بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > اخبار و سياست

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Thursday 23 July 2009   #61
فرا رسی دیجیتال
عضو ثابت
 
نشان فرا رسی دیجیتال
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2009
پاسخ‌ها: 244
ج: مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران

صبح،
همانطور که قبلا بارها گفته ام، در مورد مدارک شما اظهار نظری نمی کنم چرا که آنها نظرات افراد و سازمانهای خارج از حکومت آمریکا و خصوصی هستند و نظرات آنها نظرات دولت آمریکا نیست.
شما می توانید به توهینهای خود ادامه دهید اما من به پاسخ دادن به ادعاهای جعلی شما ادامه خواهم داد. این تنها نمایانگر اوج ضعف منطق و بلوغ فکری شماست.
فرا رسی دیجیتال حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 24 July 2009   #62
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,154
روزنوشته ها: 10
ج: مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران

نقل قول:
در اصل توسط فرا رسی دیجیتال نوشته شده است نمايش نوشته
صبح،
همانطور که قبلا بارها گفته ام، در مورد مدارک شما اظهار نظری نمی کنم چرا که آنها نظرات افراد و سازمانهای خارج از حکومت آمریکا و خصوصی هستند و نظرات آنها نظرات دولت آمریکا نیست.
شما می توانید به توهینهای خود ادامه دهید اما من به پاسخ دادن به ادعاهای جعلی شما ادامه خواهم داد. این تنها نمایانگر اوج ضعف منطق و بلوغ فکری شماست.
نع و نوچ رژیم تروریستی آمریکا را ما از 28 مرداد زیاد شنیده ایم .... طبعا کسی که به دنبال فکر و اندیشه هست ، به انکارهای مضحک و بی اساس شما بسنده نمی کند و تحلیل های موجود در صفحات پیشین که از تحلیلگران و منابع خبری متفاوت به ارائه مطلب پرداخته اند ، مورد توجه حق پویان است ... بهرحال شما تا عمر دارید می توانید اینجا نشسته و با تلاش گسترده و دست و پا زدن بسیار ، ما را ملزم به محدود شدن در میز سخنگوی مضحک کاخ سفید کنید.

انکارهای نماینده یک رژیم تروریستی چه ارزشی می تواند داشته باشد در حالی که آفتاب روشن اخبار و تحلیل او را مچاله کرده و جز انکار کور راهی ندیده است ؟

مرگ بر آمریکا / یک توهین نیست ... خواست مشروع یک ملت است.
__________________

آخرين ويرايش صبح ، Friday 24 July 2009 در 03:31PM.
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 24 July 2009   #63
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,154
روزنوشته ها: 10
ج: مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران


براندازي رنگين
8 تير 1388 ساعت 18:33
فعاليت و اقدامات جريان‌ها و گروه‌هاي مختلف سياسي در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بيش از آن كه عرصه رقابت در طرح و انديشه‌ها باشد به محاكمه دولت نهم تبديل شده بود؛ عرصه‌اي كه آشوب خياباني و تلاش براي تكرار حادثه كوي دانشگاه مراحل ديگري از اين طرح بود.
شايد در نگاه اول اين‌گونه به ذهن متبادر شود كه اين قبيل انتقادها و اظهارنظرها نوعي بهره‌گيري از تكنيك‌ها و تاكتيك‌هاي جنگ رواني است كه براي منفعل كردن رقيب به كار گرفته شده است، اما توجه جدي به اظهارات و برنامه‌هاي تبليغاتي آنها، اهداف و مقاصد پشت پرده‌اي را آشكار مي‌كند كه تلاش براي انقلابي رنگين شايد هدف غايي آن بوده است.

اين جريانات سياسي در اين مسير با طرح چند مساله، تشكيك در نتايج انتخابات رياست جمهوري دهم را آغاز كردند.

1- تشكيك در سلامت انتخابات و القاي تقلب در انتخابات
2- طرح نظارت بين‌المللي بر انتخابات و تشكيل كميته صيانت از آرا
3- افزايش انتظارات و مطالبات عمومي
4- تلاش براي سلب اعتماد مردم از نظام و القاي ناكارآمد بودن حاكميت
5- هجمه به گفتمان انقلاب و امام و رهبري
6- اعلام خطر، تهديد نمايي، بحران نمايي و سياه‌نمايي از اوضاع كشور
7- توهين و تخريب و دروغ‌بافي بي‌سابقه عليه دولت
8- لشكر كشي و به صحنه آمدن تمامي مخالفان و معاندان نظام.


انقلاب مخملي يا انقلاب‌هاي رنگي

انقلاب‌هاي مخملي يا انقلاب‌هاي رنگي يا گلي از شيوه‌هاي براندازي نرم است كه نوعي سرنگون كردن حاكميت و جابه‌جايي قدرت است و از شيوه‌ مبارزه منفي و نافرماني مدني بهره مي‌گيرد. در برخي كشورهاي اروپاي مركزي، اروپاي شرقي و آسياي مركزي انقلاب مخملي طراحي و پياده شده است. اين واژه براي نخستين‌بار از سوي رئيس‌جمهور پيشين چك كه در زمان خود رهبر مخالفان چكسلواكي سابق بود به ادبيات سياسي وارد شد.

سال 1989 طي يك دوره شش هفته‌اي، مخالفان حكومت در چكسلواكي با انجام سلسله اقداماتي زنجيره‌اي توانستند رژيم حاكم را سرنگون كرده و قدرت را در دست بگيرند. اين طرح و ايده به ترتيب در كشورهايي همچون صربستان، گرجستان، اوكراين و قرقيزستان منجر به تغيير طبقه حاكم شد. غرض اصلي از طراحي و پياده‌سازي انقلاب‌هاي مخملي، براندازي حكومت‌هايي است كه آمريكا آنها را مانع بسط و گسترش سلطه خود مي‌داند.

برخي اهداف آمريكا از ساماندهي انقلاب‌هاي رنگي از اين قرار است:

1- تسلط بر مناطقي كه از نظر سياسي و راهبردي اهميت ويژه دارد
2- كنترل مسير انتقال انرژي و جلوگيري از تسليحاتي شدن آن
3- حذف يا مهار نظام‌هايي كه مانع گسترش سلطه آمريكا هستند
4- ممانعت از ايجاد اتحاديه‌هاي نظامي و امنيتي در آسيا، خاورميانه و آسياي مركزي
5- همسو كردن كشورهاي مورد نظر با سياست‌هاي آمريكا
6- فرصت‌سازي اقتصادي براي آمريكا 7- مهار بيداري اسلامي.


انقلاب گل رز در گرجستان

به گزارش روزنامه جام جم،با فروپاشي شوروي سابق، آمريكا و ناتو به حلقه اول اروپاي شرقي، يعني سپر دفاع هارتلند نفوذ كردند. پس از آن توسعه نفوذ در حلقه دوم در دستور كار آمريكا قرار گرفت.

براي اين منظور نفوذ در گرجستان اولويت اول را داشت. آمريكا و متحدان اروپايي‌اش از طريق بنياد سوروس و موسسات بظاهر غيردولتي به ساماندهي يك انقلاب رنگي در گرجستان پرداختند تا سلطه ناتو به گرجستان به عنوان حياط خلوت روسيه گسترش يابد.

در انتخابات پارلماني 2003، 2 ائتلاف گرجستان نو و ائتلاف تروئيكاي گرجستان رقابت كردند. در كوران رقابت انتخاباتي بنياد سوروس كه مسووليت پشتيباني از انقلاب مخملين در گرجستان را عهده‌دار بود، پيروزي ائتلاف تروئيكا را پيشاپيش اعلام كرد؛ اما پس از انتخابات نتايج شمارش آرا بر پيروزي ائتلاف گرجستان نو دلالت مي‌‌كرد. با اعلام نتايج اوليه انتخابات، ائتلاف تروئيكاي گرجستان به نتيجه انتخاباتي اعتراض و دولت را به تقلب متهم كرد.

ائتلاف تروئيكاي گرجستان كه از طريق رسانه‌هاي آمريكايي و اروپايي حمايت مي‌شدند هواداران خود را به مبارزه منفي و نافرماني مدني فراخواند. جنبشي به نام كامارا توانست 15 هزار نفر را در پايتخت سازماندهي كند.

آنان چند روز در مقابل ساختمان‌هاي دولتي از جمله رياست‌‌جمهوري تجمع و طبق برنامه به پليس و ارتش گرجستان گل رز اهدا كردند.

در روز افتتاح پارلمان اين كشور و در حالي كه رهبر ائتلاف گرجستان فويفي شوارد نادزه مشغول سخنراني بود، مخالفان به رهبري ساكا شويلي از رهبران ائتلاف تروئيكا بدون مقاومت پليس وارد پارلمان شدند و اجازه ندادند ائتلاف گرجستان نو قدرت را در دست بگيرد.

سرانجام با موافقت مقامات روس، شوارد نادزه مجبور به استعفا شد و انقلاب به اصطلاح گل رز به پيروزي رسيد. به طور كلي فرآيند عملياتي شدن انقلاب گل رز در گرجستان موارد زير را شامل مي‌شود:

1- تزريق كمك‌هاي مالي آمريكا و غرب به مخالفان حكومت گرجستان
2- حمايت تبليغاتي وسيع آمريكا و غرب از ائتلاف تروئيكاي گرجستان و تخريب و شورش اذهان عمومي
3- متهم كردن نظام حاكم در گرجستان به فساد مالي، فساد سياسي و ناكارآمدي
4- افزايش انتظارها و مطالبات عمومي در جريان مبارزات انتخاباتي
5- متهم كردن دولت گرجستان به تقلب در انتخابات
6- از پيش برنده اعلام كردن جريان متمايل به آمريكا و غرب
7- درخواست بازشماري آرا و همچنين فشار به دولت براي به رسميت شناختن پيروزي مخالفان
8- فراخوان مخالفان به مبارزه منفي و نافرماني مدني
9- تصرف پارلمان و اماكن دولتي و به تعطيلي كشانيدن ادارات.


انقلاب نارنجي در اوكراين
اوكراين پس از روسيه بزرگ‌ترين كشور اروپايي است و از لحاظ جغرافياي سياسي وضعي منحصر به فرد دارد. نفوذ آمريكا در اين كشور از يك سو حلقه محاصره روسيه را تنگ‌تر و از سوي ديگر دستيابي آمريكا را به بازار منابع نفت و گاز اين منطقه آسان مي‌كرد.

كاخ سفيد براي ساماندهي انقلاب رنگي در اوكراين تلاش زيادي كرد به طوري كه پس از وقوع انقلاب نارنجي در اين كشور نيويورك تايمز فاش كرد بوش دست‌كم 65 ميليارد دلار براي اين انقلاب هزينه كرده است.

سال 2004 و در جريان انتخابات رياست جمهوري، اوكراين هيچ‌يك از نامزدهاي انتخاباتي نتوانستند حدنصاب لازم را در مرحله اول كسب كنند. پانوكويچ، نخست‌وزير وقت هوادار روسيه در دور اول 88/39 درصد و ويكتور يوشچنكو، نامزد مورد حمايت آمريكا و غرب 22/39 درصد آرا را به دست آوردند. در نتيجه انتخابات به دور دوم كشيده شد.

غرض اصلي از طراحي و پياده‌سازي انقلاب‌هاي مخملي براندازي حكومت‌هايي است كه آمريكا آنها را مانع بسط و گسترش سلطه خود مي‌داند

در مرحله دوم، بنابر اعلام غيررسمي، پانوكويچ با كسب 46/49 درصد آرا بر يوشچنكو كه 6/46 درصد آرا را كسب كرده بود، پيروز شد؛ اما اين نتيجه از سوي يوشچنكو و طرفدارانش مورد قبول واقع نشد و آنان دولت يانكويچ را به تقلب در انتخابات متهم كردند.

با اعلام نتيجه انتخابات، جنبش پارا كه از مدت‌ها قبل با حمايت مالي و تبليغاتي آمريكا سازماندهي شده بود با حضور در خيابان‌هاي كي‌يف، اقدام به تحصن و تظاهرات كردند.

متحصنان كه تي‌شرت، بازوبند، كمربند و هدبند نارنجي به تن داشتند و با خود پرچم‌هاي نارنجي حمل مي‌كردند خواستار اعلام پيروزي يوشچنكو از سوي كميسيون انتخابات شدند؛ اما كميسيون انتخابات پيروزي يانوكويچ را به طور رسمي اعلام كرد و با اصرار اين كميسيون، پارلمان اوكراين نيز نتيجه انتخابات را به تصويب رساند.

با اعلام نتيجه انتخابات از سوي پارلمان اوكراين، تظاهركنندگان مانع ورود پانوكويچ به دفتر نخست‌وزيري شدند و كشور در شرايط جنگ داخلي و تجزيه به 2 بخش شرقي (طرفداران يانوكويچ)‌ و بخش غربي (هواداران يوشچنكو)‌ قرار گرفت.

با فوق‌العاده شدن اوضاع كشور، پارلمان اوكراين در راي خود تجديدنظر و اعلام كرد كه در انتخابات تقلب صورت گرفته است و از رئيس‌جمهور خواست تا كميسيون انتخابات را منحل كند.

با جانبداري وزير دفاع از يوشچنكو شرايط به سود غرب‌گرايان و افراد مورد حمايت آمريكا تغيير كرد، ‌در نتيجه دادگاه عالي اوكراين سرانجام در 7 دسامبر نتيجه انتخابات را باطل و تاريخ 26 دسامبر را براي برگزاري انتخابات مجدد اعلام كرد. انتخابات بار ديگر برگزار شد و يوشچنكو با كمك تبليغاتي رسانه‌هاي آمريكايي و اروپايي رئيس‌جمهور اين كشور شد.

انقلاب حماسه‌اي در قرقيزستان
قرقيزستان اگر چه داراي منابع طبيعي نفت‌وگاز است، اما به دليل هم‌مرز بودن با چين و افغانستان جايگاه و اهميت استراتژيكي دارد. حادثه 11 سپتامبر، قرقيزستان را بيش از پيش مورد توجه آمريكا قرار داد.

از اين‌رو كاخ سفيد درصدد جابه‌جايي قدرت در اين كشور و تثبيت موقعيت خود در قرقيزستان برآمد. در سال 2005 با رد صلاحيت نامزدهاي مخالف دولت در پارلمان جرقه‌هاي انقلاب مخملي در اين كشور زده شد.

پس از برگزاري 2 مرحله انتخابات پارلماني و اعلام نتيجه آن 2 مخالف عسگر آقايف يعني كولوف وزير پيشين امنيت قرقيزستان از اهالي شمالي به همراه باقي‌ر‌اف، نماينده بركنار شده پارلمان از اهالي جنوب با يكديگر متحد شدند. با پيوستن اتو بنايا، نامزد ردصلاحيت شده انتخابات پارلماني به صفوف مخالفان آقايف شرايط براي انقلاب مخملي در اين كشور فراهم شد.

در چنين شرايطي جنبش مقاومت جوانان كلكل عهده‌دار آغاز انقلاب رنگي يا انقلاب گلي در اين كشور شدند. در مناطق جنوبي قرقيزستان، معترضان سازماندهي شده تحت حمايت آمريكا با تجمع در ميدان اصلي شهر اوش، فرودگاه و اماكن دولتي را به محاصره درآوردند.

دامنه اعتراضات توسط جنبش مذكور به سرعت به تمامي مناطق قرقيزستان سرايت كرد و در نتيجه مخالفان عسگر آقايف، اماكن دولتي و دفتر رياست جمهوري را در بيشكك تصرف كردند و خواستار كناره‌گيري وي شدند.

با متواري شدن آقايف جابه‌جايي قدرت در اين كشور با حمايت و ساماندهي آمريكا صورت پذيرفت. عسگر‌آقايف پس از فرار از كشور، سفير آمريكا در قرقيزستان را عامل اصلي اين انقلاب معرفي كرد.

وي خاطرنشان كرد: يك هفته پيش از وقوع اين حوادث در شبكه اينترنت نقشه اين انقلاب منتشر شده بود. اين نقشه را استفن يانگ، سفير آمريكا تدوين كرده است و اين انقلاب دقيقا همانند نقشه صورت گرفت. در وقوع انقلاب لاله‌اي در قرقيزستان نقش بنياد سوروس و اعطاي كمك‌هاي مالي كاخ سفيد به مخالفان دولت بسيار تعيين‌كننده بود.

آيا انقلاب مخملين در ايران هم قابل اجراست؟
ايجاد انقلاب رنگي در كشور ما بخشي از پازل راهبردي آمريكا براي تغيير ساختار جمهوري اسلامي ايران است كه تاكنون به‌دفعات طراحي شده، اما در هر نوبت با شكست مواجه شده است. پيشينه انقلاب مخملي در ايران به سال 1378و حادثه كوي دانشگاه باز مي‌گردد.

در روزهاي آغازين سال 75 نتانياهو، نخست‌وزير وقت رژيم صهيونيستي خواستار اجراي فوري طرح انفجار از درون ساختار حكومتي ايران شد و تاكيد كرد بايد با ايران كاري كرد كه همان اتفاقي كه در شوروي سابق صورت گرفت پيش آيد و آن هم انفجار از درون است. در همين راستا يكي از تجديدنظرطلبان طي مصاحبه‌اي با هفته‌نامه راه نو تصريح كرد انقلاب اسلامي متاثر از الگوي حكومت شوروي سابق است و سرانجام آنها نيز يكسان است.

در حادثه كوي دانشگاه با القاي خبر كذب مبني بر كشته شدن 5 دانشجو در جريان درگيري با نيروهاي انتظامي و تشديد اين فضا توسط نشريات زنجيره‌اي، هيجان‌گرايي و برانگيختگي در فضاي سياسي جامعه شكل گرفت.

در اين هنگام تجديدنظرطلبان سعي داشتند با گسيل داشتن دانشجويان به سوي بيت رهبري به زعم خود پروژه انقلاب مخملي و نافرماني مدني را كليد بزنند كه با حضور ميليوني مردم در صحنه دفاع از انقلاب و رهبري اين توطئه خنثي شد و عقيم ماند.

القاي انسداد سياسي در كشور (1379) و تئوريزه كردن مقاومت مدني‌(نافرماني مدني) از سوي مسافران كنفرانس ننگين برلين مرحله ديگري از ساماندهي انقلاب مخملين در ايران بود.

در همين ارتباط اكبر گنجي در گفتگويي با نشريه كريستين ساينس مانيتور مي‌گويد اميدوارم مدل انقلاب بدون خونريزي چكسلواكي در ايران انجام گيرد. ما قدم به مرحله‌اي از دموكراسي مي‌گذاريم كه هزينه‌ دارد، براي رسيدن به هرچه بايد بهاي آن را داد.

در سال 1380 نيز شبكه‌هاي ماهواره‌اي ضد انقلاب جوانان را به فرماني مدني فراخواند. بي‌اعتنايي مردم بويژه جوانان به فراخوان ضد انقلاب آنان را دچار سرخوردگي كرد. در اين مرحله نيز دشمنان جمهوري اسلامي ايران انقلاب مخملين را به نظاره نشسته بودند كه همانند مراحل قبلي با ناكامي مواجه شدند.

طرح مخملي كردن انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در سال 1383 برنامه ديگري از مجموعه اقدامات تجديدنظرطلبان براي ايجاد گسست در ساختار سياسي و بر هم زدن انسجام اجتماعي بود.

اين طرح با استعفاي برخي نمايندگان رد صلاحيت شده مجلس ششم نيز ادامه همين طرح بود. بي‌اعتنايي جامعه به تجديدنظر‌طلبان و ناآگاهي افراطيون از ظرفيت اجتماعي خود و از همه مهم‌تر قاطعيت رهبر معظم انقلاب اسلامي اين طرح را نيز با شكست مواجه كرد.

ساماندهي انقلاب مخملي در ايران به وسيله بنياد سوروس با واسطه افرادي همچون هاله اسفندياري، كيان تاج‌بخش و رامين جهانبگلو از ديگر برنامه‌هاي براندازي نرم در ايران بوده است.

براساس اعترافات هاله اسفندياري بنياد سوروس با حمايت از برنامه‌هاي خاورميانه‌اي مركز آمريكايي ولسون به دنبال ايجاد يك شبكه غيررسمي در ايران براي عملي كردن اهداف براندازي نرم بوده است.

در اين خصوص كيان تاج‌بخش، مدير و نماينده سوروس در ايران سعي داشته است با اقداماتي همچون راه‌اندازي كارگاه‌هاي مطالعاتي متشكل از جوانان و دانشجويان و تدريس اصول و مباني شبكه‌سازي اجتماعي زيرساخت‌هاي براندازي نرم در ايران را فراهم كند.
کد مطلب: 56023
آدرس مطلب: http://www.jahannews.com/vdcfmxdt.w6dv0agiiw.html
جهان نيوز
http://www.jahannews.com
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 24 July 2009   #64
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,154
روزنوشته ها: 10
ج: مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران

کاملیا انتخابی فر: عطریانفر در منزل سوروس
۰۸ مرداد ۱۳۸۶

در اين حال عطريانفر با تندي رو به ما كرد و به فارسي گفت «خودتان را كنترل كنيد!» و جرج سوروس نيز گفت: «لابد خانم‌ها چيز با اهميتي ديده‌اند اما بهتر است با ما در بحث مشاركت داشته باشند.»

به گزارش جهان، روزنامه كويتي "القبس" در يادداشتي به قلم "كامليا انتخابي‌فرد" عضو سابق هيأت تحريريه روزنامه‌هاي همشهري در زمان مديرمسؤولي "غلامحسين كرباسچي" و روزنامه توقيف‌شده "زن" به مدير مسؤولي "فائزه هاشمي" كه پس از توقيف اين روزنامه به خارج گريخت، از حضور خود در مهماني منزل "جرج سوروس"، رئيس بنياد "جامعه باز" به همراه "شهلا شركت" و "محمد عطريانفر" سردبير سابق روزنامه همشهري و بنيان‌گذار و عضو كنوني شوراي مركزي حزب كارگزاران خبر داد.

انتخابي‌فرد كه كتاب جديد وي با عنوان "كامليا! حقيقت را بگو تا نجات يابي" به زبان انگليسي به عنوان سلسله يادداشت‌هاي روزانه با ترجمه عربي در 10 قسمت در روزنامه "القبس" چاپ شده و انتشار روزانه آن ادامه خواهد داشت، در شماره اخير اين روزنامه مدعي شد كه در سفري به آمريكا به همراه "شهلا شركت "مدير مسؤول ماهنامه "زنان"، "محمد عطريانفر" از روزنامه "همشهري" و "مژگان جلالي" از روزنامه "ايران‌نيوز"، در مهماني ويژه‌اي در منزل "جرج سوروس" ميلياردر يهودي آمريكايي و رئيس بنياد "جامعه باز" حضور داشته است.

وي با اشاره به اينكه سفر اين هيأت مطبوعاتي به آمريكا، نخستين برنامه مشترك روزنامه‌نگاري بين دو كشور پس از انقلاب اسلامي بوده است، نوشت: هنگامي كه در روزنامه "زن" به مديرمسؤولي "فائزه هاشمي" فعاليت داشتم، وي از سوي روزنامه "بوستون‌گلوب" براي ديداري از آمريكا دعوت شد اما به من پيشنهاد داد كه به جاي وي، به اين سفر بروم و بدين ترتيب من نخستين روزنامه‌نگاري بودم كه در اين برنامه مشترك بين ايران و آمريكا شركت مي‌كردم.

انتخابي‌فرد كه در برخي سفرهاي خارجي دوره رياست‌جمهوري "سيد محمد خاتمي" به‌عنوان روزنامه‌نگار و خبرنگار در هيأت همراه وي حضور داشته، در ادامه مي‌افزايد: خاتمي توانسته بود در انتخابات رياست‌جمهوري با كسب بيش از 20 ميليون رأي پيروز شود و در پي اين پيروز بود كه فشار از روي رسانه‌ها برداشته شد و جهان را شگفت‌زده كرد.

وي آورده است: رسانه‌ها در ايران به موضوعي براي ديگر رسانه‌هاي جهاني تبديل شده بودند بگونه‌اي كه خود من، هر هفته با بخش فارسي راديو بي.بي.سي، راديو آمريكا، راديو فرانسه، شبكه تلويزيوني آلمان و روزنامه آساهي شركت مي‌كردم.

اين روزنامه‌نگار كه اكنون براي رسانه‌هاي آمريكايي از جمله راديو فردا و پايگاه اطلاع‌رساني "واشنگتن‌پريزم" كار مي‌كند، در ادامه نوشته است: از سوي ايران پنج نفر از جمله من براي سفر به آمريكا در قالب هيأت روزنامه‌نگاري انتخاب شديم كه برنامه ما از نيويورك و با بازديد از دانشكده امور بين‌المللي در دانشگاه كلمبيا و جمعيت آسيايي شروع مي‌شد در حالي كه اگر آزادي مزبور در عرصه رسانه‌اي ايران ايجاد نمي‌شد من نمي‌توانستم ايران را به اين سادگي ترك كنم اما من اميدوار بودم و نقشه‌هاي خوشبينانه‌اي در سر مي‌پروراندم اما هيچ گاه تصورش را هم نمي‌كردم كه اين سفر به تبعيد من پيش از بازگشتم به ايران تبديل شود.

وي به ماجراي ميهماني منزل سوروس اشاره كرده و مي‌افزايد: پس از بازديد از جمعيت آسيايي، همراه ما كه "سينشيا ديكستن" نام داشت با شور و شوق به ما اعلام كرد كه ما براي عصر همان روز به مهماني و صرف چاي در منزل "جرج سوروس" دعوت هستيم اما وقتي كه ديد هيچ يك از ما شگفت‌زده نشديم ادامه داد «سوروس، مهم‌تريم شخصيت در آمريكاست و اوست كه هزينه سفر و بازديدهاي ما را تأمين كرده است» اما باز هم هيچ يك از ما برداشتي از اين شخصيت نداشتيم.

انتخابي‌فرد در ادامه مي‌افزايد: من به ذهنم فشار آوردم و ناگهان به ياد مقاله‌اي افتادم كه در جايي خوانده بودم. در همين حين كه منتظر تاكسي براي رفتن به منزل سوروس در جاده "همست پنجم" بوديم در گوش همراه خود "محمد عطريانفر" سردبير روزنامه همشهري زمزمه كردم «الآن فهميدم سوروس كيست. او يك يهودي است كه ثروتمندترين مرد آمريكا و امپراتور آسياي‌ميانه به شمار مي‌رود.» و عطريانفر سرش را بي‌اهميت تكان داد انگار كه حرف من هيچ واكنشي را در او برنينگيخت.

وي در ادامه نوشته خود تصريح كرده است: هنگامي كه به منزل شيك سوروس رسيديم و خانم خدمتكار وي،‌ براي‌مان در فنجان‌هاي چيني بديع، چاي آورد من به ساير خانم‌هاي همراهم "شهلا شركت" و "مژگان جلالي" نگاه كردم و لبخند زدم و آنها هم خنديدم و به دليلي كه تا امروز هم برايم روشن نشده همگي بطرز عجيبي زديم زير خنده بگونه‌اي كه تا وقتي در منزل سوروس بوديم نمي‌توانستيم جلوي خنده خود را بگيريم و طوري شد كه من مجبور شدم به دستشويي بروم و نفس عميقي بكشم تا بتوان خودم را كنترل كنم و به جايم بازگردم اما با اين حال باز هم هيچ كدام نتوانستيم تا آخر، جلوي خنده خود را بگيريم و اشك همه ما سرازير شد.

انتخابي‌فرد مي‌افزايد: در اين حال عطريانفر با تندي رو به ما كرد و به فارسي گفت «خودتان را كنترل كنيد!» و سوروس نيز گفت «لابد خانم‌ها چيز با اهميتي ديده‌اند اما بهتر است با ما در بحث مشاركت داشته باشند.» اما ما باز هم نتوانستيم جلوي خنده خود را بگيريم و حتي پاسخ پرسش‌هاي سوروس را بدهيم اما وي در پايان هنگام بدرقه ما نسخه‌اي از كتاب خود را امضا كرد و به ما هديه داد و ما هم متقابلاً از او عذر خواستيم.

وي مي‌افزايد: پس از چند روز عطريانفر اطلاعاتي درباره "جرج سوروس" جمع‌آوري كرد و با لهجه اصفهاني كه همواره سعي دارد آن را پنهان كند خطاب به ما گفت «سوروس از بزرگترين صهيونيست‌هاي جهان است و چه‌بسا در وراي مهماني وي، توطئه‌اي نهفته بوده باشد.» و مي‌ترسيد كه رفتن ما به منزل وي پيش از آنكه او را بشناسيم در صورت افشاي خبر اين مهماني در تهران براي‌مان دردسر ساز شود.

انتخابي‌فرد مي‌گويد: عطريانفر از ما خواست كتاب سوروس را دور بيندازيم تا هنگام بازرسي از بارهاي ما در فرودگاه مهرآباد آن را پيدا نكنند اما چه كسي مي‌دانست كه تنها دو سال بعد من به عنوان خبرنگار آزاد براي پايگاه اينترنتي "يوروآسيا" كه مالكيت آن بر عهده سوروس است مشغول به كار شوم؟
انتخابي‌فرد در يادداشت ديروز خود نيز در مطلبي جنجال‌برانگيز از رابطه عاشقانه خود با "علي دايي" فوتباليست ايراني در آلمان و حضور مديد خود در منزل شخصي وي در اين كشور خبر داده بود كه هنوز اين خبر از سوي دايي تكذيب نشده است.

روزنامه "كويتي القبس" در پايان آورده است كه شماره جديد اين نشريه كه فردا منتشر خواهد شد يادداشتي از انتخابي‌فرد درباره "بازگشت ترس... و موج ترورها" منتشر خواهد كرد.

"كريم ارغنده‌پور" روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب نيز با انتشار مطلبي در پايگاه اينترنتي شخصي خود با عنوان "فيوچراما" درباره سفر اين هيأت مطبوعاتي به آمريكا بدون اشاره به حضور "كامليا انتخابي‌فرد" در اين هيأت و مهماني منزل سوروس، آورده است: «سفر من به ايالات متحده در سال 1377 صورت گرفت. آقاي خاتمي رئيس‌جمهور وقت، ايده گفت‌وگوي تمدن‌ها را مطرح و در مصاحبه‌اي با "كريستين امان‌پور" در شبكه سي.ان.ان از ضرورت گفت‌وگوي انديشمندان و نخبگان دو كشور سخن گفته بود. پس از سخنان ايشان انجمن سردبيران نيوانگلند در شرق آمريكا از سردبيران روزنامه‌هاي ايران از همه گرايش‌ها دعوت كرد كه در يك نشست مشترك شركت كنند كه "محمد عطريان‌فر" از روزنامه همشهري، من از روزنامه "سلام"، خانم "شركت" از ماهنامه زنان، خانم "مژگان جلالي" از روزنامه ايران‌نيوز اين دعوت را پذيرفتيم و در آن شركت كرديم. اين سفر در واقع نخستين سفر يك هيأت مطبوعاتي از ايران پس از پيروزي انقلاب به آمريكا بود. چند ماه پس از سفر ما يك هيأت مطبوعاتي ديگر هم اعزام شد كه "احمد بورقاني"، "علي مزروعي"، "حسين قاضيان"، "رضا تهراني" و "شهاب‌الدين فرخ‌يار" را در ميان آنها به خاطر دارم. موضوع نشست‌هاي مشترك ما با روزنامه‌نگاران آمريكايي صرفاً حول محورهاي حرفه‌اي بود ولي در حاشيه اين نشست‌ها ما از برخي دانشگاه‌ها هم بازديد كرديم و در جلسات هموطنان‌مان در شهرهاي مختلف حضور پيدا كرديم. دوست داشتم فرصتي براي انتشار خاطرات اين سفر بود ولي اشتغالات كاري فراوان مانع از تحقق اين ايده شد.»

وي در ادامه مي‌افزايد: «من در انجمن آسيايي نيويورك سخنراني كردم. اين مراسم چند هفته پس از سخنراني خانم آلبرايت، وزير خارجه وقت ايالات متحده، در همين محل صورت مي‌گرفت كه او در اعلام موضعي مهم، از مداخله آمريكا در كودتاي 28 مرداد 1332 عذرخواهي كرده بود. جلسه جالبي بود. اصلاحات و رويكردهاي آقاي خاتمي توجهات زيادي را به سمت كشور جلب كرده بود. چند نفر از شركت‌كنندگان كه بعد فهميدم از نخبگان علمي به شمار مي‌روند از انگيزه خود براي بازگشت به كشور سخن گفتند. يكي از حضار هم هنرمند بنام كشور آقاي فرشچيان بود.»

وي سپس با انتشار عكسي آورده است: «در عكس، خانم شركت و محمد عطريان‌فر حضور دارند. خانم نغمه سهرابي هم پشتش به عكس هست كه ايشان در آن زمان نقش مترجمي هيأت را برعهده داشتند. آن زمان دانشجوي دكترا در هاروارد بودند كه مسلماً حالا درس‌شان را به اتمام رسانده‌اند
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 24 July 2009   #65
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,154
روزنوشته ها: 10
ج: مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران

جورج سوروس کیست؟ اهداف و اقدامات بنیاد او چیست؟

- جورج سوروس یکی از سرمایه داران بزرگ آمریکایی است که بعضاً در رسانه های آمریکا از وی بعنوان فرد نیکوکار و خیر آمریکایی یاد می شود و خود را پیرو فیلسوف مشهور «کارل پوپر» می داند.
- از سوروس در تحلیل ها و مقالات رسانه های خارجی غالباً بعنوان «سرمایه دار بزرگ آمریکایی و یکی از معماران اصلی انقلاب مخملین» نام برده می شود.
- سوروس بخش زیادی از سرمایه خود رابه کار تحقیق در کشورهای مختلف جهان تخصیص داده و به همین منظور موسسه های تحقیقاتی زیادی را دایر نموده بطوریکه شبکه سازمانهای سوروس در سراسر جهان و به خصوص در اروپا و جمهوریهای شوروی سابق ایجاد شده است.
- فعالیت های سوروس با هدف ایجاد زیربنای اجتماعی و سیاسی (جامعه باز) 1 صورت می گیرد، غالباً نیز معتقدند هدف از طرحهای خیریه (!) سوروس نه حمایت از علم و آموزش بلکه ایجاد تغییرات تمدنی در کشورها می باشد.
- هدف نهایی سوروس تشکیل ائتلاف جوامع باز است تا وظایف سازمان ملل را به خود اختصاص دهند. وی معتقد است سازمان ملل متحد سازمانی نیست که در تشویق جامعه باز موفق باشد.
- سوروس با انتقاد از بوروکراسی دولتی، ترجیح می دهد تا جای ممکن کمک های خود را مستقیماً در اختیار نیازمندان (!) قرار دهد.
- بر مبنای ادعای رسانه های آمریکایی، جورج سوروس در سال های اخیر مبلغ 4 میلیارد و 600 میلیون دلار آمریکا در ایالات متحده و دیگر کشورهای جهان برای امور خیریه (!) اهدا کرده است.
تامین مالی و سرمایه گذاری هنگفت سوروس در کشورهای مختلف بر روی محورهای زیر صورت گرفته است:
¤ ایجاد شبکه اطلاع رسانی و تاسیس فرستنده های رادیویی و تلویزیونی علیه کشورها.
¤ ایجاد سیستم آموزشی مورد نظر.
¤ حمایت از روزنامه ها و تلویزیون.
¤ توسعه فرهنگ (فرهنگ سازی).
¤ تاسیس انجمن وکلای مدافع در کشورها.
¤ برگزاری کنفرانس منطقه ای در خصوص زنان با دعوت از نمایندگان سازمانهای بین المللی و غیردولتی محلی.
¤ حمایت از مطبوعات آزاد.
¤ حمایت از برنامه دموکراسی و رسانه ها.
¤ حمایت از پروژه تکثیر دموکراتیک رسانه ای.
¤ حمایت از مطبوعات قومی و محلی.
¤ حمایت از اپوزیسیون داخل و خارج.
¤ راه اندازی و حمایت از فعالیت سایت اینترنتی خبرگزاری در کشورها. (مثلاً سایت ورارود در تاجیکستان)
¤ و...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- اصطلاح «جامعه باز» را کارل پوپر(1994-1902) به کار برده و مقصود از آن، جامعه ای است که افرادش پیوسته جویای چرایی کارها باشند و در مقدسات و مسلمات و تابوها شک کنند و تصمیمات اجتماعی را پس از بحث با یکدیگر به معیار عقل بگیرند، و حال آنکه از این منظر در جامعه بسته، افراد در همه کارها مقلدند و به مقدسات و مسلمات، ایمان کورکورانه دارند.
پوپر، «افلاطون و هگل و مارکس» را بنیانگذاران اصلی فکر جامعه بسته می داند.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 24 July 2009   #66
هومان
عضو ثابت
 
نشان هومان
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2009
مكان: تهران
پاسخ‌ها: 3,671
ج: مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران

[quote=صبح;1028071]نماینده وحوش غارتگر آمریکا در کاخ سفید !

آنچه که نسبت به تو گفته می شود حقیقت است ... و توهین محسوب نمی شود. شما بر روی خون دهها میلیون سرخپوست آمریکا را تشکیل داده اید.

quote]

این برظبق برداشت های خودتان دخالت در امور داخلی usa نیست؟سرخ پوستان هم به ما ارتباط دارند ؟انها ازدین خارج بودند .اگر در ایران بودند اعدام می شدند
من به شعارهای حاکی از نفرت علاقه ای ندارم
هومان حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 24 July 2009   #67
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,154
روزنوشته ها: 10
ج: مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران

درباره جورج سوروس چه می دانیم؟


به دنبال پخش اعترافات تامل برانگیز هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و کیان تاجبخش که حرکتی ناتمام اما ارزشمند از صدا و سیما بود(1)، جای این سوال باقی است که واقعا فردی که مکرر از او نام برده می شد یعنی جورج سوروس (2) کیست و چه می کند؟ موسسات ذیل نظر او چه فعالیت هایی انجام داده اند و...
از آنجا که منابع فارسی در این خصوص ناچیز است در این نوشتار مختصرا به این موضوع خواهیم پرداخت. بخشی از آنچه طرح می شود با استناد به سایت رسمی موسسه جامعه باز (open society institute) خواهد بود و منعکس کننده مطالب مندرج در این سایت که تحت عنوان معرفی نامه جورج سوروس در صفحه About OSI موجود است. (3) بقیه منابع و مدارک و نیز اصطلاحات به کار رفته به نوبه خود در پی نوشت ها مورد اشاره قرار خواهد گرفت.
جورج سوروس یک یهودی مجارستانی است که نامش این روزها برای اغلب سیاستمداران و خصوصا دولتمردان نا آشنا نیست. کسی که ذیل پرچم کمک های بشر دوستانه، بسط دموکراسی و آزادی بیان زمینه های ایجاد انقلاب های مخملی و نیز تغییرات یا چالش هایی در ساختار دولت ها ایجاد می کند. سوروس در کودکی با دشواری هایی روبرو می شود که شخصیتش را آماده گام های بلند می کند. با اندیشه های کارل پوپر انس می گیرد و تلفیقی از تفکراتش را با اندیشه های او به عنوان یک تئوری عملیاتی در دستور کار قرار می دهد. در واقع او هم یک مغز فعال است و هم یک مجری ماهر که البته در راه مقاصد خویش گام برمی دارد.
جورج سوروس موسس و مدیر شبکه ای از موسسات به اصطلاح خیریه و بشر دوستانه، پدید آورنده ایده جامعه باز(4) دموکراتیک با محوریت قانون، اقتصاد بازار(5)، حکومت پاسخگو، آزادی مطبوعات و حامی حقوق بشر است.
سوروس در آگوست 1930 در شهری با نام بوداپست(6) در مجارستان متولد می شود. پدرش جزو اسرای جنگ جهانی اول است که سرانجام به روسیه می گریزد تا بتواند بار دیگر خانواده اش را در مجارستان ملاقات کند. سوروس 13 سال دارد که ارتش آلمان نازی مجارستان را تصرف می کند و یهودیان را تبعید می نماید. تجارت ارز در بازار سیاه منبع درآمدی او در این دوره است. جورج جوان در سال 1946 می تواند با شرکت در همایش بین المللی زبان اسپرانیو که در کشور سوئیس برگزار می شد، فرار کند. در سال 1947 به انگلستان مهاجرت می کند و با کار در راه آهن به عنوان باربر و نیز در رستوران به عنوان خدمتکار تلاش می نماید تا هزینه های مالی خویش را فراهم آورد. جورج سوروس در سال 1952 از دانشگاه اقتصاد لندن فارغ التحصیل می شود.
سوروس در دانشگاه اقتصاد لندن بود که آشنایی نسبی با کارهای کارل پوپر فیلسوف مشهور به دست آورد و تفکر جامعه باز پوپر توانست تاثیر به سزایی در نوع نگرش و تفکر او بگذارد. در واقع تجربه سوروس از نازیسم و کمونیسم او را مجذوب نقدهای پوپر نسبت به نوع اداره کشور با حکومت های مقتدر مرکزی(8) کرد. جامعه باز تنها در صورتی می توانست رونق بگیرد که حکومت های دموکراتیک بنا نهاده شده باشند، آزادی بیان وجود داشته باشد، عقیده های گوناگون امکان بروز و ظهور داشته باشند و حقوق فردی مراعات شده باشد و او هم در همین راستا گام برداشت.
در سال 1956 سوروس به آمریکا مهاجرت کرد و تا سال 1963 در نقش یک تحلیلگر و تاجر فعالیت کرد. در طول این دوره ایده های پوپر را با تئوری های خویش وفق داد و قاعده ای برای توصیف نسبت بایدها و واقعیات طراحی کرد. قاعده ای که بتواند برای پیشگویی روند آتی مورد استفاده قرار گیرد. تئوری های عملیاتی سوروس وی را به این نتیجه رساند که توانایی بیشتری در تجارت و بازرگانی دارد تا فلسفه. او از طریق صندوق سرمایه گذاری بین المللی که خود تاسیس کرده بود توانست از نظر مالی موفقیت های چشمگیری کسب کند. در سال 1967 یک سازمان را بنا نهاد و در سال 1973 شرکتی خصوصی ایجاد کرد که مکمل بخش قبل بود.
بعدها جورج با خرید و فروش ارز پول هنگفتی به دست آورد؛ به گونه ای که در 16 سپتامبر 1992 که از آن به عنوان چهارشنبه سیاه (8) یاد می شود توانست با فروش پوند بریتانیا و خرید مارک آلمان یک میلیارد دلار سود کند. به همین خاطر است که او را به عنوان مردی که توانست بانک های انگلیس را به زانو درآورد می شناسند. (9) در سال 1997 هم ماهاتیر محمد نخست وزیر مالزی سوروس را متهم کرد که بر آن است تا پول مالزی را بی ارزش کند. (10)
سوروس موسسه جامعه باز (11) را در سال 1979 در نیویورک ایجاد کرد. امروزه او شبکه ای از این قبیل موسسات را در سرتاسر اروپای مرکزی و شرقی، شوروی سابق و اوراسیای مرکزی و همچنین آفریقای جنوبی، گواتمالا و ایالات متحده و... دارد. (12) او همچنین کتاب هایی نیز در زمینه های مختلف سیاسی اقتصادی چاپ و منتشر کرده است. او همچنین موسساتی چون بنیاد ملی برای دموکراسی (13) و موسسه خانه آزادی(14) را نیز زیر نظر دارد.

پی نوشت ها:
1- ای کاش اعترافات کامل نمایش داده می شد تا هم نسبت برخی عناصر داخلی با خارج از کشور شفاف شود و هم ابعاد دیگر ماجرا
2- George Soros
3- http://www.wtfman.info
4- Open Society
5- Market Economises
6- Budapest
7- Totalitarianism
8- Black Wenesday
9- http://en.allexperts.com/e/g/ge/george_soros.htm
10- کتاب جورج سوروس و انقلاب های مخملین – چاپ انتشارات موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر تهران – ص11 11- Open Society Institute
12- کتاب جورج سوروس و انقلاب های مخملین – چاپ انتشارات موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر تهران – ص11
13- National Endowment for Democracy
14- Freedom House – آدرس اینترنتی: http://www.freehaleh.org
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 26 July 2009   #68
mohammad sadeq
در جستجوی حقیقت...
 
نشان mohammad sadeq
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2008
مكان: ایران
سن: 34
پاسخ‌ها: 638
روزنوشته ها: 3
ج: مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران

تشکرجات فراوان سید!
__________________

مذهب زنده دلان خواب پريشاني نيست
از همين خاک ، جهان دگري ساختن است
mohammad sadeq حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از mohammad sadeq بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 26 July 2009   #69
SAFA
عضو ثابت
 
نشان SAFA
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
سن: 44
پاسخ‌ها: 6,212
ج: مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران

شاید که از خواب مخملی بیدار شوند ... شاید هم ... خود را بخواب زده اند
SAFA حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از SAFA بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 26 July 2009   #70
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,154
روزنوشته ها: 10
ج: مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران


براندازي نشداين چهره ها بهتر جواب مي دهند
4 مرداد 1388 ساعت 9:19
کیهان:يك مقام سابق آمريكايي، همكاري افرادي از درون حاكميت ايران را لازمه پروژه «بي ثبات سازي» جمهوري اسلامي عنوان كرد پاول كرگ رابرت از چهره هاي نومحافظه كار و دستيار وزارت خزانه داري در دولت ريگان تاكيد كرد: بدون همراهي رجال سياسي و افرادي مهم از حاكميت ايران نمي توان به ادامه پروژه بي ثبات سازي اين كشور كمك كرد.
وي در مقاله اي در پايگاه خبري-تحليلي «كانتر پانچ» مي نويسد: چندين مقام برجسته در ايران مي خواهند در اتحاد با هم و همراه با واشنگتن قدرت را به دست آورند. هرچند كه اين افراد در انتخابات رياست جمهوري ايران شكست خوردند اما هنوز مغرورانه در پي قدرت مي باشند البته واشنگتن نيز در پي اين بوده است تا سياسيون جدا مانده از قدرت را حمايت نموده و با كمك آن ها دولت هاي مستقل همانند ايران را سرنگون نمايد. اين روشي است كه حتي در سودان نيز مشاهده گرديد.
وي افزود: بدون حضور افرادي مهم از حاكميت ايران رسانه هاي آمريكايي قادر به هدايت جريان هاي مخالف جمهوري اسلامي نمي باشند.
در همين حال محسن حيدريان از عناصر موسوم به «چپ هاي آمريكايي» طي مقاله اي، بر عدم امكان تداوم آشوب هاي خياباني تاكيد كرد و نوشت: اينك اين سياست ورزان هستند كه بايد در جست وجوي راه باشند و سرنوشت را نمي شود در خيابان ها رقم زد. در چنين فضايي است كه تلاش هاي مبتكرانه رفسنجاني و خاتمي، جهت و محتواي تهاجمي و چالشگرانه اي يافته كه در طول 30 سال گذشته بي سابقه است. رويكرد رفسنجاني اهميتي تاريخي دارد. بلافاصله پس از حركت نوآورانه و سنجيده رفسنجاني بود كه طرح خاتمي براي رفراندوم درباره مشروعيت دولت پيش كشيده شد.
اين مزدور سابق كا گ ب شوروي كه در روزگار حاكميت كمونيست ها مسافرت هايي هم به افغانستان داشت اما با فروپاشي بلوك شرق به جريان چپ هاي آمريكايي پيوست در سايت ايران امروز مي نويسد: اقدام رفسنجاني و خاتمي در راستاي ترجمه مجدد ]؟![ قانون اساسي براي باز تعريف آرايش قواست. مهم فرو ريختن اقتدار نظام و هموار كردن راه براي ريزش نيروهاست. اين شيوه اي براي تغيير حاكميت نظام است. تحقق پروژه تغييرات اساسي، نياز جدي به كمك بخش بينابيني حاكميت و روحانيون بيطرف دارد و ما از تغيير موضع هر شخصيت روحاني و غير روحاني براي تغيير در حاكميت حمايت مي كنيم.
وي اضافه كرد: محتواي حركت تازه، تغيير در ساختار حاكميت از طريق كسب اهرم هايي در بالا و پايين است. گام بعدي در يك فضاي آرام، كوشش در راه بازنويسي قانون اساسي و ديگر تغييرات ساختاري مسالمت آميز است.
وي خواستار استفاده از شيوه هاي به ظاهر مسالمت آميز براي محدود كردن اقتدار و اختيارات نظام شد تا واكنش برانگيز نباشد و منجر به راديكاليزه شدن فضا نشود.






کد مطلب: 58377
آدرس مطلب: http://www.jahannews.com/vdcjatei.uqeoazsffu.html
جهان نيوز
http://www.jahannews.com
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 1 August 2009   #71
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,154
روزنوشته ها: 10
ج: مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران

موسوی :هر چي «جين شارپ» جونم بگه!
شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۳۸


روزنامه کیهان نوشت:
به دنبال ناكامي مدعيان اصلاحات در جريان انتخابات و همچنين آشوب هاي خياباني پس از آن، كه از محو كامل اين جريان وابسته و فتنه انگيز حكايت مي كند، موسوي و حاميانش درصدد ايجاد منفذي براي ادامه حيات خود برآمده و تلاش هاي خود را براي تشكيل حزب يا جبهه سياسي شدت بخشيده اند.
بر همين اساس و به دنبال اين تلاش ها ميرحسين موسوي طي سخناني اعلام كرد به دنبال تشكيل جبهه سياسي نيست بلكه خواستار تشكيل «جبهه اجتماعي» است. جبهه اي كه بر پايه سازماندهي جنبش هاي اجتماعي استوار است، اين اقدام موسوي دقيقاً و بدون كم و كاست بخش ديگري از فرمول «جين شارپ» پدر انقلاب هاي رنگين است كه با هدف تضعيف جمهوري اسلامي ايران توصيه شده است.
تصميم اخير موسوي با استقبال و ذوق زدگي محافل غربي، ضدانقلابيون فراري و برخي از گروههاي وابسته داخلي نظير گروهك موسوم به ملي- مذهبي روبرو شده و اين جريانات در سايت هاي خود بر درستي اين تصميم تاكيد ورزيده اند.
تقي رحماني از گردانندگان گروهك موسوم به ملي- مذهبي كه پرونده اي سياه در همكاري با «سيا» دارد، در اين باره به سايت «فرارو» مي گويد؛ در حال حاضر يك نهاد مدني هماهنگ كننده كه خواسته هايش هم مورد توافق قرار بگيرد، مي تواند به جامعه ايران كمك كند. در آن حالت موج ايجاد شده باعث مي شود كه به يك سري خواسته هاي مدني دست پيدا كنيم.
وي در حالي كه بر ضرورت تشكيل جبهه اجتماعي به جاي جبهه سياسي تأكيد مي كند با بياني تناقض آميز ليستي سياسي از خواسته هاي اين جبهه اجتماعي را مطرح كرده و مي گويد: «مثلاً بي طرف بودن شوراي نگهبان، لغو نظارت استصوابي، آزادي برگزاري تجمعات و... اگر دو سه مورد از اين درخواست ها تحقق پيدا كند خيلي از مسائل حل مي شود.»
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 1 August 2009   #72
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,154
روزنوشته ها: 10
ج: مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران

آيا با مخمل آشنا هستيد؟

پنجشنبه ۰۸ مرداد ۱۳۸۸

جواد حيدرى
آيا نام مخمل را شنيده ايد؛ آيا با مخمل آشنا هستيد؛ چه برداشتى از مخمل داريد؛ بعضى مى گويند مخمل پارچه اى است بسيار لطيف و نرم مثل گل هاى بهارى كه سينه سرخان بهارى چون سينه اى لطيف و نرم دارند، به گردش مى آيند اما بدانيد كه گل هاى بهارى زود پژمرده مى شوند و خارهاى آن آشكار كه سينه سينه سرخان را چاك مى زند.

مخمل اگر چه زيبا، لطيف، نرم و هيجانى است، اما زود پرپر و فرسوده مى شود و خوان گسترده هزاران سال زحمت را به يغما مى برد؛ مخمل براى استفاده نيست، براى زينت است؛ مخمل همان ململ است. بنابراين از مخمل كارى بر نمى آيد؛ اما به سراغ انقلاب برويم؛ انقلاب يعنى تغيير وضع موجود و رسيدن به وضع مطلوب. اگر نگاهى اجمالى به مخمل بيندازيد خواهيد فهميد كه در مخمل نمى شود تغيير ايجاد كرد چون با تغيير در مخمل، ديگر مخملى نمى ماند پس بايد مفهوم ديگرى داشته باشد؛ چه مفهومى ممكن است داشته باشد.

به گمانم مفهومش اين است كه واژه هاى انقلابى را تغيير دهيم. يعنى دم از عدالت نزنيم؛ چرا چون مى گويند واژه عدالت از واژه هاى خشن است؛ دردسرساز است؛ خطر آفرين است؛ ما مى خواهيم با جهان تعامل كنيم؛ هم انديشى داشته باشيم؛ واژه دفاع از مظلومين واژه اى خشن است، زيرا تعامل ما را با جهان بر هم مى زند؛ مثلا همين اسراييل، ما چه كار با اسراييل داريم؛ خودشان مشكل خودشان را حل كنند؛ به ما چه ربطى دارد چه كسى آنجا كشته مى شود؛ ما آسايش خود را مى خواهيم؛ مى گويند چراغى كه به خانه رواست به مسجد حرام است؛ اين هم از دليل هاى صد من يك شاهى است. اتفاقاً چراغى كه به خانه رواست به مسجد هم رواتر است، زيرا اگر مسجد كه محل عبادت است و محل اجتماع مومنين است و محل سياست و محل كارهاى ديگر مسلمين است تعطيل شود همه احكام الهى تعطيل مى شود. اين خود نوعى جهاد و ايثار است كه در صدر اسلام نمونه هاى بسيار آن اتفاق افتاده است و نبايد خلط مبحث شود؛ پس انقلاب مخملى در اصل انقلاب نيست و بايد گفت يكى از آفات انقلاب است كه مى گوييم رخنه فرصت طلبان كه فرصت را غنيمت مى شمارند. هم از داخل مرزها و هم از خارج مرزها و با بمباران وسيع جنگ روانى و ايجاد شك و شبهه در مبانى انقلاب؛ اسم انقلاب روى آن گذاشته اند كه مردم را فريب دهند مثل انقلاب سفيد اما در عين حال بايد گفت سلطه مخملى يا بگوييم براندازى نرم يا استعمار نوين، يا نو استعماريسم يا استحاله انقلابى، مى گويند گربه براى رضاى خدا موش نمى گيرد. انقلاب مخملى از نوع ساختارشكنى است، چه ساختارى را مى شكنند بستگى دارد، آنها تفكرشان چيست آنها به سمت سكولاريسم پيش مى روند و دهكده جهانى مى خواهند. آنها مى خواهند جهان را هماهنگ خود كنند، مثل خود، مى گويند اگر خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو، كدام جماعت با چه دين و مذهبى و با چه گرايش و خطى و با چه جريان و حركتى و با چه مرام و بينشى مى گويند ما تعيين مى كنيم.

هر چه ما گفتيم ما خود فرهنگ داريم، آداب و رسوم و سنت و دين داريم، خير اينها همه واپس گرايى است، همين اينهاست كه شما را عقب نگه داشته است و تمدن غرب كه اين همه پيشرفت كرده است به خاطر اين است كه خود را از قيد و بند مذهب و سنت و هر چيز ديگرى كه دست وپاگير است رهانيده و به سوى آزادى پيش مى رود و قيدى براى آن ندارد، آزاد باشيد، دين آمده دست و پاى شما را بسته است آزادى را از شما گرفته است، لذت ها را از شما گرفته است شما را محصور كرده است. تازه در همان دين شما فرموده «لا اكراه فى الدين» ما آمده ايم تا تمام اين زنجيرها را از دست و پاى شما باز كنيم. به راستى در پس پرده اين همه هياهو چه چيزى نهفته است، بشر امروز به چه نيازمند است و آن نيازمندى اش را بايد از كدام منابع دريافت كند. آنها راهى را كه رفته و نسخه اى را كه پيچيده اند و هم از راه پشيمان و از نسخه سودى نبرده اند و خود با هزار جور مشكل معنوى در اقشار مختلف جامعه شان درگير هستند، چگونه به درمان ديگران خواهند پرداخت.

اينها مى خواهند جوانان، فرهنگ خود را از ياد ببرند و ديگر هويت فرهنگى نداشته باشند چون اين فرهنگ ها هستند كه ايجاد مقاومت مى كنند و اين تعلقات باعث مى شود كه هويت فرد هميشه بماند و احساس غرور كند كه متعلق به كجاست. آنها اين را نمى خواهند آنها انسان لخت وبرهنه اى را مى خواهند كه تعلق خاطرى به هيچ يك از فرهنگ ها نداشته باشد، فقط رو به سوى قبله آنها نمازگزارد.

آنها از جوانان ما غيرت، جوانمردى، شجاعت، عفت، حيا و... را مى خواهند ببرند و به جايش چيزهاى بهترى بگذارند صد البته بى غيرتى، ناجوانمردى، لودگى، بى عفتى، بى حيايى و... چرا، تا بتوانند يك مشت جوان منگى، چرتى، لاابالى و ابن الوقت داشته باشند تا منابع آنها را غارت كنند و مقاومتى نباشد، اينها را بكشند و خود به حجله عشق آنها بروند، اين نمونه اى از آزادى غربى هاست (عريانى) برهنگى فرهنگى، اجتماعى، سياسى، اقتصادى و... انقلاب مخملى معناى وسيعى دارد، اما بحرى متلاطم است توفانى است، بحر مواج است كه دشمن بر موج آن سوار است و موج سوارى مى كند، البته اين موج سواران اگر يادتان باشد امپراتورى اسلامى (عثمانى) را تكه تكه كردند چون احساس خطر كردند همانطورى كه ديگران در داخل احساس خطر مى كنند (آب به آسياب دشمن مى ريزند) اما خطر جدى بود، اسپانيا در تصرف نيروهاى اسلام، قلب اروپا در تيررس محبت و عشق نيروهاى اسلام و رفته رفته مى رفت تا دنياى جديدى پا به عرصه وجود بگذارد. اما آنها با طرح جديدى دولت عثمانى را تكه تكه كردند و وحدت مسلمين را از هم گسيختند و جرقه اى زدند كه دوست نداشتند هيچ وقت خاموش شود.

و امروز انقلاب اسلامى ايران با بر هم زدن توازن منطقه اى به نفع خود، ملت هاى منطقه و جهان اسلام و مستضعفين عالم را به حركت درآورده است مى رود تا نقشى نو در آميزد و اين نقش نو در نگار عالم بهت همگان را برانگيخته و خواب خوش غرب و شرق را برآشفته و جام ثبات را در دست هاى سران آنها لرزان كرده است، به خصوص اينكه بحران اقتصادى هم به آن افزوده شده است.

امروز هم شياطين و نوكران آنها به دور هم جمع شده اند تا چند روزى بيشتر به زندگى مادى و غير متعالى خود ادامه دهند اما ديگر دير شده است، ملت ها بيدارى خود را از هوشيارى خود به ارث برده اند و در زمين باتلاق فرو نمى روند تا نياز به كمك شياطين داشته باشند تا آنها برايشان انقلاب مخملى به ارمغان آورند.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 4 August 2009   #73
SAFA
عضو ثابت
 
نشان SAFA
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
سن: 44
پاسخ‌ها: 6,212
ج: مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران

ايران نقطه توقف انقلاب هاي رنگي است

نقل قول:
بشکه هاي باروت يک جنگ سياسي از زمان اعلام نام احمدي نژاد به عنوان نهمين رئيس جمهور ايران به تدريج آماده شده بود، اما جرقه نهايي پس از چهارسال مقدمه چيني بالاخره در مناظره انتخاباتي «احمدي نژاد ـ موسوي» زده شد./ سکوت يا واکنش ديرهنگام بعضي از علما و مراجع قم مسئله اي کاملا سوال برانگيز و معنا دار بود. در طول روزهاي آشوب شايعاتي مبني بر ملاقات رفسنجاني با علماي قم به گوش مي رسيد و رصد اوضاع هماهنگي ميان آنها را تأييد ...

به قلم وبلاگ مدرسه ما
مروري است بر اتفاقات گذشته:

1_ نطفه ماجرا در کميته اي به نام «کميته صيانت از آراء» بسته شد. مقدمات تشکيل اين کميته از دو سال پيش در سازمان مجاهدين آماده شد و نزديک به انتخابات اين کميته فعاليت خودش را گسترش داد تا اينکه سخنگوي شوراي نگهبان در ارديبهشت ماه واکنش نشان داد و وجود چنين کميته اي را غيرقانوني خواند. برنامه اين کميته معطوف به دو نتيجه بود؛ اولي «ايجاد شبهه در سلامت انتخابات» و دومي به دست آوردن «حق نظارت خودخوانده» که به حاشيه راندن و نامعتبر ساختن شوراي نگهبان را به دنبال داشت. جدي ترين ادعاهاي تقلب پس از انتخابات نهم و از طرف هاشمي رفسنجاني و مهدي کروبي عنوان شده بود اما اينبار از پيش از انتخابات چنين قراري گذشته شد. آيت الله خامنه اي در نماز جمعه 29 خرداد يادآوري کردند: «در سخنراني اول فروردين، به دوستان خوبمان در داخل تذکر دادم که حرف دشمن درباره تقلب را تکرار نکنند؛ چرا که بيگانگان درصددند اعتمادي را که نظام با مسؤولان و عملکردش در طول سي سال به دست آورده، زير سؤال ببرند». اما مدتهاي مديدي است که عده اي از بزرگان و شخصيت هاي سياسي به سخنان رهبر انقلاب اهميت نمي دهند.

2_ هدف «حذف احمدي نژاد به هر طريق ممکن» بود و در مرحله نخست بايد نامزدي از جناح مقابل انتخاب مي شد که توان رقابت با احمدي نژاد را داشته باشد. گزينه اول خاتمي بود اما پس از خاتمي ميرحسين وارد انتخابات شد و هنوز مشخص نيست که آيا آمدن و رفتن خاتمي و همکاري بعدي او با موسوي يک بازي هماهنگ شده بود يا اوضاع واقعا به همين نحو پيش رفته است؟ موسوي مصمم بود به ميدان بيايد و بازي احمدي نژاد را به هم بزند. او با اعلام اينکه کشور در خطر است و احساس نگراني کرده خودش را به عنوان يک منجي دلسوز به مردم معرفي کرد که «مجبور» به بازگشت شده است. ميرحسين در بيست سال انزوا (و با نگاه از بالا) اينطور پيش خود فکر کرده بود که در اين مدت اجازه خواهد داد تا ديگران کارهايشان را بکنند و وقتي معلوم شد که واقعا خراب کرده اند و نمي توانند کاري از پيش ببرند او به ميدان باز مي گردد و کشور را نجات خواهد داد! اين نوع تفکر که اثراتش به وضوح در رفتار و لحن و بيان موسوي، و اعتماد به نفس فوق العاده اش نسبت به دوران نخست وزيري ديده مي شد جز نتيجه انزوا، درونگرائي و فاصله گرفتن از دنياي واقعي سياست نبود. همين فاصله باعث فراموشکاري او هم شده بود و ميرحسين تغيير کرده اي پا به ميدان گذاشت که التقاطي از ميرحسين دهه شصت و نماينده اي از ارزشهاي دنياي ليبرال بود. پوسترهاي موسوي و خاتمي در کنار هم کنايه به جائي از اين التقاط بود.

3_ زمينه سازي براي پيروزي ميرحسين موسوي بر روش تبليغاتي ستاد انتخاباتي او متکي بود. تبليغات موسوي به نحو گسترده اي سازماندهي شده و هماهنگ بود و با موفقيت به موج سبز انجاميد. اولين جنبه تبليغات او نماد سازي، ايجاد تشکل و راه انداختن موج مردمي بود. رنگ سبز نيز انتخاب مناسبي براي تحريک احساسات مذهبي و باورهاي سنتي مردم به حساب مي آمد. «ادبيات سياه» و گفتمان تخريبي جنبه ديگري از اين آمادگي بود؛ واژگان ديکتاتوري، دروغگويي، خرافه گرائي، سرکوب، فساد و ... به گونه اي در مورد دولت و وضعيت موجود به کار برده شد که نياز به ظهور يک منجي را اجتناب ناپذير جلوه مي داد. انقلاب رنگي ذاتا پديده اي از جنس پروپاگاندا و پوپوليستي و عوامگرايانه است، ميرحسين موسوي نيز با موضع گيريهاي سطحي مانند جمع کردن گشت ارشاد، استفاده از همسر خود براي تبليغات و تحليل هاي اپوزيسيوني از سياست خارجي به دنبال اتحاد همه نيروهاي مخالف در يک جبهه بود و اين «اتحاد تاکتيکي» زير سايه پروپاگانداي ستاد موسوي به صورت موفقي به دست آمد. با اينکه نجات کشور از دست احمدي نژاد تخريب و سياه نمائي حداکثري را ايجاب مي کرد اما همکاران موسوي روي اقدامات متقابل احمدي نژاد حسابي باز نکرده بودند. تا اينجا تحرکات ستاد ميرحسين موسوي به فاز مردمي انقلاب رنگي شبيه شده بود اما عليرغم وجود اطرافيان خاص ـ که مورد انتقاد کروبي هم قرار گرفت ـ اطمينان به شخص موسوي به عنوان فردي با سابقه در جمهوري اسلامي و معتقد به مباني نظام نوعي خوش بيني کاذب در اطراف او به وجود آورده بود که پيش بيني اغتشاشات به شکلي که بعدا اتفاق افتاد را ناممکن مي کرد. تقابل خياباني طرفداران موسوي با ديگران و خيابانگردي هاي مکرر هشدارهايي به همراه داشت اما آينده علنا نشان داد که در بازي قدرت، اعتماد به کساني که پايبندي هاي ظاهري دارند خطرپذيري بالايي به همراه دارد.

4_ بشکه هاي باروت يک جنگ سياسي از زمان اعلام نام احمدي نژاد به عنوان نهمين رئيس جمهور ايران به تدريج آماده شده بود، اما جرقه نهايي پس از چهارسال مقدمه چيني بالاخره در مناظره انتخاباتي «احمدي نژاد ـ موسوي» زده شد. توصيف اين اتفاق از زبان رهبر انقلاب بر روشن شدن حساسيت ماجرا کفايت مي کند: «يک طرف به رئيس جمهور قانوني کشور، صريحترين و خجالت آورترين اهانت‌ها و تهمت‌ها را بيان مي‌کرد و با پخش کارنامه‌هاي جعلي براي دولت، رئيس جمهور متکي به آراي مردم را دروغگو، خرافاتي و رمال مي‌ناميد و اخلاق و قانون و انصاف را زير پا مي‌گذاشت و طرف ديگر هم، با اقداماتي مشابه، کارنامه درخشان 30 ساله انقلاب را کمرنگ جلوه مي‌داد و شخصيت‌هايي که عمرشان را در راه نظام صرف کرده اند زير سؤال مي‌برد و اتهاماتي را که در مراجع قانوني اثبات نشده است، بيان مي‌کرد.» با اين اتفاق فضاي قطبي شده در تبليغات به فضاي جنگ و تلافي جوئي تبديل شد. هاشمي رفسنجاني نامه عجيبي به رهبري نوشت و شروع به مخالفت علني کرد. از اين پس طرف شکست خورده در مناظره ها کاملا تحريک شده بود و به دنبال ميداني ديگر براي زور آزمائي و راهي براي عوض کردن زمين بازي و نشان دادن برتري خود به هر قيمتي مي گشت.

5_ برتري احمدي نژاد در دور اول تقريبا غير قابل ترديد بود، بسياري تنها نسبت به تمام شدن انتخابات در دور اول يا کشيده شدن به دور دوم اظهار ترديد مي کردند. با اينحال ميرحسين موسوي کاملا در خيال پيروزي به سر مي برد و قبل از باز شدن صندوق ها يک نشست خبري با خبرنگاران داخلي و خارجي برگزار کرد و در پيام تشکري از مردم به خاطر اعتمادشان قدر داني نمود! اعلام نتايج سريع اتفاق افتاد و پذيرفتن نتايج شمارش اوليه براي ميرحسيني ها نگران کننده بود، اعلام بيشتر آراء بر نگراني ها افزود تا اينکه اعلام قطعي نتيجه، آنها را شوکه کرد و در انديشه اي که داشتند مصمم نمود؛ تقلب شده است! بعد از ظهر روز شنبه تجمعي در مقابل ستاد موسوي تشکيل شد و جمعيت حاضر در خيابان وليعصر قسمتي به سمت صدا و سيما و قسمت ديگر به سمت وزارت کشور(ميدان فاطمي) حرکت کردند. نقطه عطف و تعيين کننده اين جريان در روز 23 خرداد تظاهرات به سمت وزارت کشور و صدا و سيما بود. هيچگاه تحت عنوان تجمع يا اعتراض به نتايج انتخابات با دادن شعارهاي تندي مانند «مرگ بر ديکتاتور» به قصد تسخير يک وزارتخانه يا حمله به ساختمان راديو ـ تلوزيون ملي يک کشور حرکت نمي کنند اما موج سبز پس از ناکامي در اين اقدام از همان شب به تخريب اموال عمومي، حمله به بانک ها، آتش زدن اتوبوس ها و سطل هاي زباله و درگيري با نيروهاي انتظامي هم روي آورد. پس از برگزاري جشن پيروزي طرفداران احمدي نژاد در روز يکشنبه، تظاهرات گسترده در روز 25 خرداد و پس از آن حمله مسلحانه به پايگاه نظامي بسيج که هفت کشته و چندين زخمي به جاي گذاشت و وحشيگري سبزها عليه مردم بيگناه که در يک مهد کودک تلفات جاني به جا گذاشت، هم اوج ماجرا بود و هم تکليف موج سبز را مشخص کرد؛ يک «انقلاب رنگي» همراه با اقداماتي تروريستي، يا «کودتاي سبز» براي بر هم زدن نظم موجود.

6_ عمليات «ضـد کـودتـا» از شب انتخابات با قطع کردن سامانه پيام کوتاه جهت جلوگيري از انتشار شايعات انتخاباتي و فلج کردن کميته صيانت از آراء آغاز شده بود. روز انتخابات در آرامش سپري شد و نيروهاي انتظامي براي فرداي انتخابات مانور اقتدار ترتيب دادند تا ضمن اعلام آمادگي موجبات دلسردي اغتشاش گران را فراهم کنند، يا با حضور خياباني آمادگي خود را براي جلوگيري از درگيري هاي احتمالي نمايش بدهند، اما اين اقدامات آنطور که بايد کارگر نيافتاد. مخالفين سريع تر و هماهنگ تر عمل کردند و همه چيز براي گسترده کردن دامنه آشوب ها آماده شد. ضد کودتا پس از اين ضربتي عمل کرد و فيلترينگ اينترنتي، بازداشت هاي سياسي، قطع مکرر سرويس دهي تلفن هاي همراه، برخوردهاي پليسي و آمادگي براي کنترل شهر توسط نيروهاي ضد شورش را در دستور کار خود قرار داد. با ضعف نشان دادن و ناکارآمدي نيروي انتظامي از همان شب اول و از دست رفتن امنيت شهر، نيروهاي مردمي از طرف ديگر ماجرا وارد صحنه شدند. در طول ده روز پس از اين، عدم موفقيت نيروي انتظامي باعث کشدار شدن ماجرا و وارد شدن نيروهاي بيشتري از هر دو سوي ماجرا شد. نيروي انتظامي پس از روزهاي اول مجبور شد همکاري نيروهاي داوطلب بسيجي را بپذيرد و آنها را با لباس و آرايش رسمي به کار تأمين امنيت خيابانهاي تهران بگمارد. اين بي نظمي هاي اوليه يک نتيجه ناگوار داشت و آن حمله خودسرانه عده اي به کوي دانشگاه تهران بود.

7_ مقارن اعلام نتايج دليلي بر تقلب گسترده در انتخابات از طرف سبزها اعلام نشد، آنچه از مصاحبه هاي انجام شده با بي بي سي در روز شنبه بر مي آيد سبزها در انديشه ملاک هاي قومي يا پيش بيني هاي بلندپروازانه از نتيجه انتخابات بوده اند اما به تدريج سيلي از بهانه جوئي هاي انتخاباتي را مطرح کردند که به کش دادن ماجرا و ابهام آفريني هاي بيشتر منجر شد. پس از ايجاد شبهه هاي انتخاباتي و بهانه گيري هاي مکرر هيچ کدام از اقدامات و پيشنهادهاي شوراي نگهبان يا پاسخگوئي ها و وساطت هاي مسئولين پذيرفته نشد. سبزها يک بازي بي انتها را شروع کردند که هيجانات خياباني آن خواست سياسي شان را به ابطال انتخابات ارتقا داد! جا زدن تخلف هاي اثبات نشده به عنوان مدرک تقلب و تکيه بر شايعات عوامانه، تبديل تظاهرات به آشوب خياباني و ناامني، وارد کردن خسارت و ايجاد ترس از نيروهاي مخالف همه براي طولاني کردن ماجرا و افزايش قدرت چانه زني استفاه مي شد. سبزها با حمله به نيروي انتظامي و بسيج و بعد مظلوم نمايي در اثر برخوردهاي متقابل به سمت پروژه شهيد سازي رفتند و شايعات فراواني در اين مورد منتشر کردند. دعوت به تظاهرات مکرر خياباني و اعلام شعار شبانه الله اکبر جهت خسته کردن حاکميت، به فرسايش کشيدن نيروهاي انتظامي و امنيتي و از بين بردن روحيه آنها انجام مي شد تا استفاده ابزاري از اقدامات متقابل و خونهاي ريخته شده امکانپذير شود.

8_ موضع گيري تعيين کننده و مهم از طرف حکومت سخنان رهبري بود. خطبه هاي 29 خرداد پاسخي بود به خيالات کساني که به تعبير رهبري: «فکر کردند ايران هم گرجستان است». ايشان صراحتا اعلام کردند: «بنده زير بارِ بدعت‌هاي غيرقانوني نمي‌روم، چرا که در هر انتخاباتي طبعاً برخي برنده نيستند و اگر امروز چارچوب‌هاي قانوني شکسته شود در‌آينده نيز هيچ انتخاباتي مورد اعتماد نخواهد بود.» و اضافه کردند: «برخي‌ها بدانند که با حرکات خياباني نمي‌توان اهرم فشار بر ضد نظام به وجود آورد و مسؤولان را وادار کرد تحت عنوان مصلحت زير بار خواسته‌هاي آنها بروند؛ چرا که تن دادن به مطالبات غير قانوني زير فشار، شروع نوعي ديکتاتوري است.» در ادامه به مقاومت قانوني حکومت صحه گذاشتند و مسئوليت همه اتفاقات را متوجه تحريک کنندگان دانستند: «سياسيون و کساني که به نحوي مرجعيتي براي بخشي از افکار عمومي‌دارند بايد خيلي مراقب رفتار و گفتار خود باشند... اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را زير پا بگذارند، خواسته يا ناخواسته، مسؤول خون ها، خشونت‌ها و هرج و مرج‌ها خواهند بود». آرامش نسبي يکي دو روز قبل از نماز جمعه بي دليل نبود، سبزها منتظر بودند تا پس از اين سخنراني اغتشاش را از سر بگيرند. درگيريهاي خيابان آذربايجان، کشته شدن دختري به نام ندا آقاسلطان و منتشر شدن فيلم لحظات آخر زندگي او، آتش سوزي چند مسجد با سيزده کشته و چندين زخمي از نتيايج ادامه آشوب ها و اصرار بر روشهاي غيرقانوني بود. حمله به مساجد و بمب گذاري در مرقد آيت الله خميني از غمبارترين حوادثي بود که در حمايت از کساني انجام شد که با ادعاي طرفداري از امام به ميدان آمده بودند اما عملا اتحاد همه گروههاي مخالف حتي مجاهدين و سلطنت طلبان را باعث شدند. در طول آشوب سبز حداقل هشت کشته از نيروهاي بسيجي و شمار زيادي مصدوميت هاي جدي از ميان نيروهاي پليس و بسيجي به جا ماند.

9_ دخالت و خط دهي هاي خارجي در آشوب هاي تهران مشهود بود. سبزها با اينکه حمايت مطلق رسانه هاي خارجي را داشتند به هيچ وجه در برابر دخالت بيگانگان در اوضاع داخلي ايران موضع گيري نکردند و در عوض اخبار و ادعاهاي حکومت را نقض مي کردند. انگلستان بيشترين نقش را بازي کرد و اوباما و سارکوزي و مرکل در صدر دخالت کنندگان بودند. به جز سران گروه هشت، عرب ها نيز با شعف فراوان آشوب ها را «انتفاضه تهران» ناميدند. رسانه هاي سياه، بي بي سي فارسي، صداي آمريکا و العربية بودند و مصادره يک ميليارد پوندي انگليسي ها صريح ترين نتيجه اقدامات متقابل ايران بود. غرب و همه هم پيمانان و دوستان غرب از خوشحالي در پوست خود نمي گنجيدند؛ با اينکه حقيقت انتخابات در ايران را دريافته بودند اما منتظر بودند مخالفين به اهداف خود برسند يا کشور را به سمتي سوق بدهند که زمينه دخالت بين المللي فراهم شود. در حالي که به نظر مي رسيد همه دنيا عليه ايران بسيج شده اند دو ابرقدرت در اين ميان طرف ايران را نگه داشتند، روسها و چيني ها به خوبي متوجه هستند که آمريکا در صدد است تا اقدامات کاملا مشابهي را در کشورهايشان دامن بزند و زمينه تفرقه، جدائي سازي يا غربگرائي مطلق را مهيا نمايد. بنابراين آنها در روزهاي آشوب به جانب جمهوري اسلامي موضع گيري کردند. احتمالا روسها و چيني ها از تجربيات ايران جهت شناسايي و چگونگي مهار اين نوع تحرکات سياسي و خياباني به عنوان يک انقلاب رنگي شکست خورده استفاده خواهند کرد چرا که با وجود هزينه ها و مدت زمان طولاني ماجرا، ايران صاحب يک تجربه «نيمه موفق» در شکست توطئه غربگرائي يا به عبارتي نقطه توقف انقلاب هاي رنگي به حساب مي آيد.
SAFA حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از SAFA بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 4 August 2009   #74
SAFA
عضو ثابت
 
نشان SAFA
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
سن: 44
پاسخ‌ها: 6,212
ج: مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران

10_ سکوت يا واکنش ديرهنگام بعضي از علما و مراجع قم مسئله اي کاملا سوال برانگيز و معنا دار بود. در طول روزهاي آشوب شايعاتي مبني بر ملاقات رفسنجاني با علماي قم به گوش مي رسيد و رصد اوضاع هماهنگي ميان آنها را تأييد مي کرد. با اينکه احمدي نژاد سنت ملاقات با علما و رسانه اي شدن آنها را رونق داده بود اما در اثر حرفهاي خاصي که پيرامون او زده مي شد و مخالفين قدرتمندي که در ميان روحانيون داشت روابط خود او با علماي قم به سردي گرائيد و سکوت بعضي از آنها نسبت به آشوب سبز، عملا به ضرر دولت تمام شد. جو عمومي حوزه علميه طرفدار بازگشت آرامش به کشور و پيگيري از راههاي قانوني بود اما اطرافيان علما همواره نقش تعيين کننده اي در تغيير ذهنيت آنها دارند و بعضي از بزرگان حوزه علميه در اين جريان سکوت هاي معناداري داشتند. به عنوان مثال جوادي آملي و گلپايگاني خيلي دير و پس از هشت روز از شروع اغتشاشات بيانيه دادند! مکارم شيرازي نيز به عنوان يکي از برجسته ترين مراجع قم عملکرد مشابهي داشت. اين عده زماني اظهار نظر کردند که دريافتند آشوب ها اولا به جايي نمي رسد و ثانيا عليه جمهوري اسلامي و ضدنظام و مذهب عمل مي کند و خود آنها ممکن است قربانيان آن به حساب بيايند. حتي هاشمي رفسنجاني بعد از به فرسايش کشيده شدن آشوب ها و معلوم شدن شکست نهايي، عليه آشوبگران موضع گيري کرد! اخبار غير رسمي از برخي از چهره هاي اصولگراي متمايل به طيف روحانيت مانند ناطق نوري و علي لاريجاني نشان داد که بخشي از جبهه اصولگرايان هم بيش از حد به تسويه حسابهاي شخصي خود فکر مي کنند. از حوزه علميه صانعي و منتظري مانند گذشته در سوي مخالف حکومت موضع گرفتند و در طول آشوب سبز نقل قولهاي مکرر از آنها به خوراک اخبار خارجي تبديل شده بود.

11_ در تحلیل های سیاسی به علت نهایی ماجرا پرداخته می شود، اینکه چه کسی کبریت را کشید سیاسی است اما اینکه چگونه و با دخالت چه عواملی شرایط حریق آماده شده است نیاز به تحلیل هایی دارد که کمتر سیاسی هستند و بیشتر به زمینه های انسانی و اجتماعی ماجرا می پردازد. آشوب سبز در تهران را هم نمی توان فارغ از زمینه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی آن شناخت. اینکه چرا و چگونه چنین اتفاق بزرگی رخ می دهد نیازمند تحقیقاتی عمیق تر از تحلیل های سیاسی است. اولین نکته، تمرکز این اتفاقات در تهران است، شهری که «شکاف اجتماعی» در آن به وضوح خودش را نمایان کرد و جمعیت از خیابان انقلاب به بالا فرصت پیدا کرد تا انفکاک خودش را در یک بستر اقتصادی ـ فرهنگی به عنوان تافته جدا بافته نسبت به باقی کشور به نمایش سیاسی بگذارد. مهم تر از آن زمینه هایی است که به «وندالیسم جوانان تهرانی» منجر شده و اینبار بیکاری، بالارفتن سن ازدواج، مسئولیت گریزی، مهاجرت و حاشیه نشینی، اعتیاد، میل به هنجار شکنی، فرصت طلبی و پیشبرد زندگی با اعمال خشونت و روشهای نامتعارف اجتماعی الفاظی نیستند که درباره آنها حرافی شود بلکه واقعیت هایی هستند که عملا ایجاد بحران کرده اند. «شعور رسانه ای مردم» موضوع دیگری است که باید مورد بررسی محققانه واقع شود، تأثیرگذاری شبکه های ماهواره ای بر روی تفکر و روش زندگی مردم در کنار دافعه ی محافظه کاری و روش بسته صدا و سیما در انتشار اخبار داخلی و استفاده از پروپاگاندای باسمه ای و ساده لوحانه، یک نوع هرزگی فکری را به خصوص در میان اقشاری که نمادهای تازه به دوران رسیدگی و بی اصالتی هستند و محصول مستقیم سیاست های اقتصادی به شمار می آیند دامن زده است. «رفتارشناسی سیاسی» در برهه آشوب ها هم موضوعی درخور تأمل است، علاوه بر اینکه از حساب و کتاب ساده سیاسی و مبتنی بر اصول وطن پرستی خبری نبود، صورت اخلاق زدایی شده ای از سیاست به نمایش در آمد که نفاق، ریاکاری و کسب پیروزی به هر وسیله (عاری از گزینش های ارزشی و ضد ارزشی) قضاوت را در بالاترین سطوح با دشواری های جدی مواجه نموده بود.

12_ وقتی چنین اتفاق تلخی کشور را در می نوردد عده ای دائما به عقب نگاه می کنند و برای اطمینان از آینده به بازخوانی گذشته، نشان دادن حقایق و محاکمه مقصرین ماجرا می پردازند. عده ای نیز با روحیه تلافی جوئی سعی می کنند یک جریان شکست خورده را بیشتر بکوبند و علیه آن تبلیغات منفی انجام بدهند. اما باید به فکر بعد از این بود و آینده را با زبان آینده خواند. کسانی که شکست می خورند ابتدا دوره ای از سرخوردگی و افسردگی را از سر می گذرانند اما اگر در آنچه منظور دارند مصمم باشند پس از دروه ای سکوت و رکود به استفاده از روشهای جدید روی می آورند. عموم جریانهای سیاسی پس از سرخوردگی و بازسازی وارد مراحل جدیدی می شوند و بدترین حالت ممکن زیرزمینی و رادیکال شدن جریانهایی است که از مشارکت پرهیز می کنند و مخفیانه به تولید هنر زیرزمینی و انتشار تحلیل های یکطرفه و سیاه و سفید مشغول می شوند. خط دهندگان آشوب سبز باعث غافلگیری حکومت شدند چه اینکه با خوش بینی به آنها نگریسته شد و احتمال اینکه در مسیر اپوزیسیون قرار بگیرند و تا مرز خروج از حاکمیت دست به اقدام بزنند منتفی بود. با این وضع از مقطع فعلی نگاه جدیدی به آنها خواهد شد و طبیعی است که بدترین احتمالات در مورد آنها در نظر گرفته شود. اینکه هسته هایی از آشوبگران و سیاستمداران به سازماندهی مخفیانه یا مسلحانه و استفاده از حمایت های خارجی روی بیاورند محتمل است و چنین وضعیتی، هم به سخت شدن کار نیروهای اطلاعاتی و امنیتی می انجامد و هم هزینه های اقدام را در طرف مقابل بالا می برد. برای خنثی سازی چنین جریانهایی البته راهکارهای تبلیغاتی و عملیاتی متعددی وجود دارد اما جمهوری اسلامی به محدودیتهایی در استفاده از روشهای امنیتی مقید است که نمی تواند روی همه آنها حساب باز کند.

13_ پروژه اوباش زدایی و سرکوب هر نوع هنجار شکنی اگر در دستور کار حافظان امنیت کشور قرار نگیرد تا به اخته کردن جریانهای فرصت طلب بیانجامد، نوعی چراغ سبز برای تکرار چنین آشوب هایی تلقی خواهد شد. عقب نشینی و مدارا در قبال وندالیسم نه تنها به فروکش کردن آشوب نمی انجامد که همواره باعث فوران آن می شود. درمان آندسته بیماریهای انسانی که وجهه اجتماعی پیدا کرده اند بدون تنبیه امکانپذیر نیست و در تنبیه مجرمین، تناسب باید با توجه به هزینه های مستقیم و غیرمستقیم جرائم رعایت شود. اگر کسانی می توانند یا می خواهند فاجعه ای علیه حکومت بیافرینند قوای انتظامی، قضائی و امنیتی کشور باید سنگین ترین مجازات ها را پیش روی آنها قرار دهند. عده ای با اشاره به اقدامات زیربنائی و ریشه کن کردن عوامل اصلی، برخورد با سرشاخه ها را بیهوده جلوه می دهند در صورتیکه درمان همواره باید ترکیبی از این دو باشد. برخورد از پائین و دلخوش کردن به اقدامات فرهنگی وقتی در طرح های گذشته ناقص و تبلیغاتی انجام شد حتی موجبات تحریک افکار و تلافی جوئی هنجار شکنان را پدید آورد. پلیس تا حدود زیادی آبرو و اقتدارش را از دست داده است و باید برای ترمیم وجهه خود وارد عمل شود، ادامه طرح های امنیت و انضباط اجتماعی اینبار با جدیت بیشتر یادآوری خواهد کرد که اقدام علیه نیروهای انتظامی تنها به بدتر شدن وضعیت هنجارشکنان منجر می شود. این موقعیت مناسبی برای عقیم ساختن نطفه های آشوب سازی به حساب می آید. راه ناامید کردن برنامه ریزانی که به پتانسیل بالای جمعیت هنجارشکنان برای درگیری و بر هم زدن نظم شهر دل می بندند، مواجه کردن آن جمعیت ها با انتخابهای پر هزینه است. علاوه بر تقدیم لوایح تشدید مجازات، متلاشی کردن شبکه توزیع کنندگان اجناس قاچاق و مواد مخدر، اعمال مراقبت بر اراذل و اوباش محله ها، کنترل مکانهای ورزشی با محیط های ضدفرهنگی (عمدتا بدنسازی و زیبائی اندام)، قهوه خانه ها و مکانهای مشابه جرم خیز، برخورد با خودسری در استادیوم های ورزشی و خصوصا هواداران فوتبال و حتی اعمال شدید قوانین رانندگی نمونه هایی است که می تواند روحیه قانونگریزی و بر هم زدن نظم شهری را عقیم کند، فرصت هنجار شکنی اجتماعی را از بین ببرد و قدرت قانون را به متخلفین یادآوری کند.

14_ دولتی که بر سر کار خواهد آمد در بالاترین میزان مشارکت رأی قابل توجهی از مردم کسب کرده اما اقتدار 24 میلیونی رئیس جمهور آینده تا حدود زیادی کمرنگ شده و فرصتی برای تکیه کردن بر آن وجود ندارد. اگر رئیس جمهور نهم در دور دوم پیروز شده بود و اقتدار مطلق نداشت رئیس جمهور دهم رئیس جمهوری است که مخالفین، یک جنگ خیابانی علیه او به راه انداخته اند و اگر بالاترین میزان آراء را کسب کرده با بزرگترین اقلیت مخالف هم مواجه است. بنابراین راهی نمی ماند جز اینکه دولت عملکرد خود را تعدیل کند و آنطور که در گذشته اتفاق افتاد با موضع گیریهای خاص به تفرقه و شکاف اجتماعی که منظور نظر مخالفین است دامن نزند. دولت اولا باید راه خود را از قوه قضا و نیروی انتظامی جدا نماید و از مزایای مبهم سعه صدر و لبخند زدن به مخالفین صرف نظر کند، ثانیا بهتر است دست از افتخار کردنها و بزرگنمائی ها بردارد و شخص رئیس جمهور در نوع مصاحبه ها و سخنرانی هایش تجدید نظر کند، یعنی به همین میزان از دشمنان کفایت کند و با حرفها و اقدامات خاص بیش از این دشمن تراشی ننماید. ثالثا دولت باید زمین بازی را تغییر بدهد و از سیاست بازی و پریدن به دشمنان سیاسی صرفنظر و بر بهبود وضع اقتصادی مردم متمرکز شود. موفقیت های اقتصادی خواهی نخواهی اقبال عمومی برای رئیس جمهور به دنبال می آورد و خاطره و تصویر او را در میان مخالفین تغییر خواهد داد. بهتر است دولت حداقل در ماههای آینده خودش را در قبای کارگزاری نشان بدهد که به اجرای طرح ها و اصلاحات کم حاشیه مشغول است و به این ترتیب با عملکرد موفق (و غیرتبلیغاتی) مخالفین خود را خلع سلاح نماید.

15_ نیروهای اصولگرا و مذهبی در جریان کودتای شکست خورده یاران میرحسین موسوی به شدت ترور شده اند. ادبیات سیاه و حماقت مخالفین در گسترده کردن آشوب ها به دشمنی با گروهها و نمادهای مذهبی، وفادارترین و فعال ترین جمعیت کشور را دچار یأس و ناراحتی کرده است. سرمایه اجتماعی که بر پایه اعتماد متقابل افراد اجتماع ساخته می شود به شدت سقوط کرده و این در شرایطی که آنها احساس ناامنی می کنند و یا به دنبال فرصتی می گردند تا غافلگیری خودشان در نتیجه خوش بینی را تلافی کنند، یا نیروی واقعی شان را به دشمنان نشان بدهند خسارت بار و نگران کننده است. احساس اطمینان نیروهای مذهبی و اصولگرا (که موضعی محافظه کارانه نسبت به حکومت دارند) نباید نسبت به کفایت نیروی انتظامی و قوه قضائیه سلب یا کمرنگ شود. آنها که جزئی از مردم به حساب می آیند اشتباهی نداشته اند و تنها شخصیت و افکارشان در دعوای قدرت طلبی دیگران قربانی شده است، بنابراین به دنبال بازیابی هویت و شخصیت خودشان می گردند و ناگوار آنجاست که اقدامات حکومت را برای اعاده حیثیت خود ناکافی بدانند. اگر اقبال و توجه رسانه ای و تبلیغاتی حکومت همچنان در به دست آوردن دل کسانی باشد که در سوی دیگر ماجرا قرار داشته اند یا به هدف مجاب کردن کسانی باشد که همواره حرکتهای گریز از مرکز نسبت به آرمانهای انقلاب دارند، این خود به خود مساوی پشت کردن حکومت به اصیل ترین نیروهای حامی خود خواهد بود. شخصیت های سیاسی و حتی علمای مذهبی نشان دادند که از اکثریت مردم فاصله گرفته اند و فراموش کرده اند که با فداکاری کدام قشر و با توجهات کدام جمعیت معتبر شده اند، بازی سیاست را بیش از حد جدی گرفته اند و حالا علاوه بر شکاف میان اقلیت و اکثریت جامعه، مشکل اتکای نخبگان بر اقلیت و دوری آنها از پایگاه مردمی نیز به مشکلات قبلی اضافه می شود. رسیدن به وضعیت اتحادی که در سالهای قبل وجود داشت شاید به این زودی ممکن نباشد، اما توجه به خواست های نخبه گرایانه و تکیه بر موضوعات کم اهمیت (اما مورد توجه خواص) راهی است که در ایران هر چند بار که تکرار شده است به همان میزان هم شکست خورده است: دشمنی و بدخواهی خواص گواراتر از ناامیدی عموم مردم یا یأس نیروهای وفادار نسبت به انقلاب است.
SAFA حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از SAFA بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 4 August 2009   #75
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,154
روزنوشته ها: 10
ج: مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران

تکنيک‌هاي ناآرام‌سازي، سازمان‌های ناآرام‌ساز
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=27006
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
مخملی, انتخابات, انقلاب, سبز, سبزاندیش, سبزنشان, کودتا, کودتای مخملی, کودتای رنگی


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 07:06PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts