نمايش تك نوشته ( اين نوشته بخشي از يك رشته گفتگو است - براي مشاهده گفتگوي اصلي بر عنوان گفتگو در قسمت مقابل كليك نمائيد )
قديمي Monday 29 July 2013   #3
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 39
پاسخ‌ها: 34,284
روزنوشته ها: 10
ج: بلایی که آمریکا بر سر اقتصاد دنیا آورد

آیا اقتصاد اسلامی می تواند جایگزین خوبی برای اقتصاد غرب باشد؟ بله، ولی مشروط به این که در دانشگاه های ایران به این اقتصاد پرداخته شود و نوآوری های کافی در آن صورت گیرد. در علوم انسانی، در رشته اقتصاد، از یک سال پیش به این طرف در شورای عالی انقلاب فرهنگی، کمیته های تحول در علوم انسانی شکل گرفته. از جمله کمیته اقتصاد. من عضو این کمیته ام. سرفصل های دروس تا یکی دو هفته دیگر ابلاغ می شود. اما این چقدر مقبول دانشگاه و اساتید واقع می شود؟ در صورتی که ۴۰۰ سال علم اقتصاد در غرب سابقه دارد. همان طور که ما در خودرو نتوانسته ایم با غرب رقابت کنیم، در اقتصاد هم رقابت فرصت می خواهد. همه کشورها دارند برای اقتصاد غربی مطالعه و پژوهش می کنند وحمایت می کنند. ولی ما تازه می خواهیم یک چیزی را ایجاد کنیم. آن علم هم رشد خودش را دارد. با این وضع ما زمان می خواهیم که بتوانیم رقابت کنیم.

مجموع دیون ربوی دنیا، از تولید ناخالص دنیا بیشتر است!

یکی از گرفتاری های اساسی غرب، امروز ربا خواری است. ۱۶ هزار میلیارد دلار بدهی خارجی امریکا است. یعنی قرض ربوی. این ربا خوری است. در روایات هست که در آخر الزمان دوره ای می رسد که گَرد ربا بر همه دنیا نشسته. دنیا این قدر به امریکا ربا داده. امریکا تقریبا همین مقدار ربا از مردم امریکا گرفته. لذا فردی در دنیا نیست که وام ندهد، ربا نخورد و... . روایات هم می گوید اگر خدا بخواهد قومی را هلاک کند، ربا را در آنها رواج می دهد. بحران ربا خواری است. یک شرکت ژاپنی در دنیا اوراق قرضه امریکایی می خرد، به طمع بهره اش. مجموع دیون ربوی دنیا، ۴۰۰-۵۰۰ هزار میلیارد دلار می شود که از تولید ناخالص دنیا هم بیشتر است! ما باید با ربا خواری مقابله کنیم. اقتصاد اسلامی اصلا با غیر ربوی بودنش به میدان آمده. بانک های غیر ربوی در حال رشد است در حالی که بانک های دیگر در حال رکود است. حتی بانک های اروپایی، پنجره های اسلامی تعریف کرده اند! . چون ریسکش کمتر است، وبحران های مالی نهادهای مالی، کمتر متوجه این نهادها است. پس می شود امیدوار بود اگر غرب خصومت سیاسی و اعتقادی خودش را نسبت به اسلام تشدید نکند، جاذبه های اقتصادی و مالی اسلام دارد گسترش می یابد. به همین ترتیب، اقتصاد اسلامی می تواند جایگزین باشد.

سوال: بحران اخیر مالی و جنبش ۹۹% را توضیح دهید

شعبانی: بحران به عدم بازپرداخت وام های پربهره بانکی مربوط می شد

از زمان کلینتون، یک گروهی در امریکا مطرح شدند که این ها معروف به نینجاها بودند. دارایی و درآمد و شغل نداشتند. این ها پرریسک بودند و نمی شد به این ها وام داد. کلینتون تصمیم گرفت اگر این ها متقاضی وام برای خرید خانه یا ... هستند، به این ها وام داده شود. در حالی که ریسک این وام ها زیاد بود. بهره، متناسب با درجه ریسک تعیین می شود، لذا بهره بالا وام دادند. این سیاست تا اوایل دوران اوباما ادامه یافت. وام های فراوان برای هر کسی متقاضی بود. خانه های زیادی هم ساخته شد که در گرو وام بود. بعد که این وام ها بر نگشت ناگهان اعلام ورشکستگی بانک ها اتفاق افتاد و این ساختمان ها برای این که بتوانند قسط وام هایشان را بدهند، به فروش می رسید. لذا ارزش ساختمان ۶۰% پایین آمد. بانک برایش صرف نمی کرد ساختمان را بفروشد. خصوصا که رکود مسکن بود و دیگر کسی خانه هم نمی خرید. لذا بانک اقساط واهم هایش برنمی گشت که بتواند وام جدید بدهد. لذا سهام بانک هم سقوط کرد و مردم که سهامدارند، مجبور شدند پس اندازهایشان را بردارند. لذا بانک ها پس انداز هم ندارند. یعنی بانک دیگر وام نمی تواند بدهد. از طرفی شرکت های اقتصادی با وام زندگی می کنند. وام که قطع شد، شرکت های اقتصادی به بحران اقتصادی خوردند. البته همانگونه که توضیح دادم تا حد زیادی بانک های امریکا از این بحران خارج شدند. چون سپرده های اروپایی به امریکا رفت. شاخص مزدک بورسش دو برابر هم شد.

سوال: با توجه به این که تجارت جهانی روز بروز به سمت تجارت الکترونیک می رود، این پدیده به سود امریکا است یا ضررش؟ دیگر این که سال ۴۴ کسی پدیده ۷۱ را پیش بینی نمی کرد؟

شعبانی: اعتراضات امریکا به توزیع ثروت بازمی‌گشت اما اعتراضات دنیا علیه نظام سرمایه داری بود

در دنیا وقتی می گوییم مقدار پول فلان مقدار است، مثلا در ایران ۴۳۰ هزار میلیارد تومان است، معنایش این مقدار کاغذ نیست. بلکه پول به معنای سکه و اسکناس و سپرده های جاری مردم است (نه سرمایه گذاری). از این مقدار پول، دو تا سه درصدش سکه و اسکناس است. بقیه اش پول بانکی است. برای همه واحد های پولی همین طور است. برای کشورهایی که سیستم بانکی شان توسعه یافته است، از این هم کمتر است. ممکن است شما در ۵ سال آینده به نقطه ای برسید که اصلا اسکناس محو شود. مالیات بهتری می شود روی آن گرفت، هزینه چاپ اسکناس هم ندارد. دنیا ترجیح می دهد برود به سمت پول الکترونیک، و این خیلی فرق نمی کند برای امریکا که پول چاپ کند یا اعتبار بالا ببرد.

در مورد پیش بینی. اعتراض جنبش ۹۹ درصد که در امریکا راه افتاد، این یک اصطلاح بود نه یک واقعیت. ولی با این عنوان مشهور شد. توزیع ثروت در امریکا بیست درصد دست ۸۰ درصد است، ۸۰ درصد دست بیست درصد. یک اتفاقی در یک پارکی افتاد، و این اعتراضات اجتماعی روی کار آمد. ربطی به بحران مالی هم نداشت. بهانه ای بود برای اعتراض کم در آمدها، و مردم علیه منافع سرمایه دارها شعار دادند. نه علیه نظام پولی بین المللی. دولت هم طرف سرمایه دارها است. اما اعتراضاتی در دنیا شد. اعتراض در امریکا برای توزیع ثروت بود. اما اعتراض در دنیا، علیه نظام سرمایه داری بوده. اما نظام سرمایه داری با چند ویژگی از جمله همین هژمونی دلار، همچنان چپاول می کند.

سوال: هزینه چاپ هر اسکناس در ایران چقدر است؟ چاپ دلار امریکا، چقدر هزینه دارد؟

شعبانی: هزینه چاپ دلارهای مستعمل قابل توجه نیست

سالانه ده میلیارد دلار هزینه چاپ دلار است که خیلی قابل توجه نیست. یعنی امریکا خیلی خرج نمی کند. عمر دلار، ۱۵ سال است و کاغذ خوبی دارد. بنابراین هر سال یک پانزدهم اسکناس دنیا باید تجدید چاپ شود. این ده میلیارد دلار هزینه دارد. این رقمی نیست. اما در ایران، الان دیگر صد تومانی نمی صرفد که چاپ شود. این ها هم که عرضه می شود، از قبل مانده در بانک مرکزی. الان تبدیل شده به سکه. هر اسکناس حدود صد تومان خرج دارد.

سوال: حجم دلار چاپی از سوی آمریکا بیشتر نمی شود؟

شعبانی: برنامه قبلی از بین نرفته ولی در آن مقیاس نیست

پول جدید انتشار داده می شود. برنامه قبلی از بین نرفته. هنوز همان برنامه چاپ دلار برقرار است. ولی در آن مقیاس نیست. هنوز هم پول بی پشتوانه منتشر می کنند. ولی نه با آن شتاب. چون این دلار ذخیره نمی شود در حساب های ذخیره ارزی و به جایش، اوراق قرضه ذخیره می شود.

سوال: پول کارگر چینی از کجا می آید؟

شعبانی: آمریکا از تولیدکننده ها قرض می گیرد و کالایشان را با همان پول می خرد!

معما همین جا است. کارگر، پولش را به یوان می گیرد. تولید کننده هم یوان می گیرد. اما صادر کننده، [بیشترش را] اوراق قرضه می گیرد. بقیه اش هم پولی می شود که بسیار کم است و هزینه های کارگر را به اندازه فقط دو دلار تامین می کند. مثل این می ماند که شما مصرف کننده اید، پول هم ندارید. من هم تولید دارم و هم پول. شما از من قرض می گیرید، بعد تولیدات من را می خرید!

سوال: اوراق قرضه در ایران هم چاپ می شود به نام اوراق مشارکت. همین گونه، دولت سود برایش تعیین می کند و می فروشد. اوراق هم مبادله می شود.

شعبانی: اوراق مشارکت با اوراق قرضه متفاوت است

اوراق مشارکت، اوراق مشارکت در سود و زیان است. آنها که اوراق مشارکت چاپ می کنند، پول را در پروژه های کم خطر سرمایه گذاری می کنند. به شما وعده ۲۰% سود علی الحساب (غیر قطعی) می دهند. تا سررسید اوراق مشارکت، قرار است پروژه سود بدهد. یک نیروگاه دو هزار مگاواتی برای سد، ۲۵۰۰ میلیارد تومان تامین می شود. مثلا ۱۰۰۰ میلیاردش را اوراق مشارکت می فروشند. ۱۵۰۰ تا را هم دولت و شرکت می دهد. این پروژه می رود در سررسید اوراق، ارزش گذاری می شود و سود تعلق می گیرد. قبل از آورده های پروژه، و پایان پروژه، سود هر سهامی در می آید. ارزش اسمی پروژه منهای هزینه به علاوه درآمدش. پایان دوره، مثلا اگر ۲۰% سود داریم، دو پنجمش به مردم می رسد. یعنی ۸%. همان کاری که بانک ها می کنند که بسته به رونق اقتصادی آن سال، ۴.۵ یا ۵ یا ۶% سود می دهند. چون محاسبه سود علی الحساب بالا پایین می شود، اشکالی ندارد. البته حداقل سود همیشه تحقق پیدا میکند. اما در خصوص اوراق قرضه، شما قرض می دهید نه این که در پروژه شرکت کنید. شما بهره معلوم خودتان را هم می گیرید. تحت هر شرایطی. این بهره است چون سود تضمینیِ شرط شده دارد.

سوال: آیا مردم امریکا در معیشتشان این بحران را حس می کنند؟

شعبانی: زمینه بحران اجتماعی در اروپا چند برابر آمریکاست

آنها یا سپرده در بانک دارند، یا شاغل اند، یا اگر بیکار شدند بیمه اجتماعی ۶۰۰ دلار بهشان می دهد که حداقل زندگی او را تامین می کند. اما در اروپا بیمه های بیکاری این جوری نیست. در امریکا، شهروند در دوره اشتغال، یک هزینه ای را می دهد برای بعدا که بیمه بیکاری شود. شرکت می تواند کارگرش را اخراج می کند، و بیمه بیکاری پولش را می دهد. به این خاطر، بحران اجتماعی ایجاد نشد. ولی در اروپا، می شود. چون بیمه بیکاری نیست. فرد از بیکار شدن نگران است و می داند بدون شغل نمی تواند زندگی کند. یعنی بحران اجتماعی در اروپا، چند برابر می تواند باشد. به علاوه این که امریکا از بحران عبور کرده. اما در امریکا ۴۰ میلیون همیشه فقیر و بیکارند و زیر خط فقرند. این ها ممکن است اعتراض کنند. در ایران بهره بالا است، به خاطر اینکه تورم بالا است. اما در امریکا ممکن است بهره صفر درصد یا منفی هم بشود، ولی در رکود. یعنی هنوز بهره است. بهره واقعی در ایران هم همان یکی دو درصد است. اگر هم بخواهد بالا برود، خودش در مبادله با بازار جهانی، سر جایش می رود. قرض الحسنه سی درصد نداریم. سپرده های مدت دار هم اگر بیست درصد است، بهره واقعی اش همان ۳ درصد است. در بعضی سال ها سود واقعی شاید منفی هم بوده است.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول