بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه تفريح > لطيفه و لبخند

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Tuesday 25 February 2003   #16
maryam
سفیر صلح و دوستى
 
نشان maryam
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2002
مكان: بهشت
سن: 32
پاسخ‌ها: 7,546
شقايق جون اگه فارسي مي نوشتي شايد مي خوندم!
maryam حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 25 February 2003   #17
siavash_ad
عضو ثابت
 
نشان siavash_ad
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2002
مكان: ايران
سن: 35
پاسخ‌ها: 691
Hello!
May i pliz ask if i am a book here? or am i a window in sky?
siavash_ad حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 25 February 2003   #18
maryam
سفیر صلح و دوستى
 
نشان maryam
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2002
مكان: بهشت
سن: 32
پاسخ‌ها: 7,546
siyavash!
excuse me!
R U CRAZY?
maryam حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 26 February 2003   #19
asheghe iran_p
پدرام
 
نشان asheghe iran_p
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
مكان: اتاوا
پاسخ‌ها: 7,831
ارسال پيام توسط Yahoo به asheghe iran_p
نقل قول:
نوشته شده بوسيله maryam
siyavash!
excuse me!
R U CRAZY?


Maybe
asheghe iran_p حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 26 February 2003   #20
asheghe iran_p
پدرام
 
نشان asheghe iran_p
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
مكان: اتاوا
پاسخ‌ها: 7,831
ارسال پيام توسط Yahoo به asheghe iran_p
Re: بفرما بعدي ( عزيز ببخشيد )

نقل قول:
نوشته شده بوسيله شقايق افشار
A truck driver used to amuse himself by running over lawyers he saw walking
down the side of the road. Every time he saw a lawyer walking along the

road, he swerved to hit him and there would be a loud "THUMP". Then he

would swerve back on the road.

One day, as the truck driver was driving along the road he saw a priest

hitchhiking. He thought he would do a good deed and pulled the truck over.

"Where are you going, Father?" The truck driver asked.

"I'm going to the church 5 miles down the road", replied the priest.

"No problem, Father! I'll give you a lift. Climb in the truck". The happy

priest climbed into the passenger seat and the truck driver continued down

the road. Suddenly, the truck driver saw a lawyer walking down the road.

Instinctively he swerved to hit him. At the last moment he remembered there

was a priest in the truck with him, so he swerved back to the road and

narrowly missed the lawyer.

Certain he should've missed the lawyer, the truck driver was very surprised

and immediately uneasy when he heard a loud "THUMP". He felt really guilty

about his actions and so turned to the priest and said, "I'm really sorry

Father. I almost hit that lawyer". "That's okay", replied the priest.

"I got him with the door."


باشه همه فهميدن انگليسي بلدي كوتاه بيا بابا حالا كاش خنده دار بود من بيشتر ياد بدبختيام افتادم
asheghe iran_p حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 17 April 2003   #21
بهزاد
عضو ثابت
 
نشان بهزاد
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2002
مكان: iran
سن: 39
پاسخ‌ها: 2,162
ارسال پيام توسط Yahoo به بهزاد
يارو "بي هوا" وارد اتاق ميشه، خفه ميشه.
بهزاد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 17 April 2003   #22
maryam
سفیر صلح و دوستى
 
نشان maryam
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2002
مكان: بهشت
سن: 32
پاسخ‌ها: 7,546
يه نفر از حال ميره از پذيرايي در مياد.
maryam حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 20 April 2003   #23
Farhad
عضو ثابت
 
نشان Farhad
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2002
مكان: Theran
پاسخ‌ها: 30
فرق بچه با بافتني

آيا ميدونيد فرق بچه با بافتني چيه ؟
بافتني با دو ميل و يك گوله درست ميشه ولي بچه با يك ميل و دو گوله .
عزت زياد
Farhad حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 1 May 2003   #24
بهزاد
عضو ثابت
 
نشان بهزاد
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2002
مكان: iran
سن: 39
پاسخ‌ها: 2,162
ارسال پيام توسط Yahoo به بهزاد
دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم
بهزاد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 4 May 2003   #25
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 34,094
روزنوشته ها: 10
نقل قول:
تالار گفتمان ايران كليك (http://www.mideastclick.com/forums/index.php)
- دولت و سياست (http://www.mideastclick.com/forums/f....php?forumid=3)
-- آمريكائي باشيد تا در دل مردم جا بگيريد! (http://www.mideastclick.com/forums/s...threadid=33593)


--------------------------------------------------------------------------------
اين گفتگو توسط Luti_3 در May 4th, 2003 12:56 شروع شد :
آمريكائي باشيد تا در دل مردم جا بگيريد!

امروزه وقتي گفته مي شه كه فلاني از آمريكا برگشته همه دوستان و آشنايان ورود طرف را جشن ميگيرند. همه بديدن مي آيند. عده اي به طرف حسودي مي كنند كه چرا آنها اينقدر خوشبخت نبودند كه ساكن آمريكا شوند.
خلاصه همه دور طرف جمع ميشوند با وجوديكه طرف از آمريكا برگشته شايد كارگر ساده اي بيش نباشد و شايد اگر وي دريك كشور عربي زندگي مي كرد وضع مالي اش بهتر از آمريكا مي بود.

اين مسئله حتي بين خود آخوند و آخوندزاده ها نيز صدق مي كند.

مو ضوع ديگري كه در چند روز گذشته بر سر زبانها افتاده سازمان مجاهدين هستند. مردم ديگر از آنها به عنوان وطنفروش ياد نمي كنند. آنها براي عده اي تبديل به مجاهديني شده اند كه به كمك آمريكا ايران را از چنگ دژخيمان ج. ا. رها خواهند كرد.

موفق باشيد.


--------------------------------------------------------------------------------

تمامي وقت ها به وقت تهران . ساعت هماكنون 14:04 است.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 31 May 2003   #26
محمدسام
عضو ثابت
 
نشان محمدسام
 
تاريخ ثبت نام: May 2003
پاسخ‌ها: 21
گچلي رفت سلماني همه زدند زير خند گچل گفت برا چه مي خنديد اومدم آب بخور خوب
محمدسام حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 31 May 2003   #27
سینا 555
آرام و صبور
 
نشان سینا 555
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 6,791
مست لايعقلي جلوي يك رهگذر را گرفت و گفت: تو همان نيستي كه ديشب توي گوش من زدي؟ و رهگذر گفت؛ نه، مست پرسيد پس آنكس كه ديشب توي گوش من زد كي بود؟ رهگذر گفت؛ چه مي دانم؟ مست پرسيد، پس تو كي هستي؟ و رهگذر نگاهي به سراپاي مست انداخت و گفت؛ فكر مي كنم، من كسي باشم كه قرار است امشب كشيده آبداري توي گوش تو بزند!
سینا 555 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 3 June 2003   #28
محمدسام
عضو ثابت
 
نشان محمدسام
 
تاريخ ثبت نام: May 2003
پاسخ‌ها: 21
يكي به يك ماري مي رسد كه معتاد بود سوال مي كند كه چرا معتاد شدي
مي گويد چند سالي عشق يك مار بودم كه بعدا فهميدم مار نبوده شلنگ بوده
محمدسام حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 21 June 2003   #29
سینا 555
آرام و صبور
 
نشان سینا 555
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 6,791
يه نفر كنار خيابان نشسته و در حالي كه گربه اي در معرض فروش گذاشته بود با يك ظرف عتيقه به حيوان غذا مي داد. رهگذري پرسيد؛ آهاي عمو! اين گربه را چند مي فروشي؟ و يارو گفت؛ صدهزارتومان. رهگذر كه به ظرف عتيقه طمع كرده بود، صدهزارتومان داد و گربه و ظرف عتيقه را برداشت كه با خود ببرد. فروشنده داد زد و پرسيد؛ ظرف عتيقه را كجا مي بري؟ من فقط گربه را فروخته ام. رهگذر گفت؛ بالاخره من هم بايد به اين گربه غذا بدهم و ظرف را لازم دارم. فروشنده در حالي كه ظرف عتيقه را از خريدار پس مي گرفت گفت؛ مرد حسابي! من تا حالا با اين ظرف عتيقه پانصدتا گربه فروخته ام!!
سینا 555 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از سینا 555 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 17 July 2003   #30
marjann-joon
عضو ثابت
 
نشان marjann-joon
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2003
مكان: tehran
سن: 38
پاسخ‌ها: 13
ارسال پيام توسط Yahoo به marjann-joon
يه جوك خيلي با مزه

يه روز يه مرده ميخوره به نرده
marjann-joon حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 05:25AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts