نمايش تك نوشته ( اين نوشته بخشي از يك رشته گفتگو است - براي مشاهده گفتگوي اصلي بر عنوان گفتگو در قسمت مقابل كليك نمائيد )
قديمي Tuesday 24 February 2015   #7
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 21,753
ج: *** 6جمادی الاولی عروج عظموتی حضرت جعفر طیارعلیه سلام الله ***

نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعة الطف ؛ ؛ ص149
اولين خطبه امام عليه السّلام در برابر سپاه كوفه
(1) وقتى [سپاه دشمن] به [حسين عليه السّلام] نزديك شدند [او] مركبش را [خواست و] سوارش شد، و با صداى بلند به طورى كه اكثر مردم مىشنيدند فرمود: «اىمردم! سخنم را گوش دهيد، [در جنگ با من] عجله نكنيد، [بگذاريد] شما را بدانچه حقّ شما بر گردن من است [و بايد آن را به شما بگويم] موعظه كنم. [بگذاريد] تا عذرم را در آمدنم به نزد شما بگويم، اگر عذرم را پذيرفتيد و سخنم را تصديق كرديد و به من انصاف داديد، سعادتمند خواهيد شد و وجهى براى جنگ با من نخواهيد يافت، و اگر عذرم را نپذيرفتيد و انصاف به خرج نداديد، «فَأَجْمِعُواأَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَ لا تُنْظِرُونِ» «2» «إِنَّوَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ.» «3» «شماو شريكانتان كارتان را هماهنگ و عزمتان را جزم كنيد، سپس در كارتان پردهپوشى نكنيد آنگاه كارم را تمام كرده مهلتم ندهيد.» «سرورمن خدايى است كه كتاب [قرآن] را نازل نموده و نيكوكاران را دوست مىدارد.»- وقتى خواهران [حسين عليه السّلام] اين سخن را شنيدند فرياد كشيدند و گريستند، دختران او نيز گريه كردند و صداهايشان بلند شد، [حسين عليه السّلام] برادرش عباس بن
______________________________
(1) تاريخ طبرى، 5/ 423، به نقل از أبى مخنف از عبد الله بن عاصم از ضحّاك مشرقى و ارشاد، 2/ 95، با كمى تغيير در الفاظ و عبارات.
(2) يونس/ 71.
(3) اعراف/ 196.
نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعة الطف، ص: 150
على و فرزندش على را نزد آنها فرستاد و به آن دو فرمود: آنها را ساكت كنيد [كه از اين پس] گريههاى زيادى [در پيش] دارند.
(1) هنگامى كه [زنها] ساكت شدند، [حسين عليه السّلام] حمد و ثناى الهى را گفت و خدا را بدانچه شايسته اوست ياد كرده و بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بر ملائكه و أنبيا درود فرستاد [راوى اين روايت مىگويد:] بخدا قسم نه قبل و نه بعد از آن روز نشنيدم گويندهاى، منطقى رساتر از [حسين عليه السّلام] داشته باشد.
آنگاه حسين عليه السّلام در ادامه خطبهاش فرمود: أما بعد، به نسبم توجه كنيد ببينيد من كيستم؟! بعد به نفوس خودتان رجوع كرده و آن را نكوهش كنيد، تأمل كنيد كه آيا كشتن و هتك حرمت من برايتان حلال است؟! مگر من پسر دختر پيامبرتان صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، و پسر وصى و پسر عمويش و جزو اولين ايمانآورندگان به خدا و تصديق كننده رسولش در آنچه كه از طرف پروردگارش آورده، نيستم؟! آيا حمزه سيد الشهداء عموى پدرم نيست؟! آيا جعفر طيّار شهيدى كه دو بال دارد عمويم نيست؟! مگر اين قول شايع به [گوش شما] نرسيده كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مورد من و برادرم فرموده: «ايندو دو سرور جوانان اهل بهشتند»؟! آنچه مىگويم حق است اگر [مرا] تصديق مىكنيد، [بدانيد] قسم بخدا از زمانى كه فهميدم خداوند بر دروغگو غضب مىكند و كسى كه دروغ مىگويد زيان مىبيند قصد دروغ نكردهام. و اگر مرا تكذيب مىكنيد در ميانتان كسانى هستند كه اگر در اين مورد [يعنى حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم] از آنها سؤال كنيد به شما خبر خواهند داد [كه اين حديث صحيح است]، [اگر] از جابر بن عبد الله انصارى يا أبا سعيد خدرى، يا سهل بن سعد ساعدى، يا زيد بن أرقم، يا أنس بن مالك سؤال كنيد به شما خبر خواهند داد كه اين سخن را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در شأن من و برادرم شنيدهاند، آيا همين [سخن] شما را از ريختن خون من منع نمىكند؟! [در اين ميان] شمر بن ذى الجوشن گفت: هر كس آنچه را كه او مىگويد باور كند،
نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعة الطف، ص: 151
معلوم مىشود خدا را با دودلى مىپرستد. «1» (1) حبيب بن مظاهر [به شمر] گفت: به خدا قسم به نظر من تو در هفتاد جاى دينت بر لب پرتگاه قرار دارى [در دين تو هفتاد نوع شك و شبهه وجود دارد]، [آى] من گواهى مىدهم شما راست مىگويى و آنچه را كه حسين [عليه السّلام] مىگويد نمىفهمى، خداوند بر قلب تو مهر زده است! آنگاه حسين [عليه السّلام] به [لشكر عمر بن سعد] فرمود: اگر تاكنون در اين كلام [رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حق من] شك داشتيد آيا در اين سخنانى [كه اكنون مىگويم] نيز شك داريد؟ مگر نه اين است كه من پسر دختر پيامبرتان هستم؟ و الله اگر به مشرق و مغرب [عالم] برويد چه در ميان خودتان و چه در بين ديگران پسر دختر پيامبرى غير از من نخواهيد يافت، تنها من پسر دختر پيامبرتان هستم. به من بگوئيد آيا [خون] كشتههايتان را كه من كشتهام از من مىطلبيد؟ يا مالى را كه از بين بردهام از من مىخواهيد؟ يا در پى قصاص زخمى هستيد كه بر [كسى از] شما وارد ساختهام؟ «2» [سكوت مردم را فرا گرفت هيچ] سخنى [در جواب حسين عليه السّلام] نمىگفتند ....
[سپس حسين عليه السّلام] فرياد زد: آى شبث بن ربعى، آى حجّار بن أبجر، آى قيس بن أشعث، آى يزيد بن حارث، مگر شما برايم ننوشته بوديد: ميوهها رسيده، باغها سر سبز شده و نهرها لبريز گرديده، [اگر بيايى] بر سپاهى كه برايت آماده شده، وارد خواهى شد، بيا؟! ولى آنها [در پاسخ امام حسين عليه السّلام] گفتند: ما چنين كارى نكردهايم! [حضرت با تعجّب] فرمود! نه و الله شما بوديد كه اين عمل را انجام دادهايد.
______________________________
(1) اشاره به مفهوم آيه 11 سوره 22 دارد.
(2) اين جملات حضرت استفهام انكارى است يعنى حضرت مىخواهد بفرمايد من كه كسى از شما را نكشتهام، مالى از شما را غصب نكردهام و يا زخمى به شما وارد نكردهام پس چرا با من مىجنگيد؟
نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعة الطف، ص: 152
سپس فرمود: آى مردم! اگر مرا نمىخواهيد، رهايم كنيد تا به محل أمنى «1»بر روى زمين برگردم! (1) قيس بن أشعث گفت: آيا تحت فرمان پسر عموهايت در نمىآيى؟! آنها رفتارى جز آنچه شما دوست دارى نشان نخواهند داد و از آنها آزارى به تو نخواهيد رسيد! حسين [عليه السّلام] فرمود: تو برادر برادرت [محمد بن أشعث] هستى! مىخواهى بنى هاشم بيش از خون مسلم بن عقيل را از شما بطلبند؟! «2»نه و الله من مانند فرد ذليل، دست در دستشان نخواهم گذارد، و همچون غلام و برده فرمانبردارشان نخواهم شد! [حسين عليه السّلام در ادامه فرمود:] بندگان خدا! «إِنِّيعُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ»، «3» «عُذْتُبِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ» «4» «ازشر اينكه مرا سنگسار كنند به پروردگار خود و شما پناه مىبرم.» «ازهر متكبرى كه به روز حساب ايمان نمىآورد به پروردگار خويش و پروردگار شما پناه مىبرم.» سپس [برگشت و] شترش را خوابانيد و به عقبة بن سمعان دستور داد [تا شترش را مهار كند و او] شتر را مهار كرد. «5»

______________________________
(1) طبعاً منظور سيد الشهداء از اين فرموده مدينه بوده است چرا كه مأمن و خانه و كاشانه اوّليه او مدينه بوده است.
(2) مفهوم اين فرموده سيد الشهداء عليه السّلام اين بود كه: بنى هاشم به خاطر شركت برادرت محمد بن اشعث در قتل مسلم بن عقيل منتظرند انتقام خويش را از شما بگيرند حالا شما مىخواهى با اين حرفهايت مرا فريفته، وادار به تسليم كنى و بعد مثل مسلم بن عقيل به كشتن بدهى و در نتيجه موجب شوى تا بنى هاشم علاوه بر انتقام خون مسلم بن عقيل، خون مرا هم از شما بطلبند؟!
(3) دخان/ 20.
(4) مؤمن/ 27.
(5) تاريخ طبرى، 5/ 424 تا 426، به نقل از أبى مخنف از عبد الله بن عاصم از ضحاك مشرقى و ارشاد شيخ مفيد، 2/ 97 و 98، با اندكى تغيير در الفاظ و عبارات، و سبط بن جوزى خطبه امام عليه السّلام را از آنجا كه فرمود: رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مورد من و برادرم فرمود: اين دو آقاى جوانان بهشت هستند تا كلام شمر بن ذى الجوشن [لعنة الله] با كمى تفاوت و بطور مختصر نقل كرده است، رك: تذكرة الخواص، ص 252، به نقل از هشام بن محمد [راوى مقتل أبى مخنف].
نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعة الطف، ص: 153
ابو مخنف كوفى، لوط بن يحيى - سليمانى، جواد، نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعة الطفّ، 1جلد، مؤسسه آموزشى پژوهشى امام خمينى - قم، چاپ: دوم، 1380 ش.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول