بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Friday 11 October 2019   #481
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,066
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست2542
hosyn
در اینجا بعض توضیح فرق من برای تبعیض با جنس آمده است:


نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
....
دوست گرامی، حرف (من) چند نوع است و در اینجا دو نوع معنای (من) را مخلوط کردید، حرف (من) و مترادفهای آن در زبانهای دیگر مثل (از) در فارسی، چون یکی از طرحواره‌های تصویری در زبانشناسی شناختی است، مشترک بین همه زبانها است و این بحث ما اختصاصی به زبان عربی ندارد، فعلا دو نوع معنای من را توضیح میدهم که یکی تبعیض است و دیگری بیان جنس:

۱- انگشتری از طلا --> برای بیان جنس انگشتر است، نه اینکه منظور این باشد که انگشتر بعضی از طلا است.

۲- عضوی از کلاس --> برای تبعیض است، یعنی بعضی از اعضای کلاس است.

مثالی که شما زدید: (از کتابی ۱۰ ورق به من میدهند) اینجا (از) برای تبعیض است، اما اگر کتابفروشی به شما بگوید: (از هر کتابی بر ای شما فرستادم) اینجا (از) بیان جنس است، و لذا اگر حتی یکی از کتابها یک ورق نداشته باشد به او اعتراض میکنید! و اگر بگوید من که گفتم (از هر کتاب)! پاسخ شما و هر آگاه به زبان، واضح است، میگویید در اینجا (از) به معنای تبعیض نیست تا بعض کتاب را هم اگر فرستاده باشی کافی باشد. و اگر طالب دقت بیشتر هستید به این مثال هم توجه کنید: ناشر به کتابفروش میگوید: (از هر کتابی، تمام آنچه در انبار داشتم برایت فرستادم).


اکنون واضح‌تر عرض کنم، کسی میگوید: (از هر دیکی، کفگیری برداشتم) اینجا (از) به معنای بعض دیک است، اما اگر بگوید: (از هر میوه‌ای درون ساک تو گذاشتم) اینجا منظور بعض میوه‌ها نیست، بلکه منظور از هر جنسی از میوه‌هاست، لذا میتواند مادر به فررزندش بگوید: (از هر میوه‌ای هر آنچه داشتم در ساک تو گذاشتم)، گاهی پدرها به فرزندان میگویند (از هر چه فکرش بکنی برایت فراهم کردم) اینجا اصلا منظور بعض آنچه فکرش بکنی نیست، بلکه یعنی از هر جنس چیزی که فکرش بکنی برای تو فراهم کردم.

در قرآن کریم، هر دو گونه تعبیر زیاد به کار رفته است، و نزد عرف هم اشتباه نمیشود، مثلا وقتی میگوید: (فکیف اذا جئنا من کل امة بشهید) هیچ کس شک نمیکند که منظور، تبعیض است، (از هر امتی شاهد میآوریم) و یا (نحشر من کل امة فوجا) ، اما وقتی میگوید: (و بثّ فیها من کل دابّة) هیچ کس احتمال نمیدهد که تبعیض منظور باشد بلکه شک نمیکند که منظور بیان جنس است و هرگز معنای تبعیض نمیدهد، و همچنین: فیهما من کل فاکهة زوجان، من کل شیء خلقنا زوجین، انبتنا فیها من کل زوج بهیج.

حال به عبارت مورد بحث خودمان برگردیم، (و اوتینا من کل شیء) نمیخواهد بگوید از هر چیزی بعض آن را داده شدیم، این خلاف مقصود اوست، نمیخواهد بگوید از هر کتابی بعض صفحاتش را به ما دادند، بلکه میخواهد بگوید: از جنس هر کتابی به ما دادند، و در این مقام اگر هر کدام از این کتابها، بعض صفحات را نداشته باشد مخاطب بر او خرده میگیرد، و عین همین تعبیر در همین سوره در چند آیه بعد، برای تخت و تاج بلقیس به کار فته است، آنجا که هدهد میگوید: (وجدت امرءة تملکهم و اوتیت من کل شیء) یعنی همه چیز به او داده شده، نه اینکه از هر چیزی بعض آن را به او داده‌اند، و اگر کسی چنین معنا کند از انس به معنای تبعیض، مخلوط کرده است دو معنای متفاوت (از) را، و لذا گمان نمیکنم بین ده‌ها ترجمه قرآن، یک ترجمه پیدا کنید که معنا کرده باشد: به بلقیس از هر چیری بعض آن داده شده است، مثل ۱۰ ورق از یک کتاب ۱۰۰ ورق، که شما مثال زدید، مثل معروف است: هر چه دلت بخواهد در اختیار اوست از شیر مرغ و جان آدمیزاد، کلمه (از) در این مثل، هرگز به معنای بعض شیر مرغ نیست.

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
قبل از اینکه نسبت نحوی مما فی بطون را با نسقیکم بررسی کنیم یک گام دیگر نیاز است و آن توضیح انواع حرف (من یا از) است، در مثال قبلی سه جور جمله میتوانیم داشته باشیم:

۱- هم اکنون از شیر شما را پذیرایی میکنیم.

۲- هم اکنون بعضی از کارمندان مؤسسه شما را پذیرایی میکند.

۳- هم اکنون تولید پنیر از شیر را به شما نشان میدهیم.

کلمه (از) در اول بیانیة است یعنی از جنس شیر پذیرایی میشوید، و در دوم تبعیض است یعنی بعضی از کارمندان، و در سوم نشویة است یعنی پنیر از شیر نشأت میگیرد، و در اینکه نشویه همان ابتدای غایت است یا غیر آن؟ مجال بررسی هست، و نشویه مثال فراوان دارد میگویند رفتار تو از غرور است یعنی از غرور ناشی میشود و ...

در سوره مبارکه مؤمنون کلمه (لبنا) نیست، و چون با نبود مفعول دوم در کلام نوبت به (مما فی بطون) میرسد تا نقش مفعول دوم را ایفا کند لذا کلمه (من) در این سوره یکی از دو احتمال بیشتر ندارد: یا تبعیض است و یا بیانیة (مگر به تکلف تقدیر)، اما در سوره مبارکه نحل کلمه (لبنا) به عنوان مفعول دوم آمده است لذا یک احتمال دیگر که حتی از احتمالات دیگر قویتر است پیش میآید که همان نشویة بودن است، و شاهد واضح احتمال قوی نشویة بودن، وجود کلمه (من بین فرث و دم) در همین آیه سوره نحل است که در سوره مؤمنون نیست، و نیز در خود کلمه (من بین فرث و دم) اصلا اختمال تبعیض یا جنس نیست.


و ظاهرا نیاز به تذکر نباشد که این مطالب ربطی به زبان عربی ندارد و خاص عربی نیست بلکه عمومی و بین المللی است و در همه زبانها میآید.

با این توضیح، اکنون سراغ کلمه (ما) در (ممّا) میرویم، در سوره مؤمنون که (لبنا) نیست، تنها شیر مصداق (ما) است، و همین مصداق است که نقش مفعول دوم نسقیکم را ایفا میکند و (من) برای بیان جنس یا لااقل تبعیض است، اما در سوره نحل که (لبنا) هست، احتمال اقوی این است که مصداق (ما) به جای شیر، مواد غذایی موجود در دستگاه گوارش و خون باشد، و لذا (من) نشویة است، اما نکته جالبی که ما به دنبال آن هستیم این است که وقتی کلمه (لبنا) آمد اساسا احتمال تبعیض در کلمه (ممّا) توسعه مییابد! یعنی دو جور تبعیض میتوانیم داشته باشیم، تبعیض از شیری که شرب میشود و یا تبعیض از حیوانی که شیر میدهد! و وقتی (شیر) به عنوان یک عنصر نحوی در کلام نیامده باشد تبعیض دومی معنا ندارد، و همین مصحّح قول بعض مفسرین است که صاحب مجمع نقل کردند، و شاید همین رمز این است که در سوره مؤمنون (بطونها) آمده ولی درسوره نحل (بطونه) آمده است، چون در سوره مؤمنون به جهت نبود (لبنا) عقلا ممکن نیست ضمیر (بطونها) به حیوان شیر دهنده برگردد، اما در سوره نحل، تاب این هست که ضمیر (بطونه) به خود (ما) برگردد به عنوان بعض نوع حیوانی که میتواند شیر دهنده باشد و یا نشویه باشد که از حیوان ماده شیر مینوشید (ای نسقیکم لبنا مما فی بطونه لبن)، و دراین هنگام چون لفظ (ما) مذکر است هر چند حیوان شیر دهنده مؤنث است اما میتوان ضمیر مذکر به آن باز گرداند! دقیقا مثل: دختر (بشّر احدهم بالانثی) که مؤنث است اما چون برای او لفظ (ما) به کار رفته (ما بشّر به) پس میتواند ضمیر مذکر (به و یمسکه و یدسه) به او برگردد! و چون صنف حیوان ماده افراد متعدد دارد جمع بستن بطون بلامانع است، میگوییم: بطون حیوان ماده، مثل جمع بستن کلمه اذهان در اذهان بشر، و با این توضیح فقط گاو ماده شیر میدهد و دیگر گاو نر شیر نخواهد داشت! و کسانی که مدتی است منتظر شیر دادن گاو نر هستند رجع بخفي حنین خواهند شد!

میماند بررسی اینکه نسبت نحوی مما فی بطون با نسقیکم چیست؟ و آیا تفاوتی در دو سوره میکند یا خیر؟ (زمینه درک آن با توضیحات این پست فراهم شده است).
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #482
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,066
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست2546
http://www.iranclubs.net/forums/show...55542&page=170



نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک زنیم مابون یهودی بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................نوشته شده است

حسین! بدون اینکه داستان درست کنی و دسته جات اسماعیلی (بی سوادی) اسحاقی(باسوادی) راه بیندازی، بر طبق معادله ای که خودت آن را تعریف کردی:
hosyn
دوست گرامی، از این پرانتز معلوم شد اصلا حرف بنده را نرسیدید! قبلا تاکید کردم که در این آکسیوم اصلا أمّي به معنای بیسواد نیست، أمّي به معنای بیسواد، فضائی دیگر از بحث میطلبد، أمّي به معنای مکّي بودن، هیچ ملازمه‌ای با باسواد بودن یا نبودن ندارد!


نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک زنیم مابون یهودی بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................نوشته شده است

عرب = اهل مکّة = أمّییّن

این دو عبارت را ترجمه کن:

1- الْأُمِّيين من الْعَرَب

2- من الْعَرَب أمة أُميَّة لَيْسَ فِيهَا كتاب يقرأونه
hosyn
این دو عبارت به این گونه، ترجمه ندارد، چون اعراب (الأمّیین) نصب است، و لذا جمله غلط است، به هر کس عربی میداند نشان دهید میگوید: این جمله ناقص است، وا گر میخواهد صحیح باشد اینگونه باید باشد:

۱- الأمّیون من العرب = اهل مکّه از عرب هستند، مثل: الایرانیون من الآریانین، یعنی ایرانیها از آریاییها هستند(یعنی از نژاد آنها، نه بعضی از آنها).

جمله دوم هم به این صورت ناقص است، و مبتدا (نهاد) را از آن حذف کردید،(اسم کان) و فقط گزاره را آوردید، و صحیح آن این است:

۲- کان هذا الحيّ من الْعَرَب أمة أُميَّة لَيْسَ فِيهَا كتاب يقرأونه = این گروه(یعنی الأمیین در آیه) از عرب بودند، أمتي ساکن در مکة، در بین آنها کتاب آسمانی که قرائت کنند نداشتند.


نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک زنیم مابون یهودی بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................ نوشته شده است

درضمن مگر امیها = اهل مکه = عرب ، سواد خواندن نوشتن داشتند که بتوانند کتاب بخوانند؟
hosyn
دقت کنید همانطور که تذکر دادم، اهل مکة از نژاد عرب با زبان خاص، منظور است،(گروه فرزندان حضرت ابراهیم ع از طریق حضرت اسماعیل ع) خواه سواد خواندن و نوشتن داشته باشند یا خیر، و اگر به تفاسیر هم مراجعه کنید که سه قول نقل میکنند، قول به اینکه أمّي یعنی بیسواد، ربطی به قول به اینکه أمّي یعنی مکّي، ندارد، دو فضای بحث است، أمّي به معنای بیسواد، یک ایرانی یا یک یهودی یا مجوس میتواند أمّي باشد، اما أمّي به معنای مکّي، فقط اهل مکه هستند که ساکن أمّ القری هستند.
.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 3 هفته پيش   #483
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,066
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست2548


نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک زنیم مابون یهودی بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................ نوشته شده است
سئوال: امیین به معنای اهل مکه سواد خواندن نوشتن داشتند؟
hosyn
میگویند ۱۷ نفر مرد و یک نفر زن، سواد خواندن و نوشتن داشتند:

تفسير نمونه، ج‏6، ص: 400
اصولا در محيط حجاز به اندازه‌‏اى باسواد كم بود كه افراد باسواد كاملا معروف و شناخته شده بودند، در مكه كه مركز حجاز محسوب می‏شد تعداد كسانى كه از مردان میتوانستند بخوانند و بنويسند از 17 نفر تجاوز نمیكرد و از زنان تنها يك زن بود كه سواد خواندن و نوشتن داشت «1».
__________________________________________________
(1) فتوح البلدان بلاذرى ط مصر صفحه 459. [.....]
.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 3 هفته پيش   #484
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,066
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست



نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک زنیم مابون یهودی بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................ نوشته شده است
پس اینکه می گویند کاتبان وحی 25 نفر بوده اند دروغ است؟
hosyn
خیر، چرا دروغ باشد، در مجموع مکه و مدینه و سابق و لاحق منظور است.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 2 هفته پيش   #485
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,066
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2552
http://www.iranclubs.net/forums/show...55542&page=171


نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک زنیم مابون یهودی بی حیای خودخواه مشرک پلید بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................نوشته شده است
وقتی پیامبر لااقل 17 نفر کاتب در مکه داشته چرا این را گفته است:

وَأخرج ابْن أبي شيبَة وَالْبُخَارِيّ وَمُسلم وَأَبُو دَاوُد وَالنَّسَائِيّ وَابْن مرْدَوَيْه عَن ابْن عمر قَالَ: قَالَ رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم إِنَّا أمة أُميَّة لَا تكْتب وَلَا تحسب وان الشَّهْر كَذَا وَكَذَا وَضرب بِيَدِهِ سِتّ مَرَّات. الدر منثور جلد 3 صفحه
574


hosyn


اولا: ما!! غیر از قرآن چیزی قبول نداریم! همه دروغ اندر دروغ است، پیامبر این را گفته، به درد خودتان میخورد!

ثانیا: واقعا عبارت فارسی را اینطور میفهمید؟ قبلا عبارت فارسی واضح من را سوتی گرفتید! و اکنون میگویید: (وقتی پیامبر لااقل 17 نفر کاتب در مکه داشته چرا این را گفته است) ، این ۱۷ نفر در مکه بودند، و در مکه همه میخواستند دین را از بین ببرند! گمان کردید این ۱۷ نفر اهل مکه، همگی ملازم پیامبری که قبول ندارند شده بودند تا وحی او را بنویسند؟! مسلمان نشده وحی مینویسند؟!

ثالثا: این روایت ربطی به بحث ما ندارد، چون از بحثهای معروف، این است که خواندن و نوشتن، دو مقوله جداگانه هستند، کسانی هستند میتوانند بخوانند اما نمیتوانند بنویسند، به عبارت قبلی خودتان نگاه کنید، بحث خواندن و نوشتن بود، و نیز در عبارت قتاده که نقل کردید: کتاب یقرأونه بود، و منظور کتاب آسمانی بود که آن را بخوانند هر چند نتوانند بنویسند، در این آیه سوره مبارکه اسراء که مکي است، پس از: فابی اکثر الناس الا کفورا و قالوا....:

أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقى‏ فِي السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلاَّ بَشَراً رَسُولاً (الإسراء 93)

ببینید کلمه (نقرؤه) میگوید ما اهل مکه آن را بخوانیم، و یک وجه معنای أمانيّ را قبلا عرض کردم که تلاوت بدون فهم معنا بود، (و بالعیان در بین فارسی زبانان میبینیم) پس این روایت تنها میگوید ما نمیتوانیم بنویسیم و حساب کنیم.


رابعا: این روایت میگوید: ما امتی هستیم که حساب را نمیدانیم، و حال آنکه قرآن در دو سوره مکي میگوید: لتعلموا عدد السنین و الحساب، چگونه خطاب به مردمی که حساب نمیدانند دو بار به آنها گوشزد کنند که این نظام منازل قمر برای این است که شماره سالها و حساب را بدانید؟!

خامسا: و اما محتوای این روایت، پس بخش اصلی آن را انداختید! (و قبض واحدة) اگر این عبارت بیفتد کل معنا خراب میشود! چون میتواند این روایت ناظر به کار یهود در تقویم عبری باشد، این تقویم هر چند بر اساس گردش ماه است، یعنی قمری است، اما تطبیق بر سال شمسی میشود توسط کبیسه‌ای که قبل از اسلام علمای یهود آن را آوردند، لذا این روایت میگوید: ما مکیون امتي مکي هستیم از فرزندان ابراهیم از طریق اسماعیل که مثل فرزندان ابراهیم از طریق اسحاق، کتاب(زیج) و حساب سالها نداریم، و آنچنان نیست که آنها حساب میکنند و طبق آن حساب مثلا ماه قمری را سی روز یا بیشتر میگیرند، خیر، ممکن است ما همان ماه را کمتر از سی روز بگیریم، (قبض واحدة) دنبال ضرب بیده ست مرات است، یعنی حضرت دست خود را شش مرتبه اشاره کردند، یعنی شش تا پنج تا،(پنج انگشت) که مجموع میشود سی روز، و قبض واحدة، یعنی سپس یک انگشت را بستند، یعنی شد بیست و نه روز! و فرمودند ما مکیون فرزندان اسماعیل، زیج نمینویسیم و اهل حساب کبیسه نیستیم، در دهخدا میگوید: زیج (معرب ، اِ) معرب زیگ است و آن کتابی باشد که منجمان احوال و حرکات افلاک و کواکب را از آن معلوم کنند، پس منظور روایت از ما نمینویسیم، نوشتن معمولی نیست، بلکه نوشتن تقویم و محاسبه زیج‌گونه است تا حساب سالها معلوم شود.

بنابر این کلمه أمّي در این روایت میتواند به همان معنای مکّي باشد که توضیح دادم.
.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 2 هفته پيش   #486
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,066
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست2554
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک زنیم مابون یهودی بی حیای خودخواه مشرک پلید بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................نوشته شده است
هر چند اهمیت ندارد اما در منابع مختلف، تعداد کاتبان وحی در مکه را 17 نفر حساب کرده اند:

http://wiki.islamicdoc.org/wiki/inde...%D9%86%DB%8C_)


hosyn
آن ۱۷ نفر، غیر از این ۱۷ نفر است، باید حرف منابع، بررسی شود، آنچه به صورت نادقیق در تفسیر سابق نقل کرده بود، مربوط به افراد قریش بود که خواندن و نوشتن میدانستند، این عبارت فتوح البلدان بلاذری متوفای ۲۷۹ هجری است:

فتوح البلدان (ص: 453)
وحدثني الوليد بن صالح ومحمد بن سعد، قالا: حدثنا محمد بن عمر الواقدي عن خالد بن الياس عن أبي بكر بن عبد الله بن أبى جهم العدوى قال: دخل الإسلام وفي قريش سبعة عشر رجلا كلهم يكتب عمر بن الخطاب وعلي بن أبي طالب، وعثمان بن عفان، وأبو عبيدة بن الجراح، وطلحة ويزيد ابن أبي سفيان، وأبو حذيفة بن عتبة بن ربيعة، وحاطب بن عمرو أخو سهيل بن عمرو العامري عن قريش، وأبو سلمة بن عبد الأسد المخزومي، وأبان بن سعيد بن العاصي بن أمية، وخالد بن سعيد أخوه، وعبد الله بن سعد بن أبي سرح العامري، وحويطب بن عبد العزى العامري وأبو سفيان ابن حرب بن أمية، ومعاوية بن أبي سفيان، وجهيم بن الصلت بن مخرمة بن المطلب بن عبد مناف، ومن حلفاء قريش العلاء بن الحضرمي.


میگوید وقتی اسلام ظهور کرد، ۱۷ نفر در قریش بودند که نوشتن را میدانستند، (نه در مکه آنطور که تفسیر نقل کرد) و از این ۱۷ نفر، ابوسفیان و پسرش معاویه را نام میبرد! آیا کسی احتمال میدهد که ابوسفیان کاتب وحی در مکه بوده باشد؟

و اما لینکی که آدرس دادید، کلامش در نویسندگان وحی در مکه است خواه مکّي و قرشي باشند یا نباشند، مثلا یکی از آنها را سالم مولی ابی حذیفه نام میبرد که اهل اصطخر، و فارسی‌الاصل بود، علاوه اینکه غالب منابع این لینک، کتب علوم قرآنی متاخر است که شاید در صدد جمع‌آوری تا حد ممکن هستند، و گرنه از منابع قدیمی چیزی جمع و جور و دسته‌بندی شده نمیدانم.


نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک زنیم مابون یهودی بی حیای خودخواه مشرک پلید بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................ نوشته شده است
حسین! جداً می گویم: دیگر از این پیچوندنها خسته شده ام. خواهش می کنم اجازه بده بحثم را درباره مفهوم امیین تمام کنم بعد درخدمت خواهم بود.لطف کن تا این مبحث تمام نشده چیزی ننویس که اگر بنویسی جوابت را نخواهم داد.
hosyn
بر چشم دوست گرامی، چند پست سابق هم مانده که جواب نیاز دارد، میگذارم برای بعد اگر توفیق بود إن شاء الله تعالی، ولی به شرط اینکه بحثتان، توهین به اعتقادات دیگران که برای آن زحمت کشیده‌اند نباشد، اینجا سفره‌ای گسترده است که مدیران سایت برای بهره‌مندی کاربران پهن کرده‌اند، و کسی که سر سفره، حال تهوع داشته باشد، باید ملاحظه دیگران هم بکند، بنده به سهم خودم یکی از مخاطبین ضعیف شما هستم، گاهی چنان اعصاب شکن حرف میزنید که بی اختیار شروع به نوشتن میکنم.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #487
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,066
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

یا علی
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
امیرالمومنین علیه السلام
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

جوابها وسوالات اقای حسین از غانت هالک بهائی ملحد شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=155695


جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=154217


پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=154652


جمع اوری جوابهای اقای حسین به منکر غدیر
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=154435


جوابها بی پاسخ اقای حسین به منکر توسل
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=154538


پیامبر دروغین وابلهان شقی طرفدارش
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=132142

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #488
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,066
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست2558
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک زنیم مابون یهودی بی حیای خودخواه مشرک پلید بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................نوشته شده است
چشم، سعی می کنم تا آنجا که ممکن است جانب احتیاط را رعایت کنم اما از بیان حقایق هرگز کوتاهی نخواهم کرد.
hosyn
دوست گرامی، آیا اینکه من به عنوان دوست شما، مطلبی را مینویسم و استدلال میکنم، اگر اشتباه کردم، و شما اشتباه من را برایم واضح کنید، و نقطه کج فهمی من را توضیح دهید، آیا این بیان حقائق نیست؟ اگر هست پس چرا فقط با یک کلمه: (از این پیچوندنها خسته شده ام) جواب من را میدهید، بدون اینکه یک بار، موضع پیچوندن من را توضیح دهید، تا اگر من هم لجبازی میکنم، لااقل مخاطبین بفهمند که منظور شما از پیچوندن، کجای مطلب است؟

البته این چند پست هم که نوشتم به دنبال این بود که شما با عنوان: ختم کلام! (پست ۲۵۲۹) أمّي بودن را توضیح دادید، ولی اکنون میگویید میخواهم بحثم راجع به مفهوم أمّيین را تمام کنم! مگر ختم کلام، چند تاست؟ و نیز بررسی جوابهای قبلی شما هم خودش نوعی تکمیل بحث است اگر ضمیمه شود، لذا هر چه را نوشتم که مربوط به بحث است، با اجازه شما ارسال میکنم.
. 2558

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 3 روز پيش   #489
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,066
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 2564


نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک زنیم مابون یهودی بی حیای خودخواه مشرک پلید بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................نوشته شده است

شاید تو خودت بهتر بدانی ولی برای توجیه آل الله یا خاندان خدا نیز یک چنین داستانی را سر هم کرده اند، می گویند:


آیا منظور شیعیان از بیان آل الله همین اهل مکه بودن است؟!
پس لطفاً داستان سر هم نکن که اگر بنا بر داستان سرایی باشد، مسئله را می توان هزار جور پیچ و تاب داد، این هم یک جورش که از تفسیر المیزان انتخاب شده:
hosyn
دوست گرامی، واقعا نمیدانم به حال خودم تاسف بخورم یا شما؟! نگاه کردم اول تا آخر به آیات قرآن استشهاد کردم و شما آن را داستان‌سرایی میدانید! استشهاد به آیات قران یعنی داستان سر هم کردن؟! لا اقل یک کلمه این آیات را جواب بده!

آیا سابقه مردم مکه را که قرآن بیان میفرماید داستان‌سرائی است؟!

آیا رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ(إبراهيم 37) داستان سرایی است؟!

آیا وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعيلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ(البقرة 127) داستان سرایی است؟!

آیا رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ (البقرة 128) داستان سرایی است؟!

آیا مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْلُ وَ في‏ هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ(الحج 78) داستان سرایی است؟!

آیا دعای حضرت ابراهیم ع برای أمّ القری شدن مکّة توسط ذریة ایشان، داستان‌سرایی است: رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ (إبراهيم 37)

نقل قول:
در اصل توسط غانت هالک زنیم مابون یهودی بی حیای خودخواه مشرک پلید بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................ghanet نوشته شده است

مسئله اینجاست که دیانت با ملیت و قومیت جمع نمی شوند و از یک جنس نیستند. شما مجاز نیستید بگویید: آلمانی ها و مسیحیان اما می توانید بگویید: مسیحیان و یهودیان.
شما به من می گوید برو ده نفر آلمانی و ده نفر مسیحی بیاور و من ده نفر آلمانی مسیحی برایت می آورم. انتظار شما این بود که بیست نفر برایتان بیاورم ولی من می گویم : آلمانیها با مسیحیان جمع نمی شوند! تو خودت می گویی در میان اهل مکه، اهل کتاب نیز وجود داشتند آیا اهل کتاب با اهل مکه جمع می شوند؟!
hosyn
اگر دیانت با ملیت جمع نمیشود پس چگونه قرآن کریم ملّة أبیکم ابراهیم میگوید؟ سه کلمه: پدر شما، و ملّة، و مسلمان بودن، همه را جمع کرده است.

مثالی که شما زدید، در مورد ملیتی بود که رنگ دیانت نداشته باشد، حال به مثال من توجه کنید:

ده نفر از اهل سنت با ده نفر از ایرانیها مناظره کردند.

این مثال را به هر کس که آگاه است نشان دهید، چه میفهمد؟ آیا میگوید: این سخن اشتباه است؟ یا اینکه میگوید: ایراني در اینجا، نماد تشیع است، و منظور این است که دو گروه شیعه و سنی مناظره کردند؟

بلی در میان اهل مکة میتواند اهل کتاب باشد، همانگونه که در میان ایرانیها میتواند سني باشد، اما کسی در فهم جمله: ده نفر از اهل سنت با ده نفر از ایرانیون مناظره کردند، مشکلی ندارد، کما اینکه مکّي نماد قریش باشد مشکلی ندارد.

نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک زنیم مابون یهودی بی حیای خودخواه مشرک پلید بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................نوشته شده است

خوشبختانه در قرآن آنقدر عبارت اهل کتاب تکرار شده که دیگر هیچ جایی برای بحث و داستان بافی نگذاشته است. اهل کتاب به کسانی گفته می شود که خود را پیرو کتاب آسمانی می دانند.
حقیقت این است که در قرآن، اهل کتاب مقابل الامیین قرار می گیرد و امی به کسی گفته می شود که پیرو کتاب آسمانی نیست و چون مرجع دین الهی کتاب آسمانی است، بنابر این شخص امی از دین الهی بهره ای نبرده است.
hosyn
خوشبختانه قرآن کریم با یک کلمه (منهم) جواب شما را داده است! میفرماید: بعضی از اهل کتاب، أمّیون هستند! و منهم أمّیون لا یعلمون الکتاب الا أمانيّ.

.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 18 ساعت پيش   #490
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,066
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست2565
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک زنیم مابون یهودی بی حیای خودخواه مشرک پلید بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................نوشته شده است

نظر شما این است که در آیه زیر، عبارت رسولاً منهم یعنی رسولی از زبان خودشان:

هُوَالَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿جمعه/٢﴾


ما مشابه همین آیه را در چند جای دیگر قرآن نیز داریم مثلا:

لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ( آل عمران 164)

به راستى خدا بر مؤمنان منت نهاد آن‌گاه كه در ميانشان پيامبرى از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان كند و كتاب و حكمتشان بياموزد، در حالى كه بى‌ترديد از پيش در گمراهى آشكارى بودند-فولادوند

بطوری که ملاحظه می کنید، این دو آیه تقریباً مشابه هم هستند جز اینکه در آیه دوم بجای الامیین ، المومنین نشسته و بجای منهم نیز من انفسهم قرار گرفته است.
آیا من انفسهم یعنی از زبان خودشان؟!
ونیز المومنین فقط شامل عرب زبانها می شود؟
چرا خداوند بجای اینکه بگوید بلسانهم باید بگوید منهم و یا من انفسهم که در قرآن سابقه ندارد؟!
hosyn
دوست گرامی، این جواب شما دیگر از آن خاطره‌هاست! تناقض که اشکالی ندارد

خیلی مشابه قشنگی آوردید! قرآن میگوید: خدا در بین مؤمنین، پیامبری از خودشان فرستاد، و قرآن میگوید: خدا در بین بی دینها، پیامبری از خودشان فرستاد! پس: مؤمنین = بی دینها !

همین تناقض، شاهد این است که نمیشود گفت: بعث في المؤمنین رسولا منهم، و بعث في الکفار رسولا منهم، مگر به اینکه کلمه (منهم) دو جور معنا شود.

(من انفسهم) یعنی او هم مثل آنها بشر است، نه اینکه او هم مثل آنها مؤمن است، و (منهم) یعنی او هم مثل آنها عرب است، نه اینکه او هم مثل آنها بت پرست است!

نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک زنیم مابون یهودی بی حیای خودخواه مشرک پلید بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................ نوشته شده است
اما آیه 19 همین سوره انعام دارد می گوید قرآن برای همه مردم و هرکه این کتاب به دستش برسد نازل شده است:

قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً ۖ قُلِ اللَّهُ ۖ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ ۚ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ ۚ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَىٰ ۚ قُلْ لَا أَشْهَدُ ۚ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ
hosyn
معلوم نیست میخواهید تناقض از قرآن بگیرید یا جواب لتنذر أمّ القری بدهید؟! مگر چه منافاتی هست بین این دو آیه؟! در عین حالی که کلمه أمّ القری میتواند تبیین کند واژه أمّی را در آیات دیگر که منظور اهل مکة هستند.

نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک زنیم مابون یهودی بی حیای خودخواه مشرک پلید بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................ نوشته شده است

همانگونه که در پست 2261 خدمتتان عرض کردم، مفهوم روح در قرآن، غیر آن چیزی است که ما در دین مادری آموخته ایم. در فرهنگ قرآن، روح به معنای علم الهی است که آن را به طرق مختلف در اختیار بشر می گذارد:
hosyn
اینها چه حرفی است؟! ارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشرا سویا، یعنی علم و کتاب آسمانی را به سوی او فرستادیم؟ القاها الی مریم و روح منه، یعنی کتاب آسمانی؟! و یا: فنفخنا فیها من روحنا، و همچنین فاذا سویته و نفخت فیه من روحي فقعوا له ساجدین، یعنی وقتی کتاب آسمانی در او دمیدم؟! قل نزّله روح القدس من ربک، یعنی کتاب آسمانی خودش را نازل کرده است؟ و یا: نزل به الروح الامین، و هنچنین یوم یقوم الروح و الملائکة صفا لا یتکلمون الا من اذن له الرحمن و قال صوابا، یعنی کتاب آسمانی میایستد؟! تعرج الملائکة و الروح الیه فی یوم کان مقداره خمسین الف سنة، یعنی کتاب آسمانی عروج میکند؟! آن هم به این معنایی که شما طرفداری میکنید؟!

نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک زنیم مابون یهودی بی حیای خودخواه مشرک پلید بهائی بی سواد مدعی رسالت وپیامبری وهدایت مردم و............................ نوشته شده است

در آیه بعد طریقه ارسال روح(= علم = قرآن) به پیامبر عزیزمان توضیح داده شده است:

وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا ۚ مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَٰكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا ۚ وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ
و همان گونه [که بر پیامبران پیشین وحی کردیم] روحی را [چون قرآن] از امر خود به تو وحی کردیم. تو [پیش از این] نمی دانستی کتاب و ایمان چیست؟ ولی آن [کتاب] را نوری قرار دادیم که هر کس از بندگانمان را بخواهیم به وسیله آن هدایت می کنیم؛ بی تردید تو [مردم را] به راهی راست هدایت می نمایی.-انصاریان

هرچند نیاز به بیان نیست، آیه دارد خطاب به پیامبر می گوید: تو قبل از دریافت آیات الهی و پیش از اینکه به رسالت مبعوث شوی، نه می دانستی دین چیست و نه ایمان.
آری اگر خداوند قرآن را به رسولش وحی نمی کرد و او را به نور قرآن رهنمون نمی شد همچنان امی و بی دین باقی می ماند.
hosyn
ببینید این کروشه که در ترجمه اضافه شده، با ذیل آیه هماهنگ نیست، چون اگر مقصود قبل زمانی بود، مناسب بود بگوید: و لکن جعلناه نورا نهدیک به!
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 06:15PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts