باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان (http://www.iranclubs.org/forums/index.php)
-   دين و دنيا (http://www.iranclubs.org/forums/forumdisplay.php?f=3)
-   -   سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157044)

عبدالعلی69 Tuesday 2 January 2018 10:48AM

سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث
 

#اهل_تسنن_لطفا_تأمل_كنند

سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث

(قسمت اول)

علمای اهلسنت از آغاز امرشان تا به امروز شیوه ای را در پیش گرفته اند که به واسطه آن شیوه ،
خواسته اند بر هر آنچه که عقاید و اساس مذهبشان را نابود میکند سرپوش بگذارند...

❗️بقول معروف سری را که درد نمی‌کند را دستمال نبندند❗️

در این پست چند نمونه ساده از بسیاری از نمونه ها خدمت شما عزیزان ارائه می‌شود تا کمی با این سیره علمای اهلسنت آشنا شوید

امام عظیم الشان اهلسنت احمد بن حنبل فتوا داده است كه اگر كسی مشاجرات و درگيری های صحابه را نقل كند ، بايد توسط حاكم وقت مجازات شود و اگر توبه نكرد بايد آن قدر در زندان بماند تا بميرد.

أبو الحسين ابن أبي يعلى (المتوفى: 526هـ) به نقل از احمد بن حنبل آورده است :

و من الحجة الواضحة الثابتة البينة المعروفة ذكر محاسن أصحاب رسول الله كلهم أجمعين والكف عن ذكر مساويهم والخلاف الذي شجر بينهم ... .
لا يجوز لأحد أن يذكر شيئا من مساويهم ولا يطعن على أحد منهم بعيب ولا بنقص فمن فعل ذلك فقد وجب على السلطان تأديبه وعقوبته ليس له أن يعفو عنه بل يعاقبه ويستتيبه فإن تاب قبل منه وإن ثبت عاد عليه بالعقوبة وخلده الحبس حتى يموت أو يتراجع.

نقل کردن خوبی‌های همه اصحاب رسول خدا و پرهيز از نقل بدی‌های ايشان و درگيری‌های ايشان با دليل واضح و آشکار ، ثابت شده است ...جايز نيست کسی چيزی از بدی‌های ايشان را نقل کرده و يا بر کسی از ايشان عيب و نقصی بگيرد ؛ و اگر کسی چنين کرد ، بر سلطان لازم است که او را تاديب و عقوبت کرده و حق بخشيدن وی را ندارد ؛
بلکه بايد او را شکنجه کرده توبه دهند ؛ که اگر توبه کرد از وي پذيرفته می‌شود ؛ اما اگر قبول نکرد دوباره بايد او را شکنجه کرده و حبس ابد نمايند ، تا اينکه بميرد ؛ مگر آنکه از نظر خويش برگردد .


طبقات الحنابلة ج 1 ، ص 30 ، طبع مطبعة السنة المحمدية

شیخ الاسلام اهلسنت ابن تیمیه حرانی نیز در اعترافی که میکنند به طور خلاصه وار مینویسد:

كان من مذاهب أهل السنة الإمساك عما شجر بين الصحابة .

پرهيز از نقل درگيری‌های بين صحابه از مذهب اهل سنت بوده است.

منهاج السنة النبوية ج 4 ، ص 448 ، ناشر: مؤسسة قرطبة
___________

سوال :

⁉️چرا مذهب اهلسنت این است که از نقل درگیری بین اصحاب پرهیز کنند؟

⁉️آیا اگر پرهیز نمیکردند تئوری ای به نام عدالت صحابه وجود داشت؟
_____________

اما کار به اینجا ختم نمیشود و علمای بزرگ و ائمه اهلسنت اعتراف جالبی کرده‌اند :

نووی از قول امام مازری آورده است :

قال المازري : لكنا مأمورون بحسن الظن بالصحابة - رضي الله عنهم أجمعين - ونفي كل رذيلة عنهم ، وإذا انسدت طرق تأويلها نسبنا الكذب إلى رواتها

ما مامور به حسن ظن به صحابه و نفی کل رذیلت ها از آنها هستیم و زمانی که حدیثی پیدا کردیم (که موجب اثبات رذیلت برای صحابه شد) اما راه تاویل برای آن روایت وجود نداشت باید به روات روایت نسبت دروغ گویی و کذب بدهیم .

شرح النووي على مسلم ج 12 ص 72 طبع المطبعة المصرية بالأزهر


شرح حال المازري

- ذهبی درباره وی نوشته است :

الشيخ الإمام العلامة البحر المتفنن أبو عبد الله ، محمد بن علي بن عمر بن محمد التميمي المازري المالكي ... وكان بصيرا بعلم الحديث .. هو آخر المتكلمين من شيوخ إفريقية بتحقيق الفقه ، ورتبة الاجتهاد ، ودقة النظر ..

- ابن فرحون درباره وی نوشته است : كان أحد رجال الكمال في وقته في العلم، وإليه كان يُفزع في الفتوى

ابن خلكان نیز نوشته است:

أحد الأعلام المشار إليهم في حفظ الحديث والكلام عليه.

نتیجه گیری:

بله در سیره علما و امامان اهلسنت اگر راوی ، روایتی را نقل کند که به اعتبار صحابه خدشه وارد کند ولو آن روایت صحیح باشد راوی را تضعیف میکنند تا به این صورت روایتش برای عوام مردم مورد قبول واقع نشود.




عبدالعلی69 Sunday 7 January 2018 07:51AM

ج: سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث
 

سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث

(قسمت اول-۲)

سرپوش گذاشتن بر هر آنچه که مذهب آنان را بر باد می‌دهد!

به این نمونه های دیگر در ادامه پست قبل از همین عنوان دقت کنید:

‍ ‍ مفتی سوری و تصريح بر حذف مشاجرات صحابه از کتب درسی

علی الطنطاوی از علما و بزرگان معاصر سوری، از حذف و دستکاری کتب درسی سوریه می گوید.
وی در پاسخ به سوالی پیرامون مشاجرات و دعوا های صحابه چنین می نویسد:

ما همه صحابه را گرامی می داریم. و قدر آنان را می دانیم و برای آنان ترضی می کنیم و از آنچه بین آنها اتفاق افتاده است سکوت می کنیم. و به بهترین صورتی که شایسته آنان است حمل می کنیم. هنگامی که من رئیس وحدت بین مصر و سوریه شدم، روش مدارس شرعی مشخص شده بود (کتاب ها و روش های درس خواندن مشخص بود) و طبق آنچه که قرار داده شده بود وجود داشت. همه این تاریخ را حذف کردم و به جای آن درس رسمی را جایگزین کردم و نام آن را بزرگان اسلام گذاشته و فقط به ذکر شرح حال و مناقب آنان اکتفا کردم (و به مشاجرات و دعوا های صحابه نپرداختم).

فتاوی علی الطنطاوی، ص 275


⁉️⁉️سوال:
چرا علمای اهل سنت و وهابی که مدعی آزادی بیان هستند، ترس و واهمه دارند تا حق بر همگان مخصوصا بر نوجوان و جوانان آشکار شود؟❗️
آیا می ترسند زیر بنای فکری مکتبشان که عدالت همه صحابه است، به خطر بیفتد؟
براستی چرا همه صحابه را عادل می‌دانند با اینکه در تاریخ ثابت شده که برخی از آنان دزد و فاسق و مرتد و زنا کار بودند؟❗️
آیا طنطاوی، این عالم بزرگ اهل سنت از نشر واقعیت های تاریخی که در کتابهای درسی بوده، می ترسد؟❗️

حال به این حکم ابوحامد غزالى هم توجه کنید:

خواندن مقتل امام حسین علیه السلام حرام است؛ چون باعث بد بینی نسبت به صحابه می‌شود‼️

قال الغزالی وغیره ویحرم على الواعظ وغیره روایه مقتل الحسین وحکایاته وما جرى بین الصحابه من التشاجر والتخاصم فإنه یهیج على بغض الصحابه والطعن فیهم وهم أعلام الدین تلقى الأئمه الدین عنهم روایه ونحن تلقیناه من الأئمه درایه فالطاعن فیهم مطعون طاعن فی نفسه ودینه
قال ابن الصلاح والنووی: الصحابه کلهم عدول …

ابن حجر الهیثمی، أحمد بن محمد ، الصواعق المحرقه على أهل الرفض والضلال والزندقه ، ج ۲، ص۶۴۰٫

غزالی و دیگران چنین گفته اند که بر سخنران خواندن مقتل حسین و نقل آن و نیز نقل درگیری های بین صحابه حرام است ، زیرا سبب برانگیختن بغض مردم نسبت به صحابه و اشکال گرفتن به ایشان می شود (!!) و ایشان نشانه های دین هستند و امامان ما دین را از ایشان گرفته اند و ما نیز از امامان خویش گرفته ایم ؛ به همین سبب کسی که به ایشان اشکال بگیرد در واقع به دین خویش اشکال گرفته است.(!!)

متأسفانه ابو حامد غزالی و دیگر همفکران او ، که عدالت تمام صحابه را به عنوان پیش فرض اعتقادی خود پذیرفته‌اند ،
هر چه که بر خلاف این اعتقاد باشد را چشم بسته و بدون تحقیق و بررسی رد می‌کنند .
این مسأله باعث شده است که وی حتی خواندن روضه سید الشهداء (علیه السلام) را که توسط صحابه و فرزندان برخی از اصحاب به شهادت رسیده اند را حرام اعلام کند ؛
زیرا طبیعی است که وقتی مردم بدانند فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله توسط صحابه به شهادت رسیده است و آنان دختران و نوامیس پیامبر خدا را به اسارت برده‌اند و … دیگر اعتقادی به آن‌ها نخواهند داشت ،
و آن‌ها را عادل نمی‌دانند ؛
به همین خاطر ابوحامد و هم کیشان او به فکر پاک کردن اصل صورت مسأله افتاده‌اند!


کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه

عبدالعلی69 Tuesday 18 June 2019 05:59AM

ج: سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث
 
سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد با احادیث (۱۰)



معلمی یمانی (عالم اهل‌سنت) ميگويد: بسیاری از علمای اهلسنت وقتی حدیثی مخالف با عقیده شان ببینند، آن را به بدترین شکل ممکن
✂️تحریف ✂️ می کنند!!!


ومن تأمل حال کثیر من علماء المذاهب رأى أن کثیراً منهم قد تکون حالهم عند التحقیق شراً من حال أصبغ وذلک أنهم یظهرون التدین بقبول الحدیث وتعظیم (الصحیحین) ویزید بعضهم حتى من أهل عصرنا هذا فیقول: إن الحدیث إذا کان فی (الصحیحین) أو أحدهما فهو مقطوع بصحته، فإذا جاءوا إلى حدیث مخالف لمذهبهم حرفوه أقبح تحریف .....


و هر کس در حال بسیاری از علمای مذاهب [علمای اهل‌سنت] تأمل کند در مییابد که بسیاری از آنان وضعشان پس از تحقیق از وضع اصبغ [از علمای مطعون و مطرود مخالفین شیعه] بدتر است و دلیل آن که اینها در ظاهر قائل به قبول حدیث و بزرگداشت صحیحین هستند و حتی در عصر ما بسیاری از آنان می‌گویند اگر حدیث در صحیحین یا یکی از آن ها باشد صحتش قطعی است اما هنگامی که یک حدیث که مخالف با مذهبشان باشد برای آنان آورده میشود آن را به زشت ترین شکل ممکن #تحریف می کنند .....


الكتاب: التنكيل بما في تأنيب الكوثري من الأباطيل
المؤلف: عبد الرحمن بن يحيى بن علي بن محمد المعلمي العتمي اليماني (المتوفى: 1386هـ)
مع تخريجات وتعليقات: محمد ناصر الدين الألباني - زهير الشاويش - عبد الرزاق حمزة
الناشر: المكتب الإسلامي
الطبعة: الثانية، 1406 هـ - 1986 م
جزء : 1 صفحة : 419
http://shamela.ws/browse.php/book-12767#page-401

اسكن كتاب:
http://yon.ir/dGwq3


ترجمه ى معلمى

http://shamela.ws/index.php/author/178



کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته

عبدالعلی69 Tuesday 18 June 2019 06:02AM

ج: سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث
 

عبدالعلی69 Tuesday 18 June 2019 06:03AM

ج: سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث
 

عبدالعلی69 Tuesday 18 June 2019 06:14AM

ج: سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث
 
اهل تسنن_لطفا_تأمل_كنند

سیرهء علمای اهلسنت در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث

▪️قسمت دوم


در قسمت اول آوردیم که علمای اهلسنت مذهبشان بر این بوده است که مشاجرات صحابه را نقل نکنند تا مشاجرات به دست مردم نرسد (تا مبادا عدالت صحابه زیر سوال برود که اساس مذهب زیر سوال میرود)
و همچنین آوردیم که سایر روایاتی که بعد از حذف توسط دستان امانت دار علما به صحابه ضرر میرساند را،
رُواتشان را تضعیف کنند تا به این صورت این عده از روایت نیز ساقط شود!


اما قسمت دوم ؛

مقدمه :


متاسفانه علمای اهل سنت هر روایتی مربوط به فضایل امیرالمومنین علی علیه السلام باشد را تضعیف میکنند!
و همچنین از هیچ کاری برای تضعیف راوی ای که فضیلت مولا علی علیه السلام را روایت میکند ، دریغ نمی‌کنند!


بله از سیره و روش علمای اهلسنت در برخورد احادیث این است که راوی را بخاطر نقل فضایل اهلبیت علیهم السلام تضعیف میکردند!

برای مثال بزرگترین عالم اهلسنت که سنی ها سنگ او را به سینه میزنند و به ایشان افتخار میکنند ،
یعنی آقای ذهبی سیره اش چنین بوده است (وای به حال بقیه علما )

أحمد بن الصديق الغماري (امام و محدث شافعی مذهب) می نویسد :

ولكن الذهبي إذا رأى حديثا في فضل علي عليه السلام بادر إلى إنكاره بحق وبباطل حتى كأنه لا يدري ما يخرج من رأسه سامحه الله.

ولی هر وقت ذهبی حدیثی در فضایل علی علیه السلام میدید ، بحق و به باطل مبادرت به انکار آن میکرد تا جایی که نمی فهمید چه می کند . خداوند از او درگذرد.

فتح الملك العلى بصحة حديث باب مدينة العلم علي(ص)، ج 1 ص 20 ناشر : مطبعه الاسلامی الازهر – مصر


در جایی دیگر می نویسد :

لو وثقه الناس كلهم لقال الذهبي في حديثه أنه كذب ، كما فعل في عدة أحاديث أخرجها الحاكم بسند الشيخين وادعى هو دفعا بالصدر وبدون دليل أنها موضوعة وما علتها في نظره إلا كونها في فضل علي بن أبي طالب(ص)

اگر راوی را همه مردم توثیق کنند ولی باز هم ذهبی میگوید که حدیث وی دروغ است آنچنان که ذهبی همین کار را در مورد برخی از روایاتی که حاکم (در مستدرک)به شرط بخاری و مسلم آورده و مدعی شده که آن مردود و مجعول اند و تنها دلیل این عمل بخاطر این است که روایت در فضیلت علی بن ابی طالب (علیهما السلام) است .

فتح الملك العلى بصحة حديث باب مدينة العلم علي(ص)، ج 1 ص 33 ناشر : مطبعه الاسلامی الازهر – مصر


البته ممکن است بگویند این اقای غماری شیعه بوده یا عالم به حدیث نبوده است

اما ما ثابت میکنیم که اتفاقا این عالم شافعی مذهب هست و عالم کامل به علوم حدیث است
دقت کنید:

زرکلی درباره وی مینویسد که او فقیه شافعی بود :

أحمد بن محمد بن الصديق بن أحمد، أبو الفيض الغماري الحسني الأزهري: متفقه شافعيّ مغربي.

الأعلام للزركلي ج 1 ص 253 دار العلم للملايين

ابن حاج سلمی هم درباره وی مینویسد :

فقيه، علامة، صاحب مشاركة في كثير من العلوم الإسلامية، وضروب الثقافة العربية الرصينة الأصيلة، إلا أن لَه تخصصا وتبريزا وتفوقا في حلبة علوم الحديث على طريقة الحفاظ الأقدمين، متنا وسندا، ومعرفة تراجم الرواة، وطرق الجرح والتعديل، وقد كون فيها نفسه بنفسه، دون أن يتتلمذ لأحد

احمد بن محمد بن صدیص غماری فقیه ، علامه ، صاحب فن در بسیاری از علوم اسلامی است که تخصص اصلی وی در علوم حدیث بر طریقه حفاظ قدمای حدیث از لحاظ متن و سند و معرفت به تراجم روات و طرق جرح و تعدیل است

إسعاف الإخوان الراغبين ج 1 ص 38 دار البیضاء

شيخ عبد السلام بن عبد القادر بن سودة هم درباره وی مینوسد :

احمد بن الشیخ محمد بن الصدیق الغماری الحسنی ، شیخ الحافظ المحدث المسند الناقد الروایه الکاتب المقتدر الفقیه ذو افکار صائبة في جل المسائل يعد من أكبر المحدثين اليوم

سل النصال للنضال بالأشياخ وأهل الكمال ج 1 ص 181 دار الغرب الإسلامي

این تنها ۳ مورد از چندین و چند مورد تمجیدات علمای اهلسنت از الشیخ محمد بن الصدیق الغماری است.
:smile07::smile07::smile07::smile07::smile07:یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم :smile07::smile07::smile07::smile07::smile07:
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته

عبدالعلی69 Tuesday 18 June 2019 06:22AM

ج: سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث
 

عبدالعلی69 Tuesday 18 June 2019 06:23AM

ج: سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث
 

عبدالعلی69 Tuesday 18 June 2019 06:25AM

ج: سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث
 

عبدالعلی69 Tuesday 18 June 2019 05:50PM

ج: سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث
 

عبدالعلی69 Tuesday 18 June 2019 05:52PM

ج: سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث
 

عبدالعلی69 Tuesday 18 June 2019 05:54PM

ج: سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث
 

عبدالعلی69 Tuesday 18 June 2019 05:55PM

ج: سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث
 

عبدالعلی69 Wednesday 19 June 2019 12:12PM

ج: سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث
 
اهل_سنت_لطفا_تأمل_كنند

سیرهء علمای اهل سنت در نقل حقایق و روش برخورد آنان با احادیث

قسمت پنجم-۳

در ادامه پست های قبلی ، بد ندیدیم تا به برخی از برخوردهای عجیب و قابل تأملی که در طول تاریخ خلفا بر ناقلین فضائل امیرالمؤمنین علی علیه السلام رفته است اشاره کنیم ؛

دقت کنید:

1⃣ کشتن "نسائی" عالم برجستهء اهل تسنن به خاطر نقل فضائل امیر المؤمنین علیه السلام و عدم نقل فضیلت برای معاویه!

نسائی ، از برجسته‌ترین علما و محدثین اهل تسنن است که کتاب «سنن» وی یکی از صحاح سته اهل سنت به شمار می‌رود . مزی در ترجمه وی می‌گوید :

أحد الأئمّة المبرزین والحفّاظ المتقنین والأعلام المشهورین.

تهذیب الکمال ، ج1 ، ص329 .

او یکی از پیشوایان برجسته و حافظان استوار و بزرگان مشهور بود .

و ابن کثیر در باره او می‌گوید :

الإمام فی عصره ، والمقدم على أضرابه وأشکاله وفضلاء دهره ، رحل إلى الآفاق.

البدایة والنهایة ، ج11 ، ص123 .

پیشوای زمان خویش ، و کسی که بر همشغلان و همنظران و بزرگان زمان خویش پیشی گرفت ؛ و به شهر های مختلف مسافرت کرد .

وی کتابی دارد به نام خصائص امیر المؤمنین علی بن أبی طالب (علیه السلام) که در آن فضائل امیر المؤمنین علیه السلام را نقل کرده است . انگیزهء وی از تألیف این کتاب این بوده است که وقتی وی وارد دمشق شد ، دید که مردم از علی(علیه السلام) متنفر هستند و از آن حضرت بدگویی می‌کنند ، شروع به نوشتن این کتاب کرد ؛
چنانچه ابن کثیر می‌نویسد :

وأنه إنما صنف الخصائص فی فضل علی(ص) وأهل البیت(ص) ، لأنه رأى أهل دمشق حین قدمها فی سنة ثنتین وثلاثمائة عندهم نفرة من علی(ص) .

البدایة‌ والنهایة ، ج11 ، ص141 .

او کتاب خصائص را در برتری علی (ص)و اهل بیت او(ص) نوشت ؛ زیرا او مردمان دمشق را در سال ۳۰۲ دید که از علی (ص)نفرت دارند .


اما از آن جایی که مردم دمشق به پیروی از همان سنتی که معاویه پایه گذارش بود ، به بدگویی از امیر المؤمنین علیه السلام خو گرفته و با تنفر از آن حضرت بزرگ شده بودند ، نتوانستند تحمل کنند که کسی در فضائل آن حضرت کتابی بنویسد ، اما در آن اثری از فضائل معاویه دیده نشود ؛
از این رو از نسائی خواستند که در فضائل معاویه نیز کتابی بنویسد ؛ اما وقتی با مقاومت نسائی روبرو شدند ، چنان او را کتک زدند که از دنیا رفت .

علامه ابن جوزی و بسیار دیگر از بزرگان اهل تسنن در سبب کشته شدن نسائی می‌گوید :

إنّ النسائی خرج من مصر فی آخر عمره إلى دمشق ، فسئل بها عن معاویة وما جاء فی فضائله ! فقال : لا یرضى رأسا برأس حتى یفضل ! فما زالوا یدفعون فی خصیتیه حتى أخرج من المسجد وحمل إلى الرملة أو مکة فتوفی بها .

المنتظم ، ج6 ، ص131 و تذکرة الحفاظ ، ذهبی ، ج2 ، ص700 و سیر أعلام النبلاء ، ذهبی ، ج14 ، ص132 و تهذیب الکمال ، مزی ، ج 1 ، ص132 و ... .

نسایی در آخر عمر خویش از مصر به دمشق رفت ؛ پس در آنجا از او در مورد معاویه و فضیلت های او سوال کردند ؛ پس گفت : آیا به این که او را هم شأن علی(ص) دانستید راضی نشدید ، حال می‌خواهید او را از علی (ص)برتر کنید ؟
پس آنقدر به ....او زدند تا او را از مسجد بیرون کردند ؛ او را به رمله یا مکه بردند و در آنجا از دنیا رفت .

و ابن کثیر می‌گوید :

و دخل دمشق فسأله أهلها أن یحدّثهم بشئ من فضائل معاویة ، فقال : أما یکفی معاویة أن یذهب رأسا برأس حتى یروى له فضائل ! فقاموا إلیه فجعلوا یطعنون فی خصیتیه حتى أخرج من المسجد .

البدایة والنهایة ، ابن کثیر ، ج11 ، ص 140 .

او به دمشق رفت ؛ پس اهل شام از او خواستند که در مورد فضیلت های معاویه برای ایشان سخن گوید ؛ گفت : آیا برای معاویه بس نبود که همسنگ علی شد ؟ حال می خواهد برای او فضیلت نیز نقل کنند ؟ پس به او هجوم آورده آن قدر به ... او زدند تا از مسجد بیرونش کردند .

2⃣ کتک خوردن گروهی که فضائل امیرالمؤمنین علی علیه السلام را می‌خواندند!

تاریخ دمشق ج71 ص 147؛
مختصر تاریخ دمشق ج3 ص89:

قال أبو سليمان بن زبر اجتمعت أنا وعشرة، منهم أبو بكر الطائي، نقرأ فضائل علي بن أبي طالب في جامع دمشق، فوثب إلينا نحو المئة من أهل الجامع يريدون ضربنا، وأخذ واحد منهم يلحقني، فجاء بعض الشيوخ إليّ، وكان قاضيا، في الوقت، فخلّصوني من أيديهم، وعلقوا أبا بكر الطائي فضربوه، وعملوا على أنهم يسوقونه إلى الشرطة في الخضراء، فقال لهم أبو بكر: يا سادة إنما كنا في فضائل علي، وأنا أخرج لكم غدا فضائل معاوية أمير المؤمنين.

سلیمان بن زبر می گوید با ۱۰ نفر که ابوبکر طائی هم در بین ما بود ، در مسجد دمشق( مسجد جامع اموی) نشسته بودیم و فضائل علی بن ابیطالب علیهما السلام را می‌خواندیم که حدود ۱۰۰ نفر از اهل مسجد به ما حمله کردند و قصد داشتند ما را بزنند ، یکی از آنان دنبال من کرد و قصد داشت مرا بگیرد ، پیرمردی که قاضی بود نزد من آمد و مرا از دست آنان نجات داد ، اما ابوبکر طائی را گرفتند و او را آویزان نمودند و او را کتک زدند و میخواستند او را نزد داروغه که در منطقه خضراء دمشق بود ، بردند و او میگفت :
ما امروز فقط فضائل علی‌بن ابیطالب علیهما السلام را خواندیم ، از فردا برایتان فضائل معاویه را خواهم خواند!!

3⃣ فضائل امیرالمؤمنین علی علیه السلام را نخوان تا سب بر ایشان را نشنوی و کشته نشوی!

اسد الغابه ج1 ص572 و ص364:

وروى أَبُو أحمد العسكري، بِإِسْنَادِهِ عن عمارة بْن يَزِيدَ، عن عَبْد اللَّهِ بْن العلاء، عن الزُّهْرِيّ، قال: سمعت سَعِيد بْن جناب يحدث، عن أَبِي عنفوانة المازني، قال: سمعت أبا جنيدة جندع بْن عمرو بْن مازن، قال: سمعت النَّبِيّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يقول: من كذب علي متعمدًا فليتبوأ مقعده من النار و سمعته وَ إِلا صمتا يقول، وقد انصرف من حجة الوداع، فلما نزل غدير خم قام في الناس خطيبًا، وأخذ بيد علي، وقال: من كنت وليه فهذا وليه، اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه.
قال عُبَيْد اللّه : فقلت للزهري: لا تحدث بهذا بالشام، وأنت تسمع ملء أذنيك سب علي، فقال: والله إن عندي من فضائل علي ما لو تحدثت بها لقتلت.
أخرجه الثلاثة.

ابن مازن می‌گوید : از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود هر کس عامدانه به من دروغ ببند جایگاهش از آتش پر خواهد شد ؛ و میگوید: من خود شنیدم و اگر غیر از این باشد دو گوش من کر شود که رسول خدا صلی الله علیه و آله از حجة الوداع باز گشتند ، در غدیر فرود آمدند و خطبه خواندند و دست علی علیه السلام را بلند کردند و فرمودند : هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست خدایا دوست او را دوست دار و با دشمن او دشمن باش ؛
عبیدالله می‌گوید به زُهری گفتم : این حدیث را در شام بازگو نکن که دو گوشَت در آنجا از دشنام به علی(ص) پر خواهد شد ؛
و او گفت : به خدا قسم در نزد من فضائل بیشماری از علی است که اگر آنها را بازگو کنم کشته خواهم شد.

4⃣ در هر فضیلتی که از امیرالمؤمنین علی علیه السلام میگویید ، باقی صحابه را هم شریک کن!


تهذیب الکمال مزی ج5 ص16

▪️جعفر بْن برقان وكَانَ ثقة بقية من بقايا المسلمين.
وَقَال محمود بْن خالد السلمي، عن مروان بْن مُحَمَّد: جعفر بْن برقان والله الثقة العدل.
وَقَال أَبُو علي مُحَمَّد بْن سَعِيد القشيري: سمعت أبا بكر بْن صدقة يملي على بعض الشيوخ، قال: قال سفيان الثوري: ما رأيت أفضل من جعفر بْن برقان.
وَقَال أيضا: حَدَّثَنَا جعفر بْن مُحَمَّدِ بْنِ حجاج القطان: قال: سمعت عُبَيد بْن جناد يقول: سمعت عطاء بْن مسلم الخفاف يقول: قدمت الرقة، فجلست في سوق الأحد، فذكرت فضائل علي بْن أَبي طالب ثم عدوت على جعفر بْن برقان، فَقَالَ: يا عطاء بلغني أنك جلست مجلسا ذكرت رجلا من أصحاب مُحَمَّد صَلَّى اللَّهُ عَلَيْه وسَلَّمَ بفضيلة لم تشرك معه غيره، فقلت: يرحمك اللَّه إن أخاك سفيان بْن سَعِيد الثوري قال لي: إذا قدمت الرقة، فاجلس في سوق الأحد واذكر فضائل علي عليه السلام، فإن الإباضية بها كثير، فَقَالَ جعفر: يا عطاء، إذا جلست مجلسا فذكرت رجلا من أصحاب مُحَمَّد صَلَّى اللَّهُ عَلَيْه وسَلَّمَ بفضيلة فأشرك معه غيره، قال عُبَيد: وكانت سوق الأحد في غير هذا الموضع، كانت عندنا بالرقة.


(این حدیث در توثیق جعفر بن برقان است)
....تا سفیان ثوری : ما با فضیلت تر از جعفر بن برقان ندیده ایم ؛
راوی میگوید: وارد شهر رقه شدم و در بازار اُحد نشستم و آنجا مشغول به ذکر فضائل علی بن ابیطالب علیه السلام گردیدم ، سپس به نزد جعفر بن برقان رفتم ،
به من گفت : ای عطا شنیده ام تو در مجلسی نشسته ای و یکی از اصحاب را به فضیلت یاد کردی ولی برای دیگران فضیلتی بیان نکردی؟!

به او گفتم : خدا تو را رحمت کند برادر تو سفیان بن سعید ثوری به من گفت اگر به رقه رفتی در بازار احد فضائل امیرالمؤمنین را بگو زیرا خوارج اباضیه آن جا زیادند.

جعفر گفت : ای عطا اگر جایی نشستی و یکی از اصحاب را به فضیلتی یاد کردی ، دیگران را هم در این فضیلت شریک کن!!!

5⃣ گردن زدن عاقبت گفتن فضائل علی بن ابیطالب علیهما السلام!


سیر اعلام النبلاء ج4 ص471

▪️قالَ عَطَاءُ بنُ السَّائِبِ: سَمِعْتُ عَبْدَ اللهِ بنَ شَدَّادٍ يَقُوْلُ: وَدِدْتُ أَنِّي قُمْتُ عَلَى المِنْبَرِ مِنْ غُدْوَةٍ إِلَى الظُّهْرِ، فَأَذْكُرُ فَضَائِلَ علي بن أبي طالب -رضي الله عنه- ثُمَّ أَنْزِلُ، فيُضرَب عُنُقِي.
قُلْتُ: هَذَا غُلُوٌّ وَإِسْرَافٌ. سَمِعَهَا خَالِدٌ الطَّحَّانُ مِنْ عَطَاءٍ.

عبدالله بن شداد می‌گوید:
دوست دارم از صبح زود تا ظهر منبر روم و از فضائل علی علیه السلام بگویم و آنگاه پایین آیم و گردنم را بزنند.
گفتم : این غلو و اسراف است....

قضاوت با شما



عبدالعلی69 Wednesday 19 June 2019 12:13PM

ج: سیرهء علمای اهل تسنن در نقل حقایق و روش برخورد آنها با احادیث
 
اهل_سنت_لطفا_تأمل_كنند

سیرهء علمای اهل سنت در نقل حقایق و روش برخورد آنان با احادیث

قسمت پنجم-۳

در ادامه پست های قبلی ، بد ندیدیم تا به برخی از برخوردهای عجیب و قابل تأملی که در طول تاریخ خلفا بر ناقلین فضائل امیرالمؤمنین علی علیه السلام رفته است اشاره کنیم ؛

دقت کنید:

1⃣ کشتن "نسائی" عالم برجستهء اهل تسنن به خاطر نقل فضائل امیر المؤمنین علیه السلام و عدم نقل فضیلت برای معاویه!

نسائی ، از برجسته‌ترین علما و محدثین اهل تسنن است که کتاب «سنن» وی یکی از صحاح سته اهل سنت به شمار می‌رود . مزی در ترجمه وی می‌گوید :

أحد الأئمّة المبرزین والحفّاظ المتقنین والأعلام المشهورین.

تهذیب الکمال ، ج1 ، ص329 .

او یکی از پیشوایان برجسته و حافظان استوار و بزرگان مشهور بود .

و ابن کثیر در باره او می‌گوید :

الإمام فی عصره ، والمقدم على أضرابه وأشکاله وفضلاء دهره ، رحل إلى الآفاق.

البدایة والنهایة ، ج11 ، ص123 .

پیشوای زمان خویش ، و کسی که بر همشغلان و همنظران و بزرگان زمان خویش پیشی گرفت ؛ و به شهر های مختلف مسافرت کرد .

وی کتابی دارد به نام خصائص امیر المؤمنین علی بن أبی طالب (علیه السلام) که در آن فضائل امیر المؤمنین علیه السلام را نقل کرده است . انگیزهء وی از تألیف این کتاب این بوده است که وقتی وی وارد دمشق شد ، دید که مردم از علی(علیه السلام) متنفر هستند و از آن حضرت بدگویی می‌کنند ، شروع به نوشتن این کتاب کرد ؛
چنانچه ابن کثیر می‌نویسد :

وأنه إنما صنف الخصائص فی فضل علی(ص) وأهل البیت(ص) ، لأنه رأى أهل دمشق حین قدمها فی سنة ثنتین وثلاثمائة عندهم نفرة من علی(ص) .

البدایة‌ والنهایة ، ج11 ، ص141 .

او کتاب خصائص را در برتری علی (ص)و اهل بیت او(ص) نوشت ؛ زیرا او مردمان دمشق را در سال ۳۰۲ دید که از علی (ص)نفرت دارند .


اما از آن جایی که مردم دمشق به پیروی از همان سنتی که معاویه پایه گذارش بود ، به بدگویی از امیر المؤمنین علیه السلام خو گرفته و با تنفر از آن حضرت بزرگ شده بودند ، نتوانستند تحمل کنند که کسی در فضائل آن حضرت کتابی بنویسد ، اما در آن اثری از فضائل معاویه دیده نشود ؛
از این رو از نسائی خواستند که در فضائل معاویه نیز کتابی بنویسد ؛ اما وقتی با مقاومت نسائی روبرو شدند ، چنان او را کتک زدند که از دنیا رفت .

علامه ابن جوزی و بسیار دیگر از بزرگان اهل تسنن در سبب کشته شدن نسائی می‌گوید :

إنّ النسائی خرج من مصر فی آخر عمره إلى دمشق ، فسئل بها عن معاویة وما جاء فی فضائله ! فقال : لا یرضى رأسا برأس حتى یفضل ! فما زالوا یدفعون فی خصیتیه حتى أخرج من المسجد وحمل إلى الرملة أو مکة فتوفی بها .

المنتظم ، ج6 ، ص131 و تذکرة الحفاظ ، ذهبی ، ج2 ، ص700 و سیر أعلام النبلاء ، ذهبی ، ج14 ، ص132 و تهذیب الکمال ، مزی ، ج 1 ، ص132 و ... .

نسایی در آخر عمر خویش از مصر به دمشق رفت ؛ پس در آنجا از او در مورد معاویه و فضیلت های او سوال کردند ؛ پس گفت : آیا به این که او را هم شأن علی(ص) دانستید راضی نشدید ، حال می‌خواهید او را از علی (ص)برتر کنید ؟
پس آنقدر به ....او زدند تا او را از مسجد بیرون کردند ؛ او را به رمله یا مکه بردند و در آنجا از دنیا رفت .

و ابن کثیر می‌گوید :

و دخل دمشق فسأله أهلها أن یحدّثهم بشئ من فضائل معاویة ، فقال : أما یکفی معاویة أن یذهب رأسا برأس حتى یروى له فضائل ! فقاموا إلیه فجعلوا یطعنون فی خصیتیه حتى أخرج من المسجد .

البدایة والنهایة ، ابن کثیر ، ج11 ، ص 140 .

او به دمشق رفت ؛ پس اهل شام از او خواستند که در مورد فضیلت های معاویه برای ایشان سخن گوید ؛ گفت : آیا برای معاویه بس نبود که همسنگ علی شد ؟ حال می خواهد برای او فضیلت نیز نقل کنند ؟ پس به او هجوم آورده آن قدر به ... او زدند تا از مسجد بیرونش کردند .

2⃣ کتک خوردن گروهی که فضائل امیرالمؤمنین علی علیه السلام را می‌خواندند!

تاریخ دمشق ج71 ص 147؛
مختصر تاریخ دمشق ج3 ص89:

قال أبو سليمان بن زبر اجتمعت أنا وعشرة، منهم أبو بكر الطائي، نقرأ فضائل علي بن أبي طالب في جامع دمشق، فوثب إلينا نحو المئة من أهل الجامع يريدون ضربنا، وأخذ واحد منهم يلحقني، فجاء بعض الشيوخ إليّ، وكان قاضيا، في الوقت، فخلّصوني من أيديهم، وعلقوا أبا بكر الطائي فضربوه، وعملوا على أنهم يسوقونه إلى الشرطة في الخضراء، فقال لهم أبو بكر: يا سادة إنما كنا في فضائل علي، وأنا أخرج لكم غدا فضائل معاوية أمير المؤمنين.

سلیمان بن زبر می گوید با ۱۰ نفر که ابوبکر طائی هم در بین ما بود ، در مسجد دمشق( مسجد جامع اموی) نشسته بودیم و فضائل علی بن ابیطالب علیهما السلام را می‌خواندیم که حدود ۱۰۰ نفر از اهل مسجد به ما حمله کردند و قصد داشتند ما را بزنند ، یکی از آنان دنبال من کرد و قصد داشت مرا بگیرد ، پیرمردی که قاضی بود نزد من آمد و مرا از دست آنان نجات داد ، اما ابوبکر طائی را گرفتند و او را آویزان نمودند و او را کتک زدند و میخواستند او را نزد داروغه که در منطقه خضراء دمشق بود ، بردند و او میگفت :
ما امروز فقط فضائل علی‌بن ابیطالب علیهما السلام را خواندیم ، از فردا برایتان فضائل معاویه را خواهم خواند!!

3⃣ فضائل امیرالمؤمنین علی علیه السلام را نخوان تا سب بر ایشان را نشنوی و کشته نشوی!

اسد الغابه ج1 ص572 و ص364:

وروى أَبُو أحمد العسكري، بِإِسْنَادِهِ عن عمارة بْن يَزِيدَ، عن عَبْد اللَّهِ بْن العلاء، عن الزُّهْرِيّ، قال: سمعت سَعِيد بْن جناب يحدث، عن أَبِي عنفوانة المازني، قال: سمعت أبا جنيدة جندع بْن عمرو بْن مازن، قال: سمعت النَّبِيّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يقول: من كذب علي متعمدًا فليتبوأ مقعده من النار و سمعته وَ إِلا صمتا يقول، وقد انصرف من حجة الوداع، فلما نزل غدير خم قام في الناس خطيبًا، وأخذ بيد علي، وقال: من كنت وليه فهذا وليه، اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه.
قال عُبَيْد اللّه : فقلت للزهري: لا تحدث بهذا بالشام، وأنت تسمع ملء أذنيك سب علي، فقال: والله إن عندي من فضائل علي ما لو تحدثت بها لقتلت.
أخرجه الثلاثة.

ابن مازن می‌گوید : از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود هر کس عامدانه به من دروغ ببند جایگاهش از آتش پر خواهد شد ؛ و میگوید: من خود شنیدم و اگر غیر از این باشد دو گوش من کر شود که رسول خدا صلی الله علیه و آله از حجة الوداع باز گشتند ، در غدیر فرود آمدند و خطبه خواندند و دست علی علیه السلام را بلند کردند و فرمودند : هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست خدایا دوست او را دوست دار و با دشمن او دشمن باش ؛
عبیدالله می‌گوید به زُهری گفتم : این حدیث را در شام بازگو نکن که دو گوشَت در آنجا از دشنام به علی(ص) پر خواهد شد ؛
و او گفت : به خدا قسم در نزد من فضائل بیشماری از علی است که اگر آنها را بازگو کنم کشته خواهم شد.

4⃣ در هر فضیلتی که از امیرالمؤمنین علی علیه السلام میگویید ، باقی صحابه را هم شریک کن!


تهذیب الکمال مزی ج5 ص16

▪️جعفر بْن برقان وكَانَ ثقة بقية من بقايا المسلمين.
وَقَال محمود بْن خالد السلمي، عن مروان بْن مُحَمَّد: جعفر بْن برقان والله الثقة العدل.
وَقَال أَبُو علي مُحَمَّد بْن سَعِيد القشيري: سمعت أبا بكر بْن صدقة يملي على بعض الشيوخ، قال: قال سفيان الثوري: ما رأيت أفضل من جعفر بْن برقان.
وَقَال أيضا: حَدَّثَنَا جعفر بْن مُحَمَّدِ بْنِ حجاج القطان: قال: سمعت عُبَيد بْن جناد يقول: سمعت عطاء بْن مسلم الخفاف يقول: قدمت الرقة، فجلست في سوق الأحد، فذكرت فضائل علي بْن أَبي طالب ثم عدوت على جعفر بْن برقان، فَقَالَ: يا عطاء بلغني أنك جلست مجلسا ذكرت رجلا من أصحاب مُحَمَّد صَلَّى اللَّهُ عَلَيْه وسَلَّمَ بفضيلة لم تشرك معه غيره، فقلت: يرحمك اللَّه إن أخاك سفيان بْن سَعِيد الثوري قال لي: إذا قدمت الرقة، فاجلس في سوق الأحد واذكر فضائل علي عليه السلام، فإن الإباضية بها كثير، فَقَالَ جعفر: يا عطاء، إذا جلست مجلسا فذكرت رجلا من أصحاب مُحَمَّد صَلَّى اللَّهُ عَلَيْه وسَلَّمَ بفضيلة فأشرك معه غيره، قال عُبَيد: وكانت سوق الأحد في غير هذا الموضع، كانت عندنا بالرقة.


(این حدیث در توثیق جعفر بن برقان است)
....تا سفیان ثوری : ما با فضیلت تر از جعفر بن برقان ندیده ایم ؛
راوی میگوید: وارد شهر رقه شدم و در بازار اُحد نشستم و آنجا مشغول به ذکر فضائل علی بن ابیطالب علیه السلام گردیدم ، سپس به نزد جعفر بن برقان رفتم ،
به من گفت : ای عطا شنیده ام تو در مجلسی نشسته ای و یکی از اصحاب را به فضیلت یاد کردی ولی برای دیگران فضیلتی بیان نکردی؟!

به او گفتم : خدا تو را رحمت کند برادر تو سفیان بن سعید ثوری به من گفت اگر به رقه رفتی در بازار احد فضائل امیرالمؤمنین را بگو زیرا خوارج اباضیه آن جا زیادند.

جعفر گفت : ای عطا اگر جایی نشستی و یکی از اصحاب را به فضیلتی یاد کردی ، دیگران را هم در این فضیلت شریک کن!!!

5⃣ گردن زدن عاقبت گفتن فضائل علی بن ابیطالب علیهما السلام!


سیر اعلام النبلاء ج4 ص471

▪️قالَ عَطَاءُ بنُ السَّائِبِ: سَمِعْتُ عَبْدَ اللهِ بنَ شَدَّادٍ يَقُوْلُ: وَدِدْتُ أَنِّي قُمْتُ عَلَى المِنْبَرِ مِنْ غُدْوَةٍ إِلَى الظُّهْرِ، فَأَذْكُرُ فَضَائِلَ علي بن أبي طالب -رضي الله عنه- ثُمَّ أَنْزِلُ، فيُضرَب عُنُقِي.
قُلْتُ: هَذَا غُلُوٌّ وَإِسْرَافٌ. سَمِعَهَا خَالِدٌ الطَّحَّانُ مِنْ عَطَاءٍ.

عبدالله بن شداد می‌گوید:
دوست دارم از صبح زود تا ظهر منبر روم و از فضائل علی علیه السلام بگویم و آنگاه پایین آیم و گردنم را بزنند.
گفتم : این غلو و اسراف است....

قضاوت با شما




كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 06:05PM مي‌باشد.

© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند