بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > اخبار و سياست

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو ارزيابي گفتگو
قديمي Wednesday 10 May 2017   #1
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 37
پاسخ‌ها: 33,804
روزنوشته ها: 10
ادامه دولت روحانی مساوی بحران اجتماعی و امنیتی برای کشور است

شهریار زرشناس:
ادامه دولت روحانی مساوی بحران اجتماعی و امنیتی برای کشور است

سه شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۱۷
سیاست‌های دولت یازدهم در معنای دقیق کلمه فاجعه‌بار است و اگر این سیاست‌ها بخواهد ادامه پیدا بکند، یقیناً مشکلات جدیِ امنیتی، بی‌ثباتی اجتماعی، بی‌ثباتی سیاسی و طغیان‌ها را برای ما به بار خواهد آورد، یعنی جامعه را متلاطم خواهد کرد و رو به بحران‌های جدی خواهد بود.






به گزارش جهان نيوز، دکتر شهریار زرشناس گفت: رویکرد حاکم بر دولت یازدهم یک رویکرد کاملاً نئولیبرال است؛ یعنی رویکردی است که مناسبات ظالمانه قدرت در نظام متروپل و الگوی #مدرنیته و الگوی استکباری قرن مدرن را به عنوان الگوهای رسمی و مقبول پذیرفته است و در چارچوب آنها عمل می‌‌کند.
وی ادامه داد: همین رویکرد نئولیبرالی در حوزه اقتصاد وضع ما را به امروز کشانده است؛ یعنی شرایط امروز را برای ما رقم زده است.

زرشناس افزود: دولت آقای روحانی(دولت یازدهم) به طور مشخص می‌شود گفت که نئولیبرال‌ترین دولت جمهوری اسلامی است، یعنی تئوریسین‌های آنها، چهره‌های اصلی اقتصادی‌شان، کسانی که مشاورین ارشد اقتصادی هستند و تیم وزرا، اغلب وزرا سرمایه‌دار هستند و رویکردهای سرمایه‌دارانه دارند و تیم اقتصادی و دیدگاه نظری آن‌ها کاملاً یک دیدگاه نئولیبرال است.

وی در ادامه صحبت های خود افزود: نئولیبرالیسم هر جا به قدرت رسیده است و توانسته است به عنوان الگوی حاکم قرار بگیرد، بحران ایجاد کرده است، فاصله طبقاتی را تشدید کرده است، فقر را برای اکثریت جامعه به ارمغان آورده است، بیکاری تولید کرده است، صوّر مختلف تورم را با شیب‌های متفاوت به وجود آورده است و بحران‌های ساختاریِ اقتصاد کشورهای پیرامونی را تشدید کرده است، همین اتفاق هم در ایران رخ داده است، اگر ما به آمارها نگاه کنیم می‌بینیم در تمامی مؤلفه‌های اصلی اقتصادی، یعنی عدم توازن ساختاری اقتصاد ما بین بخش مولد و غیرمولد در دولت یازدهم، این عدم توازن تشدید شده است، جریان غیرمولد بسیار قوی‌تر شده است و بخش مولد بسیار ضعیف‌تر شده است.

زرشناس ادامه داد: سیاست‌های دولت یازدهم در معنای دقیق کلمه فاجعه‌بار است و اگر این سیاست‌ها بخواهد ادامه پیدا بکند، یقیناً مشکلات جدیِ امنیتی، بی‌ثباتی اجتماعی، بی‌ثباتی سیاسی و طغیان‌ها را برای ما به بار خواهد آورد، یعنی جامعه را متلاطم خواهد کرد و رو به بحران‌های جدی خواهد بود.

وی درپایان گفت: این سیاست‌ها ناشی چیست؟ برخاسته از نوعِ نگاه دولت یازدهم به غرب است، اساساً دولت یازدهم مرجع فکری خودش را در الگوهای غربی قرار داده است، آن هم در الگوهای غربیِ چند دهه اخیر، یعنی الگوهای نولیبرالی و علت اصلیِ این شرایطی که در اقتصاد ایجاد کرده است که من آن را شرایط فاجعه‌بار نامیدم، علتش دقیقاً تبعیت از الگوهای غربی نولیبرال است.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از صبح بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 12 May 2017   #2
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 6,789
روزنوشته ها: 6
ج: ادامه دولت روحانی مساوی بحران اجتماعی و امنیتی برای کشور است

نگاه متفاوت سرهنگ، دادستان و حقوق‌دان به حل مسئله
چرا یک حقوقدان-دیپلمات برای دولت از دادستان و سرهنگ مناسب‌‌تر است

مقدمه: رئیس جمهور و دولت ابزار حل مسئله‌اند. دولت در برابر مشکلاتی که در مملکت می‌بیند، باید چاره‌ای برای حل آن بیابد. در مشکلات، دولت به دنبال «مجرم» و «مقصر» و در نتیجه محاکمه او نیست؛ بلکه دولت باید مسئله را حل کند. مثلاً آنچه در ماجرای قطار مشهد-تبریز رخ داد، مسئلهٔ اصلی دولت، پیداکردن مقصر و محاکمهٔ‌ او نیست؛‌ بلکه «چاره‌ای است که دیگر این حادثه تکرار نشود» و ارتقا سیستم کنترل قطارها است. یافتن مقصر و محاکمهٔ آن مسئله قوهٔ قضائیه است. در مسئلهٔ گران‌شدن دلار، وظیفه و مسئله دولت، پیداکردن «جمشید بسم‌الله» نیست؛‌ بلکه باید چاره‌ای بیاندیشند که یک‌شبه دلار سه برابر نشود. اگر راه‌حلی برای این مسئله باشد، «جمشید بسم‌الله» و «خورشید صدق‌الله» و صدنفر دیگر هم نمی‌توان به سادگی اخلال کنند. دستگیری آنان مسئله را حل نمی‌کند؛ باید برای هر مسئله‌ای راه چاره‌ای مناسب پیدا کرد.

الف: ما در برابر خود مسئله‌های فراوانی می‌بینیم. تورم، روابط بین‌الملل، تحریم‌ها، بیکاری، اشتغال، محیط زیست، آزادی‌های مدنی، حقوق شهروندان، هزینه‌های درمانی و ...
سه نفر برای حل این مسئله‌ها انتخاب می‌شوند. این سه نفر سه جایگاه متفاوت دارند. ۱.قاضی و دادستان ۲.سرهنگ و شهردار ۳.حقوق‌دان و دیپلمات

ب: جایگاه فرد، ذهن و رفتار فرد را تغییر می‌دهد. یک فرد نظامی، حتی در خانه‌اش نیز رفتاری نظامی‌گونه دارد. همین چند شب پیش در تلویزیون دختری که پدرش نظامی بود، می‌گفت هر شب ساعت یازده، خاموشی دارند. نگاه یک معلم به فرزندان با نگاه یک راننده متفاوت است؛ شغل و جایگاه فرد، آرام‌آرام ذهن و رفتار و نگرش فرد را تغییر می‌دهد.
حتی اگر پس از سال‌ها آن جایگاه عوض شود، بسیاری از ذهنیت‌ها و رفتارها باقی خواهند ماند. یک نظامی که بازنشسته می‌شود و در بازنشستگی، مغازه‌داری یا باغ‌داری می‌کند؛ همچنان بسیاری از رفتارهای نظامی‌گری خود را همراه دارد.

یک مثال سیاسی عینی بزنیم: چه تفاوتی میان مذاکرات چند ساله دکتر سعید جلیلی و مذاکرات دولت روحانی -با مدیریت جواد ظریف- بود؟
سعید جلیلی دو ویژگی داشت که در مذاکراتش به چشم می‌آمد: اول اینکه معلم بود. او استاد دانشگاه امام صادق است و در همان دانشگاه درس خوانده است. دوم اینکه سعید جلیلی نگاهی ایدئولوژیک دارد.
حسن روحانی حقوقدان و دیپلمات بود. بین یک معلم دانشگاه که نگاهی ایدئولوژیک دارد و یک حقوقدان تفاوت رفتاری است. سعید جلیلی در مذاکرات در پی این بود که اثبات کند «ما حق هستیم و شما باطل». در مذاکرات، از تاریخ صدر اسلام سخن می‌گفت و به گفته علی‌اکبر ولایتی، مذاکره جای کلاس منطق نیست. اما سعید جلیلی می‌خواست به آنها که مبانی فکری‌شان کاملاً متفاوت با ماست، حقانیت گفتمان خود را ابتدا ثابت کند و سپس از طریق اثبات حقانیت، «حق» ایران را بازستاند. یک معلم ایدئولوژیک به طور طبیعی مذاکراتش به این‌گونه پیش خواهد رفت. آن شوخی که می‌گفت سعید جلیلی می‌خواهد کاترین اشتون را مسلمان کند، ریشه در همین داشت.
اما یک حقوق‌دان و دیپلمات، می‌داند که گفتمان و مبانی فکری دو طرف آن‌چنان فاصله دارند که نمی‌توان حقانیت آنها را اثبات کرد. به دنبال حل مسئله است. مسئله را به‌گونه‌ای حل کند که به سود ما باشد. از این نمی‌ترسد که در حل مسئله، امتیازی را بدهد تا امتیازی را به دست بیاورد. در یک معامله و مذاکره مهم نیست که رقیب پی به حقانیت ما ببرد؛‌ مهم این است که ما مسئله را به گونه‌ای حل کنیم و «حق»مان را بستانیم. تفاوت جلیلی و روحانی در این بود.

ج: حقوق‌دان و دیپلمات رخداد و مسئله را به گونه‌ای می‌بیند، سرهنگ به گونه‌ای دیگر و دادستان به شکلی متفاوت. یک مثال واقعی و ساده در تفاوت حقوق‌دان و دادستان، ماجرای فیلترینگ تلگرام است. همین تلگرامی که الان شما می‌بینیدش و همه با آن سر و کار داریم.
تلگرام بخشی از اینترنت است و مثل هر رسانه‌ای، محتوای خوب و بد دارد. این محتوای بد، یک مشکل بود و باید حل می‌شد. دادستانی و برخی اعضای شورای فیلترینگ، در برابر این مشکل، راه‌حلی که انتخاب کردند، نفی کامل بود. تلگرام را کلاً از دسترس خارج کنند؛ زیرا ابزار محتوای مجرمانه است و باید جلوی جرم را گرفت. نگاه‌شان به تلگرام، نگاه به جرم بود.
اما دولت مخالفت کرد و نمی‌خواست تلگرام فیلتر شود. چه کرد؟ با مذاکره‌ای که با مدیران تلگرام داشت و به این توافق رسیدند که کانال‌های مسئله‌دار را برای شماره‌های ایرانی نشان ندهد. دو رفتار کاملاً‌ متفاوت. یکی نفی کل و دیگری حل مسئله به گونه‌ای که تلگرام بماند و آن بخش مسئله‌دار فیلتر شود.

دولت نگاهش به حل مسئله پیدا کردن جرم نیست، بلکه حل مسئله است به گونه‌ای که حقوق شهروندان هم تضییع نشود. دنبال مقصر و محکوم نیست.

@khousheha

آخرين ويرايش Freedom1 ، Friday 12 May 2017 در 05:28AM.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 12 May 2017   #3
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 6,789
روزنوشته ها: 6
ج: ادامه دولت روحانی مساوی بحران اجتماعی و امنیتی برای کشور است

نسخه‌هاى انتخاباتى براى اقتصاد

ظاهرا يكى از كانديداهاى محترم رياست‌جمهورى در اظهارنظرى گفته‌اند كه دولت يازدهم اشتباه كرد در مقابله با ركودتورمى، اولويت را به مقابله با تورم داد و بايد اولويت را به مقابله با ركود مى‌داد! حرف‌هاى عجيب و غريب اقتصادى در مبارزات انتخاباتى اخير زياد گفته شده است اما مورد اخير غريب‌ترين است. شايد يكى از دلايل ارايه اين نوع تحليل‌ها توسط برخى از كانديداهاى محترم رياست‌جمهورى، نبود مشاوران اقتصادى زبده در حلقه اطرافيان‌شان باشد كه حوزه مشورت آنها را به تعدادى فعال اقتصادى –و نه اقتصاددان– محدود كرده است كه راه‌حل‌هاى خرد را به مشكلات كلان تعميم مى‌دهند و بيراهه‌هاى خطرناك را به جاى راه‌هاى امن، نسخه مى‌پيچند.

ركودتورمى يكى از بيمارى‌هاى تازه كشف شده در اقتصاد است و تقريبا تا حدود ٤٠ سال پيش، وقوع همزمان ركود و تورم بعيد به نظر مى‌رسيد. اين پديده براى اولين بار در اواخر دهه ٧٠ ميلادى، اقتصاد آمريكا و برخى كشورهاى غربى را به شدت درگير خود كرد و اتفاقا دقيق‌ترين نسخه علاج آن نيز در آمريكا كشف شد. در سال ١٩٨٠ با روى كار آمدن ريگان، بانك مركزى آمريكا (فدرال رزرو) شديدترين سياست‌هاى انقباضى را براى مهار تورم به كار گرفت و با اينكه افزايش نرخ بهره و تعميق نسبى ركود، فشارهاى فراوان سياسى عليه فدرال رزرو را به دنبال داشت اما با پشتيبانى كامل ريگان، اين سياست‌ها حدود سه سال ادامه يافت؛ اگرچه باعث سقوط محبوبيت ريگان از مرز ٧٠ درصد به حدود ٣٥ درصد در همين مدت شد. اين سياست، سرانجام از اواسط ١٩٨٣ نتيجه داد و در حاليكه تورم به شدت كاهش يافته بود رشد اقتصادى نيز به صورت اعجاب‌انگيزى از زير صفر به بالاى چهار درصد جهش كرد و تا نزديك دو دهه با همين سرعت، اقتصاد آمريكا را به پيش راند.

اين مسير، تقريبا همان مسيرى است كه در چهار سال اخير در اقتصاد ايران طى شده و ثمرات آن در حال ظهور است. نسخه بديل، يعنى اولويت دادن مقابله با ركود به جاى تورم‌زدايى مى‌توانست راه‌حلى بسيار خطرناك باشد و نه تنها ركود را علاج نكند بلكه تورم را غيرقابل‌مهار كند. اتفاقا، همزمان با اجراى نسخه صحيح در ايران، اين نسخه ناصواب در ونزوئلا تجويز و عملیاتی شد. نتيجه همان بود كه تئورى مى‌گفت: نه تنها ركود علاج نشد بلكه توليد ملى تا مرز نابودى كامل رفته است و نرخ تورم نيز سه‌رقمى شده و اكنون سخن از تورم ٨٠٠ درصدى است! نرخ هر دلار هم از حدود ١٠ بوليوار رسمى و ١٥ بوليوار غيررسمى در چهار سال پيش اخيرا به حدود ٤٥٠٠ بوليوار رسيده است (حدود ٣٠٠ برابر). كانديداهاى محترم توجه داشته باشند كه در نسخه‌پیچى براى مسايل اقتصادى اگر تسلط و اشرافی روی تئورى‌ها ندارند حداقل از مرور تجارب جهانى غفلت نكنند.
T.me/eghtesademirzakhani
__________________
خورشید به گل نهفت می‌نتوانم/ و اسرار زمانه گفت می‌نتوانم
از بحر تفکرم برآورد خرد/ دُری که ز بیم، سُفت می‌نتوانم
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 12 May 2017   #4
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 6,789
روزنوشته ها: 6
ج: ادامه دولت روحانی مساوی بحران اجتماعی و امنیتی برای کشور است

عصر ایران - سعید حجاريان، فعال سیاسی سابق و نظریه پرداز سیاسی اصلاح طلب، در شماره جدید ماهنامه "انديشه پویا" تحلیل خود را از آرایش جناح ها و نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری 96 بیان کرده است.

این تئوریسین مطرح اصلاح طلب نوشته است:

انتخابات، چیزی شبیه یک آینه مقعر است که می‌شود در آن، آینده دورِ ایران را دید. در انتخابات پیشِ‌رو کاندیداهای مختلف، هر یک نماینده تفکری هستند و بر اساس هویت آن‌ها و شعارهایی که می‌دهند، می‌توان آینده‌های متفاوتی را برای قدرت در ایران متصور شود.

یک کاندیدای این انتخابات، لباس روحانیت دارد و ‌شعارش کرامت است و ریاست‌جمهوریِ او می‌تواند قدرت در ایران را به "ربانی‌سالاری" نزدیک کند.

او سید است و آستان‌دار؛ و بعنوان رئیس آستان قدس با مردم ارتباط دارد و به آنها کمک می‌کند و اکنون نیز با شعار چند برابر کردن یارانه‌ها می‌خواهد مردم را به سوی خود جذب کند.

کاندیدای موردنظر در شعارها و حرف‌هایش سعی می‌کند مردمی باشد و نگرش مردم‌گرایی‌اش را با قرار دادن آدم‌های احمدی‌نژاد در کنار خود –همچون میرکاظمی و رستم قاسمی، که در دولت احمدی‌نژاد هر دو نفتی بودند- تکمیل کرده است؛ ریاست‌جمهوری او می‌تواند به معنی انتقال قدرت به نیروهای روحانی همچون جمعیت پایداری باشد. همچنان که مصباح‌یزدی و جامعة مدرسین قم حامی این کاندیداست و ائمه جمعه‌ای همچون علم‌الهدی و احمد خاتمی هم در حمایت از او نامه داده‌اند.

یک کاندیدای دیگر این انتخابات، از بیست سالگی در لباس نظامی خدمت کرده و اکنون می‌خواهد نماینده "اندک‌سالاری" نظامی‌ها در یک شرایط گذار باشد. او اکنون به صورت بالفعل و موجود نماینده این جریان است.

اگرچه کاندیدای اول تلاش دارد این کاندیدای با سابقة نظامی را مجاب کند تا در ذیل او قرار گیرد، و خود در لایه اول قدرت و آن‌ها در لایه دوم قرار گیرند، و ساختار قدرت در ایران آینده دولایه شود، اما کاندیدای دوم قبول نمی‌کند.

کاندیدای اول می‌خواهد قدرت در دست ربانی‌سالاری باشد و آن یکی بازوی اجرایی و عملی‌اش باشد؛ اما کاندیدای دوم می‌خواهد قدرت واقعی به دست خودش باشد، و ربانی‌سالاران صرفاً در لایه دوم، وظیفه انتقال مشروعیت به او را داشته باشند.

کاندیدای سوم کاندیدای "بوروکراسی" است. او به تقویت "سرمایه‌داری صنعتی" برای حل مشکلات اقتصادی و اشتغال اعتقاد دارد و هدفش روال‌مند کردن و عادی‌سازی بوروکراسی است.

سرمایه‌داری صنعتی همیشه عقلانی عمل می‌کند و دولت -چه وبری و چه هگلی- نمایندة عقل است. در این رویکرد سوم، عقلانیت است که محوریت دارد و از همین‌روست که عقلای جمع به سمت آقای روحانی آمده‌اند.

روحانی برخلاف رقبایش کابینه‌ساز است و با حذف چند وزیر می‌تواند کابینه‌ای از بوروکرات‌ها و نمایندگان عقلانیت تشکیل دهد.

این انتخابات آینه‌ای از کشمکش این سه جریان برای به دست گرفتن قدرت در ایران است و نتیجة انتخابات هرچه باشد این کشمکش در آینده نیز ادامه خواهد داشت.

آینده قدرت در ایران بستگی به وزن هرکدام از این جریان‌ها دارد. آیا در آینده با حذف حسن روحانی یک قدرت ربانی‌سالار در بالا قرار می‌گیرد و "دیپ استیت" (دولت پنهان)، جریان اول خواهد بود؟ یا با رأی به قالیباف، گروه دوم دست بالا را پیدا می‌کنند و ربانی‌سالاری در حاشیه آنها قرار خواهد گرفت؟

یا اینکه با رأی به روحانی، بوروکرات‌ها دست بالا را خواهند گرفت و "دیپ استیت" در دست گروه اول یا دوم، یا ترکیبی از آن‌ دو خواهد بود؟

در وضعیت امروز، قدرت اجرایی با بوروکرات‌ها است اگرچه در دیپ استیت شاهد حضور ترکیبی از دو گروه دیگر هستیم؛ اما وضعیتی که امروز وجود دارد می‌تواند در این انتخابات و در آینده، به نفع هرکدام از این سه جریان تغییر کند.

در چهار سال گذشته سرمایه‌داری صنعتی در ایران قدرت گرفته و اگر چهار سال دیگر روحانی سر کار بماند سرمایه‌داری صنعتی بیشتر قدرت می‌گیرد. هرچه پای سرمایۀ بیشتری وسط بیاید و هر چه وضعیت کشور نرمال‌تر باشد، از چندلایگی قدرت در ایران کاسته خواهد شد.

البته رسیدن به این وضعیت راحت نیست و روحانی باید بخشی از هر دو جریان را به سوی خود جذب کند.

ویژگی مثبت روحانی این است که از یکسو سال‌ها دبیر شورایعالی امنیت ملی و در کنار نظامی‌ها بوده و از سوی دیگر لباس روحانیت دارد و دغدغه‌های آن‌ها را می‌شناسد.

او تنها کاندیدایی است که با هر دو جریان می‌تواند کنار بیاید و از همین‌رو بهترین اتفاق برای آیندة قدرت در ایران است. یک بار گفته بودم که اگر راست‌ها عقلانی عمل کنند، باید ناز روحانی را بکشند تا رئیس دولت در ایران باشد

جهان به سوی دولت‌های عقلانی پیش می‌رود و ما اگر در انتخابات شرکت نکنیم، عرصه را واگذار کرده‌ایم به دو کاندیدای دیگر که آینده دیگری را برای ایران متصورند
 آن دو می‌توانند باهم سازش کنند و دولت دولایه‌ای تشکیل بدهند و دوباره ما را به شرایط پیش از دولت روحانی بازگردانند

به همین دلیل و مواردی که برشمردم، روحانی درحال حاضر برای ما بهتر از هر کاندیدایی است. ‌او یک کاندیدای ایدئال است. من می‌دانم در ایران هر کسی که بخواهد فرصت ورود به پاستور را داشته باشد باید پاستوریزه باشد.

شاید اصلاح‌طلبان می‌توانستند کاندیدایی با رأی بیشتر داشته باشند،‌ اما روحانی امروز بیشتر از هر کاندیدای رأی‌سازی به کار آینده ایران می‌آید.

آنهایی که از روی ناآگاهی به شرایط موجود و آینده انتخابات را تحریم می‌کنند، باید بدانند که شرکت نکردن در این انتخابات‌ چه معنایی پیدا می‌کند و چه آینده‌ای را پیش روی ما می‌گذارد.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 14 May 2017   #5
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 37
پاسخ‌ها: 33,804
روزنوشته ها: 10
ج: ادامه دولت روحانی مساوی بحران اجتماعی و امنیتی برای کشور است

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
عصر ایران - سعید حجاريان، فعال سیاسی سابق و نظریه پرداز سیاسی اصلاح طلب، در شماره جدید ماهنامه "انديشه پویا" تحلیل خود را از آرایش جناح ها و نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری 96 بیان کرده است.

این تئوریسین مطرح اصلاح طلب نوشته است:

انتخابات، چیزی شبیه یک آینه مقعر است که می‌شود در آن، آینده دورِ ایران را دید. در انتخابات پیشِ‌رو کاندیداهای مختلف، هر یک نماینده تفکری هستند و بر اساس هویت آن‌ها و شعارهایی که می‌دهند، می‌توان آینده‌های متفاوتی را برای قدرت در ایران متصور شود.

یک کاندیدای این انتخابات، لباس روحانیت دارد و ‌شعارش کرامت است و ریاست‌جمهوریِ او می‌تواند قدرت در ایران را به "ربانی‌سالاری" نزدیک کند.

او سید است و آستان‌دار؛ و بعنوان رئیس آستان قدس با مردم ارتباط دارد و به آنها کمک می‌کند و اکنون نیز با شعار چند برابر کردن یارانه‌ها می‌خواهد مردم را به سوی خود جذب کند.

کاندیدای موردنظر در شعارها و حرف‌هایش سعی می‌کند مردمی باشد و نگرش مردم‌گرایی‌اش را با قرار دادن آدم‌های احمدی‌نژاد در کنار خود –همچون میرکاظمی و رستم قاسمی، که در دولت احمدی‌نژاد هر دو نفتی بودند- تکمیل کرده است؛ ریاست‌جمهوری او می‌تواند به معنی انتقال قدرت به نیروهای روحانی همچون جمعیت پایداری باشد. همچنان که مصباح‌یزدی و جامعة مدرسین قم حامی این کاندیداست و ائمه جمعه‌ای همچون علم‌الهدی و احمد خاتمی هم در حمایت از او نامه داده‌اند.

یک کاندیدای دیگر این انتخابات، از بیست سالگی در لباس نظامی خدمت کرده و اکنون می‌خواهد نماینده "اندک‌سالاری" نظامی‌ها در یک شرایط گذار باشد. او اکنون به صورت بالفعل و موجود نماینده این جریان است.

اگرچه کاندیدای اول تلاش دارد این کاندیدای با سابقة نظامی را مجاب کند تا در ذیل او قرار گیرد، و خود در لایه اول قدرت و آن‌ها در لایه دوم قرار گیرند، و ساختار قدرت در ایران آینده دولایه شود، اما کاندیدای دوم قبول نمی‌کند.

کاندیدای اول می‌خواهد قدرت در دست ربانی‌سالاری باشد و آن یکی بازوی اجرایی و عملی‌اش باشد؛ اما کاندیدای دوم می‌خواهد قدرت واقعی به دست خودش باشد، و ربانی‌سالاران صرفاً در لایه دوم، وظیفه انتقال مشروعیت به او را داشته باشند.

کاندیدای سوم کاندیدای "بوروکراسی" است. او به تقویت "سرمایه‌داری صنعتی" برای حل مشکلات اقتصادی و اشتغال اعتقاد دارد و هدفش روال‌مند کردن و عادی‌سازی بوروکراسی است.

سرمایه‌داری صنعتی همیشه عقلانی عمل می‌کند و دولت -چه وبری و چه هگلی- نمایندة عقل است. در این رویکرد سوم، عقلانیت است که محوریت دارد و از همین‌روست که عقلای جمع به سمت آقای روحانی آمده‌اند.

روحانی برخلاف رقبایش کابینه‌ساز است و با حذف چند وزیر می‌تواند کابینه‌ای از بوروکرات‌ها و نمایندگان عقلانیت تشکیل دهد.

این انتخابات آینه‌ای از کشمکش این سه جریان برای به دست گرفتن قدرت در ایران است و نتیجة انتخابات هرچه باشد این کشمکش در آینده نیز ادامه خواهد داشت.

آینده قدرت در ایران بستگی به وزن هرکدام از این جریان‌ها دارد. آیا در آینده با حذف حسن روحانی یک قدرت ربانی‌سالار در بالا قرار می‌گیرد و "دیپ استیت" (دولت پنهان)، جریان اول خواهد بود؟ یا با رأی به قالیباف، گروه دوم دست بالا را پیدا می‌کنند و ربانی‌سالاری در حاشیه آنها قرار خواهد گرفت؟

یا اینکه با رأی به روحانی، بوروکرات‌ها دست بالا را خواهند گرفت و "دیپ استیت" در دست گروه اول یا دوم، یا ترکیبی از آن‌ دو خواهد بود؟

در وضعیت امروز، قدرت اجرایی با بوروکرات‌ها است اگرچه در دیپ استیت شاهد حضور ترکیبی از دو گروه دیگر هستیم؛ اما وضعیتی که امروز وجود دارد می‌تواند در این انتخابات و در آینده، به نفع هرکدام از این سه جریان تغییر کند.

در چهار سال گذشته سرمایه‌داری صنعتی در ایران قدرت گرفته و اگر چهار سال دیگر روحانی سر کار بماند سرمایه‌داری صنعتی بیشتر قدرت می‌گیرد. هرچه پای سرمایۀ بیشتری وسط بیاید و هر چه وضعیت کشور نرمال‌تر باشد، از چندلایگی قدرت در ایران کاسته خواهد شد.

البته رسیدن به این وضعیت راحت نیست و روحانی باید بخشی از هر دو جریان را به سوی خود جذب کند.

ویژگی مثبت روحانی این است که از یکسو سال‌ها دبیر شورایعالی امنیت ملی و در کنار نظامی‌ها بوده و از سوی دیگر لباس روحانیت دارد و دغدغه‌های آن‌ها را می‌شناسد.

او تنها کاندیدایی است که با هر دو جریان می‌تواند کنار بیاید و از همین‌رو بهترین اتفاق برای آیندة قدرت در ایران است. یک بار گفته بودم که اگر راست‌ها عقلانی عمل کنند، باید ناز روحانی را بکشند تا رئیس دولت در ایران باشد

جهان به سوی دولت‌های عقلانی پیش می‌رود و ما اگر در انتخابات شرکت نکنیم، عرصه را واگذار کرده‌ایم به دو کاندیدای دیگر که آینده دیگری را برای ایران متصورند
آن دو می‌توانند باهم سازش کنند و دولت دولایه‌ای تشکیل بدهند و دوباره ما را به شرایط پیش از دولت روحانی بازگردانند

به همین دلیل و مواردی که برشمردم، روحانی درحال حاضر برای ما بهتر از هر کاندیدایی است. ‌او یک کاندیدای ایدئال است. من می‌دانم در ایران هر کسی که بخواهد فرصت ورود به پاستور را داشته باشد باید پاستوریزه باشد.

شاید اصلاح‌طلبان می‌توانستند کاندیدایی با رأی بیشتر داشته باشند،‌ اما روحانی امروز بیشتر از هر کاندیدای رأی‌سازی به کار آینده ایران می‌آید.

آنهایی که از روی ناآگاهی به شرایط موجود و آینده انتخابات را تحریم می‌کنند، باید بدانند که شرکت نکردن در این انتخابات‌ چه معنایی پیدا می‌کند و چه آینده‌ای را پیش روی ما می‌گذارد.
آقای حجاریان - که خود یک اطلاعاتی ارشد است - با این شعارهای مضحک عوامفریبانه ، چطور با این فهرست استدلال می کند؟
دیگران را به نظامی بودن، قشری بودن متهم کردن و - فقط ما خوبیم - گفتن و این فهرست؟


اطلاعات، اطلاعاتی، اطلاع، مطّلع، طالع،
العاقل يكفي بالإشارة
تصاوير ضميمه
 
__________________

آخرين ويرايش صبح ، Sunday 14 May 2017 در 04:42PM.
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 18 May 2017   #6
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,409
ج: ادامه دولت روحانی مساوی بحران اجتماعی و امنیتی برای کشور است

ممکلت کلهم اجمعین سالهای طولانی دست نظامی ها و امنیتی هاست. یعنی توقع دارید روحانی از چین آدم بیاورد برای وزارتخانه؟
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
دولت یازدهم, شهریار زرشناس


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو
ارزيابي اين گفتگو
ارزيابي اين گفتگو:

قوانين ارسال نوشته
شما می توانید سرنگار جدید ارسال کنید.
شما می توانید پاسخ ارسال کنید.
شما می توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:26AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts