بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

ناقد ناقد حاضر نيست

عضو ثابت

درباره من

  • درباره ناقد
    جنسيت
    نامشخص

آمار

جمع نوشته‌ها
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 3 روز پيش
  • تاريخ ثبت نام: Friday 31 May 2013

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Monday 23 November 2020
06:04PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: ترامپ برجام را پاره کرد! نقل کرد
هویت اسراییل مش...
Thursday 19 November 2020
10:32AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: ترامپ برجام را پاره کرد! نقل کرد
تاریخ و سوابق خی...
10:04AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: ترامپ برجام را پاره کرد! نقل کرد
این بحث قبلا هم ...
Saturday 14 November 2020
06:27PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: ترامپ برجام را پاره کرد! نقل کرد
با ادعای اقتدار ...
Friday 7 August 2020
12:21PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: قرارداد ۲۵ ساله ایران با چین نقل کرد
علی مطهری: * مدت...
Tuesday 4 August 2020
10:37AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: قرارداد ۲۵ ساله ایران با چین نقل کرد
اگر هدف چین مهار...
09:30AM - ناقد گفتاری از hooshdaran3 در ج: کرونا نقل کرد
گویا امام‌جمعه ق...
09:22AM - ناقد گفتاری از صبح در ج: قرارداد ۲۵ ساله ایران با چین نقل کرد
تصاویر متعدد م...
Monday 3 August 2020
03:27PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: قرارداد ۲۵ ساله ایران با چین نقل کرد
گزارش‌ هایی از ...
Thursday 4 June 2020
08:12AM - ناقد گفتاری از hooshdaran3 در ج: ترامپ برجام را پاره کرد! نقل کرد
البته خیلی هم بعی...
Wednesday 3 June 2020
11:56AM - ناقد گفتاری از hooshdaran3 در ج: ترامپ برجام را پاره کرد! نقل کرد
بر اگر نتوان نشست....
11:43AM - ناقد گفتاری از Freedom1 در ج: ترامپ برجام را پاره کرد! نقل کرد
آمریکا تا حالا ب...
Saturday 25 April 2020
07:43PM - صادقيان گفتاری از ناقد در ج: کرونا نقل کرد
چشمتون روز بد نب...
04:33PM - hooshdaran3 گفتاری از ناقد در ج: کرونا نقل کرد
چشمتون روز بد نب...
Friday 24 April 2020
06:12PM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: بین کابر hosyn وسایر کابران وهابی درمود نام مقدس امیرالمومنین علیه السلام در قران کریم نقل کرد
پست 285 این فقط ت...
Saturday 4 April 2020
08:18PM - ناقد گفتاری از Freedom1 در ج: کرونا نقل کرد
https://www.worldometers.info...
Monday 23 March 2020
08:14PM - ناقد گفتاری از صبح در ج: کرونا را قدر بدانیم نقل کرد
همچنان لا اله خ...
07:47PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: کرونا را قدر بدانیم نقل کرد
ظاهرا همین کشف ن...
03:37PM - ناقد گفتاری از صبح در ج: کرونا را قدر بدانیم نقل کرد
خوب اعتقادات د...
02:16PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: کرونا را قدر بدانیم نقل کرد
الان دیگه تقریب...

دیوارۀ کاربر

ناقد به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
" ترور شهید محسن فخری زاده باز هم پای اسرائیل به وسط کشید.
چه خواهیم کرد؟
آیا طبق تهدید فرمانده کل سپاه کرک و پشم دشمنان را برباد خواهیم داد؟ "

3 روز پيش

ناقد به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
" درسته، اعراب از جنگ و شعار "لاءات ثلاث" رسیدن به طرح "دو دولت" و الان هم بدون این که طرح دو دولت اجرا بشه مشغول عادی سازی روابط با رژیم غاصب هستن.
همه این امور در واقع کار ج اا را سختتر می کنه که هنوز روی آرمان اولیه باقی مونده، اما در عمل هیچ کاری هم نمی تونه انجام بده که مثلا روند سازش و تنازل اعراب را متوقف یا کند کنه.
بلکه روابطش با اعراب بدتر از گذشته شده و این برای دیپلماسی و سیاست خارجه ما یک خسارت بزرگ است، چون به جای همگرایی و وحدت اسلامی که از اولش شعارش را می دادیم رسیدیم به واگرایی و بلکه رویارویی در حد جنگ های نیابتی! "

4 روز پيش

ناقد به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
" مطالب من لزوما پاسخ به امثال صبح وتفکرات کیهانی نیست، چون پیشاپیش از پاسخ های کلیشه ای وتکراری آن ها مطلع هستیم.
بلکه به منظور تامل و آسیب شناسی درباره مساله مهمی است که سال هاست ما را از نظر سیاسی واقتصادی وایدئولوژیک درگیر کرده و همان طور که قبلا اشاره شد راه برون رفتی برایش متصور نیست.
در رسانه های منطقه چنین تبلیغ می شود که ایران از مساله فلسطین و اسرائیل استفاده ابزاری می کند تا اهداف خودش را در منطقه پیش ببرد. وگرنه خود ایرانی ها هم می دانند که شعار نابودسازی اسرائیل یک شعار توخالی است.
در مقابل در داخل ایران هم باوری به درست یا غلط وجود دارد که می گوید ایران کاسه داغتر از آش شده و برای فلسطین هزینه بیخودی می دهد ویا می گویند ایران دچار دوگانگی شده ودر قبال ظلم و تعدی علیه مسلمانان سایر نقاط جهان بی تفاوت است.
صرف نظر از این که در واقع چه می گذرد، معضل مهم ما شکل گیری افکار عمومی منتقد وبلکه مخالف (چه در منطقه وچه در داخل) نسبت به سیاست ایران در قبال مساله فلسطین و اسرائیل است.
این را اضافه کنید به جریان انقلابی و مقاومت (چه در داخل وچه در سطح منطقه) که هنوز در انتظار تحقق شعار نابودی اسرائیل هستند و برای مثال می پرسند چرا ایران دچار انفعال شده وجواب موشک پرانی ها وتخریب وترور وانفجارهای اسرائیل را نمی دهد؟
به هر حال همان طور که در خیلی از امور سیاسی ، اقتصای ، فرهنگی و... دچار معضل وبحران هستیم (منظورم به طور خاص بحران در اقناع سازی افکارعمومی است) در مساله فلسطین ـ اسرائیل هم به نوعی به بن بست رسیده وباری به هر جهت گذران امور می کنیم... "

6 روز پيش

ناقد به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
" شاید هیچ معضلی در سیاست خارجه ما به اندازه اسرائیل دردسرساز و پرهزینه نبوده، حتی مساله آمریکا هم این قدر لا ینحل نبوده، چون بالاخره در شرایطی تابوشکنی کرده و باهاش مذاکره کردیم و احتمال مذاکره در آینده وجود داره.
دلیلش هم اینه که از اول با مساله اسرائیل و فلسطین ایدئولوژیک برخورد کردیم و شعار نابودی رژیم غاصب را سردادیم. این شعار در عرف جهانی یک تهدید نامتعارف و بلکه نامشروع است، چون طبق منشور سازمان ملل ـ که ماهم عضو آن هستیم و بندهایش را پذیرفته ایم ـ هیچ عضوی حق ندارد اعضای دیگر را تهدید به نابودی کنه.
البته عدم به رسمیت شناختن، مساله دیگریه که به اندازه شعار نابودی تبعات ندارد، لذا هنوز هم برخی کشورها هستند که اسرائیل را به رسمیت نشناخته اند، اما تفاوتش اینه که مثل ما قائل به نابودی این رژیم نیستن.
بگذریم از این که اسرائیل با شعار نابودی، کلی مظلوم نمایی کرده و به نحوی موجبات انزوای ما را فراهم کرده و حتی سازش کشورهای عربی با این رژیم را نتیجه سیاست های ایران می دونن، اما به هر حال خیلی طبیعی هست که وقتی شما یک دولت را هر چند اشغالگر و ستمگر باشد، تهدید موجودیتی می کنی آن دولت و متحدانش ساکت نمی نشینند و هر کاری می کنند تا تهدیدات شما را خنثی کنن و حتی دست به اقدامات پیشگیرانه و پیشدستانه می زنن.
به نظر می آید ما اکنون در یک دوراهی سخت گیر کرده ایم. نه می توانیم شعار نابودی را پس بگیریم و نه می توانیم این شعار را عملی کنیم. لذا دچار نوعی انفعال شده ایم. نمونه بارزش این که اسرائیل اهداف ما را در سوریه می زند و ما سکوت می کنیم. یا می گه انفجار پارچین و نظنز کار من بود، اما ما انکار می کنیم.
این نتیجه همان دوراهی است. یعنی چون هنوز شعار اولیه پابرجاست و از طرفی به هر دلیلی قادر به پاسخگویی و ضربه زدن محکم به اسرائیل نیستیم (که البته این که چرا نمی زنیم جوابش را باید انقلابیون دوآتشه بدهند) بهترین کار سکوت و انفعال و بلکه انکار است.
به هر حال برخی کارشناسان غربزده و لیبرال پیشنهادهایی برای برون رفت از این دوراهی داده اند. مثلا گفته اند شما اسرائیل را به رسمیت نشناسید و مثل خیلی کشورها جنایات و تجاوزاتش را محکوم کنین، اما از شعار نابودی آن دست بکشید.
طبق معمول این پیشنهادها بوی سازش و وابستگی و مزدوری می ده. لذا پیشنهاددهندگان عطایش را به لقایش بخشیدن.
بنا بر این، این زخم کهنه تا اطلاع ثانوی ادامه داره. شاید به همین دلیل است که کار را به قضا و قدر محول کرده ایم تا روزی خداوند خودش شعار انقلابی ما را تحقق ببخشه... ان شاءالله "

يه هفته پيش

ناقد به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
" در دنیای پیچیده امروز بسیاری از مفاهیم از تعاریف ابتدایی و سنتی خود خارج شده است. مثلا وابستگی به معنای دیکته کردن سیاست ها توسط مندوب عالی همانند دوران استعمار نیست، بلکه به مفهوم تبعیت ناخواسته از جریانات و واقعیت های جهانی است.
با این نگاه، ما با ادعای عدم وابستگی به آمریکا به شدت به این کشور وابسته ایم! مثلا کافی است ترامپ یک سخنرانی بکند تا دلار بالا برود! یا همان طور که قبلا گفته شد انتخابات آمریکا برایمان حیاتی می شود! سیاست های داخلی و خارجی مان هم در حالی که شعار بر آمریکا می دهیم، با قطب نمای کاخ سفید تنظیم می شود. یعنی منتظریم دولت آمریکا چه می گوید تا ما عکسش راعمل کنیم، هر چند با منافع ملی مغایر باشد! بعضی وقت ها هم از آن طرف بام می افتیم. مثلا رسما اعلام کرده ایم اگر بایدن به برجام برگردد، ما هم به تعهدات خود عمل می کنیم. همان سندی که شما آن را خیانت تاریخی می خوانید که مستوجب آتش زدن است!

از طرفی استقلال هم به طور کامل و صدردرصدی بی معناست. حتی آمریکا با ادعای ابرقدرتی به بقیه کشورها نیاز و وابستگی دارد.
به همین دلیل است که اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان سیاست توازن و تعادل را در پیش گرفته اند، اما کشورهای انقلابی و ایدئولوژیک هنوز در فضای سنتی دوران استعمار و جنگ سرد باقی مانده اند.
وابستگی به شرق هم همین طور است. یعنی به نام اشتراک منافع و فرار از زورگویی آمریکا، تا حد همراهی بی چون و چرا با شرق پیش می رویم. لازم نیست روسیه و چین متون درسی ما را تغییر دهند و یا در قراردادشان ما را برای توافق با سایر کشورها آزاد نگذارند، اما همین که در جریان همراهی با تحریم های آمریکا پول ما را ندهند و باج خواهی کنند ناچار به سکوت وهمراهی هستیم. یا اگر علیه ما در شورای امنیت رای بدهند دستمان که به هیچ جا بند نیست، حتی اعتراض ظاهری هم نمی کنیم!
حال شما که اتفاقا بیش از همه سنگ عزت و اقتدار و استقلال را بر سینه می زنید، اسم این موارد را عوام فریبی و شوخی می گذارید اشکال ندارد، نظرتان محترم است.
خوانندگان هم قضاوت خود را می کنند.
"

يه هفته پيش

ناقد به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
" تاریخ و سوابق خیانت های روسیه نیازی به بازگفتن نداره. اما مساله اینه که افراط در ضدیت باغرب، نتیجه ای جز همراهی ونهایتا وابستگی به شرق ندارد.
مگه این که از ابتدا سیاست توازن را بر اساس واقع گرایی (ونه ارمان گرایی وایدئولوژی) در پیش می گرفتیم، مثل خیلی از کشورهای دیگه که سعی می کنند با شرق وغرب رابطه متعادل داشته باشند.
سیاست توازن حداقل فایده اش اینه که پل های پشت سر به کلی نابود نمی شه وهمیشه راه برگشت وجود داره. یعنی با سیاست های انقلابی اگه مجبور هم بشیم برگردیم ناچاریم کلی آسمون ریسمون کنیم تا اصطلاحا کم نیاریم!
در مورد اسرائیل هم همین طوره. چون از اول شعار نابودیش را دادیم الان توش موندیم چیکار کنیم. لذا خیلی وقتها سکوت و انفعال بهترین روش هست. مثلا خیلی راحت مواضع ما را در سوریه می زنه وما بیخیال ازش رد میشیم و حتی به روی خودمون هم نمیاریم. یا میگه انفجار نطنز کار من بوده، اما ما انکار می کنیم!

حرفی که خیلی از ناظران می زنند اینه که با اومدن بایدن کار ایران خیلی سخت میشه، چون مثل ترامپ رادیکال و غیرمتعارف برخورد نمیکنه و ما را تو منگنه قرار میده.
نمی دونم، شاید پارچ زهر در راه باشه... بلا بدور! "

يه هفته پيش

ناقد به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
" این بحث قبلا هم جسته گریخته مطرح شده.
ما از نه شرقی نه غربی به نه غربی رسیدیم و بلکه در دامن شرق افتادیم، و البته چاره ای هم نیست.
در این دنیای قاراشمیش و به قول دوستمون زورگو باید تکیه گاهی از قدرت داشته باشیم که حداقل با حق وتو در شورای امنیت هوای ما را داشته باشه، و البته اگر هم نداشت و علیه ما رای داد و یا با تحریم های آمریکا همکاری کرد چاره ای جز سکوت و همراهی نیست. همچنین همراهی و بلکه تایید در سیاست های دیگه بلوک شرق! و یا سکوت در برابر باجگیری ها و کشتار مسلمانان و اموال مسدود شده ما و ... مساله آذربایجان و ارمنستان و موضع منفعل ما هم چیزی جز بازی در زمین رفیق پوتین نیست! "

2 هفته پيش

ناقد به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
" با ادعای اقتدار و استقلال ، بدترین نوع وابستگی اینه که سرنوشت کشور را به انتخابات آمریکا گره زده ایم.
یکی امیدش این بود که ترامپ بمونه، چون اصطلاحا رو بازی می کرد و توجیه گر سیاست های رادیکال ما بود.
یه طیف هم امیدش به بایدن است تا مگر مذاکره ای و توافقی و نهایتا فرجی در کشور ایجاد شود.
بنظرم هر دو در اشتباهند و اگر خودشون سرکار نباشن، قصد دارند مردم را سرکار بگذارند.
واقعیت اینه که ریشه اصلی مشکلات ما در وهله اول به خودمون برمی گرده... "

2 هفته پيش

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان نمی توانم نفس بکشم! ساخت
" پس از کشته شدن جورج فلوید توسط پلیس در شهر مینیاپولیس ، عبارت «نمی توانم نفس بکشم» (I can't breath) به سرعت در سرتاسر آمریکا و بلکه جهان، تبدیل به نمادی از اعتراض علیه خشونت نژادپرستانه شده است.
تبعیض نژادی و خشونت علیه سیاهپوستان که 13 درصد جمعیت ایالات متحده آمریکا (بیش از 40 میلیون نفر) را تشکیل می دهند، سابقه طولانی دارد.
در ماه ژوئن سال 1921 جمعی از اوباش سفیدپوست به محله سیاه پوستان در شهر تولسا در ایالت اوکلاهما حمله کرده و حدود هزار و 200 خانه را آتش زدند و نزدیک 300 تن از سیاه‌پوستان را به قتل رساندند. همچنین بیش از 800 نفر مجروح شده و بیش از 6 هزار نفر از ساکنان سیاه‌پوست این منطقه دستگیر و زندانی شدند.
این حادثه خونین بزرگترین درگیری تاریخ ایالات متحده از زمان جنگ داخلی این کشور بود و دولت آمریکا تلاش کرد تا رد و شواهد این واقعه را پاک کند. به همین دلیل طی چندین دهه متمادی در کتاب‌های تاریخ آمریکا از این رویداد خونین روایتی موجود نبود و عاملان کشته‌ شدن سیاه پوستان هرگز تحت تعقیب قضایی قرار نگرفتند.
ناآرامی های فعلی در آمریکا دیر یا زود پایان می پذیرد ، اما خشم فروخفته ناشی از خشونت و تبعیض نژادی به ویژه در میان سیاهپوستان چالش عمیق و ریشه داری است که به آسانی قابل حل نیست.
لذا اگر دولتمردان و نخبگان آمریکا فکری برای عبور از این بحران نکنند و ساختار اجتماعی و حقوقی این کشور دچار تحولات اساسی نشود ، همچنان باید منتظر ناآرامی های بعدی در اثر جرقه ای همانند قتل جورج فلوید باشند. "

Wednesday 3 June 2020

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان استشفاء به ادعیه و زیارات ساخت
" با توجه به شیوع ویروس کرونا، برخی علما و بزرگان توصیه به خواندن ادعیه و زیارات و اذکار و اوراد نموده‌اند.
البته این قضیه مختص زمانه فعلی نیست، بلکه از دیرباز به ویژه در جوامع دینی وجود داشته است.
آورده‌اند زمانی که شهر کربلا گرفتار وبا شده بود، مرحوم آیت‌الله فشارکی توصیه به خواندن زیارت عاشورا کرده و نقل شده که کسانی که این زیارت را خواندند به وبا مبتلا نشدند.
اکنون سوال این است که تمسک به ادعیه و زیارات جهت استشفاء تا چه حد معتبر است؟
آیا آن‌ گونه که سید محمد فشارکی برای رهایی از وبا، نسخه زیارت عاشورا را تجویز کرده، برای خلاصی از سایر بیماری‌ها می‌توان به زیارت عاشورا یا سایر اوراد و اذکار توصیه کرد؟
به نظر می‌آید ادعیه و زیارات به رغم برکات و آثار معنوی بالایی که دارند (تا حدی که طبق روایات، دعا قادر به "بداء" می‌باشد)؛ اما چنین امری مانع تعطیلی عقل و تدبیر و رها کردن علم و تجربه بشری (از جمله علم پزشکی) نمی‌شود.
در روایتی آمده که حضرت موسی بیمار شد و به خداوند عرضه کرد پروردگارا، مرا شفا بده. خطاب آمد که چرا به طبیب مراجعه نمی‌کنی؟
این توصیه یعنی پیمودن مسیر اسباب و علل در چرخه عالم ناسوت که گفته شده " أبی الله أن تجری الأمور إلا بأسبابها".
و البته تکیه بر سلسه مراتب علت و معلول و استفاده از علوم مادی و تجربی، منافی ارتباط معنوی با ملکوت (دعا و ذکر و توکل و...) نمی‌باشد.
این دو را باید لازم و ملزوم یکدیگر دانست، نه بی‌اعتنایی به زمین درست است و نه بستن راه آسمان... لذا هر گونه افراط و تفریط در این امر نادرست است.
برای نمونه وقتی در قرون وسطی در اروپا طاعون آمد، نسخه کلیسا و کشیشان، دعا و خواندن انجیل بود. اما وقتی حدود یک سوم اروپاییان در اثر طاعون مردند، مردم از کلیسا روی برگردانده و فاجعه طاعون تبدیل به یکی از جرقه‌های نهضت روشنگری (رنسانس) و پیشرفت علم پزشکی شد.
این وجه افراط ماجرا بود، اما تفریطش آن بود که غرب پیشرفته و مدرن، دچار بحران معنویت شد.
جامعه ما نیز هر از گاهی، شاهد چالش میان علم و دین یا سنت و مدرنیته است. نمونه‌اش ظهور ویروس کرونا است که اتفاقا از قم شروع شد، همان شهری که مدتی پیش کتاب "هاریسون" را آتش زده بودند!
لذا چالش مزبور پررنگ شد؛ از توصیه علما و مدعیان طب سنتی به خواندن حمد و زیارت عاشورا گرفته تا تجویز خوردن سیاهدانه و شکر سرخ و بالاخره اختلاف بر سر این که آیا حرم مطهر تعطیل شود یا نشود؟
قائلان به علم مدرن می‌گویند حرم به خاطر شلوغی و تردد زیاد، احتمال سرایت ویروس را بالا می‌برد و باید بسته شود، اما سنتی‌ها مدعی هستند حرم آن چنان پاک و مقدس است که ویروس وارد آن جا نمی‌شود و بلکه دارالشفاء است، لذا باید باز بماند و پذیرای زائران باشد!
نمی‌توان با قاطعیت گفت آیا چالش فعلی به وقوع یک "رنسانس اسلامی" می‌انجامد یا نه، اما در روزگار تطور دانش و پیشرفت فن‌آوری و انفجار اطلاعات، نشانه‌هایی که از سنت‌گرایی خرافی و ضدعلمی در میان برخی علما و حوزه‌ها دیده می‌شود، زنگ خطر را به صدا درآورده است... "

Friday 28 February 2020

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان سردار دل ها ساخت
" سردار شهید سلیمانی در داخل نماد "قهرمان ملی" بود و در خارج به تعبیر رهبر انقلاب "چهره بین‌المللی" مقاومت بود.
رمز محبوبیت او در داخل از یک طرف ناشی از سوابق جهادی او (جنگ تحمیلی، مبارزه با اشرار در شرق کشور و جنگ‌های نامتقارن منطقه) بود و از دیگر سو به دلیل چهره‌ای نسبتا غیرسیاسی و فراجناحی که از خود به نمایش گذاشته بود.
اصولا نظامیان و به ویژه فرماندهانی که در جنگ و بحران تلاش و جان‌فشانی کرده‌اند، در همه جای دنیا نزد ملت‌های خود محبوب و قهرمان هستند، اما زمانی که در سیاست و اقتصاد دخالت می‌کنند و گرفتار مفاسد ناشی از آن می‌شوند نه تنها سابقه درخشان خود را بر باد می‌دهند، بلکه اعتبار نظامی‌گری را هم زیر سوال می‌برند.
وقتی شایعاتی مبنی بر نامزدی سردار برای ریاست جمهوری مطرح شد با نگارش نامه‌ای خود را سرباز صفر ولایت قملداد کرد که وظیفه اصلی‌اش نظامی‌گری است، نه بر تن کردن ردای ریاست جمهوری.
در واقع سردار از جاذبه‌های دنیوی عبور کرده بود. با آن که پیروزی در انتخابات تقریبا برایش مسجل بود، اما تمایلی به جاه‌طلبی نداشت و میدان و عملیات را بر میز ریاست ترجیح می‌داد. این روحیه را سردار از ابتدای جنگ داشته و تا آخر عمر حفظ کرد.
و نیز به دلیل همین روحیه بود که سردار، با آن که اختیارات و امکانات بسیار زیادی در دستش بود، مبتلا به فساد اقتصادی نشد.
به نظرم شهید سلیمانی باید الگوی همه نظامیان باشد، نه فقط در تدبیر و شجاعت و مجاهدت خستگی‌ناپذیر، بلکه در مشی سیاسی و مرام اخلاقی.
سردار این مشی را در زمینه مسایل فرهنگی هم داشته و دارای نگاهی باز و فارغ از تعصب بود. جمله مشهور او در باره بدحجابان که این‌ها دختران ما هستند، نشانگر رواداری و اعتدال او بود؛ خصوصا در جایی که صداهای توام با تحجر و خشونت از سوی برخی فرماندهان سپاه و نیز سایر تریبون‌های رسمی به گوش می‌رسید.
این مشی و مرام به سردار یک چهره محبوب ملی بخشیده بود که در کنار اخلاص و مجاهدت خستگی ناپذیر، فاتح قلب‌ها شده بود.
من این واقعیت درخشان را امروز در حماسه تشییع میلیونی سردار، بعینه دیدم...
روح بلندش شاد "

Monday 6 January 2020

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان اختلاف در احراز حلول ماه ساخت
" طبق نظر فقهای شیعه، ملاک احراز حلول ماه، استهلال (رویت هلال با چشم عادی یا مسلح) است. همین امر گاه موجب بروز اختلاف میان علما می‍شود (مانند چند سال پیش که بین حکومت و مراجع در باره عید فطر اختلاف افتاد).
صرف نظر از اختلافات احتمالی، سوالی که مطرح است این است که اگر ماه طلوع کرده باشد و به هر دلیلی (مانند غبار، ابر و...) قادر به رویت هلال نشویم، تکلیف چیست؟
یعنی از نظر واقعی و نجومی، ماه (رمضان یا شوال) حلول کرده، اما در تکلیف به عمل شرعی (وجوب روزه رمضان یا حرمت روزه اول شوال) دچار خطا شده‌ایم.
ظاهرا از نگاه فقهای شیعه در چنین حالتی به تکلیف موجود عمل کرده و مشکلی پیش نمی‌آید.
اما در میان اهل سنت، اعلام حلول ماه به شکل حکومتی بوده و مبنا را تقویم نجومی گذاشته‌اند که معمولا خطا ندارد. چنین رویه‌ای آنان را از اختلافات بازداشته و نیز از زحمات و هزینه‌های مربوط به تیم‌های عریض و طویل استهلال معاف می‌دارد.
اما این اشکال هم به اهل سنت وارد است که برفرض اگر تقویم نجومی اشتباه کند و در عالم واقع، ماه یک روز زودتر یا دیرتر حلول کند، تکلیف چه می‌شود؟
آیا راهکار مطمئنی برای برون رفت از این مشکلات احتمالی وجود دارد؟ "

Tuesday 7 May 2019

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان ما کجاییم؟ ساخت
" خیلی از ایرانیان بارها از خودشان پرسیده‌اند «می‌شه یه روز ما هم مثل کشور.... بشویم؟»
ایرانیان اغلب به بزرگی مساحت، جایگاه تاریخی، منابع و موقعیت جغرافیایی مهم ایران نظر داشته و آرزو دارند کشورشان جایگاهی میان بزرگان اقتصاد و فناوری جهانی داشته باشد. پرسیدن این سؤال حق هر ایرانی است، ولی باید اول برآوردی از فاصله خود با قدرت‌های اقتصادی جهان داشته باشیم. آن‌چه در ادامه آمده بیشتر برای آن است که حکمرانان بدانند ما کجاییم و تا چه اندازه کار دشواری دارند.
- من در این یادداشت «تولید ناخالص داخلی» (جهت اختصار: تُند) و «تولید ناخالص داخلی سرانه» (حاصل تقسیم کل تولید ناخالص داخلی بر جمعیت هر کشور- جهت اختصار: تُنداس)کشورهای جهان را بر اساس آمار «صندوق بین‌المللی پول» مبنای محاسبات ساده، فقط کمّی (بدون توجه به کیفیات توسعه) قرار داده‌ام که هشدارآمیز است.
- ایران با 413 میلیارد دلار تند و 4988 دلار تنداس، در سال 2018 در رتبه 32 جهان قرار داشته است. کشور اول آمریکاست با 21410 میلیارد دلار تُند و 65058 دلار تنداس؛ کشور دهم برزیل است با 2256 میلیارد دلار تُند و 10625 دلار تُنداس؛ و کشور بیستم سوئیس است با 779 میلیارد دلار تُند و 90532 دلار تُنداس.
- تُند شاخصی از سهم کمّی در اقتصاد جهان و به تبع آن قدرت تأثیرگذاری‌ بر روابط قدرت؛ و تنداس شاخصی از رفاه جامعه است. سوئیس با 90532 دلار تنداس، سطح بالایی از رفاه در مقایسه با تنداس 10945 دلاری شهروندان چینی دارد، اما چین با 15543 میلیارد دلار تند، قدرت تأثیرگذاری بسیار زیادتری زیادی بر مناسبات جهانی دارد.
- بگذارید هدف ایران را رسیدن به سطح تنداس چین، برزیل، روسیه، ترکیه و مکزیک (همگی در بین 20 قدرت اقتصادی جهان) قرار دهیم. مکزیک با 9711 دلار پایین‌ترین تنداس و روسیه با 12191 دلار بالاترین رتبه را دارد و میانگین آن‌ها 11012 دلار است.
- اگر هدف خود را رسیدن به اقتصادی قرار دهیم که سرانه تولید ناخالص داخلی هر ایرانی 11012 دلار شود، با جمعیت 82 میلیون نفری ایران (به شرط ثبات)، تولید ناخالص داخلی ایران باید 912 میلیارد دلار شود و اگر اکنون چنین اقتصادی داشتیم، بعد از ترکیه 961 میلیارد دلاری و بالاتر از سوئیس در رتبه بیستم جهان قرار می‌گرفتیم.
- رسیدن از یک اقتصاد 413 میلیارد دلاری به اقتصاد 912 میلیارد دلاری با نرخ رشد میانگین 2.5 درصدی (متوسط رشد چهل سال گذشته) 32 سال طول می‌کشد و برای طی کردن این مسیر در ده سال، نرخ رشد اقتصادی سالیانه 8.2 درصد لازم است. همه می‌دانیم که بقیه کشورها سر جای‌شان باقی نمی‌مانند و اگر حتی یک دهه با نرخ رشد 8.2 درصدی نیز پیش برویم، ما تا یک دهه بعد قادر به قرار گرفتن در بین بیست قدرت اقتصادی دنیا نخواهیم بود.
- نتیجه: اول، میانگین رشد اقتصادی 2.5 درصد، نشان‌دهنده پایین بودن «‌کیفیت حکمرانی» در چهار دهه گذشته است و ادامه این روند به افت قدرت نسبی ایران و فرسایش تمدنی خواهد انجامید.
- دوم، حاکمیت باید تصمیم بگیرد آیا می‌خواهد با همان میانگین نرخ رشد چهل سال گذشته کشور را اداره کند و به مردم وعده بدهد که تا 32 سال (2050 میلادی) صبر کنید تا به اقتصادی 912 میلیارد دلاری برسیم (سالی که اقتصاد ترکیه 4000 میلیارد دلاری می‌شود)؛ یا می‌خواهد حداقل رشد 8.2 درصدی را هدف‌گذاری کند تا قدرت اقتصادی نسبی ایران در مقایسه با همسایگانی نظیر ترکیه و عربستان افت نکند. امنیت، فرهنگ، آزادی و تمدن در درازمدت بدون قدرت اقتصادی باقی نمی‌ماند.
- سوم، حاکمیت باید به زبان اعداد و اهداف روشن با مردم سخن بگوید و زمان مشخص کند. چه وقت قرار است به اهداف مشخص از جمله یک اقتصاد 912 میلیارد دلاری برسیم. چهارم، تضمین تحقق اهداف چیست؟ الزامات رسیدن به چنین اهدافی مشخص و کم‌هزینه‌ترین راهکارهای تحقق آن‌ها پذیرفته شود. هیچ مقامی تاکنون درباره الزامات رشد 8.2 درصد سخن جدی نگفته است. سخن گفتن از «باید»هایی که عامل و مخاطب آن‌ها مشخص نیست، هیچ سودی ندارد. مهم‌تر آن است که فراتر از «باید»ها درباره آن‌چه باید تغییر کند هیچ سخنی گفته نمی‌شود.
- می‌ترسم مثلث «جلّاسان گردگو»، «کاسبان گِرددندان» و «مشاوران گِردعقل» همه چیز را چنان خوب جلوه دهند که ادامه روند رشد 2.5 درصدی آینده را به فنا دهد...
* دکتر محمد فاضلی "

Saturday 4 May 2019

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان افاضات امام جمعه مشهد ساخت
" خطبه‌های 6 اردیبهشت امام جمعه محترم مشهد بار دیگر از ابتذال فکری و قهقرای سیاسی این تریبون مقدس پرده برداشت.
کافی است نیم‌نگاهی به واکنش‌های متعدد مردم در شبکه‌های اجتماعی بیندازیم که چگونه سخنان یک امام جمعه در مشهد (و نیز سایر شهرها) مضحکه عام و خاص شده و جیره پر و پیمان طنز و تمسخر یک هفته‌ای ضد انقلاب به شکل رایگان و آسان فراهم می‌شود!
به ادعاهایی مانند تحریم آمریکا همزمان با نیمه شعبان به دلیل ترس از ظهور و یا این که ما هر چه داریم از گریه‌های نیمه شب رهبر فرزانه انقلاب است، کاری ندارم.
اما این جمله از همه سخنان وی سخیف‌تر است که فرمود:
امروز در همه عرصه‌ها در تمام پهنه این ۴۰ سال، قدرتمندتر، پول‌دارتر، عزیزتر و زندگانی بهتر داریم...!
شعار دادن کار ساده‌ای است، خصوصا به شکل متکلم وحده و از تریبون رسمی که قداست دینی و سیاسی دارد، اما حرف زدن علمی و مستند کار آسانی نیست.
این ادعا که وضعیت ما با تحریم‌ها بهتر شده، باید مبتنی بر آمار و شاخص‌های اقتصادی کشور باشد.

اما آمارهای رسمی چه می‌گوید؟
به گزارش بانک جهانی، در دوره قبلی تحریم‌ها، نرخ رشد اقتصادی در سال 2012 به منفی 7.4 درصد کاهش یافت و نرخ تورم به 39.2 درصد افزایش یافت.
با خروج دونالد ترامپ از توافق هسته‌ای و بازگشت تحریم‌ها، رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۱۸ به منفی ۳.۵ تا ۵ درصد کاهش پیدا کرد و تورم نیز به بیش از ۳۰ درصد افزایش یافت.
(این در حالی است که در شرایط غیرتحریمی، نرخ رشد اقتصادی مثبت و نرخ تورم از ثبات نسبی برخوردار بوده است).
به احتمال زیاد کسانی همچون آیت‌الله علم‌الهدی، نوسان شاخص‌های اقتصادی مانند افزایش تورم را ـ که بنیان معیشت اکثریت اقشار جامعه را متزلزل کرده ـ در زندگی شخصی خود احساس نمی‌کنند، لذا با ذهنیت فضایی ادعا می‌کنند پس از تحریم‌ها نه تنها وضع بدتر نشده، بلکه بهتر هم شده است!
اگر هم حقایق را می‌دانند و عمدا به وارونه‌گویی می‌پردازند که باید در عدالت آنان ـ به عنوان پیش شرط امامت جمعه ـ تردید کرد!
به هر حال اگر نظام دغدغه‌مند بی‌اعتمادی و شکاف میان حاکمیت و مردم است، حداقل باید برای تریبون‌های جمعه و خطبای محترم و محتویات خطبه‌هایشان تدبیر تازه‌ای بیندیشد... "

Monday 29 April 2019

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان آیا جنگ نزدیک است؟ ساخت
" ژنرال «گادی آیزنکات»، رییس سابق ستاد ارتش اسراییل در مصاحبه با نیویورک‌تایمز مدعی شده است که او و نیروهایش در چند سال گذشته موفق به عقب راندن ژنرال قاسم سلیمانی و نیروهای وفادار به ایران در سوریه و لبنان شده ‌اند!
آیزنکات سخنان خود را این گونه شروع می کند: «به هزاران هدف حمله کردیم بدون آن که مسوولیت این حملات را به عهده بگیریم یا دنبال نام و اعتبارش باشیم.»
این در حالی است که مدتی پیش دولت اسرائیل رسما اعلام کرده بود ما به بیش از 200 هدف در سوریه حمله کرده ایم که عمدتا مربوط به ایران و حزب الله بوده است.

اکنون ژنرال اسرائیلی برای اولین بار رسما اعلام کرده که دولت اسراییل مشغول جنگی اعلام‌ نشده علیه ایران و نیروهای نیابتی‌ آن در سوریه و لبنان است.
البته سردار جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران در پاسخ به تهدیدات رژیم صهیونیستی گفته است: اگر در برابر برخی اقدامات مذبوحانه شما صبر پیشه می کنیم، حکمتی بزرگ در آن نهفته است. بترسید از روزی که موشک‌های نقطه زن ما بر سرتان فرود آید....!

این در حالی است که عملیات اسرائیل علیه منافع ایران در سوریه واقعی و نظامی است، اما عملیات سردار جعفری فعلا روانی و تبلیغاتی است.
آیا با توجه به تکرار و تشدید حملات اسرائیل، ایران پاسخ کوبنده نظامی خواهد داد؟ و آیا چنین امری موجب بروز جنگی تازه در منطقه خواهد شد؟




"

Monday 21 January 2019

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان وارونگی در عرف حوزه‎های علمیه ساخت
" نامه عتاب‌آمیز و قیم‌مآبانه آیت‌الله یزدی به آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی نشان از وارونگی عرف چند صدساله در حوزه‌ها دارد. دلیلش هم کاملا روشن است: درآمیختن دین با سیاست و قدرت و یا بهتر بگویم سلطه سیاست بر دین!
در این معادله، قدرت معنوی و جایگاه علمی و فقاهتی اساتید حوزه و مراجع بزرگ تحت‌الشعاع قدرت سیاسی قرار می‌گیرد. به عبارتی اعتبار و جایگاه این بزرگان، نه با خصایل اخلاقی و مرتبه علمی، که با نزدیکی آن‌ها به دایره قدرت سنجیده می‌شود.
بر این اساس طبیعی است که برخی علما و مراجع دچار زجر و قهر شده و در مقابل، عده‌ای قدر دیده و بر صدر نشسته‌اند!
از ویژگی‌های مهم علما و مراجع شیعه در طول تاریخ استقلال آنان از قدرت و حکام بوده و اصطلاح آخوند درباری یا حکومتی، همواره مذموم بوده است.
آیت‌الله یزدی اگر این نامه را حداقل با ادبیات محترمانه می‌نگاشت، این چنین آشکار و عریان از تبعات اسفبار سیطره سیاست بر دین پرده برنمی‌داشت...! "

Sunday 28 October 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان تکرار صفویه ساخت
" در جریان بحث‌هایی که درباره برگزاری همایش تصوف مطرح شد، همان آغاز، اشاره کردم که برگزاری این قبیل همایش‌ها، به‌نوعی بازگشت به تجربه‌های تاریخی صفوی در تقویت منازعات مذهبی در جامعه به نفع یک گرایش است که گروه مرجع فکری در جامعه، در آن زمان، آن را درست می‌داند. این مهم است که بدانیم جامعه‌ی ایرانی، جامعه‌ای که فرهنگ آن ترکیبی از دین و عقل ایرانی است، در دوره صفوی روی ریل تازه‌ای افتاد. این ریل، کشور را از عقل‌گرایی یونانی و نگاه ترکیبی مذکور به سمت دین‌گرایی با گرایش مذهبی تشیع، و به تدریج، نوعی افراط و تعصب و تمرکز در این زمینه پیش برد. ما در دهه‌های آخر صفوی، جامعه‌ای با برداشت خاص دینی و مذهبی داریم که حساسیت‌های آن بر اساس نگره‌های خاصی است که عالِمان دینی به‌عنوان مهم‌ترین مراجع فکری شناخته می‌شوند. برای آنها، که مرجعیت اصلی فکری در جامعه را دارند نوعی دین‌گرایی اهمیت دارد که همه‌چیز بر محور آن است. بارها اشاره کرده‌ام که این دوره، تلاش می‌شد تا طب و نجوم و فنون دیگر، دینی یعنی متکی به روایات شود. بحار مجلسی نتیجه و محصول این نگرش بود. این باور گروه مرجع بود. طبعاً باید با هرآنچه در این بینش، مقابل دین قرار می‌گرفت، ایستاد. همه‌ی آنچه این عنوان را می‌یافت، به‌عنوان انحراف شناخته می‌شد و تبعیت از آنها، حکم رفتن به راهی جز صراط مستقیم داشت.
در آنجا و در آن دوره، پیروی از علم به صورت شفاف و مستقل اهمیت نداشت، از نظر عملی و رفتاری هم همین طور. آنچه اهمیت داشت، تفکری بود که این عالمان، به‌عنوان دین و مذهب درست می‌شناختند. در رفتارها هم همین طور. مهم‌ترین و حساس‌ترین مسائل، همین امور مذهبی بود. شعائر دینی نقش مهمی داشت. زیارت و عتبات و حج نهایت اهمیت را داشت. بحث سوگواری و اموری که در امتداد آن بود نهایت اهمیت را داشت و تمام حواس‌ها روی آن متمرکز بود. به وقف نگاه کنید و موارد آن را بنگرید. حتی اگر پای وقف کتاب در میان است، عمدتاً کتاب‌های مذهبی است. در کنار اینها، تکاپوی درسی مستقل، در ریاضیات و نجوم و داروشناسی و غیره، سست بود. این بینش به صورت جدی وجود داشت. در نتیجه در دوره‌ی صفوی، هیچ توجهی به غرب که دست‌کم دویست سال بود تغییر را آغاز کرده بود نمی‌شد. کسی زبان فرنگی نمی‌دانست. هیچکس به غرب نمی‌رفت و این در حالی بود که محصولات زیادی از غرب وارد ایران می‌شد. ما به خاطر همین نگرش تا اواسط دوره قاجاری همین وضع را داشتیم. این‌که امروز ما صفویه را تکرار می‌کنیم، معنایش همین است. اساس تفکر و تصمیم‌گیری و رفتار و امور دیگر در سمت و سوی دینی و مذهبی به سبکی است که رسمیت دارد. من در مقامی نیستم که قضاوت کنم این تفکر و رویکرد دینی-مذهبی در این حد درست است یا خیر، اما این را می‌توانم بگویم که بی‌توجهی ما به علم، ریشه در نوعی نگرش دارد که شاید در اینجا بتوان ریشه‌ی آن را یافت. بیش از هر چیز این نگرش اهمیت دارد. تفسیر پدیده‌های جاری، تفسیر عالم و آدم، جهانشناسی، تغییر و دگرگونی، شاخص‌های زندگی خوب، نقش علم در زندگی بهتر و ثروت بیشتر، و بسیاری از اموری از این دست، محصول نوع نگرش ماست که به نظر می‌رسد نگرشی دنیایی و در این زمینه برانگیزاننده نیست. آدمی که تعلق به این دنیا ندارد، نمی‌تواند برای دنیای خود کاری انجام بدهد. مسلماً می‌توان توافقی میان دنیا و آخرت ایجاد کرد، اما خیلی مهم است که این نگرش بتواند روی تحرک دنیوی تأثیر بگذارد. ما دائماً باید مراقب باشیم یک طرف غش نکنیم.
* رسول جعفریان
"

Sunday 21 October 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان سخنرانی مقتدرانه رییس جمهور در سازمان ملل ساخت
" سخنرانی روحانی را در مجمع عمومی سازمان ملل شنیدیم. غالب واکنش ها مثبت بود و این سخنرانی را متین، منطقی، مقتدرانه و عزتمندانه ارزیابی کردند. و نیز گفته شد در برابر ترامپ که با ادعاها و اراجیف خود حاضران را به خنده آورد، برتری دیپلماتیک با روحانی بود.

اما سوال مهم این است که وقتی بلافاصله بعد از سخنان خوب روحانی و سخنان بد ترامپ، دلار به مرز 20 هزار تومان می رسد عزت و اقتدار را در کجا باید جست وجو کرد؟ در حرف و شعار؟ یا در میدان و عمل؟ "

Thursday 27 September 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان تراژدی خزر ساخت
" سرانجام پس از 21 سال کنوانسیون حقوقی دریای خزر توسط عالی‌ترین مقامات کشورهای ساحلی این دریا امضا شد و در ناباوری تمام، تمامی کشورهای ساحلی به جز جمهوری اسلامی ایران به خواسته‌های خود رسیدند.
روس‌ها توانستند مهمترین خواسته خود را در بند پایانی این عهدنامه وارد کرده و موضوع عدم حضور نظامی کشورهای غیر ساحلی را به تصویب مجمع برسانند.
در همین حال قزاق‌ها نیز توانستند سهم درصدی خود را به گفته منابع آگاه تثبیت کنند.
از همین رو ترکمنستان و جمهوری آذربایجان نیز عملا توانستند مساله سواپ انرژی خود را به بقیه کشورها تحمیل کرده و ۳ عضو دیگر را در عمل انجام شده قرار دهند.
ولی در این بین جمهوری اسلامی ایران که از لحاظ حقوقی دست بالا را داشت و می‌توانست با استناد به قرارداد قدیمی نوشته شده میان حکومت شاهنشاهی و اتحاد جماهیر شوروی (قراردادهای 1921 و 1940) همان نحوه امتیازگیری را مبنا قرار داده و حداکثر مساحت دریایی را کسب کند، با عقب‌نشینی عجیبی به گفته منابع به‌صورت تلویحی سهم ۱۲‎٪ خود را پذیرفته است. خواسته دیگر ایران نیز که جلوگیری از سواپ میان ترکمنستان و اذربایجان بوده است نیز عملا از میان رفت.
به‌صورت خلاصه جمهوری اسلامی ایران در حالی که بالاترین دست را از لحاظ حقوقی داشت با کمترین امتیاز ممکن در این اجلاس شرکت کرده و کنوانسیونی را امضا کرد که گریبان نسل‌های آینده را خواهد گرفت و‌ عملا منافعی برای ما در این پهنه شمالی نخواهد گذاشت...
آیا جمهوری اسلامی ترکمانچای و گلستان جدیدی را تجربه کرده است؟ "

Monday 13 August 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان تحجر دلواپسی‎ها!!! ساخت
" بعد از انتشار نامه تمجیدآمیز سردار قاسم سلیمانی به حسن روحانی، حمید رسائی نماینده سابق مجلس از جبهه پایداری در توییتی با هشتگ «قاسم سلیمانی» نوشت: «به تاریخ که نگاه می‌کنم امثال اشعث کندی و ابوموسی اشعری یک عمر به امام علی خون دل دادند. یکی، دو بار هم در حرف و نه در عمل، مواضع درست داشتند اما مالک‌ اشتر برای دست‌بوسی از آنها دستپاچه نشد.» واکنش های منفی به این توئیت به ویژه از طرف اصولگرایان آن قدر زیاد بود که رسائی در توییت دیگری به‌ نوعی مجبور به اصلاح نوشته قبلی شد. او در توییت دوم ضمن بازنشر توییت قبلی مدعی شده که انتقاد او به ادبیات نامه بوده است نه اصل نامه! رسایی نوشته است: این توییت نه در انتقاد از اصل نامه‌نگاری حاج قاسم سلیمانی و حمایت از مواضع آقای روحانی بلکه انتقاد از ادبیات وی و به‌ کار‌ بردن واژه دست‌بوسی برای کسی است که با یک دستش برجام را به مردم و انقلاب تحمیل کرد و با دست دیگرش در حال تحمیل ‌FATF است. به عبارتی رسائی عقب نشینی نکرده است، بلکه به زبانی دیگر همان حرف اولش را تکرار کرده است. "

Monday 9 July 2018


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:44AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند