بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > اخبار و سياست

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو ارزيابي گفتگو
قديمي Thursday 16 July 2009   #1
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 37
پاسخ‌ها: 33,804
روزنوشته ها: 10
تصاویر دلخراشی از حمله وحوش به جوانان مردم و اموال عمومی

تصاویری از اغتشاش های تهران

ژوئن 22, 2009
آنچه می بینید تصاویری از جنایات سبزپوش هاست که در روزهای اخیر در تهران اتفاق افتاده است:
1. ضرب و جرح سرباز نیروی انتظامی در حالی که نه حکم تیر داشت و نه حتی حکم حمله؛
2. حمله به پلیس و به آتش کشاندن اتومبیل نیروی انتظامی

__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از صبح بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 16 July 2009   #2
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 37
پاسخ‌ها: 33,804
روزنوشته ها: 10
ج: تصاویر دلخراشی از حمله وحوش به جوانان مردم و اموال عمومی

3. چماق به دستان سبزپوش؛
4. حمله ی سبزپوش ها با سنگ به جان و مال مردم؛
5. به آتش کشیدن اموال مردم
6. بعضی از مقصرین اصلی این کشتار؛
——————————————
پ.ن:
1. پوشیدن لباس سبز لزوما به معنای حمایت یا رأی دادن به یک کاندیدای معلوم ـ و حتی شرکت در انتخابات ـ نیست.
2. اگرچه پلیس هم در درگیری های اخیر، عده ای را مجروح یا دستگیر کرده است ـ همان گونه که بعضی مخالفان نظام در وبلاگها و سایتهایشان به نمایش گذاشته اند ـ ولی باید مقصّر یا مقصّران اصلی یک جنایت یا آشوب را پیدا کرد.
3. درباره ی بند 6، این دو مطلب را حتما بخوانید: + و +
4. مرتبط: مصدومانی که در غبار هیاهو دیده نشدند
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از صبح بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 16 July 2009   #3
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 37
پاسخ‌ها: 33,804
روزنوشته ها: 10
ج: تصاویر دلخراشی از حمله وحوش به جوانان مردم و اموال عمومی

راننده وانتی که به خاطر عکس احمدی نژاد مضروب شد

خشونت سانسور شده: یک شاهد عینی که مشخصاتش نزد مدیران وبلاگ محفوظ است، روایت خود را از حادثه ای که ۱۳ خرداد روی داده، با ما در میان گذاشته است. در ادامه این خاطره را می خوانیم:

"تاریخ این حادثه تلخ را خوب به یاد دارم، چون در همان شبی بود که همه منتظر مناظره احمدی نژاد و موسوی در تلویزیون بودند. مناظره ای که قرار بود یکی دو ساعت بعد برگزار شود.





ساکن محله تهرانپارس نیستم. برای انجام کاری شخصی به تهرانپارس رفته بودم که در خیابان با صحنه پر سر و صدایی مواجه شدم. چند جوان که چندتایشان مچ بند سبز داشتند، با داد و فریاد و فحاشی، راننده وانتی که پوستر احمدی نژاد را به شیشه و در ماشینش چسبانده بود دوره کرده بودند. آنها به زور، راننده وانت را از خودرویش خارج کردند و زیر مشت و لگد گرفتند. یکی از آنها با قفل فرمان به جان ماشین افتاده بود و شیشه ای را که عکس احمدی نژاد روی آن چسبانده شده بود شکست. پوسترهای احمدی نژاد را هم از ماشین کندند و ریز ریز کردند. اول کسی جرات نمی کرد به داد راننده ماشین که خونین و مالین شده بود برسد. کم کم مردم جمع شدند و او را از زیر دست و پای آن جوانها بیرون کشیدند."
شاهد این روایت می گوید: "خیلی تلخ است آن کسانی که فضای آرام کشور را به سمت خشونت بردند و ضربه های اول را زدند، قبل از انتخابات به صورت دختران احمدی نژادی اسید پاشیدند، روز ۲۳ خرداد در خیابان مطهری و جهان کودک، اتوبوس آتش زدند، حالا مدعی شده اند و چهره مظلوم به خود گرفته اند."

لازم به ذکر است که وبلاگ خشونت سانسور شده، از گزارشهای مستند یا عکسها و فیلمهای تهیه شده توسط خوانندگانِ وبلاگ در خصوص خشونتهای آشوبگران استقبال می کند. در صورتی که گزارشهای این خوانندگان بدون فیلم یا عکس باشد، لازم است که شماره تلفن تماسی را از خود در اختیار ما بگذارند تا با ایشان تماس گرفته شود و بدینوسیله از نشر بدون مسئولیت شایعات و گزارشهای ساختگی جلوگیری شود.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از صبح بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 16 July 2009   #4
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 37
پاسخ‌ها: 33,804
روزنوشته ها: 10
ج: تصاویر دلخراشی از حمله وحوش به جوانان مردم و اموال عمومی

جوان مضروب پس از بيست روز از بخش مراقبت هاي ويژه خارج شد

خشونت سانسور شده: هر بار با شمارش استخوانهاي شكسته‌اش به مرور مزاياي آزادي‌اي مي‌پردازد كه طرفداران يكي از نامزدهاي رياست جمهوري با شعار آزادي بر روي بدنش به يادگار گذاشتند.
حسين شمسيان كه فارغ‌التحصيل يكي از دانشگاههاي تهران است، بعد از گذشت 20 روز تازه از مراقبت هاي ويژه خارج شده و به سختي تكلم مي‌كند، اولين خواسته اش هم اين است فرزندش را كه تازه دوسالش شده و طرفداران آزادي او را از حضور در جشن تولدش محروم كردند! ببيند.








از او درباره چگونگي مجروح شدنش مي‌پرسم كه بريده بريده مي‌گويد:«براي حضور در جمع حاميان دكتر احمدي نژاد عازم مصلاي تهران شدم. بعد از پايان مراسم و زماني كه دوستداران آقاي احمدي نژاد خيابان هاي اطراف مصلا را ترك كرده بودند در بزرگراه مدرس متوجه شدم كه بنزين موتورم تمام شده است. به آرامي موتور را گوشه اي پارك كردم و كنار آن ايستادم تا بنزين تهيه كنم. بر روي موتور پرچم ايران و تصوير دكتر احمدي‌نژاد نصب بود. در اين ميان متوجه شدم تعدادي ماشين كه پوستر آقاي موسوي بر روي آنها نصب شده بود در حال حركت به سمت من هستند و در يك لحظه يكي از آن ماشين ها با ضربه شديد مرا نقش زمين كرد و يك ماشين ديگر هم از روي پاي راستم گذشت. بعد هم تعدادي از آنها از ماشين پياده شده و به سمت من آمدند. تنها چيزي كه بعد از آن فهميدم مشت و لگدي بود كه بر سر و صورتم مي خورد و ديگر هيچ نفهميدم.»
يكي از بستگانش نيز به توضيح اتفاقات بعد از اين حادثه مي پردازد: «بعد از ضرب و شتم شديد حسين چند ساعتي بدنش همينطور در كنار خيابان مي‌ماند تا اينكه اورژانس در آن ترافيك شديد او را به بيمارستان فيروزگر منتقل مي‌كند. به دليل وخامت حال او را به بيمارستان آتيه منتقل كرديم و در ICU بستري شد. بعد از چند روز دو عمل بر پاي راستش كه از چند نقطه داراي شكستگي شديد شده بود انجام شد، مقداري كه حال او بهتر شده بود اما دوباره زخم هايش عفونت كرد و به دستور پزشك در بيمارستان شهريار بستري و دوباره عمل جراحي بر پايش انجام شد.»
بعد از حسين مي‌پرسم كه مسئول اين حادثه را چه كساني مي داني كه مي گويد: «من از كسي شكايتي ندارم اما سؤال من از آقايان اين است كه آيا نصب پرچم جمهوري اسلامي و فردي كه دوست داري رئيس جمهورت شود بر وسيله شخصي آن هم در زمان قانوني تبليغات، جرم است؟ من فقط متأسفم از اينكه اين خشونت‌ها توسط كساني انجام مي‌شود كه دم از آزادي عقيده و قانونگرايي مي‌زنند.» از او سؤالي هم درباره اغتشاشات اخير مي‌پرسم كه پرسشم را با سؤالي پاسخ مي‌دهد: «آيا از كساني كه اينچنين آشكارا يك نفر را بدون هيچ گناهي و فقط به اين خاطر كه مخالف نظر آنها حرف مي‌زند با ماشين زير گرفته و بعد به قصد كشت مي‌زنند توقع داري كه جان و مال مردم برايشان محترم باشد؟! اينها نه قانون را قبول دارند و نه به حقوق مردم پايبندند.»
و بعد ادامه مي دهد: «ملت ايران هميشه در تمام مراحل پيروز بودند، هستند و خواهند بود و با اينگونه دسيسه‌هاي دشمنان اسلام از اهداف والاي خود كه همانا ادامه دادن راه امام خميني و شهدا و پيروي از خط ولايت است، عقب نشيني نخواهند كرد.»حسين سخنان خود را اينگونه پايان مي دهد: «خبر موفقيت دكتر احمدي نژاد در انتخابات و اقبال مردم به ايشان دردهاي جورواجور مرا كاهش داد و از شما مي‌خواهم كه پيام تبريك مرا به ايشان برسانيد و اميدوارم بتوانم با بهبودي ام نذرهايي را كه براي پيروزي او كرده بودم ادا كنم.»
شایان ذکر است وبلاگ خشونت سانسور شده قبلا خبری در باره بستری شدن حسین شمسیان و وضعیت جسمانی او کار کرده بود.
منبع: روزنامه ایران
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از صبح بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 16 July 2009   #5
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 37
پاسخ‌ها: 33,804
روزنوشته ها: 10
ج: تصاویر دلخراشی از حمله وحوش به جوانان مردم و اموال عمومی

جانباز شیمیایی با 18 ضربه چاقو مجروح، بیهوش و راهی بیمارستان شد

خشونت سانسور شده: یک جانباز شیمیایی که در اغتشاشات اخیر تهران با 18 ضربه چاقو به شدت مجروح شده بود، جان سالم به در برد.
محمد حسین رجب زاده جانباز شیمیایی که در حوادث اخیر تهران به ضرب چاقو و ضرب و شتم مجروح شده است از دوباره جانباز شدنش در اغتشاشات تهران گفت:ساعت 10 شام شنبه 30 خرداد بود که به همراه تعدادی از بچه های پایگاه بسیج شهید یزدی نژاد با موتور به طرف میدان فاطمی رفتیم. میدان فاطمی شلوغ بود ولی درگیری زیادی رخ نداده بود. وقتی وارد خیابان ولیعصر شدیم به ما توسط بی سیم اطلاع دادند که در بلوار کشاورز درگیری شدیدی بین اغتشاش گران و نیروهای بسیج رخ داده است و ما به سرعت حرکت کردیم.


وی گفت: قرار بود موتورسوارها با هم حرکت کنند چرا که اگر بین ماشین ها گیر می کردیم صد در صد مورد حمله قرار می گرفتیم. با حضور ما شلوغی بلوار کشاورز آرام تر شد و توانستیم اغتشاش گران را متفرق کنیم. همه چیز طبیعی بود تا اینکه به طرف خیابان جلال آل احمد(امیرآباد شمالی) حرکت کردیم. نزدیک بیمارستان شریعتی که رسیدیم با زنجیره ای از ماشین ها روبرو شدیم که تعداد زیادی از آنها بدون سرنشین و تعدادی نیز با شیشه های شکسته راه خیابان را بسته بودند. گروه موتورسواران بسیجی بین دو پل هوایی توقف کردند تا وضعیت را آرام کنند. ناگهان اغتشاش گران از بالای پل شروع به فحاشی به ما کردند. فحش های رکیک آن ها قابل بازگو کردن نیست. یکی از فحش هایی که به ما می دادند این بود. به ما می گفتند "سگهای صهیونیست"! بعد شروع به پرتاب سنگ و اشیاء فلزی کردند. آنقدر حملات شدید بود که موتور سوارها به سرعت محل را ترک کردند. وقتی که سر موتور را برگرداندم تا حرکت کنم یک پاره آجر محکم به پای راستم برخورد کرد و پایم کاملا بی حس شد و در همین حین یک نفر به قصد شکستن گردنم به من حمله کرد و من به زمین افتادم.
رجب زاده ادامه داد: موج بیش از 50 نفره اغتشاش گران به حدی بود که مرا تا فاصله چند متری روی زمین کشیدند و با مشت و لگد مرا می زدند. در این میان یک جوان بیست و چندساله مرا با 18 ضربه چاقو مجروح کرد. 2 ضربه این چاقو به پهلو و ران من اصابت کرد که بیهوش شدم. فقط یادم می آید که یک نفر مرا ترک موتورش گذاشت و به طرف اورژانس هلال احمر برد. آنقدر خونریزی زیاد بود که اورژانس نتوانست کاری انجام دهد و در آن شلوغی یک نفر که خداوند انشاء ا... خیرش دهد مرا با ماشین به بیمارستان ساسان برد. اورژانس ساسان اقدامات اولیه درمانی را انجام داد ولی بعد که قرار شد مرا به اطاق عمل منتقل کنند گفتند باید اول مبلغ عمل را پرداخت کنید زیرا نمی توانیم با بیمه تکمیلی ایشان را پذیرش کنیم. برای اینکه در اثر شورش خیابانی مجروح شده است! همسرم با گریه و زاری می گفت: شوهرم جانباز شیمیایی است و از طرف سپاه و بسیج ماموریت داشته تا اغتشاشات را آرام کند ولی آنها قبول نمی کردند. جو بیمارستان کاملا علیه ما بود!
وی افزود: به وساطت یکی از مسوولان بخش، عمل انجام شد و قرار شد نامه ای از سپاه برای بیمارستان بیاوریم. البته کارت جانبازی و دفترچه بیمه ما را به عنوان وثیقه گرفتند!
محمد حسین رجب زاده در خصوص اغتشاشگران گفت: آرزو دارم زمانی که آنان را دستگیر کردند، به آن جوانی که مرا چاقو زد بگویم به کدامین گناه قصد کشتن مرا داشتی؟
رجب زاده در ادامه گفت: صحنه ها و چهره هایی را که می دیدم و فحاشی هایی را که می شنیدم از طرف حامیان موسوی، کروبی، رضایی یا احمدی نژاد نبود بلکه تمامی آنها اصلا نظام را قبول نداشتند. آنها به رهبری، ریاست جمهوری و کل نظام فحاشی می کردند و تنها خواسته آنان سرنگونی نظام بود.
محمد حسین رجب زاده متولد سال 1331 در تهران است. او از سال 60 تا 65 در قالب لشگر محمد رسول ا.. در مناطق عملیاتی فتح المبین، دشت عباس، سوسنگرد، بستان، والفجر مقدماتی، خیبر و شلمچه حضور داشت.
منبع: +
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از صبح بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 16 July 2009   #6
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 37
پاسخ‌ها: 33,804
روزنوشته ها: 10
ج: تصاویر دلخراشی از حمله وحوش به جوانان مردم و اموال عمومی

فیلم: شهروندی که به دلیل ظاهر مذهبی در حضور زن و فرزندش مجروح شد

خشونت سانسور شده: محمدقاسمي ساكن تهران به همراه همسر خود كه در اغتشاشات اخير به شدت مجروح شده‌اند در مصاحبه‌اي با شبكه خبري ساعت ۱۴‬صداوسيما به بيان جزئيات آلام خود در جريان حملات آشوب طلبان پرداختند.
قاسمي گفت: روز شنبه ‪ ۳۰‬خرداد ماه همراه همسر و پسرم مهمان داشتيم كه قرار شد تا ايشان را به منزلشان در خيابان آزادي برسانم.
وي افزود: ناگهان متوجه شدم كه ده متر جلوتر و عقب تر اتومبيل اينجانب توسط عده‌اي چماقدار نقابدار كه برخي از آنان پارچه‌هاي سبز داشتند بسته شد.
همسر قاسمي در ادامه تائيد اظهارات وي گفت: ‪ ۲‬موتور سوار كه مقابل اتومبيل ما بودند وحشيانه به يك فرد بسيجي حمله كردند و وي را مضروب ساختند.
در اين هنگام به سمت اتومبيل ما حمله ور شدند و شيشه‌هاي آنرا شكستند، كودك من كه ترسيده بود به شدت گريه مي‌كرد.
قاسمي در تائيد گفته‌هاي همسر خود افزود: افراد موتور سوار به همراه تعدادي ديگر از اراذل و اوباش كه هويت آنان را نمي‌دانم با نهايت بي‌رحمي به من حمله كردند و مرا پشت ماشين كشانده و با چوب و سلاح سرد مرا مضروب ساختند.
اين شهروند تهراني در افشاي جنايات مدعيان دروغين قانون گرايي ادامه داد: اوباش با ضربات چاقو و كلاه كاسكت و چوب آنچنان ضربه‌اي زدند كه بلافاصله ابروها و لبهايم تركيد و اين افراد حتي به همسر و كودك خرد سال من نيز رحم نكرده و آنها را مجروح ساختند.
وي در ادامه افزود: نيروهاي هلال احمر مرا به همراه خانواده ام در اتومبيل خودم انداختند و به بيمارستان منتقل ساختند.
قاسمي تصريح كرد:اي كاش اين اتفاقات رخ نمي‌داد و اين افراد فريب خورده اندكي به خود مي‌آمدند و به نتيجه اعمال خود فكر مي‌كردند.
وي در پايان خاطر نشان ساخت: بسياري از خانواده‌ها با اتومبيل خود امرار معاش مي‌كنند و تمام زندگي آنان از جابه جايي مسافر تامين مي‌شود كه با يك اقدام خرابكارانه ممكن است تمام هستي اين افراد كه وسيله نقليه آنان است.

فیلم مصاحبه با قاسمی و همسرش و همچنین صحنه مضروب شدن او را در اینجا ببینید.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از صبح بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
مخملی, اراذل, اغتشاش, اوباش, انقلاب, سبز, شورش, وحوش


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو
ارزيابي اين گفتگو
ارزيابي اين گفتگو:

قوانين ارسال نوشته
شما می توانید سرنگار جدید ارسال کنید.
شما می توانید پاسخ ارسال کنید.
شما می توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 02:24AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts