بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي يه هفته پيش   #1
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 19,332
عاشورا

عاشورا (۱)


هدف سیدالشهدا علیه السلام از خروج چه بود؟؟

إنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّی وَ اَبی عَلیَّ بن اَبی طالبٍ.


برای یافتن پاسخ به این سوال،
بهترین و دقیق‌ترین جواب ، جستجو در منابع تاریخی و روایی و یافتن پاسخ از لسان مبارک خود آن حضرت است؛

با پیگیری دقیق این مباحث درخواهید یافت، علت خروج آن حضرت #ترک_بیعت با یزید لع بوده است؛
چرا که فرمان صریح یزید این بود:
یا بیعت یا سر آن حضرت!
و به هیچ عنوان خروج حضرتش برخلاف برخی ادعاها -بر خلاف حق الهی خویش- به جهت تشکیل حکومت نبوده و قیام بالسیف نفرموده‌اند.
__________

اولین بیانی که امام حسین علیه السلام در مورد هدف خروج خود فرمود را می‌توان در مکالمه آن حضرت با ولید بن عُتبة بن ابی سفیان، استاندار #یزید در مدینه، بعد از هلاکت #معاویه
و در هنگامی از آن حضرت به دنبال اخذ بیعت برای یزید بود
یافت:

ای امیر! ما اهل بیت نبوت و معدن رسالت و محل رفت و آمد فرشتگانیم، همهء نیکیها از ما سرچشمه می‌گیرد و همهء کارها به ما ختم می‌شود. #یزید مردی است فاسد و شرابخوار که به ناحق خون می‌ریزد و اشاعه دهندهء فساد می‌باشد.
شخصی چون من، با فردی مانند او بیعت نکند....
(مقتل الحسین/ سید محسن امین/۲۳)

و چون امام حسین علیه السلام از بیعت با یزید ابا نمود، مروان به ولید گفت::

حسین را به زندان افکن و مگذار از پیش تو خارج شود، مگر آنکه بیعت نموده باشد یا گردنش را قطع کرده باشی!

جالب آنکه پس از آنکه امام حسین علیه السلام این مجلس را ترک نمود، ولید به مروان چنین گفت:

وای بر تو ای مروان! چیزی را برای من خواستی که تباهی دینم در آن است؛ به خدا سوگند که دوست ندارم آنچه خورشید بر آن طلوع و غروب می‌کند از مال دنیا و حکومت، برای من باشد و من حسین را بکشم. سبحان الله! حسین را بکشم که گفته است بیعت نمی‌کنم؟؟!
به خدا سوگند ، من کسی را نمی‌شناسم که بتواند تقاص خون حسین را در روز قیامت بازپس دهد و میزان عملش سبک باشد.
(تاریخ طبری۳۴۰/۵)



چنین شرایطی سرانجام بدین جا انجامید که حضرتش برای حفظ جان خویش،
مدینه را به قصد حرم امن الهی ترک گوید.

خروج آن حضرت از مدینه در شب ۲۸ رجب سال ۶۰ بوده است
(تاریخ طبری۲۲۰/۴)
....آن حضرت برای وداع به سوی قبر جد بزرگوار خود رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند،
و اینچنین با رسول خدا صلی الله علیه و آله وداع نمودند:

پدر و مادرم به فدایت ای رسول خدا، من از کنار شما ناگزیر خارج می‌شوم و بین من و شما جدایی انداخته خواهد شد.
به زور از من خواسته‌اند که با یزید بیعت کنم؛ یزیدی که شرابخوار و فاجر است، اگر بیعت کنم، کافر شده‌ام و اگر خودداری ورزم، کشته خواهم شد.
من ناخواسته و به ناچار از نزد تو خارج می‌شوم. سلام من بر تو ای رسول خدا.
(مقتل ابی‌مخنف/۱۵)


یا حسین
ادامه دارد....


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #2
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 19,332
ج: عاشورا

عاشورا (۲)


هدف سیدالشهدا علیه السلام از #خروج چه بود؟؟

إنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّی وَ اَبی عَلیَّ بن اَبی طالبٍ.


برای یافتن پاسخ به این سوال،
بهترین و دقیق‌ترین جواب ، جستجو در منابع تاریخی و روایی و یافتن پاسخ از لسان مبارک خود آن حضرت است؛

با پیگیری دقیق این مباحث درخواهید یافت، علت خروج آن حضرت #ترک_بیعت با #یزید لع و حفظ جان مبارک خویش بوده است؛
چرا که فرمان صریح یزید این بود:
یا بیعت یا سر آن حضرت!

و به هیچ عنوان خروج حضرتش برخلاف برخی ادعاها -بر خلاف حق الهی خویش- به جهت تشکیل حکومت نبوده و #قیام بالسیف #نفرموده‌اند.


هنگامی که امام حسین علیه السلام از مدینه خارج شد، راه اصلی را در پیش گرفت.
به ایشان گفتند:

اگر از راه دیگری بروید بهتر است؛ همانطور که ابن زبیر رفت.

حضرت فرمودند:

نه به خدا سوگند، از آن دست نخواهم کشید مگر آنکه خداوند به ارادهء دیگری حکم کند.

سپس این آیه را تلاوت فرمود:

(موسی) از آن(شهر) خارج شد در حالیکه #مراقب و #ترسان بود و گفت: خدایا مرا از قوم ستمگر نجات بخش.

وقتی به مکه وارد شد، این آیه را خواند:

و چون رو به جانب شهر مدین آورد، گفت: امید است که پروردگارم مرا به راه مستقیم هدایت فرماید‌.
(تاریخ طبری ۲۳۳/۴)


امام خبردار شد که یزید ، عمرو بن عاص را با افرادی پیاده و سواره تجهیز نموده و به او فرمان دستگیری امام را داده است؛
حتی اگر امام ابا کند، او از جنگ‌ با امام خودداری نخواهد کرد. و همچنین ۳۰ مرد از اشرار بنی امیه را در میان حاجیان پنهان ساخت تا امام حسین علیه السلام را در هر حالی که هست،
بکشند، حتی اگر به پرده‌های کعبه دست آویخته باشند؛

لذا امام حسین علیه السلام چنین فرمود:

به خدا قسم اگر به فاصله یک وجب در خارج کعبه کشته شوم،
بهتر است از آنکه در داخل مسجد به قتل برسم‌.
به خدا سوگند اگر در لانهء جنبنده‌ای از این جنبدگان باشم، مرا بیرون می‌کشند تا خواسته‌شان را عملی سازند. به خدا، آنچنان بر من تعدی کنند که یهودیان در روز شنبه تعدی کردند.
(تاریخ طبری ۲۷۶/۴-بحارالانوار ۹۹/۴۵- منتخب طریحی۱۲۴/۲ - مقتل خوارزمی ۲۱۸/۱ و...)

پس امام به این علت از مکه به قصد عراق خارج شد؛ به ویژه که نامه‌های اهل کوفه به ایشان رسید؛
چون ایشان عازم رفتن گردیدند، ایستادند و خطبه‌ای با این مضمون ایراد فرمودند:

حمد از آن خداست و آنچه خدا بخواهد بشود، و قوتی نیست مگر بوسیلهء خداوند،
و درود خدا بر رسولش باد. مرگ برای فرزند آدم مانند گردنبندی است چون گردنبند زینتی دختران جوان؛
مرا شوقی است به اسلاف و نیاکانم چون اشتیاق یعقوب بر یوسف، برای من قتلگاهی اختیار شده است که آن را ملاقات خواهم کرد.
پاره‌های تنم را می‌بینم که گرگان بیابانهای کربلا و نوامیس پاره پاره‌اش می‌کنند و شکمهای گرسنه و انبانهای خشکیدهء خود را از من سیر می‌کنند. از آنچه قلم تقدیر برای آن روز نوشته ، چاره‌ای نیست.
خداوند از رضایت ما اهل بیت خشنود است. بر بلای او صابریم و به ما پاداش صابران را عطا می‌کند. پارهء تن رسول الله از او دور نخواهد شد، بلکه همگی در بهشت اعلی نزد دادگر خواهند آمد. به آنها چشمانش شاد و وعده‌اش تحقق می‌پذیرد‌. پس هر که در راه ما خون خود را ایثار نماید و خود را آماده کرده تا به لقای خدا برسد، رخت سفر با ما بربندد که من فردا صبح رهسپار خواهم شد. ان‌شاء‌الله‌تعالی.
(مقتل الحسین/امین/۶۳)


باید به این نکتۀ بسیار مهم توجه داشت که پس از خروج آن حضرت از مدینه به جهت ترک بیعت با یزید و حفظ جان خویش ،
چند ماه از اقامت حضرت در مکه گذشته بود؛
حضرت در مکه نیز در خوف و نگرانی و بی یاوری بودند.
در مکه هم به جان ایشان سوء قصد شد. در این شرایط بود که از کوفه نامه های پی در پی آمد؛

وقتی نامه های مردم عراق رسید، امام علیه السلام نمی توانستند نسبت به درخواست مردم بی اعتنائی بفرمایند؛ چون باید حجت بر مردم تمام شود. و ایشان به وظیفۀ امامت عمل فرمودند.

لذا حرکت امام علیه ‌السلام به سمت کوفه، با علم آن حضرت به شهادت،
به هیچ عنوان به معنای قصد امام علیه‌السلام برای تشکیل حکومت و قیام بالسیف نبوده،
بلکه ایشان به وظیفه امامتی خویش نسبت به درخواست مردم و اتمام حجت با آنان،
عمل فرموده‌اند.

یا حسین
ادامه دارد..


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #3
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 19,332
ج: عاشورا

عاشورا (۳)


هدف سیدالشهدا علیه السلام از خروج چه بود؟؟

إنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّی وَ اَبی عَلیَّ بن اَبی طالبٍ.


برای یافتن پاسخ به این سوال،
بهترین و دقیق‌ترین جواب ، جستجو در منابع تاریخی و روایی و یافتن پاسخ از لسان مبارک خود آن حضرت است؛

با پیگیری دقیق این مباحث درخواهید یافت، علت خروج آن حضرت ترک_بیعت با یزید لع و حفظ جان مبارک خویش بوده است؛
چرا که فرمان صریح یزید این بود:
یا بیعت یا سر آن حضرت!

و به هیچ عنوان خروج حضرتش برخلاف برخی ادعاها بر خلاف حق الهی خویش به جهت تشکیل حکومت نبوده و قیام بالسیف نفرموده‌اند.

چون مردم قصد امام علیه‌السلام را مبنی بر خروج از مکه به عراق فهمیدند ،
چند نفر از برادران و پسرعموها و نزدیکان و صحابه و فرزندانشان پیش او آمدند و از وی خواستند به عراق نروند؛
امام علیه‌السلام هر گروه را به گونه‌ای جواب فرمودند::

استخاره خواهم کرد و نظر می‌کنم چه خواهد شد.
(مقتل الحسین/۶۳،۶۴)

پدرم فرمود که در کعبه قربانی و گوسفندی است که مردم کشتن او را روا دانند. من میل ندارم که آن قربانی باشم.
(همان منبع)

رسول خدا بعد از رفتن تو به نزد من آمد و فرمود: ای حسین! خارج شو که خداوند دوست دارد تو را کشته ببیند.
(همان منبع)

به خدا سوگند اگر در لانه ای از لانه‌های این جنبدگان بودم، مرا بیرون می‌آورند تا بکشند. به خدا بر من تعدی خواهند کرد، چون قانون شکنی یهود در مورد روز شنبه، و به خدا سوگند مرا وانمی‌گذارند مگر اینکه این جان را از کالبدم خارج کنند که اگر این کار را کردند، خداوند کسی را بر آنها مسلط کند که آنان را خوارتر از کهنه پارچهء زنان کند.

ای اباعبدالرحمان، آیا می‌دانی که از پستی دنیا این بود که سر یحیی بن زکریا به عنوان هدیه برای زنی از بدکاره‌های بنی‌اسرائیل برده شد؟ آیا می‌دانی که بنی‌اسرائیل در فاصلهء اذان صبح تا طلوع آفتاب هفتاد پیامبر را کشتند و بعد در بازارها نشستند و خریدند و فروختند، گفتی که هیچ اتفاقی نیفتاده است؟
خداوند در مورد آنها شتاب نکرد، بلکه بعد آنها را به سختی گرفت ، گرفتن عزتمندی صاحب انتقام. ای اباعبدالرحمان، تقوای خدا را پیشه کن ، هرگز یاری مرا رها مکن.
(اعیان الشیعه۲۱۲/۴)


آنگاه امام به برادران و پسرعموها و اصحاب دستور داد شتران و زنان را حرکت دهند.
این رویداد در روز ترویه، سه‌شنبه هشتم ذیحجهء سال ۶۰ هجری بود.

.سپس امام به همراه سوارانش به راه افتادند؛ به حضرت یحیی بن زکریا و قتل او اشاره فرمودند و بیان داشتند:

از پستی دنیا این بود که سر یحیی بن زکریا به بدکاره‌ای از بدکاره‌های بنی‌اسرائیل اهدا شد.

سپس به راه ادامه دادند تا به سرزمین تنعیم رسیدند؛
در آنجا شترانی را دیدند که پارچه‌هایی گرانبها و رنگهای تزیینی از کارگزار #یزید در #یمن به عنوان هدیه برای #یزید بن معاویه می‌برند‌.
متاع و هدایا را گرفته به صاحبان شتران فرمود:

هر که دوست دارد با ما باشد ، مزد او را داده همدمی او را گرامی می‌داریم ؛ و هر که دوست دارد از ما جدا شود، مزد او را می‌پردازیم‌.

گروهی با امام همراه شدند و تعدادی دیگر رفتند..


حرکت آن حضرت به سمت عراق،
با علم آن حضرتش به شهادت و با وجود سوء قصدها به جان ایشان ،
ترک بیعت با یزید لعین،
تلاش برای نجات جان مبارک خویش،
حفظ حرمت خانه خدا ، عدم بی‌اعتنایی به درخواست مردم و عمل به وظیفه امامت خویش و اتمام حجت بر مردمان است.

یا حسین
ادامه دارد..



__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #4
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 19,332
ج: عاشورا

عاشورا (۴)


هدف سیدالشهدا علیه السلام از خروج چه بود؟؟

إنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّی وَ اَبی عَلیَّ بن اَبی طالبٍ.


برای یافتن پاسخ به این سوال،
بهترین و دقیق‌ترین جواب ، جستجو در منابع تاریخی و روایی و یافتن پاسخ از لسان مبارک خود آن حضرت است؛

با پیگیری دقیق این مباحث درخواهید یافت، علت خروج آن حضرت ترک بیعت با یزید لع و حفظ جان مبارک خویش بوده است؛
چرا که فرمان یزید این بود:
یا بیعت یا سر آن حضرت!

و به هیچ عنوان خروج حضرتش طبق برخی ادعاها
-بر خلاف حق الهیِ خلافت ظاهری ایشان- به جهت تشکیل حکومت نبوده و #قیام بالسیف نفرموده‌اند.

وقتی خبر حرکت امام به سوی عراق به عبیدالله بن زیاد رسید، همهء امکانات لشکری را جمع کرد و بر سر راههای اصلی گمارد،
حصین بن تمیم که رئیس نگهبانان بود، در قادسیه فرود آمد و پیاده و سواره‌اش را بین قادسیه و منطقه خفان تا قطقطانه و از جانب دیگر تا کوه لعلع در بصره جای داد،
در قادسیه بود که قیس بن مسهر صیداوی توسط سپاه حصین دستگیر شد و سرانجام به شهادت رسید؛

....در چنین شرایطی کاروان امام حسین علیه السلام در حال طی مسیر به سمت کوفه‌ای است
که به لحاظ ظواهر امر، امن ترین مکان و البته تنها ، مکانی است که به ظاهر خواهان آن حضرت است

....منازلی چند طی شد
تا اینکه شبانه کاروان حسینی به منطقه ثعلبیه وارد گشت....

امام حسین علیه السلام سر مبارک را بر زانوان گذاشته بودند که لختی به خواب رفتند؛
هنگامی که بیدار شدند فرمودند:

شما می‌شتابید و مرگ شما را به بهشت می‌داند.

حضرت علی اکبر علیه السلام فرمودند:
آی پدر، مگر ما بر حق نیستیم؟
امام حسین علیه السلام فرمودند:
آری ای فرزندم، سوگند به آنکه بازگشت بندگان به سوی اوست.

آنگاه حضرت علی اکبر علیه السلام فرمودند:
پدر، پس، از مرگ باکی نخواهیم داشت.
امام حسین علیه السلام فرمودند:
خداوند تو را پاداش دهد پسرم، پاداش نیکوی فرزند در حق پدر.

وقتی امام علیه‌السلام صبح نمود با مردی از اهالی کوفه به نام<ابو هِرّء أزدي> برخورد نمود،
ابو هرء بر آن حضرت سلام کرد و گفت::

ای پسر رسول خدا چه کسی تو را از حریم خدا و جدت اخراج کرد؟؟

امام به او فرمودند::

چه می‌گویی ابوهرء؟! بنی امیه مالم را گرفتند صبر نمودم، به خانواده‌ام بد گفتند ، باز تحمل کردم؛
آنگاه خون مرا خواستند، پس گریختم.
به خدا سوگند که گروه ظالمان مرا خواهند کشت و خداوند لباس ذلت را بر آنها می‌پوشاند و آنها را به شمشیر برنده‌ای دچار می‌کند. خداوند کسی را بر آنها مسلط خواهد کرد که آنها را ذلیل می‌کند تا آنجا که از قوم سبت هم خوارتر شوند.
(مقتل الحسین/امین/۲۹۱)

پ.ن :

مشخص نیست چرا عده‌ای سعی می‌کنند که ترک بیعت سیدالشهداء (علیه السلام) با چون یزیدی را و
تلاش آن حضرت برای دفاع از جان خود را #قیام معرفی کنند؟؟

آیا این افراد نمی‌دانند که طبق نص آیات قرآن، هرگونه قیام و قتال در ماه‌های حرام (من‌ جمله ماه محرّم) از سوی خداوند،حرام اعلام شده؟

آیا العیاذ بالله امام حسین علیه السلام نمی‌دانستند که در ماه محرّم (که جزء چهار ماه‌ حرام است) قیام و جنگ، حرام است؟

به راستی اگر ایشان انگیزه تشکیل حکومت در سر می‌پروراندند
چرا به جمع‌آوری قوا و تجهیز سپاه اقدام نفرمودند و با زن و فرزند از دیار خود خارج شدند؟؟؟

فتأمل!
یا حسین
ادامه دارد..

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #5
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 19,332
ج: عاشورا

عاشورا (۵)


هدف سیدالشهدا علیه السلام از #خروج چه بود؟؟

إنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّی وَ اَبی عَلیَّ بن اَبی طالبٍ.

برای یافتن پاسخ به این سوال،
بهترین و دقیق‌ترین جواب ، جستجو در منابع تاریخی و روایی و یافتن پاسخ از لسان مبارک خود آن حضرت است؛

با پیگیری دقیق این مباحث درخواهید یافت، علت خروج آن حضرت #ترک_بیعت با #یزید لع و حفظ جان مبارک خویش بوده است؛
چرا که فرمان یزید این بود:
یا بیعت یا سر آن حضرت!

و به هیچ عنوان خروج حضرتش طبق برخی ادعاها
-بر خلاف حق الهیِ خلافت ظاهری ایشان- به جهت تشکیل حکومت نبوده و #قیام بالسیف نفرموده‌اند.

در منزلگاه زُباله بود که خبر شهادت حضرت مسلم بن عقیل علیه‌السلام به امام رسید؛
(تاریخ طبری۲۹۳/۴)

....امام نامه‌ای را بیرون آوردند و آن را برای جماعتی که با ایشان همراه بودند ، خواندند؛ در نامه آمده بود:

به نام خداوند بخشاینده مهربان، اما بعد، به من خبر وحشتناکی رسیده است، خبر قتل مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و عبدالله بن یقطر، به راستی که شیعیان ما، ما را واگذاشتند. پس هر که خواهد بی‌هیچ باکی منصرف شود که بر او پیمانی نیست.
(مقتل الحسین/امین/۷۷)

افراد فراوانی از حضرت حسین علیه السلام جدا شدند، زیرا به این قصد آمده بودند که امورشان مرتب شود و جوّ برایشان آماده گردد!!!
اما آنگاه که امام به آنان خبر داد که خبری از حکومت و غنایم و ... نیست، تنها کسانی ماندند که خود را برای دیدار خداوند آماده ساخته بودند.

...کاروان امام حرکت نمود تا به منطقهء شَراف رسید.
چون پاسی از شب گذشت، به فرزندان فرمان فرمود به مقدار زیاد از آب
توشه بردارند.
آنگاه حرکت نمودند تا ظهر سر رسید؛

در آن هنگام کاروان حسینی علیه‌السلام، با اولین دسته از سپاه اموی که تعدادشان به ۰۰۰'۱ نفر می‌رسید و در راس آنان
حر بن‌ یزید تمیمی یَربوعی قرار داشت،
برخورد نمودند.

افراد این سپاه در آمادگی کامل بودند، شمشیرها و نیزه‌ها را به خود بسته بودند. اما تشنگی بسیار آنها را آزار می‌داد‌. وقت ظهر بود؛
امام به جوانان فرمودند:

به این گروه آب دهید و سیرابشان کنید. اسبان آنها را نیز آب دهید.

جوانان برخاستند و به اسبان و قوم آب دادند تا سیراب شدند. آنها ظرف‌ها و کاسه‌ها را پر از آب کرده و به اسبان نزدیک می‌شدند و به آنها آب می‌دادند.
خود امام نیز با دستان مبارکش آنها را سیراب می‌فرمود.
(تاریخ طبری۲۹۶/۴)

امام به حر بن یزید فرمودند:
-آیا بر مایی یا با ما؟
حر گفت:
-بر تو ای اباعبدالله
امام حسین علیه السلام فرمودند:
لا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم

اولین_خطبه_امام_برای_سپاه‌حر

....در هنگام نماز ظهر ، امام علیه‌السلام به حجاج بن مسروق جُعفی امر فرمودند تا اذان بگوید؛
سپس با عبا و ردا و نعلین خارج شده ، بعد از حمد و سپاس خدا چنین فرمودند:


ای مردم، من دلیل خود را در برابر خدا و در برابر شما می‌گویم. من پیش شما نیامدم مگر وقتی که نامه‌هایتان رسید؛ قبل از اینکه من شما را بیابم ، نامه‌های شما یه من رسید که: ما را امامی نیست، بیا‌. باشد که خداوند ما را بر هدایت مجمتع کند. اگر بر همان گفتار هستید، من یه سوی شما آمده‌ام . اگر شما با عهدها و پیمانهای خود -آنگونه که من اطمینان سلام- به من قول می‌دهید ، به سرزمین شما وارد می‌شوم.
و اگر نمی‌دهید و از آمدن من بیزارید، از پیش شما هم بدانجا که بودم بازمی‌گردم.
(تاریخ طبری۲۹۷/۴)

آنها ساکت بودند ، به موذن گفته شد اذان بگوید؛
امام علیه‌السلام به حر فرمودند::

تو با یارانت نماز بگزار.

حر گفت:
نه؛ ما نیز به همراه شما نماز می‌خوانیم.

سپس امام علیه‌السلام پیشاپیش با آنها نماز اقامه فرمود و بعد به سوی خیمه خویش بازگشتند...

اهل انصاف پاسخ دهند::
آیا این سیره ، سیره فردی است که قصد تشکیل حکومت دارد و به قول ادبیات امروز ما ، قیام فرموده است؟؟؟؟
دقت بفرمایید:::

در زیارت سیدالشهداء علیه‌السلام عبارت
« قمت لله » آمده است؛
که وظیفۀ هر امامی است؛ و در تمامی زیارات امامان علیهم السلام درج است.

«قام» به معنای اقدام کردن برای وظیفه است.

چون امامان علیهم السلام اولیاء الهی بر مردم هستند باید قیام_به_وظیفۀ خود بنمایند. این به معنای «قیام»ی که در فارسی رایج است نمی‌باشد.

کاری که حضرت حجت علیه السلام انجام می‌دهند «قیام بالسیف» است. یعنی خروج برای گرفتن قدرت به وسیلۀ سلاح.
یعنی گرفتن ریاست کل عالم.
این خروج به امر الهی انجام خواهد شد.

یا حسین
ادامه دارد..
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #6
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 19,332
ج: عاشورا

عاشورا (۶)


هدف سیدالشهدا علیه السلام از خروج چه بود؟؟

إنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّی وَ اَبی عَلیَّ بن اَبی طالبٍ.

برای یافتن پاسخ به این سوال،
بهترین و دقیق‌ترین جواب ، جستجو در منابع تاریخی و روایی و یافتن پاسخ از لسان مبارک خود آن حضرت است؛

با پیگیری دقیق این مباحث درخواهید یافت، علت خروج آن حضرت #ترک_بیعت با #یزید لع و حفظ جان مبارک خویش بوده است؛
چرا که فرمان یزید این بود:
یا بیعت یا سر آن حضرت!

و به هیچ عنوان خروج حضرتش طبق برخی ادعاها
-بر خلاف حق الهیِ خلافت ظاهری ایشان- به جهت تشکیل حکومت نبوده و قیام بالسیف نفرموده‌اند.

دومین_خطبه_امام_برای_سپاه‌‌اموی

هنگامی که وقت نماز عصر فرا رسید، امام فرمود برای نماز عصر ، اذان بگویند.
سپس خود حضرت اقامه گفت و با آنها نماز خواند.
بعد از نماز به آنها توجه کرد؛ حمد خدا را به جای آورد و فرمود:

و بعد...ای مردم اگر تقوای خدا را پیشه کنید و حق را برای اهلش بشناسید، خداوند از شما راضی‌تر خواهد بود‌. ما اهل بیت محمد ، نسبت به این امر از این گروه - که مدعی آنچه از ایشان نیست و عمل کننده به ستم و جور در میان شما هستند - شایسته‌تریم. اگر با اکراه نسبت به ما و جهل به حق ما ، ابا نمودید و نظر شما غیر از آنی باشد که در نامه‌ها و نوشته‌هایی به من رسید، من از شما منصرف خواهم شد.

حر بن یزید پاسخ داد::

به خدا نمی‌دانم این نامه‌ها کدام است.

امام به عَقَبة بن سَمعان فرمود نامه‌های داخل دو کیسه را خارج کند.
او کاغذهای فراوانی را از دو کیسهء پر خارج کرد و در جلوی امام حسین علیه السلام پراکند.
حر گفت:

ما از آنها نیستیم که برای تو نامه نوشته‌ایم. به ما دستور داده‌اند که از تو جدا نشویم مگر آنکه تو را به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم.

امام حسین علیه السلام فرمود:

مرگ به تو از این مطلب نزدیک‌تر است.

سپس به اصحابش فرمود که برخیزند و سوار شوند و زنها را سوار نمودند؛
سپاه اموی مانعشان شدند ؛ امام به حر فرمودند:

-مادرت به عزایت بنشیند، چه می‌خواهی؟

-اگر هر کس دیگری از اعراب این را می‌گفت و در موقعیت تو بود، او را وانمی‌گذاشتم مگر آنکه نام مادرش را ببرم.اما چه کنم در مورد مادر تو، باید به بهترین وجه بگویم.

-چه می‌خواهی؟

-می‌خواهم تو را نزد عبیدالله بن زیاد ببرم.

-سوگند به خدا که از تو پیروی نخواهم کرد.

-به خدا سوگند که تو را رها نخواهم کرد‌.


و این مطلب ۳ بار تکرار شد و صحبت بین آن دو طولانی گشت.

حر به امام گفت:
من به کشتن تو امر نشده‌ام؛ آنچه به من دستور داده‌اند این است که از تو جدا نشوم مگر اینکه تو را به کوفه ببرم.
اگر ابا داری، راهی را در پیش گیر که به کوفه نرسد و به مدینه نیز تو را نبرد. من نیز برای امیر عبیدالله بنویسم تا شاید خداوند سلامت را به جای ابتلا به کار تو ، روزی‌ام سازد . این راه را بگیر و از قادسیه و عَذیب در قسمت چپ برو.

امام حسین علیه السلام به اصحابشان فرمان دادند تا از سمت چپ حرکت کنند و حر هم با آنان به راه افتاد.

(مقتل الحسین/امین/۸۱ و تاریخ طبری ۲۹۸/۴)

پ.ن::

... علت ظاهری خروج آن حضرت از مدینه ، #ترک بیعت با چون یزیدی
و برای حفظ نفْس بوده است و علت خروج آن حضرت از مکه، علاوه بر حفظ نفس و ترک بیعت با یزید ،
محفوظ ماندن حرمت خانه خدا است.

به خاطر بسپارید که
امام حسین علیه السلام وظیفه ندارند که به پیمان شکنی کوفیان
- که به علم الهی آن را می‌دانند- ترتیب اثر دهند چرا که شأن امامتی آن حضرت ایجاب می‌کند نسبت به درخواست‌های مردم بی‌اعتنا نباشد.

سفر آن حضرت از مکه به مدینه، و برخوردهای آن حضرت با دشمنان، جنبه #دفاعی دارد،
و به هیچ عنوان مبارزه به معنای #شروع جنگ و یا عنوان #انقلاب و یا #قیام (به معنای مصطلح امروز) و
یا انگیزه #تشکیل_حکومت ،
بر خروج آن حضرت از مدینه و آنگاه مکه منطبق #نیست.
هر چند اگر کوفیان به عهدشان وفادار بودند ، مقدمات تشکیل حکومت و جهاد با یزید مهیا میشد...
و البته که امام به پیمان شکنی کوفیان بیش از دیگران آگاه بودند.

یا حسین
ادامه دارد..

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #7
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 19,332
ج: عاشورا

عاشورا (۷)


هدف سیدالشهدا علیه السلام از خروج چه بود؟؟

إنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّی وَ اَبی عَلیَّ بن اَبی طالبٍ.


سومین_خطبه_امام_برای_سپاه‌حر

بعد از آنکه امام حسین علیه السلام به اصحاب خود فرمان حرکت دادند ،حر نیز با سپاه خود با آنها به راه افتاد.
به همین طریق در حرکت بودند تا به منطقه بیضه رسیدند‌. در آنجا امام علیه‌السلام ایستادند و برای سپاه حر خطبه‌ای خواندند؛
در خطبه بعد از حمد و سپاس خداوند متعال آمده است:::

ای مردم، رسول خدا فرمود : هر که حاکم ستمگری را دید که حرام خدا را حلال می‌کند ، عهد خدا را می‌شکند با سنت پیامبر مخالفت می‌کند و در بین بندگان با گناه و ستیزه‌جویی عمل می‌کند، پس با گفتار یا عملی بدو اعتراض نکند، بر خدا واجب است که او را به جایگاه آن ستمگر وارد کند.
بدانید که این جماعت ملزم طاعت شیطان شده و طاعت خدا را ترک کرده‌اند. فساد را آشکار ساخته و حدود الاهی را تعطیل نموده‌اند، مال خدا را به هوی و هوس ربوده و حرام خدا را حلال و حلال او را حرام کرده‌اند، من از دیگران شایسته‌ترم. نامه‌های شما برای من آمد، رسولان شما بیعت‌تان را برای من آوردند که شما مرا تسلیم دشمن نخواهید کرد و بی‌یاور نخواهید گذاشت . اگر بر بیعت خود باشید، به رشد خود رسیده‌اید، پس من ، حسین بن علی و پسر دختر پیامبر هستم. جانم با شما و خانواده‌ام با خانوادهء شما خواهد بود ؛ من برای شما بهترین نمونه‌ام. اگر عمل نکنید و عهد خود را نقض نمایید و بیعت مرا از گردنهایتان برادرید، سوگند به جان خود که از شما بعید و عجیب نیست.
شما قبل از این با پدرم، برادرم و پسرعمویم مسلم بن عقیل پیمان شکستید. مغرور کسی است که به شما فریفته شود؛ بهرهء خود را از بین بردید و نصیب خود را تباه کردید. پس هر که پیمان خود را بشکند، هم به زبان خویش شکسته است. خداوند ما را از شما بی‌نیاز سازد.
والسلام علیکم و رحمة الله و بركاته.

امام حسین علیه السلام به حرکت درآمد؛
حر هم ایشان را تعقیب می‌کرد و در این عمل شدت به خرج می‌داد و مسیر را بر آنان تنگ می‌کرد.

در بین راه یک بار امام به او فرمود:

برای خدا نگران جانت باش؛ من شهادت می‌دهم که اگر مبارزه کنی، کشته خواهی شد و اگر مقاتله کنی، هلاک خواهی گردید.

و امام به او فرمود:

آیا با مرگ مرا می‌ترسانی؟
و آیا خطبه‌های من باعث شده که کمر به قتل من ببندی؟ نمی‌دانم به تو چه بگویم، اما آنچه را که آن برادر اوْس به پسرعمویش گفت، به تو می‌گویم هنگامی که می‌خواست پیامبر را یاری دهد ،
به او گفت: می‌روی و کشته می‌شوی.
او پاسخ چنین گفت:
می‌روم و مرگ بر جوان ننگ نیست، هر گاه قصد حقی داشته و در اسلام جهاد نماید. و دوشادوش مردان صالح جانبازی کرد. و با دشمنان خدا مخالفت نماید و از تبهکاران دوری گزیند. جانم را پیش می‌اندازم و جاودانگی آن را نمی‌خواهم ، تا اینکه لشکری را با بانگ و خروش و گروهی فراوان ببینم.
اگر زنده ماندم مورد ملامت قرار نگیرم و اگر کشته گردم پشیمان نخواهم شد،
این ذلت برای تو بس که نه آنگونه که بخواهی زندگی کنی.
(مقتل الحسین/امین/۸۴ - تاریخ طبری ۱۰۲ - کامل ۲۸۰/۴)


وقتی حر این مطلب را از امام حسین علیه السلام شنید، از ایشان کناره گرفت.
امام در مسیری و حر در مسیر دیگری حرکت می‌کردند.

به همین ترتیب جدا از هم در حرکت بودند تا به منطقهء عَذیبُ‌الهِجانات رسیدند.

در اینجا ٤ نفر که عبارت بودند از :
نافع بن هِلال ، طِرِمّاح بن عَدیّ ، مجمع بن عبدالله عائذی و عمر بن خالد صیداوی ،
برای یاری امام حسین علیه السلام به سوی او آمدند.

حر مانع شد و خواست آنان را زندانی کند. امام فرمود::

اینها یاران و همراهان من هستند. از ایشان همانگونه که از خود دفاع می‌کنم، دفاع خواهم کرد. اینها یاران منند و به منزلهء کسانی هستند که با من آمده‌اند. تو گفته بودی که با من نخواهی جنگید مگر آنکه نامهء عبیدالله بن زیاد برای تو بیاید. اگر به وعده‌ای که داشتی عمل کردی، هیچ؛ و گرنه با تو به مبارزه برخواهم خاست.


حر راه آنها را باز کرد و رهایشان نمود، امام علیه ‌السلام در مورد مردم از آنها سوال کرد؛
مجمع بن عبدالله عائذی گفت:

اما اشراف مردم، رشوه‌شان زیاد شد؛ غریزه‌هاشان پر گردید و محبتشان جلب شد. به سفارش آنها افراد را رها می‌کنند. آنها جماعتی یکدست در برابر تو هستند.
اما سایر مردم ، دلهایشان با توست ولی فردا شمشیرهایشان را در برابر تو خواهند کشید.
(تاریخ طبری۳۰۳/۴)

این خطبه وقتی ایراد شده که کار از کار گذشته است. حر و مردانش در حال اسکورت کاروان هستند تا زمانی که عبیدالله لع فرمان دهد. و حضرتش درصدد ارشاد آنان هستند.
یا حسین
ادامه دارد..

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #8
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 19,332
ج: عاشورا

عاشورا (۸)


هدف سیدالشهدا علیه السلام از خروج چه بود؟؟

إنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّی وَ اَبی عَلیَّ بن اَبی طالبٍ.



‍ نامه ابن‌زیاد به حر

...کاروان امام به منزلگاه قصر بنی‌مقاتل رسیدند و شب در آنجا ماندند...

صبحگاهان پس از اقامه نماز صبح، با شتاب کاروان را حرکت دادند، اما حر مانع می‌شد؛
در این هنگام فرستادهء عبیدالله بن زیاد به نزد حر رسید و بر او سلام کرد و نامهء عبیدالله را به او داد. مضمون نامه چنین بود::

اما بعد، چون این نامه به تو رسید، حسین را زیر نظر بگیر. فرستادهء من به تو می‌گوید که او را پیاده نکنی مگر در بیابانی که نه پناهگاهی داشته باشد و نه آب. به فرستاده‌ام دستور داده‌ام که از تو جدا نشود تا اینکه خبر دستور انجام شده را برایم بیاورد. والسلام
(تاریخ طبری ۳۰۷/۴- کامل ۲۸۲/۳)

سپس حر به امام و یارانش گفت::

این نامهء عبیدالله بن زیاد است که به من دستور می‌دهد بعد از اینکه این نامه به دستم رسید، با تو به خشونت رفتار کنم، فرستاده‌اش از من جدا نمی‌شود مگر اینکه امرش را اجرا کنم.


هر گاه امام می‌خواست با سوارانش حرکت کند، حر و افرادش مانع می‌شدند و به گِردَش می‌چرخیدند؛
این دو گروه به هم پرخاش می‌کردند؛ امام به حر فرمودند:

آیا نگفتی که از راه دیگر رویم؟
حر گفت:
چرا، ولی عبیدالله در نامه به من دستور سختگیری نسبت به تو را داده و بر من مراقبی گمارده است.

جناب زهیر بن قین، به امام حسین علیه السلام گفت::
ای پسر رسول خدا ، به خدا سوگند که آینده را بدتر از این می‌بینم . جنگ با اینها برای ما ساده‌تر از جنگیدن با کسانی است که بعد با ما می‌جنگند.

امام حسین علیه السلام جواب فرمودند:

من نبرد را شروع نخواهم کرد.

زهیر گفت:
پس ما را حرکت دهید تا در کربلا پیاده شویم که بر کنار فرات است و در آنجا باشیم. اگر جنگیدند با آنها می‌جنگیم و از خدا کمک می‌گیریم.

آنگاه امام علیه‌السلام فرمودند:

اللهم إني أعوذ بك من الكرب و البلاء
خدایا، من از بلا و سختی به تو پناه می‌برم.

سپس حرکت فرمود، در حالیکه حر راه را بر ایشان تنگ کرده ، مزاحم ایشان می‌شد.

روز پنجشنبه که با روز دوم محرم سال ۶۰ هجری مصادف بود، به کربلا رسیدند؛

امام سوال فرمود:
کربلا اینجاست؟
گفتند:
آری ، ای پسر پیامبر.
فرمودند:

انزِلوا، هذا مَوضِعُ كَربٍ وبَلاءٍ، هاهُنا مُناخُ رِكابِنا، ومَحَطُّ رِحالِنا، وسَفكُ دِمائِنا.

این موضع کرب‌ و بلاست؛
پیاده شوید. اینجا اقامتگاه سواران ما، توقف‌گاه مسافرانمان ، محل قتل مردان و جایگاه ریزش خون‌هایمان است.
(تاریخ طبری ۳۰۸/۴)



پس همه در یک طرف پیاده شدند.
حر و افرادش هم در سوی دیگر قرار گرفتند.

پ.ن:

اهل دقت پاسخ دهند::

به راستی، لغزشی که عده‌ای به آن مبتلا شده‌اند و خروج حضرت از مدینه را تشکیل حکومت می‌دانند ، چگونه با سیره سیدالشهدا علیه السلام ، پرهیز از جنگ ، درخواست مکرر برای تغییر مسیر از جناب حر ، و کلمات آن حضرت از هنگام #خروج ایشان و در طول مسیر از مدینه تا کربلا ،
توجیه می‌شود؟؟؟

به راستی اگر حضرتش قصد تشکیل حکومت و یا بنای #قیام به معنای مصطلح امروز، را داشتند ، چرا قبل از آنکه والی مدینه بخواهد از حضرت بیعت بگیرد،
هیچ حرکتی از ایشان مشاهده نمی‌شود؟؟

و پس از آن چرا در طول اقامت چند ماهه آن حضرت در مکه، هیچ فعالیت خاصی از آن حضرت ثبت نشده؟؟

یا حسین
ادامه دارد..


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #9
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 19,332
ج: عاشورا

‍ عاشورا (9)


هدف سیدالشهدا علیه السلام از #خروج چه بود؟؟

إنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّی وَ اَبی عَلیَّ بن اَبی طالبٍ.

اولین_خطبه_امام_درکربلا

امام حسین علیه السلام قصد نمودند تا اولین خطبهء خود را در کربلا به قصد ارشاد حر و سپاه همراه او، ایراد نمایند.
امام علیه‌السلام به نزد یاران خود آمدند تا نظر آنان را یافته و فکرشان را جویا شوند.
به آنها فرمودند::

مردم، بندگان دنیا هستند و دین آویزه‌ای است بر زبانشان. تا وقتی که زندگیشان می‌گذرد، به آن چنگ می‌زنند‌ ،
آنگاه که بلا برسد دینداران کاهش می‌یابند.

سپس حمد و ستایش خدا را به جای آوردند و بر پیامبر و آل او درود فرستادند؛ آنگاه فرمودند::

اما بعد، بر ما حالتی رسیده که می‌بینید؛ دنیا دگرگون شده و تغییر یافته است‌‌. نیکی‌هایش کنار زده شده و از آن جز اندکی نمانده است؛
مانند باقی ماندهء آب در ظرف و زندگی بسیار فرومایه‌ای همچون چراگاهی تباه! آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل نهی نمی‌گردد؟ مومن باید که به لقای خداوند راغب باشد. به درستی که من ، مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمکاران را جز ملال و سختی نمی‌بینم.
(مقتل الحسین/امین/۹۰ - تاریخ طبری۳۰۱)

بعد از تمام شدن خطبه، اصحاب امام به دورش گرد آمدند؛

جناب زهیر بن قین عرضه داشت:

سخنت را شنیدم ای پسر رسولخدا؛ خدا تو را هادی باشد؛ به خدا سوگند اگر دنیا جادوانه بود و ما در آن ابدی بودیم و فراق از دنیا در یاری و پشتیبانی تو بود، ما بیرون آمدن با شما را بر اقامت در دنیا ترجیح می‌دادیم.
(همان)

جناب بُرَیر بن خضیر اینچنین فرمود:

به خدا سوگند ای پسر رسولخدا ، خداوند بر ما منت نهاده که در رکاب شما بجنگیم و اعضای ما قطعه قطعه شوند تا جدت زا در روز قیامت ما را شفاعت نماید.
(همان)

جناب نافع بن هلال برخاسته و عرضه داشت:

سلام و سرافراز با ما حرکت کن، خواه به شرق باشی و خواه به غرب؛ به خدا سوگند که دل ما نگران سرنوشت الاهی نیست و لقای خدایمان را اکراه نداریم. به تحقیق که برنیت‌ها و بصیرت‌های خویش هستیم؛ هر که تو را یاری کند، کمکش می‌کنیم و هر که تو را دشمن باشد، دشمن‌اش می‌شویم.
(ثورة الحسين/محمدمهدي‌شمس‌الدین/۱۹۳)

امام برای آنها دعای خیر نمودن؛ سپس به اهل بیت و برادران و عموزادگان نگریستند و فرمودند::

خدایا ما عترت پیامبرت محمد هستیم ؛ ما طرد شده‌ایم ؛ به زحمت افتادیم و از حرم جدّمان اخراج شدیم؛ بنی‌امیه بر ما تعدی کردند. خدایا حق ما را بگیر و بر قوم ستمکار پیروزیمان گردان.
(مقتل الحسین/امین/۹۲)

پ.ن ::

سیدالشهداء علیه‌السلام در هنگام خروج از مدینه در مورد علت راهی کردن زنان و فرزندان خویش فرمودند::

اینان ودایع و امانت رسول خدا صلی الله علیه و آله و من ایمن نیستم که آنها را در مدینه به حال خود رها کنم.

آیا راهی شدن آن حضرت با خانواده و عیال خویش، و تصریح آن حضرت بر طرد شدن ،
نشاندهنده این مطلب نیست که #خروج آن امام غریب ،
به جهت ترک بیعت و
حفظ و دفاع از خود و نوامیس خود و حفظ حرمت حرم امن
الهی بوده است؟؟

امام بیش از تمام کسانی که به پیمان شکنی کوفیان به ایشان هشدار دادند، از این مطلب آگاهند،
اما حرکت آن حضرت به سمت کوفه با علم به این قضیه
و با علم به شهادت ،
تنها به جهت عمل به وظیفه امامت بوده است و
عدم بی‌اعتنایی به درخواست مردم در روی آوردن به سمت ایشان و اتمام حجت ....

يا عَليّ ، إنَّما أنتَ بِمَنزلة الكَعبَة تؤتي و لا تأتي ؛ فإن أتاكَ هؤلاء القَومُ فَسلِّموا لكَ هذا الأمر فاقبَله مِنهم و إن لَم يأتوكَ فَلا تَأتِهِم .

علی جان , مَثَل تو مَثَل کعبه است که مردم به طرف آن می آیند و کعبه به سوی کسی حرکت نمی‌کند ؛
اگر این مردم از سر تسلیم نزد تو آمده و پذیرای امامت تو شوند؛ از ایشان بپذیر و اگر چنین نکردند ،
نیازی به حرکت تو به سوی ایشان نیست.
بحار ۷۸/۴۰
http://lib.eshia.ir/71860/40/78

با توجه به تمام قرائن و مستندات ، به هیچ عنوان، اطلاق قیام و بیان انگیزه تشکیل_حکومت
بر خروج حضرت منطبق نمی‌باشد.


یا حسین
ادامه دارد..


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #10
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 19,332
ج: عاشورا

عاشورا (۱۰)


هدف سیدالشهدا علیه السلام از خروج چه بود؟؟

إنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّی وَ اَبی عَلیَّ بن اَبی طالبٍ.


.. وقتی امام حسین علیه السلام و سواران ایثارگر ایشان مستقر شدند، حر بن یزید تمیمی ، به ابن زیاد نامه‌ای نوشت و به او خبر داد که امام در زمینهای کربلا پیاده شده است.

وقتی نامه حر به ابن‌زیاد رسید، او نامه‌ای به این مضمون برای حضرت نوشت:

اما بعد خبر نزول تو را در کربلا به من رسید. امیرالمومنین #یزید بن معاویه برایم نامه نوشته که سر بر بالین نرم نگذارم و چیزی نخورم مگر اینکه تو را به سوی خدای خبیر برسانم، یا اینکه به حکم من و حکم یزید برگردی.
والسّلام

نامه که به امام علیه‌السلام رسید و آن را خواندند ، آن را پرتاب نموده و فرمودند:

قومی که رضایت مخلوق را به بهای خشم خالق خریدند، رستگار نگردند.....
(مقتل الحسین/مقرم/۲۳۶)

ابن زیاد ، مردان و لشکریان را برای جنگ جمع کرد و به دنبال عمر سعد فرستاد ، و او را با طمع حکومت ری، با ۰۰۰'۴ سرباز راهی کربلا نمود و
در روز سوم محرم او با لشکریانش به کربلا رسید.
(تاریخ طبری ۳۰۹/۴)

عمر بن سعد از یکی از سپاهیانش به نام عَزرة بن قَيس أحمَسي خواست تا به سوی امام حسین علیه السلام رفته از او علت آمدن را بپرسد.
اما او خجالت کشید زیرا از کسانی بود که برای امام نامه فرستاده بود تا بدانجا بیاید ،
آنگاه از دیگر بزرگان درخواست کرد که به نزد امام روند ، اما آنها هم امتناع ورزیدند، زیرا آنها نیز برای امام نامه نوشته بودند!!

سپس به قُرَّة بن قيْس حَنظَلي رو کرد و گفت:
وای بر تو، حسین را بیاب و بپرس چرا آمده و چه می‌خواهد؟

او به نزد امام آمد و سلام کرد و نامهء عمر بن سعد را داد. امام فرمودند:

افراد سرزمین شما به من نوشتند که به سویشان بروم، اما اگر از من آورده دارند، من از آنها منصرف می‌شوم.

حبیب بن مظاهر به قرة بن قيس گفت:

وای بر تو، چطور به سوی ظالمان باز می‌گردی؟! این مرد را یاری کن که خداوند به پدران او ما را کرامت داد.

قرة به او گفت:
به سوی اربابم باز می‌گردم ، آنگاه فکر می‌کنم
(همان ۳۱۰)

پس به سوی عمر بن سعد آمد و آنچه را امام حسین علیه السلام فرموده بود، به او گفت؛ عمر بن سعد گفت:
امید دارم که خداوند ما را از جنگ و ستیز با او معاف بدارد.


پ.ن :

صرفنظر از دلیل باطنی خروج سیدالشهدا علیه‌السلام که آن #تمکین_امر_الهی است.
تمام قواعد زمینی ایجاب می‌کرد
که آن حضرت به کوفه بروند
اگر حضرت به کوفه نمی‌رفتند ، همه و آیندگان می‌گفتند که چرا نرفتین؟؟
کوفیان توبه کرده بودند!

آنگاه که خبر شهادت حضرت مسلم علیه‌السلام رسید ، و بی‌وفایی کوفیان مشخص شد،
فرمودند که از آنان منصرف می‌شویم و به سویی دیگر می‌رویم
که نگذاشتند!

▪️به قسمتی ازخطبه حضرت زین العابدین سلام الله علیه در کوفه توجه کنید:::

ايها الناس سوگند می‌دهم شما را به خدا كه آيا می‌دانيد كه نامه‌ها به پدر من نوشتيد و او را فريب داديد(در ظاهر)، و عهد و پيمانها به او نوشتيد و با او بيعت كرديد.
و درآخر كار با او كارزار كرديد و دشمن را بر او مسلط گردانيديد، پس لعنت بر شما باد بر آنچه برای خود به آخرت فرستاديد.

_________________

کجای این مشی سالارشهیدان و عدم تمایل ایشان به جنگ ، و موعظه‌های مکرر سپاه اموی برای عدم شروع جنگ،
نشاندهنده #قیام برای #تشکیل_حکومت است؟؟؟؟


یا حسین
ادامه دارد..


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #11
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 19,332
ج: عاشورا

عاشورا (۱۱)


هدف سیدالشهدا علیه السلام از خروج چه بود؟

إنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّی وَ اَبی عَلیَّ بن اَبی طالبٍ.


.. عمر بن سعد ، نامه‌ای برای ابن زیاد نوشت که در آن آمده است::

بسم الله الرحمن الرحیم؛ اما بعد، وقتی به حسین رسیدم، فرستاده‌ام را گسیل نمودم تا بپرسد که چرا آمده و چه می‌خواهد؟ او گفت: اهل این سرزمین به من نوشتند و نامه‌ها فرستادند که به سویشان بیایم، من نیز چنین کردم. اگر نخواهند و از آنچه در نامه‌هایشان بوده بازگردند، من نیز از آنها منصرف خواهم شد.

وقتی نامه را برای ابن‌زیاد خواندند او بیتی را خواند به این معنا::

اینک که چنگال ما او را گرفته است، آرزوی نجات می‌کند که دیگر وقت گذشته است.
(تاریخ طبری ۳۱۱/۴)

در پاسخ عمر بن سعد، ابن زیاد نامه‌ای به این مضمون نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم؛ اما بعد، نامه‌ات رسید ؛ آنچه گفته بودی، فهمیدم. پس جلوگیر حسین شو تا خود و اصحابش با یزید بیعت کنند.
اگر#پذیرفت، آنوقت نظر خود را می‌گوییم. والسلام
(همان)


....ابن زیاد به مردم خشونت زیاد روا می‌داشت و بر اساس گمان و تهمت آنها را می‌کشت. به این دلیل مردم از او می‌ترسیدند و مطیع و فرمانبردار بودند؛ او مردم را در مسجد جامع کوفه جمع کرد تا با پول آنها را بفریبد.
سپس برای القای خطبه برخاست و گفت:

ای مردم! شما آل ابوسفیان را آزمودید و آنها را به گونه‌ای یافتید که دوست می‌داشتید. این امیرالمومنین #یزید است که او را به حُسن رفتار و نیکرویی می‌شناسید. در بین مردم نیکوکار و در جای خود بخشنده است. در زمان او راهها در امن است. در زمان پدرش معاویه نیز اینگونه بود. این فرزندش یزید است که به مردم احترام گذاشته و آنها را از مال بی‌نیاز می‌کند. او بر روزیِ شما، صدها و صدها اضافه کرد و به من دستور داد تا آن را برای شما زیاد کنم و شما را به سوی دشمن‌اش حسین به جنگ ببرم. از او اطاعت کنید و به فرمانش گوش فرادهید.
(مقتل الحسین/مقرم/۲۳۹)

عبیدالله بن زیاد لشکر پشت لشکر و سپاه پشت سپاه، مردان جنگی را به سوی کربلا می‌فرستاد و مردم را به خروج در برابر امام علیه‌السلام وامی‌داشت و صدها و صدها به آنها می‌بخشید.
(ثورة الامام الحسين/هادي الفضلي/١٦)


در خیابانها ، کوچه‌ها و دروازه‌های کوفه ندا دادند ‌که هر کس در کوفه یافت شود و برای جنگ با حسین بیرون نرود، خونش ریخته خواهد شد.
مردی را به نزد ابن زیاد آوردند؛ از او پرسیدند:
اهل کجایی؟
گفت:
مردی از شام هستم ؛ به یکی از اهالی عراق بدهکار بودم ، آمده‌ام ادا کنم.

ابن زیاد گفت:
بکشیدش که در قتل او عبرتی است برای آنها که بیرون نمی‌روند!

او را کشتند!!
(ابصار العین فی انصار الحسین/محمد سماوی/۱۰)

... به همین ترتیب، ابن زیاد سواره و پیاده می‌فرستاد تا به ۰۰۰'۳۰ رسیدند.
(مقتل الحسین/امین/۹۴-۹۵ ؛ مقتل الحسین/مقرم/ ۲۴۱ ؛ تاریخ طبری ۳۱۰/۴)

طبق روایت امام صادق علیه السلام بقیه لشکریان اموی بعد از واقعه کربلا به مدت ۱ سال در حالت آماده باش به سر می‌بردند.
(مقتل الحسین/کاشف الغاء ۱۴)

#نامه_ابن‌زیاد_به_عمرسعد

ابن زیاد در ۶ محرم نامه‌ای برای عمر سعد به این مضمون نوشت::

اما بعد ، من کمبودی در پیاده و سوارهء تو باقی نگذاشتم. نگاه کن که من صبح و شام نمی‌کنم مگر اینکه همان صبح و شام اخبار تو به من برسد.
(همان)

پ.ن::

شرح علامه مجلسی را بخوانید:

فخر شیعه، علامه مجلسی درباره علت خروج سیدالشهدا علیه السلام شرحی دارد که بخش‌هایی از آن اینچنین است:

..ظاهر قضیه این گونه است که حتی اگر سیدالشهدا علیه السلام بیعت آنها را می‌پذیرفت باز هم به هر بهانه‌ای حضرت را می‌کشتند،
و عرض بیعت بدان جهت بود که می‌دانستند آن حضرت آن را نمی‌پذیرند.
آیا مروان قبل از عرض بیعت بر حضرت به والی مدینه نگفت که او را به قتل برسان؟؟!
و آیا عبیدالله نگفت او تسلیم ما شود تا هر نظری دربارهء او داشتیم اجرا کنیم؟؟!
آیا نمی‌بینی که چگونه به مسلم بن عقیل امان دادند سپس او را به شهادت رساندند؟؟!
(بحار ج۴۵ص۹۸)

اگر بنای این جماعت پلید، تنها اخذ بیعت بود ، دیگر کشتن حضرت علی‌اصغر ، نعل تازه به اسبها زدن ، آتش زدن خیام و ....
بی‌معنا بود؟

این جماعت رجاله به دنبال فرصتی بودند تا هرگونه آثار اهل بیت علیهم السلام را محو و نابود کنند.

امام حسین علیه السلام با علم به این موضوع و علم به شهادت خود ، و علم به پیمان شکنی کوفیان،
به جهت اتمام حجت با مردمان و انجام وظیفه امامت ، امتحان خلایق و
حفظ جان مبارک خود و خانواده خود ، خائفاً مکه و مدینه را ترک فرمودند.

یا حسین
ادامه دارد..


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #12
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 19,332
ج: عاشورا



اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

لَبيْكَ يٰا عَليْ
یا علی
یا حسین



http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=157632



__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #13
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 19,332
ج: عاشورا

عاشورا (۱۲)
عطش

هدف سیدالشهدا علیه السلام از #خروج چه بود؟؟

إنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّی وَ اَبی عَلیَّ بن اَبی طالبٍ.


...عبیدالله نامه به نامه و فرستاده در پی فرستاده برای عمر بن سعد می‌فرستاد و او را برای جنگ با امام حسین علیه السلام تحریک می‌کرد؛ از جمله برای او نوشت:

اما بعد، بین حسین و یارانش را از آب بازدار تا قطره‌ای آب نتوانند آشامید، همانطور که با آن مرد پاک مظلوم و وارسته، عثمان بن عفان کردند!!!!
(مقتل ابن‌ابی‌مخنف/۶۳- مقتل الحسین/مقرم۲۷۵)

چون نامه به دست عمر بن سعد رسید، به عمرو بن حجاج با همراهی ۵۰۰ سواره دستور داد تا بر کنار آب فرود آیند و بین حسین و اصحابش با آب مانع ایجاد کنند و این واقعه روز هفتم محرم بود‌.

...زمانی که وضعیت مشکل شد، امام حسین علیه السلام عمر بن قرضهء انصاری را به سوی عمر بن سعد فرستاد تا از او ملاقات بخواهد و به او بگوید که وی می‌خواهد او را در فاصلهء بین دو لشکر ملاقات کند. امام علیه‌السلام و عمر بن سعد بین دو لشکر به صحبت نشستند.
(کامل ابن اثیر۲۸۳/۳)

امام حسین علیه السلام به او فرمودند:

وای بر تو ای پسر سعد، آیا تقوای خدایی را که به سوی او بازمی‌گردی ، پیشه نمی‌سازی؟ آیا با من می‌جنگی حال آنکه می‌دانی من پسر چه کسی هستم؟ این گروه را رها کن و به من ملحق شو که به خدا قسم این برای تو بهتر است.

عمر بن سعد گفت:
می‌ترسم خانه‌ام ویران شود.

امام حسین علیه السلام فرمود:
من آن را می‌سازم.

عمر بن سعد گفت:
می‌ترسم که مالم گرفته شود.

امام علیه‌السلام پاسخ داد:
بهتر از آن را، از اموال حجاز به تو می‌دهم.

عمر بن سعد گفت:
من عیال دارم و برای آنها می‌ترسم.

امام حسین علیه السلام ساکت شدند و او را جواب ندادند.
آنگاه امام از او منصرف شدند در حالیکه می‌فرمودند:

ترا چه شده؟ خداوند در بستر خواب سرت را قطع کند و در رستاخیز تو را نیامرزد. امیدوارم از گندم عراق چندان نخوری.

عمر به استهزاء گفت:

اگر از گندم عراق بهره‌مند نشوم، جوهایش مرا بس است.
(تاریخ طبری۳۱۵/۴- کامل ابن‌اثیر۲۸۳/۳- مقتل الحسین/امین ۱۰۰)

نامه_ابن‌زیاد_به_عمرسعد

ابن زیاد ملعون خبیث، نامه تندی خطاب به عمر سعد نوشت و آن را به شمر لع داد تا به او برساند؛
در آن آمده بود::

من تو را به سوی حسین نفرستادم تا از او دست بکشی و به او مهلت دهی‌‌...بنگر ، اگر حسین و یارانش به فرمان من درآمدند و تسلیم شدند ، آنها را دستگیر کن و به نزد من بفرست. اگر امتناع ورزیدند، به سوی آنها برو تا آنها را به قتل برسانی و سپس مُثله کنی که بدان سزاوارند! هر گاه حسین کشته شد، اسبان را بر سینه و پشتش بدوان که او تیره‌بخت، ظالم و فرومایه است.
من می‌دانم که بعد از مرگ این کارها به او ضرری نمی‌رساند، اما این قولی است که من داده‌ام که بعد از مرگش با او چنین کنم!!! اگر به فرمان ما عمل کنی، به تو پاداش شنوندهء مطیع را خواهم داد و هر گاه اطاعت نکنی، از مسئولیت لشکر کناره‌گیری کن و لشکر را به شمر بن ذی‌الجوشن بسپار که ما دستورات را به او داده‌ایم.
والسلام.

....پس از این واقعه بود که شمر ملعون، امان نامه برای فرزندان حضرت ام‌البنین سلام الله علیها آورد...
(تاریخ طبری ج۴ ص۳۱۶،۳۱۷)

در پی این واقعه و شدت کنترل بر آب ،
سپاهیان امام مانند جناب بریر با لشکر اموی سخن گفتند و آنان را نسبت به بستن آب بر پسر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بیم دادند.
و پاسخی چنین دریافت کردند:

ای بریر، زیاد حرف زدی، ساکت شو؛ به خدا سوگند که حسین تشنه خواهد ماند.....
(مقتل الحسین/امین۹۸)

و حتی امام علیه‌السلام ، وقتی حد عناد و اصرار بر گناه آنان را مشاهده فرمودند، به ارشاد سپاه اموی برخاستند و در حالیکه به شمشیر خود تکیه زده بودند به معرفی خود پرداختند
و انتساب خود را به رسول خدا ، زهرای اطهر ، امیرالمومنین ، خدیجه کبری ، حضرت حمزه ، حضرت جعفر طیار علیهم‌السلام و ...را یادآور شدند و ایشان نیز پاسخی جز این دریافت
ننمودند::

همهء اینها را می‌دانیم ولی تو را رها نمی‌کنیم تا از تشنگی هلاک گردی!
(المجالس الفاخرة/شرف الدین۹۹ - مقتل الحسین/امین۹۹)

پ‌.ن :

به راستی چگونه است که عده‌ای با چنین روایات و آثار موجود، حرکت و مخالفت آن حضرت را با #یزید و عدم بیعت با او را ، #انقلاب علیه دستگاه حکومت دانسته‌اند؟؟!

آن امام غریب، هرگز آغاز‌گر مبارزه و جنگ نبود و عبارت صحیح درباره #خروج آن حضرت،
#دفاع است.
نه #انقلاب و #شورش و #قیام و #جنگ و #مبارزه
یا حسین
ادامه دارد..

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 6 روز پيش   #14
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 19,332
ج: عاشورا

عاشورا (۱۳)

هدف سیدالشهدا از خروج چه بود؟

عزم_لشکراموی_برای_کشتن_امام


.بعد از رسیدن نامهء تند ابن‌زیاد توسط شمر بن ذی‌الجوشن که در آن به عزل و کناره‌گیری او از سپاه اشاره شده بود،
عمر بن سعد احساس کرد که اوضاع به نفع او نیست و به هراس افتاد که فرصت از دست برود و فرماندهی لشکر از او گرفته شود و از حکومت ری برکنار گردد؛ لذا می‌بینیم که با شدت فراوان،
به قتل امام کمر بست.

عصر روز نهم محرم، در حالیکه امام بعد از نماز عصر در مقابل خیمه نشسته
و تکیه بر شمشیر زده و سر مبارک‌شان را بین دو زانو گذاشته بودند ، عمر بن سعد فریاد زد::

ای سواران خدا سوار شوید! به بهشت مژده به آن باد.

مردان با او سوار شدند و رو به خیمه‌های امام حسین سرازیر گشتند.
(المجالس الفاخرة/ شرف‌الدین۹۹ - مقتل الحسین/امین ۹۹)

در حالی که امام حسین علیه السلام سر را بر زانوان گذاشته بودند ؛ زینب کبری سلام الله علیها به برادر نزدیک شده و فرمودند::

آیا صدا را نمی‌شنوید که نزدیک می‌سود؟

امام به ایشان توجه نموده و فرمودند:

پیامبر را در خواب دیدم، به من فرمود: تو به سوی ما می‌آیی....
(همان ص۳۱۸)

...قمر بنی‌هاشم علیه‌السلام ، جناب زهیر و جناب حبیب بن مظاهر با لشکر اموی صحبت می‌کنند و علت آمدن سپاه را می‌‌پرسند، آنان پاسخ می‌دهند:

امیر به ما دستور داده که راه بر شما ببندیم، یا به فرمان او درآیید یا شما را به فرمان او در خواهیم آورد و با شما خواهیم جنگید.

وقتی حضرت عباس علیه السلام خبرها را برای امام آورد، به او فرمودند:

برادرم به سوی آنها بازگرد؛ اگر می‌توانی امشب را از آنها فرصت بگیر و جنگ را به فردا بینداز، تا ما امشب نماز بخوانیم و پروردگارمان را ندا کنیم و استغفار نماییم. او می‌داند که من، نماز برای او و تلاوت کتابش و کثرت دعا و استغفار را دوست می‌داشته‌ام.

....امویان درخواست امام علیه السلام را می‌پذیرند....
(مقتل الحسین/امین۱۰۴- تاریخ طبری ۳۲۰/۴)

در پی این مهلت ، وقتی اصرار جنگ‌ بر همگان مشخص شد،
امام حسین علیه السلام اصحاب خود را می‌آزمایند و خطبه‌ای بیان می‌فرمایند و بیعت خود را از اصحاب برمی‌دارند و امر می‌کنند هر کدام از شما، دست یک نفر از خانواده مرا بگیرد و فرار کند....
(تاریخ طبری ۳۲۱/۴-مقتل الحسین ۱۰۵)

پس از این خطبه، اهل بیت علیهم السلام و اصحاب هر کدام در مقام دفاع از امام خود کلماتی بیان داشتند؛

پس از سربلندی اصحاب، امام اینگونه در مورد یاران خویش گواهی دادند::

خواهرم، به خدا سوگند آنها را آزمودم و در ایشان جز شجاع نیافتم؛ با مرگ در راه من آنقدر مأیوسند که طفل به شیر مادرش.
(همان۹۳)

امام حسین علیه السلام و یاران، شب را به مناجات گذراندند. آن شب، شب دهم محرم بود....آنان با تمام وجود در حالات رکوع و سجود، قیام و قعود، تلاوت قرآن و استغفار، به خدای روی آوردند.
زمزمه‌ای چون همهمهء زنبوران.
(تاریخ طبری ۳۴۴/۴- مقتل الحسین/امین ۱۰۶)
آنچنان که یکی از سپاهیان اموی با مشاهدهء این وضعیت، و این جو آکنده از ایمان و تقوا، هدایت یافت.

به هنگام سحر ، امام علیه‌السلام سر را به زیر انداخته و لختی خوابیدند؛ سپس بیدار شده و فرمودند:

سگانی را دیدم که به شدت می‌خواستند مرا بگزند. در میان آنها سگ پیسی بود که بیشتر حمله می‌کرد‌. فکر می‌کنم آن کس که مامور قتل من است، مردی باشد که مرض پیسی دارد. سپس جدم رسول الله و عده‌ای از اصحابش را دیدم که می‌فرمود: پسرم، تو شهید آل محمدی اهل آسمان به تو بشارت می‌دهند.
(مقتل الحسین/امین ۱۰۷)

....امام به اصحاب دستور دادند تا در پشت خیمه‌ها خندقی بکَنند و هیزم در میان آن بیندازند و آن را صبح هنگام آتش بزنند تا دشمن از ورای خیمه‌ها حمله نکند...

پ.ن :

حضرت از شهادت خود در این سفر آگاه بوده‌اند؛ و امر خاص الهی به ایشان این بود که:
إن الله شاء أن یراك قتیلاً.


امر خاص خدا در باطن و
عدم بی‌تفاوتی نسبت به دعوت کوفیان در #ظاهر ،
سبب حرکت امام علیه‌السلام است.

کسانی که به لغزش ، انگیزه #تشکیل_حکومت را برای حرکت سیدالشهداء بیان می‌دارند؛
این سوال را پاسخ دهند که::



چرا حضرت در مدت اقامت ۵ماهه در مکه ، به تجهیز سپاه نپرداخت و هیچ اقدامی نفرمود؟

چگونه آن حضرت انگیزه خلع #یزید را دارد در حالیکه در طول مسیر بارها شهادت را به عناوین مختلف اعلام داشت و بارها بیعت خود را از همراهان برداشته و با این حال در برخورد با هر فردی از او یاری طلبیدند؟!

جز آنکه در این مسیر ، که انتهایش #تنها شهادت است و وظیفه، دفاع از حجت خدا و تنها نگذاشتن ایشان است،
مردمان محک بخورند و غربال شوند؟؟

جناب زهیر در ضمن احتجاجی به کوفیان فرمود:

خدا ما و شما را با خاندان پیامبر امتحان نموده تا واکنش ما و شما معلوم شود؛ ما شما را به یاری اهل بیت پیامبر دعوت می‌نماییم.
یا حسین
ادامه دارد..

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 4 روز پيش   #15
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 19,332
ج: عاشورا

عاشورا (۱۴)

هدف سیدالشهدا از خروج چه بود؟



#روز_دهم_محرم

سپیده فجر روز دهم محرم برآمد؛ امام با اصحابش نماز صبح را خواندند. سپس حمد خدا بازگفتند و فرمودند:

خداوند متعال اجازه فرمود تا من و شما امروز کشته شویم؛ بر شما باد شکیبایی و نبرد.
(تاریخ طبری ۳۲۷/۲)

امام به یاران و اصحابش نگاهی فرمودند و این سپاه کوچک که به قول #شیخ_مفید در ارشاد و ابن اثیر در کامل ۲۸۶/۳ متشکل از ۳۲ #سواره و ۴۰ #پیاده بودند؛
و به قولی دیگر طبق استناد شیخ محمد سماوی در ابصار العین فی انصار الحسین، تعداد آنها از ۱۱۰ پیاده و سواره بیشتر نبوده است؛
را به سه جبهه تقسیم نمود.

راست به رهبری زهیر ، چپ به سرپرستی حبیب و در قلب سپاه، او و اهل بیت و دیگر یاران ایستادند و پرچم را به دست برادرش عباس علیه‌السلام سپرد.

عمر سعد نیز دستور داد تا لشکرش را که متشکل از ۰۰۰'۳۰ پیاده و سواره بود منظم کنند...

بعد از تنظیم صفوف ، عمر بن سعد با لشکرش به سوی لشکر امام سرازیر شد و شروع کرد به گشتن دور خیمه‌های امام حسین علیه السلام، امام دستور دادند آتش را در خندق بیفروزند،
تا دشمن از پشت هجوم نیاورد و آنها در یک جهت با دشمن بجنگند.

خباثت_درونی_شمر

شَمِر بن ذی الجوشن -که لعنت خدا بر او باد- گفت:

حسین، قبل از رسیدن قیامت، آتش را در دنیا برای خود افروختی!

امام علیه السلام فرمود:

کیست؟ مثل اینکه شمر بن ذی‌الجوشن است.
گفتند:
بله.

فرمود:
ای چوپان‌زاده ، تو بدین نزدیکتری.

مسلم بن عوسجه گفت:

ای پسر پیامبر، فدایت شوم، آیا او را با یک تیر بزنم؟ می‌توانم.
او از بزرگترین ستمکاران است و تیر من هرگز به خطا نمی‌رود.

امام فرمود:

نه؛ من خوش ندارم جنگ را آغاز کنم.
(تاریخ طبری ۳۲۹/۴)

چون امام به لشکر امویان نظر افکند، آنان را چون سیلی دید که به قتل و غارت و چپاول او کمر بسته‌اند.
پس به خدای اجابت‌کنندهء دعا توجه نمودند
و دستان مبارک‌شان را بلند کردند و فرمودند::

خدایا تو در هر سختی مرا پناهی و در هر شدتی امید و در هر مصیبتی تو وسیله و اطمینان منی. چه بسیار کوشش‌ها که دل در آن به ضعف کشیده می‌شود و حیله‌ها به کاهش می‌رود و دوست در آن خوار می‌شود و دشمن در آن سرزنش می‌کند و من آن را به سوی تو نازل کردم و از آن تنها به تو شکایت نمودم و آن را روا شده یافتم. تویی صاحب هر نعمت من و دارندهء هر نیکی و سرانجام هر آرزو.

پ.ن:

تمام کسانی که حضرت را از حرکت به سوی عراق نهی می‌کردند و آینده را جز کشته‌شدن نمی‌دیدند،
با این حال بنا بر آنچه از پیامبر شنیده‌ بودند #وظیفه داشتند به یاری حضرت بروند و ایشان را تنها نگذارند و از ایشان دفاع نمایند؛
https://t.me/borrhan/36185

اینکه مردمان می‌دانستند حضرت در این حرکت به غلبهء ظاهری دست نمی‌یابد و حکومت را به دست نمی‌گیرد،
مجوزی برای ترک نصرت حضرت نیست.

لذا امام حسین علیه السلام به#عبدالله_بن_عمر ، که در هنگام خروج آن حضرت از مکه آمد و امام را به همراهی با گروه باطل دعوت کرد!
فرمودند: .... از خدا پروا کن و از یاری ما دست برمدار.
(اعیان الشیعه۲۱۲/۴)

تمام صحبت‌های حضرت در شب عاشورا و روز عاشورا از نصرت و یاری‌طلبی است؛

هل من ناصر ینصرنی

در تمام این موارد مردم یقین دارند که امام کشته می‌شود، پس این نصرت و یاری یعنی چه؟

این امتحان الهی و تکلیفی است که از جانب خدا برای مردم تعیین شده است که حجت خدا را تنها نگذارند.

و این است جایگاه خاص اصحاب سالار شهیدان علیه‌السلام ، این ۷۲ تن انسان برگزیده تاریخ ،
که با #علم به #کشته شدن به #یاری آن حضرت شتافتند.

هنگامی که موافق و مخالف ، دوست و دشمن سرانجام این سفر را کشته شدن می‌بینند؟
چگونه ممکن است مطلب بر خود حضرت پوشیده باشد؟

توجه به این آگاهی ، در انگیزهء حرکت آن حضرت دخیل است و بطلان باور کسانی است که خروج حضرت را #قیام برای #تشکیل_حکومت می‌دانند.
یا حسین
ادامه دارد..
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آخرين ويرايش عبدالعلی69 ، 2 روز پيش در 05:59AM.
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
عاشورا


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:10PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts