بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

hosyn hosyn حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 11 به 13 از 13
  1. دل ارام
    Thursday 19 June 2014
    دل ارام
    سلام
    در پست 457 تاپیک دعوت به سوی خدا سوالی از شما کردم ممنون می شوم پاسخ دهید
  2. عبدالعلی69
    Sunday 1 June 2014
    عبدالعلی69
    سلام علیکم ورحمة الله
    در بحث تفسیر اسفند 90تعریف ماده شخص سوالی دارد در صورت امکان نگاهی بفرمائید
  3. عبدالعلی69
    Thursday 8 May 2014
    عبدالعلی69
    سلام انشالله مشهد مقدس دعاگو خاهم بود ملتمس دعا

درباره من

  • درباره hosyn
    جنسيت
    مرد

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: Monday 28 October 2019
  • تاريخ ثبت نام: Thursday 1 May 2008

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Friday 25 October 2019
02:06PM - hosyn گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
قرآن کتابی است ...
10:25AM - asad39 گفتاری از hosyn در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
در تفسیر المیز...
09:17AM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
این که اختصاصی...
09:08AM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
در تفسیر المیز...
07:31AM - hosyn گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
آن کس که بت ترا...
07:23AM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
اگر امکان دارد همی...
07:22AM - hosyn گفتاری از asad39 در ج: انکار شرک نقل کرد
این آیه کسی را ...
01:15AM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
وَ إِذْ قَالَ ...
Thursday 24 October 2019
02:30PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
این اشکال از مترجم...
12:28PM - asad39 گفتاری از hosyn در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
دوست گرامی، آی...
09:19AM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
در این آیه به ع...
09:09AM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
دوست گرامی، به...
Wednesday 23 October 2019
11:19PM - hosyn گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
وَإِذْ قَالَ إ...
11:13PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
أُولَئِكَ الَّذِي...
08:08PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
اولا: توضیح دا...
07:21PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
با این تعریفی که از...
07:21PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
درباره سجده گفتید ...
06:41PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
حال آیا توسل م...
06:30PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
با بحثهایی که ...
03:14PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
توضیح دادم که ...

دیوارۀ کاربر

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته

تقاضای استغفار برای آزر به عنوان یک فردی که ابراهیم را وادار و امر به بت تراشی می کند، جایز نیست . اما به عنوان یک والد ، ابراهیم استغفار کرده است برای پدرش بعد از مرگ آزر. این یک دعای کلی است فارغ از مکتب آزر.

وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ ﴿۱۴﴾
و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شير باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كرديم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است (۱۴)

وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۱۵﴾
و اگر تو را وادارند تا در باره چيزى كه تو را بدان دانشى نيست به من شرك ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنيا به خوبى با آنان معاشرت كن و راه كسى را پيروى كن كه توبه‏ كنان به سوى من بازمى‏ گردد و [سرانجام] بازگشت‏ شما به سوى من است و از [حقيقت] آنچه انجام مى‏ داديد شما را با خبر خواهم كرد (۱۵)

اگر پدر و مادر مشرک باشند ولی ضرری به شما نرسانند و شما را امر به شرک نکنند، در این حالت دعا برای استغفار آنان مشکلی ندارد.

اما اگر سعی کردند که شما را وادار به شرک کنند، در این حالت استغفار جایز نیست.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمَانِ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۲۳﴾

زمانی که ابراهیم برای والدینش تقاضای بخشش کرد ، زمانی بود که آنها مرده بودند.

دارید بیخود تلاش می کنید که ثابت کنید آزر پدر واقعی ابراهیم نبوده است، در حالی که تارخ (بنا به شهادت تورات) هم یک مشرک بوده است.


یعنی شما میگویید آیه ۱۱۳ سوره توبه مثل دو آیه آخر همین سوره که میگویید تقلبی است و به قرآن اضافه شده است، این هم به قرآن اضافه شده است که حاضر نیستید جواب این آیه ۱۱۳ را بدهید؟
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
اما این آیه حرف شما را رد میکند، چون برای بعد از مردن است، و نزد تبین اصحاب الجحیم بودن آنهاست:

ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكينَ وَ لَوْ كانُوا أُولي‏ قُرْبى‏ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحيمِ (التوبة 113)
بر پيامبر و كسانى كه ايمان آورده‏‌اند سزاوار نيست كه براى مشركان- پس از آنكه برايشان آشكار گرديد كه آنان اهل دوزخند- طلب آمرزش كنند، هر چند خويشاوند [آنان‏] باشند. (113)
.
"

Sunday 27 October 2019

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
بر طبق گفته خودت، تفاوت اب و والد نکته را برای ما مشخص می کند. چرا ابراهیم برای پدرش بجز یکبار که با خودش عهد بسته بود، تقاضای غفران نکرد؛ اما در دوران پیری برای والدش تقاضای غفران کرد.

آذر تا زمانی که زنده بود، حتما از ابراهیم میخواسته است که راه و روش او را ادامه دهد. یعنی ابراهیم هم بت تراش شود. در اینحالت ابراهیم باید از آذر تبری جوید. در واقع ابراهیم باید از خانواده اش شروع می کرد. پدر به عنوان تربیت کننده و سرپرستش ، از فرزندش ابراهیم می خواهد که وارث بتخانه شود و آن را برای آیندگان نگه دارد و گسترش دهد. ابراهیم باید از او تبری می جست. بدون تبری جستن از او نمی شد.
اما وقتی اذر مرد، دیگر قضیه فرق می کند. اینبار آذر به عنوان والدش (کسی که ابراهیم را به دنیا آورده است، نه کسی که بت تراش است)؛ میتواند در دعای ابراهیم قرار گیرد. خدا نسبت به پدر و مادر دستور فرموده است که به پدر و مادر خویش حتی اف هم نگویید هرچند که مشرک باشند. اما اگر تو را به شرک دعوت کردند، به حرفشان گوش ندهید و اگر از تو خواستند که راه بت پرستیشان را ادامه دهید و بت تراشی کنید؛ در این حالت از اعمال آن تبری جویید و از آنان دور شوید.
اما این آیه حرف شما را رد میکند، چون برای بعد از مردن است، و نزد تبین اصحاب الجحیم بودن آنهاست:

ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكينَ وَ لَوْ كانُوا أُولي‏ قُرْبى‏ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحيمِ (التوبة 113)
بر پيامبر و كسانى كه ايمان آورده‏‌اند سزاوار نيست كه براى مشركان- پس از آنكه برايشان آشكار گرديد كه آنان اهل دوزخند- طلب آمرزش كنند، هر چند خويشاوند [آنان‏] باشند. (113)
. "

Saturday 26 October 2019

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
مثلا شما به بابات می گوئید بابا؛ اما دیگران او را بابا صدا نمی کنند؛ بلکه با اسم واقعیش صدایش می کنند. ابراهیم میگوید یا ابتی اما چرا خدا میگوید ابیه؛ در حالی که خدا میبایست میگفت عمه
مثال خوبی در فارسی زدید، کلمه بابا در فارسی با پدر فرق دارد، یعنی دقیقا همان فرق بین والد با أب در عربی است، أب در عربی به معنای پدر در فارسی است، و والد در عربی به معنای بابا در فارسی است، و لذا در لفظ پدر، مجاز بسیار شایع است، میگویند: پدر علم شیمی، اما اگر کسی بگوید: بابای علم شیمی، فارسی زبانان میخندند! چرا؟ چون تفاوت ظریفی بین پدر و بابا در ذهن آنها هست. "

Saturday 26 October 2019

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
اگر منظور آیه عمو است پس چرا همه پدر معنی کردند و بعضیهاهم داخل پرانتز به عمو اشاره کردند ؟
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ ﴿۲۶﴾
انصاریان: و [یاد کن] هنگامی را که ابراهیم به پدر و قومش گفت: من بی تردید از آنچه می پرستید، بیزارم.
خرمشاهی: و چنين بود كه ابراهيم به پدرش و قومش گفت همانا من از آنچه مى‏پرستيد برى و بركنارم‏
فولادوند: و چون ابراهيم به [نا]پدرى خود و قومش گفت من واقعا از آنچه مى ‏پرستيد بيزارم
قمشه‌ای: (یاد آر) وقتی که ابراهیم با پدر (یعنی عموی خود) و قومش گفت: من از معبودان شما سخت بیزارم.
مکارم شیرازی: به خاطر بياور هنگامي را كه ابراهيم به پدرش (عمويش ‍ آذر) و قومش گفت من از آنچه شما مي‏پرستيد بيزارم!
زمینه بحث در مورد پدر حضرت ابراهیم ع هم واضح است و هم طولانی، در همین زمان ما چقدر کتاب از سلفی‌ها بر علیه شیعه هست که چرا شیعه قرآن را تاویل میبرند و آیات واضحی که میگوید آزر پدر ابراهیم بود را به عمو و یا جد مادری و امثال اینها معنا میکنند؟

در بین خود شیعه هم ادعای اجماع میشود اما این ادعا پشتوانه اعتقادی و کلامی دارد، و لذا احادیثی که در کتاب کافی یا تفسیر قمی هست را حمل بر تقیه میکنند، و نظرات شاذی هم مثل التحقیق هست که نمیتواند مقابل این اجماع شیعه را بگیرد.

به هر حال معلوم باشد که این مطلب از اجماع شیعه در یک عقیده آنها به سلسله آباء انبیاء ع برمیگردد، و لذا این آیات را با پشتوانه آن، تاویل میکنند، و گرنه از خورشید نزد همه شیعه واضح‌تر است که معنای رایج أب همان پدر نسبی است، اما ظهور کلامی است نه نص، و لذا قابل تاویل است اگر دلیل داشته باشیم، مثل ید الله، که دلیل داریم خدا دست ندارد، پس میگوییم به معنای قدرت است. "

Saturday 26 October 2019

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

مگر ممکن است که این دو قسمت آیه بهم مرتبط نباشند؟؟
بلی، در المیزان میگویند که مثل آیه الیوم یئس الذین کفروا من دینکم، این قسمت جداگانه نازل شده، و سپس در اینجا قرار داده شده:

ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 466
پس آيه مورد بحث از جهت نزول جزو آيات مربوط به همسران رسول خدا و متصل به آن نيست، حال يا اين است كه به دستور رسول خدا دنبال آن آيات قرارش داده‏‌اند، و يا بعد از رحلت رسول خدا اصحاب در هنگام تاليف آيات قرآنى در آنجا نوشته‌‏اند، مؤيد اين احتمال اين است كه اگر آيه مورد بحث كه در حال حاضر جزو آيه" وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ" است، از آن حذف شود، و فرض كنيم كه اصلا جزو آن نيست، آيه مزبور با آيه بعدش كه مى‏فرمايد:" و اذكرن" كمال اتصال و انسجام را دارد، و اتصالش بهم نمى‏خورد.
پس معلوم مى‏شود جمله مورد بحث نسبت به آيه قبل و بعدش نظير آيه" الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا" «1» است كه در وسط آياتى قرار گرفته كه آنچه خوردنش حرام است مى‏شمارد، كه در جلد پنجم اين كتاب در سوره مائده گفتيم كه: چرا آيه مزبور در وسط آن آيات قرار گرفته، و اين بى نظمى از كجا ناشى شده است. "

Saturday 26 October 2019

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
دعای ابراهیم کلی است و حق والدین بر ولد است و ممکن است که فقط شامل مادرش شود. ابراهیم در زمان زنده بودن پدرش فقط یکبار درخواست غفران برای پدرش کرد و آنهم بخاطر عهدی بود که با خود بسته بود.
اولا: دعا کلي نیست، نگفته است: ربنا اجز والدیّ خیرا، بلکه تصریح به غفران و آمرزش است، استغفار باب استفعال همین غفران است، استغفار یعنی طلب آمرزش، اغفر لوالدي یعنی طلب آمرزش و استغفار، پس تناقض را جواب ندادید، فرار از جواب چه فایده دارد؟ آن آیه میگوید نباید استغفار کنند و این آیه میگوید برای والدین طلب مغفرت کرد، پس باید جواب دهید.

ثانیا: در المیزان بود که آیه استغفار میگوید: و اغفر لأبی انه کان من الضالین، از گمراهان بود، که محتمل است پس از مردن او بوده و احتمال دارد پس از جدا شدن از او باشد، و خلاصه یک استغفار شد و سپس تبرّأ منه، پس چگونه پایان عمر پس از تبری دوباره استغفار میکند؟ "

Saturday 26 October 2019

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى وَهَبَ لىِ عَلىَ الْكِبرَِ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ إِنَّ رَبىّ‏ِ لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ(39)
رَبّ‏ِ اجْعَلْنىِ مُقِيمَ الصَّلَوةِ وَ مِن ذُرِّيَّتىِ رَبَّنَا وَ تَقَبَّلْ دُعَاءِ(40)
رَبَّنَا اغْفِرْ لىِ وَ لِوَالِدَىَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ(41)

این دعاها کلی هستند و مربوط به زمانی است که پدر و مادر ابراهیم زنده نیستند. هرکسی میتواند برای والدین خویش دعا کند. در این آیه از لفظ والدین استفاده می کند و نه لفظ ابوین. اما زمانی که پدر ابراهیم زنده بود؛ ابراهیم هیچوقت طلب بخشش برای پدرش (پدر زنده) نکرد مگر در یک مورد که قول داده بود و با خودش عهد بسته بود. اما وقتی پدر ابراهیم مرد، در این حالت یک دعای کلی که حق والدین بر اولاد است؛ میتواند انجام شود و این حق هر کسی است ؛ مخصوص والدین.

وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا ﴿۲۴﴾
پس این آیه را چگونه معنا میکنید:

ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكينَ وَ لَوْ كانُوا أُولي‏ قُرْبى‏ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحيمِ (التوبة 113)
بر پيامبر و كسانى كه ايمان آورده‏‌اند سزاوار نيست كه براى مشركان- پس از آنكه برايشان آشكار گرديد كه آنان اهل دوزخند- طلب آمرزش كنند، هر چند خويشاوند [آنان‏] باشند. (113)
. "

Friday 25 October 2019

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
بیا نگاه کنیم به قرآن؛ قرآن از هر مثالی زده است. خدا یعقوب را اب یوسف و بنیامین و برادران یوسف نامیده است.

قَالُوا سَنُرَاوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ وَإِنَّا لَفَاعِلُونَ ﴿۶۱﴾

وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً يَبْكُونَ ﴿۱۶﴾

قَالُوا يَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِينَ ﴿۱۷﴾

چرا خدای حکیم باید آزر را پدر ابراهیم بنامد، ولی در عین حال عموی او باشد. والدین یک کلمه کلی است و در دعاها بیشتر از والدین استفاده میشود.

رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا ﴿۲۸﴾
خلاصه باید این مشکل را جواب دهید که در آیه ۱۱۴ سوره مبارکه براءة میفرماید:

وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهيمَ لِأَبيهِ إِلاَّ عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهيمَ لَأَوَّاهٌ حَليمٌ (التوبة 114)

و طلب آمرزش ابراهيم براى پدرش جز براى وعده‏اى كه به او داده بود، نبود. و [لى‏] هنگامى كه براى او روشن شد كه وى دشمن خداست، از او بيزارى جست. راستى، ابراهيم، دلسوزى بردبار بود. (114)

و این اوائل عمر حضرت بود نه پایان عمر طولانی که (علی الکبر اسماعیل) در پیری خداوند به ایشان اولاد داد، خوب در آیه ۴۱ سوره مبارکه ابراهیم میفرماید که برای والدینش استغفار کرد:

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى وَهَبَ لىِ عَلىَ الْكِبرَِ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ إِنَّ رَبىّ‏ِ لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ(39)
رَبّ‏ِ اجْعَلْنىِ مُقِيمَ الصَّلَوةِ وَ مِن ذُرِّيَّتىِ رَبَّنَا وَ تَقَبَّلْ دُعَاءِ(40)
رَبَّنَا اغْفِرْ لىِ وَ لِوَالِدَىَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ
(41)

ترجمه فولادوند، ص: 260
سپاس خداى را كه با وجود سالخوردگى، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد. به راستى پروردگار من شنونده دعاست. (39)
پروردگارا، مرا برپادارنده نماز قرار ده، و از فرزندان من نيز. پروردگارا، و دعاى مرا بپذير. (40)
پروردگارا، روزى كه حساب برپا مى‏شود، بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشاى.» (41)


شما چاره ندارید این تناقض را جواب دهید:

سؤال: چگونه برائت ابدی و ترک استغفار دائمی حضرت ابراهیم ع برای آزر، با استغفار در پایان عمر برای والدینشان جمع میشود؟
. "

Friday 25 October 2019

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
نه عزیزم، معجزه ریاضی نوزده چنین پیشنهادی نداده است. اینجا فقط یکبار نیست که ابراهیم او را پدر صدا می کند. بلکه در چندین جا، ابراهیم و همچنین خدای حکیم، آزر را پدر ابراهیم خطاب می کنند.
اما هیچ کجا والد خطاب نمیکند.

کتب معتبر لغت عرب که خدای حکیم آن را بلسان عربی مبین نازل فرموده، به خوبی توضیح میدهند:

كتاب العين ؛ ج‏8 ؛ ص419
و يقال: فلان يَأْبُو هذا اليتيم‏ إِبَاوَةً، أي: يغذوه، كما يغذو الوالد ولده. و يقال في المثل: لا أَباً لك‏ كأنه‏ ....

این قدیمی ترین کتاب لغت است، ببینید میگوید معنای اصلی أب، غذا دادن و تربیت کردن است، همین معنا را کتاب مهم لغت مقاییس اللغة به بهترین وجه بیان میکند:

معجم مقاييس اللغه، ج‏1، ص: 44
أبو - الهمزة و الباء و الواو يدلّ على التربية و الغَذْو. أَبَوْتُ الشئ آبُوه أَبْواً إِذا غذوته. و بذلك سمِّى الأب أبا. و يقال فى ...

ببینید که میگوید اصل معنای أب، تربیت کردن و غذا دادن است، اما والد یعنی از اصل ولادت که معنایش روشن است. "

Friday 25 October 2019

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
آیا آیه درباره همسر ابراهیم است یا نه ؟

قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ ﴿۷۳﴾
گفتند آيا از كار خدا تعجب مى ‏كنى رحمت‏ خدا و بركات او بر شما خاندان [رسالت] باد بى‏ گمان او ستوده‏ اى بزرگوار است (۷۳)
خیر، آیه راجع به دختر عموی حضرت ابراهیم ع است، هر چند همسر ایشان هم بود، و اگر همسری بود که رابطه نسبی نداشت به او اهل البیت گفته نمیشد، نشنیدید استدلال معروف صحابی پیامبر ص در مهمترین کتب اهل سنت که گفت: «زن شخص، اهل البیت او نیست، چرا؟ چون مرد، او را طلاق میدهد و به اهل بیت خودش برمیگردد، اهل بیت پیامبر کسانی هستند که صدقه بر انها حرام است» یعنی اگر پیامبر یکی از زنهای خود را طلاق داده بودند آیا احدی میگفت آن زن اهل البیت است؟

شاهد آنکه، خطاب برای خود ساره، مؤنث آمده، أتعجبین، اما در رحمت، ضمیر جمع مذکر آمده، علیکم، در حالی که هنوز اصلا فرزندی نداشتند، و باید گفته میشد: علیکما اهل البیت. "

Friday 25 October 2019

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته

قرآن کتابی است بدون اعوجاج و پیچاندن.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا

چرا خدا باید از اب بجای عمو استفاده کند؟ مگر قرآن به زبان عربی و ساده نازل نشده است؟!
قرآن عوج ندارد، طبق مبنای شما یعنی معجزه ریاضی عدد نوزده است، پس شاید اگر به جای أب، قرآن از واژه عمّ استفاده میکرد، معجزه ریاضی عدد نوزده محقق نمیشد! چطور میتوان با معجزه ریاضی، دو آیه قرآن را تقلبی کرد، اما کلمه أب را نمیتوان به عمّ معنا کرد؟! "

Friday 25 October 2019

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
آن کس که بت تراش بوده است، پدر ابراهیم بوده است نه عموی او. اگر ابراهیم عمویش را پدر صدا می زند، لزومی ندارد که خدا هم در قرآن عموی ابراهیم را پدر ابراهیم بنامد.
اگر ابراهیم ، عمویش را پدر صدا می زند، چرا خدا هم بت تراش را پدر ابراهیم می نامد.

وقتی خدا در آیات متعدد، بت تراش را پدر ابراهیم معرفی می کند.

وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ

حتی در ایه آخری، خدا ابیه را از قومه تفکیک کرده است.

وقتی ابراهیم ، بت تراش را "پدرم" صدا می زند.

يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِنَ الرَّحْمَنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا

يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا

يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا


لفظ آباء به معنای سلسله درختی نیاکان است ولی در معنای مفرد، به معنای پدر است. لفظ عمو در عربی وجود دارد و لزومی ندارد که بجای عمو از لفظ پدر استفاده شود.
در تفسیر المیزان میگویند که فقط با استناد به آیات قران ثابت میشود که آزر والد حضرت ابراهیم ع نبوده است، و نکته اصلی استدلال ایشان دعای آخر عمر حضرت است: ربنا اغفر لي و لوالديّ:

ترجمه الميزان، ج‏7، ص: 229
[اختلاف مفسرين در معناى كلمه" آزر" و اينكه آزر چه نسبتى با ابراهيم عليه السلام داشته است‏]
به هر تقدير مفسرين در باره كلمه:" آزر"....
....
كوتاه سخن اينكه خداى سبحان، نخست دعاى ابراهيم را حكايت نموده و آن گاه بيزارى‏اش را از پدر ذكر مى‏كند و اين دعا و تبرى هر دو در دنيا و در اوايل عهد وى و قبل از مهاجرت به سرزمين بيت المقدس بوده است، به دليل اينكه در همين سياق از خدا حكم و دستور خواسته و تقاضا مى‏كند كه خداوند او را به صالحين ملحق سازد و اولاد صالح روزى‏اش گرداند،....
...
سپس خداوند تعالى دعايى را كه ابراهيم در آخر عمرش كرده يعنى بعد از آنكه به ارض مقدس مهاجرت نمود و صاحب اولاد شد و اسماعيل را به مكه آورد و آن شهر و خانه خدا را بنا نهاد، چنين ذكر مى‏كند:" وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ"- تا آنجا كه عرض مى‏كند-" رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ"- تا آنجا كه عرض مى‏كند-" الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ"- تا آنجا كه عرض مى‏كند-" رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ" «4».
اين آيه روال و سياقى كه دارد و قرائنى كه همراه آن است، بهترين شاهد است بر اينكه پدر او كه اينجا دعا در حقش مى‏كند، غير آن شخصى است كه در آيه مورد بحث، از آن نيز به پدر تعبير كرده و اسمش را" آزر" خوانده است. چرا كه آيات مورد بحث، صريح در اين معنا است كه استغفار ابراهيم جهت شخص نامبرده صرفا به منظور وفاى به عهد بوده، و وقتى متوجه شد كه وى دشمن خدا است، از او تبرى و بيزارى جسته است، با اين حال چطور ممكن است در آخر عمر و در آخرين دعائى كه كرده بار ديگر از تبرى قبليش چشم پوشيده و برايش طلب مغفرت كرده باشد؟. پس معلوم مى‏شود آزر پدر صلبيش كه او را و مادرش را در اين آيه دعا كرده است، نيست.
[آزر، پدر صلبى و حقيقى ابراهيم عليه السلام نبوده است‏]
يكى از لطايفى كه در اين آيه است و شاهد بر مدعاى ما است، اين است كه در آيه مزبور از پدر و مادر خود به كلمه" والدى" كه جز بر پدر و مادر صلبى اطلاق نمى‏شود، تعبير كرده و در آيه مورد بحث كلمه" أب" را به كار برده است، كه به غير پدر هم اطلاق مى‏شود، و همچنين در ساير آياتى كه اسم آزر برده شده از او به" أب" تعبير كرده است، و اين كلمه همانطورى كه گفتيم به غير پدر از قبيل جد و عمو و كسانى ديگر نيز اطلاق مى‏شود، از آن جمله در خود قرآن از ابراهيم كه جد يعقوب است .....
. "

Friday 25 October 2019

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
اگر امکان دارد همین آیه راکه به آن اشاره کردید ترجمه کنید
فولادوند:
آيا وقتى كه يعقوب را مرگ فرا رسيد، حاضر بوديد؟ هنگامى كه به پسران خود گفت: «پس از من، چه را خواهيد پرستيد؟» گفتند: «معبود تو، و معبود پدرانت، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق- معبودى يگانه- را مى‏پرستيم و در برابر او تسليم هستيم.» (133) "

Friday 25 October 2019

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
این آیه کسی را معصوم و مطهر معرفی نکرده است، بلکه گفته است که این طوری و آنطوری باشید تا که از گناهان پاک بشید.
مثلا من به شما میگویم ای حسین ، این کارها را نکنید تا از گناهان پاک شوید . اما معلوم نیست که شما عمل کنید یا نکنید.
این که اختصاصی به اهل البیت ندارد، و مهمتر اینکه باید گفته میشد: انما یرید الله لیذهب عنکنّ اهل البیوت و یطهرکنّ تطهیرا، نگاه کنید کلمه البیت بین دو بیوت بلکه سه بیوت قرار گرفته و بین بیش از بیست ضمیر جمع مؤنث، قرن فی بیوتکن ... عنکم اهل البیت ... ما یتلی فی بیوتکن ... لا تدخلوا بیوت النبي "

Friday 25 October 2019

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
" وَ إِذْ قَالَ عِيسىَ ابْنُ مَرْيمَ‏َ يَبَنىِ إِسْرَ ءِيلَ إِنىّ‏ِ رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكمُ مُّصَدِّقًا لِّمَا بَينْ‏َ يَدَىَّ مِنَ التَّوْرَئةِ وَ مُبَشِّرَا بِرَسُولٍ يَأْتىِ مِن بَعْدِى اسمُْهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُواْ هَاذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ(6)
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْترََى‏ عَلىَ اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُوَ يُدْعَى إِلىَ الْاسْلَامِ وَ اللَّهُ لَا يهَْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ(7)
يُرِيدُونَ لِيُطْفُِواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ(8)
هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالهُْدَى‏ وَ دِينِ الحَْقّ‏ِ لِيُظْهِرَهُ عَلىَ الدِّينِ كلُِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ(الصف 9)


ترجمه فولادوند، ص: 552
و هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت: «اى فرزندان اسرائيل، من فرستاده خدا به سوى شما هستم. تورات را كه پيش از من بوده تصديق مى‏كنم و به فرستاده‏اى كه پس از من مى‏آيد و نام او «احمد» است بشارتگرم.» پس وقتى براى آنان دلايل روشن آورد، گفتند: «اين سحرى آشكار است.» (6)
و چه كسى ستمگرتر از آن كس است كه با وجود آنكه به سوى اسلام فراخوانده مى شود، بر خدا دروغ مى‏بندد؟ و خدا مردم ستمگر را راه نمى‏نمايد. (7)
مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا- گر چه كافران را ناخوش افتد- نور خود را كامل خواهد گردانيد. (8)
اوست كسى كه فرستاده خود را با هدايت و آيين درست روانه كرد، تا آن را بر هر چه دين است فائق گرداند، هر چند مشركان را ناخوش آيد. (9)
"

Friday 25 October 2019

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
این اشکال از مترجمین و علمای شما هست که نمی دانم چرا بعضی وقتها آن چیزی را که درآیه هست نادیده می گیرند شاید به نقعشان نیست یا شاید از نگاه آنها اهمیت چندانی ندارد خداوند بهترمی داند
فولادوند ترجمه آیه دیگر وسیله را هم چنین آورده:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (المائدة 35)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا پروا كنيد و به او [توسل و] تقرب جوييد و در راهش جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد. (35)

که آشکارا اشتباه است، نمیدانم چرا؟ اگر کسی شاگرد ایشان بوده و چیزی میداند باید بپرسیم که آیا خود ایشان توضیحی داده است یا خیر؟

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
درکل باید ازجناب فولادوند پرسید که چرا در این امر به این مهمی که پایه هدایت انسانها درمیان است اشتباه می کنند
ترجمه ایشان که مورد پسند شماست، اصلا همه را از بحث بر سر کلمه وسیله راحت کرده است!


نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
اما اگر توجه کرده باشی من چنین اشتباهی نکردم و به وسیله اشاره کردم حال مونث بودن آن چه نقشی ایفا می کند باید از شما پرسید که فقط بدنبال ضمایر مونث یا مذکر هستید
دوست گرامی، اینجا که میرسد باید از من پرسید؟! من قبلا در این انجمن توضیح مفصل دادم، شما اگر جواب دهید کفر میشود؟! ضمیر مؤنث و مذکر در زبان عربی، نقش ایفا میکند، و نمیتوانید در قران از نقش ضمائر صرف نظر کنید، بخصوص اینجا که «هم» فقط برای اشخاص است، اما «ها» میتواند برای اعمال به کار رود، یعنی اگر آیه بود: «أیّها أقرب» به وضوح میگفتید یعنی «طلب میکنند تا ببینند کدامین اعمال صالح آنها را به خدا نزدیکتر میکنند»، اما آیه میگوید: «طلب میکنند تا ببینند کدامین ایشان نزدیکتر است»، این تعبیر همان است که گفتید مسأله هدایت مهم است، و ره یافتن به سوی مطلوب خدا و اولیاء در وسیله است.


نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
مثال وقتی درباره اهل بیت سخن می گوئیم که درباره زنان پیامبر هستند می گویید ضمیر مذکر است اما وقتی از همان اهل بیت که درباره زن ابراهیم آمده می گویم چیز دیگری می گویید
دوست گرامی، این پرت کردن بحث است برای اینکه جواب من در ضمیر «أیّهم» را ندهید، و این زیبنده یک بحث قرآنی که در صدد فهم قرآن هستیم نیست، و ضمیر مذکر جمع خطاب به زن حضرت ابراهیم ع قبلا توضیح دادم، خطاب زوجیت نیست بلکه خطاب خانوادگی است که دختر عمو بود، و به قول یک عالم اگر آیه تطهیر مربوط به زنان پیامبر ص بود روی پیشانی شتر در جنگ جمل مینوشتند! چندین سال است این را شنیدم هر وقت تا کنون فکرش میکنم میبینم بسیار حرف متینی است، هر منصفی میفهمد که برداشت خود صحابه از آیه تطهیر، زوجات نبود، چطور گرداگرد شتر عایشه میچرخیدند و میگفتند: يا معشر الناس عليكم أمكم -- فإنها صلاتكم وصومكم، نماز و روزه شما مادر شماست، ببینید به آیه ازواجه امهاتکم چگونه استناد میکردند، اما اثری نیست که بگویند: این رهبر جنگ جمل خدا او را تطهیر کرده است پس خاطر جمع باشید.
. "

Thursday 24 October 2019

hosyn سرنگار جدیدی با عنوان فرایند اعجازگونه تواتر حدیث غدیر نزد اهل سنت ساخت
"
بسم الله الرحمن الرحیم

اين مقاله را در شب عيد غدير چندین سال پیش در سايت سلفي انجمن اينترنتي مسلمان ارسال كردم:

دوستان در عناوين اين سايت، به كلمه "افسانه" زياد برخورد كرده‌اند، از چيزهائي كه براي شخص من، إعجاب‌آور بوده، قضيه متواتر بودن حديث غدير خم نزد اهل سنت است، به طوري كه اگر پروسه بتون‌آرمه شدن تواتر غدير، دودمان پروژه مخفي‌سازي غدير را بر باد نداده بود، بدون شك امروز يكي از مهمترين عناوين افسانه‌اي در اين سايت و امثال آن، مسأله غدير بود!
داد اين سخن به افلاك ميرسيد كه بابا!!! غدير را مادرهاي بچه‌هاي شيعه وقتي ميخواهند بچه را خواب كنند به عنوان لالائي در گوش بچه ميخوانند!!

براي پي بردن به اهميت مسأله، عرض ميكنم كه حتي تا قرن هشتم و نهم، اين يك جواب كلاسيك علماي اهل سنت به شيعه بود كه حديث غدير يك خبر واحد است كه احدي نميتواند بگويد متواتر است! چرا؟؟ چون چگونه ميخواهد حديثي متواتر باشد و حال آنكه شيخين بخاري و مسلم در دو صحيح‌ترين كتاب حديث آن را نقل نكرده‌اند!

مثلا خواجه نصير الدين طوسي در تجريد الاعتقاد ادعاي تواتر حديث غدير مي کند و فاضل قوشچي در شرح آن مي گويد: "و اجيب بانه غير متواتر بل هو خبر واحد في مقابلة الاجماع کيف و قد قدح في صحته کثير من اهل الحديث و لم ينقله المحققون منهم کالبخاري و مسلم و الواقدي و اکثر من رواه لم يرو المقدمة التي جعلت دليلا علي ان المراد بالمولي الاولي بالتصرف".

خوب دقت كنيد ميگويد: خبر واحد است كه صحيح هم نيست!! جالبتر از اين، سخن ابن تيميه در منهاج السنة است، ميگويد اما اين دعاي پيامبر "اللهم وال من والاه ..." به اتفاق اهل معرفت به حديث، دروغ است!!:

منهاج السنة النبوية - ابن تيمية (7 / 55) :
الوجه الخامس أن هذا اللفظ وهو قوله اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله كذب باتفاق أهل المعرفة بالحديث

و ميگويد جمله "من كنت مولاه فعلي مولاه" محل اختلاف است، و بخاري و عده‌اي ديگر ضعيف دانسته و بعضي حسن دانسته‌اند!!، و ابن حزم گفته من كنت مولاه اصلا از طريق ثقات صحيح نيست!!:

منهاج السنة النبوية [جزء 7 - صفحة 319]
لكن حديث الموالاة قد رواه الترمذي وأحمد والترمذي في مسنده عن النبي صلى الله عليه وسلم انه قال من كنت مولاه فعلى مولاه وأما الزيادة وهي قوله اللهم وال من والاه وعاد من عاداه الخ فلا ريب انه كذب ....أما قوله من كنت مولاه فعلي مولاه فليس هو في الصحاح لكن هو مما رواه العلماء وتنازع الناس في صحته فنقل عن البخاري وإبراهيم الحربي وطائفة من أهل العلم بالحديث انهم طعنوا فيه وضعفوه ونقل عن احمد بن حنبل انه حسنه كما حسنه الترمذي وقد صنف أبو العباس بن عقدة مصنفا في جميع طرقه وقال ابن حزم الذي صح من فضائل علي فهو .... وأما من كنت مولاه فعلى مولاه فلا يصح من طريق الثقات أصلا!!!


اكنون اي منصفين، با دقت، پروژه مخفي‌سازي غدير را توسط فحول ميدان حديث، دنبال كنيد، اصلا كي گفته غديري بوده؟ يك خبر واحد ضعيف كه امثال بخاري آن را تضعيف كنند چه ارزشي دارد؟ آيا بيش از يك افسانه است؟ ببينيد چگونه امثال ابن تيميه با خوشحالي تمام مثل حلوا مرتب در دهن خود دور ميگردانند كه حديث غدير در كتب صحاح نيامده است! اساسا كتب صحاح براي همين تدوين شده است كه هر چه در آن نيامده و كسي حرفش را زد فورا دهنش را ببندند!

به جرأت ميتوان ادعا كرد، اگر ابن تيميه ميدانست 7 قرن بعد يكي از بزرگترين شاگردان مكتب سلفيش، آنچنان مشت محكمي بر دهن او ميزند، هرگز حاضر نبود چنين در رد حديث غدير خوشحالي كند، البته اين شاگرد او در قرن 14 يعني ناصر الدين الباني، در زمان برايند يك فرايند معجزگونه واقع شده بود كه توسط او خشت آخر آن نهاده شد، يعني اين هفت هشت قرن نياز بود تا مطلب به حدي برسد كه او با پير و مراد خود اينچنين تندي كند، و الحمد لله علي إنجاز مواعيده.

خوب است گزيده اين روند و پروسه بتون‌آرمه شدن تواتر حديث را با هم مرور كنيم:

ابتدا بايد عرض كنم مگر ميشود حقائق را براي هميشه مخفي كرد؟ خلاصه يك جائي درز ميكند! خوشبختانه در صحيح مسلم كه "من كنت مولاه" را نياورد اما يك كلمه بر جا گذاشت كه پيامبر وقتي از حجة الوداع برميگشتند در آبگاهي به نام خم بين مكه و مدينة خطبه خواندند و حديث ثقلين را نقل ميكند!! به‌به!! خيلي خوب شد! پس در صحيح آمد كه در غدير خم حضرت خطبه خواندند اما مسلم فقط يك جمله آن را آورد، خطبه كه به يك جمله گفته نميشود، پس بايد ببينيم تمام اين خطبه چه بود؟ گويا خيلي هم غدير افسانه نيست!!:

صحيح مسلم (7 / 122) :
6378 - حدثنى ... ثم قال قام رسول الله -صلى الله عليه وسلم- يوما فينا خطيبا بماء يدعى خما بين مكة والمدينة فحمد الله وأثنى عليه ووعظ وذكر ثم قال....

همه ميدانيم مسائل مهم و بنيادي در يك فرهنگ را هر كسي نميتواند پايه‌ريزي كند، بايد يك كسي باشد كه مقبوليت نزد عالم و جاهل داشته باشد، و تا آنجا كه من ميدانم كاراكتر قهرمان بحث ما كسي جز امام ذهبي نيست، اما دست يكي صدا ندارد، اگر امام ذهبي هم چيزي بگويد ولي ديگر خبره‌ها با او موافقت نكنند باز كاري از پيش نميرود، اينجاست كه دست ديگر ميشود جناب ابن كثير، و با هم يك دهن‌كجي عجيبي به استادشان ابن تيميه ميكنند، هر دو بر خلاف ابن تيميه كه ميگويد: اساسا "من كنت مولاه" صحيح نيست ميگويند (به مضمون) اصلا "من كنت مولاه" نياز به اسناد ندارد چون حديث متواتر مستغني از ذكر سند است! عبارت ابن كثير در تاريخش و سيره‌اش اين است:

البداية والنهاية - (5 / 233) -- السيرة النبوية لابن كثير - (4 / 426)
وقد قال شيخنا الحافظ أبو عبد الله الذهبي: بعد إيراده هذا الحديث هذا حديث منكر جدا ... قال: وصدر الحديث متواتر أتيقن أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قاله وأما اللهم وال من والاه فزيادة قوية الاسناد وأما هذا الصوم فليس بصحيح ولا والله ما نزلت هذه الآية إلا يوم عرفة قبل غدير خم بأيام والله تعالى أعلم.

من عبارت ذهبي را كه ابن كثير نقل ميكند نيافتم اما نزديك آنرا در خصوص روزه 18 ذيحجة كه ابوهريره نقل ميكند ثواب 60 ماه عبادت دارد در رساله طرق ميگويد:

رسالة طرق حديث من كنت مولاه فهذا علي مولاه للإمام الذهبي (ص: 20) :
... هذا حديث منكر غير صحيح، فقد ثبت نزول هذه الاية يوم عرفة بعرفة وصوم هذا اليوم لا فضيلة فيه أبداً على التعيين كيف والرافضة يتخذونه عيداً ويحتفلون له وما أدري على من يحمل هذا الحديث

و معلوم ميشود ذهبي نميداند كه شيعه كه غدير را عيد ميگيرند در عين حال يكي از چهار روز ممتاز سال براي استحباب روزه هم ميدانند! به هر حال ذهبي در كتب ديگرش تصريح ميكند كه متواتر است:

تاريخ الإسلام للإمام الذهبي (14 / 338) :
قلت: ومعنى هذا التشيع حب علي وبغض النواصب، وأن يتخذه مولى، عملاً بما تواتر عن نبينا صلى الله عليه وسلم: من كنت مولاه فعلي مولاه. أما من تعرض إلى أحد من الصحابة بسبب فهو شيعي غال نبرأ منه.

سير أعلام النبلاء (8 / 334) :
فأخذ بيد علي رضي الله عنه فقال: " من كنت مولاه فعلي مولاه ". هذا حديث حسن عال جدا، ومتنه فمتواتر.


سير أعلام النبلاء [14 /277]
قلت:جمع طرق حديث:غدير خم، في أربعة أجزاء، رأيت شطره، فبهرني سعة رواياته، وجزمت بوقوع ذلك.

از اين به بعد راه تواتر براي حفاظ و محدثين آسانتر ميشود، ابن جزري كه فاصله چنداني با ذهبي و ابن كثير ندارد ميگويد متواتر است:

مناقب الأسد الغالب علي بن أبي طالب - ابن الجزري [ص 2]
.... قال سمعت عليا رضي الله عنه بالرحبة ينشد الناس من سمع النبي صلى الله عليه وسلم يقول: «من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه» فقام إثنا عشر بدريا فشهدوا أنهم سمعوا رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول ذلك. هذا حديث حسن صحيح من وجوه كثيرة تواتر عن أمير المؤمنين علي وهو يتواتر أيضا عن النبي صلى الله عليه وسلم رواه الجم الغفير عن الجم الغفير ولا عبرة بمن حاول تضعيفه ممن لا اطلاع له في هذا العلم ....

و همچنين حافظ ابن حجر ميگويد:

فتح الباري - ابن حجر [7 /74]
واما حديث من كنت مولاه فعلي مولاه فقد أخرجه الترمذي والنسائي وهو كثير الطرق جدا وقد استوعبها بن عقدة في كتاب مفرد وكثير من اسانيدها صحاح وحسان وقد روينا عن الامام احمد قال مابلغنا عن أحد من الصحابة مابلغنا عن علي بن أبي طالب

مناوي در شرح جامع صغير حافظ سيوطي از او نقل ميكند كه متواتر است:

فيض القدير شرح الجامع الصغير - المناوي (6 / 282) :
قال الهيثمي : رجال أحمد ثقات وقال في موضع آخر : رجاله رجال الصحيح وقال المصنف : حديث متواتر.

التيسير بشرح الجامع الصغير ـ للمناوى (2 / 855) :
ورجال أحمد ثقات بل قال المؤلف حديث متواتر

در تعليقه مسند ميگويد: .... وقوله: "من كنت مولاه فعلي مولاه" أورده السيوطي في "الأزهار المتناثرة في الأحاديث المتواترة" برقم (100)

و همچنين آلوسي در تفسيرش قول ذهبي را نقل ميكند كه متواتر است:

تفسير الألوسي - (5 / 69)
وعن الذهبي أن «من كنت مولاه فعلي مولاه» متواتر يتيقن أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قاله ، وأما اللهم وال من والاه ، فزيادة قوية الإسناد ، وأما صيام ثماني عشرة ذي الحجة فليس بصحيح ولا والله نزلت تلك الآية إلا يوم عرفة قبل غدير خم بأيام .

كشف الخفاء للعجلوني(2 / 1588) :
2591 - من كنت مولاه فعلي مولاه
رواه الطبراني وأحمد والضياء في المختارة عن زيد بن أرقم وعلي وثلاثين من الصحابة بلفظ اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فالحديث متواتر أو مشهور

كتاني در كتاب نظم المتناثر من الحديث المتواتر، از سيوطي در كتابش الفوائد المتكاثرة نقل ميكند وجه تواتر را:

نظم المتناثر - (1 / 194) الكتاني
232 (من كنت مولاه فعلي مولاه).
أورد فيها (يعني السيوطي) أيضا من حديث (1) زيد بن أرقم (2) وعلي (3) وأبي أيوب الأنصاري (4) وعمر (5) وذي مر (6) وأبي هريرة (7) وطلحة (8) وعمارة (9) وابن عباس (10) وبريدة (11) وابن عمر (12) ومالك ابن الحويرث (13) وحبشي بن جنادة (14) وجرير (15) وسعد بن أبي وقاص (16) وأبي سعيد الخدري (17) وأنس (18) وجندع الأنصاري ثمانية عشر نفسا وعن عدة من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم أنهم سمعوا رسول الله صلى الله عليه وسلم يقوله وعن اثني عشر رجلا منهم (19) قيس بن ثابت (20) وحبيب بن بديل بن ورقاء وعن بضعة عشر رجلا منهم (21) يزيد أو زيد بن شراحيل الأنصاري.
(قلت) ورد أيضا من حديث (22) البراء بن عازب (23) وأبي الطفيل (24) وحذيفة بن أسيد الغفاري (25) وجابر وفي روايلأحمد أنه سمعه من النبي صلى الله عليه وسلم ثلاثون صحابيا ، وشهدوا به لعلي لما نوزع أيام خلافته، وممن صرح بتواتره أيضا المناوي في التيسير نقلا عن السيوطي وشارح المواهب اللدنية وفي الصفوة للمناوي قال الحافظ ابن حجر حديث من كنت مولاه فعلي مولاه خرجه الترمذي والنسائي وهو كثير الطرق جدا وقد استوعبها ابن عقدة في مؤلف مفرد وأكثر أسانيدها صحيح أو حسن اه.


و بالأخره نوبت به شاگرد ديگر مكتب ابن تيميه در قرن 14 ميرسد، يعني ناصر الدين الباني دمشقي در كتاب سلسلة الاحاديث الصحيحة، كه حديث "من كنت مولاه" را متواتر ميداند، و عجيب‌تر اينكه ميگويد اساسا من اين را تفصيل دادم چون ميخواستم اشتباه ابن تيميه را به همگان گوشزد كنم! ابن تيميه بسيار، سريعا حديثي را ضعيف ميشمارد قبل از اينكه همه طرق و سندهاي آنرا ببيند!:


السلسلة الصحيحة (4 / 249) :
1750 - " من كنت مولاه، فعلي مولاه، اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه ". ........ وقد ذكرت وخرجت ما تيسر لي منها مما يقطع الواقف عليها بعد تحقيق الكلام على أسانيدها بصحة الحديث يقينا، وإلا فهي كثيرة جدا، وقد استوعبها ابن عقدة في كتاب مفرد، قال الحافظ ابن حجر: منها صحاح ومنها حسان. وجملة القول أن حديث الترجمة حديث صحيح بشطريه، بل الأول منه متواتر عنه صلى الله عليه وسلم كما ظهر لمن تتبع أسانيده وطرقه، وما ذكرت منها كفاية. .......... إذا عرفت هذا، فقد كان الدافع لتحرير الكلام على الحديث وبيان صحته أنني رأيت شيخ الإسلام بن تيمية، قد ضعف الشطر الأول من الحديث، وأما الشطر الآخر، فزعم أنه كذب <1>! وهذا من مبالغته الناتجة في تقديري من تسرعه في تضعيف الأحاديث قبل أن يجمع طرقها ويدقق النظر فيها. والله المستعان.
<1> مجموع الفتاوى - ابن تيمية (4 / 417) :
وأما قوله: " {من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه} . . . إلخ " فهذا ليس في شيء من الأمهات؛ إلا في الترمذي وليس فيه إلا: " {من كنت مولاه فعلي مولاه} ..... وقوله: " {من كنت مولاه فعلي مولاه} فمن أهل الحديث من طعن فيه كالبخاري وغيره؛ ومنهم من حسنه

در موضعي ديگر ميگويد: من وجهي براي سرعت گرفتن ابن تيميه در تكذيب حديث نميبينم مگر اينكه ميخواهد خيلي سريع جواب شيعه را بدهد!! :

السلسلة الصحيحة (5 / 222) :
2223 - " ما تريدون من علي؟ إن عليا مني وأنا منه وهو ولي كل مؤمن بعدي ". ........ وأخرجه أحمد (1 / 330 - 331) ومن طريقه الحاكم (3 / 132 - 133) وقال: " صحيح الإسناد "، ووافقه الذهبي ، وهو كما قالا. وهو بمعنى قوله صلى الله عليه وسلم: " من كنت مولاه فعلي مولاه.. " وقد صح من طرق كما تقدم بيانه في المجلد الرابع برقم (1750) . فمن العجيب حقا أن يتجرأ شيخ الإسلام ابن تيمية على إنكار هذا الحديث وتكذيبه في " منهاج السنة " (4 / 104) كما فعل بالحديث المتقدم هناك، مع تقريره رحمه الله أحسن تقرير أن الموالاة هنا ضد المعاداة وهو حكم ثابت لكل مؤمن، وعلي رضي الله عنه من كبارهم، يتولاهم ويتولونه. .... هذا كله من بيان شيخ الإسلام وهو قوي متين كما ترى، فلا أدري بعد ذلك وجه تكذيبه للحديث إلا التسرع والمبالغة في الرد على الشيعة، غفر الله لنا وله.

در جاي ديگر ميگويد: اين حديث صحيح است بالاترين حدي كه ميتواند يك حديث صحيح باشد:

السنة - ابن أبي عاصم، وظلال الجنة (الألباني) - (2 / 338) وثانيا من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وهو حديث صحيح غاية جاء من طرق جماعة من الصحابة خرجت أحاديث سبعة منهم ولبعضهم أكثر من طريق واحد وقد خرجتها كلها وتكلمت على أسانيدها في سلسلة الأحاديث الصحيحة

خداي متعال را شكرگزاريم كه در عصري زندگي ميكنيم كه مسلمين ديگر شك در وقوع قضيه غدير خم ندارند، و تنها اختلاف آنها بر سر مراد پيامبر از اين حديث است، و بالأخره گذشت زمان يكه‌تازي و جولان دادن كساني كه باد در غبغب انداخته و ميگفتند حديث غدير خبر واحد است كه صحيح بودن آن هم معلوم نيست!!! اكنون بخاري و مسلم مانده‌اند و سؤال مسلمانها كه آيا شما كه جزئي‌ترين قضاياي پيامبر را نقل ميكنيد چه شد كه يك قضيه مهم متواتر در زندگي حضرت را نياورديد؟ آيا هيچ سند صحيح براي آن نيافتيد!! يا ديديد همه اذهان با شنيدن حديث غدير ناخودآگاه درگير قضيه سقيفه ميشود؟!

و الله الكافي
"

Wednesday 30 August 2017


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 10:57AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند