بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه ادبي-هنري > نظم و نثر ادبي

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Wednesday 14 April 2010   #676
asalbanoo
عسل
 
نشان asalbanoo
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: تهران خيابان مطهري
پاسخ‌ها: 29,006
روزنوشته ها: 10
ج: بنویس مهلت موندن یه نفس بود .......

میون یه دشت لخت
زير خورشید کوير
مونده یک مرداب پیر
توی دست خاک اسیر
منم اون مرداب پیر
از همه دنیا جدا
داغ خورشید به تنم
زنجیر زمین به پام
من همونم که یه روز
می خواستم دريا بشم
می خواستم بزرگترين
دريای دنيا بشم
آرزو داشتم برم
تا به دريا برسم
شبو آتیش بزنم
تا به فردا برسم

__________________
برهنگی بیماری عصر ماست، به گمان من، تن تو باید برای کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است
asalbanoo حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از asalbanoo بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 15 April 2010   #677
history
شقایق
 
نشان history
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
سن: 44
پاسخ‌ها: 9,509
روزنوشته ها: 10
ج: بنویس مهلت موندن یه نفس بود .......

بدون تو سنگم.کنار تو ابرم

بیا تا گریه کنم.سر اومده صبرم

نه گریه مونده برام.نه خنده مونده برام

فقط یه کابوس کشنده مونده برام

کسی که هستیشو به وعده هات داده

یه بار بپرس چرا به این روز افتاده

همه ش تو این فکرم.الن تو فکر چیه

کجاست چیکار میکنه.الان کنار کیه

بدون تو سنگم.کنار تو ابرم

بیا تا گریه کنم سر اومده صبرم

اگه یه روز مردم.بیاو گریه کن و

یه شاخه نیلوفر بذار روی قبرم

یه حس گیج و سمج همیشه همدممه

میگن شکنجه بسه.میگم بازم کممه

نگات چرا چشمی به من نمیدوزه

چرا برای دلم.دلت نمی سوزه

تو فکرو ذکر منی ولی ازم دوری

دلت نخواسته منو.نگو که مجبوری
__________________
دیگه اشک هم واسه من ناز می کنه





history حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از history بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 15 April 2010   #678
history
شقایق
 
نشان history
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
سن: 44
پاسخ‌ها: 9,509
روزنوشته ها: 10
ج: بنویس مهلت موندن یه نفس بود .......

اگه شکسته پای من

گریه نکن عصای من

هر چی شکسته بنویس

به پای گریه های من

اگه تمومه طاقتت.نمونده روز راحتت

نگاه با صداقتت غنیمته برای من

اینه و شمعدون نمی خوام.من لب خندون نمی خوام

هر چی که خنده ست واسه تو.هر چی غمه برای من

بخند و از خنده بگو.از غم بازنده بگو

عمر بزرگوارتو تلف نکن به پای من

عشق منو می خوای چه کار.عذر وبهونه کم بیار

دوست ندارم که عاقبت.تو بشکنی به جای من
__________________
دیگه اشک هم واسه من ناز می کنه





history حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از history بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 15 April 2010   #679
hame_854
مجيد
 
نشان hame_854
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2005
مكان: مشهد
پاسخ‌ها: 2,867
روزنوشته ها: 9
ج: بنویس مهلت موندن یه نفس بود .......

تا که نشانت در همه جا می جویم
در همه دنیا وصف تو را می گویم

از دل شب تا به سحر هر لحظه
خاک رهت تا به ثریا می پویم

از دل شب تا به سحر هر لحظه
خاک رهت تا به ثریا می پویم

باز ای جان بار دگر خاموشی
چهره خود از نظرم می پوشی

درد مرا مرغ سحر می داند
دم به دمی نغمه غم می خواند

در شب تنهایی من
با دل شیدایی من
بر همه كس عیان شود
قصه تنهایی من
قصه رسوایی من


هر دم از شوق وصالت لبریزم
با نگاهی از سر جان برخیزم

تا نشانی آتش عشقت در دل
از همه عالم غیر تو من بگریزم
از همه عالم غیر تو من بگریزم

تا که نگاهت یک نظر افتد بر من
خنده زند مرغ چمن در گلشن

دیده چرا تر نشود از شوقت
جان زشعفت چون نگریزد از تن

دیده چرا تر نشود از شوقت
جان زشعفت چون نگریزد از تن

باز ای جان بار دگر خاموشی
چهره خود از نظرم می پوشی

درد مرا مرغ سحر می داند
دم به دمی نغمه غم می خواند

در شب تنهایی من
با دل شیدایی من
بر همه كس عیان شود
قصه رسوایی من
قصه رسوایی من ...
__________________
هر صبح پلکهایت ، فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند، سطر اول همیشه اینست : "خدا همیشه با ماست "
پس بخوانش با لبخند...

آخرين ويرايش hame_854 ، Thursday 15 April 2010 در 09:51AM.
hame_854 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hame_854 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 15 April 2010   #680
history
شقایق
 
نشان history
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
سن: 44
پاسخ‌ها: 9,509
روزنوشته ها: 10
ج: بنویس مهلت موندن یه نفس بود .......

سلام به آقا مجید گل
خوبی ؟
امیدوارم نبود شما دلیلش کار و تلاش و شادی و نشاط و ..... باشه
__________________
دیگه اشک هم واسه من ناز می کنه





history حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از history بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 15 April 2010   #681
hame_854
مجيد
 
نشان hame_854
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2005
مكان: مشهد
پاسخ‌ها: 2,867
روزنوشته ها: 9
ج: بنویس مهلت موندن یه نفس بود .......

سلام شقایق خانم
ممنون خوبم شما خوبی ؟
دلیل نیومدنم هم به خاطر اونائی که شما گفتین(15 روزی سفر بودم ) وهم اینکه به باشگاه زیاد عادت نکنم ...
__________________
هر صبح پلکهایت ، فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند، سطر اول همیشه اینست : "خدا همیشه با ماست "
پس بخوانش با لبخند...
hame_854 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hame_854 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 15 April 2010   #682
manon
Myself and not anymore
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2010
پاسخ‌ها: 490
روزنوشته ها: 1
ج: بنویس مهلت موندن یه نفس بود .......

دعا كن دلم بوي باران بگيرد


و اين درد جانسوز درمان بگيرد


دعا كن دلم رنگ آيينه گردد


و تنهايي از عشق پايان بگيرد


چكاوك به يك گوشه اش لانه سازد


شقايق ز شادابيش جان بگيرد


دعا مي كنم تا كه روزي بيايد


دعا كن سرم را به دامان بگيرد


دعا كن كه دستان پر پينه ام را



به گرمي به آغوش دستان بگيرد


دعا كن كه اين سفره خالي عشق


به باريدني طعمي از نان بگيرد


دعا كن كه تنهاترين مرد دنيا


دمي همره عشق سامان بگيرد


دعا كن اگر مي سرايم تو باشي


كه با خنده هايت دلم جان بگيرد
__________________

EXPIRED
پایان فعالیت در باشگاه
manon حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از manon بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 16 April 2010   #683
mamali...love.p
بوسل
 
نشان mamali...love.p
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2009
مكان: کارمانیا
سن: 28
پاسخ‌ها: 1,245
روزنوشته ها: 1
ارسال پيام توسط Yahoo به mamali...love.p
ج: بنویس مهلت موندن یه نفس بود .......

من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام.... من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام....
عشق با جدايي نمي ميرد. با بسيار با هم بودن شايد ولي با جدايي هرگز.
__________________
mamali...love.p حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از mamali...love.p بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 16 April 2010   #684
جان عشاق
الهي وربي من لي غيرك
 
نشان جان عشاق
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2008
مكان: همينجا-يك كم اونطرفتر
پاسخ‌ها: 1,112
روزنوشته ها: 12
ج: بنویس مهلت موندن یه نفس بود .......

ندگی به مرگ گفت : چرا آمدن تو رفتن من است ؟ چرا خنده ی تو گریه ی من است ؟

مرگ حرفی نزد!!!

زندگی دوباره گفت : من با آمدنم خنده می آورم و تو گریه ، من با بودنم زندگی می بخشم و تو نیستی، مرگ ساکت بود . زندگی گفت : رابطه ی من و تو چه احمقانه است !!! زنده کجا ، گور کجا ؟ دخمه کجا ، نور کجا ؟ غصه کجا ، سور کجا ؟ اما مرگ تنها گوش می داد ، زندگی فریاد زد : دیوانه ، لااقل بگو چرا محکوم به مرگم ؟؟

و مرگ آرام گفت : تا بفهمی که تو و دیوانگی و عشق و حسرت و دنیا چه بیهوده است ، تو همه چیز به انسان میدهی و خدا را از او میگیری ولی من همه را از انسان میگیرم در عوض او را به خدا می رسانم و در نهایت کسانی پیروز هستن که زندگی میکنن تا بمیرن و در عین حال که مرده اند ولی زنده مانده اند
روزی که تو آمدی به دنیا عریان

بودند همه خندان و تو بودی گریان

ای دوست چنان کن که وقت مردن

باشند همه گریان و تو باشی خندان
__________________
اين دوروزعمر مولايي شويم---مرغ اما مرغ دريايي شويم
مرغ دريايي به دریا مي رود---موج برخيزد به بالامي رود
آسمان را نور باران مي كند--خاك را غرق بهاران مي كند
ليك مرغ خانگي در خانه است--روز وشب در بند مشتي دانه است
تا به كي در بند آب ودانه ايد---غافل از قصاب صاحب خانه ايد

جان عشاق حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از جان عشاق بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 16 April 2010   #685
history
شقایق
 
نشان history
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
سن: 44
پاسخ‌ها: 9,509
روزنوشته ها: 10
ج: بنویس مهلت موندن یه نفس بود .......

نقل قول:
در اصل توسط hame_854 نوشته شده است نمايش نوشته
سلام شقایق خانم
ممنون خوبم شما خوبی ؟
دلیل نیومدنم هم به خاطر اونائی که شما گفتین(15 روزی سفر بودم ) وهم اینکه به باشگاه زیاد عادت نکنم ...
خدا را شکر که سلامت هستید
امیدوارم سفر خوش گذشته باشه
راستی وضعیت زانوتون چی شد ؟ بهترید ؟
نقل قول:
وهم اینکه به باشگاه زیاد عادت نکنم
؟!
__________________
دیگه اشک هم واسه من ناز می کنه





history حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از history بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 16 April 2010   #686
l0yal
آرامگاه عشق
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2009
مكان: خونه بابام
سن: 33
پاسخ‌ها: 2,190
ج: بنویس مهلت موندن یه نفس بود .......

یاد آر شام شور انگیز که
داستان عشقمان آغاز شد
نغمه های سر به مهر قلب من
پیش رویت یک به یک آغاز شد
اندک اندک چشم خون آشام تو
قلعه ی قلب مرا تسخیر کرد
جز وجود نازنینت این دلم
هر چه را و هر که را تحقیر کرد
ناگهان طوفان سردی در گرفت
عزم رفتن خانه را در بر گرفت
پر کشیدی رفتی و با رفتنت
چشمهایم گریه را از سر گرفت
سالها در کنج این زندان تن
دل به تنهایی نشست و دم نزد
با کسی جز یاد تو همدم نشد
جز غمت بر زخم خود مرهم نزد
چشم های انتظارم سرخ سرخ
سینه ام سوزان و لبهایم کبود
وای اگر می آمدی یک شب به خواب
جسمم حتی دیگر از آنم نبود
تا کدامین آسمان باید گریخت
تا بیاسایم دمی از درد یار
چاره ای هرگز نجستم من جز این
انتظار و انتظار و انتظار...
l0yal حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از l0yal بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 17 April 2010   #687
hame_854
مجيد
 
نشان hame_854
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2005
مكان: مشهد
پاسخ‌ها: 2,867
روزنوشته ها: 9
ج: بنویس مهلت موندن یه نفس بود .......

نقل قول:
در اصل توسط history نوشته شده است نمايش نوشته
خدا را شکر که سلامت هستید
امیدوارم سفر خوش گذشته باشه
راستی وضعیت زانوتون چی شد ؟ بهترید ؟

؟!
ممنون ، دنبال فرصت هستم تا عمل كنم ولي راه رفتن عادي مشكلي ندارم .
__________________
هر صبح پلکهایت ، فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند، سطر اول همیشه اینست : "خدا همیشه با ماست "
پس بخوانش با لبخند...
hame_854 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hame_854 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 17 April 2010   #688
asalbanoo
عسل
 
نشان asalbanoo
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: تهران خيابان مطهري
پاسخ‌ها: 29,006
روزنوشته ها: 10
ج: بنویس مهلت موندن یه نفس بود .......

دلبرکم چيزی بگو

به من که از گريه پرم

به من که بی صدای تو

از شب شکست ميخورم

دلبرکم چيزی بگو

به من که گرم هق هقم

به من که آخرينه ی

آواره های عاشقم

چيزی بگو که آينه

خسته نشه از بی کسی

غزل بشن گلايه ها

نه هق هق دلواپسی

نذار که از سکوت تو

پر پر بشن ترانه ها

دوباره من بمونم و

خاکستر پروانه ها

چيزی بگو اما نگو

از مرگ ياد و خاطره

کابوس رفتنت بگو

از لحظه های من بره

چيزی بگو اما نگو

قصه ی ما بسر رسيد

نگو که خورشيدک من

چادر شب به سر کشيد

دقيقه ها غزل ميگن

وقتی سکوت و ميشکنی

قناری ها عاشق ميشن

وقتی تو حرف ميزنی

دلبرکم چيزی بگو

به من که خاموش توام

به من که هم بستر تو

اما فراموش توام
__________________
برهنگی بیماری عصر ماست، به گمان من، تن تو باید برای کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است
asalbanoo حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از asalbanoo بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 17 April 2010   #689
boosal
آسمان مال من است
 
نشان boosal
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2009
مكان: کرمان دل عالم هست و ما اهل دلیم
پاسخ‌ها: 5,689
روزنوشته ها: 7
ج: بنویس مهلت موندن یه نفس بود .......

قاصدك! هان چه خبر آوردی؟
از كجا، وز كه خبر آوردی؟
خوش خبر باشی، اما، اما
گرد بام و در من
بی‌ثمر می‌گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیّار و دیاری باری
برو آنجا كه بود چشمی و گوشی با كس
برو آنجا كه تو را منتظرند
قاصدك!
در دلِ من همه كورند و كرند
دست بردار ازین در وطنِ خویش غریب
قاصدِ تجربه‌های همه تلخ
با دلم می گوید
كه دروغی تو، دروغ،
كه فریبی تو، فریب
قاصدك! هان، ولی ... آخر ... ای‌وای!
راستی آیا رفتی با باد؟
با توأم، آی! كجا رفتی؟ آی ...!
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاكستر گرمی، جایی؟
در اجاقی طمع شعله نمی‌بندم - خُردَك شرری هست هنوز؟
قاصدك!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می‌گریند

شاعر:مهدي اخوان ثالث
خواننده:رضا صادقي
__________________
نه من آنم که ز فيض نگهت چشم بپوشم
نه تو آني که گدا را ننوازي به نگاهي
در اگر باز نگردد ، نروم باز به جايي
پشت ديوار نشينم ، چو گدا بر سر راهي
کس به غير از تو نخواهم چه بخواهي چه نخواهي
باز کن در ، که جز اين خانه مرا نيست پناهي
boosal حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از boosal بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 17 April 2010   #690
asalbanoo
عسل
 
نشان asalbanoo
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: تهران خيابان مطهري
پاسخ‌ها: 29,006
روزنوشته ها: 10
ج: بنویس مهلت موندن یه نفس بود .......

خوابم يا بيدارم....تو با مني با من
همراه و همسايه...نزديکتر از پيرهن
باور کنم يا نه....حرم نفسهاتو
ايثار تن سوزه....نجيب دستاتو
__________________
برهنگی بیماری عصر ماست، به گمان من، تن تو باید برای کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است
asalbanoo حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از asalbanoo بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:36AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts