بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > اخبار و سياست

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو ارزيابي گفتگو
قديمي Monday 9 April 2018   #31
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 37
پاسخ‌ها: 33,633
روزنوشته ها: 10
ج: حمایت از کالای ایرانی و بسترهای مفقود

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
آری هیچ کس عرضه رفع فساد را ندارد و قحط الرجال است.
شما هنوز در نظریات قدیمی و بی نتیجه مثل هروئیسم گیر کرده اید. آری باید یک قهرمان و یک رابین هود بیاید تا با فساد مبارزه کند و اوضاع را درست کند!
یک جا گفتم آیا تجربه قهرمان و معجزه و رابین هودی مثل احمدی نژاد برای هفت پشت این کشور بس نبوده است؟
چرا به جای اصلاح ساختارها و تحکیم دموکراسی به افراد آویزان می شوید؟ افرادی که در ابتدا ممکن است خوب باشند، اما وقتی فتانه قدرت را در آغوش کشیدند تبدیل به هیولایی می شوند که خودتان هم از آن ها وحشت می کنید!
همه حرف من که شما هنوز نتواسته اید آن را درک کنید و با فهم کوته خود آن را به سازش و وابستگی و نوکری آمریکا تعبیر می کنید در "تعامل" خلاصه می شود، تعاملی که ما را به جهان و استفاده از تجربه های موفق وصل می کند و از مزایای سیستم های رقابتی و علمی و کارآمد بهره مند می سازد.
گام اول تعامل این است که فکر و فرهنگ و ایدئولوژی انحصاری و مغرورآمیز خود را رها کنیم. باور کنید همه مشکلات و مفاسد برخاسته از این همین انسداد و غرور کاذب است.
بنظرم چهل سال بی کفایتی و فساد و... (که خودتان آشکارا به آن معترفید) بس است.
خیلی از کشورهایی که از ما عقبتر بوده اند در توسعه سیاسی و اقتصادی از ما جلو زده اند. مگر ما چه کم داریم که این قدر عقب مانده ایم؟
حرفهای قبلی و ماه قبل و ماه قبل را اصلا نمی خوانید!

یک بازخواست منطقی از حکومت، و بازخواست بدیهی و پایه از حکومت این است که سالم و اصلاحگر باشد! فساد نداشته باشد، شایسته سالار باشد! و این خیلی هم احتیاج به «قهرمان» بودن ندارد! این یک بازخواست طبیعی است که در ملت‌های متعددی اتفاق افتاده! ولی دانشگاهی‌های ما با چسباندن یک «ایسم» مضحک آن را غیرضروری و غیر قابل دسترس می‌دانند! هدف اتفاقا متوجه کردن مردم به این است که بازی‌های حاشیه‌ای فارغ از این مبنای پایه و الزامی حکومت داری حمل بر (خیالات و اوهام غیر قابل دسترس) نشود تا همیشه هم فراموش بشود و کسی سراغش را نگیرد! بلکه هجویه‌هائی مثل وابستگی به بیگانه به اسم «تعامل» لحاف‌پیچی شده و اصل بشود که مایه و سابقۀ اضمحلال و شکست و تکه پاره شدن ما در تاریخ خودمان است.

حالا حتما لازم نیست احمدی نژاد باشد! احمدی نژاد برای ما البته تجربۀ ناموفقی درآمد اما هدف مبارزه با فساد همچنان باقی است، این دلیل نمی‌شود بخاطر لولوی احمدی نژاد، «اصلاح» را در حالی بی‌فایده و قهرمان‌سازی تلقی کنید که خود را «اصلاح» طلب می‌نامید! و به روشنی نشان دهید وظیفۀ اصلاحات در این کشور اصلاح مفاسد اقتصادی نیست، و اصولا چنین هدفی در کار نیست، بلکه گوئی تنها هدف اصلاح آن چیزی است که در 1357 روز استقلال ایران را رقم زد و وظیفه‌ای جز این ندارد.

هدف این است که به جای همین بازی‌ها که اتفاقا منشأ مشکل هست عقلانیت حاکم شود، و ما در این موقعیت غیرعقلائی هستیم چون نخبه‌های علی الخصوص حزبی اصلاح طلب کشور ما خود گرفتار بازی‌های سیاسی گل‌درشت هستند و صرفا با ژست‌های پوچ و بی‌منطق خود را حفظ می‌کنند و حقوق و مبانی پایه و بدیهی را با همین بازی‌ها به فراموشی و محاق می‌سپارند و به جای آن روی تجربه‌های ورشکسته سرمایه گذاری می‌کنند!

اذا فسد العالم، فسد العالم! اگر دانشگاهی ما ذهنش گفت که بازخواست سلامت اقتصادی، (هروئیسم) و (رابین هودی) است، طبعا این یک اختلال فکری است و جامعه را نیز به دنبال خود به خرابی می کشد!

آزادی و استقلال ما و امکان حکومت و تعیین سرنوشت برای ملتمان، غروری غیر عادی نیست! غروری که ملت آمریکا دارد، انگلیس و فرانسه دارد، روسیه دارد، چین هم دارد. اما شما چون ملت خود را در سطحی پائینتر از این ملت‌ها تعیین رتبه کرده‌اید پس بازخواست چیزی مشابه را (بیش از حد) تلقی می‌کنید و این حاصل جریان فکری و سیاسی است که در آن زندگی می‌کنید. با این پیش فرض البته ایستادن ما در مقابل ستمگری و زورگوئی بیگانه، عجیب است. او قوی هست و تو ضعیف، پس بباز و امتیاز بده! اسمش هم تعامل است! هر چند قمار باشد! و اگر نباختی، و امتیاز ندادی، غرور بی جا داری! دویست سال این ملت با این دید عقب رفت و ضعیف تر شد! چون خواسته‌ها و منافع بیگانه هرگز تمام شدنی نبود! ولی عبرتی نیست! یک عده همچنان پیدا می‌‌شوند و این مسیر غلط را ترویج می‌دهند، مسیری بسیار کند و ناقابل و غیرعقلی، که آنقدر ملت ایران را کفری کرد که منجر به انقلاب اسلامی در 1357 شد!

این تئوری‌های باصطلاح دانشگاهی امروز است که به شما آموزش داده‌اند و به دیگران آموزش می‌دهید و خوب چیزی بیش از افکار نیازموده و غلط نیست و شما نخواستید که لحظه‌ای بر آن تامل کنید!

من گفتم که 40 سال در مبارزه با فساد موفق نبوده اما مبارزه با فساد در شرایط حاکمیت استعمار و گرفتار شرایط استعمار شدن، بسیار سخت تر است، ما در کشوری زندگی می‌کنیم که در زمان شاه آن مهندس آمریکائی، مهندس ایرانی را بعنوان نیروئی که نباید بداند، از اتاق نقشۀ دستگاه بیرون می‌انداخت تا چرخ کارخانه بچرخد! اسم این الزاما پیشرفت نیست! اسم این به اشتراک گذاشتن امکانات یک کشور با بیگانه است تا مگر از کنار آن جیره‌ای هم برسد اگر صلاح بدانند!

ما اگر در این چهل سال موفق به اصلاح نشدیم در زیر سایۀ منافع استعمار در 400 سال هم موفق نخواهیم شد. به جای رفتار جناحی و سیاسی که (اگر چهل سال موفق نشدی پس بگذار استعمار برگردد) به فکر عوامل منطقی باشید! بالاخره وجود حاکمیت ملی پایۀ بسیار مهمی برای اصلاح است و اگر این تسلط ملی را از دست دادیم، کار بسیار سخت تر خواهد شد و اصولا پس از این رفتن بچه‌گانۀ عقده گشا، امیدی به ماندن این ایران با این وضعیت کمتر وجود دارد که اصلا بشود اصلاحش کرد یا نه. شما می‌بینید که بر سر کشورها چه آورده‌اند و چه می‌آورند و بیهوده و سرمست، به دنبال استفاده‌های حزبی و سیاسی القائی قبیله‌ای می‌گردید در حالی که حکمت حکومت داری و حفظ ایران در افق دیگری است.
__________________

آخرين ويرايش صبح ، Monday 9 April 2018 در 10:10AM.
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 9 April 2018   #32
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,297
ج: حمایت از کالای ایرانی و بسترهای مفقود

ارزش پول ملی یک روزه ١٠ درصد کاهش یافت

روز یکشنبه دلار در بازار گردوخاک کرد و قیمت‌ها به سرعت و لحظه به لحظه تغییر کرد. تا آن‌جا که نرخ‌ها در چهارراه استانبول تا ٥‌هزار و ٩٠٠ تومان پیشروی کرد. کارشناسان بازارهای مالی درباره این تقاضای عجیب می‌گویند؛ نوسان دلار دلیل اقتصادی ندارد و بازار بیشتر تحت‌تأثیر رخدادهای سیاسی و تصمیم ترامپ درباره برجام است.
آنها می‌گویند بسیاری از سرمایه‌داران، سرمایه خود را به دلار تبدیل کرده تا از ایران خارج کنند و البته ناصر موسوی‌لارگانی، نایب‌رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس با اشاره به محدودیت قانونی خروج ارز به «شهروند» می‌گوید: صرافی‌های غیرمجاز درحال خارج‌کردن ارزهای کشور هستند. او تأکید می‌کند: به‌ زودی بحرانی که موسسات مالی غیرمجاز برای ایران درست کرده‌اند، صرافی‌های غیرمجاز درست می‌کنند و جمع‌کردن این بحران بسیار هزینه‌بردار خواهد بود. او تاکید می‌کند دست‌های پنهانی که پیش‌تر در مؤسسات مالی غیرمجاز بحران‌آفرینی کرده بودند، حالا در بازار ارز و از کانال صرافی‌های غیرمجاز بحران‌سازی می‌کنند.
محمد خوش‌چهره، اقتصاددان هم به «شهروند» می‌گوید: نوسانات نرخ ارز تنها در یک روز مردم ایران را ١٠‌درصد فقیرتر کرد. او توضیح می‌دهد: این رشد به معنای کاهش ١٠‌درصدی ارزش پول ملی و فقیرترشدن مردم کشورمان است. به عبارتی، کارگر ایرانی نسبت به دیروز ١٠‌درصد فقیر‌تر شد و برای حفظ سطح درآمدی خود امروز باید بیش از دیروز کار کند و این زنگ خطر است. این اقتصاددان البته با اشاره به خطری که ذخایر ارزی را تهدید می‌کند، می‌گوید: دولت و شورای امنیت ملی باید هرچه زودتر برای وضع پیش‌آمده نشست اضطراری تشکیل دهد....
به نقل از شهروند

ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 10 April 2018   #33
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,297
ج: حمایت از کالای ایرانی و بسترهای مفقود

قطعا نوسانات شدید نرخ ارز هم یکی از بسترهای مفقود حمایت از کالای ایرانی است.
مقصر افزایش نرخ دلار هر که باشد (فشل بودن اقتصاد، کوتاهی دولت، کارشکنی دولت پنهان، تهدیدات و تحریم های ترامپ و متحدان غربی اش، طمع و نگرانی مردم، فساد و عدم شفافیت اقتصادی و....) نتیجه اش یکی است و آن سقوط هر چه بیشتر پول ملی و و تزلزل اقتصاد داخلی و افزایش نرخ تورم و در نتیجه ضربه سنگین به کالاهای ایرانی است....
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 11 April 2018   #34
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,297
ج: حمایت از کالای ایرانی و بسترهای مفقود

در بیان ژورنالیستی و کلاسیک از اقتصاد، انسان فقط به نفع مادی خود نگاه می‌کند و جز این نباید انتظار داشت. چنین اندیشه‌ای در ذهنِ تولیدکننده، به تولید یا واردات هر محصول که بیشترین سود را دارد می‌انجامد و در ذهنِ مصرف‌کننده، به رفتار حداکثرسازی منفعت از طریق انتخاب کالاها با کمترین هزینه و بیشترین کیفیت. از آنجا که تحقق چنین ماشین‌حساب بی‌روحی، به زیر پا گذاشتن مصالح جامعه به بهانه‌ منافع فردی می‌انجامید و جامعه‌ای ذره‌وار و گسیختنی در پی داشت، از دهه­‌ها قبل در مهد اقتصاد مدرن نیز به تصحیح این انگاره همت گماشتند. این تصحیح با دو اهرم دنبال شد:
«اهرم فرهنگی» که ارزش­‌های اخلاقی یا ملی­‌گرایانه را در منطق تولیدکنندگان و مصرف­‌کنندگان، ارجمند و محترم می‌ساخت و الگوهایی اخلاقی از شرکت­‌ها یا خانواده­‌ها یا نخبگانِ وفادار به منافع ملی را پیش چشم مردمان، بزرگ می­‌آراست؛ چانگ از اقتصاددانان کره­‌ای ساکن آمریکا در کتاب خود به خائن پنداشتن خریداران کالاهای خارجی نزد مردم کره در دهه­‌های قبل اشاره می­‌کند. تزریق حس افتخار برای عبارت «ساخت کشورم» یا شعارهای رئیس‌جمهور فعلی آمریکا در خرید محصولات آمریکایی و هزاران برنامه‌ دیگر، در همین راستا است.
«اهرم حقوقی» که تولیدکنندگانِ با درجه‌ی بالای محتوای بومی (local content) را از تشویق­‌ها و حمایت‌های قانونی بهره‌مند می­‌ساخت یا مصرف­‌کنندگان کالاهای خارجی یا لوکس را با نرخ­‌های مالیاتی بالاتر، مورد حمله قرار می­‌داد. برخلاف شعار آزادیِ مصرف­‌کننده، تمام اقتصادهای پیشرفته، قوانین سخت‌گیرانه­‌ای برای مصرف خارج از الگوی انرژی و سایر کالاهای راهبردی وضع کردند تا اگر قیمت­‌های صرفاً بازاری موجب بازدارندگی رفتار مردم نیست، این قوانین و قیمت­‌های مالیاتی سبب حفظ منافع ملی شود.­
واقعیت آن است که طبقه‌ فرامتوسط شهری در کشور ما، به شکل افراطی توسط ویروس «انسان صرفاً اقتصادی» آلوده شده‌اند و گمان می­‌کنند اگر در جایی نفع ملی ایرانیان با پرداخت درصدی بیشتر برای پوشاک وطنی یا اندکی کیفیت کمتر برای لوازم خانگی داخلی حفظ می‌شود، نباید برای آن­‌دست اهداف، هزینه‌ای از جیب بپردازد. در این میان البته یک مصداق همیشه آزاردهنده و توجیه‌کننده وجود دارد و آن صنعت خودرو است. انصافاً در این خصوص باید حق را به مصرف‌کننده داد و دولت‌های ناظر بر تولیدکننده را به سرعت و جدیت، مؤاخذه و مأمور رفع این نقصان کرد. در گفتگوهای عمومی جامعه‌ ما، مصداق خاص خودرو، به عامل توجیه سرکشی از ایده‌ی حمایت از کالای ایرانی در سایر مواضع بی‌ربط و باربط تبدیل شده است و درنتیجه، مخاطب عام با وجود علم به منافع خرید کالای ایرانی، در عمل حاضر به پرداخت هیچ هزینه‌ای برای منافع اجتماعی نیست.
البته اقلیت دیگری نیز وجود دارند که حاضر به پرداخت هزینه نیستند اما نه به‌سبب رسوخ ایده‌ انسانِ اقتصادیِ محض، بلکه به‌جهت نفوذ ویروس تفاخر و توهم ملحق شدن به طبقات بالا با معیار مصرف کالای خارجی و لوکس (به‌اصطلاح خرید اجناس برند). این گروه، حتی حاضر به رفتارهای ضد انسان اقتصادی و غیرعقلائی هستند (پرداخت چند برابر هزینه برای رفع نیاز مشابه و کالای تقریباً مشابه). گره خوردن منزلت اجتماعی با مصرف کالاهای ویژه، می­‌تواند مانع عملی دیگری در مسیر ایده‌ حمایت از کالای ایرانی شمرده شود...
د احسان خاندوزی
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 12 April 2018   #35
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,297
ج: حمایت از کالای ایرانی و بسترهای مفقود

پیش بینی وضعیت آینده، دیگر کار چندان دشوار و پیچیده ای نیست. عامه مردم هم با مشاهده شرایط کنونی می توانند حدس بزنند و ما فقط این حدس ها را اندکی دقیق تر، روشن تر و با اشاره به بعضی نشانه ها بیان می کنیم.
میان جرایم و بزهکاری ها که به تبع آن مجازات ها می آیند همبستگی وجود دارد. میان فقر و بیکاری و سرخوردگی های سیاسی با پرخاشگری هم همبستگی وجود دارد. سیاست خارجی در ایران مهم تر از سیاست داخلی و اقتصاد شده است؛ زیرا اقتصاد، گروگان سیاست خارجی است. در نتیجه سیاست هایی که خارج از تدابیر دولت روحانی و خارج از رویکرد اصلاحی و تعامل سازنده با جهان اعمال می شود و از سویی بخاطر سناریوی کمپانی های تسلیحاتی برای تبدیل منطقه به مصرف کننده تولیدات ویرانگر آنها و رونق اقتصاد خونین خودشان، بر اساس اخبار و نشانه های فراوانی پیش بینی می شود برجام یا تعلیق تحریم ها در اواخر فروردین 1397 توسط ترامپ که نماینده این کمپانی ها است تمدید نخواهد شد.
یکی از نشانه ها این است که در پی پیام های محرمانه مبادله شده میان آمریکا و کره شمالی کیم جونگ اون، اعلام کرد اگر از آمریکا تضمین امنیتی گرفته شود برنامه اتمی و موشکی اش را تعطیل خواهد کرد. ترامپ برای همراه کردن جامعه جهانی علیه ایران و تصویر ایران را بدتر از کره جلوه دادن و همچنین برای آنکه به قول خودش توافق خوب را به اروپایی ها نشان دهد با کره شمالی به توافق می رسد ولی مسئله مهم این است که بار بزرگی از فشار سیاست خارجی اش برداشته می شود و یکی از کانون های تنش در روابط چین و امریکا رفع گردیده و بر ایران متمرکز می شود و اعراب را هم علیه ایران تشجیع می کند.
این در حالی است که در جریان مذاکرات برجام، شاهکار روحانی- ظریف این بود که تضمین امنیتی از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل گرفتند و اوباما در پیام نوروزی اش رسما آن را اعلام کرد ولی جریانات مشکوک در داخل ایران، همسو با کمپانی های تسلیحاتی و جنگ طلب جهانی تمام نیروی خود را برای برهم زدن برجام به کار گرفتند.
وقتی برجام تمدید نشود کشورهای اروپایی هم میان معامله 1200 میلیادر دلاری با آمریکا و اقتصاد کوچک ایران معلوم است کدام را انتخاب می کنند. در نتیجه، عدم تمدید برجام عامل شتاب زای وخامت وضع اقتصاد ایران و به تبع آن همه جرائم و بحران های اجتماعی و اقتصادی وخیم تر می شوند و حقوق بشر به محاق می رود.
روا نیست کشور زرخیزی چون ایران که می تواند مرفه ترین مردم دنیا را داشته باشد به سبب سیاست های دشمن ساز یک گروه تندرو و نیز دشمنان طمعکارش در تنگدستی به سر برد.
در شرایطی که برخی به جای تن دادن به جراحی، همچنان ترجیح می دهند سر در برف فرو برند و وضعیت منطقه ای و بین المللی ایران همچنان پر تنش و فراری دهنده سرمایه های داخلی و خارجی باشد، طبعا شرایط اقتصادی و روانی بهبود نخواهد یافت و در نتیجه، پرخاشگری، جرم، مجازات ها، اعتراضات و تنش ها هم رشد خواهد داشت.
از طرفی برخی نهادهای قدرت اجازه عملیاتی کردن سیاست های دولت روحانی را هم نداده و تن به تغییر نمی دهند و در برابر اراده مردم مقاومت می کنند.
اگر به حوادث پیش از جنگ سوریه و چگونگی شروع این تراژدی غمبار دقیق شویم می توان گفت در درون قدرت کسانی با بی اعتنایی به وقایع زیر پوست جامعه آگاهانه با ناآگاهانه دارند ایران را به آنسو می برند؛ بنابراین سال 97 افق دلگرم کننده ای ندارد اما ناامیدی، خود بخشی از فرایند ویرانگری است. باید با امید و تلاش و همفکری راه را جست و مانع از رخدادهای ناگوار شد.
( برگرفته و خلاصه شده از سایت جماران)
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 19 April 2018   #36
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,297
ج: حمایت از کالای ایرانی و بسترهای مفقود

جَلّاسانِ گِردگو
واژه‌های طبّاخ، قصّاب و خبّاز را شنیده‌اید، نام مشاغل‌اند، و کسانی هم هستند که بر وزن همین مشاغل می‌توان آن‌ها را «جَلّاس» نامید، اگرچه چنین واژه‌ای وجود نداشته باشد. این‌ آدم‌ها را حتماً می‌شناسید. این دسته – که هر یک از ما هم می‌توانیم یکی از آن‌ها باشیم – کارشان این است که از این جلسه به آن جلسه در حرکت هستند. اگر طبّاخ یعنی «بسیار طبخ‌کننده»، «جَلّاس» نیز «بسیار نشیننده در جلسه است، بسیار جلوس‌کننده»
خصیصه بارز دستگاه اداری این مملکت انبوه جلسات است و «جَلّاسان» بوروکرات‌هایی هستند که در هر روز چندین جلسه شرکت می‌کنند. تقصیر خودشان نیست، ساختار است که آن‌ها را صبح تا شب دور میزهایی می‌نشاند تا فرسوده‌شان کند، تا فرصت نکنند چیزی بخوانند، فکر کنند و به کار و بارشان برسند. همه در جلسه‌اند.
«جَلّاسی» بیماری نظام اداری‌ است. نظام اداری به دلیل ابهام در وظایف، کمبود دانشی که به مدیران جرأت تصمیم‌گیری بدهد، فقدان شفافیتی که اطلاعات را با سرعت و دقت به گردش درآورد و لازم نباشد در جلسه اطلاعات را رد و بدل کرد، و ساختار مستعد تخلف که مدیران را در معرض رسیدگی سازمان‌های نظارتی قرار می‌دهد، به تدریج هر تصمیمی را مؤکول به جلسه می‌کند. اکثریت مدیران قادر به تصمیم‌گیری نیستند و بنابراین وقت گرانبها صرف جلوس در جلسات می‌شود و به تدریج «جَلّاسان» ظهور می‌کنند.
نظام اداری «جَلّاس‌پرور» به این حد نیز قناعت نمی‌کند. کثیری از «جَلّاسان» به تدریج خود را به خُلقی دیگر نیز می‌آرایند و آن «گِردگویی» است. «گِردگو» کسی است که ماهرانه درباره هر مسأله مهمی چنان سخن می‌گوید که نه سیخ بسوزد نه کباب. «گِردگو» می‌تواند چنان سخن بگوید که دل همه را به دست آورد، سخنش هیچ گوشه‌ای ندارد و رئیس فعلی و رؤسای محتمل آتی را خرسند می‌سازد. گِردگو می‌تواند چنان سخن بگوید که هیچ مسئولیتی را متوجه اظهارنظرش نسازد.
«گِردگویان» طائفه‌ای هستند که جز در مواردی که ناچار شوند، پای هیچ اظهارنظری را امضا نمی‌کنند تا مبادا امروز و فردایی گریبانش را بگیرند. این جماعت از مکتوب کردن بیزارند و ترجیح می‌دهند صدای‌شان در کنار صداهای همگان قرار گیرد و همواره مسئولیت تصمیم‌ها میان همگان تقسیم شود. دیوار حاشا برای «جَلّاسان گِردگو» بلند است.
«گِردگویی» مهارتی است برای گفتن سخنانی که آن‌قدر گرد هستند که در هر زمینی می‌توان آن‌ها را غلطاند، و به هر زمان و مکانی می‌توان آن‌ها را قِل داد. گویِ گِرد را از هر زاویه که نگاه کنید، فرقی نمی‌کند، جهت خاصی ندارد.
«جَلّاسانِ گِردگو» محصول نظام اداری‌ای هستند که بر سنت شفاهی بنا شده و گزارش کارشناسی مکتوب و امضاشده در آن جایگاهی ندارد. نظامی که در غوغای آمارهای متناقض همواره می‌توان هر اظهارنظری را توجیه کرد. اکثریت آدم‌ها در چنین سیستمی آخر و عاقبت حرفه‌ای‌شان «جَلّاسی» و «گِردگویی» است؛ حرفه‌ای که در آن می‌آموزند چگونه سی سال بمانند و کسی را نرنجانند؛ روی حرفی نایستند، و مسئولیت هیچ مخاطره حرفه‌ای را نپذیرند.
«جَلّاسی» و «گِردگویی» بسیار به هم مرتبط هستند، زیرا گردگویان بسیاری را دیده‌اید که چون جلسه تمام می‌شود و بیرون از اتاق جلسه، ایستاده در کنار شما سخن می‌گویند، حرف‌هایی می‌گویند که از خود می‌پرسید چرا این‌ها را همان‌جا داخل جلسه نگفت؟ گویی وقتی می‌نشینند و آن‌گاه که ایستاده‌اند، متفاوت‌اند. گِردگویی در این نظام اداری، راهی برای ماندن است. «جَلّاسان گِردگو» خود می‌مانند، بی هیچ صراحتی، سی سال یا بیشتر، اما سرمایه‌های بسیاری را به فنا می‌برند.
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 19 April 2018   #37
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,297
ج: حمایت از کالای ایرانی و بسترهای مفقود

آسیب شناسی خوبی کرده است.
می ترسم شعار حمایت از کالای ایرانی هم گرفتار این بلیه شود و مثل شعارهای قبلی در حد تشریفات و سربرگ مکاتبات رسمی و چند تیزر تبلیغاتی و چند همایش پرهزینه و... و البته پرگویی های شعارگونه حضرات رفع و رجوع شود و برود پی کارش!
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
هيچيك


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو
ارزيابي اين گفتگو
ارزيابي اين گفتگو:

قوانين ارسال نوشته
شما می توانید سرنگار جدید ارسال کنید.
شما می توانید پاسخ ارسال کنید.
شما می توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 11:35PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts