بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Monday 27 April 2015   #31
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,953
ج: آیا این اشتباه علمی قرآن است ؟ !

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته
درباره مقصود شما که مطالب متضاد را نشانه کمال و گوهر قران دانستید عرض کنم این نشانه های چند منظوره گاها معانی متضادی دارند یا سبب تعارض هستند مثل : لاتصیبن : با : لتصیبن : عجبتَ و عجبتُ و... که سبب اختلاف حکم فقهی نیز میشوند مانند :یطهرن و لامستم ولمستم و قاتل و قوتل ..

ومابدلوا تبدیلا با ومن بدل تبدیلا > پس معنی کاملا سرنوشت ساز است .
۱- به کارگیری نشانه‌های چند منظوره برای مقاصد متضاد به معنای تناقض‌گویی و به معنای لوجدوا فیه اختلافا کثیرا نیست، بلکه مثل به کارگیری لغات متضاد برای مقاصد متضاد است، در لغت عرب بیش از ۳۰۰ لغت ضد داریم، شما میتوانید مثلا با یک ایمیل برای دو نفر بنویسید: قد وجدت منک، ولی یکی با ملاحظه ارتباطات شما میفهمد یعنی از تو خوشحال شدم و دیگری میفهمد یعنی از تو ناراحت شدم و هر دو درست است و شما هر کدام را به تناسب خودش قصد کرده‌اید و تناقض هم نگفته‌اید.

۲- مقصود از اختلاف قرائت، مواردی که ناشی از اجتهاد قاری یا اشتباه اوست نیست، بلکه تنها شامل مواردی است که قاری نقل کننده است و در نهایت به ملک وحی ختم میشود.

۳- در قرائات متواتره معانی غیر قابل جمع وجود ندارد، در طول قرنها مفسرین با آنها مانوس بوده و برای همه آنها توضیح داده‌اند، و آنچه برای بعضی بن بست خطرناک! است برای آنها ریاض فکر و حدائق غلب است، و اگر به آن، مسأله جواز استعمال لفظ در اکثر معنا را ضمیمه کنید دو چندان بلکه چند چندان میشود!

۴- و در پایان عرض میکنم که دوست گرامی، زور که نیست، هر چند بنده ادعای منطقی بودن ندارم، اما شما نمیخواهید بحث منطقی صورت بگیرد، هی تکرار مکرر، بنده عرض میکنم چیزی را، جواب نمیدهید، اما در جای دیگر همان حرفها را تکرار میکنید، چندین بار در این انجمن تکرار کردید به عنوان بن بست خطرناک در دین که آهای مسلمین به من بگویید ملک وحی در سوره حمد مالک قرائت کرده یا ملک؟! وقتی در این واضح‌ترین مورد، بحث درجا بزند چه انتظاری برای دقائق و لطائف است؟ به این پست خودتان مراجعه کنید:

http://www.iranclubs.org/forums/show...35#post2183935

ببینید وقتی بنده توضیح مالک و ملک را میدهم به جای اینکه جواب منطقی بدهید به شاخه دیگر میروید و عجبت و عجبت را مطرح میکنید، و وقتی با اشک چشم!! میگویم: برادر جواب آن را دادم تکرار چرا؟! میگویید: (عزیزم این من باب مثال بود بقیه اختلاف قرائات که معارض المعنی والحکم هم هستند چی ؟ حتی خود این عجبت هم یک توجیه است !) ببینید میگویید از باب مثال بود! و سپس با کلمه (توجیه) ادامه میدهید! کدام برهان ریاضی دقیق است که نتوان گفت: این توجیه است! و خلاص! در بحث منطقی باید حرف زد، جواب داد، حلقوی کردن بحث با کلمه توجیه و سپس تکرار مکرر، آیا جز عمر تلف کردن چیزی هست؟ به هر حال در جمیع موارد تعدد قرائت وحیانی، جمع بسیار زیبای حکیمانه موجود است، و راجع به مسائل دیگر که مطرح کردید مثل حجاج و یا حدیث اخیر، نکات زیادی به ذهنم میآید که از طول دادن عاجزم.

اگر در بین بحث، ناخواسته، بی ادبی صورت گرفته عذرخواهی میکنم.
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 27 April 2015   #32
خیرالبریه
علی وشیعته
 
نشان خیرالبریه
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2007
پاسخ‌ها: 3,608
ج: آیا این اشتباه علمی قرآن است ؟ !

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
۱- به کارگیری نشانه‌های چند منظوره برای مقاصد متضاد به معنای تناقض‌گویی و به معنای لوجدوا فیه اختلافا کثیرا نیست، بلکه مثل به کارگیری لغات متضاد برای مقاصد متضاد است، در لغت عرب بیش از ۳۰۰ لغت ضد داریم، شما میتوانید مثلا با یک ایمیل برای دو نفر بنویسید: قد وجدت منک، ولی یکی با ملاحظه ارتباطات شما میفهمد یعنی از تو خوشحال شدم و دیگری میفهمد یعنی از تو ناراحت شدم و هر دو درست است و شما هر کدام را به تناسب خودش قصد کرده‌اید و تناقض هم نگفته‌اید.
بله ، اما این امر از جانب خدای متعال که کتابش باید رافع اختلاف و روشن ونوروتفصیل و تبیان باشد بعید است .

نقل قول:
۲- مقصود از اختلاف قرائت، مواردی که ناشی از اجتهاد قاری یا اشتباه اوست نیست، بلکه تنها شامل مواردی است که قاری نقل کننده است و در نهایت به ملک وحی ختم میشود.
چنین راهی وجود ندارد زیرا قرائات حداکثر تا خود قاری (قرن 4) متواترند !

نقل قول:
۳- در قرائات متواتره معانی غیر قابل جمع وجود ندارد، در طول قرنها مفسرین با آنها مانوس بوده و برای همه آنها توضیح داده‌اند، و آنچه برای بعضی بن بست خطرناک! است برای آنها ریاض فکر و حدائق غلب است، و اگر به آن، مسأله جواز استعمال لفظ در اکثر معنا را ضمیمه کنید دو چندان بلکه چند چندان میشود!
متاسفانه قرنها تقلید وتعصب جامد مانع بوده اگر کمی تعقل وتفکر وتحقیق میکردند حال وروزشان بهتر میشد !


اما قبلا در مورد تعارض قرائات متواتره قبلا بحثی داشتم :

http://iranclubs.org/forums/showthre...=152809&page=2

مثلا چگونه یطهرن بایطّهّرن جمع میکنید :
قرأ حمزة، والكسائي، وشعبة عن عاصم، وخلف العاشر: (حتّى يطّهّرن) بتشديد الطاء، والهاء.
وقرأ الباقون: حَتَّى يَطْهُرْنَ بتخفيف الطاء، وإسكان الراء

نقل قول:
۴- و در پایان عرض میکنم که دوست گرامی، زور که نیست، هر چند بنده ادعای منطقی بودن ندارم، اما شما نمیخواهید بحث منطقی صورت بگیرد، هی تکرار مکرر، بنده عرض میکنم چیزی را، جواب نمیدهید، اما در جای دیگر همان حرفها را تکرار میکنید، چندین بار در این انجمن تکرار کردید به عنوان بن بست خطرناک در دین که آهای مسلمین به من بگویید ملک وحی در سوره حمد مالک قرائت کرده یا ملک؟! وقتی در این واضح‌ترین مورد، بحث درجا بزند چه انتظاری برای دقائق و لطائف است؟ به این پست خودتان مراجعه کنید:

http://www.iranclubs.org/forums/show...35#post2183935

ببینید وقتی بنده توضیح مالک و ملک را میدهم به جای اینکه جواب منطقی بدهید به شاخه دیگر میروید و عجبت و عجبت را مطرح میکنید، و وقتی با اشک چشم!! میگویم: برادر جواب آن را دادم تکرار چرا؟! میگویید: (عزیزم این من باب مثال بود بقیه اختلاف قرائات که معارض المعنی والحکم هم هستند چی ؟ حتی خود این عجبت هم یک توجیه است !) ببینید میگویید از باب مثال بود! و سپس با کلمه (توجیه) ادامه میدهید! کدام برهان ریاضی دقیق است که نتوان گفت: این توجیه است! و خلاص! در بحث منطقی باید حرف زد، جواب داد، حلقوی کردن بحث با کلمه توجیه و سپس تکرار مکرر، آیا جز عمر تلف کردن چیزی هست؟ به هر حال در جمیع موارد تعدد قرائت وحیانی، جمع بسیار زیبای حکیمانه موجود است، و راجع به مسائل دیگر که مطرح کردید مثل حجاج و یا حدیث اخیر، نکات زیادی به ذهنم میآید که از طول دادن عاجزم.

اگر در بین بحث، ناخواسته، بی ادبی صورت گرفته عذرخواهی میکنم.
با تشکر از صبر وتحمل شما ، بله من هم تعصبی ندارم هرکس باید خودش تحقیق کند و به نتیجه برسد .

والله الموفق .
.





__________________
قال الله تعالی : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَوَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده 55).
صدق الله العلی العظیم .
ثمره سالها بحث و مناظره

کانال تلگرامی اینجانب :
https://telegram.me/kamelee
وگروه شيعه واقعي ومناظره فرهيختگان :
https://t.me/joinchat/BlQSjz1xYw0rVOxakodP1A
خیرالبریه حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 27 April 2015   #33
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,953
ج: آیا این اشتباه علمی قرآن است ؟ !

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته

چنین راهی وجود ندارد زیرا قرائات حداکثر تا خود قاری (قرن 4) متواترند !
.....
.....
... بله من هم تعصبی ندارم هرکس باید خودش تحقیق کند و به نتیجه برسد .
دوست گرامی، اگر تعصب ندارید برای همه ما بگویید عاصم که قاری رایج قرائت کنونی ما است چه موقع وفات کرده است؟ و همچنین شش نفر دیگر از قراء هفتگانه؟
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 28 April 2015   #34
خیرالبریه
علی وشیعته
 
نشان خیرالبریه
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2007
پاسخ‌ها: 3,608
ج: آیا این اشتباه علمی قرآن است ؟ !

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی، اگر تعصب ندارید برای همه ما بگویید عاصم که قاری رایج قرائت کنونی ما است چه موقع وفات کرده است؟ و همچنین شش نفر دیگر از قراء هفتگانه؟
.
سلام

اصل مشکل ما همین است که فکر میکنیم قرائت عاصم همیشه رواج داشته اما تکیه بحث من قبل از قرن 4 است.

همه قراء سبعه در قرن دوم مرده اند
از عشره هم یزید (130) در قرن دوم فقط خلف (229) و یعقوب (205) در قرن سوم وفات نموده است .

قال أبو يوسف يعقوب بن خليفة الأعشى ، عن أبى بكر بن عياش : قرأت على عاصم ،
و قال عاصم : قرأت على أبى عبد الرحمن السلمى ، و قرأ أبو عبد الرحمن على على
ابن أبى طالب ، قال عاصم : و كنت أرجع من عند عبد الرحمن ، فأعرض على زر بن
حبيش ، و كان زر قد قرأ على عبد الله بن مسعود . قال أبو بكر : قلت لعاصم : لقد
استوثقت ، أخذت القراءة من وجهين ، قال : أجل .

و قال العجلى : كان عثمانيا .
__________________
قال الله تعالی : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَوَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده 55).
صدق الله العلی العظیم .
ثمره سالها بحث و مناظره

کانال تلگرامی اینجانب :
https://telegram.me/kamelee
وگروه شيعه واقعي ومناظره فرهيختگان :
https://t.me/joinchat/BlQSjz1xYw0rVOxakodP1A

آخرين ويرايش خیرالبریه ، Tuesday 28 April 2015 در 07:38AM.
خیرالبریه حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 28 April 2015   #35
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 22,621
ج: آیا این اشتباه علمی قرآن است ؟ !

قرائت عاصم از حفص بعد از به قدرت رسیدن عثمانیها در ترکیه فعلی ونوشتن قران بدست حافظ عثمان وصنعت چاپ در کشورهای تحت سلطه عثمانی وایران و....رایج شد وقبلش هر جائی قرائتی دیگر داشت والان هم تونس مغرب و.....قرائت ورش و......قالون و....که در صورت لزوم اقای حسین توضیح می دهند
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از عبدالعلی69 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 28 April 2015   #36
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,953
ج: آیا این اشتباه علمی قرآن است ؟ !

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته

اصل مشکل ما همین است که فکر میکنیم قرائت عاصم همیشه رواج داشته اما تکیه بحث من قبل از قرن 4 است.

همه قراء سبعه در قرن دوم مرده اند

سؤال این است که خلاصه، قرائت خود عاصم متواتر هست یا خیر؟ آیا یک قرائت ادعا شده قرن چهارم متواتر است؟ یعنی آیا ما شک داریم که اساسا این قرائت مال خود عاصم است؟


این سؤال از این جهت اهمیت دارد که عاصم عمده عمر خود را در قرن اول گذرانده، وفات او ۱۲۸ است، و اگر حدود ۸۰ عمر کرده باشد ۵۰ سال از عمرش در قرن اول بوده است، او از تابعین است البته از صغار تابعین، اگر تواتر به او ختم شود خیلی متفاوت از حرف شماست که میگویید حداکثر، تواتر قرائات تا قرن ۴ پیش میرود!

خلاصه، آیا قرائات سبع نمایانگر تواتر قرن اول است یا چهارم؟
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 28 April 2015   #37
خیرالبریه
علی وشیعته
 
نشان خیرالبریه
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2007
پاسخ‌ها: 3,608
ج: آیا این اشتباه علمی قرآن است ؟ !

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
سؤال این است که خلاصه، قرائت خود عاصم متواتر هست یا خیر؟ آیا یک قرائت ادعا شده قرن چهارم متواتر است؟ یعنی آیا ما شک داریم که اساسا این قرائت مال خود عاصم است؟


این سؤال از این جهت اهمیت دارد که عاصم عمده عمر خود را در قرن اول گذرانده، وفات او ۱۲۸ است، و اگر حدود ۸۰ عمر کرده باشد ۵۰ سال از عمرش در قرن اول بوده است، او از تابعین است البته از صغار تابعین، اگر تواتر به او ختم شود خیلی متفاوت از حرف شماست که میگویید حداکثر، تواتر قرائات تا قرن ۴ پیش میرود!

خلاصه، آیا قرائات سبع نمایانگر تواتر قرن اول است یا چهارم؟
.
قرائات سبع سلیقه وانتخاب ابوبکر مجاهد است که مشهورترین قرائات آنزمان بودند .

اما قرائات دیگری به موازات همین قرآء سبعه وجود داشتند که بعلت مخالفت حکام که با آنها برخورد میشد ومخفی بودند مانند برخوردی که با قرائت ابن مسعود وابی بن کعب و...که از عثمان وحجاج شروع شد و توسط خلیفه عباسی الراضی بالله ، با حبس وقتل شنبوذیان خاتمه یافت.

قدرت و زور حجاج وبعد هم سیاست خلفای عباسی و ...باعث شد تا بتدریج قرائات دلخواه حکام ترویج ومنتشر شود وناگهان متواتر شوند !
...

بزبان دیگر قبل از قرن چهارم تواتر معنی ندارد و هزاران قرائت مختلف واجتهادی وجود داشت .حتی مصاحف مختلفی موجود بود.

تواتر چی وازکی ؟ تواتر قرائت یا تواتر قرآن ومصاحف ؟ حتی همه ایات قران در یک سطح از شهرت ( تسامحا تواتر) نیستند .

چرا اسمی از قرائت عاصم بروایت شعبه که بقرائت ابن مسعود میرسد برده نمیشود ؟

__________________
قال الله تعالی : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَوَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده 55).
صدق الله العلی العظیم .
ثمره سالها بحث و مناظره

کانال تلگرامی اینجانب :
https://telegram.me/kamelee
وگروه شيعه واقعي ومناظره فرهيختگان :
https://t.me/joinchat/BlQSjz1xYw0rVOxakodP1A
خیرالبریه حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 28 April 2015   #38
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,953
ج: آیا این اشتباه علمی قرآن است ؟ !

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته

قرائات سبع سلیقه وانتخاب ابوبکر مجاهد است که مشهورترین قرائات آنزمان بودند .
.....
.....
وناگهان متواتر شوند !
دوست گرامی، اگر شما تاریخ قرائات را به دقت درس داده بودید هرگز انگشتان شما به نوشتن این سخنان تکان نمیخورد! قرآن غیر از اینکه در بین تمام مسلمین تواتر میدانی دارد ، تواتر سندی مدون قطعی کلاسیک هم دارد.

آیا ممکن است یک عالم مثل ابن مجاهد یک دفعه یک کتاب بنویسد و چیزی را دفعة متواتر کند؟ بنده میتوانم ده‌ها شاهد از کتب نوشته شده نزدیک یا قبل از تولد ابن مجاهد به شما لینک بدهم که ببینید چگونه قرائت عاصم مشهور بود، ابن قتیبه متوفای ۲۷۶ یعنی ۵۲ سال قبل از وفات ابن مجاهد میگوید:


تأويل مشكل القرآن (ص: 40)
ومن ذلك قوله في سورة الأنبياء: وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ [الأنبياء: 88] كتبت في المصاحف بنون واحدة، وقرأها القرّاء جميعا ننجي بنونين إلا عاصم بن أبي النّجود «2» فإنه كان يقرؤها بنون واحدة، ويخالف القرّاء جميعا، ويرسل الياء فيها على مثال (فعل) .
فأما من قرأها بنونين، وخالف الكتاب، فإنه اعتل بأن النون تخفى عند الجيم، فأسقطها كاتب المصحف لخفائها، ونيّته إثباتها.
واعتلّ بعض النحويين لعاصم فقالوا: أضمر المصدر، كأنه قال: نجّي النجاء المؤمنين، كما تقول: ضرب الضرب زيدا، ثم تضمر الضّرب، فتقول: ضرب زيدا.
وكان أبو عبيد «3» يختار في هذا الحرف مذهب عاصم كراهية أن يخالف الكتاب، ويستشهد عليه حرفا في سورة الجاثية، كان يقرأ به أبو جعفر المدني «1» ، وهو قوله: لِيَجْزِيَ قَوْماً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ [الجاثية: 14] أي ليجزى الجزاء قوما.




ببینید میگوید: بعض نحویین برای قرائت مختص به عاصم، تعلیل نحوی ذکر کرده‌اند! بعد میگوید ابوعبید (قاسم بن سلام متوفای ۲۲۴) قرائت عاصم را بر همه قرائات دیگر ترجیح داده چون دقیقا موافق رسم عثمانی است.





و این عبارت خود ابن مجاهد است که سندهایش به عاصم را ذکر میکند:


السبعة في القراءات (ص: 94)

أسانيد قراءة عاصم
۱- وما كان من قراءة عاصم بن أبي النجود عن أبي بكر بن عياش فإن عبد الله بن محمد بن شاكر أخبرني بها عن يحيى بن آدم عن أبي بكر بن عياش عن عاصم من أول القرآن إلى خاتمة الكهف
۲- وأخبرني إبراهيم بن أحمد بن عمر الوكيعي عن أبيه عن يحيى بن آدم عن أبي بكر عن عاصم بذلك من أول القرآن إلى آخره
۳- وأخبرني محمد بن الجهم قال حدثنا عبد الله بن عمرو بن أبي أمية البصري عن أبي بكر عن عاصم بذلك من أوله إلى آخره
۴- قال وحدثني ابن الجهم أيضا قال وحدثنا أبو توبة ميمون بن حفص النحوي عن الكسائي عن أبي بكر عن عاصم
۵- قال وأخبرني أبو بكر موسى بن إسحق عن هرون بن حاتم أبي بشر عن حسين بن علي الجعفي عن أبي بكر عن عاصم
۶- وحدثني موسى بن إسحق ومحمد بن عيسى بن حيان المقرىء عن أبي هشام عن يحيى عن أبي بكر عن عاصم
۷- وحدثني الكسائي محمد بن يحيى عن أبي الحارث عن أبي عمارة عن حفص عن عاصم
۸- وحدثني أحمد بن علي الخزاز قال حدثنا ابو عمر هبيرة بن محمد التمار عن حفص بن سليمان عن عاصم
۹- وحدثني أبو محمد الرقي عن أبي عمر الدوري عن أبي عمارة عن حفص عن عاصم
۱۰- وأخبرني محمد بن حماد بن ماهان الدباغ قال حدثني أبو الربيع عن حفص عن عاصم
۱۱- وحدثنا أبو بكر وهب بن عبد الله المروزي قال حدثنا الحسن بن المبارك الأنماطي ويعرف بابن اليتيم قال حدثنا أبو حفص عمرو بن الصباح بن صبيح قال رويت هذه القراءة عن أبي عمر البزاز وهو حفص بن سليمان بن المغيرة ويعرف بالأسدي قال قرأت على عاصم بن أبي النجود ، وذكر أبو عمر أنه لم يخالف عاصما في حرف من كتاب الله إلا في قوله تعالى {من ضعف}
۱۲- وحدثني أحمد بن علي الخزاز ومحمد بن حيان عن محمد بن يحيى القطعي عن أبي زيد النحوي عن المفضل بن محمد الضبي عن عاصم
۱۳- حدثني محمد بن حيان من أول القرآن إلى خاتمة سورة آل عمران
۱۴- وحدثني الخزاز أحمد بن علي من أول سورة النساء إلى آخر القرآن
۱۵- وحدثني عبد الله بن سليمان قال حدثنا أبو زيد عمر بن شبة قال حدثنا جبله عن المفضل عن عاصم
۱۶- وحدثني غير واحد من أصحابنا عن أصحاب أبان عن أبان عن عاصم
۱۷- وقد ذكرت ما روى غير هؤلاء عن عاصم في المواضع التي رويت عن الذي رواه وأوصله إلي كحماد بن سلمة والضحاك بن ميمون وحماد بن عمرو الأسدي وشيبان بن عبد الرحمن ونعيم بن ميسرة النحوي والحكم بن ظهير والمغيرة بن مقسم الضبي وحماد بن شعيب وغير هؤلاء إذا خالفوا غيرهم ممن روى عنه الحرف والحرفين والأكثر في مواضعها



مخصوصا بند ۱۷ را با دقت نگاه کنید.




نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته

چرا اسمی از قرائت عاصم بروایت شعبه که بقرائت ابن مسعود میرسد برده نمیشود ؟
میگویند اشتهار امروزه قرائت حفص عن عاصم، مربوط به حنفی بودن حکومت عثمانی و خط حافظ عثمان و صنعت چاپ است که دست به دست هم داده و کشورهای شرق مطلقا (نه غرب افریقا) یک قرائت رایج شد، و گرنه این عبارت کاشف از حال قرن دهم است، میگوید تمام شهرت در بین عجم برای روایت شعبه است:


خلاصة المنهج، ج‏1، ص: 3 - ملا فتح الله كاشانى-- متوفی 988
و از قرائت معتبره برواية بكر از عاصم كه در ميان عجم شهرتى تمام دارد اختصار خواهد رفت و ببعضى كلمات كه حفص را با او طريق مخالفت و معنى كلام بسبب آن اختلاف تغيير مييابد اشارتى با او خواهد شد
.

آخرين ويرايش hosyn ، Tuesday 28 April 2015 در 02:55PM.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 29 April 2015   #39
خیرالبریه
علی وشیعته
 
نشان خیرالبریه
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2007
پاسخ‌ها: 3,608
ج: آیا این اشتباه علمی قرآن است ؟ !

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی، اگر شما تاریخ قرائات را به دقت درس داده بودید هرگز انگشتان شما به نوشتن این سخنان تکان نمیخورد! قرآن غیر از اینکه در بین تمام مسلمین تواتر میدانی دارد ، تواتر سندی مدون قطعی کلاسیک هم دارد.

آیا ممکن است یک عالم مثل ابن مجاهد یک دفعه یک کتاب بنویسد و چیزی را دفعة متواتر کند؟ بنده میتوانم ده‌ها شاهد از کتب نوشته شده نزدیک یا قبل از تولد ابن مجاهد به شما لینک بدهم که ببینید چگونه قرائت عاصم مشهور بود، ابن قتیبه متوفای ۲۷۶ یعنی ۵۲ سال قبل از وفات ابن مجاهد میگوید:
دوست گرامی ما کاری به بعد از عاصم وقراء سبعه نداریم اصلا این جمله قران متواتر است از چه زمانی ساخته وبدست چه کسی شایع شد ؟!

اساتید جواب دهند !

قران یعنی چه ؟ تواتر چیست ؟

اگر مقصود این مصحف فعلی است که توسط حجاج آخرین ویرایش شد وبه امصار فرستاده شد باید یادآوری شود که بعد از کودتای سقیفه و دستور خلیفه ثانی به تجرید مصاحف بنص صحاح سنت و توحید قرائات بدست خلیفه سوم و درگیری که با اکابر اصحاب در این مورد داشت ، تواتری نه در مورد مصاحف ونه در مورد قرائات وجود داشت بزبان دیگر همین مخالفت اکابر اصحاب در زمینه قرائات ووجود مصاحف مختلفشان بالاترین دلیل بر عدم تواتر در قرن اول و دوم و سوم هجریست .



تواتر میدانی از قرن 4 بنابر سیاست خلفا مطرح ومنتشر شد .

تواتر سندی ؟! کیلوئی چند ؟

اگر تحدید قرائات سیاسی ومغرضانه نبود یعنی اگر کار ابن مجاهد علمی ودرست بود چرا بعد از او کارش را توبیخ کردند وبزرگان این فن مانند ابن جزری سه تن دیگر به 7 نفر ابوبکر اضافه کرد (النشر فی القرائات العشر) و بعد اوی نیز دیامطی (اتحاف فضلاء البشر فی القرائات الاربعه عشر) نیز 4 نفر دیگر اضافه نمود تا قرائات به 14 برسد ؟! خود این مسائل نشان میدهد که 1000 سال قبل اصلا مسئله قرائات بدین صورتی که ما امروز فکر میکنیم نبوده است .




نتیجه اینکه:

1- قرآن مجید که ماده و قرائتش واحد است در لوح محفوظ ودر کتاب مکنون ودرسینه علم داده شدگان از هر نقص وتحریفی مصون ومحفوظ است ودر طول 23 سال بتدریج نازل شد بعضی خیال میکنند قران یک کتاب مدون ومجلد بود که از آسمان تحویل رسول خدا ص شدو پیامبر هم آنرا در بین مردم منتشر وتوزیع نمود !
2- بعد از جمع چند باره مصاحف در زمان ابوبکر وعثمان (توحید قرائات) توسط زیدبن ثابت وبکمک عمر(تجرید مصاحف) و مروان و معاویه ، آیات وسوری که در پوست وچوب ورقاع وکتف نوشته شده بود (صحف) در بین دو جلد جمع شد وبه مصحف مشهور گردید ومصاحف سایر اصحاب توسط عثمان نابود گردید . بعد ازعثمان ، حجاج یوسف هم تغییرات وویرایش نهایی را در مصاحف وقرائات انجام داد وبه امصار فرستاد که در همین قرن اول و دوم وسوم مردم بدون توجه به این مصحف عثمانی یا همان مصحف حجاج ، قرائات مختلف خود را حفظ کرده بودند اما قدرت و زور حجاج وبعد هم سیاست خلفای عباسی و ...باعث شد تا بتدریج قرائات دلخواه حکام ترویج ومنتشر شود وناگهان متواتر شوند ! و این تحدید قرائات با سیاست ابوبکر مجاهد در قرن چهارم وتوسط قدرت خلیفه عباسی الراضی بالله با دستگیری وحبس وقتل ابن شنبوذ وشاگردانش که بقرائات شاذ ابن مسعود و.... قرائت میکردند به آخر رسید .
3- علت وجود برخی اشتباهات وقرائات و رسم الخط مختلف در مصحف فعلی بیانگر بی نظمی وبی دقتی و نابسامانی هنگام جمع قران بوده است (چه سهوی چه عمدی) واز آنجا که زید بن ثابت یهودی در جمع اول در زمان ابوبکر ودر جمع بعدی در زمان عثمان بیشترین نقش را داشته از دخالت در مصاحف خود داری نکرده البته بدستور عمر که گفته بود قرآن را تجرید وپیرایش کنید .


4- با دقت در مصحف فعلی روشن میشود که برخی آیات تکراری وبرخی نزدیک بهم نوشته شده اند و در برخی هم اضافات تفسیری وجود دارد مانند فلا اثم علیه و آیات :


إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ {البقرة/173}
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالْدَّمَ وَلَحْمَ الْخَنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ {النحل/115}


کلمات فلا اثم علیه ، تفسیر آیات بوده که توسط اصحاب نوشته شده و این آیات در اصل یکی هستند اما در زمان جمع قرآن از مصاحف مختلف تکرار شده اند .

همچنین آیه زیر بخوبی نمایانگر جمع آوری ناشیانه ابوبکر وزید از مصاحف مختلف اصحاب است :



وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّداً وَقُولُواْ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ {البقرة/58} فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْرِجْزاً مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ {البقرة/59}


وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ {الأعراف/161} فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَظْلِمُونَ {الأعراف/162}

بزبان دیگر هنگام جمع قران مثلا در مصحف ابن مسعود بصورت آیه 59 – بقره نوشته بود ودر مصحف ابی بصورت 162 اعراف .



واین آیات نزدیک بهم گواهی میدهند که این آیات از مصاحف وصحف مختلف اصحاب در هنگام جمع قران ، جمع آوری ودر مصحف ابوبکر و عثمان گرد آوری شده اند که در اثر برداشت مختلف اصحاب از شنیدنشان از رسول خدا ص ویا سایر اصحاب بوده اند . مانند احادیث که هنگام شنیدن هرفرد برداشتی از سمع و عقل و فهم خود دارد ویکی از بهترین اسباب رسیدن به تفسیر واقعی وحقیقت مقصود خدای سبحان از نزول آیات همین آیات تکراری و شبیه بهم میباشند و در درجه اول آیاتی مثل بسم الله الرحمان الرحیم که تکراری ترین آیه قران ودرنتیجه متواترترین است و در درجه بعد آیاتی مثل همین آیات که برداشت مختلف اصحاب در مصاحفشان بوده است . ضمن اینکه باید توجه داشت بعد از انقلاب سقیفه و دستور تجرید قرآنها توسط عمر ، بعضی آیات حدیث شدند (مخصوصا قرائات خاص ابن مسعود و ... که موافق حکام نبودند) و بعضی احادیث در قرآن آیه شدند (مثل همین آیه غروب خورشید در چشمه جوشان واضافت تفسیری دیگر) !!!!!


اما خدای متعال برای این مهم ( ثبت وضبط قرآن )همان اذن واعیه و شرکای قران یا ثقلین را معرفی نمود تا عین وحی که در سینه ایشان هم هست ، ثبت وضبط شود تا قیامت جوابگوی احتیاجات بشریت باشند (در هرشب قدر هرسال نیازهای آنسال توسط شریک قران از الله متعال دریافت میشود یا همان سنت یا شرح آیات که بر محدَثین نازل میشود من رسول ولا نبي ولا محدث) اما متاسفانه بعد از سقیفه این مهم متروک ومهجور گشت ومصحف امام علی ع مورد قبول حزب حاکم قرار نگرفت وبشریت بدبخت شد!



بعد از این 4 مقدمه بحث آیه 86 کهف به احتمالات زیر می کشد :

اول شاید این جمله : وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَةٍ : از تورات وتفسیر مغرب الشمس است که در مصحف برخی اصحاب شاگرد یهود اخذ نموده اند (زاملتین) .

دوم حذف یک کلمه مانند کانها از آیه : حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا (کانها) تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا {الكهف/86} که این موضوع شواهدی صحیح از صحاح عامه هم دارد مانند حذف کلمه من از آیه : وما بدلوا تبدیلا : که در اصل : ومن بدل تبدیلا : بوده است ویا آیه وشاورهم فی بعض الامر براویت بخاری وتصحیح البانی ، توسط حزب سقیفه وبرای مشروعیت بخشی به غصب ولایت 12 امام بصورت : وشاورهم فی الامر در مصحف فعلی ثبت شد !

ویا حذف الی اجل مسمی از آیه 24 نساء که موافق میل جناب خلیفه نبود : فما استمتعتم به منهن إلى أجل مسمى فآتوهن أجورهن فريضة . وبروایت صحیح مسلم و...عمر میگفت که رسول خدا ص مرد وقران نزولش تمام شد وخداوند هرچه دلش خواست برای رسولش حلال کرد !!!! واز امروز من حکم میکنم که اگر کسی متعه کند سنگسارش میکنم و...

یا مثل نقص در آیه زیر از زبان رسول خدا ص :

39 - - حدثنا محمد بن عبد العزيز ، ثنا أحمد بن إبراهيم ، عن عبد الصمد بن عبد الوارث ، عن مالك بن مغول ، ثنا علي بن مدرك ، ثنا أبو عامر الأشعري ، قال : وكان رجل قتل فيهم بأوطاس ، فقال له النبي : « يا أبا عامر ألا غيرت ؟ » فتلا هذه الآية ( يا أيها الذين آمنوا عليكم أنفسكم لا يضركم من ضل إذا اهتديتم ، فغضب رسول الله وقال : « أين ذهبتم إنما هي يا أيها الذين آمنوا عليكم أنفسكم لا يضركم من ضل من الكفار إذا اهتديتم »

الكتاب : جزء قراءات النبي لحفص بن عمرو....وَأَخْرَجَ أَحْمَدُ وَابْنُ أَبِي حَاتِمٍ وَالطَّبَرَانِيُّ وَابْنُ مَرْدَوَيْهِ عَنْ عَامِرٍ الْأَشْعَرِيِّ .


فأنزل الله من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضى نحبه ومنهم من ينتظر وما بدلوا تبديلا قال حماد وقرأت في مصحف أبي ومنهم من بدل تبديلا. صحیح

روی الكليني عن أبي عبد الله عليه السلام ويقرأ أيضاً: سل بني إسرائيل كم آتيناهم من آية بينة فمنهم من آمن ومنهم من جحد ومنهم من أقر ومنهم من بدل ومن يبدل نعمة الله من بعد ما جاءته فإن الله شديد العقاب.

وامام علی ع هم بروایات عامه گفت که :
محمد بن سيرين عن عكرمة قال لما كان بعد بيعة أبي بكر قعد علي بن أبي طالب في بيته فقيل لأبي بكر قد كره بيعتك فأرسل إليه فقال أكرهت بيعتي قال لا والله قال ما أقعدك عني قال رأيت كتاب الله يزاد فيه فحدثت نفسي ألا ألبس ردائي إلا لصلاة حتى أجمعه ...اتقان و أخرجه ابن أبي شيبة في المصنف : عن ابن عون عن محمد .

‏ ديدم در كتاب خدا زياداتى وارد شده است (كه موجب تغيير كتاب خدا مى‏گردد)؛ پس تصميم گرفتم كه جز براى اقامه نماز ردا به دوش نگيرم (از منزل خارج نشوم) تا قرآن را گرد آوردم.

دیدم که در کتاب خدا چیزهایی می افزایند و....
وپیامبر هم لعنت کرده بودند : والزائد فی کتاب الله ....يعني كسيكه در كتاب خدا اضافه كند !


ستة لعنهم الله وكل نبي مجاب الدعوة : الزائد في كتاب الله عز وجل ، والمكذب بقدر الله والمتسلط على أمتي بالجبروت ليذل من أعزه الله ويعز من أذله الله ، والمستحل حرمة الله ، والمستحل من عترتي ما حرم الله ، والتارك لسنتي
الراوي: - المحدث: الهيتمي المكي - المصدر: الزواجر - الصفحة أو الرقم: 1/99
خلاصة حكم المحدث: صحيح

واز طریق شیعه هم کلینی وصدوق برقی ومجلسی روایتش کرده اند .

14 علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن ميسر، عن أبيه، عن أبي جعفر عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله: خمسة لعنتهم وكل نبي مجاب الزائد في كتاب الله والتارك لسنتي والمكذب بقدر الله والمستحل من عترتي ما حرم الله والمستأثر بالفئ [و] المستحل له.کافی

لعنت بر:
(کسى که در کتاب خدا چیزى بیفزاید ، کسى که قضا و قدر الهى را انکار نماید ،، کسى که با زور در جهت عزت دشمنان خدا و ذلت دوستان خدا گام بردارد).
کسى که حرام خدا را حلال بداند ، کسى که حق عترت مرا که خداوند محترم دانسته پایمال کند، کسى که سنّت من را کنار بگذارد




نقل قول:

میگویند اشتهار امروزه قرائت حفص عن عاصم، مربوط به حنفی بودن حکومت عثمانی و خط حافظ عثمان و صنعت چاپ است که دست به دست هم داده و کشورهای شرق مطلقا (نه غرب افریقا) یک قرائت رایج شد، و گرنه این عبارت کاشف از حال قرن دهم است، میگوید تمام شهرت در بین عجم برای روایت شعبه است:


خلاصة المنهج، ج‏1، ص: 3 - ملا فتح الله كاشانى-- متوفی 988
و از قرائت معتبره برواية بكر از عاصم كه در ميان عجم شهرتى تمام دارد اختصار خواهد رفت و ببعضى كلمات كه حفص را با او طريق مخالفت و معنى كلام بسبب آن اختلاف تغيير مييابد اشارتى با او خواهد شد
قرائت ابوبکر عیاش از عاصم از ابن مسعود قرائت 67 مائده است که بسند صحیح نزد عامه هم آمده ، چرا این قرائت توسط عثمان وحجاج و ابوبکر مجاهدو .... سرکوب شد ؟

از ابن مسعود در زمینه آیه 67 مائده و احزاب-25 وآل عمران 33 و ال عمران123 با اضافاتی آمده (ان علیا مولی المومنین ، کفی الله المومنین القتال بعلی ، وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ بسيف علی و « قرأت في مصحف عبدالله بن مسعود : إنّ الله اصطفى آدم ونوحاً وآل إبراهيم وآل عمران ـ #وآلمحمد ـ على العالمین .


وَقَرَأَ عَبْدُ اللَّهِ: وَآلَ مُحَمَّدٍ عَلَى الْعَالَمِينَ.



__________________
قال الله تعالی : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَوَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده 55).
صدق الله العلی العظیم .
ثمره سالها بحث و مناظره

کانال تلگرامی اینجانب :
https://telegram.me/kamelee
وگروه شيعه واقعي ومناظره فرهيختگان :
https://t.me/joinchat/BlQSjz1xYw0rVOxakodP1A

آخرين ويرايش خیرالبریه ، Wednesday 29 April 2015 در 07:08AM.
خیرالبریه حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 29 April 2015   #40
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,953
ج: آیا این اشتباه علمی قرآن است ؟ !

دوست گرامی، راه این نیست که از چیزهایی که درست است استفاده کرد برای نفی چیزهای دیگری که آنها هم درست است، مثلا میتوان به راحتی از تحقق قطعی سقیفه در تاریخ اسلام، استفاده کرد برای اینکه اصل اسلام درست نیست، کما اینکه به نتیجه کار، یزید با لعبت اشاره است، اما اگر واقع‌نگر باشیم برعکس میبینیم! یعنی هم تحقق قطعی سقیفه را قبول داریم و نه تنها آن را با حقانیت دین اسلام جمع میکنیم بلکه این را از شواهد حقانیت آن میبینیم! و گرنه به ما میگویند: حفظت شیئا و غابت عنک اشیاء!

تمام مطالب شما، اگر نیک در آنها نگاه کنید مرءات واضحی است که نمیتوان امری را مخفی کرد! شما در قرن پانزدهم، خود را به راحتی مطلع بر جریانات احساس میکنید و صحیح میگویید، و از همینجا آنچه اتفاق بر آن است قدرت نرم صد چندان پیدا میکند، مثلا اگر قراء سبعه در ملک و مالک اختلاف کنند، نفس این اختلاف و اطلاع ما بر آن، تقویت کننده به توان هندسی، برای عدم اختلاف در کلمه یوم یا الدین یا سایر کلمات موجود در سوره است، و هکذا، شما یک طرف قضیه را برجسته میکنید، ولی لوازم و ملابسات همراه آنها که مثل خورشید است را عبور میکنید.
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 29 April 2015   #41
خیرالبریه
علی وشیعته
 
نشان خیرالبریه
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2007
پاسخ‌ها: 3,608
ج: آیا این اشتباه علمی قرآن است ؟ !

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی، راه این نیست که از چیزهایی که درست است استفاده کرد برای نفی چیزهای دیگری که آنها هم درست است، مثلا میتوان به راحتی از تحقق قطعی سقیفه در تاریخ اسلام، استفاده کرد برای اینکه اصل اسلام درست نیست، کما اینکه به نتیجه کار، یزید با لعبت اشاره است، اما اگر واقع‌نگر باشیم برعکس میبینیم! یعنی هم تحقق قطعی سقیفه را قبول داریم و نه تنها آن را با حقانیت دین اسلام جمع میکنیم بلکه این را از شواهد حقانیت آن میبینیم! و گرنه به ما میگویند: حفظت شیئا و غابت عنک اشیاء!

تمام مطالب شما، اگر نیک در آنها نگاه کنید مرءات واضحی است که نمیتوان امری را مخفی کرد! شما در قرن پانزدهم، خود را به راحتی مطلع بر جریانات احساس میکنید و صحیح میگویید، و از همینجا آنچه اتفاق بر آن است قدرت نرم صد چندان پیدا میکند، مثلا اگر قراء سبعه در ملک و مالک اختلاف کنند، نفس این اختلاف و اطلاع ما بر آن، تقویت کننده به توان هندسی، برای عدم اختلاف در کلمه یوم یا الدین یا سایر کلمات موجود در سوره است، و هکذا، شما یک طرف قضیه را برجسته میکنید، ولی لوازم و ملابسات همراه آنها که مثل خورشید است را عبور میکنید.
.
با عرض سلام

من خیلی اهل انشاء و بازی با کلمات ونشانه ها نیستم ؛ اگر مدرک ومستندی دارید که منتظر جوابم هر چند که همین جواب شما موید نظر ماست :

تکرار میکنم :

دوست گرامی ما کاری به بعد از عاصم وقراء سبعه نداریم اصلا این جمله قران متواتر است از چه زمانی ساخته وبدست چه کسی شایع شد ؟!

اساتید جواب دهند !

قران یعنی چه ؟ تواتر چیست ؟


مگر قرائت نباید ما را به نص قرآنی که هدف خدای متعال از نزول آیه است برساند پس چرا قرائات مختلف ؟ :

قال ابن مجاهد: وكان ممن تجرد للقراءة وقام بها في عصر ابن كثير محمد بن عبد الرحمن بن محيصن. قلت: وقراءته في المبهج والروضة، وقرأت بها القرآن، ولولا ما فيها من مخالفة المصحف لألحقت بالقراءات المشهورة !!!!


سلیقه ای عمل کردن به اعتراف خود ابن مجاهد !





بقول ابن جزری چرا 7 تا مگر3 تای دیگر مشکل داشتند :



وقال ابن الجزري: والعجب ممن يطعن في هذه القراءة أو يجعلها من الشواذ وهي لم يكن بينها وبين غيرها من السبع فرق كما بيناه في كتابنا المنجد. (غاية النهاية ص 446)



وقد ذكر الإمام الذهبي في السير 1/488 ما نصه: (وقد ورد أن ابن مسعود رضي وتابع عثمان وله الحمد، وفي مصحف ابن مسعود أشياء أظنها نسخت) تو از کجا دانستی که نسخ شدند ؟!





ترک قرائت وسوختن مصحف عبدالله رض چرا وبه چه علت ؟


وقال القرطبي في المفهم: (وانتشرت المصاحف التي كتب بها عثمان إلى الآفاق، ووافقه عليها الصحابة، وقرأ المسلمون عليها، وترك مصحف عبدالله (چرا؟)، وخفي أمره، إلى أن وجد في خزائن بني عبيد بمصر عند انقراض دولتهم، فأمر صدر الدين قاضي الجماعة بإحراقه !!! على ما سمعناه من شيوخنا).
وانظر ـ لزاما ـ البداية والنهاية (11/238 ـ 239) في قصة غريبة.



قرائت صحیح و بدون تعارض آیه زیر کدامست ؟ بعبارت دیگر کدامیک از قرائات آیه زیر قرآن است :

مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ {البقرة/106}




چرا امام طبری قرائت حفص را در تفسیرش ذکرنکرده ؟! یعنی اصلا تا زمان طبری قرائت حفص از عاصم نه تنها متواتر بلکه حتی شایع هم نبوده است !





در آیه زیر هم :

قوله تعالى: إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا [مريم: 19/ 19].
قرأ قالون بخلف عنه، وورش، وأبو عمرو، ويعقوب: (ليهب لك غلاما زكيّا) بالياء، وقرأ الباقون: لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا بالهمزة




نتیجه :

هر چند که در مصحف امروزی یعنی مصحف حجاج ؛ لاهب نوشته شده اما از دو قرائتی که متواتر بوده اند فقط یکی از آنها نوشته شده یعنی در مصحف فعلی همه قرائات جمع نشده است حال کدامیک قران است معلوم نیست پس مصحف فعلی قران جامع وکامل نیست مگر بعد از امعان نظر وجمع همه قرائات و احادیث وشواهد .



اما اگر بگویید از جمع کردن وبررسی همه قرائات به قرآن میرسیم اینجا من با شما موافق میشوم چرا که برای رسیدن به قران باید همه قرائات حتی شواذ را دید و با شواهد وامارات سنجید .
__________________
قال الله تعالی : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَوَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده 55).
صدق الله العلی العظیم .
ثمره سالها بحث و مناظره

کانال تلگرامی اینجانب :
https://telegram.me/kamelee
وگروه شيعه واقعي ومناظره فرهيختگان :
https://t.me/joinchat/BlQSjz1xYw0rVOxakodP1A
خیرالبریه حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 29 April 2015   #42
خیرالبریه
علی وشیعته
 
نشان خیرالبریه
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2007
پاسخ‌ها: 3,608
ج: آیا این اشتباه علمی قرآن است ؟ !



چند تا مصحف از ابن مسعود را آتش زدند ونابود کردند ؟!
قصة مصحف ابن مسعود وتحريقه
«على فتيا الشيخ أبى حامد الأسفراييني فيما ذكره ابن الجوزي في منتظمه» وفي عاشر رجب جرت فتنة بين السنة والرافضة، سَبَبُهَا أَنَّ بَعْضَ الْهَاشِمِيِّينَ قَصَدَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدَ بْنَ النُّعْمَانِ الْمَعْرُوفَ بِابْنِ الْمُعَلِّمِ- وكان فقيه الشيعة- في مسجده بدرب رباح، فَعَرَضَ لَهُ بِالسَّبِّ فَثَارَ أَصْحَابُهُ لَهُ وَاسْتَنْفَرَ أَصْحَابَ الْكَرْخِ وَصَارُوا إِلَى دَارِ الْقَاضِي أَبِي محمد الْأَكْفَانِيِّ وَالشَّيْخِ أَبِي حَامِدٍ الْإِسْفَرَايِينِيِّ،
وجرت فتنة عظيمة طَوِيلَةٌ، وَأَحْضَرَتِ الشِّيعَةُ
مُصْحَفًا ذَكَرُوا أَنَّهُ مُصْحَفُ عبد الله بن مسعود، وهو مخالف للمصاحف كُلَّهَا، فَجُمِعَ الْأَشْرَافُ وَالْقُضَاةُ وَالْفُقَهَاءُ فِي يَوْمِ جمعة لِلَّيْلَةٍ بَقِيَتْ مِنْ رَجَبٍ، وَعُرِضَ الْمُصْحَفُ عَلَيْهِمْ فَأَشَارَ الشَّيْخُ أَبُو حَامِدٍ الْإِسْفَرَايِينِيُّ وَالْفُقَهَاءُ بِتَحْرِيقِهِ، فَفَعَلَ ذَلِكَ بِمَحْضَرٍ مِنْهُمْ، فَغَضِبَ الشِّيعَةُ مِنْ ذَلِكَ غَضَبًا شَدِيدًا، وَجَعَلُوا يَدْعُونَ لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ عَلَى مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ وَيَسُبُّونَهُ، وَقَصَدَ جَمَاعَةٌ مِنْ أَحْدَاثِهِمْ دَارَ الشَّيْخِ أَبِي حَامِدٍ لِيُؤْذُوهُ فَانْتَقَلَ مِنْهَا إِلَى دَارِ الْقُطْنِ، وَصَاحُوا يَا حَاكِمُ يَا مَنْصُورُ، وَبَلَغَ ذَلِكَ الْخَلِيفَةَ فَغَضِبَ وَبَعَثَ أَعْوَانَهُ لِنُصْرَةِ أَهْلِ السُّنَّةِ، فَحُرِّقَتْ دُورٌ كَثِيرَةٌ مِنْ دُورِ الشِّيعَةِ، وَجَرَتْ خُطُوبٌ شَدِيدَةٌ، وَبَعَثَ عَمِيدَ الْجُيُوشِ إِلَى بَغْدَادَ لينفى عنها ابن المعلم فقيه الشيعة، فَأُخْرِجَ مِنْهَا ثُمَّ شُفِعَ فِيهِ، وَمُنِعَتِ الْقُصَّاصُ من التعرض للذكر والسؤال باسم الشيخين، وعلى رضى الله عنهم، وَعَادَ الشَّيْخُ أَبُو حَامِدٍ إِلَى دَارِهِ عَلَى عادته. وفي شعبان منها زلزلت الدينور زلزالا شديدا، وسقطت منها دور كثيرة، وَهَلَكَ لِلنَّاسِ شَيْءٌ كَثِيرٌ مِنَ الْأَثَاثِ وَالْأَمْتِعَةِ، وهبت ريح سوداء بدقوقى وتكريت وشيراز، فأتلفت كَثِيرًا مِنَ الْمَنَازِلِ وَالنَّخِيلِ وَالزَّيْتُونِ، وَقَتَلَتْ خَلْقًا كَثِيرًا، وَسَقَطَ بَعْضُ شِيرَازَ وَوَقَعَتْ رَجْفَةٌ بِشِيرَازَ غَرِقَ بِسَبَبِهَا مَرَاكِبُ كَثِيرَةٌ فِي الْبَحْرِ. وَوَقَعَ بِوَاسِطٍ بَرَدٌ زِنَةُ الْوَاحِدَةِ مِائَةُ دِرْهَمٍ وَسِتَّةُ دَرَاهِمَ، وَوَقَعَ بِبَغْدَادَ فِي رَمَضَانَ- وَذَلِكَ فِي أَيَّارَ- مَطَرٌ عَظِيمٌ سَالَتْ مِنْهُ الْمَزَارِيبُ.

الكتاب: البداية والنهاية
المؤلف: أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي البصري ثم الدمشقي (المتوفى: 774هـ)




وَمن محَاسِن الشَّيْخ أبي حَامِد أَنه اتّفق فِي سنة ثَمَان وَتِسْعين وثلاثمائة وُقُوع فتْنَة بَين أهل السّنة والشيعة بِبَغْدَاد بِسَبَب إِخْرَاج الشِّيعَة مُصحفا قَالُوا إِنَّه مصحف ابْن مَسْعُود وَهُوَ يُخَالف الْمَصَاحِف كلهَا فثار عَلَيْهِم أهل السّنة وثاروا هم أَيْضا ثمَّ آل الْأَمر إِلَى جمع الْعلمَاء والقضاة فِي مجْلِس فَحَضَرَ الشَّيْخ أَبُو حَامِد وأحضر الْمُصحف الْمشَار إِلَيْهِ فَأَشَارَ الشَّيْخ أَبُو حَامِد وَالْفُقَهَاء بتحريقه فَفعل ذَلِك بِمحضر مِنْهُم فَغضِبت الشِّيعَة وَقصد جمَاعَة من أحداثهم دَار الشَّيْخ أبي حَامِد ليؤذوه فانتقل مِنْهَا ثمَّ سكن الْخَلِيفَة الْفِتْنَة وَعَاد الشَّيْخ أَبُو حَامِد إِلَى دَاره
توفّي الشَّيْخ أَبُو حَامِد فِي شَوَّال سنة سِتّ وَأَرْبَعمِائَة وَدفن بداره ثمَّ نقل سنة عشرَة إِلَى الْمقْبرَة
الكتاب: طبقات الشافعية الكبرى
المؤلف: تاج الدين عبد الوهاب بن تقي الدين السبكي (المتوفى: 771هـ)

[الفتنة بين أهل الكرخ [4] والفقهاء]
في يوم الأحد عاشر رجب جرت فتنة بين أهل الكرخ والفقهاء بقطيعة الربيع وكان السبب [5] أن بعض الهاشميين من أهل باب البصرة قصدوا أبا عبد الله محمد بن النعمان المعروف بابن المعلم، وكان فقيه الشيعة في مسجده بدرب رياح وتعرض به تعرضا امتعض منه أصحابه فثاروا واستنفروا [1] أهل الكرخ، وصاروا إلى دار القاضي أبي محمد بن الأكفاني وأبي حامد الإسفرايني فسبوهما وطلبوا الفقهاء ليواقعوا بهم ونشأت من ذلك فتنة عظيمة، واتفق أنه احضر مصحفا ذكر أنه مصحف ابن مسعود وهو يخالف المصاحف، فجمع الأشراف والقضاة والفقهاء في يوم الجمعة لليلة بقيت من رجب وعرض المصحف عليهم، فأشار أبو حامد الإسفرايني والفقهاء بتحريقه ففعل ذلك بحضرتهم فلما كان في شعبان كتب إلى الخليفة بأن رجلا من أهل [جسر] [2] النهروان حضر المشهد [3] بالحائر ليلة النصف، ودعا على من أحرق المصحف وسبه، فتقدم بطلبه فأخذ فرسم قتله، فتكلم أهل الكرخ في هذا المقتول لأنه من الشيعة، ووقع القتال بينهم وبين أهل باب البصرة وباب الشعير والقلائين، وقصد أحداث الكرخ [باب] [4] دار أبي حامد فانتقل عنها وقصد دار القطن [5] ، وصاحوا: حاكم يا منصور.

الكتاب: المنتظم في تاريخ الأمم والملوك
المؤلف: جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفى: 597هـ)



وقال القرطبي في المفهم: (وانتشرت المصاحف التي كتب بها عثمان إلى الآفاق، ووافقه عليها الصحابة، وقرأ المسلمون عليها، وترك مصحف عبدالله (چرا؟)، وخفي أمره، إلى أن وجد في خزائن بني عبيد بمصر عند انقراض دولتهم، فأمر صدر الدين قاضي الجماعة بإحراقه !!! على ما سمعناه من شيوخنا).
وانظر ـ لزاما ـ البداية والنهاية (11/238 ـ 239) في قصة غريبة.

اين ها همان مصاحفي هستنى كه ابن مسعود گفته بود غلوا مصاحفكم ! زنجير كنيد مصاحفتان را از دست حكام ظالم .


__________________
قال الله تعالی : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَوَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده 55).
صدق الله العلی العظیم .
ثمره سالها بحث و مناظره

کانال تلگرامی اینجانب :
https://telegram.me/kamelee
وگروه شيعه واقعي ومناظره فرهيختگان :
https://t.me/joinchat/BlQSjz1xYw0rVOxakodP1A
خیرالبریه حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 29 April 2015   #43
خیرالبریه
علی وشیعته
 
نشان خیرالبریه
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2007
پاسخ‌ها: 3,608
ج: آیا این اشتباه علمی قرآن است ؟ !



علت قتل سعید بن جبیر رض چه بود ؟


وعن سعيد بن جبير متوفی 95 أنه كان يؤم النَّاس في شهر رمضان فيقرأ ليلة بقراءة ابن مسعود وليلة بقراءة زيد بن ثابت ( غاية النهاية 1/305 )

خواندن قرآن بقرائت ابن مسعود ؟ مگر حجاج لعین امر نکرده بود که هرکس بقرائت ابن مسعود رض بخواند گردنش را میزنم؟

وفي شعبان من السنة المذكورة قتل الحجاج قاتله الله سعيد بن جبير الوالي مولاهم الكوفي المقرئ المفسر الفقيه المحدث أحد الأعلام وله نحو من خمسين سنة أكثر من روايته عن ابن عباس وحدث في حياته بأذنه وكان لا يكتب الفتاوي مع ابن عباس فلما عمي ابن عباس كتب وروى أنه قرأ القرآن في ركعة في البيت الحرام وكان يؤم الناس في شهر رمضان فيقرأ ليلة بقراءة ابن مسعود وليلة بقراءة زيد بن ثابت وأخرى بقراءة غيرهما وكان سعيد مع عبد الرحمن بن محمد بن الأشعث بن قيس لما خرج على عبد الملك بن مروان فلما قتل عبد الرحمن وانهزم أصحابه من دير الجماجم هرب فلحق بمكة وكان واليها يومئذ خالد بن عبيد الله القسري فأخذه وبعث به إلى الحجاج مع إسماعيل ابن أوسط البجلي وقتل ابن جبير وله تسع وأربعون سنة وقبره بواسط يتبرك به

190 - أبوالمغيرة، قال: حدثني الفضل، عن ابن أبي عمير، عن هشام بن سالم عن أبي عبدالله عليه السلام أن سعيد بن جبير كان يأتم بعلي بن الحسين عليه السلام وكان علي عليه السلام يثني عليه، وماكان سبب قتل الحجاج له الا على هذا الامر، وكان مستقيما.
وذكر أنه لما دخل على الحجاج بن يوسف قال له: أنت شقي بن كسير، قال: أمي كانت أعرف باسمي سمتني سعيد بن جبير، قال: ماتقول في أبي بكر وعمر هما في الجنة أو في النار؟ قال: لو دخلت الجنة فنظرت أهلها لعلمت من فيها، وان دخلت النار ورأيت أهلها لعلمت من فيها.

قال ابن شهر آشوب في الجزء الرابع من المناقب في فصل في احواله ( علي
بن الحسين عليه السلام وتاريخه ) : ومن رجاله من التابعين : أبومحمد سعيد بن
جبير مولى بني اسد نزيل مكة وكان يسمى جهبذ العلماء ويقرأ القرآن في ركعتين
قيل : وما على الارض إلا وهو محتاج إلى علمه .معجم رجال

__________________
قال الله تعالی : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَوَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده 55).
صدق الله العلی العظیم .
ثمره سالها بحث و مناظره

کانال تلگرامی اینجانب :
https://telegram.me/kamelee
وگروه شيعه واقعي ومناظره فرهيختگان :
https://t.me/joinchat/BlQSjz1xYw0rVOxakodP1A
خیرالبریه حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 29 April 2015   #44
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,953
ج: آیا این اشتباه علمی قرآن است ؟ !

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته

اصلا این جمله قران متواتر است از چه زمانی ساخته وبدست چه کسی شایع شد ؟!
از زمان نماز شبانه‌روزی ساخته شد و به دست شهر رمضان ربیع القرآن شایع شد، اگر زمان ما بعض سوره‌ها فقط در نماز خوانده میشود از روز اول تمام قرآن در نمازها به مناسبت خوانده میشد، مسلمین ماه مبارک را بهار قرآن میدانند و هر منصف و لو کافر باشد میداند چند برابر تعداد تمام مسلمین از روز اول تا کنون، ختم قرآن بین مسلمین صورت گرفته است، هر مسلمانی در عمر خود ده‌ها بلکه صدها بار قرآن ختم کرده است، تواتر میدانی یعنی این، و اگر این انشاء است باید سراغ یک مورد غیر انشاء گشت!
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 29 April 2015   #45
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,953
ج: آیا این اشتباه علمی قرآن است ؟ !

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته

خواندن قرآن بقرائت ابن مسعود ؟ مگر حجاج لعین امر نکرده بود که هرکس بقرائت ابن مسعود رض بخواند گردنش را میزنم؟
بلی، ولی جوابش را پای منبرش اعمش در دلش میداد! قرار شد فقط چیزهایی که مورد پسندمان هست را نبینیم! قرائت اعمش همین امروز در دسترس است:


تاريخ دمشق لابن عساكر (12/ 160)
اخبرنا أبو بكر اللفتواني أنبأنا أبو عمر الاصبهاني أنبأنا الحسن بن محمد أنبأنا احمد بن محمد نبأنا عبد الله بن محمد بن اسماعيل نبأنا أبو بكر بن عامر عن عاصم والاعمش قالا سمعنا الحجاج بن يوسف على المنبر يقول عبد هذيل يعني ابن مسعود يقرأ القران رجزا كرجز الاعراب ويقول هذا القران أما لو ادركته لضربت عنقه انتهى قرأنا على أبي عبد الله يحيى بن الحسن عن أبي الحسين بن الابنوسي انبانا احمد بن عبيد حدثنا محمد بن الحسين نبأنا ابن أبي خيثمة نبأنا محمد بن يزيد نبأنا أبو بكر بن عياش حدثنا عاصم قال سمعت الحجاج على المنبر يقول اتقوا الله ما استطعتم هذا لله وفيها مثوبة واسمعوا واطيعوا خيرا لانفسكم ولامير المؤمنين عبد الملك بن مروان ليس فيها مثوبة (1) والله ولو امرتكم أن تخرجوا من هذا الباب فخرجتم من هذا الباب لحلت لي دماؤكم ولا اجد أحدا يقرأ علي قراءة ابن أم عبد إلا ضربت عنقه (2) ولاخلينها من المصحف ولو بضلع خنزير قال أبو بكر فذكرت ذلك للأعمش فقال وأنا قد سمعته يقول ذلك فقلت والله لاقرأنها على رغم انفك وذلك في نفسي قال أبو بكر بن عياش واتى بشهادين يعني الاعمش وعاصما انتهى قال وانبأنا احمد بن يزيد انبأ فضيل نبأنا سالم بن أبي حفصة قال سمعت الحجاج على المنبر يذكر قراءة ابن مسعود فقال رجز كرجز الاعراب والله لا اجد أحدا يقراها إلا ضربت عنقه ولاحكنها من المصحف ولو بضلع خنزير
_________
(1) كذا وردت العبارة بالأصل
(2) زيادة لازمة للإيضاح عن رواية سابقة
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
طعن, قران, چشمه


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 06:03PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts