بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

عبدالعلی69 عبدالعلی69 حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 72
  1. عبدالعلی69
    Monday 15 January 2018
    عبدالعلی69
    ممنون ومتشکر جزاک لله خیرا بله اصطلاح سقیفه گردان بهتره تا سقیفه ساز
  2. tablooaraz
    Wednesday 10 January 2018
    tablooaraz
    در حال حاضر دنیای اینترنت و وب بسیار گسترده شده است و مردم جهان حالا مدت زیادی از زمان خود را در اینترنت سپری میکنند.
    در این وضعیت نقش طراحی سایت به عنوان معماران اصلی این دنیا بسیار مهم و پررنگ است. حال طراحی و معماری این دنیای تکنولوژی دارای اصول و قوانین مشخصی است که تمامی طراحان وب باید آن را رعایت کنند. مسئله مهمی که تمامی طراحان وب بایستی به آن توجه داشته باشند این است که یک وب سایت خوب به طرح گرافیکی زیبا و مناسب با زمینه فعالیت وب سایت و بدون پیچیدگی همراه با منوی کاربردی و چیدمان صحیح اطلاعات نیازمند است. یکی از مسائل مهم در طراحی وب سایت بررسی املای مطالب وب سایت است. دقت کنید که وجود غلط املایی در مطالب یکی از بدترین نکات در طراحی وب سایت به شمار میرود. در کنار این که اطلاعات نبایستی غلط املایی داشته باشند ، میزان غنی بودن اطلاعات وب سایت نیز بسیار مهم است. دقت کنید هر چه قدر وب سایت شما از نظر ظاهری زیبا باشد اما دارای محتوای باارزشی نباشد بازدیدکنندگان وب سایت دیگر تمایلی برای بازگشت به سایت ندارند.
  3. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
    Tham khảo bài liên quan: http://suckhoetoday.com/threads/5140...9922#post59922
    525340916
  4. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
  5. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi không chỉ là dòng gia vị thông thường mà nó còn tồn tại công dụng giống như một loại thuốc kháng sinh, làm tăng hệ miễn dịch của thân thể, giúp phụ nữ giảm được nguy cơ mắc các chứng bệnh do vi sinh vật hay virus tấn công. hơn thế, tỏi còn là chất “xúc tác” giúp cho vết thương mau lành, hạn chế khả năng viêm. Tham khảo: http://iblogyeuxa.blogspot.com/2017/...oi-toi-en.html 149790191
  6. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi được sử dụng thường thấy trong đời sống thường xuyên của con người. Từ xa xưa đời, con người đã biết dùng tỏi đen để chữa bệnh như nhỏ nước tỏi vào mũi để chống cúm, nhỏ mũi cho gà để trị liệu và phòng tránh bệnh... Xem thêm chủ đề tham khảo: tỏi 153392493
  7. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi đen được coi là một loại gia vị thường được biết đến với lợi ích đem lại rất đông ích lợi cho sức đề kháng con người. tuy nhiên, ăn tỏi đen cũng như các thức ăn khác có khả năng mang đến các mối nguy hiểm cho sức khỏe nếu ăn không đúng cách. Tham khảo chủ đề liên quan: ptrietlongtangoc.blogspot.com 168140694
  8. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi gây kích ứng hệ tiêu hóa: Allicin trong tỏi cũng có thể gây kích thích hoặc thậm chí gây tổn hại đến đường tiêu hóa. Do đó, chỉ nên ăn vừa đủ, chưa thể lạm dụng ăn nhiều củ tỏi sống và nếu bị nghi vấn hệ tiêu hóa bị kích thích, hãy tìm hiểu ý kiến bác sĩ. Tham khảo: https://hndaynghetrangdiem.blogspot.com 161393214
  9. luhan9x
    Wednesday 31 May 2017
    luhan9x
    củ tỏi tươi đã giỏi cho sức đề kháng, sau quá trình đã lên men 50-60 ngày ở độ nóng thích hợp, củ tỏi tươi chuyển hóa thành củ tỏi cùng những thành tố chống ô xi hóa cực cao, giúp đỡ chữa trị và phòng ngừa các bệnh ung thư rất chất lượng.Công dụng của tỏi được các chuyên gia về y tế, hóa học gọi với cái tên “Thần dược của cuộc sống” . tỏi đen là 1 trong những dược chất quý được so sánh cao hơn cả Sâm, linh chi, nhung hươu,….. vì tính dược lý quý báu của chúng.
    Tham khảo thêm: http://vkyniemtuoitho.blogspot.com/2...m-lanh-tu.html
    419728284
  10. luhan9x
    Tuesday 30 May 2017
    luhan9x
    Tỏi chữa bệnh gì : Giúp đảm bảo gan
    củ tỏi có lợi ích có khả năng kìm chế được những lipid peroxidase trên gan bị tổn thương, chống oxy hóa,và bảo đảm an toàn cấu tạo của gan. các thành phần allicin ở trong tỏi sẽ làm cho những tế bào giả độc trong gan tốt hơn.

    Tham khảo chủ đề liên quan: http://iblogyeutham.blogspot.com/201...ng-toi-ra.html
    464300980

درباره من

  • درباره عبدالعلی69
    مکان
    نعیم
    جنسيت
    مرد
  • امضا
    اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
    اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
    قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
    یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
    اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 26 دقيقه پيش
  • تاريخ ثبت نام: Saturday 14 December 2013

اطرافیان

نمایش 1 تا 8 از 8 آشنایان
  • noorolanvar
    • noorolanvar حاضر نيست
  • P E Y M A N
    • P E Y M A N حاضر نيست
  • Zaynab
    • Zaynab
    • تموم دنیا پیش آرزوی من حقیره!
    • Zaynab حاضر نيست
  • ZYGORAT
    • ZYGORAT حاضر نيست
  • علوی
    • علوی
    • اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
    • علوی حاضر نيست
  • غلامعلی80
    • غلامعلی80 حاضر نيست
  • مبلغ
    • مبلغ حاضر نيست
    • ارسال پيام توسط Yahoo به مبلغ
  • مقداد
    • مقداد
    • همسایه حضرت معصومه سلام الله علیها و علی اخیها
    • مقداد حاضر نيست

اشاره

Friday 2 February 2018
03:24PM - عبدالعلی69 از info در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
... بفرمایید. info_feghahat http://th...
03:24PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
...جره فقاهت hojre_feghahat
Wednesday 17 January 2018
12:07AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی نام برد
... فقاهت hojre_feghahat
Sunday 3 December 2017
12:12AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: یا علی نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: شهادت محسن بن علی علیهما السلام تسلیت نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: اشلره ای به توطئه های کودتا چیان سقیفه وشهادت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه واله وسلم نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:10AM - نوشته های حذف شده
12:09AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:08AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
Sunday 12 November 2017
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: گر فاطمه نبود احمد وحیدری نبود نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:27PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا زهرا نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا علی نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
Wednesday 13 September 2017
06:42AM - عبدالعلی69 از rend در ج: یا علی نام برد
...عه ص 385_386 rendane14
Sunday 20 August 2017
11:13AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...ره فقاهت hojre_feghahat
Saturday 19 August 2017
07:15PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: یا علی نام برد
...ه فقاهت hojre_feghahat
Thursday 10 August 2017
06:31AM - عبدالعلی69 از Ayat در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
... می‌کند. Ayatollah_bahjat ⇦join
06:31AM - عبدالعلی69 از Ayat در ج: یا علی نام برد
... می‌کند. Ayatollah_bahjat ⇦join
Sunday 23 July 2017
10:47AM - عبدالعلی69 از mola در ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم نام برد
...یه السلام molaAliNet پایگاه...

نقل قول

Thursday 27 September 2018
11:18AM - صبح گفتاری از عبدالعلی69 در ج: تسلیت به ایتالیا / بی تفاوتی نسبت به همسایه و هم‌کیش! واقعا چرا؟ نقل کرد
ارمان مستضعفان و.....مس...
Sunday 12 August 2018
07:40PM - khalerize گفتاری از عبدالعلی69 در ج: ***شهادت امام جواد وجود به موجود بر یگانه جواد وجود به موجو دشناس وجود تسلیت *** نقل کرد
اللهم صل علی محمد وال ...
Thursday 10 May 2018
03:01PM - جوجو گفتاری از عبدالعلی69 در شجره ودرخت طوبی و حقیقت بهشت "الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ‏ نقل کرد
:smile07:شجره ودرخت طوبی ...
11:43AM - صبح گفتاری از عبدالعلی69 در ج: ترامپ برجام را پاره کرد! نقل کرد
آمریکا گاو وحشی شیرده...
Tuesday 17 April 2018
03:12PM - نوشته های حذف شده
Sunday 15 April 2018
01:10AM - عبدالعلی69 گفتاری از فقط خدا در ج: مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (1) نقل کرد
و هنوز هم منتظریم ک...
Sunday 25 February 2018
01:04PM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
خیال میکنم بجای تاسف ...
Friday 23 February 2018
03:39PM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
بله وقوع یافته خیلی س...
11:39AM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
یکیش دروغه 2 ازادی بیا...
Sunday 11 February 2018
11:04AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
با شاهد آوردن فق...
Saturday 10 February 2018
11:49AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
اولا بررسی های م...
Friday 9 February 2018
11:12AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
شاید شما با استن...
Wednesday 7 February 2018
07:20PM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
آن چه ما در احتر...
07:18PM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
سابقه مشعشع شما ...
03:08PM - ناقد گفتاری از عبدالعلی69 در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
به به وهابی عزیز خوبه...
Wednesday 17 January 2018
03:43PM - عبدالعلی69 گفتاری از سپهران در ج: أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس. نقل کرد
با سلام استفاده ک...
12:44AM - عبدالعلی69 گفتاری از ياور در ج: اگر تمامي ايات شرك مربوط به اعراب است پس شرك زمان ما چيست ؟؟ نقل کرد
يا الله اللهم ...
Monday 15 January 2018
11:20PM - عبدالعلی69 گفتاری از Freedom1 در ج: موحد در دار وجود کیست ؟؟؟ نقل کرد
ا من حتی یک ذره ...
Sunday 24 December 2017
11:32PM - عبدالعلی69 گفتاری از ThanhLam8686 در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نقل کرد
IN BÓNG BAY - IN LOGO LÊN BÓNG...
Wednesday 20 December 2017
03:06PM - عبدالعلی69 گفتاری از السيد الاميني در ج: مشروعيت توسل از قران و معصومين نقل کرد
السلام علیکم چرا به معصو...

دیوارۀ کاربر

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
http://www.ayehayeentezar.com/galler...3441574886.gif
یا علی ای یگانه مظلو ماسوی
یا حسین
زیارت اربعین از شعائر الهی است

مرحوم آیت الله بهجت
گزارش یک مسلمان انگلیسی از زیارت اربعین

لهجه غلیظ بریتیش و کفش گرانقیمت نایک ای که پایم بود، باعث می شد نگاه ها به من کمی با تعجب و کنجکاوانه باشد. اما همین که چشم در چشم کسی می شدم، لبخند گرمی تحویلم می داد. هر کسی سعی می کرد هر طور که شده، کاری برایم بکند.

مثلا برای اینکه سبک بار باشم، چند دست لباس و اسپری و چند مدل اسنک گذاشته بودم توی کوله ام و آمده بودم. اما هیچ کدام این ها لازم نشد! در مسیر پر بود از چادرهایی که در آن می توانستی غذای گرم بخوری و با تشک و پتوی تمیز و حتی نو، استراحت کنی، حتی یک عده می آمدند و با اصرار می خواستند که اجازه دهی پاهایت را ماساژ دهند.

یک بار از جمعمان دور افتاده بودم که ناگهان یک پیرمرد عرب مرا کشید کنار و نشاند روی صندلی، بدون حرف کفش ها و جورابم را با ملایمت در آورد و یک ظرف آورد که در آن آب گرم و پر از کف بود. آرام روی پاهایم آب می ریخت و ماساژ می داد. از سنش خجالت می کشیدم، اما آنقدر خسته بودم و اینکارش آنقدر به من آرامش می داد که حرفی نمی زدم و گذاشتم کارش را بکند. پیرمرد اشک در چشمانش بود و لبخند می زد به روی من، و مرتب خدا را شکر می کرد که به او توفیق داده پاهای مرا ماساژ بدهد... چند کیلومتر دیگر که رفتم، مردی ایستاده بود و مردم را راهنمایی می کرد که بروند داخل یک چادر بزرگ. نماز عصر را که خواندیم، خواستم بروم بیرون که نگهم داشتند غذا بخورم. یک ساعت قبلش یک ساندویچ فلافل با سس پرتقال خورده بودم و واقعا گرسنه نبودم. اما اصرار کردند که بمانم و کمی بخورم. دویست نفر آدم داخل چادر بود و پنج نفر که خالصانه پذیرایی می کردند و لبخند از لبشان دور نمی شد. مردی که دعوتمان کرده بود داخل، با اصرار از من خواست در خانه ای که آدرسش را می دهد در کربلا اقامت کنم. نپذیرفتم. خواست به من پول بدهد، گفتم به اندازه کافی همراهم هست. خواهش کرد که تی شرت نو را از او بگیرم تا حداقل وظیفه میزبانی از زائر امام را به جا آورده باشد...

در این مسیر من کودکانی را دیدم که قدم برداشتنشان هنوز قوی و سریع نشده بود. و کسانی را دیدم که بچه به بغل راه می رفتند یا از بچه دارها می خواستند که اجازه دهند کمی هم آنها بچه شان را بغل کنند و راه ببرند. کسانی بودند آنقدر پیر که آرام آرام راه می رفتند، و بعضی ها روی ویلچر یا با عصا راه می رفتند. پیرزنی را دیدم که از جنوب عراق راه افتاده بود با ویلچر، به زائرانی که ویلچرش را هل می دادند اصرار می کرد که فقط تا زمانی اینکار را بکنند که خسته نشده اند و بعد رها کنند. می گفت که می داند نفر بعدی ای خواهد بود. می گفت اگر این سفر در اربعین را نمی آمدم هیچ جور دیگر نمی توانستم به کربلا برسم، و امیدوار بود که نه روز دیگر به کربلا برسد... سخاوت و بخشندگی کلمات خوبی نیستند برای آنچه من در اربعین دیدم! کجای دیگر در این سیاره کسی می تواند چنین چیزهایی را ببیند؟! ندیدن خود و این همه مهربانی با غریبه ها از هر جای دنیا و با هر شکل و قیافه ای؟!!

بعد از هشتاد کیلومتر پیاده روی، سه روز راه رفتن و خوردن یک عالمه چای شیرین، نگاهم که به گنبد افتاد، حس کردم که بهشت روی زمین را می بینم! بعد از این سفر، قلبم طور دیگری گواهی می دهد که حسین مردی است که قلب هر بشری را گرم می کند و هر کس با او آشنا شود، بلندی هایی از انسانیت را نشان او خواهد داد، که هرگز و هیچ کجا نخواهد دید.
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
http://www.ayehayeentezar.com/galler...3441574886.gif
یا علی ای یگانه مظلو ماسوی
یا حسین
زیارت اربعین از شعائر الهی است

مرحوم آیت الله بهجت
گزارش یک مسلمان انگلیسی از زیارت اربعین

لهجه غلیظ بریتیش و کفش گرانقیمت نایک ای که پایم بود، باعث می شد نگاه ها به من کمی با تعجب و کنجکاوانه باشد. اما همین که چشم در چشم کسی می شدم، لبخند گرمی تحویلم می داد. هر کسی سعی می کرد هر طور که شده، کاری برایم بکند.

مثلا برای اینکه سبک بار باشم، چند دست لباس و اسپری و چند مدل اسنک گذاشته بودم توی کوله ام و آمده بودم. اما هیچ کدام این ها لازم نشد! در مسیر پر بود از چادرهایی که در آن می توانستی غذای گرم بخوری و با تشک و پتوی تمیز و حتی نو، استراحت کنی، حتی یک عده می آمدند و با اصرار می خواستند که اجازه دهی پاهایت را ماساژ دهند.

یک بار از جمعمان دور افتاده بودم که ناگهان یک پیرمرد عرب مرا کشید کنار و نشاند روی صندلی، بدون حرف کفش ها و جورابم را با ملایمت در آورد و یک ظرف آورد که در آن آب گرم و پر از کف بود. آرام روی پاهایم آب می ریخت و ماساژ می داد. از سنش خجالت می کشیدم، اما آنقدر خسته بودم و اینکارش آنقدر به من آرامش می داد که حرفی نمی زدم و گذاشتم کارش را بکند. پیرمرد اشک در چشمانش بود و لبخند می زد به روی من، و مرتب خدا را شکر می کرد که به او توفیق داده پاهای مرا ماساژ بدهد... چند کیلومتر دیگر که رفتم، مردی ایستاده بود و مردم را راهنمایی می کرد که بروند داخل یک چادر بزرگ. نماز عصر را که خواندیم، خواستم بروم بیرون که نگهم داشتند غذا بخورم. یک ساعت قبلش یک ساندویچ فلافل با سس پرتقال خورده بودم و واقعا گرسنه نبودم. اما اصرار کردند که بمانم و کمی بخورم. دویست نفر آدم داخل چادر بود و پنج نفر که خالصانه پذیرایی می کردند و لبخند از لبشان دور نمی شد. مردی که دعوتمان کرده بود داخل، با اصرار از من خواست در خانه ای که آدرسش را می دهد در کربلا اقامت کنم. نپذیرفتم. خواست به من پول بدهد، گفتم به اندازه کافی همراهم هست. خواهش کرد که تی شرت نو را از او بگیرم تا حداقل وظیفه میزبانی از زائر امام را به جا آورده باشد...

در این مسیر من کودکانی را دیدم که قدم برداشتنشان هنوز قوی و سریع نشده بود. و کسانی را دیدم که بچه به بغل راه می رفتند یا از بچه دارها می خواستند که اجازه دهند کمی هم آنها بچه شان را بغل کنند و راه ببرند. کسانی بودند آنقدر پیر که آرام آرام راه می رفتند، و بعضی ها روی ویلچر یا با عصا راه می رفتند. پیرزنی را دیدم که از جنوب عراق راه افتاده بود با ویلچر، به زائرانی که ویلچرش را هل می دادند اصرار می کرد که فقط تا زمانی اینکار را بکنند که خسته نشده اند و بعد رها کنند. می گفت که می داند نفر بعدی ای خواهد بود. می گفت اگر این سفر در اربعین را نمی آمدم هیچ جور دیگر نمی توانستم به کربلا برسم، و امیدوار بود که نه روز دیگر به کربلا برسد... سخاوت و بخشندگی کلمات خوبی نیستند برای آنچه من در اربعین دیدم! کجای دیگر در این سیاره کسی می تواند چنین چیزهایی را ببیند؟! ندیدن خود و این همه مهربانی با غریبه ها از هر جای دنیا و با هر شکل و قیافه ای؟!!

بعد از هشتاد کیلومتر پیاده روی، سه روز راه رفتن و خوردن یک عالمه چای شیرین، نگاهم که به گنبد افتاد، حس کردم که بهشت روی زمین را می بینم! بعد از این سفر، قلبم طور دیگری گواهی می دهد که حسین مردی است که قلب هر بشری را گرم می کند و هر کس با او آشنا شود، بلندی هایی از انسانیت را نشان او خواهد داد، که هرگز و هیچ کجا نخواهد دید.

"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار چرائی سانسور وبی رنگ کردن اربعین در رسانه ها پاسخ داد.
"
http://www.ayehayeentezar.com/galler...3441574886.gif
یا علی ای یگانه مظلو ماسوی
یا حسین
زیارت اربعین از شعائر الهی است

مرحوم آیت الله بهجت
گزارش یک مسلمان انگلیسی از زیارت اربعین

لهجه غلیظ بریتیش و کفش گرانقیمت نایک ای که پایم بود، باعث می شد نگاه ها به من کمی با تعجب و کنجکاوانه باشد. اما همین که چشم در چشم کسی می شدم، لبخند گرمی تحویلم می داد. هر کسی سعی می کرد هر طور که شده، کاری برایم بکند.

مثلا برای اینکه سبک بار باشم، چند دست لباس و اسپری و چند مدل اسنک گذاشته بودم توی کوله ام و آمده بودم. اما هیچ کدام این ها لازم نشد! در مسیر پر بود از چادرهایی که در آن می توانستی غذای گرم بخوری و با تشک و پتوی تمیز و حتی نو، استراحت کنی، حتی یک عده می آمدند و با اصرار می خواستند که اجازه دهی پاهایت را ماساژ دهند.

یک بار از جمعمان دور افتاده بودم که ناگهان یک پیرمرد عرب مرا کشید کنار و نشاند روی صندلی، بدون حرف کفش ها و جورابم را با ملایمت در آورد و یک ظرف آورد که در آن آب گرم و پر از کف بود. آرام روی پاهایم آب می ریخت و ماساژ می داد. از سنش خجالت می کشیدم، اما آنقدر خسته بودم و اینکارش آنقدر به من آرامش می داد که حرفی نمی زدم و گذاشتم کارش را بکند. پیرمرد اشک در چشمانش بود و لبخند می زد به روی من، و مرتب خدا را شکر می کرد که به او توفیق داده پاهای مرا ماساژ بدهد... چند کیلومتر دیگر که رفتم، مردی ایستاده بود و مردم را راهنمایی می کرد که بروند داخل یک چادر بزرگ. نماز عصر را که خواندیم، خواستم بروم بیرون که نگهم داشتند غذا بخورم. یک ساعت قبلش یک ساندویچ فلافل با سس پرتقال خورده بودم و واقعا گرسنه نبودم. اما اصرار کردند که بمانم و کمی بخورم. دویست نفر آدم داخل چادر بود و پنج نفر که خالصانه پذیرایی می کردند و لبخند از لبشان دور نمی شد. مردی که دعوتمان کرده بود داخل، با اصرار از من خواست در خانه ای که آدرسش را می دهد در کربلا اقامت کنم. نپذیرفتم. خواست به من پول بدهد، گفتم به اندازه کافی همراهم هست. خواهش کرد که تی شرت نو را از او بگیرم تا حداقل وظیفه میزبانی از زائر امام را به جا آورده باشد...

در این مسیر من کودکانی را دیدم که قدم برداشتنشان هنوز قوی و سریع نشده بود. و کسانی را دیدم که بچه به بغل راه می رفتند یا از بچه دارها می خواستند که اجازه دهند کمی هم آنها بچه شان را بغل کنند و راه ببرند. کسانی بودند آنقدر پیر که آرام آرام راه می رفتند، و بعضی ها روی ویلچر یا با عصا راه می رفتند. پیرزنی را دیدم که از جنوب عراق راه افتاده بود با ویلچر، به زائرانی که ویلچرش را هل می دادند اصرار می کرد که فقط تا زمانی اینکار را بکنند که خسته نشده اند و بعد رها کنند. می گفت که می داند نفر بعدی ای خواهد بود. می گفت اگر این سفر در اربعین را نمی آمدم هیچ جور دیگر نمی توانستم به کربلا برسم، و امیدوار بود که نه روز دیگر به کربلا برسد... سخاوت و بخشندگی کلمات خوبی نیستند برای آنچه من در اربعین دیدم! کجای دیگر در این سیاره کسی می تواند چنین چیزهایی را ببیند؟! ندیدن خود و این همه مهربانی با غریبه ها از هر جای دنیا و با هر شکل و قیافه ای؟!!

بعد از هشتاد کیلومتر پیاده روی، سه روز راه رفتن و خوردن یک عالمه چای شیرین، نگاهم که به گنبد افتاد، حس کردم که بهشت روی زمین را می بینم! بعد از این سفر، قلبم طور دیگری گواهی می دهد که حسین مردی است که قلب هر بشری را گرم می کند و هر کس با او آشنا شود، بلندی هایی از انسانیت را نشان او خواهد داد، که هرگز و هیچ کجا نخواهد دید.

"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اربعین پاسخ داد.
"
http://www.ayehayeentezar.com/galler...3441574886.gif
یا علی ای یگانه مظلو ماسوی
یا حسین
زیارت اربعین از شعائر الهی است

مرحوم آیت الله بهجت
گزارش یک مسلمان انگلیسی از زیارت اربعین

لهجه غلیظ بریتیش و کفش گرانقیمت نایک ای که پایم بود، باعث می شد نگاه ها به من کمی با تعجب و کنجکاوانه باشد. اما همین که چشم در چشم کسی می شدم، لبخند گرمی تحویلم می داد. هر کسی سعی می کرد هر طور که شده، کاری برایم بکند.

مثلا برای اینکه سبک بار باشم، چند دست لباس و اسپری و چند مدل اسنک گذاشته بودم توی کوله ام و آمده بودم. اما هیچ کدام این ها لازم نشد! در مسیر پر بود از چادرهایی که در آن می توانستی غذای گرم بخوری و با تشک و پتوی تمیز و حتی نو، استراحت کنی، حتی یک عده می آمدند و با اصرار می خواستند که اجازه دهی پاهایت را ماساژ دهند.

یک بار از جمعمان دور افتاده بودم که ناگهان یک پیرمرد عرب مرا کشید کنار و نشاند روی صندلی، بدون حرف کفش ها و جورابم را با ملایمت در آورد و یک ظرف آورد که در آن آب گرم و پر از کف بود. آرام روی پاهایم آب می ریخت و ماساژ می داد. از سنش خجالت می کشیدم، اما آنقدر خسته بودم و اینکارش آنقدر به من آرامش می داد که حرفی نمی زدم و گذاشتم کارش را بکند. پیرمرد اشک در چشمانش بود و لبخند می زد به روی من، و مرتب خدا را شکر می کرد که به او توفیق داده پاهای مرا ماساژ بدهد... چند کیلومتر دیگر که رفتم، مردی ایستاده بود و مردم را راهنمایی می کرد که بروند داخل یک چادر بزرگ. نماز عصر را که خواندیم، خواستم بروم بیرون که نگهم داشتند غذا بخورم. یک ساعت قبلش یک ساندویچ فلافل با سس پرتقال خورده بودم و واقعا گرسنه نبودم. اما اصرار کردند که بمانم و کمی بخورم. دویست نفر آدم داخل چادر بود و پنج نفر که خالصانه پذیرایی می کردند و لبخند از لبشان دور نمی شد. مردی که دعوتمان کرده بود داخل، با اصرار از من خواست در خانه ای که آدرسش را می دهد در کربلا اقامت کنم. نپذیرفتم. خواست به من پول بدهد، گفتم به اندازه کافی همراهم هست. خواهش کرد که تی شرت نو را از او بگیرم تا حداقل وظیفه میزبانی از زائر امام را به جا آورده باشد...

در این مسیر من کودکانی را دیدم که قدم برداشتنشان هنوز قوی و سریع نشده بود. و کسانی را دیدم که بچه به بغل راه می رفتند یا از بچه دارها می خواستند که اجازه دهند کمی هم آنها بچه شان را بغل کنند و راه ببرند. کسانی بودند آنقدر پیر که آرام آرام راه می رفتند، و بعضی ها روی ویلچر یا با عصا راه می رفتند. پیرزنی را دیدم که از جنوب عراق راه افتاده بود با ویلچر، به زائرانی که ویلچرش را هل می دادند اصرار می کرد که فقط تا زمانی اینکار را بکنند که خسته نشده اند و بعد رها کنند. می گفت که می داند نفر بعدی ای خواهد بود. می گفت اگر این سفر در اربعین را نمی آمدم هیچ جور دیگر نمی توانستم به کربلا برسم، و امیدوار بود که نه روز دیگر به کربلا برسد... سخاوت و بخشندگی کلمات خوبی نیستند برای آنچه من در اربعین دیدم! کجای دیگر در این سیاره کسی می تواند چنین چیزهایی را ببیند؟! ندیدن خود و این همه مهربانی با غریبه ها از هر جای دنیا و با هر شکل و قیافه ای؟!!

بعد از هشتاد کیلومتر پیاده روی، سه روز راه رفتن و خوردن یک عالمه چای شیرین، نگاهم که به گنبد افتاد، حس کردم که بهشت روی زمین را می بینم! بعد از این سفر، قلبم طور دیگری گواهی می دهد که حسین مردی است که قلب هر بشری را گرم می کند و هر کس با او آشنا شود، بلندی هایی از انسانیت را نشان او خواهد داد، که هرگز و هیچ کجا نخواهد دید.


"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ابوموسی اشعری ومنافقین و خوارج وحکمیت در صفین پاسخ داد.
" بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏32 ؛ ص335


321- وَ قَدْ رَوَى الشَّعْبِيُّ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ أَنَّهُ قَالَ: أَلَا إِنَّ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ فِي الْإِسْلَامِ خَمْسَةٌ طَلْحَةُ وَ الزُّبَيْرُ وَ مُعَاوِيَةُ وَ عَمْرُو بْنُ الْعَاصِ وَ أَبُو مُوسَى الْأَشْعَرِيُّ
.مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)، 111جلد، دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق. "

12 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان ابوموسی اشعری ومنافقین و خوارج وحکمیت در صفین ساخت
"
در دوازدهم ماه صفر سال ۳۸ هجری قمری چه اتفاقی افتاد؟؟

حکَمین در صفین

..صبح دوازدهم یا سیزدهم ماه صفر سال ۳۸ھ۔ق ، در ایام جنگ صفین لشکر امیرالمومنین علی علیه السلام مهیای جنگ شدند ،
اما عمروعاص حیله نمود و دستور داد تا قرآن ها بر سر نیزه کنند!

صفوف جلوی لشکر کفر ورق‌هایی از قرآن و در دیگر صفوف هر کس هر چه داشت بر سر نیزه کرد!!!
و فریاد می‌زدند: "لا حکم الا لله"

منافقین مانند اشعث بن قیس، با تضعیف روحیه لشکر حضرت ، آنان را به اختیار حکمین ترغیب کردند‌.
هر چه امیرالمومنین فرمودند که این نیرنگ است و من کلام الله ناطق هستم نتیجه نداد.

سرانجام قرار بر این شد که هر لشکر حَکَمی ار جانب خود معین کند تا حُکم ایشان را هر دو طرف بپذیرند.

معاویه عمروعاص را معرفی کرد و امیرالمومنین فرمود:
اگر ناچار هستیم ، عبدالله بن عباس و الا مالک اشتر نخعی حَکَم باشد.

اشعث و جماعت قُرّاء و حافظین که بعداً جزء خوارج شدند راضی به هیچ کدام از این دو نشدند و گفتند :
فقط عبدالله بن قیس یعنی ابوموسی اشعری!!

نفاق منافقین نتیجه داد و ابوموسی و عمروعاص در "دومة الجندل" - که قلعه ای است بین مدینه و شام- جمع شدند و با توجه به عداوتی که هر دو نسبت به اهل بیت علیهم السلام خصوصا امیرالمومنین داشتند و با مکر و حیله عمروعاص حضرت را به ظاهر عزل نمودند.

بدین ترتیب فردای آن روز در بین جمعیت ابوموسی به عمرو گفت:

تو بایست و معاویه را از امارت خلع کن تا من هم علی بن ابیطالب را خلع نمایم

عمروعاص گفت: من هرگز بر تو که عامل ابوبکر و عمر بوده ای و در ایمان و هجرت بر من تقدم داشته ای ، سبقت نمیگیرم!
ابن عباس گفت : ابوموسی! پسر نابغه تو را فریب ندهد!

ولی او به گفته ابن عباس گوش نداد و ایستاد و انگشتر از دست بیرون کرد و گفت : من علی و معاویه را از خلافت عزل نمودم و ساکت شد.

عمروعاص ملعون ایستاد و کفت:
مردم شنیدید که ابوموسی علی را از خلافت عزل نمود من هم او را از خلافت غزل نموده و آن را برای معاوية بن ابی سفیان ثابت می نمایم که او سزاوار است و من به عنوان منصوب کردن معاویه انگشتر به دست می‌کنم!

حکمین برای عوام فریبی فحش و دشنام بسیاری به یکدیگر دادند و دست به گریبان یکدیگر شدند و شریح بن هانی تازیانه ای بر سر عمروعاص زد
ابوموسی از ترس اصحاب امیرالمومنین علی علیه السلام به مکه پناهنده شد(۱)

...همه این مطالب در حالی بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غزوه
"دومة الجندل" اابوموسی را از این کار خبر دادند و فرمودند:
حکَمین در دومة الجندل گمراهند و گمراه می‌کنند کسانی را که از آنها تبعیت کنند.(۲)

امیرالمومنین علی علیه السلام پس از این واقعه در قنوت نماز ابوموسی و سه نفر دیگر را این گونه لعن می‌فرمود:
اللهم العن معاویه و عَمرا و اباالاعور اسلمی و اباموسی الاشعری(۳)

لازم به ذکر است
ابوموسی از جمله منافقینی بود که در شب عقبه(بعد از غدیر) قصد قتل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را داشتند.(۴)

1⃣ بحارالانوار ج۳۳ ص۳۲۴-۲۹۷
2⃣ الایضاح ص۶۲
3⃣ الایضاح ص۶۳
4⃣ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید۳۱۴/۱۳


ابوموسی_اشعری" ، را بیشتر بشناسیم!



او عبدالله بن قیس بن سلیم است که به ابوموسی اشعری مشهور است .

از اهالی یمن بوده که در مکه ابراز اسلام نمود!!
او از نویسندگان صحیفه ملعونه
(پیمان‌نامهء شومی که۳۴نفر از منافقین پس از غدیر در مدینه نگاشتند)
و از اصحاب عقبه
(جریان ترور رسول خدا پس از غدیر) بود و همین دو جریان برای اثبات نفاق و عدم مسلمان بودن او کافیست!

در زمان عمر پس از عزل مغیره فرماندار بصره شد .در آغاز خلافت عثمان همچنان فرماندار بصره بود که عثمان او را عزل کرد و عبدالله بن عامر را بر بصره گماشت .
چون کوفیان بر عثمان و فرماندار او سعید بن عاص شوریدند به درخواست آنها و موافقت عثمان ابوموسی فرماندار کوفه شد .

بعد از به خلافت رسیدن حضرت امیر او را که در زمان عثمان حاکم کوفه بود، برخلاف میلشان و با اصرار مالک اشتر ابقا کردند.
در حقیقت حضرت تمام فرماندارانی که از طرف عثمان حاکم مناطقی بودند را عزل کرد.
تنها فرمانداری که امیرالمؤمنین عزل نکردند و به اصرار مالک اشتر او را ابقاء کردند،ابو موسی اشعری بود.

(پ.ن: فراموش نکنیم که حضرت امیر علیه السلام در تمام دوران بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله تا زمان شهادت در اقلیت، تهدید منافقان و کارشکنی و مخالفت اهل سقیفه بودند؛
و دست حضرت کاملاً بسته بود. در حالی که ابو موسی جزء بزرگان صحابه به حساب می آمد.
و وقتی کسی مانند جناب مالک اشتر تحت تاثیر نفاق او قرار می‌گیرد، امام کمی تامل می‌فرمایند تا ماهیت آن منافق آشکار شود.

و نتیجه آن می‌شود که همین جناب مالک، بود که در کوفه و در مسجد، همه جا ابوموسی را «منافق» و از اصحاب عقبه خطاب کرد؛ و آنقدر گفت تا آبروی او را برد.)


در فتنه جملیان ابوموسی مردم را از همراهی با علی بازداشت .
امام نیز او را بر کنار کرد و جناب مالک اشتر او را از کوفه راند.
او در جنگ صفین گوشه گیری پیشه کرد و از جنگ کناره گرفت و پس از تحمیل حکمیت بر امام اشعث بن قیس و خوارج با پافشاری او را به عنوان حکم بر امام تحمیل کردند .
حضرت امیر با حکمیت او مخالف بود و نهایتا او فریب عمروعاص را خورد و امام علی را از حکومت خلع کرد و در صدد به خلافت رساندن عبدالله بن عمر بود .

دانش نامه امیرالمومنین ج13 ص65

در روایات اهل سنت ابوموسی به عنوان یک منافق و از جمله کسانی قلمداد شده است که قصد ترور پیامبر گرامی اسلام را داشته است.

ذهبی و دیگران از علمای اهل سنت به نقل از شقیق می آورند:

« با حذیفه نشسته بودیم .عبدالله و ابوموسی وارد مسجد شدند .حذیفه گفت یکی از این دو منافق است .سپس گفت شبیه ترین مردم به پیامبر از نظر راه و روش و نشان عبدالله است ( و منافق ابوموسی است)»

سیر اعلام النبلاء ج2 ص393

تاریخ دمشق ج32 ص93

المعرفه و التاریخ ج2 ص771



یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی یا اول المظلوم ای یگانه مظلوم هستی





"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا حسین وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۵

صفحه نخست » جهان تشیع


شاعر مسیحی لبنانی؛



مجموعه اشعار جورج شکور، شاعر مسیحی لبنانی، در کتاب «ملحمه امام حسین(علیه السلام)» منتشر و به سه زبان (از جمله فارسی) ترجمه شده است. «ملحمه» در عربی به معنای «حماسه» است. وی برخی زوایای پیدا و پنهان این اثر را شرح داده است.
به گزارش «شیعه نیوز»، «جورج شکور» شاعر و نویسنده مسیحی لبنانی در روستای شیخان جبل عالم متولد شد و در دانشگاه سن‌ژوزف بیروت به تحصیل در ادبیات عرب و تاریخ تمدن پرداخت. وی در سال 1971 نخستین مجموعه شعرش را با مقدمه‌ای ستایش‌آمیز از «اخطل صغیر» شاعر بزرگ لبنانی منتشر کرد. پس از آن نیز در کنار انتشار چند مجموعه شعر به تصحیح و انتشار دیوان برخی شعرای بزرگ عرب همچون «احمد شوقی» و «سعید عقیل» پرداخت. شکور از نخستین کسانی است که در اشعار خود به موضوع مقاومت و مبارزه با اشغالگران صهیونیست پرداخته است و از بنیانگذاران ادبیات و شعر مقاومت در لبنان به حساب می‌آید.

گذشته از فعالیت‌های ادبی معمول، شکور را باید از دسته شاعرانی به شمار آورد که آزادگی را سرلوحه خود در زندگی قرار داده و بدون نگاه تعصب‌آمیز نسبت به دین، زبان به ثنای اهل بیت(علیه السلام) نیز پرداخته است. هرچند این رویه در کشوری مانند لبنان که ادیان ابراهیمی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، دور از ذهن نیست، اما خود مایه فخر است که انسانی در جهان کنونی که تعصبات کوردلانه، نگاه حقیقت‌بین را تاریک و کور کرده است، به انسانیت می‌نگرد.

شکور در کشوری بزرگ شده که در خانه بسیاری از مسیحیانش تصویری از امام علی(علیه السلام) بر دیوارها نقش بسته و دل‌بستگی بسیاری به اهل بیت(علیه السلام) وجود دارد. جاری بودن همین فرهنگ در نهاد بسیاری از شاعران و نویسندگان این دیار تأثیر گذاشته و زمینه را برای خلق آثاری ماندگار و عمدتاً عمیق فراهم کرده است. یکی از سؤالات پرتکرار حول شخصیت این نویسندگان و شاعران این است که آیا آنها شیعه شده‌اند یا نه؟ حتی اگر پاسخ این سؤال منفی باشد، مهم این است که انسانیت و آزادگی در نگاه این دسته از ادبا، فراتر از مرزهای کیش و مذهب تعریف می‌شود.

همزمان با فرارسیدن ایام اربعین حسینی، با جورج شکور به بهانه نگارش اثری با عنوان «ملحمه حسین(علیه السلام)» که چندی پیش در لبنان منتشر شد. شکور می‌گوید هرگاه برای امام حسین(علیه السلام) اثری نوشته و یا از این بزرگوار مطلبی خوانده، احساس عزت داشته است. به گفته او، امام حسین (علیه السلام) پدر هر مقاومت شریف، از جمله مقاومت لبنان است. این گفت‌وگو به شرح ذیل است:

*تسنیم: آقای شکور، جامعه لبنان، آنچه که از گفته‌ها و شنیده‌ها برمی‌آید، با شخصیت علی(علیه السلام) بیش از دیگر ائمه اطهار(علیه السلام) و شخصیت‌های تأثیرگذار تاریخ اسلام آشناست که بخشی از این امر مرهون تلاش شاعران و نویسندگانی چون شما و جرداق و دیگران است. شما هم برای علی(علیه السلام) اثری نوشته‌اید و هم در میان آثارتان کتابی هم راجع‌ به امام حسین(علیه السلام) دارید که مورد استقبال هم قرار گرفته است. درباره نحوه آشنایی تان با امام حسین(علیه السلام) بفرمایید.

زمانی آقای محمد یوسف بیضون، نماینده پارلمان لبنان و رئیس جمعیت عاملیه من را دعوت کرد تا در عاشورا درباره شخصیت امام حسین (علیه السلام) و این واقعه سخنرانی کنم. من ابتدا این کار را نپذیرفتم و انجام آن را سه سال به تعویق انداختم تا از این طریق فرصت مناسبی برای من فراهم شود و درباره امام امامان، حضرت امام حسین (علیه السلام) سخن بگویم. سه سال از این ماجرا گذشت که یکی از دوستان به من متذکر شد زمان آنچه که پیش‌تر تعیین کرده بودی، گذشته است و امسال را باید به سخنرانی بپردازی. این دوستم تعدادی کتاب مرجع با محوریت زندگی امام حسین(علیه السلام) به من داد تا با مطالعه آنها شناخت نسبی‌ای درباره شخصیت این امام بزرگوار حاصل کنم.

«حماسه امام حسین(علیه السلام)» چگونه خلق شد؟

به دوستم گفتم من امام علی(علیه السلام) را دوست دارم و درباره ایشان زیاد مطالعه کرده‌ام، اما درباره امام حسین (علیه السلام) مطلب زیادی نمی‌دانم. شروع به مطالعه آثار کردم. در این هنگام که درباره تحولات و سیر زندگی ایشان مطالعه می‌کردم، گریستم. هر چه می‌خواندم، به شخصیت ایشان شیفته‌‌تر می‌شدم. در حالی که کتاب‌ها در کنارم روی تخت بودند، به خواب می‌رفتم. کتاب‎ها در این ایام همواره با من بودند و من لحظه‌ای از آنها دور نمی‌شدم. شدت علاقه‌ام به خواندن و دانستن زندگی حسین (علیه السلام) به گونه‌ای بود که همسرم از من سوال می‌کرد این کتاب‌ها چه هستند؟ من در پاسخ به او می‌گفتم این آثار درباره امام حسین(علیه السلام) است، من سخت شیفته ایشان شده‌ام و به خواست خداوند بزرگ‌ترین حماسه را درباره وی خواهم نوشت. این‌گونه بود که من «حماسه امام حسین(علیه السلام)» را نوشتم.

*تسنیم: از بازخورد این کتاب در لبنان و دیگر کشورها بفرمایید.

این اثر بازخوردهای خوبی به همراه داشت. به زبان‌های فرانسه، فارسی و انگلیسی ترجمه شد و شهرتی جهانی یافت. بخش‌هایی از آن را اماکن مختلف و مقابل شخصیت‌های گوناگون اعم از سیاسی و فرهنگی قرائت کردم. در لبنان و ایران خواندم. من چندبار به ایران آمده‌ام. در سفر قبلی‌ام به این کشور، این حماسه را مقابل رئیس جمهور پیشین قرائت کردم. او با شنیدن ابیات این حماسه گریست.

اگر شیعه بودن یعنی طرفداری از حق، من شیعه‌ام

زمانی که از نگارش این شعر فارغ شدم آن را به بزرگ شعرای لبنان، سعید عقل، نشان دادم و عرضه کردم. او پس از مطالعه به من گفت که این اثر را تأیید می‌کنم و حاضرم برای تأیید، کتاب را امضا کنم، شهادت می‌دهم که این زیباترین شعری بوده که تا به حال شنیده‌ام، حتی می‌توانم بگویم که از اشعار من هم زیباتر است. ارادت تو به امام حسین(علیه السلام) در این کتاب به گونه‌ای است که بعد از گذشت بیست سال، درباره تو خواهند گفت که تو شیعه شده بودی. به او گفتم اگر قرار باشد هر کس در کنار حق و ارزش‌ها بایستد، شیعه است؛ پس من هم شیعه هستم. به او گفتم این موضوع برای هر کسی که برای ائمه(علیهم السلام) شعر گفته باشند، صدق می‌کند، اما مهم این است که شاعر از حق طرفداری کرده است.

درست است که شعرم در حدّ حماسه نیست، ولی ارزشی کمتر از حماسه‌سرایی ندارد. تلاش کرده‌ام تا با نگاهی ژرف به این موضوع نگاه کنم. همسر نبیه بری، رئیس مجلس نمایندگان لبنان، با خواندن «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)» درباره آن گفته است: شاعر بزرگ، جورج شکور، حماسه‌سرایی نکرده است، بلکه او معجزه‌ای خلق کرده است. اثری که شعرای جهان اسلام، از صدر تا به امروز، هم چنین شعری را نسروده‌اند! البته این نشان محبت ایشان به من بوده است. شاید شایسته این مقدار از ستایش نباشم، اما او خود چنین گفته است.

سیدحسن نصرالله مرد وعده‌های صادق است

بعد از «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)»، حماسه‌ای دیگر در حق امام علی(علیه‌السلام) نوشتم. نوشتن این کتاب مصادف بود با حمله اسرائیل به لبنان و تلاش و مجاهدت سیدحسن نصرالله برای دفع این حمله. در آن زمان بود که باور کردم این مرد، مرد وعده‌های صادقانه است. در آن هنگام منزل من میزبان جمعی از شیعیان بود که به دلیل جنگ خانه و کاشانه خود را از دست داده بودند. با دیدن این وقایع، با خود اندیشیدم که من علاقه دارم با اسرائیل بجنگم، اما چگونه؟ تصمیم گرفتم با قلم به جنگ این دشمن دیرینه بروم؛ از این رو تصمیم گرفتم سروده‌ای را در مدح امام علی(علیه‌السلام) بسرایم.

اگر علی(علیه السلام) نبود، اسلام هم نبود

«حماسه امام علی(علیه‌السلام)» را ظرف 30 روز نوشتم و در سازمان یونسکو به ثبت رساندم. با پولی که از این ثبت دریافت کرده بودم، نهال انجیری خریدم و آن را «کرم امام علی(علیه‌السلام)» نامیدم. هرکس به نزد من بیاید او را به این درخت راهنمایی می‌کنم و می‌گویم این درخت امام علی(علیه‌السلام) است. امام علی(علیه‌السلام) مرد بزرگی بود. اگر ایشان نبودند، اسلام هم نبود.


نگارش «حماسه امام حسین(علیه السلام)» توفیق خدا بود

بعد از این تصمیم گرفتم حماسه‌ای در وصف رسول‌الله(صلی الله علیه واله) بسرایم. این حماسه بسیار بزرگ‌تر از دو حماسه قبلی است، البته این آخری از دو حماسه قبلی رواجی بیشتر یافت. من پیش از نگارش هریک از این آثار مطالعات زیادی انجام دادم و این لازمه کار من بود؛ چراکه رویه من این است که اگر دانشم درباره موضوعی کم باشد، اصلاً به نگارش کتابی درباره آن روی نمی‌آورم. بنابراین خداوند به ما توفیق داد و موفق به نگارش این کتاب‌ها شدم.

*تسنیم: در آن زمان که از امام حسین(علیه‌السلام) می‌نوشتید، چه احساسی داشتید؟

بعضی از مردم کربلا و حادثه کربلا را فاجعه می‌دانند، البته در زمان خودش یک فاجعه بوده است، اما می‌توان از نگاه دیگر آن را روز سرور برای شهادت و عروج ملکوتی امام حسین(علیه‌السلام) و یاران باوفایش به جوار حق است؛ از این رو در روز شهادت امام حسین(علیه‌السلام) اشک‌های خود را ریختم، اما شهادت بزرگان روز ماتم نسیت، روز سرور است از آن جهت که آنان عروج کرده و به ملکوت الهی رسیده است. همانطور که شریف رضی فرموده، این روز نمادی برای چنین هدف و پیام مهمی است.

شهادت در راه حسین(علیه السلام) برایم مایه شرف و مباهات است

من هنگامی که «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)» را می‌نوشتم، خوشحال بودم، می‌گریستم و افتخار می‌کردم، چرا که من تحفه‌ای جدید تقدیم به ایشان کردم. من درباره موضوعی که به آن علاقه نداشته باشم، نمی‌نویسم. در جلسه‌ای که کتابم را به سعید عقل عرضه کردم، به او گفتم که بالای سر همگی ما خداوند قرار دارد، او ناظر اعمال و گفتار ماست، من او را شاهد می‌گیرم که اگر در آن روز من در کنار امام حسین(علیه‌السلام) می‌بودم و با او به شهادت می‌رسیدم، برایم مایه شرف و مباهات می‌بود.

خلافت، شرافتش را از امام حسین(علیه السلام) وام می‌گیرد

من مردانگی را دوست دارم، حسین(علیه‌السلام) حامی حق بود. او نیازی به خلافت نداشت تا برایش مایه شرف و مباهات باشد، او خود برای خلافت مایه مباهات بود. او به خلافت نیازی نداشت. او از یک اصل و اساس حمایت می‌کرد و در همین راه به شهادت رسید. او سفارش کرد که خلافت نزد آل بنی‌سفیان نباید باشد، هرگز شهد خلافت را بنی‌سفیان نباید استفاده کند، این رسالت از آن خاندان پیامبر(صلی الله علیه واله) است.


برچسب ها: لبنان ، مسیح ، شیعه ، شیعه نیوز
http://www.ayehayeentezar.com/galler...3441574886.gif
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"

یا حسین وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۵

صفحه نخست » جهان تشیع


مجموعه اشعار جورج شکور، شاعر مسیحی لبنانی، در کتاب «ملحمه امام حسین(علیه السلام)» منتشر و به سه زبان (از جمله فارسی) ترجمه شده است. «ملحمه» در عربی به معنای «حماسه» است. وی برخی زوایای پیدا و پنهان این اثر را شرح داده است.
به گزارش «شیعه نیوز»، «جورج شکور» شاعر و نویسنده مسیحی لبنانی در روستای شیخان جبل عالم متولد شد و در دانشگاه سن‌ژوزف بیروت به تحصیل در ادبیات عرب و تاریخ تمدن پرداخت. وی در سال 1971 نخستین مجموعه شعرش را با مقدمه‌ای ستایش‌آمیز از «اخطل صغیر» شاعر بزرگ لبنانی منتشر کرد. پس از آن نیز در کنار انتشار چند مجموعه شعر به تصحیح و انتشار دیوان برخی شعرای بزرگ عرب همچون «احمد شوقی» و «سعید عقیل» پرداخت. شکور از نخستین کسانی است که در اشعار خود به موضوع مقاومت و مبارزه با اشغالگران صهیونیست پرداخته است و از بنیانگذاران ادبیات و شعر مقاومت در لبنان به حساب می‌آید.

گذشته از فعالیت‌های ادبی معمول، شکور را باید از دسته شاعرانی به شمار آورد که آزادگی را سرلوحه خود در زندگی قرار داده و بدون نگاه تعصب‌آمیز نسبت به دین، زبان به ثنای اهل بیت(علیه السلام) نیز پرداخته است. هرچند این رویه در کشوری مانند لبنان که ادیان ابراهیمی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، دور از ذهن نیست، اما خود مایه فخر است که انسانی در جهان کنونی که تعصبات کوردلانه، نگاه حقیقت‌بین را تاریک و کور کرده است، به انسانیت می‌نگرد.

شکور در کشوری بزرگ شده که در خانه بسیاری از مسیحیانش تصویری از امام علی(علیه السلام) بر دیوارها نقش بسته و دل‌بستگی بسیاری به اهل بیت(علیه السلام) وجود دارد. جاری بودن همین فرهنگ در نهاد بسیاری از شاعران و نویسندگان این دیار تأثیر گذاشته و زمینه را برای خلق آثاری ماندگار و عمدتاً عمیق فراهم کرده است. یکی از سؤالات پرتکرار حول شخصیت این نویسندگان و شاعران این است که آیا آنها شیعه شده‌اند یا نه؟ حتی اگر پاسخ این سؤال منفی باشد، مهم این است که انسانیت و آزادگی در نگاه این دسته از ادبا، فراتر از مرزهای کیش و مذهب تعریف می‌شود.

همزمان با فرارسیدن ایام اربعین حسینی، با جورج شکور به بهانه نگارش اثری با عنوان «ملحمه حسین(علیه السلام)» که چندی پیش در لبنان منتشر شد. شکور می‌گوید هرگاه برای امام حسین(علیه السلام) اثری نوشته و یا از این بزرگوار مطلبی خوانده، احساس عزت داشته است. به گفته او، امام حسین (علیه السلام) پدر هر مقاومت شریف، از جمله مقاومت لبنان است. این گفت‌وگو به شرح ذیل است:

*تسنیم: آقای شکور، جامعه لبنان، آنچه که از گفته‌ها و شنیده‌ها برمی‌آید، با شخصیت علی(علیه السلام) بیش از دیگر ائمه اطهار(علیه السلام) و شخصیت‌های تأثیرگذار تاریخ اسلام آشناست که بخشی از این امر مرهون تلاش شاعران و نویسندگانی چون شما و جرداق و دیگران است. شما هم برای علی(علیه السلام) اثری نوشته‌اید و هم در میان آثارتان کتابی هم راجع‌ به امام حسین(علیه السلام) دارید که مورد استقبال هم قرار گرفته است. درباره نحوه آشنایی تان با امام حسین(علیه السلام) بفرمایید.

زمانی آقای محمد یوسف بیضون، نماینده پارلمان لبنان و رئیس جمعیت عاملیه من را دعوت کرد تا در عاشورا درباره شخصیت امام حسین (علیه السلام) و این واقعه سخنرانی کنم. من ابتدا این کار را نپذیرفتم و انجام آن را سه سال به تعویق انداختم تا از این طریق فرصت مناسبی برای من فراهم شود و درباره امام امامان، حضرت امام حسین (علیه السلام) سخن بگویم. سه سال از این ماجرا گذشت که یکی از دوستان به من متذکر شد زمان آنچه که پیش‌تر تعیین کرده بودی، گذشته است و امسال را باید به سخنرانی بپردازی. این دوستم تعدادی کتاب مرجع با محوریت زندگی امام حسین(علیه السلام) به من داد تا با مطالعه آنها شناخت نسبی‌ای درباره شخصیت این امام بزرگوار حاصل کنم.

«حماسه امام حسین(علیه السلام)» چگونه خلق شد؟

به دوستم گفتم من امام علی(علیه السلام) را دوست دارم و درباره ایشان زیاد مطالعه کرده‌ام، اما درباره امام حسین (علیه السلام) مطلب زیادی نمی‌دانم. شروع به مطالعه آثار کردم. در این هنگام که درباره تحولات و سیر زندگی ایشان مطالعه می‌کردم، گریستم. هر چه می‌خواندم، به شخصیت ایشان شیفته‌‌تر می‌شدم. در حالی که کتاب‌ها در کنارم روی تخت بودند، به خواب می‌رفتم. کتاب‎ها در این ایام همواره با من بودند و من لحظه‌ای از آنها دور نمی‌شدم. شدت علاقه‌ام به خواندن و دانستن زندگی حسین (علیه السلام) به گونه‌ای بود که همسرم از من سوال می‌کرد این کتاب‌ها چه هستند؟ من در پاسخ به او می‌گفتم این آثار درباره امام حسین(علیه السلام) است، من سخت شیفته ایشان شده‌ام و به خواست خداوند بزرگ‌ترین حماسه را درباره وی خواهم نوشت. این‌گونه بود که من «حماسه امام حسین(علیه السلام)» را نوشتم.

*تسنیم: از بازخورد این کتاب در لبنان و دیگر کشورها بفرمایید.

این اثر بازخوردهای خوبی به همراه داشت. به زبان‌های فرانسه، فارسی و انگلیسی ترجمه شد و شهرتی جهانی یافت. بخش‌هایی از آن را اماکن مختلف و مقابل شخصیت‌های گوناگون اعم از سیاسی و فرهنگی قرائت کردم. در لبنان و ایران خواندم. من چندبار به ایران آمده‌ام. در سفر قبلی‌ام به این کشور، این حماسه را مقابل رئیس جمهور پیشین قرائت کردم. او با شنیدن ابیات این حماسه گریست.

اگر شیعه بودن یعنی طرفداری از حق، من شیعه‌ام

زمانی که از نگارش این شعر فارغ شدم آن را به بزرگ شعرای لبنان، سعید عقل، نشان دادم و عرضه کردم. او پس از مطالعه به من گفت که این اثر را تأیید می‌کنم و حاضرم برای تأیید، کتاب را امضا کنم، شهادت می‌دهم که این زیباترین شعری بوده که تا به حال شنیده‌ام، حتی می‌توانم بگویم که از اشعار من هم زیباتر است. ارادت تو به امام حسین(علیه السلام) در این کتاب به گونه‌ای است که بعد از گذشت بیست سال، درباره تو خواهند گفت که تو شیعه شده بودی. به او گفتم اگر قرار باشد هر کس در کنار حق و ارزش‌ها بایستد، شیعه است؛ پس من هم شیعه هستم. به او گفتم این موضوع برای هر کسی که برای ائمه(علیهم السلام) شعر گفته باشند، صدق می‌کند، اما مهم این است که شاعر از حق طرفداری کرده است.

درست است که شعرم در حدّ حماسه نیست، ولی ارزشی کمتر از حماسه‌سرایی ندارد. تلاش کرده‌ام تا با نگاهی ژرف به این موضوع نگاه کنم. همسر نبیه بری، رئیس مجلس نمایندگان لبنان، با خواندن «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)» درباره آن گفته است: شاعر بزرگ، جورج شکور، حماسه‌سرایی نکرده است، بلکه او معجزه‌ای خلق کرده است. اثری که شعرای جهان اسلام، از صدر تا به امروز، هم چنین شعری را نسروده‌اند! البته این نشان محبت ایشان به من بوده است. شاید شایسته این مقدار از ستایش نباشم، اما او خود چنین گفته است.

سیدحسن نصرالله مرد وعده‌های صادق است

بعد از «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)»، حماسه‌ای دیگر در حق امام علی(علیه‌السلام) نوشتم. نوشتن این کتاب مصادف بود با حمله اسرائیل به لبنان و تلاش و مجاهدت سیدحسن نصرالله برای دفع این حمله. در آن زمان بود که باور کردم این مرد، مرد وعده‌های صادقانه است. در آن هنگام منزل من میزبان جمعی از شیعیان بود که به دلیل جنگ خانه و کاشانه خود را از دست داده بودند. با دیدن این وقایع، با خود اندیشیدم که من علاقه دارم با اسرائیل بجنگم، اما چگونه؟ تصمیم گرفتم با قلم به جنگ این دشمن دیرینه بروم؛ از این رو تصمیم گرفتم سروده‌ای را در مدح امام علی(علیه‌السلام) بسرایم.

اگر علی(علیه السلام) نبود، اسلام هم نبود

«حماسه امام علی(علیه‌السلام)» را ظرف 30 روز نوشتم و در سازمان یونسکو به ثبت رساندم. با پولی که از این ثبت دریافت کرده بودم، نهال انجیری خریدم و آن را «کرم امام علی(علیه‌السلام)» نامیدم. هرکس به نزد من بیاید او را به این درخت راهنمایی می‌کنم و می‌گویم این درخت امام علی(علیه‌السلام) است. امام علی(علیه‌السلام) مرد بزرگی بود. اگر ایشان نبودند، اسلام هم نبود.


نگارش «حماسه امام حسین(علیه السلام)» توفیق خدا بود

بعد از این تصمیم گرفتم حماسه‌ای در وصف رسول‌الله(صلی الله علیه واله) بسرایم. این حماسه بسیار بزرگ‌تر از دو حماسه قبلی است، البته این آخری از دو حماسه قبلی رواجی بیشتر یافت. من پیش از نگارش هریک از این آثار مطالعات زیادی انجام دادم و این لازمه کار من بود؛ چراکه رویه من این است که اگر دانشم درباره موضوعی کم باشد، اصلاً به نگارش کتابی درباره آن روی نمی‌آورم. بنابراین خداوند به ما توفیق داد و موفق به نگارش این کتاب‌ها شدم.

*تسنیم: در آن زمان که از امام حسین(علیه‌السلام) می‌نوشتید، چه احساسی داشتید؟

بعضی از مردم کربلا و حادثه کربلا را فاجعه می‌دانند، البته در زمان خودش یک فاجعه بوده است، اما می‌توان از نگاه دیگر آن را روز سرور برای شهادت و عروج ملکوتی امام حسین(علیه‌السلام) و یاران باوفایش به جوار حق است؛ از این رو در روز شهادت امام حسین(علیه‌السلام) اشک‌های خود را ریختم، اما شهادت بزرگان روز ماتم نسیت، روز سرور است از آن جهت که آنان عروج کرده و به ملکوت الهی رسیده است. همانطور که شریف رضی فرموده، این روز نمادی برای چنین هدف و پیام مهمی است.

شهادت در راه حسین(علیه السلام) برایم مایه شرف و مباهات است

من هنگامی که «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)» را می‌نوشتم، خوشحال بودم، می‌گریستم و افتخار می‌کردم، چرا که من تحفه‌ای جدید تقدیم به ایشان کردم. من درباره موضوعی که به آن علاقه نداشته باشم، نمی‌نویسم. در جلسه‌ای که کتابم را به سعید عقل عرضه کردم، به او گفتم که بالای سر همگی ما خداوند قرار دارد، او ناظر اعمال و گفتار ماست، من او را شاهد می‌گیرم که اگر در آن روز من در کنار امام حسین(علیه‌السلام) می‌بودم و با او به شهادت می‌رسیدم، برایم مایه شرف و مباهات می‌بود.

خلافت، شرافتش را از امام حسین(علیه السلام) وام می‌گیرد

من مردانگی را دوست دارم، حسین(علیه‌السلام) حامی حق بود. او نیازی به خلافت نداشت تا برایش مایه شرف و مباهات باشد، او خود برای خلافت مایه مباهات بود. او به خلافت نیازی نداشت. او از یک اصل و اساس حمایت می‌کرد و در همین راه به شهادت رسید. او سفارش کرد که خلافت نزد آل بنی‌سفیان نباید باشد، هرگز شهد خلافت را بنی‌سفیان نباید استفاده کند، این رسالت از آن خاندان پیامبر(صلی الله علیه واله) است.

انتهای پیام/ ز.ح

مطالب مرتبط
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif حقیقت حمله به زوار حضرت زینب(سلام‌الله علیها) در روز اربعین چه بود؟
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif بحرین زائران کربلا را بازداشت کرد
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif بازتاب اربعین حسینی در کربلا در رسانه‌ های جهان
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif 60 هزار شیعه بحرینی درمیان 20 میلیون داوطلب آماده دفاع از کیان شیعه + تصاویر
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif آخرين اخباراربعين حسيني دركربلا و تحولات عراق
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif رمز و رازهای اربعین حسینی!

برچسب ها: لبنان ، مسیح ، شیعه ، شیعه نیوز
http://www.ayehayeentezar.com/galler...3441574886.gif
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار چرائی سانسور وبی رنگ کردن اربعین در رسانه ها پاسخ داد.
"
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۵

صفحه نخست » جهان تشیع


مجموعه اشعار جورج شکور، شاعر مسیحی لبنانی، در کتاب «ملحمه امام حسین(علیه السلام)» منتشر و به سه زبان (از جمله فارسی) ترجمه شده است. «ملحمه» در عربی به معنای «حماسه» است. وی برخی زوایای پیدا و پنهان این اثر را شرح داده است.
به گزارش «شیعه نیوز»، «جورج شکور» شاعر و نویسنده مسیحی لبنانی در روستای شیخان جبل عالم متولد شد و در دانشگاه سن‌ژوزف بیروت به تحصیل در ادبیات عرب و تاریخ تمدن پرداخت. وی در سال 1971 نخستین مجموعه شعرش را با مقدمه‌ای ستایش‌آمیز از «اخطل صغیر» شاعر بزرگ لبنانی منتشر کرد. پس از آن نیز در کنار انتشار چند مجموعه شعر به تصحیح و انتشار دیوان برخی شعرای بزرگ عرب همچون «احمد شوقی» و «سعید عقیل» پرداخت. شکور از نخستین کسانی است که در اشعار خود به موضوع مقاومت و مبارزه با اشغالگران صهیونیست پرداخته است و از بنیانگذاران ادبیات و شعر مقاومت در لبنان به حساب می‌آید.

گذشته از فعالیت‌های ادبی معمول، شکور را باید از دسته شاعرانی به شمار آورد که آزادگی را سرلوحه خود در زندگی قرار داده و بدون نگاه تعصب‌آمیز نسبت به دین، زبان به ثنای اهل بیت(علیه السلام) نیز پرداخته است. هرچند این رویه در کشوری مانند لبنان که ادیان ابراهیمی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، دور از ذهن نیست، اما خود مایه فخر است که انسانی در جهان کنونی که تعصبات کوردلانه، نگاه حقیقت‌بین را تاریک و کور کرده است، به انسانیت می‌نگرد.

شکور در کشوری بزرگ شده که در خانه بسیاری از مسیحیانش تصویری از امام علی(علیه السلام) بر دیوارها نقش بسته و دل‌بستگی بسیاری به اهل بیت(علیه السلام) وجود دارد. جاری بودن همین فرهنگ در نهاد بسیاری از شاعران و نویسندگان این دیار تأثیر گذاشته و زمینه را برای خلق آثاری ماندگار و عمدتاً عمیق فراهم کرده است. یکی از سؤالات پرتکرار حول شخصیت این نویسندگان و شاعران این است که آیا آنها شیعه شده‌اند یا نه؟ حتی اگر پاسخ این سؤال منفی باشد، مهم این است که انسانیت و آزادگی در نگاه این دسته از ادبا، فراتر از مرزهای کیش و مذهب تعریف می‌شود.

همزمان با فرارسیدن ایام اربعین حسینی، با جورج شکور به بهانه نگارش اثری با عنوان «ملحمه حسین(علیه السلام)» که چندی پیش در لبنان منتشر شد. شکور می‌گوید هرگاه برای امام حسین(علیه السلام) اثری نوشته و یا از این بزرگوار مطلبی خوانده، احساس عزت داشته است. به گفته او، امام حسین (علیه السلام) پدر هر مقاومت شریف، از جمله مقاومت لبنان است. این گفت‌وگو به شرح ذیل است:

*تسنیم: آقای شکور، جامعه لبنان، آنچه که از گفته‌ها و شنیده‌ها برمی‌آید، با شخصیت علی(علیه السلام) بیش از دیگر ائمه اطهار(علیه السلام) و شخصیت‌های تأثیرگذار تاریخ اسلام آشناست که بخشی از این امر مرهون تلاش شاعران و نویسندگانی چون شما و جرداق و دیگران است. شما هم برای علی(علیه السلام) اثری نوشته‌اید و هم در میان آثارتان کتابی هم راجع‌ به امام حسین(علیه السلام) دارید که مورد استقبال هم قرار گرفته است. درباره نحوه آشنایی تان با امام حسین(علیه السلام) بفرمایید.

زمانی آقای محمد یوسف بیضون، نماینده پارلمان لبنان و رئیس جمعیت عاملیه من را دعوت کرد تا در عاشورا درباره شخصیت امام حسین (علیه السلام) و این واقعه سخنرانی کنم. من ابتدا این کار را نپذیرفتم و انجام آن را سه سال به تعویق انداختم تا از این طریق فرصت مناسبی برای من فراهم شود و درباره امام امامان، حضرت امام حسین (علیه السلام) سخن بگویم. سه سال از این ماجرا گذشت که یکی از دوستان به من متذکر شد زمان آنچه که پیش‌تر تعیین کرده بودی، گذشته است و امسال را باید به سخنرانی بپردازی. این دوستم تعدادی کتاب مرجع با محوریت زندگی امام حسین(علیه السلام) به من داد تا با مطالعه آنها شناخت نسبی‌ای درباره شخصیت این امام بزرگوار حاصل کنم.

«حماسه امام حسین(علیه السلام)» چگونه خلق شد؟

به دوستم گفتم من امام علی(علیه السلام) را دوست دارم و درباره ایشان زیاد مطالعه کرده‌ام، اما درباره امام حسین (علیه السلام) مطلب زیادی نمی‌دانم. شروع به مطالعه آثار کردم. در این هنگام که درباره تحولات و سیر زندگی ایشان مطالعه می‌کردم، گریستم. هر چه می‌خواندم، به شخصیت ایشان شیفته‌‌تر می‌شدم. در حالی که کتاب‌ها در کنارم روی تخت بودند، به خواب می‌رفتم. کتاب‎ها در این ایام همواره با من بودند و من لحظه‌ای از آنها دور نمی‌شدم. شدت علاقه‌ام به خواندن و دانستن زندگی حسین (علیه السلام) به گونه‌ای بود که همسرم از من سوال می‌کرد این کتاب‌ها چه هستند؟ من در پاسخ به او می‌گفتم این آثار درباره امام حسین(علیه السلام) است، من سخت شیفته ایشان شده‌ام و به خواست خداوند بزرگ‌ترین حماسه را درباره وی خواهم نوشت. این‌گونه بود که من «حماسه امام حسین(علیه السلام)» را نوشتم.

*تسنیم: از بازخورد این کتاب در لبنان و دیگر کشورها بفرمایید.

این اثر بازخوردهای خوبی به همراه داشت. به زبان‌های فرانسه، فارسی و انگلیسی ترجمه شد و شهرتی جهانی یافت. بخش‌هایی از آن را اماکن مختلف و مقابل شخصیت‌های گوناگون اعم از سیاسی و فرهنگی قرائت کردم. در لبنان و ایران خواندم. من چندبار به ایران آمده‌ام. در سفر قبلی‌ام به این کشور، این حماسه را مقابل رئیس جمهور پیشین قرائت کردم. او با شنیدن ابیات این حماسه گریست.

اگر شیعه بودن یعنی طرفداری از حق، من شیعه‌ام

زمانی که از نگارش این شعر فارغ شدم آن را به بزرگ شعرای لبنان، سعید عقل، نشان دادم و عرضه کردم. او پس از مطالعه به من گفت که این اثر را تأیید می‌کنم و حاضرم برای تأیید، کتاب را امضا کنم، شهادت می‌دهم که این زیباترین شعری بوده که تا به حال شنیده‌ام، حتی می‌توانم بگویم که از اشعار من هم زیباتر است. ارادت تو به امام حسین(علیه السلام) در این کتاب به گونه‌ای است که بعد از گذشت بیست سال، درباره تو خواهند گفت که تو شیعه شده بودی. به او گفتم اگر قرار باشد هر کس در کنار حق و ارزش‌ها بایستد، شیعه است؛ پس من هم شیعه هستم. به او گفتم این موضوع برای هر کسی که برای ائمه(علیهم السلام) شعر گفته باشند، صدق می‌کند، اما مهم این است که شاعر از حق طرفداری کرده است.

درست است که شعرم در حدّ حماسه نیست، ولی ارزشی کمتر از حماسه‌سرایی ندارد. تلاش کرده‌ام تا با نگاهی ژرف به این موضوع نگاه کنم. همسر نبیه بری، رئیس مجلس نمایندگان لبنان، با خواندن «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)» درباره آن گفته است: شاعر بزرگ، جورج شکور، حماسه‌سرایی نکرده است، بلکه او معجزه‌ای خلق کرده است. اثری که شعرای جهان اسلام، از صدر تا به امروز، هم چنین شعری را نسروده‌اند! البته این نشان محبت ایشان به من بوده است. شاید شایسته این مقدار از ستایش نباشم، اما او خود چنین گفته است.

سیدحسن نصرالله مرد وعده‌های صادق است

بعد از «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)»، حماسه‌ای دیگر در حق امام علی(علیه‌السلام) نوشتم. نوشتن این کتاب مصادف بود با حمله اسرائیل به لبنان و تلاش و مجاهدت سیدحسن نصرالله برای دفع این حمله. در آن زمان بود که باور کردم این مرد، مرد وعده‌های صادقانه است. در آن هنگام منزل من میزبان جمعی از شیعیان بود که به دلیل جنگ خانه و کاشانه خود را از دست داده بودند. با دیدن این وقایع، با خود اندیشیدم که من علاقه دارم با اسرائیل بجنگم، اما چگونه؟ تصمیم گرفتم با قلم به جنگ این دشمن دیرینه بروم؛ از این رو تصمیم گرفتم سروده‌ای را در مدح امام علی(علیه‌السلام) بسرایم.

اگر علی(علیه السلام) نبود، اسلام هم نبود

«حماسه امام علی(علیه‌السلام)» را ظرف 30 روز نوشتم و در سازمان یونسکو به ثبت رساندم. با پولی که از این ثبت دریافت کرده بودم، نهال انجیری خریدم و آن را «کرم امام علی(علیه‌السلام)» نامیدم. هرکس به نزد من بیاید او را به این درخت راهنمایی می‌کنم و می‌گویم این درخت امام علی(علیه‌السلام) است. امام علی(علیه‌السلام) مرد بزرگی بود. اگر ایشان نبودند، اسلام هم نبود.


نگارش «حماسه امام حسین(علیه السلام)» توفیق خدا بود

بعد از این تصمیم گرفتم حماسه‌ای در وصف رسول‌الله(صلی الله علیه واله) بسرایم. این حماسه بسیار بزرگ‌تر از دو حماسه قبلی است، البته این آخری از دو حماسه قبلی رواجی بیشتر یافت. من پیش از نگارش هریک از این آثار مطالعات زیادی انجام دادم و این لازمه کار من بود؛ چراکه رویه من این است که اگر دانشم درباره موضوعی کم باشد، اصلاً به نگارش کتابی درباره آن روی نمی‌آورم. بنابراین خداوند به ما توفیق داد و موفق به نگارش این کتاب‌ها شدم.

*تسنیم: در آن زمان که از امام حسین(علیه‌السلام) می‌نوشتید، چه احساسی داشتید؟

بعضی از مردم کربلا و حادثه کربلا را فاجعه می‌دانند، البته در زمان خودش یک فاجعه بوده است، اما می‌توان از نگاه دیگر آن را روز سرور برای شهادت و عروج ملکوتی امام حسین(علیه‌السلام) و یاران باوفایش به جوار حق است؛ از این رو در روز شهادت امام حسین(علیه‌السلام) اشک‌های خود را ریختم، اما شهادت بزرگان روز ماتم نسیت، روز سرور است از آن جهت که آنان عروج کرده و به ملکوت الهی رسیده است. همانطور که شریف رضی فرموده، این روز نمادی برای چنین هدف و پیام مهمی است.

شهادت در راه حسین(علیه السلام) برایم مایه شرف و مباهات است

من هنگامی که «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)» را می‌نوشتم، خوشحال بودم، می‌گریستم و افتخار می‌کردم، چرا که من تحفه‌ای جدید تقدیم به ایشان کردم. من درباره موضوعی که به آن علاقه نداشته باشم، نمی‌نویسم. در جلسه‌ای که کتابم را به سعید عقل عرضه کردم، به او گفتم که بالای سر همگی ما خداوند قرار دارد، او ناظر اعمال و گفتار ماست، من او را شاهد می‌گیرم که اگر در آن روز من در کنار امام حسین(علیه‌السلام) می‌بودم و با او به شهادت می‌رسیدم، برایم مایه شرف و مباهات می‌بود.

خلافت، شرافتش را از امام حسین(علیه السلام) وام می‌گیرد

من مردانگی را دوست دارم، حسین(علیه‌السلام) حامی حق بود. او نیازی به خلافت نداشت تا برایش مایه شرف و مباهات باشد، او خود برای خلافت مایه مباهات بود. او به خلافت نیازی نداشت. او از یک اصل و اساس حمایت می‌کرد و در همین راه به شهادت رسید. او سفارش کرد که خلافت نزد آل بنی‌سفیان نباید باشد، هرگز شهد خلافت را بنی‌سفیان نباید استفاده کند، این رسالت از آن خاندان پیامبر(صلی الله علیه واله) است.

انتهای پیام/ ز.ح

مطالب مرتبط
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif حقیقت حمله به زوار حضرت زینب(سلام‌الله علیها) در روز اربعین چه بود؟
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif بحرین زائران کربلا را بازداشت کرد
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif بازتاب اربعین حسینی در کربلا در رسانه‌ های جهان
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif 60 هزار شیعه بحرینی درمیان 20 میلیون داوطلب آماده دفاع از کیان شیعه + تصاویر
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif آخرين اخباراربعين حسيني دركربلا و تحولات عراق
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif رمز و رازهای اربعین حسینی!

برچسب ها: لبنان ، مسیح ، شیعه ، شیعه نیوز
http://www.ayehayeentezar.com/galler...3441574886.gif
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اربعین پاسخ داد.
"
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۵

صفحه نخست » جهان تشیع


مجموعه اشعار جورج شکور، شاعر مسیحی لبنانی، در کتاب «ملحمه امام حسین(علیه السلام)» منتشر و به سه زبان (از جمله فارسی) ترجمه شده است. «ملحمه» در عربی به معنای «حماسه» است. وی برخی زوایای پیدا و پنهان این اثر را شرح داده است.
به گزارش «شیعه نیوز»، «جورج شکور» شاعر و نویسنده مسیحی لبنانی در روستای شیخان جبل عالم متولد شد و در دانشگاه سن‌ژوزف بیروت به تحصیل در ادبیات عرب و تاریخ تمدن پرداخت. وی در سال 1971 نخستین مجموعه شعرش را با مقدمه‌ای ستایش‌آمیز از «اخطل صغیر» شاعر بزرگ لبنانی منتشر کرد. پس از آن نیز در کنار انتشار چند مجموعه شعر به تصحیح و انتشار دیوان برخی شعرای بزرگ عرب همچون «احمد شوقی» و «سعید عقیل» پرداخت. شکور از نخستین کسانی است که در اشعار خود به موضوع مقاومت و مبارزه با اشغالگران صهیونیست پرداخته است و از بنیانگذاران ادبیات و شعر مقاومت در لبنان به حساب می‌آید.

گذشته از فعالیت‌های ادبی معمول، شکور را باید از دسته شاعرانی به شمار آورد که آزادگی را سرلوحه خود در زندگی قرار داده و بدون نگاه تعصب‌آمیز نسبت به دین، زبان به ثنای اهل بیت(علیه السلام) نیز پرداخته است. هرچند این رویه در کشوری مانند لبنان که ادیان ابراهیمی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، دور از ذهن نیست، اما خود مایه فخر است که انسانی در جهان کنونی که تعصبات کوردلانه، نگاه حقیقت‌بین را تاریک و کور کرده است، به انسانیت می‌نگرد.

شکور در کشوری بزرگ شده که در خانه بسیاری از مسیحیانش تصویری از امام علی(علیه السلام) بر دیوارها نقش بسته و دل‌بستگی بسیاری به اهل بیت(علیه السلام) وجود دارد. جاری بودن همین فرهنگ در نهاد بسیاری از شاعران و نویسندگان این دیار تأثیر گذاشته و زمینه را برای خلق آثاری ماندگار و عمدتاً عمیق فراهم کرده است. یکی از سؤالات پرتکرار حول شخصیت این نویسندگان و شاعران این است که آیا آنها شیعه شده‌اند یا نه؟ حتی اگر پاسخ این سؤال منفی باشد، مهم این است که انسانیت و آزادگی در نگاه این دسته از ادبا، فراتر از مرزهای کیش و مذهب تعریف می‌شود.

همزمان با فرارسیدن ایام اربعین حسینی، با جورج شکور به بهانه نگارش اثری با عنوان «ملحمه حسین(علیه السلام)» که چندی پیش در لبنان منتشر شد. شکور می‌گوید هرگاه برای امام حسین(علیه السلام) اثری نوشته و یا از این بزرگوار مطلبی خوانده، احساس عزت داشته است. به گفته او، امام حسین (علیه السلام) پدر هر مقاومت شریف، از جمله مقاومت لبنان است. این گفت‌وگو به شرح ذیل است:

*تسنیم: آقای شکور، جامعه لبنان، آنچه که از گفته‌ها و شنیده‌ها برمی‌آید، با شخصیت علی(علیه السلام) بیش از دیگر ائمه اطهار(علیه السلام) و شخصیت‌های تأثیرگذار تاریخ اسلام آشناست که بخشی از این امر مرهون تلاش شاعران و نویسندگانی چون شما و جرداق و دیگران است. شما هم برای علی(علیه السلام) اثری نوشته‌اید و هم در میان آثارتان کتابی هم راجع‌ به امام حسین(علیه السلام) دارید که مورد استقبال هم قرار گرفته است. درباره نحوه آشنایی تان با امام حسین(علیه السلام) بفرمایید.

زمانی آقای محمد یوسف بیضون، نماینده پارلمان لبنان و رئیس جمعیت عاملیه من را دعوت کرد تا در عاشورا درباره شخصیت امام حسین (علیه السلام) و این واقعه سخنرانی کنم. من ابتدا این کار را نپذیرفتم و انجام آن را سه سال به تعویق انداختم تا از این طریق فرصت مناسبی برای من فراهم شود و درباره امام امامان، حضرت امام حسین (علیه السلام) سخن بگویم. سه سال از این ماجرا گذشت که یکی از دوستان به من متذکر شد زمان آنچه که پیش‌تر تعیین کرده بودی، گذشته است و امسال را باید به سخنرانی بپردازی. این دوستم تعدادی کتاب مرجع با محوریت زندگی امام حسین(علیه السلام) به من داد تا با مطالعه آنها شناخت نسبی‌ای درباره شخصیت این امام بزرگوار حاصل کنم.

«حماسه امام حسین(علیه السلام)» چگونه خلق شد؟

به دوستم گفتم من امام علی(علیه السلام) را دوست دارم و درباره ایشان زیاد مطالعه کرده‌ام، اما درباره امام حسین (علیه السلام) مطلب زیادی نمی‌دانم. شروع به مطالعه آثار کردم. در این هنگام که درباره تحولات و سیر زندگی ایشان مطالعه می‌کردم، گریستم. هر چه می‌خواندم، به شخصیت ایشان شیفته‌‌تر می‌شدم. در حالی که کتاب‌ها در کنارم روی تخت بودند، به خواب می‌رفتم. کتاب‎ها در این ایام همواره با من بودند و من لحظه‌ای از آنها دور نمی‌شدم. شدت علاقه‌ام به خواندن و دانستن زندگی حسین (علیه السلام) به گونه‌ای بود که همسرم از من سوال می‌کرد این کتاب‌ها چه هستند؟ من در پاسخ به او می‌گفتم این آثار درباره امام حسین(علیه السلام) است، من سخت شیفته ایشان شده‌ام و به خواست خداوند بزرگ‌ترین حماسه را درباره وی خواهم نوشت. این‌گونه بود که من «حماسه امام حسین(علیه السلام)» را نوشتم.

*تسنیم: از بازخورد این کتاب در لبنان و دیگر کشورها بفرمایید.

این اثر بازخوردهای خوبی به همراه داشت. به زبان‌های فرانسه، فارسی و انگلیسی ترجمه شد و شهرتی جهانی یافت. بخش‌هایی از آن را اماکن مختلف و مقابل شخصیت‌های گوناگون اعم از سیاسی و فرهنگی قرائت کردم. در لبنان و ایران خواندم. من چندبار به ایران آمده‌ام. در سفر قبلی‌ام به این کشور، این حماسه را مقابل رئیس جمهور پیشین قرائت کردم. او با شنیدن ابیات این حماسه گریست.

اگر شیعه بودن یعنی طرفداری از حق، من شیعه‌ام

زمانی که از نگارش این شعر فارغ شدم آن را به بزرگ شعرای لبنان، سعید عقل، نشان دادم و عرضه کردم. او پس از مطالعه به من گفت که این اثر را تأیید می‌کنم و حاضرم برای تأیید، کتاب را امضا کنم، شهادت می‌دهم که این زیباترین شعری بوده که تا به حال شنیده‌ام، حتی می‌توانم بگویم که از اشعار من هم زیباتر است. ارادت تو به امام حسین(علیه السلام) در این کتاب به گونه‌ای است که بعد از گذشت بیست سال، درباره تو خواهند گفت که تو شیعه شده بودی. به او گفتم اگر قرار باشد هر کس در کنار حق و ارزش‌ها بایستد، شیعه است؛ پس من هم شیعه هستم. به او گفتم این موضوع برای هر کسی که برای ائمه(علیهم السلام) شعر گفته باشند، صدق می‌کند، اما مهم این است که شاعر از حق طرفداری کرده است.

درست است که شعرم در حدّ حماسه نیست، ولی ارزشی کمتر از حماسه‌سرایی ندارد. تلاش کرده‌ام تا با نگاهی ژرف به این موضوع نگاه کنم. همسر نبیه بری، رئیس مجلس نمایندگان لبنان، با خواندن «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)» درباره آن گفته است: شاعر بزرگ، جورج شکور، حماسه‌سرایی نکرده است، بلکه او معجزه‌ای خلق کرده است. اثری که شعرای جهان اسلام، از صدر تا به امروز، هم چنین شعری را نسروده‌اند! البته این نشان محبت ایشان به من بوده است. شاید شایسته این مقدار از ستایش نباشم، اما او خود چنین گفته است.

سیدحسن نصرالله مرد وعده‌های صادق است

بعد از «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)»، حماسه‌ای دیگر در حق امام علی(علیه‌السلام) نوشتم. نوشتن این کتاب مصادف بود با حمله اسرائیل به لبنان و تلاش و مجاهدت سیدحسن نصرالله برای دفع این حمله. در آن زمان بود که باور کردم این مرد، مرد وعده‌های صادقانه است. در آن هنگام منزل من میزبان جمعی از شیعیان بود که به دلیل جنگ خانه و کاشانه خود را از دست داده بودند. با دیدن این وقایع، با خود اندیشیدم که من علاقه دارم با اسرائیل بجنگم، اما چگونه؟ تصمیم گرفتم با قلم به جنگ این دشمن دیرینه بروم؛ از این رو تصمیم گرفتم سروده‌ای را در مدح امام علی(علیه‌السلام) بسرایم.

اگر علی(علیه السلام) نبود، اسلام هم نبود

«حماسه امام علی(علیه‌السلام)» را ظرف 30 روز نوشتم و در سازمان یونسکو به ثبت رساندم. با پولی که از این ثبت دریافت کرده بودم، نهال انجیری خریدم و آن را «کرم امام علی(علیه‌السلام)» نامیدم. هرکس به نزد من بیاید او را به این درخت راهنمایی می‌کنم و می‌گویم این درخت امام علی(علیه‌السلام) است. امام علی(علیه‌السلام) مرد بزرگی بود. اگر ایشان نبودند، اسلام هم نبود.


نگارش «حماسه امام حسین(علیه السلام)» توفیق خدا بود

بعد از این تصمیم گرفتم حماسه‌ای در وصف رسول‌الله(صلی الله علیه واله) بسرایم. این حماسه بسیار بزرگ‌تر از دو حماسه قبلی است، البته این آخری از دو حماسه قبلی رواجی بیشتر یافت. من پیش از نگارش هریک از این آثار مطالعات زیادی انجام دادم و این لازمه کار من بود؛ چراکه رویه من این است که اگر دانشم درباره موضوعی کم باشد، اصلاً به نگارش کتابی درباره آن روی نمی‌آورم. بنابراین خداوند به ما توفیق داد و موفق به نگارش این کتاب‌ها شدم.

*تسنیم: در آن زمان که از امام حسین(علیه‌السلام) می‌نوشتید، چه احساسی داشتید؟

بعضی از مردم کربلا و حادثه کربلا را فاجعه می‌دانند، البته در زمان خودش یک فاجعه بوده است، اما می‌توان از نگاه دیگر آن را روز سرور برای شهادت و عروج ملکوتی امام حسین(علیه‌السلام) و یاران باوفایش به جوار حق است؛ از این رو در روز شهادت امام حسین(علیه‌السلام) اشک‌های خود را ریختم، اما شهادت بزرگان روز ماتم نسیت، روز سرور است از آن جهت که آنان عروج کرده و به ملکوت الهی رسیده است. همانطور که شریف رضی فرموده، این روز نمادی برای چنین هدف و پیام مهمی است.

شهادت در راه حسین(علیه السلام) برایم مایه شرف و مباهات است

من هنگامی که «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)» را می‌نوشتم، خوشحال بودم، می‌گریستم و افتخار می‌کردم، چرا که من تحفه‌ای جدید تقدیم به ایشان کردم. من درباره موضوعی که به آن علاقه نداشته باشم، نمی‌نویسم. در جلسه‌ای که کتابم را به سعید عقل عرضه کردم، به او گفتم که بالای سر همگی ما خداوند قرار دارد، او ناظر اعمال و گفتار ماست، من او را شاهد می‌گیرم که اگر در آن روز من در کنار امام حسین(علیه‌السلام) می‌بودم و با او به شهادت می‌رسیدم، برایم مایه شرف و مباهات می‌بود.

خلافت، شرافتش را از امام حسین(علیه السلام) وام می‌گیرد

من مردانگی را دوست دارم، حسین(علیه‌السلام) حامی حق بود. او نیازی به خلافت نداشت تا برایش مایه شرف و مباهات باشد، او خود برای خلافت مایه مباهات بود. او به خلافت نیازی نداشت. او از یک اصل و اساس حمایت می‌کرد و در همین راه به شهادت رسید. او سفارش کرد که خلافت نزد آل بنی‌سفیان نباید باشد، هرگز شهد خلافت را بنی‌سفیان نباید استفاده کند، این رسالت از آن خاندان پیامبر(صلی الله علیه واله) است.

انتهای پیام/ ز.ح

مطالب مرتبط
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif حقیقت حمله به زوار حضرت زینب(سلام‌الله علیها) در روز اربعین چه بود؟
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif بحرین زائران کربلا را بازداشت کرد
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif بازتاب اربعین حسینی در کربلا در رسانه‌ های جهان
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif 60 هزار شیعه بحرینی درمیان 20 میلیون داوطلب آماده دفاع از کیان شیعه + تصاویر
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif آخرين اخباراربعين حسيني دركربلا و تحولات عراق
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif رمز و رازهای اربعین حسینی!

برچسب ها: لبنان ، مسیح ، شیعه ، شیعه نیوز
http://www.ayehayeentezar.com/galler...3441574886.gif
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اربعین پاسخ داد.
"
یا علی ای یگانه مظلو ماسوی
یا حسین
زیارت اربعین از شعائر الهی است

مرحوم آیت الله بهجت

شعائر الله همه علاماتند، علامت برای چه چیزی؟ برای اینکه دیگران را به یاد خدا بیاندازند. «عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ‏ خَمْسٌ» برای چیست؟ مثلاً «تَعْفِیرُ الْجَبِینِ» برای اینکه آن‌ها به عظمت مسجود له پی ببرند و به یادش بیافتند. و مثلاً «الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏» که دیگران بفهمند «بسم ‌الله‌ الرحمن ‌الرحیم» اینجاها مثل لازم است. «إنَّ اللهَ یَمْتَحِنُ شِیعَتَنَا بِتَرْکِ الجَهْرِ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ». همچنین «صَلَاهُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِینَ»؛ مثل آن آقای زاهد که ما در نجف در کوچه و در بازار دیدیم مشغول نماز نافلۀ ظهر بود. همیشه آدم نمی‌تواند برود جلوتر در یک مکان مخصوصی انجام بدهد؛ گاهی هم در همان راه رفتن، رکوع و سجودش را به‌ جا می‌آورَد. «وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ». می‌شود مخفیانه باشد؟ بعید و نادر است کسی این را زیر دستکشش بگذارد. «وَ زِیَارَهُ الْأَرْبَعِینَ» تا اینکه مثلاً آدم یادش بیاید که خوب است چهل مؤمن را زیارت بکند؛ آن هم هر روز! این احتمال خیلی بعید است. زیاره الاربعین همان اربعین حسینیه است که آدم آنجا عده‌ای را که آمده‌اند، می‌بیند؛ مثل حج که آدم در مکه یا مدینه هم‌شهری‌ هایش را می‌بیند که عدۀ زیادی از آن‌ها هم آمده‌اند، به‌واسطۀ آن‌ها به یاد خدا می‌افتد.

هر جا که منصوص نیست، داخل می‌شود در «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» هر تقوای قلبی است. این را که اضافه داده است به تقوای قلوب، معلوم می‌شود که این نه فقط یاد خداست، [بلکه] دیگران را هم به یاد خدا می‌آورد. بالأخره احتمال غیر زیارت اربعین سیدالشهدا ظاهراً با اینجا مناسبت ندارد.

از امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده که فرمود: «عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاهُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِینَ وَ زِیَارَهُ الْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‌‏»

المزار للمفید‌ ص۵۳
بحارالانوار ج۸۲ ص۷۵
مصباح المتهجد ص٧٨٨
رحمت واسعه ص۲۷۷

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اربعین پاسخ داد.
"
یا علی ای یگانه مظلو ماسوی
یا حسین
زیارت اربعین از شعائر الهی است

مرحوم آیت الله بهجت

شعائر الله همه علاماتند، علامت برای چه چیزی؟ برای اینکه دیگران را به یاد خدا بیاندازند. «عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ‏ خَمْسٌ» برای چیست؟ مثلاً «تَعْفِیرُ الْجَبِینِ» برای اینکه آن‌ها به عظمت مسجود له پی ببرند و به یادش بیافتند. و مثلاً «الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏» که دیگران بفهمند «بسم ‌الله‌ الرحمن ‌الرحیم» اینجاها مثل لازم است. «إنَّ اللهَ یَمْتَحِنُ شِیعَتَنَا بِتَرْکِ الجَهْرِ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ». همچنین «صَلَاهُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِینَ»؛ مثل آن آقای زاهد که ما در نجف در کوچه و در بازار دیدیم مشغول نماز نافلۀ ظهر بود. همیشه آدم نمی‌تواند برود جلوتر در یک مکان مخصوصی انجام بدهد؛ گاهی هم در همان راه رفتن، رکوع و سجودش را به‌ جا می‌آورَد. «وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ». می‌شود مخفیانه باشد؟ بعید و نادر است کسی این را زیر دستکشش بگذارد. «وَ زِیَارَهُ الْأَرْبَعِینَ» تا اینکه مثلاً آدم یادش بیاید که خوب است چهل مؤمن را زیارت بکند؛ آن هم هر روز! این احتمال خیلی بعید است. زیاره الاربعین همان اربعین حسینیه است که آدم آنجا عده‌ای را که آمده‌اند، می‌بیند؛ مثل حج که آدم در مکه یا مدینه هم‌شهری‌ هایش را می‌بیند که عدۀ زیادی از آن‌ها هم آمده‌اند، به‌واسطۀ آن‌ها به یاد خدا می‌افتد.

هر جا که منصوص نیست، داخل می‌شود در «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» هر تقوای قلبی است. این را که اضافه داده است به تقوای قلوب، معلوم می‌شود که این نه فقط یاد خداست، [بلکه] دیگران را هم به یاد خدا می‌آورد. بالأخره احتمال غیر زیارت اربعین سیدالشهدا ظاهراً با اینجا مناسبت ندارد.

از امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده که فرمود: «عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاهُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِینَ وَ زِیَارَهُ الْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‌‏»

المزار للمفید‌ ص۵۳
بحارالانوار ج۸۲ ص۷۵
مصباح المتهجد ص٧٨٨
رحمت واسعه ص۲۷۷

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار چرائی سانسور وبی رنگ کردن اربعین در رسانه ها پاسخ داد.
"



نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://iranclubs.org/forums/images/k...s/viewpost.gif
نکته زیبایی راجع به اربعین از آیة الله بهجت قدّس سرّه نقل میشود که مربوط به ندای روز ظهور حضرت بقیة الله است، که: ألا یا اهل العالم! إنّ جدّي الحسین قتلوه عطشانا.

ایشان میگفتند: معلوم میشود در زمان ظهور، اهل عالم به خوبی امام حسین را میشناسند، و حضرت با عنوان (جدّي) به وسیله سید الشهداء خود را به عالم معرفي میکنند، و شکی نیست که یکی از مهمترین عوامل معرفي امام حسین به دنیا، همین راهپیمایی اربعین است، و لذا در روایت معروف از امام عسکري ، زیارت اربعین از علائم مؤمن به حساب آمده، و معلوم است که علامت، باید یک نحو ظهور و بروز داشته و حالت شعاریت داشته باشد.
.


رضوان الله تعالی علیه
یا حسین
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اربعین پاسخ داد.
"
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۶
به گزارش «شیعه نیوز»، میلیون ها زائر که برای حضور در اربعین حسینی به سمت کربلا حرکت می کنند، به زیارت حرم مطهر حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) مشرف شدند.
آستان مقدس علوی تمام توان و تلاش خود را برای ارائه خدمات به زائرین در تمامی زمینه ها به کار گرفته است.
http://www.shia-news.com/files/fa/ne...215826_474.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...215827_462.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...215828_597.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...215829_252.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...215830_561.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...215831_310.jpg


http://www.shia-news.com/files/adv//2701_655.gif


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...215832_783.jpg




ا




"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اسرار آل محمد (ص) پاسخ داد.
"

أسرار آل محمد عليهم السلام / ترجمه كتاب سليم، ص: 207
2 باغ امير المؤمنين عليه السّلام در بهشت، شهيد تنها، برنامه امير المؤمنين عليه السّلام پس از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله، اختلاف امت براى امتحان الهى.
باغ امير المؤمنين عليه السّلام در بهشت‏
سليم مى‏گويد: امير المؤمنين عليه السّلام برايم حديث نمود و فرمود: در يكى از راههاى مدينه بهمراه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله راه مى‏رفتيم، تا اينكه به باغى رسيديم. عرض كردم: يا رسول اللَّه، چه باغ زيبايى است! فرمود: «چه زيباست! ولى براى تو در بهشت زيباتر از اين هست».
به باغ ديگرى رسيديم. عرض كردم: يا رسول اللَّه، چه باغ زيبايى است! فرمود: «چه زيباست، ولى براى تو در بهشت زيباتر از اين هست». تا آنكه از هفت باغ گذشتيم. در هر كدام من عرض مى‏كردم: يا رسول اللَّه، چه زيباست! و حضرت مى‏فرمود: «براى تو در بهشت زيباتر از اين هست».
شهيد تنها
وقتى راه خلوت شد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مرا در آغوش گرفت و در حالى كه گريه‏اش گرفته بود فرمود: «پدرم فداى تنهاى شهيد»! عرض كردم: يا رسول اللَّه، چرا گريه مى‏كنى؟ فرمود: از كينه‏هايى كه در دل اقوامى است و آن را برايت ظاهر نمى‏كنند مگر بعد از من، و آن كينه‏هاى بدر و خونهاى احد است.
عرض كردم: آيا دينم در آن هنگام سلامت خواهد بود؟ فرمود: دينت در سلامت خواهد بود.
برنامه امير المؤمنين عليه السّلام پس از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله‏
يا على، بشارت باد تو را كه زندگى و مرگ تو با من است، و تو برادر و جانشين من‏
أسرار آل محمد عليهم السلام / ترجمه كتاب سليم، ص: 208
هستى. تو انتخاب‏شده من و وزيرم و وارثم و اداكننده از جانب من هستى. تو قرض مرا ادا مى‏كنى و وعده‏هاى مرا از جانب من وفا مى‏نمايى، و تو ذمّه مرا برئ مى‏كنى و امانت مرا باز مى‏گردانى و طبق سنّت من با ناكثين و قاسطين و مارقين از امتم مى‏جنگى. تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى هستى، و تو از هارون اسوه و روش خوبى خواهى داشت آن هنگام كه قومش او را ضعيف شمردند و نزديك بود او را بكشند.
پس بر ظلم قريش و اتحادشان در مقابلت صبر كن، چرا كه تو همچون هارون نسبت به موسى و پيروانش هستى و آنان همچون گوساله و پيروانش هستند. هنگامى كه موسى هارون را جانشين خود در قومش قرار داد به او چنين دستور داد كه اگر گمراه شدند و او يارانى پيدا كرد به كمك ايشان با آنان جهاد كند، و اگر يارانى پيدا نكرد دست نگه دارد و خونش را حفظ كند و بين آنان اختلاف ايجاد نكند.
اختلاف امت براى امتحان الهى‏هلالى، سليم بن قيس - انصارى زنجانى خوئينى، اسماعيل، أسرار آل محمد عليهم السلام / ترجمه كتاب سليم بن قيس هلالي، 1جلد، نشر الهادي - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1416 ق.

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا حسن وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

سال۱۳۷۹ درخدمت مرحوم ابوی برای عیادت دوست بیماری رفته بودم...
پیرمرد شیک و کراوات زده ای هم آنجا حضور داشت، برحسب اتفاق ، چنددقیقه بعداز ورود ما اذان مغرب میگفتند... آن آقای پیر کراواتی، باشنیدن اذان کیف چرمی ظاهرا گرانقیمتش را باز کرد و سجاده اش را درآورد و زودتر از سایرحضار مشغول نماز شد!
شخصا برای من جالب بود که یک پیرمرد شیک و صورت تراشیده و کراواتی اینطور مقید به نماز اول وقت باشد...
بعداز اینکه همه نمازشان خواندند ، مرحوم پدرم خطاب به ایشان با صدای بلند(بدلیل سنگینی گوش پیرمرد) گفتند:
آقای مهندس، قضیه نماز اول وقت و مرحوم حاج شیخ و رضاخان را برای مجتبی تعریف کنید ... دوستدارم از زبان خود جنابعالی بشنود...
حس کنجکاوی ام تحریک شده بود که بدانم ماجرا ازچه قرارست که، آقای مهندس لبخندی زدند و اینطور شرح دادند:

مدتی بود که از طرف سردارسپه(از القاب رضاشاه) مسئول اجرای قسمتی از طرح تونل کندوان درجاده چالوس شده بودم..،
ازطرفی فرزند دومم که پسربزرگم باشه، مبتلا به سرطان خون شده بود، دکترها حتی اطباء فرنگ جوابش کرده بودند و خلاصه هرلحظه منتظر مرگ بچه بودیم.
خانمم یکروز گفت که برای شفای بچه بریم مشهد دست بدامن امام رضا ع بشیم... البته آنموقع من اینحرفهارو قبول نداشتم ولی چون مادربچه خیلی مضطرب و دلشکسته بود قبول کردم... مشهد که رسیدیم تقریبا آخرشب بود، فردا صبح بچه را بغل کردم و رفتیم حرم...
وارد صحن که شدیم، خانمم خیلی آه و ناله و گریه میکرد... گفت بریم داخل که من امتناع کردم گفتم همینجا خوبه و... بچه را ازمن گرفت و گریه کنان رفت داخل سمت ضریح و....
یک ملای پیر کوچولو توجه منو بخودش جلب کرد...روی زمین نشسته بود و سفره کوچکی که مقداری انجیر و نبات خرد شده در آن دیده میشد مقابلش پهن بود و مردم صف ایستاده بودند...
هرکس مشکلش را به آن آخوندپیر میگفت و او یا چندعدد انجیر یا مقداری نبات درون دست طرف میگذاشت و بنده خدا خوشحال و خندان تشکرمیکرد و میرفت.
به خودم گفتم عجب مردم احمق و ساده ای داریم ما... پیرمرد چطور همه را دلخوش میکند ، آنهم با انجیر یا تکه هایی از نبات!
حواسم از خانم و پسرم پرت شده بود و تماشاگر این صحنه بودم که شیخ نگاهی بمن انداخت و بعد با دست اشاره کرد یعنی بروم جلو...
رفتم جلو سلام کردم ... بعداز لحظاتی بمن گفت:
حاضری باهم شرطی بگذاریم؟!
گفتم:
چه شرطی؟... برای چی؟!
شیخ گفت:
قول بده در ازاء سلامتی و شفای پسرت، یکسال تمام نمازهای یومیه را سروقت اذان بخوانی!!!
خیلی تعجب کردم... ازکجا میدانست... این چه شرطی بود...
کمی فکرکردم دیدم اگر راست بگوید ارزشش را دارد که یکسال نماز بخوانم... خلاصه گفتم:
قبوله!
شیخ تکرار کرد:
یکسال نماز اول وقت و سر اذان درمقابل سلامتی اولادت، قبوله؟
بااینکه تا آنزمان نماز نخوانده بودم و اصلا قبول نداشتم، گفتم:
قبوله آقا

همینکه گفتم قبوله آقا، دیدم سروصدای مردم بلند شده و ازدحام جمعیت درقسمتی از حرم زیاد شد... یکدفعه دیدم پسرم از لابلای جمعیت بیرون دوید و مردم هم بدنبالش...
خلاصه بچه خوب خوب شد و منهم از آنموقع طبق قول و قرارم با مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی نمازم را دقیق و سروقت میخواندم.
یکروز محل اجرای تونل مشغول کار بودیم که از همانجا دیدیم سردارسپه بطرف ما میآید... تعداد اتومبیل ها و آژان های اطرافش مشخص بود که رضاشاه آمده... ترس و اضطراب عجیبی همه را گرفت...شوخی نبودکه رضاخان خیلی جدی وقاطع برخورد میکرد.
درحال تماشای حرکت کاروان شاه بودیم که اذان ظهر شد....
مردد بودم برم نمازم را بخوانم یا صبرکنم بعداز بازدید بخوانم که گفتم مردحسابی تو قول دادی، بقول و قرارت پای بند باش... خلاصه وضویی گرفتم و ایستادم به نماز... رکعت سوم بودم که سایه رضاخان را کنارم دیدم... خیلی ترسیده بودم ... اگر عصبانی میشد یا عمل مرا توهین تلقی میکرد کارم تمام بود!
سلام نماز که دادم بلند شدم و دیدم درست پشت سرم ایستاده...
عذرخواهی کردم و گفتم:
قربان درخدمتگذاری حاضرم، شرمنده اگر وقت اعلیحضرت تلف شد و و و و
رضا شاه گفت:
همیشه نماز میخونی مهندس؟
گفتم:
قربان از وقتی پسرم شفا گرفت، نماز میخوانم، درحرم شرط کردم!
رضا خان نگاهی به یکی از همراهانش کرد و با چوب تعلیمی محکم بصورت او زد و گفت:
مردیکه پدرسوخته... کسیکه بچه مریضشو امام رضا شفا بده ، نماز اول وقت بخونه دزد و عوضی نمیشه...اونیکه دزده تو پدرسوخته هستی نه این!!!!

(خاک توسر روزگار از گور سر در بیاره ببینه هنوز هم مثل اون زمانه که هرکی نماز میخوند دزد وعوضی نمی شه؟؟؟؟!!!!! )
بعدها متوجه شدم، زیرآب مرا زده بودند که مهندس چنین است و چنان و رضاشاه آمده بود همانجا کارم را یکسره کند اما نمازخواندن من نظرش را عوض کرده بود و جانم را خریده بود!!!
از آن تاریخ دیگر هرجا که باشم اول وقت نمازم را میخوانم و به روح مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی فاتحه و درود میفرستم!

خاطره از حاج آقا گرایلی
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار فرار احمد بن حنبل از پاسخ به حدیث " فئة باغیة " پاسخ داد.
"

معاویه ستمگر و جهنمی است!

توجیه معاویه و پاسخ قاطع مولای‌متقیان

..وقتی جناب عمار رض در جنگ صفین به شهادت رسیدند عمرو بن عاص نزد معاویه میرود و با ناراحتی میگوید عمار کشته شد و من از رسول الله شنیدم که گروه قاتل عمار جهنمی هستند!!!

احمد بن حنبل در مسندش مى‌نويسد:

محَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ حَزْمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ لَمَّا قُتِلَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ دَخَلَ عَمْرُو بْنُ حَزْمٍ عَلَى عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ فَقَالَ قُتِلَ عَمَّارٌ وَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ فَقَامَ عَمْرُو بْنُ الْعَاصِ فَزِعًا يُرَجِّعُ حَتَّى دَخَلَ عَلَى مُعَاوِيَةَ فَقَالَ لَهُ مُعَاوِيَةُ مَا شَأْنُكَ قَالَ قُتِلَ عَمَّارٌ فَقَالَ مُعَاوِيَةُ قَدْ قُتِلَ عَمَّارٌ فَمَاذَا قَالَ عَمْرٌو سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ فَقَالَ لَهُ مُعَاوِيَةُ دُحِضْتَ فِي بَوْلِكَ أَوَنَحْنُ قَتَلْنَاهُ إِنَّمَا قَتَلَهُ عَلِيٌّ وَأَصْحَابُهُ جَاءُوا بِهِ حَتَّى أَلْقَوْهُ بَيْنَ رِمَاحِنَا أَوْ قَالَ بَيْنَ سُيُوفِنَا.

ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم از پدرش نقل مى‌كند كه گفت: هنگامى كه عمار ياسر به شهادت رسيد، عمرو بن حزم نزد عمرو عاص رفت و گفت: عمار كشته شد، رسول خدا صلى الله عليه وآله فرموده است: گروه ستمگر، عمار را مى‌كشند، عمرو عاص ناراحت شد و جمله «لا حول ولا قوة الا بالله» را مى‌گفت تا نزد معاويه رفت،‌ معاويه پرسيد: چه شده است؟ گفت: عمار كشته شده است. معاويه گفت:‌ كشته شد كه شد، حالا چه شده است؟
عمرو گفت: از رسول خدا صلى الله عليه وآله شنيدم كه مى‌فرمود: عمار را گروه باغى وستمگر خواهد كشت،
معاويه گفت: مگر ما او را كشته‌ايم، عمار را علی و يارانش كشتند كه او را همراه خويش وادار به جنگ كردند و او را بين نيزه‌ها و شمشيرهاى ما قرار دادند.

مسند احمد جلد 4 صفحه 199 .موسسه القرطبة.

http://library.islamweb.net/hadith/d...1263&hid=17431

بنابراین از آنجایی که طبق قول رسولخدا قاتل جناب عمار باغی و ستمگر است ، معاویه برای فرار از این قضیه میگوید :
مگر ما عمار را کشتیم؟؟
بلکه علی ، عمار را کشت که او را همراه خود به جنگ آورد و بین شمشیر های ما قرار داد!!!

اما امیرالمومنین علی علیه السلام جواب کوبنده ای به معاویه میدهند، دقت کنید:

مناوى به نقل از قرطبى مى‌نويسد:

وهذا الحديث أثبت الأحاديث وأصحّها، ولمّا لم يقدر معاوية على إنكاره قال: إنّما قتله من أخرجه، فأجابه عليّ بأنّ رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم إذن قتل حمزة حين أخرجه .
قال ابن دحية: وهذا من على إلزام مفحم الذي لا جواب عنه، وحجّة لا اعتراض عليها.

اين حديث از محكم‌ترين و صحيح‌ترين احاديث است(حدیث فئة باغية) و چون معاويه قدرت بر انكارش نداشت، گفت: عمار را كسى كشت كه او را همراه خود آورده است و لذا علی در پاسخش فرمود: پس بنابراين حمزه را هم در جنگ احد پيامبر كشته است؛ چون آن حضرت بود كه حمزه را همراه خودش آورده بود.

ابن دحيه مى‌گويد: اين پاسخ علی چنان كوبنده است كه حرفى براى گفتن باقى نمى‌گذارد و دليلى است كه انتقادى بر آن نيست.

فيض القدير شرح الجامع الصغير، ج 6، ص 366، ناشر: المكتبة التجارية الكبرى - مصر.

بنابراین خال المومنین اهل تسنن و صحابه بزرگ از نظر اهل تسنن یعنی معاویه بن ابی سفیان طبق سخن پیامبر،ستمگر است.

همچنین در همان فیض القدیر آمده است که عالم سنی میگوید:
منظور از فرقه ی ستمگر، معاویه و قومش است!!!

(ﺗﻘﺘﻠﻪ ﺍﻟﻔﺌﺔ ﺍﻟﺒﺎﻏﻴﺔ) ﻗﺎﻝ ﺍﻟﻘﺎﺿﻲ ﻓﻲ ﺷﺮﺡ ﺍﻟﻤﺼﺎﺑﻴﺢ ﻳﺮﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻭﻳﺔ ﻭﻗﻮﻣﻪ ﺍﻩ ﻭﻫﺬﺍ ﺻﺮﻳﺢ ﻓﻲ ﺑﻐﻲ ﻃﺎﺋﻔﺔ ﻣﻌﺎﻭﻳﺔ ﺍﻟﺬﻳﻦ ﻗﺘﻠﻮﺍ ﻋﻤﺎﺭﺍ ﻓﻲ ﻭﻗﻌﺔ ﺻﻔﻴﻦ ﻭﺃﻥ ﺍﻟﺤﻖ ﻣﻊ ﻋﻠﻲ.

(او را گروهی ستمگر می کشند)قاضی در شرح مصابیح گفته است منظور معاویه و قومش است و این در ستمگری گروه معاویه صریح است که عمار را در جنگ صفین کشتند و حق با حضرت علی بود.

قـــــــــــــــضاوت باشـــــــــــــــــما


یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی یا اول المظلوم ای یگانه مظلوم هستی


"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
یا حسن وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

سال۱۳۷۹ درخدمت مرحوم ابوی برای عیادت دوست بیماری رفته بودم...
پیرمرد شیک و کراوات زده ای هم آنجا حضور داشت، برحسب اتفاق ، چنددقیقه بعداز ورود ما اذان مغرب میگفتند... آن آقای پیر کراواتی، باشنیدن اذان کیف چرمی ظاهرا گرانقیمتش را باز کرد و سجاده اش را درآورد و زودتر از سایرحضار مشغول نماز شد!
شخصا برای من جالب بود که یک پیرمرد شیک و صورت تراشیده و کراواتی اینطور مقید به نماز اول وقت باشد...
بعداز اینکه همه نمازشان خواندند ، مرحوم پدرم خطاب به ایشان با صدای بلند(بدلیل سنگینی گوش پیرمرد) گفتند:
آقای مهندس، قضیه نماز اول وقت و مرحوم حاج شیخ و رضاخان را برای مجتبی تعریف کنید ... دوستدارم از زبان خود جنابعالی بشنود...
حس کنجکاوی ام تحریک شده بود که بدانم ماجرا ازچه قرارست که، آقای مهندس لبخندی زدند و اینطور شرح دادند:

مدتی بود که از طرف سردارسپه(از القاب رضاشاه) مسئول اجرای قسمتی از طرح تونل کندوان درجاده چالوس شده بودم..،
ازطرفی فرزند دومم که پسربزرگم باشه، مبتلا به سرطان خون شده بود، دکترها حتی اطباء فرنگ جوابش کرده بودند و خلاصه هرلحظه منتظر مرگ بچه بودیم.
خانمم یکروز گفت که برای شفای بچه بریم مشهد دست بدامن امام رضا ع بشیم... البته آنموقع من اینحرفهارو قبول نداشتم ولی چون مادربچه خیلی مضطرب و دلشکسته بود قبول کردم... مشهد که رسیدیم تقریبا آخرشب بود، فردا صبح بچه را بغل کردم و رفتیم حرم...
وارد صحن که شدیم، خانمم خیلی آه و ناله و گریه میکرد... گفت بریم داخل که من امتناع کردم گفتم همینجا خوبه و... بچه را ازمن گرفت و گریه کنان رفت داخل سمت ضریح و....
یک ملای پیر کوچولو توجه منو بخودش جلب کرد...روی زمین نشسته بود و سفره کوچکی که مقداری انجیر و نبات خرد شده در آن دیده میشد مقابلش پهن بود و مردم صف ایستاده بودند...
هرکس مشکلش را به آن آخوندپیر میگفت و او یا چندعدد انجیر یا مقداری نبات درون دست طرف میگذاشت و بنده خدا خوشحال و خندان تشکرمیکرد و میرفت.
به خودم گفتم عجب مردم احمق و ساده ای داریم ما... پیرمرد چطور همه را دلخوش میکند ، آنهم با انجیر یا تکه هایی از نبات!
حواسم از خانم و پسرم پرت شده بود و تماشاگر این صحنه بودم که شیخ نگاهی بمن انداخت و بعد با دست اشاره کرد یعنی بروم جلو...
رفتم جلو سلام کردم ... بعداز لحظاتی بمن گفت:
حاضری باهم شرطی بگذاریم؟!
گفتم:
چه شرطی؟... برای چی؟!
شیخ گفت:
قول بده در ازاء سلامتی و شفای پسرت، یکسال تمام نمازهای یومیه را سروقت اذان بخوانی!!!
خیلی تعجب کردم... ازکجا میدانست... این چه شرطی بود...
کمی فکرکردم دیدم اگر راست بگوید ارزشش را دارد که یکسال نماز بخوانم... خلاصه گفتم:
قبوله!
شیخ تکرار کرد:
یکسال نماز اول وقت و سر اذان درمقابل سلامتی اولادت، قبوله؟
بااینکه تا آنزمان نماز نخوانده بودم و اصلا قبول نداشتم، گفتم:
قبوله آقا

همینکه گفتم قبوله آقا، دیدم سروصدای مردم بلند شده و ازدحام جمعیت درقسمتی از حرم زیاد شد... یکدفعه دیدم پسرم از لابلای جمعیت بیرون دوید و مردم هم بدنبالش...
خلاصه بچه خوب خوب شد و منهم از آنموقع طبق قول و قرارم با مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی نمازم را دقیق و سروقت میخواندم.
یکروز محل اجرای تونل مشغول کار بودیم که از همانجا دیدیم سردارسپه بطرف ما میآید... تعداد اتومبیل ها و آژان های اطرافش مشخص بود که رضاشاه آمده... ترس و اضطراب عجیبی همه را گرفت...شوخی نبودکه رضاخان خیلی جدی وقاطع برخورد میکرد.
درحال تماشای حرکت کاروان شاه بودیم که اذان ظهر شد....
مردد بودم برم نمازم را بخوانم یا صبرکنم بعداز بازدید بخوانم که گفتم مردحسابی تو قول دادی، بقول و قرارت پای بند باش... خلاصه وضویی گرفتم و ایستادم به نماز... رکعت سوم بودم که سایه رضاخان را کنارم دیدم... خیلی ترسیده بودم ... اگر عصبانی میشد یا عمل مرا توهین تلقی میکرد کارم تمام بود!
سلام نماز که دادم بلند شدم و دیدم درست پشت سرم ایستاده...
عذرخواهی کردم و گفتم:
قربان درخدمتگذاری حاضرم، شرمنده اگر وقت اعلیحضرت تلف شد و و و و
رضا شاه گفت:
همیشه نماز میخونی مهندس؟
گفتم:
قربان از وقتی پسرم شفا گرفت، نماز میخوانم، درحرم شرط کردم!
رضا خان نگاهی به یکی از همراهانش کرد و با چوب تعلیمی محکم بصورت او زد و گفت:
مردیکه پدرسوخته... کسیکه بچه مریضشو امام رضا شفا بده ، نماز اول وقت بخونه دزد و عوضی نمیشه...اونیکه دزده تو پدرسوخته هستی نه این!!!!

(خاک توسر روزگار از گور سر در بیاره ببینه هنوز هم مثل اون زمانه که هرکی نماز میخوند دزد وعوضی نمی شه؟؟؟؟!!!!! )
بعدها متوجه شدم، زیرآب مرا زده بودند که مهندس چنین است و چنان و رضاشاه آمده بود همانجا کارم را یکسره کند اما نمازخواندن من نظرش را عوض کرده بود و جانم را خریده بود!!!
از آن تاریخ دیگر هرجا که باشم اول وقت نمازم را میخوانم و به روح مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی فاتحه و درود میفرستم!

خاطره از حاج آقا گرایلی

"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2159
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایراننوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

چرا از خودت حرف در می آوری؟ قرآن کریم در کجا صحبت از این تأکید انبیاء کرده است؟ آیه ای که بدان اشاره کردی در ادامه قصه موسی و قومش آمده و جوابی است به دعای موسی که از خداوند برای خود و قومش طلب خیر دنیا و آخرت کرد.

موسی گفت: وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ- و در اين دنيا و در آخرت براى ما نيكى بنويس

و پروردگار پاسخ فرمودند: فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ - آن رابراى كسانى كه پرهيزگارى مى‌كنند و زكات مى‌دهند و به آيات ما ايمان مى‌آورند مقرر خواهم داشت( خواهم نوشت)

این آیه نقل کسانی است که تقوا پیشه می کنند، زکات می دهند و به آیات الهی ایمان دارند و این شامل همه کسانی می شود که چنین خصوصیتی دارند، چه اولین و چه آخرین، هم در باره قوم موسی صدق می کند و هم دیگر اقوام پیامبران.
دوباره اشتباه نکن! یه نگاهی به آیات قبل کن ببین درباره چه چیزی صحبت می کنند بعد به این سرعت نتیجه گیری کن. اگر در زمان حیات پیامبر، طیبات بر مردم حرام بوده پس اجازه خوردن چه چیزی را داشته اند؟


hosyn
دوست گرامی، باور نمیکردم که وقتی برای اختصار بین آیه نقطه بگذارم شما فورا سوء استفاده میکنید! واقعا که! یجدونه مکتوبا را نوشتم و نقطه گذاشتم، آخر بعد از یجدونه آمده: مکتوبا عندهم فی التوراة و الانجیل! آیا زمان حضرت موسی، انجیل نازل شده بود که اسم پیامبر اسلام را در آن بیابند؟!

بعدش هم به راحتی از یضع عنهم رد شدید!

مهمتر میگویید قبلا حلال شده بود! طبق مبنای شما که فقط قرآن را میپذیرید، قبلا و بعدا نداریم، تمام نقل تاریخی ترتیب نزول سوره‌ها و آیات، باد هواست!
.
"

3 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اشلره ای به توطئه های کودتا چیان سقیفه وشهادت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه واله وسلم پاسخ داد.
"
روز_شمار_شهادت_رسولخدا صلی الله علیه و آله 《8》

.در روز چهارشنبه ۹ صفر سال ۱۱ هجری قمری ، ۲۲ اردیبهشت سال ۱۱ هجری شمسی ،
۸ می سال ۶۳۲ میلادی چه اتفاقی افتاد؟؟

..در این روز به فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله ، امیرالمومنین علیه السلام , در میان مردم مدینه به آوازی بلند چنین فرمود:

" ای مردم ! هر کس ، کسی را که باید به او اجر دهد ، مورد ظلم قرار دهد ، خداوند رحمتش را از او دریغ می‌کند و مستحق لعنت الهی است ؛ هر کس غیر ولی خود را تبعیت کند ، لعنت خدا بر اوست ؛ هر کس به پدرانش ناسزا گوید ، مستوجب خشم و لعن الهی است ."

⬅️این سخنان به گونه ای بیان گردید که توجه اهل مدینه را به خود جلب نمود !

عده ای که در میان آن ها ، عمر بن خطاب بود به سراغ امیرمؤمنان علیه‌السلام آمدند و از کُنه و تفسیر سخن پرسش نمودند ؛
امیرمؤمنان علیه‌السلام فرموند : خدا و رسول آگاهترند!
▪️اکنون جماعت به سوی خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله در حرکت اند ؛
پس از ورود به خانهء رسول خدا ، عمر به صدا درآمد :

ای رسول خدا ! تفسیر این سخن چیست؟؟

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:

" قرآن میفرماید :
بگو , که من از شما اجر و مزد رسالت نمیخواهم مگر اینکه به خاندانم محبت کنید , پس هر کس در این اجر ظلم کند مستحق لعن الهی است .
و باز قرآن میفرماید :
پیامبر از مومنان بر خودشان اولی و سزاوارتر است ؛ من نیز در غدیر خم گفتم : هر کس را که من ولایتدار اویم , پس این علی ولایت دار اوست ، پس هر کس غیر علی را برگزیند , لعنت خداوند بر اوست ."

سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند :


" به علی امر کردم که در میان شما بگوید : هر کس پدرانش را دشنام دهد ، پس لعنت الهی بر اوست ؛
اینک من خدا را شاهد میگیرم و شما را گواه می دانم بر این که من و علی پدران اهل ایمان هستیم ؛ پس هر کس یکی از ما دو تن را دشنام گوید ، لعن و نفرین الهی شامل اوست ."

▪️ کسانی که در خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند ، از خانه خارج می‌شوند
... عمر رو به دیگران کرده می‌گوید:

ای اصحاب محمد ! امروز آنچنان ولایت علی را محکم نمود که حتی در روز غدیر خم نیز چنین نکرده بود !(۱)



1⃣ بحارالانوار ج۲۲ صص ۴۸۹-۴۹۰ ؛ طرف من الأنباء و المناقب , ابن طاووس , صص۱۸۵-۱۸۸
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
"

3 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 11:38AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند