بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه ادبي-هنري > نظم و نثر ادبي

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Thursday 22 April 2010   #13921
apple
عضو ثابت
 
نشان apple
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2009
مكان: تهران
سن: 38
پاسخ‌ها: 502
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

اینگونه ام :
فرهادواره ای که تیشه خود را گم کرده است
یاران
وقتی صدای حادثه خوابید بر سنگ گور من بنویسید
یک جنگجو که نجنگید اما
شکست خورد....
__________________
آیا خداوند برای بنده خویش کافی نیست؟!
apple حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از apple بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 22 April 2010   #13922
asalbanoo
عسل
 
نشان asalbanoo
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: تهران خيابان مطهري
پاسخ‌ها: 29,006
روزنوشته ها: 10
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

چقدر شب است!ساعتم فریاد می زندساکت باش!شب
است دیگر...باید خوابید!)
اما من خوابم نمی آید.ساعتم اگر خواست می تواند
بخوابد.هنوز می توانم بدون زنگش
صبح را بفهمم!
__________________
برهنگی بیماری عصر ماست، به گمان من، تن تو باید برای کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است
asalbanoo حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از asalbanoo بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 22 April 2010   #13923
apple
عضو ثابت
 
نشان apple
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2009
مكان: تهران
سن: 38
پاسخ‌ها: 502
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

كو؟ ...
لالايي هاي در حسرت خفته
ايوان پلاستيكي
پر از چهچهه قناريان
گردن بندي به هرچه باداباد
آويختيم
و با ساز ناكوك
قلب زمان را به بزم گرفتيم
اگر آمدي
مرا از بوته زاران
سراغ گير
كه فرزند بيابان بي بال و پرانم.
__________________
آیا خداوند برای بنده خویش کافی نیست؟!
apple حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از apple بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 22 April 2010   #13924
asalbanoo
عسل
 
نشان asalbanoo
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: تهران خيابان مطهري
پاسخ‌ها: 29,006
روزنوشته ها: 10
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

آن که می گوید دوستت می دارم،
خنیا گر غمگینی است

که آوازش را از دست داده است .
ای کاش عشق را
زبان سخن بود.
__________________
برهنگی بیماری عصر ماست، به گمان من، تن تو باید برای کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است
asalbanoo حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از asalbanoo بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 22 April 2010   #13925
asalbanoo
عسل
 
نشان asalbanoo
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: تهران خيابان مطهري
پاسخ‌ها: 29,006
روزنوشته ها: 10
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

__________________
برهنگی بیماری عصر ماست، به گمان من، تن تو باید برای کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است
asalbanoo حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 22 April 2010   #13926
asalbanoo
عسل
 
نشان asalbanoo
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: تهران خيابان مطهري
پاسخ‌ها: 29,006
روزنوشته ها: 10
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

رسم دوستی اينست.

روزی با کسی آشنا می شوی

انتخاب می کنی

دوست ميداری

دوست می دارد

و روز بعد :........"فاصله"

"تنهايی"،

"تنهايی"
__________________
برهنگی بیماری عصر ماست، به گمان من، تن تو باید برای کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است
asalbanoo حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از asalbanoo بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 22 April 2010   #13927
history
شقایق
 
نشان history
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
سن: 44
پاسخ‌ها: 9,509
روزنوشته ها: 10
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

بوی موهات زیر بارون
بوی گندم زار .....
__________________
دیگه اشک هم واسه من ناز می کنه





history حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از history بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 22 April 2010   #13928
asalbanoo
عسل
 
نشان asalbanoo
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: تهران خيابان مطهري
پاسخ‌ها: 29,006
روزنوشته ها: 10
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

__________________
برهنگی بیماری عصر ماست، به گمان من، تن تو باید برای کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است
asalbanoo حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 22 April 2010   #13929
history
شقایق
 
نشان history
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
سن: 44
پاسخ‌ها: 9,509
روزنوشته ها: 10
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

عکس رو نمی بینم
__________________
دیگه اشک هم واسه من ناز می کنه





history حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 22 April 2010   #13930
boosal
آسمان مال من است
 
نشان boosal
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2009
مكان: کرمان دل عالم هست و ما اهل دلیم
پاسخ‌ها: 5,689
روزنوشته ها: 7
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس


و شکوفه های عشق

تنهاترین واقعیت عالم را

بر روی شانه های عریان پوسیده ام برویان . . .

و ابرهای خاکستری را کنار بزن

زیرا مرا باکی نیست از سوختن

و اشک های سرد مرا گرم کن

و مترسانم از عزلت
__________________
نه من آنم که ز فيض نگهت چشم بپوشم
نه تو آني که گدا را ننوازي به نگاهي
در اگر باز نگردد ، نروم باز به جايي
پشت ديوار نشينم ، چو گدا بر سر راهي
کس به غير از تو نخواهم چه بخواهي چه نخواهي
باز کن در ، که جز اين خانه مرا نيست پناهي
boosal حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 22 April 2010   #13931
جان عشاق
الهي وربي من لي غيرك
 
نشان جان عشاق
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2008
مكان: همينجا-يك كم اونطرفتر
پاسخ‌ها: 1,112
روزنوشته ها: 12
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

آیا میدانی چرا خداوند شیطان را از درگاه خود راند وبرای همیشه او را طرد کرد؟!

چون فرمان خدا را برای سجده بر انسان اطاعت نکرد...

اما بی وفایی برخی آدمیان را بنگر که از خدا رو میگردانند و حلقه بندگی شیطان به گردن می آویزند...!

رسول خدا می فرمایند :

خداوند به چنین انسانهایی خطاب میکند:

من بخاطر تو شیطان را طرد کردم، اما تو او را دوست خود گرفتی و به اطاعت او درآمدی؟!...
__________________
اين دوروزعمر مولايي شويم---مرغ اما مرغ دريايي شويم
مرغ دريايي به دریا مي رود---موج برخيزد به بالامي رود
آسمان را نور باران مي كند--خاك را غرق بهاران مي كند
ليك مرغ خانگي در خانه است--روز وشب در بند مشتي دانه است
تا به كي در بند آب ودانه ايد---غافل از قصاب صاحب خانه ايد

جان عشاق حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 22 April 2010   #13932
جان عشاق
الهي وربي من لي غيرك
 
نشان جان عشاق
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2008
مكان: همينجا-يك كم اونطرفتر
پاسخ‌ها: 1,112
روزنوشته ها: 12
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

چه دير می فهميم زندگی همان روزهايی بود که زود سپری شدنشان را آرزو می کرديم...
__________________
اين دوروزعمر مولايي شويم---مرغ اما مرغ دريايي شويم
مرغ دريايي به دریا مي رود---موج برخيزد به بالامي رود
آسمان را نور باران مي كند--خاك را غرق بهاران مي كند
ليك مرغ خانگي در خانه است--روز وشب در بند مشتي دانه است
تا به كي در بند آب ودانه ايد---غافل از قصاب صاحب خانه ايد

جان عشاق حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 23 April 2010   #13933
dona
نگاه دوباره....
 
نشان dona
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2010
مكان: tehran
پاسخ‌ها: 1,334
روزنوشته ها: 2
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس


شاید آن روز که سهراب نوشت :
تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبر از دل پر درد گل یاس نداشت.
باید این طور می نوشت:
هر گلی باشد
چه شقایق چه میخک و یاس
زندگی اجبار است.
__________________


عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی
dona حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 23 April 2010   #13934
gham
Amin
 
نشان gham
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2009
مكان: توی خودم . . .
سن: 32
پاسخ‌ها: 306
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

__________________
ﻣﺎﻫﯿﺎﻥ ﺍﺯ ﺗﻼﻃﻢ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺷﮑﺎﯾﺕ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﺪ ﺍﺳﯿﺮ ﺻﯿﺎﺩﺍﻥ ﺷﺪﻧﺪ
ﺗﻼﻃﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﮑﻤﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ
ﺍﺯﺧﺪﺍ ﺩﻟﯽ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﻧﻪ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽﺁﺭﺍﻡ
gham حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 23 April 2010   #13935
bluelady
ساناز
 
نشان bluelady
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2010
پاسخ‌ها: 63
ارسال پيام توسط Yahoo به bluelady
ج: هر متن و شعر و داستاني كه دوست داري بنويس

شقایق گفت :
با خنده نه بیمارم، نه تبدارم
اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم

گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه
ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت

ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته
و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیر لب می گفت

شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری
به جان دلبرش افتاده بود اما

طبیبان گفته بودندش اگر یک شاخه گل آرد

ازآن نوعی که من بودم بگیرند ریشه اش را و بسوزانند

شود مرهم
برای دلبرش آندم شفا یابد

چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را
بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده

و یک دم هم نیاسوده، که افتاد چشم او ناگه
به روی من

بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من
به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و به ره افتاد

و او می رفت و من در دست او بودم
و او هرلحظه سر را رو به بالاها

تشکر از خدا می کرد
پس از چندی

هوا چون کورۀ آتش، زمین می سوخت
و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت

به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟
در این صحرا که آبی نیست

به جانم هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من

برای دلبرم هرگز دوایی نیست
و از این گل که جایی نیست خودش هم تشنه بود اما!

نمی فهمید حالش را چنان می رفت و
من در دست اوبودم

و حالامن تمام هست او بودم
دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟

که ناگه

روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر او کم شد
دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد آنگه

مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت
نشست و سینه را با سنگ خارایی
زهم بشکافت
زهم بشکافت
اما ! آه

صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
زمین و آسمان را پشت و رو می کرد

و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد
نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را

به من می داد و بر لب های او فریاد
"بمان ای گل
که تو تاج سرم هستی دوای دلبرم هستی
بمان ای گل"
ومن ماندم

نشان عشق و شیدایی
و با این رنگ و زیبایی

و نام من شقایق شد
گل پیوسته عاشق شد
__________________
من تمام هستي ام را در نبرد با سرنوشت
در تهاجم با زمان آتش زدم ، کشتم
من بهار عشق را ديدم ولي باور نکردم ،
يک کلام در جزوه هايم هيچ ننوشتم
من ز مقصدها پي مقصودهاي پوچ افتادم ،
تا تمام خوب ها رفتند و خوبي ماند در يادم
من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت
بهارم رفت ، عشقم مرد ، يارم رفت...
bluelady حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 05:33PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts