدا سوگند! از سخنان حسن بن علی عالم به نظرم تیره و تار شده و من یقین داشتم که شما از عهده ی مبارزه و مباحثه با او برنمی آیید زیرا آنان علم و فصاحت و شجاعت را از یکدیگر به ارث برده اند و هرگز محکوم نمی شوند. » [39].



__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 7 June 2017   #24
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,665
ج: کریم آل الله امام ثار الله

تولد با سعادت سبط اکبر امام مجتبی حسن بن علی بن ابی طالب سلام الله علیهم اجمعین بر سید وفخر کائنات ولی امر ممکنات یگانه حسن شناس ماسوی بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی سلام الله علیه وعجل الله تعالی فرجه الشریف تهنیت
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 7 June 2017   #25
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,665
ج: کریم آل الله امام ثار الله



بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
امیرالمومنین علیه السلام
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم,
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
‏اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
السلام عليك يا اسم الله الرضي يا اميرالمومنين يا علي
السلام عليك يا سامع السرّ والنجوي
السلام عليك يا والي الولي يا مرتضي علي


خداوند ، دوستدارِ محب امام مجتبی علیه السلام است … "از منابع عامه" (اهل تسنن)


رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالیکه امام مجتبی علیه السلام را در آغوش گرفته بود و می بوسید فرمود :

اللّهمَ إنّي اُحبُّهُ فأحبِبهُ و أحب مَن يُحِبُّهُ .

خدایا من او را دوست دارم , تو نیز او را و هر آنکه او را دوست دارد , دوست بدار .



… صحیح البخاری فی کتاب اللباس فی باب السخاب للصبیان
… صحیح البخاری فی کتاب البیوع فی باب ما ذکر فی الاسواق
… صحیح البخاری فی کتاب البدء الخلق فی باب مناقب الحسن و الحسین (علیهما السلام)
در این سه مدرک از صحیح بخاری , سه حکایت متفاوت نقل گشته که رسول خدا عبارتی نظیر عبارت روایت فوق را بیان داشته اند.)

… مسند احمد بن حنبل ٣٣١/٢
… صحيح ترمذي ٣٠٧/٢
… مستدرك الصحيحين ١٦٩/٣ ، ١٧٨/٣ ، ١٧٧/٣ (از سه طريق)

… الإصابة ٧٨/٣ ، قسم ١
… كنزالعمال ١٠٥/٧
(از دو راوی که یکی عایشه است)
… الادب الفرد للبخاری ص۱۷۱
… حلية الاولياء ٣٥/2

https://t.me/joinchat/AAAAADwE_c52aKqQkdDpxQ
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 8 June 2017   #26
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,665
ج: کریم آل الله امام ثار الله


پنج حدیث از کلمات نورانی امام مجتبی علیه السلام

ش
۱- ما تشاور قوم إلا هدو إلی رشدهم؛ هیچ مردمی مشورت نکنند مگر این که به رشد و درستی رهبری شوند.

۲- الخیر الذی لا شرّ فیه: الشکر مع النعمة و الصبر علی النازلة؛ خیری که شر ندارد شکر همراه با نعمت است و صبر بر مصیبت و ناگواری.

۳- وسئل عن المروة؟ فقال: شحّ الرجل علی دینه، و اصلاحه ماله، و قیامه بالحقوق؛ از حضرت سؤال شد مروت چیست؟ فرمود: دریغ کردن شخص بر دینش «مواظبت بر دینش» و اصلاح نمودن مالش، و برپاداشتن حقوقش.

۴- الفرصة سریعة الفوت، بطیئة العود؛ فرصت به سرعت فوت می شود، و به کندی بر می گردد.

۵- علیکم بالفکر فإنه حیاة قلب البصیر و مفاتیح أبواب الحکمة؛ تفکر نمائید که فکر، حیات قلب شخص با بصیرت است و کلید درهای حکمت.

تحف العقول ص۲۳۵-۲۳۳

@dareakherat

ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام


نیمه ماه مبارک رمضان بنا بر مشهور، روز میلاد مسعود امام حسن مجتبی علیه السلام سبط اکبر رسول خدا صلی الله علیه وآله و سرور جوانان اهل بهشت است.

بعد از آنکه آن حضرت متولد شد، امیرالمؤمنین علیه السلام او را نزد حضرت رسول خدا صلی الله علیه وآله برد، آن حضرت زبان مبارک خود را در دهان او نهاد، و او شروع به مکیدن زبان رسول خدا صلی الله علیه وآله نمود، سپس رسول خدا پرسید آیا برای او نامی نهاده اید؟ امیر مؤمنان عرض کرد: بر شما در نام او سبقت نمی گیرم آن حضرت نیز فرمود: من هم بر پروردگار خود سبقت نمی گیرم. پس خداوند متعال جبرئیل را نازل کرد و فرمود: از برای محمد پسری متولد شده، سلام مرا به او برسان و تهنیت و مبارک باد بگوی و بگو که علی نسبت به تو به منزله هارون است نسبت به موسی، پس او را به اسم پسر هارون نام گذاری نما... و اسم پسر هارون به زبان عربی «حسن» است.

به اعتراف شیعه و سنی او یکی از پنج نفری است که آیه شریفه تطهیر در شأن آنان نازل شد. او کسی است که خداوند عالم هر رجس و پلیدی را از روح او زدود و قلبش را به طهارتی مطهر فرمود که خزینه اسرار کتاب او باشد. همچنین شیعه و سنی روایت نمودند که خداوند به وسیله امام مجتبی و برادرش امام حسین علیهما السلام بهشت را زینت نموده است.

هنگام وضو بندهای بدن آن حضرت می لرزید و رنگش زرد می گشت، از آن حضرت سؤال شد، فرمود: حق است بر هر کس که نزد پروردگار عرش بایستد، که رنگ او زرد شود و بندهای بدنش بلرزد.

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام از پدر خود از امام زین العابدین علیه السلام روایت می فرماید که: حسن بن علی عابدترین اهل زمان خود بود، زاهدترین و فاضل ترین آنان بود، اگر حج می نمود پیاده و گاه پا برهنه می رفت، و هر گاه مرگ را به خاطر می آورد گریه می نمود، و اگر قبر را به یاد می آورد می گریست، و اگر برانگیختن قیامت را به یاد می آورد، می گریست و اگر عرض بر خداوند تعالی را به یاد می آورد غش می کرد، و اگر به نماز می ایستاد بندهای بدنش می لرزید، و اگر بهشت و دوزخ را به یاد می آورد همچون مار گزیده مضطرب می شد و از خدا بهشت را مسألت می نمود و از آتش دوزخ به خدا پناه میبرد و از قرآن آیه «یا ایها الذین آمنوا» نمی خواند مگر این که می گفت: لبیک اللهم لبیک، و در هیچ حالی از احوالش دیده نمی شد مگر این که ذاکر خداوند سبحان بود و زبانش راستگوترین مردم و پیامش فصیح ترین آنان بود.

حلم آن حضرت همچون آفتاب برای دوست و دشمن آشکار است، از جمله چنین نقل کرده اند: معاویه، مروان را عامل مدینه کرد، و او هر جمعه بر منبر به امیرالمؤمنین علیه السلام ناسزا می گفت، چون امام علیه السلام از دنیا رفت، زیر جنازه آن حضرت گریه می کرد. امام حسین علیه السلام رفتار او را در حیات آن حضرت به او تذکر داد که چه مصیبت ها که بر او وارد کردی، گفت: با کسی آن رفتار را کردم که حلم او از کوه سنگین تر بود. کسی که دشمن، بردباری او را این چنین بستاید، و ابر عداوت، حجاب آفتاب کمالات او نشود و دشمن بر او اشک بریزد، جا دارد که چشم روزگار بر او خون گریه کند.

از رسول خدا صلی الله علیه وآله روایت شده است که: هر کس بر او گریه کند، چشمش کور نشود در روزی که چشم ها کور می شود؛ و هر کس بر او محزون شود، قلب او محزون نشود در روزی که قلب ها محزون می شود؛ و هر کس او را در بقیع زیارت کند قدمش بر صراط نمی لرزد، روزی که قدم ها در آن روز می لرزد.

برگرفته از مقدمه منهاج الصالحین

@dareakherat
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 10 June 2017   #27
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,665
ج: کریم آل الله امام ثار الله


بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
‏اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
السلام عليك يا اسم الله الرضي يا اميرالمومنين يا علي
السلام عليك يا سامع السرّ والنجوي
السلام عليك يا والي الولي يا مرتضي علي


سلام به همه عزیزان عیدتون مبارک.مولاامیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خدا را بپرهیز اگر چه کم باشد ، و بین خود وخداوند پردهٔ حرمت قرار ده اگر چه نازک باشد .(حکمت ۲۴۲ )


شخصیت و جایگاه امام حسن علیه السلام

آیت الله وحید خراسانی:

امام حسن (علیه السلام )، اگر کسی بخواهد بداند چه کسی است؟ باید در همین مطلب فکر بکند. هیچ ملک مقربی نیست، و هیچ پیغمبر مرسلی، الا این که از خدا استیذان می­کند، یعنی درخواست اذن می­کند که خدا اذنش بدهد، برای چه؟ برای زیارت سید الشهداء. حالا آدم صفیه الله. نوح نجی الله، ابراهیم خلیل الله، موسی کلیم الله، عیسی روح الله در انتظار اذن خداست، برای زیارت سیدالشهداء.
این عظمت امام حسین است. آن وقت کسی که ۱۲۴ هزار پیغمبر، آرزوی زیارت او را دارد خودش، هر شب جمعه کارش این بود که برود به زیارت قبر امام حسن(علیه السلام ).

از این جا باید فهمید، چه خبر است؟ سید الشهداء جزء برنامه­ اش این بود، تا در مدینه بود، هر شب جمعه به زیارت امام حسن مجتبی می­رفت. کسی که ۱۲۴ هزار پیغمبر، در حسرت زیارت او هستند. باز خود او، زائر امام حسن است این است که کسانی که توفیق خدمت، به حضرت مجتبی را پیدا کردند باید قدر این نعمت را بدانند. (۱۵ رمضان المبارک ۱۴۲۹ق)


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 10 June 2017   #28
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,665
ج: کریم آل الله امام ثار الله


بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
‏اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
السلام عليك يا اسم الله الرضي يا اميرالمومنين يا علي
السلام عليك يا سامع السرّ والنجوي
السلام عليك يا والي الولي يا مرتضي علي


امام_زمان علیه السلام

امام عصر عجل الله تعالی فرجه از نسل امام مجتبی و سیدالشهداء علیهما السلام .... (از منابع اهل تسنن)

علی مکی هلالی گوید : در ایام بیماری رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله خدمت آن حضرت رسیدم ؛ حضرت فاطمه سلام الله علیها ، بالای سر ایشان نشسته بود و در این حال شروع به گریه نمود تا آنکه صدایش بلند شد ؛ رسول خدا به او نگاهی کرد و فرمودند :
ای حبیبهء من ، فاطمه ، چرا گریه می کنی ؟
(آنگاه بیانی طولانی فرمودند در فضیلت صدیقهء کبری و همسر و اولاد ایشان تا آنجا که فرمودند : )

...وَ هُما إبناكِ الحَسَنُ وَ الحُسَينُ وَ هُما سَيِّدا شَبابِ أهلِ الجَنَّةِ ، وَ أبوهُما - وَ الّذي بَعَثَني بِالحَقِّ - خَيرٌ مِنهُما ؛ يا فاطِمَةُ ، وَ الّذي بَعَثَني بِالحَقِّ إنَّ مِنهُما مَهدِيُّ هذهِ الامَّةِ...

✴️...و آن ها دو پسر تو ، حسن و حسین اند که سرور جوانان اهل بهشت اند ؛ و پدر آنها - سوگند به کسی که مرا به حق مبعوث کرده - بهتر از آن هاست ؛ ای فاطمه ، قسم به کسی که مرا به حق مبعوث نموده مهدی این امت از (نسل) این دو است...


المعجم الکبیر ۵۷/۳ ح۲۶۷۵
عقدالدرر ص۱۵۱ ب۷ و ص۲۱۷ ب۹ ف۳
مجمع الزوائد ۱۶۵/۹
ذخائرالعقبی ص۱۳۵
کشف الغمه ج۲ ح۵ ص۴۶۸
ینابیع الموده ص۲۲۳ و ص۴۳۶ ب۷۳
عبقات الانوار ص۸۶
العرف الوردی ۱۳۷/۲
اسدالغابه ۴۲/۴
الاصابه ص۲۷

مادر امام باقر علیه السلام ، فاطمه دخت سبط اکبر ، امام حسن مجتبی علیه السلام است ؛
بنابراین امام باقر علیه السلام و بقیهء امامان پس از او تا حضرت مهدی علیهم السلام از نسل حسنین علیهما السلام هستند ؛ همان طور که پیامبر به آن خبر داده اند ،
و این از موارد خبرهای غیبی و یکی از نشانه های نبوت ایشان است.



__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 11 June 2017   #29
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,665
ج: کریم آل الله امام ثار الله


بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
‏اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
السلام عليك يا اسم الله الرضي يا اميرالمومنين يا علي
السلام عليك يا سامع السرّ والنجوي
السلام عليك يا والي الولي يا مرتضي علي
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين،

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين،

اللّهُمَّ الــْعَنِ الجّــِبْت وَالطــَّاغوُت وَ ابْنَتَيْهِمٰا...

سلام صبح همه عزیزان بخیر.مولاامیرلمؤمنین(علیه السلام) فرزند آدم! غم روزی را که نیامده بر روزی که در آن هستی بارمکن،اگر روزنیامده از عمرت باشد خداوند روزیت را می رساند. (حکمت ۲۷۷ )

شخصی از امام حسن (علیه السلام) پرسید چرا به هیچ نیازمندی که درخواست کمک می کند جواب رد نمی دهی؟
امام فرمود من گدای خدایم و چشم به او دوخته ام.
من شرم دارم که خود سائل باشم و سائلی را رد کنم.

خدای بزرگ، مرا به برنامه ای عادت داده است که همواره نعمت هایش را بر من فرو می ریزد و من هم او را چنان عادت داده ام که نعمت هایش را بر مردم فرو می ریزم.
می ترسم اگر برنامه ام را ترک کنم، او نیز برنامه اش را واگذارد.

منبع: فرهنگ سخنان امام حسن مجتبی (علیه السلام )

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِب وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعصومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلاَم، ُ

امام حسن مجتبي عليه السلام می فرمایند:

عجِبْتُ لِمَنْ يُفَكِّرُ في مَأكُولِهِ كَيْفَ لايُفَكِّرُ في مَعْقُولِهِ، فَيَجْنِبُ بَطْنَهُ ما يُؤْذيهِ، وَيُوَدِّعُ صَدْرَهُ ما يُرْديهِ.

در شگفتم‌ از کسی‌ که‌ درباره خوراک‌ شکمش‌ اندیشه‌ و وارسی‌ می‌کند و از خوردنی‌های‌ مضر اجتناب‌ می‌ورزد اما در مورد غذای‌ عقل‌ و روحش‌ وارسی‌ نکرده‌ و قلبش‌ را از اندیشه‌های‌ پست ‌پر می‌کند.

بحارالأنوار،ج 1ص218

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله،

امـام باقر علیه السلام می فرمایند:

هر كس پس از نماز واجب قبل از آنكه پاى خود را حركت دهد، اين استغفار را سه بار بگويد، خدا گناهان او را بيامرزد هر چند در كثرت، مانند كف دريا باشد.

« اَسْتَغْفِرُ اللّه َ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ، ذُو الْجَلالِ وَ الاِْكْرامِ وَ اَتُوبُ اِلَيْه» ← سه مرتبه

(الكافى: ۲/۵۲۱ ـ الباقيات الصالحات، تعقيبات مشتركه، سوّم/۴۷)

حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:
هر که بر حضرت زهرا صلوات الله علیها صلوات بفرستد خداوند او را می آمرزد و در هر جای بهشت که باشم او را به من ملحق می نماید.

بحارالانوار ج43ص55




__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 5 March 2018   #30
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 18,665
ج: کریم آل الله امام ثار الله

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم


شعر امام حسن كه چشم وصال را بينا كرد

وصال شیرازی به واسطه سرودن شعر در بیان مصائب اهل البیت علیهم السلام، نور دیده ی از دست داده اش شفا یافت.
ویژه نامه حسینیه مشرق - میرزا محمّد شفیع شیرازی متخلص به وصال شیرازی متوفّی سال 1262 هـ. ق در شیراز از بزرگان شعرا و ادبا و عرفای عصر فتحعلی شاه قاجار بود. علاوه بر مراتب علمی، به تمام خطوط هفت گانه (نسخ، نستعلیق، ثلث، رقایم، ریحان، تعلیق، و شکسته) مهارتی به سزا داشته و کتابهای فراوانی نیز با خطوط مختلف نگاشته است. از جمله، اینکه 67 قرآن به خط زیبای خود نوشته است.

بر اثر نوشتن زیاد چشمش آب می آورد و به پزشک مراجعه می کند، دکتر می گوید: من چشمت را درمان می کنم، به شرطی که دیگر با او نخوانی و خط ننویسی. پس از معالجه و بهبودی چشم، دوباره شروع به خواندن و نوشتن می کند تا این که به کلّی نابینا می شود. سرانجام با حالت اضطرار متوسل به حضرت محمّد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) و آل او (صلوات‌الله علیهم) می شود.

شبی در عالم رؤیا پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم ) را در خواب می بیند، حضرت به او می فرماید: چرا در مصائب حسین(و حسن) مرثیه نمی گویی تا خدای متعال چشمانت را شفاء دهد. در همان حال حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) حاضر گردیده می فرماید: وصال! اگر شعر مصیبت گفتی اوّل از حسنم شروع کن؛ زیرا او خیلی مظلوم است.





صبح آن روز وصال شروع کرد در خانه قدم زدن و دست به دیوار گرفتن و این شعر را سرودن:


از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد

آن طشت راز خون جگر باغ لاله کرد


نیمه دوّم شعر را که گفت، ناگهان چشمانش روشن و بینا شد. آن گاه اضافه کرد:


خونی که خورد در همه عمر، از گلو بریخت

دل را تهی زخون دل چند ساله کرد


نبود عجب که خون جگر گر شدش بجام

عمریش روزگار همین در پیاله کرد


نتوان نوشت قصه درد و مصیبتش

ور می توان ز غصه هزاران رساله کرد


زینب درید معجر و آه از جگر کشید

کلثوم زد به سینه و از درد ناله کرد


هر خواهری که بود روان کرد سیل خون

هر دختری که بود پریشان کُلاله کرد


یا رب به اهل بیت ندانم چه سان گذشت

آن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت


منبع: کتاب گلشن وصال

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا الیا یا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:26PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts