بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

مجیدماجد مجیدماجد حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 51
  1. مقداد
    Tuesday 25 February 2014
    مقداد
    پیدا کردیم بگو
    ممنون
  2. مقداد
    Monday 24 February 2014
    مقداد
    باشه
    بی خبرم نذار لطفا.
  3. مقداد
    Monday 24 February 2014
    مقداد
    سلام خوبی؟
    ترجمه عربی کتاب پورپیرار که توسط حزب بعث منتشر شده باشد
    اینو پیدا کردی؟
  4. مقداد
    Friday 7 February 2014
    مقداد
    حیف شد!
    وقتی بود کلّی بهش می خندیدیم! بدبختی توقیف به مدت نامحدودم شده! سوژه طنز بود از دست دادیم! دی!
    اینم آخرین باری که حالشو گرفتم جوابمم دیگه نداد:
    http://www.iranclubs.org/forums/show...=115144&page=3
  5. مقداد
    Friday 7 February 2014
    مقداد
    سلام خوبی
    میگم این یارو دقیقا تو این تایپیک چی نوشت؟
    http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=116738
  6. beatrice
  7. شمع
    Saturday 21 September 2013
    شمع
    ازشما می شود
    در این قسمت عکس پاک قرار دهید
  8. شمع
  9. beatrice
    Friday 13 September 2013
    beatrice
    سلام علیکم
    وقت شما به خیر

    به نظر بهتر بود که آن مطالب ( در خصوص برخی شنیده هاتون از موارد خلاف عرف رخ داده در هیئات) رو در سرنگار "بلاتکلیفی پشتیبانی این سایت" مطرح نمی کردید. یک جور جدل بیهوده و نامناسبی است که ارزش باقی صحبت های منطقی جنابعالی رو هم پایین می آورد.

    اولا بنا به مضمون قول معصوم ؛ بین حق و باطل چهار انگشت فاصله است حق آن است که می بینی و باطل آن است که می شنوی.
    ثانیا؛ حتی اگر شنیده ها درست هم باشد، چیزی نیست که قابل تعمیم باشد. بالاخره یک خطایی یک جایی ممکن است رخ دهد. در صورت صحت، می توان در جای خودش در یک انجمن خصوصی تحت عنوان آسیب شناسی و ... مورد بحث قرار بگیرد. صحیح نیست که با مطرح کردن یک مسأله ی خاص، کل سیستم انسان سازی هیئت های عزاداری زیر سؤال برده شود آن هم در میان چنین گفتگویی که اصولا مورد اختلاف شما با مخاطبتان راجع به مسأله ی دیگری است.

    انتظار می رود که حداقل بین دوستان هم مذهب خودمان، خیلی بیش از این بر روی نقاط اشتراک مانور داده شود ... نه اینکه آن نقاط هم به اشتباه ، زیر سؤال رود!

    موفق باشید
  10. massoud_mj

درباره من

  • درباره مجیدماجد
    جنسيت
    مرد

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
اطلاعات عمومی
  • تاريخ ثبت نام: Thursday 11 December 2008

اطرافیان

نمایش 1 تا 3 از 3 آشنایان

اشاره

Thursday 18 January 2018
11:24PM - مجیدماجد از mak در ج: «راحت بخواب عثمان!» نام برد
11:20PM - مجیدماجد از mak در «راحت بخواب عثمان!» نام برد
نوشته ای در خ...

نقل قول

Sunday 25 February 2018
01:04PM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
خیال میکنم بجای تاسف ...
Saturday 24 February 2018
01:06PM - ناقد گفتاری از مجیدماجد در ج: سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
لطفا تفسیر این فرمای...
Friday 23 February 2018
10:28PM - مجیدماجد گفتاری از a_d در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
سلام در بسیار...
03:39PM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
بله وقوع یافته خیلی س...
11:39AM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
یکیش دروغه 2 ازادی بیا...
Wednesday 14 February 2018
10:30PM - مجیدماجد گفتاری از Freedom1 در «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
من هم چون به بحث ...
10:17PM - Freedom1 گفتاری از مجیدماجد در «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
فریدام جان چون مربو...
08:30AM - مجیدماجد گفتاری از hosyn در «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
حالا من هم پیر...
07:23AM - مجیدماجد گفتاری از Freedom1 در «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
موضوع همینه که ش...
07:19AM - نوشته های حذف شده
Tuesday 13 February 2018
11:47PM - hosyn گفتاری از مجیدماجد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
[ بعضی جشنها هست مثل ...
Monday 12 February 2018
03:10PM - hosyn گفتاری از مجیدماجد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
جسارتا آن جهت به نظر ...
12:24AM - مجیدماجد گفتاری از hosyn در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
[QUOTE=hosyn;2359693]مسأله ...
Sunday 11 February 2018
11:59PM - مجیدماجد گفتاری از hosyn در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
[QUOTE=hosyn;2359692]مطلب ک...
12:28AM - hosyn گفتاری از مجیدماجد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
مجبورم چند نکته را ک...
12:27AM - hosyn گفتاری از مجیدماجد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
خواهش میکنم حسین آقا...
12:19AM - مجیدماجد گفتاری از shaker در «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
ولی اینکه چگون...
Saturday 10 February 2018
11:35PM - shaker گفتاری از مجیدماجد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
حسین آقای عزیز من بر...
12:38PM - مجیدماجد گفتاری از hosyn در «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
جوابهای خوبی م...
09:19AM - hosyn گفتاری از مجیدماجد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
در باره سئوالتان دو ...

دیوارۀ کاربر

مجیدماجد به سرنگار سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
خیال میکنم بجای تاسف بر این باور باید تاسف خورد بر این واقعیت ملموس در جامعه
بله وقلیل من عبادی الشکور کسانی هستند که دروغ نمی گویند
بله درست میفرمایید .به این واقعیت هم باید تاسف خورد .
جای تاسف بسیار دارد که حتی اگر مصداق آیه "و قلیل من عبادی الشکور " قرار گیریم چرا در کشور اسلامی شیعی ما این "قلیل" بیشتر از کشورهای نامسلمان اروپایی هست ؟! "

10 دقيقه پيش

مجیدماجد به سرنگار سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه پاسخ داد.
" ضمن تشکر از ناقد گرامی
متاسفم که تا کنون همه براین باورند که غیر مسلمانان در عمل به قرآن از مسلمانان جلوترند ؟
من کمی دیگر صبر میکنم و بعد به قدم بعدی میروم .
جسارتا آقای hosyn و جناب صبح حرفی ندارند در این مورد ؟! "

15 ساعت پيش

مجیدماجد به سرنگار سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط a_d نوشته شده است نمايش نوشته
سلام در بسیاری از جوامع غربی و شرقی در بسیاری از موارد از ما بهتر عمل می کنند.
در غرب انسان ها بیشتر پول زحمت واقعی خودشون رو میگیرن. اما این جا رانت و دلال بازی و ... درامد بیشتری داره. رشوه و پارتی بازی حتی بین بعضی از روحانیون مون وجود داره.
ماها ارزش ادمایی که مفیدند رو نابود کردیم و ارزش ها رو از بین بردیم راحت به هم برچسب میزنیم. برچسب های پولدار و بی پول روستایی و شهری بالا شهری پایین شهری و ...
عدالتی وجود نداره بودجه ها و ثروت سلیقه ایی تقسیم میشه. اما توی اروپا مردم ی شهر بزرگ و یک روستای کوچک حقوق شهروندی مساوی دارند.
نژادپرستی.
دزدی از کار. بسیاری از کسانی که حقوق میگیرند بی تعارف کاری مفیدی انجام نمیدن. دزدی از هوا. دزدی از محیط زیست. دزدی از حق مردم. دزدی از امکانات مردم. رانت و رانت و رانت
و هزار درد دیگه .
لطف کردید اما کاش بصورت شماره گذاری شده و خلاصه فهرست میکردید تا ادامه گفتگو کمتر به حاشیه رفته و به شکل منظم پیش برود .
دوستان توجه کنند این از وصایای حضرت علی علیه السلام هست و تا کنون کسی نگفته که این هشدار حضرت به وقوع نپیوسته !!
اگر ما چند تا از موضوعات را بتوانیم فهرست کنیم آنگاه میتوان راه حلهای فرضی را پیدا کرد . "

يك روز پيش

مجیدماجد به سرنگار سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
بله وقوع یافته خیلی ساله
دروغ نمیگند مردم مرگ بر امریکا
اما مسلمونای شناسنامه ای
ربا نمی خورند
اما .....................
و.................
بازهم ممنون
حالا لطفا راهنمایی بفرمایید غیر مسلمانان در کدامیک از دستورات قرآن از مسلمانان پیشی گرفته اند .
1- ربا خواری که فرمودید
2- ؟!
3-؟! "

يك روز پيش

مجیدماجد به سرنگار سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
یکیش دروغه 2 ازادی بیان 3مسئولیت بر اساس لیاقت نه تملق وچاپلوسی و.......................4 عدم قصاص قبل جنایت و...
عبدالعلی جان ممنون که پاسخ دادید .
اما ابتدا نگفتید الان هشدار حضرت علی علیه السلام وقوع پیدا کرده یا نه ؟! یعنی الان دیگران از شیعیان یا غیر مسلمانان بیشتر به قرآن عمل میکنند یا نه ؟!
بعد که در این مورد راهنمایی کردید آنوقت شواهدی که موید نظرتان باشد را بفرمایید . "

2 روز پيش

مجیدماجد سرنگار جدیدی با عنوان سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه ساخت
" لطفا تفسیر این فرمایش حضرت علی علیه السلام در وصیتنامه ایشان را بفرمایید .
"«الله، الله فی القرآن، لایسبقکم بالعمل به غیرکم؛ [2] بترسید از خدا، بترسید از خدا درباره قرآن، مبادا دیگران در عمل به آن از شما پیشی گیرند!».
و اینکه آیا در این زمان ما در چنان وضعیتی هستیم یا نه ؟!و چرا بله یا چرا نه ؟! "

2 روز پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
من هم چون به بحث مربوط نیست فقط میگم که دینداری جغرافیایی و از روی عادت (یعنی ۹۹ درصد دینداری) فضیلتی نیست همونطور که بی خدایی صرفا از روی تظاهر به روشنفکری فضیلت نیست. هرچند من بیخدای روشنفکر نما ندیدم ولی مذهبی روشنفکر نما زیاد دیدم، به هرحال شما نمی تونین چنین برچسبی رو مثلا به راسل و داوکینز و هاوکینگ بزنین، اونهم در حالی که مذهب با ترس از جهنم و منطق قمارباز (احتمال کوچک برای ضرر بزرگ) خودش رو تحمیل میکنه!

فلسفه مذهبی اصولا فلسفه نیست چون پیشاپیش یک سری بدیهیات رو در نظر میگیره و دایم سعی میکنه به اون برسه.

و در نهایت، همه ی پیامبران شناخته شده در همین خاورمیانه پیدا شدن که می بینین چه وضعی داره، و چیز مفیدی نبوده که بشر ندونه و پیامبران بهش یاد بدن. هیچ دلیلی وجود نداره که نشون بده اومدن پیامبران باعث زندگی بهتر برای بشر شده.:

https://www.google.com/amp/s/ieknafa...وران/amp/
1-دین داری و بی دینی بسیاری ناشی از عوامل محیطی از جمله عادت هست و البته این خوب بودن وحتی لازم بودن دین داری خدا پرستی را رد نمیکنه .اینجا نمیخام توضیح بیشتری بدم چون موضوعش نبوده و اصراری هم بر توضیح ندارم
2-راسل را نه اما داوکینز و هاوکینگ را دست به نقد متهم به روشنفکرنمایی و فلسفه ندانستن میکنم و علاوه بر آن داوکینز را به شارلاتانی هم متهم میکنم اما اینجا موضوع حاشیه ای حساب میشه و توضیح نمیدم و البته اصراری ندارم که شما قبول کنید .
3-دین خدا پرستی بسیار خوب و لازم هست و آثار مفیدی هم میتونه داشته باشه در حدی که اصلا نبود دینداری خداپرستانه به نظر من اساس تمدن بشر را نابود میکنه .اما توضیح نمیدم چون ارتباط به موضوع این سرنگار نداره و اصراری هم بر قبول شما ندارم .
با توجه به اینکه من فکر میکنم خدای من و داوکینز و هاوکینگ یکی هست و اجازه نمیده حتی به این کفار ظلم بشه مطمئن باش برای گفته هام توضیح منطقی دارم اما الزامی ندارم که حتما بگم خصوصا اینجا که حاشیه به موضوع حساب میشه .
چون داوکینز را به شارلاتان بودن متهم کردم و احیانا کسی دلیل آنرا خواهد خواست ارجاع میدهم به معنی شارلاتان از ویکیپدیا و بعد هم اولین پست از این لینک پایین تا معلوم شود داوکینز بعنوان استاد زیست شناسی شارلاتان هست .
http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=40590 "

يه هفته پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
حالا من هم پیرمرد هستم اما جزء گروه فرزند شما هستم! شریعت برای عموم مردم است، بچه و بزرگ و بزرگ‌نمایی مثل بنده، و قرار نیست همگی مثل شما از کادوی معنوی استقبال کنند، بلکه در روایت دارد که در شرع از پوشیدن طلا توسط مرد منع شده چون زینت او در آخرت است، آیا اگر خداوند به بنده‌اش بگوید (در سه مورد اساور من ذهب، و یک مورد اساور من فضة) : در بهشت به تو دستبند طلا میدهم، آیا جا دارد بگوید من کادوی معنوی میخواهم، خدایا یک حال مناجات با خودت به من بده، من دستبند طلا نمیخواهم، مگر خدایا نفرمودی: و رضوان من الله اکبر؟ من آن رضوان را میخواهم، طلا چه فایده‌ای دارد؟
.
حسین آقای عزیز و گرامی
بله جا دارد که بگوید من رضوان میخواهم یا حال عبادت میخواهم .نقل است یکی از علما نیمه شب برای نماز شب برخاست و دلو در چاه انداخت جواهر بیرون آمد گفت خدایا من آب میخواستم برای وضو !(تا حالا این نکته مثبت گفته میشد و به نظرم واقعا مثبت است )
اینکه میفرمایید شریعت برای تمام مردم هست کاملا صحیح هست و اینکه هرکسی براساس سطح فکری خود آرزوها و تمایلات دارد هم صحیح هست .یکی از وجوه داستان موسی و شبان همین را میگوید که سطح فکر یک چوپان درس نخوانده در همین حدود است .نقل است سالها قبل در ده ما یک نفر روضه خوان دوره گرد بوده و در مسجد ده داستان ابراهیم علیه السلام و هاجر را میگفته و در تعریفش میگوید هر سال ابراهیم یک خورده شلغم و چغندر برمیداشت برای هاجر میبرد .خب این بنده خدا غذایی جز شلغم و چغندر ندیده بوده یا یکی دیگر میخواست ثروت شاه را تعریف کند میگفته شاه اینقدر پولدار است که در هر قاشق کالجوشش یک تکه قرمه هست .حالا وقتی سطح فکر یک نفر در حد طلا باشد هزار بار هم حدیث و روایت بخوانی که رضوان الله اکبر خب متوجه نمیشود .
نه اینکه من متوجه بشوم اصلا ادعا ندارم اما اینقدر متوجه میشوم که رضوان الله واقعا اکبر است از طلا و جواهر هرچند درک و فهم من نمیرسد .
نه اینکه من از طلا و نقره خوشم نمیاید اما چون میخواهم دینی زندگی کنم آنرا ابتدا علیرغم میل درونی رد میکنم و خیلی چیزهای دیگر هم همینطور است .اصلا تقوی (پرهیزگاری) یعنی همین که آدم چیزی را دوست دارد اما خود را نگه میدارد .
در مورد گنبد و قرآن مطلا ایراد اصلی من به عوام نیست بلکه به علما هست .آنها نباید طلا به گنبد بدهند یا از قرآن مطلا رونمايي کنند چون اینکار نه تنها توصیه شرع نیست و حداکثر میشود گفت مباح هست بلکه عوارض بدی دارد که قبلا گفتم .من وقتی برخی علما که فلسفه و عرفان کار کرده بودند و دیدم به رونمايي ضریح مطلا میروند در واقع بهم ریختم و البته متوجه شدم که بالاخره آن فرهنگ یا رگ عوامی کار خود را میکند و خاستگاه هر فرد تاثیر خود را خواهد داشت . در یک جایی خواندم این رگ عوامی به اندازه ای قوی هست که حتی در خیالات مثلا عارفان هم تاثیر میگذارد .مثلا گفته شده که محی الدین عربی مریض بوده و برخی به عیادتش میرفتند و یک نفر که به عیادت رفته موجب خشم و ناراحتی محی الدین شده و گفته او را مثل حیوان (یادم نیست کدام حیوان را گفته بود ) می بینم و او بیرون رفته و مدتی بعد دوباره برگشته و اینبار محی الدین خیلی خوشش آمده و گفته این قبلا از روافض بود که شکل حیوان بود و حالا که به مذهب جماعت آمده تمثیلش عوض شده .خب این نشان میدهد حتی کسی در جایگاه محی الدین هم از توهمات و خاستگاه خود تاثیر پذیر است .
شاید من انتظار زیادی از علمای خودمان دارم اما میدانم که اینکارهآ دینی نیست هرچند خودم هم متاسفانه در این دام خیلی وقتها گیر هستم .
خدا عاقبت همه مارا ختم به خیر کند انشالله. خیلی التماس دعا دارم "

يه هفته پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
موضوع همینه که شما چیزی رو به نام نظم مطرح می کنین و اون رو به خدا نسبت می دین و من یک سری قوانین و آزمون و خطا می بینم که با هزینه ی بسیار زیاد کار میکنه، چیزی که من می بینم اینه که یک تیرانداز صدها و هزاران تیر رو بدون هدف گیری مشخص پرتاب میکنه تا بالاخره یکی به هدف بخوره، چیزی که شما می بینین تیراندازی هست که دقیقا هدف رو میزنه و شاید چندتایی هم تیر به اطراف پرتاب کنه محض تفنن و سرکار گذاشتن بینندگان.

واقعا اگر شب که می خوابیم «قطعه ای از آسمان» فرود بیاد و بر «زمین» سقوط کنه یا اساسا آسمانها بر سر زمین سقوط کنن چی میشه؟!
فریدام جان
چون مربوط به این مبحث نیست خیلی ادامه نمیدم فقط همینقدر میگم من در اواسط جوانی به خاطر منافع شخصی خودم میخواستم بیخدا بشم و خیلی جدی بدنبال بیخدایی بودم اما برای اینکه از نظر فکری راحت باشم باید مبنای تئوری را درست میکردم .خب اونموقع رفتم سراغ فروم گفتگو و دفترچه و یکی دو تا سایت و وبلاگ دیگه .
دوران بدی نبود چیزهای خوبی یادگرفتم اما یک چیز برام مسلم شد و این موضوع بود :
کسانی که ادعای بیخدایی میکنند و من باهاشون هم صحبت شدم فقط ادعای روشنفکری میکنند و وقتی کمی بیشتر وارد بشی کم میارند و در گوشه هایی بدیهیات را انکار میکنند .
من خیلی نمیتونم توضیح بدم اما در اثر بحث با بیخداها یک عبارت مرحوم مطهری رحمت الله علیه برام جا افتاد که میفرماید :
" فلسفه مادیگری فلسفه کسانی است که فلسفه نمیدانند "
و جالب این بود که در نوشته وبلاگ یکی از بیخدایان اینترنتی مشهور هم حداقل دوبار من دیدم آمده بود که "بعضیها هم با خوندن مطالب ما بیشتر خداپرست میشوند"
یک چیز دیگه هم دستگیرم شد و اون یک ضعف مشترک مذهبیون بود و اون این بود که سعی میکنند برای هر چیزی حتی جزییاتی که اصلا معلوم نیست واقعیت داشته باشه توجیه پیدا کنند.شخصا به این نتیجه رسیدم که ارسال رسل برای تکامل آدمیزاد هست و به معنی دیگه ما چیزهایی نمیدونیم و باید سعی کنیم اونها را بفهمیم و نقش وحی جهت دهی کلی هست .به عبارتی انسان خداپرست و دیندار پیوسته در حال تکامل هست و اصلا ایرادی نداره که بعضی چیزها را بگه فعلا نمیدونم یا میدونم اما قادر به توضیح نیستم . "

يه هفته پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
" [
نقل قول:
QUOTE=hosyn;2359712]نکته مهمی است، آنچه به نظر قاصرم میرسد، اصطلاح «رگ عوامي» سه نوع است، قسمي از آن قطعا باطل است، و قسمي قطعا صحیح است، و قسمي تشخیص حق و باطلش مشکل است، ولی این را میدانم که اگر مثل شما که مدتی، با حرارت مشهود، بر علیه آنچه به نظرتان اسراف و تبذیر است، بحث کردید، استدلال کردید، و به نظر علماء هم با دید تردید نگاه کردید، اگر روزی برعکس، با حرارت تمام، تبلیغ طلاکاری حرم کردید، خودتان میدانید که متهم به رگ عوامی نیستید.
حسین آقای عزیز من از رگ عوامی اینگونه برداشت میکنم که رفتاری بدون دلیل و از روی عادت به ارث رسیده از نسل قبل باشد بهر حال اگر بنده هم روزی در دفاع از موردی بدون دلیل وارد شدم چه بخواهم و چه نخواهم به همین عوامگرایی متهم خواهم بود . و همه ما از جمله"جانشین"امام معصوم هم در معرض خطا هستیم و پرسشگری و استدلال یکی از روشهای مهم کاهش خطا است.



نقل قول:
صرف این کافی نیست، ابتدا باید عهد آنها مشروع باشد، إنّ شرط الله قبل شرطکم، حکم خدا قبل از تعهد طرفین است، و لذا اگر شوهر در مهریه تعهد کند که خمر به او بدهد، باطل است، و نمیتوان گفت طرفین باید بر عهد خود پایبند باشند، و اگر مشروع بود، همانطور که نکاح، یک نوع معامله است، وقف هم عقد شرعی است، هبات و صدقات همه عقود شرعیه است، بذل و اباحه تصرف هم امر شرعی است، چگونه است که یک نفر عاشق یک زن میشود مشروع است که پوست گاو نر، پر از طلا مهریه او کند، یا مثلا یک چلچراغ مطلا مهریه او کند، اما دیگری عاشق حضرت سیدالشهداء ع میشود نتواند یک چلچراغ مطلا وقف حرم حضرت کند؟ فقیه باید یک دلیل شرعی داشته باشد تا جلوی این وقف را بگیرد.
یک دلیل خیلی ساده مبنی بر تفاوت معامله ازدواج با کارهایی از قبیل وقف وجود شرطرضایت طرفین است خصوصا در معامله ازدواج خود زن بطور واضحی تقاضا میکند در حالیکه در سایر کارهایی که گفتید بعنوان کار خیر آیه ای در رد زیاده روی وجود دارد و علاوه بر آن ائمه علیهم السلام درخواست طلا نکرده اند که هیچ اساسا " قُل لا أَسئَلُكُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُربى"و یا "قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِيلًا" بوده اند
. جستجوی کوتاهی کردم و دیدم چه بسیار اهداء ثواب نماز تلاوت قرآن و صدقات برای ائمه وجود دارد .


نقل قول:
اگر دقت بفرمایید در ترجمه از واژه «شایسته» استفاده کردم، حضرت نهی نفرمودند: بلکه فرمودند: لا یصلح، یعنی کار نیکو و شایسته‌ای نیست، و سپس اضافه کردند که اگر برای خدا ترک کنی خدا رهایت نمیکند، پس مکروه است، و وجه آن هم روشن است، او برای همه مردم کار میکرد، و اگر شغل او رواج پیدا میکرد کم‌کم در دست همه مردم و در تاقچه هر خانه و داخل مهریه هر عروس و... قران مطلا وجود داشت، و این معلوم است که کار شایسته‌ای نیست و مکروه است، اما موارد نادر که حالت استثنا دارد، و یا اصل حکم که حرام شرعی نیست، پس در روایت دیگر که نقل کردم، تصریح شده است که اشکال ندارد: ليس بتحلية المصاحف و السيوف بالذهب و الفضة بأس‏، یعنی اشکالی ندارد که مصاحف قران و شمشیرها را به طلا و نقره زینت کرد.
همین که گفتند شایسته نیست ! خب چرا کاری که شایسته نیست را ترویج و تبلیغ کنیم ؟
البته چون گفته شده که تذهیب قرآن و شمشیرها اشکالی ندارد دیگر مثل قبل ضدیت ندارم .اما بدلیل اوضاع روز مردم بعنوان حرکت دینی با آن مخالفم .

نقل قول:
واما اینکه آیا ممکن است کار مکروه، مستحب بشود، پس در حالی که مکروه است که مستحب نمیشود، بلی میتواند به تغییر جهت، مکروه نباشد و مستحب بلکه واجب باشد، و مثال معروفی در کتب علمی است که امام معصوم ع گاهی کار مکروه میکنند در حالی که بر ایشان واجب است، و آن وقتی است که کار مکروهی نزدیک است در جامعه به عنوان حرام شرعی جا بیفتد، و جلوگیری از آن راهی ندارد مگر اینکه مردم ببینند امام معصوم ع انجام دادند که دیگر مطمئن میشوند که حرام نیست.
خیلی ممنون این را نمیدانستم .


نقل قول:
این را واقعا عرض میکنم، تلقی من از کسی که طلا هدیه میدهد این نیست که میگوید: خوشا به حال امام که طلا دارند، بلکه میگوید: خوشا به حال این طلای من که لیاقت پیدا کرده در حرم به کار رود، و خوشا به حال من که چنین توفیقی پیدا کردم که هدیه‌ام هم‌جوار حرم امام ع شود، البته این گونه امور بحث کردنی نیست، و شما میتوانید به صورت عادی از چندین نفر که خود هدیه دادند سؤال کنید.
.
من هم مطمئن هستم که همینرا میگوید که شما فرمودید .
اما فرهنگ سازی عمیق تر از اینها هست .
ساده بگویم تا جاییکه من فهمیدم در بینش اسلامی اساس کار تقوا هست و ائمه که در واقع تجسم عبد صالح خدا هستند مسلما از عبادات مانند نماز ورزه تلاوت قرآن و صدقات بسیار خوشحال میشوند و مادیات نزد آنها بی ارزش است .
حالا وقتی میخواهیم هدیه بدهیم بگوییم که طلا بدهیم نه نماز نه تلاوت قرآن و نه صدقات !
به عبارتی ما ارزش طلا را نعوذ بالله از ارزش ثواب دو رکعت نماز بالاتر بردیم!
خصوصا اینکه افرادی سخت به آن طلا محتاج هستند .
ما اینجا هم به فکر مسلمانان نبوده ایم و خدای ناکرده بطرف طیف "مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَّ بِاُمورِ المُسلِمینَ فَلَیسَ بِمُسلِم" حرکت کرده ایم و هم کاری کرده ایم که هیچ دستور مستقیم بر آن وجود نداشته و نهایتا آن کار بی اشکال (مباح ) آنهم در تذهیب قرآن و شمشیر قلمداد شده .
بعضی جشنها هست مثل تولدیا روز پدر و فرزندم میگوید برایت چه کادویی بخرم .میگویم یک کادوی معنوی . میگوید باشه بابا اما یادت باشه من کادوی معنوی نمیخوام.
حالا اون بچه هست اما متاسفانه کادوهای معنوی چندان تبلیغ نمیشود . "

يه هفته پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
" [quote]
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
مسأله اسراف و تبذیر، دقیق است، و همانطور که عرض کردم نمیشود وقتی کسی یک پوست گاو نر، پر از طلا ونقره مهریه داد، بگوییم این خلاف قرآن است و آیه یکنزون الذهب و الفضه بخوانیم، یک عقد ساده و یک تشکیل خانواده مگر چقدر است که بخواهد این همه طلای جامعه را به خود اختصاص دهد؟
حسین آقای عزیز ازدواج نوعی معامله هست که طرفین باید بر عهد خود پایبند باشند !
این ربطی به کارهای موسوم به خیرات ندارد وگرنه حتی در باره خیرات مالی هم اسراف نهی شده و جالب آنکه در قرآن اسراف در بخشش مالی نهی گردیده است .
وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ۛ وَأَحْسِنُوا ۛ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ

نقل قول:
در روایت جالبی در کافی آمده که میپرسد از آرد (یا روغن زیت) برای تدلیک پس از تنویر در حمام استفاده شود، و وقتی حضرت جواب میدهند که مانعی ندارد میگوید: يزعمون أنه إسراف‏، مردم گمان میکنند که این اسراف است، حضرت جواب دادند که هر چه برای بدن نافع است که اسراف نیست، إنما الإسراف فيما أتلف المال و أضر بالبدن، اسراف آنجاست که مال تلف شود و به بدن ضرر برساند.
این بدیهی هست . اگر در مطلا کردن قرآن و یا گنبد نفعی به انسانها میرسید که اصلا اشکالی گرفته نمیشد !
نقل قول:
و اما قرآن مطلا، پس از قدیم بوده و انواعی داشته، و رسم شدن اینکه در تمام مصاحف در دست مسلمین طلا وجود داشته باشد، کار پسندیده‌ای نیست، و لذا وقتی از حضرت سؤال میکند (روایت تهذیب) که شغل من این است که قرآن را طلاکاری میکنم فرمودند که کار شایسته‌ای نیست و اگر به خاطر خدا این کار را رها کنی خدا برایت راهگشا قرار میدهد، اما ممنوع نیست، در روایت کافی آمده: ليس بتحلية المصاحف و السيوف بالذهب و الفضة بأس‏، زینت کردن مصحف و شمشیر به طلا و نقره حرام نیست، و در روایت همین باب کافی، توضیح سیف پیامبر خدا ص هم آمده است، و رساله ذهبیه امام رضا ع که معروف است، وجه تسمیه‌اش این است که مأمون دستور داد تا با طلا نوشته شود.
این فرمایشتان خیلی جالب بود .ممنون حسین آقای عزیز تا حالا نمیدانستم در زمان معصومین (البته نمیدانم کدام حضرت منظورتان است ) هم مطلا کردن قرآن وجود داشته اما نکته جالبترذ اینکه همان معصوم علیه السلام هم اینکار را نهی کرده .
در واقع من نمیدانم از نظر فقه اعمال چگونه به حلال و حرام مباح تقسیم میشود اما میدانم وقتی کاری نهی شده احتمال اینکه آنکار را مستحب دانست کم میشود ! حسین آقا به نظر شما کار نهی شده از طرف معصوم اگر چه حرام نباشد اما میشود مستحب قلمداد نمود ؟!


ا
نقل قول:
ما اصالت دادن به طلا، پس حرف صحیحی است، و هر شیعه که طلا هدیه میکند به حرم، و سپس در دلش میگوید خوش به حال امام که طلا دارد، از فرهنگ شیعه دور است.
خب حسین آقا بفرمایید وقتی کسی طلا را برای مطلا کردن گنبد هدیه میدهد مگر غیر از این است که بهترین چیز خود را که آرزوئ داشتنش را دارد هدیه داده ؟! و خود بخود این معنی تداعی میشود ! واقعا غیر از این است ؟!
و البته چقدر باعث تاسف است که ما نماز روزه یا صدقه و حسن خلق و انواع حسنات دیگر را به امام هدیه نمیدهیم یا کمتر در اینباره تبلیغ میشود اما فلان آیت الله اعلام میکند خانواده ما طلاهایشان را دادند !! بهتر نبود میگفت خانواده ما فلان مقدار صدقه هدیه به امام دادند !؟

نقل قول:
خیر، بلکه از قدیم طلا به خاطر باقی ماندش ارزش داشته است، طلا را فقط تیزاب سلطانی حل میکرده است، استحکام طلا سبب رواج آن بوده است، و نقره در درجه بعد بوده است، و پس از آن مس و آهن و سایر فلزات، والبته بعض عناصر یا آلیاژهای امروزی، رایج نبوده است، محکم کردن دندان با طلا از دیر باز بین بشر رایج بوده است، و چیزهای دیگر، و پشتوانه ارزی بودن آن هم به همین نکته برمیگردد،
بنده هم گمان میکنم همین را گفتم . طلا و نقره نقش اقتصادی داشته و همچنان باید در این وادی استفاده شود .
نقل قول:
ابن کثیر آورده یکی از سلاطین نزدیک بود ورشکست شود طلاهای کعبه را فروخت و خود را نجات داد.
.
به گمانم این سلطان حداقل از دو چیز محروم بوده 1-خالد قسری 2-رگ عوامی
ببخشید این آخری از باب مطایبه بود .
شما زحمت میکشید و راهنمایی میفرمایید من کاری از دستم برنمیاید خواستم ادخال سرور در قلب مومن کرده باشم .حلال بفرمایید "

يه هفته پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
" [quote]
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
مطلب کاملا صحیحی است، اما همانطور که باید در قبال سؤال مردم پاسخ قانع کننده داشته باشند، قبل از آن باید در مقابل خداوند متعال و صاحب شرع پاسخ‌گو باشند، چرا؟ چون میخواهند فتوای خود را به عنوان نظر شرع به مردم عرضه کنند، لذا اگر بگویند کاری حرام است، یا مالی به بیت المال ریخته شود، باید مطمئن باشند که این نظر شرع است.
تمام داستان همین است !
کسانی که با استفاده از منابع شرع مطلا کردن قرآن و گنبد و بارگاه را بیش از مبارزه با فقر و محرومیت شیعه تعظیم شعائر میدانند باید بفرمایند براساس کدام آیه روایت و یا کار عقلی این نظر را از شرع استخراج کرده اند .



نقل قول:
به هر حال گمان میکنم که از صمیم قلب، دغدغه شما را درک میکنم، و آن را میستایم، اما همچنین گمان میکنم که این بخشی از مطلب است، و جهات دیگر هست که اگر دو کار بکنید نافع میشود، یکی کار میدانی است، یعنی مثلا ده بیست سال مباشر اطعام ایتام و فقرا بشوید، و دوم یک سری مطالعات تاریخی در همین زمینه مورد علاقه خودتان.

خداوند متعال بر توفیقات شما و ما بیفزاید، و همه را از لغزش حفظ کند.
از پیشنهاد و راهنماییتان متشکرم .
اجازه بفرمایید حقیر هم احتمالی بر وجود جهات دیگر این مطلب بدهم .
حسین آقای عزیز وقتی شما خودتان سالها مطالعه کردید و من خودم میبینم در مباحث اعتقادی ماشاالله چگونه آتییستها و اهل تسنن را مجاب مینمایید و حتی به نظرشخصی من در بسیاری موارد آنان را به مرحله بهت میرسانید اینجا میفرمایید "جهات دیگر " هست !
آن چه جهاتی هست که کسی مثل آقای حسین قادر به توضیح آن نیست ؟!
جسارتا آن جهت به نظر حقیر همان "رگ عوامی " است که یکی از علما برای روزه گرفتن در حین بیماری گفته بود .
به هرحال ما همگی در محیطی بزرگ شدیم که به برخی مسائل عادت کردیم و حالا دست برداشتن از آن سخت است خصوصا اگر ترس از ابهت معصومین علیهم السلام هم وجود داشته باشد .
اینکه میبینید فلان عالم طلا برای گنبد میدهد بیشتر مبین آن ضرب المثل است که کوههای بلند دره های عمیقی در کنار خود دارند .
انشالله جسارت مرا ببخشید و حلال کنید .
چون بلد نبودم دو پست شما را در یکجا بیاورم به پست دیگر شما جداگانه خواهم پرداخت "

يه هفته پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط shaker نوشته شده است نمايش نوشته
ولی اینکه چگونه محقق می شود شما جوابی ندادید، ساختن بیمارستان و انجمن خیریه که ربطی به تعظیم قبور مطهره و مشاهد مشرفه ندارد،
آیا در این دنیای بی ارزش اگر شیعیان بخواهند کاری برای مقبره و مزار آن قدّیسین انجام دهند غیر از بکاربردن جواهرات و تزیینات ظاهری دنیوی که نشان دهنده نهایت عشق و دوستی آنهاست می توان کار دیگری نسبت به مزارشان کرد؟
[/COLOR][/B]
دوست گرامی من قبلا جواب داده بودم .توجه بفرمایید این عبارت بود
"کار عرفی تعظیم قبور ائمه علیهم السلام زیارت مداوم و بازنشر فضایل و مناقب و دستورات ایشان به مردم است .
وقتی زائر زیاد شد تبعا مهمانداری زائر هم به شئون تعظیم میپیوندند و سپس الاهم فالاهم ساختمان مقبره برای راحتی زائران گسترش میابد اما پیوسته مواظبیم که اسراف و تبذیر نشود ."
بیش از این اسراف و تبذیر است .
مجبورم چند نکته را کوتاه روشن کنم
1-حکم حرمت اسراف و تبذیر قرآنی هست و نیز معیاری عرفی دارد .مثلا اگر در وسط اقیانوس هر روز چند بار در آب شیرجه بزنید نه اسراف میشود و نه تبذیر اما اگر در کویر لوت با بیش از یک لیوان آب وضو گرفتید احتمال دارد که به دامنه اسراف وارد شوید .
ائمه معصومین علیهم السلام و ارواحنا فداه در برابر حکم کلی قرآنی اسراف و تبذیر از یک طرف و وجود عوامل محیطی در تعیین آن از طرف دیگر چه باید میگفتند ؟ آیا در زمان ایشان گنبد امامی طلا میشد یا قرآن مطلا درست میشد که میفرمایید چون نهی نکردند پس مرضی بودند ؟!
2- مسلما اگر ثروتمندان زکات میدادند شدت فقر کاهش یا حتی احتمالا ریشه کن میشد اما اینجا مخاطب ما تارک زکات نیست بلکه مخاطب ما کسی است که مسرف و مبذر است اما فکر میکند کاری قربتا الی الله انجام داده است !
در پایان قبلا اشاراتی کردم و دوباره تاکید میکنم مطلا کردن گنبد و قرآن اگر مستقیما (نه برای فروش بعنوان کار هنری ) بعنوان کار خداپسندانه تایید و ترویج شود مشکل فرهنگی اصالت دادن به ذات طلا و نقره ایجاد میکند .به زبان دیگر ایجاد احساس "خوش به حالش که طلا دارد " یعنی یک مشکل فرهنگی !
طلا و نقره به نظرم فقط و فقط بعنوان کار اقتصادی باید بکار گرفته شود و بر همین اساس احتمالا بکار بردن آنها بعنوان ظرف حرام شده است .
حسین آقای عزیزم اگر فرصت کردید به این پست من هم نظری داشته باشید .
التماس دعا از همگی "

2 هفته پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
جوابهای خوبی میدهید، أحسنت! خوب، پس اگر به فرمایش شما ما نمیتوانیم در قبال نص اجتهاد کنیم، و نیز فرمودید: (و سپس الاهم فالاهم ساختمان مقبره برای راحتی زائران گسترش میابد اما پیوسته مواظبیم که اسراف و تبذیر نشود) بفرمایید که نص برای مدیریت این گسترش چه کسانی را معین کرده است؟ یعنی نص چه کسی را منصوب کرده است که مواظب باشد که گسترش نیاز است یا خیر؟ و به حد اسراف و تبذیر رسیده یا خیر؟ آیا متولی ارثی تعیین نموده؟ آیا اگر نظرشان مختلف شد چه باید کرد؟
.
خواهش میکنم حسین آقای عزیز دارم درس پس میدهم و التماس دعا دارم
طبعا بر اساس نص حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه شریف این مسئولیت بر علمای شیعه هست بعبارتی علمای شیعه بعنوان جانشین معصوم متولی این امور هستند .
اما یک نکته باید مورد توجه قرار گیرد که علمای شیعه جانشین معصوم هستند نه "معصوم " و چون معصوم نیستند مسلما در معرض خطا هستند و از راههای کاهش و کنترل خطا پرسشگری هست یعنی علما باید در برابر فتوا و نظرات خود بتوانند پاسخ قانع کننده ای داشته باشند .
تا جاییکه من میدانم حتی از خود پیامبر و ائمه سئوال میشد و بعضا آن معصومین بنا بر مصالحی تاکید میکنم بعضا سئوال را جواب صریح نمیدادند اما هیچگاه بازهم تاکید میکنم هیچگاه پرسشگری را ممنوع نمیکردند .
خب حالا باید علمایی که نظر میدهند گنبد باید مطلا باشد جواب بدهند براساس چه موازینی (اعم از نقلی و عقلی )حفظ آبروی یا جان یا ناموس شیعه (حتی مسلمان و حتی غیر مسلمان در اجرای حکم مولفه القلوب )یا قدرت نظامی اقتصادی شیعه اهمیت کمتری از گنبد مطلا دارد ؟!
شما به حالت تاییدی فرمودید خانواده فقیر نان شب خود را برای مطلا کردن میدهد واقعا متاسفم .آن خانواده فقیر شیعه اصلا وصیت حضرت علی را میداند و بدنبال عمل به آن هست ! مگر وصیت نیست الله الله فی النظم امرکم !
آیا میدانید نظم چه اهمیتی دارد و تا کسی هدف نداشته باشد نمیتواند نظم داشته باشد و امروزه در مباحث روانشناسی اجتماعی اقتصادی چقدر بر هدف گزاری تاکید شده ؟! آنوقت امام ما 1400 سال پیش به نظم سفارش میکند حالا الگوی نظم در دنیا آلمان و ژاپن شده و ما تعظیم آن امام را نه عمل به وصیت او که مطلا کردن گنبد او میدانیم !!


مگر نگفته الله الله فی الایتام !! الله الله في الفقراء والمساكين فشاركوهم في معاشك!!
خلاصه مطلب اگر دستور و نظرات معصوم علیه السلام بی چون و چرا باید انجام شود هرچند اجازه سئوال وجود دارد
در برابر نظرات غیر معصوم خصوصا در وجوه عمومی باید اقناع بر اساس نقل و عقل وجود داشته باشد !
جناب صبح در همان پست اول گفتند این ایراد به اسراف و تبذیر را میتوان به شهرداری ها هم گرفت .
جناب صبج بله به آنها هم میتوان و باید ایراد گرفت .
اما شهرداری ها بطور معمول خود را منسوب به دین و معصوم نمیکنند برای همین اشتباهات آنها کمتر به اصل دین ضرر میزند .
در پایان دوباره میگویم تعظیم عرفی هست و شرع با آن مخالفتی ندارد مگر اینکه با نصوص شرع مخالف باشد و مطلا کردن از باب اسراف و تبذیر با نص شرع مخالفت دارد و واضح است که شرع دنباله رو عرف نیست بلکه اصلاح گر عرف هست
حسین آقای عزیز بازهم از نظر لطفتان و توجهتان تشکر میکنم .
انشالله همه ما عاقبت به خیر شویم "

2 هفته پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته

سؤال: آیا ما تعظیم خود امام معصوم ع میخواهیم یا تعظیم قبر ایشان؟ آیا اگر احبار و رهبان به ما گفتند که تعظیم قبر کنید چه باید بکنیم؟
.
حسین آقای عزیز من برای جلوگیری از حاشیه روی کوتاه میگویم آن جمله مشهور گفته شده به مرحوم آیت الله بروجردی علامت خوبی نیست و دادن دست در زمان متوکل را دقیقا نمیدانم اما اگر به همین صورت که شما گفتید اصلا شرعی نیست و باید گفت متاسفانه حضرت امام حسین علیه السلام را نمیشناختند.بگذریم
در باره سئوالتان دو نکته را میگویم .
1- زیارت قبر ائمه به صراحت توسط ایشان توصیه شده و ما نمیتوانیم در برابر نص اجتهاد کنیم
2- مسلما تعظیم قبور ائمه علیهم السلام بدلیل وجود خود ایشان است و نه صرفا شکل قبر که شرف المکان بالمکین "

2 هفته پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته

برگردیم به اصل مطلب، طبق آنچه خود شما قبلا فرمودید، ما دنبال یک کار (نه ترک کار) هستیم که عرف بگوید این کار بزرگداشت قبور معصومین ع است، شما یک مصداق عرفی بگویید تا بحث کنیم.
.
حسین آقای عزیز باتشکر از ادامه توجهتان
چون فرمودید سر اصل مطلب برویم و همین هم درست هست ادامه نمیدهم فقط یک مورد را گذرا میگویم و آن اینکه اگر خانواده فقیری شب را گرسنه میخوابد و مقدار اندک خود را صرف تعمیر (طلا کاری بماند) قبور معصومین مینماید دلیلی بر تبرئه تفکر مطلا کردن نیست بلکه شاهدی بر مسئولیت بیشتر مبلغین هست .خداوند عاقبت همه مارا ختم به خیر کند.
اما اصل مطلب :
کار عرفی تعظیم قبور ائمه علیهم السلام زیارت مداوم و بازنشر فضایل و مناقب و دستورات ایشان به مردم است .
وقتی زائر زیاد شد تبعا مهمانداری زائر هم به شئون تعظیم میپیوندند و سپس الاهم فالاهم ساختمان مقبره برای راحتی زائران گسترش میابد اما پیوسته مواظبیم که اسراف و تبذیر نشود . "

2 هفته پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
" [quote]
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
بسیار پیشنهاد خوبی است، و از اینجا شروع میکنیم که آیا اصل این است که هر چیزی مخالف شرع است تا ثابت که شود که ممنوع نیست، یا اصل بر این است که مخالف شرع نیست تا ثابت شود که ممنوع است؟
حسین آقای گرامی و عزیزم متشکرم که پیشنهادم را پذیرفتید .
بله اصل براین است که مخالف شرع نیست تا ثابت شود که ممنوع است


نقل قول:
خالد بن عبدالله القسری که آن حرف را برای عمر بن عبدالعزیز زد، اصلا عالم نبود، بلکه از امرای اموی بود و مدت زمانی امیر مکه و امیر کوفه بود.
خیلی ممنون از معرفی خالد بن عبدالله اما فرمودید برخی فقهای شافعی و حنفی نیز بکار بردن طلا در مساجد را تعظیم شعائر میدانستند .
نقل قول:
دقت نفرمودید، او نگفت که طلا و نقره ارزش است، بلکه گفت چون مردم از شهرهای مختلف از اموال خودشان طلا آوردند و از بیت المال نبوده پس مشروع نیست که تو اموال اهدائی مردم را به بیت المال ببری.
حالا که عالم نبوده اما خود این که میشده به بیت المال برگرداند یا نه را اشکال دارم .نمیخواهم وارد حاشیه شوم اما فکر میکنم میشود بعنوان مال مجهول المالک به بیت المال برد البته جدا کردن طلا از درب و دیوار مساجد و کعبه را تحت عناوین دیگر انجام داد مانند تبذیر و غیره

نقل قول:
آیه شریفه میفرماید: الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم، آیا یعنی طلا و نقره را انفاق کنید تا گرسنگان از طلا بخورند و سیر شوند؟ آیا گرسنه و بی‌یاور میتواند شکمش را با طلا سیر کند؟ آیا انفاق این است که طلا بدهیم و طعام و پوشاک وارد کنیم؟ اینقدر کفار خوشحال میشوند که طلاهایمان را بدهیم و از آنها کالا بگیریم و دل گرسنگان را سیر و تن لخت آنها را بپوشانیم، اگر اینکار خوب نیست پس بیایید ۳۰۰ کیلو طلا از یک حرم برداریم و به آن جی‌پی‌اس ببندیم و بین فقراء تقسیم کنیم تا ببینیم کجا سر در میآورد، ما اگر فرق کالای مصرفی و استعمالی را با کالای ارزی (غیر فیات) ندانیم نمیتوانیم لب مقصود آیه شریفه را بفهمیم، امروزه مفهوم اقتصادی ثروت، چندان مبهم نیست، هر چند رشد تولید در شؤنات مختلف اقتصادی، یکی از زمینه‌های مهم ثروت است، اما ممکن نیست که پشتوانه ارزی بودن سایر کالاهای ارزی را برداشت، برادر گرامی، اینها که میگویم واقعایک «فکر کنید» اقتصادی است.
.
حسین آقای عزیز جسارتا این قسمت به مطالب معمول شما شبیه نیست !!
مگر من گفتم طلا را بخورند یا به کفار داده و خوراکی بگیرند ؟! یا پشتوانه ارزی بودن طلا و نقره را انکار کردم ؟!اگر گفتم یا حتی مطلبی که بشود چنین برداشت کرد را نوشتم لطفا نشان دهید تا حتما تصحیح کنم .
من میگویم طلایی که میتواند کارآفرین و فقر زدا باشد را به درب و دیوار نبندید و قرآن را با آن آبکاری نکنید !
با اینحال اگر حتی یک آیه یا روایت صحیح از معصومین علیهم السلام نشان دهید که این کار نه مستحب بلکه مباح بداند من قبول میکنم .
حسین آقای گرامی تمام مشکل من علاوه بر مسئله اقتصادی که اسراف و تبذیر هست مشکل فرهنگی نیز هست که متاسفانه احبار و رهبان یا بر آن صحه میگذارند یا حداقل سکوت میکنند .
خوب توجه کنید . شما به دو شهر رفتید و میخواهند طبق عرف خودشان فرد معظمی (تعظیم شده ) را به شما نشان دهند آنوقت در یکی با افتخار کسی را نشان میدهند که سر تا پا طلا گرفته شده و در شهر دیگر فردی را نشان میدهند که چند کتابخانه بنامش بنا نهاده شده و گفته میشود او کسی بود که
میگفت "اطلب العلم ولو بالسین "یا چند غذا خوری که به رایگان به فقرا عذا میدهد و میگویند اوکسی بود که خیلی به گرسنه نماندن مردم و توصیه میکرد !
شما در باره مردم این دو شهر چه فکر میکیند ؟! به نظر شما اگر این تابلو به هرکدام از معصومین علیهم السلام نشان داده شود کدام را تایید میکنند ؟!
حسین آقای عزیز اگر طلا و جواهر تعظیم بود در قرآن گفته نمیشد
"وَ لَوْ لاَ أَنْ‌ يَکُونَ‌ النَّاسُ‌ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ‌ يَکْفُرُ بِالرَّحْمٰنِ‌ لِبُيُوتِهِمْ‌ سُقُفاً مِنْ‌ فِضَّةٍ وَ مَعَارِجَ‌ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ‌"
تمام درد این است که تازه باید ثابت کنیم بزرگ بودن یعنی طلا داشتن نیست .
یادم نیست کدامیک از مومنین به حضور فکر کنم مروان رسید و گفت مروان حالت چطور است .
مروان ناراحت شد که چرا مرا به کنیه صدا نکردی ! آن مومن گفت چون خدا در قرآن دوستانش را به نام صدا میزند مثل ابراهیم موسی عیسی و محمدعلیهم السلام و الصلات اما دشمنانش را به کنیه میگوید مانند ابی لهب !
حالا طلا و نقره ای که خدا به کافران در دنیا برای ساخت منزل میدهد ما برای تعظیم اولیاء خدا میدهیم و میگوییم تعظیم کردیم ! "

2 هفته پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
بلی، همینطور است، این جمله طبیعی و ناخودآگاه شما بود که فرمودید: (پس نگاه داشتن قبر و زیارت قبور بطور کل و تعظیم قبور ائمه علیهم السلام بنابر روایات کار درستی است)، و چون پرسیدم که (..اما کلمه تعظیم، کمی مبهم است، تعظیم یعنی چه؟) محتاج به بررسی آن شدیم، و در این پست هم تعبیر (صدا بلند نکنید) آوردید که باز ترک یک کار است، نه انجام یک کار، یعنی باید ببینیم منظور ارتکازی و ناخودآگاه شما از واژه تعظیم که ابتدا به کار بردید چه بود؟ خود شما میفهمید که منظور لطیف و عرفی از این تعبیر داشتید، اما تطبیق آن محتاج کنکاش بیشتر است.
.
حسین آقای عزیز
باتشکر از ادامه توجهتان به این بحث
پس با هم موافقیم که تعظیم عرفی هست اما حالا لطف نموده و در باره تطبیق تعظیم عرفی و مطلا کردن قرآن و بارگاه ائمه کنکاش بفرمایید .ببینیم آیا میشود این عرف را مخالف شرع ندانست .
در پایان ضمن تشکر از مطلبی که برای مطلا کردن کعبه و مساجد توسط برخی اهل تسنن فرمودید برایم جالب بود که چگونه علما و باصطلاح احبار و رهبان از راهنما کننده به توجیه کننده انحراف تبدیل میشوند .خدا رحمت کند مرحوم شهید مطهری را در یک جا گفته بودند میدانید چرا پیامبرآن با بعثت دچار انواع مشکلات از طرف همان مردمی بودند که قصد راهنمایی آنان را داشتند اما ما علما که خود را دنباله رو پیامبر میدانیم پیوسته از سوی عوام مورد تکریم قرار میگیریم ؟! علتش آنستکه پیامبران با ضعف عوام مبارزه میکردند تا عوام قوی شوند اما ما با ضعف عوام مبارزه نمیکنیم و حتی استفاده میکنیم و مورد تکریم واقع میشویم .
آن کسی که مطلا نمودن کعبه را برای عبدالعزيز توجیه میکرده به نظرم اساسا مفهوم اسلام را نمیفهمیده که در اسلام طلا و نقره ارزش نیست در اسلام تقوی ارزش است .اسلام مبلغ طلا و نقره نیست مبلغ "تنهی عن الفحشاء و المنکر والبغی" و "یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذالقربی" هست .
افتخار مسلمان به طلا و نقره نیست که آنرا به رخ جهانیان بکشد افتخار مسلمان این است که هیچ مسلمانی گرسنه و بی یاور نیست .
روایت است که در معراج دو کس از دو سو پیامبر را ندا دادند که هین ای محمد به سوی ما بیا .یکی در دستش طلا و نقره و جواهر بود و دیگری پیرهنی کم ارزش .حضرت مسیر مستقیم رفتند ندا آمد اگر به سمت طلا و جواهر میرفتی امتت بعد از تو مثل یهودیان بدنبال ثروت اندوزی میرفتند و اگر به سمت آن پیرهن کم ارزش میرفتی امتت به سوی رهبانیت مسیحی میرفتند اما راه مستقیم هم دنیا هست و هم آخرت !!
واقعا طرز فکر ما منطبق بر کدام آیین شده ! ثروت اندوزی یا بفکر دنیا و عقبی بودن ! "

2 هفته پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
بسیار خوب، پس تا کنون فرمودید که طبق شرع باید قبور معصومین ع را علاوه بر احترام، تعظیم کرد، سؤال این است که آیا خود شرع، تعریفی برای تعظیم، ارائه داده است یا واگذار به عرف عمومی کرده است؟
.
تا جاییکه من اطلاع دارم خود شرع با دستوراتی از قبیل صدای خود را نزد پیامبر بلند نکنید ارائه کرده .اگر در روایات چیزی هست من نمیدانم و البته واگذاری به عرف هم در شرع وجود دارد .تا جاییکه من میدانم شرع چندان با عرف مخالفتی نمیکند و مخالفتهایی شرع با عرف محدود است مثلا ازدواج با همسر پسر خوانده که شرع با عرف مخالفت کرد یا زنده به گور کردن دختران یا بکار گیری طلا و نقره بعنوان ظرف غذا یا پوشیدن ابریشم برای مرد !
خلاصه اینکه شرع بطور کلی با عرف مخالفتی ندارد اما در برخی جزییات مخالفت میکند
البته اینها که گفتم در باره تعظیم بود وگرنه دستورات شرعی از قبیل اهداء نماز روزه صدقه به ارواح معصومین وجود دارد و ممکن است اینها در دسته احترام قرار دهید و نه تعظیم. "

2 هفته پيش

مجیدماجد به سرنگار «راحت بخواب عثمان!» پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته

۳- تعظیم: تعظیم از ماده عظم به معنای بزرگی است، و معادل آن در فارسی بزرگداشت است، تعظیم یک معلم این نیست که جلوی پای او بایستد، این احترام کردن اوست، بزرگداشت او بیش از احترام کردن اوست، اگر مجلس خاصی را به عنوان یادواره زحمات او، و تجلیل و ثناگویی او به پا کنند، آنگاه میتوانند بگویند که بزرگداشت او کردند.


آیا قبور اولیاء الهی ع را باید هتک احترام نکرد، یا باید احترام اثباتی کرد، یا باید تعظیم کرد؟
.
خیلی ممنون از معانی کاربردی که به خوبی توضیح دادید .
بله به نظر من باید قبور ائمه معصومین را تعظیم کرد به همان معنایی که شما فرمودید "

2 هفته پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 01:15PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند