گفتگو: لطايف
نمايش تك نوشته ( اين نوشته بخشي از يك رشته گفتگو است - براي مشاهده گفتگوي اصلي بر عنوان گفتگو در قسمت مقابل كليك نمائيد )
قديمي Wednesday 18 February 2004   #6
دوست ايراني .
سلام
 
نشان دوست ايراني .
 
تاريخ ثبت نام: Jun 2003
پاسخ‌ها: 2,843
تا تو را بينم همه


در «تذكره الاولياء» عطار حكايت تاثيرگذاري درباره ي حسن بصري، از زهاد مشهور، نقل شده كه از اين قرار است:
[از حسن بصري] پرسيدند كه: «تو را هرگز [وقت] خوش بود؟» گفت: روزي بر بام بودم. زن همسايه با شوهر مي گفت كه: «قريب پنجاه سال است تا در خانه ي توام، اگر بود و اگر نبود، صبر كردم در گرما و سرما، و زيادتي نطلبيدم و نام و ننگ[= آبرو] تو نگاه داشتم و از تو به كس گله نكردم. اما بدين يك چيز تن در ندهم كه بر سر من ديگري گزيني. اين همه براي آن كردم تا تو را بينم همه، نه آن كه تو ديگري را بيني. امروز به ديگري التفات مي كني؟ اينك به تشنيع [= رسوا ساختن] دامن امام مسلمانان گيرم.»
حسن [بصري] گفت: مرا وقت خوش گشت و آب از چشمم روانه شد. طلب كردم تا آن را در قرآن نظير يابم. اين آيت يافتم: «ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء». همه گناهانت عفو كردم. اما اگر به گوشه ي خاطر به ديگري ميل كني و با خداي عز و جل شرك آوري، هرگزت نيامرزم.
دوست ايراني . حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول