بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > اخبار و سياست

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي 4 هفته پيش   #181
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 2,102
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

نقل قول:
در اصل توسط Canary1375 نوشته شده است نمايش نوشته
منظور من اینه که به جای اینکه به "10" بگیم "ده"،بگیم "هشت" و به "11" بگیم "یازهشت" (یا همچین چیزی) و به "12" بگیم "دوازهشت"
مقصود شما واضح است، و از جهتی صحیح هم هست، اما خوب بالاخره این یک مشکل جهانی است، مسأله نامگذاری نمادهای ریاضی در مبناهای مختلف اعداد و تلفظ آنها (Pronunciation) به گمانم یک استاندارد نداشته باشد، من چنین عادت کردم که نماد «۱۰» را همان ده میخوانم و فقط اضافه میکنم ده به مبنای هشت مثلا، و لذا برای توانهای «۱۰» هم اسم آماده دارم: صد، هزار،...، میلیون،... و چون درگیری کاربردی نداشتم از مشکلات احتمالی آن خبر ندارم، و در اینجا هم سؤال و جوابی هست که کمک میکند:

How do you pronounce numbers written in different bases?

میپرسد:
So how would you pronounce the following numbers?
"10" binary ("2" decimal)
"10" octal ("8" decimal)
"10" hexadecimal ("16" decimal)
"1F" hexadecimal ("31" decimal)

جواب میدهد:
I pronounce your examples "ten", "ten", "ten", and "one ef". I count in hexadecimal, "One, two, three, four, five, six, seven, eight, nine, ay, bee, see, dee, ee, ef, ten, eleven, twelve, ..., one-ee, one-ef, twenty, twenty-one, ..." etc.

مثلا این اعداد به مبنای دو را میشود دو جور تلفظ کرد:

1,10,11,100,101,110,111,1000
یک،ده،یازده،صد،صد و یک، صد و ده، صد و یازده، هزار
یک، یک صفر، یک یک، یک صفر صفر، ...

که در مبنای ده رایج میشود: یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت.

و آنچه اینجا گفته، اگر قید مبنا را اضافه کنیم شاید حل شود:

https://en.wikipedia.org/wiki/Binary...Representation

When spoken, binary numerals are usually read digit-by-digit, in order to distinguish them from decimal numerals. For example, the binary numeral 100 is pronounced one zero zero, rather than one hundred, to make its binary nature explicit, and for purposes of correctness. Since the binary numeral 100 represents the value four, it would be confusing to refer to the numeral as one hundred (a word that represents a completely different value, or amount). Alternatively, the binary numeral 100 can be read out as "four" (the correct value), but this does not make its binary nature explicit.

آخرين ويرايش hosyn ، 4 هفته پيش در 01:04AM.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي 4 هفته پيش   #182
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,076
روزنوشته ها: 6
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
همچنین این سخن هم که «چنین محدودیتی درباره خدا، صادق نیست» ، به فراوانی در برهان شر بلکه سایر براهین آتئیستی، با مثالهای مختلف، استفاده میشود، خدا زمین را بگذارد در تخم مرغ، بدون اینکه زمین کوچک، و تخم مرغ بزرگ شود! خدا سنگ بزرگی بیافریند که خودش هم نتواند بلند کند! و... ، این مطالب ریشه چند هزارساله دارد، اما مهم دستیابی به جواب حلی است به طوری همه بشر بتوانند بر سر آن تفاهم کنند.

سه واژه در قرآن هست که میتوان از آن جواب حلی برای همه اینها به دست آورد: سنت، امر، خلق.

یعنی اینکه اساسا میگوییم «چنین محدودیتی درباره خدا، صادق نیست»، در سه حوزه مطرح میشود، یکی حوزه سنت الهی است، و دیگری حوزه امر الهی، و دیگری حوزه خلق الهی.

قرآن در آیه ۴۳ سوره فاطر، با تاکید دو بار تکرار میکند: «فلن تجد لسنة الله تبدیلا و لن تجد لسنة الله تحویلا»، «لن» برای نفی ابدی است، یعنی هرگز چنین چیزی نمیشود، با اینکه سراسر قرآن تکرار میشود: «اگر خدا بخواهد» «مگر خدا بخواهد»، اما وقتی سنت الهی را که در آیات زیادی ذکر شده مطرح میکند اصلا مسأله این نیست که «اگر/مگر خدا بخواهد/نخواهد» چرا؟ چون ریخت حوزه سنت، فراخواست است، یعنی اصل خواستن و مشیت خدا مسبوق به آنست.

دو حوزه دیگر را قرآن با جمله: «الا له الخلق و الامر» مطرح کرده است، و لوازم هر حوزه را در آیات مختلف توضیح داده است، حوزه امر، حوزه کن‌فیکون است، و حوزه خلق، حوزه تدریج و سیلان و حرکت و فرایندهای سیستماتیک است.

حال اگر بپرسیم «در باره خدا، محدودیتی هست یا خیر؟» ابتدا باید ببینیم راجع به کدام حوزه سخن میگوییم، آیا خدا میتواند «دو دوتا چهار تا» را بکند «دو دوتا پنج تا»؟ آیا خدا میتواند چون عدد سیزده، نحس! است، اصلا آن عدد را بین دوازده و چهارده بردارد؟ نظام اعداد از دوازده، بپرد چهارده؟ آخر مگر خدا نیست؟ قدرت مطلق ندارد؟ خوب، پس بکند چنین کاری را! مثالها در حوزه سنتهای الهی، از شماره بیرون است، و اما در حوزه امر کن‌فیکون، آیا خدا میتواند یک انسان را در چشم به هم زدن ایجاد کند؟ آیا خدا میتواند آتش را سرد و خنک قرار دهد؟ و اینجا هم مثال فراوان است، و میماند حوزه خلق و عالم حرکت با مختصات فضازمان، که در تراکنش لحظه‌ای با سنتهای الهی و اوامر الهی است، و اینجاست که مسأله حکمت، معنا پیدا میکند، و اینجاست که مثال دکتر و اتاق جراحی، مطرح میشود، و سخن بیشتر در این زمینه، حواله به مثل معروف: «جوینده یابنده است».
.
حتما منظور من «محال عقلی و ذاتی» نبوده.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #183
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,076
روزنوشته ها: 6
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
مقصود شما واضح است، و از جهتی صحیح هم هست، اما خوب بالاخره این یک مشکل جهانی است، مسأله نامگذاری نمادهای ریاضی در مبناهای مختلف اعداد و تلفظ آنها (Pronunciation) به گمانم یک استاندارد نداشته باشد، من چنین عادت کردم که نماد «۱۰» را همان ده میخوانم و فقط اضافه میکنم ده به مبنای هشت مثلا، و لذا برای توانهای «۱۰» هم اسم آماده دارم: صد، هزار،...، میلیون،... و چون درگیری کاربردی نداشتم از مشکلات احتمالی آن خبر ندارم، و در اینجا هم سؤال و جوابی هست که کمک میکند:

How do you pronounce numbers written in different bases?

میپرسد:
So how would you pronounce the following numbers?
"10" binary ("2" decimal)
"10" octal ("8" decimal)
"10" hexadecimal ("16" decimal)
"1F" hexadecimal ("31" decimal)

جواب میدهد:
I pronounce your examples "ten", "ten", "ten", and "one ef". I count in hexadecimal, "One, two, three, four, five, six, seven, eight, nine, ay, bee, see, dee, ee, ef, ten, eleven, twelve, ..., one-ee, one-ef, twenty, twenty-one, ..." etc.

مثلا این اعداد به مبنای دو را میشود دو جور تلفظ کرد:

1,10,11,100,101,110,111,1000
یک،ده،یازده،صد،صد و یک، صد و ده، صد و یازده، هزار
یک، یک صفر، یک یک، یک صفر صفر، ...

که در مبنای ده رایج میشود: یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت.

و آنچه اینجا گفته، اگر قید مبنا را اضافه کنیم شاید حل شود:

https://en.wikipedia.org/wiki/Binary...Representation

When spoken, binary numerals are usually read digit-by-digit, in order to distinguish them from decimal numerals. For example, the binary numeral 100 is pronounced one zero zero, rather than one hundred, to make its binary nature explicit, and for purposes of correctness. Since the binary numeral 100 represents the value four, it would be confusing to refer to the numeral as one hundred (a word that represents a completely different value, or amount). Alternatively, the binary numeral 100 can be read out as "four" (the correct value), but this does not make its binary nature explicit.
تنها قومی که مبنایی غیر از ده داشتن (تا جایی که من میدونم) سومری ها بودن که مبنای اونها ۶۰ بوده و برای ۳۶۰۰ هم عددی مثل ۱۰۰ ما داشتن، این مبنا مثل خیلی چیزهای دیگه به بابلی ها رسیده و امروز هم در بعضی محاسبات مثل تقسیم ساعت و درجه بندی زاویه دیده میشه. کمی هم دردسر درست کرده وقتی که مثلا ساعت رو بخوایم بر مبنای ده بگیم، منظورمون از ۳٫۵ همون ۳:۳۰ بوده که اگه ۳٫۳۰ بنویسیم اشتباه میشه.
حالا چطور سومری ها که قاعدتا ۱۰ انگشت داشتن دستگاه شصت شصتی رو انتخاب کردن... عجیبه خلاصه.
وقتی به نمادهای میخی اعداد سومری-بابلی نگاه می‌کنیم آثار دستگاه دهدهی رو در اون می‌بینیم:

https://en.m.wikipedia.org/wiki/Sexagesimal
تصاوير ضميمه
  

آخرين ويرايش Freedom1 ، 4 هفته پيش در 05:29AM.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #184
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 2,102
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
حتما منظور من «محال عقلی و ذاتی» نبوده.
بلی، این یک جورش است، محال عقلی هم دو جوره، فلاسفه نامش را میگذارند محال بالغیر، محال عقلی ذاتی که شما فرمودید مثال معروفش «دایره مربع» یا «تناقض» است، اما یک محال سیستمی داریم که آن هم محال عقلی است اما خودش را به صورت محال جلوه نمیدهد، مثلا آیا محال است که خدا دایره‌ای خلق کند که محیطش دقیقا سه برابر قطرش باشد؟ اینجا یک سیستم مطرح است، اگر بخواهید دایره داشته باشید نمیتوانید محطیش را دقیقا سه برابر محیطش قرار دهید، این هم محال عقلی است، فرقی نمیکند، اما ما به خدا میگوییم مگر خدا نیستی؟ پس قدرت مطلق داری، پس دایره‌ای خلق کن که محیطش مساوی سه باشد.

پشتوانه سیستم جهانی ماده/انرژی، تماما جهان ریاضی است، و ترسیم مختصات لحظه‌ای فضازمان گیتی، بدون ریاضیات ممکن نیست، و بسیاری موارد ما دقیقا با یک محال عقلی روبرو هستیم، اما چون نظم ریاضی کلی را خبر نداریم، درخواست امر محال میکنیم، یعنی مواضع رواداری و تلورانس را از مواضع قالبی و فرمال تشخیص نمیدهیم، مثلا در یک زمینه، میتوان شعاع یک دایره را افزایش داد که همزمان محیطش هم افزایش پیدا میکند، اما در زمینه دیگر نمیتوان افزایش داد چون محیط نمیتواند افزایش پیدا کند و ناچار از دایره بودن خارج میشود.
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي 4 هفته پيش   #185
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 2,102
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
تنها قومی که مبنایی غیر از ده داشتن (تا جایی که من میدونم) سومری ها بودن که مبنای اونها ۶۰ بوده و برای ۳۶۰۰ هم عددی مثل ۱۰۰ ما داشتن، این مبنا مثل خیلی چیزهای دیگه به بابلی ها رسیده و امروز هم در بعضی محاسبات مثل تقسیم ساعت و درجه بندی زاویه دیده میشه. کمی هم دردسر درست کرده وقتی که مثلا ساعت رو بخوایم بر مبنای ده بگیم، منظورمون از ۳٫۵ همون ۳:۳۰ بوده که اگه ۳٫۳۰ بنویسیم اشتباه میشه.
حالا چطور سومری ها که قاعدتا ۱۰ انگشت داشتن دستگاه شصت شصتی رو انتخاب کردن... عجیبه خلاصه.
وقتی به نمادهای میخی اعداد سومری-بابلی نگاه می‌کنیم آثار دستگاه دهدهی رو در اون می‌بینیم:

https://en.m.wikipedia.org/wiki/Sexagesimal
در کتاب آشنایی با تاریخ ریاضیات هاورد، همان ابتدای کتاب، مبنای بیست را به سرخ‌پوستان مایا نسبت میدهد، و همچنین چند مبنای دیگر هم غیر از ۶۰ ذکر میکند، مثل مبنای دوازده که دوجین-> ده، و قراص-> صد، و اینج و... دارد:
https://en.wikipedia.org/wiki/Duodecimal

این صفحه هم جالب است که همه را لیست کرده است:
https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_numeral_systems

و همانطور که اشاره کردید ظاهرا سومری‌ها هم مبنای ۶۰ به عنوان پایه اولی نداشتند، مبنای اولی همان ده است که در لوحی که آوردید معلوم است، اما یک مبنای ثانویه برای اغراض دیگر قرار دادند، که نوعا ناشی از علم نجوم و هیئت بوده است، مثلا برای ساعت که هم اکنون مبنای ۶۰ استفاده میکنیم، حتی با ذهن مردم امروز که همگی عدد شناس هستند، وقتی بپرسیم چقدر به شروع برنامه مانده؟ اگر جواب دهیم نیم ساعت، تا جواب دهیم سی دقیقه، کدام راحت‌تر است؟ حال اگر دقت کنیم چون مبنای ساعت ۶۰ است وقتی میپرسد چقدر به شروع مانده؟ میتوانیم بگوییم: نیم ساعت، ربع ساعت، سه ربع ساعت، که اینها الآن هم رایج است، و برای مردمی که عدد بیست و سی و چهل سخت بوده میگفتند: ثلث ساعت برای ۲۰ دقیقه، و دو ثلث ساعت برای ۴۰ دقیقه، و ربع برای ۱۵ دقیقه، و سه ربع برای ۴۵ دقیقه، خمس ساعت برای ۱۲ دقیقه، و سدس ساعت برای ۱۰ دقیقه، و عشر ساعت برای ۶ دقیقه، و شاید اینچ برای ۵ دقیقه، اما اگر مبنای ساعت ده بود مناسب نبود بگویند ربع ساعت، چون ده، ربع ندارد، اما ۶۰ کوچکترین عددی است که نصف و ثلث و ربع و خمس و سدس دارد اما سبع و ثمن و تسع ندارد، ولی باز عشر برای ۶ دقیقه، و اینچ برای ۵ دقیقه دارد.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي 4 هفته پيش   #186
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,076
روزنوشته ها: 6
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
بلی، این یک جورش است، محال عقلی هم دو جوره، فلاسفه نامش را میگذارند محال بالغیر، محال عقلی ذاتی که شما فرمودید مثال معروفش «دایره مربع» یا «تناقض» است، اما یک محال سیستمی داریم که آن هم محال عقلی است اما خودش را به صورت محال جلوه نمیدهد، مثلا آیا محال است که خدا دایره‌ای خلق کند که محیطش دقیقا سه برابر قطرش باشد؟ اینجا یک سیستم مطرح است، اگر بخواهید دایره داشته باشید نمیتوانید محطیش را دقیقا سه برابر محیطش قرار دهید، این هم محال عقلی است، فرقی نمیکند، اما ما به خدا میگوییم مگر خدا نیستی؟ پس قدرت مطلق داری، پس دایره‌ای خلق کن که محیطش مساوی سه باشد.

پشتوانه سیستم جهانی ماده/انرژی، تماما جهان ریاضی است، و ترسیم مختصات لحظه‌ای فضازمان گیتی، بدون ریاضیات ممکن نیست، و بسیاری موارد ما دقیقا با یک محال عقلی روبرو هستیم، اما چون نظم ریاضی کلی را خبر نداریم، درخواست امر محال میکنیم، یعنی مواضع رواداری و تلورانس را از مواضع قالبی و فرمال تشخیص نمیدهیم، مثلا در یک زمینه، میتوان شعاع یک دایره را افزایش داد که همزمان محیطش هم افزایش پیدا میکند، اما در زمینه دیگر نمیتوان افزایش داد چون محیط نمیتواند افزایش پیدا کند و ناچار از دایره بودن خارج میشود.
.
این جهان بی درد و رنج و سراسر آسایش و ... که ما قاعدتا می تونیم انتظارش رو داشته باشیم، به نام بهشت معرفی شده و محال محسوب نشده. دست کم میشد انتظار جهانی داشت که اینقدر هم آشوب و خراب نباشه.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #187
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 2,102
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
این جهان بی درد و رنج و سراسر آسایش و ... که ما قاعدتا می تونیم انتظارش رو داشته باشیم، به نام بهشت معرفی شده و محال محسوب نشده. دست کم میشد انتظار جهانی داشت که اینقدر هم آشوب و خراب نباشه.
حال چه کنیم با این همه به قول شما آشوب و خرابی؟ چه کار دست ما بر میآید؟ این صفحه را ببینید هاج و واج میشوید از آشوب و خرابی: یک نمونه آشوب و خرابی جهان ما

این صفحه را ببینید! بله درست دیدید! ۸۰ سال بعد، ساعت ۸:۴۹:۲۰ -> : ۱۳ شهریور ۸۰ سال بعد
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #188
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,076
روزنوشته ها: 6
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

از درشت جهان نجوم گاهی نگاهی به خرد جهان زیست شناسی و انبوه خطاها و آشوب های اون بیاندازین. راستش اگر اون خورشید گرفتی چهار روز هم اینور اونور بشه اونقدر مهم نیست، هرچند اون هم می‌تونه تحت تاثیر برخورد یک خرده سنگ ولگرد فضایی جابجا بشه.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #189
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 2,102
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
از درشت جهان نجوم گاهی نگاهی به خرد جهان زیست شناسی و انبوه خطاها و آشوب های اون بیاندازین. راستش اگر اون خورشید گرفتی چهار روز هم اینور اونور بشه اونقدر مهم نیست، هرچند اون هم می‌تونه تحت تاثیر برخورد یک خرده سنگ ولگرد فضایی جابجا بشه.
از خرده سنگ ولگرد شروع کنیم، چون نرم‌افزاری که محاسبه خورشیدگرفتگی ۱۰۰ سال آینده کرده، فقط سینماتیک حرکات اجرام منظومه شمسی را ملاحظه کرده، این خرده سنگ قهرا ولگرد است و مزاحمت ایجاد میکند، اما اگر ورژن جدید نرم‌افزار بتواند دینامیک دقیق حرکات منظومه شمسی را ملاحظه کند، آنگاه این خرده سنگ، اصلا ولگرد نیست، بلکه عضوی از خانواده است، و ورژن جدید، تاثیر او بر کسوف را دقیق محاسبه میکند.

و اما «خرد جهان زیست شناسی و انبوه خطاها و آشوب های اون» پس از آنجا که میدانیم جهان زیستی، زیر-اتم نیست، و سر و کارش با مولکولهاست، پس مستقیما مشمول اصل عدم قطعیت نیست، و لذا میتوان نرم‌افزاری داشت که رفتار جهان زیستی را مدل‌سازی کند، یعنی با اطلاعاتی که امروز شما از زیست‌شناسی دارید، از شما میپرسم: اگر برای رشته مهندسی ژنتیک، مکانیسم موتاسیون روشن شود، آیا میتوانیم نرم‌افزاری داشته باشیم که موتاسیون را پیش‌بینی و مدیریت کند؟ چه جواب میدهید؟ و آیا بنابر این، خطا در کلونیک را میتوان آشوب و هرج و مرج نامید؟

آیا تعبیر شما «انبوه خطاها و آشوب‌ها» را میتوان انبوه حفره‌ها دانست؟ مثل حرف آتئیستها در خدای حفره‌ها، که خودشان در برهان شر، از شرور حفره‌ها بهره بردند، خدای حفره، با شر حفره، چه فرقی میکند؟ هر دو در جایی است که جهل داریم، اگر جهل ما رفت، خدای حفره، و شر حفره، هر دو میرود، و تنها خدای حفره و سده، و نور و ظلمت، میماند.
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي 4 هفته پيش   #190
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,076
روزنوشته ها: 6
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

سوال بسیار جالبی بود، بین دانشمندان هم چنین بحثی بوده که اگر ما همه پارامترهای موثر بر یک فرایند رو داشته باشیم آیا می تونیم مسیر و سرانجام اون رو پیش بینی کنیم یا نه.
این روزها که بورس برای عده زیادی جالب یا عذاب آور شده، مثلا اگر ما بدونیم فردا همه معامله گران حقیقی و حقوقی چه قصدی دارن آیا میتونیم کل معاملات و قیمت سهام رو پیش بینی دقیق کنیم؟
من میگم نه! چون اگر شما به فرض قصد افراد رو بدونین، باز هم نمی دونین فردا چه اتفاقاتی می‌افته شاید یکی مثلا شب خوب نخوابه یا اتفاقی براش بیافته که فردا وارد معامله نشه یا تصمیمش تغییر کنه و ... یا مثلاً درباره بازی فوتبال و هر چیز دیگه، میشه تشخیص داد که شما برای چنان پیش بینی شاید مجبور باشید کل علم جهان رو به دست بیارید و بر همه چیز تسلط علمی و آماری کامل داشته باشید چون حتی یک ابهام در سوی دیگر جهان می‌تونه پیش بینی شما رو مختل کنه.
درباره زیست شناسی و فقط موضوع خاص تقسیم سلولی هم دو (یا چند) دسته رخداد مختلف می‌تونه اتفاق بیافته، یکی بحث آلل هاست و دیگری بحث موتاسیون. بحث آلل ها شبیه به اینه که شما تعدادی جفت جعبه دارین ولی از هر جفت جعبه فقط یکی رو حق دارین انتخاب کنین، فقط می دونین که در هر دوی این جفت جعبه مثلا جفت چشم هست، اما نمی دونین که آبیه یا قهوه ای، به هرحال چشم رو انتخاب می کنین. (این یک بخش قصه بود که نشون میده چرا نسل بعدی می‌تونه برخی خصوصیات پدر یا مادر خودش رو بروز نده اما خصوصیتی از سه نسل بالاتر رو بروز بده.)
اما موتاسیون شبیه به اینه که کسی اتفاقی به طرف اتاقی که شما هستین شلیک کنه و اون گلوله به یکی از جعبه ها یا اشیای دیگه داخل اتاق برخورد کنه و چیزی رو تغییر بده که ممکنه اتفاق بد یا خوب یا بدون تأثیری باشه. برای اینکه شما این قسمت رو بتونین پیش بینی کنین باید بر بخشی از ذرات جهان که به طرف این سلول میاد و همچنین ذرات یونی موجود در این سلول تسلط داشته باشید و بدونین که مثلا فلان پرتوی یونیزان قراره به کجای این ژنها برخورد کنه و چه اتفاقی بیافته، همچنین تمام رادیکال های آزاد موجود در اون سلول رو باید ازش باخبر باشید و بدونید که فلان ذره یونی قراره با این قسمت از فلان ژن واکنش بده و ... مگر کسی با قطعیت می‌تونه حاصل یک برخورد در این سطح رو پیش بینی کنه؟
بماند که بعد از چنین حادثه ای هم سیستمهایی داریم که کارشون ترمیم بخش های آسیب دیده ست و این سیستمها ممکنه به درستی DNA رو ترمیم کنن یا نکنن! چی شد..
آخر این قصه میرسیم به همون شرط پیش بینی، که باید به کل جهان تسلط کامل داشته باشید در چنین سیستم پر آشوبی که اثر پروانه ای هم به فراوانی در اون یافت میشه. پس جواب من «نه» هستش، این ممکن نیست.
راستی منظور شما از کلونیک، کلونینگ و شبیه سازی بود یا چیز دیگه ای؟ چون کلونیک به نوعی تشنج میگفتن و برای من این کلمه یادآور خاطرات بسیار تلخیه.
قسمت آخر فرمایش شما که صورتی عرفانی هم داشت به دل نشست، با سپاس.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #191
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 2,102
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
سوال بسیار جالبی بود، بین دانشمندان هم چنین بحثی بوده که اگر ما همه پارامترهای موثر بر یک فرایند رو داشته باشیم آیا می تونیم مسیر و سرانجام اون رو پیش بینی کنیم یا نه.
این روزها که بورس برای عده زیادی جالب یا عذاب آور شده، مثلا اگر ما بدونیم فردا همه معامله گران حقیقی و حقوقی چه قصدی دارن آیا میتونیم کل معاملات و قیمت سهام رو پیش بینی دقیق کنیم؟
من میگم نه! چون اگر شما به فرض قصد افراد رو بدونین، باز هم نمی دونین فردا چه اتفاقاتی می‌افته شاید یکی مثلا شب خوب نخوابه یا اتفاقی براش بیافته که فردا وارد معامله نشه یا تصمیمش تغییر کنه و ...
فرض سخن شما در همه پارامترهای مؤثر بود، و در ادامه همه را فرض نگرفتید، قصد معامله‌گران، یک پارامتر است.

نقل قول:
شما برای چنان پیش بینی شاید مجبور باشید کل علم جهان رو به دست بیارید و بر همه چیز تسلط علمی و آماری کامل داشته باشید چون حتی یک ابهام در سوی دیگر جهان می‌تونه پیش بینی شما رو مختل کنه.
أحسنت! دقیقا منظور من را با این عبارت بیان کردید، یعنی کل جهان بر علم بنا شده، و مشکل کار در این است که تسلط علمی و آماری کامل نداریم، و در نتیجه تعبیر میکنیم «انبوه خطاها و آشوب‌ها»

نقل قول:
برای اینکه شما این قسمت رو بتونین پیش بینی کنین باید بر بخشی از ذرات جهان که به طرف این سلول میاد و همچنین ذرات یونی موجود در این سلول تسلط داشته باشید و بدونین که مثلا فلان پرتوی یونیزان قراره به کجای این ژنها برخورد کنه و چه اتفاقی بیافته، همچنین تمام رادیکال های آزاد موجود در اون سلول رو باید ازش باخبر باشید و بدونید که فلان ذره یونی قراره با این قسمت از فلان ژن واکنش بده و ... مگر کسی با قطعیت می‌تونه حاصل یک برخورد در این سطح رو پیش بینی کنه؟
و أحسنت دوم! پارامترها را به زیبایی ردیف کردید، و افزودید: «مگر کسی با قطعیت می‌تونه...پیش‌بینی کنه؟» البته قبول دارید که قطعیت صفر و یک منظور شماست، و گرنه محاسبه فازی به نحوی که درصد احتمال بیشتر را تعیین کنیم، امر ممکن بلکه محقق است و روز به روز هم پیشرفت میکند.

نقل قول:
آخر این قصه میرسیم به همون شرط پیش بینی، که باید به کل جهان تسلط کامل داشته باشید در چنین سیستم پر آشوبی که اثر پروانه ای هم به فراوانی در اون یافت میشه. پس جواب من «نه» هستش، این ممکن نیست.
اگر به کل جهان، تسلط کامل داشتیم، آیا باز نام این سیستم، یک سیستم پر آشوب است؟ آشوب، تصادف و بی‌نظمی و رندم است، در بیان شما که بی نظمی دیده نمیشود، بلی اگر منظور، آشوب اصطلاح فیزیک و ریاضی است(Chaos theory)، یعنی سیستم غیر خطی، که برای ما قابل پیش‌بینی نیست، این منافاتی با سراپا نظم داشتن ندارد، و لذا سیستم‌های (deterministic chaos) هم وجود دارد.

نقل قول:
راستی منظور شما از کلونیک، کلونینگ و شبیه سازی بود یا چیز دیگه ای؟ چون کلونیک به نوعی تشنج میگفتن و برای من این کلمه یادآور خاطرات بسیار تلخیه.
بلی، معذرت میخواهم، کلونینگ(Cloning) طبیعی، منظور من بود، نه کلانیک(clonic).

نقل قول:
قسمت آخر فرمایش شما که صورتی عرفانی هم داشت به دل نشست، با سپاس.
من هم برای تشکر از مطالب خوبی که فرمودید این پست را نوشتم، و گرنه بس بود که فقط استفاده میکردم
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي 4 هفته پيش   #192
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,076
روزنوشته ها: 6
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

چون سوال پرسیدین من هم این پست رو اضافه میکنم، راستش به نظرم هر نوع شبیه سازی بر اساس خلاصه سازی و تجرید و اینجور کارها ممکن میشه، میخوام بگم برای تسلط به علم کل جهان، باید کل جهان بود. یعنی شبیه سازی کل جهان با کل جزئیات اون فقط در سیستمی که کل جهان باشه ممکنه. براش دلیل و اثباتی ندارم جز همین توضیحی که به ذهنم میرسه و گفتم.
مطمئنم شما همیشه مشغولیت کاری و ذهنی دارید و دوست ندارم وقت زیادی رو اینجا صرف کنید.
موفق باشید.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از Freedom1 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي 4 هفته پيش   #193
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 2,102
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
راستش به نظرم هر نوع شبیه سازی بر اساس خلاصه سازی و تجرید و اینجور کارها ممکن میشه، میخوام بگم برای تسلط به علم کل جهان، باید کل جهان بود. یعنی شبیه سازی کل جهان با کل جزئیات اون فقط در سیستمی که کل جهان باشه ممکنه.
یعنی کل جهان باشد در این لحظه حال معمولی؟ (نه حال ساعت متحرک با سرعت نور) ، آیا محال است که بخشی از قطعه آینده را اطلاع قطعی پیدا کند بدون اینکه کل جهان شود؟ مثل اینکه فرض بگیریم کسی خواب آینده میبیند آیا ممکن است این تکنولوژی شود؟ تکنولوژی شدن امروزه Quantum teleportation را زمان اینشتن به راحتی باور میکردند؟ آیا محال است نظریه سفر به زمان آینده به تکنولوژی ختم شود؟ این مقاله مال همین اردیبهشت امسال است: Time travel into the future is totally possible
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي 4 هفته پيش   #194
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,076
روزنوشته ها: 6
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

معمای قدیمی دوقلوها و پدربزرگ و غیره
اگر یک مسافر فضایی با سرعت نزدیک به نور مدتی در فضا حرکت کنه و مثلا ۱۰ ثانیه نسبت به زمان ما جلوتر بیافته و بعد به زمین برگرده، می‌تونه حوادث رو ۱۰ ثانیه زودتر از ما متوجه بشه؟ آیا می‌تونه به من که ۱۰ ثانیه عقب تر هستم خبر بده؟
یا اینکه اون در زمان خودش هست و من در زمان خودم و من و اون متوجه نمی‌شیم که اون ده ثانیه جلوتره و بنابراین اون نمیتونه از ۱۰ ثانیه بعد به من خبری بده؟
ویرایش کردم که بیشتر توضیح بدم چون حس کردم سوالم رو خوب نپرسیدم.
اگر این فرد سی سال (به زمان ما و مثلا ۵ سال به زمان خودش) بعد به زمین برگرده از عمر اون فرد ۵ سال و از عمر ما ۳۰ سال گذشته، اما از اون لحظه که برمیگرده ما جهان رو مثل هم می بینیم و اون نمیتونه خبری از آینده بیاره، فقط ۲۵ سال از ما جوان تره، مسافرت به آینده یک طرفه ست و فقط به همین صورت ممکنه و کاربردی برای پیش گویی نداره، و مسافرت به گذشته هم ممکن نیست یعنی اینکه فردی رو به گذشته مثلا ۱۰ یا ۱۰۰۰ سال قبل بفرستیم و بتونه با مردم در اون زمان دیدار کنه و به اونها خبر بده، این ممکن نیست، دست کم اینجور به نظر میاد که فقط میشه گذشت زمان رو (نسبت به یک ناظر دیگه) کندتر کرد اما نمیشه اون رو منفی کرد، شاید روزی بشه در ابعاد جهان دستکاری کرد و ... نمیدونم.
درباره موتاسیون حساب شده هم چندین دهه هست که در ژنتیک پنبه و گندم و ... با تابش پرتوهای گاما دستکاری میکنن چون ساختار ژنتیکی و سلولی گیاهان این قابلیت رو داره (مثلا دچار سرطان نمیشن) و موقع جوانه زدن که در حال تقسیم سلولی هستن میشه چنین کاری با اونها کرد اما اگر همین کار رو با جنین موش یا انسان انجام بدین یا ظرف چند ساعت میمیره یا دچار سرطان ها و نارسایی های وخیم میشه.

آخرين ويرايش Freedom1 ، 4 هفته پيش در 07:28AM.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #195
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 2,102
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
اما از اون لحظه که برمیگرده ما جهان رو مثل هم می بینیم...
بلی، ولی سؤال این است که خلاصه کل جهان، بدون زمان است یا به تعبیر دیگر شامل همه زمانهاست یا میتوان کل جهان را در لحظه خاص در نظر گرفت؟ این لحظه کدام است؟ لحظه ما یا لحظه کسی که نزدیک سرعت نور سیر میکند؟ بخصوص با ملاحظه مثل کتاب باربور The End of Time

البته یک نوع اطلاع بر گذشته است که ظاهرا مشکلی ندارد و آن دیر رسیدن نور از وقوع حادثه است، نوری که یک سال نوری پیموده تا به ما رسیده، واقعه یک سال پیش را به صورت حال به ما نشان میدهد، و مشکل معماها معمولا از این است که میخواهند به گذشته یا آینده سفر کنند و کار هم انجام دهند، اما اگر سفر به صورت کاملا علمی و مطلع شدن باشد این پارادوکس‌ها پیش نمیآید.
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
احمدی نژاد, انرژی هسته‌ای


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 06:37AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts