بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

گفتگوي بسته شده
 
ابزار گفتگو
قديمي Thursday 17 December 2009   #46
akbar20
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2009
پاسخ‌ها: 212
ج: هر آنچه که باید از فرقه فقط قرآن(سابميترز اينترنشنال)‌ بدانید

بنام خدا بخشنده مهربان




سابميترها (مسلمانان اصلي ادامه دهنده راه پيامبران الهي)



به علت سوء تفاهمها و سوء استفاده هايي كه از كلمه سابميتر مي شود مجبور شدم كه مطالبي را جهت روشن ساختن اذهان بنويسم. سابميتر در انگليسي ( submitter ) يعني مسلمان يا تسليم شده و سابميژن ( submission ) يعني اسلام يا تسليم. سابميتر يك فرقه نيست بلكه همان دين اسلام است. دين اسلامي كه تمام پيامبران پيرو آن بوده اند و آن را تبليغ مي كرده اند از جمله ابراهيم ، موسي ، عيسي و محمد.

[10:84] وقال موسى يقوم ان كنتم ءامنتم بالله فعليه توكلوا ان كنتم مسلمين
[10:84] موسي گفت: "اي قوم من، اگر شما واقعا به خدا ايمان آورده ايد، پس به او اعتماد كنيد، اگر حقيقتا از تسليم شدگان هستيد."

براي اولين بار لفظ اسلام و مسلمان به زبان انگليسي به كار برده شد. اين جوري بهتر است زيرا معناي واقعي اسلام و مسلمان را بهتر مشخص ميكند. اسلام از ريشه سلم است. سلم يعني صلح ، آشتي. اسلام دين صلح و آشتي است. اين به آن خاطر است كه در ذهن اديان ديگر مسلماناني كه به حكم اسلام بيگناهان را به قتل مي رسانند ، از مسلمانان واقعي متمايز شوند. اينجوري چهره واقعي اسلام به دنيا نشان داده خواهد شد. وعده و اراده خداي باريتعالي بر اين قرار گرفته است كه كليه فرقه هاي مسلمان سنتي به زودي از بين خواهند رفت و اسلام واقعي در تمام دنيا حكمفرما خواهد بود. به جز عده معدودي كه مجبورند فقط در معبدهاي خويش اعمال شرك آميز خويش را زمزمه كنند ؛ كار اينها با خداست.

مسلمانان سنتي وقتي متوجه شدند كه بسياري از ايده هاي مذهبيشان غلط است و براساس قرآن نيست ؛ از شدت حسادت سابميتر را يك فرقه به حساب آوردند. تسليم شدگان يا به قول فرقه هاي مذهبي مسلمانان سنتي ، سابميترها ؛ فقط به قرآن و معجزه قرآن تكيه كردند. معجزه رياضي نوزده ديد جديدي به دين داد. از يك طرف فرقه هاي مسلمان نميتوانستند دست از عقايد مادرزادي بردارند ، به همين خاطر حسادت ورزيدند و براي مسلمانان واقعي اسم فرقه را انتخاب كردند. به قول معروف كسي كه مريضي خطرناكي دارد ، دوست دارد كه به ديگران هم سرايت كند. مسلمانان سنتي خود مي دانند كه فرقه اند و خود بهتر مي دانند كه چه بلايي بر سر اسلام آورده اند ، به همين خاطر با فرقه خواندن مسلمانان واقعي ، خواستند يك كمي دل خويش را تسكين دهند. فقط مخلصين قادر به پذيرش اسلام با ديد جديد هستند. دلبستگي به دين آبا و اجدادي بزرگترين دشمن بشريت بوده و هست.

اما شيطان بيكار ننشست و بين مسلمانان فقط قرآني هم فاصله انداخته است. بطوريكه تعدادي از آنان معجزات رياضي قرآن را تمام و كمال قبول ندارند و تعداد نمازها را به سه نماز تقليل داده اند. اما ماه هميشه پشت ابر نمي ماند. زيرا حيله هاي شيطان زياد دوام نمي آورد و رو مي شود. در اينجا تعدادي از نظرات اصلي مسلمانان اصلي (سابميترها) را كه براساس قرآن و معجزه نوزده است مي آورم.


1- تنها منبع هدايت قرآن است و حديث و سنت باطل است.

2- كمك خواستن از مردگان شامل پيامبران و مقدسين و صالحين شرك است.

3- شفاعتي در قيامت (به آن معنايي كه بين شيعه وسني مطرح است) وجود ندارد و فقط يك افسانه است.

4- معجزه رياضي نوزده تمام و كمال پذيرفته بايد شود.

5- دو آيه آخر سوره توبه ، نوزده سال بعد از مرگ پيامبر محمد اضافه شد.

6- حرف مقطعه نون در سوره القلم بايد به صورت "نون" باشد نه "ن".

7- بسطة در آيه 7:69 بايد با سين باشد نه صاد. (و چندين غلط املايي ديگر در مورد الف هم تصحيح شده است)

8- بعد از اسامي پيامبران و مقدسين صلوات فرستاده نمي شود (به معنايي كه شيعه و سني مطرح مي كنند) و علامت بعد از اسم مقدسين در كتابها نوشته نمي شود. سابميترها برخلاف شيعه و سني بيشتر براي خدا لقب به كار مي برند. مثلا هميشه ميگويند خداي مهربان ، خداي توانا ، خداي متعال و ... اما براي پيامبران مي گويند پيامبر محمد ، پيامبر موسي ؛ بدون صلوات فرستادن. آنها بيشتر به خدا اهميت مي دهند ، بيشتر خدا را در نظر دارند.

9- شهادتين (در اصل در زمان پيامبر محمد يك شهادت بود) نزد سابميترها يك جمله است (اشهد ان لا اله الا الله).

10- در نمازهاي خويش اسم احدالناسي را ذكر نمي كنند به جز خدا ؛ چون برخلاف شيعه و سني معتقدند كه خدا فرموده است "اقم الصلوة لذكري"

11- سابميرتها معتقدند كه : آن چيز و يا آنكس كه در طول روز و در افكار و بحثها و مجالس بيشترين تقدس را نزد شما دارد خداي شماست.

12- پيامبر محمد بي سواد نبود و با دستهاي خويش قرآن را نگاشت.

13- سابميترها معتقدند كه در عبادت و نيايش واسطه ها خدا را به حاشيه ميرانند و بنابراين در عبادت و نيايش واسطه اي وجود ندارد.

14- معتقدند كه مسلمانان سنتي با واسطه قراردادن پيامبر محمد در نيايش و اختراع كتب حديث او را پرستش ميكنند.

15- مشخص نمودن طريقه به صليب كشيده شدن پيامبر عيسي.

16- نا اميد شدن از رحمت خدا و روي آوردن به غير خدا ، مخصوص كافرين است.

17- در ايده مسلمانان سنتي پيامبر محمد رحيم تر از خداست با توجه به ايده شفاعتي كه مطرح مي كنند.

18- گفتار شرك آميز در تمام زواياي زندگي مردم رخنه كرده است. متاسفانه اكثر مردمي كه فكر ميكنند مسلمانند ، به جهنم مي روند.

19- کسانی که مردم در کنار خدا میخوانند از دعاهای آنها غافلند و اين حيله شيطان سياس است براي دور كردن مردم از خدا.

20- مجسمه ها در زمان پيامبر فقط يك تكه سنگ نبودند بلكه يك الهه بودند.

21- افتخار بندگان خدا در قيامت اين است كه در دنيا به خدا اهميت مي داده اند.

22- وظيفه پيامبر محمد مشخص بود و هست. وظيفه او ابلاغ و تبليغ پيام بود.

23- موقعیت خدا را به مقدسین ندهید.

24- دعا هم نوعي عبادت است.

25- چرا ما به اين دنيا آمده ايم؟ ما به كجا ميرويم؟ ما چطوري بايد زندگي كنيم؟

26- بهشت دو طبقه است . بهشت زيرين و بهشت برين. در بهشت برين خورشيد وجود ندارد اما در بهشت زيرين وجود دارد. اختلافات بسيارى بين بهشت برين و بهشت زيرين است. از لحاظ تمثيلى در بهشت برين، آب به آزادى جريان دارد (۵۵:۵۰)، در حالى که در بهشت زيرين آب را بايد بوسيله تلمبه بالا کشيد (۵۵:۶۶). از لحاظ تمثيلى، همسران پاک فورا ً به همسرانشان در بهشت برين ملحق ميشوند(۵۵:۵۶)، در حالى که ساکنين بهشت زيرين بايد خودشان بروند و همسرانشان را بياورند (۵۵:۷۲).

27- كساني كه زير چهل سالگي بميرند به بهشت زيرين خواهند رفت.

28- اين دنيا عرصه و سلطنت موقتي شيطان است.

29- زنان بايد در زمان حيض و نفاس هم نمازشان را به جا آورند.

30- تكليف جنگهاي صدر اسلام (كه باعث تفرقه زيادي شده است) مانند جنگ علي و معاويه و قيام حسين بن علي با استفاده از معجزه رياضي قرآن مشخص شد.

31- در تمام اديان آسماني و فرقه هاي مختلف مسلمان واقعي (بدون در نظر گرفتن فرقه مادرزادي) وجود دارد. بنابراين مسيحي مسلمان ، يهودي مسلمان ، شيعه مسلمان ، سني مسلمان و بودايي مسلمان داريم.

32- زكات خيلي مهم است و يك چهلم در آمد را بايد به عنوان زكات به نيازمندان و فقرا پرداخت كرد.

33- پرداخت زكات بايد در زمان بدست آوردنش انجام شود ، نه در پايان هر سال مالي.

34- پوشيدن روسري براي زنان اجباري نيست و براساس عرف آن جامعه ميتواند انتخاب كند. اما سينه هاي خويش را بايد بپوشاند و لباسهاي بلند بپوشد.

35-فقط چهار نوع گوشت حرام است و بقيه حلال است و استفاده از ساير گوشتها بستگي به عرف و بهداشت و سليقه دارد. خداي مهربان هر حيواني را براي كاري خلق نموده است. مثلا اسب و خر و قاطر را براي باربري و سواري و تجمل آفريده است (16:5-6-7-8 و 6:143-144) و سگ براي نگهباني و حراست از گله خلق شده است (18:18) و گاو و گوسفند و شتر براي شيردهي و گوشت دهي خلق شده اند. پيروى از هر گونه حرامى که در قرآن ذکر نشده، معادل بت پرستى است (۱۵۲-۶:۱۴۲).

چهار نوع گوشت حرام :
1- مردار، 2- خون جارى،3- گوشت خوک، بخاطر آلودگى آن، ۴- گوشتى که از روى کفر به غير از خدا هديه شده باشد.

36 – سوره حمد در نماز حتما بايد به زبان عربي باشد زيرا اين نقطه اشتراك بين تمام زبانهاست. تعداد حرف باء و ميم در سوره حمد نوزده است. اين دو حرف تنها حرفهايي هستند كه در تلفظ آنان از لب استفاده مي شود و زبان به كار برده نمي شود. به همين خاطر تلفظ اين دو حرف در تمام زبانهاي دنيا مثل هم است و اين خود نقطه وحدت و اشتراك تمام مردم دنياست. زماني كه اسلام دين جهاني بشود ( و ان شاء الله خواهد شد ) اين نكات نقطه اشتراك تمام اديان است در نماز خواندن.

37 – پيامبر محمد آخرين نبي بود ، اما آخرين رسول نبود. و همچنين قرآن آخرين كتاب آسماني است.

38 – فرقه هاي بهائي و قادياني حيله شيطان بودند براي خراب كردن پيام خدا.

39 – ابراهيم بنيانگذار اسلام بوده است و نماز و روزه و زكات و حج از او به ما ارث رسيده است و همه بايد در اين چهار منسك و شعار متحد و همصدا باشند.

40- حج را ميتوان در چهار ماه حرام انجام داد. اما مسلمانان سنتي آن را به يك ماه محدود كرده اند و اين خود مشكلات زيادي را بوجود آورده است. از جمله جمعيت زياد و در نتيجه از حالت معنوي خارج شدن حج.

41 – روزه را نبايد در اذان مغرب افطار كرد بلكه بايد تا غروب كامل آفتاب (شروع كامل شب) ادامه داد.

42- حج منحرف شده است : متأسفانه اغلب زوار مسلمان امروزى چنين رسم کرده اند که به زيارت آرامگاه محمد هم ميروند و در آنجا مرتکب قبيح ترين اعمال بت پرستى ميشوند، و اينچنين حج خود را باطل ميکنند. قرآن مکرراً از "مسجد مقدس" صحبت ميکند، در حالى که مسلمانان امروزى درباره "دو مسجد مقدس" صحبت ميکنند! مسلمانان با قرار دادن آرامگاه محمد بعنوان "مسجد مقدس" ديگر، مرتکب بت پرستى آشکارى شده اند! اين سرپيچى کفر آميزى است از قرآن.

43- نماز خواندن، زکات دادن، روزه گرفتن در ماه رمضان، و حج، بعلاوه مزاياى گرانبهاى روحانى، مزاياى جسمانى و اقتصادى فراوانى به همراه دارند.

44- زکات بايد با دقت حساب شود، و بطور مداوم هر وقت در آمدى دريافت کرديم، داده شود. ماليتهاى دولت بايد کسر شود، اما نه مخارج ديگر مانند بدهکارى ها، قسط ها، و مخارج زندگى. اگر شخصى آدم فقيرى نميشناسد، ميتواند زکات را به مسجد، يا مؤسسات خيريه اى که هدف اصلى آنها کمک به فقرا باشد، بدهد. کمک هاى مالى به مساجد يا بيمارستانها يا مؤسسات بعنوان زکات بحساب نمى آيد. زكات را بايد بترتيب به والدين، خويشاوندان، يتيمان، فقرا، و مسافران بيگانه، بدهيم (۲:۲۱۵). بخاطر دادن زکات، هيچ کس گرسنه و بدون جا و مکان نخواهد بود

45- هر نمازى از زمان خودش تا وقتى که وقت نماز بعدى ميشود، قابل قبول است. اگر در زمان تعيين شده خوانده نشود، فرصتى است از دست رفته که نميتوان آنرا جبران کرد؛ فقط شخص ميتواند توبه کند و طلب بخشش کند. پنچ نماز شامل ۲، ۴، ۴، ۳، و ۴ رکعت، به همين ترتيب هستند.

46- اثبات اين که نماز از قبل بواسطه ابراهيم تأسيس شده بود در آيات ۸:۳۵، ۹:۵۴، ۱۶:۱۲۳، و ۲۱:۷۳ آمده است. اين مهمترين وظيقه در اسلام (تسليم) آنقدر تغيير شکل پيدا کرده که براى اکثر مسلمانان نمازها بصورت آداب بت پرستى در آمده اند. اگر چه قرآن دستور ميدهد که نمازها بايد فقط به تنها خدا اختصاص داده شوند (۲۰:۱۴؛ ۴۵، ۳۹:۳)، مسلمانان امروزى اصرار دارند که اسم "محمد و خانواده اش" و "ابراهيم و خانواده اش" را هم در خلال نامزشان بکار ببرند. اين کار نماز را باطل و بيهوده ميکند (۳۹:۶۵).

47- بر خلاف عقيده عمومى، دستهاى دزد نبايد قطع گردد. خدا را شکر ميکنيم براى مهربانى فراوانش و معجزه رياضى قرآنش که حالا متوجه شده ايم که دستهاى دزد بايد علامت گذارى شود.

48- در "حديت و سنت" کفر آميز آمده است که زنا کارى را که ازدواج کرده بوده، تا پاى مرگ سنگسار کنيد. اين قانون خدا نيست. همانطور که در آيه ۲۴:۲ ذکر گرديده است، مجازات زناکار، شلاق زدن در حضور عموم است؛ صد ضربه شلاق نمادين. مجازات اساسى، فشار اجتماعى و رسوا کردن مجرم است. با شلاق زدن در ملاء عام، اين هدف عملى ميشود.

49- بهشت از قبل وجود داشته است و آدم و حوا تا زمانى که هنوز بيگناه بودند در آنجا ميزيستند (۲:۳۵).

50- جهنم هنوز خلق نشده است. در روز قضاوت خلق خواهد شد (۸۹:۲۳ و ۶۹:۲۷ )

51- کتابهاى آسمانى تنها خلقت خدا نيستند که با انشاء رياضى بر پايه ۱۹ قرار گرفته اند. به طور مثال : خورشيد، ماه، و زمين هر ۱۹ سال يک بار بر روى يک خط قرار ميگيرند و مثالهاي فراوان ديگر در طبيعت كه براساس نوزده خلق شده اند.

52- روش اقتصادى خدا بر پايه گردش مدام دارايى، منع ربا خوارى و تشويق سرمايه گذارى بارآور بنا شده است. اقتصاد غير سازنده مانند قمار، بخت آزمايى و بهره هاى وامي منع شده است (۷-۲:۲۷۵؛۵۹:۷).

53- تعدد زوجات در قرآن اجازه داده شده است، اما تحت شرايطى بسيار سخت. هر گونه سوء استفاده از اين اجازه الهى عذاب سنگينى ببار مى آورد. بنابراين، اگر چه تعدد زوجات از طرف خدا اجازه داده شده است، خوب است پيش از آنکه بگوييم تعدد زوجات اجازه داده شده است، شرايط خود را دقيقا ً بررسى کنيم. تعدد زوجات بايد درد و محروميت را تسکين دهد نه اينکه باعث درد و محروميت شود. اگر خانواده جديد جوانى تشکيل داده ايد، مسلما ً تعدد زوجات سوء استفاده است. تعدد زوجات جهت جانشين ساختن زنى جوان تر، سوء استفاده از قانون خدا است (۴:۱۹).

54- روز آخر شدن دنيا نزديك است و در سال 2280 ميلادي انجام خواهد پذيرفت.

55- قرآن كامل است (6:19, 38, 114, 115; 50:45).

56- اسلام براساس دو چيز است:
1- قرآن
2- نمازه – زكات – روزه – حج از طريق ابراهيم به ما ارث رسيده است.

57- خوشبختي واقعي در تسليم شدن به خداست.

akbar20 حاضر نيست  
قديمي Thursday 17 December 2009   #47
hady
يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
 
نشان hady
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2006
پاسخ‌ها: 1,060
ارسال پيام توسط Yahoo به hady
ج: هر آنچه که باید از فرقه فقط قرآن(سابميترز اينترنشنال)‌ بدانید

با سلام خدمت تمام حق جویان
جناب اکبر
شما در جایی می گویید که
نقل قول:
در اصل توسط akbar20 نوشته شده است نمايش نوشته



1- تنها منبع هدايت قرآن است و حديث و سنت باطل است.


اما بعد بیان کردید که
نقل قول:
5- دو آيه آخر سوره توبه ، نوزده سال بعد از مرگ پيامبر محمد اضافه شد.
بنده متوجه نمی شوم!!! کجای قرآن حاوی چنین پیامی می باشد؟
شما چگونه و بر اساس کدام آیه متوجه شدید که این واقعه 19 سال بعداز وفات رسول خدا رخ داده است؟
مگر طبق آیات قرآن خداوند متعال وعده حفاظت و حتی بیان این کتاب را به عهده نگرفته است؟
پس چطور می توان تصور کرد که خداوند متعال نتوانسته به وعده خود عمل کرده و کلام خویش را از شیاطین حفظ کند؟

با تشکر
__________________
بدون ترديد قرآن را براي متوجه شدن آسان كرديم، آيا كسي هست كه متوجه شود؟(22/17/32/40/القمر)
ما در اين قرآن حقيقت را بصورت‌هاي گوناگون بيان كرديم تا متوجه شوند ولي فقط بر نفرت (و گريز) آنها ميافزايد.
(41/بَنيِ اِسرائيل)
و اگر [اين كتاب را] قرآنى غير عربى گردانيده بوديم قطعا مى‏گفتند چرا آيه‏هاى آن روشن بيان نشده كتابى غير عربى و [مخاطب آن] عرب زبان بگواين [كتاب] براى كسانى كه ايمان آورده‏اند رهنمود و درمانى است و كسانى كه ايمان نمى‏آورند در گوشهايشان سنگينى است و قرآن برايشان نامفهوم است و [گويى] آنان را از جايى دور ندا مى ‏دهند(44/فصلت)

آخرين ويرايش hady ، Thursday 17 December 2009 در 08:38PM.
hady حاضر نيست  
قديمي Thursday 17 December 2009   #48
akbar20
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2009
پاسخ‌ها: 212
ج: هر آنچه که باید از فرقه فقط قرآن(سابميترز اينترنشنال)‌ بدانید

بنام خدا

سلام

بعضي مواقع از اينكه عده اي از دوستان يكتاپرستي را تبليغ ميكنند ، خيلي خوشحال مي شوم. اما خوشحالي من چندان طول نمي كشد. حقيقتا من در مسائل ديني با كسي تعارف ندارم زيرا از خدا مي ترسم هم براي خودم و هم براي شما. دوستان زيادي در اين فوروم ايده هاي درست را تبليغ ميكنند اما بعضي مواقع متوجه مي شوم كه سطح همه يكي نيست. يكي واسطه ها در پرستش و نيايش را رد ميكند ، اما در عين حال به پيامبر محمد ميگويد حضرت محمد عليه السلام!. هر چند كه خداي متعال و مهربان بخشنده است و گناهان سهوي و بدون علم را مي بخشد. اما بايد توجه كرد كه حق و حقيقت را نبايد براي خوش آمد افراد زيرپاگذاشت. مثلا من و بعضي از دوستان ديگر در اينجا تبليغ يكتاپرستي ميكنيم اما بعد متوجه مي شويم كه بعضي اختلافات اساسي با هم داريم. يكي از اختلافات اساسي ما كه مانع اصلي اتحاد شده است ، همين معجزه نوزده است. اين اختلافها آدم را نا اميد مي كند. اين مساله براحتي قابل حل است به شرطي كه چيزي را به عنوان اصل غير قابل تغيير در ذهن خويش فرض نكنيم. مثلا همين دوستان شيعه كه از واسطه قراردادن در پرستش و نيايش دفاع ميكنند ، اگر به خدا پناه مي بردند و فقط او را مي خواندند ؛ ديگر ما با هم مشكلي نداشتيم. ما كه نگفته ايم علي و حسين آدمهاي بدي بوده اند ، ما كه نمي گوئيم حق با با آنها نبوده است ، بلكه در عوض حق را به علي و حسين مي دهيم. پس نميدانم اين چه مشكليه كه غير قابل حل است. ما فقط به طرف خدا دعوت ميكنيم. محوريت را به خدا بدهيم بهتر است يا به مقدسين؟ اين خداست كه محور وحدت را مشخص ميكند. چرا وقتي اسم خدا به تنهايي ذكر مي شود يك عده مي آيند و مي گويند كه پس مقدسين ما چي؟

دوست عزيز:

دو آيه آخر سوره توبه اضافي است زيرا خدا در قرآن خودش فرموده است كه آن را حفظ خواهد كرد. ما حديث و سنت را منبع دين قرار نمي دهيم اما تاريخ را كه رد نمي كنيم. نوزده سال بعد از مرگ پيامبر در زمان خليفه سوم ، اختلافات در رسم الخط قرآن در بين مردم شايع شد. براي حل اين مشكل كميته اي تشكيل داده شد براي ترسيم يك قرآن رسمي و يكتا. زيرا قرآن با رسم الخطهاي متفاوت نوشته مي شد. مثلا يكي در شهر شام كلمه الانسن را با الف (الانسان) و يكي در كوفه (الانسن) بدون الف مي نوشت. تعدادي از اختلافها هنوز هم باقيست. رسم الخطهاي ديگري همچون قالون و ورش هنوز باقيست. كميته قرآن يك مصحف رسمي تشكيل دادند و آن را به تمام شهرها فرستادند كه از اين به بعد بايد از روي اين نسخه ، كپي كنند. اما آن كميته تمام نسخه ها را از بين نبردند ، بلكه تعدادي همچون قالون و ورش هنوز باقيست. اما جريان بر ميگردد به طريقه تشكيل مصحف رسمي. افراد عضو كميته جمع آوري قرآن به هر آيه اي كه مي رسيدند ، رسم الخط آن را طبق نسخه اصلي نوشته شده توسط پيامبر چك ميكردند و همزمان براي هر آيه چندين شاهد طلب ميكردند. تمام قرآن نوشته شد. تا كه به آخرين سوره هاي نازل شده قرآن رسيدند ، توبه 113 همين سوره است كه نازل شده بود. در اين حالت به دو آيه آخر سوره توبه رسيدند. براي آيات 128 و 129 فقط يك شاهد پيدا شد. آن هم خزيمه بن ثابت الانصاري بود (تعداد حروف اسم كامل او نوزده است). كساني كه در جلسه بودند در اين موضوع ماندند كه چكار كنند با يك شاهد زيرا براي هر مورد اختلافي دو شاهد لازم بود. اكثريت افراد داخل در كميته با اين دو آيه موافقت كردند به جز يك نفر آن هم علي بن ابيطالب بود. به همين خاطر خريمه به ذو الشهادتين معروف است. يعني كسي كه شهادتش به عنوان شهادت دو نفر قبول شده است. اين دو آيه مشكلات زيادي را بوجود آورد و آورده است.

مشكلاتي كه در گذشته بوجود آورد:
1-جنگ بين علي و معاويه
2-در نتيجه بعد از طغيان نژادپرستي خلفاي اموي ، حسين بن علي قيام كرد و همراه با يارانش شهيد شد.
3-اختلاف انداختن بين مسلمانان كوفه و شام و نهايتا در زمان خليفه مروان بن حكم نسخه تغيير يافته رسمي شد.

مشكلاتي كه در قرن حاضر بوجود آورده است:
1-اختلاف انداختن بين مسلمانان فقط قرآني

چرا اضافي بودن دو آيه آخر سوره توبه با حفظ قرآن منافات ندارد؟

جواب:

بيشتر روابط قرآني (شايد بيش از نود درصد آن) بدون آن دو آيه صادق است يعني اگر آن دو آيه را حذف نكنيم ، روابط چنداني باقي نمي ماند و تقريبا معجزه رياضي نوزده به هيچ تبديل مي شود. در اينترنت افرادي همچون هارون يحيي به معجزه رياضي قرآن بدون حذف آن دو آيه روي آورده اند كه چنگي به دل نمي زند.

اضافه بودن دو آيه آخر سوره توبه منافاتي با انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون ندارد. زيرا كه خدا طوري از كتابش حفاظت ميكنه كه ماهم ببينيم. اين نشانه و آيه اي از طرف خداست.

[22:52] وما ارسلنا من قبلك من رسول ولا نبي الا اذا تمنى القى الشيطن في امنيته فينسخ الله ما يلقي الشيطن ثم يحكم الله ءايته والله عليم حكيم

[22:52] ما پيش از تو نه رسولي فرستاديم و نه پيامبري بدون آنكه شيطان در خواسته هاي او دخالت نكرده باشد. سپس خدا آنچه را شيطان انجام داده است، خنثي مي نمايد. خدا آياتش را کامل مي کند. خداست داناي مطلق، حكيمترين.

خداي مهربان به شيطان اجازه داد كه دو آيه به قرآن اضافه شود تا كه آزمايشي باشد براي مسلمانان. اما خداي مهربان در قرن كامپيوتر به همه ما نشان داد و ثابت كرد كه آن دو آيه اضافي است. زيرا با اين كار ثابت كرد كه كلام خدا تغيير ناپذير است. چطوري كلام خدا تغيير ناپذير است زيرا رابطه پيچيده اي از آن حفاظت ميكند. در اين جا نيروهاي خدا روابط رياضي هستند. با هزار دليل ثابت شده است كه آن دو آيه اضافي است و جزو قرآن نيست بلكه جزو حديث است ، فقط در مصحفي نوشته شده بود كه قرآن هم در آن مصحف نوشته شده است. خداي مهربان فرموده و قول داده است كه ذكر را حفظ كند، او قول نداده است كه مصحف را حفظ كند. همانطور كه اطلاع داريد قرآن در حال حاضر شامل چندين مصحف متفاوت است. حفص ، ورش ، قالون و .... مطمئنا خداي قادر توانا همه نسخه ها را بر پيامبر محمد نازل نكرده است بلكه يكي را فقط نازل كرده است. اين مورد بوسيله رابطه رياضي هم اثبات ميشود و آن مورد هم حفص است. اما همين نسخه حفص هم چندين غلط املايي دارد كه تصحيح شده است.حفاظت از مصحف بوسيله رابطه رياضي 19 انجام مي پذيرد. چندين غلط زير در مصحف موجود وجود دارد و با رابطه رياضي 19 اثبات ميشود:

1-دو آيه آخر سوره توبه اضافي است.
2-كلمه بسطة با سين بايد باشد نه صاد
3-نون در آيه 68:1 بايد به صورت نون باشد نه ن
4-و چندين غلط املايي در مورد الف

با توجه به روابط خارق العاده در مورد نون و بسطة ، جاي شك نيست كه اين كلمات تحريف شده اند حال اگر اين دلايل كافي است و قبول كرده ايد كه آن كلمات تحريف شده اند (حالا به هر دليلي – سهوي – عمدي و ....) پس پذيرفته ايد كه احتمال تحريف و اشتباه در قرآن وجود دارد. بنابراين خداي مهربان قول حفظ ذكر را داده است نه قول حفظ مصحف.اما مصحف از طريق رابطه رياضي 19 حفظ ميشود. به طور مثال بوسيله رابطه نون در قرآن ميتوان نسخه اصلي قرآن را در بين نسخه هاي متفاوت (حفص – ورش – قالون و ...) تشخيص داد. خداي مهربان بعد از نون در آيه 68:1 به قلم قسم ياد ميكند. زيرا قلم مربوط به نوشتن است . خداي مهربان از طريق معجزه نون مصحفها را حفظ ميكند.

[41:42] لا ياتيه البطل من بين يديه ولا من خلفه تنزيل من حكيم حميد
[41:42] هيچ باطلي در گذشته يا در آينده نمي تواند به آن راه يابد؛ تنزيلي است از جانب حكيم ترين، قابل ستايش.



قبل از ادامه بحث ، ابتدا بياييد فرق چندين اسم قرآن را بشكافيم. بياييد قرآن را بوسيله خود قرآن تفسير كنيم. اين بهترين وسيله است كه در اختيار ماست.ما در اينجا فرق سه اسم مهم (يا سه صفت) (قرآن – كتاب- ذكر) را ذكر ميكنيم.

قرآن (114 سوره ) شامل چندين كتاب است ([98:3] فيها كتب قيمة)
مثل كتاب ارث (تمام مطالب مربوط به ارث)
مثل كتاب روزه (تمام مطالب مربوط به روزه)
مثل كتاب قيامت (تمام مطالب مربوط به قيامت)
مثل كتاب حجاب (تمام مطالب مربوط به حجاب)

مثلا براي فهميدن حجاب در اسلام بايد تمام آيات حجاب را در نظر گرفت و اين دقيقا همان بيان قرآن بوسيله قرآن است. بنابراين قرآن شامل چندين كتاب است [98:3].خداي مهربان هرچيزي را در جاهاي مختلف در قرآن شرح داده است . و قرآن هيچگونه شباهتي با كتابهاي ديگر در اين مورد ندارد.يك فرد ي كه در علم راسخ نيست اگر مسائل مربوط به قيامت را در قرآن بخواند آن را ميفهمد اما اگر به او بگوييد كه قرآن در كل در مورد قيامت (كتاب قيامت) چه گفته است نميتواند پاسخ دهد.به همين خاطر خداي مهربان در مورد قرآن ميگويد (هدي للناس ) (هدايت است براي همه مردم )و در مورد كتاب ميگويد (هدي للمتقين) (هدايت است براي متقين) . در مورد قرآن ميگويد همه قرآن قابل فهم است اما در مورد كتاب ميگويد تعدادي آيات متشابه است و فقط راسخون در علم آن را ميدانند [3:7] .

احتمالا فرق بين قرآن و كتاب مشخص شد.

دو آيه زير را در نظر بگيريد :

[11:1] الر كتب احكمت ءايته ثم فصلت من لدن حكيم خبير
[11:1] ا. ل. ر. اين كتابي است آسماني كه آيات آن كامل و سپس به وضوح شرح داده شده است.* اين از جانب حكيمترين و آگاهترين مي آيد.

[39:23] الله نزل احسن الحديث كتبا متشبها مثاني تقشعر منه جلود الذين يخشون ربهم ثم تلين جلودهم وقلوبهم الى ذكر الله ذلك هدى الله يهدي به من يشاء ومن يضلل الله فما له من هاد
[39:23] خدا بهترين حديث را در اين نازل كرده است؛ كتابي هماهنگ و باثبات كه به هر دو راه (بهشت و دوزخ) اشاره مي كند. پوست كساني كه هيبت و حرمت پروردگارشان را ارج مي نهند از آن منقبض مي شود، سپس پوست و قلبشان براي پيام خدا نرم مي شود. چنين است هدايت خدا؛ او آن را به هر كه بخواهد (هدايت شود)، عطا مي كند. و اما كساني را كه خدا به گمراهي فرستد، هيچ چيز نمي تواند آنها را هدايت كند.


خداي مهربان در يك جايي ميگويد كتابي كه كل آيات آن به تدريج و تفصيل محكم شده است (كتب احكمت ءايته) و در جاي ديگر ميفرمايد كتابي كه آيات آن به هم شبيهند (كتبا متشبها).مثلا آياتي كه در كل در مورد ارث در جاهاي مختلف آمده است به آن آيات متشابه (شبيه به هم در مورد ارث) ميگويند.در كل همه قرآن را ميفهمند (هدي للناس) اما راسخون در علم فقط ميتوانند آيات متشابه را استنتاج كنند. مثلا يك فرد عامي كلا هركجاي قرآن را برايش بخواني ميفهمد اما ممكن است نداند كه قرآن در كل در مورد ارث چي گفته است.

اسم ديگر قرآن ذكر است كه :

[15:9] انا نحن نزلنا الذكر وانا له لحفظون
[15:9] مسلما، ما اين تذکر را نازل کرده ايم و مسلما، آن را حفظ خواهيم کرد.*

[38:1] ص والقرءان ذي الذكر
[38:1] ص.* و قرآن که حامل مدرک است.**

با توجه به آيه 38:1 قرآن عامتر از ذكر است. زيرا خداي مهربان ميفرمايد قرآن ذي الذكر يعني قرآن داراي ذكر. اما واقعا فرق بين ذكر و قرآن چيست؟؟ پيامبر محمد قرآن را به اندازه وسعت خود ميفهميد. به طور مثال چندين آيه قرآن دلالت بر كروي بودن زمين ميكنند اما پيامبر محمد هيچوقت فكر نميكرد كه اين آيات دلالت بر كروي بودن زمين كنند. به همين خاطر پيامبر محمد دقيقا آياتي را براي قومش تبليغ ميكرد و روي آن اصرار ميكرد كه مشكل جامعه آن زمان را حل كند. به طور مثال در آن زمان همه بت پرست بودند . به همين خاطر پيامبر محمد آيات مربوط به نفي بتپرستي را براي مردم تكرار ميكرد . به اين آيات ميگويند ذكر. در هز زمانه اي تعداد مشخصي از آيات مشكلات آن جامعه را حل ميكند. مثلا در جامعه فعلي ما كه همه به پول و مال دنيا چسبيده اند ، آيات در اين زمينه بايد تبليغ شود و اين دقيقا ميشود ذكر زمان ما. در زمان ما ذكر يعني معجزه رياضي 19.

[88:21] فذكر انما انت مذكر
[16:44] بالبينت والزبر وانزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم ولعلهم يتفكرون

[54:17] ولقد يسرنا القرءان للذكر فهل من مدكر

كلمات ذكر و كتاب و فرقان هر كدام به جنبه اي از قرآن اشاره دارد. كتاب را كه در بالا عرض كردم. ذكر را هم كه گفتم. با توجه به آيه 38:1 قرآن كلي تر از ذكر است. پس ذكر دقيقا قرآن نيست. خداي مهربان كمبود كلمه نمي آورد ، او ميداند كه چه ميگويد.

انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون
او ميتوانست بگويد

انا نحن نزلنا المصحف و انا له لحافظون
akbar20 حاضر نيست  
گفتگوي بسته شده

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:32AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts