بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

تصوير صبح

صبح صبح حاضر نيست

همانا صبح نزديك است

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 670
  1. افشین امینی
    Monday 1 August 2016
    افشین امینی
    خدا را شکر
    شکر من هم نفسی میاد و میره.
    امیدوارم همیشه سلامت باشین
    مارا هم دعا کنید که خیلی محتاجیم
  2. افشین امینی
    Thursday 28 July 2016
    افشین امینی
    انشالله که زیر سایه امام الزمان همیشه موفق و پیروز باشین
  3. افشین امینی
    Thursday 28 July 2016
    افشین امینی
    سلام جناب صبح خوبین خوشحالم که هنز هم فعال هستین
  4. کبیری22
  5. کبیری22
    Wednesday 20 January 2016
    کبیری22
    با سلام فرمده بودید هر از گاهی مطالب سیاسی سایت بورکس را برایتان بگزارم.

    http://talarebourse.bourex.info/view...7826&start=280
  6. khalerize
    Tuesday 19 January 2016
    khalerize
    سلام عمو صبح
    صبح به خیــــــــر
  7. کبیری22
    Monday 11 January 2016
    کبیری22
    سلام جناب صبح از اینکه مزاحم و مجددا درخواست گذشته را مبنی بر اینکه در تالار بورکس(http://talarebourse.bourex.info/view...937af196d63a33 ) عضو شوید و جواب مطالب سیاسی و غیر بورسی یک عده خود باخته وطن فروش را با قلم زیبایتان بدهید ممنون می شوم جناب صبح با نزدیک شدن به انتخابات عده ای در این تالار فعلیت ضد دینی و ضد انقلابیشان هم زیاد می شود من نه توانسته ام عضو شوم و نه قلم توانای شما را دارم کافی هست فقط هر از گاهی به ان تالار سر زده و جواب عده ای را انجا بدهید ان تالار کسی یارای مقابله با منطق شما را ندارد در زدن پست ها با هر نام کاربری که می خواهید وارد و عضو شوید اجرکم عند ...با تشکر
  8. هلنا
    Monday 12 October 2015
    هلنا
    نقل قول:
    «برادران قاچاقچی» دیگه ...
    بی شرمانه!
    سلام . اقا معنی این حرف شما چی بود؟
  9. imanagha83
    Sunday 4 October 2015
    imanagha83
    سلام آقا...مخلصیم و ارادتمند

    ولی هم خیلی مشهد که مشرف شدم به یادتون بودم هم اینکه یه اتفاقاتی افتاد که ...گفتم مزاحم نشم تو اون حالت و خاطرتون و مکدر نکنم خدای ناکرده بالاخص که میخواستم در حالت بهتری خدمت برسم.

    ان شاء الله برنامه کاری تون و اگه میشه بهم بگین که در مورد یه مطلب مهم مدتیه میخوام باهاتون مشورت کنم اما میخوام اذیت نشید.

    برا ما دعا کنین...
  10. میرزا عبدالزکی
    Monday 21 September 2015
    میرزا عبدالزکی
    سلام سید
    هوای حوصله ابریست
    التماس دعا

درباره من

  • درباره صبح
    زندگی نامه
    متأهل
    مکان
    زمین خدا
    دلبستگی ها
    الله
    مشغولیت
    CG-ANIMATION / WEB-DESIGN
    جنسيت
    مرد
  • امضا

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ) - ز نیرو بود مرد را راستی
اطلاعات عمومی
  • تاريخ ثبت نام: Sunday 8 September 2002

اطرافیان

نمایش 1 تا 10 از 65 آشنایان

اشاره

Sunday 21 January 2018
02:35PM - صبح از mak در ج: «راحت بخواب عثمان!» نام برد
...ا بیداریم! maktubat
Saturday 16 December 2017
04:05PM - صبح از IRAN در تاثیراتِ خارج‌نشینی: حمزه غالبی (مشاور و رئیس ستاد جوانان مهندس میرحسین موسوی) نام برد
...شده! Channel | IRANoralhistory Channel |...
04:05PM - صبح از tarikh در تاثیراتِ خارج‌نشینی: حمزه غالبی (مشاور و رئیس ستاد جوانان مهندس میرحسین موسوی) نام برد
...alhistory Channel | tarikhonline
Monday 12 June 2017
12:01PM - صبح از IRAN در وقتی برژینسکی تقریبا وزیر امور خارجه ایران شد نام برد
...inski-almost-became-iran-s-foreign-minister ...
12:01PM - صبح از tarikh در وقتی برژینسکی تقریبا وزیر امور خارجه ایران شد نام برد
...alhistory Channel | tarikhonline https://www.p...
Tuesday 30 May 2017
01:14PM - صبح از fars در ج: دانشگاه آزاد/ خطر احیای یک رانت 000 000 000 000 250 تومانی (83.3 برابر پروندۀ 3000 میلیاردی) نام برد
فرزندان میرزا...
01:13PM - صبح از mak در ج: دانشگاه آزاد/ خطر احیای یک رانت 000 000 000 000 250 تومانی (83.3 برابر پروندۀ 3000 میلیاردی) نام برد
فرزندان میرز...
Sunday 28 May 2017
09:35AM - صبح از IRAN در میرزا آقا نام برد
...ست؟ Channel | IRANoralhistory Channel |...
09:35AM - صبح از tarikh در میرزا آقا نام برد
...alhistory Channel | tarikhonline خشت خام ...
Saturday 13 May 2017
09:37AM - صبح از rouhani در ج: بررسی سرقت علمی در رسالۀ دکترای حسن روحانی نام برد
http://www.iranclubs.org/for...
Thursday 4 May 2017
01:00PM - صبح از rouhani در ج: بررسی سرقت علمی در رسالۀ دکترای حسن روحانی نام برد
.... جزئیات در rouhaniThesis
12:57PM - صبح از rouhani در ج: بررسی سرقت علمی در رسالۀ دکترای حسن روحانی نام برد
...ps://goo.gl/GewJDg rouhaniThesis مشا...
12:54PM - صبح از rouhani در ج: بررسی سرقت علمی در رسالۀ دکترای حسن روحانی نام برد
[Forwarded from Rouhani Thesis ]...
Monday 20 February 2017
02:19PM - صبح از basir در ج: برای شادی روح رضاخان و استالین و صدام حسین… یک دقیقه سکوت! نام برد
...مردم نیست basiratirani
Saturday 11 February 2017
06:07PM - صبح از aso در آيا محمدرضا پهلوی عرب‌ستيز بود؟ نام برد
آيا محمدرضا پ...
Saturday 3 December 2016
10:15AM - صبح از mak در تیتر روزنامه های اصلاح طلب فردای برجام نام برد
... شد تلگرام maktubat _______________...
Saturday 23 January 2016
10:01AM - صبح از mahdi_ در حملۀ رئیس جمهور به نهادهای نظارتی انتخابات / فرار از وظایف اقتصادی دولت، به جنجال و سیاست زدگی نام برد
...العمر بود. mahdi_mohammadi61 مهدی ...
Tuesday 12 January 2016
12:37AM - صبح از pana در حجت الإسلام و المسلمین پناهیان: آن‌قدر که خیلی‌ها به حجاب اهمیت می‌دهند، اونقدر هم موضوع حجاب مهم نیست نام برد
...اد_پناهیان panahian_ir

نقل قول

Saturday 21 April 2018
04:24PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: گشت ارشاد یا اجبار؟ نقل کرد
مطابق معمول با ق...
11:11AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: گشت ارشاد یا اجبار؟ نقل کرد
نیروی انتظامی ا...
Thursday 19 April 2018
09:29AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم نقل کرد
حرف های خنده دار...
Tuesday 17 April 2018
09:18PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم نقل کرد
ضمنا رسیدگی به پ...
09:16PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم نقل کرد
چرا این قدر عصبا...
03:40PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم نقل کرد
اشتباه نکنید... ا...
10:52AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم نقل کرد
از همان زمانی که...
10:24AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم نقل کرد
متنی از یکی از ا...
Monday 16 April 2018
10:03AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم نقل کرد
اقتصاد مقاومتی/...
Sunday 15 April 2018
07:27PM - ناقد گفتاری از صبح در ج: روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم نقل کرد
تحریم‌ها هنوز ...
11:46AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم نقل کرد
این قدر که برجام...
10:19AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم نقل کرد
بیانیه های انقل...
Wednesday 11 April 2018
04:27PM - ناقد گفتاری از صبح در ج: روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم نقل کرد
هر کس، هر کجا ه...
09:32AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم نقل کرد
این که به مفاسد ...
Tuesday 10 April 2018
12:57PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم نقل کرد
ادامه بحث فایده ...
Monday 9 April 2018
10:27AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم نقل کرد
ماشالله در بیان...
09:58AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: حمایت از کالای ایرانی و بسترهای مفقود نقل کرد
آری هیچ کس عرضه ...
Sunday 8 April 2018
03:31PM - ناقد گفتاری از صبح در ج: حمایت از کالای ایرانی و بسترهای مفقود نقل کرد
فساد اقتصادی ق...
11:04AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: حمایت از کالای ایرانی و بسترهای مفقود نقل کرد
...تخریبی دست ناقدانی مثل مرا ...
10:28AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم نقل کرد
نسخه های جذاب، ا...

دیوارۀ کاربر

صبح به سرنگار گشت ارشاد یا اجبار؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
مطابق معمول با قلمفرسایی های عریض و طویل و بی فایده مباحث را با استادی با یکدیگر خلط می کنید!

مساله بسیار ساده است: می خواهیم بدانیم وظیفه گشت ارشاد همان طور که از اسمش پیداست ارشاد و توصیه و کار فرهنگی است یا ضرب و شتم و خشونت و فحاشی؟
از نگاه نظری وظیفۀ گشت ارشاد مثل وظیفۀ پلیس راهنمائی رانندگی است.

از نگاه حقوقی در دنیا چون رانندگی در جامعه امری کیفری نیست نام پلیس مربوطه، لفظ "راهنمائی" می‌گیرد. دقت کنید، لفظ راهنمائی تقریبا معادل همان ارشاد است.

این که نام "راهنمائی" روی این پلیس است، به این معنی نیست که نمی‌تواند جریمه کند، جلب کند یا غیره. البته رفتار حرفه‌ای و اجتناب از درگیری بحث دیگری است که این‌جا نقض شده.

در مقابل توهین شهروند به "پلیس راهنمائی و رانندگی" هم جرم است و جنبۀ کیفری دارد.

در فیلم پخش شده موضوع ارشاد و اجبار نیست. در فیلم یک درگیری لفظی و سپس فیزیکی رخ می‌دهد. و بحث بیشتر از فلسفۀ «گشت ارشاد» است و تا حدودی جنبۀ کیفری پیدا می‌کند.

به طور کلی اگر شما دنبال ارشاد لفظی هستید، باید به وزارت ارشاد یا سازمان تبلیغات مراجعه کنید! نه مجموعه ای در ذیل سازمانی که بدان در ایران «نیروی انتظامی» و در خارج از کشور در ذیل قوانین سایر کشورها، با افتخار به آن LAW ENFORCEMENT FORCE گفته می شود : معنای تحت اللفظی آن چنین است: نیروی اجبار قانون! "

4 ساعت پيش

صبح به سرنگار گشت ارشاد یا اجبار؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
نیروی انتظامی اصالت ویدئوی منتشرشده از مأموران گشت ارشاد در حال کتک زدن یک زن جوان را تأیید کرده و گفته است که این شیوه برخورد را تأیید نمی‌ کند. انتشار این ویدئو موجی از انتقادها را به دنبال داشته است.‏
در این راستا وزیر کشور دستور داده است که گزارشی در این باره تهیه شود.‏ نیروی انتظامی در عین حالی که گفته "پلیس به هیچ وجه چنین رفتارهایی را تأیید نمی‌کند" از زنان ایرانی خواسته است تا "شئونات اجتماعی" را رعایت کنند.‏

در این باره چند نکته مهم وجود دارد:
- امر به معروف و نهی از منکر بایدبا زبان نرم و موثر انجام شود و اگر به ضرب و شتم بینجامد از حالت موعظه و ارشاد خارج شده و حالت اجبار و تحمیل می یابد.
- در چنین حالتی مامور و ناهی برای جلوگیری از یک منکر خودش مرتکب یک منکر دیگر می شود که حالت نقض غرض است. شما تصور کنید دختر کتک خورده تا آخر عمر آیا نگاهش به حجاب مثبت می شود؟ یا بلکه بالعکس دچار کینه و عقده از پلیس و نظام و بلکه احکام دین نمی شود؟
- تجربه نشان داده اجبار بی فایده است و بلکه نتیجه عکس دارد. شما در خانه اگر به شخصیت فرزندتان احترام نگذارید و بخواهید چیزی را به زور به او بقبولانید نمی پذیرد و بلکه لج می کند. در سطحی فراتر جامعه هم همین طور است.
- مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی اعلام کرده گشت ارشاد در ایران ناموفق بوده است. قطعا یک دلیلش رفتار متوحش مامورانی مانند این مامور زن بی فرهنگ و عصبانی است.
- از ابتدا هم مناقشاتی بود که مسایل مانند حجاب راهکار فرهنگی و نرم دارد نه پلیسی و سخت افزاری. اما ظاهرا نظریه دوم تا کنون چربیده و غالب شده است.

آری ما می خواهیم به روز مردم را به بهشت ببریم! و جالب آن که صدها مفاسد اصلی را نادیده کرفته و مساله اصلی برایمان فقط تار موی دختران است!
هر «قانون» نوعی از «اجبار» است، با این حرف‌ها هیچ «قانونی» نباید برای بشر و حیات اجتماعی آن وضع شود. چون بشر اجبار را دوست ندارد، و خودش می‌فهمد که نباید دزدی کند، نباید از چراغ قرمز عبور کند، نباید در محیط اجتماعی سیگار بکشد و غیره!


بعد حیوانی بشر البته دوست دارد همۀ این‌ها نباشد:
* دوست دارد چراغ قرمز نباشد و راحت عبور کند، جریمۀ راهنمائی رانندگی نباشد،
* دوست دارد هر وقت دوست داشت برود بانک، یک مقدار پول بردارد و مایحتاجش را بخرد!
* آدم سیگاری دوست دارد هر چند دقیقه در محیط کار سیگار بکشد!

مثلا ما در عراق به یک شیخ عرب اعتراض کردیم که در خودرو نباید سیگار کشید! و به جای این که ما از او عصبانی باشیم، او از ما عصبانی شد و نزدیک بود که دعوا بشود! این فرق آموزش و فهم موضوع است! چیزی که ممکن است مشابه آن در خصوص حجاب بین فرهنگ‌های مختلف در جریان باشد.

در این مسیر افراطی تر صحبت کنیم، خودروی بشر را نباید در خیابان جریمه کرد، هیچ زندانی نباید وجود داشته باشد چون اجباری نباید وجود داشته باشد و بشر خودش بالاخره می‌فهمد که دزدی درست نیست، تعرض و تجاوز به حقوق انسان دیگر درست نیست!

با «وسواس الخنّاس» شدن! و با تغییر دادن مفهوم از موضع، شعار «آزادی» دادن، و تحریک این نیازهای مبنائی انسان که البته مغایر با حیات اجتماعی است، و سوار بر «هوس» و «ول‌انگاری» ذاتی و فطری مردم شدن بخاطر دو صندوق رای بیشتر، انسان را پیش خدا و خلق سربلند نمی‌کند.

شاهنشاهی که بر بلندی می‌ایستد و فریاد می‌زند «مردم عزیزم! بخورید و بیاشامید و اسراف کـــُـنید اصلا هم لازم نیست که به بهشت بروید! »، در حق مردم خود ظلم کرده و اشتباه آموزشی و تربیتی مرتکب می‌شود و البته قطعا تودۀ بزرگی از مردم را حداقل برای مدتی کوتاه جلب خود خواهد. مردم این سرمستی و «ول‌انگاری» را دوست دارند. من نویسنده این سطور هم در شرایط بدوی و خام دوست دارم! اما خوب به دلایلی در مقابل آن پرهیز می‌کنم! چون این را عقلانیت و رشدیافتگی می‌دانم که به دلیل مبانی شناخته شده، محدودیت‌هائی برای خود قائل باشم تا خود و دیگران بهتر زندگی کنیم.

زور کردن مردم برای به بهشت رفتن یک بحث است، و وسوسه و ترغیب و تهییج آنان به شکستن حیا و محدودیتهای زیست اجتماعی در میان سایرین، بحث دوّمی است. یعنی اگر هم فرضا این گزاره برقرار باشد که (بهشت زوری نیست، پس قوانین (از جمله مذهبی) صرفا تعارفی هستند) تاکید بر همین گزاره، نوعی وسواس الخنّاس شدن برای مردم این کشور است که گوئی متاسفانه فقط جنبۀ کسب رای و قدرت دارد و صلاح و سواد و مردانگی‌ای در آن نیست.

روی نیازهای «بدوی» انسان دست گذاشتن، و آن را به نام «آزادی» معرفی کردن، خلاف «عقل معاش اجتماعی انسان» و رو به سمت هرج و مرج اجتماعی است، و ازدیاد طلاق، تجاوز به عنف و فروپاشی خانواده را نتیجه می‌دهد، همانطور که در غرب این جریان حرکت کرده و چند قدمی جلوتر از ما رو به فروپاشی مفهوم گرم و صحیح خانواده به شکل سنّتی است و انواع دیگری از خانواده معرفی میکند! مرد و مرد! زن و زن! زن و سگ! سگ و زن! یا کمبو-گروه «سگ و زن و زن و مرد و مرد»... که البته این بازگشت به توحّش تجربی دورۀ قدیم میلیون سالۀ انسان، که قبل از حاکمیت مفهوم فرهیختۀ خانواده بر مبنای رحم مادری نیز وجود داشت صرفا یک بازگشت و بازنویسی تاریخ بدوی انسان است با این فرق که در زمان‌های دور زندگی ها در غار بود و امروز در ساختمان‌های بلند! و البته این نوع تلقی از خانواده، چیزی جز فرسایش اجتماعی و کاهش کیفیت زندگی بشر غربی یا غرب‌زده و هر دنباله روی از آن را بر ایشان نتیجه نخواهد داد.

پس بحث اصولا اینقدرها هم که مانور داده می‌شود، نه حقوق بشری است، نه مربوط به آزادی‌های شخصی و حریم‌شخصی است. و این جا هم آدرس‌های غلطی به مردم داده می‌شود.

از طرف دیگر وقتی روشن می‌شود که با این «ول‌انگاری» جامعه را دعوت به «هوس‌پروری» می‌کند و در نتیجه جامعه‌ای «شوخی‌زده» و «رخوت‌زده» حاصل می‌شود، می‌توان هوشیار تر شد که ممکن است که این اصرار عجیب به «هوس‌های بدوی مردم» به جای «جنگ» و نابودی این ملت استفاده می‌شود. و الا کسی نیامده بگوید که وجود چراغ راهنمائی رانندگی، نقض آزادی‌های بشری است و کسی حق ندارد بشر را به ایستادن پشت چراغ‌قرمز مجبور کند و فقط باید تذکر داد! و الا به دیوانگی متهم می‌شود! پس مشکل در فهم درستی یا نادرستی حجاب در جامعه است!

حال فارغ از این ابزار شدن معاش اجتماعی این ملت به دست صاحبان قدرت و پینگ پنگ بازی کردن با حریم خانواده و جامعه، سوال اصلی این است که آیا «قانون حجاب»، جنبۀ «عقلانی» دارد یا نه. اگر به این نتیجه رسیدیم که حجاب در سطح جامعه صرفا مفید است و از آسیب حداقل صدها یا هزارها نفر در هشتاد میلیون نفر جلوگیری می‌کند. حفظ آن عقلی و ضروری است و نیازی به بحث حاشیه‌ای و بازی و خودشیرینی برای ولع‌های بدوی بشر ندارد. جلوگیری از ضایع شدن زندگی حتّی هزارها انسان ارزش قانون‌گذاری برای تمام یک ملت هشتاد میلیون نفری را دارد.

اما متاسفانه به جای این که موضوع حجاب با سود و زیان آن مورد تعامل قرار گیرد، از نوع «ارائۀ بلیط نشانۀ شخصیت شماست» یا «شهر ما خانۀ ما» که روی زمین آشغال نریزید! که «حجاب اجتماعی» در واقعیت دینی خود از همین رستۀ سلامت اجتماعی است، اما طور دیگری دیده می‌شود، و قاشق از پشت سر چرخانده می‌شود و به دهان می‌رود و گفته می‌شود : تو مطلقا آزادی که پوشش خود را انتخاب کنی و جامعه و حقوق سایرین هم به فراموشی سپرده می‌شود. گذر از فهم یک پدیده و سود و زیان آن و «عشقی» و «دلبخواهی» کردن آن! جوان امروز ما همانطور که به تن‌پروری و راحتی و ارث‌نفت خواری دعوت می‌شود، و همانطور که از او انتظار می‌رود که زیر سایۀ خان‌های قدرتمند، سرش پائین باشد و زندگی محدود و مشخص خود را بگذرانند تا خان‌ها به معاملات و خاک‌فروشی برای پول رساندن به هوس‌های او مشغول باشند، تنها گزاره‌ای که در خصوص حضور او در صحنۀ جامعه دریافت می‌کند این است که: «هر طور که هوس کردی بپوش» و «اثر تو بر دیگران مهم نیست»! این گروه اجتماعی که چنین روابطی را پذیرفته و حاکم می‌کنند البته در قطاری نشسته‌اند که انتهای آن دره است و امید حفظ این جامعه طبعا به پرهیزگارانی است که حاضرند برای خود محدودیت‌های عقلی قائل باشند. "

9 ساعت پيش

صبح به سرنگار روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
حرف های خنده دار می زنید
من بارها از فساد نهادینه و سیاست فسادپرور سخن گفته ام.
لذا بر خلاف شما که هنوز به پدیده معوج و مخرّبی مثل احمدی نژاد تعلق خاطر دارید، هیچ کس را تطهیر نمی کنم...
تعلق خاطر داشتن به احمدی نژاد فارغ از تشخیص خطای شما، فرقی با تعلق خاطر داشتن به سایر «تجربه‌های ورشکسته» ندارد!

این که ما تا اسم مبارزه با فساد می‌آید، از مخالفین خود شروع کنیم اسم ببریم، چندان نشانۀ سالم و تمیزی در نیّت مبارزه نشان نمی‌دهد.

آن روزی مردم باید امید داشته باشند که جریان های سیاسی فساد را از خودشان شروع کنند! وقتی تا اسم فساد می‌آید از مخالف خود شروع می‌کنید، این یعنی استفادۀ ابزاری حتی از نام و رسم مبارزه با فساد.

پس جریانی که صرفا در مخالفین سیاسی خود دنبال فساد می‌گردد، و در حرکت‌های آن مبارزه با فساد در اولویت‌های خیلی پائین هم نیست، اصولا نفعی به حال مردم نخواهد داشت. "

2 روز پيش

صبح به سرنگار روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
ضمنا رسیدگی به پرونده مجرمین و مفسدین کار قوه قضاییه است و فعلا بهاری ها در دستور کار قرار دارند. شاید یک دلیلش پرنده های سنگین آن هاست.
اگر نفوذ و قدرتی دارید توصیه بفرمایید فعلا به دیوار کوتاه کاری نداشته باشند و بروند سراغ دیوارهای بلند قبلی!
یک فقره اش مرتضوی است که حکمش صادر شده اما سخنگوی محترم دستگاه قضا فرمود نمی دانیم کجاست!!!!!!!
بنا بر این شما زیاد نگران بهاری ها نباشید.
اوضاع خودش دارد درست می شود!
بله همۀ مفسدین هم جزو مخالفین شما هستند! شما و دوستان و همفکران‌تان پاک پاک پاکید "

3 روز پيش

صبح به سرنگار روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
چرا این قدر عصبانی؟
البته خشم ناشی از عذاب وجدان شما نسبت به احمدی نژاد قابل درک است.
به هر حال کسی که او را چاق کرده و راهش را هموار کرده شریک جرم است!
ضمنا من هم گفتم نظام سیاسی ما فسادآمیز و مفسدپرور است.
بسم الله بفرمایید همه مفسدان را در «هر وقتی و با هر تخلفی» آویزان کنید.
چه کسی می خواهد مانع شود؟
ظاهرا بیش از آن که من عصبانی باشم، شما عصبانی می‌خوانید

بر خلاف اصرار شما، من بعنوان رای دهنده و انتخاب کننده، مسئول خطاهای احمدی نژاد نیستم، هم چنانکه هر کسی که به روحانی و میرحسین‌موسوی رای داده، یا به خاتمی رای داده(از جمله خودم(!)) را مقصر همۀ رفتارهای این اشخاص و دولت ها نمی‌دانم! لذا مطمئن باشید هیچ عذاب وجدانی نیست، دوباره هم اگر در فضای فرضی، اگر هاشمی رفسنجانی مقابل احمدی نژاد قرار بگیرد، من به احمدی نژاد رای میدهم. با علم به این 10 سالی که گذشت هم همین کار را می کنم اما رفتارهای داخلی خود با احمدی نژاد را کمی سر حال تر خواهم کرد تا کار به اینجا نکشد. علت هم روشن است، جریان هاشمی رفسنجانی و سلطه و انحصار فسادآلود آن بر مراودات اقتصادی باید می‌شکست!

عذاب وجدان را باید جریان اصلاحاتی داشته باشد که جایگزین و پوشش جریان هاشمی رفسنجانی شد و فساد حاکم بر این جریان را با نام خود پوشش داد. ما می‌توانستیم جریان سومی داشته باشیم که بهتر از هر دوی اینها باشد، اما این در دسترس مردم واقع نشد. "

3 روز پيش

صبح به سرنگار روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
اشتباه نکنید...
اولا دیوار احمدی نژاد بسیار بلند بوده و هنوز هم هست. فرض کنید هر کس دیگری جای او بود و یک دهم او شلنگ تخته می انداخت، الان چه بلایی سرش آورده بودند!
همه حرف در همین نورچشمی بودن اوست. حمایت های مطلق و چشم بستن بر اشتباهاتش، پیش از آن که کار از کار بگذرد جرمی نیست که به آسانی قابل بخشودن باشد....
ثانیا برآوردن و پروراندن احمدی نژاد یک خبط بزرگ تاریخی و در سطح ملی است که خسارت هایش به این زودی و به آسانی قابل جبران نیست؛ لذا نمی شود اسمش را عقده گشایی حزبی و جناحی گذاشت. شما که مدعی اصولگرایی و انقلابی گری هستید ضمن آن که باید پاسخگوی حمایت های کورکورانه خود از او باشید، اکنون بیش از دیگران باید شجاعت افشاگری و غیرت جبران مافات داشته باشید.

نسبت به دولت های گذشته و فعلی هم تعصبی ندارم و دفاعی نمی کنم؛ چون اساسا معتقدم سیاست ـ به ویژه از نوعی که ما داریم ـ به شدت فسادآلود است. هاشمی هم زمان خودش تقدس یافته بود و در نتیجه مفاسد داشت و البته تاوانش را هم داد. همین که یار 50 ساله رهبری و استوانه انقلاب را به آسانی به کوتوله ای مثل احمدی نژاد فروختند برایش بزرگترین عذاب بود و تا آخر عمر هم در معرض توهین و تحقیر و انزوا بود...
خیر، بنده با این «اصول بلامنازع» و «وحیانی‌» شما موافق نیستم! معتقدم مدیریت احمدی نژاد اگر بهتر از دولت‌های قبل، و دولت فعلی نبود، بدتر هم نبود. همان بود که بود یعنی «تغییری حاصل نکرد»! حاصل دولت احمدی نژاد این بود که یک شریان متحد چپاولگر را شکست و آن را تبدیل به ریزه‌خوارهای فرصت طلب کرد و از عمق فساد کم کرد و به دامنۀ آن افزود. کاستن از عمق شریان اصلی هنر بود اما غفلت از دامنۀ فساد، آن را جبران کرد!

شما موضع فعلی من به احمدی نژاد را می‌دانید و روشن است که برای بازگشت او حرصی ندارم، اما این هیاهو بیشتر از نوعی «پرونده سازی» برای حذف او از رقابت نمی‌دانم. همان فساد سیاسی که از آن می‌گوئید حتی از شعارهای سیاسی و مطالبه‌های عدالت و شفافیت نیز برای خود طرف منافع و جناح می‌بافد و مردم را درجا نگاه می‌دارد، «تخلّف» چیزی نیست که در در دولت احمدی نژاد سنّت گذاشته شده باشد، رؤسای قجری و خان‌سالار هر دولتی هر وقت دلشان خواسته پول را بر خلاف قانون جابجا کرده اند و دولت فعلی هم چنین است اما هیاهوی رسانه ای مختص حذف احمدی نژاد صورت می گیرد و این «تلف کردن وقت کشور» برای حذف رقیب، بیشتر نیست.

دیوار کوتاه یعنی رسیدگی را از جریانی شروع کنیم که اکنون در حکومت نفر ندارد، در مجلس نماینده ندارد و خوب این خودگوئی و خودخندی کمی سخیف است. این کار باید حداقل از دولت‌های پس از جنگ که پول و ثروت در ایران شروع به گسترش کرد آغاز بشود.


به هر صورت من طرفدار ایدۀ تعقیب «هر وقت، هر تخلفی» هستم، مرور زمان و دوری از مکان نباید باعث شود اگر اجحافی در حق مردم شده، نادیده گرفته شود حتی اگر آن تخلّف در روز 22 بهمن 57 رخ داده باشد. و اشکالی ندارد که برخوردها با احمدی نژاد شروع شود، اما چیزی که مهم است این است که نباید به احمدی نژاد ختم شود تا این فقط در حکم یک بازی فریبکارانه تلقی نگردد! "

4 روز پيش

صبح به سرنگار روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
از همان زمانی که سازمان برنامه را منحل کرد زنگ خطر به صدا درآمد. اما حامیانی که عشق دردانه و معجزه هزاره سوم کر و کورشان کرده بود او را تایید کردند و همین طور پیش رفتند تا جایی که دیدند جا تره و بچه نیست!
این که رییس یک دولت به زیر مجموعه های خود بگوید بروید خرج خود را درآورید و منابع رانتی مثل نفت را در اختیارشان بگذارد اوج آنارشیسم و بی کفایتی در یک ساختار بزرگ است و فسادی روی دست نظام می گذارد که پیش بینی عواقبش بسیار دشوار است. دولت پاکدست فساد را در کشور نهادینه کرد که هر روز گوشه ای از آن کشف می شود و ان چه تا کنون کشف نشده الله اعلم!
حامیان دیروز که ابتدا برایش سلام صلوات می فرستادند و بعد از مدتی با دیدن ترکتازی هایش سکوت کردند و امروز هم ناچارند البته به شکل خجولانه برخی از مفاسد کلانش را فاش و پیگیری کنند واقعا چه جوابی به ملت و تاریخ دارند؟
امیدوارم این نوع اکتشافات عقده‌گشائی‌های حزبی و سیاسی نباشد. این نوع مدیریتی که من را یاد حاتم بخشی قاجاری و خان‌سالارانه می‌اندازد، البته از زمان احمدی نژاد شروع نشد، و از همان زمان جنگ و پس از جنگ هم وجود داشت. اما عده‌ای دلشان می‌خواهد که فقط بعد از احمدی‌نژادش را ببینند و یک روضۀ داغ تبلیغاتی هم برای آن بخوانند. جالب است که فقط دیوار دولت احمدی نژاد کوتاه است و نه کسی در مورد موارد مشابه در دولت هاشمی و دنبالۀ اقتصادی آن که حاکم بر مناسبات دولت خاتمی بود، تحقیقی نمی‌کند و مراجعه‌ای ندارد! چون اصلا قرار است سر مردم کلاه گذاشته شود و جناحی که اصولا افکاری معجون با فساد و اختلاف طبقاتی و افکار لیبرالی دارد، دوباره بعنوان منجی معرفی شود و یک بار دیگر هم سر مردم و گوینده و شنونده کلاه برود. اگر قرار است اینگونه موشکافانه با تخلفات برخورد شود، اصولا باید تمام اموال مدیران متموّل این کشور و بسیاری از موسسات بیمه، بانک‌ها، و کارخانجات مختلف مصادره بشود. امید است که این موشکافی به اینجا هم برسد! و درست است که با احمدی نژاد شروع می‌شود، اما مردم باید تلاش کنند که به دولت احمدی نژاد محدود نشود. و از همان 22 بهمن 57 شروع به تسویه بشود.

به هر صورت هر برگی که در این کشور می‌افتد اگر صرفا عقده‌گشائی سیاسی نباشد و در آن حقّی از ملّت ضایع شده باشد، فارغ از این نزاع، باید پیگیری بشود و مجرم بدون هیچ تعارفی مجازات گردد. و کسی که فکر می‌کند با هدف گرفتن دیوار کوتاه احمدی نژاد، فساد خودش و اطرافیانش پنهان می‌ماند نیز از رادار در امان نماند.

ماجرا نباید مثل واردات بنزین باشد، که گروهی شعار بدهند و مردم را از سرطان بترسانند، و وضعیت پول و قدرت را با این ارعاب مردم تغییر دهند، اما باز هم خود دزد و چپاولگرشان قدرت را بگیرند که این سودی به حال مردم و آیندۀ آن ها ندارد. "

4 روز پيش

صبح به سرنگار روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
متنی از یکی از انقلابیون دلسوز و البته منتقد:
چهارمین دهه انقلاب اسلامی در ایران رو به پایان است. بی تردید شرایط فعلی نسبت به دوران اولیه انقلاب به مراتب دشوارتر و پیچیده تر است. اگر زمانی دغدغه های اصلی کشور معطوف به تثبیت نظام و جنگ و مسایل امنیتی بود، اما اکنون اقتصاد و فرهنگ است که ما را به چالش کشیده است.
نگاه اولیه آن بود که ما برای اقتصاد قیام نکرده ایم، بلکه هدف اصلی عزت و کرامت و تعالی انسان در سایه تعالیم اسلام ناب است. اما اکنون ما را چه شده است که اولویت اصلی مان اقتصاد است و بدتر آن که در عرصه فرهنگ و اخلاق دستمان تهی است؟
اخلاق و دینمداری از میان نرفته است، اما دکان ریا و تزویر و عوامفریبی رونق زیادی یافته است. از اخلاص و صفا و صمیمیت و معنویتی که به ویژه در دوران دفاع مقدس، دل ها و چهره ها را برافروخته بود، خبری نیست و جایش دورنگی و تظاهر و بلکه کینه و حسد نشسته است. زمانی دل ها به هم نزدیک بود و عشق و مودت از قلب ها می جوشید، اما چه شده است که در زمانه ای که با پیشرفته ترین وسایل ارتباطی در کسری از ثانیه، زمان و مکان را درمی نوردیم؛ احساس تنهایی و غربت می کنیم!
فساد در لایه های زیرین جامعه چون موریانه لانه کرده و البته چند سالی است که سربرآورده و عیان شده و آمار رسمی مفاسد کلان و متعدد آن هم در سطوح بالای نظام، دل دلسوزان انقلاب را به درد می آورد. واقعا چه شده که برخی یاران باوفای دیروز برای کامیابی از جیفه دنیا، از جفا به نظام و مردم دریغ نمی کنند و به آسانی اخلاق و شرع و قانون را زیر پا می گذارند؟ البته همه می خروشند و محکوم می کنند، اما دریغ از عزمی برای مقابله اساسی با مفاسد و نه راهکاری برای پیشگیری از وقوع آن...
می گفتیم آموزه های اسلام ناب و احکام شریعت همه مشکلات ما را حل می کند؛ حال آن که هنوز پس از نزدیک به چهل سال، نسخه ای از شریعت فی المثل در عرصه اقتصاد در دست نداریم و اقتصاد معیوب ما التقاطی و معجونی از کاپیتالیسم و سوسیالیسم و البته احکام ناقصی از اسلام است. نسخه تربیتی و ساختار فرهنگی مان که محصولش شده نسلی خمود و افسرده و بی انگیزه و بی اعتقاد و بعضا گرفتار اعتیاد و فحشا و خانواده هایی با بنیانی سست و آمار بالای طلاق!
می گفتیم انقلابمان را به جهان صادر می کنیم و الگویی می شویم برای جهانیان، اما گویی همه را صادر کردیم و چیزی برای خودمان باقی نماند! الگویمان گرهی از کار فروبسته خودمان نگشوده است، تا چه رسد به جهانیان! اکنون ما مانده ایم و جهانی که به جای مدارا به ستیز و به جای تعامل، به تقابلش برخاسته ایم؛ لذا طبیعی است که به ما اعتماد ندارد و بلکه به چشم خشم و حقارت در ما می نگرد. نه در منطقه متحد مطمئنی داریم و نه در سطح بین الملل، شریک قابل اتکایی. شعار «نه شرقی نه غربی» تبدیل به «نه غربی اما شرقی» شد و البته برخی را باور آن است که غربی هم شده ایم و خودمان خبر نداریم!
از ابتدا شعار وحدت و تقریب در جهان اسلام سر می دادیم، اما نه فقط تفرقه، که اکنون در نقاط مختلف منطقه، شاهد جنگ های خونین طائفه ای و مذهبی هستیم. اسلام ناب مدعیان فراوان یافته است از وهابیت سعودی گرفته تا سلفیه القاعده و داعش و شیعه انگلیسی و... از این نسخه های تقلبی چیزی جز افراطی گری و خشونت و توحش و ارتجاع برنمی خیزد و البته در این بازار مکاره، متاع ما هم چشمی را نمی نوازد و افکار عمومی جهان، خواسته یا ناخواسته میان اسلام ناب امام خمینی و اسلام اخوانی و سعودی و داعشی و... تمایزی قائل نمی شود!
من از نقش استعمار نوین غافل نیستم، اما اگر بگوییم همه اش کار دشمن است این سخن فرافکنی و گریز از مسئولیت است. براستی سهم ما در مشکلات و معضلات عدیده داخلی و چالش های سنگین خارجی چقدر است؟ آیا اساسا اشکال از نسخه بوده یا مشکل از ماست که کارگزاران خوبی برای اجرای آن نبوده ایم؟ کجاها بی تدبیری و بی کفایتی کرده و کجاها دچار افراط و تفریط شده ایم؟
از این دست سوالات و چالش ها بسیار است و با گذشت هر روز از انقلاب اسلامی، بر تراکم آن افزوده شده و اکنون تبدیل به یکی از دغدغه های اصلی اصحاب نظام و دلدادگان انقلاب شده است. شاید اگر از زمانی که ناقوس خطر به صدا درآمد، فارغ از چنبره ایدئولوژیک و تقدیس و تابوهایی که برای انقلاب و نظام و رهبران ساخته ایم، به آسیب شناسی علمی و منصفانه برمی خاستیم، اکنون از حجم مشکلاتمان کاسته شده بود و در عین حال دردهای خود را از زبان طبیبان نامحرم نمی شنیدیم و نسخه های رنگارنگ برایمان تجویز نمی کردند!
حوادث سال 88 به عنوان نمادی از گسست عمیق میان حاکمیت و ملت رخ برتافت که حقیقتا فتنه بود؛ اما فتنه ای که بنظر می رسد ریشه های داخلی آن سترگ تر از عوامل خارجی اش بود. رییس دولت آن دوره نیز پرده دیگری از شکاف میان حاکمان را به نمایش گذارد و معلوم شد آن چه تاکنون از ثبات و اقتدار و یکپارچگی نظام و کشور ادعا می کردیم، دور از واقعیت بوده است. این گسست ها دیرزمانی بود شکل گرفته بود و اکنون نیز کم و بیش ادامه دارد، زیرا متاسفانه هیچ اقدام اساسی برای ترمیم آن صورت نگرفته است.
آری، فاصله زیاد میان شعار و عمل و آرمان ها و واقعیت ها، ما را دچار تناقضات و خلا و انسدادی کرده که نه تنها نظام را به چالش کشیده، بلکه مبانی و هنجارهای انقلاب و حاکمیت دینی را زیر سوال برده است؛ لذا تعجبی ندارد اگر نخبگان ما دل به الگوهای سکولاریسم و لیبرالیسم بسپارند و یا نسل جدید به تاریخ کهن ایران و کوروش پناه ببرد!
اما هنوز هم دیر نشده و امید از دست نباید داد. نظامی که با خون ها و خون دل های بسیار برپا شده به این سادگی فرونمی پاشد؛ اما بی گمان هر چه می گذرد مسئولیت متولیان و دلسوزان نظام و انقلاب سنگینتر می شود. باید گفت و قلم زد و به نقد منصفانه و بلکه جسورانه پرداخت. و از همه مهمتر خلوص و پاکی را سرلوحه خود قرار دهیم که به نظرم اندک آبرویی که از نظام و انقلاب مانده مرهون دل های پاک و خلوت نشینانی است که دعای نیمه شبشان دفع صد بلا می کند....
این که اولین هدف ما از قیام علیه رژیم استعماری ستمشاهی، اقتصاد نبوده، دلیل نمی‌شود که دومین یا سومین هدف نبوده باشد. و اگر اولین هدف انسانیت و شرافت و کرامت ما بوده دلیل نمی‌شود این خود در بطن خود «معاش آسوده» نداشته باشد.

و اگر آن روی سکّه را ببینیم، دشمن در شکستن معنویّات ما اگر چه با تمام توان آمده اما تا این لحظه ما را در سربزنگاه‌ها، جسمی با معنویّات یکپارچه و صلب دیده است، که رو به اقتصاد آورده است.

در حقیقت بر خلاف دروغ اولیۀ دشمن، وضع تحریم، برگ جریمۀ ایستادگی این ملت است. این که دغدغۀ ما امروز «اقتصاد» شده است، به دلیل «چپِ پُرِ معنویِ مان» نیز هست. جریان فرهنگی و اجتماعی استقلال و آزادی ستیز و معنویّت ستیز علیه نهضت انقلاب اسلامی وجود دارد اما عملا خیلی کُند است و نه می‌تواند 80 میلیون نفر را جلب خود کند، و حتی اگر بتواند دو قرن طول می‌کشد و نتیجۀ آن ناکارآمدی است که کار به طرح مکمّل یعنی «جنگ اقتصادی» می‌کشد.

اگر رخنۀ اقتصادی (یک بعد از حملۀ فیزیکی) مهم‌ترین راه مؤثر دشمن بوده، و جبهه بعد از ۴۰ سال اینجا باز شده است، و نبرد اصلی در این میدان است، در آن روی سکّه‌‌اش به این معناست که در اصل هدف انقلاب ثبات قابل اتکا و نسبی وجود داشته است. هر چند این یک جنگ همه جانبه در سایر میادین نیز هست. اما روشن است که آسیبی که از حملۀ فیزیکی در میدان «اقتصاد» مشغول وارد آمدن است، تنها راه باقی مانده برای «استکبار جهانی» است، که ژست و آبروی حقوق بشری و حقوق بین الملل خود را زیر پای خود گذاشت و تحریمی وضع کرد که درست در مقابل قوانین حقوق بشر و حقوق بین الملل است و آبروی حقوق بشری خود را به خاطر ایران به حراج گذاشت و آمریکای 2018 امروز آمریکای دهۀ 90 میلادی با چهره‌ای «نایس» و «رحمة للعالمین» نیست و این قافیه را کاملا باخت و حکومت جهانی خود را برای همیشه از دست داد.

حوادث سیاست تک بعدی نیستند، اما در افکار بسیاری از ایرانیان به مدد حملۀ رسانه‌ای نوعی مازوخیسم وجود دارد که همۀ حق را به دشمن داده و همۀ اشکال را در خودی می‌بیند. دیدن آن روی سکۀ ایستادگی این ملت و این حکومت مقابل همۀ این فشارها، کمتر از یک اسطورۀ تاریخی منحصر به فرد نیست و هیچ ملّتی غیر از ایران با عقاید شیعی خود نمی توانست در تاریخ مقابل این فشار، 40 سال ایستادگی کند.

روشن است که منظور از این نوشتار این نیست که ما در همه چیز و هر کجا و هر موضوع موفق بوده‌ایم و به هدف رسیده‌ایم، اما مبانی انقلاب آنقدر پاک و پالوده هستند که در افتادن با آنها در افتادن با موجودیت و انسانیت خودمان است! و البته اشکال را باید در تعارفات و اهمال‌‎های مسئولین و سپس مردم دانست که در واقع با این اهمال و پذیرش فساد در اقتصاد و ادارات و رفتارهای مسئولین خود را و شرافت و کرامت زندگی خود را فروختند و به جای کفر ورزیدن به این سیستم و فرهنگ چپاول و تفاخر، دومینوی دزدی از یکدیگر راه انداختند، که رأس این دومینو، دزدترین و چپاولگرترین یعنی همان استعمار صهیونیستی حاکم بر دنیاست و در این بازی ایران ورقۀ نازک و نحیفی بیش نبوده و نخواهد بود.

وَ لا تَهِنُوا فِي ابْتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ کَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ وَ کانَ اللَّهُ عَليماً حَکيماً10
و در تعقیب و جستجوی دشمن سستی نکنید. اگر شما [ در رویارویی با دشمن ] درد و رنج می بینید ، آنان نیز چون شما درد و رنج می بینند ، و شما چیزی را [ چون پیروزی و پاداش ] از خدا امید دارید که آنان امید ندارند و خدا همواره دانا و حکیم است. "

4 روز پيش

صبح به سرنگار روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
اقتصاد مقاومتی/درون‌زائی... خیلی نسخه قشنگی است!
اما کو عمل؟ کو برنامه؟ کو کننده؟ کو اعتمادی از طرف مردم پس از چهل سال بدعهدی و ناکامی و بی کفایتی و فساد؟
موعظه کردن و نسخه پیچیدن خیلی راحت است، اما از قدیم گفته اند به عمل کار برآید به سخندانی نیست!
شما علی الحساب یک قلم خاوری فراری را برگردانید و یا مرتضوی را که فعلا گم و گور شده پیدا کنید، بقیه باشد پیشکش.... من قول می دهم دیگر حرفی از برجام نزنم!
هیچ کس از تغییراتی که ممکن است پیش بیاید اطلاقا خبر ندارد اما تغییرات را همین اراده های ما و حداقل جهت‌گیری‌های‌مان می‌سازند.

اگر تا ابد بنشینیم و بگوئیم نمی‌شود و نمی‌توانیم خوب از خارج کسی که همواره معتقد بوده می‌شود و می‌تواند، آینده ما را تعیین می‌کند و منفعت خود را تامین می‌کند. اگر دایه‌ای مهربان می‌شد و منفعت ما را تامین می‌کرد، خوب بود اما تجربه ثابت کرده که او زن‌بابائی ستمگر است!

مگر کم است یک جزیره با جمعیت محدود شرق و غرب دنیا را بگیرد به طوری که آفتاب در آن غروب نکند! احترامی بیش از حدّ است که برای خودشان و موجودیت شان قائلند! چیزی که معقولش را هم از دیگران گرفته اند ... و از ما گرفته شده!

همچنین، این احترام ما به خودمان و ملت و کشورمان است که تعیین می‌کند چقدر برای حرکت و تغییر و اصلاح آماده‌ایم.

وقتی نخبۀ ما از نقطۀ صفر، شروع می‌کند و امکان اصلاح اقتصادی و حاکم کردن نظم را منتفی می‌داند و طوری هدایت می‌شود که همۀ بازگشت‌ها به سوی بیگانه است، طبعا این ملتی خواهد شد که نمی‌شود و نمی‌تواند و اضمحلال و سقوط تمدّن آن قطعی است، اختیار مرز و خاک و حتی پوشش و روابط اجتماعی خود را هم نخواهد داشت. راهی که اکثر آن را در این دو سدۀ اخیر پیموده است.

همین نخبه است که باید توده ها را زعامت کند و حرکت بدهد، اما خود گرفتار وضعیت موجود است!

روشن است «نمی‌شود» ها را کسانی انجام داده‌اند که حداقل برای خودشان ارزش قابل حسابی قائل بودند. و الا خود انقلاب اسلامی هم «محال» می‌نمود!

من نمی‌دانم قرار است تغییری سریع و ملموس رخ دهد یا نه! و آیا نخبگانی پیدا خواهند شد که به شکل فوری مشکلات را سامان بدهد یا نه! به هر صورت این ایده آل است! اما اگر این ایده آل رخ نداد، حداقل آن است که مردم به جای بازی خوردن از جنجال‌های سطح پائین از قبیل حجاب و عقاید و احزاب، با معیار سلامت اقتصادی و اداری در صحنۀ سیاست شرکت کنند، تا حداقل به جای پسرفت، حرکت آرامی به سمت مطلوب وجود داشته باشد. "

5 روز پيش

صبح به سرنگار روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
این قدر که برجام را خاک بر سر کرده و آن را پروژه استعمار می دانید و جریان رقیب را متهم به غربزدگی می کنید، ای کاش نیم نگاهی هم به آن روی سکه می انداختید که چگونه تحریم ها داشت کمر اقتصاد را می شکست و فساد ناشی از دور زدن تحریم ها در دوران رببس جمهور محبوبتان چگونه کشور را در منجلاب فرو برده بود!

یعنی شرایطی شده بود که جز مذاکره و برجام چاره ای دیگری نداشتیم. حال شما به عنوان ماله کش حرفه ای می خواهید این واقعیت را با امور خنده داری مثل تحمیل اصلاح طلبان و آزمایش مردم و... توجیه کنید دوحالت بیشتر ندارد: یا دارید خودتان را گول می زنید یا این که مخاطبان خود را نادان فرض کرده اید!

گاهی و کمی واقع بینی و پرهیز از شعارهای عوامفریبانه هم بد نیست!
(و البته آن شرایط کذایی برای "کاسبان تحریم" یک دوره طلایی بود. شما که مدعی اصولگرایی و ارزشی بودن هستید مواظب باشید با کج فهمی و افتادن در تعصبات جناحی، جاده صاف کن و شریک جرم مفسدین نشوید!)
تحریم‌ها هنوز هم مشغول شکستن کمر اقتصاد است، و برجام نتوانست کاری برای تحریم‌ها بکند، فقط آن را به تاخیر انداخت یا با لغزش روبرو کرد. و الا راه باقی‌مانده فارغ از شعار، همان است که شش سال پیش مخالفین برجام می‌گفتند: اقتصاد مقاومتی/درون‌زائی.

شما در نوشته‌های بنده راه‌حل‌ها را نمی‌بینید و فقط جناح‌بازی‌های مدّنظر خود را برداشت می‌کنید، تاکید بیشتر بنده، روی همین است که وقت را نباید تلف کرد و به اصلاح امور داخلی پرداخت!

قبلا هم هزار بار گفتیم، برجام اگر چه در (نوشتۀ خود) باخته و شکست‌خورده است، اما شکستی به مثابۀ پیروزی تجربه است. نسل جدید ما بعد از چهل سال که «آمریکا و اروپای استعمارگر» را لمس نکرده بود، یک بار دیگر پای میز مذاکره با آنان نشست و به خوبی لمس کرد که با چه سیستم غیرقابل اعتماد و متوحشی طرف است تا دیگر امید به آنها نبندد! و خود را و آینده‌اش را بیشتر خراب نکند!

برجام به مثابۀ باز کردن مچ جریان مهاجم و بازوان داخلی آن، برای مردم خودمان و برای دنیا، البته پیروزی درخشانی است. که این همان عقب نشینی تاکتیکی یا نرمش قهرمانانه است. نفس برجام «عقب نشینی» هست، اما وقتی این «پس‌رفت» موجب جمع شدن و متحّد شدن مجدد ما حول فهم مشترک بشود، آن وقت است که معنای پیروزی می‌دهد. و الا تکیه کردن بر «عقب نشینی‌های» مکرر دیگر نام «نرمش قهرمانانه» و «عقب نشینی تاکتیکی» ندارد! بلکه شکست مطلق است. "

6 روز پيش

صبح به سرنگار روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
بیانیه های انقلابی و آتشین همچنان ادامه دارد!
والبته هر وقت کم می آورید اتهامات بی اساس می زنید.
آزمودن استعمار!؟
من مدافع برجام نیستم و فقط آن را ضرورتی در دوران سخت تحریم ها می دانم. یعنی انتخابی بین بد و بدتر که البته تصمیمش در بالاترین سطح نظام گرفته شد...
اما این که شما آن را مصداق استعمار می خوانید و البته همه تقصیر را هم به گردن رقیب (دولت اعتدال) می اندازید اگر نگوییم نشان آشکار ناجوانمردی و شارلاتانیسم شماست، دست کم حاکی از عدم التزام شما به اوامر حکومتی و نوعی خودزنی است!
نسبت دادن همه مفاسد به رقیب هم از کلک های دیگری است که قبلا هم گفتم شگردی است قدیمی برای لاپوشانی مفاسد و فرار از مسئولیت های کلیدی و کلان...
وقتی شما آن قدر شجاعت ندارید که مسئولیت تصمیم "نرمش قهرمانانه" (به تعبیر شما سراب و بارقه استعماری!) را بپذیرید آیا می توان انتظار داشت پاسخگوی سایر مسایل باشید؟
فقط مانده ام با این شجاعتی(!) که شما دارید چگونه مدعی مبارزه با دشمن هستید!!

برجام ( مذاکره با آمریکا و غرب) نه تنها ایدۀ دولت اعتدال است، بلکه ایدۀ 40 سالۀ جریان لیبرال/اصلاحات/چپ و جریان های مشابه است.

چهل سال است که این جریان، مذاکره با آمریکا را (حلّال مشکلات ایران) معرفی کرد و اینطور سر مردم را کلاه گذاشت. حالا که مذاکره شد و نتیجه نداد یا نتیجه تقریبا هیچ بود، «شجاعت» پاسخ و توضیح ندارد! بلکه فقط شلنگ توهین و تشر را همچنان روانۀ مخالف می‌کند.

اگر منکر این هستید، یا حافظۀ شما نقص پیدا کرده، یا نمی‌دانید!

بله، (نرمش قهرمانانه)، پس از پیروزی انتخاباتی این جریان با همین هویت آشکار مذاکره با آمریکا رخ داد و مسئولیت پذیرش آن به عهدۀ رهبر انقلاب هم هست. اما این که این ایده را چه کسی در گوش مردم خواند، و رهبر را هم مجاب کرد که به رای مردم احترام بگذارد، جواب روشن است! جریان لیبرال کارگزارانی بعلاوۀ جریان اصلاحات!

و الا رهبر انقلاب تا دو هفته قبل از انتخابات روشن فریاد می‌زد که مذاکره بی‌فایده است! و مذاکره نمی‌کنیم! نرمش قهرمانانۀ رهبر وجود دارد، در مقابل فشارهای خارجی و خام‌فکری‌های داخلی! مجبور است بعد از 40 سال که عقده درست کردید و از مذاکره با آمریکا یک دریچۀ نجات کاذب ساختید، یک روز هم آن را باز کند و ببینید خبری نیست!

برجام بارقه‌ای از دورۀ استعمار هست و اینجا یا جای دیگر گفتم، در دورۀ برجام هر روز ایران ده تا از این برجام‌ها بود. من هم فردی مثل ظریف را متهم نمی کنم که او مثلا می‌خواسته استعمار را بیاورد و بر ملّتش حاکم کند. چنین اتهامی نیست! ای بسا اصلا هدف ظریف هم همین اتمام حجّتی باشد که رهبر انقلاب منظورش بود. یعنی معادله‌ای که نظام تعریف کرد این بود که: «هسته‌ای که با این سرعت ضرورتی ندارد، آن را وجه المصالحه می‌کنیم، اگر روابط خوب شد، شد! اگر نشد، که فبها! ما ضرر چندانی هم نکرده‌ایم».

اما خبط رئیس جمهور منتخب مردم این است که تمام امید را به این «برجام» بست! یعنی همۀ امکان‌های رسیدگی به اقتصاد و صنعت و تجارت و تولید را در داخل عمدا یا غیرتعمدی بست، تا ببیند نتیجۀ برجام چه می‌شود، پول می‌آید یا نه! که این نهایت سوء مدیریت و بی‌مسئولیتی است! خوشبینانه‌اش، بی‌مسئولیتی است و بدبینانه‌اش خیانت است. گویا اصولا همۀ کانال‌های جبران و خسارت تحریم تعطیل می‌شود که تمام امیدها به سوی آمریکا برود!

قصد از استعمار نامیدن نمونۀ «برجام» و پیش کشیدن «برجام موشکی» در قدم دوم، هدف قرار دادن یک دولت و یک فرد نیست، منظور جریان سیاسی چهل سالۀ غربگراست. که اصولا همین مدل ورشکسته را «الگوی دائمی» و ادامۀ همان دویست سال استعمار می‌خواهند! و فکر مشعشع‌شان محدود به همین است و بیشتر از این هم چیزی در چنته ندارند. کسانی که از «برجام» هم عبرت نمی‌گیرند، فضائی را هم بدون اعلام تعطیل کرده‌اند و بی‌شرمانه سخن از موشکی و قوای بازدارندۀ دفاع ایران می‌گویند که البته این دانسته و ندانسته آب ریختن در آسیاب دشمن و مزدوری استعمار هست. "

6 روز پيش

صبح به سرنگار روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
این که به مفاسد و بی کفایتی اداره کشور اعتراف می کنید، البته خوب است و گامی در جهات واقعگرایی و اصلاح، اما شاید نمی دانید که این امر عذر بدتر از گناه است! البته شما که استاد ماله کشی هستید تلاش می کنید همیشه قضیه را جناحی کنید، لذا هنوز هم از جنازه هاشمی دست بردار نیستید!

قطعا کسی که اختیارات و قدرت و نفوذ بیشتری دارد باید پاسخگویی بیشتری هم داشته باشد. مثل احمدی نژاد که چون هشت سال اختیارات فراوان داشت اکنون حق مطالبه گری ندارد. بنظر شما نهادهای منصوب که از نظارت و مالیات معاف هستند و حجم کلانی از فعالیت های اقتصادی دستشان است آیا مبتلا به فساد نیستند و نباید جواب بدهند؟ و یا کسی که اغلب گلوگاه ها از جمله اسکله ها را در اختیار دارد نباید پاسخگوی قاچاق باشد؟

به هر حال کوبیدن بر طبل ستیز با دشمن و استعمار و شیطان بزرگ برای لاپوشانی واقعیت ها یک شیوه قدیمی برای فرافکنی و تحریف افکار عمومی است! طبق معمول مردم محروم مامور به مقاومت و تحمل سختی ها و فشارها و تحریم ها هستند، کاخ نشینان وجیه المنظر هم مشغول غارتگری خود هستند و با هر فحش به دشمن و دعوت مردم به مقاومت،خشتی از طلا بر کاخ بلند خود می نهند.... جالب است که در این گیرودار شعار مبارزه با فساد و اشرافیگری شما از زبان نمی افتد!
کسی که اندکی تاریخ خوانده باشد فریب این بازی های قدیمی را نمی خورد.....
هر کس، هر کجا هر دخالتی که در اقتصاد داشته باید پاسخگو باشد.

شما «لا اله» را می‌خوانید و «الا الله» را نمی‌خوانید! نتیجۀ ستیز با استعمار، وقتی ساختن و پاک کردن داخل از فساد باشد! معلوم است که این «الا الله» نفع مردم است!
شما لفظ «برای مردم» را به زبان می‌آورید، اما وقتی گفته می‌شود که مشکل «فساد اداری» چندین برابر «تحریم» به مردم آسیب زده و می‌زند، کسی پاسخ‌گو نیست! و به آن فکر نمی‌کند!

یک شعار سبک «تعامل» فقط تکرار می‌شود که تمام مشکلات این کشور در آن خلاصه می‌شود، این کاهلی روشنی است که تمام همّ و غمّ آقای روحانی در این شش سال، موفقیت برجام بود و هنوز هم در این سراب زندگی می‌کند! و این شش سال کمکی به تولید، صنعت، سلامتی ادارات نشد! این حاصل غفلت و کاهلی جریان نخبگی کشور است، که چیزی که تحت حاکمیت و توان ماست و قابلیت حل مشکل دارد را کناری می‌نهند و به «سراب تعامل» و «قمار تعامل با استعمار» می پردازد. این بیش از یک نشانه نیست که این جریان باصطلاح نخبگی فقط بازیچۀ منافع استعمار است و خود را کاملا باخته است.

در حافظۀ رسانه‌ای خود آن جا که مخاطب واقع شده‌اید، بگردید ببینید در سی-چهل سال گذشته، چقدر مهم بوده که مثلا رشوه در ادارات از بین برود! یا چقدر با نصب قوم و فامیل و همشهری ناشایست برخورد شده است (تقریبا هیچ!) اما تا دلت بخواهد در مورد حجاب، تلگرام، مباحث عقیدتی، بازی داده شده‌ایم. در حالی که اصولا مساله حجاب را هم باید جمعی متخصص و که به شایستگی در منصبی نشسته‌اند تعیین تکلیف کنند. جمعی که وجود خارجی نداشته‌اند. اصولا این مسائل مطرح نمی‌شود که حل شود. بلکه فقط بعنوان بازی ایذائی از آن بهره برده می‌شود. چکشی برای زدن بر سر رقیب! و این مردمند که این وسط می‌بازند و می‌بازند. مشکل مردم ابزار جدال بین صاحبان قدرت است، نه هدفی که باید مورد رسیدگی و حل واقع شود.

خیر، این کشور ده بار انقلاب بشود، اسامی عوض بشود، عمامه ها بروند، کراوات‌ها بیایند، کراوات‌ها بروند، سیبیل‌های کلفت بیایند، تا وقتی کسی نسبت به فساد عمیق موجود در این کشور و نگاه به شدت ارباب رعیتی و خان‌سالاری از قدرت، عنایتی نداشته باشد هیچ مشکلی حل نخواهد شد. و پرت کردن مردم از اصل مشکل برقراری عدالت و سلامت روابط اقتصادی/اجتماعی/سیاسی، البته سر کار گذاشتن مردم و فریب آنهاست و نتیجه‌ای جز عقب نگاه داشتن آنان ندارد. نگاه خان‌سالاری یعنی این‌که وجود پول در منطقۀ تحت سیطره، مشکل خان است. خان باید به هر طریق پول را تامین کند و بین رعایا توزیع کند تا کلیّت این قلمرو بچرخد. رعایا اصولا پشیزی نیستند، که بتوانند «تولید پول» کنند، یا رابطه با آن‌ها آنقدر خراب و منقطع است که امکان برقراری ارتباط و هماهنگی وجود ندارد! سلسله مراتب دسترسی به توانایی های منفرد یا گروهی بشری آنقدر بی‌نظم است که استفاده از آن ممکن نیست. پس خان می‌رود و بخشی از زمین مایملک را وامی‌گذارد، تا پولی به دست آورد! خان، آنقدر ضعیف است و امکان اداره و ایجاد رابطه با توان رعایایش را ندارد، که اگر طرف خارجی پولش را ندهد هم باز هم توان ایستادگی ندارد. آماده‌است بقیۀ دارائی را هم بدهد، تا منفعتی کسب کند و لااقل بماند! و خان قوی‌تر را راضی کند! این چیزی است که امروز اتفاق افتاد! بعد از صد سال از مرگ قاجار!

چیزی که بی پاسخ ماند، آزمودن آزمودۀ 200 سالۀ استعمار، و بارقۀ برجامی آن بود. که شما هرگز برای آن جوابی نداشتید! "

يه هفته پيش

صبح به سرنگار روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
ادامه بحث فایده ای ندارد. اما برای روشن شدن کسانی که احتمالا نوشته های ملال آور من و شما را می خوانند باید نکاتی را به شکل خلاصه و روشن بیان کنم:
توصیه های کلیشه ای و شعارهای ایدئولوژیک شما مثل مبارزه با استعمار و شیطان بزرگ و عزت و شرافت و کرامت و استقلال و... گویی در خلأ سرداده می شود. مشکل عموم مردم مشکلات حاد اقتصادی و فساد فراگیر و انسداد و سیاست های یک جانبه است که نسلی افسرده و ناامید را روی دست نسل قدیم گذاشته است!
خواست مردم حل مشکلات است و کاملا حق دارند که وقت می بینند نسخه شما برای حل مشکلات همان شعارهای تکراری دهه 60 است و پس از چهل سال وضع بهتر نشده که بدتر هم شده است، از شعارهای انقلابی رویگردان شوند. کمترین ذکاوت سیاسی کافی است تا پیام نتایج چند انتخابات گذشته و نیز اعتراضات دی ماه را دریافت کنیم.
لذا توصیه می کنم حداقل ادبیات خود را قدری تغییر دهید و به روز کنید تا همین اندک مخاطبی را هم که دارید از دست ندهید!!!!

تصور می‌کنم این را هم قبلا گفته‌ام، که ادبیات بنده تعمّدی است، چون این واژه‌ها و مفاهیم در دیکته‌ای که از استعمار می‌آید غایب و حذف شده است تا شاکلۀ ذهنی مردم ما بر اساس منافع استعماری آنها شکل بگیرد! و به «ادبیاتی» که مورد نظر منافع آنها نیست اصلا فکر نکنیم و آن ادبیات بوم و فهم تمدّنی خود از قدرت و سیاست را (عجیب) تلقی کنیم و این شرط آن است که از خارج بر ما تعیین تکلیف و تعیین سرنوشت شود.

این در محیط پیرامون شما آموزش داده نمی‌شود که مردم آدمند، عزت دارند، کرامت دارند، با دیگر مردم دنیا برابرند. و اصلا این ادبیات نقطۀ برخورد تمدّن ایران با این نوع جریان‌های استعماری و سیاسی و تزریق آنهاست که به نام دانش و فرهیختگی به خورد مردم ایران داده می‌شود در حالی که این همان دانشی است که استعمار می‌خواهد ما بدان محدود باشیم و بیش از آن فکر نکنیم! پس من اصرار دارم واژۀ بومی - ایرانی و حقوق بشری و قرآنی «کرامت» تکرار شود یا مفهوم سانسور شدۀ «استعمار» از زبانم نیافتد، تا نظر شما و هم‌قطاران شما را به این جلب کنم که آموزش‌های شما فاقد چه چیزی است، و چه چیزی از آن حذف و سانسور شده است و وقتی هم به میان می‌آید علم و آموزش شما تاب ایستادن مقابل آن و پاسخگوئی به سوال‌های موجود در مورد آن را ندارد. در حالی که کرامت جزو نیازهای طبیعی ماست! تا رشد کنیم. یا اگر مفاهیمی مثل «استعمار» و «اشغالگری» را که در همین امروز و امسال و ده‌های اخیر در حال وقوعند را از ذهن حذف کنیم، چیزی از سیاست امروز دنیا نخواهیم فهمید.

همین که شما نگران «مخاطب» من ( و خود ) هستید، و سعی می‌کنید که من را هم مجاب کنید در چارچوب تعیین شده‌ای که به شما دیکته شده صحبت کنم، محدودیت‌های فکری شما را بیشتر نشان می‌دهد. این فقط «روشنفکری نسخۀ ایرانی» است که فهم خود را درگیر نیازهای مخاطب کند! این هم از آن چیزهائی است که فقط در ایران پیدا می‌شود! و الا روشنفکر اروپائی اتفاقا خط شکن است.

قبلا گفتم، و باز تکرار می‌کنم، آن چیزی « خلأ » تلقی می‌شود، نوشتن یادگاری روی دیوار استعمار است که اکنون نماد عریان آن «ترامپ» است! و باطن «اوباما» هم چندان فرقی با «ترامپ» نمی‌کند هر دو «بریدن» است، یکی با پنبه می‌برد، و یکی مثل داعش با ارعاب و فریاد! اما هر دو ترامپ و اوباما هدفی جز «بریدن» منافع ما را پیگیری نمی‌کنند.

در خارج از این قالب «فقیر و ضعیف و گدا» و «با فریاد خزانۀ خالی» به گفتگوی «توانمند» رفتن، هر گفتگوئی بر اساس منافع ما قابل مخالفت نیست. اما «تعامل» از جنس قمارهائی مثل متن برجام، البته سقوط بیشتر تمدن ایران را خبر می‌دهد. و مثل دورۀ استعمار هیچ چیز عاید ما نخواهد کرد که ما را بیشتر به محاق خواهد برد.

و مسلّم است که هدف از مقابله با دست اندازی بیگانه تامین منافع ملّتمان است. و در این میان هرگونه راهی از جمله «پیشنهاد برجام» را همانطور که می‌بینید رهبر جریان انقلاب اسلامی «محض اتمام حجت» هم که شده می‌پذیرد. اما وقاحت آن است که پس از این «عملیات ناکام» باز هم بایستیم و از «تعامل‌های آزموده» صحبت کنیم. و آزموده را دوباره بیازمائیم! قدم اول هسته‌ای و فضائی ، قدم دوم، موشکی و دفاعی! و این دیگر بیش از وطن‌فروشی نیست!

آن چه که آقای روحانی مکررا به زبان می‌راند البته مورد قبول ما هست.
( مذاکره با احترام و از موضع برابر! ) این خیلی زیبا و قشنگ است اما فقط کسی که استعمار را نشناخته و ادبیات خود را محدود به دیکتۀ استعمار می‌کند، و عوامل عینی را «نادیده» می‌گیرد می‌تواند بگوید من رفتم و با آمریکا مذاکره (با احترام و از موضع برابر) کردم چون آمریکا اصولا قد و قوارۀ تو را بر اساس قدرتت می‌بیند و کاری به احترام و برابری ندارد! و نتیجۀ اعتقاد به رسمیت (احترام و برابری) در سیاست آمریکا، فقط کلاه گذاشتن سر مردم و حال و آیندۀ کشورشان است. خلأ و آرایۀ تُهی، اینجاست! آیا «آمریکا»، «احترام و برابری» می‌فهمد؟ فرض که بفهمد، آیا عمل آمریکا «توافق و عهدنامه» فهمید؟ مثل آن بنده خدا که دمَر آب خورد، گفتند دَمَر آب نخور، عقلت زایل می‌‍شود، پرسید : عقل چیست؟! گفتند: "هیچی!"، چیزی که با آن مخالفت می‌شود «تعامل» نیست، چیزی که با سرمایه گذاری روی آن مخالفت می‌شود این «هیچی» و «تقریبا هیچ» است!

آن چه که برای این ملت می ماند کار است و تولید و توسعۀ همه جانبۀ منطقه ای!
و این جز با مبارزه با فساد و مبارزه با فامیل بازی ممکن نیست! اینگونه است که یک قدرت قابل برای سازندگی در این کشور به وجود می آید.
اما خوب جریانی در حاکمیت رخنه کرده که اصولا در همین بستر فساد و فامیل بازی زندگی می کند و چیزی غیر از این برای او خودکشی است. پس وطن می فروشد ، تا پول به دست آورد و بر منصب قدرت بماند ... در حالی که راه طبیعی به دست آوردن پول، تولید و کار است! این کشور پرجمعیت و پرنفت، پر از منابع، چگونه اینقدر در تولید ورشکسته و ناچیز است؟ چرا عرضۀ تولید ندارد؟ چه کسی خواسته اینطور زمین‌گیر باشد؟ چرا فرزندان ما حتی در تولید محصولات مجازی و فناوری اطلاعات که انتقال آن در حالی که انتقال و جعل مصدر آن (راحت ترین راه های دور زدن تحریم) است هیچ کاره اند و هیچ کس تا کنون به این فکر نیافتاده که کارزار دور زدن تحریم را به راه بیاندازد و همۀ امید به این کاسۀ گدائی برجام دوخته شده؟
جواب این است : چون دولت‌ها با شعارهای‌شان مردم را سر کار گذاشته‌اند و به جای رسیدگی به اقتصاد واقعی، دنبال حراج ارث پدری نفت و وارد کردن پول خام از خارج و توزیع آن میان مردم هستند. نه تبدیل کردن آن به مقاومت و تولید و اقتصاد عملیاتی.

کیست که نداند، ناسالم بودن بسیاری از ادارات و مسئولین کشورمان و فساد موجود در این میان، ده‌ها برابر حجم آسیب تحریم، برای مردم و معاش آنان مزاحمت و عقب ماندگی ایجاد می‌کند! پس چطور است که اول سراغ مشکلات بزرگتر برویم تا مشکلات کوچک‌تر هم به ترتیب حل بشود.
اگر روزی ما فساد نداشتیم و مردم از وضعیت ادارات، مجوزها، استخدام‌ها، حمایت‌ها و مدیریت اقتصادی راضی بودند، و هنوز وضع اقتصادمان این بود که الآن هست، سپس مشکل تحریم - مشکل کوچک تر - و گدائی کردن برای رفع آن قابل بررسی است. "

يه هفته پيش

صبح به سرنگار روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
ماشالله در بیانیه خوانی و روضه خوانی ید طولایی دارید! همان کاری که تریبون های رسمی چهل سال است با صرف هزینه های گزاف به جد مشغول آن هستند و نتیجه اش شده است کشوری پاشیده و متزلزل و نسلی بیگانه و گسسته از آرمان ها و شعارهای دهه 60.
واقعا هیچکس نمی داند ته این شعارها که سرلوحه اش مبارزه با آمریکاست به کجا ختم می شود! من قبلا هم گفته ام نسخه رابطه با آمریکا معجزه نمی کند، خودمان باید بجنبیم تا مثل ژاپن و یا حتی کره جنوبی و مالزی شویم. اما شمایی که می گویید با آمریکا ستیز کنیم و همه سرمایه ها را در این راه خرج کرده و می کنید، آخرش به کجا می خواهید برسید؟ کدام کشور هر چند قوی در اثر ستیز پیشرفت کرده است؟ مثال کره شمالی را نمی زنم، اما آیا از ابرقدرتی به نام اتحاد شوروی سابق نمی خواهید درس بگیرید؟

قبلا هم گفتم اگر الگویتان چین و روسیه است، این دو کشور به رغم رقابت سیاسی، با کدخدا بالاترین سطح تعامل را دارند. اما جوابی نداشتید، چون هنوز در نسخه های ایدئولوژیک و پوسیده و ناکارآمد دست و پا می زنید. چین و روسیه، کمونیسم را به موزه فرستادند و از ایدئولوژی زدگی عبور کردند و واقع گرا شدند، لذا پیشرفت کردند. حتی کشورهایی در سطح پایینتر هم به این پیشرفت رسیده اند، لذا لازم نیست قدرت بزرگ باشید، فقط قدرت و شجاعت برای یک تصمیم تاریخی لازم است..... من ایران را خیلی قویتر و بزرگتر از این حرف ها می دانم. لذا بجای تبلیغ برای کالای بی رونق و منقضی مبارزه با شیطان بزرگ که جز مصرف داخلی برای عده ای قلیل ندارد، بیایید به قله های بالاتر فکر کنیم.
اشکالی ندارد، کلیشه‌های خلاف واقع خود، که عقاید خود را بر آن بنا کرده‌اید تا ابد تکرار کنید و با آن خوش باشید!

اما کسی ابتداءا خواستار (ستیزه جوئی) با آمریکا نبوده، و شما این حقیقت کاملا عینی و درشت را که این آمریکاست که در کشورها از جمله ایران دخالت می کند و اگر ضعفی حس کند، بیشتر دخالت می کند را نادیده گرفته و ناجوانمردانه عامل نزاع را حرکت انقلاب اسلامی می خوانید.

آمریکا کشوری است که ایران را سی سال تحت استعمار خود داشت، و آخرین کسی بود که منافع خود را رأسا در ایران از دست داد. و بخاطر همین با حکومت مستقل ایران مبارزه می‌کند، آن را محاصره و تحریم می‌کند تا منافع خود را بازیابد. حکومت ایران هم در مقابل دنبال جواب دادن است، اما شما فقط جواب را می‌بینید.

حال اگر سوال شما این است که چرا اصلا ما از آمریکا مستقل باشیم؟ شما را به دویست-سی‌صد سال استعمار و اضمحلال تمدّن ایران مراجعه می‌دهم! استقلال خواهی ما اوج عقلانیّت و تجربه‌اندوزی ماست که متاسفانه چون امروز مردم در فضای قبل از انقلاب لامسه‌ای ندارند، و به آن‌ها گفته هم نشده، روی این بی‌اطلاعی و بی‌حسّی آنها حساب باز می‌شود.

کتاب را که بر عکس بگیری و بخوانی و حتی سعی نکنی تمام بخوانی، طبعا نتیجه ای بهتر از این قضاوت های مشعشع نخواهد داشت.

ما گفتیم آمریکای زورگو را رها کنیم، به داخل برسیم داخل را اصلاح کنیم، شما کلیشه آوردید و گفتید این آمریکاستیزی است!

آمریکای حاکم جهانی که از ما منافع اقتصادیمان و حتی فرهنگ و فکرمان را اگر بشود مثل سعودی می‌خواهد، عجیب است که چگونه برای شما قابل مراجعه است. مثل شاهزادۀ سعودی هم در کشور ما وجود دارند و کم نیستند. آمریکائی که تعامل جز در حالت بهره وری حداکثر و نامتعادل استعماری خود نمی‌پذیرد و هر چقدر ناتوان تر باشید هم زیاده‌خواه تر می‌شود. گویا رفتارهای استعماری، از علم و سواد و آگاهی ما «سانسور» شده باشد! و واقعا هم همینطور است! کسی از این مقوله و خرابی‌ها و باخت‌های حاصل از آن سخنی نمی‌گوید تا در این کشور استعمارزده فرصت‌های بازگشت استعمار فراهم باشد!

اصول و ایدئولوژی ما شرافت و کرامت ماست که اجازه ندهیم امثال شما به زبان فارسی این ملت را ملّتی ناچارا تابع و دست دو بخواهید که مجبور است اسیر فشار بیگانه باشد و راهی غیر از این ندارد، شرافت و کرامت چیزی که چین و روسیه، هرگز آن را از دست ندادند و اصلا بخاطر همین هم موفق به توسعه در مقابل «کدخدا» شدند! و در این جا هم شما غلط برداشت کرده‌اید. کسی که شرافت و کرامت خود را در طبق‌اخلاص گذاشت و تقدیم کرد عراق و لیبی بود که الگوی شما را پیگیری کرد. بهترین تعامل با غرب را صدام حسین کرد، هیچ چیز از تعامل کم نگذاشت، هر چه گفتند را گوش کرد، خاک عراق را جاسوسان آمریکا با نام بازرس شیمیایی به توبره کشیدند و جایی در عراق نماند که با آن تعامل! نکنند و چون دیدند عجب لقمۀ شیرینی است آن را بلعیدند! شیرینی شما و گروه و حزب و افکارتان مشابه همین خودشیرینی صدام حسین است. خودشیرینی شما که بارقه‌ای از آن در تکست برجام بعنوان یک تست ملّی بعد از 40 سال سرسختی وجود دارد، تفاوتی با خودشیرینی قذافی و گذاشتن تاسیسات هسته‌ای در آمریکا ندارد! در آخر کسی مدافع قذافی و ملت لیبی نماند! بلکه فقط منافع دیده شد! این اصول که منطق آن فقط در فشار اجتماعی اطراف شماست، عاری از صحت و صداقتند و روشن است که اصولا از طرف منافع آمریکا تزریق و پیگیری می‌شوند و شما فقط مجبورید بخاطر زیستن در کلاس اجتماعی خود آن ها را بی‌فکر و بی‌منطق تکرار کنید. و الا بررسی این نمونه های «تعامل» که کاری ندارد! فارغ از این، کسی که مخالف تعامل در کلاس قدرت با هر کجای دنیا که نیست! مساله این است که وقتی «فقیر» به مذاکره می‌روی باید «امتیاز فراوان بدهی» و معلوم است که این یعنی «افزایش فقر و وابستگی»! این مدل ورشکسته است و منجر به مستعمره شدن ما شده است و دویست سال آسیب وحشتناک به ملت ما زده است و ما را از یک ملت صاحب مناسبات دنیا به یک پادوی ثانوی تقلیل داده است و شما از مطالعه و بررسی این رفتار عاجزید و مثل طوطی فقط تکرارش می کنید.

شرافت و کرامت یک ملت که عامل آزادی و استقلال و حقوق پایۀ بشری آن است، عامل پدید آمدن درک یک ملت از خودش و عامل رشد و پیشرفت اوست، بالاتر از هر قانون دیگری است و قطعا هیچ کسی با هیچ روش و قانونی حق ندارد آن را از این ملت بگیرد!

تعامل کنونی چین و روسیه نیز حاصل قدرت و نفوذ گسترده است. همین کاری که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با جدیّت مشغول آن است و توسط جریان‌های فارسی زبان آمریکائی همواره تحت فشار و محکومیت است تا همیشه تنها راه این ملت، گدائی از آمریکا باقی بماند. "

يه هفته پيش

صبح به سرنگار حمایت از کالای ایرانی و بسترهای مفقود پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
آری هیچ کس عرضه رفع فساد را ندارد و قحط الرجال است.
شما هنوز در نظریات قدیمی و بی نتیجه مثل هروئیسم گیر کرده اید. آری باید یک قهرمان و یک رابین هود بیاید تا با فساد مبارزه کند و اوضاع را درست کند!
یک جا گفتم آیا تجربه قهرمان و معجزه و رابین هودی مثل احمدی نژاد برای هفت پشت این کشور بس نبوده است؟
چرا به جای اصلاح ساختارها و تحکیم دموکراسی به افراد آویزان می شوید؟ افرادی که در ابتدا ممکن است خوب باشند، اما وقتی فتانه قدرت را در آغوش کشیدند تبدیل به هیولایی می شوند که خودتان هم از آن ها وحشت می کنید!
همه حرف من که شما هنوز نتواسته اید آن را درک کنید و با فهم کوته خود آن را به سازش و وابستگی و نوکری آمریکا تعبیر می کنید در "تعامل" خلاصه می شود، تعاملی که ما را به جهان و استفاده از تجربه های موفق وصل می کند و از مزایای سیستم های رقابتی و علمی و کارآمد بهره مند می سازد.
گام اول تعامل این است که فکر و فرهنگ و ایدئولوژی انحصاری و مغرورآمیز خود را رها کنیم. باور کنید همه مشکلات و مفاسد برخاسته از این همین انسداد و غرور کاذب است.
بنظرم چهل سال بی کفایتی و فساد و... (که خودتان آشکارا به آن معترفید) بس است.
خیلی از کشورهایی که از ما عقبتر بوده اند در توسعه سیاسی و اقتصادی از ما جلو زده اند. مگر ما چه کم داریم که این قدر عقب مانده ایم؟
حرفهای قبلی و ماه قبل و ماه قبل را اصلا نمی خوانید!

یک بازخواست منطقی از حکومت، و بازخواست بدیهی و پایه از حکومت این است که سالم و اصلاحگر باشد! فساد نداشته باشد، شایسته سالار باشد! و این خیلی هم احتیاج به «قهرمان» بودن ندارد! این یک بازخواست طبیعی است که در ملت‌های متعددی اتفاق افتاده! ولی دانشگاهی‌های ما با چسباندن یک «ایسم» مضحک آن را غیرضروری و غیر قابل دسترس می‌دانند! هدف اتفاقا متوجه کردن مردم به این است که بازی‌های حاشیه‌ای فارغ از این مبنای پایه و الزامی حکومت داری حمل بر (خیالات و اوهام غیر قابل دسترس) نشود تا همیشه هم فراموش بشود و کسی سراغش را نگیرد! بلکه هجویه‌هائی مثل وابستگی به بیگانه به اسم «تعامل» لحاف‌پیچی شده و اصل بشود که مایه و سابقۀ اضمحلال و شکست و تکه پاره شدن ما در تاریخ خودمان است.

حالا حتما لازم نیست احمدی نژاد باشد! احمدی نژاد برای ما البته تجربۀ ناموفقی درآمد اما هدف مبارزه با فساد همچنان باقی است، این دلیل نمی‌شود بخاطر لولوی احمدی نژاد، «اصلاح» را در حالی بی‌فایده و قهرمان‌سازی تلقی کنید که خود را «اصلاح» طلب می‌نامید! و به روشنی نشان دهید وظیفۀ اصلاحات در این کشور اصلاح مفاسد اقتصادی نیست، و اصولا چنین هدفی در کار نیست، بلکه گوئی تنها هدف اصلاح آن چیزی است که در 1357 روز استقلال ایران را رقم زد و وظیفه‌ای جز این ندارد.

هدف این است که به جای همین بازی‌ها که اتفاقا منشأ مشکل هست عقلانیت حاکم شود، و ما در این موقعیت غیرعقلائی هستیم چون نخبه‌های علی الخصوص حزبی اصلاح طلب کشور ما خود گرفتار بازی‌های سیاسی گل‌درشت هستند و صرفا با ژست‌های پوچ و بی‌منطق خود را حفظ می‌کنند و حقوق و مبانی پایه و بدیهی را با همین بازی‌ها به فراموشی و محاق می‌سپارند و به جای آن روی تجربه‌های ورشکسته سرمایه گذاری می‌کنند!

اذا فسد العالم، فسد العالم! اگر دانشگاهی ما ذهنش گفت که بازخواست سلامت اقتصادی، (هروئیسم) و (رابین هودی) است، طبعا این یک اختلال فکری است و جامعه را نیز به دنبال خود به خرابی می کشد!

آزادی و استقلال ما و امکان حکومت و تعیین سرنوشت برای ملتمان، غروری غیر عادی نیست! غروری که ملت آمریکا دارد، انگلیس و فرانسه دارد، روسیه دارد، چین هم دارد. اما شما چون ملت خود را در سطحی پائینتر از این ملت‌ها تعیین رتبه کرده‌اید پس بازخواست چیزی مشابه را (بیش از حد) تلقی می‌کنید و این حاصل جریان فکری و سیاسی است که در آن زندگی می‌کنید. با این پیش فرض البته ایستادن ما در مقابل ستمگری و زورگوئی بیگانه، عجیب است. او قوی هست و تو ضعیف، پس بباز و امتیاز بده! اسمش هم تعامل است! هر چند قمار باشد! و اگر نباختی، و امتیاز ندادی، غرور بی جا داری! دویست سال این ملت با این دید عقب رفت و ضعیف تر شد! چون خواسته‌ها و منافع بیگانه هرگز تمام شدنی نبود! ولی عبرتی نیست! یک عده همچنان پیدا می‌‌شوند و این مسیر غلط را ترویج می‌دهند، مسیری بسیار کند و ناقابل و غیرعقلی، که آنقدر ملت ایران را کفری کرد که منجر به انقلاب اسلامی در 1357 شد!

این تئوری‌های باصطلاح دانشگاهی امروز است که به شما آموزش داده‌اند و به دیگران آموزش می‌دهید و خوب چیزی بیش از افکار نیازموده و غلط نیست و شما نخواستید که لحظه‌ای بر آن تامل کنید!

من گفتم که 40 سال در مبارزه با فساد موفق نبوده اما مبارزه با فساد در شرایط حاکمیت استعمار و گرفتار شرایط استعمار شدن، بسیار سخت تر است، ما در کشوری زندگی می‌کنیم که در زمان شاه آن مهندس آمریکائی، مهندس ایرانی را بعنوان نیروئی که نباید بداند، از اتاق نقشۀ دستگاه بیرون می‌انداخت تا چرخ کارخانه بچرخد! اسم این الزاما پیشرفت نیست! اسم این به اشتراک گذاشتن امکانات یک کشور با بیگانه است تا مگر از کنار آن جیره‌ای هم برسد اگر صلاح بدانند!

ما اگر در این چهل سال موفق به اصلاح نشدیم در زیر سایۀ منافع استعمار در 400 سال هم موفق نخواهیم شد. به جای رفتار جناحی و سیاسی که (اگر چهل سال موفق نشدی پس بگذار استعمار برگردد) به فکر عوامل منطقی باشید! بالاخره وجود حاکمیت ملی پایۀ بسیار مهمی برای اصلاح است و اگر این تسلط ملی را از دست دادیم، کار بسیار سخت تر خواهد شد و اصولا پس از این رفتن بچه‌گانۀ عقده گشا، امیدی به ماندن این ایران با این وضعیت کمتر وجود دارد که اصلا بشود اصلاحش کرد یا نه. شما می‌بینید که بر سر کشورها چه آورده‌اند و چه می‌آورند و بیهوده و سرمست، به دنبال استفاده‌های حزبی و سیاسی القائی قبیله‌ای می‌گردید در حالی که حکمت حکومت داری و حفظ ایران در افق دیگری است. "

يه هفته پيش

صبح به سرنگار حمایت از کالای ایرانی و بسترهای مفقود پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
دولت کنونی در رونق اقتصادی بی‌عرضه، دچار فساد شدید اقتصادی و ناتوان است!
از احمدی نژاد هم انتظار می‌رفت که با رسیدن بوی تشدید تحریم‌ها با عرضه و فعالانه عمل کند، اما عرضه و توانی نداشت! و وقت را تلف کرد!
هاشمی هم که برج فساد بود!
خاتمی هم که مزدور و جاسوس بود!

این ها گفته های آشکار شماست که هزاران بار در این تالار تکرار شده و به مراتب بیش از ما روضه خوانده اید!

باز می پرسم چه کسی ایجاد ناامیدی می کند؟
شمابا این نگاه تخریبی دست ناقدانی مثل مرا از پشت بسته اید!
فکر نمی کنید خیلی راحت دارید کل نظام و کارآمدی آن را زیر سوال می برید؟
واقعا مردم به چه چیزی دل خوش کنند؟
با این نگاه بشدت منفی و یاس آور می خواهید شعارهایی مثل درون زایی و مقاومت و اقتدار و استقلال و تولید ملی و حمایت از کالای ایرانی را تحقق ببخشید؟
فساد اقتصادی قبل از انقلاب اسلامی وجود داشته،
بعد از انقلاب اسلامی حتی در دهۀ اول هم رفع نشده
و حجم آن فقط با حجیم شدن اقتصاد ایران افزایش داشته و بیشتر به چشم آمده و الا ایرانیان هیچ وقت در تاریخ‌شان حکومتی که فساد اقتصادی در آن نباشد یا کم باشد نداشته اند!

بله، من به روشنی می‌گویم در این چهل سال هیچ کس عرضۀ رفع مشکل را نداشته، و ما انقلاب سیاسی کردیم، ولی موفق به انقلاب اداری که احتیاج مبرم و چرخ دوم انقلاب سیاسی است نشده ایم، هنوز هم نشده ایم.

به روشنی می گویم تک تک رؤسای دولت‌ها و رؤسای قوای قضائیه و مجالس منتخب مردم، توان کافی برای مبارزه با فساد را نداشته اند، و اگر بخواهیم انکار کنیم، به خود دروغ گفته ایم، و کسی که موضوع را درک نکند، هرگز در صدد رفع آن نیز نخواهد آمد! و البته این غیر از ضعف در حکومت، حاکی از ضعف بنیۀ اجتماعی و قحط الرجال هم است، البته مردمی که مطالعۀ بسیار کمی‌دارند و تلاش بسیار کمی برای دانستن می‌کنند و اندک تلاششان نیز با حب و بغض همراه است، بازیچۀ شعارها و حیلت‌های سیاست‌بازان می‌شوند و در این روال بی‌تاثیر نیستند!

پس باید گفت و قید کرد ، تا رفع شود! و محافظه کاری شما در اینجا در مقابل مطلبی عینی و گسترده دقیقا مکمّل همان محافظه کاری شما در تعیین هویت ایران و حد توان است که منجر به این می شود راه حل را در شعارهای غلط و بی نتیجه جستجو کنید و عمری با شعارهای سیاسی سر کار گذاشته بشوید در حالی که بالا برویم و پائین بیائیم، در هر بستری لازم است این فساد موجود رفع شود تا پیشرفتی حاصل شود. و اصولا درستی و سلامت «تعامل منطقی» هم از این راه حاصل می‌شود و اگر این بستر نباشد، تعامل با طرف بیگانه هم به شدت در معرض فساد و از دست دادن منافع ملی می‌افتد.

چیزی که اینجا در یک تالار عمومی با مخاطب عام مهم است این است که به مردم نیز آدرسهای غلط داده می شود و اگر مردم نیز فریب این بازی های سیاسی را بخورند که صاحبان قدرت صرفا جهت نمایش روی سن از آن بهره می برند خوب نتیجه وخیم خواهد بود. "

يه هفته پيش

صبح به سرنگار روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
نسخه های جذاب، اما غیرعلمی!
سازندگی و درونزایی و توسعه اقتصادی قواعد و فرمول خاص خودش را دارد. هیچ کشوری با بستن درها و در حال انزوا و ستیز با دنیا پیشرفت نکرده است، به ویژه در عصر حاضر که همه چیز زنجیروار به هم ربط دارد و اقتصاد و فن آوری و بازارها جهانی شده و همه مشغول تعامل و رقابت با یکدیگر هستند.
نسخه ای که شما می پیچید نمونه بارزش همان خودروهای داخلی است که با نوعی انحصار مافیایی و با کیفیت پایین و قیمت بالا و فقدان ایمنی و مصرف بالای سوخت و آلودگی محیط زیست در پاچه مردم می کنید! اگر شما به این می گویید درونزایی و توسعه، من دیگر حرفی ندارم!

و اما داستان تلخ مبارزه با فساد و اشرافیگری هم شعاری است که هر سال بیش از گذشته نخ نماتر می شود. نه جدیتی و نه نظارتی و نه شفافیتی و نه رسانه آزادی که بی محابا بتواند حتی حضرات و برادران را نقد کند! بر فرض هم كه اراده مبارزه با فساد وجود داشته باشد به همان دليل انحصارگرایی که گفته شد فساد هیچ گاه از بین نمی رود و بلکه مدام بازتولید می شود!
خیلی جالب است که شما (احتمالا از سرجهل و نه منافع خاص) نسخه فسادآفرین "دور زدن ها" را هم تجویز می کنید! آیا از ظهور اختاپوس هایی مثل بابک زنجانی درس نگرفته اید؟


ما نگفتیم درها را ببندیم! درها را به روی ما بسته اند! تا امتیاز بدهیم! شما دروغ‌های عمیقی را تکرار می‌کنید! آیا ما آمریکا را تحریم کرده‌ایم، یا آمریکا ما را تحریم کرده است؟ چه کسی درها را بسته است؟

وقتی مبنای باصطلاح (علم) شما، بر این داده‌های دروغین و غلط و 180 درجه خلاف واقعیت بناست چگونه ادعا می‌کنید اینها بر اساس مشاهده است؟

این که ما درها را بسته‌ایم، یک دروغ بسیار بزرگ است! که اتفاقا توسط جریان‌های آمریکائی داخل ایران ساخته شده و توسط افراد ساده لوح تکرار می‌شود.

حقیقت آن است که ما کشور خود را خواستیم، اقتصاد و دارائی‌اش را، آینده و تصمیم و فرهنگش را، و آمریکا این محاصره را صورت داده است و درها را به روی ما بسته است.

علت این برخورد شدید این است که ما در خاورمیانۀ پر از ثروت نفت هستیم، علت مشابه و شاید بزرگتر از آن این است که اسرائیل باید قدرت مطلق و مسلط بر منطقه باشد، و بر اساس اسطوره‌های دینی خود، این منطقه را ملک خود می‌داند و با نفوذ وسیع خود در آمریکا، منافع خود را در خاورمیانه تنظیم می‌کند و ایران جزوی از این صورت مساله است و نباید «شاخ» و قدرت مستقلی از خواسته‌های اسرائیل در این منطقه وجود داشته باشد.

این که ما در سال 1357 گفتیم ما هم جزو آدم حسابیم خلاف سیاست‌ها و منافع آمریکا و اسرائیل است. پس ستیزه جوئی و منبع و مبدأ آن ایران نیست. ایران فقط حقوق بدیهی خود را جستجو کرده است.

شما و تحلیل‌های مشعشع‌تان که نتیجه‌ای جز ارتجاع به دورۀ استعمار ندارد، طبعا «تمام حق» را به «زورمند متجاوز» می‌دهید و این که ما حرکتی برای منافع خودمان کردیم را «جرم بزرگ» تلقی می‌کنید! و نام آن را بر خلاف حقیقت «بستن درها با دنیا» می‌گذارید. در حالی که اصولا در هیچ زمانی چنین نیّتی در انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی نبوده و در بدترین شرایط فشار اگر دری به سوی این مردم و این انقلاب باز شده است از آن استقبال کرده است و گذشته را فراموش کرده است.

مساله این است که شما منافذ جیره را «در» تلقی می‌کنید! و این در نمونۀ برجام واضح است. شما دست‌آموزشدن را تعامل می‌نامید و با این الفاظ سر این ملت کلاه بزرگی می‌گذارید. برجام هم عبرت نمی‌شود! یک واحد بگیریم، صد واحد بدهیم! اسم این می‌شود پیشرفت. اوج این ایدۀ پیشرفت اکنون شاهزادۀ سعودی است که پول‌های فروش نفت خود را نزد ترامپ می‌برد و ترامپ به‌ظاهر دیوانه، مثل گاو او را می‌دوشد و به او می‌خندد! این همان «تعامل» است و برجام هم در متن خود جز این نشد! بلکه بدتر از این صحنه است.

در علمی که شما آن را آموخته‌اید، گوئی مفاهیم انسانی آموزش داده نشده است. استقلال و عزت و کرامت این مردم، جزوی از آموزشهای علمی شما نیست! پس مقاومت آن‌ها و رفتارهای آن‌ها «غیر علمی» است. حال این گناه شماست که چیزی را نیاموخته‌اید، یا این مردم که حقوق بشری خود را شناخته و جستجو می‌کنند؟ چیزی که چیده شده تا آزادی مردم و شرافت آن ها را بگیرد، نامش «علم» نیست! «جهل و نادانی» است.

روضه‌های «گولام وار» و «من می‌دونم ... ما موفق نمی‌شویم» البته با وجود افکار جریان‌های فکری نزدیک شما و کسانی که به آنها رای داد‌ه‌اید، کاملا واقع بینانه است! آن‌ها که شما به آنها رای داده‌اید پوچ و توخالی هستند و عرضۀ تغییر و پیش‌رفت ندارند و بخاطر همین تنها راه را بازگشت به گدائی و جیره‌خواری بیگانه تلقی می‌کنند! وضع‌شان و موقعیت‌شان خوب است، پس تغییر را لازم نمی‌دانند. فوت کوزه گری و تمام فکر آن‌ها این بود که برجامی امضا کنند تا 500 میلیارد دلار پول به ایران راه باز کنند و آن را مثل حاتم بخشی قاجار بین مردم توزیع کنند و نام این را «اقتصاد!» بگذارند و این همان طرز فکر شاهزادۀ ناچیز سعودی بیشتر نیست که اینجا در ایران هم توسط گروهی در جریان است. این که این برجام موفق نشد و از آن «آرزوی خام چند صد میلیارد دلاری» فقط چند میلیارد دلار به ایران رسید و این خیالات عملی نشد به کنار! این که در ازای این دریافت چگونه این کشور را به حراج بگذارند اصلا مهم نبود و نیست! و برای کشوری که بعد از نزدیک به 300 سال استعمار توانست افسار اسب راهوار خود را به دست بگیرد، چنین حاکمان ارتجاعی‌ای واقعا مایۀ تاسفند و ما با سر به دوران استعمار باز می‌گردیم!

آن‌ها به همین مقام و ثروت خود سرخوشند و سیستم آن‌ها غرق در فساد است، پس مبارزه با فساد ممکن نیست! و هیچ امیدی به رفع فساد و حاکم کردن چیزی غیر از سیستم فشل ما نداشته باشید، و نیازی به تغییر نیست! مشکل فقط این شعارهای زشت حقوق بشری این ملت است که مانع ورود پول است، این ها را حذف کنید، تا نه سیخ بسوزد و نه کباب!
در نظر آن‌ها تا همین 50 سال دیگر زیستن با همین وضع و حفظ وضعیت، مطلوب است و اشکالی در وضعیت فعلی ندیده و نخواهند دید. برای آن‌ها نه ایران مهم است و نه پاسخی که روز حساب به خدا می‌دهند! اگر لازم است هسته‌ای، فضائی، موشکی، صنعت و تولید داخل، فرهنگ، دین را به تاراج و حراج می‌برند تا به خیال خام خود فقط راه پول بر ایران باز شود و حتی توان مطالعۀ 100 سال تاریخ را ندارند که مشابهین آنها که با همین اوهام خام در صورت وحوش استعمارگر، مهر و محبت و آشتی دیدند و دنبال امکانات گشتند چگونه جنگ ها و قحطی و دیکتاتوری های خون ریز و طولانی را بر این ملت روا داشتند...
از خواندن و دانستن فقط شعار علم و دانش برای آنها باقی مانده است.


روشن است من بر روی بایدها صحبت می‌کنم! نه «نمی‌شود و نمی‌توانیم» ها!
من به روشنی بر روی چیزی بحث می‌کنم که «ممکن است نداشته باشیم» و «باید آن را تامین کنیم»، اگر این ملت برای مهیا کردن این نیاز حرکت کند، شاید روزی رونق اقتصادی ژاپن یا چین را داشته باشد! و الا این همان ملت خاورمیانه‌ای است که در تاریخ می‌توان آن را دید و این سی چهل سال هم فقط جرقه‌ای ناموفق برای پیشرفت بر اساس معیارهای عقلی و آینده نگرانه ارزیابی خواهد شد.

اگر ما دولت و حکومت «کار» و «شایسته سالاری» تامین نکنیم، پس از پیاده شدن ایده های شما و سلطۀ استعمار، این کار به مراتب سخت تر خواهد بود. بلکه مدل اقتصادی شما همین «نفت فروختن» و «تزریق کردن» است! فکر قاجاری دیروز ... و همان فکر سعودی امروز ... شاهی بالا بنشیند و پول توزیع کند و اقربا بیشتر و غریبان کمتر نصیب ببرند! شاه که پول کم آورد، اقربا را در یک هتل مجلل جمع کند، و آنها را بدوشد. استعمار آمریکا که پول در آورد، شاه را فرابخواند، و او را بدوشد! عقب افتاده ترین مدل اقتصادی که برای یک کشور نفتی تصور می شود. و البته این «تعامل» هست! اما چه تعاملی؟

شما وعدۀ ژاپن را به مردم می‌دهید در حالی که از همین حالا مدل فکری اقتصادی شما یک مدل «مصرفی نفتی» از نوع سعودی است و پس از این «گشایش و تعامل» چیزی از «کار» و «شایسته سالاری» و «شفافیت مالی» وجود ندارد. پس نتیجه همان مصر و سعودی خواهد بود! همان چیزی که شاه هم بود! بدبخت آن مردمی که فریب این الفاظ را بخورند!

من از شما و از مردمم دولت «کار» و «شایسته سالاری» و «شفافیت مالی» میخواهم تا خود را از چپاولگران خارجی و داخلی که همجنس هم هستند، نجات دهند و الا آن ها در بهترین شرایط اگر خدا رحم کند، کشوری در حد پاکستان، قرقیزستان و ازبکستان با شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی فاجعه بار بیشتر نخواهند بود گروهی حاکم سرخوش با بدنۀ جمعیتی بیچاره و فقیر. هدف مشخص و عیان و واضح است، اما باید روی راه و روش تامین آن تلاش کرد و مردم فریب شعارهای تو خالی را نخورند و بدیهی است که طبق تاریخ و سیاست امروز معاصر، «تعامل با آمریکا» این وسط یک شعار پوچ است و شِمای برجام نیز ثابت کرد که از آمریکا برای ما دیگی داغ نخواهد شد و اروپا هم حتی اسیر سیاست های آمریکاست و باید دنبال جریان‌های مستقل‌تر در جهان گشت تا بالاخره این تجاوزگری و سلطۀ آمریکا بر منافع مردم دنیا قطع بشود. "

يه هفته پيش

صبح به سرنگار روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
اشتباه برداشت کردین
عده ای پیرو نظریه توطئه هستن و میگن اصراری که شما بر سیاست هاتون دارین، به خاطر اینه که قدرتها اینطور میخوان و منافع قدرتها به این صورت تامین میشه و حتی منفعت اسرائیل در این ظاهر مبارزه با اسرائیل تامین میشه
منظورم این نبود که شما دچار توهم توطئه هستین
در دنیای سیاست اگر از هر عملی، عکس العمل‌های‌آن را به دلخواه ببینیم، هر برداشت متعارضی ممکن است. این که دلمان بخواهد چه برداشتی کنیم، در این سوگیری بسیار مهم است. اگر کسی بتواند صحنۀ سیاست را بر اساس اصولی طبقه‌بندی و اولویت بندی و وزن کشی کند، و قادر باشد که تمام عوامل را در طول زمان در تحلیل خود دخیل کند، بدون آن‌که دلخواه خود را دخالت دهد، او تحلیل درست‌تری خواهد داشت.

بله، آمریکا که عراق را اشغال کرد، و 5 سال بعد، ایران حاکم منافع عراق شد و از 2000 میلیارد دلار سرمایه گذاری آمریکا در عراق سود هنگفتی برد، خیل عرب محور سعودی، تمام شبکه‌های اجتماعی را پر کردند که ایران و آمریکا دو روی یک سکه اند و آمریکا و اسرائیل ایران را برای شکست دادن مسلمانان و عرب باد می کنند و عراق را گرفتند و تحویل ایران دادند! یک جوان ساده لوح اینترنتی در دنیای عرب، این تحلیل را قطعا درست می‌دانست، آمریکا عراق را گرفته بود، و به ایران داده بود! این یک صحنۀ عینی بود! می‌توانست روی آن قسم بخورد که این اتفاق افتاده.

خیلی طول نکشید که شاهزادۀ سعودی علنا به دنبال اسرائیل و آمریکا دوید و معلوم تر شد که چه کسی دنبال منافع نتانیاهو و ترامپ است! حالا همان جوان سعودی در شبکه‌های اجتماعی مشغول توجیه مذهبی رابطه با یهود است! که بله ... پیامبر هم با یهود رابطۀ صلح آمیز داشت! این همان جوانی است که حاضر بود برای رابطۀ ایران و اسرائیل برای تصاحب عراق خود را منفجر کند!

آن روز دلش می‌خواست یک سکانس از سیاست را ببیند، و امروز دلش می‌خواهد این سکانس ببیند و دوباره ببیند و دوباره ببیند! بدون این که علاقه‌ای به قبل و بعد ماجرا داشته باشد! این «دلبخواهی» شدن آفت تفکر سیاسی است. و شما هم اگر دلتان بخواهد هر پلان و سکانس مجزائی را در سیاست برش بدهید و به تکرار آن بپردازید، مختار هستید! اما قطعا پیروز میدان کسی است که زمان و مکان سیاست را آن طور که هست می‌بیند.

برای عوام، چنین تحلیل‌های دم دستی و خلاصه‌ای ... البته لذت‌بخش و کافی است.

سیاست پویش همۀ این تحلیل ها و جمع بندی آنهاست. کاری که از حوصلۀ یک تریپ تاکسی سواری خارج است و نیاز به تمرکز فعال و مداوم دارد. و البته هیچ تحلیلگر عاقلی هم ادعا نمی‌کند که او الآن قطعا درست می‌گوید بلکه همواره منتظر داده‌های جدید است. "

2 هفته پيش

صبح به سرنگار فیلترینگ تلگرام پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
پاسخ خوبی برای شما دارم ولی بهترین پاسخ همینه که کاربران تلگرام تمایلی به عضویت در پیام رسان داخلی نشون نمیدن، مهمترین سرمایه رو که اعتماد باشه باید به دست آورد بعدش خودبخود مشکلات حل میشه.
اگر منافع ملی مطابق با تعریف فوق است، مردم ممکن است علم این را نداشته باشند که با چه مساله‌ای طرف هستند ( و اکنون همینطور هم هست! عموم مردم، تصوری از بیگ دیتا - به مثابۀ چیزی ارزشمند تر از ثروت نفت ایران - ندارند). در واقع با مفاهیم سبک در حد جدال های سیاسی جناحی سر کار گذاشته می شوند، همانطور که در ملی شدن نفت به بازی گرفته می شدند.

پس راه حاکمیت دو تاست:
1) علم و سوادش را به مردم بیاموزد! و مردم را قانع کند که رفتارش بر اساس منافع ملی و عاقلانه است. در کنار رفتار ترغیبی و تشویقی، مثلا سرویسی ارائه کند که خدمات بانکی/دولتی وابسته به حضور درآن باشد.

2) با رفتار انتظامی (مسدود کردن راه های دسترسی شبکۀ خارجی) منافعی که می بیند را تنظیم کند.

ادغام این دو روش حاکمیت ملی ایران را مثل سایر کشورها تامین خواهد کرد.

فارغ از بحث تحلیل داده و بیگ دیتا و مزایای اقتصادی/فرهنگی/اجتماعی آن، این که در ایران شورشی بشود، کانال هائی در ایران آدرس مراکز و افراد پلیس را برای حمله و قتل بدهند و ایران در آتش بسوزد، و پاول دوروف از امارات متحدۀ عربی، به بهانۀ آزادی جلوی این تروریسم در ایران را نگیرد، و او و برخی در ایران اسم این هرج و مرج را "آزادی" بگذارند، از آن معجزه هائی است که فقط در ایران ممکن است اتفاق بیافتد!

مطالعۀ روابط تویتر و فیس بوک، با دولت آمریکا برای درآوردن رابطۀروسیه با انتخابات آمریکا، مفهوم خوبی از حاکمیت ملی بر شبکه های اجتماعی مجازی به شما انتقال خواهد داد. اما در ایران شعارهای قشنگ قشنگی از عدم بررسی حساب‌های کاربران داده می‌شود!! ولو تروریست باشند یا قاچاقچی یا دزد و قاتل! گویا تنها حاکمیت های ملی غرب در اینترنت حق دفاع از خود و ملتشان را دارند! و حاکمیت ملی ایران حتی در نظر برخی از ایرانیان پشیزی ارزش ندارد! و چه فلاکتی بدتر از این که حتی ما خودمان برای حاکمیت ملی در چنین سطحی به دوروف در امارات متحدۀ عربی(!) اتّکا کنیم! هر چند این حاصل سوء تدبیر بلند مدت حاکمیت نیز هست اما این که بعضی مردم ما، آنقدر در شدّت تبلیغات و پروپاگاندای سوء و غلط و تفرقه افکنانه به قصد شکستن این کشور و ملت، ناچیز و درمانده شده‌اند که بیرون از این «خانه» دنبال راه زندگی نجاتند، بالاخره سرشکستگی مهمی برای این کشور است.

https://www.isna.ir/news/97011503490...A9%D8%B1%D8%AF "

2 هفته پيش

صبح به سرنگار حمایت از کالای ایرانی و بسترهای مفقود پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
می گویید نقد نکنید، اعتراض نکنید، مطالبه گر نباشید و فقط آن چه را ما می گوییم تایید کنید!
آیا شما نمی خواهید از اشتباهات گذشته درس بگیرید؟ یادتان رفته که از احمدی نژاد چه تابویی ساخته بودید و مخالفت با او را مخالفت با امام زمان می خواندید؟ حال بفرمایید و این تحفه روی دست مانده و تف سربالا را تحویل بگیرید!

بلی آن زمان حرفهایش درست بود، چون علیه مخالفان جناحی شما بود، اما اکنون که به نقاط حساس گیر داده اشتباه می گوید! اساسا از همان زمانی که گفت "برادران قاچاقچی" ورق برگشت و از چشم ها افتاد!

شما به آسانی می توانید بحث قاچاق و اسکله ها و ثروت اندوزی های نامشروع برخی حضرات را لاپوشانی کنید و حتی به شیوه کثیف وناجوانمردانه کیهان، به جناح رقیب نسبت دهید، اما خورشید همیشه پشت ابر باقی نمی ماند. زمستان می رود و روسیاهی به زغال می ماند.... باید جواب قاموس تاریخ را بدهید که با تزویر واژه هایی مثل اصولگرایی و اخلاق را تا این حد قلب کرده اید.
شما هر چند وقت یکدفعه میروید و می آئید و همان حرفهای کلیشه ای را تحویل می دهید و ما هم همان حرفها را میزنیم تا ماه دیگر که این تکرار می شود

ما هر کجا هر خلافی هست را لازم به مجازات می دانیم. از ظاهرالصلاح ترین آدم هم که باشد، اگر واقعی و مستند باشد، باید مجازات بشود و از دخالت در امور دولت عزل بشود. و این باید ثابت شود! نه این که یک رمّالی چیزی بگوید و حاضر نباشد سندش را بدهد! در جنگ سیاسی برای تلافی کردن، حرفهائی زده می شود که روش تشخیص آن سَنَد است! این روش عقلاست.

احمدی نژاد آن زمان هم، که البته شما ظاهرا طبق زمینۀ خود علاقه به تندروانه ترین تصریحات دارید و آن را به علاقۀ خود اعتبار می‌بخشید، برای ما فقط کسی بود که برج فساد جریان هاشمی رفسنجانی را که از دید کسی پنهان نبود فرو بیاندازد و موفق شد، همین کار را هم کرد، همان جریانی که شما آن را احیا کردید و راه رشد را بستید! و هشت سال بیشتر معطل شدیم.

بقیۀ مواضع که فلانی حرفش حرف امام زمان است و اینهاست حرفهائی است که شما برای جنجال ژورنالیستی به آن احتیاج دارید و با واقعیتهای حمایت سیاسی 24 میلیون رائی که به او داده شد نمی خواند! حالا شما در گوشۀ خودتان داستانسرائی کنید اما این فارغ از نیاز مردم و واقعیت موجود است! "

2 هفته پيش

روزنوشت (وبلاگ)

صبح's Blog Membership
عنوان / كاربر نوشته های وارد شده نظرات عنوان آخرين گفتگو
صبح
10 24
سفر به آینده
Sunday 22 December 2013
6 21
اعتماد و پول
Sunday 2 August 2009
View صبح's Blogآخرین ورودی ها
Latest Blog Entry

ارسال Sunday 22 December 2013 در 12:36AM توسط صبح نظرات 10
نوشته شده در گروه بندی نشده
از سال گذشته تا امروز -دو روز مانده به اربعین حسینی ۱۴۳۵- که از دومین سیر جا ماندم و حس و حال «سبکبالان خرامیدند و رفتند … » برم گرفته، هر چه نوشتم به نظرم کم و ناقص آمد و دست آخر بر خلاف انتظار هیچ منتشر نکردم، هیچ وقت البته نتوانستم در پیش‌نویس، چند کلمۀ معدود بیشتر بنویسم. حتی...

ارسال Tuesday 2 March 2010 در 11:59AM توسط صبح نظرات 1
نوشته شده در گروه بندی نشده
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
سلام
بحث خیلی خوبی است، بنده در پاسخ ابتدا یک مقدمه می گویم و نهایتا پاسخ شما را جمع بندی می کنم.

میان انسان های سالم ، و دنیا پرستان ، رابطه ای برقرار نیست ... و شکاف عمیقی وجود دارد و آن خوش نیّتی انسان های سالم است که باعث می شود مقداری "ساده" به بار بیایند. یعنی یک
...

ارسال Sunday 25 October 2009 در 11:40PM توسط صبح نظرات 2
نوشته شده در گروه بندی نشده
از علی آموز اخلاص عمل
گفتاری درباره نقل اخبار نمایشگاه مطبوعات

سید احمد موسوی

با نگاه به وقایع نمایشگاه مطبوعات و ایجاد اغتشاش در پی حضور انگیزش آمیز اشخاص سیاسی وابسته به میرحسین موسوی و جریان مصطلحا اصلاحات و طرد ایشان از صحنه نمایشگاه ، در جریان خبررسانی این وقایع موضوعی غیر اصولگرایانه...

ارسال Monday 21 September 2009 در 10:40PM توسط صبح نظرات 1
نوشته شده در گروه بندی نشده
سلام
طی نامه ای که احمد توکلی به میرحسین موسوی و خاتمی بعنوان شکوائیه ارسال کرده بود ، حمایت دوجانبه جریان ضد اسلامی از جریان سبز مورد نقد قرار گرفته بود. یکی از اعضای تالار اعتقاد میرحسین به اصالت جمهوری اسلامی را گوشزد و جملات معترضه به مخالفین جمهوری اسلامی آوردند که در پاسخ این نقد را وارد کردم.

نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
این وجه اشتراک نظر و شعار خوبی است که ما خطوط قرمز بحث را "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه
...
آخرین نظرات
آهان. ممنون.
ارسال Monday 30 December 2013 در 08:04PM توسط khalerize khalerize حاضر نيست
سلام
از...
ارسال Friday 27 December 2013 در 09:14PM توسط صبح صبح حاضر نيست
خانوما هم میتونن...
ارسال Thursday 26 December 2013 در 01:12PM توسط khalerize khalerize حاضر نيست
زیبا و تاثیر...
ارسال Monday 23 December 2013 در 02:31PM توسط parastoo_ofogh parastoo_ofogh حاضر نيست
قشنگ بود. آدم...
ارسال Monday 23 December 2013 در 01:15AM توسط khalerize khalerize حاضر نيست

كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:01PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند