بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه تفريح > لطيفه و لبخند

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Saturday 28 July 2012   #391
a_d
ali
 
نشان a_d
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2007
مكان: آنجا!
پاسخ‌ها: 8,142
روزنوشته ها: 3
ج: ماجراهای خواستگاری کردن و خواستگار اومدن

نقل قول:
در اصل توسط نگارینا نوشته شده است نمايش نوشته
معلومه که ایرونی بود
البته ما واسه بابایی خارجه هم رفتیم خواستگاری ولی این یکی ایرونی بود
اره اتفاقا دو سه نفرم رفتیم خواستگاری از ایران رفتن بس که ما با کلاسیم
__________________
دست و پامونو بسته این زرق و برقای پوچ
دلم واسه سفیدی تنگه بیا از اینجا بریم
a_d حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از a_d بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 28 July 2012   #392
a_d
ali
 
نشان a_d
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2007
مكان: آنجا!
پاسخ‌ها: 8,142
روزنوشته ها: 3
ج: ماجراهای خواستگاری کردن و خواستگار اومدن

نقل قول:
در اصل توسط zbjr نوشته شده است نمايش نوشته
تعریف کنید دیگه بابا حوصلمون سر رفت
مگه من اینجا دلقکم که برم خواستگاری اوقات فراغت خانم پر شه
__________________
دست و پامونو بسته این زرق و برقای پوچ
دلم واسه سفیدی تنگه بیا از اینجا بریم
a_d حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از a_d بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 28 July 2012   #393
khalerize
عضو ثابت
 
نشان khalerize
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2009
مكان: همه جای ایران سرای من است
پاسخ‌ها: 7,857
ج: ماجراهای خواستگاری کردن و خواستگار اومدن

علی آقا یه سوالی که پیش میاد اینه که کلا چند دفعه رفتین خاستگاری تاحالا؟
__________________
چو ایران نباشد تن من مباد

آخرين ويرايش khalerize ، Saturday 28 July 2012 در 09:49PM.
khalerize حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از khalerize بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 28 July 2012   #394
a_d
ali
 
نشان a_d
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2007
مكان: آنجا!
پاسخ‌ها: 8,142
روزنوشته ها: 3
ج: ماجراهای خواستگاری کردن و خواستگار اومدن

چهار دفعه
__________________
دست و پامونو بسته این زرق و برقای پوچ
دلم واسه سفیدی تنگه بیا از اینجا بریم
a_d حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از a_d بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 28 July 2012   #395
khalerize
عضو ثابت
 
نشان khalerize
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2009
مكان: همه جای ایران سرای من است
پاسخ‌ها: 7,857
ج: ماجراهای خواستگاری کردن و خواستگار اومدن

خب تعریف کنین پس
__________________
چو ایران نباشد تن من مباد
khalerize حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از khalerize بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 28 July 2012   #396
zbjr
زهرا
 
نشان zbjr
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2007
مكان: تهران
پاسخ‌ها: 1,990
روزنوشته ها: 6
ج: ماجراهای خواستگاری کردن و خواستگار اومدن

چاخان میگه 5 دفعه رفته من امارشو دارم
__________________
حبیبی "یا عباس" من لی غیرک؟؟
zbjr حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از zbjr بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 29 July 2012   #397
نگارینا
DEAD
 
نشان نگارینا
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
مكان: www.adabic.ir
پاسخ‌ها: 8,953
روزنوشته ها: 18
ج: ماجراهای خواستگاری کردن و خواستگار اومدن

6بارشو من خودم بودم
__________________
این...
نیز
بگذرد
نگارینا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از نگارینا بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 29 July 2012   #398
a_d
ali
 
نشان a_d
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2007
مكان: آنجا!
پاسخ‌ها: 8,142
روزنوشته ها: 3
ج: ماجراهای خواستگاری کردن و خواستگار اومدن

من چهار بار خودم رفتم خواستگاری یعنی گل خریدم کت شلور تنم کردم و غیره این امار زهرا و نگار هم نمیدونم شاید خودشون رفتن جایی خواستگاری به من نگفتن البته یک جا هم واسه اولین بار مادر و خواهرم رفتن و من نرفتم و نشد.
__________________
دست و پامونو بسته این زرق و برقای پوچ
دلم واسه سفیدی تنگه بیا از اینجا بریم
a_d حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از a_d بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 29 July 2012   #399
مهساM
مهر من عشق من
 
نشان مهساM
 
تاريخ ثبت نام: Oct 2007
مكان: توی شهری که تو نیستی
پاسخ‌ها: 6,003
روزنوشته ها: 5
ج: ماجراهای خواستگاری کردن و خواستگار اومدن

فاطیمااااااا فک کنم خاطره های علی اقا ته کشید بیا نوبت شما شد
__________________
سفر کردم که از یادم بری
...
مهساM حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از مهساM بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 29 July 2012   #400
negar66
خالے ام از احـســاس …
 
نشان negar66
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2009
مكان: ته ته قلب یکی!!
سن: 32
پاسخ‌ها: 966
روزنوشته ها: 19
ج: ماجراهای خواستگاری کردن و خواستگار اومدن

نقل قول:
در اصل توسط a_d نوشته شده است نمايش نوشته
من چهار بار خودم رفتم خواستگاری یعنی گل خریدم کت شلور تنم کردم و غیره این امار زهرا و نگار هم نمیدونم شاید خودشون رفتن جایی خواستگاری به من نگفتن البته یک جا هم واسه اولین بار مادر و خواهرم رفتن و من نرفتم و نشد.
5 بار، یبارشو من خودم رفتم خواستگاری برات، داداش بگم یا میگی؟؟
__________________
مثل باران های بی اجازه
وقت و بی وقت
درهوایم پراکنده ای
و من بی هوا
ناگهان خیسم از تو...
negar66 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از negar66 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 30 July 2012   #401
a_d
ali
 
نشان a_d
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2007
مكان: آنجا!
پاسخ‌ها: 8,142
روزنوشته ها: 3
ج: ماجراهای خواستگاری کردن و خواستگار اومدن

یک هفته از ماجرای خواستگاری که براتون تعریف کردم گذشت که پدرشون گفتن میخوان با من اشنا بشن اخه توی خواستگاری نبودن . منم گفتم چرا اون خب دختر خانم باید اشنا بشن اول
خلاصه من رو فرستادن شرکت ایشون رفتیم چشمتون روز بد نبینه در حد مصاحبه دکتری ازم سوال پرسید. اول گفت قبولل داری زنها ناقص ااعقللن ؟ گفتم نه گفت اشتباه میکنی برام حدیث و ایه اورد که زنا احساسشون از مردا برتره و مردا عقلشون گفت فلان حدیث رو میدونی ؟ گفتم الان حضور ذهن ندارم . کلا حدود دو ساعت صحبت کرد یک سوالایی که نگو من یواش یواش خوابم گرفته بود همین که اجازه مرخصی دادن من کفشها زیر بغل با سرعت 185 کیلومتر رو به منزل فرار کردم. دیگه هم تا این للحظه از اونا خبری ندارم .
__________________
دست و پامونو بسته این زرق و برقای پوچ
دلم واسه سفیدی تنگه بیا از اینجا بریم
a_d حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 5 كاربر از a_d بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 30 July 2012   #402
beatrice
یا محیی
 
نشان beatrice
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2007
مكان: کبد (لقد خلقنا الانسان فی کبد)
پاسخ‌ها: 2,018
روزنوشته ها: 23
ج: ماجراهای خواستگاری کردن و خواستگار اومدن

نقل قول:
در اصل توسط a_d نوشته شده است نمايش نوشته
یک هفته از ماجرای خواستگاری که براتون تعریف کردم گذشت که پدرشون گفتن میخوان با من اشنا بشن اخه توی خواستگاری نبودن . منم گفتم چرا اون خب دختر خانم باید اشنا بشن اول
خلاصه من رو فرستادن شرکت ایشون رفتیم چشمتون روز بد نبینه در حد مصاحبه دکتری ازم سوال پرسید. اول گفت قبولل داری زنها ناقص ااعقللن ؟ گفتم نه گفت اشتباه میکنی برام حدیث و ایه اورد که زنا احساسشون از مردا برتره و مردا عقلشون گفت فلان حدیث رو میدونی ؟ گفتم الان حضور ذهن ندارم . کلا حدود دو ساعت صحبت کرد یک سوالایی که نگو من یواش یواش خوابم گرفته بود همین که اجازه مرخصی دادن من کفشها زیر بغل با سرعت 185 کیلومتر رو به منزل فرار کردم. دیگه هم تا این للحظه از اونا خبری ندارم .
به یاد کاراکتر سریال مهمان ویژه: (مادر مجید خطاب به نامزد پسرش!)
پشت گوششون رو دیدید جناب علی آقا رو هم می بینید!

اگه از شخصیت ایشون خوشتون نیومده و یا هر دلیل دیگه ای، که دیگر هیچ ولی اگه صرفا از این رفتار پدر دختر که مصاحبه تخصصی برای شما تنظیم کرده، دلخور شدید؛
بیست سال آینده خودتون رو تصور کنید که نازنین دختر پاره جگرتون رو برای یک عمر می خواهید دست کسی بسپارید ... با این تصور حتما به ایشون برای برپایی این جلسه، حق خواهید داد.
__________________
الهی

" ماذا وجد من فقدک؟!
و ما الذی فقد من وجدک؟! "

چه یافت آن کس که تو را گم کرد؟! و چه گم کرد آن که تو را یافت؟!

آخرين ويرايش beatrice ، Monday 30 July 2012 در 04:44PM.
beatrice حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از beatrice بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 30 July 2012   #403
a_d
ali
 
نشان a_d
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2007
مكان: آنجا!
پاسخ‌ها: 8,142
روزنوشته ها: 3
ج: ماجراهای خواستگاری کردن و خواستگار اومدن

نقل قول:
در اصل توسط beatrice نوشته شده است نمايش نوشته
به یاد کاراکتر سریال مهمان ویژه: (مادر مجید خطاب به نامزد پسرش!)
پشت گوششون رو دیدید جناب علی آقا رو هم می بینید!

اگه از شخصیت ایشون خوشتون نیومده و یا هر دلیل دیگه ای، که دیگر هیچ ولی اگه صرفا از این رفتار پدر دختر که مصاحبه تخصصی برای شما تنظیم کرده، دلخور شدید؛
بیست سال آینده خودتون رو تصور کنید که نازنین دختر پاره جگرتون رو برای یک عمر می خواهید دست کسی بسپارید ... با این تصور حتما به ایشون برای برپایی این جلسه، حق خواهید داد.
سلام
ممنونم
از اینکه سخت گیری برای دختر شوهر دادن باید باشه کاملا قبوله . اما اینجور روش ها به ادم این احساس رو القا میکنه که توی خونواده ایی قراره بری که قوانین سر سخت و خشکی داره و نمیتونی باهاشون براحتی ارتباط برقرار کنی . در مقابل اون همه تعاریف و سوالهایی که ایشون داشتن من نقطه قوت خونوادم رو ارتباط برقرار کردن ساده در عین حال عمیق معرفی کردم.
__________________
دست و پامونو بسته این زرق و برقای پوچ
دلم واسه سفیدی تنگه بیا از اینجا بریم
a_d حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از a_d بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 31 July 2012   #404
khalerize
عضو ثابت
 
نشان khalerize
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2009
مكان: همه جای ایران سرای من است
پاسخ‌ها: 7,857
ج: ماجراهای خواستگاری کردن و خواستگار اومدن

نقل قول:
در اصل توسط beatrice نوشته شده است نمايش نوشته
به یاد کاراکتر سریال مهمان ویژه: (مادر مجید خطاب به نامزد پسرش!)
پشت گوششون رو دیدید جناب علی آقا رو هم می بینید!

اگه از شخصیت ایشون خوشتون نیومده و یا هر دلیل دیگه ای، که دیگر هیچ ولی اگه صرفا از این رفتار پدر دختر که مصاحبه تخصصی برای شما تنظیم کرده، دلخور شدید؛
بیست سال آینده خودتون رو تصور کنید که نازنین دختر پاره جگرتون رو برای یک عمر می خواهید دست کسی بسپارید ... با این تصور حتما به ایشون برای برپایی این جلسه، حق خواهید داد.
اخه بابا میخوان از بچشون تعریف کنن میگن قبول داری ناقص العقله یا نه؟
__________________
چو ایران نباشد تن من مباد
khalerize حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از khalerize بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 31 July 2012   #405
beatrice
یا محیی
 
نشان beatrice
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2007
مكان: کبد (لقد خلقنا الانسان فی کبد)
پاسخ‌ها: 2,018
روزنوشته ها: 23
ج: ماجراهای خواستگاری کردن و خواستگار اومدن

نقل قول:
در اصل توسط a_d نوشته شده است نمايش نوشته
سلام
ممنونم
از اینکه سخت گیری برای دختر شوهر دادن باید باشه کاملا قبوله . اما اینجور روش ها به ادم این احساس رو القا میکنه که توی خونواده ایی قراره بری که قوانین سر سخت و خشکی داره و نمیتونی باهاشون براحتی ارتباط برقرار کنی . در مقابل اون همه تعاریف و سوالهایی که ایشون داشتن من نقطه قوت خونوادم رو ارتباط برقرار کردن ساده در عین حال عمیق معرفی کردم.
سلام.
بله. به شما حق می دم. این یه نگرانی طبیعیه که در نتیجه ی چنین برخوردی ممکنه برای هر خواستگاری بوجود بیاد.

یک احساس است که البته ممکنه کاملا مطابق با واقع هم نباشه. به شهادت موارد واقعی که شخصا مشاهده کردم.
نقدا چهار پنج مورد متفاوت رو همین الان در ذهن دارم که در اونها پدران دخترها همگی سخت گیری ها یا به عبارت بهتر دقت نظر های زیادی رو بر روی خواستگار محترم اعمال می کردند! تقریبا همشون از این جلسات خصوصی ویژه ( واین سین جین کردن های تخصصی) قبل از ادامه ی باقی مراحل با خواستگار دخترشون داشتند. ولی بعد از تمام این بازپرسی های ویژه و تحقیقات همه جانبه، به یک رضایت خاطر و اطمینانی از انتخاب داماد خودشون رسیدند که تا آخر عمر برای همه شان بس است از اینجا به بعد فقط محبت عمیق و آن رضایت خاطر است که برای عروس و داماد باقی می مونه و به زندگیشون تزریق میشه بدون هیچ حاشیه ی دیگری. و برخلاف نگرانی اولیه ی خواستگار از این نوع نحوه ی برخورد پدر دختر و عواقب احتمالی اون!... این خوشبختی و رضایت خاطر و ساپورت دایمی خانواده ی دختر از دامادشون، چیزیه که در تمام این چهار پنج موردی که ذکر کردم مشاهده می کنم.

ضمن اینکه اگر اشتباه نکنم در روایات همچین مضمونی هست که با دختری ازدواج کنید که در خانواده ی خودش عزیز باشد. اگر جایی خواستگاری رفتید که پدر و مادر و خانواده اش، ساده و سرسری و بی تحقیقات از این مسأله خواستگاری عبور نمی کردند و توجه و نگرانی ویژه ای داشتند و شما هم این رو با نشانه های مختلف ( که یکیش می تونه همین داشتن جلسه ی خصوصی پدر دختر با پسر باشه) احساس کردید، بدونید اون دختر قریب به یقین عزیز خانواده اش است.

یعنی احتمال زیاد شخصیت کمال یافته ای به لحاظ عاطفی دارد. کمبود محبت و عقده ی عاطفی و ... نداره و احتمال اینکه خوشبختتون کنه زیاده.

------------
ببخشید طولانی شد. تجربه و مشاهداتی بود که شخصا داشتم. گفتم بازگو کنم. شاید زاویه ی دیدتان چرخشی به سایر جوانب و احتمالات ممکن هم داشته باشد.
انشالله که بزودی بهترین همسر شایسته تون! رو بیابید. با توکل بر خدای کریم.
__________________
الهی

" ماذا وجد من فقدک؟!
و ما الذی فقد من وجدک؟! "

چه یافت آن کس که تو را گم کرد؟! و چه گم کرد آن که تو را یافت؟!

آخرين ويرايش beatrice ، Saturday 20 October 2012 در 04:02PM.
beatrice حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از beatrice بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:05AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts