بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

عبدالعلی69 عبدالعلی69 الأن بر روي خط است

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 73
  1. ĐangHuyeenh7
  2. عبدالعلی69
    Monday 15 January 2018
    عبدالعلی69
    ممنون ومتشکر جزاک لله خیرا بله اصطلاح سقیفه گردان بهتره تا سقیفه ساز
  3. tablooaraz
    Wednesday 10 January 2018
    tablooaraz
    در حال حاضر دنیای اینترنت و وب بسیار گسترده شده است و مردم جهان حالا مدت زیادی از زمان خود را در اینترنت سپری میکنند.
    در این وضعیت نقش طراحی سایت به عنوان معماران اصلی این دنیا بسیار مهم و پررنگ است. حال طراحی و معماری این دنیای تکنولوژی دارای اصول و قوانین مشخصی است که تمامی طراحان وب باید آن را رعایت کنند. مسئله مهمی که تمامی طراحان وب بایستی به آن توجه داشته باشند این است که یک وب سایت خوب به طرح گرافیکی زیبا و مناسب با زمینه فعالیت وب سایت و بدون پیچیدگی همراه با منوی کاربردی و چیدمان صحیح اطلاعات نیازمند است. یکی از مسائل مهم در طراحی وب سایت بررسی املای مطالب وب سایت است. دقت کنید که وجود غلط املایی در مطالب یکی از بدترین نکات در طراحی وب سایت به شمار میرود. در کنار این که اطلاعات نبایستی غلط املایی داشته باشند ، میزان غنی بودن اطلاعات وب سایت نیز بسیار مهم است. دقت کنید هر چه قدر وب سایت شما از نظر ظاهری زیبا باشد اما دارای محتوای باارزشی نباشد بازدیدکنندگان وب سایت دیگر تمایلی برای بازگشت به سایت ندارند.
  4. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
    Tham khảo bài liên quan: http://suckhoetoday.com/threads/5140...9922#post59922
    525340916
  5. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
  6. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi không chỉ là dòng gia vị thông thường mà nó còn tồn tại công dụng giống như một loại thuốc kháng sinh, làm tăng hệ miễn dịch của thân thể, giúp phụ nữ giảm được nguy cơ mắc các chứng bệnh do vi sinh vật hay virus tấn công. hơn thế, tỏi còn là chất “xúc tác” giúp cho vết thương mau lành, hạn chế khả năng viêm. Tham khảo: http://iblogyeuxa.blogspot.com/2017/...oi-toi-en.html 149790191
  7. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi được sử dụng thường thấy trong đời sống thường xuyên của con người. Từ xa xưa đời, con người đã biết dùng tỏi đen để chữa bệnh như nhỏ nước tỏi vào mũi để chống cúm, nhỏ mũi cho gà để trị liệu và phòng tránh bệnh... Xem thêm chủ đề tham khảo: tỏi 153392493
  8. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi đen được coi là một loại gia vị thường được biết đến với lợi ích đem lại rất đông ích lợi cho sức đề kháng con người. tuy nhiên, ăn tỏi đen cũng như các thức ăn khác có khả năng mang đến các mối nguy hiểm cho sức khỏe nếu ăn không đúng cách. Tham khảo chủ đề liên quan: ptrietlongtangoc.blogspot.com 168140694
  9. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi gây kích ứng hệ tiêu hóa: Allicin trong tỏi cũng có thể gây kích thích hoặc thậm chí gây tổn hại đến đường tiêu hóa. Do đó, chỉ nên ăn vừa đủ, chưa thể lạm dụng ăn nhiều củ tỏi sống và nếu bị nghi vấn hệ tiêu hóa bị kích thích, hãy tìm hiểu ý kiến bác sĩ. Tham khảo: https://hndaynghetrangdiem.blogspot.com 161393214
  10. luhan9x
    Wednesday 31 May 2017
    luhan9x
    củ tỏi tươi đã giỏi cho sức đề kháng, sau quá trình đã lên men 50-60 ngày ở độ nóng thích hợp, củ tỏi tươi chuyển hóa thành củ tỏi cùng những thành tố chống ô xi hóa cực cao, giúp đỡ chữa trị và phòng ngừa các bệnh ung thư rất chất lượng.Công dụng của tỏi được các chuyên gia về y tế, hóa học gọi với cái tên “Thần dược của cuộc sống” . tỏi đen là 1 trong những dược chất quý được so sánh cao hơn cả Sâm, linh chi, nhung hươu,….. vì tính dược lý quý báu của chúng.
    Tham khảo thêm: http://vkyniemtuoitho.blogspot.com/2...m-lanh-tu.html
    419728284

درباره من

  • درباره عبدالعلی69
    مکان
    نعیم
    جنسيت
    مرد
  • امضا
    اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
    اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
    قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
    یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
    اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: يك دقيقه پيش
  • تاريخ ثبت نام: Saturday 14 December 2013

اطرافیان

نمایش 1 تا 8 از 8 آشنایان
  • noorolanvar
    • noorolanvar حاضر نيست
  • P E Y M A N
    • P E Y M A N حاضر نيست
  • Zaynab
    • Zaynab
    • تموم دنیا پیش آرزوی من حقیره!
    • Zaynab حاضر نيست
  • ZYGORAT
    • ZYGORAT حاضر نيست
  • علوی
    • علوی
    • اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
    • علوی حاضر نيست
  • غلامعلی80
    • غلامعلی80 حاضر نيست
  • مبلغ
    • مبلغ حاضر نيست
    • ارسال پيام توسط Yahoo به مبلغ
  • مقداد
    • مقداد
    • همسایه حضرت معصومه سلام الله علیها و علی اخیها
    • مقداد حاضر نيست

اشاره

Friday 18 January 2019
02:52PM - عبدالعلی69 از Hussein در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...قه_کبری ؟! HusseinWahid
02:51PM - عبدالعلی69 از Hussein در ج: یا علی نام برد
...قه_کبری ؟! HusseinWahid
Friday 2 February 2018
03:24PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
...جره فقاهت hojre_feghahat
03:24PM - عبدالعلی69 از info در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
... بفرمایید. info_feghahat http://th...
Wednesday 17 January 2018
12:07AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی نام برد
... فقاهت hojre_feghahat
Sunday 3 December 2017
12:12AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: یا علی نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: شهادت محسن بن علی علیهما السلام تسلیت نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: اشلره ای به توطئه های کودتا چیان سقیفه وشهادت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه واله وسلم نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:10AM - نوشته های حذف شده
12:09AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:08AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
Sunday 12 November 2017
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: گر فاطمه نبود احمد وحیدری نبود نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:27PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا زهرا نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا علی نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
Wednesday 13 September 2017
06:42AM - عبدالعلی69 از rend در ج: یا علی نام برد
...عه ص 385_386 rendane14
Sunday 20 August 2017
11:13AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...ره فقاهت hojre_feghahat
Saturday 19 August 2017
07:15PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: یا علی نام برد
...ه فقاهت hojre_feghahat
Thursday 10 August 2017
06:31AM - عبدالعلی69 از Ayat در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
... می‌کند. Ayatollah_bahjat ⇦join

نقل قول

Tuesday 15 January 2019
07:46AM - عبدالعلی69 گفتاری از عبدالزهرا-213 در ج: یا علی نقل کرد
:smile07::smile07::smile07:یا محمد(ص...
Wednesday 9 January 2019
06:38PM - عبدالعلی69 گفتاری از غلامعلی80 در ج: یا علی نقل کرد
[QUOTE=عبدالعلی69;2363225][CE...
12:13PM - غلامعلی80 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: یا علی نقل کرد
[QUOTE=عبدالعلی69;2363225][CENTER] ...
Monday 17 December 2018
09:58AM - نوشته های حذف شده
Thursday 27 September 2018
11:18AM - صبح گفتاری از عبدالعلی69 در ج: تسلیت به ایتالیا / بی تفاوتی نسبت به همسایه و هم‌کیش! واقعا چرا؟ نقل کرد
ارمان مستضعفان و.....مس...
Sunday 12 August 2018
07:40PM - khalerize گفتاری از عبدالعلی69 در ج: ***شهادت امام جواد وجود به موجود بر یگانه جواد وجود به موجو دشناس وجود تسلیت *** نقل کرد
اللهم صل علی محمد وال ...
Thursday 10 May 2018
03:01PM - جوجو گفتاری از عبدالعلی69 در شجره ودرخت طوبی و حقیقت بهشت "الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ‏ نقل کرد
:smile07:شجره ودرخت طوبی ...
11:43AM - صبح گفتاری از عبدالعلی69 در ج: ترامپ برجام را پاره کرد! نقل کرد
آمریکا گاو وحشی شیرده...
Tuesday 17 April 2018
03:12PM - نوشته های حذف شده
Sunday 15 April 2018
01:10AM - عبدالعلی69 گفتاری از فقط خدا در ج: مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (1) نقل کرد
و هنوز هم منتظریم ک...
Sunday 25 February 2018
01:04PM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
خیال میکنم بجای تاسف ...
Friday 23 February 2018
03:39PM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
بله وقوع یافته خیلی س...
11:39AM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
یکیش دروغه 2 ازادی بیا...
Sunday 11 February 2018
11:04AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
با شاهد آوردن فق...
Saturday 10 February 2018
11:49AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
اولا بررسی های م...
Friday 9 February 2018
11:12AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
شاید شما با استن...
Wednesday 7 February 2018
07:20PM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
آن چه ما در احتر...
07:18PM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
سابقه مشعشع شما ...
03:08PM - ناقد گفتاری از عبدالعلی69 در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
به به وهابی عزیز خوبه...
Wednesday 17 January 2018
03:43PM - عبدالعلی69 گفتاری از سپهران در ج: أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس. نقل کرد
با سلام استفاده ک...

دیوارۀ کاربر

عبدالعلی69 به سرنگار دفن شبانه حبیبه خدا پاسخ داد.

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار دفن شبانه حبیبه خدا پاسخ داد.

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار دفن شبانه حبیبه خدا پاسخ داد.

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار دفن شبانه حبیبه خدا پاسخ داد.

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار دفن شبانه حبیبه خدا پاسخ داد.

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار دفن شبانه حبیبه خدا پاسخ داد.

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار دفن شبانه حبیبه خدا پاسخ داد.

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار دفن شبانه حبیبه خدا پاسخ داد.

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار دفن شبانه حبیبه خدا پاسخ داد.

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار دفن شبانه حبیبه خدا پاسخ داد.
"
#دفن_شبانه

اسناد "وصیت به دفن شبانه" توسط صدیقهء کبری سلام الله علیها

از منابع اهل تسنن


..خشم پیوسته و غضب طولانی مدت صدیقهءکبری سلام الله علیها بر خلیفهء اول و دوم به گونه ای بود منجر که به وصیت به دفن شبانهء آن حضرت گردید ؛
برخی از اسناد "وصیت به دفن شبانه" را در کتب اهل تسنن میتوان در منابع ذیل یافت :

سند شمارهء 1⃣ :

المصنّف ؛ تألیف: عبدالرزاق صنعانی ، متوفای۲۱۱ ، ج۳ ص۵۲۱

سند شمارهء 2⃣ :

تأویل مختلف الحديث ؛ تألیف: ابن قتيبه، متوفای ۲۷۶ ھ۔ق ، ص۳۰۰

سند شمارهء 3⃣ :

أنساب الأشراف ؛ تألیف: بَلاذُری ، متوفای ۲۷۹ ھ۔ق ، ج۲ ص۳۴

سند شمارهء 4⃣ :

الاستيعاب ؛ تألیف: ابن عبدالبرّ ، متوفای۴۶۳ ھ۔ق ، ج۴ ص۱۸۹۸۳

سند شمارهء 5⃣ :

ابن ابی الحدید معتزلی ، متوفای ۶۵۶ ھ۔ق ، در ارزیابی نقل های "وصیت حضرت زهرا سلام الله علیها به دفن شبانه" در کتاب شرح حدیدی ، ج۱۶ ص۲۸۱ می نویسد:


"..روایات مستفیضه (=متعدد) که در حد تواتر است ، دلالت می کند که ایشان وصیت نمود که وی را شبانه دفن کنند ؛
برای آن که آن دو مرد [ابوبکر و عمر] بر او نماز نخوانند ؛
و به این خواسته اش تصریح و تأکید فرمود و بر انجام آن پیمان گرفت..."


"

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان دفن شبانه حبیبه خدا ساخت
"
روز_شمار_تشکیل_سقیفه_تا_شهادت_صدیقه کبری سلام الله علیها《22》

در روز ۱۳ جمادی الاول سال ۱۱ هجری قمری ، ۲۵ مرداد ماه سال ۱۱ هجری شمسی ، ۱۱ آگوست سال ۶۳۲ میلادی چه اتفاقی افتاد؟؟(*)

سالروز شهادت امام أبیها ، بضعة النبي ، صدیقه طاهره سلام الله علیها

روایت شده که آن بانوی دو سرا در بین نماز مغرب و عشا از دنیا رفتند …(۱)…

اسماء بنت عُمَيس می‌گوید :
آن بانو روی خود را با لباس پوشاندند و به من فرمودند:

اندکی درنگ کن ؛ اگر پاسخ ندادم , بدان که به سوی خدایم رفته ام.

لحظاتی بعد أسماء آن حضرت را صدا می زنند و زمانی که پاسخ نمی شنود ،
لباس را کنار می زند و می بیند که دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفته اند؛

در آغاز اهل بیت علیهم السلام این مصیبت را می شنوند و آنگاه خبر به مردم مدینه میرسد.

شهر مُردهء مدینه یک پارچه ناله و فریاد می‌شود ،
مردم برای تعزیت به سراغ امیرمؤمنان علیه السلام می‌آیند و همانند روز شهادت رسول خدا صلی الله علیه و آله به شیون و عزا می‌پردازند (۲)

مردم در کنار خانه ی حضرت و در مسجد بر زمین نشستند و منتظر بیرون آوردن جنازهء حضرت صدیقه سلام الله علیها بودند تا بر آن نماز گزارند.

جناب ابوذر از خانهء امیرمؤمنان خارج شده و اعلام میکند:

مردم ! پراکنده شوید , امشب بیرون آوردن پیکر دختر رسول خدا به تأخیر افتاد.

مردم با شنیدن این سخن ، به پاخاستند و گروه گروه رفتند و متفرق شدند …(۳)

خلیفه نیز به همراه اطرافیانش سر میرسد و از آن جا که می‌داند , حضرت صدیقه علیها السلام وصیت کرده اند که او در نماز حاضر نباشد ،
اصرار دارد که برای نماز بر حضرت صدیقه کبری او را خبر کنند‼️
ابوبکر و عمر رو به امیرالمومنین کرده , می‌گویند:

ای اباالحسن ! برای نماز بر دختر پیامبر بر ما سبقت نگیری..(۴)‼️‼️

شب هنگام ، بنا به وصیت بانوی دو عالم , ایشان را امیرالمؤمنین غسل می‌دهند.

البته روایات نیز تصریح دارند که "صدّيقه" را تنها "صدّيق" باید غسل دهد …(۵)…

وصیت دیگر حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها آن است که شبانه دفن شوند و کسی از اهل مدینه ,
از محل قبر آن حضرت اطلاع نداشته باشد.(۶)

پس از انجام غسل و کفن ,گروهی اندکی از جمله عباس عموی پیامبر , سلمان , مقداد , ابوذر و عمار اهل بیت علیهم السلام را همراهی کردند تا بدن مطهر حضرت صدیقه سلام الله علیها را تشییع نمایند .(۷)


(*):این تاریخ با احتساب نقل شهادت آن حضرت در ۷۵ روز بعد از شهادت رسول خدا بیان شده است.
1⃣ امالی ۱۵/۲
2⃣ بحارالانوار ۱۹۲،۱۹۹/۴۳
3⃣ بحارالانوار ۱۹۲/۴۳
4⃣ بحارالانوار ۱۹۹/۴۳
5⃣ بحارالانوار ۲۰۶/۴۳
6⃣ بحارالانوار ۲۰۸،۲۰۹/۴۳
7⃣ بحارالانوار ۱۹۹/۴۳

"

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار علامه امینی وذکر مناقب ام ابیها علیهما سلام الله وصلوات الله وآلهما پاسخ داد.
"
منقبت سی ام:
فاطمه یكی از افرادی است كه آیه مباهله در شأن آنها نازل شده است و آن وجود مقدّس، بین چهار معصوم قرار گرفته است یعنی انفسنا (محمّد و علی و ابنائنا (حسن و حسین ).


منقبت سی و یكم:
سنی و شیعه در این موضوع متفّق القول و هم عقیده هستند: احكامی كه در اسلام در مورد محبت و یا عداوت، صلح و یا جنگ، دشنام دادن و یا اذیت كردن نسبت به پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) جاری است، عیناً نسبت به زهرا (سلام الله علیها) نیز معتبر و واجب الاجراست، یعنی اگر كسی نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دشمنی ورزد و یا آن حضرت را بیازارد، و یا دشنام دهد چنان كه مجازاتش حدّ زدن بر او و یا كشتن او، و یا موجب كفر اوست، عیناً در این موارد حضرت زهرا (علیهاالسلام) با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) یكسان و برابر است.

منقبت سی و دوم:
همتا بودن فاطمه (علیهاالسلام) با علی (علیه السلام) در صفات و ارزش های معنوی.
پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: اگر فاطمه (علیهاالسلام) آفریده نمی شد، هرگز برای علی (علیه السلام) همتائی وجود نداشت، همچنین اگر علی (علیه السلام) خلق نمی شد، فاطمه را در جهان نظیر و مانندی نبود، سپس برای روشن شدن مطلب، و رفع این اشتباه احتمالی كه مبادا تصوّر شود مقصود پیامبر اكرم این بوده است: دیگران كه خواستار همسری با فاطمه شدند، كفو و هم شأن او نبودند، رسول خدا تصریح می فرمایند، نه تنها فاطمه را در زمان حاضر جز علی نظیر و مانندی نیست، بلكه از آدم و اولاد آدم (یعنی انبیاء «جز پیامبر اسلام»، اوصیاء، اولیاء، صدّیقون، علماء و حكماء) هرگز كسی همتای زهرا نیست، و تنها علی است كه كفو و همانند اوست، علی كه چون فاطمه (علیهاالسلام) بی نظیر است، و بشری در ملكات فاضله و مقامات عالیه برابر او نیست، و این دو وجود مقدس در این منقبت به طور یكسان شریكند.
اگر به جز این فرمایش از جانب پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) تصریحی در این مورد در دسترس ما نبود (با این كه وجود دارد)، همین حدیث شریف برای اثبات برتری حضرت صدّیقه زهرا (علیهاالسلام) بر جمیع انبیاء (جز پدر بزرگوارش)، كافی بود.

منقبت سی و سوم:
بزرگترین مقام شفاعت را در روز قیامت حضرت صدیقه زهرا (سلام الله علیها) همسان با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) حائز می باشد، بلكه می توان گفت آن حضرت را در این رتبه و مقام امتیازاتی است مخصوص به خود و بی نظیر.
بزرگداشت تشریف فرمائی ایشان به محشر و پیشگاه عرش الهی به نحوی است كه تمام توجهات به سوی آن وجود مقدس معطوف خواهد شد، و امام سلام الله علیه در این باره می فرماید: مقام شامخ حضرت صدیقه زهرا (علیهاالسلام) در روز قیامت چنان است كه حتی از نظر یك نفر هم پنهان نمی ماند.
حكما و دانشمندان چنین فتوا داده اند كه هر كس پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و یا علی (علیه السلام) را دشمن بدارد كافر است، فاطمه (علیهاالسلام) نیز در این مورد با پدر و همسرش شریك است و مشمول این حكم می شود، حال چگونه ممكن است بشری صاحب مقام ولایت نباشد، و دشمنی با او موجب كفر گردد؟

منقبت سی و چهارم:
در روز قیامت منبری از نور بر پا می شود كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بر آن جلوس می نماید، در حالی كه جبرئیل و انبیاء و اولیاء گرد آمده اند خداوند تبارك و تعالی مقام و منزلت زهرا (سلام الله علیها) و پدر و همسر و فرزندان معصومش را به اهل محشر معرفی می فرماید، و هنگام ورود فاطمه (علیهاالسلام) به صحنه محشر از جانب حضرت حق تبارك و تعالی ندا می شود: ای اهل محشر نگاهتان را فرو افكنید، تا فاطمه (علیهاالسلام) عبور نماید…

منقبت سی و پنجم:
چنان كه برتری رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) بر انبیا و مرسلین و ملائكه، با تفحّص و تحقیق در روایات معتبر، ثابت شده است، به همان طریق افضلیت زهرا (سلام الله علیها) نیز بر جمیع مخلوقات از انس و جن و ملك، منصوص و مسلم است.

منبع: فاطمة الزهراء؛گفتار: علامه امینی؛به كوشش مرحوم حبیب چایچیان ص 107 تا 119.

یا فاطمه
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار علامه امینی وذکر مناقب ام ابیها علیهما سلام الله وصلوات الله وآلهما پاسخ داد.
"
2

منقبت شانزدهم:
فاطمه (علیهاالسلام) در هنگام ولادتش حورالعین و بانوان عالی مقامی را كه از جانب خدای متعال به نزد آن حضرت ارسال شده بودند كاملا ً می شناخت، و قبل از سلام و احوالپرسی با ذكر نام، یك یك آنان را مخاطب قرار داد:
از این مطلب معلوم می شود كه ملاقات و آشنائی زهرا (علیهاالسلام) با آنان بی سابقه نبوده، و آن وجود مقدّس قبلاّ عوالمی را طی كرده است كه در مسیر ملكوتی خویش آن فرستادگان آسمانی را دیده و شناخته است، و باید این چنین باشد، زیرا مقام شامخ ولایت ایجاب می كند كه هر ولی الله (یا ولیّة الله) شیعیان خود را(با آگاهی خدادادش) یك یك بشناسد.

منقبت هفدهم:
رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: در روز قیامت، من دست به دامان جبرئیل می شوم (گویا مقصود پیامبر (صلی الله علیه و آله) این باشد كه جبرئیل نماینده خدای متعال است و من متمسّك به دامان رحمت الهی هستم)، سپس در ادامه سخن چنین می فرماید: دخترم زهرا (علیهاالسلام) دست به دامان من، و علی بن ابی طالب متمسّك به فاطمه (علیهاالسلام) است، و یازده فرزندش دست به دامان علی (علیه السلام) هستند.


منقبت هجدهم:
سخن گفتن فاطمه (علیهاالسلام) با مادرش، آنگاه كه در رحم مادر بود، و او را به شكیبائی دعوت می فرمود، و این خود از نشانه های مقام ولایت می باشد.

منقبت نوزدهم:
حضرت صدیقه زهرا (سلام الله علیها) نیز همانند امیرالمؤمنین (علیه السلام) و فرزندان معصومش، در هنگام ولادت لب به شهادتین گشوده است، و این خود از شئون مخصوص صاحبان ولایت است.

منقبت بیستم:
اشتراك فاطمه (علیهاالسلام) با پدر و همسر و فرزندانش در علم به آنچه در گذشته واقع شده است و آنچه در آینده به وقوع خواهد پیوست، و آنچه تا روز قیامت واقع شدنی نیست و این دانش نیز مخصوص اولیاء خداست و دارا بودن چنین علمی از نشانه های مقام ولایت می باشد.

منقبت بیست و یكم:
فاطمه (علیهاالسلام) همانند ائمه اطهار (علیه السلام) مبارك و با طهارت و پاك و پاكیزه از مادر تولد یافته است.

منقبت بیست و دوم:
پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) با كمال صراحت می فرماید: خدای تبارك و تعالی یك بار بر زمین نظر افكند و از اولین و آخرین مرا برگزید، و دفعه دوّم علی (علیه السلام) را، و در سومین نظر، اولاد معصوم او را، و در چهارمین بار زهرا (علیهاالسلام) را از میان جمیع زنان عالم از اولین و آخرین انتخاب فرمود.
پس همانگونه كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) مصطفی است، و چنان كه علی (علیه السلام) مرتضی است، و همان سان كه حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) برگزیده و مختارند، زهرا (سلام الله علیها) (همتای آنان) مصطفاة، مرتضاة، مختاره و برگزیده خداوند تبارك و تعالی است.

منقبت بیست و سوم:
هنگام ولادت فاطمه ، نور او تمام خانه های مكه، و شرق و غرب را فراگرفت چنان كه در تولد پیامبر اكرم نیز تمام جهان از نور مباركش روشن شد، گویی با نور افشانی این موجود مقدس، خدای تعالی به اهل آسمان و زمین، به فرشتگان و تمام مخلوقات اعلام می فرماید: اینك تولد یافت، آن بشری كه نور جهانیان از اوست، و سبب خلقت عالمیان و علت آفرینش تمام مخلوقات بوده است، آن وجود مقدسی كه باعث شد موجودات از ظلمات عدم به عالم نور و ظهور چشم گشایند و به لباس آفرینش مزّین گردند.

منقبت بیست و چهارم:
در آن هنگام كه حضرت زهرا از جانب خدیجه ولادت یافت، فرشتگان میلاد او را به یكدیگر بشارت می دادند و تهنیت می گفتند، چنان كه در تولد پیامبر اكرم و ائمه اطهار نیز ملائك مقدم مباركشان را به یكدیگر مژده می دادند، و باید این چنین باشد، زیرا فاطمه یكی از اسباب آفرینش و علت العلل بوده است، و فرشتگان نیز همانند سایر موجودات در سایه خلقت او و از یمن وجودش آفریده شده اند.

منقبت بیست و پنجم:
حبّ فاطمه همانند حبّ همسر و فرزندان معصومش (كه اجر رسالت خاتم الانبیاء است) بر همگان واجب است حتی به رسول خدا .
پیامبر اكرم می فرماید: خدای تعالی مرا به دوستی این چهار نفر فرمان داده است: علی ، فاطمه ، حسن ، حسین .
البته وجوب دوستی و محبت آنان نیز به این جهت است كه آن چهار نفر داماد و دختر و فرزندان پیامبرند بلكه رسول خدا نیز همانند سایر بندگان مؤمن، باید معتقد و معترف به مقام ولایت فاطمه بوده و به این امر شهادت دهد.

منقبت بیست و ششم:
اشتراك زهرا و هم ردیف و هم درجه بودن اوست با پدر و همسر و فرزندانش در قبّة الوسیله یا درجة الوسیله بهشت، آنجا كه پایتخت(عظمت) حضرت حق تبارك و تعالی است و جز پنج تن از انبیاء و اولیاء و مرسلین و صالحین و فرشتگان مقرّب كسی را به آن مقام والا راه نیست.

منقبت بیست و هفتم:
اشتراك فاطمه با پدر و همسر و فرزندانش در قبه ای از نور كه زیر عرش بر پا می شود و جز پنج تن كسی را به آن رتبه والا راه نیست، و این مقام غیر از «درجة الوسیله» است كه قبلاً بیان شد.

منقبت بیست و هشتم:
ورود پنج تن به بهشت قبل از همه، در حالی كه فاطمه در پیشاپیش پدر و همسر و فرزندانش، نخستین كسی است كه وارد بهشت می شود.

منقبت بیست و نهم:
فاطمه یكی از كلماتی است كه حضرت آدم فراگرفت، و حضرت ابراهیم نیز با همان كلمات امتحان شد، یعنی با كلمات: محمّد، علی، فاطمه، حسن، و حسین .


"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان علامه امینی وذکر مناقب ام ابیها علیهما سلام الله وصلوات الله وآلهما ساخت
"
قرآن و اهل بیت

علامه امینی صاحب کتاب گرانقدر الغدیر با توجه به آیات و روایات مقام ولایت حضرت زهرا (علیهاالسلام) را به اثبات رسانده و آن را تحت مناقبی از حضرت ارائه داده است. که در این جا آنها را ذکر می کنیم.

منقبت اول:
آفرینش زهرا (سلام الله علیها) قبل از خلقت دیگران، همانند پدر و همسر و فرزندانش، آن انوار مقدسی كه پیش از آفرینش كلیه عوالم علوی و سفلی، و خلقت بشر، در پیشگاه عرش عظمت حق تبارك و تعالی، در حال تسبیح و تقدیس و تهلیل و تكبیر خدای یكتا بوده، و در عبادت استاد و آموزگار جبرئیل و سایر فرشتگان بوده اند.

منقبت دوم:
آفرینش زهرا (علیهاالسلام) از نور عظمت حضرت حق تبارك و تعالی، همان نور واحدی كه حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیز از آن آفریده شده اند، و مایه خلقت فاطمه (علیهاالسلام) یك سوم همان نور بوده است. نوری نهفته در خزینه علم خدائی، نور قدس، نور جلال، نور كمال، و نور كبریائی الهی.

منقبت سوم:
فاطمه (علیهاالسلام) ، همتای پدر و همسر و فرزندانش، سبب آفرینش آسمان ها و زمین، بهشت و دوزخ، عرش و كرسی و فرشتگان، و انس و جن بوده است.
وجود مقدس زهرا (سلام الله علیها) ، یكی از پنج تن است، همان كسانی كه علت آفرینش جهان، و آدم و آدمیان بوده اند، اگر آنها نبودند انبیاء و اولیاء، صدیقین و شهداء، ملك و ملكوت زمین ها و آسمان ها، نار و نور، بهشت و دوزخ، و سایر مخلوقات جهان به وجود نمی آمدند. اگر حضرت زهرا (سلام الله علیها) نبود، اثری از آدم و اولاد آدم نبود، اگر او نبود موسی (علیه السلام) و عیسی (علیه السلام) و نوح (علیه السلام) و ابراهیم (علیه السلام) آفریده نمی شدند، اگر او نبود از اسلام و خداشناسی و توحید خبری نبود.

منقبت چهارم:
نامگذاری زهرا (علیهاالسلام) است از طرف خداوند متعال، همانند اسم گذاری محمد (صلی الله علیه و آله) ، و علی و حسن و حسین (علیهم السلام) ، و همین مطلب دلالت دارد بر این كه این پنج نفر از خود هیچگونه اختیاری ندارند، و تمام امورشان حتی انتخاب نامشان، مربوط به خدای متعال بوده، و به كسی در مورد آنان اجازه دخالت داده نشده است.
حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) هرگز مجاز نیست كه از جانب خود، فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) را نامگذاری كند، همچنین در اسم گذاری علی ابن ابیطالب كه مولود كعبه و خانه زاد خداست، پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) و ابوطالب را اختیاری نیست.

منقبت پنجم:
«نام فاطمه (علیهاالسلام) از اسماء خدای تبارك و تعالی مشتق شده است، همانند نام پدر و همسر و فرزندانش.»

منقبت ششم:
توسل انبیاء است به فاطمه (علیهاالسلام) و نام های او، همتای پدر و همسر و فرزندانش، و تمسّك به اوست كه وسیله نجات انبیاء و اوصیاء و سایر افراد بشر از مشكلات بوده است.
«هر كس كه به او ایمان آورد، همانا رستگار شد، و هر كس به او اعتقاد نداشت به تحقیق هلاك گردید.»

منقبت هفتم:
نام فاطمه (علیهاالسلام) ، هم ردیف پدر و همسر و فرزندانش، بر ساق عرش و درهای بهشت نوشته شده است.
شگفتا…! این چه مقام والائی است كه با وجود انبیاء، اوصیاء، مخلصون، و فرشتگان مقرب نام هیچ موجودی بر عرش الهی، آن پایتخت عظمت و جلال خدائی نگاشته نشده است، مگر اسامی مقدس پنج تن، كه زینت بخش تمام مراكز معنوی، و عالی ترین منازل اخروی است.

منقبت هشتم:
چنان كه پیامبر اكرم و امیرالمؤمنین و فرزندان معصوم او ملجأ و مرجع توسل جمیع انبیاء بوده اند، بشر از آدم تا خاتم مأمور به توسل به حضرت صدیقه زهرا بوده است.
از همان وقتی كه آدم آفریده شد، و برای استجابت دعا و رفع مشكلاتش توسل به پنج تن و شفیع قرار دادن آنها در پیشگاه پروردگار بی همتا توسط جبرئیل به او آموخته شد تكلیف بنی آدم روشن گردید.
انسان كه در جهانی پر از شدائد و مشكلات قدم می نهد، دنیایی كه دائماً در آغوش امواج بلا و گرداب حوادث عظیمه است، رحمت بی كران الهی ایجاب می كند كه دست آویزهای محكم و عروة الوثقای ناگسستنی در اختیار این بشر سرگردان قرار دهد تا در مسیر ناهموار زندگانیش، امید گاهی خداپسند، و پناهگاهی دور از گزند داشته باشد و با توسل و با تمسك و چنگ زدن به ریسمان رحمت واسعه الهی، فرزندان آدم نیز همانند حضرت آدم به ساحل نجات دست یابند.
اكنون با قلبی سرشار از خلوص، و امیدوار (همانگونه كه خداوند یكتا به پیامبرانش راه نجات را نشان داده است و به آنها طریق دعای خدا پسند را آموخته است) و ما نیز به درگاه «الله» روی نیاز می آوریم، و وجود مقدس آبرومند زهرا را شفیع و راه گشا و واسطه فیض خدائی قرار می دهیم و عرضه می داریم: یا فاطمة اغیثینی، یا فاطمة اغیثینی…
چنان كه به صلوات بر پیامبر اكرم و ائمه اطهار و زیارت آنان به عنوان یك فرمان فرمان الهی و امر اسلامی دستور داده شده است، عیناً به صلوات بر فاطمه و زیارتش تصریح کرد.

منقبت نهم:
هر فرد مسلمان و مؤمنی كه با محمد بن عبدالله بیعت كرده، و به او ایمان آورده، و رسالت و اطاعتش را پذیرفته، و آن حضرت را پیام آور از جانب خدای خود می داند، و پیشوایانش علی (علیه السلام) و اولاد علی (علیه السلام) هستند، ناگزیر حضرت زهرا (سلام الله علیها) «ولیّه» او، رهنمای او، مرجع او، و در مشكلات (هماتند پدر و همسر و فرزندانش) دستاویز و پناهگاه اوست .

منقبت دهم:
اشتراك فاطمه با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) در مقام عصمت و طهارت، كه او نیز عصمت الله و مورد خطاب آیه تطهیر می باشد.

منقبت یازدهم:
آن امانتی كه از جانب خدای تعالی بر آسمان ها و زمین و كوه ها عرضه شد، و آنها زیر بار آن امانت وزین (و مسئولیت سنگین) نرفته، و از قبولش امتناع نمودند ولی بشر آن را پذیرا شد، همانا ولایت پنج تن (علیهم السلام) بوده است، و وجود مقدس زهرا (سلام الله علیها) ولیةالله و جزء امانت معروضه می باشد.

منقبت دوازدهم:
فاطمه زهرا (سلام الله علیها) همسان با امیرالمؤمنین و حسنین (علیهم السلام) در فضیلت سوره «هل اتی» شریك و سهیم است.

منقبت سیزدهم:
اشتراك فاطمه (سلام الله علیها) با پدر و همسر و فرزندانش در مجاز بودن به ورود به مسجد پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و پاك بودنش در هر زمان و در هر حال.

منقبت چهاردهم:
(محدّثه) بودن فاطمه (علیهاالسلام) است، به این معنی كه فرشتگان با او سخن می گفتند، و این مقام از شئون امیرالمؤمنین (علیه السلام) و یازده اولاد معصوم اوست، و با وجود این كه حضرت زهرا (علیهاالسلام) منصب امامت نداشت، هم صحبت ملائك بوده است.

منقبت پانزدهم:
چنانكه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به شیعیان و دوستان امیرالمؤمنین (علیه السلام) و یازده اولادش، مژده رستگاری داده است، در موارد بسیار به شیعیان و محبّان فاطمه (علیهاالسلام) نیز بشارت نجات و رهائی از عذاب داده است، و این خود از شئون مخصوص صاحبان ولایت است.

1
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان الا ای چاه یارم را گرفتن ساخت
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

الأمالي (للمفيد) ؛ النص ؛ ص281

7 قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الرَّازِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهُرْمُزَانِيِ‏ «1» عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ قَالَ‏ لَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ النَّبِيِّ وَصَّتْ إِلَى عَلِيٍّ أَنْ يَكْتُمَ أَمْرَهَا وَ يُخْفِيَ خَبَرَهَا وَ لَا يُؤْذِنَ أَحَداً بِمَرَضِهَا فَفَعَلَ ذَلِكَ وَ كَانَ يُمَرِّضُهَا بِنَفْسِهِ وَ تُعِينُهُ عَلَى ذَلِكَ أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ رَحِمَهَا اللَّهُ عَلَى اسْتِسْرَارٍ بِذَلِكَ كَمَا وَصَّتْ بِهِ- فَلَمَّا حَضَرَتْهَا الْوَفَاةُ وَصَّتْ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْ يَتَوَلَّى أَمْرَهَا وَ يَدْفِنَهَا لَيْلًا وَ يُعَفِّيَ قَبْرَهَا «2» فَتَوَلَّى ذَلِكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ دَفَنَهَا وَ عَفَّى مَوْضِعَ قَبْرِهَا فَلَمَّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ الْقَبْرِ هَاجَ بِهِ الْحُزْنُ فَأَرْسَلَ دُمُوعَهُ عَلَى خَدَّيْهِ وَ حَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مِنِّي وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنِ ابْنَتِكَ وَ حَبِيبَتِكَ- وَ قُرَّةِ عَيْنِكَ وَ زَائِرَتِكَ وَ الْبَائِتَةِ فِي الثَّرَى بِبُقْعَتِكَ وَ الْمُخْتَارِ لَهَا اللَّهُ سُرْعَةَ اللَّحَاقِ بِكَ قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ ضَعُفَ عَنْ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ تَجَلُّدِي- «3» إِلَّا أَنَّ فِي التَّأَسِّي لِي بِسُنَّتِكَ وَ الْحُزْنِ الَّذِي حَلَّ بِي بِفِرَاقِكَ مَوْضِعَ التَّعَزِّي-
______________________________
(1) السند في الكافي من أحمد بن إدريس إلى هنا كذلك و فيه الهرمزانى عن أبي عبد اللّه الحسين بن على عليهما السلام، و في بعض نسخ الكافي و كذا في الجامع:
«الهرمزاى»، و في بعض نسخ البحار: «الهروى».
(2) العفو: المحو و الانمحاء، و ينبغي جدا البحث و الفحص عن علة ذلك.
(3) التجلد: القوّة. و قوله «على ان في التأسى لي بسنتك» أي بسنة فرقتك، و المعنى أن المصيبة بفراقك كانت أعظم، فكما صبرت على تلك مع كونها أشدّ فلان أصبر على هذه أولى (البحار).
الأمالي (للمفيد)، النص، ص: 282
فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودِ قَبْرِكَ بَعْدَ أَنْ فَاضَتْ نَفْسُكَ عَلَى صَدْرِي وَ غَمَّضْتُكَ بِيَدِي‏ «1» وَ تَوَلَّيْتُ أَمْرَكَ بِنَفْسِي نَعَمْ وَ فِي كِتَابِ اللَّهِ أَنْعَمُ الْقَبُولِ‏ «2»- إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏- لَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ «3» وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ وَ اخْتُلِسَتِ الزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ الْخَضْرَاءَ وَ الْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ- لَا يَبْرَحُ الْحُزْنُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اللَّهُ لِي دَارَكَ الَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ كَمَدٌ مُقَيِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اللَّهِ أَشْكُو- وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ‏ «4» عَلَيَّ وَ عَلَى هَضْمِهَا حَقَّهَا فَاسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلًا وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اللَّهُ‏ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ* سَلَامٌ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا سَئِمٍ وَ لَا قَالٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ وَ الصَّبْرُ أَيْمَنُ‏
______________________________
(1) أي غيبتك بيدى في لحدك تحت الثرى.
(2) كذا في الكافي و البحار، أي فيه ما يصير سببا لقبول المصائب أنعم القبول.
و في النسخ: «أتم القول».
(3) يمكن أن يقرأ هذا و قرائنه على بناء المعلوم و المجهول، و خلس الشي‏ء:
أخذه في نهزة و مخاتلة، و الاختلاس أسرع من الخلس، و السهود: قلة النوم، و «أو» بمعنى «الى أن»، و الكمد- بالفتح و التحريك-: الحزن الشديد.
(4) التضافر و التظافر: التعاون، و في نسخ عندنا: «بتظاهر امّتك». و هضم فلانا:
ظلمه و غصبه. أى أعان بعضهم بعضا على اخراج الامر و نزع سلطانك من يدي و على عدم وصوله الى. و في الكافي و النهج: «فأحفها السؤال و استخبرها الحال». و الحال منصوب بنزع الخافض، أي عن الحال، أي عن قضايا التي مرت علينا من عدم ايتاء حقنا ايانا، و التوثب علينا و اخراجنا الى المسجد للبيعة مكرهين، ثمّ استبدادهم بالامر و عدم الالتفات الى ما نصصت على أمرتنا و ايفاء حقنا و لزوم مودتنا و غير ذلك.
الأمالي (للمفيد)، النص، ص: 283
وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لَا غَلَبَةُ الْمُسْتَوْلِينَ عَلَيْنَا لَجَعَلْتُ الْمُقَامَ‏ «1» عِنْدَ قَبْرِكَ لِزَاماً وَ لَلَبِثْتُ‏ «2» عِنْدَهُ مَعْكُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ الثَّكْلَى عَلَى جَلِيلِ الرَّزِيَّةِ فَبِعَيْنِ اللَّهِ تُدْفَنُ ابْنَتُكَ سِرّاً وَ تُهْتَضَمُ حَقَّهَا قَهْراً وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا جَهْراً وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلُ‏ «3» مِنْكَ الذِّكْرُ فَإِلَى اللَّهِ يَا رَسُولَ اللَّهِ الْمُشْتَكَى وَ فِيكَ أَجْمَلُ الْعَزَاءِ- وَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهَا وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏ «4»مفيد، محمد بن محمد، الأمالي (للمفيد)، 1جلد، كنگره شيخ مفيد - قم، چاپ: اول، 1413ق.
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى ؛ متن ؛ ص317


7- علىّ بن محمّد هرمزانى از امام سجّاد از پدرش امام حسين عليهما السّلام روايت كند كه آن حضرت فرمود: چون فاطمه دخت پيامبر بيمار شد به على وصيّت نمود كه امر او را كتمان، و خبرش را پوشيده دارد، و كسى را از بيمارى حضرتش آگاه نسازد، و آن حضرت چنين كرد. و خود حضرت‏
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 318
او را پرستارى مى‏كرد و اسماء و بنت عميس- رحمها اللَّه- پنهانى چنان كه فاطمه وصيت نموده بود- آن حضرت را كمك كار بود.
پس چون هنگام وفات آن حضرت فرا رسيد به امير المؤمنين وصيّت كرد كه شخصا كار او را بدست گيرد، و او را شبانه بخاك سپارد، و قبرش را ناپيدا سازد (با زمين يكسان كند كه جايش معلوم نباشد). پس امير المؤمنين خود اين كار را بعهده گرفته و حضرت را بخاك سپرد، و محلّ قبر او را ناپيدا ساخت. چون دست مبارك از خاك قبر برفشاند اندوه و غم بر دلش هجوم آورد، پس سيلاب اشك بر گونه‏اش جارى ساخت، و رو بجانب قبر رسول خدا گرداند و گفت:
«اى رسول خدا از من بر تو سلام باد، و سلام باد بر تو از جانب دخترت و حبيبه‏ات و نور ديده‏ات و زائرت و كسى كه در آرامگاه تو در ميان خاك خفته و آن كس كه خداوند زود رسيدن بتو را برايش برگزيده است. يا رسول اللَّه صبرم در فراق دخت برگزيده‏ات كاسته شده، و تاب و توانم در فراق سرور زنان به سستى گرائيده جز اينكه در تأسى من به سنّت تو و در اندوهى كه با جدائى تو بر من فرود آمد جاى صبر و بردبارى (بر عزاى فاطمه) باقى است، همانا من تو را در لحد
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 319
آرامگاهت نهادم پس از آنكه جان مقدّست بر روى سينه‏ام جارى گشت (هنگام جاندادن سرت بسينه من چسبيده بود)، و ترا بادست خود بزير خاك پنهان نمودم، و خودم شخصا امورت را بعهده گرفتم، آرى در كتاب خدا آيه‏اى است كه سبب مى‏شود مصيبت‏ها را با آغوش باز بپذيريم: «ما همه از آن خدائيم و همه بسوى او باز خواهيم گشت» بقرة: 156.
راستى كه امانت پس گرفته شد، و گروگان دريافت گشت، و زهرا خيلى سريع از دستم ربوده شد. اى رسول خدا اكنون ديگرى چقدر اين آسمان نيلگون و زمين تيره و در نظرم زشت جلوه مى‏كند! امّا اندوهم هميشگى گشته، و شبم به بيدارى كشيده، اندوه هرگز از دلم رخت نبندد تا آنگاه كه خداوند همان سرايى را كه تو در آن مقيم گشته‏اى برايم برگزيند. غصّه‏اى دارم. بس دلخراش، و اندوهى دارم هيجان انگيز، چه زود ميان ما جدائى افتاد، من بخداوند شكوه مى‏برم.
و بزودى دختر تو از همدستى امّتت عليه من و غصب حقّ خودش بتو گزارش مى‏دهد، پس احوال را از او جويا شو، كه بسى غمهاى سوزانى كه در سينه داشت و راهى براى پخش آن نمى‏يافت، و بزودى بازگو خواهد نمود، و البتّه خداوند داورى مى‏كند و او بهترين داوران است.
اى رسول خدا بر تو درودى مى‏فرستم، درود وداع‏كننده‏اى كه نه خشمگين است و نه دلتنگ، بنا بر اين اگر باز گردم از روى ملامت و دلتنگى‏
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 320
نيست، و اگر بمانم از روى بدگمانى به وعده‏اى كه خداوند به صبر پيشگان داده نباشد، و البتّه كه صبر مباركتر و زيباتر است. و اگر بيم غلبه چيره‏شوندگان بر ما نبود (كه مرا سرزنش كنند يا قبر فاطمه را بشكافند) ماندن در نزد قبر تو را بر خود لازم مى‏نمودم، و در كنار آن به اعتكاف بسر ميبردم، و بر اين مصيبت بزرگ همچون مادرى فرزند از دست داده مى‏ناليدم. در برابر ديد خدا دخترت پنهانى بخاك سپرده گشته، و حقّش بزور ستانده مى‏شود، و آشكارا از ارث خود محروم مى‏گردد، و حال آنكه هنوز از عهد تو ديرى نپائيده و ياد تو فراموش نگشته است.
پس اى رسول خدا بسوى خداوند شكوه مى‏برم. و بهترين صبر صبر بر ماتم تو است، و صلوات و رحمت و بركات خداوند بر تو و بر او (فاطمه) باد».
مفيد، محمد بن محمد - استاد ولى، حسين، الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، 1جلد، آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1364ش.
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یامرتضییا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار چرا حضرت زهرا (س) شبانه دفن شد؟ پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

الأمالي (للمفيد) ؛ النص ؛ ص281

7 قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الرَّازِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهُرْمُزَانِيِ‏ «1» عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ قَالَ‏ لَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ النَّبِيِّ وَصَّتْ إِلَى عَلِيٍّ أَنْ يَكْتُمَ أَمْرَهَا وَ يُخْفِيَ خَبَرَهَا وَ لَا يُؤْذِنَ أَحَداً بِمَرَضِهَا فَفَعَلَ ذَلِكَ وَ كَانَ يُمَرِّضُهَا بِنَفْسِهِ وَ تُعِينُهُ عَلَى ذَلِكَ أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ رَحِمَهَا اللَّهُ عَلَى اسْتِسْرَارٍ بِذَلِكَ كَمَا وَصَّتْ بِهِ- فَلَمَّا حَضَرَتْهَا الْوَفَاةُ وَصَّتْ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْ يَتَوَلَّى أَمْرَهَا وَ يَدْفِنَهَا لَيْلًا وَ يُعَفِّيَ قَبْرَهَا «2» فَتَوَلَّى ذَلِكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ دَفَنَهَا وَ عَفَّى مَوْضِعَ قَبْرِهَا فَلَمَّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ الْقَبْرِ هَاجَ بِهِ الْحُزْنُ فَأَرْسَلَ دُمُوعَهُ عَلَى خَدَّيْهِ وَ حَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مِنِّي وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنِ ابْنَتِكَ وَ حَبِيبَتِكَ- وَ قُرَّةِ عَيْنِكَ وَ زَائِرَتِكَ وَ الْبَائِتَةِ فِي الثَّرَى بِبُقْعَتِكَ وَ الْمُخْتَارِ لَهَا اللَّهُ سُرْعَةَ اللَّحَاقِ بِكَ قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ ضَعُفَ عَنْ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ تَجَلُّدِي- «3» إِلَّا أَنَّ فِي التَّأَسِّي لِي بِسُنَّتِكَ وَ الْحُزْنِ الَّذِي حَلَّ بِي بِفِرَاقِكَ مَوْضِعَ التَّعَزِّي-
______________________________
(1) السند في الكافي من أحمد بن إدريس إلى هنا كذلك و فيه الهرمزانى عن أبي عبد اللّه الحسين بن على عليهما السلام، و في بعض نسخ الكافي و كذا في الجامع:
«الهرمزاى»، و في بعض نسخ البحار: «الهروى».
(2) العفو: المحو و الانمحاء، و ينبغي جدا البحث و الفحص عن علة ذلك.
(3) التجلد: القوّة. و قوله «على ان في التأسى لي بسنتك» أي بسنة فرقتك، و المعنى أن المصيبة بفراقك كانت أعظم، فكما صبرت على تلك مع كونها أشدّ فلان أصبر على هذه أولى (البحار).
الأمالي (للمفيد)، النص، ص: 282
فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودِ قَبْرِكَ بَعْدَ أَنْ فَاضَتْ نَفْسُكَ عَلَى صَدْرِي وَ غَمَّضْتُكَ بِيَدِي‏ «1» وَ تَوَلَّيْتُ أَمْرَكَ بِنَفْسِي نَعَمْ وَ فِي كِتَابِ اللَّهِ أَنْعَمُ الْقَبُولِ‏ «2»- إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏- لَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ «3» وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ وَ اخْتُلِسَتِ الزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ الْخَضْرَاءَ وَ الْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ- لَا يَبْرَحُ الْحُزْنُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اللَّهُ لِي دَارَكَ الَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ كَمَدٌ مُقَيِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اللَّهِ أَشْكُو- وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ‏ «4» عَلَيَّ وَ عَلَى هَضْمِهَا حَقَّهَا فَاسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلًا وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اللَّهُ‏ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ* سَلَامٌ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا سَئِمٍ وَ لَا قَالٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ وَ الصَّبْرُ أَيْمَنُ‏
______________________________
(1) أي غيبتك بيدى في لحدك تحت الثرى.
(2) كذا في الكافي و البحار، أي فيه ما يصير سببا لقبول المصائب أنعم القبول.
و في النسخ: «أتم القول».
(3) يمكن أن يقرأ هذا و قرائنه على بناء المعلوم و المجهول، و خلس الشي‏ء:
أخذه في نهزة و مخاتلة، و الاختلاس أسرع من الخلس، و السهود: قلة النوم، و «أو» بمعنى «الى أن»، و الكمد- بالفتح و التحريك-: الحزن الشديد.
(4) التضافر و التظافر: التعاون، و في نسخ عندنا: «بتظاهر امّتك». و هضم فلانا:
ظلمه و غصبه. أى أعان بعضهم بعضا على اخراج الامر و نزع سلطانك من يدي و على عدم وصوله الى. و في الكافي و النهج: «فأحفها السؤال و استخبرها الحال». و الحال منصوب بنزع الخافض، أي عن الحال، أي عن قضايا التي مرت علينا من عدم ايتاء حقنا ايانا، و التوثب علينا و اخراجنا الى المسجد للبيعة مكرهين، ثمّ استبدادهم بالامر و عدم الالتفات الى ما نصصت على أمرتنا و ايفاء حقنا و لزوم مودتنا و غير ذلك.
الأمالي (للمفيد)، النص، ص: 283
وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لَا غَلَبَةُ الْمُسْتَوْلِينَ عَلَيْنَا لَجَعَلْتُ الْمُقَامَ‏ «1» عِنْدَ قَبْرِكَ لِزَاماً وَ لَلَبِثْتُ‏ «2» عِنْدَهُ مَعْكُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ الثَّكْلَى عَلَى جَلِيلِ الرَّزِيَّةِ فَبِعَيْنِ اللَّهِ تُدْفَنُ ابْنَتُكَ سِرّاً وَ تُهْتَضَمُ حَقَّهَا قَهْراً وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا جَهْراً وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلُ‏ «3» مِنْكَ الذِّكْرُ فَإِلَى اللَّهِ يَا رَسُولَ اللَّهِ الْمُشْتَكَى وَ فِيكَ أَجْمَلُ الْعَزَاءِ- وَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهَا وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏ «4»مفيد، محمد بن محمد، الأمالي (للمفيد)، 1جلد، كنگره شيخ مفيد - قم، چاپ: اول، 1413ق.
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى ؛ متن ؛ ص317


7- علىّ بن محمّد هرمزانى از امام سجّاد از پدرش امام حسين عليهما السّلام روايت كند كه آن حضرت فرمود: چون فاطمه دخت پيامبر بيمار شد به على وصيّت نمود كه امر او را كتمان، و خبرش را پوشيده دارد، و كسى را از بيمارى حضرتش آگاه نسازد، و آن حضرت چنين كرد. و خود حضرت‏
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 318
او را پرستارى مى‏كرد و اسماء و بنت عميس- رحمها اللَّه- پنهانى چنان كه فاطمه وصيت نموده بود- آن حضرت را كمك كار بود.
پس چون هنگام وفات آن حضرت فرا رسيد به امير المؤمنين وصيّت كرد كه شخصا كار او را بدست گيرد، و او را شبانه بخاك سپارد، و قبرش را ناپيدا سازد (با زمين يكسان كند كه جايش معلوم نباشد). پس امير المؤمنين خود اين كار را بعهده گرفته و حضرت را بخاك سپرد، و محلّ قبر او را ناپيدا ساخت. چون دست مبارك از خاك قبر برفشاند اندوه و غم بر دلش هجوم آورد، پس سيلاب اشك بر گونه‏اش جارى ساخت، و رو بجانب قبر رسول خدا گرداند و گفت:
«اى رسول خدا از من بر تو سلام باد، و سلام باد بر تو از جانب دخترت و حبيبه‏ات و نور ديده‏ات و زائرت و كسى كه در آرامگاه تو در ميان خاك خفته و آن كس كه خداوند زود رسيدن بتو را برايش برگزيده است. يا رسول اللَّه صبرم در فراق دخت برگزيده‏ات كاسته شده، و تاب و توانم در فراق سرور زنان به سستى گرائيده جز اينكه در تأسى من به سنّت تو و در اندوهى كه با جدائى تو بر من فرود آمد جاى صبر و بردبارى (بر عزاى فاطمه) باقى است، همانا من تو را در لحد
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 319
آرامگاهت نهادم پس از آنكه جان مقدّست بر روى سينه‏ام جارى گشت (هنگام جاندادن سرت بسينه من چسبيده بود)، و ترا بادست خود بزير خاك پنهان نمودم، و خودم شخصا امورت را بعهده گرفتم، آرى در كتاب خدا آيه‏اى است كه سبب مى‏شود مصيبت‏ها را با آغوش باز بپذيريم: «ما همه از آن خدائيم و همه بسوى او باز خواهيم گشت» بقرة: 156.
راستى كه امانت پس گرفته شد، و گروگان دريافت گشت، و زهرا خيلى سريع از دستم ربوده شد. اى رسول خدا اكنون ديگرى چقدر اين آسمان نيلگون و زمين تيره و در نظرم زشت جلوه مى‏كند! امّا اندوهم هميشگى گشته، و شبم به بيدارى كشيده، اندوه هرگز از دلم رخت نبندد تا آنگاه كه خداوند همان سرايى را كه تو در آن مقيم گشته‏اى برايم برگزيند. غصّه‏اى دارم. بس دلخراش، و اندوهى دارم هيجان انگيز، چه زود ميان ما جدائى افتاد، من بخداوند شكوه مى‏برم.
و بزودى دختر تو از همدستى امّتت عليه من و غصب حقّ خودش بتو گزارش مى‏دهد، پس احوال را از او جويا شو، كه بسى غمهاى سوزانى كه در سينه داشت و راهى براى پخش آن نمى‏يافت، و بزودى بازگو خواهد نمود، و البتّه خداوند داورى مى‏كند و او بهترين داوران است.
اى رسول خدا بر تو درودى مى‏فرستم، درود وداع‏كننده‏اى كه نه خشمگين است و نه دلتنگ، بنا بر اين اگر باز گردم از روى ملامت و دلتنگى‏
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 320
نيست، و اگر بمانم از روى بدگمانى به وعده‏اى كه خداوند به صبر پيشگان داده نباشد، و البتّه كه صبر مباركتر و زيباتر است. و اگر بيم غلبه چيره‏شوندگان بر ما نبود (كه مرا سرزنش كنند يا قبر فاطمه را بشكافند) ماندن در نزد قبر تو را بر خود لازم مى‏نمودم، و در كنار آن به اعتكاف بسر ميبردم، و بر اين مصيبت بزرگ همچون مادرى فرزند از دست داده مى‏ناليدم. در برابر ديد خدا دخترت پنهانى بخاك سپرده گشته، و حقّش بزور ستانده مى‏شود، و آشكارا از ارث خود محروم مى‏گردد، و حال آنكه هنوز از عهد تو ديرى نپائيده و ياد تو فراموش نگشته است.
پس اى رسول خدا بسوى خداوند شكوه مى‏برم. و بهترين صبر صبر بر ماتم تو است، و صلوات و رحمت و بركات خداوند بر تو و بر او (فاطمه) باد».
مفيد، محمد بن محمد - استاد ولى، حسين، الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، 1جلد، آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1364ش.
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یامرتضییا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

الأمالي (للمفيد) ؛ النص ؛ ص281

7 قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الرَّازِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهُرْمُزَانِيِ‏ «1» عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ قَالَ‏ لَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ النَّبِيِّ وَصَّتْ إِلَى عَلِيٍّ أَنْ يَكْتُمَ أَمْرَهَا وَ يُخْفِيَ خَبَرَهَا وَ لَا يُؤْذِنَ أَحَداً بِمَرَضِهَا فَفَعَلَ ذَلِكَ وَ كَانَ يُمَرِّضُهَا بِنَفْسِهِ وَ تُعِينُهُ عَلَى ذَلِكَ أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ رَحِمَهَا اللَّهُ عَلَى اسْتِسْرَارٍ بِذَلِكَ كَمَا وَصَّتْ بِهِ- فَلَمَّا حَضَرَتْهَا الْوَفَاةُ وَصَّتْ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْ يَتَوَلَّى أَمْرَهَا وَ يَدْفِنَهَا لَيْلًا وَ يُعَفِّيَ قَبْرَهَا «2» فَتَوَلَّى ذَلِكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ دَفَنَهَا وَ عَفَّى مَوْضِعَ قَبْرِهَا فَلَمَّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ الْقَبْرِ هَاجَ بِهِ الْحُزْنُ فَأَرْسَلَ دُمُوعَهُ عَلَى خَدَّيْهِ وَ حَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مِنِّي وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنِ ابْنَتِكَ وَ حَبِيبَتِكَ- وَ قُرَّةِ عَيْنِكَ وَ زَائِرَتِكَ وَ الْبَائِتَةِ فِي الثَّرَى بِبُقْعَتِكَ وَ الْمُخْتَارِ لَهَا اللَّهُ سُرْعَةَ اللَّحَاقِ بِكَ قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ ضَعُفَ عَنْ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ تَجَلُّدِي- «3» إِلَّا أَنَّ فِي التَّأَسِّي لِي بِسُنَّتِكَ وَ الْحُزْنِ الَّذِي حَلَّ بِي بِفِرَاقِكَ مَوْضِعَ التَّعَزِّي-
______________________________
(1) السند في الكافي من أحمد بن إدريس إلى هنا كذلك و فيه الهرمزانى عن أبي عبد اللّه الحسين بن على عليهما السلام، و في بعض نسخ الكافي و كذا في الجامع:
«الهرمزاى»، و في بعض نسخ البحار: «الهروى».
(2) العفو: المحو و الانمحاء، و ينبغي جدا البحث و الفحص عن علة ذلك.
(3) التجلد: القوّة. و قوله «على ان في التأسى لي بسنتك» أي بسنة فرقتك، و المعنى أن المصيبة بفراقك كانت أعظم، فكما صبرت على تلك مع كونها أشدّ فلان أصبر على هذه أولى (البحار).
الأمالي (للمفيد)، النص، ص: 282
فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودِ قَبْرِكَ بَعْدَ أَنْ فَاضَتْ نَفْسُكَ عَلَى صَدْرِي وَ غَمَّضْتُكَ بِيَدِي‏ «1» وَ تَوَلَّيْتُ أَمْرَكَ بِنَفْسِي نَعَمْ وَ فِي كِتَابِ اللَّهِ أَنْعَمُ الْقَبُولِ‏ «2»- إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏- لَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ «3» وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ وَ اخْتُلِسَتِ الزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ الْخَضْرَاءَ وَ الْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ- لَا يَبْرَحُ الْحُزْنُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اللَّهُ لِي دَارَكَ الَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ كَمَدٌ مُقَيِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اللَّهِ أَشْكُو- وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ‏ «4» عَلَيَّ وَ عَلَى هَضْمِهَا حَقَّهَا فَاسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلًا وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اللَّهُ‏ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ* سَلَامٌ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا سَئِمٍ وَ لَا قَالٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ وَ الصَّبْرُ أَيْمَنُ‏
______________________________
(1) أي غيبتك بيدى في لحدك تحت الثرى.
(2) كذا في الكافي و البحار، أي فيه ما يصير سببا لقبول المصائب أنعم القبول.
و في النسخ: «أتم القول».
(3) يمكن أن يقرأ هذا و قرائنه على بناء المعلوم و المجهول، و خلس الشي‏ء:
أخذه في نهزة و مخاتلة، و الاختلاس أسرع من الخلس، و السهود: قلة النوم، و «أو» بمعنى «الى أن»، و الكمد- بالفتح و التحريك-: الحزن الشديد.
(4) التضافر و التظافر: التعاون، و في نسخ عندنا: «بتظاهر امّتك». و هضم فلانا:
ظلمه و غصبه. أى أعان بعضهم بعضا على اخراج الامر و نزع سلطانك من يدي و على عدم وصوله الى. و في الكافي و النهج: «فأحفها السؤال و استخبرها الحال». و الحال منصوب بنزع الخافض، أي عن الحال، أي عن قضايا التي مرت علينا من عدم ايتاء حقنا ايانا، و التوثب علينا و اخراجنا الى المسجد للبيعة مكرهين، ثمّ استبدادهم بالامر و عدم الالتفات الى ما نصصت على أمرتنا و ايفاء حقنا و لزوم مودتنا و غير ذلك.
الأمالي (للمفيد)، النص، ص: 283
وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لَا غَلَبَةُ الْمُسْتَوْلِينَ عَلَيْنَا لَجَعَلْتُ الْمُقَامَ‏ «1» عِنْدَ قَبْرِكَ لِزَاماً وَ لَلَبِثْتُ‏ «2» عِنْدَهُ مَعْكُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ الثَّكْلَى عَلَى جَلِيلِ الرَّزِيَّةِ فَبِعَيْنِ اللَّهِ تُدْفَنُ ابْنَتُكَ سِرّاً وَ تُهْتَضَمُ حَقَّهَا قَهْراً وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا جَهْراً وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلُ‏ «3» مِنْكَ الذِّكْرُ فَإِلَى اللَّهِ يَا رَسُولَ اللَّهِ الْمُشْتَكَى وَ فِيكَ أَجْمَلُ الْعَزَاءِ- وَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهَا وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏ «4»مفيد، محمد بن محمد، الأمالي (للمفيد)، 1جلد، كنگره شيخ مفيد - قم، چاپ: اول، 1413ق.
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى ؛ متن ؛ ص317


7- علىّ بن محمّد هرمزانى از امام سجّاد از پدرش امام حسين عليهما السّلام روايت كند كه آن حضرت فرمود: چون فاطمه دخت پيامبر بيمار شد به على وصيّت نمود كه امر او را كتمان، و خبرش را پوشيده دارد، و كسى را از بيمارى حضرتش آگاه نسازد، و آن حضرت چنين كرد. و خود حضرت‏
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 318
او را پرستارى مى‏كرد و اسماء و بنت عميس- رحمها اللَّه- پنهانى چنان كه فاطمه وصيت نموده بود- آن حضرت را كمك كار بود.
پس چون هنگام وفات آن حضرت فرا رسيد به امير المؤمنين وصيّت كرد كه شخصا كار او را بدست گيرد، و او را شبانه بخاك سپارد، و قبرش را ناپيدا سازد (با زمين يكسان كند كه جايش معلوم نباشد). پس امير المؤمنين خود اين كار را بعهده گرفته و حضرت را بخاك سپرد، و محلّ قبر او را ناپيدا ساخت. چون دست مبارك از خاك قبر برفشاند اندوه و غم بر دلش هجوم آورد، پس سيلاب اشك بر گونه‏اش جارى ساخت، و رو بجانب قبر رسول خدا گرداند و گفت:
«اى رسول خدا از من بر تو سلام باد، و سلام باد بر تو از جانب دخترت و حبيبه‏ات و نور ديده‏ات و زائرت و كسى كه در آرامگاه تو در ميان خاك خفته و آن كس كه خداوند زود رسيدن بتو را برايش برگزيده است. يا رسول اللَّه صبرم در فراق دخت برگزيده‏ات كاسته شده، و تاب و توانم در فراق سرور زنان به سستى گرائيده جز اينكه در تأسى من به سنّت تو و در اندوهى كه با جدائى تو بر من فرود آمد جاى صبر و بردبارى (بر عزاى فاطمه) باقى است، همانا من تو را در لحد
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 319
آرامگاهت نهادم پس از آنكه جان مقدّست بر روى سينه‏ام جارى گشت (هنگام جاندادن سرت بسينه من چسبيده بود)، و ترا بادست خود بزير خاك پنهان نمودم، و خودم شخصا امورت را بعهده گرفتم، آرى در كتاب خدا آيه‏اى است كه سبب مى‏شود مصيبت‏ها را با آغوش باز بپذيريم: «ما همه از آن خدائيم و همه بسوى او باز خواهيم گشت» بقرة: 156.
راستى كه امانت پس گرفته شد، و گروگان دريافت گشت، و زهرا خيلى سريع از دستم ربوده شد. اى رسول خدا اكنون ديگرى چقدر اين آسمان نيلگون و زمين تيره و در نظرم زشت جلوه مى‏كند! امّا اندوهم هميشگى گشته، و شبم به بيدارى كشيده، اندوه هرگز از دلم رخت نبندد تا آنگاه كه خداوند همان سرايى را كه تو در آن مقيم گشته‏اى برايم برگزيند. غصّه‏اى دارم. بس دلخراش، و اندوهى دارم هيجان انگيز، چه زود ميان ما جدائى افتاد، من بخداوند شكوه مى‏برم.
و بزودى دختر تو از همدستى امّتت عليه من و غصب حقّ خودش بتو گزارش مى‏دهد، پس احوال را از او جويا شو، كه بسى غمهاى سوزانى كه در سينه داشت و راهى براى پخش آن نمى‏يافت، و بزودى بازگو خواهد نمود، و البتّه خداوند داورى مى‏كند و او بهترين داوران است.
اى رسول خدا بر تو درودى مى‏فرستم، درود وداع‏كننده‏اى كه نه خشمگين است و نه دلتنگ، بنا بر اين اگر باز گردم از روى ملامت و دلتنگى‏
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 320
نيست، و اگر بمانم از روى بدگمانى به وعده‏اى كه خداوند به صبر پيشگان داده نباشد، و البتّه كه صبر مباركتر و زيباتر است. و اگر بيم غلبه چيره‏شوندگان بر ما نبود (كه مرا سرزنش كنند يا قبر فاطمه را بشكافند) ماندن در نزد قبر تو را بر خود لازم مى‏نمودم، و در كنار آن به اعتكاف بسر ميبردم، و بر اين مصيبت بزرگ همچون مادرى فرزند از دست داده مى‏ناليدم. در برابر ديد خدا دخترت پنهانى بخاك سپرده گشته، و حقّش بزور ستانده مى‏شود، و آشكارا از ارث خود محروم مى‏گردد، و حال آنكه هنوز از عهد تو ديرى نپائيده و ياد تو فراموش نگشته است.
پس اى رسول خدا بسوى خداوند شكوه مى‏برم. و بهترين صبر صبر بر ماتم تو است، و صلوات و رحمت و بركات خداوند بر تو و بر او (فاطمه) باد».
مفيد، محمد بن محمد - استاد ولى، حسين، الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، 1جلد، آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1364ش.
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یامرتضییا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

الأمالي (للمفيد) ؛ النص ؛ ص281

7 قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الرَّازِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهُرْمُزَانِيِ‏ «1» عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ قَالَ‏ لَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ النَّبِيِّ وَصَّتْ إِلَى عَلِيٍّ أَنْ يَكْتُمَ أَمْرَهَا وَ يُخْفِيَ خَبَرَهَا وَ لَا يُؤْذِنَ أَحَداً بِمَرَضِهَا فَفَعَلَ ذَلِكَ وَ كَانَ يُمَرِّضُهَا بِنَفْسِهِ وَ تُعِينُهُ عَلَى ذَلِكَ أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ رَحِمَهَا اللَّهُ عَلَى اسْتِسْرَارٍ بِذَلِكَ كَمَا وَصَّتْ بِهِ- فَلَمَّا حَضَرَتْهَا الْوَفَاةُ وَصَّتْ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْ يَتَوَلَّى أَمْرَهَا وَ يَدْفِنَهَا لَيْلًا وَ يُعَفِّيَ قَبْرَهَا «2» فَتَوَلَّى ذَلِكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ دَفَنَهَا وَ عَفَّى مَوْضِعَ قَبْرِهَا فَلَمَّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ الْقَبْرِ هَاجَ بِهِ الْحُزْنُ فَأَرْسَلَ دُمُوعَهُ عَلَى خَدَّيْهِ وَ حَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مِنِّي وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنِ ابْنَتِكَ وَ حَبِيبَتِكَ- وَ قُرَّةِ عَيْنِكَ وَ زَائِرَتِكَ وَ الْبَائِتَةِ فِي الثَّرَى بِبُقْعَتِكَ وَ الْمُخْتَارِ لَهَا اللَّهُ سُرْعَةَ اللَّحَاقِ بِكَ قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ ضَعُفَ عَنْ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ تَجَلُّدِي- «3» إِلَّا أَنَّ فِي التَّأَسِّي لِي بِسُنَّتِكَ وَ الْحُزْنِ الَّذِي حَلَّ بِي بِفِرَاقِكَ مَوْضِعَ التَّعَزِّي-
______________________________
(1) السند في الكافي من أحمد بن إدريس إلى هنا كذلك و فيه الهرمزانى عن أبي عبد اللّه الحسين بن على عليهما السلام، و في بعض نسخ الكافي و كذا في الجامع:
«الهرمزاى»، و في بعض نسخ البحار: «الهروى».
(2) العفو: المحو و الانمحاء، و ينبغي جدا البحث و الفحص عن علة ذلك.
(3) التجلد: القوّة. و قوله «على ان في التأسى لي بسنتك» أي بسنة فرقتك، و المعنى أن المصيبة بفراقك كانت أعظم، فكما صبرت على تلك مع كونها أشدّ فلان أصبر على هذه أولى (البحار).
الأمالي (للمفيد)، النص، ص: 282
فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودِ قَبْرِكَ بَعْدَ أَنْ فَاضَتْ نَفْسُكَ عَلَى صَدْرِي وَ غَمَّضْتُكَ بِيَدِي‏ «1» وَ تَوَلَّيْتُ أَمْرَكَ بِنَفْسِي نَعَمْ وَ فِي كِتَابِ اللَّهِ أَنْعَمُ الْقَبُولِ‏ «2»- إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏- لَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ «3» وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ وَ اخْتُلِسَتِ الزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ الْخَضْرَاءَ وَ الْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ- لَا يَبْرَحُ الْحُزْنُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اللَّهُ لِي دَارَكَ الَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ كَمَدٌ مُقَيِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اللَّهِ أَشْكُو- وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ‏ «4» عَلَيَّ وَ عَلَى هَضْمِهَا حَقَّهَا فَاسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلًا وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اللَّهُ‏ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ* سَلَامٌ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا سَئِمٍ وَ لَا قَالٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ وَ الصَّبْرُ أَيْمَنُ‏
______________________________
(1) أي غيبتك بيدى في لحدك تحت الثرى.
(2) كذا في الكافي و البحار، أي فيه ما يصير سببا لقبول المصائب أنعم القبول.
و في النسخ: «أتم القول».
(3) يمكن أن يقرأ هذا و قرائنه على بناء المعلوم و المجهول، و خلس الشي‏ء:
أخذه في نهزة و مخاتلة، و الاختلاس أسرع من الخلس، و السهود: قلة النوم، و «أو» بمعنى «الى أن»، و الكمد- بالفتح و التحريك-: الحزن الشديد.
(4) التضافر و التظافر: التعاون، و في نسخ عندنا: «بتظاهر امّتك». و هضم فلانا:
ظلمه و غصبه. أى أعان بعضهم بعضا على اخراج الامر و نزع سلطانك من يدي و على عدم وصوله الى. و في الكافي و النهج: «فأحفها السؤال و استخبرها الحال». و الحال منصوب بنزع الخافض، أي عن الحال، أي عن قضايا التي مرت علينا من عدم ايتاء حقنا ايانا، و التوثب علينا و اخراجنا الى المسجد للبيعة مكرهين، ثمّ استبدادهم بالامر و عدم الالتفات الى ما نصصت على أمرتنا و ايفاء حقنا و لزوم مودتنا و غير ذلك.
الأمالي (للمفيد)، النص، ص: 283
وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لَا غَلَبَةُ الْمُسْتَوْلِينَ عَلَيْنَا لَجَعَلْتُ الْمُقَامَ‏ «1» عِنْدَ قَبْرِكَ لِزَاماً وَ لَلَبِثْتُ‏ «2» عِنْدَهُ مَعْكُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ الثَّكْلَى عَلَى جَلِيلِ الرَّزِيَّةِ فَبِعَيْنِ اللَّهِ تُدْفَنُ ابْنَتُكَ سِرّاً وَ تُهْتَضَمُ حَقَّهَا قَهْراً وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا جَهْراً وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلُ‏ «3» مِنْكَ الذِّكْرُ فَإِلَى اللَّهِ يَا رَسُولَ اللَّهِ الْمُشْتَكَى وَ فِيكَ أَجْمَلُ الْعَزَاءِ- وَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهَا وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏ «4»مفيد، محمد بن محمد، الأمالي (للمفيد)، 1جلد، كنگره شيخ مفيد - قم، چاپ: اول، 1413ق.
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى ؛ متن ؛ ص317


7- علىّ بن محمّد هرمزانى از امام سجّاد از پدرش امام حسين عليهما السّلام روايت كند كه آن حضرت فرمود: چون فاطمه دخت پيامبر بيمار شد به على وصيّت نمود كه امر او را كتمان، و خبرش را پوشيده دارد، و كسى را از بيمارى حضرتش آگاه نسازد، و آن حضرت چنين كرد. و خود حضرت‏
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 318
او را پرستارى مى‏كرد و اسماء و بنت عميس- رحمها اللَّه- پنهانى چنان كه فاطمه وصيت نموده بود- آن حضرت را كمك كار بود.
پس چون هنگام وفات آن حضرت فرا رسيد به امير المؤمنين وصيّت كرد كه شخصا كار او را بدست گيرد، و او را شبانه بخاك سپارد، و قبرش را ناپيدا سازد (با زمين يكسان كند كه جايش معلوم نباشد). پس امير المؤمنين خود اين كار را بعهده گرفته و حضرت را بخاك سپرد، و محلّ قبر او را ناپيدا ساخت. چون دست مبارك از خاك قبر برفشاند اندوه و غم بر دلش هجوم آورد، پس سيلاب اشك بر گونه‏اش جارى ساخت، و رو بجانب قبر رسول خدا گرداند و گفت:
«اى رسول خدا از من بر تو سلام باد، و سلام باد بر تو از جانب دخترت و حبيبه‏ات و نور ديده‏ات و زائرت و كسى كه در آرامگاه تو در ميان خاك خفته و آن كس كه خداوند زود رسيدن بتو را برايش برگزيده است. يا رسول اللَّه صبرم در فراق دخت برگزيده‏ات كاسته شده، و تاب و توانم در فراق سرور زنان به سستى گرائيده جز اينكه در تأسى من به سنّت تو و در اندوهى كه با جدائى تو بر من فرود آمد جاى صبر و بردبارى (بر عزاى فاطمه) باقى است، همانا من تو را در لحد
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 319
آرامگاهت نهادم پس از آنكه جان مقدّست بر روى سينه‏ام جارى گشت (هنگام جاندادن سرت بسينه من چسبيده بود)، و ترا بادست خود بزير خاك پنهان نمودم، و خودم شخصا امورت را بعهده گرفتم، آرى در كتاب خدا آيه‏اى است كه سبب مى‏شود مصيبت‏ها را با آغوش باز بپذيريم: «ما همه از آن خدائيم و همه بسوى او باز خواهيم گشت» بقرة: 156.
راستى كه امانت پس گرفته شد، و گروگان دريافت گشت، و زهرا خيلى سريع از دستم ربوده شد. اى رسول خدا اكنون ديگرى چقدر اين آسمان نيلگون و زمين تيره و در نظرم زشت جلوه مى‏كند! امّا اندوهم هميشگى گشته، و شبم به بيدارى كشيده، اندوه هرگز از دلم رخت نبندد تا آنگاه كه خداوند همان سرايى را كه تو در آن مقيم گشته‏اى برايم برگزيند. غصّه‏اى دارم. بس دلخراش، و اندوهى دارم هيجان انگيز، چه زود ميان ما جدائى افتاد، من بخداوند شكوه مى‏برم.
و بزودى دختر تو از همدستى امّتت عليه من و غصب حقّ خودش بتو گزارش مى‏دهد، پس احوال را از او جويا شو، كه بسى غمهاى سوزانى كه در سينه داشت و راهى براى پخش آن نمى‏يافت، و بزودى بازگو خواهد نمود، و البتّه خداوند داورى مى‏كند و او بهترين داوران است.
اى رسول خدا بر تو درودى مى‏فرستم، درود وداع‏كننده‏اى كه نه خشمگين است و نه دلتنگ، بنا بر اين اگر باز گردم از روى ملامت و دلتنگى‏
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 320
نيست، و اگر بمانم از روى بدگمانى به وعده‏اى كه خداوند به صبر پيشگان داده نباشد، و البتّه كه صبر مباركتر و زيباتر است. و اگر بيم غلبه چيره‏شوندگان بر ما نبود (كه مرا سرزنش كنند يا قبر فاطمه را بشكافند) ماندن در نزد قبر تو را بر خود لازم مى‏نمودم، و در كنار آن به اعتكاف بسر ميبردم، و بر اين مصيبت بزرگ همچون مادرى فرزند از دست داده مى‏ناليدم. در برابر ديد خدا دخترت پنهانى بخاك سپرده گشته، و حقّش بزور ستانده مى‏شود، و آشكارا از ارث خود محروم مى‏گردد، و حال آنكه هنوز از عهد تو ديرى نپائيده و ياد تو فراموش نگشته است.
پس اى رسول خدا بسوى خداوند شكوه مى‏برم. و بهترين صبر صبر بر ماتم تو است، و صلوات و رحمت و بركات خداوند بر تو و بر او (فاطمه) باد».
مفيد، محمد بن محمد - استاد ولى، حسين، الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، 1جلد، آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1364ش.
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یامرتضییا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

الأمالي (للمفيد) ؛ النص ؛ ص281

7 قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الرَّازِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهُرْمُزَانِيِ‏ «1» عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ قَالَ‏ لَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ النَّبِيِّ وَصَّتْ إِلَى عَلِيٍّ أَنْ يَكْتُمَ أَمْرَهَا وَ يُخْفِيَ خَبَرَهَا وَ لَا يُؤْذِنَ أَحَداً بِمَرَضِهَا فَفَعَلَ ذَلِكَ وَ كَانَ يُمَرِّضُهَا بِنَفْسِهِ وَ تُعِينُهُ عَلَى ذَلِكَ أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ رَحِمَهَا اللَّهُ عَلَى اسْتِسْرَارٍ بِذَلِكَ كَمَا وَصَّتْ بِهِ- فَلَمَّا حَضَرَتْهَا الْوَفَاةُ وَصَّتْ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْ يَتَوَلَّى أَمْرَهَا وَ يَدْفِنَهَا لَيْلًا وَ يُعَفِّيَ قَبْرَهَا «2» فَتَوَلَّى ذَلِكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ دَفَنَهَا وَ عَفَّى مَوْضِعَ قَبْرِهَا فَلَمَّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ الْقَبْرِ هَاجَ بِهِ الْحُزْنُ فَأَرْسَلَ دُمُوعَهُ عَلَى خَدَّيْهِ وَ حَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مِنِّي وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنِ ابْنَتِكَ وَ حَبِيبَتِكَ- وَ قُرَّةِ عَيْنِكَ وَ زَائِرَتِكَ وَ الْبَائِتَةِ فِي الثَّرَى بِبُقْعَتِكَ وَ الْمُخْتَارِ لَهَا اللَّهُ سُرْعَةَ اللَّحَاقِ بِكَ قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ ضَعُفَ عَنْ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ تَجَلُّدِي- «3» إِلَّا أَنَّ فِي التَّأَسِّي لِي بِسُنَّتِكَ وَ الْحُزْنِ الَّذِي حَلَّ بِي بِفِرَاقِكَ مَوْضِعَ التَّعَزِّي-
______________________________
(1) السند في الكافي من أحمد بن إدريس إلى هنا كذلك و فيه الهرمزانى عن أبي عبد اللّه الحسين بن على عليهما السلام، و في بعض نسخ الكافي و كذا في الجامع:
«الهرمزاى»، و في بعض نسخ البحار: «الهروى».
(2) العفو: المحو و الانمحاء، و ينبغي جدا البحث و الفحص عن علة ذلك.
(3) التجلد: القوّة. و قوله «على ان في التأسى لي بسنتك» أي بسنة فرقتك، و المعنى أن المصيبة بفراقك كانت أعظم، فكما صبرت على تلك مع كونها أشدّ فلان أصبر على هذه أولى (البحار).
الأمالي (للمفيد)، النص، ص: 282
فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودِ قَبْرِكَ بَعْدَ أَنْ فَاضَتْ نَفْسُكَ عَلَى صَدْرِي وَ غَمَّضْتُكَ بِيَدِي‏ «1» وَ تَوَلَّيْتُ أَمْرَكَ بِنَفْسِي نَعَمْ وَ فِي كِتَابِ اللَّهِ أَنْعَمُ الْقَبُولِ‏ «2»- إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏- لَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ «3» وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ وَ اخْتُلِسَتِ الزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ الْخَضْرَاءَ وَ الْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ- لَا يَبْرَحُ الْحُزْنُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اللَّهُ لِي دَارَكَ الَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ كَمَدٌ مُقَيِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اللَّهِ أَشْكُو- وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ‏ «4» عَلَيَّ وَ عَلَى هَضْمِهَا حَقَّهَا فَاسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلًا وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اللَّهُ‏ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ* سَلَامٌ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا سَئِمٍ وَ لَا قَالٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ وَ الصَّبْرُ أَيْمَنُ‏
______________________________
(1) أي غيبتك بيدى في لحدك تحت الثرى.
(2) كذا في الكافي و البحار، أي فيه ما يصير سببا لقبول المصائب أنعم القبول.
و في النسخ: «أتم القول».
(3) يمكن أن يقرأ هذا و قرائنه على بناء المعلوم و المجهول، و خلس الشي‏ء:
أخذه في نهزة و مخاتلة، و الاختلاس أسرع من الخلس، و السهود: قلة النوم، و «أو» بمعنى «الى أن»، و الكمد- بالفتح و التحريك-: الحزن الشديد.
(4) التضافر و التظافر: التعاون، و في نسخ عندنا: «بتظاهر امّتك». و هضم فلانا:
ظلمه و غصبه. أى أعان بعضهم بعضا على اخراج الامر و نزع سلطانك من يدي و على عدم وصوله الى. و في الكافي و النهج: «فأحفها السؤال و استخبرها الحال». و الحال منصوب بنزع الخافض، أي عن الحال، أي عن قضايا التي مرت علينا من عدم ايتاء حقنا ايانا، و التوثب علينا و اخراجنا الى المسجد للبيعة مكرهين، ثمّ استبدادهم بالامر و عدم الالتفات الى ما نصصت على أمرتنا و ايفاء حقنا و لزوم مودتنا و غير ذلك.
الأمالي (للمفيد)، النص، ص: 283
وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لَا غَلَبَةُ الْمُسْتَوْلِينَ عَلَيْنَا لَجَعَلْتُ الْمُقَامَ‏ «1» عِنْدَ قَبْرِكَ لِزَاماً وَ لَلَبِثْتُ‏ «2» عِنْدَهُ مَعْكُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ الثَّكْلَى عَلَى جَلِيلِ الرَّزِيَّةِ فَبِعَيْنِ اللَّهِ تُدْفَنُ ابْنَتُكَ سِرّاً وَ تُهْتَضَمُ حَقَّهَا قَهْراً وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا جَهْراً وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلُ‏ «3» مِنْكَ الذِّكْرُ فَإِلَى اللَّهِ يَا رَسُولَ اللَّهِ الْمُشْتَكَى وَ فِيكَ أَجْمَلُ الْعَزَاءِ- وَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهَا وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏ «4»مفيد، محمد بن محمد، الأمالي (للمفيد)، 1جلد، كنگره شيخ مفيد - قم، چاپ: اول، 1413ق.
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى ؛ متن ؛ ص317


7- علىّ بن محمّد هرمزانى از امام سجّاد از پدرش امام حسين عليهما السّلام روايت كند كه آن حضرت فرمود: چون فاطمه دخت پيامبر بيمار شد به على وصيّت نمود كه امر او را كتمان، و خبرش را پوشيده دارد، و كسى را از بيمارى حضرتش آگاه نسازد، و آن حضرت چنين كرد. و خود حضرت‏
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 318
او را پرستارى مى‏كرد و اسماء و بنت عميس- رحمها اللَّه- پنهانى چنان كه فاطمه وصيت نموده بود- آن حضرت را كمك كار بود.
پس چون هنگام وفات آن حضرت فرا رسيد به امير المؤمنين وصيّت كرد كه شخصا كار او را بدست گيرد، و او را شبانه بخاك سپارد، و قبرش را ناپيدا سازد (با زمين يكسان كند كه جايش معلوم نباشد). پس امير المؤمنين خود اين كار را بعهده گرفته و حضرت را بخاك سپرد، و محلّ قبر او را ناپيدا ساخت. چون دست مبارك از خاك قبر برفشاند اندوه و غم بر دلش هجوم آورد، پس سيلاب اشك بر گونه‏اش جارى ساخت، و رو بجانب قبر رسول خدا گرداند و گفت:
«اى رسول خدا از من بر تو سلام باد، و سلام باد بر تو از جانب دخترت و حبيبه‏ات و نور ديده‏ات و زائرت و كسى كه در آرامگاه تو در ميان خاك خفته و آن كس كه خداوند زود رسيدن بتو را برايش برگزيده است. يا رسول اللَّه صبرم در فراق دخت برگزيده‏ات كاسته شده، و تاب و توانم در فراق سرور زنان به سستى گرائيده جز اينكه در تأسى من به سنّت تو و در اندوهى كه با جدائى تو بر من فرود آمد جاى صبر و بردبارى (بر عزاى فاطمه) باقى است، همانا من تو را در لحد
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 319
آرامگاهت نهادم پس از آنكه جان مقدّست بر روى سينه‏ام جارى گشت (هنگام جاندادن سرت بسينه من چسبيده بود)، و ترا بادست خود بزير خاك پنهان نمودم، و خودم شخصا امورت را بعهده گرفتم، آرى در كتاب خدا آيه‏اى است كه سبب مى‏شود مصيبت‏ها را با آغوش باز بپذيريم: «ما همه از آن خدائيم و همه بسوى او باز خواهيم گشت» بقرة: 156.
راستى كه امانت پس گرفته شد، و گروگان دريافت گشت، و زهرا خيلى سريع از دستم ربوده شد. اى رسول خدا اكنون ديگرى چقدر اين آسمان نيلگون و زمين تيره و در نظرم زشت جلوه مى‏كند! امّا اندوهم هميشگى گشته، و شبم به بيدارى كشيده، اندوه هرگز از دلم رخت نبندد تا آنگاه كه خداوند همان سرايى را كه تو در آن مقيم گشته‏اى برايم برگزيند. غصّه‏اى دارم. بس دلخراش، و اندوهى دارم هيجان انگيز، چه زود ميان ما جدائى افتاد، من بخداوند شكوه مى‏برم.
و بزودى دختر تو از همدستى امّتت عليه من و غصب حقّ خودش بتو گزارش مى‏دهد، پس احوال را از او جويا شو، كه بسى غمهاى سوزانى كه در سينه داشت و راهى براى پخش آن نمى‏يافت، و بزودى بازگو خواهد نمود، و البتّه خداوند داورى مى‏كند و او بهترين داوران است.
اى رسول خدا بر تو درودى مى‏فرستم، درود وداع‏كننده‏اى كه نه خشمگين است و نه دلتنگ، بنا بر اين اگر باز گردم از روى ملامت و دلتنگى‏
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 320
نيست، و اگر بمانم از روى بدگمانى به وعده‏اى كه خداوند به صبر پيشگان داده نباشد، و البتّه كه صبر مباركتر و زيباتر است. و اگر بيم غلبه چيره‏شوندگان بر ما نبود (كه مرا سرزنش كنند يا قبر فاطمه را بشكافند) ماندن در نزد قبر تو را بر خود لازم مى‏نمودم، و در كنار آن به اعتكاف بسر ميبردم، و بر اين مصيبت بزرگ همچون مادرى فرزند از دست داده مى‏ناليدم. در برابر ديد خدا دخترت پنهانى بخاك سپرده گشته، و حقّش بزور ستانده مى‏شود، و آشكارا از ارث خود محروم مى‏گردد، و حال آنكه هنوز از عهد تو ديرى نپائيده و ياد تو فراموش نگشته است.
پس اى رسول خدا بسوى خداوند شكوه مى‏برم. و بهترين صبر صبر بر ماتم تو است، و صلوات و رحمت و بركات خداوند بر تو و بر او (فاطمه) باد».
مفيد، محمد بن محمد - استاد ولى، حسين، الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، 1جلد، آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1364ش.
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یامرتضییا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا زهرا پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

الأمالي (للمفيد) ؛ النص ؛ ص281

7 قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الرَّازِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهُرْمُزَانِيِ‏ «1» عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ قَالَ‏ لَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ النَّبِيِّ وَصَّتْ إِلَى عَلِيٍّ أَنْ يَكْتُمَ أَمْرَهَا وَ يُخْفِيَ خَبَرَهَا وَ لَا يُؤْذِنَ أَحَداً بِمَرَضِهَا فَفَعَلَ ذَلِكَ وَ كَانَ يُمَرِّضُهَا بِنَفْسِهِ وَ تُعِينُهُ عَلَى ذَلِكَ أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ رَحِمَهَا اللَّهُ عَلَى اسْتِسْرَارٍ بِذَلِكَ كَمَا وَصَّتْ بِهِ- فَلَمَّا حَضَرَتْهَا الْوَفَاةُ وَصَّتْ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْ يَتَوَلَّى أَمْرَهَا وَ يَدْفِنَهَا لَيْلًا وَ يُعَفِّيَ قَبْرَهَا «2» فَتَوَلَّى ذَلِكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ دَفَنَهَا وَ عَفَّى مَوْضِعَ قَبْرِهَا فَلَمَّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ الْقَبْرِ هَاجَ بِهِ الْحُزْنُ فَأَرْسَلَ دُمُوعَهُ عَلَى خَدَّيْهِ وَ حَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مِنِّي وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنِ ابْنَتِكَ وَ حَبِيبَتِكَ- وَ قُرَّةِ عَيْنِكَ وَ زَائِرَتِكَ وَ الْبَائِتَةِ فِي الثَّرَى بِبُقْعَتِكَ وَ الْمُخْتَارِ لَهَا اللَّهُ سُرْعَةَ اللَّحَاقِ بِكَ قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ ضَعُفَ عَنْ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ تَجَلُّدِي- «3» إِلَّا أَنَّ فِي التَّأَسِّي لِي بِسُنَّتِكَ وَ الْحُزْنِ الَّذِي حَلَّ بِي بِفِرَاقِكَ مَوْضِعَ التَّعَزِّي-
______________________________
(1) السند في الكافي من أحمد بن إدريس إلى هنا كذلك و فيه الهرمزانى عن أبي عبد اللّه الحسين بن على عليهما السلام، و في بعض نسخ الكافي و كذا في الجامع:
«الهرمزاى»، و في بعض نسخ البحار: «الهروى».
(2) العفو: المحو و الانمحاء، و ينبغي جدا البحث و الفحص عن علة ذلك.
(3) التجلد: القوّة. و قوله «على ان في التأسى لي بسنتك» أي بسنة فرقتك، و المعنى أن المصيبة بفراقك كانت أعظم، فكما صبرت على تلك مع كونها أشدّ فلان أصبر على هذه أولى (البحار).
الأمالي (للمفيد)، النص، ص: 282
فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودِ قَبْرِكَ بَعْدَ أَنْ فَاضَتْ نَفْسُكَ عَلَى صَدْرِي وَ غَمَّضْتُكَ بِيَدِي‏ «1» وَ تَوَلَّيْتُ أَمْرَكَ بِنَفْسِي نَعَمْ وَ فِي كِتَابِ اللَّهِ أَنْعَمُ الْقَبُولِ‏ «2»- إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏- لَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ «3» وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ وَ اخْتُلِسَتِ الزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ الْخَضْرَاءَ وَ الْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ- لَا يَبْرَحُ الْحُزْنُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اللَّهُ لِي دَارَكَ الَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ كَمَدٌ مُقَيِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اللَّهِ أَشْكُو- وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ‏ «4» عَلَيَّ وَ عَلَى هَضْمِهَا حَقَّهَا فَاسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلًا وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اللَّهُ‏ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ* سَلَامٌ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا سَئِمٍ وَ لَا قَالٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ وَ الصَّبْرُ أَيْمَنُ‏
______________________________
(1) أي غيبتك بيدى في لحدك تحت الثرى.
(2) كذا في الكافي و البحار، أي فيه ما يصير سببا لقبول المصائب أنعم القبول.
و في النسخ: «أتم القول».
(3) يمكن أن يقرأ هذا و قرائنه على بناء المعلوم و المجهول، و خلس الشي‏ء:
أخذه في نهزة و مخاتلة، و الاختلاس أسرع من الخلس، و السهود: قلة النوم، و «أو» بمعنى «الى أن»، و الكمد- بالفتح و التحريك-: الحزن الشديد.
(4) التضافر و التظافر: التعاون، و في نسخ عندنا: «بتظاهر امّتك». و هضم فلانا:
ظلمه و غصبه. أى أعان بعضهم بعضا على اخراج الامر و نزع سلطانك من يدي و على عدم وصوله الى. و في الكافي و النهج: «فأحفها السؤال و استخبرها الحال». و الحال منصوب بنزع الخافض، أي عن الحال، أي عن قضايا التي مرت علينا من عدم ايتاء حقنا ايانا، و التوثب علينا و اخراجنا الى المسجد للبيعة مكرهين، ثمّ استبدادهم بالامر و عدم الالتفات الى ما نصصت على أمرتنا و ايفاء حقنا و لزوم مودتنا و غير ذلك.
الأمالي (للمفيد)، النص، ص: 283
وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لَا غَلَبَةُ الْمُسْتَوْلِينَ عَلَيْنَا لَجَعَلْتُ الْمُقَامَ‏ «1» عِنْدَ قَبْرِكَ لِزَاماً وَ لَلَبِثْتُ‏ «2» عِنْدَهُ مَعْكُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ الثَّكْلَى عَلَى جَلِيلِ الرَّزِيَّةِ فَبِعَيْنِ اللَّهِ تُدْفَنُ ابْنَتُكَ سِرّاً وَ تُهْتَضَمُ حَقَّهَا قَهْراً وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا جَهْراً وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلُ‏ «3» مِنْكَ الذِّكْرُ فَإِلَى اللَّهِ يَا رَسُولَ اللَّهِ الْمُشْتَكَى وَ فِيكَ أَجْمَلُ الْعَزَاءِ- وَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهَا وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏ «4»مفيد، محمد بن محمد، الأمالي (للمفيد)، 1جلد، كنگره شيخ مفيد - قم، چاپ: اول، 1413ق.
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى ؛ متن ؛ ص317


7- علىّ بن محمّد هرمزانى از امام سجّاد از پدرش امام حسين عليهما السّلام روايت كند كه آن حضرت فرمود: چون فاطمه دخت پيامبر بيمار شد به على وصيّت نمود كه امر او را كتمان، و خبرش را پوشيده دارد، و كسى را از بيمارى حضرتش آگاه نسازد، و آن حضرت چنين كرد. و خود حضرت‏
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 318
او را پرستارى مى‏كرد و اسماء و بنت عميس- رحمها اللَّه- پنهانى چنان كه فاطمه وصيت نموده بود- آن حضرت را كمك كار بود.
پس چون هنگام وفات آن حضرت فرا رسيد به امير المؤمنين وصيّت كرد كه شخصا كار او را بدست گيرد، و او را شبانه بخاك سپارد، و قبرش را ناپيدا سازد (با زمين يكسان كند كه جايش معلوم نباشد). پس امير المؤمنين خود اين كار را بعهده گرفته و حضرت را بخاك سپرد، و محلّ قبر او را ناپيدا ساخت. چون دست مبارك از خاك قبر برفشاند اندوه و غم بر دلش هجوم آورد، پس سيلاب اشك بر گونه‏اش جارى ساخت، و رو بجانب قبر رسول خدا گرداند و گفت:
«اى رسول خدا از من بر تو سلام باد، و سلام باد بر تو از جانب دخترت و حبيبه‏ات و نور ديده‏ات و زائرت و كسى كه در آرامگاه تو در ميان خاك خفته و آن كس كه خداوند زود رسيدن بتو را برايش برگزيده است. يا رسول اللَّه صبرم در فراق دخت برگزيده‏ات كاسته شده، و تاب و توانم در فراق سرور زنان به سستى گرائيده جز اينكه در تأسى من به سنّت تو و در اندوهى كه با جدائى تو بر من فرود آمد جاى صبر و بردبارى (بر عزاى فاطمه) باقى است، همانا من تو را در لحد
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 319
آرامگاهت نهادم پس از آنكه جان مقدّست بر روى سينه‏ام جارى گشت (هنگام جاندادن سرت بسينه من چسبيده بود)، و ترا بادست خود بزير خاك پنهان نمودم، و خودم شخصا امورت را بعهده گرفتم، آرى در كتاب خدا آيه‏اى است كه سبب مى‏شود مصيبت‏ها را با آغوش باز بپذيريم: «ما همه از آن خدائيم و همه بسوى او باز خواهيم گشت» بقرة: 156.
راستى كه امانت پس گرفته شد، و گروگان دريافت گشت، و زهرا خيلى سريع از دستم ربوده شد. اى رسول خدا اكنون ديگرى چقدر اين آسمان نيلگون و زمين تيره و در نظرم زشت جلوه مى‏كند! امّا اندوهم هميشگى گشته، و شبم به بيدارى كشيده، اندوه هرگز از دلم رخت نبندد تا آنگاه كه خداوند همان سرايى را كه تو در آن مقيم گشته‏اى برايم برگزيند. غصّه‏اى دارم. بس دلخراش، و اندوهى دارم هيجان انگيز، چه زود ميان ما جدائى افتاد، من بخداوند شكوه مى‏برم.
و بزودى دختر تو از همدستى امّتت عليه من و غصب حقّ خودش بتو گزارش مى‏دهد، پس احوال را از او جويا شو، كه بسى غمهاى سوزانى كه در سينه داشت و راهى براى پخش آن نمى‏يافت، و بزودى بازگو خواهد نمود، و البتّه خداوند داورى مى‏كند و او بهترين داوران است.
اى رسول خدا بر تو درودى مى‏فرستم، درود وداع‏كننده‏اى كه نه خشمگين است و نه دلتنگ، بنا بر اين اگر باز گردم از روى ملامت و دلتنگى‏
الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، متن، ص: 320
نيست، و اگر بمانم از روى بدگمانى به وعده‏اى كه خداوند به صبر پيشگان داده نباشد، و البتّه كه صبر مباركتر و زيباتر است. و اگر بيم غلبه چيره‏شوندگان بر ما نبود (كه مرا سرزنش كنند يا قبر فاطمه را بشكافند) ماندن در نزد قبر تو را بر خود لازم مى‏نمودم، و در كنار آن به اعتكاف بسر ميبردم، و بر اين مصيبت بزرگ همچون مادرى فرزند از دست داده مى‏ناليدم. در برابر ديد خدا دخترت پنهانى بخاك سپرده گشته، و حقّش بزور ستانده مى‏شود، و آشكارا از ارث خود محروم مى‏گردد، و حال آنكه هنوز از عهد تو ديرى نپائيده و ياد تو فراموش نگشته است.
پس اى رسول خدا بسوى خداوند شكوه مى‏برم. و بهترين صبر صبر بر ماتم تو است، و صلوات و رحمت و بركات خداوند بر تو و بر او (فاطمه) باد».
مفيد، محمد بن محمد - استاد ولى، حسين، الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى، 1جلد، آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1364ش.
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یامرتضییا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
"

9 ساعت پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:03PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند