بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > اخبار و سياست

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Monday 21 September 2009   #1
wayiran
عضو ثابت
 
نشان wayiran
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2009
پاسخ‌ها: 3,043
 توکلی: آن‌که باید تصميم به بازگشت بگيرد شما هستيد

توکلی: آن‌که باید تصميم به بازگشت بگيرد شما هستيد
بخش خبری الف ۲۹ شهريور ۱۳۸۸
احمد توكلي در نامه‌اي خطاب به آقایان موسوي و خاتمي اعلام كرد: گويا مي‌خواهيد حاكميت را به برخورد با خود بكشانيد. ترديدي نيست كه معارضه چيزي جز خيانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ايران نيست. تصميم به بازگشت بگيريد.
به گزارش الف، متن كامل نامه دکتر احمد توکلی به شرح ذيل است:

بسمه تعالي

برادر محترم جناب آقاي ميرحسين موسوي
برادر محترم جناب آقاي سيد محمد خاتمي
سلام عليكم

در دو سه ماه گذشته، حوادثي گزنده و تلخ بر كشور،انقلاب و مردم رفت كه حرف‌هاي شنيدني و لابد گفتني بسياري پيرامون آن‌ها وجود دارد كه بحث از آن‌ها در حوصله اين مقال نيست. قصد نامه نوشتن به شما را نداشتم؛ چرا كه از مكاتبه با جناب آقاي كروبي اثر چنداني حاصل نشده است. ولي در روز قدس حوادثي رخ داد و به نام طرفداري از شما شعارهایي داده شد كه خود را ناچار از اين كار ديدم، تا وجدان‌تان را در معرض سؤالاتي قرار دهم كه نه به من، بلكه به مردم توضيح دهيد. شما كه همواره به‌درستي گفته‌ايد پرسشگري ازصاحبان و طالبان قدرت امرمقدسي است، طبعا نبايد رنجشي پيدا كنيد؛ بلكه" فان الذكري تنفع المؤمنين" اما نكات قابل عرض:

1. در روز قدس كساني‌كه به حمايت شما اجتماع و راهپيمايي داشتند، و كم هم نبودند، شعار مي‌دادند:
* استقلال، آزادي ، جمهوري ايراني
* نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران
* مرگ بر...
* ما اهل كوفه نيستيم، پشت يزيد بايستيم

اين شعارها حاكي از استراتژي به ظاهر تازه‌اي است كه در سال‌هاي اول انقلاب هم به ميدان آمد و با مقاومت امام راحل و مردم ميدان را خالي كرد. اين استراتژي به وضوح با سه محور اعتقادي و استراتژيك امام در تضاد است. آن بزرگوار حتي در وصيت‌نامه‌شان نيز بر اين محورها تاكيد دارند. آيا امام نفرمود جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم، نه يك كلمه زياد؟ و اين را اساس سياست داخلي نمي‌شمرد؟ آيا امام نفرمود روز قدس روز اسلام است و حمايت از فلسطين را يكي از اركان سياست خارجي قرار نداد؟ آيا امام مكررا نفرمود پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد؟ آيا پردازنده نظريه ولايت فقيه و پايه‌گذار آن نبود؟
پاسخ اين پرسش‌ها آن‌قدر روشن است كه كسي را ياراي انكار نيست. حالا شما بايد جواب دهيد كه وقتي با ادعاي احياي ارزش‌هاي فراموش‌شده خط امام، معترضان را علمداري مي‌فرماييد، آيا از اين شعارها و سردهندگانشان برائت مي‌جوييد يا با ادامه سكوتتان آن‌ها را تاييد مي‌كنيد؟ در اين صورت جواب امام را چه مي‌دهيد؟

2. تا اين‌جا، حوادث نشان داد كه جريان موسوم به سبز لااقل چها ويژگي زير را دارد:
* با مباني انقلاب اسلامي ناسازگار است.
* از پشتباني بيگانگان مخالف اسلام، استقلال ايران و مسلمانان جهان برخوردار است.
* رفتار و ظاهر كثيري از افراد آن حاكي از عدم تقيد به شرع و ارزش‌هاي انقلابي است.
* قصد معارضه با نظام قانوني و مردمي حاكم را دارد و به اعتراض در شكل قانوني راضي نمي‌شود.
آيا اگر امام زنده بود چنين جرياني را خيانت‌بار نمي‌خواند؟

3. در ميان معترضان، طرفداران نظام و دينداران ناراضي از اوضاع كم نيستند. بعضي از اعتراضات اينان و حتي معارضان بي‌اعتقاد به دين و نظام نيز درست است و بايد زمينه‌هاي اعتراض برانگيز را رفع كرد؛ ولي آيا شما فكر مي‌كنيد اكثريت معترضاني كه راه معارضه را برگزيده‌اند و شعار جانم فداي ايران سرداده‌اند، وقتي خطري متوجه ايران شود روي حرفشان مي‌ايستند؟ جان كه هيچ، يك گام هم اكثرشان براي استقلال و آزادي ايران عزيز بر نخواهند داشت. مي‌نشينند و منتظر مي‌مانند تا همان اكثريت مستضعفي كه به پيروي از امام و مراجع و روحانيت انقلابي، ايران را حفظ كردند بازهم جانفشاني كنند و بعد هم غرولند و ملامت تحمل كنند. شما پشتيباني چه كساني را به‌دست آورده‌ايد و حمايت چه اقشاري را از دست داده‌ايد؟ مؤكدا مي‌گويم كه اين نگاه به‌هيچ‌وجه نافي حقوقي كه بر عهده حكومت حتي در قبال معارضان قرار دارد نيست و نبايد باشد، چه رسد به مخالفان و معترضان. حق هركس محترم است و بايد اداء شود.

4. جناب آقاي موسوي! يادتان هست كه يكبار امام در پاسخ اعتراض برخي روحانيان صاحب‌نام نسبت به دولت جنابعالي، خطاب به آنان فرمود نه شما از اميرمؤمنان برتريد و نه نخست‌وزير از خلفا بدتر؛ همان‌طور كه علي عليه‌السلام با خلفا در برابر خطر خارجي همكاري كرد، شما هم با دولت مدارا كنيد( نقل به مضمون). درحالي‌كه به شهادت صحيفه نور امام همانند آن معترضان، با سياست‌هاي اقتصادي دولت‌سالارانه جنابعالي مخالف بود ولي به‌خاطر وجود خطر دشمن خارجي از شما به شدت حمايت مي‌كرد و مخالفانتان را به همكاري فرا‌مي‌خواند. حالا چه شده است كه آن استدلال امام را فراموش كرده‌ايد؟ خطر بيگانه كم شده يا معارضه مجاز گشته است؟ حتي اگر حق كاملا با شما مي‌بود- كه حتما چنين نيست- باز اجازه معارضه نداشتيد.

5. برادران محترم! شما در ايام مسؤليت‌تان موضوع فلسطين را به‌‌درستي، موضوع همه ما مي‌دانستيد حالا چرا در برابر شعار انحرافي نه غزه نه لبنان سكوت كرده‌ايد؟ نظرتان عوض شده يا صهيونيست‌ها تغيير ماهيت داده‌اند؟ آيا قدرت آن‌قدر شيرين است كه براي رسيدن به آن بايد پا روي اعتقادات امام گذاشت؟ شما كه مي‌گوييد خط امامي هستيد.

6. جناب آقاي خاتمي! شما و يا اطرافيان‌تان، زماني نفرينِ "مرگ بر آمريكا" را كه شعار برحق ملت ستمديده ايران بوده است، خشونت‌بار خوانديد. حالا نظرتان در باره شعارِ "مرگ بر ..." چيست؟ آيا امام بر اصالت امر ولايت فقيه در اسلام تاكيد نمي‌كرد و نفرمود : " پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد" ؟ فكر نمي‌كنيد كه شما هرچه داريد از حكومت ولايت فقيه است؟ فكر مي‌كنيد اگر كساني كه امروز شعار جمهوري ايراني مي‌دهند، سركار بيايند، شما را خلع لباس و منزوي نخواهند كرد؟ البته اگر زنده‌تان بگذارند.

7. روش شما در اين ايام چنان است كه گويا مي‌خواهيد حاكميت را به برخورد با خود بكشا نيد. داريد سلاح كساني را تيز مي‌كنيد كه اعتقاد چنداني به مدارا با مردم و مردم‌سالاري ديني و لوازمش ندارند. ترديدي نيست كه معارضه به ظاهر جديد، با شعارها و استراتژي‌هاي شمرده شده، چيزي جز خيانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ايران نيست. اگرچه خيانت فاعلي بر همه افراد اين جريان صدق نمي‌كند، ولي قطعا خيانت فعلي هست. فكر مي‌كنيد حكومت تا كجا مدارا خواهد كرد؟ اگر تصور شود اجازه داده مي‌شود نظامي كه با خون‌دادن‌ها و خون دل خوردن‌هاي بسيار برپا شده و تنها حكومت ديني جهان، ولو پر عيب و نقص، است، به اين راحتي عوض مي‌شود؛ يا تصور كنيد همه آناني كه امروز زير علم شما سينه مي‌زنند، به شما وفادار خواهند ماند، هردو تصور اشتباه است.

سه نتيجه ناگوار ديگرنيز بر اوضاع فعلي مترتب است:

8. دولت فعلي برخاسته از راي مردم و قانوني است. ولي در كنار خداماتش، خودرايي‌ها، ندانم‌كاري‌ها و جهت‌گيري‌هاي نادرستي نيز دارد كه رفتار و روش شما، كار برخورد با اين كژي‌ها را (كه در دولت‌هاي پيشين هم بي‌سابقه نيست)‌ دشوار مي‌كند و ميدان نقادي حاكميت تنگ مي‌گردد.

9. علاوه بر اين، طبيعي است كه وقتي حضور جريان حامي شما، با اغتشاش و خسارت‌هاي اجتماعي همراه مي‌گردد، حضور نيروهاي انتظامي و اطلاعاتي به ضرورت بيشتر مي‌شود، از اين حيث نيز آزادي‌ها محدود مي‌گردد. در اين محدوديتي كه براي نقادي و آزادي‌خواهي به‌وجود مي‌آيد شما چقدر مسؤليت داريد؟

10. نكات فوق، به اضافه فضاي نامطمئن سياسي ناشي از معارضه جريان به اصطلاح سبز با نظام، نا اطميناني را به دنبال دارد، نتيجه‌اش كاهش سرمايه‌گذاري است كه توليد و اشتغال را كاهش و قيمت‌ها را افزايش مي‌دهد. يعني فشار بر مردم بيشتر مي‌شود. در واقع بازنده اصلي مردم‌اند. آيا مي‌ارزد؟

برادران محترم! همه ما كم‌وبيش، و امروز شما آقايان به ويژه، مخاطب اين آيه قران هستيم:
يا ايهاالذين امنوا لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون، اي مؤمنان! چرا سخني مي‌گوييد كه بدان عمل نمي‌كنيد؛‌ اين‌كه چيزي را كه بدان عمل نمي‌كنيد مدعي باشيد، در نزد خداوند بسيار خشم‌برانگيز است. شما با ادعاي احياء ارزش‌هاي فراموش‌شده حضرت امام رضوان الله عليه به ميدان آمده‌ايد، بايد با صراحت تكليف خود را مشخص بفرماييد تا گرفتار خشم خدا نشويد.

اين نصيحت مرا با ذكر عيوب مخالفان خود پاسخ ندهيد. سعي نفرماييد با فهرست كردن اقوال بي‌عمل آنان يا تعارضات قول و فعلشان خود را مبرا بنماييد. و لا تزر وازرة وزر اخري، كسي بار ديگري را به‌دوش نمي‌كشد. تعدادي از نيروهاي وفادار به انقلاب و ولي فقيه مظلوم و مردم شريف، از جمله بنده، در اين ايام همواره خواسته‌ايم كه شما در عرصه سياست با احترام، و البته با رعايت تكاليف قانوني خودتان، فعال بمانيد تا در فرايندي مردم‌سالارانه به رقابت بپردازيد و ضمن آن‌كه به تصحيح مسير و كاركرد حكومت مدد مي‌رسانيد، خطر تحجر را كاهش دهيد، اميد و مشاركت مردم در سرنوشت خويش را بالا ببريد و فرصت جولان در عرصه آزمايش عملي براي‌تان باقي بماند. آيا شما نمي‌خواهيد امكان دهيد تا اين خيرخواهي مؤثر شود؟ مقصود من اين نيست كه همه تقصيرها، صددرصد بر عهده شماست و ما و ديگران بي‌قصور و تقصيريم؛ اما آن‌كه بايد اول تصميم به بازگشت بگيرد، شماييد نه مخالفان شما.
من آن‌چه شرط بلاغ است با تو مي‌گويم
تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال

برادر شما
احمد توكلي
29 شهریور 1388
wayiran حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 21 September 2009   #2
wayiran
عضو ثابت
 
نشان wayiran
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2009
پاسخ‌ها: 3,043
ج:  توکلی: آن‌که باید تصميم به بازگشت بگيرد شما هستيد

نقل قول:
در اصل توسط koobagher نوشته شده است نمايش نوشته

1. در روز قدس كساني‌كه به حمايت شما اجتماع و راهپيمايي داشتند، و كم هم نبودند، شعار مي‌دادند:
* استقلال، آزادي ، جمهوري ايراني
* نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران
* مرگ بر...
* ما اهل كوفه نيستيم، پشت يزيد بايستيم

اين شعارها حاكي از استراتژي به ظاهر تازه‌اي است كه در سال‌هاي اول انقلاب هم به ميدان آمد و با مقاومت امام راحل و مردم ميدان را خالي كرد. اين استراتژي به وضوح با سه محور اعتقادي و استراتژيك امام در تضاد است. آن بزرگوار حتي در وصيت‌نامه‌شان نيز بر اين محورها تاكيد دارند. آيا امام نفرمود جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم، نه يك كلمه زياد؟ و اين را اساس سياست داخلي نمي‌شمرد؟ آيا امام نفرمود روز قدس روز اسلام است و حمايت از فلسطين را يكي از اركان سياست خارجي قرار نداد؟ آيا امام مكررا نفرمود پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد؟ آيا پردازنده نظريه ولايت فقيه و پايه‌گذار آن نبود؟
پاسخ اين پرسش‌ها آن‌قدر روشن است كه كسي را ياراي انكار نيست. حالا شما بايد جواب دهيد كه وقتي با ادعاي احياي ارزش‌هاي فراموش‌شده خط امام، معترضان را علمداري مي‌فرماييد، آيا از اين شعارها و سردهندگانشان برائت مي‌جوييد يا با ادامه سكوتتان آن‌ها را تاييد مي‌كنيد؟ در اين صورت جواب امام را چه مي‌دهيد؟
اتفاقاً آقای موسوی اگر اشتباه نکنم فردا یا پس‌فردای روزی که شعار «جمهوری ایرانی» برای اولین بار گفته شد، با قدرت این‌گونه واکنش نشان دادند:
«شعار کلیدی مردم در راه سبزی که برگزیده‌اند، «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر» است.»
-در گفتگو با قلم، ۱۰ مرداد ۱۳۸۸.

میرحسین هرگاه حس کرد که انحرافی در حال شکل‌گیریست واکنشی درخور و محکم نشان داد.

خواستهٔ مشروع و برحق شما هیچ ارتباطی با فعالیت گروه‌هایی که معتقد به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیستند، ندارد. بر شماست که صفوف خود را از آنان جدا کرده و اجازه سوء استفاده از موقعیت کنونی را به آنان ندهید.»
-پیام رسمی میر حسین موسوی به ایرانیان خارج از کشور، ۳ تیر ۱۳۸۸.

نقل قول:
در اصل توسط koobagher نوشته شده است نمايش نوشته

2. تا اين‌جا، حوادث نشان داد كه جريان موسوم به سبز لااقل چها ويژگي زير را دارد:
* با مباني انقلاب اسلامي ناسازگار است.
* از پشتباني بيگانگان مخالف اسلام، استقلال ايران و مسلمانان جهان برخوردار است.
* رفتار و ظاهر كثيري از افراد آن حاكي از عدم تقيد به شرع و ارزش‌هاي انقلابي است.
* قصد معارضه با نظام قانوني و مردمي حاكم را دارد و به اعتراض در شكل قانوني راضي نمي‌شود.
آيا اگر امام زنده بود چنين جرياني را خيانت‌بار نمي‌خواند؟
اگر منظور شما از «جریان موسوم به سبز»، «جنبش سبز» است که هیچ. «جنبش سبز» محدود به یک بخش یا گروه از آن نیست! بلکه از اقشار و گروه‌هایی گوناگون تشکیل شده است، و به آقای موسوی هم ربطی ندارد.

اما «راه سبز امید» متعلق به آقای موسوی است. گذشته از آن من به عنوان یک رهپوی راه سبز امید، به شدت به مبانی انقلاب اسلامی معتقد هستم، و به شرع و ارزش‌های انقلاب نیز تا پای جان مقید هستم!

نقل قول:
در اصل توسط koobagher نوشته شده است نمايش نوشته

3. در ميان معترضان، طرفداران نظام و دينداران ناراضي از اوضاع كم نيستند. بعضي از اعتراضات اينان و حتي معارضان بي‌اعتقاد به دين و نظام نيز درست است و بايد زمينه‌هاي اعتراض برانگيز را رفع كرد؛ ولي آيا شما فكر مي‌كنيد اكثريت معترضاني كه راه معارضه را برگزيده‌اند و شعار جانم فداي ايران سرداده‌اند، وقتي خطري متوجه ايران شود روي حرفشان مي‌ايستند؟ جان كه هيچ، يك گام هم اكثرشان براي استقلال و آزادي ايران عزيز بر نخواهند داشت. مي‌نشينند و منتظر مي‌مانند تا همان اكثريت مستضعفي كه به پيروي از امام و مراجع و روحانيت انقلابي، ايران را حفظ كردند بازهم جانفشاني كنند و بعد هم غرولند و ملامت تحمل كنند. شما پشتيباني چه كساني را به‌دست آورده‌ايد و حمايت چه اقشاري را از دست داده‌ايد؟ مؤكدا مي‌گويم كه اين نگاه به‌هيچ‌وجه نافي حقوقي كه بر عهده حكومت حتي در قبال معارضان قرار دارد نيست و نبايد باشد، چه رسد به مخالفان و معترضان. حق هركس محترم است و بايد اداء شود.
درود، حرف خودتان را در شمارهٔ قبل نقض کردید...

بله، چندین سال پیش بود که من در صفحهٔ کاربری‌ام در ویکی‌پدیای فارسی نوشته بودم: «این کاربر حاضر است جانش را فدای خاک پاک ایران کند!» که بعد از من نیز بسیاری از دیگران این الگو را به صفحاتشان افزودند و بسیاری از ایشان را که امروز هم هنوز می‌شناسم از سبزهای رسا هستند.

شما لازم نکرده اظهار نظر کنید که ایشان پشتیبانی چه کسانی را به‌دست آورده‌اند.

نقل قول:
در اصل توسط koobagher نوشته شده است نمايش نوشته

4. جناب آقاي موسوي! يادتان هست كه يكبار امام در پاسخ اعتراض برخي روحانيان صاحب‌نام نسبت به دولت جنابعالي، خطاب به آنان فرمود نه شما از اميرمؤمنان برتريد و نه نخست‌وزير از خلفا بدتر؛ همان‌طور كه علي عليه‌السلام با خلفا در برابر خطر خارجي همكاري كرد، شما هم با دولت مدارا كنيد( نقل به مضمون). درحالي‌كه به شهادت صحيفه نور امام همانند آن معترضان، با سياست‌هاي اقتصادي دولت‌سالارانه جنابعالي مخالف بود ولي به‌خاطر وجود خطر دشمن خارجي از شما به شدت حمايت مي‌كرد و مخالفانتان را به همكاري فرا‌مي‌خواند. حالا چه شده است كه آن استدلال امام را فراموش كرده‌ايد؟ خطر بيگانه كم شده يا معارضه مجاز گشته است؟ حتي اگر حق كاملا با شما مي‌بود- كه حتما چنين نيست- باز اجازه معارضه نداشتيد.
کی گفته امام با سیاست‌های اقتصادی موسوی مخالف بود؟ بد نمی‌بود اگر آدرس حرف خود را در صحیفهٔ نور می‌دادید تا من هم با استناد به صحیفهٔ امام نشان دهم که امام اتفاقا از سیاست‌های اقتصادی موسوی راضی بود!

موسوی دیگر چه کند که برای شما «مدارا» نام گیرد؟

نقل قول:
در اصل توسط koobagher نوشته شده است نمايش نوشته

5. برادران محترم! شما در ايام مسؤليت‌تان موضوع فلسطين را به‌‌درستي، موضوع همه ما مي‌دانستيد حالا چرا در برابر شعار انحرافي نه غزه نه لبنان سكوت كرده‌ايد؟ نظرتان عوض شده يا صهيونيست‌ها تغيير ماهيت داده‌اند؟ آيا قدرت آن‌قدر شيرين است كه براي رسيدن به آن بايد پا روي اعتقادات امام گذاشت؟ شما كه مي‌گوييد خط امامي هستيد.
موسوی و وزیر او محتشمی پور اصلی‌ترین نقش‌ها را در شکل‌گیری حزب‌الله لبنان برای رویارویی با رژیم صهیونیستی داشتند.

البته امیدوارم همانطور که گفتید این سکوتشان را بشکنند و تودهنی محکمی به رژیم صهیونیستی بزنند.

نقل قول:
در اصل توسط koobagher نوشته شده است نمايش نوشته

6. جناب آقاي خاتمي! شما و يا اطرافيان‌تان، زماني نفرينِ "مرگ بر آمريكا" را كه شعار برحق ملت ستمديده ايران بوده است، خشونت‌بار خوانديد. حالا نظرتان در باره شعارِ "مرگ بر ..." چيست؟ آيا امام بر اصالت امر ولايت فقيه در اسلام تاكيد نمي‌كرد و نفرمود : " پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد" ؟ فكر نمي‌كنيد كه شما هرچه داريد از حكومت ولايت فقيه است؟ فكر مي‌كنيد اگر كساني كه امروز شعار جمهوري ايراني مي‌دهند، سركار بيايند، شما را خلع لباس و منزوي نخواهند كرد؟ البته اگر زنده‌تان بگذارند.
آفرین، خودتان اعتراف می‌کنید. این‌ها که شعار «جمهوری ایرانی» می‌دهند حتی به موسوی عزیز هم وفادار نیستند چه برسد به آقای خاتمی که یک روحانی است. شعار «مرگ بر آمریکا» به نظر من مشکلی نداشت، شعارهای «مرگ بر ...» الزاماً نباید در معنای اصلی کلمات معنا شوند بلکه بیش‌تر اعلام انزجار و نفرت هستند. ما نمی‌توانیم ساختارهای شکل‌گرفته در یک زبان را که از دل مردم برخواسته به دلایلی اینچنینی برهم زنیم. شعار «زنده باد» و «مرده باد» حتی در شعارهای کشورهای همسایهٔ ایران نیز سرایت کرده است. (مثلا در پاکستان و افغانستان و تاجیکستان از «مرده باد» و «زنده باد» استفاده می‌شود)

نقل قول:
در اصل توسط koobagher نوشته شده است نمايش نوشته

7. روش شما در اين ايام چنان است كه گويا مي‌خواهيد حاكميت را به برخورد با خود بكشا نيد. داريد سلاح كساني را تيز مي‌كنيد كه اعتقاد چنداني به مدارا با مردم و مردم‌سالاري ديني و لوازمش ندارند. ترديدي نيست كه معارضه به ظاهر جديد، با شعارها و استراتژي‌هاي شمرده شده، چيزي جز خيانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ايران نيست. اگرچه خيانت فاعلي بر همه افراد اين جريان صدق نمي‌كند، ولي قطعا خيانت فعلي هست. فكر مي‌كنيد حكومت تا كجا مدارا خواهد كرد؟ اگر تصور شود اجازه داده مي‌شود نظامي كه با خون‌دادن‌ها و خون دل خوردن‌هاي بسيار برپا شده و تنها حكومت ديني جهان، ولو پر عيب و نقص، است، به اين راحتي عوض مي‌شود؛ يا تصور كنيد همه آناني كه امروز زير علم شما سينه مي‌زنند، به شما وفادار خواهند ماند، هردو تصور اشتباه است.
تصور دوم صحیح است، اگر منظورتان از سینه زنان ایشان کسانی چون من است، من به موسوی وفادارم و وفادار خواهم ماند. دربارهٔ اولی هم ما هم به خاطر حفظ همان خون‌هاست که معترضیم. این ما نیستیم که این خون‌ها را پایمال کرده‌ایم بلکه این کسانی هستند که در انتخابات تقلب کرده‌اند. به قول موسوی عزیز «[ما را] متهم می‌کنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده می‌کنید، ما می‌خواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم.» -میرحسین موسوی، ۶ مرداد ۱۳۸۸

نقل قول:
در اصل توسط koobagher نوشته شده است نمايش نوشته

سه نتيجه ناگوار ديگرنيز بر اوضاع فعلي مترتب است:

8. دولت فعلي برخاسته از راي مردم و قانوني است. ولي در كنار خداماتش، خودرايي‌ها، ندانم‌كاري‌ها و جهت‌گيري‌هاي نادرستي نيز دارد كه رفتار و روش شما، كار برخورد با اين كژي‌ها را (كه در دولت‌هاي پيشين هم بي‌سابقه نيست)‌ دشوار مي‌كند و ميدان نقادي حاكميت تنگ مي‌گردد.
پیشفرضتان وقتی اشتباه است، دیگر چه جای بحثی می‌ماند؟ دولت فعلی برخاسته از رای مردم و قانونی نیست.

نقل قول:
در اصل توسط koobagher نوشته شده است نمايش نوشته

9. علاوه بر اين، طبيعي است كه وقتي حضور جريان حامي شما، با اغتشاش و خسارت‌هاي اجتماعي همراه مي‌گردد، حضور نيروهاي انتظامي و اطلاعاتي به ضرورت بيشتر مي‌شود، از اين حيث نيز آزادي‌ها محدود مي‌گردد. در اين محدوديتي كه براي نقادي و آزادي‌خواهي به‌وجود مي‌آيد شما چقدر مسؤليت داريد؟
آیا محدودیت آزادی‌ها (آزادی بیان) چیز تازه‌ای است؟ اکنون ماه‌هاست که از به قول شما اغتشاشات می‌گذرد. آیا این دخالت نظامی‌ها تنها مربوط به بعد از انتخابات است یا پیش از آن نیز دخالت کردند؟ پیش از انتخابات، نه تنها در فعالیت‌های اقتصادی، بلکه در فعالیت‌های سیاسی و حتی در خود انتخابات انتخابات هم نظامیان دخالت کردند. اساساً چرا باید آزادی‌ها در صورت برخاستن فریاد آزادی‌خواهی، محدود شوند؟

نقل قول:
در اصل توسط koobagher نوشته شده است نمايش نوشته

10. نكات فوق، به اضافه فضاي نامطمئن سياسي ناشي از معارضه جريان به اصطلاح سبز با نظام، نا اطميناني را به دنبال دارد، نتيجه‌اش كاهش سرمايه‌گذاري است كه توليد و اشتغال را كاهش و قيمت‌ها را افزايش مي‌دهد. يعني فشار بر مردم بيشتر مي‌شود. در واقع بازنده اصلي مردم‌اند. آيا مي‌ارزد؟
امام حسین شهید شد، فکر می‌کنید چرا؟ آیا نمی‌توانست از بهره‌های مادی و جسمانی برخوردار شود اما از نظر معنوی بردگی و خواری را بپذیرد؟
شان انسانی ما با فریب‌ها و دروغ‌های پیاپی لطمه دیده‌ است. آیا باید ساکت شد تا شان مردم نابود شود، تنها به این خاطر که ممکن است فشارهایی مادی بر مردم تحمیل شود؟ اساساً حرف ما همین است. ما می‌گوییم حکومتی که مشروعیت نداشته باشد، الزاماً فشارهایی را بر مردم تحمیل خواهد کرد. به قول موسوی عزیز: «از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد.» -بیانیهٔ شمارهٔ ۹، به تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۸۸.

نقل قول:
در اصل توسط koobagher نوشته شده است نمايش نوشته

برادران محترم! همه ما كم‌وبيش، و امروز شما آقايان به ويژه، مخاطب اين آيه قران هستيم:
يا ايهاالذين امنوا لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون، اي مؤمنان! چرا سخني مي‌گوييد كه بدان عمل نمي‌كنيد؛‌ اين‌كه چيزي را كه بدان عمل نمي‌كنيد مدعي باشيد، در نزد خداوند بسيار خشم‌برانگيز است. شما با ادعاي احياء ارزش‌هاي فراموش‌شده حضرت امام رضوان الله عليه به ميدان آمده‌ايد، بايد با صراحت تكليف خود را مشخص بفرماييد تا گرفتار خشم خدا نشويد.
این دیگر چه نوع تحلیلی است. آقای موسوی الان چه کاره‌ است؟ آقای موسوی گفت اگر رئیس جمهور شود این ارزش‌ها را احیا خواهد کرد، آیا کودتای صورت گرفته این امکان را به او داد؟ گذشته از آن در بیانیه‌های انتخاباتی آقای موسوی هم مشی احیای ارزش‌های حضرت امام وجود دارد. البته امیدوارم بیش از پیش بر این نکات تاکید کنند.

نقل قول:
در اصل توسط koobagher نوشته شده است نمايش نوشته

اين نصيحت مرا با ذكر عيوب مخالفان خود پاسخ ندهيد. سعي نفرماييد با فهرست كردن اقوال بي‌عمل آنان يا تعارضات قول و فعلشان خود را مبرا بنماييد. و لا تزر وازرة وزر اخري، كسي بار ديگري را به‌دوش نمي‌كشد. تعدادي از نيروهاي وفادار به انقلاب و ولي فقيه مظلوم و مردم شريف، از جمله بنده، در اين ايام همواره خواسته‌ايم كه شما در عرصه سياست با احترام، و البته با رعايت تكاليف قانوني خودتان، فعال بمانيد تا در فرايندي مردم‌سالارانه به رقابت بپردازيد و ضمن آن‌كه به تصحيح مسير و كاركرد حكومت مدد مي‌رسانيد، خطر تحجر را كاهش دهيد، اميد و مشاركت مردم در سرنوشت خويش را بالا ببريد و فرصت جولان در عرصه آزمايش عملي براي‌تان باقي بماند. آيا شما نمي‌خواهيد امكان دهيد تا اين خيرخواهي مؤثر شود؟ مقصود من اين نيست كه همه تقصيرها، صددرصد بر عهده شماست و ما و ديگران بي‌قصور و تقصيريم؛ اما آن‌كه بايد اول تصميم به بازگشت بگيرد، شماييد نه مخالفان شما.
این مخالفان هستند که باید از مسیر خود بازگردند.

اما امیدوارم آقای موسوی عزیز نیز از برخی شعارها (بدون ذکر آن‌ها) ابراز نارضایتی کنند و به وفاداری به ارزش‌ها و دفاع از مردم مظلوم فلسطین و لبنان و پلیدی رژیم صهیونیستی، و در عین حال تلاش برای احیای حقوق مردم تاکید کنند. بیان دیدگاه‌های امام در برخوردهای شخصی آقای موسوی با ایشان، در برخی از این زمینه‌ها نیز خوب است. همچنان نیز شجاعانه به حق‌کشی‌های صورت گرفته در حق مردم، اعتراض کنند.

نصر من الله و فتح القریب و بشر الصابرین

آخرين ويرايش wayiran ، Tuesday 22 September 2009 در 01:00AM.
wayiran حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 21 September 2009   #3
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 39
پاسخ‌ها: 34,284
روزنوشته ها: 10
ج:  توکلی: آن‌که باید تصميم به بازگشت بگيرد شما هستيد

این وجه اشتراک نظر و شعار خوبی است که ما خطوط قرمز بحث را "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد" در نظر بگیریم.

اما چیزی که در صحنه واقعی و نه در شعار و تخیل ملحوظ است ، هجمه "ضد جمهوری اسلامی" است. اجازه بدهید خود را فریب ندهیم ، اکثریت قریب به اتفاق سبزبندان که زور چند هزار نفری آنان در قبال جمعیت میلیونی حامیان اسلام سیاسی و نبوی روشن شد ، اعتقادی به جمهوری اسلامی نداشته و مثل شما نیستند. و عموما در نشست ها و تبادل نظرها خیلی علنی هم این را ذکر می کنند. که ما با آمریکا وجه اشتراک داریم با نوری زاده موافقیم ... و معتقدیم باید جمهوری غیر دینی برقرار باشد... همچنین مشخصتا ابراز می کنند میرحسین فقط یک ابزار است که برای رسیدن به این هدف از آن استفاده می شود و اگر روزی جلوی اهداف عالیه ضد دینی ! و سکولار بایستد او را نیز کنار خواهیم گذاشت.

لذا شاید میرحسین کناری بنشیند و شعارهائی بدهد اما همین سبزبندها هستند که به میرحسین پوزخند می زنند و باز هم درخواست او را زیر پا گذاشته و با نام و علائم او ، شعارهای ضد انقلابی می دهند ، و میرحسین از برخورد با آنان اجتناب می کند. در حالی که غیر از دو سطر ادعا لابلای مصاحبه در سایت خود، این امر آنقدر مهم هست که در حد یک بیانیه مجزی و محکومیت این شعارها ارزش داشته باشد. تهاجم به میراث امام از دستگیری یک هفته ای پسر خلف! شهید بهشتی ، بسیار بسیار مهم تر هست. که بتواند در طی یک بیانیه مشخص و اعلام شده بگنجد. و بدیهی است اگر اعتقاد به جدا بودن این جریان سبز نفاق از میرحسین وجود دارد ، اغماض در مورد تجاوزگری این عده به آرمانهای امام خمینی ، یک خطای آشکار است.

در نهایت آنچه شما در تخیل و شعار پرورانده اید جنبه عملی ندارد. در واقع "راه سبز امید" در صحنه واقعی سیاسی ، جائی که باید نقشها ایفا شوند ، وجود خارجی نداشته است ... بلکه همان شعارهای های براندازانه و ضد انقلابی است که جمعیت اقلیتی و مضمحل آنان را سازماندهی می کند.

آنچه که در نگاه واقع نگر ، در صحنه خود نمائید ، تکرار شعارهائی بود که ( جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد ) را به مبارزه طلبید. که باز هم بیانیه داغ محکومیت از سوی موسوی در پی نداشت. موسوی اگر به میراث امام و شهدا معتقد است باید خوب بداند خودنمائی این جریان چقدر خطرناک تر تقلب در انتخابات که حداکثر ادعای اوست رقم می خورد ... چرا اینقدر مسامحه می کند ؟

اینگونه در خوشبینانه ترین حالت ، باید گفت که میرحسین یا ساده لوح است که ضعف آرمان ها و خطوط فکری خود را در میان کسانی که به نام او در خیابان حاضر می شوند را نمی بیند و قادر به اصلاح آن نیست و نمی فهمد او فقط یک بارکش موقت است تا وقتی که مدت مصرفش تمام شود .... ، یا در حالت بدبینانه ، او از این حربه به عنوان جذب جبهه حامی استفاده می کند ... جبهه ای که اتفاقا اکثریت جمعیت ایران را تشکیل می دهد و اگر بوی این را استشمام کند که کسانی قصد دارد همه زحمات سی ، و صد سال گذشته را پایمال کند ، خشن خواهد شد.

سوال اینجاست که چرا میرحسین نسبت به این جریان نفاق و سوء استفاده مستقیم از خود، نسبتا ساکت است و در مقابل صد رقم فعالیت این افراد یک رقم مقاومت می کند ! می توان گفت خوب چون همین لادین های ضد امام ، بازوی ابراز قدرت او هستند ، اگر دو بار محکم تر و با همان لحنی که دروغ و راست را ممتزج کرده و انقلابی به حکومت قانونی کشور حمله می کند ، به این لادین های حامی خود نیز حمله کند ، خود دیگر عضله و بازوئی نخواهد داشت که خودنمائی کند. او توسط همین اغتشاشگران ، ابراز وجود کرد ... حالا بیاید همین ها را محکوم کند ؟ اگر میرحسین خیلی پررنگ تر و عملی تر به قانون و میراث امام و جمهوری اسلامی پایبندی خود را ثابت کند... در هر صورت دیگر همین چند هزار نفر هم علاقه ای به تبعیت از او نخواهند برخاست و بدنبال رهبر دیگری بعنوان مترسک خواهند گشت ...

بله ما هم می دانیم این "بچه مسلمانها" و "معتقدین به تمامیت و موجودیت نظام اسلامی" نبودند که ریختند و بنام میرحسین بانک و مسجد آتش زدند ، بلکه آن جبهه سکولار بودند که چیزی برای از دست دادن نداشتند که مدنیّت و امنیّت موجود را به چالش کشیدند... و الا کسی که به "نظام" معتقد است امنیت و تمامیت مدنی این نظام حاکم را زیر سوال نمی برد... ! بلکه کسی که اساس را مانع می داند حاضر است همه چیز را آتش بزند. نه کسی که به تئوری های مبنائی معتقد است ... چنین فردی ، عملا به قانون و اصلاح تکیه می کند... نه به خشونت و جنگ. "ما زن و مرد جنگیم ، بجنگ .. .تا بجنگیم" این پلاکاردی بود که در روز قدس در دست سبزها بود ... لذا خودفریبی نکنید ... چشمان خود را باز کنید و ببینید کجا ایستاده اید... و شما حامی چه جمعی و چه جمعی حامی شمایند و وجه افتراق و اشتراک شما چقدر است ؟

باید گفت که اصولا تخیلات شعاری میرحسین در عرصه خیابان وجود خارجی ندارد ، و در مقابل حامیان میلیونی مکتبی ، آن رفتاری که از چند هزار نفر متعرض به آموزه های انقلابی و میراث امام در روز قدس دیدیم ، یک راه سبز ضد حاکمیت سیاسی اسلامی (جمهوری اسلامی) است ، که با سوء استفاده از شعارهای میرحسین و محیطی که میرحسین در مجموع برای آنان امن نموده است ، به فعالیت می پردازد. البته دقیقا معتقدیم که این جریان آخر زور و آخر امید همان COUNTDOWN هائی است که "شمارش معکوس حمله به ایران" را در 10 سال گذشته هزار بار شمرد و دید نمی شود ... حالا سر از داخل سر در آورد .

این اذعان بی بی سی را ببینید :
فشار غرب ، شکست خورد ... مگر آنکه داخلی ها کاری بکنند
http://www.iranclubs.org/forums/show...380#post972380


مسئولیت رفع این نفاق ، قبل از هر کسی به عهده میرحسین است. اگر او واقعا باور دارد افرادی با نام او اقدام به سوء استفاده می کنند، چه تهدیدی عظیم تر از این برای آرمان های او وجود دارد ... ؟ با علم به این ، سکوت عملی میرحسین در قبال این جریان نفاقی که حول او را گرفته اند چه معنائی می تواند داشته باشد ؟ بدیهی است سکوت در مقابل این جریان از منظر تاریخ بی طرف ، به معنای خیانت عمدی میرحسین به اسلام و آرمانهای امام تلقی خواهد شد... سوال اینجاست که "رابطه "جریان موسوم به سبز" که نمایندگی ضدیت با جمهوری اسلامی و حاکمیت اسلام را می کنند با "راه سبز امید" ، یک رابطه معارض و مخالف است یا یک رابطه دوستانه ... قضاوت در مورد عناد یا خیانت میرحسین موسوی به آرمانهای اسلامی و انقلابی را به این آیه واگذار می کنید.

جزء 6 سوره المائدة آيه 51
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! يهود و نصارى را ولّى [و دوست و تكيه‏گاه خود،] انتخاب نكنيد! آنها اولياى يكديگرند؛ و كسانى كه از شما با آنان دوستى كنند، از آنها هستند؛ خداوند، جمعيّت ستمكار را هدايت نمى‏كند


والسلام
__________________

آخرين ويرايش صبح ، Monday 21 September 2009 در 10:30PM.
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 07:48AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts