باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان (http://www.iranclubs.org/forums/index.php)
-   آزاد (http://www.iranclubs.org/forums/forumdisplay.php?f=17)
-   -   >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<< (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=43153)

احتشام Wednesday 24 March 2010 10:06AM

>>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
سلام دوستان....
چه خوبه توی ایران کلابز یه دفتریادگاری داشته باشیم و از خودمون یه یادگاری بجا بزاریم تا اگه روزی روزگاری خودتون یا کسی اومد این یادگاری ها رو خوند به یاد این دوران خوب و خوش که در کنار دوستای گلش توی ایران کلابز بوده بیفته....

فقط خواهشاً به نکات زیر توجه کنید.....
  • هر کدوم از اعضا فقط یه بار اینجا پست بزنن و اونم واسه نوشتن یادگاریشون باشه..( هر متنی که حال کردن و اینکه دیگران با خوندن اون متن یاد اون بیفتن )
  • تاریخ و ساعت نوشتن یادگاری فراموش نشه....

احتشام Wednesday 24 March 2010 10:20AM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
نمی دونم از چی بنویسم
اما می دونم که باید بنویسم
این روزا ننوشتن هم
بغضی شدن توی گلو
هق هق نوشتن هم
بلایی شده که نگو .
اما توی این وانفسا ،
چی بگیم تا جرمی نباشه
واسه ما ؟ !
بمیرد روزگار با خاطراتش
******************************************************************

سعیـــد سروش

89/1/4

11:17 ساعت

Tedi Thursday 25 March 2010 12:01PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
سلام
همه بچه هاي اينجا رو دوست دارم خيلي خيلي
دوس دارم دوتا بال داشته باشم تا بتونم بپرم
مي گن واسه پريدن به بال نياز نداري
حالا اينا رو ولش
تا حالا تو هيج جا اينفدر احساس راحتي نكرده بودم
حالا نميدونم كي منو ميشناسه كي نميشناسه
من همه بچه هاي گل اين باشگاه رو دوستاي خودم ميدونم
دوستون دارم.

در اين در گه كه گه گه كه شود ناگه
مشو غره ز امروزت كه از فردا نهي اگه



مصطفي

89/1/5

11:57

ملیح سا Friday 26 March 2010 09:59AM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
زمانی به زبان گل ها سخن میگفتم
زمانی هر کلمه ای را که کرم ابریشم میگفت میفهمیدم
زمانی در خفا به وراجی سارها میخندیدم
و در رختخوابم با مگسی گپ میزدم
زمانی به تمام سوال های جیرجیرک ها گوش میدادم
و به تمامه ان ها جواب میدادم
و با گریه هر دانه برف در حال مرگ
که فرو می افتاد همدردی میکردم
زمانی به زبان گل ها سخن میگفتم
چه شد که این همه از یادم رفت ؟
چه شد؟



همه ی بچه های کلابزو دوست دارم


میترا

6/1/89

ساعت 11

23nazzi Saturday 27 March 2010 10:42AM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
باصداقت...تاقیامت...بی نهایت...دوستت دارم
8/1/89 11:39

میرزا عبدالزکی Saturday 27 March 2010 02:34PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
ایران کلابز، این قسمتِ زیبایِ زندگانی ام، تا ابد جاودانه خواهد شد. من تا نفس در سینه دارم، ایران کلابز عزیز و دوستان مهربانم را فراموش نخواهم کرد. من از اینجا درس زندگی آموختم...
دوستتان دارم، همیشه...
اگه یه وقت دلت برام تنگ شد من همیشه اینجا هستم... www.Hamsayegi.blogfa.com
موفق باشید

غريبه Saturday 27 March 2010 07:56PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
سلام ايرانكلابز امروز 27/3/2010 مکان ksa
حالت چطوره
الان 7 سال میگذره که من ایران رو ندیدم کی بودم چی شدم
دلم برا دوغ ایران تنگ شده برا نون سنگک هوای بهاری نوروز کوچه ها خیابونا حرم حضرت معصومه
و مهم تر از همه برای خوانوادم
چقد دوست داشتم حتی برای یه لحظه دوباره ببینمت چقدر قدرت رو ندونستم
اینجا یه روز هوا گرمه یه روز خنک اگر هم خنک شد با گردخباره خبری هم که از یخ نیست بارون هم که وقتی همه خوابن چکه میکنن صبح روی ماشین اثر قطره ها رو مبیبینیم اونم کم
دریا هم که ای بگی نگی خوبه ولی مثل اب و هوای شمال نیست
اینجا مردم بیشتر به ظاهرت حکم میکنن تا به داخلت همه هم میخوان نشون بدن کی پولدار تره عجب دنیایی شده
ولی من که راظیم سعی میکنم تو هر لحظه از زندگیم هم استفاده کنم هم خوش بگذرونم حتی با کمترین امکانیات
ولی با همین هم باز هر چند وقتی که یاد ایران میکنم دلم میگره ولی به روم نمیارم حتی دوستم بهم گفت تو حتما دلت از سنگه احساس هم که نداری چه جوری زندگی میکنی قلبو شکت با همچین حرفی بعد از چند وقت مردم عادت کردن همین رو بهم بگن دیگه برام مهم نیست چون اگه اونها صبر رو مثل دلسنگی میبینن مشکل من نیست مشکل بدبینیشونه
وقتی اینجا رو پیدا کردم دوباره تونستم دلم رو باز کنم دوستای خوب پیدا کنم اگه مشکلی داشتم ازشون کمک بخوام بری همین هر وقت دلم از دنیا گرفت وقتی میام اینجا همه چیز رو فراموش میکنم
خلاصه که خدا رو شکر میکنم برای این زندگی خوب و این دوستای خوب

a_d Saturday 27 March 2010 09:39PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
گفتم می خوام ترکت کنم
گفت چرا ؟
گفتم واسه اینکه حس میکنم مثل سابق بهت وابستگی ندارم و تو یه جورایی شدی ، دیگه زیاد باهات حال نمی کنم .
گفت میدونی چرا ؟
گفتم نه واسه چی ؟
گفت چون یه زمانی داشتی اینجا زندگی می کردی ، با عشق و احساست پست می زدی ، برات خیلی مهم بود کی خوشحاله کی ناراحته ، یادته چقدر خواهر و برادر خوب پیدا کردی ؟یادته چند بار از ته دل خندیدی جوری که بیرون نخندیده بودی و چند بارم چشات خیس شد .... یه زمانی برای اینکه خودتو برسونی اینجا تاب و قرار نداشتی ، اینجا لحظه هاتو می ساختند ،اما حالا هر وقت وقت داشتی می یای و دیگه مثل سابق مهم نیست برات
با خودم کمی فکر کردم ، چیزی برای گفتن نداشتم حرفش حساب بود...
یه لبخندی زد و گفت :
اصراری ندارم که بمونی ، چون اینجور بودنت رو دوست ندارم ، من همون نوشته های یکسال پیشتو واسه خودم نگهش میدارم و هرگز پاکشون نمیکنم مگر اینکه تو بخوای تا بدونی که چقدر بهت وفادارم و هیچ وقت اثرت از روی قلبم بیرون نمیره . تا اگر یه روز منو یادت رفت بدونی تو بی معرفت شدی نه من ...

ساعت 10 و 40 دقیقه ، 7 فروردین ماه 1389
a_d

asena Sunday 28 March 2010 01:12AM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
هرآغازی را پایانی است.

در جایی بنویس :هیچ کس دوبار زندگی نکرد و روزی دوبار این جمله را بخوان

لحظه ای چند بر این لوح کبود...نکته ای بود و دگر هیچ نبود

دوستدار شما:smile07:.... آسنا
1389:1:8یکشنبه


apple Sunday 28 March 2010 01:23AM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
وقتی دل ارزش خودش را از دست بدهد و چشمهایت دیگر اشکی برای ریختن نداشته باشد،وقتی دیگر قدرت فریاد زدن را هم نداشته باشی،وقتی دیگر هر چه دل تنگت خواسته باشد گفته باشی،وقتی دیگر دفتر و قلم هم تنهایت گذاشته باشند،وقتی از درون تمام وجودت یخ بزند،وقتی چشم از دنیا ببندی و آرزوی مرگ بکنی،وقتی احساس کنی تنهاترین هستی،چشمهایت را ببند و از ته دل بخند که با هر لبخند روحی خاموش جان میگیرد و درخت پیر جوان میشود.
آری لحظه هاست که آدمی را هیچ و پوچ میکند.لحظه هاست که انسان را فرسوده و خسته از زندگانی میکند و لحظه هاست که عمر ما را به پایان میرساند.
بیایید از پس لحظه ها بگریزیم و به امید لحظه بعدی زندگی نکنیم.اینگونه بیندیشیم که انگار لحظه بعدی پیش روی ما نیست و از همین لحظه لذت ببریم نه به امید لحظه بعدی....
برادر کوچک شما
قاسم جعفری
یکشنبه هشتم فروردین ماه 1389 ساعت 1:15 بامداد:smile07:

roman Wednesday 31 March 2010 03:32PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
خواستم با یه متن زیبا شروع کنم و زودی تموم....
ولی ...
اینجا بود که واسه اولین بار دلم لرزید...دستم لرزید...صدام لرزید...
خیلی خنده دار و بچه گونه به نظر میرسه...ولی حقیقت داره....
اینجا برام خیلی خاطره داره....همش قشنگه....حتی وقتی گریه کردم و خواستم برم...
بی خیال...
این گلای قشنگ تقدیم به همه تون...


http://i37.tinypic.com/29qcea1.jpg


چهارشنبه
11 فروردین 1389
ساعت 16:30 roman
رها...

ارزو Wednesday 31 March 2010 04:47PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
لحظه نبودن نيستن ها ، اگر منت مي نهي بر كلام من ، با حترام سلامت مي گويم
و هزار گلپونه بوسه به چشمانت هديه مي دهم. قابل ناز چشمانت را ندارد.
ديرروز يادگاري هايت همدم من شدند و به حرفهاي نگفته من گوش دادند.
و برايم دلسوزي كردند. البته به روش خودشان كه همان سكوت تكراري بود و
يادآوري خاطرات با تو بودن.
دست نوشته ات را مي بوسيدم و گريه مي كردم. زيبا ، به بزرگي مهرباني ات ببخش
كه اشكهايم دست خطت را بوسيدند. باز هم ستاره به ستاره جستجويت كردم.
ولي نيافتمت.
از كهكشان دلسپردگي من خسته شدي كه تاب ماندن نياوردي و بي خبر رفتي ؟
مهتاب كهكشان نيافتني من ، آنقدر بي تاب ديدنت شده ام كه دلتنگي ام را به قاصدك سپردم و به هزار شعر و ترانه رقصان به سوي تو فرستادم.
روزها و شبها به دنبالت آمدند و تو را نديدند. قاصدك هم برنگشت.
شايد او هم شيفته نگاه مهربانت شد. باشد
اشكالي ندارد. تو عزيزي ، اگه يه قاصدك هم از من قبول كني ، خودش دنيايي است. كاش ياسهايي كه برايت پرپر شدند و به سويت آمدند، دوست داشتنم را برايت آواز كنند.كاش باران بعد از ظهرهايت، تو را به ياد اشكهاي من بيندازد.
نازنين ، هر پرنده سفر كرده اي از تو مي خواند و هر غنچه اي كه مي شكفد،
نام تو را بر زبان مي آورد. نيم نگاهي به روزهاي تنهايي ام كن و لحظه هاي زرد و بي صداي مرا تو آبي و ترانه باران كن. بگذار باز هم قاصدك ترانه هاي من در هواي دلتنگي تو پرواز كند.
همين حوالي بي قراري ها باز هم گلهاي بي تابي شكفته. زيبا ، امشب ، شام غريبان عاشقانه من و تو است. به
يادت مثل شمع مي سوزم و ذره ذره وجودم آب مي شود.
و هم به ياد بي تابي هايم شمعي روشن كن و بگذار مثل من بسوزد.مهرباني باران ، يادم كن در هر شبي كه بي ستاره شد.


ارزو
11 فروردين 1389
ساعت 17:47

mamali...love.p Wednesday 31 March 2010 04:51PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
:D:D:smile07::smile07::smile07:

محمد ع


89/1/11




17:52

ساز دهنی Saturday 3 April 2010 08:44AM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
اين يادگاري از طرف امير :smile50::D
14/1/89
ساعت 9:40 صوب

history Saturday 3 April 2010 09:00AM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی
همیشه عاشق تنهاست

شقایق 14 فروردین 1389 ساعت 10 صبح

کمانگیر Saturday 3 April 2010 10:50AM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
شب قراریست که ستاره ها برای بوسیدن ماه میگذارند . . . .

محمد رضا
89.1.14
شنبه
ساعت 11:45

manit Sunday 4 April 2010 04:56PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
خداوندا عقیده هایم را از عقده هایم مصون بدار ...
دكتر علی شریعتی
سلام دوستان حرفمو با جمله ای از شریعیتی شروع کردم امیدوارم هرکسی این رو میخونه شاد و خوشحال باشه
زهره
یکشنبه
15/1/89
ساعت 6/25 بعد از ظهر

مهساM Monday 5 April 2010 05:10PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی
یا رب ای کاش نیفتد به کسی کار کسی
مهسا
فروردین 89

ستاره ی قطبی Wednesday 7 April 2010 02:06PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
همش از روز تولدم شروع شد.......کلوپ دیوانه ها!!! یادته؟؟؟:)

یادته چقد دلتنگ بودم.....یادته خواستی شریک غمم باشی........:smile31:


چقد خواستم ازت دل بکنم......بذارم وبرم و پشت سرمم نگاه نکنم.........:smile20:

اما مگه تو میذاشتی؟؟؟دلم تاب دوریتو نداشتو لحظه هامو ثانیه هامودادم به تو........:smile40:


منم یه روزی میرم نمیدونم کی چه ساعتی......اما میرم....بعد از یه مدت همه فراموشم میکنن اما تو چشم انتظارم می مونی...خیلی باحالی iranclubs:smile06:

داداشا و آبجیا و مرد و نامرداشم به یادم نمی مونن.یاد دعواهامون به خیر.یاد شکستن بغضمون به خیر......:smile07:


صدامو بشنو.....صدای منو که دارم از دورترین فاصله باهات حرف می زنم......:smile34:

کاش می دونستم کجایی.کاش می تونستم پیدات کنم....کاش میشد بچه ها رو دور هم جمع کنم.......:rolleyes:


اگه دلت هوامو کرد بیا به نمایه م سر بزن و واسم پیام بذار قول میدم جوابتو بدم......;)

یا علی.
:smile59:

برام گریه نکن دوستت دارم:smile07::smile04::smile25:

الی
1389
1
18
ساعت====>3:06
ستاره های قطبی.فانوسکای خاموش.من و هجوم گریه.از یاد تو فراموش

negar66 Friday 9 April 2010 06:39PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
من نگار هستم 22ساله از کرمانشاه:D
20/01/1388 جمعه .7:38

daneshjoo Friday 9 April 2010 08:40PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
من ان موجم كه ارامش ندارم.....................................

جمعه 20/01/89
ساعت 21:37
باز دلتنگتم قهرمانم...

MSR Friday 9 April 2010 08:43PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
تا نباشد این جدایی ها، کس نداند قدر یاران را

کویر خشک می داند، بهای قطره باران را

حسین
جمعه 20 فروردین89


اَرشيا1365 Saturday 10 April 2010 10:38AM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
چشمانش را که می بست.

غرق در آینه ی دل، خاطراتش را می دید
که چه ساده و آرام از مقابل دیدگانش در ذهنش عبور می کنند.

نوای دل نشینی را با خود زمزمه می کرد
و از تمامی لحظات شادش در عمق آینه ی دلش شاد می شد.

آری
او آرزو می کرد که ای کاش هیچ گاه بر آینه ی دلش گرد فراموشی ننشیند


ساعت 11:42
21/1/89
ارشیا

manon Saturday 10 April 2010 03:20PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
سلام
زیاد نیست اومدم و یه چیزی همش میکوبه به سرم که قراره زود هم برم...
نرم؟؟؟؟!!!!:)
مینویسم برای تعداد کمی که اینجا شناختمشون...
نشناختم؟؟؟؟!!!!:)
حالم خوبه وقتی اینجا هستم...بخصوص وقتی توی تالار شعر و نثر برا خودم میگردم و آزارم به مورچه هم نمیرسه...
میرسه؟؟؟؟!!!!:)
خب همین دیگه...حضوری کوتاه , حرفهای محدود و خاطرات نامحدودی با خودش داره...
نداره؟؟؟؟!!!!:)
همه رو دوست دارم بعضیا رو زیاد بعضیا رو خیلی زیاد.
پیروز باشید.
manon
ساعت 16.16 مورخ شنبه21.1.89

salome Saturday 10 April 2010 07:56PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
http://dl8.glitter-graphics.net/pub/...h831qlcl8s.gif

گاه سکوت یک دوستhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/7...c66t051cb8.gif معجزه میکنه ، و تو می آموزی که همیشه ، بودن در فریاد نیست ...

http://i7.glitter-graphics.org/pub/6...u5lijjdky4.gif

غرور هدیه ی شیطان است و عشق هدیه ی خداوند
ما هدیه ی شیطان را به هم می دهیم ولی هدیه ی خدا را از هم پنهان میکنیم!

شنبه 89/01/21
ساعت 21
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/41.gif

افسانه Sunday 11 April 2010 04:37AM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
ای ی ی ی چندش
باز اومدم اینجا و یاد اون روزای عجیب و خوب افتادم
یاد دوستای قدیمیم بخیر چه شبایی رو اینجا باهاشون طی کردم
ای افسانه ی دیوانه!
دیگه از اون روزای خوب خبری نیست
حالت از همه چیز و همه کس به هم میخوره
دیگه هیچکس رو نمیخوای ببینی
هروقت دلت میگیره خود به خود میای اینجا
اما دیگه فریب هیچکس رو نمیخوری
ولی حیف آخه بعضی از فریب ها و دروغ ها چقدر خوب و قشنگن
الان داری غصه میخوری که چقدر زود حقایق آشغال آدم بودن و زندگی رو شناختی
اه لعنتی.. کاش حداقل چند سال دیگه ساده لوح و نادون و خرررررر باقی میموندم
خوب دیگه برو گمشوووووو درسهات رو بخون که الان یک هفته ست که میگی از فردا!
لعنت به تو زندگی........
یکشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۹
۱۱ آپریل ۲۰۱۰

AmirAlice Sunday 11 April 2010 01:06PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

امیرعلی
22/1/1389
81 روز قبل از کنکور ...
2:1 Pm

من زنده نیستم و رفتنیم ...
من که نمیمونم تو بجای من بمون و درستش کن ... به تو میسپارمش ... بیخیالش نشو ... جدیش بگیر ... مواظبش باش ...
GooD LuCk ...
:smile28:

dona Sunday 11 April 2010 03:28PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
یادش بخیر ............
چقدر خوشحال بودم از اومدنم دنیا برام دوباره رنگ گرفته بود فکر می کردم همه مثل خودم روراستن فکر میکردم همش حقیقته ......
بگذریم
دنیا بزرگه ولی خیلی کوچیک
دل من کوچیکه ولی خیلی بزرگ ..:smile07:
همه ی خاطرات اینجا یادم میمونه لحظه به لحظش همشو یادم می مونه از بچگی همه ی خاطراتم و به یاد دارم پس اینا هم یادم میمونن.
دوستون دارم
دلم می خواست همه ی حرفای دلمو بزنم همه ی گفتنیا و نگفتنیا رو
ولی.......
دستم یاری نمی کنه
دلم میلرزه
اشکام میریزه
و تنها ...........
فقط یادگارت را به دل می سپارم.

همه ی بچه های خوبه کلابزو دوست دارم .
همه ی داداشیام و ابجیامو

منم یه روزی رفتنیم.:smile07:


ابجیه کوچیکتون مینا

یکشنبه
22فروردین
1389
ساعت 16:28

یا علی

sarah Sunday 11 April 2010 08:35PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
اینجا یاد گرفتم میتونم عاشق باشم.عاشق چیزایی که در ظاهر بی اهمتین
یاد گرفتم میتونم دوست داشته باشم.میتونم شاد باشم.میتونم دوستا و برادر خوبی مثل سعید رو اینجا پیدا کنم که 4 ساله تنهام نذاشته و تو سخت ترین لحظات سنگ صبورم بوده
یاد گرفتم...
چیزایی یاد گرفتم که گفتنی نیست حس کردنیه
دوم دبیرستان بودم پا به اینجا گذاشتم.از این کار پشیمون نیستم
سارا
یکشنبه 22 فروردین 89
ساعت21:35

saeedtiger Sunday 11 April 2010 09:26PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
چیزی ندارم بگم
سعید همین لحظه همین ساعت

LAVI Sunday 11 April 2010 10:27PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
زندگی صحنه ی یکتا هنر مندی ماست
هرکسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست....
خرم آن نغمه که مردم بسپاردند به گوش.
______________________________
یکشنبه 22 فروردین 89 .
ساعت 23:25 . لاوی.


3Reza Monday 12 April 2010 08:15PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
از کوچه خاطراتم عبور میکنم
به خانه ایرانکلابز میرسم
درب خانه را میزنم
با اجازه صاحبخانه داخل میشوم
وارد حریم خانه ایرانکلابز میشوم
سرکی به اتاق خاطرات میکشم
در هر اتاق خاطراتم را مرور میکنم
اتاق سیاست ، اتاق گپ و سرگرمی
اتاق پیشنهادات ، اتاق ورزشکاران
در تك تك اتاقهاي اين خانه خاطراتي دارم
چه اوقات خوبی رو سپری کردم
روز های شاد ، روزهای غم
همه جزئی از خاطراتم هستند

خاطرات این خانه را هرگز فراموش نخواهم کرد . . .

**********************

22 فروردين سال 1389 خورشيدي ؛ ساعت 21:15

دوستدار هميشگي شما ؛ حميدرضا

:smile07::smile07::smile07::smile34:

sara.sara.sara Tuesday 13 April 2010 02:59AM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
چون می خواهی که باشی
خاصه ساده
ساده و بی پیرایه
پس بنا را بگذار روی لبخند...خوبی...قشنگی
از دلت دور کن هر انچه را که نمی خواهی و میبینی
و باور کن
باور کن هر انچه را که میخواهی
بایستی که در رویای دور از دسترس ببینی اش!
سارا
89/1/24
3:55

asalbanoo Tuesday 13 April 2010 08:27AM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
کاغذ سفيد را هرقدر هم که سفيد و تميز باشد ، کسي قاب نمي گيرد.
براي ماندگاري بايد حرفي براي گفتن داشت.
به خاطر داشته باش تاريك ترين لحظه شب ، نزديك ترين لحظه به طلوع خورشيده ،‌پس از تاريكي زندگيت دلگير نشو

عسل السادات
24/1/89 هجري شمسي... 13آپريل 2010ميلادي.......28 ربيع الثاني سال1431 هجري قمري
سه شنبه.... تهران... هوا ابري.... زمين مملو از نم نم بارون... ساعت 9:30 صبح

سین سین Friday 16 April 2010 06:05PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
باشگاه جوانان ایرانی
جایی برای رفع بیکاری،برای خوشگذرانی
یا برای فراموش کردن ناراحتی ها
برای گفتن و خندیدن با آدمهای ندیده و نشناخته
خیلی وقتها خسته میشم ،خیلی وقتها ناراحت میشم مثل شماها
وقتی بهم میخندن
یا حالمو میگیرن
به خودم میگم از فردا دیگه نمیام .آدمها تو دنیای واقعی چی هستند! وای به حال دنیای مجازی!همه شون نامردن!شما هم همین طورید نه؟
ولی باز میاییم چرا؟؟؟چون ترک عادت موجب مرض است یا چون.....
شما رو نمیدونم ولی چیزی که من خودم تو باشگاه کاملا حس کردم این هست که گر چه بعضی از ماها خیلی با هم فرق میکنیم ،بیشتر از زمین تا اسمون ،چه از لحاظ عقاید دینی و فرهنگی،چه از لحاظ سیاسی و اجتماعی،چه تیپ و قیافه و.....همه اینها درست .......اما بین این همه حرفهای شوخی و جدی میبینم که باز هم به هم شبیه هستیم ...خیلی شبیه .....شاید چون
همه ما فرزندان ایرانیم
و این قشنگترین بهونه است برای با هم بودن
پس فعلابا هم هستیم تا..............................................همیشه(حتی اگر دیگه اینجا نباشیم)




علی به همراهتون--س.س.م.
جمعه1389/1/27
ساعت7:02 عصر

یادیاران Saturday 17 April 2010 08:52AM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
سلام ایرانکلابز
یادش بخیر
چه روزایی باهم داشتیم
تمام روزایی که من به وسیله تو داشتم آزموده میشدم
چه روزایی بود یادته ؟ یادته روز اولی رو که اومدم اینجا؟ یادته روزی رو که اینجا دلم لرزید؟ یادته روزای سخت تنهایی رو که اینجا گذروندم ؟ یادته؟ آره میدونم که یادته من که هیچ وقت یادم نمیره
ایرانکلابز 2بار از تو وتمام آبجیا و داداشام تو اینجا خداحافظی کردم و رفتم اما دلم تاب نیاورد برگشتم حالا کمتر از قبل میام اما میام کمتر میام چون بیشتر نمیتونم بیام مگر نه میومدم
ایرانکلابز من اینجا خیلی چیزا یاد گرفتم من اینجا خیلیا رو شناختم با شخصیتهای متفاوت آشنا شدم و باهاشون هم کلام شدم
من اینجا فهمیدم دنیا واقعا دوتا رو داره یه روش آدمایین که حتی به کسانی که اونها رو دوست میخوانند هم دروغ میگن و روی دیگش آدمایی که شاید خیلی قربون صدقه طرف نرن اما با طرفشون رو راستن و تمام احساساتشونو صاف و صادق بیان میکنن هرچند که شناختن ادما خیلی سخته مخصوصا اینجا
من اینجا فهمیدم هنوز خیلی راه برای رفتن دارم و خیلی خیلی عقبم
ایرانکلابز شاید یه روز روزمرگی ها و گذشت زمان منو از تو جدا کنه اما میدونم که هیچ وقت و هیچ وقت تو و تمام اعضای مهربونتو از یاد نمیبرم هیچ وقت تجربه هایی که اینجا کسب کردم رو دور نمیریزم و هیچ وقت روزای خوبی رو که اینجا گذروندم فراموش نمیکنم
عجب رسمیه رسم زمونه آدما میرن از اونا فقط خاطره هاشون به یاد میمونه
اگر از من خاطره ای ته ذهنتون موند امیدورام خاطره بدی نباشه
بدرود
یازهرا

زهرا شنبه

28 فروردین ماه 1389

2 جمادی الاولی 1431

17آپریل 2010

ساعت : 9:52

.Herkul. Saturday 17 April 2010 01:38PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
خواهید مرا کز این دیارم ببرید
در زیر لوای این شعارم ببرید
با مهر علی به این دیار آمده ام
با عشق علی از این دیارم ببرید


مجید
شهرری
89/1/28

nastarane man Monday 19 April 2010 02:57PM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
دیر زمانی دیگر، آنگاه که از پس لبخندی محو، به این سطور مینگری
کسی را به یاد آور که دلش واسه همتون تنگ شده...;)
دوستون دارم ایرانکلابزی های عزیز:smile06:
نسترن. دوشنبه. 30/1/1389

boosal Friday 23 April 2010 11:09AM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
حرفهائی ست که باید زد
اما نه به کسی
حرفهای بی مخاطب

حرفهائی که باید به کسی زد اما نباید بشنود
سخن از حرفهایی است به کسی
به مخاطبی
حرفهایی که جز با او نمی توان گفت
جز با او نباید گفت
اما او نباید بداند
نباید بشنود
حرفهایی که مخاطب نیز نامحرم است !!!
:smile07:

دوستتون دارم با دليل و بي دليل
:smile07:

ادينه.3.2.1389
12:6 دقيقه


محمدی Friday 23 April 2010 11:23AM

ج: >>> دفتر یادگاری ایران کلابز <<<
 
الهي دلخوشي باشه پناهتون گلاي رازقي تنپوش راهتون
دوستتون دارم تک تکتونو جز خوبی ازتون چیزی ندیدم
خواستم اسم بیارم کساییکه دوستشون دارم دیدم کتابی میشه
فقط یه چیز قدر با هم بودنمونو بدونیم:smile07:
ممنون از سعید که این تایپیکو درست کرد
************************************
جمعه 1389/ 3/3 ساعت12:20


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 10:02PM مي‌باشد.

© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند