بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

تصوير مهرآب

مهرآب مهرآب حاضر نيست

مهر آب شیدا

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 3 از 3
  1. ENG_H@MID 2
    Sunday 21 February 2010
    ENG_H@MID 2
  2. mojtaba66
    Friday 19 February 2010
    mojtaba66
    با سلام ودرود
    به تالار اخبار وسیاست خوش اومدید
  3. mojtaba66
    Friday 29 January 2010
    mojtaba66
    با سلام و درود
    به تالار اخبار و سیاست خوش اومدید

درباره من

  • درباره مهرآب
    جنسيت
    مرد
  • امضا
    دختر ناز آفتاب پسر روشن آب آزاد و رها مهر آب شیدا

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: يه هفته پيش
  • تاريخ ثبت نام: Thursday 28 January 2010

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Saturday 5 January 2019
11:50AM - صبح گفتاری از مهرآب در ج: در باب اختگی تاریخی ( نسل ) ما نقل کرد
ما اختگان فرهنگی ...
Friday 4 January 2019
01:04PM - مجیدماجد گفتاری از مهرآب در فور فان و در نقد دین : چه کسی خدا را آفرید؟ نقل کرد
من نیز چون تو علا...
Thursday 3 January 2019
11:37PM - مجیدماجد گفتاری از مهرآب در فور فان و در نقد دین : چه کسی خدا را آفرید؟ نقل کرد
نخست پاسخ هتاک : ز...
Sunday 30 December 2018
11:38AM - هلال نو گفتاری از مهرآب در پرسش به جای چالش نقل کرد
دو گردنه ی مهلک ت...

دیوارۀ کاربر

مهرآب به سرنگار و حکایت کن از آن خدایی که وکیل پیامبر خود شد در امور زناشویی پاسخ داد.
" دوست دیندار من
خودت مسبب این توهین هایی

چرا باید نهایت به من توهین کنی
چرا باید توهین کنی
کسی که مقدسات داره به دیگران توهین نمی کنه

اگر به راستی دین داری بدون که ادب و اخلاق چه در رفتار چه در گفتار لازمه ی اونه
در برابر پرسش یا پاسخ می دن یا سکوت می کنن
تعیین تکلیف کردن برای دیگران هم کار درستی نیست
اگر راه نمایی هم خواستی بکنی باید با ادب باشد
حالا برو نوشته ات را بخوان ببین اگر دوباره می خواستی با ادب بگویی چگونه می گفتی

و در پایان

خطاب به دوستان دیندارم :

من بر آن دیوی زدم کو اندر اوست

اگر به راستی دیندارید از ادب و اخلاق و شراف انسانی دور نشوید

گمان می کنم آینه ای که به سوی شما گرفتم شایسته ی شکستن نیست
با این روی زین پس خود دانید

چون من رسالتم با شما همینجا تمام شد

زین پس اگر در این باشگاه بنویسم از جهان خودم ( جهان بدون مرز مهر آب شیدا ) خواهم نبشت
البت اگر پس از این اینجا بنویسم


امید که همه ی ما رهنورد راستی و درستی و روشنایی باشیم
ایدون باد و ایدون تر "

يه هفته پيش

مهرآب به سرنگار و حکایت کن از آن خدایی که وکیل پیامبر خود شد در امور زناشویی پاسخ داد.
" مزخرف تویی و هفت جد و آبادت بی شعور
مزخرف تویی و پیامبرت و امامات

مزخرف تویی و باب ننت که بهت ادب یاد ندادن

مزخرف توی دیوثی که ادب گفتار نداری

اگه زر نزنی نمی گن لالی

اگه دینت بهت یاد نداده ادب داشته باشی من بهت یاد می دم "

يه هفته پيش

مهرآب سرنگار جدیدی با عنوان دروغ همچنان دروغ است نادرست همچنان نادرست و پرسش همچنان بی پاسخ ساخت
" اگر یک دروغ را هزار بار و هزار سال و با هزار سند تکرار کنی همچنان دروغ است
اگر سخن نادرست را هزار بار و هزار سال و با هزار سند تکرار کنی همچنان نادرست است
اگر به یک پرسش هزار سال پاسخ ندهی همچنان بی پاسخ است و مسئله اش باقی می ماند "

يه هفته پيش

مهرآب به سرنگار فور فان و در نقد دین : چه کسی خدا را آفرید؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط مهرآب نوشته شده است نمايش نوشته


گفت : تو که می گی خدا وجود نداره پس کی این جهان را خلق کرد؟
گفت : هیچکی
گفت : مگه می شه بل اخره هر چیزی آفریننده ای داره؟
گفت : جهان همیشه بوده و همیشه خواهد بود
گفت : یعنی می گی کسی جهان رو نیافریده و پیش از جهان چیزی نبوده؟
گفت : آری
گفت : مگه می شه بل اخره یه کسی باس جهان رو خلق کرده باشه مگه می شه چیزی خالق نداشته باشه تازه پیش از اون هم چیزی نبوده باشه؟
گفت : آری
گفت : اجازه بده من قانع نشم
گفت : باشه
ولی دلش نیومد همینجا تمومش کنه و ادامه داد : حالا نمی خوای از من بپرسی کی جهان رو خلق کرده
گفت : نه
گفت : خیلی بدی
گفت : چرا
گفت : خب از من بپرس
گفت : اگه خودت دوست داری بگو
گفت : جهان رو خدا آفریده
گفت : خب
گفت : خب چی
گفت : به پرسشی که ازت کردم پاسخ دادم دیگه دیدی من از تو بیشتر بلدم و بهترم
گفت : حالا چیکار کنم
گفت : باس به خدای ایمان بیاری
گفت : جان!
گفت : ایمان بیار کافر
گفت : این خدایی که تو می گی رو کی آفریده
گفت : بی ادب توهین نکن خدا خودش خالق همه چیزه مگه کسی می تونه خدا رو خلق کنه
گفت : مگه می شه بل اخره هر چیزی آفریننده ای داره
گفت : خدا همیشه بوده و همیشه خواهد بود
گفت : یعنی می گی کسی خدا رو نیافریده و پیش از خدا چیزی نبوده
گفت : آری
گفت : مگه می شه بل اخره یه کسی باس خدا رو خلق کرده باشه مگه می شه چیزی خالق نداشته باشه تازه پیش از اون هم چیزی نبوده باشه
گفت : آری
گفت : اجازه بده من قانع نشم
گفت : اجازه نمی دم باس قانع شی
گفت : چرا آخه
گفت : اگه نمی خواستی قانع بشی نباس از من می پرسیدی حالا که پرسیدی و من جوابتو دادم باس قانع بشی تازه شم اگه ایمان نیاری کافری و باس بری جهنم تو آتیش بسوزی
گفت : باشه حالا دست از سر من بر می داری
گفت : نه حالا باس احکام دین رو یاد بگیری
.
.
.
و این بگو مگو همچنان ادامه داره همچنین چند مورد یقه گیری نیز مشاهده شده است
و این داستان ادمه دارد ...
"

يه هفته پيش

مهرآب به سرنگار و حکایت کن از آن خدایی که ... پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط مهرآب نوشته شده است نمايش نوشته
و حکایت کن از آن خدایی که همه ی پیامبرانش را از یک خاندان برگزید و به یک سرزمین فرستاد و پیامبری را میان ایشان موروثی قرار داد. گویی ژن از هر نیکویی ای برتر است. گویی مردم آفریقا و آمازون پیامبر نمی خواستند.
"

يه هفته پيش

مهرآب سرنگار جدیدی با عنوان تا کنون هیچ اسلحه ای همانند ایدئولوژی نتواسته خون بریزد ساخت
" تا کنون هیچ اسلحه ای همانند ایدئولوژی نتواسته خون بریزد آن هم مثل آب خوردن
اگر باور ندارید به تاریخ دور و نزدیک نگاه کنید
همین تاریخ پر دروغ و پر فریب هم نتوانسته مرگبار بودن ایدئولوژی را پنهان یا کتمان کند "

يه هفته پيش

مهرآب به سرنگار رجب نامه پاسخ داد.
"
این داستان : دیوار سفارت سفت بود

رجب دنبال نردبون می گشت
رجب میخواست از دیوار سفارت بره بالا
دیوار سفارت سفت بود و رجب افتاد پایین دست و پاش شکست
رجب آرزوی وزارت خونه رو به بیمارستان برد
پی نوشت : رجب جون اون که شنیدی اگه از دیوار سفارت بری بالا از در وزارت خونه می ره تو مال قصه هاس واقعیت نداره



"

يه هفته پيش

مهرآب سرنگار جدیدی با عنوان و حکایت کن از آن خدایی که وکیل پیامبر خود شد در امور زناشویی ساخت
" و حکایت کن از آن خدایی که وکیل پیام بر خود شد در امور زناشویی

گویی خدایی آمده است برای پیام بر خود زن پیدا کند "

يه هفته پيش

مهرآب سرنگار جدیدی با عنوان و حکایت کن از آن خدایی که ... ساخت
" و حکایت کن از آن خدایی که همه ی پیامبرانش را از یک خاندان برگزید و به یک سرزمین فرستاد و پیامبری را میان ایشان موروثی قرار داد. گویی ژن از هر نیکویی ای برتر است. گویی مردم آفریقا و آمازون پیامبر نمی خواستند. "

يه هفته پيش

مهرآب سرنگار جدیدی با عنوان در باب اختگی تاریخی ( نسل ) ما ساخت
"

ما اختگان فرهنگی اقتصادی اجتماعی سیاسی :
اینکه ما در برابر این همه فاجعه و فساد منفعلیم نشانه ی بی شرفی یا بی غیرتی ما نیست. این انفعال یک دلیل بیش ندارد؛ اینکه ما اخته شده ایم، همه ی ما. از اخته نیز توقع تحریک و تحرک نمی رود.
درد ما بی شرفی یا بی غیرتی نیست درد ما اختگی است که البته دردی ندارد ولی ویرانی ها به بار می آورد.
این را برای سرزنش به خودم یا هم نسلانم نگفتم و نمی گویم این را برای همان تاریخ پر دروغ و پر فریبی می گویم که بعد ها ما را به بی غیرتی و بی شرفی متهم خواهد کرد
ما فرزندان پدران و مادرانی استیم که اگر هیچ نداشتند دست کم با غیرت و شرافت زیسته اند و کوشیده اند همین ها را برای ما به یادگار بگذارند "

يه هفته پيش

مهرآب سرنگار جدیدی با عنوان اي پيام بر ( پيام آور ) ان دروغین و ای خدایان ساختگی ساخت
" اي پيام بر ( پيام آور ) ان دروغین و ای خدایان ساختگی



چه تفاوت مي كند كه نام تو چيست
زرتشت ماني بودا ابراهيم موسی عيسی محمد ... ( كه همه روزگاري از دوستان من بوديد )
اگر پيام آور شادي و آگاهي و آزادي و آبادي باشيد
اگر ما را به پيش گاه خدايت قربان ي نمي كني
اگر از آيين ات بندي نمي سازي و به دست و پاي ما نمي بندي و ما را اسير خود و خدايت نمي كني
اگر براي ما خوشي و سر مست ي به ارمغان مي آوري
اي پيام بر ( پيام آور )
چه تفاوت مي كند كه نام خدايت چيست
اهورا مزدا يهوه روح القدس الله ... ( كه همه روزگار ي هم بازي من بودند )
اگر نسبت ما با او نسبت پرورده و پروردگار است نه نسبت زندان ي و زندان بان
اگر ما را به بردگي نمي خواهد و ما را به زندگي مي خواند
اگر خود كه بت ها را شكسته مي خواهد براي ما بت نمي شود
اگر به راست ي خود آ ست و براي خدايي اش نيازمند ما نيست
اگر ما را آزاد آفريد تا با شادي زندگي كنيم نه اينكه در بند باشيم و با اندوه بندگي كنيم
اي پيام بر ( پيام آور )
مگر پيام تو جز راست ي و درست ي چيست
مگر خداي تو از ما جز راست ي و درست ي مي خواهد
مگر تر زبان ي اين دو واژگان به اين همه نسك نياز دارد
مگر راست بودن و درست بودن چه اندازه دشوار است كه اين همه پيام بر ( پيام آور ) و ... نياز دارد
مگر ميوه ي اين همه آيين جز اين است كه خوب باشيم و خوب ي كنيم
پس اين همه بد ي كژ ي و ستيز براي چيست
پس اين همه ويران ي ها از كجاست
پس چرا درخت آيين تان اين گونه بر مي دهد
پس چه شد ميوه هاي خوش باوري تان
پس اين همه خدايان كجايند در روز گار بي خدايي
آري
راست باش و درست
تو خود پيام بر (پيام آور ) خويش ي
تو خود خود آ ي خويش ي
اگر آن باشي كه ميداني
اگر آن باشي كه هست ي
اگر زن باشي
اگر مرد باشي
اگر آدم باشي


اي زرتشت اي ماني اي بودا اي موسا اي عيسا اي محمد
اي پيامبر
سال هاست كه كوشش مي كنم خوب باشم و در راه خوبي گام بردارم
اكنون از خويش و از دوستان خويش و از زندگي خويش خوشنود و خرسندم
نه در دنيا پي كالايي بيشتر مي گردم و نه در عقبی ( بهشت و جهنم ) در جستجوي كالايي بهتر
آيا براي من پيامي از سوي خدايتان داريد ؟

"

يه هفته پيش

مهرآب به سرنگار اگر کسی پاسخی دارد بدهد وگرنه با هتاک به گونه ای دیگر پاسخ داده خواهد شد : دین برای دنیا یا دنیا برای دین؟ پاسخ داد.
" حالا که هتاکی کردی این نیز پاسخ تو :


برو از پیامبر زنباره ات بپرس که خدایش چگونه بود

خدایی که ساخت تا جیب مردم را بزند

برو از پیامبر ت بپرس که چرا با دختر خویش ارتباط جنسی برقرار می کرد و لذت می برد
برو از امامانت بپرس که کدام خدا به ایشان اجازه داد تا خون بریزند





اگر سگ لرز زدی از این ها بدان که اگر به هتاکی ادامه دهی باز هم نوش جان خواهی کرد "

يه هفته پيش

مهرآب به سرنگار فور فان و در نقد دین : چه کسی خدا را آفرید؟ پاسخ داد.
" من نیز چون تو علاقه به گفت و گوی بی هوده ندارم
ولی من این آخوند یا هر آخوند دیگر را قبول ندارم نه خودشان را نه نوشته هایشان را

من از خرد سخن می گویم
تو هم اگر سخن خردمندانه از خودت داری بفرما

ورنه هر کدام ماست خودمان را بخوریم

من نیز با این رای تو موافقم
ولی فراموش نکن تا به یک پرسش پاسخ ندهی تا هزاران سال هم بگذرد همچنان بدون پاسخ خواهد ماند "

يه هفته پيش

مهرآب به سرنگار اگر کسی پاسخی دارد بدهد وگرنه با هتاک به گونه ای دیگر پاسخ داده خواهد شد : دین برای دنیا یا دنیا برای دین؟ پاسخ داد.
" نشد باز هتاکی می کنی
این گونه سخن گفتن ت درست نیست
مدعی هستی و ... و انگ زدن و رنگ مالیدن کار آدم درست نیست
یه تیکه مث خودت حرف می زنم ببین خوشت میاد :

ببین بچه جون اگه حرفی داری بنال وگرنه زر نزن

دیدی منم می تونم این گونه سخن بگم
می خواستم اگه به هتاکی ادامه بدی به همه چیزت هتک حرمت کنم که دیدم داری درست سخن می گی پس دفعه ی بعد که هتاکی کردی این کار رو می کنم

مگر اینکه دوست من باشی که در این صورت درست با تو گفتار خواهم کرد

پس

در این تاپیک من می پرسم نه تو

من پرسیدم نه تو
در پرسش من هم هیچ ادعایی نبود

اگر هم خوشت نیامد نیاز نیست نبشته های مرا بخوانی یا پاسخ گویی هر کدام نان و ماست خودمان را بخوریم



این فرصت توست که با هم دوست باشیم یا ...
اگر یک بار دیگر هتاکی از تو ببینم به همه ی مقدساتت می تازم و آن گاه تو از این کارت پشیمان خواهی شد
چون پس از آن چیزی نمی ماند که بخواهی برایش سینه چاک کنی

و گناهکار داستان هم تویی چون تو سر شوخی را با من باز کردی

در ضمن من هیچ مقدساتی ندارم که تو بخواهی بر آن بتازی

ولی من در تاختن بر مقدسات تو به تو رحم نخواهم کرد اگر به هتاکی ادامه دهی "

يه هفته پيش

مهرآب به سرنگار اگر کسی پاسخی دارد بدهد وگرنه با هتاک به گونه ای دیگر پاسخ داده خواهد شد : دین برای دنیا یا دنیا برای دین؟ پاسخ داد.
" حالا درست شد دوست من ( این گونه می توانیم با هم سخن بگوییم )
ولی نخست تو باید پاسخ بگویی چون من نخست پرسیدم

تردید نکن پس از تو من نیز به پرسش ات پاسخ خواهم داد "

يه هفته پيش

مهرآب به سرنگار فور فان و در نقد دین : چه کسی خدا را آفرید؟ پاسخ داد.
" نخست پاسخ هتاک : زر نزن پاسخ بده

و در پاسخ فرد بی حال : حواله ندین دیگران را به این و آن
با تو سخن می گم به شرطی که حواله ندی و حالشو داشته باش و مث اون یارو زر نزنی "

يه هفته پيش

مهرآب به سرنگار اگر کسی پاسخی دارد بدهد وگرنه با هتاک به گونه ای دیگر پاسخ داده خواهد شد : دین برای دنیا یا دنیا برای دین؟ پاسخ داد.
" بچه جون اگه درست سخن نگی مانند خودت باهات حرف می زنم
پس درست سخن بگو
اگه پاسخ نداری زر نزن
اگه ادعای زیادی داری پاسخ بده

این پرسش منه
هرگاه تو پرسشی داشتی مطرح کن اگه خواستم پاسخ می دم "

يه هفته پيش

مهرآب سرنگار جدیدی با عنوان اگر کسی پاسخی دارد بدهد وگرنه با هتاک به گونه ای دیگر پاسخ داده خواهد شد : دین برای دنیا یا دنیا برای دین؟ ساخت
" این یک پرسش است. هر کس پاسخ خود را بدهد بدون اینکه بخواهد بر دیگری بتازد یا هتاکی کند که در این صورت با او به گونه ای دیگر سخن گفته خواهد شد.


آیا ما برای زندگی به دین نیاز داریم؟
اگر نه ...
اگر آری ...
اگر آری آیا می توانیم دین خود را به دیگری تحمیل کنیم؟
اگر نه ...
اگر آری ...
اگر آری آیا دیگری می تواند مقاومت کند؟
اگر نه ...
اگر آری ...
اگر آری که هیچ به همین بازی ادامه دهیم و خوش باشیم. "

2 هفته پيش

مهرآب سرنگار جدیدی با عنوان شورشی کیست و سرکش کیست؟ ساخت
" شورشی کسی است که تو هر کاری و هر چیزی شورشو در میاره
و

سرکش کسی است که به همه جا سر می کشد "

2 هفته پيش

مهرآب سرنگار جدیدی با عنوان دو واقعه و دو درس در روز های پیشین ساخت
"
دو واقعه و دو درس در روز های پیشین : به گیرنده های خود دست بزنید، مشکل از فرستنده نیست!!!

دین من کاملترین دین ِ اگه عیبی است از دینداری من ِ
با یکی از دوستان بودیم داشت می گفت دین من کامل ترین دین ِ اگه عیبی هم می بینی از دینداری من ِ نه از دینم
گفتم با این سخنت مشکل دارم
گفت چطور
گفتم اگه این حرفتو قبول کنیم اونوقت هر کسی می تونه همچین ادعایی بکنه مثلا یه کمونیست بگه مکتب من بهترین مکتب ِ اگه ایرادی می بینی از کمونیست بودن منه نه از کمونیسم؛ یا یه لیبرال و ...
گفت : تا حالا از این زاویه به قضیه نگاه نکرده بودم
" یکی وجترین ( گیاه خوار ) بود. واسه ناهاراش چلو کباب سفارش می داد. معتقد بود و می گفت : وجترین واقعی اینی نیست که می بینید، مشکل از وجترینی منه "

.............................................................................................


دو واقعه و دو درس در روز های پسین : مرغ نباشیم
یکی از دوستان تو گوشه ی حیاط خونشون یه قفس زده بود و چن تا مرغ انداخته بود توش
این سری چن تا جوجه آورده بود که کنار بقیه مرغا بزرگ شن یکی از جوجه ها که چست و چابک تر بود بعد چن روز از بالای قفس می پرید بیرون و می اومد تو حیاط
بعد خودش غروب می رفت تو، اعجوبه ای بود، از رو توری می رفت بالا و می پرید، داشت بقیه رو هم هوایی می کرد
گذشت تا اینکه چن روز پیش رفت تو باغچه و نشای سبزیا رو که تازه داشت در می اومد توک زد یعنی از خط قرمز ها رد شد
دوستمون شاکی شد و رفت سراغش، گرفت و توک پراشو چید باقی مرغا هم که اون صحنه رو دیده بودن چپیده بودن تو لونه جیک نمی زدن تا چن ساعت
با خودم گفتم :
جامعه هم همینه اگه بخوای شاخ بازی در بیاری و از قفس بپری بیرون و نشای سبزیا رو توک بزنی و خط قرمزا رو رد کنی توک پراتو می چینن که هیچ با خودتم یه کارایی می کنن
تازه بقیه هم جفت می کنن و جیکشون در نمیاد
خلاصه اینکه مرغ نباشیم
پی نوشت : پس از این ماجرا دوستمان می گفت رفتار مرغ ها با ایشان تغییر کرد و دیگر برای خوردن خوراک به سمتش نمی دویدند و گوشه می گرفتند. با خود گفتم چه مرغان با غیرتی. کاش همین را از مرغها یاد بگیریم.
"

2 هفته پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 05:06AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند