بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Monday 3 June 2019   #196
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: یا صاحب الزمان


اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

یا علی

ابونعیم محمد بن احمد الانصاری گفت ؛

عدّه ای از مفوّضة و مقصّرة ، کامل بن ابراهیم مدنی را به خدمت حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام به سامراء فرستادند که با آن حضرت مناظره کند .
کامل گوید با خود اندیشیدم که از آن حضرت سؤال خواهم کرد که داخل بهشت نشود جز آنکه معرفتش مثل من و اعتقادش مانند من باشد . و چون بر سرورم امام حسن عسکری علیه السّلام وارد شدم ، دیدم جامه های نرم و سفیدی در تن اوست ، با خود گفتم ولیّ و حجّت الهی جامه های نرم می پوشد در حالی که به ما امر می کند با برادران دینی مواسات و همدردی کنیم و از پوشیدن چنین جامه هایی نهی می نماید !!!
که ناگاه با تبسم آستین خود را بالا زد دیدم که پلاس زبر سیاهی بر پوست بدنش بود و فرمود این برای خداست و این برای شما ، خجالت کشیدم و کنار دری نشستم که پرده ای بر آن آویخته بود ، پس بادی وزیده و گوشه ای از آن پرده بالا رفت و پسری دیدم در حدود چهار سالگی انگار پاره ای از ماه بود ، به من فرمود ای کامل بن ابراهیم ، بدنم لرزید و به دلم افتاد که فوری بگویم
لَبِّیکَ ای سیّد من .
فرمود آمدی که از ولیّ و حجّث خدا سؤال کنی که وارد بهشت نمی شود مگر آنکه معرفتش مانند تو باشد ، و سخن تو را بگوید ؟ گفتم آری به خدا سوگند . فرمود بنابراین ، عدّه کمی وارد بهشت می شوند ، به خدا قسم وارد بهشت می شوند گروهی که آنها را حقیّة می گویند . عرض کردم ای سرور من اینها کیستند ؟
فرمود قومی که از روی علاقه و محبّت به أمیرالمؤمنین علیه السّلام به حقّ او قسم می خورند ولی حقّ و فضل آن حضرت را نمی شناسند .
سپس مقداری سکوت کرد و بعد فرمود همچنین آمده ای که درباره حرفهای مفوّضة بپرسی . آنها دروغ می گویند ، بلکه دلهای ما محلّ مشیّت الهی است ، پس هر چه خدا بخواهد ما می خواهیم وَ ما تَشاؤُنَ اِلّا اَنْ یَشاءاللَّهُ .
آنگاه پرده به حال سابق برگشت ، من دیگر نمی توانستم آن را بالا بزنم . پس حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام نگاهی به من افکند و تبسّم کنان فرمود ای کامل بن ابراهیم چرا نشسته ای ؟ در حالی که حجّت بعد از من از آنچه در ذهن تو بود و آمده بودی که از آن سؤال کنی تو را آگاه ساخت . پس برخاستم و بیرون رفتم و بعد از آن دیگر او را ندیدم .


مکیال المکارم ج۱ص ۱۳۱
یا مهدی و
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 13 June 2019   #197
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: یا صاحب الزمان

مرحوم کشیکچی از یاران امام زمان و - باربر ، حمّال و کشیکچی یا نگهبان ساده بازار اصفهان بود. آنقدر ساده بود و بی ریا که مردم به او لقب "هالو" داده بودند. امّا کسی نمی دانست که در ورای این ظاهر ساده و فقیرانه ، روح بلندی وجود دارد ، صاحب مقامی رفیع نزد حضرت صاحب الأمر و الزّمان أرواحنا لتراب مقدمه الفداء است.آقا (عجل الله فرجه) کارپردازانی دارند که در ایام غیبت با آنها ارتباط دارند که در دعای عهد یاد شده: «واجعلنا من المسارعین الیه فی قضاء حوائجه». بله، کسانی به این مقام می رسند که وقتی آقا حاجتی دارند آنها را صدا بزنند و آنها با سرعت برای برآورده کردن خواسته امام به سوی ایشان بشتابند. مرحوم میرزا حسین کشیکچی مشهور به هالو (متوفی 1309 ه ق) که بدن مطهرش در بهشت تخت پولاد ، خاک تابان جنوب زاینده رود آرام گرفته است ،حکایتی شگفت انگیز دارد که از قول مرحوم حاج آقا جمال اصفهانی در کتاب عبقری الحسان با رعایت امانت نقل گردیده است.

حکایت وصل(اینجا)


نزدیک اذان ظهر روز بود. مثل هر روز مهیای رفتن به مسجد شدم. از منزل ما تا مسجد فاصله چندانی نبود . چند سالی بود که توفیق امامت جماعت در این مسجد به من عنایت شده بود. مسجدی که بواسطه قرار گرفتنش در راسته بازار ، پاتوق کسبه و اهل بازار بود و البته حضور باربران و کشیکچیان و نگهبان های بازار هم رونق خاصی به مسجد می داد.

هنوز چند قدمی به مسجد مانده بود که صدای جمعیت اندکی که تابوتی را بر دوش خود حمل می کردند مرا متوجه خود ساخت. جلوتر رفتم ؛ تابوتی ساده و فقیرانه بر دوش چند نفر که همه از باربران بازار بودند و چند نفری مشایعت کننده نیز در کسوت ساده حمّالان و کشیکچیان بازار که البته چهره برخی از آنها برایم آشنا بود. معلوم بود که میّت ، یکی از منسوبان همین آدم های سر و ساده و فقیر است که اینچنین غریبانه و بی پیرایه تشییع می شود.


در همین بین ، ناگهان چشمم به میرزا حبیب ، تاجر سرشناس و مؤمن بازار افتاد که با حالتی نزار و پریشان در حالی که بشدت می گریست و مویه می کرد ، جنازه را مشایعت می نمود. مشاهده میرزا حبیب ، آن هم با این حال پریشان که گویی صاحب عزای اصلی است و نزدیک ترین کسان خود را از دست داده است ، مرا بسیار شگفت زده کرد. آخر میرزا حبیب از بازاریان و تجّار سرشناس و مؤمن بازار و از نیکان اصفهان بود. اگر از نزدیکان و بستگان او کسی فوت نموده ، پس چگونه است که اینچنین غریبانه و بی خبر تشییع می شود؟! چرا از بزرگان تجار و کسبه و اقربای خود میرزا حبیب ، کسی در این تشییع جنازه شرکت ندارد؟! .... همه اینها سؤالاتی بود که ذهن مرا به خود مشغول ساخته و بشدّت کنجکاو یافتن اصل ماجرا کرده بود.

در همین حال بودم که نگاه پریشان میرزا حبیب به من افتاد و گویی متوجه تعجب و حیرانی من شد. بطرفش رفتم و دست بر شانه اش گذاشتم . پیش از آنکه سخنی بگویم با صدایی لرزان و مصیبت زده گفت: «حاج آقا جمال! به تشییع جنازه یکی از اولیای خدا نمی آیید؟! »


کلامش بر قلب و جانم نشست و مرا بی اختیار بسوی جنازه کشاند. از رفتن به مسجد منصرف شدم و به همراه میرزا حبیب و جماعت باربران و کشیکچیان بازار ، جنازه را به طرف غسّالخانه مشایعت نمودم. از بازار تا غسالخانه که در محلی بنام «سرچشمه پاقلعه» قرار داشت ، مسافت نسبتاً زیادی بود و من باتفاق عده معدود مشایعت کننده در حالی این مسافت را پیمودم که در تمام طول مسیر ، جمله میرزا حبیب در توصیف صاحب جنازه ، ذهنم را به خود مشغول ساخته بود و بشدت کنجکاو بودم تا صاحب آن را بشناسم .


به غسالخانه که رسیدیم ، جنازه را تحویل مغتسل دادند تا مراسم تغسیل و تکفین میت انجام شود. گوشه خلوتی یافتم و تا مهیا شدن جنازه ، در انتظار نشستم. ساعتی از ظهر گذشته بود و من خسته از راه دراز و اندوهناک از فوت نماز جماعت اول وقت ، به سرزنش خود پرداختم که چرا بی جهت ، تحت تأثیر سخنان یک تاجر پریشان حال ، مسجد و نماز جماعت را ترک گفته ام. در حال و هوای خود بودم که دستی بر شانه خود احساس کردم. خودش بود ، میرزا حبیب. مثل اینکه تحیّر و سرگردانی مرا بیش از این تاب نیاورده بود. حالا مثل اینکه کمی آرام گرفته بود. به او گفتم: « میرزا! این جنازه کیست؟! حکایت این حال پریشان شما چیست؟!»


میرزا حبیب ، آه بلندی کشید و در حالی که دست بر کمر گرفته بود و می نشست ، گفت: « قصه عجیبی است حکایت من و آشناییم با صاحب این جنازه!! قصه ای که تا کنون برای کسی آن را بازگو نکرده ام.»

با کنجکاوی و تعجب گفتم: « بسیار مشتاق شنیدنم میرزا حبیب! بگو و مرا از این بهت و حیرانی بیرون آور.»


میرزا حبیب دوباره آهی کشید و ادامه داد:


« همینطور که می دانید امسال من مسافر قافله حج بودم. کاروان ما ابتدا راهی عراق شد تا پس از زیارت عتبات مقدسه نجف و کربلا ، راهی حجاز شویم. همه چیز بخوبی می گذشت تا در چند فرسخی کربلا ، کیسه حاوی سکه ها و بعضی اثاثیه ضروری سفرم را دزدان به سرقت بردند. جستجوهایم نتیجه ای نداشت و از طرفی دلم نمی خواست که غیر از خودم ، همسفرانم را نیز درگیر مشکل پیش آمده خود نمایم. برای همین بی اینکه کسی متوجه موضوع شود ، بهانه ای آوردم و خود را از همسفران جدا کردم. قافله حج عازم حجاز شد و من درمانده و مستأصل در عراق ماندم بلکه فرجی شود و بتوانم راهی به اموال از دست رفته خویش بیابم. اندوهی سنگین و عمیق بر من مستولی شده بود و از اینکه می دیدم علی رغم دارایی های بسیار ، توفیق انجام مناسک حج از من سلب شده است ، احساس غبن و خسارتی جانکاه می کردم. هیچ دوست و آشنایی هم نداشتم تا به او پناه ببرم و پولی قرض بگیرم.


شبی تنها از نجف بسمت کوفه به راه افتادم تا در مسجد کوفه معتکف گردم بلکه فرجی حاصل شود. در راه حالتی عجیب بر من مستولی شده بود. احساس درماندگی و استیصال می کردم و در همان حال به آقا و مولایم ، حضرت صاحب الأمر متوسل گردیدم. چیزی نگذشت که در همان بیابان و در تاریکی شب ، ناگهان سواری در برابرم ظاهر شد. با حضور او همه جا روشن و نورانی شد و بزرگی و شکوهش مرا مسحور خود ساخت. آنگاه که جمال و چهره پرفروغش را نگریستم ، اوصاف و نشانه هایی را که در مورد امام زمان ، حضرت صاحب الأمر شنیده بودم در آن بزرگوار مشاهده نمودم.

در آن حال ، ایشان در برابرم ایستاده فرمودند: « چرا اینطور افسرده حالی؟! » عرض کردم که خستگی راه سفر دارم. فرمودند: « اگر سببی غیر از این دارد بگو. » چون دیدم آن بزرگوار اصرار دارند که سرگذشتم را شرح دهم ، ماجرای خود را بیان کردم و سبب ناراحتی و تأثر خود را عرضه داشتم.


در این هنگام دیدم ، حضرتش فردی بنام « هالو » را صدا زدند. بلافاصله فردی نمد پوش درهیأت و لباس کشیکچی ها و باربرهای بازار اصفهان ، در کنارمان نمایان شد. وقتی که جلو آمد به دقت در وی نگریستم و متوجه شدم همان هالوی اصفهان خودمان است؛ کشیکچی بازار که ازسال ها پیش در اطراف حجره ام رفت و آمد دارد و او را کاملاً می شناسم.


حضرت رو به او نموده فرمودند: « اسباب سرقت شده اش را به او برسان و او را به مکه ببر و بازگردان. » آقا این جمله را فرمودند و از نظرم ناپدید شدند.

آن شخص ، ساعتی از شب را با من در محل مشخصی از کوفه قرار گذاشت تا پول و وسایل گمشده ام را به من برساند. من متحیّر از آنچه می دیدم با نگاه مبهوت خویش هالو را بدرقه کردم. او رفت و ساعتی دیگر در مکانی که وعده گاهمان بود نمایان شد. در حالی که بسته ای در دست داشت. آن را به من داد و گفت: « درست ببین ، قفل آن را باز کن و آنچه را داشتی به دقت بنگر تا بدانی که صحیح و سالم تحویل گرفته ای. »


من به بررسی وسایل و شمارش سکه هایم مشغول شدم. دیدم همه چیز دست نخورده و سالم است. آن شخص که مطمئن بودم هالوی خودمان است ولی از هیبت او جرأت سؤال کردن نداشتم ، با من در کربلا و در زمانی دیگر وعده کرد و از من خواست تا وسایلم را به شخص امینی بسپارم و مهیای حرکت بسمت مکه شوم. من نیز در زمان مقرر در وعده گاه حاضر شدم . هالو جلو می رفت و من به دنبال او. پس از مدت کمی راه رفتن ، بناگاه خود را در مکه یافتم. در مکه از من جدا شد و هنگام خداحافظی مکانی را تعیین نمود و از من خواست تا پس از انجام مناسک حج به آنجا بروم تا مرا بازگرداند. او همچنین از من خواست تا این راز را برای کسی بازگو نکنم و فقط در جواب هم کاروانیان خویش بگویم که همراه کس دیگری از راهی نزدیک تر آمده ام.



مناسک حج به پایان رسید و من در تمام طول انجام اعمال خویش ، مشعوف از عنایت مولا و صاحب خویش بودم و دلتنگ از فراق حضرتش ، او را جستجو می کردم. پس از پایان مناسک حج ، در وعده گاه خویش حاضر شدم و در ساعت مقرر دوباره هالو را دیدم که بسویم آمد و پس از سلام و مصاحفه ، به همان کیفیت قبل و در مدتی بسیار کوتاه مرا به کربلا برگرداند. عجیب آنکه در تمام این مدت با اینکه با من سخنان نرم و ملایمی داشت ، از شدت هیبت و عظمت او جرأت سؤال کردن پیدا نکردم. موقع خداحافظی در کربلا ، خواستم از مَراحم او در حق خویش تشکر کنم که گفت: « از تو خواسته هایی دارم که امیدوارم هرگاه وقتش رسید ، برایم انجام دهی.» این را گفت و از من جدا شد.



روزها و هفته ها سپری شد. سفر شگفت انگیز و معجزه آسای من به پایان رسید و به اصفهان بازگشتم. مدتی کوتاه به استراحت و دید و بازدید گذشت. اولین روزی که به حجره خود در بازار رفتم ، جمعی از تجّار و بازاریان به دیدنم آمدند. در این بین ، ناگاه هالو ، همان شخص باکرامت و والا مقام را دیدم ، با همان لباس و کسوتی که در کربلا و مکه دیده بودم. خواستم که از جای برخیزم و او را تعظیم کنم که با اشاره دست مانع شد و ازمن خواست که سخنی بر زبان نیاورم و رازش را پوشیده دارم. سپس نزد باربرها و کشیکچی ها رفت و با آنها چای خورد و قلیانی کشید. مدتی بعد موقع رفتن ، نزد من آمد و آهسته گفت: « آن تقاضایی که از تو


داشتم این است که روز پنجشنبه دو ساعت مانده به ظهر بیایی منزل ما تا کارم را به تو بگویم. » آن گاه آدرس منزلش را داد و تأکید کرد که سر ساعتی که گفته بروم ، نه دیرتر و نه زودتر.


تا پنجشنبه موعود برسد ، چند روز فاصله بود که برای من یک عمر گذشت و من دیگر اورا در بازار ندیدم. در تمام این مدت به راز وعده آخر هالو می اندیشیدم و لحظه شماری می کردم تا دیدارمان تازه شود و من از او احوال مولا و صاحبمان را جویا شوم. و بالاخره آن پنجشنبه موعود از راه رسید و آن همین دیروز بود.


صبح با خود گفتم خوب است ساعتی زودتر به ملاقات هالو بروم تا با او درباره مولایمان و راز و رمز ارتباطش با امام زمان گفتگو کنم. به آدرسی که داده بود رفتم ، اما اثری از منزل هالو و نشانه هایی که گفته بود نیافتم. ساعتی جستجو کردم تا سرانجام در همان ساعتی که وعده کرده بودیم ، منزلش را یافتم. »



میرزا حبیب در حالی که بشدّت منقلب شده بود و اشک از دیدگانش جاری بود ، آه بلندی کشید و با صدایی لرزان ادامه داد:


« وقتی خود را پشت درب خانه هالو یافتم ، آماده در زدن شدم که ناگاه دیدم درب خانه باز شد و سید بزرگواری غرق نور با عمامه ای سبز بر سر و شال مشکی به کمر از خانه هالو خارج شد و هالو نیز شتابان به دنبال او از خانه بیرون آمد در حالی که بشدت ادب می کرد و تواضع و احترام فوق العاده ای نثار آن جناب می نمود . در آن حال صدای هالو را می شنیدم که می گفـت: « سیدی و مولای! خوش آمدید ، لطف فرمودید به خانه این حقیر تشریف فرما شدید... »


هالو تا انتهای کوچه آن سید بزرگوار را بدرقه کرد و بازگشت. مقابلم که رسید ، آثار شعف و شور زایدالوصفی را در سیمایش مشاهده کردم. سلام کردم و با حالتی آمیخته از بهت و حیرت از او پرسیدم: « هالو! او که بود؟! » چهره اش دگرگون شد و پاسخ داد: « وای بر تو!! مولا و صاحب خود را نشناختی؟!! .... او سرور و مولایم ، حضرت حجت ابن الحسن بود که در واپسین روز عمرم ، لطف فرموده و به دیدار نوکر خود آمده بود....»


آن گاه مرا با خود به داخل خانه اش برد و چنین گفت: « از شما می خواهم فردا به ابتدای بازار بروی و دو ساعت مانده به ظهر ، حمال ها و کشیکچی ها را با خود به این خانه بیاوری. درب این خانه باز خواهد بود و وقتی به آن وارد می شوید ، من از دنیا رفته ام. کفنم را به همراه هشت تومان پول آماده کرده و داخل صندوق گوشه اتاق گذاشته ام. آن را بردار و خرج کفن و دفنم نما و در قبرستان تخت پولاد به خاکم بسپار....!! »


با شنیدن این سخنان ، تأثّری عمیق بر جانم نشست. مات و مبهوت از آنچه دیدم و شنیدم ، با جناب هالو ، وداعی سخت و حسرت آلود نمودم و خانه اش را ترک گفتم.


امروز صبح به بازار رفتم و دوستان و رفقای حمّال و کشیکچی هالو را خبر کردم و با هم به سمت منزل هالو به راه افتادیم ، بی آنکه طبق خواسته جناب هالو ، کس دیگری را با خبر سازم. در ساعت مقرّر به منزلش رسیدیم ، در حالی که درب خانه باز بود و همانطور که خودش دیروز خبر داده بود ، روح از بدنش مفارقت کرده و در اتاق ، رو به سمت قبله آرام گرفته بود. درب صندوقی را که گوشه اتاق بود گشودم و داخل آن کفنی دیدم با هشت تومان پول که در آن نهاده شده بود. جنازه او را غریبانه برداشتیم و اکنون طبق وصیّت او سوی قبرستان تخت پولادش می بریم....»



صحبت های میرزا حبیب که به اینجا رسید ، با صدای صلوات تشییع کنندگان که تعدادشان از عدد انگشتان دست فراتر نمی رفت ، متوجه شدم که کار غسل و تکفین میت تمام شده است. حالت عجیبی داشتم. بغض سنگینی در گلویم نشسته بود و از اینکه تاکنون از وجود امثال هالو در اطراف خویش بی خبر بوده ام ، در وجود خویش احساس شرمساری می کردم. بی اختیار میرزا حبیب را در آغوش گرفتم و چشمان او را که لیاقت دیدار مولا و صاحبمان ، حضرت ولی عصر را یافته بود ، غرق بوسه خویش کردم.


چیزی نگذشت که تابوت جناب هالو دوباره بر دستان اقلیت تشییع کننده بسوی آرامگاه تخت پولاد روانه شد. خود را به زیر تابوت آن ولیّ خدا رساندم و با چشمانی اشکبار او را تا تخت پولاد مشایعت کردم. دلم می خواست ، پرتوی از نور معرفت یکی از عاشقان و دلباختگان ملازم و همراه حجّت خدا ، وجودم را روشن سازد.


مراسم تدفین جناب هالو که تمام شد ، دیدم میرزا حبیب تاجر که تا همین جا نیز سوز و بی قراری بی اندازه اش در فراق هالو ، حاضران و تشییع کنندگان اندک او را که همگی از دوستان و همکاران او بودند به حیرت وا داشته بود ، طاقت از کف داد و خود را بر خاک مزار او انداخت ، در حالی که با صدای بلند می گفت: « ای مردم! هیچ کدام از شما او را نشناختید! ... او یکی از اولیای خدا و از ملازمان امام زمان بود....» و در آن هنگام کسی از حاضران جز من ، راز سوز و گداز بی اندازه میرزا حبیب را نمی دانست.


صبح فردای آن روز ، میرزا حبیب به سراغ من فرستاد تا به مسجد بازار بروم. من که هنوز م


بهوت ماجرای دیروز و حکایت میرزا حبیب و هالو بودم ، بی درنگ خود را به مسجد رساندم. دیدم جمع زیادی که اکثر آنها از حاجیان کاروان حج امسال و همسفران میرزا حبیب بودند در مسجد جمع شده اند. چشم میرزا حبیب که به من افتاد جلو آمد و گفت: « می خواهم راز شگفت انگیز سفر حج خود را با همسفریان و هم کاروانیان خویش در محضر مبارک آیت الله چهارسوقی فاش نمایم و پرده از چهره غریب و گمنام چناب هالو بردارم.» لبخند رضایتی به نشانه تأیید از خود نشان دادم و سپس در معیّت میرزا حبیب و دیگر همسفران او عازم بیت آیت الله سید محمد چهار سوقی ، صاحب کتاب شریف روضات الجنّات شدیم.


در منزل آیت الله روضاتی (چهار سوقی) همهمه و شور و حال عجیبی بود. میرزا حبیب تاجر ، در حالی که ردای مشکی بر تن داشت و مصیبت زده ای را می مانست که نزدیک ترین فرد زندگیش را از دست داده است ، با صدایی لرزان و گریان ، حکایت عجیب و شگفت انگیز سفر حج خود و ماجرای عنایت حضرت صاحب الأمر بواسطه جناب هالو را برای حضرت آیت الله و دیگر حاضران تعریف می کرد و در این بین صدای گریه و ضجّه مردم ، همراه با ذکر یابن الحسن آنها شور و حال عجیبی در بیت روحانی بزرگترین عالم شهر ایجاد کرده بود. سخنان میرزا حبیب که تمام شد ولوله ای وصف ناشدنی در حاضران ایجاد شد و از همه پر سوز و گدازتر ، حال خود مرحوم آیت الله روضاتی بود که با شنیدن حکایت میرزا حبیب و جناب هالو ، در حالی که اشک شوق از دیدگان مبارکش روان بود ، منقلب و پریشان از جای برخاسته و عازم تخت پولاد ، محل دفن جناب هالو گردید.

موج زیادی از جمعیت ، یابن الحسن گویان در حالی که مرحوم آیت الله روضاتی در پیشاپیش آنها حرکت می کرد بسمت تخت پولاد روانه شدند. لحظه به لحظه بر شمار جمعیت افزوده می شد و طولی نکشید که سیل مشتاقان امام زمان به قبرستان مقدّس تخت پولاد رسید.

مرحوم آیت الله سید محمد چهارسوقی در حالی که بشدت گریه می کرد و پریشان بود ، خود را بسرعت به کنار قبر هالو رساند. سپس این عالم ربّانی خود را بر روی قبر جناب هالو افکند و پس از گریه ها و راز و نیازهای فراوان ، برخاست و رو به جمعیت فرمود: « مردم اصفهان! در همین جا به شما وصیّت می کنم ، هنگامی که مُردم ، مرا اینجا کنار قبر هالو دفن کنید. می خواهم وقتی امام زمان به زیارت قبر هالو تشریف می آورند ، از روی قبر من عبور کنند و نگاهی هم به قبر من بیندازند.»


اکنون سالیان درازی از آن روز می گذرد و مزار مرحوم میرزا حسین کشیکچی ، مشهور به « هالو» در تکیه صاحب روضات تخت پولاد اصفهان ، این خاک تابان و سرزمین ستارگان درخشان علم و عرفان و معرفت ، ملجأ و زیارتگاه عاشقان و دلباختگان حضرت ولی عصر است تا روزی که ان شاء الله دل های عاشق و طوفانزده منتظرانش به ساحل آرامش ظهور مبارکش
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 13 June 2019   #198
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: یا صاحب الزمان

الغيبة( للنعماني) ؛ النص ؛ ص139

باب 9 ما روي في أنه لو لم يبق في الأرض إلا اثنان لكان أحدهما الحجة
1- حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْقُرَشِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عُمَارَةَ حَمْزَةَ بْنِ الطَّيَّارِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ يَقُولُ‏ لَوْ لَمْ يَبْقَ فِي الْأَرْضِ إِلَّا اثْنَانِ لَكَانَ الثَّانِي مِنْهُمَا الْحُجَّةَ.
2- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِيُّ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ رِجَالِهِ وَ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ‏
الغيبة( للنعماني)، النص، ص: 140
وَ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى جَمِيعا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عُمَارَةَ حَمْزَةَ بْنِ الطَّيَّارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: لَوْ بَقِيَ فِي الْأَرْضِ اثْنَانِ لَكَانَ أَحَدُهُمَا الْحُجَّةَ عَلَى صَاحِبِهِ‏ «1»- مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى مِثْلَهُ‏.

3- وَ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى الْخَشَّابِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ كَرَّامٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ‏ لَوْ كَانَ النَّاسُ رَجُلَيْنِ لَكَانَ أَحَدُهُمَا الْإِمَامَ وَ قَالَ إِنَّ آخِرَ مَنْ يَمُوتُ الْإِمَامُ لِئَلَّا يَحْتَجَّ أَحَدٌ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّهُ تَرَكَهُ بِغَيْرِ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَيْهِ.ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم، الغيبة( للنعماني)، 1جلد، نشر صدوق - تهران، چاپ: اول، 1397ق.

الغيببة (للنعماني )/ ترجمه غفارى، ص: 195
(باب- 9) (رواياتى در مورد اينكه اگر در روى زمين جز دو نفر كسى باقى نماند حتما يكى از آن دو حجّت خواهد بود)
1- ابو عماره حمزة بن طيّار گويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم مى‏فرمايد: «اگر در روى زمين جز دو نفر باقى نماند دومين نفر از آن دو تن، همان حجّت خواهد بود».
2- ابو عماره حمزة بن طيّار از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه آن حضرت فرمود: «اگر در روى زمين تنها دو نفر باقى بمانند يكى از آن دو، بر همراه خود حجّت خواهد بود».
همچنين محمّد بن عيسى نيز همانند اين حديث را روايت كرده است.
الغيببة (للنعماني )/ ترجمه غفارى، ص: 196
3- كرّام گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: «اگر همه مردم تنها به دو نفر محدود شود، حتما يكى از آن دو امام است و اضافه فرمود: امام و حجّت، آخرين كسى است كه از دنيا مى‏رود تا هيچ كس را بر خدا دليل نباشد كه خدا بدون حجّتى از جانب خود او را رها كرده است».
ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم - غفارى، محمد جواد، الغيببة (للنعماني) / ترجمه غفارى، 1جلد، نشر صدوق - تهران، چاپ: دوم، 1418ق / 1376ش.



__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 14 June 2019   #199
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: یا صاحب الزمان

یا علی
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم


زيارت حضرت ولیّ عصر امام زمان ارواحنا لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الفِدا در روز جمعه ؛

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللهِ فى اَرْضِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ اللهِ فى خَلْقِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللهِ الَّذى يَهْتَدى بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ يُفَرَّجُ بِهِ عَن الْمُؤْمِنينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخآئِفُ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوَلِىُّ النّاصِحُ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا سَفينَةَ النَّجاةِ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ الْحَياةِ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الأمْرِ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ ، اَنـَا مَوْلاكَ عارِفٌ بِاُوليكَ و أُخْراكَ ، أَتَقَرَّبُ اِلَى اللهِ تَعالى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ ، وَ أنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلى يَدَيْكَ ، وَ اَسْئَلُ اللهَ اَنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ يَجْعَلَنی مِن الْمُنْتَظِرينَ لَكَ ، وَ التّابِعينَ وَ النّاصِرينَ لَكَ عَلى اَعْدآئِكَ ، وَ الْمُسْتَشْهَدين بَيْنَ يَدَيْكَ فى جُمْلَةِ اَوْلِيآئِكَ ، يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ الله عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ ، هذا يَوْمُ الْجُمُعَةِ ، وَ هُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فيه ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فيهِ لِلْمُؤْمِنينَ عَلى يَدَيْكَ ، وَ قَتْلُ الْكافِرينَ بِسَيْفِكَ ، وَ أنا يا مَوْلاىَ فيهِ ضَيْفُكَ وَ جارُكَ ، وَ اَنْتَ يا مَوْلاىَ كَريمٌ مِنْ اَوْلاد الْكِرامِ ، وَ مَأْمُورٌ بِالضِّيافَةِ وَ الاِْجارَةِ ، فَاَضِفْنى وَ اَجِرْنى ، صَلَواتُ اللهِ عَلَيْكَ وَ عَلى اَهْلِ بَيْتِكَ الطّاهِرينَ .
یا علی
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 17 June 2019   #200
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: یا صاحب الزمان

الغيبة( للنعماني) ؛ النص ؛ ص140

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ رِجَالِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ الطَّيَّارِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ يَقُولُ‏ لَوْ لَمْ يَبْقَ فِي الْأَرْضِ إِلَّا اثْنَانِ لَكَانَ أَحَدُهُمَا الْحُجَّةَ أَوِ الثَّانِي الْحُجَّةَ الشَّكُّ مِنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ النَّهْدِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ سَمِعَهُ يَقُولُ‏ لَوْ لَمْ يَكُنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا اثْنَانِ لَكَانَ أَحَدُهُمَا الْإِمَامَ.
ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم، الغيبة( للنعماني)، 1جلد، نشر صدوق - تهران، چاپ: اول، 1397ق.
الغيببة (للنعماني )/ ترجمه غفارى ؛ ؛ ص196


4- حمزة بن طيّار گويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مى‏فرمايد: «اگر در روى زمين جز دو نفر كسى باقى نماند حتما يكى از آن دو فرد حجّت است، يا دومى حجّت است- شكّ مربوط به احمد بن محمّد بن خالد است كه جزو روات در سند حديث است-».
5- يونس بن يعقوب از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند از آن حضرت شنيده است كه مى‏فرمود: «اگر در روى زمين جز دو نفر كس ديگرى باقى نباشد حتما يكى از آن دو نفر امام است».
الغيببة (للنعماني )/ ترجمه غفارى، ص: 197

________________________________________
ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم - غفارى، محمد جواد، الغيببة (للنعماني) / ترجمه غفارى، 1جلد، نشر صدوق - تهران، چاپ: دوم، 1418ق / 1376ش.



__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 9 July 2019   #201
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: یا صاحب الزمان

یا علی
یا مهدی و


اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
لَبيْكَ يٰا عَليْ

جبران کردن اشتباه شیخ مفید توسّط امام زمان (علیه السلام)
می گویند از روستایی کسی خدمت شیخ مفید رسید ودر مورد زنی حامله که فوت کرده وفرزندش زنده است سؤال کرد که: «آیا باید شکم این زن را پاره کرده وطفل را بیرون آوریم ویا این که با آن بچّه، او را دفن کنیم؟»
شیخ مفید فرمود: «با همان بچّه او را دفن کنید».
پس آن مرد برگشت. در وسط راه دید مرد اسب سواری از پُشت سر، سریع می آید، وقتی به نزدیک مرد رسید، گفت: «ای مرد! شیخ مفید فرموده است که شکم آن زن را پاره کنید وطفل را بیرون بیاورید وزن را دفن کنید».
آن مرد نیز همین کار را کرد. پس از مدّتی اتّفاق را برای شیخ مفید بیان کردند، شیخ فرمود: «من کسی را نفرستادم ومعلوم است که آن شخص صاحب الامر (علیه السلام) بوده است. حالا که در احکام دینی اشتباه می کنم همان بهتر که دیگر احکام دینی را بیان نکنم».
پس به خانه رفتند ودرب خانه را بستند وبیرون نیامدند.
ناگاه از حضرت ولی عصر (علیه السلام) نامه ای برای شیخ مفید آمد که: «بر شما واجب است تا احکام دینی را بیان کنید وما هم شما را همراهی کنیم ومواظب باشیم که اشتباه نکنید».
پس شیخ مفید دوباره شروع به بیان احکام دین کرد(۱).
چگونه صاحب الزّمان را نمی توان دید در حالی که دست او در میان دست توست
علاّمه حلّی شب جمعه ای به زیارت سیّد الشّهداء می رفت. ایشان تنها بر روی الاغی سوار شده بود وتازیانه نیز در دستش بود.
در بین راه شخص عربی پیاده به همراه علاّمه راه افتاده وبا هم به صحبت مشغول شدند. وقتی مقداری از راه رفتند علاّمه متوجّه شد که این شخص مرد دانایی است بنابراین در مورد همه مسائل علمی با هم صحبت کردند وعلاّمه بیشتر متوجّه می شد که این مرد صاحب علم وفضیلت بسیاری است.
علاّمه مشکلاتی که برایش در علوم پیش آمده بود را یکی یکی از آن شخص سؤال می کرد وآن شخص همه آنها را جواب می فرمود تااینکه به مسئله ای رسیدند که آن شخص فتوایی داد ولی علاّمه آن فتوا را ردّ کرد وگفت: «حدیثی در مورد فتوای شما نداریم».
آن مرد گفت: «حدیثی در این مورد شیخ طبرسی در کتاب تهذیب بیان کرده است وشما از اوّل کتاب تهذیب فلان قدر ورق بزنید در فلان صفحه در سطر چندم این حدیث را مشاهده خواهید نمود».
علاّمه تعجّب کرد که این شخص چه کسی است؟! آنگاه علاّمه از آن شخص پرسید: «آیا در زمان غیبت کُبری می توان امام زمان (علیه السلام) را زیارت کرد یا نه؟!»
در این هنگام تازیانه از دست علاّمه افتاد وآن شخص بزرگوار خم شد وتازیانه را از روی زمین برداشته ودر دست علاّمه گذاشت وبه علاّمه فرمود: «چگونه صاحب الزّمان را نمی توان دید در حالی که دست او در میان دست توست».
پس علاّمه بی اختیار خود را از روی حیوان به پایین انداخت که پای آن حضرت را ببوسد واز هوش رفت. چون به هوش آمد کسی را ندید، به خانه برگشت وبه کتاب تهذیب مراجعه کرد وآن حدیث را در همان صفحه وسطری که حضرت نشان داده بود ملاحظه نمود»(۲).
کمک کردن امام زمان (علیه السلام) به علاّمه حلّی در نوشتن یک کتاب قطور در یک شب
از جمله مقامهای بزرگی که برای آیت الله حلّی امتیاز به شمار می آید آن است که جزء افراد با ایمان به شمار می آید. یکی از دانشمندان سنّی که در بعضی رشته های علمی استاد علّامه حلّی بود، کتابی در مورد مذهب شیعه امامیّه نوشته بود ودر مجالس، آن را برای مردم می خواند وآنها را گمراه می کرد واز ترس آنکه نکند کسی از دانشمندان شیعه نوشته های آن را ردّ کنند کتاب را به کسی نمی داد که بنویسد وجناب شیخ همیشه در فکر طرح نقشه ای بود تا آن را بدست آورد ونوشته های آن را ردّ کند.
ناچار از محبّت بین استاد وشاگرد استفاده کرد واز او خواهش کرد تا آن کتاب را به او قرض بدهد.
چون استاد سنّی نمی خواست که بلافاصله دست ردّ بر سینه او بزند گفت: «من قسم خورده ام که این کتاب را بیشتر از یک شب پیش کسی نگذارم».
علّامه حلّی نیز آن مدّت زمان را غنیمت شمرد وکتاب را گرفت وبه خانه برد که در همان شب آن کتاب را تا جایی که ممکن است بازنویسی کند.
چون به نوشتن مشغول شد ونصفی از شب گذشت خوابش گرفت، ناگهان حضرت صاحب الام (علیه السلام) ظاهر گشت وبه علّامه حلّی گفت: «کتاب را به من بده وتو بخواب».
وقتی که شیخ از خواب بیدار شد دید که باز نویسی شده آن کتاب از کرامت صاحب الام (علیه السلام) تمام شده است.
در نقل دیگری آمده است: علّامه حلّی کتابی از بعضی از دانشمندان خواست که نسخه برداری کند.
استاد سنّی آن کتاب را به علاّمه نداد چون آن کتاب مهمّی بود تا اینکه این اتّفاق افتاد که به او کتاب را داد به شرط آنکه یک شب بیشتر پیش او نماند ونسخه برداری آن کتاب کمتر از یک سال نمی شد که انجام شود.
پس علّامه حلّی کتاب را به منزل خودش آورد ودر همان شب شروع به نوشتن آن کرد، پس از اینکه چند صفحه نوشت خسته شد.
ناگهان دید مردی که شبیه مردم حجاز است از در وارد شد وسلام کرد ونشست.
آن شخص گفت: «ای شیخ! تو این اوراق را مسطر بکش ومن می نویسم».
پس شیخ برای او مسطر می کشید وآن شخص می نوشت واز سرعت کتابت، مسطر به او نمی رسید.
وقتی خروس هنگام صبح شروع به خواندن کرد کتاب تمام شده بود.
بعضی گفتند: چون شیخ خسته شد خوابید. ووقتی بیدار شد کتاب نوشته شده بود(۳).


(۱) نجم الثّاقب.
(۲) قصص العلماء.
(۳) مجالس المؤمنین.

مهدی جان و

http://www.m-mahdi.com/persian/books-192
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 10 July 2019   #202
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: یا صاحب الزمان

یا علی
یا مهدی و

اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
لَبيْكَ يٰا عَليْ

تأیید اجتهاد شیخ انصاری توسّط امام زمان (علیه السلام)و
بعد از فوت مرحوم صاحب جواهر، آیت الله حاج شیخ محمّدحسن مردم به مرحوم شیخ انصاری (رضوان الله تعالی علیه) مراجعه کردند واز او رساله عملیّه خواستند.
شیخ انصاری فرمود: «با بودن سیّد العلماء مازندرانی که از من اعلم است ودر بابل زندگی می کند من رساله عملیّه ندارم واین عمل را انجام نمی دهم».
لذا خود شیخ انصاری نامه ای برای سیّد العلماء به بابل نوشت واز او خواست، که به نجف اشرف مشرّف شود وزعامت حوزه علمیّه شیعه را به عهده بگیرد.
سیّد العلماء، در جواب نامه شیخ انصاری نوشت: «درست است من وقتی در نجف بودم وبا شما مباحثه می کردم، از شما در فقه قویتر بودم، ولی چون مدّتها است که در بابل زندگی می کنم وجلسه بحثی ندارم وتارک شده ام شما را از خود اعلم می دانم، لذا باید مرجعیّت را خود شما قبول فرمائید».
با این حال شیخ انصاری فرمود: «من یقین به لیاقت خود برای این مقام ندارم، لذا اگر مولایم حضرت ولیّ عصر (علیه السلام) به من اجازه اجتهاد بدهند ومرا برای این مقام تعیین کنند، من آن را قبول خواهم کرد».
روزی معظّم له در مجلس درس نشسته بود وشاگردان هم اطرافش نشسته بودند، دیدند شخصی که آثار عظمت وجلال از قیافه اش ظاهر است وارد شد وشیخ انصاری به او احترام گذاشت.
او در حضور طلاّب به شیخ انصاری رو کرد وفرمود: «نظر شما درباره زنی که شوهرش مسخ شده باشد، چیست؟» (این مسأله به خاطر آنکه مسخ در این امّت وجود ندارد در هیچ کتابی عنوان نشده است).
لذا شیخ انصاری عرض کرد: «چون در کتابها این بحث عنوان نشده من هم نمی توانم، جواب عرض کنم».
فرمود: «حالا بر فرض یک چنین کاری انجام شد ومردی مسخ گردید، زنش باید چه کند».
شیخ انصاری عرض کرد: «به نظر من اگر مرد به صورت حیوانات مسخ شده باشد، زن باید عدّه طلاق بگیرد وبعد شوهر کند، چون مرد زنده است وروح دارد، ولی اگر شوهر به صورت جماد درآمده باشد، باید زن عدّه وفات بگیرد زیرا مرد به صورت مرده درآمده است».
آن آقا سه مرتبه فرمود: «انت المجتهد. انت المجتهد. انت المجتهد». یعنی: «تو مجتهدی» وپس از این کلام آن آقا برخاست واز جلسه درس بیرون رفت.
شیخ انصاری می دانست که او حضرت ولیّ عصر (علیه السلام) است وبه او اجازه اجتهاد داده اند، لذا فوراً به شاگردان فرمود: «این آقا را دریابید».
شاگردان برخاستند هر چه گشتند کسی را ندیدند.
لذا شیخ انصاری بعد از این جریان حاضر شد که رساله عملیّه اش را به مردم بدهد تا از او تقلید کنند(۴).
شرفیاب شدن مرحوم شیخ مرتضی انصاری خدمت امام زمان (علیه السلام) وپرسیدن سؤالات از آن حضرت
یکی از شاگردان مرحوم شیخ مرتضی انصاری می گوید: «نیمه شبی در کربلای معلاّ از خانه بیرون آمدم، در حالی که کوچه ها گل آلود وتاریک بودند ومن چراغی با خود برداشته بودم.
از دور شخصی را مشاهده کردم، که چون به او نزدیک شدم دیدم، استادم شیخ انصاری است.
با دیدن ایشان به فکر فرو رفتم واز خود پرسیدم که آن بزرگوار در این موقع از شب، در این کوچه های گل آلود با چشم ضعیف به کجا می روند؟!
از بیم آنکه مبادا کسی در کمین ایشان باشد، آهسته به دنبالش حرکت کردم.
شیخ آمد وآمد تا در کنار خانه ای ایستاد ودر کنار در آن خانه زیارت جامعه را با یک توجّه خاصّی خواند، سپس داخل آن منزل گردید.
من دیگر چیزی نمی دیدم امّا صدای شیخ را می شنیدم که با کسی سخن می گفت.
ساعتی بعد به حرم مطهّر مشرّف گشتم وشیخ را در آنجا دیدم.
بعدها که به خدمت آن جناب رسیدم وداستان آن شب را جویا شدم پس از اصرار زیاد به من، فرمودند: «گاهی برای رسیدن به خدمت «امام عصر» (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) اجازه پیدا می کنم ودر کنار آن خانه (که تو آن را پیدا نخواهی کرد). می روم وزیارت جامعه را می خوانم، چنانچه اجازه ثانوی برسد خدمت آن حضرت شرفیاب می شوم ومطالب لازم را از آن سرور می پرسم ویاری می خواهم وبرمی گردم».
سپس شیخ مرتضی انصاری از من پیمان گرفت که تا هنگام حیاتش این مطلب را برای کسی اظهار نکنم»(۵).


(۴) گنجینه دانشمندان.
(۵) ملاقات با امام زمان (علیه السلام)
و.

.
مهدی جان و

http://www.m-mahdi.com/persian/books-192


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 11 July 2019   #203
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: یا صاحب الزمان

فهرستی از مطالب موجود در کانال برهان حول موضوع حج

- حضور امام مهدی ارواحنافداه در مراسم حج هر سال
https://t.me/borrhan/19270

- تشرفات در ایام حج در دوران غیبت صغری مانند تشرف علی بن مهزیار در ایام حج (بصورت متن و صوت از استاد قلیان و مرحوم کافی) و ....
https://t.me/borrhan/1258
https://t.me/borrhan/12085
https://t.me/borrhan/12083
https://t.me/borrhan/9747
https://t.me/borrhan/11497
https://t.me/borrhan/11434
https://t.me/borrhan/11497

اثبات افضلیت لعن بر صلوات در هنگام طواف
https://t.me/borrhan/29476

- اولین کلمات امام عصر ارواحنا فداه در هنگام قیام ، در حالی که بر کعبه تکیه کرده‌اند و اولین اصلاحات و اقدامات آن حضرت در مسجدالحرام و اشاره به امنیت زوار در ایام حج در دوران ایشان
https://t.me/borrhan/33479
https://t.me/borrhan/14403
https://t.me/borrhan/22661
https://t.me/borrhan/33326
https://t.me/borrhan/33524
https://t.me/borrhan/33926
https://t.me/borrhan/33465

آیا امام عصر علیه السلام در هنگام ظهور کعبه و مسجدالحرام را خراب می‌کنند؟
https://t.me/borrhan/18169

ملائکه‌ای که هر بامداد از کعبه نزول خود را آغاز می‌کنند و پیش از شامگاه....
https://t.me/borrhan/7665

امام، روح کعبه است (سخنرانی آقای ضیاءآبادی)
https://t.me/borrhan/27172

مَثَل امام ، مَثل کعبه
https://t.me/borrhan/27171
https://t.me/borrhan/27198
https://t.me/borrhan/27223

شرط قبولی طواف خانه خدا
https://t.me/borrhan/27005

معجزه امام صادق علیه السلام در موسم حج
https://t.me/borrhan/27388

ارکان کعبه به روایت حضرت رضا علیه السلام و پاسخ به اینکه حجرالاسود چیست؟
https://t.me/borrhan/28085

امیرالمومنین و شفا دادن جوان فلج کنار کعبه به اعتراف مخالفین
https://t.me/borrhan/33674

جواز توسل و زیارت ائمه بقیع علیهم السلام در مناسک حج به اعتراف مخالفین
https://t.me/borrhan/31879

چرا ما شیعیان ۳ نوبت نماز می‌خوانیم و مخالفین ما ۵ نوبت؟
https://t.me/borrhan/16190

- برخی از اعمال ساده ولی پرفضیلت در ایام حج
https://t.me/borrhan/18669

علت برتری فضیلت زیارت قبور ائمه علیهم السلام بر کعبه
https://t.me/borrhan/18891
https://t.me/borrhan/34432

-حج الی الحسین به چه معناست؟
https://t.me/borrhan/28977

آنچه از حج افضل است!
و به جا آوردن حج از صفات شیعیان
https://t.me/borrhan/33739
https://t.me/borrhan/33749
https://t.me/borrhan/33770

-پاداش و طریقه استقبال از حجاج
https://t.me/borrhan/19541

کتاب گل بی‌خار ، آسیب شناسی کتب توزیع شده در ایام حج توسط وهابیون در بین زوار فارسی زبان
دکتر_عدنان_درخشان
https://t.me/borrhan/18486

(متن کامل این کتاب در قالب ۲۲ پست، به همراه ارائه مدارک مهمی در ذیل هر پست با سرچ عبارت
""آسیب شناسی"" در دسترس است.)

ردیه آقای محمد_طبری بر کتاب ضاله توزیع شده در بین حجاج فارسی زبان ،
با عنوان : سوالاتی که باعث هدایت جوانان شیعه شد!!!!
https://t.me/borrhan/34468

نکاتی برای سفر حج و اعمال مستحبی مکه و مدینه
https://t.me/borrhan/27079

۳۷ نکته در آداب سفر
https://t.me/borrhan/27119


در نقد باورهای آل سعود و وهابیت عنود ، سرچ عبارات
#توسل ؛ #زیارت ؛ #استغاثه ؛ #تبرک ؛ #شفاعت و
نیز مطالب ذیل عنوان #پاسخ_به_شبهات که پاسخگویی به بیش از 120 عنوان از شبهات روز و مهم وهابیت است توصیه می‌شود.


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 12 July 2019   #204
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: یا صاحب الزمان

یا علی
یا مهدی و
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
لَبيْكَ يٰا عَليْ
لَبيْكَ يٰا حسین
لَبيْكَ يٰامهدی و

زيارت حضرت ولیّ عصر امام زمان ارواحنا لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الفِدا در روز جمعه ؛

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللهِ فى اَرْضِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ اللهِ فى خَلْقِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللهِ الَّذى يَهْتَدى بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ يُفَرَّجُ بِهِ عَن الْمُؤْمِنينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخآئِفُ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوَلِىُّ النّاصِحُ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا سَفينَةَ النَّجاةِ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ الْحَياةِ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الأمْرِ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ ، اَنـَا مَوْلاكَ عارِفٌ بِاُوليكَ و أُخْراكَ ، أَتَقَرَّبُ اِلَى اللهِ تَعالى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ ، وَ أنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلى يَدَيْكَ ، وَ اَسْئَلُ اللهَ اَنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ يَجْعَلَنی مِن الْمُنْتَظِرينَ لَكَ ، وَ التّابِعينَ وَ النّاصِرينَ لَكَ عَلى اَعْدآئِكَ ، وَ الْمُسْتَشْهَدين بَيْنَ يَدَيْكَ فى جُمْلَةِ اَوْلِيآئِكَ ، يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ الله عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ ، هذا يَوْمُ الْجُمُعَةِ ، وَ هُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فيه ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فيهِ لِلْمُؤْمِنينَ عَلى يَدَيْكَ ، وَ قَتْلُ الْكافِرينَ بِسَيْفِكَ ، وَ أنا يا مَوْلاىَ فيهِ ضَيْفُكَ وَ جارُكَ ، وَ اَنْتَ يا مَوْلاىَ كَريمٌ مِنْ اَوْلاد الْكِرامِ ، وَ مَأْمُورٌ بِالضِّيافَةِ وَ الاِْجارَةِ ، فَاَضِفْنى وَ اَجِرْنى ، صَلَواتُ اللهِ عَلَيْكَ وَ عَلى اَهْلِ بَيْتِكَ الطّاهِرينَ .

مهدی جان و

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 10 October 2019   #205
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: یا صاحب الزمان


یا علی
یا مهدی و
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
لَبيْكَ يٰا عَليْ
لَبيْكَ يٰا حسین
لَبيْكَ يٰامهدی و


مهدی جان و
تشرف محمّد بن عیسی بحرینی محضر وجود مقدّس ولیّ الله الأعظم الحجّة بن الحسن العسكری ، ارواحنا لتراب مقدمه الفداء ؛

و دیگر حکایتی است که یکی از افاضل کرام و ثقات اعلام به من خبر داد . او می گفت شخصی که من به او اطمینان دارم ، این حکایت را از کسی که او را موثّق میدانست و بسیار می ستود ، نقل کرد و گفت موقعی که شهر بحرین در تصرف فرنگیان بود ، شخصی از مسلمین را به حکومت آنجا گماشتند تا موجب آبادی بیشتر آنجا شود و بهتر بتواند به وضع اهالی رسیدگی کند. این والی مردی ناصبی بود . به علاوه وزیری داشت که تعصّبش از وی بیشتر بود . وزیر نسبت به أهل بحرین که دوست دار اهل بیت علیهم السّلام بودند ، اظهار دشمنی می کرد و برای نابودی و زیان رساندن به آنها ، حیله ها می انگیخت .
روزی وزیر در حالی که اناری در دست داشت ، نزد والی رفت و انار را به او داد . والی دید بر روی پوست انار نوشته است لا اله الا الله محمّد رسول الله ابوبکر و عمر و عثمان و علیّ خلفاء رسول الله . وقتی با دقت آن را نگریست ، دید که این عبارت به طور طبیعی در پوست انار نوشته شده ، به طوری که گمان نمی رفت ساخته دست بشر باشد و از این حیث در شگفت ماند ! والی به وزیر گفت این دلیل روشن و برهان محکمی است بر ابطال مذهب رافضی ها (شیعیان) . نظر تو درباره مردم بحرین چیست ؟
وزیر گفت این جماعت متعصّب و منکر دلائل هستند . امر کن آنها را حاضر کنند و این انار را به آنها نشان بده ، اگر پذیرفتند و به مذهب ما درآمدند ، شما ثواب فراوان برده اید و چنانچه نپذیرفتند و همچنان بر گمراهی خود باقی ماندند ، آنها را در قبول یکی از سه چیز مخیّر گردان ، یا حاضر شوند با ذلّت و خواری - مثل یهود و نصاری - جزیه بدهند ، یا جوابی برای این دلیل روشنی که نمی توان آن را نادیده گرفت بیاورند ، یا اینکه مردان آنها کشته شوند و زنان و اولاد ایشان اسیر گردند و اموالشان را به غنیمت گیریم . والی رأی وزیر را مورد تحسین قرار داد و فرستاد علماء و أفاضل و نیکان و بزرگان شیعه بحرین را احضار کردند . آنگاه انار را به آنها نشان داد و گفت اگر جواب کافی و قانع کننده ای نیاورید ، یا باید کشته شوید ، یا اسیر گردید و اموالتان ضبط شود ، یا همچون کفار جزیه بپردازید . آنها چون انار را دیدند ، سخت متحیّر گشتند و نتوانستند جواب شایسته ای بدهند . در نتیجه رنگ صورتشان پرید و به لرزه افتادند .
بزرگان شيعه به والی گفتند سه روز به ما مهلت بده شاید بتوانیم جوابی که مورد پسند واقع شود بیاوریم ، وگرنه هر طور می خواهی میان ما حکم کن . والی هم به آنها مهلت داد . رجال بحرین در حالی که هراسان و مرعوب و متحیّر بودند ، از نزد والی بیرون آمدند ، مجلس گرفتند و به مشورت پرداختند . آنگاه بنا گذاشتند که از میان صلحا و زهاد بحرین ، ده نفر و از میان آن ده نفر هم سه نفر را انتخاب کنند . چون چنین کردند ، به یکی از آن سه نفر گفتند که تو امشب را برو بیابان و تا صبح مشغول عبادت باش و از خداوند به وسیله امام زمان علیه السّلام یاری بخواه . نفر اول رفت و شب را به صبح آورد و چیزی ندید . بناچار برگشت و جریان را به آنها اطلاع داد . شب دوم نفر دوم را فرستادند و او نیز مانند شخص نخست برگشت و خبری نیاورد و بر اضطراب و پریشانی آنها افزود . آنگاه نفر سومی را که مردی پاک سرشت و دانشمند بود و نامش محمّد بن عیسی بود فرستادند ، او شب سوم را با سر و پای برهنه روی به بیابان نهاد . آن شب ، شب تاریکی بود . محمّد بن عیسی تمام شب را مشغول دعا و گریه و توسّل به خدا بود که شیعیان را از آن بلیه رهایی بخشد و حقیقت مطلب را برای آنها روشن سازد و لذا متوسّل به حضرت صاحب الزمان علیه السّلام گردید .
در آخر شب ، ناگاه دید مردی او را مخاطب ساخته و می گوید ای محمّد بن عیسی ، چه شده که تو را بدین حالت می بینم و برای چه به این بیابان آمده ای؟ گفت ای مرد ، مرا به حال خود واگذار . من برای کار بزرگ و مطلب مهمّی بیرون آمده ام که آن را جز برای امام خود نمی گویم ، و شکوه آن را نزد کسی می برم که این راز را بر من آشکار سازد . مرد گفت ای محمد بن عیسی ، صاحب الامر من هستم . مقصودت را بگو . گفت اگر تو صاحب الأمر هستی ، داستان مرا می دانی و نیازی نداری که من آن را شرح بدهم . فرمود آری ، تو به خاطر مشکلی که انار برای شما ایجاد کرده و مطلبی که بر آن نوشته شده ، و تهدیدی که والی کرده است به بیابان آمده ای . محمّد بن عیسی وقتی این را شنید ، به طرف او رفت و عرضکرد آری ای آقای من ، شما می دانید که ما چه حالی داریم . شما امام و پناهگاه ما می باشید و قادر هستید که این خطر را از ما برطرف سازید ، به داد ما برس . حضرت فرمود ای محمّد بن عیسی ، وزیر ملعون ، درخت اناری در خانه خود دارد . قالبی از گِل به شکل انار در دو نصف ساخته و درهر نصفی از آن ، قسمتی از آن کلمات را نوشته است ، آنگاه آن قالب گلی را روی انار گذاشته و زمانی که انار کوچک بوده ، آن را در قالب گذاشته و محکم بسته است . به مرور زمان که انار بزرگ شده ، آن نوشته در پوست انار تأثیر بخشیده تا به این صورت درآمده است . فردا نزد والی ميروی و به وی می گویی جواب تو را آورده ام ، ولی حتما باید در خانه وزیر باشد . وقتی به خانه وزیر رفتید ، به سمت راست خود نگاه کن که در بالاخانه غرفه ای می بینی . آنگاه به والی بگو جواب تو در همین غرفه است . وزیر می خواهد از نزدیک شدن به غرفه جلوگیری کند ولی تو اصرار کن و سعی کن که آنجا بروی . وقتی دیدی وزیر خودش بالا رفت ، تو هم با او بالا برو و او را تنها مگذار ، مبادا از تو جلو بیافتد ، هنگامی که وارد غرفه شدی ، در دیوار آن سوراخی می بینی که کیسه سفیدی در آن است . آن را بردار ، قالب گلی انار را که برای این نقشه ساخته است ، در آن کیسه است . سپس آن را جلو والی بگذار و انار مذکور را در آن بگذار تا حقیقت مطلب برای او روشن گردد . همچنین به والی بگو ما معجزه دیگری هم داریم و آن اینکه داخل این انار جز خاکستر و دود چیزی نیست . اگر می خواهی صحّت آن را بدانی ، به وزیر بگو آن رابشکند . وقتی وزیر آن را شکست ، دود و خاکستر آن به صورت و ریش او می پرد .
وقتی محمّد بن عیسی این سخنان را از امام شنید ، بسیار مسرور گردید ، دست مبارک امام را بوسید و با مژده و شادی مراجعت کرد .
چون صبح شد ، به خانه والی رفتند و همان طور که امام دستور داده بود عمل کرد . سپس والی به محمّد بن عیسی رو کرده و پرسید چه کسی این را به تو خبر داد؟ گفت امام زمان ما و حجّت پروردگار . پرسید امام شما کیست؟ او هم یک یکِ ائمه علیهم السّلام را به وی معرفی کرد تا به امام زمان صلوات الله علیه رسید .
والی گفت دستت را دراز کن تا من گواهی دهم که نیست خدایی مگر خداوند یگانه و اینکه محمّد ، بنده و پیامبر اوست و خلیفه بلافصل بعد از او أمیر المؤمنین علیه السّلام است . آنگاه اقرار به تمام ائمه کرد و ایمانش نیکو گشت . سپس دستور داد وزیر را به قتل رساندند و از مردم بحرین معذرت خواست و نسبت به آنها نیکی کرد و آنها را گرامی داشت .

ناقل حکایت گفت این حکایت نزد أهل بحرین مشهور و قبر محمّد بن عیسی در آنجا معروف است و مردم به زیارت آن می روند .

بحارالانوارج ۵۲ ص ۱۷۸ .

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 11 October 2019   #206
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: یا صاحب الزمان


اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
لَبيْكَ يٰا عَليْ


یا علی
یا حسین
یا حسن
زيارت حضرت ولیّ عصر امام زمان أرواحنا لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الفِدا در روز جمعه ؛

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللهِ فى اَرْضِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ اللهِ فى خَلْقِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللهِ الَّذى يَهْتَدى بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ يُفَرَّجُ بِهِ عَن الْمُؤْمِنينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخآئِفُ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوَلِىُّ النّاصِحُ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا سَفينَةَ النَّجاةِ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ الْحَياةِ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الأمْرِ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ ، اَنـَا مَوْلاكَ عارِفٌ بِاُوليكَ و أُخْراكَ ، أَتَقَرَّبُ اِلَى اللهِ تَعالى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ ، وَ أنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلى يَدَيْكَ ، وَ اَسْئَلُ اللهَ اَنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ يَجْعَلَنی مِن الْمُنْتَظِرينَ لَكَ ، وَ التّابِعينَ وَ النّاصِرينَ لَكَ عَلى اَعْدائِكَ ، وَ الْمُسْتَشْهَدين بَيْنَ يَدَيْكَ فى جُمْلَةِ اَوْلِيائِكَ ، يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ الله عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ ، هذا يَوْمُ الْجُمُعَةِ ، وَ هُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فيه ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فيهِ لِلْمُؤْمِنينَ عَلى يَدَيْكَ ، وَ قَتْلُ الْكافِرينَ بِسَيْفِكَ ، وَ أنا يا مَوْلاىَ فيهِ ضَيْفُكَ وَ جارُكَ ، وَ اَنْتَ يا مَوْلاىَ كَريمٌ مِنْ اَوْلاد الْكِرامِ ، وَ مَأْمُورٌ بِالضِّيافَةِ وَ الاِْجارَةِ ، فَاَضِفْنى وَ اَجِرْنى ، صَلَواتُ اللهِ عَلَيْكَ وَ عَلى اَهْلِ بَيْتِكَ الطّاهِرينَ .

عنْ أَبُی عَبْدِالله عليه السلام لَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِ الْحُسَيْنِ مَا كَانَ ، ضَجَّتِ الْمَلَائِكَةُ إِلَى الله بِالْبُكَاءِ وَ قَالَتْ يُفْعَلُ هَذَا بِالْحُسَيْنِ صَفِيِّكَ وَ ابْنِ نَبِيِّكَ ؟ قَالَ فَأَقَامَ الله لَهُمْ ظِلَّ الْقَائِمِ وَ قَالَ بِهَذَا أَنْتَقِمُ لِهَذَا .

امام صادق علیه السّلام فرمودند ؛

وقتی كار حسين علیه السّلام به آنجا کشیده شد که شد ، فرشتگا شيون و گريه نمودند و به خداوند گفتند با حسين ، برگزيده و پسر پيغمبرت چنين رفتار می‌كنند ؟ پس خدا شَبَح و سايه حضرت قائم عليه السّلام را به آنها نشان داد و فرمود بواسطه مهدی انتقام او را مى‌گيرم .

کافی ۱ / ۴۶۵ .


سخنانِ جانسوز و حزینِ امام عصر علیه السّلام ، خطاب به جدّ غريبش حسین سلام الله علیه

حضرت پس از آنکه به سیّد الشهداء سلام می‌دهد ، اینگونه عرضه میدارد ،

سلامَ مَنْ قَلْبُهُ بِمُصابِک مَقْرُوحٌ ، وَ دَمْعُهُ عِنْدَ ذِکْرِک مَسْفُوحٌ .

سلامِ کسیکه قلبش ازمصیبت تو جریحه‌دار و اشکش به هنگامِ یاد تو جاریست ،

سلامَ مَنْ لَوْ کانَ مَعَکَ بِالطُّفُوفِ ، لَوَقاک َبِنَفْسِهِ حَدَّ السُّیُوفِ .

سلامِ کسی‌که اگر با تو در کربلا مى‌بود ، باجانش در برابر تیزىِ شمشیرها از تو محافظت مى‌نمود ،

و بَذَلَ حُشاشَتَهُ دُونَکَ لِلْحُتُوفِ وَ جاهَدَ بَیْنَ یَدَیْک .

و نیمه جانش را بخاطر تو بدست مرگ مى‌سپرد و در رکابِ تو جهاد می‌کرد ،

و نَصَرَک عَلى مَنْ بَغى عَلَیْک ، وَ فَداک بِرُوحِه وَ جَسَدِهِ وَ مالِهِ وَ وَلَدِه .

و تو را بر علیه ستمکاران یارى داده ، جان و تن و مال و فرزندش را فداى تو مى‌نمود ،

و رُوحُهُ لِرُوحِک فِدآءٌ وَ أَهْلُهُ لاَِهْلِک وِقآءٌ ،

و جانش فداى جان تو و خانواده‌اش سپر بلاىِ اهل‌بیت تو مى‌بود ،

فلَئِنْ أَخَّرَتْنِى الدُّهُورُ وَ عاقَنی عَنْ نَصْرِک الْمَقْدُورُ ، وَ لَم أَکُنْ لِمَنْ حارَبَک مُحارِباً ، وَ لِمَنْ نَصَبَ لَک الْعَداوَةَ مُناصِباً ، فَلَاََنْدُبَنَّک صَباحاً وَ مَسآءً وَ لاََبْکِیَنَّ لَک بَدَل الدُّمُوعِ دَماً ،

اگرچه زمانه مرا به تأخیر انداخت و مُقدَّرات الهى مرا از یارىِ تو بازداشت ، و نبودم تا با آنان‌ که با تو جنگیدند بجنگم و با کسانی‌ که با تو دشمنى کردند دشمنی نمایم ، درعوض صبح و شام برتو گریه و ندبه می‌کنم و بجاى اشک براى تو خون میگریَم ،

حسْرَةً عَلَیْک وَ تَأَسُّفاً عَلى ما دَهاک وَ تَلَهُّفا .

از روى حسرت و تأسّف و افسوس برمصیبت‌هائى که برتو وارد شد ،

حتّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصابِ وَ غُصَّةِ الاِکْتِیابِ ،

تا جائى که ازفرط اندوهِ مصیبت و غم و غصّه و شدّتِ حزن جان سپارم .

زیارت ناحیه مقدسه .


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 2 هفته پيش   #207
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: یا صاحب الزمان

اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا محمد
یا علی
یا فاطمه
یا حسن
یا حسین
یا علی بن موسی الرضا
ألّلهمّ الْعَن الجِبْتَ وَ الطّاغُوتَ




زيارت حضرت ولیّ عصر امام زمان أرواحنا لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الفِدا در روز جمعه ؛

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللهِ فى اَرْضِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ اللهِ فى خَلْقِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللهِ الَّذى يَهْتَدى بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ يُفَرَّجُ بِهِ عَن الْمُؤْمِنينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخآئِفُ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوَلِىُّ النّاصِحُ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا سَفينَةَ النَّجاةِ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ الْحَياةِ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الأمْرِ ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ ، اَنـَا مَوْلاكَ عارِفٌ بِاُوليكَ و أُخْراكَ ، أَتَقَرَّبُ اِلَى اللهِ تَعالى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ ، وَ أنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلى يَدَيْكَ ، وَ اَسْئَلُ اللهَ اَنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ يَجْعَلَنی مِن الْمُنْتَظِرينَ لَكَ ، وَ التّابِعينَ وَ النّاصِرينَ لَكَ عَلى اَعْدائِكَ ، وَ الْمُسْتَشْهَدين بَيْنَ يَدَيْكَ فى جُمْلَةِ اَوْلِيائِكَ ، يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ الله عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ ، هذا يَوْمُ الْجُمُعَةِ ، وَ هُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فيه ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فيهِ لِلْمُؤْمِنينَ عَلى يَدَيْكَ ، وَ قَتْلُ الْكافِرينَ بِسَيْفِكَ ، وَ أنا يا مَوْلاىَ فيهِ ضَيْفُكَ وَ جارُكَ ، وَ اَنْتَ يا مَوْلاىَ كَريمٌ مِنْ اَوْلاد الْكِرامِ ، وَ مَأْمُورٌ بِالضِّيافَةِ وَ الاِْجارَةِ ، فَاَضِفْنى وَ اَجِرْنى ، صَلَواتُ اللهِ عَلَيْكَ وَ عَلى اَهْلِ بَيْتِكَ الطّاهِرينَ .

فراز ۴۵ خطابه غدیر ؛

ألا إنَّ خاتَمَ الأئمَّةِ مَنّا القائِمَ المَهدیّو ، ألا إنّه الظّاهِرُ عَلي الدّينِ ، ألا إنَّهُ المُنتَقِمُ مِن الظّالِمينَ ، ألا إنّهُ فاتِحُ الحُصونِ و هادِمُها ، ألا إنَّهُ غالِبُ كُلِّ قيبلَةٍ مِن أهلِ الشِّركِ و هاديها ، ألا إنَّهُ المُدرِكُ بِكُلِّ ثارٍ لِأولياءِ اللهِ ، ألا إنّه النّاصِرُ لِدينِ اللهِ .

آگاه باشید ؛

همانا آخرین امام ، قائم مهدیّو ، از ماست . او بر تمامی ادیان چیره خواهد شد ، اوست انتقام گیرنده از ستمگران ،
اوست فتح کننده دژها و منهدم کننده آنها ، اوست چیره بر تمامی قبایل مشرکین و رهنمای آنان ، اوست خونخواه تمام اولیاء خدا ، همانا او یاور دین خداست .

امام أباجعفر ، محمّد بن علیّ الرضا ، جواد الأئمّة عليه السّلام فرمود ؛

إنَّ الاِمامَ بَعدي اِبنی عَلیٌّ ، اَمرُهُ اَمری و قَولُهُ قَولی و طاعَتُهُ طاعَتی ، و الاِمامَةُ بَعدَهُ في اِبنِهِ الحَسنِ ، اَمرُهُ اَمرُ ابيهِ و قَولُهُ قَولُ اَبيهِ و طاعَتُهُ طاعَةُ اَبيهِ ، ثُمَّ سَكَتَ . قلتُ يَابنَ رَسولِ اللهِ فَمُنِ الاِمامُ بَعدَ الحَسَنِ ؟
فَبَكی عليه السّلامُ بُكاءً شديداً و قال إنَّ مِن بَعدِ الحَسَنِ ابنُهُ القائِمُ بِالحَقِّ المُنتَظَرُو . قلتُ يابنَ رَسولِ اللهِ و لِمَ سُمِّیَ القائِمَ ؟ قال عليه السّلام لأنَّهُ يَقومُ بَعدَ مَوتِ ذِكرِهِ و ارتِدادِ اَكثَرِ القائِلينَ بِاِمامَتِهِ .
فقلتُ و لِمَ يُسَمّی المُنتظَرَ ؟ قال عليه السّلام لِأنَّ لَه غَيبَةً تَكثُرُ ايّامُها و يَطولُ اَمَدُها ، فيَنتظِرُ خُروجَهُ المُخلَصونَ ، و يُنكِرُهُ المُرتابونَ و يَستَهزئُ بِذِكرِهِ الجاحِدونَ ، و يَكثُرُ فيها الوَقّاتونَ ، و يَهلُكُ فيها المُستَعجِلونَ ، و يَنجو فيها المُسَلِّمونَ .

امام بعد از من فرزندم علیّ است ؛
أمر او أمر من ، گفتار او گفتار من و اطاعت از او فرمان بردن من است ،
امامت بعد او در فرزندش حسن است ، قول و أمر او ، قول و أمر پدرش است و اطاعت او اطاعت پدرش است ،
حضرت این را فرمودند و ساکت شدند .
راوی می گوید پرسیدم ای فرزند رسول خدا ، امام بعد از حسن کیست ؟
حضرت جواد علیه السّلام به شدّت گریستند و سپس فرمودند ، بعد از حسن ، پسرش که قیام به حقّ می کند و منتظَر است به امامت می رسد .
راوی گوید عرض کردم چرا به ایشان "قائم" می گویند ؟ حضرت فرمود زیرا او پس از اینکه نامش به کلّی متروک شد و اکثر قائلين به امامتش از عقیده خود برگشته اند ، به پا خیزد . راوی می گوید عرضه داشتم چرا به ایشان "منتظَر" می گویند ؟ فرمود زیرا غیبتی دارد که طولانی می شود و زمانش به درازا می کشد ، کسانی که چشم به راه ظهور او هستند ، اصحاب خالص اویند و کسانی که اهل شکّ و ریب هستند ، انکارش می کنند ، و منکران یاد او را استهزاء می کنند و بسیار کسانی پیدا می شوند که برای ظهور او تعیین وقت می کنند ، و کسانی که استعجال می کنند هلاک میشوند و تسلیم شوندگان در آن دوران نجات می یابند .

بحار الأنوار ۳۰ / ۵۱ .

امام حسن عسکری به احمد بن اسحاق
- که آمده بود تا از جانشین حضرت سوال کند ، پیش از آنکه سخنی بگوید - فرمودند ؛

مَثَلُهُ مَثَلُ الخِضرِ ، وَ مَثَلُهُ مَثَلُ ذِی القَرنَينِ ، إنَّ الخِضرَ شَرِبَ مِن ماءِ الحَياةِ ، فَهُوَ حَیٌّ لايَموتُ حَتَّى يُنفَخُ في الصّورِ ، وَ إنَّهُ لَيَحضُرُ الموسِمَ فی كُلِّ سَنَةٍ ، وَ يَقِفُ بِعَرَفَةَ فَيُؤمَّنُ عَلی دُعاءِ المُؤمِنِ ، وَ سَيُؤنِسّ الله بِهِ وَحشَةَ قائِمِنا في غَيبَتِهِ ، وَ يَصِلُ بِهِ وَحدَتَهُ ، فَلَهُ البَقاءُ فی الدُّنيا مَعَ الغَيبَةِ عَنِ الأبصارِ .

مَثل او مَثل خضر است ، و مَثل او مَثل ذوالقرنین است ، خضر از آب حیات نوشید ، از این رو زنده است و تا زمان دمیدن در صور نمی میرد ، و او همه ساله در مراسم حجّ حاضر می شود و در عرفات وقوف می کند و پس از دعای هر شیعه ای " آمین " می گوید ، و خدا غربت قائم ما را در روزگار غیبتش با انس به او و تنهاییش را با پیوند او برطرف می کند ، پس او در دنیا باقی است با آنکه از چشم ها نهان است .

کمال الدین ۲ / ۴۹۰ ، باب ۳۸ ، حدیث ۴ .
بحار ۵۲ / ۱۵۲ ، باب ۲۳ ، حدیث ۳ .
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 2 هفته پيش   #208
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: یا صاحب الزمان


اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
خدایش رحمت کنه اقای بهجت رو

که زیاد می فرمود "

فاصله دهان ما با گوش ما چقدر است ؟
که وقتی حرف می زنیم می شنویم

می فرمودند "
ما وقتی حرف می زنیم

قبل از اینکه صدای خودمون به گوش خودمون برسد

حضرت سلام الله وعجل الله تعالی فرجه الشریف ؛ می شنود

--------------------------------------------
که نحن اقرب الیه من حبل الورید

که عین الحیات به ما از خود ما نزدیک تر است




عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ الْحَسَنِیّّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الجَواد وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنِ الْقَائِمِو ، أَ هُوَ الْمَهْدِيُّو أَوْ غَيْرُهُ . فَابْتَدَأَنِی فَقَالَ لِی يَا أَبَا الْقَاسِمِ إِنَّ الْقَائِمَ مِنَّا هُوَ الْمَهْدِيُّ الَّذِی يَجِبُ أَنْ يُنْتَظَرَ فِی غَيْبَتِهِ ، وَ يُطَاعَ فِي ظُهُورِهِ ، وَ هُوَ الثَّالِثُ مِنْ وُلْدِی ، وَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً صلّی الله علیه و آله بِالنُّبُوَّةِ وَ خَصَّنَا بِالْإِمَامَةِ إِنَّهُ لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّى يَخْرُجَ فِيهِ ، فَيَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً ، وَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيُصْلِحُ لَهُ أَمْرَهُ فِی لَيْلَةٍ كَمَا أَصْلَحَ أَمْرَ كَلِيمِهِ مُوسَى علیه السلام إِذْ ذَهَبَ لِيَقْتَبِسَ لِأَهْلِهِ نَاراً فَرَجَعَ وَ هُوَ رَسُولٌ نَبِیٌّ . ثُمَّ قَالَ علیه السّلام أَفْضَلُ أَعْمَالِ شِيعَتِنَا انْتِظَارُ الْفَرَجِ .

عبد العظيم حسنىّ گويد بر مولاى خود امام جواد عليه السّلام وارد شدم و مى ‏خواستم از قائم وپرسش كنم كه آيا مهدىو هم اوست يا غير او ؟ امام آغاز سخن كرد و فرمود اى ابو القاسم قائمو ما همان مهدىّ است ، كسى كه بايد در غيبتش او را انتظار كشند و در ظهورش او را فرمان بَرَند و او سوّمين از فرزندان من است و سوگند به كسى كه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را به نبوّت مبعوث فرمود و ما را به امامت مخصوص گردانيد اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد خداوند آن روز را طولانى گرداند تا در آن قيام كند و زمين را پر از عدل و داد نمايد همچنان كه آكنده از ظلم و جور شده باشد ، و خداى تعالى أمر او را در يك شب اصلاح‏ فرمايد چنان كه أمر موسى كليم اللَّه عليه السّلام را اصلاح فرمود ، او رفت تا براى خانواده ‏اش شعله‏ اى آتش بياورد امّا چون برگشت او رسول و پيامبر بود .
سپس فرمود برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است .

کمال الدین / باب ۳۶ ، حدیث ۱ .

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 2 هفته پيش   #209
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: یا صاحب الزمان

یا مهدی و
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا مرتضی



دیدار أحمد بن اسحاق با امام عسکری و امام زمان (صلوات الله وسلامه علیهما)


شیخ صدوق (رضوان الله علیه) با سند معتبر روایت می‌کند:

حدّثنا عليّ بن عبد الله الورّاق قال: حدّثنا سعد بن عبد الله، عن أحمد ابن إسحاق بن سعد الاشعريّ قال: دخلت على
أبي محمّد الحسن بن عليٍّ عليهما‌السلام وأنا أريد أن أسأله عن الخلف [من] بعده، فقال لي مبتدئاً: يا أحمد بن إسحاق إنَّ الله تبارك وتعالى لم يخلِّ الأرض منذ خلق آدم عليه‌السلام ولا يخلّيها إلى أن تقوم الساعة من حجّة لله على خلقه، به يدفع البلاء عن أهل الأرض، وبه ينزِّل الغيث، وبه يخرج بركات الارض. قال: فقلت له: يا ابن رسول الله فمن الامام والخليفة بعدك؟ فنهض عليه‌السلام مسرعاً فدخل البيت، ثمّ خرج وعلى عاتقه غلامٌ كان وجهه القمر ليلة البدر من أبناء الثلاث سنين، فقال: يا أحمد بن إسحاق لو لا كرامتك على الله عزَّ وجلَّ وعلى حججه ما عرضت عليك ابني هذا، إنَّه سُمّي رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله وكنّيه، الّذي يملأ الأرض قسطاً وعدلاً كما ملئت جوراً وظلماً. يا أحمد بن إسحاق مثله في هذه الاُمّة مثل الخضر عليه‌السلام، ومثلَه مثل ذي القرنين، والله ليغيبنَّ غيبة لا ينجو فيها من الهلكة إلّا من ثبته الله عزَّ وجلَّ على القول بإمامته وفّقه [فيها] للدُّعاء بتعجيل فرجه. فقال أحمد بن إسحاق: فقلت له: يا مولاي فهل من علامة يطمئنُّ إليها قلبي؟ فنطق الغلام عليه‌السلام بلسان عربيٍّ فصيح فقال: أنا بقيّة الله في أرضه، والمنتقم من أعدائه، فلا تطلب أثراً بعد عين يا أحمد بن إسحاق. فقال أحمد بن إسحاق: فخرجت مسروراً فرحاً، فلمّا كان من الغد عدت إليه فقلت له: يا ابن رسول الله لقد عظم سروري بما مننت [به] عليَّ فما السنّة الجارية فيه من الخضر وذي القرنين؟ فقال: طول الغيبة يا أحمد، قلت: يا ابن رسول الله وإنَّ غيبته لتطول؟ قال: إي وربّي حتّى يرجع عن هذا الامر أكثر القائلين به ولا يبقى إلّا من أخذ الله عزَّ وجلَّ عهده لولايتنا، وكتب في قلبه الايمان وأيّده بروح منه. يا أحمد بن إسحاق: هذا أمر من أمر الله ، وسرٌّ من سرِّ الله، وغيب من غيب الله ، فخذ ما آتيتك واكتمه وكن من الشاكرين تكن معنا غداً في علّييّن.

احمد بن اسحاق می‌گويد:
بر امام عسكرىّ (عليه السّلام) وارد شدم و مى‌خواستم از جانشين پس از آن‌حضرت پرسش كنم،
امام عسکری (علیه السّلام) آغاز سخن كرد و فرمودند:
اى احمد بن اسحاق خداى تعالى از زمان آدم (عليه السّلام) زمين را خالى از حجّت نگذاشته است و تا روز قيامت نيز خالى از حجّت نخواهد گذاشت، به واسطه‌ی اوست كه بلا را از اهل زمين دفع مى‌كند و به خاطر اوست كه باران مى‌فرستد و بركات زمين را بيرون مى‌آورد.

گويد: گفتم: اى فرزند رسول خدا امام و جانشين پس از شما كيست؟

حضرت شتابان برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت در حالى كه بر شانه‌اش كودكى سه ساله بود كه صورتش مانند ماه شب‌چهارده مى‌درخشيد،
فرمودند: اى احمد بن اسحاق اگر نزد خداى تعالى و حجّت‌هاى او گرامى نبودى اين فرزندم را به تو نشان نمی‌دادم، او هم نام و هم كنيه‌ی رسول خدا (صلَّى الله عليه وآله وسلَّم) است، كسى است كه زمين را پر از عدل و داد مى‌كند همچنان كه پر از ظلم و جور شده باشد.
اى احمد بن اسحاق! مثل او در اين امّت مثل خضر و ذو القرنين است، او غيبتى طولانى خواهد داشت كه هيچ كس در آن نجات نمى‌يابد مگر كسى كه خداى تعالى او را در اعتقاد به امامت ثابت بدارد و در دعاء به تعجيل فرج موفّق سازد.

احمد بن اسحاق گويد: گفتم: اى مولاى من آيا نشانه‌اى هست كه قلبم بدان مطمئن شود؟ آن كودك به زبان عربى فصيح به سخن درآمد ؛

و فرمود: من باقيمانده خداوند بر روى زمين هستم و انتقام‌گيرنده از دشمنان خدا هستم، اى احمد بن اسحاق! پس از مشاهده جستجوى نشانه مكن!

احمد بن اسحاق گويد: من شاد و خرّم بيرون آمدم و فرداى آن روز به نزد امام عسكرىّ (عليه السّلام) بازگشتم و گفتم: اى فرزند رسول خدا! شادى من به واسطه‌ی منّتى كه بر من نهاديد بسيار است،
بفرمائيد آن سنّتى كه از خضر و ذو القرنين دارد چيست؟

فرمودند: اى احمد! غيبت طولانى، گفتم: اى فرزند رسول خدا! آيا غيبت او به طول خواهد انجاميد؟
فرمود: به خدا سوگند چنين است تا به غايتى كه اكثر معتقدين به او بازگردند و باقى نماند مگر كسى كه خداى تعالى عهد و پيمان ولايت ما را از او گرفته و ايمان را در دلش نگاشته و با روحى از جانب خود مؤيّد كرده باشد.
اى احمد بن اسحاق! اين امرى از امر الهى و سرّى از سرّ ربوبى و غيبى از غيب پروردگار است، آنچه به تو عطا كردم بگير و پنهان كن و از شاكرين باش تا فردا با ما در علَّيّين باشى.

كمال الدين وتمام النعمة - الشيخ الصدوق جلد2 - الصفحة 415

اسکن باکیفیت:
http://yon.ir/Qb0cI

اللهم عجل لولیک الفرج
یا صاحب الزمان ادرکنی ولا تهلکنی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #210
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: یا صاحب الزمان

كمال الدين و تمام النعمة ؛ ج‏2 ؛ ص384

38 باب ما روي عن أبي محمد الحسن بن علي العسكري من وقوع الغيبة بابنه القائم و و أنه الثاني عشر من الأئمة

1- حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْوَرَّاقُقَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ بْنِ سَعْدٍ الْأَشْعَرِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنِ الْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ

فَقَالَ لِي مُبْتَدِئاً يَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يُخَلِّ الْأَرْضَ مُنْذُ خَلَقَ آدَمَ وَ لَا يُخَلِّيهَا إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ بِهِ يَدْفَعُ الْبَلَاءَ عَنْ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ بِهِ‏ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ‏ وَ بِهِ يُخْرِجُ بَرَكَاتِ الْأَرْضِ

قَالَ فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنِ الْإِمَامُ وَ الْخَلِيفَةُ بَعْدَكَ فَنَهَضَ مُسْرِعاً فَدَخَلَ الْبَيْتَ ثُمَّ خَرَجَ وَ عَلَى عَاتِقِهِ غُلَامٌ كَأَنَّ وَجْهَهُ الْقَمَرُ لَيْلَةَ الْبَدْرِ مِنْ أَبْنَاءِ الثَّلَاثِ سِنِينَ
فَقَالَيَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ لَوْ لَا كَرَامَتُكَ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَلَى حُجَجِهِ مَا عَرَضْتُ عَلَيْكَ ابْنِي هَذَا إِنَّهُ سَمِيُّ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَنِيُّهُ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً
يَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ مَثَلُهُ فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ مَثَلُ الْخَضِرِ وَ مَثَلُهُ مَثَلُ ذِي الْقَرْنَيْنِ وَ اللَّهِ لَيَغِيبَنَّ غَيْبَةً لَا يَنْجُو فِيهَا مِنَ الْهَلَكَةِ إِلَّا مَنْ ثَبَّتَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ وَ وَفَّقَهُ فِيهَا لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِيلِ فَرَجِهِ
فَقَالَ أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ فَقُلْتُ لَهُ يَا مَوْلَايَ فَهَلْ مِنْ عَلَامَةٍ يَطْمَئِنُّ إِلَيْهَا قَلْبِي فَنَطَقَ الْغُلَامُ و بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ فَصِيحٍ فَقَالَ أَنَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِهِ فَلَا تَطْلُبْ أَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ يَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ فَقَالَ أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ فَخَرَجْتُ مَسْرُوراً فَرِحاً فَلَمَّا كَانَ مِنَ الْغَدِ عُدْتُ إِلَيْهِ-
كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 385

فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَ سُرُورِي بِمَا مَنَنْتَ بِهِ عَلَيَّ فَمَا السُّنَّةُ الْجَارِيَةُ فِيهِ مِنَ الْخَضِرِ وَ ذِي الْقَرْنَيْنِ

فَقَالَ طُولُ الْغَيْبَةِ يَا أَحْمَدُ قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ إِنَّ غَيْبَتَهُ لَتَطُولُ قَالَ إِي وَ رَبِّي حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ أَكْثَرُ الْقَائِلِينَ بِهِ وَ لَا يَبْقَى إِلَّا مَنْ أَخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَهْدَهُ لِوَلَايَتِنَا وَ كَتَبَ فِي قَلْبِهِ الْإِيمَانَ وَ أَيَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْهُ يَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ هَذَا أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللَّهِ وَ غَيْبٌ مِنْ غَيْبِ اللَّهِ‏ فَخُذْ ما آتَيْتُكَ‏ وَ اكْتُمْهُ‏ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ‏ تَكُنْ مَعَنَا غَداً فِي عِلِّيِّينَ.
ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمة، 2جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: دوم، 1395ق.
كمال الدين / ترجمه كمره‏اى ؛ ج‏2 ؛ ص55

باب سى و نهم- آنچه روايت رسيده است از ابى محمد حسن بن على عسكرى عليه السلام در وقوع غيبت بپسرش قائمو و بيان اينكه او دوازدهمين امام است‏

1- احمد بن اسحق بن سعد اشعرى گويد شرفياب حضور امام يازدهم ابى محمد حسن بن على عليه‏

كمال الدين / ترجمه كمره‏اى، ج‏2، ص: 56
السلام شدم و ميخواستم از وى راجع بجانشين پس از او پرسش كنم او آغاز سخن كرد و فرمود اى احمد بن اسحق بدرستى كه خداى تبارك و تعالى از آنگاه كه آدم را آفريده زمين را خالى نگذاشته و نگذارد تا قيام ساعت از حجت خدا بر خلقش كه باو از اهل زمين بلا بگرداند و باو باران فرو فرستد و باو بركات زمين را بدر آورد گويد من گفتم يا ابن رسول اللَّه امام و خليفه پس از شما كيست؟
آن حضرت شتابانه برخاست و درون خانه رفت و سپس برگشت و بر شانه او بچه پسرى بود كه رويش چون ماه شب چهارده بود كودك سه سالى مينمود
و فرمود اى احمد بن اسحق اگر نزد خداى عز و جل و نزد حجج او گرامى نبودى من اين پسر خود را بتو نمينمودم بدرستى كه او هم نام رسول خدا است و هم كنيه او است و آن كس است كه پر كند زمين را از عدل و داد چنانچه پر شده باشد از جور و ستم

اى احمد بن اسحق مثل او در اين امت مثل خضر عليه السلام است و مثل ذو القرنين بخدا يك غيبتى دارد كه در آن كسى از هلاكت نجات نيابد جز آنكه خداى عز و جل او را بر قول بامامت وى ثابت دارد و او را موفق سازد كه براى تعجيل فرجش دعا كند
احمد بن اسحق گفت گفتم اى مولاى من آيا نشانه‏اى دارد كه دل من بدان مطمئن شود آن كودك بزبان فصيح گفت منم بقية اللَّه في ارضه و منتقم از دشمنان او اى احمد بن اسحق پس از مشاهده عين دنبال اثرى نگرد
احمد بن اسحق گويد من شاد و خرم بيرون آمدم و چون فردا رسيد خدمت آن حضرت برگشتم و عرضكردم يا ابن رسول اللَّه هر آينه شادى من بدان چه بر من منت نهادى بزرك است بفرمائيد آن روشى كه از خضر و ذو القرنين دارد چيست؟

فرمود اى احمد آن طول غيبت است عرضكردم يا ابن رسول اللَّه و هر آينه غيبتش هر آينه طولانى باشد؟ فرمود آرى بپروردگارم تا آنكه بيشتر معتقدان بامر امامت او از آن برگردند و مگر آن‏

كمال الدين / ترجمه كمره‏اى، ج‏2، ص: 57
آنكه خداى عز و جل عهد و پيمان ولايت ما را از او گرفته و ايمان را در دلش نوشته و او را بروح خود كمك كرده

اى احمد بن اسحق اين امريست از امر خدا و سريست از سر خدا و غيبى است از آن خدا آنچه من بتو افاده كردم بگير و پنهان دار و از شكرگزاران باش تا در عليين با ما باشى مصنف اين كتاب گويد اين حديث را نشنيدم جز از على بن عبد اللَّه وراق (و او را بخط وى يافتم خ ب) و او آن را بر من خواند از گفته سعد بن عبد اللَّه از احمد بن اسحق چنانچه ذكر آن را نمودم‏
________________________________________
ابن بابويه، محمد بن على - كمره اى، محمد باقر، كمال الدين / ترجمه كمره‏اى، 2جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: اول، 1377ش.


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 01:34AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts