بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > اخبار و سياست

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Saturday 28 March 2020   #151
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,001
روزنوشته ها: 6
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

بعضی چیزها احتمالی بودنشون واضحه و ما برای اونها از کلمه احتمال استفاده می کنیم، مثل احتمال شیر یا خط اومدن یک سکه. چیزهایی که پیش بینی می کنیم برای آینده هم از کلمه احتمال استفاده می کنیم مثل اینکه میگیم احتمالا قیمت سکه پایین میاد.
در سایر موارد ما ظاهراً با قطعیت حرف می زنیم. مثلا من نمیگم الان احتمالا دارم تایپ می کنم، چون یقین دارم که دارم تایپ می کنم، ولی واقعا یقین ذهنی من کافیه که این یقین ۱۰۰ درصدی باشه؟ در فیلم ذهن زیبا دیدین جان نش وقتی دانشجویی ازش سوال میکنه، ابتدا از بغل دستی خودش می‌پرسه که تو هم این دانشجو رو می‌بینی؟ و اگر تایید کردن اونوقت جواب میده.
تمام اونچه می‌بینیم و می اندیشیم و می شنویم و ... در ذهن و در واقع در بافت مغز انجام میشه، اینهم می‌تونه دچار خطا بشه.
حالا ... حداقل جملاتی که بدون قید «احتمالا» می نویسم رو احتمالی حدود ۹۹/۹۹ براش در نظر گرفتم و به این میگم یقین.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 28 March 2020   #152
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,952
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
بعضی چیزها احتمالی بودنشون واضحه و ما برای اونها از کلمه احتمال استفاده می کنیم، مثل احتمال شیر یا خط اومدن یک سکه. چیزهایی که پیش بینی می کنیم برای آینده هم از کلمه احتمال استفاده می کنیم مثل اینکه میگیم احتمالا قیمت سکه پایین میاد.
در سایر موارد ما ظاهراً با قطعیت حرف می زنیم. مثلا من نمیگم الان احتمالا دارم تایپ می کنم، چون یقین دارم که دارم تایپ می کنم، ولی واقعا یقین ذهنی من کافیه که این یقین ۱۰۰ درصدی باشه؟ در فیلم ذهن زیبا دیدین جان نش وقتی دانشجویی ازش سوال میکنه، ابتدا از بغل دستی خودش می‌پرسه که تو هم این دانشجو رو می‌بینی؟ و اگر تایید کردن اونوقت جواب میده.
تمام اونچه می‌بینیم و می اندیشیم و می شنویم و ... در ذهن و در واقع در بافت مغز انجام میشه، اینهم می‌تونه دچار خطا بشه.
حالا ... حداقل جملاتی که بدون قید «احتمالا» می نویسم رو احتمالی حدود ۹۹/۹۹ براش در نظر گرفتم و به این میگم یقین.
فرق بغل دستی خودش با آن دانشجو چی هست؟
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 28 March 2020   #153
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,001
روزنوشته ها: 6
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

دست کم دابل چک میشه. اما تفاوتی هم‌ هست، چون اگر من مدتی طولانی با شما صحبت کرده باشم و وجود شما رو مثلا دیگران هم تایید کرده باشن اطمینانم به واقعیت وجود شما زیادتره و اگر فرد تازه واردی رو ببینم بهتره که از شما بپرسم که وجود اونو تایید کنین. نش وقتی متوجه بیماریش میشد میفهمید که همسرش و افراد دیگه ای هستن که همیشه هستن و واقعی هستن و افراد دیگه ای که در ذهنش پیدا شده بودن واقعی نیستن. شاید مبهم و پیچیده باشه اما اگر مدتی با چنین بیماری سر کرده باشین این موضوع براتون روشن تر میشه. این ۹۹/۹۹ که من درباره خودم میگم، برای نش مثلا ۹۰ درصده، یعنی ۱۰ درصد امکان داره که ذهن قدرتمند این ریاضی دان یک شخصیت خیالی رو ساخته باشه!

اینهم جالبه:

. نش دارای ۲ فرزند پسر است. فرزند اولش که درست هم‌زمان با شروع بیماری پدر به دنیا آمد، ریاضی‌دان است و درست مانند پدر، به بیماری اسکیزوفرنی پارانویید مبتلاست. او نیز سال‌هاست که تحت نظارت و درمان پزشکان قرار دارد

آخرين ويرايش Freedom1 ، Saturday 28 March 2020 در 08:38AM.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 28 March 2020   #154
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,952
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
دست کم دابل چک میشه. اما تفاوتی هم‌ هست، چون اگر من مدتی طولانی با شما صحبت کرده باشم و وجود شما رو مثلا دیگران هم تایید کرده باشن اطمینانم به واقعیت وجود شما زیادتره و اگر فرد تازه واردی رو ببینم بهتره که از شما بپرسم که وجود اونو تایید کنین. نش وقتی متوجه بیماریش میشد میفهمید که همسرش و افراد دیگه ای هستن که همیشه هستن و واقعی هستن و افراد دیگه ای که در ذهنش پیدا شده بودن واقعی نیستن. شاید مبهم و پیچیده باشه اما اگر مدتی با چنین بیماری سر کرده باشین این موضوع براتون روشن تر میشه. این ۹۹/۹۹ که من درباره خودم میگم، برای نش مثلا ۹۰ درصده، یعنی ۱۰ درصد امکان داره که ذهن قدرتمند این ریاضی دان یک شخصیت خیالی رو ساخته باشه!
بله، هم دبل چکش درسته، و هم تفاوتش هم کاملا درسته، و خواهم گفت که چگونه این حرف تایید میکند آنچه بر سر آن بحث میکنیم، ابتدا ملاحظه کنید این پاراگراف عرض من را در آغاز تاپیک ارزیابی پتانسیل بقاء:
نقل قول:
و میدانیم که حصول اطمینان برای افراد، فرایند خاص خود دارد، و هر چند منطق دو ارزشی ارسطوئی، تار و پود ذهن بشر را تشکیل میدهد، اما شالوده ذهن بشر و ساختار اصلی تفکر او بر منطق فازی بنا شده است، و حصول اطمینان یعنی کاربست ضوابط منطق فازی، و همیاری دانسته‌ها و تشابک شواهد و تعاضد قرائن و تجمیع مؤیدات، و لذا بررسی شواهد، کار بسیار خوب و پسندیده‌ای است،
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
اینهم جالبه:

. نش دارای ۲ فرزند پسر است. فرزند اولش که درست هم‌زمان با شروع بیماری پدر به دنیا آمد، ریاضی‌دان است و درست مانند پدر، به بیماری اسکیزوفرنی پارانویید مبتلاست. او نیز سال‌هاست که تحت نظارت و درمان پزشکان قرار دارد
و جالبتر اینه که شما بحث ما که خود شما تصریح کردید افراد نرمال، بردید بر سر افراد پارانوییدی! و میدانید خود او چقدر تلاش کرد تا به حالت نرمال برگردد.

آخرين ويرايش hosyn ، Saturday 28 March 2020 در 09:01AM.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 28 March 2020   #155
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,001
روزنوشته ها: 6
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

آخه ما نرمال ۱۰۰ درصد نداریم، نرمال ۱۰۰ درصد شامپانزه ست. به قول هراری یکی از علتهای مهم اینکه بشر به این تمدن دست پیدا کرد اینه که بشر توانایی تفکر انتزاعی رو داره و قصه ها میسازه و این قصه ها میتونن جوامع رو قانع کنن که همراه با هم کار کنن، مثل قصه پول، ملیت، کشور و ... خب این توانایی ناشی از خیال پردازیه، یعنی تصور چیزی که نیست، و گاهی قانع کردن دیگران به پذیرش اون باعث میشه اون واقعا موجود بشه مثل همون پول.
به هر میزان که قدرت خیال پردازی داشته باشیم ریسک این هست که پارانویید باشیم! بین این نبوغ و جنون مرزی وجود نداره واقعا. البته هر پارانوییدی لزوما نابغه نیست ولی احتمالا هر نابغه ای تا حدودی پارانویید باشه حتی اگر اینو بروز نده اما در اندیشه پنهان خودش افکار پارانوئیدی داره.


من بعد از یک هفته این گفتگو رو ویرایش میکنم تا یک ویدئوی جالب اضافه کنم بدون اینکه پر سیمرغ آتش زده بشه. واقعیتش اینه که من اینجور مطالب رو دنبال نمی‌کردم و وارد چنین بحث هایی هم نمی‌شدم یعنی اگر خارج از گرفتاری زندگی فرصتی برای مطالعه پیدا کنم معمولا موضوعات دیگه ای رو دنبال میکنم نه فلسفه علم. ولی این بحثی که اتفاقی شنیدم تا حدود زیادی موضوعات مطرح شده در این سرنگار رو پوشش میده، اگر کسی علاقه داشت پیشنهاد میکنم برای تمرکز بیشتر فقط صدای این مصاحبه رو گوش کنه چون دیدن تصویر احتمالا درک موضوعات رو سخت تر می‌کنه:


https://www.aparat.com/v/BpU0Y/

آخرين ويرايش Freedom1 ، Friday 10 April 2020 در 10:51PM.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #156
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,952
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

بعد از مدتها که سر نزده بودم، الآن این ویرایش شما را دیدیم، ویدئوی جالبی است، ولی خوب قدیمی است، هر دو نفر پس از حدود ۹۰ سال، در گذشتند، مگی هنوز یک سال نشده، و جمله جالبی از او در ویکی نقل کردند:

برایان مگی ندانم‌گرا بود. او در گفت‌وگویی در اوایل دهه ۱۹۹۰ (میلادی) با رامین جهانبگلو گفته بود: «من یک ایده‌آلیست اشراقی هستم، ولی فرد مذهبی نیستم و به خدا و جاودانگی روح اعتقاد ندارم، اما الان که ۷۰ سال سن دارم، آرزو می‌کنم که ای کاش در من اعتقاد مذهبی وجود داشت. این چیزی است که دلم می‌خواهد.»

فرصت کردم این جمله او را در تاپیک ارزیابی پتانسیل بقاء، اضافه خواهم کرد.

آخرين ويرايش hosyn ، 4 هفته پيش در 03:34PM.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي 4 هفته پيش   #157
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,001
روزنوشته ها: 6
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

جنبه آرامش بخش اعتقادات مذهبی رو نمیشه نادیده گرفت، آرامش شاید غایی ترین آرزوی انسان باشه.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از Freedom1 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي 4 هفته پيش   #158
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 21,394
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
جنبه آرامش بخش اعتقادات مذهبی رو نمیشه نادیده گرفت، آرامش شاید غایی ترین آرزوی انسان باشه.
الا بذکر الله تطمئن القلوب
اگاه باشید فقط با یاد خدا دل آروم میشه
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #159
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,001
روزنوشته ها: 6
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

اینکه گفتم آرامش «شاید» هدف نهایی انسان باشه، به این خاطر بود که از ظاهر زندگی انسان اینجور برداشت میشه، و من فکر میکنم منظور مگی هم همین بوده که از چنین آرامشی محروم بوده. مثل اینکه انسان آرزو کنه کاش من گاوی بودم که می چرید و رنج دانستن نداشت، رنج دانستن بسیار سنگینه و عجیب نیست که افرادی از شدت این رنج به هر چیزی پناه ببرن.
کلمه «فقط» رو شما در ترجمه فارسی به آیه اضافه کردین و از متن عربی اینجور برداشت نمیشه، «فقط» ترجمه ی «ب» نیست.
مواد مخدر هم آرامش میاره و همچنین الکل، و حتی یک افسانه که افراد با اون خوشحال میشن و گاهی اون رو باور میکنن، یک قطعه شعر، تماشای دشت و صحرا، یوگا و ... برای بسیاری از انسانها، آرامش هدف نهاییه، اما نه لزوما برای همه.

آیا آرامش واقعا هدف نهایی انسانه؟ در این صورت باید گفت که اگر مغز انسان فرگشت پیدا نمی‌کرد و موجودی بود مثل شامپانزه و از رنج دانستن بی بهره بود، آرامش بسیار بیشتری داشت.

آخرين ويرايش Freedom1 ، 4 هفته پيش در 07:10AM.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 3 هفته پيش   #160
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,952
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
اینکه گفتم آرامش «شاید» هدف نهایی انسان باشه، به این خاطر بود که از ظاهر زندگی انسان اینجور برداشت میشه، و من فکر میکنم منظور مگی هم همین بوده که از چنین آرامشی محروم بوده. مثل اینکه انسان آرزو کنه کاش من گاوی بودم که می چرید و رنج دانستن نداشت، رنج دانستن بسیار سنگینه و عجیب نیست که افرادی از شدت این رنج به هر چیزی پناه ببرن.
کلمه «فقط» رو شما در ترجمه فارسی به آیه اضافه کردین و از متن عربی اینجور برداشت نمیشه، «فقط» ترجمه ی «ب» نیست.
مواد مخدر هم آرامش میاره و همچنین الکل، و حتی یک افسانه که افراد با اون خوشحال میشن و گاهی اون رو باور میکنن، یک قطعه شعر، تماشای دشت و صحرا، یوگا و ... برای بسیاری از انسانها، آرامش هدف نهاییه، اما نه لزوما برای همه.

آیا آرامش واقعا هدف نهایی انسانه؟ در این صورت باید گفت که اگر مغز انسان فرگشت پیدا نمی‌کرد و موجودی بود مثل شامپانزه و از رنج دانستن بی بهره بود، آرامش بسیار بیشتری داشت.
گمان نمیکنم مگی میخواهد بگوید کاش گاو بودم! صریحا میگوید: «من یک ایده‌آلیست اشراقی هستم»، و این در فضای فلسفه کلمه بزرگی است، لذا در جواب سؤال که میپرسد (اینجا): «با این حال شما به امر قدسی اعتقاد دارید؟» جواب میدهد: «بله، من به امر قدسی اعتقاد دارم و تصور می‌کنم که وقتی به یک موسیقی زیبا گوش می‌کنم، یا یک فیلم فوق‌العاده را می‌بینم با چیزی در ارتباطم که هرگز نمی‌توانم آن را در کلمات بگنجانم. چیزی که بیرون از گنجایش این دنیا و غیرتجربی است.» چنین کسی که میگوید با چیزی در ارتباطم، آیا آرزو میکند کاش گاو بودم؟

کلمه «فقط» از باء نیامده است، بلکه از نظر ادبی، از تقدیم ما حقه التاخیر آمده است، یعنی فرق است بین: الا تطمئن القلوب بذکر الله، و الا بذکر الله تطمئن القلوب، اولی طبیعت نحوی کلام است و دومی کلامی که قصد حصر به آن شده است، مثل فرق نعبدک با ایاک نعبد.

مواد مخدر، آرامش تخدیری میاورد، مربوط به بدن است، اما حل مسائل علمی، آرامش عقلی میآورد، دانشمندی که مثلا سی سال در پی جواب یک معمای علمی بوده، وقتی به جواب قانع کننده میرسد، به آرامش عقلی میرسد که با مخدرات فرق دارد.

آرامش از آثار وصول به کمال است، آرامش بدون رسیدن به کمال، ادای آرامش درآوردن است، و فرگشت مغز، علی المبنی، بستری برای عقل فراهم کرده تا به کمال عقلی برسد، و کمال عقلی لازمه‌اش آرامش است.
.

آخرين ويرايش hosyn ، 3 هفته پيش در 04:58PM.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي 3 هفته پيش   #161
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,001
روزنوشته ها: 6
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

قصد تاکید بوده و اگر قصد حصر بود مثلا می‌گفت ما تطمئن القلوب الا بذکر الله. اینکه گاو رو مثال زدم برای تحقیر نبود و به نظر من کسی که چنین آرزویی بکنه مقام بالایی داره و گفته شده که عمر یا ابوبکر چنین چیزی گفتن که ای کاش گوسفندی بودم ... و من این رو میذارم به حساب درک بالای این افراد از رنج انسان بودن.
درسته من نمیتونم بگم منظور مگی دقیقا همین بوده اما وقتی به مذهب یا مکتب می رسیم انصافا کار رو برای بشر راحت کردن، مکتب از هر نوعش کار اندیشیدن و رنج بردن رو راحت کرده و به جای انسان اندیشیده و انسان فقط باید اون رو بپذیره و به آرامش برسه.
اینکه گفتین فرق هست بین آرامش مواد مخدر و آرامش حاصل از یک کارکرد ذهنی، من فکر نمیکنم در نتیجه اونها فرق زیادی باشه، هر دو در اثر ترشح هورمون هایی در مغز به دست میاد و هر دو یک حس به انسان میده و حتی ممکنه با مواد مخدر این حس قوی تر باشه. من عوارض مواد مخدر رو رد نمیکنم و متوجه ایراد عمیق چنین کاری هستم اما اگر آرامش، غایت آرزوی انسان باشه هر دوی اینها به همون میرسن.
طبیعیه که انسان خسته و رنج دیده گاهی چنین آرزویی هم داشته باشه، اما آرامش فقط بخشی از مردم رو قانع می‌کنه و بخش دیگه ای از مردم آرامش دایمی نمیخوان و ازش خسته میشن و دنبال ماجراجویی تازه میرن.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 3 هفته پيش   #162
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,952
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
قصد تاکید بوده و اگر قصد حصر بود مثلا می‌گفت ما تطمئن القلوب الا بذکر الله. اینکه گاو رو مثال زدم برای تحقیر نبود و به نظر من کسی که چنین آرزویی بکنه مقام بالایی داره و گفته شده که عمر یا ابوبکر چنین چیزی گفتن که ای کاش گوسفندی بودم ... و من این رو میذارم به حساب درک بالای این افراد از رنج انسان بودن.
درسته من نمیتونم بگم منظور مگی دقیقا همین بوده اما وقتی به مذهب یا مکتب می رسیم انصافا کار رو برای بشر راحت کردن، مکتب از هر نوعش کار اندیشیدن و رنج بردن رو راحت کرده و به جای انسان اندیشیده و انسان فقط باید اون رو بپذیره و به آرامش برسه.
اینکه گفتین فرق هست بین آرامش مواد مخدر و آرامش حاصل از یک کارکرد ذهنی، من فکر نمیکنم در نتیجه اونها فرق زیادی باشه، هر دو در اثر ترشح هورمون هایی در مغز به دست میاد و هر دو یک حس به انسان میده و حتی ممکنه با مواد مخدر این حس قوی تر باشه. من عوارض مواد مخدر رو رد نمیکنم و متوجه ایراد عمیق چنین کاری هستم اما اگر آرامش، غایت آرزوی انسان باشه هر دوی اینها به همون میرسن.
طبیعیه که انسان خسته و رنج دیده گاهی چنین آرزویی هم داشته باشه، اما آرامش فقط بخشی از مردم رو قانع می‌کنه و بخش دیگه ای از مردم آرامش دایمی نمیخوان و ازش خسته میشن و دنبال ماجراجویی تازه میرن.
نقل قول:
قصد تاکید بوده و اگر قصد حصر بود مثلا می‌گفت ما تطمئن القلوب الا بذکر الله.
منافاتی ندارد، چون یکی از آثار حصر، تاکید هم هست، و در کتب ادبی برای حصر، طرقی گفتند، و مثال شما یکی از آنهاست، بلی نفی واثبات صریح در حصر است، و از دو مهره زبانی استفاده میکند، با واژه انما و یا فقط در فارسی، از یک مهره زبانی برای حصر استفاده میشود، و تقدیم ما حقه التاخیر از نظم گرامری زبان برای افاده حصر استفاده میشود، و این در همه زبانها هست، تقدیم خلاف گرامر هر عنصر کلامی، اقتضای نوعی تاکید گوینده بر آن عنصر دارد، که یکی از اغراض شایع آن، افاده حصر است.

نقل قول:
اینکه گاو رو مثال زدم برای تحقیر نبود و به نظر من کسی که چنین آرزویی بکنه مقام بالایی داره و گفته شده که عمر یا ابوبکر چنین چیزی گفتن که ای کاش گوسفندی بودم ... و من این رو میذارم به حساب درک بالای این افراد از رنج انسان بودن.
انسان بودن رنج ندارد، این توهین به وجود عقل در انسان است، آیا شده است که وقتی کسی به یک تابلوی نقاشی بسیار دقیق و حرفه‌ای و زیبا خیره میشود و بهت‌زده میشود، بگوید: ای کاش گاو یا گوسفند بودم آن وقتی که مواجه با چنین تابلویی شدم؟! انسان عاقل وقتی به جهان نگاه میکند، هر چند حیرت میکند، اما هرگز نمیگوید ای کاش گاو بودم آنگاه که با این جهان حیرت‌آور مواجه میشدم، بزرگان ریاضی و فیزیک در وقت بحرانهای علمی چنین کلماتی گفتند که ای کاش با ریاضیات و فیزیک آشنا نشده بودم اما یاد ندارم گفته باشند که ای کاش مثلا گاو بودم، و آنچه ار ابوبکر و عمر نقل کردید ربطی به عقلانیت ندارد بلکه مربوط به گرفتاری حساب و کتاب اخروی است که تصریح کرد: «لیس علیك حساب ولا عذاب» گفت خوشا به حالت که نه حساب رسی داری و نه عذاب.

نقل قول:
درسته من نمیتونم بگم منظور مگی دقیقا همین بوده اما وقتی به مذهب یا مکتب می رسیم انصافا کار رو برای بشر راحت کردن، مکتب از هر نوعش کار اندیشیدن و رنج بردن رو راحت کرده و به جای انسان اندیشیده و انسان فقط باید اون رو بپذیره و به آرامش برسه.
این همه رساله عملیه است که میگویند تقلید مجتهد بکن و راحت و آرام باش، اما همگی اتفاق دارند که اگر در اعتقادت تقلید کنی مسلمان نیستی، میتوانید به هر رساله مراجعه کردید در ابتدای آن این را بیابید.

نقل قول:
اینکه گفتین فرق هست بین آرامش مواد مخدر و آرامش حاصل از یک کارکرد ذهنی، من فکر نمیکنم در نتیجه اونها فرق زیادی باشه، هر دو در اثر ترشح هورمون هایی در مغز به دست میاد و هر دو یک حس به انسان میده و حتی ممکنه با مواد مخدر این حس قوی تر باشه. من عوارض مواد مخدر رو رد نمیکنم و متوجه ایراد عمیق چنین کاری هستم اما اگر آرامش، غایت آرزوی انسان باشه هر دوی اینها به همون میرسن.
جز اظهار تعجب از این گفته شما چه میتوانم بکنم؟! در بحث قبلی ما بیش از دو هزار سال بشر در پی تربیع دایره بود و ریاضیدانان آرامش نداشتند تا بفهمند خلاصه عدد پی گنگ است یا خیر؟ آیا تربیع دایره ممکن است یا محال است؟ وقتی در سال ۱۷۶۱ لامبرت ثابت کرد که عدد پی گنگ است تمام جهان علم و ریاضیات، نفس راحت کشیدند و آرام گرفتند، آیا ممکن بود که به جای اقامه برهان دقیق، به ریاضیدانان یک هورمون تزریق کنند تا آرام بگیرند؟ الآن جهان پزشکی قرار و آرام ندارد تا بفهمد ویروس کرونا چه مدلی دارد؟ آیا میپذیرند از من و شما که بگوییم مشکل شما در تزریق هورمون آرامش است؟ تاثیرگزاری هورمونها در محدوده متابولیسم است، و حتی نمیتوانند تاثیر مستقیم در حوزه ژنتیک انسان داشته باشند، چه برسد به آرام‌بخشی برای معماهای هزار ساله علمی بشر که جز برهان علمی او را آرام نمیکند، و هر چند آرزوی ما این باشد که اثبات برهانی و کشف و درک قواعد و قوانین ریاضی را تنها به عملکرد مغز برگردانیم ولی مگر هر آرزویی محقق میشود؟ آیا آرزوی کسی که تازه با رادیو مواجه شده و با برداشتن پیچ‌گوشتی آرزو دارد هر طور شده گوینده سخن داخل رادیو را پیدایش کند، آیا به آرزویش میرسد؟ بشر تازه به آنتن‌های گیرنده مغز رسیده، هنوز تا رسیدن به فرستنده‌های بیرون مغز خیلی مانده است.

نقل قول:
طبیعیه که انسان خسته و رنج دیده گاهی چنین آرزویی هم داشته باشه، اما آرامش فقط بخشی از مردم رو قانع می‌کنه و بخش دیگه ای از مردم آرامش دایمی نمیخوان و ازش خسته میشن و دنبال ماجراجویی تازه میرن.
هر دو مورد میتواند در محدوده تاثیر هورمونها و ژنها باشد، اما شک نداریم که کشف معضلات علمی، نه ژنها میتوانند در آن تاثیر بگذارند و نه هورمونها، یعنی رسیدن به اینکه ارقام عدد پی حتما و حتما و حتما تا بینهایت ادامه دارد، ناشی از ساختار ژنتیکی بشر یا کم و زیاد بودن هورمون خاص نیست.
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي 3 هفته پيش   #163
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 7,001
روزنوشته ها: 6
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

انسان بودن رنج ندارد، این توهین به وجود عقل در انسان است، آیا شده است که وقتی کسی به یک تابلوی نقاشی بسیار دقیق و حرفه‌ای و زیبا خیره میشود و بهت‌زده میشود، بگوید: ای کاش گاو یا گوسفند بودم آن وقتی که مواجه با چنین تابلویی شدم؟! انسان عاقل وقتی به جهان نگاه میکند، هر چند حیرت میکند، اما هرگز نمیگوید ای کاش گاو بودم آنگاه که با این جهان حیرت‌آور مواجه میشدم.
---------------------
درسته موقع دیدن چنین شگفتی هایی کسی نمیگه کاش گاو بودم و این شگفتی رو درک نمی‌کردم. اما موقع دیدن درد و رنج و تباهی جا داره که انسان چنین چیزی بگه. این ستایش عقل انسانه نه توهین به اون، مگه انسان بودن به معنی درک داشتن از اونچه در جهان می‌گذره، می‌تونه از رنج کشیدن دور باشه؟ خب یک راهش اینه که انسان از اخبار دوری کنه و سرگرم همون گل و بلبل باشه و لذت ببره، و ندونه که الان در همین لحظه کودکی از گرسنگی جان داد و کودکی معلول به دست پدر و مادر خودش کشته شد و هزاران مثال دیگه. اونوقت شامل « تو کز محنت دیگران بی غمی ...» میشه، تا رنج در جهان هست، «انسان» نمیتونه بدون رنج باشه.
نقل قول از ابوبکر و عمر در صورتی که اینها از ترس قیامت هم چنین نگفته بودن می‌تونست معتبر باشه، هم به خاطر اعتقاد به مسئولیت آن جهانی و هم به خاطر باور به مسئولیت زمینی که انسان داره میشه چنین چیزی رو آرزو کرد.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 3 هفته پيش   #164
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,952
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

دیدن درد و رنج و تباهی خود یا دیگران، حیوانات هم با انسان در آن شریک هستند، چه عجائبی در این زمینه که دیده یا شنیده شده، من خودم ایام کودکی عزاداری آشکار اسبی که برای صاحبش عزاداری میکرد دیدم، شخصی گاری‌چی که هر روز او و اسبش را میدیدم، ماشین به صاحبش زد و جلوی چشم اسبش جان داد، نمیتوانم بگویم این اسب چه میکرد! و همچنین از سگها یا فیلها و... چقدر نقل شده، قضیه معروف سگی که صاحبش را نشناخت و دم منزل به او پرید و وقتی کلاهش را بالا برد و دید صاحبش هست با کمال تعجب چند ساعت بعد جان داد، که احساس ادب از احساس رنج بسی بالاتر است، و اساسا احساس رنج کشیدن در قبال رنج دیگران، سبب اصلی اقدام در جهت رفع رنج دیگران است، اما در بسیاری از موارد که نمیتواند رفع رنج کند و تنها باید غصه بخورد، این سبب نمیشود که آرزو کند ای کاش انسان نبودم، بلکه هجوم این احساس درد و رنج، مقدمه تعویض عینکش میشود، یعنی آیا به دنیا چگونه نگاه میکنم؟ نگاه آشفته بازار که یکی از چیزهایش هم همین درد و رنجهاست؟ و یا نگاه یک شهر که بیمارستان هم دارد و در بیمارستان خلاصه جراحی و آمپول و سرم است؟ و یا نگاه یک دانشگاه که دانشجویانش چقدر در اصطکاک و استرس پاس کردن ترم‌ها هستند؟ و یا... ، عقل کدامین را ترجیح میدهد؟

دوست گرامی، سر چه بحث میکنیم؟ خلاصه من طرفدار همان پست یک خطی شما (پست ۱۵۷) هستم، و عبارت آرزوی مگی هم در دسترس است، میتوانیم به هر کس میخواهیم نشان دهیم ببینیم چه برداشتی دارد؟
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي 3 هفته پيش   #165
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 39
پاسخ‌ها: 34,223
روزنوشته ها: 10
ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت!

پاسخی که به مرگ و پس از آن نباشد، آرامشی هم نیست.

چه با موادمخدر، چه یوگا و چه غیره که هرگز از تبار پاسخ دین به مرگ نیستند.

با نگاه الحادی، نه انسان احترام و ویژگی خاصی به یک برگ درخت دارد و نه شرفی به دلفین و نهنگ دارد فرق فرق زمان است و شاید این اندک چند هزار سال دور انسان باشد، با اطلاعات اندک امروز علم تجربی، شاید یک میلیون سال دیگر جهش ژنتیک دلفین‌ها باعث شود آن‌ها حاکمان زمین و آسمان و مریخ و راه شیری شوند و انسان‌ها را کباب کنند و بخورند. شاید گیاهان جهش ژنتیک کنند .. یا دیگران. هیچ کس برای چیزی تضمین نداده و برنامه ریزی نکرده. چیزی برتر و پست‌تر نیست و احترام و توهین بی معناست. شاید در دنیاهای موازی خیال‌پردازی شدۀ بشر، و بی‌نهایت تیر اتفاقی که گیتی! پرتاب کرده است که یکی از آن‌ها ما باشیم، اصلا دلفین‌ها عاقل‌ترین موجودات هستند، و لذا چه کسی گفته که ارزش ما بیشتر یا کمتر یا مساوی است. اصلا ارزش این وسط معنایش چیست که مغز انسان تولید کرده است؟!

لذا این سکون و پوچی مرگ‌آوری که الحاد شامل حال انسان می‌کند، اساسا آزاردهنده است.


در کمترین حالت، دین، خیال‌پردازی انسان برای فرار از این آزاردهندگی بی‌پناهی در گیتی است که این را زمین و زمان امروز ما هم می‌گویند که دین‌داران آرام تر و بلکه شادترند و کمتر از بیماری علی الخصوص روانی رنج می‌برند. دین در "کمترین" حالت خود اینقدر خدمات دارد.

و حالا اگر این دین، علائم و دلایلی هم با خود داشته باشد که دیگر مسلّم است فرق آسمان و زمین نسبت به آن پوچی است که الحاد تحمیل می‌کند و به آن اصرار دارد. تمسک و آویخته‌شدن به این علائم و لااقل امید به آن چیزی جز عقلانیت نیست. واضح است که این بهتر است!
__________________

آخرين ويرايش صبح ، 3 هفته پيش در 12:23PM.
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
احمدی نژاد, انرژی هسته‌ای


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 04:09PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts