نمايش تك نوشته ( اين نوشته بخشي از يك رشته گفتگو است - براي مشاهده گفتگوي اصلي بر عنوان گفتگو در قسمت مقابل كليك نمائيد )
قديمي Monday 29 July 2013   #1
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 39
پاسخ‌ها: 34,284
روزنوشته ها: 10
بلایی که آمریکا بر سر اقتصاد دنیا آورد

از چاپ دلارهای بدون پشتوانه تا چاپ اوراق قرضه و زمین زدن یورو توسط آمریکایی ها
تاریخ انتشار : دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۵۲


عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق به تشریح برنامه آمریکا برای کلاهبرداری از سایر اقتصادهای دنیا پرداخت و افول یورو را برنامه آمریکایی ها برای حفظ سلطه دلار بر اقتصاد دنیا دانست.




به گزارش جهان به نقل از مهر، دکتر احمد شعبانی عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق در چهارمین گردهم‌آیی سالانه امت واحده که با حضور دانشجویان و طلاب ایرانی و همچنین دانشجویان و طلاب خارجی مقیم ایران برگزار می شود ضمن تشریح نظام پولی بین الملل به تشریح برنامه آمریکا برای کلاهبرداری از سایر اقتصادهای دنیا پرداخت و افول یورو را برنامه آمریکایی ها برای حفظ سلطه دلار بر اقتصاد دنیا دانست.

مهمترین سرفصل های سخنرانی دکتر احمد شعبانی عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق به شرح ذیل است:

تعیین نرخ برابری با طلا، نظام پولی پیشین در دنیا

بحث من امروز به نظام پولی بین المللی که بعد از جنگ جهانی دوم در دنیا رواج پیدا کرده و تاکنون برقرار است، ابعاد و آثار این نظام پولی و همینطور راهبرد نهادهای پولی بین المللی و کشورهایی که پول های مسلط در نظام جهانی را در اختیار دارند، اختصاص دارد.

از سال ۱۹۱۰ تا سال ۱۹۴۴ که خیلی موضوع بحث من نیست ولی مقدمه ای برای ورود به بحث است، نظام پولی حاکم دنیا نظام پایه یا استاندارد طلا بود. یعنی هر کشوری پول ملی خود را بر اساس طلا تعریف کرده بود و یک نرخی تعریف کرده بود که توسط بانک مرکزی مدیریت می شد. مثلا هر قران ایران، ۱۳۹ ده هزارم گرم طلا بود. یعنی اگر رابطه بین پول و طلا می خواست تغییر کند، بانک مرکزی نرخ را حمایت می کرد و با مداخله، آن نرخ را حفظ می کرد. چند قطب پولی شکل گرفت. مثلا روبل روسیه و پول های اقماری اش. لیر انگلیس و اقمارش. دلار امریکا و اقمارش.

دلایل تعریف نظام پولی جدید در دنیا

در دهه سی میلادی، سفته بازی های پولی علیه بعضی این پول ها و به نفع دیگری بر حسب شرایط بازار شکل می گرفت. مثلا شرایط دلار بهتر تشخیص داده می شد، سفته بازی علیه پوند انجام می شد. موج های سفته بازی در دهه سی مکررا اتفاق افتاد و این باعث شد که دنیا به این فکر بیافتد که باید به یک نظام پولی جدید برسد که سفته بازی روی دارایی های صاحبان پول آسیب نزند. البته در کنار این نتیجه اقتصادی دنیای دهه سی، جنگ جهانی دوم و بحران رکود بزرگ امریکا و اروپا رخ داد که بزرگترین بحران اقتصادی در طول تاریخ بود. تولیدات صنعتی در اروپا تا ۵۰% کاهش یافت. بیکاری تا ۲۵% رشد کرد که در قرن بیستم نمونه نداشته است. حتی در بحران مالی اخیر که ابعادش اروپا را سخت درگیر کرده است. اصلا به مرحله آن رکود بزرگ نمی رسد. این سه اتفاق باعث شد که برای سال پس از جنگ دوم، یعنی سال ۱۹۴۴ کشورهای صنعتی پیش قدم شوند و کشورهایی که جهان سومی نبودند و از بلوک شرق هم نبودند، مجموعاً ۴۴ کشور در سال ۴۴ برای طراحی نظام پولی جدید جمع شدند. در شهر برتنبوت در امریکا اجلاس برگزار شد و نظام پولی جدید ایجاد شد.

سه پیشنهاد اصلی

سه پیشنهاد در اجلاس مطرح شد. یکی توسط کینز که انگلیسی بود و نظریه عمومی پول، بهره و اشتغال را نوشت. در این کتاب، راه های برون رفت از این رکود بزرگ تبیین شده بود و اروپا به دلیل تبعیت از نوع سیاست های این کتاب، توانست از رکود بزرگ بیرون بیاید و بعدها این کتاب خیلی مشهور شد.

یک پیشنهاد هم وایت امریکایی داد. پیشنهاد سوم هم از طرف کشورهای اقتصاد تک محصولی داده شد. مثل کشورهای نفت خیز، یا تولید کننده قهوه.

پیشنهاد سوم که اصلا اجازه طرح شدن نیافت به دلیل موقعیت ضعیفی که امریکای لاتین و خاور میانه در اجلاس داشتند. چون اقتصادشان ضعیف بود. ماند دو پیشنهاد اول.

طراحی پول واحد جهانی؛ پیشنهاد کینز

پیشنهاد کینز این بود که یک پول واحد جهانی طراحی شود به نام بانکور. پول کشور خاصی نبود. یک بانکی هم درست شود به نام بانک بین المللی تسویه و تهاتر که این پول را نشر دهد. کشورها در تجارت خارجیشان از این پول استفاده کنند و در داخل خود از پول ملی خودشان. دیگر پول مسلط خاصی در میان نباشد. مازاد و کسری بازرگانی کشورها توسط این پول تسویه شود و کشوری اجازه نداشته باشد از انحصار چاپ این پول استفاده کند.

دلایل عدم پذیرش پیشنهاد انگلیس از سوی آمریکا

امریکایی ها قبول نکردند. دلیلشان این بود که اولا پیشنهاد خودشان را داشتند. دوم اینکه بعد از جنگ جهانی دوم، تمام اروپا به دلیل جنگ و آسیب های ناشی از بمباران جنگ، صنعتش را از دست داده و صنایع و تولید نابود شده و پول های ملی کشورهای اروپایی تضعیف شده و قدرت خرید نداشتند و برای سرمایه گذاری و بازسازی بعد از جنگ به درد نمی خورد. بنابراین موقعیت چانه زنی اروپایی ها ضعیف بود. در مقابل، امریکایی ها به خاطر فاصله جغرافیایی از جنگ، یک موشک هم نخورده بودند و اقتصاد امریکا اقتصاد سالمی بود و پولش هم تنها پول معتبر بود. ژاپن هم در جنگ تقریبا نابود شد و به جز دلار امریکا، پول دیگری که بتواند پول سرمایه گذاری بین المللی شناخته شود، نبود. پولی که از نظر سرمایه گذار معتبر باشد و اگر از ما بگیرد، می تواند هر جای دنیا خرج کند دلار بود. بقیه پول ها ضعیف شده بودند و کسی برای تجارت جهانی قبول نمی کرد. امریکا قدرتمندانه به نشست آمد و گفت اگر پیشنهاد ما را بپذیرید، ما کمک می کنیم. اگر هم نپذیرید، هر کاری می خواهید بکنید. خودتان بروید بازسازی کنید. اروپا هم توان رویارویی نداشت. ترومن رییس جمهور امریکا، برای بازسازی به اروپا روی آورد. اروپا پولی می خواست که سرمایه گذاران امریکایی بیایند در اروپا سرمایه گذاری کنند.

پیشنهاد آمریکایی ها؛ برابری هر انس طلا با ۳۵ دلار آمریکا

وایت این طور مطرح کرد که امریکا متعهد می شود هر ۳۵ دلار را با یک اونس طلا مبادله کند. معنایش این بود که هر کشوری هرگاه یک اونس طلا بیاورد، می تواند از امریکایی ها ۳۵ دلار دریافت کند و هر وقت از داشتن دلار منصرف شد، می تواند دلارش را بیاورد و یک اونس طلایش را بگیرد. آنها متعهد شدند که طلاهای دنیا را بگیرند و در مقابل آن ۳۵ دلار بدهند. امریکا متعهد شد که هر وقت کشورهای دیگر نیازشان به دلار تمام شد، دلار بدهند و طلا بگیرند. از آن طرف هم یک بانک مرکزی اروپایی یا یک شهروند اروپایی، می داند که نگهداری و سرمایه گذاری دلار راحت تر است از طلا. استفاده هم نخواهد بکند، دلار را به بانک می دهد و سود می گیرد. دلار مولد بهتر است از طلا. لذا همه کشورها دنبال دلار بودند. چون داشت سود می گرفت، ولی چشم اندازی که قیمت طلا بالا برود وجود نداشت.

این تصویب شد. تا این مقطع که هر پولی مستقیما به طلا تعریف شده بود، از ۱۹۴۴ این گونه شد که پول های ملی به دلار تعریف شود و دلار به طلا. دلار شد پول واسطه. مثلا گفتیم هر ۷ تومان یک دلار، هر ۳۵ دلار یک اونس طلا. ولی کشوری که متعهد است پولش را برای متقاضی به طلا تعریف کند، امریکا است. نباید بیشتر چاپ کند. در حالی که در نظام قبلی، هر پولی مستقیما با طلا رابطه داشت.

تا ۲۶ سال بعد چهار پنجم کلّ طلای دنیا که در کشورهای مختلف بود، تبدیل به دلار شد!

دلار پول مرغوبی بود، و دیگر پول کلیدی و واسطه شده بود. پول های دیگر هم همه قابل تبدیل به دلار شدند. نتیجه این شد که تا سال ۷۱ یعنی ۲۶ سال بعد از جنگ، چهار پنجم کلّ طلای دنیا که در کشورهای مختلف بود، تبدیل به دلار شد. در امریکا نگهداری شد و در مقابل، پول کاغذی داده شد به اروپا و دیگر کشورها. یعنی از هر ۵ کیلو طلایی که در دنیا بود، ۴ کیلوی آن تبدیل به دلار شد. دلاری که امریکایی ها چاپ می کردند و منتشر می کردند.

با این کار صدها میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا افزوده شد

یک مثال برایتان بزنم. فرض کنیم صد نفر در سالنیم. به یک نفر بگویند شما می توانی کاغذ را پول کنی و در اختیار دیگران بگذاری که مبادله کنند. آن یک نفر مثلا من باشم. من یک کارخانه تولید اسکناس می زنم و یک هزار دلاری می دهم به هر کدامتان، معادن و نفت و سهام می خرم و در مقابلش کاغذ می دهم. اگر بعد از مدتی شما دلار را برگردانید به من، و مقابلش از من کالا بگیرید، این معامله برنده بازنده ندارد. من از شما عینک گرفتم، شما از من شلوار. اما اگر من به شما پول بدهم، ولی شما بین خودتان مبادله کنید و هیچ وقت تمایل نداشته باشید که پول را به من برگردانید. معنایش این می شود که من می توانم یک کاغذ را مهر بزنم، ۵۰۰ دلار، و میلیاردها دلار انتشار دهم و در مقابل میلیاردها دلار دارایی را به اقتصادم اضافه کنم. در این فاصله، اقتصاد امریکا بزرگترین اقتصاد دنیا شد. این اعداد، اعداد ۶۰-۷۰ سال قبل است که به نسبت زمانش بزرگ بوده. مثلا ۶۰۰ میلیارد دلار در سال ۵۴ در اروپا دست به دست می شد، بدون این که اصلا بخواهد به امریکا برگردد. معروف شد به دلار اروپایی. یعنی در اروپا جا خوش کرده و انگار شده پول ملی آن. در ترازهای بانک مرکزی های اروپایی مثل پول ملی نشسته و قرار است در اقتصاد جریان داشته باشد. این پول به امروز، یعنی تمام تولید ناخالص ملی ما که هفدهمین اقتصاد دنیا هستیم، ۵۰۰ میلیارد دلار است. این یک فقره اش است.

در مقابل خرید کالا، دلاری چاپ و پرداخت می کنند که ما به ازا ندارد!

از آن طرف، ۲۸ هزار تن طلا در دنیا وجود داشت. از این مقدار، چهار پنجمش فقط در امریکا بود. طلاهای دنیا را هم جمع کردند و در ازایش کاغذ دادند و می توانند این کالاها و طلاها را برای خودشان در اقتصادشان سرمایه گذاری کنند.

سهام بزرگ ترین کارخانه ها را به عنوان سرمایه گذاری خریدند. معادن بزرگ دنیا را خریدند. امریکا امروز بزرگ ترین مصرف کننده نفت دنیا است. ۲۵ میلیون بشکه نفت در روز می گیرد که ۷-۸ میلیون را تولید می کند و بقیه اش را در مقابل دادن دلاری می گیرد که چاپ می کند و ما به ازا ندارد!

امریکا مصرف کننده ترین اقتصاد عالَم است

این که هر کسی یک دلار که گیر می آورد چقدرش را مصرف می کند، یک رقمی است. در ایران ۴۳ % است که نسبتا بالا است. در امریکا این رقم، ۷۰% است. یعنی امریکا مصرف کننده ترین اقتصاد عالَم است. اما تولید ندارد به این اندازه. یک تولید اصلیش کارخانه اسکناس است.

این، برای امریکا کسری است. انگار که قرض می کند. خودش که به این اندازه مصرف شهروندانش تولید ندارد. ولی کالا و طلا و هزینه های حضور نظامیش در دنیا را با کاغذ می خرد. یک فرصت طلایی است که فقط به یک نفر می دهند، که هر کاغذی داشتی می توانی یک امضا بزنی، با آن کالا بخری.

حتی ما با ژاپن بخواهیم معامله کنیم، باید با دلار باشد. امروز که دلار ضعیف شده، ۷۰% تجارت جهانی هنوز با دلار است. این نسبت تا قبل از رشد یورو، بیشتر هم بود. تنها پول مسلط دنیا بود. حالا با تقویت یورو، مقداری افت کرده.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول