بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Sunday 11 February 2018   #61
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,297
ج: «راحت بخواب عثمان!»

وقتی سخن از تحقیق و محقق می شود به طور طبیعی تضارب آراء هم پدید می آید. زیرا بخش مهمی از تاریخ علاوه بر اسناد تاریخی، شامل برداشت های مورخان و محققان است و قطعا همه برداشت ها یکسان نیست (در جایی که اسناد تاریخی متعدد، متفاوت و گاه متناقض باشد، این موضوع اهمیت بیشتری دارد)
مثلا مولف شهید جاوید در باره قیام سیدالشهدا یک نظر و برداشت دارد، اما مولف شهید آگاه خلاف او نظر دیگری دارد و این رویه در میان علما طبیعی است و نحله ها و مشارب فکری و کلامی و فقهی و نیز تاریخی از این امر نشأت یافته است.
اختلاف شهید مطهری و استاد شعرانی هم بنظرم در تحلیل است. اولی می گوید بیشتر روایات روضة الشهدا دروغ است، اما دومی می گوید واعظ کاشفی کسی نیست که دروغ بگوید و احتمالا اسنادی داشته که اکنون موجود نیست و در عین حال با اشاره به مساله تاثیرگذاری وعظ، ضعف روایی کتاب را رد نکرده و گفته: رسم وعاظ چنین است که سخنانی بگویند که بیشتر در دل مردم اثر کند و در ذهنشان نشیند و هر نقل یا روایتی را که مفید این معنی باشد، ولو سلسلهٔ راویان آن ضعیف باشد، ممنوع نمی‌شمارند...

من قصد رد یا تایید روضة الشهدا را ندارم و در ضمن نگفتم در دوره صفویه نگاشته شده و در عبارت منقول هم درویشان صفوی آمده بود، نه حکام صفوی (و البته بهتر است گفته می شد درویشان صوفی). فقط خواستم اشاره به رواج این کتاب در زمان صفویه کنم که الی زماننا هذا آثار آن همچنان پابرجاست. بلی سیاست حکومت ها به فرهنگ سازی و نهادینه سازی خرده فرهنگ ها کمک می کند و از طرفی از فرهنگ جامعه تاثر می پذیرد و در واقع مکمل یکدیگر هستند.

در باره سند نیز باید بگویم اقوال محققان خصوصا زمانی که متواتر است و نیز شواهد و قرائن تاریخی و تحلیل های منطقی خود سند است. حال شما در این گزاره که روضة الشهدا در زمان صفویه و قاجار رواج یافت تردید دارید به این دلیل که سند تاریخی ندارد، اشکالی ندارد، آن را نپذیرید.

اساس گزاره فوق مبتنی بر یک صغرا و کبرای ساده است:
صفویه تشیع را مذهب رسمی قرار داد و تشیع برای قوام و تقویت و توسعه نیاز به نماد و آیین داشت. استنتاج منطقی این است که صفویه به آیین و نمادها از جمله روضه خوانی و عزاداری اهتمام نشان داد و بلکه آن را نهادینه کرد.
آیا در این میان روضة الشهدای واعظ کاشفی که به دلیل نثر جذاب و قصه پردازی قوی مخاطب فراوانی یافته بود، آیا ممکن است از نگاه صفویه دور مانده باشد؟ بر فرض که صفویه این کتاب را ندیده یا اهتمامی بدان نداشته بعدها و خصوصا در زمان قاجار چطور؟ اساسا واژه روضه و روضه خوانی که اکنون نیز متداول است از کجا آمده است؟

من ادعا ندارم همه موارد فوق صددرصد صحیح است، اما عقل و منطق می گوید تا حد زیادی درست است و بلکه خلاف آن مستبعد و غیرمنطقی است.
و البته شما هم اگر اقوال محققان (و یا اسناد تاریخی) را در رد این گزاره و یا اثبات گزاره های دیگر بیاورید بحث غنای بیشتری پیدا می کند و بنده استقبال می کنم.

آخرين ويرايش ناقد ، Sunday 11 February 2018 در 08:08PM.
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 11 February 2018   #62
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
وقتی سخن از تحقیق و محقق می شود به طور طبیعی تضارب آراء هم پدید می آید. زیرا بخش مهمی از تاریخ علاوه بر اسناد تاریخی، شامل برداشت های مورخان و محققان است و قطعا همه برداشت ها یکسان نیست (در جایی که اسناد تاریخی متعدد، متفاوت و گاه متناقض باشد، این موضوع اهمیت بیشتری دارد)
مثلا مولف شهید جاوید در باره قیام سیدالشهدا یک نظر و برداشت دارد، اما مولف شهید آگاه خلاف او نظر دیگری دارد و این رویه در میان علما طبیعی است و نحله ها و مشارب فکری و کلامی و فقهی و نیز تاریخی از این امر نشأت یافته است.
اختلاف شهید مطهری و استاد شعرانی هم بنظرم در تحلیل است. اولی می گوید بیشتر روایات روضة الشهدا دروغ است، اما دومی می گوید واعظ کاشفی کسی نیست که دروغ بگوید و احتمالا اسنادی داشته که اکنون موجود نیست و در عین حال با اشاره به مساله تاثیرگذاری وعظ، ضعف روایی کتاب را رد نکرده و گفته: رسم وعاظ چنین است که سخنانی بگویند که بیشتر در دل مردم اثر کند و در ذهنشان نشیند و هر نقل یا روایتی را که مفید این معنی باشد، ولو سلسلهٔ راویان آن ضعیف باشد، ممنوع نمی‌شمارند...

من قصد رد یا تایید روضة الشهدا را ندارم و در ضمن نگفتم در دوره صفویه نگاشته شده و در عبارت منقول هم درویشان صفوی آمده بود، نه حکام صفوی (و البته بهتر است گفته می شد درویشان صوفی). فقط خواستم اشاره به رواج این کتاب در زمان صفویه کنم که الی زماننا هذا آثار آن همچنان پابرجاست. بلی سیاست حکومت ها به فرهنگ سازی و نهادینه سازی خرده فرهنگ ها کمک می کند و از طرفی از فرهنگ جامعه تاثر می پذیرد و در واقع مکمل یکدیگر هستند.

در باره سند نیز باید بگویم اقوال محققان خصوصا زمانی که متواتر است و نیز شواهد و قرائن تاریخی و تحلیل های منطقی خود سند است. حال شما در این گزاره که روضة الشهدا در زمان صفویه و قاجار رواج یافت تردید دارید به این دلیل که سند تاریخی ندارد، اشکالی ندارد، آن را نپذیرید.

اساس گزاره فوق مبتنی بر یک صغرا و کبرای ساده است:
صفویه تشیع را مذهب رسمی قرار داد و تشیع برای قوام و تقویت و توسعه نیاز به نماد و آیین داشت. استنتاج منطقی این است که صفویه به آیین و نمادها از جمله روضه خوانی و عزاداری اهتمام نشان داد و بلکه آن را نهادینه کرد.
آیا در این میان روضة الشهدای واعظ کاشفی که به دلیل نثر جذاب و قصه پردازی قوی مخاطب فراوانی یافته بود، آیا ممکن است از نگاه صفویه دور مانده باشد؟ بر فرض که صفویه این کتاب را ندیده یا اهتمامی بدان نداشته بعدها و خصوصا در زمان قاجار چطور؟ اساسا واژه روضه و روضه خوانی که اکنون نیز متداول است از کجا آمده است؟

من ادعا ندارم همه موارد فوق صددرصد صحیح است، اما عقل و منطق می گوید تا حد زیادی درست است و بلکه خلاف آن مستبعد و غیرمنطقی است.
و البته شما هم اگر اقوال محققان (و یا اسناد تاریخی) را در رد این گزاره و یا اثبات گزاره های دیگر بیاورید بحث غنای بیشتری پیدا می کند و بنده استقبال می کنم.
دوست گرامی، با محتوای این پست شما موافقم.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 11 February 2018   #63
مجیدماجد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
پاسخ‌ها: 982
روزنوشته ها: 2
ج: «راحت بخواب عثمان!»

[quote]
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
مطلب کاملا صحیحی است، اما همانطور که باید در قبال سؤال مردم پاسخ قانع کننده داشته باشند، قبل از آن باید در مقابل خداوند متعال و صاحب شرع پاسخ‌گو باشند، چرا؟ چون میخواهند فتوای خود را به عنوان نظر شرع به مردم عرضه کنند، لذا اگر بگویند کاری حرام است، یا مالی به بیت المال ریخته شود، باید مطمئن باشند که این نظر شرع است.
تمام داستان همین است !
کسانی که با استفاده از منابع شرع مطلا کردن قرآن و گنبد و بارگاه را بیش از مبارزه با فقر و محرومیت شیعه تعظیم شعائر میدانند باید بفرمایند براساس کدام آیه روایت و یا کار عقلی این نظر را از شرع استخراج کرده اند .



نقل قول:
به هر حال گمان میکنم که از صمیم قلب، دغدغه شما را درک میکنم، و آن را میستایم، اما همچنین گمان میکنم که این بخشی از مطلب است، و جهات دیگر هست که اگر دو کار بکنید نافع میشود، یکی کار میدانی است، یعنی مثلا ده بیست سال مباشر اطعام ایتام و فقرا بشوید، و دوم یک سری مطالعات تاریخی در همین زمینه مورد علاقه خودتان.

خداوند متعال بر توفیقات شما و ما بیفزاید، و همه را از لغزش حفظ کند.
از پیشنهاد و راهنماییتان متشکرم .
اجازه بفرمایید حقیر هم احتمالی بر وجود جهات دیگر این مطلب بدهم .
حسین آقای عزیز وقتی شما خودتان سالها مطالعه کردید و من خودم میبینم در مباحث اعتقادی ماشاالله چگونه آتییستها و اهل تسنن را مجاب مینمایید و حتی به نظرشخصی من در بسیاری موارد آنان را به مرحله بهت میرسانید اینجا میفرمایید "جهات دیگر " هست !
آن چه جهاتی هست که کسی مثل آقای حسین قادر به توضیح آن نیست ؟!
جسارتا آن جهت به نظر حقیر همان "رگ عوامی " است که یکی از علما برای روزه گرفتن در حین بیماری گفته بود .
به هرحال ما همگی در محیطی بزرگ شدیم که به برخی مسائل عادت کردیم و حالا دست برداشتن از آن سخت است خصوصا اگر ترس از ابهت معصومین علیهم السلام هم وجود داشته باشد .
اینکه میبینید فلان عالم طلا برای گنبد میدهد بیشتر مبین آن ضرب المثل است که کوههای بلند دره های عمیقی در کنار خود دارند .
انشالله جسارت مرا ببخشید و حلال کنید .
چون بلد نبودم دو پست شما را در یکجا بیاورم به پست دیگر شما جداگانه خواهم پرداخت
مجیدماجد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 12 February 2018   #64
مجیدماجد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
پاسخ‌ها: 982
روزنوشته ها: 2
ج: «راحت بخواب عثمان!»

[quote]
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
مسأله اسراف و تبذیر، دقیق است، و همانطور که عرض کردم نمیشود وقتی کسی یک پوست گاو نر، پر از طلا ونقره مهریه داد، بگوییم این خلاف قرآن است و آیه یکنزون الذهب و الفضه بخوانیم، یک عقد ساده و یک تشکیل خانواده مگر چقدر است که بخواهد این همه طلای جامعه را به خود اختصاص دهد؟
حسین آقای عزیز ازدواج نوعی معامله هست که طرفین باید بر عهد خود پایبند باشند !
این ربطی به کارهای موسوم به خیرات ندارد وگرنه حتی در باره خیرات مالی هم اسراف نهی شده و جالب آنکه در قرآن اسراف در بخشش مالی نهی گردیده است .
وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ۛ وَأَحْسِنُوا ۛ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ

نقل قول:
در روایت جالبی در کافی آمده که میپرسد از آرد (یا روغن زیت) برای تدلیک پس از تنویر در حمام استفاده شود، و وقتی حضرت جواب میدهند که مانعی ندارد میگوید: يزعمون أنه إسراف‏، مردم گمان میکنند که این اسراف است، حضرت جواب دادند که هر چه برای بدن نافع است که اسراف نیست، إنما الإسراف فيما أتلف المال و أضر بالبدن، اسراف آنجاست که مال تلف شود و به بدن ضرر برساند.
این بدیهی هست . اگر در مطلا کردن قرآن و یا گنبد نفعی به انسانها میرسید که اصلا اشکالی گرفته نمیشد !
نقل قول:
و اما قرآن مطلا، پس از قدیم بوده و انواعی داشته، و رسم شدن اینکه در تمام مصاحف در دست مسلمین طلا وجود داشته باشد، کار پسندیده‌ای نیست، و لذا وقتی از حضرت سؤال میکند (روایت تهذیب) که شغل من این است که قرآن را طلاکاری میکنم فرمودند که کار شایسته‌ای نیست و اگر به خاطر خدا این کار را رها کنی خدا برایت راهگشا قرار میدهد، اما ممنوع نیست، در روایت کافی آمده: ليس بتحلية المصاحف و السيوف بالذهب و الفضة بأس‏، زینت کردن مصحف و شمشیر به طلا و نقره حرام نیست، و در روایت همین باب کافی، توضیح سیف پیامبر خدا ص هم آمده است، و رساله ذهبیه امام رضا ع که معروف است، وجه تسمیه‌اش این است که مأمون دستور داد تا با طلا نوشته شود.
این فرمایشتان خیلی جالب بود .ممنون حسین آقای عزیز تا حالا نمیدانستم در زمان معصومین (البته نمیدانم کدام حضرت منظورتان است ) هم مطلا کردن قرآن وجود داشته اما نکته جالبترذ اینکه همان معصوم علیه السلام هم اینکار را نهی کرده .
در واقع من نمیدانم از نظر فقه اعمال چگونه به حلال و حرام مباح تقسیم میشود اما میدانم وقتی کاری نهی شده احتمال اینکه آنکار را مستحب دانست کم میشود ! حسین آقا به نظر شما کار نهی شده از طرف معصوم اگر چه حرام نباشد اما میشود مستحب قلمداد نمود ؟!


ا
نقل قول:
ما اصالت دادن به طلا، پس حرف صحیحی است، و هر شیعه که طلا هدیه میکند به حرم، و سپس در دلش میگوید خوش به حال امام که طلا دارد، از فرهنگ شیعه دور است.
خب حسین آقا بفرمایید وقتی کسی طلا را برای مطلا کردن گنبد هدیه میدهد مگر غیر از این است که بهترین چیز خود را که آرزوئ داشتنش را دارد هدیه داده ؟! و خود بخود این معنی تداعی میشود ! واقعا غیر از این است ؟!
و البته چقدر باعث تاسف است که ما نماز روزه یا صدقه و حسن خلق و انواع حسنات دیگر را به امام هدیه نمیدهیم یا کمتر در اینباره تبلیغ میشود اما فلان آیت الله اعلام میکند خانواده ما طلاهایشان را دادند !! بهتر نبود میگفت خانواده ما فلان مقدار صدقه هدیه به امام دادند !؟

نقل قول:
خیر، بلکه از قدیم طلا به خاطر باقی ماندش ارزش داشته است، طلا را فقط تیزاب سلطانی حل میکرده است، استحکام طلا سبب رواج آن بوده است، و نقره در درجه بعد بوده است، و پس از آن مس و آهن و سایر فلزات، والبته بعض عناصر یا آلیاژهای امروزی، رایج نبوده است، محکم کردن دندان با طلا از دیر باز بین بشر رایج بوده است، و چیزهای دیگر، و پشتوانه ارزی بودن آن هم به همین نکته برمیگردد،
بنده هم گمان میکنم همین را گفتم . طلا و نقره نقش اقتصادی داشته و همچنان باید در این وادی استفاده شود .
نقل قول:
ابن کثیر آورده یکی از سلاطین نزدیک بود ورشکست شود طلاهای کعبه را فروخت و خود را نجات داد.
.
به گمانم این سلطان حداقل از دو چیز محروم بوده 1-خالد قسری 2-رگ عوامی
ببخشید این آخری از باب مطایبه بود .
شما زحمت میکشید و راهنمایی میفرمایید من کاری از دستم برنمیاید خواستم ادخال سرور در قلب مومن کرده باشم .حلال بفرمایید
مجیدماجد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 12 February 2018   #65
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط مجیدماجد نوشته شده است نمايش نوشته
جسارتا آن جهت به نظر حقیر همان "رگ عوامی " است که یکی از علما برای روزه گرفتن در حین بیماری گفته بود .
نکته مهمی است، آنچه به نظر قاصرم میرسد، اصطلاح «رگ عوامي» سه نوع است، قسمي از آن قطعا باطل است، و قسمي قطعا صحیح است، و قسمي تشخیص حق و باطلش مشکل است، ولی این را میدانم که اگر مثل شما که مدتی، با حرارت مشهود، بر علیه آنچه به نظرتان اسراف و تبذیر است، بحث کردید، استدلال کردید، و به نظر علماء هم با دید تردید نگاه کردید، اگر روزی برعکس، با حرارت تمام، تبلیغ طلاکاری حرم کردید، خودتان میدانید که متهم به رگ عوامی نیستید.


نقل قول:
حسین آقای عزیز ازدواج نوعی معامله هست که طرفین باید بر عهد خود پایبند باشند !
صرف این کافی نیست، ابتدا باید عهد آنها مشروع باشد، إنّ شرط الله قبل شرطکم، حکم خدا قبل از تعهد طرفین است، و لذا اگر شوهر در مهریه تعهد کند که خمر به او بدهد، باطل است، و نمیتوان گفت طرفین باید بر عهد خود پایبند باشند، و اگر مشروع بود، همانطور که نکاح، یک نوع معامله است، وقف هم عقد شرعی است، هبات و صدقات همه عقود شرعیه است، بذل و اباحه تصرف هم امر شرعی است، چگونه است که یک نفر عاشق یک زن میشود مشروع است که پوست گاو نر، پر از طلا مهریه او کند، یا مثلا یک چلچراغ مطلا مهریه او کند، اما دیگری عاشق حضرت سیدالشهداء ع میشود نتواند یک چلچراغ مطلا وقف حرم حضرت کند؟ فقیه باید یک دلیل شرعی داشته باشد تا جلوی این وقف را بگیرد.


نقل قول:
اما نکته جالبتر اینکه همان معصوم علیه السلام هم اینکار را نهی کرده .
در واقع من نمیدانم از نظر فقه اعمال چگونه به حلال و حرام مباح تقسیم میشود اما میدانم وقتی کاری نهی شده احتمال اینکه آنکار را مستحب دانست کم میشود ! حسین آقا به نظر شما کار نهی شده از طرف معصوم اگر چه حرام نباشد اما میشود مستحب قلمداد نمود ؟!
اگر دقت بفرمایید در ترجمه از واژه «شایسته» استفاده کردم، حضرت نهی نفرمودند: بلکه فرمودند: لا یصلح، یعنی کار نیکو و شایسته‌ای نیست، و سپس اضافه کردند که اگر برای خدا ترک کنی خدا رهایت نمیکند، پس مکروه است، و وجه آن هم روشن است، او برای همه مردم کار میکرد، و اگر شغل او رواج پیدا میکرد کم‌کم در دست همه مردم و در تاقچه هر خانه و داخل مهریه هر عروس و... قران مطلا وجود داشت، و این معلوم است که کار شایسته‌ای نیست و مکروه است، اما موارد نادر که حالت استثنا دارد، و یا اصل حکم که حرام شرعی نیست، پس در روایت دیگر که نقل کردم، تصریح شده است که اشکال ندارد: ليس بتحلية المصاحف و السيوف بالذهب و الفضة بأس‏، یعنی اشکالی ندارد که مصاحف قران و شمشیرها را به طلا و نقره زینت کرد.

واما اینکه آیا ممکن است کار مکروه، مستحب بشود، پس در حالی که مکروه است که مستحب نمیشود، بلی میتواند به تغییر جهت، مکروه نباشد و مستحب بلکه واجب باشد، و مثال معروفی در کتب علمی است که امام معصوم ع گاهی کار مکروه میکنند در حالی که بر ایشان واجب است، و آن وقتی است که کار مکروهی نزدیک است در جامعه به عنوان حرام شرعی جا بیفتد، و جلوگیری از آن راهی ندارد مگر اینکه مردم ببینند امام معصوم ع انجام دادند که دیگر مطمئن میشوند که حرام نیست.


نقل قول:
خب حسین آقا بفرمایید وقتی کسی طلا را برای مطلا کردن گنبد هدیه میدهد مگر غیر از این است که بهترین چیز خود را که آرزوئ داشتنش را دارد هدیه داده ؟! و خود بخود این معنی تداعی میشود ! واقعا غیر از این است ؟!
این را واقعا عرض میکنم، تلقی من از کسی که طلا هدیه میدهد این نیست که میگوید: خوشا به حال امام که طلا دارند، بلکه میگوید: خوشا به حال این طلای من که لیاقت پیدا کرده در حرم به کار رود، و خوشا به حال من که چنین توفیقی پیدا کردم که هدیه‌ام هم‌جوار حرم امام ع شود، البته این گونه امور بحث کردنی نیست، و شما میتوانید به صورت عادی از چندین نفر که خود هدیه دادند سؤال کنید.
.

آخرين ويرايش hosyn ، Monday 12 February 2018 در 03:14PM.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 13 February 2018   #66
مجیدماجد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
پاسخ‌ها: 982
روزنوشته ها: 2
ج: «راحت بخواب عثمان!»

[
نقل قول:
QUOTE=hosyn;2359712]نکته مهمی است، آنچه به نظر قاصرم میرسد، اصطلاح «رگ عوامي» سه نوع است، قسمي از آن قطعا باطل است، و قسمي قطعا صحیح است، و قسمي تشخیص حق و باطلش مشکل است، ولی این را میدانم که اگر مثل شما که مدتی، با حرارت مشهود، بر علیه آنچه به نظرتان اسراف و تبذیر است، بحث کردید، استدلال کردید، و به نظر علماء هم با دید تردید نگاه کردید، اگر روزی برعکس، با حرارت تمام، تبلیغ طلاکاری حرم کردید، خودتان میدانید که متهم به رگ عوامی نیستید.
حسین آقای عزیز من از رگ عوامی اینگونه برداشت میکنم که رفتاری بدون دلیل و از روی عادت به ارث رسیده از نسل قبل باشد بهر حال اگر بنده هم روزی در دفاع از موردی بدون دلیل وارد شدم چه بخواهم و چه نخواهم به همین عوامگرایی متهم خواهم بود . و همه ما از جمله"جانشین"امام معصوم هم در معرض خطا هستیم و پرسشگری و استدلال یکی از روشهای مهم کاهش خطا است.



نقل قول:
صرف این کافی نیست، ابتدا باید عهد آنها مشروع باشد، إنّ شرط الله قبل شرطکم، حکم خدا قبل از تعهد طرفین است، و لذا اگر شوهر در مهریه تعهد کند که خمر به او بدهد، باطل است، و نمیتوان گفت طرفین باید بر عهد خود پایبند باشند، و اگر مشروع بود، همانطور که نکاح، یک نوع معامله است، وقف هم عقد شرعی است، هبات و صدقات همه عقود شرعیه است، بذل و اباحه تصرف هم امر شرعی است، چگونه است که یک نفر عاشق یک زن میشود مشروع است که پوست گاو نر، پر از طلا مهریه او کند، یا مثلا یک چلچراغ مطلا مهریه او کند، اما دیگری عاشق حضرت سیدالشهداء ع میشود نتواند یک چلچراغ مطلا وقف حرم حضرت کند؟ فقیه باید یک دلیل شرعی داشته باشد تا جلوی این وقف را بگیرد.
یک دلیل خیلی ساده مبنی بر تفاوت معامله ازدواج با کارهایی از قبیل وقف وجود شرطرضایت طرفین است خصوصا در معامله ازدواج خود زن بطور واضحی تقاضا میکند در حالیکه در سایر کارهایی که گفتید بعنوان کار خیر آیه ای در رد زیاده روی وجود دارد و علاوه بر آن ائمه علیهم السلام درخواست طلا نکرده اند که هیچ اساسا " قُل لا أَسئَلُكُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُربى"و یا "قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِيلًا" بوده اند
. جستجوی کوتاهی کردم و دیدم چه بسیار اهداء ثواب نماز تلاوت قرآن و صدقات برای ائمه وجود دارد .


نقل قول:
اگر دقت بفرمایید در ترجمه از واژه «شایسته» استفاده کردم، حضرت نهی نفرمودند: بلکه فرمودند: لا یصلح، یعنی کار نیکو و شایسته‌ای نیست، و سپس اضافه کردند که اگر برای خدا ترک کنی خدا رهایت نمیکند، پس مکروه است، و وجه آن هم روشن است، او برای همه مردم کار میکرد، و اگر شغل او رواج پیدا میکرد کم‌کم در دست همه مردم و در تاقچه هر خانه و داخل مهریه هر عروس و... قران مطلا وجود داشت، و این معلوم است که کار شایسته‌ای نیست و مکروه است، اما موارد نادر که حالت استثنا دارد، و یا اصل حکم که حرام شرعی نیست، پس در روایت دیگر که نقل کردم، تصریح شده است که اشکال ندارد: ليس بتحلية المصاحف و السيوف بالذهب و الفضة بأس‏، یعنی اشکالی ندارد که مصاحف قران و شمشیرها را به طلا و نقره زینت کرد.
همین که گفتند شایسته نیست ! خب چرا کاری که شایسته نیست را ترویج و تبلیغ کنیم ؟
البته چون گفته شده که تذهیب قرآن و شمشیرها اشکالی ندارد دیگر مثل قبل ضدیت ندارم .اما بدلیل اوضاع روز مردم بعنوان حرکت دینی با آن مخالفم .

نقل قول:
واما اینکه آیا ممکن است کار مکروه، مستحب بشود، پس در حالی که مکروه است که مستحب نمیشود، بلی میتواند به تغییر جهت، مکروه نباشد و مستحب بلکه واجب باشد، و مثال معروفی در کتب علمی است که امام معصوم ع گاهی کار مکروه میکنند در حالی که بر ایشان واجب است، و آن وقتی است که کار مکروهی نزدیک است در جامعه به عنوان حرام شرعی جا بیفتد، و جلوگیری از آن راهی ندارد مگر اینکه مردم ببینند امام معصوم ع انجام دادند که دیگر مطمئن میشوند که حرام نیست.
خیلی ممنون این را نمیدانستم .


نقل قول:
این را واقعا عرض میکنم، تلقی من از کسی که طلا هدیه میدهد این نیست که میگوید: خوشا به حال امام که طلا دارند، بلکه میگوید: خوشا به حال این طلای من که لیاقت پیدا کرده در حرم به کار رود، و خوشا به حال من که چنین توفیقی پیدا کردم که هدیه‌ام هم‌جوار حرم امام ع شود، البته این گونه امور بحث کردنی نیست، و شما میتوانید به صورت عادی از چندین نفر که خود هدیه دادند سؤال کنید.
.
من هم مطمئن هستم که همینرا میگوید که شما فرمودید .
اما فرهنگ سازی عمیق تر از اینها هست .
ساده بگویم تا جاییکه من فهمیدم در بینش اسلامی اساس کار تقوا هست و ائمه که در واقع تجسم عبد صالح خدا هستند مسلما از عبادات مانند نماز ورزه تلاوت قرآن و صدقات بسیار خوشحال میشوند و مادیات نزد آنها بی ارزش است .
حالا وقتی میخواهیم هدیه بدهیم بگوییم که طلا بدهیم نه نماز نه تلاوت قرآن و نه صدقات !
به عبارتی ما ارزش طلا را نعوذ بالله از ارزش ثواب دو رکعت نماز بالاتر بردیم!
خصوصا اینکه افرادی سخت به آن طلا محتاج هستند .
ما اینجا هم به فکر مسلمانان نبوده ایم و خدای ناکرده بطرف طیف "مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَّ بِاُمورِ المُسلِمینَ فَلَیسَ بِمُسلِم" حرکت کرده ایم و هم کاری کرده ایم که هیچ دستور مستقیم بر آن وجود نداشته و نهایتا آن کار بی اشکال (مباح ) آنهم در تذهیب قرآن و شمشیر قلمداد شده .
بعضی جشنها هست مثل تولدیا روز پدر و فرزندم میگوید برایت چه کادویی بخرم .میگویم یک کادوی معنوی . میگوید باشه بابا اما یادت باشه من کادوی معنوی نمیخوام.
حالا اون بچه هست اما متاسفانه کادوهای معنوی چندان تبلیغ نمیشود .

آخرين ويرايش مجیدماجد ، Tuesday 13 February 2018 در 08:10AM.
مجیدماجد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 13 February 2018   #67
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط مجیدماجد نوشته شده است نمايش نوشته
[
بعضی جشنها هست مثل تولدیا روز پدر و فرزندم میگوید برایت چه کادویی بخرم .میگویم یک کادوی معنوی . میگوید باشه بابا اما یادت باشه من کادوی معنوی نمیخوام.
حالا اون بچه هست اما متاسفانه کادوهای معنوی چندان تبلیغ نمیشود .
حالا من هم پیرمرد هستم اما جزء گروه فرزند شما هستم! شریعت برای عموم مردم است، بچه و بزرگ و بزرگ‌نمایی مثل بنده، و قرار نیست همگی مثل شما از کادوی معنوی استقبال کنند، بلکه در روایت دارد که در شرع از پوشیدن طلا توسط مرد منع شده چون زینت او در آخرت است، آیا اگر خداوند به بنده‌اش بگوید (در سه مورد اساور من ذهب، و یک مورد اساور من فضة) : در بهشت به تو دستبند طلا میدهم، آیا جا دارد بگوید من کادوی معنوی میخواهم، خدایا یک حال مناجات با خودت به من بده، من دستبند طلا نمیخواهم، مگر خدایا نفرمودی: و رضوان من الله اکبر؟ من آن رضوان را میخواهم، طلا چه فایده‌ای دارد؟
.

آخرين ويرايش hosyn ، Tuesday 13 February 2018 در 11:50PM.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 14 February 2018   #68
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 6,757
روزنوشته ها: 6
[QUOTE=مجیدماجد;23در مباحث اعتقادی ماشاالله چگونه آتییستها و اهل تسنن را مجاب مینمایید و حتی به نظرشخصی من در بسیاری موارد آنان را به مرحله بهت میرسانید[/QUOTE]

اهل سنت رو نمی دونم، در نهایت همه ی مذهبیون دستگاه فکری ایمان و امر مقدس دارن حالا در رقابت با هم چه میکنن چندان مهم نیست.

اما درباره آتئیست ها، قضیه فرق داره چون خدا به فرض وجود هم هیچ ردی از خودش به جا نگذاشته که شما ببینی و به من بتونی نشون بدی. در عوض تا دلت بخواد آثاری از تصادف و بی عدالتی و شر و بیهودگی و کاستی و سستی در جهان هست که میشه دست گذاشت روی اونها و باور شما رو زیر سوال برد.
حتما احادیثی رو شنیدین که میگن پس از حکومت امام زمان، ائمه به ترتیب میان و دهها هزار سال حکومت میکنن تا جایی که ابروهاشون اینقدر بلند میشه که با دستمال میبندن و ... آیا فکر کردین که انگیزه ذهنی و روانی جاعلین و راویان قدیمی و جدید چنین حدیث هایی چی بوده؟
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 14 February 2018   #69
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
..چون خدا به فرض وجود هم هیچ ردی از خودش به جا نگذاشته که شما ببینی و به من بتونی نشون بدی. در عوض تا دلت بخواد آثاری از تصادف و بی عدالتی و شر و بیهودگی و کاستی و سستی در جهان هست که میشه دست گذاشت روی اونها و باور شما رو زیر سوال برد.
جواب شما را در مثال تابلویی که زلف پریشان شخصی را نشان میدهد دادم:

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
خیلی جالب است که جمله بور: (stop telling God what to do) را میگویید هم عقیده شماست! شما دائما ادبیاتتان نالیدن از بی نظمی و پریشانی و شرور است، سراسر اعتراض به این دستگاه سرگردان است، کجا بور حرف شما را میگوید وقتی خطاب به اینشتین میگوید: اینشتین! ایست! نسخه نویسی برای خدا ممنوع! بس کن از اینکه به خدا بگویی چه کار باید بکند یا نکند!

اگر مثل شما بود در جواب جمله اینشتین: (subtle but not malicious) میگفت: به کودکان فقیر و گرسنه افریقا نگاه کن! به اشک چشمان مادر فرزند مرده نگاه کن! به زلزله و سیل نگاه کن! به جای این حرفهای بچه‌گانه، میگوید: اگر پذیرفتی subtle است یک گام به جلو برو، نه اینکه به عقب برگرد و بگو کجا subtle ؟؟؟!!! یک سرگردان بی سر و ته! دوست گرامی، تلاش برای مصادره ادبیات الهی نیلز بور، آب در هاون کوبیدن است.

حرف شما با مخالفین شما را اگر بخواهیم مثل بزنیم این مثال به گمانم خوب است:

تابلویی را میبینیم، شخصی را نشان میدهد با موهای پریشان و زلف آشفته، شما میگویید: از رلف پریشان و نامنظم این تصویر میفهمیم که بقیه تصویر هم تصادفا منظم شده است، اما مخالف شما میگوید: خیر، اساس این تصویر بر نظم است، فونداسیون آن بر قصد و منظور است، پس میفهمیم که پریشانی زلف آن هم منظوری تحت آن نهفته است.
.
شب میخوابید چند درصد احتمال میدهید صبح خورشید طلوع نکند؟ این را نگو دیگه! خورشید طلوع کردن که ربطی به خدا نداره! اگر الآن میتوانیم برای سی سال آینده محاسبه کسوف خورشید کنیم که ربطی به نظم و خدا نداره! فقط وقتی شب میخوابیم احتمال میدهیم زلزله شود، حالا ربط به خدا داره، واي! دیدید که چه بلبشوری است؟
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 14 February 2018   #70
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 6,757
روزنوشته ها: 6
ج: «راحت بخواب عثمان!»

موضوع همینه که شما چیزی رو به نام نظم مطرح می کنین و اون رو به خدا نسبت می دین و من یک سری قوانین و آزمون و خطا می بینم که با هزینه ی بسیار زیاد کار میکنه، چیزی که من می بینم اینه که یک تیرانداز صدها و هزاران تیر رو بدون هدف گیری مشخص پرتاب میکنه تا بالاخره یکی به هدف بخوره، چیزی که شما می بینین تیراندازی هست که دقیقا هدف رو میزنه و شاید چندتایی هم تیر به اطراف پرتاب کنه محض تفنن و سرکار گذاشتن بینندگان.

واقعا اگر شب که می خوابیم «قطعه ای از آسمان» فرود بیاد و بر «زمین» سقوط کنه یا اساسا آسمانها بر سر زمین سقوط کنن چی میشه؟!

آخرين ويرايش Freedom1 ، Wednesday 14 February 2018 در 06:50AM.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 14 February 2018   #71
مجیدماجد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
پاسخ‌ها: 982
روزنوشته ها: 2
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
موضوع همینه که شما چیزی رو به نام نظم مطرح می کنین و اون رو به خدا نسبت می دین و من یک سری قوانین و آزمون و خطا می بینم که با هزینه ی بسیار زیاد کار میکنه، چیزی که من می بینم اینه که یک تیرانداز صدها و هزاران تیر رو بدون هدف گیری مشخص پرتاب میکنه تا بالاخره یکی به هدف بخوره، چیزی که شما می بینین تیراندازی هست که دقیقا هدف رو میزنه و شاید چندتایی هم تیر به اطراف پرتاب کنه محض تفنن و سرکار گذاشتن بینندگان.

واقعا اگر شب که می خوابیم «قطعه ای از آسمان» فرود بیاد و بر «زمین» سقوط کنه یا اساسا آسمانها بر سر زمین سقوط کنن چی میشه؟!
فریدام جان
چون مربوط به این مبحث نیست خیلی ادامه نمیدم فقط همینقدر میگم من در اواسط جوانی به خاطر منافع شخصی خودم میخواستم بیخدا بشم و خیلی جدی بدنبال بیخدایی بودم اما برای اینکه از نظر فکری راحت باشم باید مبنای تئوری را درست میکردم .خب اونموقع رفتم سراغ فروم گفتگو و دفترچه و یکی دو تا سایت و وبلاگ دیگه .
دوران بدی نبود چیزهای خوبی یادگرفتم اما یک چیز برام مسلم شد و این موضوع بود :
کسانی که ادعای بیخدایی میکنند و من باهاشون هم صحبت شدم فقط ادعای روشنفکری میکنند و وقتی کمی بیشتر وارد بشی کم میارند و در گوشه هایی بدیهیات را انکار میکنند .
من خیلی نمیتونم توضیح بدم اما در اثر بحث با بیخداها یک عبارت مرحوم مطهری رحمت الله علیه برام جا افتاد که میفرماید :
" فلسفه مادیگری فلسفه کسانی است که فلسفه نمیدانند "
و جالب این بود که در نوشته وبلاگ یکی از بیخدایان اینترنتی مشهور هم حداقل دوبار من دیدم آمده بود که "بعضیها هم با خوندن مطالب ما بیشتر خداپرست میشوند"
یک چیز دیگه هم دستگیرم شد و اون یک ضعف مشترک مذهبیون بود و اون این بود که سعی میکنند برای هر چیزی حتی جزییاتی که اصلا معلوم نیست واقعیت داشته باشه توجیه پیدا کنند.شخصا به این نتیجه رسیدم که ارسال رسل برای تکامل آدمیزاد هست و به معنی دیگه ما چیزهایی نمیدونیم و باید سعی کنیم اونها را بفهمیم و نقش وحی جهت دهی کلی هست .به عبارتی انسان خداپرست و دیندار پیوسته در حال تکامل هست و اصلا ایرادی نداره که بعضی چیزها را بگه فعلا نمیدونم یا میدونم اما قادر به توضیح نیستم .
مجیدماجد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 14 February 2018   #72
مجیدماجد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
پاسخ‌ها: 982
روزنوشته ها: 2
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
حالا من هم پیرمرد هستم اما جزء گروه فرزند شما هستم! شریعت برای عموم مردم است، بچه و بزرگ و بزرگ‌نمایی مثل بنده، و قرار نیست همگی مثل شما از کادوی معنوی استقبال کنند، بلکه در روایت دارد که در شرع از پوشیدن طلا توسط مرد منع شده چون زینت او در آخرت است، آیا اگر خداوند به بنده‌اش بگوید (در سه مورد اساور من ذهب، و یک مورد اساور من فضة) : در بهشت به تو دستبند طلا میدهم، آیا جا دارد بگوید من کادوی معنوی میخواهم، خدایا یک حال مناجات با خودت به من بده، من دستبند طلا نمیخواهم، مگر خدایا نفرمودی: و رضوان من الله اکبر؟ من آن رضوان را میخواهم، طلا چه فایده‌ای دارد؟
.
حسین آقای عزیز و گرامی
بله جا دارد که بگوید من رضوان میخواهم یا حال عبادت میخواهم .نقل است یکی از علما نیمه شب برای نماز شب برخاست و دلو در چاه انداخت جواهر بیرون آمد گفت خدایا من آب میخواستم برای وضو !(تا حالا این نکته مثبت گفته میشد و به نظرم واقعا مثبت است )
اینکه میفرمایید شریعت برای تمام مردم هست کاملا صحیح هست و اینکه هرکسی براساس سطح فکری خود آرزوها و تمایلات دارد هم صحیح هست .یکی از وجوه داستان موسی و شبان همین را میگوید که سطح فکر یک چوپان درس نخوانده در همین حدود است .نقل است سالها قبل در ده ما یک نفر روضه خوان دوره گرد بوده و در مسجد ده داستان ابراهیم علیه السلام و هاجر را میگفته و در تعریفش میگوید هر سال ابراهیم یک خورده شلغم و چغندر برمیداشت برای هاجر میبرد .خب این بنده خدا غذایی جز شلغم و چغندر ندیده بوده یا یکی دیگر میخواست ثروت شاه را تعریف کند میگفته شاه اینقدر پولدار است که در هر قاشق کالجوشش یک تکه قرمه هست .حالا وقتی سطح فکر یک نفر در حد طلا باشد هزار بار هم حدیث و روایت بخوانی که رضوان الله اکبر خب متوجه نمیشود .
نه اینکه من متوجه بشوم اصلا ادعا ندارم اما اینقدر متوجه میشوم که رضوان الله واقعا اکبر است از طلا و جواهر هرچند درک و فهم من نمیرسد .
نه اینکه من از طلا و نقره خوشم نمیاید اما چون میخواهم دینی زندگی کنم آنرا ابتدا علیرغم میل درونی رد میکنم و خیلی چیزهای دیگر هم همینطور است .اصلا تقوی (پرهیزگاری) یعنی همین که آدم چیزی را دوست دارد اما خود را نگه میدارد .
در مورد گنبد و قرآن مطلا ایراد اصلی من به عوام نیست بلکه به علما هست .آنها نباید طلا به گنبد بدهند یا از قرآن مطلا رونمايي کنند چون اینکار نه تنها توصیه شرع نیست و حداکثر میشود گفت مباح هست بلکه عوارض بدی دارد که قبلا گفتم .من وقتی برخی علما که فلسفه و عرفان کار کرده بودند و دیدم به رونمايي ضریح مطلا میروند در واقع بهم ریختم و البته متوجه شدم که بالاخره آن فرهنگ یا رگ عوامی کار خود را میکند و خاستگاه هر فرد تاثیر خود را خواهد داشت . در یک جایی خواندم این رگ عوامی به اندازه ای قوی هست که حتی در خیالات مثلا عارفان هم تاثیر میگذارد .مثلا گفته شده که محی الدین عربی مریض بوده و برخی به عیادتش میرفتند و یک نفر که به عیادت رفته موجب خشم و ناراحتی محی الدین شده و گفته او را مثل حیوان (یادم نیست کدام حیوان را گفته بود ) می بینم و او بیرون رفته و مدتی بعد دوباره برگشته و اینبار محی الدین خیلی خوشش آمده و گفته این قبلا از روافض بود که شکل حیوان بود و حالا که به مذهب جماعت آمده تمثیلش عوض شده .خب این نشان میدهد حتی کسی در جایگاه محی الدین هم از توهمات و خاستگاه خود تاثیر پذیر است .
شاید من انتظار زیادی از علمای خودمان دارم اما میدانم که اینکارهآ دینی نیست هرچند خودم هم متاسفانه در این دام خیلی وقتها گیر هستم .
خدا عاقبت همه مارا ختم به خیر کند انشالله. خیلی التماس دعا دارم

آخرين ويرايش مجیدماجد ، Wednesday 14 February 2018 در 08:36AM.
مجیدماجد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 14 February 2018   #73
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 6,757
روزنوشته ها: 6
نقل قول:
در اصل توسط مجیدماجد نوشته شده است نمايش نوشته
فریدام جان
چون مربوط به این مبحث نیست خیلی ادامه نمیدم فقط همینقدر میگم من در اواسط جوانی به خاطر منافع شخصی خودم میخواستم بیخدا بشم و خیلی جدی بدنبال بیخدایی بودم اما برای اینکه از نظر فکری راحت باشم باید مبنای تئوری را درست میکردم .خب اونموقع رفتم سراغ فروم گفتگو و دفترچه و یکی دو تا سایت و وبلاگ دیگه .
دوران بدی نبود چیزهای خوبی یادگرفتم اما یک چیز برام مسلم شد و این موضوع بود :
کسانی که ادعای بیخدایی میکنند و من باهاشون هم صحبت شدم فقط ادعای روشنفکری میکنند و وقتی کمی بیشتر وارد بشی کم میارند و در گوشه هایی بدیهیات را انکار میکنند .
من خیلی نمیتونم توضیح بدم اما در اثر بحث با بیخداها یک عبارت مرحوم مطهری رحمت الله علیه برام جا افتاد که میفرماید :
" فلسفه مادیگری فلسفه کسانی است که فلسفه نمیدانند "
و جالب این بود که در نوشته وبلاگ یکی از بیخدایان اینترنتی مشهور هم حداقل دوبار من دیدم آمده بود که "بعضیها هم با خوندن مطالب ما بیشتر خداپرست میشوند"
یک چیز دیگه هم دستگیرم شد و اون یک ضعف مشترک مذهبیون بود و اون این بود که سعی میکنند برای هر چیزی حتی جزییاتی که اصلا معلوم نیست واقعیت داشته باشه توجیه پیدا کنند.شخصا به این نتیجه رسیدم که ارسال رسل برای تکامل آدمیزاد هست و به معنی دیگه ما چیزهایی نمیدونیم و باید سعی کنیم اونها را بفهمیم و نقش وحی جهت دهی کلی هست .به عبارتی انسان خداپرست و دیندار پیوسته در حال تکامل هست و اصلا ایرادی نداره که بعضی چیزها را بگه فعلا نمیدونم یا میدونم اما قادر به توضیح نیستم .
من هم چون به بحث مربوط نیست فقط میگم که دینداری جغرافیایی و از روی عادت (یعنی ۹۹ درصد دینداری) فضیلتی نیست همونطور که بی خدایی صرفا از روی تظاهر به روشنفکری فضیلت نیست. هرچند من بیخدای روشنفکر نما ندیدم ولی مذهبی روشنفکر نما زیاد دیدم، به هرحال شما نمی تونین چنین برچسبی رو مثلا به راسل و داوکینز و هاوکینگ بزنین، اونهم در حالی که مذهب با ترس از جهنم و منطق قمارباز (احتمال کوچک برای ضرر بزرگ) خودش رو تحمیل میکنه!

فلسفه مذهبی اصولا فلسفه نیست چون پیشاپیش یک سری بدیهیات رو در نظر میگیره و دایم سعی میکنه به اون برسه.

و در نهایت، همه ی پیامبران شناخته شده در همین خاورمیانه پیدا شدن که می بینین چه وضعی داره، دلیلی وجود نداره که نشون بده اومدن پیامبران باعث زندگی بهتر برای بشر شده.:

https://www.google.com/amp/s/ieknafa...وران/amp/

آخرين ويرايش Freedom1 ، Wednesday 14 February 2018 در 10:24PM.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 14 February 2018   #74
مجیدماجد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
پاسخ‌ها: 982
روزنوشته ها: 2
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
من هم چون به بحث مربوط نیست فقط میگم که دینداری جغرافیایی و از روی عادت (یعنی ۹۹ درصد دینداری) فضیلتی نیست همونطور که بی خدایی صرفا از روی تظاهر به روشنفکری فضیلت نیست. هرچند من بیخدای روشنفکر نما ندیدم ولی مذهبی روشنفکر نما زیاد دیدم، به هرحال شما نمی تونین چنین برچسبی رو مثلا به راسل و داوکینز و هاوکینگ بزنین، اونهم در حالی که مذهب با ترس از جهنم و منطق قمارباز (احتمال کوچک برای ضرر بزرگ) خودش رو تحمیل میکنه!

فلسفه مذهبی اصولا فلسفه نیست چون پیشاپیش یک سری بدیهیات رو در نظر میگیره و دایم سعی میکنه به اون برسه.

و در نهایت، همه ی پیامبران شناخته شده در همین خاورمیانه پیدا شدن که می بینین چه وضعی داره، و چیز مفیدی نبوده که بشر ندونه و پیامبران بهش یاد بدن. هیچ دلیلی وجود نداره که نشون بده اومدن پیامبران باعث زندگی بهتر برای بشر شده.:

https://www.google.com/amp/s/ieknafa...وران/amp/
1-دین داری و بی دینی بسیاری ناشی از عوامل محیطی از جمله عادت هست و البته این خوب بودن وحتی لازم بودن دین داری خدا پرستی را رد نمیکنه .اینجا نمیخام توضیح بیشتری بدم چون موضوعش نبوده و اصراری هم بر توضیح ندارم
2-راسل را نه اما داوکینز و هاوکینگ را دست به نقد متهم به روشنفکرنمایی و فلسفه ندانستن میکنم و علاوه بر آن داوکینز را به شارلاتانی هم متهم میکنم اما اینجا موضوع حاشیه ای حساب میشه و توضیح نمیدم و البته اصراری ندارم که شما قبول کنید .
3-دین خدا پرستی بسیار خوب و لازم هست و آثار مفیدی هم میتونه داشته باشه در حدی که اصلا نبود دینداری خداپرستانه به نظر من اساس تمدن بشر را نابود میکنه .اما توضیح نمیدم چون ارتباط به موضوع این سرنگار نداره و اصراری هم بر قبول شما ندارم .
با توجه به اینکه من فکر میکنم خدای من و داوکینز و هاوکینگ یکی هست و اجازه نمیده حتی به این کفار ظلم بشه مطمئن باش برای گفته هام توضیح منطقی دارم اما الزامی ندارم که حتما بگم خصوصا اینجا که حاشیه به موضوع حساب میشه .
چون داوکینز را به شارلاتان بودن متهم کردم و احیانا کسی دلیل آنرا خواهد خواست ارجاع میدهم به معنی شارلاتان از ویکیپدیا و بعد هم اولین پست از این لینک پایین تا معلوم شود داوکینز بعنوان استاد زیست شناسی شارلاتان هست .
http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=40590

آخرين ويرايش مجیدماجد ، Thursday 15 February 2018 در 10:45AM.
مجیدماجد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 21 February 2018   #75
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,297
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
صفویه چون مذهب رسمی خود را تشیع برگزید به طور طبیعی به احیای نمادها و آیین های آن پرداخت. این که مثلا بگوییم ج اا چون مذهب رسمی اش تشیع است به نمادها و آیین های شیعی (محرم و صفر، عزاداری ها، مداحی ها، منابر، حسینیه ها، بارگاه انمه ، امامزاده ها و...) اهتمام دارد امر عجیب و غیرقابل باوری است؟ حتی اگر بگوییم ج اا برای ضریح و گنبد و بارگاه ائمه چه در ایران و چه در عراق هزینه های هنگفت طلاکاری(دولتی و مردمی) می کند و یا برخی علما و وعاظ و مداحان در منابر و روضه ها و عزاداری ها دچار غلو و بیان غیرواقع می شوند امر مستبعدی است؟
سوال مهمی که مطرح است آن است که آیا تولی‌گری یک حکومت نسبت به دین و مذهب و نمادها و آیین های ان خوب است یا بد است؟
در پاسخ به این پرسش دو نگاه متفاوت وجود دارد:
1- قائلان به آمیزش دین و سیاست از این امر دفاع کرده و با استناد به آیاتی مانند (الذین إن مکناهم فی الأرض أقاموا الصلاة و...) قدرت و سیاست و حکومت را وسیله ای برای تحقق دین و شعائر آن می دانند.
2- قائلان به جدایی دین از سیاست، ضمن اشاره به آفات قدرت و سیاست با استناد به آیاتی مانند (کلا إن الانسان لیطغی أن رأه استغنی) بر این باورند که اگر دین وارد سیاست شود بازیچه اصحاب قدرت و سیاست شده و در نتیجه عقاید مردم و چه بسا اصل دین خدشه دار شود.
آن چه بیان شد به مثابه طرح دو نگاه متفاوت است و فعلا قصد ارزیابی ندارم. از نظرات دوستان فاضل و اندیشمند در این موضوع قدیمی و البته مهم بهره خواهیم برد.
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 10:32AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts